شادی؛جلسه 48 28/07/1403
سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید. صلوات دوم را به روح پرفتوح همه شهدای اسلام، امام الشهداء و به خصوص شهدای اخیر از فرماندهان رزمندگان ایران و لبنان و غزه بلند بفرستید. صلوات سوم را برای سعادت و سلامتی خودتان بلندتر بفرستید.
بحثمان درباره شادی، یکی از عوامل شادی، شادکردن دیگران هست که در شادکردن دیگران، سرور الهی و اولیا الهی هم هست. چون عرض کردیم که همه انسانها فرزندان حقیقی اهل بیت علیهم السلام هستند و روح الهی که در همه انسانها دمیده شده، همان نور اهل بیت علیهم السلام هست و بنابراین اهل بیت با همه انسانها رابطه وجودی دارند. بنابراین وقتی که شما یک نفر را شاد میکنید، این شادی به خانواده اصلی و آسمانی او حتماً می رسد و در اثر این شادی خیرات کثیری هم به انسان میرسد.
یک روایت از این قسمت از بحثمان باقی مانده بود که آن را عرض میکنم خدمتتان بعد به سراغ اثر دیگر شاد کردن دیگران میرویم. یه صلوات بلند ختم بفرمایید. شخصی است به نام علی ابن اقتین، این در دستگاه حکومتی هارون مسئولیتی دارد. مسئولیت مهمی هم دارد؛ ولی خب چون دستگاه ظلم هست ناراحت هست قلباً که آنجا کار می کند. خدمت وجود مقدس امام کاظم علیه السلام می رسد که از حضرت اجازه بگیرد که استعفا بده. دیگر در آن دستگاه نباشد. حضرت میفرماید که، اجازه نمی دهد می گوید که نه تو باید تو همان دستگاه ظلم باشی. چرا؟ میفرماید که «لا تفعل فان لکا لنا بک انصا» این کار را نکن، می دانی که ما دوست داریم انس داریم به تو «و لخوانک بک عزا» برادران تو شیعیان ما به واسطه این پستی که تو داری، این مقامی که تو داری، یک عزتی پیدا میکنند، یک جایگاهی پیدا میکنند «و عصا ان یجیر الله بک کسرا» ببینید فلسفه این کار حضرت می گوید، امید است خدا به وسیله تو، حالا که اینجا هستی کاری از دستت برمیاید، یک شکستگی را و آدمی که گرفتار مشکل دارد جبران بکنی، کمکش بکنی، دردهای دیگران را التیام بدی، با همین مقامی که داری از موقعیتت استفاده کنی به داد یک بیچاره برسی، به داد شکسته ای برسی و مشکلش را برطرف کنی؛ یعنی آن شکست را برایش جبران بکنی. «او یکسر بک مخالفین عن اولیا» یا اینکه خداوند به وسیله تو آتش کینه و دشمنی مخالفان را از دوستان ما فرو بنشاند. ما حتی در زمان رژیم گذشته هم کسانی بودند که در دستگاه گذشته، رژیم گذشته موقعیتهایی داشتند اما هر وقت یه مومنی یک کسی گرفتار می شد اینها از آن موقعیتشان استفاده میکردند و اینها را نجات میدادند، کمکشان میکردند که اینها فرار کنند، نجات پیدا کنند. اگر زندان میشدند یه طوری اینها را موجبات آزادی اینها را فراهم میکردند. این خیلی اثر دارد. ببینید حضرت میخواهد بگوید که چقدر مهم هست که انسان غم یه نفر را، مشکل یه نفر را برطرف بکند، بعد حضرت میفرماید که «یا علی کفارت اعمالکم الاحسان الی اخوانکم» دارد راهکار و فرمول دارد به ما می دهد.. قاعده و قانون دارد می گوید کفاره گناهان شما همین احسان به برادرانتان است، محبت کردن احسان کردن به دیگران گناهان انسان را از بین میبرد. «اضمن لی واحده و عضمن لک ثلاثا» تو یک کاری را برای من ضمانت کن من سه چیز را برای تو ضمانت میکنم. ببینید امام دیگر یعنی آن قواعد خلقت فرمولهای خلقت قضاها و قدرها همه در دست خودش هست و از همه آن قواعد و فرمول های خلقت خبر دارد حضرت می دهد. می گوید تو اگر یک کار را برای من تضمین بکنی من هم سه کار را برای تو تضمین میکنم خوب دقت کنید یعنی این برای همه ما هست «اضمن الله تلقا احداً من اولیاءنا الا قضیت حاجته و اکرمته» تو ضمانت کن هر یک از شیعیان ما از دوستان ما پیش تو آمد، هر کاری میتوانی برایش بکن حاجتش را برطرف بکن و احترام بهش بگذار. اکرام کن بهش. این فوق العاده مهم هست، اکرام و احترام به دیگران. این را خواهش میکنم خوب دقت بکنید. انسان اگر بخواهد احترام ببیند و اکرام ببیند آن هم احترام و اکرام خدایی ببیند؛ یعنی خدا او را محترم بشمارد، عزیزش بکند، شما در زیارت در دعای زیارت امین الله میگویید: « اللهم اجعلنی محبوبتا فی ارضک و سمائک» خدایا من را تو آسمان و زمینت محبوب کن. هم در زمینت محبوب باشم هم در آسمان. خب اگر انسان باید این کار را بکند چکار کند. ببنید دارد راهکار می دهد. اینکه انسان با هر کس که برخورد کرد از محبین و شیعیان و آدمها حالا یا بعضی آدمها، آدم شری هست، آدم فاسدی هست به خصوص در فساد و شرش هرگز ما آن را احترام نمیگذاریم، اکرام نمیکنیم. این مربوط به برخوردهای معمولی هست. با هر کس برخورد میکنی، اکرامش کن. اکرام یعنی چی؟ یعنی وقتی که او از پیش تو رفت خواهش میکنم، خوب دقت کنید. خانواده همسر، خانواده خود، دوستان، همسایهها، هرکسی، در مغازه رفتی، هرجا رفتی، او از تو این اکرام و احترام را ببیند؛ یعنی بفهمد که تو بهش، کارش به خودش به شغلش احترام میگذاری. اگر یه کسی این کار را کرد که دیگران را بزرگ کرد به خصوص کسانی که ممکن هست گناهی کرده باشند، سرزنش شده باشند یا کسان دیگر، تحقیرشان کرده باشند، اذیت شده باشند، شما بهشون عزت بدید، شما بهشون اکرام بکنید. کمکشان کنید اگر این کار را کردید؛ یعنی خروجی شما این شد این را مطمئن باشید خداوند و اهل بیت هرگز مدیون شما نمی شوند و این را با محبوبیت در آسمان و زمین برای شما جبران میکنند و بزرگ میشود انسان. این یه قاعده است. در روایت داریم «ما اکرم النساء الا الکریم و ما اهانهن الا لعیم» به خانمها احترام نمیگذارد مگر آدم کریم. کریم یعنی آدم با قیمت، آدم محترم، آدمی که ارزشمند هست، بلد هست احترام بگذارد و هیچ وقت هیچ کس به خانمها. حالا خانمها مصداقها فرق نمی کند. بچهها مردها زنها پیرمردها پیرزنها خانواده همسر، هر کس، همسایگان، هیچ وقت جسارت نمی کند، بی ادبی نمی کند مگر آدمی که خودش پست و بیقیمت هست. خودش جسارت، اهانت، بی ادبی این کار آدمهای پست هست، کار آدمهای کوچیک و حقیر است. لذا اساساً احترام هم انسان را قیمتی می کند و هم توانمندتر می کند در احترام گذاشتن و قیمتی شدن. متقابلاً این بالا میرود و خداوند این قاعده را همیشه در مورد آدمی که محترم هست و به دیگران احترام میگذارد همیشه اجرا می کند بعد میفرماید که من برای تو سه تا چیز را من تضمین میکنم. این چیه اولیش؟ «الله یذلک سقف ابدا» تو هیچ وقت گرفتار زندان نشوی. هیچ وقت گرفتار زندان و اسارت نشوی «ولا ینالک حد سیف ابدا» هیچ شمشیری به ظلم هیچ شمشیری تو را درک نکند .تیزی هیچ شمشیری به تو نرسد «ولا یدخل الفقر بیتک ابدا» هیچ وقت فقر در زندگی ات نمی آید هیچ وقت فقر وقتی که به دیگران احترام میگذاری و تا آنجایی که میتوانی حاجتهای دیگران را برطرف میکنی، هیچ وقت فقر سراغت نیاید یعنی همیشه برکت در زندگیت باشد. همیشه. این خیلی مهم است .خیلی وقتها پس این دقت کنید در قواعد برکت توضیح دادیم ما. حالا انشالله پیگیری کنید حتماً آن دوره برکت را حدود ۴۰ ۵۰ ساعته کار کنید. البته یه کارگاه هم داریم به زودی در بهمن ماه اعلام میشود آنهایی که دوست دارند چهار روزه در کارگاه برکت شرکت کنند. خیلی میتواند کمک بکند به قواعد جذب اسلامی، قواعد جذب حقیقی. اینکه ما چه جوری بتوانیم برکت بیاید در زندگیمان. برکت ۵ قسمته مثل همین پنج بخش خودتان. چون ما پنج بخش داشتیم پنج شأن داشتیم. چی ها بود؟ شان چی؟ جمادی دیگر گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلی. آدم چه جوری میتواند این پنج بخشش با برکت بشود؟ روزی زیاد بشود؟ روزی چیکار بکند که قاعده دارد دیگر چون خداوند در قرآن فرمود: «قد جعل الله لکل شیء قدرا» خدا برای هر چیزی قدر قرار داده یعنی قاعده و فرمول گذاشته. حالا من بخواهم برکت بیاید سراغم در زندگی ام، چیکار کنم از فقر از مشکلات نجات پیدا کنم. برکت بیاید. این حضرت میخواهد بگوید آنجایی که در زندگی شما ممکن خدای نکرده حاجت کسی را میتوانستید برطرف بکنید و نکردید. خوب دقت کنید حاجت کسی را میتوانی برطرف بکنی، خساست کردی، خودشیفتگی، بخل کردی، مشکل کسی را میتوانستی حل بکنی و حل نکردی، مطمئن باش که کارت گره میخورد. این خوب دقت بکنید. این فقط مال دنیایی اش هست. مال آخرتش که خیلی خطرناک هست. در روایت داریم اگر کسی بتواند مشکل مسلمانی را حل بکند و حل نکند، امام میفرماید که امام صادق و ائمه دیگر هم همینجوری بودند پول میدادند به دوستانشان، میگفتند پولها دستتان