جلسه 041 - شادی
شماره جلسه
41
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1401
ماه
10
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 041 - شادی

شادی

جلسه چهل و یکم (41) به تاریخ: 30/11/1401

استاد گرانقدر:

استاد محمد شجاعی

تعداد جلسات: ادامه دارد

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره شادی، قوانین شادی و برکت است. یک نکته در قانون ارتباطات را تکرار می کنم که قبلاً هم گفتیم. گفتیم وقتی می خواهیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم سه چیز را، سه اصل را باید در نظر داشته باشیم. اینکه وقتی که ما با دیگران ارتباط داریم یک) "هُوَ اَنتَ" اینکه انسان ها خودِ ما هستند. تو هر کاری داری می کنی با خودت می کنی و حتماً آن کار به خودت برمی گردد. حتماً به خودت بر می گردد. هر کاری در حق دیگران کنی در حقت انجام می شود و به خودت برمی گردد و آن را تجربه می کنی و می بینی. دو. طرف مقابل را بالاتر ببینیم. "هُوَ رَسولُ الله". رسول الله یعنی همه اهل بیت. هر کاری با دیگران کنی با اهل بیت کردی. بنابراین اگر با دیگران بد کنی با اهل بیت بد کردی و اگر نسبت به دیگران کار خوب کنی باز این کار خوبت را به اهل بیت کردی و اهل بیت به تو پاداش می دهند یا جزا می دهند. آن ها با تو طرف هستند. این خیلی دقت کنید که دارم چه می گویم. یعنی آن ها خود به خود با تو طرف می شوند. حالا به هر کس که خوبی کنی امام رضا یا ائمه دیگر خودشان شخصاً به تو جواب می دهند، بدی هم بکنی آن ها در حق تو جزا می دهند. لذا امام می فرماید من نفرین می کنم، منِ امام رضا نفرین می کنم کسی را که در حق دیگران، در حق شیعیانم بدجنسی کند، ظلم کند و اذیت کند. این خیلی مهم است. طرفت ۱۴ معصوم می شوند. حواستان باشد، این نکته خیلی مهم است. سه. خودِ خدا "هُوَ الله". هر کاری با دیگران کنی با خدا کردی. بدی کنی به خدا کردی خوبی هم کنی به خدا کردی. خدا هم به شما جزا می دهد. این ارتباط بین نفس ما با خودِ ما، دقت کنید، این ارتباط بین نفس ما با خود ما برقرار است، یعنی شما هر چه که می دهی دوباره به قلب خودت برمی گردد. این یادت باشد. هر چیز که می دهی به قلب خودت برمی گردد، به روح خودت برمی گردد و هر خوراکی که به دیگران می خورانید حال خودت را خوب می کند و یا اگر به دیگران خوراک بد بدهی حال خودت را بد می کند. آن جایی که مثلاً می گویی بگذار من حال فلانی را بگیرم، او را بچزانم، خودت چزیده می شوی و روح خودت آزرده می شود. می گویی مثلاً یک کسی را اذیت کنم، مخصوصاً یک کسی را بچزانم، آن توی روح خودت برمی گردد. این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا یعنی هر کاری کنی خودت را داری اذیت می کنی. دو. اهل بیت سه. خداوند. بنابراین این توجه را داشته باشیم که خروجی های ما به سه نفر می رسد و به خود ما برمی گردد. یک خودمان، دو اهل بیت، سه، چی؟ خداوند. این قانون را یادتان باشد.

در شادی این طوری است و در غم هم همین طور است. در شادی و غم همین طور است. لذا در روایت داریم که اگر به کسی مصیبتی می رسد وقتی شروع به جزع و فزع و داد و بیداد می کند مصیبت در نفس خودش افزایش پیدا می کند. یعنی جزع فزع داد و بیداد کردن، مصیبت را اضافه می کند. خرابکاری بیشتری در نفس انسان و در روح انسان بار می آید. اگر یک موقعی مصیبت وارد می شود شروع به داد و بیداد و سرزنش دیگران یا شلوغ کردن یا چیزهای دیگر می کنید حجم تخریب بیشتر می شود. این نکته است. در شادی هم همین طور است.

در ایجاد آرامش و شادی نسبت به دیگران هم همین طور است. وقتی در نفس دیگران تولیدش می کنی در نفس خودت افزایش پیدا می کند. این نکته، نکته خیلی خیلی مهم است. پس وقتی کسی را تحقیر می کنی تحقیر می شوی. وقتی که به کسی احترام می گذاری، عزت می گذاری بزرگ می شوی. خودت بزرگ می شوی، این قاعده را فراموش نکنیم. آن جایی که می خواهید یک نفر را در ذهن یک نفر دیگر خراب کنید، یک نفر را در ذهن یک نفر دیگر تخریب کنی، داری سه جهت خودت را تخریب می کنی. مثلاً می خواهی به نفع خودت کاری کنی می گویی بگذار فلانی را از دور خارجش کنم، بگذار یک کاری کنم فلانی از چشم فلانی بیفتد، بگذار یک کاری کنم فلانی از فلانی بدش بیاید، یک کاری کنم که بدی هایش را بگویم، وقتی داری این کار را می کنی ظاهراً تو داری کینه ات را خالی می کنی ولی این سم به خودت بر می گردد و آن لحظه ای که داری یک کسی را از چشم یک کسی می اندازی در واقع مطمئن باش خدا یک کاری می کند همین شخص نسبت به تو متنفرت می کند. این اصلاً فرمول خلقت است‌. نمی توانی کاری اش کنی. این نظام خلقت است. تو داری، قانون جذب است. این را فراموش نکنید. قانون جذب است. نمی شود بدجنسی کرد یک نفر را نسبت به یک تعدادی آدم، نسبت به کس دیگری بدبین کنی، بد اخلاق کنی، وقتی که این کار را می کنی این نوع فتنه انگیزی باعث می شود که یک جایی منفور شوی، یک جایی تنها شوی، یک جایی، عالم به خودت برمی گردد. یک جایی به حقارت می افتی. این قانون خلقت است، سنتی است که تغییر نمی کند. خداوند نظام خلقت را این گونه آفریده است. خداوند این نظام را به این شکل قرار داده است. سنتش را این طوری، همان طور که سنت را در نظام فیزیکی این طور قرار داده که شما وقتی یک نیوتن نیرو به یک شی وارد می کنید به دستت چی وارد می شود؟ یک نیوتن نیرو وارد می شود. محکم بزنی به دستت هم همان مقدار نیرو وارد می شود. در روح هم همین طور است. این را فراموش نکنید.

در روح این قاعده برقرار است. شما وقتی که به کسی نیروی مثبت وارد می کنید، نیروی مثبت به چی وارد می شود؟ به خودت. وقتی به کسی نور، معنویت، شادی، عزت و احترام وارد می کنی همان مقدار توی نفس خودت برمی گردد و بعد برکت پیدا می کند و اگر خروجی ات نسبت به ارواح دیگران، روح های دیگران خروجی های بد است، بدجنسی است، حسادت، بدبینی و بد ذاتی است به روح خودت هم همین وارد می شود، توی روح خودت برمی گردد. کسی فکر نکند که می تواند زرنگ بازی دربیاورد و این کار را در حق دیگران انجام دهد. این، دقیقاً داری به خودت این ظلم و خیانت را می کنی. پس قاعده اش را هم یادتان نرود. قاعده خلقت است دیگر، یعنی این تغییر پذیر نیست، سنت خداست. "إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا" (سوره اِسرا). اگر خوب کنید، خوبی بکنید دارید به خودتان خوبی می کنید و اگر بدی کنید دارید به خودتان بدی می کنید. این را اصلاً فراموش نکنید. پس مطمئن باشید این درجا به خودمان برمی گردد. الان ممکن است مثلاً من به یک جایی بروم بدجنسی کنم، بد ذاتی کنم، موفق هم بشوم، مثلاً در کارخانه ای سر کار بروم، وارد بشوم، در آن کارخانه بروم مثلاً نان چند نفر را بِبُرم. پیش صاحب کار، یک کاری کنم صاحب کارخانه از چند نفر بدش بیاید آن ها را بی کار کند؛ ولی دارم رزق خودم را خراب می کنم. یک زمانی این به خودم برمی گردد. یک موقع است انسان وارد یک خانواده می شود می تواند کمک کند اعضای خانواده دعواهایشان به هم نزدیک شود، با هم دیگر آشتی کنند، صلح ایجاد کند، مهربانی ایجاد کند. یک موقع است وارد یک خانواده می شود اعضای یک خانواده را به هم می ریزد. از همدیگر تنفر ایجاد می شود، با ورودش به یک خانواده فتنه ایجاد می کند. عروس یک خانواده است، داماد یک خانواده است، عرض کنم خدمتتان که وارد یک خانواده می شود باجناق یک خانواده می شود، می رود وارد یک خانواده ای می شود، می بینی یک خانواده را به هم می ریزد، اعضای یک خانواده را فتنه انگیزی می کند، فکر می کند دارد سود می کند، به نفع خودش کار می کند؛ اما یک زمانی حجم زیادی از ذلت و خواری و تنهایی و بدبختی به سراغش می آید. ممکن است زمان بِبَرد ولی به خودش برمی گردد. حتماً این قانون خداست. "وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَتِ اللهِ تَبْدیلاً" سنت خدا هم تغییر نمی کند. فکر نکن الان مثلاً توانستی مثلاً یک چند نفر را به هم بریزی مثلاً یک سودی کنی، یک کاری انجام دهی، الان به نفعت است، خیلی هم خوب شده مطمئن باش آن چیزی که داری به دست می آوری همان آن، دشمنت می شود، همان آن، مایه ضررت می شود. همان آن دامَت می شود و همان آن، جهنمت می شود. این فرق، مال به دست بیاوری این مال مایه سرطان و فتنه و تصادف می شود. گاهی وقت ها افراد با بدبختی، با حقه بازی زدند مالی را به دست آوردند، توی همان مال سرطان گرفتند، همان مال باعث شده بقیه طمع کنند و آن ها را بکشند. همان مال سبب شده بقیه طمع کنند و آن ها را بکشند. یعنی داشته اسباب فتنه خودش را فراهم می کرده متوجه نمی شده یا برعکس، شما می آیید خیر ایجاد می کنید، وحدت ایجاد می کنید، همدلی ایجاد می کنید و بعد می بینید که خداوند به خودت صدها برابر خیر و برکت می دهد. حالا با توجه به این نکته می خواهیم به سراغ این بحث برویم. یک کسی، یک جوانی پیش پیغمبر رفت عرض کرد یا رسول الله من دوست داشتم به جهاد بیایم، وقتی می خواستم به جهاد بیایم پدر و مادرم گریه کردند. چون جهادهای پیغمبر دو جور بود، جهادهای واجب و جهادهای مستحبی. جهادهای مستحبی جهادی است که به اندازه کافی لشکر است الان هم کشور هم لنگ نیست، کشور هم لنگ نیست. مثل مثلاً دوره ای که ما داشتیم با داعشی ها داشتیم، ۵۰ کشور به ایران حمله کردند دیگر، ۵۰ کشور، داعشی ها از ۵۰ کشور، اسلحه نامحدود، امکانات نظامی نامحدود، این را خوب دقت کنید. معجزه ای که اتفاق افتاده، خیلی ها کور هستند، آن را نمی بینند و متاسفانه اشیا را برعکس می بینند. این ها حمله کردند، به قدری قوی بودند که سوریه را کامل گرفتند، نصف عراق را گرفتند، هدفشان کجا بود؟ ایران بود، می خواستند بیایند ایران را بگیرند. این ها فکر کردند ایران هم یک کشوری مثل سوریه است، مثل عراق است مثل کشورهای دیگر است، با قدرت ایران آشنایی نداشتند، ایران برای نابودی آنجا دو تا سپاه قدرتمند داشت، یکی سپاه، سپاه پاسداران، یکی ارتش. هم ارتش قدرتمند و بزرگی دارد هم سپاه پاسداران. ایران هیچ کدام از این ها را درگیر نکرد. ایران فقط یک گروه، یک بخشی از نیروهایش را، آن هم فقط سپاه قدسش به فرماندهی حاج قاسم را، حاج قاسم آمد سخنرانی کرد گفت اصلاً نه ارتش لازم است، نه سپاه لازم است، در سخنرانی اش هم شنیدید دائم تکرار می کند می گوید آقای ترامپ ما نه سپاه را می فرستیم، نه ارتش را، من برای شما چی هستم؟ من برای شما کافی هستم. برای همین هم ده ها هزار نفر التماس کردند حاج قاسم آن ها را به جنگ ببرد، اساساً به خود، چقدر سراغ من آمدند، گفتند شما مثلاً توصیه ما را کن ما را به جنگ بفرستند، اصلاً قبول نمی کردند بِبَرند. چون می گفتند ما به اندازه کافی بس هستیم، خودمان بس هستیم نیازی نیست کسی را بِبَریم. افراد باید التماس می کردند یک نفر آن ها را آن جا برای جهاد بِبَرد. این لشکر، لشکری است که اگر، جنگیدن در آن واجب نیست، مستحب است، جنگیدن در آن چی است؟ مستحب است. یعنی این طوری نیست که واجب عینی باشد همه باید بروند. پیغمبر از این جهادها داشت. یک جهاد واجب داشت، یک جهاد مستحب. این در یک جنگ مستحبی بود به پیغمبر گفت که من وقتی می آمدم پدر و مادرم گریه کردند به خاطر اینکه من داشتم می آمدم اشکشان درآمد گریه کردند. پیغمبر گفت نمی خواهد به جهاد بیایی. حالا که گریه شان انداختی برو، به خانه برگرد آن ها را بخندان. این بار پدر و مادرت را چی کار کن؟ شاد کن. این خیلی مهم است. شاد کردن دیگران. شما هر چقدر دیگران را شاد کنید و در دلشان شادی ایجاد کنید هم خودتان در دنیا شاد می شوید هم آخرت و ابدیت شاد می شوید. پس دقت کنید قاعده فیزیک این است شما اگر به یک شی یک نیوتون نیرو وارد کنید به آن ها یک نیوتون نیرو وارد می شود اما در نظام متافیزیکی این طوری نیست. در نظام متافیزیکی و روحی وقتی یک حجمی شادی به یک نفر وارد می کنید بی نهایت شادی به خودت برمی گردد. خیلی برمی گردد. یک مقدارش که ظرفیت پذیرش داری در دنیا به تو می دهند. یک حجم عظیمی از شادی را کجا به تو می دهند؟ در نظام ابدی که ظرفیت جذب شادی را داری، لذا خداوند برای کارهایی مثل نماز و روزه و حجاب و نمی دانم صدقات و حج و اخلاق خوب و مهربانی و آرام کردن دیگران و شاد کردن دیگران و لطف کردن در حق دیگران که انسان انجام می دهد؛ چون نظام دنیایی یک نظام محدودی است یک محدودیتی به اندازه خوبی ای که کردی به تو برمی گرداند اما یک اثر جاودانه هم برایت می گذارد، برای کجا؟ برای ابدیت. به این حدیث دقت کنید. از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : "مَنْ اَدْخَلَ عَلی اَهْلِ بَیْتِه سُروراً خَلَقَ اللهُ مِنْ ذلِکَ سُرور خَلْقاً یَسْتَغفِرونَ لَه اِلی یَومِ الْقیامة" اگر کسی به خانواده خودش شادی وارد کند، خانواده اش را شاد کند، حالا چه طوری اش را خود حضرت توضیح می دهد، چه طوری شاد کند. هر شادی ای، فرق نمی کند. شادی مثبت، شادی گناه آلود نه، شادی سالم، شادی ای که رضای خدا در آن باشد. اگر کسی خانواده خودش را شاد کند می فرماید جدای از اینکه خودش هم شاد می شود، به خودش برمی گردد می فرماید که خداوند از این شادی فرشتگانی را می آفریند که تا روز قیامت برای او طلب چی میکنند؟ مغفرت می کنند.  یعنی چی؟ یعنی اثر جاودانه. چون دعای فرشته ها مستجاب است دیگر. درست است؟ دعایشان مستجاب است. یعنی این شادی یک درختی است که تو می کاری. این طور نیست که شما مثلاً یک شادی وارد کردید خدا هم می گوید حالا که شادی وارد کردی من هم تو را شاد می کنم، تمام می شود. می گوید نه، تو هر باری که خانواده خودت را شاد می کنی، یک درخت شادی می کاری، یک درخت شادی می کاری، این شادی تا قیامت برای تو رویش می کند. این خیلی قشنگ است. تا قیامت برای شما چی است؟ رویش می کند. یعنی یک حجم زیادی شادی به تو وارد خواهد شد. تو یک درخت کاشتی تمام شد، دیگر حالا این دیگر تا قیامت برای تو ذخیره شادی می کند و یک جا به تو برمی گردد. چرا؟ چون ما در دستگاه چه کسی کار می کنیم؟ شما به یک نفر صد هزار تومان قرض می دهی، او هم به شما صد هزار تومان پس می دهد، درست است؟ مستحب است وقتی به انسان پول قرض می دهند، نهایتاً این است دیگر، ربا حرام است، ربا یعنی من به یک کسی پول بدهم توقع داشته باشم به من چی بدهد؟ یک پول اضافه بدهد، این حرام است. می گوید شما یک میلیون دادی همان یک میلیون را پس بگیر. اما اگر بگویی به من یک میلیون و صد بده حرام است. ولی از این طرف هم می گوید مستحب است اگر یک کسی به تو یک میلیون داد تو دیگر به او یک میلیون برنگردان. وقتی داری به او برمی گردانی بگو آقا مثلاً این هم پنجاه هزار تومان، صد هزار تومان هدیه من. این مستحب است، این خوب است انسان برگرداند. ولی خوب نهایتاً انسان همین مقدار را برمی گرداند. این طوری نیست که انسان یک میلیون بگیرد بعداً برود دو میلیون به طرف هدیه بدهد که. ولی خدا این طوری نیست، شما وقتی با خدای بی نهایت سر و کار داری آثارش چیست؟ آثارش بی نهایت است. یعنی شما با خدای بی نهایت سر و کار داری، شما یک شادی محدود وارد می کنی اما خداوند به شما چی می دهد؟ به شما یک شادی نامحدود می دهد. این را می دهد. پس دقت کنید وقتی ما با خدا معامله می کنیم ضرر نمی کنیم. مطمئن باش سود زیادی می کنی. لذا فرمود این تا روز قیامت برایش کار می کند. حالا دقت کنید. باز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. ببین ما چه پیغمبری داریم، چه دینی داریم. شما هیچ جا نمی توانید یک همچنین امام و پدر مهربان و رهبری پیدا کنید، هیچ جا.