باشد، پول دستتان باشد. هر وقتی دوتا مسلمان دوتا شیعه ما یه جایی مشکل دارند اختلافشان مالی، پول را بدهید اختلافشان را حل کنید. نگذارید اینها با هم اختلاف داشته باشند. حالا بعضیها خودشان در خانوادهها با بخل با خساست با بدجنسی منشا اختلافات مالی می شوند اصلا. دعواها و فتنهها و مشکلات مالی را برای بقیه درست میکنند. آن که دیگر حالا خیلی عذابش زیاد هست اما حضرت میفرماید اگر کسی بتواند مشکل یه نفر را برطرف بکند و برطرف نکند، حالا جدای اینکه خودش مشکل دار میشود زندگیش، گره میخورد زندگیش، نقطه برعکسش هم که الان خواندیم از امام کاظم که گرفتار نمیشود، همیشه برکت در زندگی اش می آید اگر مشکلات بقیه را برطرف بکند، یه عذاب هم دارد در آخرت. آن چیه؟ حتی اگر این آدم بهشتی هم بشود حتی اگر بهشت برود، در بهشت هر روز یه مار می آید میزند. خوب دقت کنید. وقتی میتواند مشکلی را حل کند، انقدر بی رحم میشود اینقدر بی عاطفه میشود که میتواند یه نفر را نجات بدهد و رد شود، برود. الان شما مردم غزه را میبینید مردم لبنان را میبینید، مسلمان های دیگر میبینیم حالا غیر از هموطن های خودمان، انسان اصلا ککش نگزد، کاری میتواند بکند برای اینها که اینها نجات پیدا بکنند، هر کاری که میشود کمک بکند، الان خوب یه حرکت های خوبی هم راه افتاده برای کمک به مردم حالا به قول امام یه کسی میتواند اسلحه بدهد. حالا ما که اسلحه نداریم آنها که میتوانند بدهند، یه کسی میتواند پول کمک بکند، یک کسی میتواند دعا بکند، یه کسی میتواند پشتیبانی فرهنگی و فکری و معنوی بکند، هر کاری میتواند از دستش بر بیاید، نمیتواند بیخیال باشد حتی نسبت به کفار هم قرآن به ما اجازه نداده کسانی که کافر هستند ما بیخیال باشیم. چه برسد به شیعیان یا مسلمانها باشند .آن دیگر خیلی گناهش بالاتر است. این بسیار بسیار مهم است، بعد حضرت فرمود: یا علی آخر جملهاش را با این تمام می کند «من سر مومننا» ببین چقدر زیباست این فرهنگ «فبالله بد وبالنبیه سنا و بنا صلس» ببینی چقدر قشنگ است. هر کس یک مومنی را شاد کند اول خدا را شاد کرده بعد پیامبر و بعد ما اهل بیت را ، چهارم آن فرد را شاد کرده یعنی این شاد کردن شما اول به سه نفر می رسد: الله، پیامبر و اهل بیت بعد تازه آن مومن. خب یه کسی که الله را شاد بکند خشنود بکند پیامبر را شاد بکند. این خیلی مهم است. به خصوص در اختلافات در آنجایی که انسان در اختلافات احتیاج به گذشت دارد، گذشتههای مالی حتی، گذشتههای دیگر، فداکاری دارد، یه کسی که فداکاری می کند تا یه فتنه را بخاباند تا یه مشکل را برطرف بکند، سه نفر را شاد کرده: الله پیامبر و اهل بیت را. خب کسی که اینها را شاد بکند چه اتفاقی میفتد در زندگیش؟ قطعاً در زندگی این آدم آرامش امنیت احترام اکرام و شادی و برکت می آید. درست هست تو از یه مالی میگذری از یک دنیایی میگذری از یه هوسی میگذری از یه منافعی میگذری تا فتنه را بخوابانی، تا یه دشمنی را از بین ببری ولی مطمئن باش خدا بیشترش را در همین دنیا بهت برمیگرداند. آدم ضرر نکرده برای خدا خرج بکند، پای خدا بریزد. ما هیچ وقت مهربانتر با کرامت تر از خدا و اهل بیت نمیشویم. اینها فقط یه فرصت است. آنها به ما نیازی ندارند که؛ ولی درواقع این شرایطی که پیش میاید برای شیعیان یا غیرشیعیان یا غیر مسلمانها در واقع یه فرصتی برای عزیز شدن ما محترم شدن ما تقرب ما شبیه شدن ما به اهل بیت علیهم السلام و خیر و برکتهای دنیایش که دارد. پس در واقع انسان اینجور وقتها که در زندگی گذشته می کند، گذشت می کند در زندگی، از چیزی میگذرد تا فتنهای و اختلافی و مشکلاتی را بخاباند، نه تنها هیچی را از دست نمی دهد بلکه خیرات زیادی را به دست می آورد. مادی و معنوی. به شرطی که به عشق خدا و به عشق اهل بیت بگذرد رد شود. بگوید من عوضش معشوقم را شاد میکنم. اهل بیت و خانواده آسمانی را شاد میکنم. چه از این بالاتر پیش اینها عزیز بشوم. هزینه کنم که به معشوقم نزدیکتر بشود. جالب است انسان وقتی که باور حیوانی از خودش دارد به عنوان یه حیوان یعنی خانم یا آقا، باور حیوانی دارد این را در زندگی زناشویی رعایت می کند مثلا میخواهد دل یه نفر را به دست بیاورد، میرود