«مَن حَمَلَ مِنَ سوقٍ طُرفةً الی وُلده» کسی که برای بچه هایش، فرقی نمی کند همسرش، چون یک عبارت هم برای همسر داریم، هر کس از بازار برای بچه هایش یک هدیه بخرد، بگوید آقا من دارم می روم چندتا بستنی بگیرم به خانه ببرم بچه ها بخورند، بچه ها وقتی بستنی را می بینند شاد می شوند، یک کیک بخرم، یک کیک بخرد، بستنی بخرد، یک چیزی که بچه ها را شاد کند، هر چیز، میوه بخرد و ببرد، یک اسباب بازی بخرد، یک چیزی که بچه شاد شود، خانواده اش شاد شوند. برای خانمش بگیرد و ببرد شاد شود. خانم الان خسته است، مریض است توان غذا درست کردن ندارد، مرد خانه می گوید هیچ چیز نمی خواهد درست کنی، امشب من خودم غذا می آورم. من خودم غذا می آورم. همین شاد کردن است دیگر. شاد کردن است. برود از رستوران غذا بگیرد و بِبَرَد همه شاد شوند. بچه ها فلان چیز را دوست دارند، خانمش هم الان خسته است نمی تواند غذا درست کند، مریض است بردارد یک چیزی ببَرَد. «کانَ کَمَن حَمَلَ صَدَقَةً حَتّی یَضَعَها فی فیهِم» می گوید مثل اینکه تو داری صدقه می دهی، این کار خیلی قشنگ است. یعنی آثار صدقه را دارد. برای شما دفع چه می کند؟ برایت هم دفع بلا می کند و هم خیر جذب می کند. می دانی چه می گویم؟ صدقه این جوری است دیگر. وقتی شما صدقه می دهید هم دفع بلا می کند هم چند برابر به شما چی برمی گردد؟ پول برمی گردد، برایت برکت می آورد. بنابراین نگو که من حالا برای خانواده یک چیزی می خرم پولم کم می شود، انسان نسبت به اعضای خانواده اش خساست کند، می گوید لطف خدا پشتیبانت است، برکت خدا پشتیبانت است. اگر می توانی خانواده را شاد کنی شاد کن. برای خانواده خسیس بازی درنیاور. خساست خیلی چیز وحشتناکی است. خساست همه زشتی ها را به انسان برمیگرداند، همه آثار را برمی گرداند. بخل کردن، حالا سفره ای هست ده نفر می خورند، حالا شما بروی همه را ببندی همه سفره را مال خودت بکنی، مطمئن باش این برایت سرطان و کوفت می شود. مطمئن باش برایت بلا می شود، برایت بلا می شود. همین چند وقت پیش، یک خانم را می شناختم رفته بود زن دوم یک آقایی شده بود اصلاً آن زنش مُرده بود حالا این رفته بود زن دومش شده بود. این آمد کاری کرد که تمام ثروت این آقا را، یک جوری کاری کرد که فقط برای خودش باشد، در چنگ خودش در آورد و برای بچه هایش به خارج می فرستاد، من قشنگ یادم است. سه تا بچه در خارج داشت، برای آن ها می فرستاد. بچه های این آقا را از چیز محروم کرد. حجم زیادی از ثروت را به اسم خودش کرده بود هی هم برای بچه هایش می فرستاد. مُرد، یکدفعه این خانم در جوانی مُرد. اموال این ها را که سرقت کرده بود، این حق الناس وحشتناک بماند، اموالی که به اسم خودش کرده بود دوباره به آن خانه برگشت. آن هایی که برای بچه هایش فرستاده بود بچه هایش حتی موقع مُردنَش هم نیامدند. بچه هایش گفته بودند یعنی ما بلیت بدهیم برویم برای مامانمان تهران؟ حالا مُرده است دیگر، حالا بلیت را بدهیم برویم که چی؟ برای مراسمش برای چی؟ الان مثلاً چه معنایی دارد من یک بلیت بدهم. مادره صدها هزار دلار برای این ها فرستاده بود. بچه ها حتی حاضر نشدند به مراسم مادرشان بیایند. نیامدند، هیچ کدام مراسم نیامدند. این زن تنهای تنها مُرد، بُردند یک جا دفنش کردند حالا در جهنم خودش دست و پا می زند. حتی بچه ها حاضر نشدند، هیچ کدام از بچه هایش نیامدند. گفتند یعنی چی؟ چه معنایی دارد ما بلند شویم و به آن جا برویم. این اتفاق می افتد. خساست نکنیم. می گویند یک بنده خدایی آب خریده بود، یک بطری آب معدنی خریده بود به خانه برده بود به خانمش گفته بود این غلیظ است مواظب باش داخلش آب بریز حیف است، این جوری. بعضی ها واقعا شور خساست را در می آورند. گفته بود بابا کولر سوخت،  گفته بود معلوم است دیگر، ده نفری زیرش می خوابید به آن فشار می آید. این خساست های احمقانه این بلا را سر آدم می آورد. تا اینکه این طعام را ، این غذا را در دهان آن ها می گذارد، چقدر این دین ما قشنگ است، بعد می فرماید "وَلْیَبدَا بِالْاِناث" باید حتماً از دخترها شروع کند، قبلا یادتان است در قانون کمک گفتیم اول مادر، بعد کی؟ پدر. اول خواهر، بعد کی؟ برادر. اول دختر بعد پسر. این را همیشه یادتان باشد. جنس مونث همیشه مقدم است. می گوید: "وَلْیَبدا بِالْاِناث" اول به دخترها برسد. "فَاِنَّ اللهَ یَرِقُ لِلْاِناث" خداوند دلسوز دخترهاست. ببین چقدر این دین قشنگ است. خداوند دلسوزِ یک مهربانی ویژه ای و رحمت ویژه ای برای جنس مونث دارد. حالا دقت کنید این خیلی قشنگ است. شما این درس روان شناسی را در هیچ مکتب روان شناسی پیدا نمی کنید. "وَ مَنْ رَقَّ لِلْاُنثی کَمِنْ بَکی لِخَشْیةِ الله" ببین به کجا زد؟ می گوید هر کس دلش برای دخترها نرم باشد، مادر، خواهر، همسرش، مثل کسی است که از خشیت خدا گریه کرده است. چون خشیت خدا احتیاج به چی دارد؟ احتیاج به رقت قلب دارد. می گوید این به جای آن. ببینید این دین ما چه کار می کند، چقدر قشنگ است. می گوید کسی که رقتی دارد، مهربانی ویژه ای برای خانم ها و نسبت به خانم ها دارد مثل کسی است که از خشیت خدا گریه کرده است. حالا ببینید " وَ مَنْ بَکی مِنْ خَشْیَةِ الله غُفِرَ لَه" هر کس که از خشیت خدا گریه کند بخشیده می شود. پس کسی که برای خانم ها دل رحمی و دل سوزی دارد گناهانش بخشیده می شود. چقدر این دین ما قشنگ است، چقدر زیباست. " وَ مَنْ فَرَّحَ اُنْثی فَرَّحَهُ الله یَومَ الْحُزن" به به هر کس خانم ها را خوشحال کند خدا روز غصه و روز حزن خوشحالش می کند. این فرهنگ ماست.