برایش بچه اش، دخترش هست، پسرش هست، میرود برایش میبینید که یه خانه میخرد، اتومبیل میخرد، طلا میخرد برای بچه هاش ولی وقتی نوبت خدا میشود میبیند خساست به خرج می دهد. بخل می کند یعنی هنوز معرفت ندارد. خودش را از خدا و اهل بیت نمیداند. خودش را از خاندان اهل بیت نمیداند که بر خاندان خودش هزینه کند. مهمتر از خاندان زمینی اش برای خاندان آسمانیاش هزینه بکند. تو چطور برای اینکه به پسرت به دخترت به نمیدانم شوهرت به زنت به یه کسی که دوستش داری یک حالی بدهی یه کمکی بکنی حاضری کار خلاف هم انجام بدهی یه پولی به دست بیاوری که به اینها برسانی دیگر، خیلی ها این کار را می کنند. دزدی از بیت المال می کند، دوستی از جیب مردم می کند تا پولدار شود بعد همان را مثلا برای بچه اش ماشین بخره و دخترش طلا برای زنش طلا بخرد. برای خانواده زمینی اش دارد انجام می دهد آن از راه گناه .خب چطور میشود انسان وقتی میتواند خدا را شاد بکند دل اهل بیت را به دست بیاورد دل آسمان را به دست بیاورد هزینه نکند. چه جوری میشود انسان. وقتی هزینه که میگویم این پنج تایش، نه هزینه مادی فقط. مادی که می گوییم دیگر کمترینش هست. دیدید خانم ها را درتلویزیون چه جوری به عشق خدا و امام زمان طلاهایشان را بردند هدیه دادند برای کار امام زمان برای کار خدا برای کار. جهاد عشق میکنند و این کار را میکنند یعنی با عشق برای رضای و خشنودی معشوقشان. گاهی وقتها لازم هست مهمتر از آن، انسان وقتش را بگذارد آبروش را بگذارد علمش را هزینه بکند، تخصصش را هزینه کند. ما الان چقدر پزشکان خوب داریم یا قاضی داریم وکیل داریم از تخصصشان استفاده میکنند رایگان مینشینند مشکلات مردم را حل میکند. خب این دیگر تخصصش دارد کار می کند. خیلی هم عالی و از همه این پنج تا مهمتر قلبش را انسان تقدیم بکند به معشوقش و واقعاً عشق ورزی بکند با خانوادهاش، دعا بکند، ذکر بگوید، عاشقانه دغدغه داشته باشد برای خانواده خودش.
خب بریم سراغ مورد دوم یه صلوات بلند ختم بفرمایید. پس غیر از شاد کردن خدا و اهل بیت، ملائکه، اولیای الهی، یکی دیگر از کارهایی که اثراتی که شادکردن دیگران دارد این هست که نظر خدا را نظر ویژه و رحمت ویژه خدا را جلب می کند. ببینید ابن عباس می گوید: قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به یدی دست من را گرفته بود «من اخذ به ید مکروبن اخذ الله بیده» به به هر که دست گرفتاری را بگیرد خود خدا دستش را میگیرد چقدر هم خوب هست این کار که آدم دست گرفتاری را بگیرد تا دستش برسد به دست خدا. خدا دست آدم را بگیرد چه از این لذت بخشتر و قشنگتر هست در زندگی انسان. خدا به دستش را میگیرد. « اخذ الله بیده»
باز در روایت بعدی هست از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «من اکرم اخاه اخاه المسلم به کلمت یولتفوه بها و فرج عنه کروبته لم یذل فی ذل الله الممدوود علیه رحمت ما کان فی ذالک». چقدر زیباست میفرماید که هر کس با یک کلمه محبتآمیز با کلمه محبت آمیز. شما فکر کنید الان مثلاً ما آقا امام زمان علیه السلام را ببینیم ملاقات کنیم بعد حضرت با یکی از بچه هایش بیاید پیش ما. یکی از دخترانش یکی از پسرانش بیاید، بچه امام هست، امامزاده است درسته. ما آن بچه را چهجوری احترام میگذاریم بهش؟ به چه عشقی احترام به آن بچه میگذاریم؟ به عشق کی؟ امام. می گوییم این امامزاده است من باید حرمت بگذاریم. با سادات روبرو میشود می گوید اینها سیدند، بچههای پیغمبر و بچه حضرت زهرا هستند یا نه، همه بچه های اهل بیت هستند از آن جهت که بچه های اهل بیتند. اشتباه بزرگ ما این هست که در برخوردهایمان در خانواده و فامیل و اجتماع فکر میکنیم اینها همه غریبه اند. می دانید یعنی حواسمان نیست که به همدیگر به چشم خانواده اهل بیت نگاه کنیم، همدیگر را دوست داشته باشیم. مثلا در خیابان میرویم مثلا با هر کس هستیم، می گوییم اینها یک مشت آدمهای غریبه اند. دقت نمیکنیم تمام اینها بچه های اهل بیتند و خواهرو برادرهای حقیقی ما هستند و مهمتر از خواهر برادرهای زمینی ما هستند. خب اگر انسان یه چنین حسی را پیدا بکند به دیگران و به عشق الله و اهل بیت به دیگران اکرام کند، احترام بگذارد، یه