حالا این احمق ها بلند شوند و بگویند زن، زندگی، آزادی. نمی دانم حق زن و حقوق زن و این ها، چه وحشی بازی هایی خودشان سرِ زن هایشان می آورند. کشوری که زن حق ندارد فامیلی خودش را داشته باشد، در یک کشور، کشوری که، همین اروپایی که، من همین، اروپا چند تا کشور، روم اینجا تدریس دارم، این ها تا همین سی سال پیش خیلی کشورهایشان زن ها حق رای نداشتند. الان هم یک عالم در قانون اساسی شان، قوانین جزایی شان برای زن ها ظلم قائل هستند، بعد حقوق هایشان از آن ها گرفته می شود، آن وقت این ها می خواهند به ما حقوق زن یاد بدهند. این ها می خواهند به ما حقوق بشر، حقوق خانم ها را یاد بدهند.

می گوید هر کس خانمی را خوش حال کند خدا روزِ حزن، شادش می کند. روز قیامت، شادش میکند. ببین اثر جاودانه دارد، ببینید. اثر ماند چی؟ جاودانه شد. حالا این مربوط به آقایان هم نیست. خانم ها هم باید همین کار را بکنند. خانم ها هم باید دقت کنند که یک موقعی برای پسرها تبعیض قائل نشوند، به نفع کی؟ گاهی وقت ها این طوری می شود، خانم ها هم تبعیض قائل می شوند. پسرها را به کی ترجیح می دهند؟ به دخترها. این نیست. این قانون برای همه است.

روایت بعدی باز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. می فرماید که " اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیُحِبُ الرَّجُلُ مِنْ خَلْقه اِذا نْصَرَفَ مِنْ سوقِه فَیَاخُذَ شَیْئاً فی کُمِّه لِعِیاله فَیَفرحوا بِه فَیُباهِ الله بِهِ الْمَلائِکة" چقدر قشنگ است. می گوید خداوند مردی را دوست دارد که وقتی به بازار می رود همیشه یک چیزی را برای خانواده اش تهیه کند، اگر می تواند دست خالی نرود، یک چیزی بگیرد. این یک چیزی، دقت کنید لازم نیست حتماً یک چیز گران باشد. مثلاً ۲۰۰ گرم تخمه بخر ببر، تازه طرف، دیدید که در مغازه ها درست می کنند، تازه و داغ. الان زمستان است یک کاسه لبو بردار ببر. یک کاسه باقالی بخر ببر همه بنشینند دور هم چند تا دانه باقالی بخورند. چهار تا دانه بستنی بخر ببر. به هر حال خوشحالشان کن. می گوید خدا دوست دارد مردی را که وقتی از بازار می آید، هرگاه از بازار برمی گردد چیزی برای خودش داشته باشد، بگیرد بخرد برای خانواده اش ببرد و آنان را شاد کند. خدا، خدایی است که دوست دارد همه شاد باشند. گفتم دین ما دینِ چیست؟ شادی است. شادی علامت ایمان است. شاد کردن دیگران، شاد کردن خداست، خشنود کردن خداوند است. بعد نکته جالبش این است. می گوید خداوند به این آدم به فرشته ها مباهات می کند. ببین بنده ام را، چه بنده ای دارم. فرشته ها ببینید من چه بنده ای دارم، چه بنده خوبی دارم. همیشه خانواده اش را شاد می کند. این خیلی مهم است.

گاهی وقت ها یک لطیفه گویی، یک بذله گویی، انسان اعضای خانواده را بخنداند. پدر و مادرش را بخنداند، شاد کند. هیچی ندارد، دست خالی است، ولی می گوید با خوش رویی که می توانی، با لبخند که می توانی، با لطیفه گویی که می توانی شادشان کنی، شادشان کن. حالا بعضی از افراد هستند که این شادی را برای صدها و هزاران نفر تولید می کنند. اینکه مثلاً دو تا، سه تا، چهار تا، حتّی یک نفر. می گوید آقا مگر یک کیلو چای چقدر می شود؟ مگر آبش چقدر می شود؟ مگر هزینه گازش چقدر می شود؟ در این فضاها دیدید، فضاهای معنوی، بچه های بسیج، بچه های هیئت، بچه های مردمی که مردم بزرگی هستند، می بینی یک موکبی زدند، یک میز گذاشتند، عصر جمعه است، جمعه ها هم که معمولاً  عصرهایش خیلی دلگیر است، می بینی مثلاً یک اسپندی گذاشتند،  این اسپند مثلاً بوی این اسپند آدم را حال می آورد. یک نوایی گذاشتند همین که در خیابان دارد می خواند و آدم دارد می رود دل آدم حال می آید. بعد یک فلاسک چای آنجا گذاشتند، دارند چای صلواتی می دهند مردم می خورند. تابستان ها یک شربتی می دهند مردم می خورند شاد می شوند. این اِطعام این طوری خیلی ارزش دارد. خیلی ارزش دارد. اینکه انسان همیشه یک چیزی داشته باشد، در همین حد، سه نفر، چهار نفر، پنج نفر جمع می شوند و یک کاری را انجام می دهند. یک کار با این با ارزشی را. خدا هم حتماً به این کار برکت می دهد. آقا جمع شویم غروب ها مثلاً غروب هر روزی، فرق نمی کند، یک جایی پیدا کنیم، مسجدمان، جلوی خانه مان، نمی دانم در یک جایی که مردم اذیت نشوند، یک میز بگذارید، یه تعداد لیوان بیاورید، یک تعداد چای دست مردم بدهید، مردم بخورند. صد نفر، دویست نفر، پانصد نفر رد می شوند یک چای می خورند. بعضی از افراد در مساجد هستند این قدر خوش سلیقه هستند، این قدر خوش سلیقه هستند که می گوید مثلاً آقا بیا من، نمازگزارها مگر چند نفر هستند، چهل نفر، پنجاه نفر، صد نفر نماز می خوانند، بعضی از مساجد من سراغ دارم این ها همیشه بعد از نماز جماعت حتماً پذیرایی چای هست. بعضی از مساجد خب نمی کنند. سلیقه ندارند اصلاً که این کار را انجام دهند. بیشتر باید بگویم سلیقه ندارند در مساجد این کار را نمی کنند. مسجد، کسی که مسجد است، هیات است، باید حواسش باشد که از میهمانانش که وارد می شوند پذیرایی کند. حالا، مثل همین جا که عزیزان سلیقه به خرج می دهند، شیرینی می گذارند، چای می گذارند کسی وارد می شود بخورد. آمدن، رفتن، این کار بزرگی است، کار با ارزشی است، لازم هم هست حتماً انجام شود. در همین حد، طرف از بیرون می آید خسته است، هوا سرد است، الان چای به او می چسبد، یک شیر کاکائو می چسبد، قهوه می چسبد، تهیه کنند به مردم بدهند، این شاد کردن مومنین ارزش زیادی دارد. فکر نکنیم یک کار گیاهی و حالا خوردن است دیگر، نه، با خوردن شما روح یک مومن را شاد کنید. الان خستگی اش در می رود، یک چای می خورد، قهوه می خورد، شیر کاکائو می خورد، شیرینی می خورد، میوه ای می خورد، این ها خیلی خوب است، فوق العاده است. تا برسد به آن هایی که غذا می دهند وضعشان خوب است به یک تعدادی غذا می دهند دیگران را شاد می کنند آن دیگر خیلی ارزشش زیاد است. می گوید خدا به این بنده اش پیش فرشته ها مباهات می کند. در روایت بعدی باز هم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. من چند سال بود در یکی از این حرم های بزرگ، اسم نمی آورم غیبت شود، آن هایی که رفتند خودشان می دانند، یکی دو سال است شروع کردند، چند سال بود من به حرم می رفتم می گفتم بابا این همه زائر برای زیارت اینجا می آید، بابا زائر که می آید، خانه بابایشان می آیند، این چه برخوردی است شما با زائر می کنید. بابا زائر آمده خدا میرزا را رحمت کند می گفت این ها به خانه بابایشان آمده اند، امام رضا اولین کاری که، لو دادم دیگر، امام رضا اولین کاری که می کند اینکه زائرش را می خواباند. می گوید بچه ام خسته است، بگذار یک چرتی بزند، چرت در حرم خیلی می چسبد، اینکه آدم باید بگذارد زائر چی کار کند؟ بخوابد چون می خواهد بلند شود انرژی بگیرد برای اینکه یک ارتباط ابدی پیدا کند. هِی هر دفعه می آیند دیدی که، پرها هم دستشان است، من با این ها دعوا می کردم می گفتم بابا چرا آخر؟ بگذار بخوابند، این جوان الان از راه رسیده پول هتل ندارد، پول مسافرخانه ندارد، آمده یک چند دقیقه پیش بابایش یک امشبی بماند، خسته است از راه آمده بگذار یک دو ساعت بخوابد، نمی گذاشتند. حالا الحمدلله الان چند سالی هم هست سر عقل آمدند، یک جایی را در نظر گرفتند، همه بروند یک چند ساعتی بخوابند، هر چند کم و محدود است ولی باز خوب است. بابا بگذارید مردم بخوابند. چی است حالا هِی الکی به اسم حرمت امام و نمی دانم این ها، اصلاً امام رضا کِیف می کند بچه اش پیشش بخوابد. اصلاً خودِ آقا او را می خواباند. شما می روید مزاحم بچه ی آقا می شوید. این کار خوبی نیست. ‌حالا الحمدلله الان یک جایی در نظر گرفتند. یکی هم اینکه می گفتند الان الحمدلله یکی دو سال است شروع کردند همه حرم ها باید این کار را بکنند. گفتم بابا زائر اینجا می آید این همه جا هست، مردم می آیند در این فضا وارد می شوند برای حس عبادی شان باید خستگی شان در برود. حرم موظف است از زائرها امام رضا حرمت بگذارد پذیرایی کند برایشان یک چای بگذارید، یک چیز بگذارید بخورند الحمدلله الان هست ولی خیلی هم دور گذاشتند، آدم پشیمان می شود این همه راه می رود می آید دوباره خسته می‌شود. جاهایی گذاشتند که همه به راحتی پیدایش نمی کنند. آره، آدم ترجیح می دهد همان جلوی حرم خودش یک چای بخورد. ولی خوب است. چه کار خوبی هم کردند. رفتم دیدم که از این پُزها هم گذاشتند خب الان من می روم یک چای آنجا خودم می خورم خستگی ام در می رود کِیف می کنم. ولی وقتی آدم پول، کارت می کشم پول چند تا چای را می کشم؟ یکدفعه پول هزار تا چای را می کشم برای هزار نفر، در آمد راست. اصلاً خودش برای حرم درآمد دارد. هیچ هزینه ای هم اصلاً ندارد. هم پول، همه پول در می آید یک سودی هم برای حرم دارد. این کار بدی است؟ کار خوبی است. همه حرم ها این کار را بکنند. همه مساجد این کار را بکنند. همه مساجد. مردم بدانند نمی خواهند بروند عبادت کنند این خیلی مهم است لازم نیست بیایند در حرم عبادت کنند، لازم نیست در مسجد نماز بخوانند، بگویی فقط برای نمازخوان ها، این فرهنگ شود. بدانند غروب یک مردی دارد در خیابان رد می شود، خسته است همه بدانند من اگر خودم را به یک مسجد برسانم آنجا می توانم چی بخورم؟ می توانم الان بروم یک چای بخورم. هان؟ نماز نمی خوانم اما چای که می توانم بخورم. گفته بود تو که نماز نمی خوانی، روزه هم نمی گیری چرا بلند می شوی سحری می خوری؟ می گفت دیگر این سحری را هم که نخوریم پاک کافر می شویم. آره، لااقل سحری اش را بخوریم اگر روزه هم نمی گیریم. حالا هیچی، بگذار مردم بروند بدانند هر جا مسجد هست من می توانم بروم چی بخورم؟ آنجا حتما چی هست؟ خیلی هم خوب است. یک ذره، اصلاً هم هزینه ندارد. هزینه اش هم قطعاً از آسمان می رسد. تضمینی می رسد. اگر گفتی هزینه اش را چه کسی می دهد خدا می دهد. مثل بچه داری است که ما متاسفانه این اخلاق زشت را بعضی ها پیدا کردند می گویند که بچه دار شویم در این خرج گران چه کسی می خواهد هزینه اش را بدهد؟