مشکلش هم نمیتواند حل کند ولی او میبیند که با اینکه شما کاری نمیتوانی برایش بکنی، اما مورد اکرام و احترام و لطف شما قرار میگیرد. یه موقع هم هست در روایت داریم می گوید اصلاً نمیتوانی شما کاری کنید، می گوید خب من کاری که نمیتوانم بکنم ولی همراهت هستم. صبح میخواهی بروی فلان جا، میام باهات، کاری داری من باهات هستم، همراهت هستم. هیچ کاری هم از دستمان بر نمی آید ولی همین که همراهشی خیلی قیمت دارد. حضرت میفرماید که اگر کسی یک برادر مسلمانش را احترام بگذارد اکرام کند مسلمانها را، مسلمان «و فرجه عنه کربته» خب گرفتاریش را برطرف بکند اگر میتواند. چی میشود ؟ «لم یزل فی ذل الله الممدود علیه الرحمهة ما کان فی ذالک» تا زمانی که این کار را می کند پیوسته همیشه در سایه گستره رحمت خداوند قرار دارد این آدم. دست خدا همه اش بالا سر این هست. پشتیبانی خدا نظر ویژه و رحمت ویژه خدا همیشه مراقب این شخص هست. چون آدمها را غریبه نمیبیند. آدمها را به عشق خدا میبیند و دوستشان دارد . این خیلی مهم هست که ما بتوانیم این هنر را داشته باشیم. هرکس. کاری نداشته باشیم حالا این کیه، هیچی. یه مسلمانی در کشور ما هموطن ماست. همین. همه و هموطنان به همدیگر این کار را کنند. خب اگر این کار را کنند دیگر در یه جامعه دزدی هستۀ در جامعه توهین هست در جامعه تحقیر هست. زن و شوهرها به خصوص. آنها حرمتشان ۱۰۰ برابر میشود. اعضای خانواده حرمتهاشان ۱۰۰ برابر میشود تا یک آدم غریبه دیگر .کسی حق کسی را میخورد کسی به کسی گران میفروشد، کسی به کسی جنس قلابی میفروشد. کسی سر کسی را کلاه میگذاد. وقتی که شما او را عزیزتر از خودت میبینی و احترام میگذاری، منافع او را به منافع خودت ترجیح میدهی و آن قاعده «هو انت» او وقتی دارد میاید سراغ تو، خود تو هستی یا حتی بالاتر، آن که مسلمانی که تو میبینی، ظاهر و قیافش آن مسلمان هست. دقت کن چی دارم میگویم. شما آدمها را می بینی یه ظاهری دارند یه قیافهای دارند. این را حواست باشد این اشتباه است. اینجوری نگاهش نکن. این شخص همان پیغمبر است. همان حضرت زهراست، همان امیرالمومنین هست که الان به این شکل جلوی تو ظاهر است. پس آدم زیرک آن باطن را نگاه می کند. کاری با ظاهر و قیافه آدمها ندارد. چون میداند حتی یه گربه حتی یه درخت، در روایت داریم وقتی کسی یک درخت را حرمت میگذارد بهش آب می دهد، آب دادن به آن مثل آب دادن به یک مومن ثواب دارد. خب مومن حرمتش از کعبه بالاتر است. وقتی ما به همدیگر را به چشم کعبه ببینیم که دیگر کلاه سر کسی نمیگذاریم، حقه بازی نمیکنیم سر کسی، فریب نمیدهیم آدمها را، دروغ نمیگویم، منافع آنها را از بین نمیبریم به خاطر منافع خودمان. چون آن موقع دارد این کار را میکنی احمقانه انسان دارد عذاب دنیا و آخرت را برای خودش میخرد. وقت دارد حقه بازی می کند، سر یه کسی را کلاه میگذارد، یه نفعی را از یه نفر میخواهد بگیرد به نفع خودش، اینجا حضرت می گوید: بابا از جیب خودت هم برایش هزینه کن. از جیب خودت. دیگر وقتی یه کسی می گوید از جیب خودت هزینه کن که خیر و برکتش می آید در زندگی خودت، دیگر حالا فروشنده میتواند سر خریدار را کلاه بگذارد؟ هرگز این کار را نمی کند. من بارها شده رفتم مغازه ها جنس بخرم؛ یه جنسی را برداشتم از مغازه، می گوید آن بگذار سر جاش. آن را من متوجه نبودم. می گوید این به درد نمیخورد. این اصلا تاریخ مصرفش گذشته. این جنسش خوب نیست نخر. مثلاً جنس بهتر دارد یا اصلا از مغازه ما نخرید. این مغازه بغلی مان بهترش را دارد. این آدم حواسش هست به آدمها. کسی که اینجوری هست، چقدر خیر میبیند در زندگیش! چقدر برکت می آید در زندگی این آدم! دیگر آدمها دنبال کندن از هم نیستند. سر یک قرون دوزار با هم دعوایشان بشود، سر 10 تومان یا 100 تومان تومان با هم دعوایشان بشود. سر دنیا اصلا. چون او خود تو هستی. حالا از جیب تو رفت تو جیب آن، کجا رفته! از جیب تو رفته جیب آن، کجا رفته؟ رفته او. دوباره برگشته به جیب خودت. ظاهرش این است که رفته تو جیب آن، اما نه، خدا وقتی یه آدمی به بقیه دارد اینجوری فکر می کند و نگاه می کند، نفع دیگران را در نظر میگیرد، بهش برکت می دهد. مغازه دارها اینجوری اند.