خدا می گوید بابا هزینه را بچه می دهد، اصلاً شما مهمان بچه تان هستید. این اشتباه است. رزق با بچه است. شما وقتی بچه را کم می کنی خدا در کارَت گره می اندازد. از ترس اینکه مبادا هزینه هایت زیاد شود ازدواج نکنی و یا ازدواج را به خاطر مسائل مالی به تاخیر بیندازی. این کار غلطی است. سخت گیری نباید کرد، سخت گیری های اقتصادی. آدم زندگی اش را ساده شروع کند خیلی ساده، بعداً هم خدا برکت می دهد. ازدواج، بچه دار شدن را اگر کسی این کار را بکند خدا خشمش می گیرد بعد در زندگی ات بلا می آید. وقتی راه را می بندی، راه آمدن انسانی را به جهان می بندی غضب می گیرد، غضب خدا می گیرد و زندگی ات قفل می شود. انواع بلاها، مرض ها، گرفتاری ها و غصه ها به زندگی ات می آید. اما وقتی بچه می آید بچه می خندد بازی می کند شیطنت می کند در خانه رزق می آید، همه جور رزقی به خانه می آید. همه جور شادی ای به خانه می آید. این خیلی خوب است. رزق با بچه است. رزق با همسر است. پیش پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله وضع مالی ام خراب است. حضرت گفت برو ازدواج کن. گفت آقا می گویم وضعم خوب نیست خودم. من مجردم. حضرت گفت من هم می گویم برو ازدواج کن دیگر. دوباره تکرار کرد. بار سوم حضرت فرمود برو ازدواج کن. برکت با همسر است. شما تا  همسر نگیری برکت به زندگی ات نمی آید. این یک قاعده است. شما وقتی که خودت اختیار می کنی که سطح مصرف کنندگان مالَت را، نان خورانَت را زیاد کنی خدا هم تضمین کرده سطح چی را زیاد کند؟ سطح روزی ات را زیاد کند. الان برو کمیته امداد، بگو که من می خواهم ۵ تا بچه داشته باشم. ۱۰ تا بچه را تعهد می کنم ماهیانه مثلاً پنجاه هزار تومان صد هزار تومان به کارتِشان بریزم. ببین چقدر مالَت زیاد می شود. چقدر در زندگی ات برکت می آید. برو انتخاب کن بگو من می خواهم ۱۰ تا بچه ۲۰ تا بچه داشته باشم، می خواهم هزینه این ها را بدهم. یک دانه، وضع مالی ام، دو تا را، خدا به همان اندازه به تو وسعت می دهد، بیشتر هم می دهد. خدا خیلی بیشتر به تو می دهد. پس هر چه سطح مصرفتان را بیشتر کنید دریافتتان چی است؟ بیشتر است. چه مصرف مادی، چه مصرف چی؟ معنوی. این قانون خلقت است. آن جایی که خساست، بخل و ترس به سراغت می آید و می گویی بس است، خدا هم می گوید بس است. خدا هم می گوید بس است. پس این را توجه کنید.