یه موقع من چند وقت پیش رفتم یه محله رفته بودم. پرسیدم اینجا قصاب خوب هست جنس خوب بدهد؟ گوشت خوب بدهد. گفتند: آره یه حاج آقایی هست یه پیرمردی هست آنجا در بازار. یه بازاری بود. رفتم به این پیرمرد سلام علیک کردم گفتم که خب حالا گوشت خیلی کمی میخواستم. گفتم نیم کیلو. شما الان به خیلی جاها بگویید نیم کیلو می خواهم، می گوید چی؟ آقا نمیشود برو. یه دونه سیب میخواهم یه دونه پرتقال میخواهم. ما اینجوری خرید میکنیم یک موقعی. یک پرتقال یه دونه گلابی یه دونه یا دوتا مثلا بعد گفتش که کمتر هم می دهم، کمتر هم خواستی میدم، ۱۰۰ گرم خواستی بگو حاج آقا. نه به من. به همه مشتری اینجوری میکرد. فهمیدم چرا همه این را معرفی میکنند در بازار. همه این را معرفی میکنند ۱۰۰ گرم گوشت هم بخواهی داریم. اینجوری نیست. من الان نانواهایی داریم که من سراغ دارم من نصف نان میخواهم چون اسراف میشود یه دونه را نمیتوانی بخوری، میماند بیات میشود، من سراغ دارم الان چاقو میندازد یه سوم، خدا شاهد ات. نصف بربری یه سوم بربری یه سوم سنگک را می برد می دهد دست مردم نانوا. این خیر میبیند در زندگی، خدا برکت میاره در زندگی آدم، هم محبوبیت دارد هم دعا مردم شامل حالش می شود هم مشتریانش بیشتر می شوند. من را یه قصاب سراغ دارم غیر از اینجا که حالا این جای جدیدی بود رفته بودم. در محله خودمان مردم همه اول صبح در مغازه آن صف میبندند. مغازههای خیلی بزرگ و شیک قصابی هست آنجا گوشت فروشی. یه مغازه کوچولو دارد ولی اول صبح یه ساعت دیر بروی گوشت تمام شده/ از بس با مردم خوب هست. همه دوست دارند از این خرید کنند. چون این احترام به مسلمان می گذارد. این از در می آید تو، را با این چشم نگاهش می کند که این شخصی که آمد تو، این مسلمان نیست، این رسول آمده تو، این امیرالمومنین هست. من اگر به این احترام می گذارم، به پیغمبر احترام گذاشتم به خدا احترام گذاشتم. من الان کبابی می شناسم، شما وقتی میخواهی بروی کباب بخری، این از این نان داغ کباب داغ، همه جا الحمدالله الان زیاد شده، خوب هم هست، بعد این مثلا سنگگ میگیرد از آن شاترش، میگذارد زیر تور کبابش، پهن می کند سنگک. بعد وقتی که دارد کباب را می گذارند روی این تور که این بکشد برای دیگران ، روغنش میریزد روی این کبابها. این کباب تا خودش نون سنگک داغ کباب هم روغنش میریزد بعد این را می آورد میگذارد دم در مغازه. دوباره یه ربع بعد یه کباب دیگر میزند. هر کس که میرود به مغازه این که کباب بخره یا دم در هست، یه نون و نون کبابی خوب میخورد سیر، همه همینجوری هستند. میروند آنجا یا رد می شود آنجا، یک تکه نان سنگک تازه داغ با روغن کباب نوش جان می کند. خب این چه اتفاقی میفتد وقتی جنس خوب می دهد؟ وقتی با مهربانی وقتی به دیگران اکرام می کند چه اتفاقی میفتد در مغازه این؟ یعنی طرف از آن طرف شهر پا میشود میاد فقط از این بخرد، از این آدم، چون می داند سرش کلاه نمیگذارد، جنس خوب دستش می دهد. حالا این بیشتر خیر و برکت و فروش دارد یا آنکه آشغال به کبابش میزند یا حرمت به مشتری را ندارد؟ بنابراین شما هر وقت از سودت میگذری درواقع چی به دست می آوری؟ سود بیشتر به دست می آوری. هر وقت از سودت بگذری، دنیایی و آخرتی، سود بیشتری به دست می آوری. این آخرین روایت را هم بخوانم برایتان بخوانم. البته روایت تمام شد. جیم را برایتان بخوانم.
سومین اثر خیلی عالی هست. آمرزش گناهان هست. ببینید، آمرزش گناهان یعنی شما به جای که راه سخت نجات از جهنم را بخواهید طی کنید، توبه های سخت و سنگین و جبران کردنهای سخت و سنگین شاد کن، برو یه کسی را بخندان، به کسی احترام بگذار، به یکی محبت بکن. ببین چقدر زیباست مکتب ما. چه مکتبی ما داریم چه دینی ما داریم چه خدایی، چه امامهایی ما داریم، چه اهل بیتی داریم چه خانواده آسمانی داریم، چه رهبرانی ما داریم. کجای دنیا چنین رهبرانی دارند.
از نبی اکرم هست (صلی الله علیه و آله و سلم): «ان من موجبات المغفرره ادخالک سرور علی اخیک المسلم». یکی از راههای آمرزش گناهانت این است که برادر مسلمانت را شاد کنی. یه شادی به دلش وارد کنی «و اشباع و جوعته و تنفیس کربته» اینکه گرسنه است گرسنگیش را برطرف بکنی؛ یعنی حواسمان به شکم همدیگر باشد. این خیلی مهم هست. حواسها به شکم همدیگر باشد. خیلیها اینجوری هستند یعنی اخلاقشان سفره داری هست یعنی در اولین برخوردی که با دیگران میکنند، دم ظهر دم صبح است نمیدانم شب هست، غذا خوردی شام خوردی سوال میکنند و حاضرند این کار را بکنند. من در مجموعه فرهنگی چند تا از این کارمندهای معمولی هم هست؛ یعنی فکر نکنید حالا مثلاً اینها آدمهای خیلی خاص استادی هستند، آدم خاصی هستند، نه، اینها صبح به صبح که می آید بعضی آدمها اینجوری اند؛ مثلا زن خونهست ، شوهرش که دارد میرود زن چیزی که میخواهد بگذارد برای شوهرش، می گوید این را برای همکارات هم گذاشتم یا مثلا برای راننده هم گذاشتم. چقدر خوب هست این کار. طرف رفته سوار مثلاً اسنپ شده، سوار راننده تاکسی گرفته. ما این کارها را چرا بلد نیستیم .طرف نشسته بعد شیرینی میوه یه چیزی غذاییت دارد تعارف می کند به راننده. آقا شما خستگی تان در برود، یه آبمیوهای یه شیرینی یه چیزی خریدی، هوای شکم همدیگر را داشته باشید. خب این بنده خدا خسته است الان این همه رانندگی کرده.
دیروز من یه جایی مهمان بودم داشتم میرفتم برای استغاثه. خب راه خیلی دوری هم بود. عجله داشتم زود برم سر سفره زود پا شدم دیدم که دیر میشود به مشاوره باید برسم و به استغاثه صاحب خانه یه دفعه دیدم کجا اینجوری شده من باید باشد باشد تا من آمدم بروم، بیرون دیدم یه مشما پر از آجیل و میوه و شیرینی این را ببرید برای همراه هایتان که می آیند دنبال شما. این چقدر برکت می آورد در زندگی آدم. خیلی کار سختی نیست. دو نفر، سه نفر، پنج نفر در مسجد بارها این را گفتم .پنج نفر پنج نفر ۱۰ نفر ۱۰ نفر انقدر هم خدا را شاد می کند، انقدر اهل بیت را شاد می کند آنقدر برکت می آورد؛ نفری یک کیلو نیم کیلو عدسی میگیرند، دال عدس میگیرند، نمیدونم چیزهای معملی، نخود میگیرد لوبیا میگیرند میریزند روی هم یه دیگ با هم پختند، می آیند یه دونه موکب صلواتی دم در میزنند، به هر بهانهای اصلا، به هر بهانهای، کنار حرمها و مساجد در خیابان هر که رد میشود یه پیاله بهش خوراکی میدهند. همین. اصلاً بساط چای می گذارند، هرکس رد بشود آن غروب هست آنجا دارد رد میشود. اینها آن چیزهایی هست که خیلی ریزه ولی فوق العاده در مغفرت انسان مهم هست. تاثیر دارد. در خیابان دارد رد میشود یه جایی خسته است غروب هست، ظهر هست، صبح هست، جایی دارد میرود کنار خیابان چهار تا مومن عاشق آدمها عاشق خدا ۴ تا عاشق خدا جمع شدند آنجا، یه دیگ گذاشتند آنجا، آقا بفرمایید صلواتی هست. صلوات شوخی نیست. شما یه چایی بدهی یه صلوات بگیری، یه صلوات در قبر و قیامت، آیت الله بهجت میفرمود: خدا میداند یه صلوات در برزخ چه آثاری دارد. در برزخ در قبر یه صلوات چه آثاری می گذارد. این پول را برای کی میخواهی هزینه کنی! از جیبت کم نمی شود. خدا تضمین کرده از جیب چیزی خالی نمیشود. بیشتر می آید سراغت. من یه جایی بودم که جایی بود حالا، جای مقدسی هم بود. گفتم که شما چرا این زائرها می آیند از اینها پذیرایی نمیکنید به مدیرهای آنجا! گفتند خب این چند هزار نفر می آیند اینجا یعنی ما چند هزار نفر اینجا پذیرایی کنیم؟ گفتم: آره. گفت اینجا مردم به زور می آیند در این ضریح یه پولی هم میندازند اینجا، میخواهیم اینجا را آباد بکنیم. این پول را که نمیتوانیم برویم چایی بدهیم به مردم. گفتم شما این کار را بکنید. من تضمین میکنم شما پولتان کم نشود. خلاصه یه مدت بعضی از مدیراشون نمیفهمیدند این کار را. بالاخره یه مدیری فهمید این را رعایت کرد بعد از یه مدتی رفتم دیدم در آن مرکز مقدس هر کس وارد آن مکان میشود دیدم یه چایی گذاشتند بعد دیدم که یه صف هم هست. مردم قشنگ میروند چایی میخورند و صفایی هم گذاشته بودند یک نوایی هم گذاشته بودند. بعد یه صندوقی گذاشته بودند آنجا که میخواهد کمک کند اصلاً به این جریان خیر. کارت خوان هم گذاشته بودند. من می دیدم مردم آنجا می آمدند مثلا یه چایی میخورند آنجا، چای مگر قیمتش چقدر هست؟ بعد ۵۰ هزار تومان صد هزار تومان کارت میکشد ۲۰۰ هزار تومان کارت میکشد. به آن مدیر گفتم چه خبر؟ گفت آقا اصلا این خرج حرم دارد در می آید با یه چایی. تابستونها جمع شوند هوا گرم هست، آدم ۲۰ تا قالب یخ بخرد یه جایی، بشورد تمیز ظرف تمیز بگذارد هر که رد میشود، جیگرش حال بیاید یا شربتی یا آب یخی چیزی، در هوای گرم یه لیوان آب خنک میخورد ولی خیلی خیر و برکت می آورد آنجا .دیگر چی؟ «و تنفیس و کربته» اندوهش را برطرف بکند. حضرت میفرماید یکی از موجبات مغفرت گناه همین است که انسان چیکار بکند؟ این سه تا کار را داخل کردن شادی در دل مسلمانی، گرسنگی برطرف بکند و مشکلش را حل بکند.