باز هم روایت را نگاه کنید، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید که: در هر جمعه" دیگر عربی اش را برایتان نمی خوانم. "چیزی مثل میوه یا گوشت"ببین می گوید مثلِ، حالا همه چیز هست، بستنی هست باقالی هست، لبو هست، تخمه هست، بیسکویت هست، هر چیزی که مردم دوست دارند، می دانی خانواده ات دوست دارند، شیرینی هست، بخر ببر. می گوید اصلاً جمعه ها را جدا کنید. خانم ها جمعه ها غذای ویژه درست کنند، غذای ویژه درست کنند، امروز جمعه است باید مثلاً ویژه باشد. باید ویژه باشد. پیامبر می گوید: " برای خانواده تان هدیه بیاورید "جمعه ها را ویژه کنید. "تا از آمدن جمعه شاد شوند." این خیلی حُسن سلیقه است. اصلاً جمعه ها بلند شویم بیرون برویم. جمعه روز نماز جمعه است همه جمعه بیرون برویم ولی نماز جمعه را کوفتِشان نکنید ها. یک موقع می گوید بچه ها را برداریم و به حرم برویم. می گویم بابا بچه را حرم می بری، خانواده را حرم می بری، همان جا رستورانش هم ببر. بروید با هم یک چیزی بخورید. این خاطره حرم را برای بچه ها و خانواده چی کار کنید؟ شیرین تر کن. حرم خودش ارزشش خیلی بالاتر از این است که انسان بخواهد با رستوران و این ها، خود حرم عشق است ولی حالا الان بیرون رفتید خانم خانه مثلاً می گوید نه، من اگر بخواهم برگردم خسته ام، می خواهم چی درست کنم؟ بله؟ خودش را موظف می داند. چون خانم مظهر رحمت است دیگر، خانم رحمت خانه است. می گوید خب من باید درست کنم الان نمی آیم شما به حرم بروید که من بتوانم به غذا، بابا به خانم بگو تو هم بیا، نمی خواهد غذا درست کنی. هر چند بعضی از خانم ها این قدر خسیس هستند می گوید نه، چی؟ غذای بیرون؟ نه، من می ایستم درست می کنم. برو خانم برو، خدا برکت را می دهد. بروید با هم صفا کنید، با هم باشید، شادی کنید، خدا رزق را می رساند. بخل نکنید. نبندید. بیرون بروید از آن طرف رستورانتان را بروید، بروید یک غذای، لازم نیست به رستوران بروید و غذای گران بخورید، لازم نیست. بروید یک فلافل بخورید ولی دور هم بخورید صفا کنید. خیلی هم خوب است. سخت نگیرید تا خدا سخت نگیرد. وقتی آسان می گیری خدا همه چیز را آسان می گیرد. مغفرت خدا می آید. این هست. این دور هم، با هم خوردن گفتم همان که امام فرمود، اینکه اعضای یک خانواده دور هم بنشینند چای بخورند ثوابش کمتر از زیارت امیرالمومنین نیست. آقا بروید با همدیگر، ثوابش از آن زیارت هم، مثل همان زیارت است. زیارت بروید، خسیس بازی هم در نیاورید. بیرون بروید، با هم یک چیزی بخورید، شادی کنید، جمعه است دیگر، جمعه مثلاً نماز جمعه رفتی ظهرش بروید کبابش را هم بخورید تا همه شاد شوند. جمعه را خوب بگذرانید. وقتی که خدا، اعضای خانواده با هم شاد و همدل باشند خداوند هم بخشِشَش را سراغشان می فرستد هم شادی اش را می فرستد، هم برکتش را می فرستد. خب این برنامه ریزی لازم دارد. برنامه ریزی داشته باشید. حالا یک موقع می گویی من جمعه کار دارم، شیفت هستم، شب جمعه بروید، چه اشکالی دارد. سه شنبه بروید، این کار را انجام دهید. اعضای خانواده، به خصوص در آنجا که اعضای خانواده وحدت و همدلی هست حتماً این کار را انجام دهید. مثلاً بگویید آقا بعدازظهر های فلان روز، من، باجناقم، نمی دانم کی کی، جمع شویم و همه به پارک برویم. بچه های خانواده را جمع کنیم، اگر هر کسی غذایی دارد بردارد و بیاورد، غذا هم نداریم غذا تهیه کنیم، لازم نیست غذای گران باشد، یک چند تا تخم مرغ آب پز می کنیم می رویم بیرون، می نشینیم می خوریم. ولی همه به پارک برویم، همه دور هم باشیم، چای بخوریم، بچه ها بازی کنند پارکشان را بروند، در طبیعت لذتشان را ببرند این خیلی قشنگ است، عبادت خوبی هم هست، عبادت قشنگی هم هست. این کار را چرا دریغ می کنیم؟ هفته ای یک بار مثلاً بعدازظهر ها سه ساعت، دو ساعت، سه ساعت قرار بگذارید بروید این کار را انجام بدهید. این را در خانواده رسمش کنید، حرم هفتگی،  رستوران هفتگی، غذای هفتگی، حتماً با هم دیگر پارک بروید، با هم شاد باشید، این خیلی برای اعضای خانواده خِیر و برکت می آورد، همه چیز را خدا می آورد. و این احتیاج به مهربانی، حُسن سلیقه، برنامه ریزی و همت دارد. باید همتش را داشته باشیم. حالا یک روز هم یک کسی سرما خورده، مریض است، الان خانم خانواده به دلایلی آمادگی اش را ندارد، یک روز دیگر که آمادگی هست. این، ولی برنامه داشته باشید. برنامه را هم حتماً، نگویید مثلاً بگویید آقا مثلاً سه شنبه ها برنامه مان این است همه بتوانند برنامه ریزی کنند که دیگر کسی نگوید من، سه شنبه ها ما می دانیم که قرار است به پارک برویم. جمعه ها قرار است به نماز جمعه برویم بعد هم به رستورانی، جایی برویم. این برنامه عمومی تان باشد. ولی حالا یک روزی هم یک کسی نمی تواند، مثلاً بچه امتحان دارد، خانم آمادگی ندارد، عیبی ندارد. حالا آن هفته نباشد یا یک روز دیگر باشد. ولی وقتی این طوری برنامه می گذارید دیگر همه می دانند که می توانند برنامه ریزی کنند، اگر هم یک روزی به یک دلیلی اتفاق نیفتاد هیچ اشکالی ندارد‌. کسی دعوا نکند، اختلاف انگیزی نکند، یک موقعی خودِ این باعث دعوا و اختلاف نشود. این هم از قواعد شادی.

والحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.

چی؟ کتاب شادی؟ خدا آیت الله ری شهری را رحمت کند. یک کتابی به نام شادی دارد، آن را حتماً بگیرید مطالعه کنید کتاب های زیادی دارد. از آن استفاده کنید. حالا الان؟ بعد از کلاس، چشم. چند تا چیز را خدمت عزیزان عرض کنم. از من هِی سوال کردند. ببینید قبلاً هم توضیح دادم. آقای صفری تشریف دارند؟ آقای صفری شما کانال دارید، در کانال به هم وصل هستید؟ به هم وصل نیستید؟ خیلی خب، حالا، ببینید، خیلی از عزیزان از من سوال می کنند راجع به ذکر یا دعایی که برای حل مشکلات یا جذب روزی یا برکت یا موفقیت یا ازدواج یا بچه دار شدن و این ها، آن کتابی که من توصیه کردم همه این ها آنجا، دفع جن، دفع سِحر و جادو، بسته شدن بخت، نمی دانم چیزهای دیگر، حتماً همه آن را یک نسخه در خانه را داشته باشید، کتاب صحیفه جامعه نه صحیفه کامله که در خانه هایتان است نه. آن صحیفه جامعه که ۲۷۰ تا دعاست. این کتاب، خودش همه موضوعی دارد. یعنی برای هر چیز که شما می خواهید آنجا هست. احتیاجی هم نیست بروید پول بدهید به این دعانویس ها و نمی دانم نمی دانم بدهیم جن مان را بگیرند و نمی دانم بخت مان را باز کنند و ... . این اصلاً هزینه نمی خواهد کنید. خداوند ما را ضعیف نیافریده، در خانه خودم بیایید هر چه بخواهید به شما می دهم. "اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین" خدایا از تو کمک می خواهیم، این را یادمان نرود از خود خدا کمک بگیرید. آن صحیفه را حتماً بگیرید من می خواستم بگویم در کانال اگر هست برایتان من همه شماره هایی که برای هر کدامش چه کارهایی می کند برایتان علامت زدم چون آن ۲۷۰ تاست مشخص کنیم حالا عزیزان تنهایی می خرند می آورند من علامت می گذارم که کدام ها را شروع کنند ولی توصیه ام این است کل آن صحیفه را یک دور بخوانید تا آن دعاهایی که به شما با شما سنخیت دارد، صحیفه مثل یک سلف سرویس است که شما باید غذاهای مختلف را امتحان کنید ببینید کدامش به ذائقه شما می سازد. کدام دعا با شما هماهنگ است، آن لشکر شما می شود، آن محافظ شما می شود، آن فرمانده لشکر شما می شود، افسرهای شما، نیروهای شما، آن صحیفه را حتماً داشته باشید، این خیلی خیلی مهم است. این که در این رابطه. آقای صفری حالا حتماً تا ماه دیگر تهیه شود ماه دیگر من همین جا بالا می خوانم خودتان یادداشت کنید علامت بزنید که دیگر همه داشته باشند که از آن ها در این زمینه استفاده کنند. برای ماه مبارک یادتان باشد چند تا نکته است که خیلی مهم است برای اینکه بتوانید برکت ها را جذب کنید و این که تقدیرات، بالاترین تقدیرات را جذب کنید گفتم تقدیرات دست خودتان است. تقدیرات این طوری نیست که خدا به تو نگاه کند بگوید خب من حالا می خواهم به این، این قدر بدهم، نه، می گوید این چقدر ظرفیت برای من آورده است. شما هر چقدر ظرفیت ببرید شب قدر، امام زمان همان قدر را امضا می کند. ما هستیم که برگه قدرِمان را دست حضرت می دهیم حضرت امضا می کند. پس برای اینکه ظرفیت بالاتری را در جنبه های مادی و معنوی ببرید باید خودتان را آماده کنید که ما چه کار کنیم که بتوانیم برای شب قدر نه به اندازه یک نفر، دو نفر، سه نفر، هزار نفر تقدیرات ببریم بلکه بتوانیم رزق میلیون ها نفر را، قدر میلیون ها نفر را جذب کنیم. آن فرمول دارد این را که می گویم یادداشت کنید، این را حتماً انجام دهید یک صلوات هم ختم بفرمایید. توضیح می دهم. یادداشت کنید: ●مراقبات ماه مبارک این ها سی دی هایش را بگیرید ●محبت بین خدا و بندگان سعی کنید تا قبل از ماه رمضان تمام کرده باشید. ●محبت بین خدا و بندگان ●مراقبات ماه مبارک ●شرح دعاهای شب های قدر و ●مباحث معنوی شب های قدر این ها را با کتاب، کتاب هم خیلی کوتاه است، کوچک است ولی فوق العاده مهم است. ●نقش انسان در تقدیرات کتابش را بگیرید اگر کتابش را پیدا نکردید از سی دی اش استفاده کنید ولی کتابش مهم تر است، کتاب را حتماً بگیرید اگر هم نبود تا ماه دیگر، تا جلسه آینده مان به آقای صفری بگویید این کتاب را حتماً سفارش دهند بیایید و این کتاب را ببرید. نقش انسان در تقدیرات احتمالاً دوستان هم داشته باشند. این ها را حتماً تا قبل از ماه مبارک کار کنید.