آخرین روایت هم بخوانیم از امام علی علیه السلام -محضر مقدس امام و بابا و عشقمان هم یه صلوات بلند ختم بفرمایید- «من کفارات الذنوب العظام» گناهان کبیره ببینید گناهان کبیره «الملحوف» اینکه انسان به فریاد یه ستم دیده برسد، یه کسی بهش ظلمی شده، ستمی شده، در دستگاهی در اداره ای در سازمانی جایی، میشود مشکلش را حل کرد به دادش برسید. میتوانی رفع ظلم بکنی «و تنفیس عن المکروه» و زدودن غم از انسانهای غمدیده. انسان غم یه نفر را برطرف بکند. این میفرماید کفاره گناهان کبیره هست برای شما. فوق العاده مهم است. خوش به حال یه کسی که یه چنین سرمایههایی را داشته باشد خب دیگر حالا بقیهاش بماند برای بعد.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
درمورد حوادثی که ما داریم میگذرانیم الان زمان بسیار خاصی هستیم. زمان خیلی ویژهای هستیم ما الان. این زمانی که من و شما در آن هستیم زمانیست که همه انبیا اولیای الهی آرزو میکردند در این زمان باشند و این جریانات را با چشم خودشان ببینند و این حوادث را درک بکنند و در جریان ایجاد دولت کریمه امام زمان، پیچ تاریخی و تحول تمدنی حضور داشته باشند و شرکت داشته باشند در این جهاد. بهشتیها له له میزنند که ای کاش ۱۰ دقیقه از این وقتی که شماها دارید را در آن باشند. من دیگر الان چون دیر به دیر خدمت شما ماهی یه بار میرسیم، نخواستم که بحث هفتگی تان بحث ماهانه تان آسیب ببیند. همان بحث شادی را کردم. توضیحاتی که لازم است الان هرکس در این زمان بداند چیکار باید بکند و چه جوری از این زمان لذت ببرد به جا غصه خوردن و ترسیدن و از این زمان فیض ببرد و ذخیره های بی نهایت آخرتی داشته باشد را در کانال دادم. همین بحثهایی که پنجشنبهها داریم و جمعهها در استغاثه همه تان هم که کانال را دارید، این دو تا جلسه پنجشنبهها را که حتماً داریم که قراره یه چند هفته راجع به همین مسئله صحبت بکنیم دیگر خودتان در آن کانال با دقت مباحث را تعقیب بکنید که حضور داشته باشید. تماشاگر نباشید. تماشاگر بودن خیلی بد است. آدم بعدا خیلی حسرت میخورد فقط تماشاگر بوده. یه واقعه مهمی را مهمترین حادثه ای که تمام انبیا اولیا اهل بیت و شهذل و صدیقین و صالحین تاریخ منتظر دیدنش بودند، ما الان در آن زمان واقع شدیم و خوبه که ما فعال وسط میدان باشیم نه تماشاچی. این خوب نیست تماشاچی باشیم .بقیه دوندگیهایشان را بکنند، فیضشان را ببرند، مجاهدتهایشان را انجام بدهند، ما فقط تماشاچی باشیم. الان وقت بسیار شورانگیز و باشکوهی هست. حتما هوشیار باشید که سرتان کلاه نرود. بعداً حسرت انسان را میکشد که من میتوانستم چه کارهای با عظمتی انجام بدهم، بیخود وقتم را تلف کردم بیخود سر کارهای دنیایی و خاله خاله بازیهای زندگی وقتم را بیخود تلف کردم. این را حتماً تعقیب بفرمایید. باز هم محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، تعجیل در فرجشان، توفیق و سلامتی امام و رهبرمان، نابودی دشمنان استکبار جهانی و از آنها بدتر منافقین داخلی، برای شفای همه مریضان مریضان این جنبه به خصوص برای آموزش همه اموات اموات این جنبه به خصوص حل مشکلات و اجابت دعا سه صلوات بلند ختم بفرماید.