اما فلسفه حجاب در نماز چرا خانم ها، مگر خانم با خدا نامحرم هستند. می گوید در خانه تنها هم هست باید حجاب داشته باشد. ببینید برقراری هر رابطه ای یک سلسله قوانین دارد تا آن جذب شود. ببینید بچه وقتی می خواهد به مدرسه برود باید روپوش بپوشد، روپوش مدرسه را دیده اید؟ می گوید هر لباسی نمی توانید. شما در دانشگاه حتی در آمریکا و اروپا هم شما وقتی می روید قوانین پوشش دارد. می گویند شما در مدرسه نمی توانید هر لباسی را، در دانشگاه حق ندارید هر لباسی را بپوشید. فضای علمی، باید لباسش مناسب آن کار باشد. یعنی شما می خواهید به آزمایشگاه بروید می گویند این روپوش خاص را بپوش. می خواهی به فضای هسته ای بروی این لباس را بپوش. در فضای پزشکی اقتضایش آن لباس است. هان؟ باید آن لباس باشد. یعنی شما حق ندارید در بیمارستان لباس مشکی یا تیره بپوشید. پزشک، پرستار باید حتماً لباس چی بپوشد؟ حتماً باید لباس تمیز و روشن بپوشد. اقتضای آن حال آن فضا این است. در ارتباط با خدا هم همین مسائل هست. در مسجد در عبادت انسان باید لباس بپوشد. با ارتباط با خداوند با پوشش باشد. اما این پوشش باید چه طوری باشد؟ این پوشش، که با خدا می خواهی با ملائکه ارتباط بگیرید این هم یک اقتضا دارد چون آن فضا، فضای حرمتی هست گ، فضای حرمتی هست باید لباس باشد. اما لباس ها باید چه طوری باشد؟ می گوید "خُذوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسجِد" آیه قرآن است. لباس ها باید بهترین و زیباترین لباس ها باشد، چون می خواهی با معشوقت خلوت کنی. ارتباط با، آدم یک کسی که خیلی برایش عزیز است موقع ملاقاتش چی می پوشد؟ بهترین لباس هایش را تنش می کند. این را باید مثلاً، آقایان می روند مثلاً لباس های دم دستی نپوشند برای مسجد می روند، هان؟ می گوید  بهترین لباست را برای مسجد بپوش برو یا می خواهی عبادت کنی بهترین لباس، خانم ها هم همین طور، برای همین کار خوبی که الان فرهنگی هست که در جامعه ما هست خانم ها برای نمازشان چادر مشکی استفاده نمی کنند. برای هر عبادتشان چادر چی دارند؟ یک چادر خوب نماز دارند باید یک چادر زیبا و خوب انتخاب کنند. بعد لباس عبادت باید لباس مناسب باشد، برای شما تمرکز بیاورد. باید رنگش را یک طوری انتخاب کنید که از رنگش لذت ببرید، برایتان آرام بخش باشد. این یک نکته. دو: لباس نباید لباس ذلیلانه باشد. ذلیلانه، لباس تنگ را لباس اهل ذلت می گویند. چون لباس تنگ روح را آزار می دهد. حتی آدم لباس تنگ را بیرون می پوشد مثل شلوار لی های مسخره که حالا خیلی ها می پوشند این ها هم عقیم می کند هم روی زن اثر دارد، روی مرد اثر دارد، در نطفه اثر دارد، در خیلی چیزهای دیگر. جدای از آن تنفس بدن را مشکل می کند بعد نمی گذارد شما تمرکز کنید، شما عبادت می کنید نباید لباست مزاحم، نفهمی که لباس خاصی تنت است. یعنی درکش نکنی تا مزاحمت، دست و پایت را نگیرد. این خیلی مهم است. باید به این شکل باشد که درگیر تمرکز، در گیری لباس نداشته باشید. این مهم است ضمن اینکه پوشش هست زیباست، عطرتان مثلاً باید عطر مناسبی باشد. این حرف خیلی مهم است. یک عطری باشد که معنویت آور باشد، تمرکز، عطرهایی که روی اعصاب است، بعضی از عطرها را شما می زنید اعصابت خرد می شود، حالت را خراب می کند، حال به هم زن است، نه. عطری را انتخاب کنید که قدرتت را زیاد می کند، تمرکزت را برای غیب زیاد می کند. بعضی از بوها هست شما وقتی استشمام می کنید برایتان وحدت روح می آورد و شما را از طبیعت خارج می کند. هان؟ دقت کردید؟ مثلاً وقتی گلاب استفاده می کنید آدم یک حس خوب دارد گلاب را استفاده می کند. یا عطر های خاصی که در حرم ها استفاده می شود این ها خیلی مهم است. برای نماز هر عطری را نزنید یا عطری بزنید که تمرکزتان را برای غیب آماده کند. بعد سجاده خیلی مهم است. وقتی روی سجاده می ایستید باید حسش نکنی، یا اگر روی آن هستی از آن حس خوب داشته باشی. خشن زبر نباشد وقتی می خواهی از حالت رکوع بلند می شوی که به سجده می روی می خواهی دست را بگذاری نباید آزار دهنده باشد باید حس خوب ایجاد کند. حس منفی ایجاد نکند، مثلاً زبر نباشد تیز نباشد دستت را آزار ندهد یک سجاده مثلاً کاملاً نرم باشد. کاملاً خوب باشد. رنگ خود سجاده برای تمرکز خیلی مهم است. هر رنگی را برای سجاده انتخاب نکنید. رنگی که بتواند در شما وحدت و تمرکز ایجاد کند، این ها خیلی مهم است. روی این حساب، این، مهم این است که تو بتوانی وقتی که داری نماز می خوانی به تمرکزت کمک کند. شرط هم نیست که حتماً وقتی که الان محرمی هم نیست، نامحرمی هم نیست، شرط نیست که حتماً چادر سر یک کسی باشد. یک کسی ممکن است بگوید با مانتو راحت تر است،  می گوید من الان مانتو بپوشم، یک لباس گشاد خوب می پوشم راحت تر تمرکز می گیرم و می توانم عبادت کنم. اشکالی هم ندارد. آن را هر چی که دوست دارید بپوشید. لباسی که به هر حال ذهنتان را به تمرکز عبادت و معشوق وادار کند مزاحم تمرکزتان نباشد.

کتاب انقلاب اسلامی و آینده جهان را همه حتماً تهیه کنند و مطالعه کنند به دیگران هم سفارش دهید بخوانند.