شادی
جلسة چهلم (40) به تاریخ: 19/10/1401
استاد گرانقدر:
استاد محمد شجاعی
تعداد جلسات: ادامه دارد
قبلا توضیح دادیم که رابطه دنیا با نظام آخرتی ما مثل رابطه رحم مادر با دنیا است. این یک فرمول صدها قاعده دارد خودش. یکی از آنها این است که همانطور که قبل از رحم مادر اول دنیا است بعد در دنیا رحم بوجود میآید و دنیا قبل از رحم است و محیط بر رحم است چند قانون شد؟ سه تا 1- قبل از رحم دنیا وجود دارد. 2-رحم در دنیا بوجود میآید 3-دنیا محیط بر رحم مادر است. بنابراین نگاه به یک جنین بدون ارتباط با دنیا یک نگاه کاملا اشتباه است. یعنی رحم مادر یک فضای بسته نیست که جنین در آن زندگی بکند. بلکه دائما این رحم با عالمی که آن را احاطه کرده و قبل از آن وجود داشته، در ارتباط است. تمام نیروی لازم، غذا، هوا و هر چیزی که برای سلامتی جنین لازم است، همه از دنیا دارد تامین میشود و جنین در آنجا عالم خودش را دارد؛ اما غافل از این است که تمام حیات رحمی او مربوط به دنیا است. دنیا دارد او را تامین و اداره می کند و حیاتش بستگی به او دارد. داده های دنیا در رحم موثر است. یعنی همانطور که در بحث خانواده دو تا کار می کنیم الان دخترو پسرهایی که میخواهند باردار بشوند، میایند ما برایشان برنامه ریزی میکنیم برای تقویت اسپرم ها و تخمک ها، روی پنج صفت سلامت و زیبایی و هوش و عقل و اخلاق و معنویت، الان داربم چه کار میکنیم؟ داریم کاری میکنیم که فعلا یک امر درونی است که داده ها از دنیا به رحم مادر قوی باشد. مادر وقتی دارد این پنج تا ژن را تقویت می کند، کلا دارد درون را تقویت می کند. چون تخمک در رحم مادر است؛ اما پدر وقتی میخواهد این کار را بکند، باید اِمناء داشته باشد، انزال داشته باشد؛ یعنی چیز بیرونی ای هست که به رحم مادر وارد میشود؛ اما وقتی که سلول تخم تشکیل شد، دیگر آن تقسیمات مبتوزی میوزی انجام شد تا لحظه انعقاد نطفه دیگر داده های مادر که درونی است داده های پدر هم که بیرونی است با جمع جبری البته از پنج تا ژن قدرتمند پنج دسته کلی: سلامت و زیبایی و هوش و عقل و اخلاق و معنویت این پایه گذاری می شود برای بچه.
در طول دوران نه ماه، مادر هم باز حالت های خودش، تغذیه اش، خیالاتش، افکارش، عقایدش ،محبت هایش، کینه هایش، ترس هایش، امیدهایش، عصبانیت هایش، آرامشش باز دارد تغذیه میکند جنین را. اما پدر چه کار میکند؟ پدر در طول دوران بارداری از طریق ارتباط مثبت یا منفی با مادر میتواند روی جنین تأثیر بگذارد؛ یعنی این پنج مسئله را میشود تقویت کرد، میشود تضعیف کرد. فقط هم پدر نیست. بلکه داده های محیطی بیرونی روی جنین اثر میگذارد. برای همین هم مادر حق ندارد مثلا سیگار بکشد، داروهای خاص بخورد؛ مثلا ما برای پرهیزهایی که مینویسیم برای بارداری همه داروها یا مضر است یا اشکال ندارد. خانم هایی که باردار هستند احتیاط کنند. چرا؟ چون محیط بیرونی مادر آن چیزی که میخواهد بخورد، بنوشد، مصرف بکند ،روی جنین تاثیر میگذارد. دیدنی های مادر، شنیدنی های مادر، خیالات مادر، افکار مادر آن چیزهایی هم که پدر میدهد مثلا ممکن است یک پدر بیاید روی مخ همسرش کار بکند عصبانی اش کند ناراحتش کند غمگینش کند تحقیرش کند توهین کند تمسخر داشته باشد یا نه مهرورزی داشته باشد، عشق ورزی داشته باشد، نوازشش بکند، شادش بکند، همه اینها روی جنین اثر دارد. بیرونی ها اثر دارند. جنین دائما دارد از بیرون دريافت می کند. محصول وقتی که مادر زایمان میکند و دوباره برمیگردد به همین دنیا، محصولی است که از همان داده های دنیایی تشکیل شده. حالا برگشته است به دنیا هرچه میخواهد باشد. آن شش نوع تولد را ما داریم. قاعده این است که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا است. بنابراین ما که الان در رحم دنیا هستیم، قبل از دنیا، آخرت وجود داشته. در دل برزخ و ملکوت، خدا دنیا را هم خلق کرده. دقت کنید. آخرت بعد از دنیا نیست. قبل از دنیا است. یک نظام ملکوتی فوقالعاده بینهایت بزرگ تر، زیباتر، کامل تر، پیچیده تر، جذاب تر و شیرین تر قبل از دنیا وجود داشته که در این عالم بینهایت بزرگ یک رحم کوچک دنیا هم ایجاد شده. یه تعداد آدم در این رحم تربیت میشوند. دوباره برمیگردند به برزخ، همانطور که از بیرون به رحم میآید و بعد از رحم دوباره برمیگردد به دنیا، این اتفاق دارد دوباره در مرحله بالاتری در مقیاس بالاتری اتفاق می افتد. از آخرت چیزی به دنیا می آید و از دنیا دوباره به آخرت و ابدیت برمیگردد. بنابراین آن سه قاعده ای که گفتیم درمورد رابطه رحم مادر با دنیا یا دنیا با رحم مادر، آن سه قاعده در این طرف هم برقرار است. آخرت قبل از دنیا هست. همراه دنیا هست و دنیا در کجا بوجود میآید؟ در دل آخرت بودجود آمد. همین که علی علیه السلام فرمود: «اَلدُّنیا فِی الآخِرة» دنیا در آخرت است. آخرت دارد ما را تغذیه میکند. تغذيه های روحی ما هم ربط به این دارد. پس همانطور که جنین نوع رابطه اش با دنیا تاثیر دارد در حالت جنینی، در دریافت ها و شکل گیری اش، رابطه ما هم با ملکوت و برزخ همينطور هست. شما وقتی که با روحت که جنینت هست در دنیا، با ملکوت ارتباط برقرار میکنی بسته به نوع ارتباطت این تغذیه انجام میشود. کانال باز است. دائما بین ما با برزخ با ملکوت این کانال باز است. بسته به تصمیم تو دارد که از آنجا چه ورودی داشته باشد. تصمیم را ما میگیریم که چه چیزی را دريافت بکنیم. بنابراین اینکه الان فرشته ها با من چگونه رفتار میکنند، داده های من چی است. چون فرشته ها همه حرکات داخل زمین را دارند انجام میدهند. شما هیچ حرکت مادی ندارید که فرشته در آن دخالت نداشته باشد. چون طبق قانون نیوتون قانون اینِرسی ماده حالت ثابت خودش را یا حرکت مستقیم الخط خودش را همیشه حفظ میکند. مگر اینکه از بیرون به آن نیرو وارد شود برای همین این حرکت اتم ها، الکترون ها، نترون ها، سلول ها، مولکول ها، گیاهان، حیوانات، ستاره ها، کهکشان ها، کیهان ها هیچ کدام مال خودشان نیست. یک نیروی بيرونی دارد ماده را اداره میکند. حتی اینکه یک اسپرم حرکت میکند. میرود لقاح پیدا میکند تقسیم میشود. این ها هیچ کدام مال ماده نیست. چون ماده از خودش چیزی ندارد ماده یا دائم در حال حرکت است یا درحال سکون است. خودش نمیتواند هیج کدام از این هارا انجام دهد. نیرویی، شعوری، قدرتی باید حاکم بر ماده باشد. بنابراین وقتی که شما با ماده سروکار دارید، زیر تلسکوپ میکروسکوپ یا هرچیزی بگیرید بالا یا پایین در هر فضایی شما چند چیز را میبینید: یکی شعور علم و یکی ها قدرت. این مرتب دارد کار میکند بر روی ماده. لذا یک گل وقتي دارد رویش میکند، تمام شعور و قدرت ملکوتی دارد آن را رشد میدهد. این را در درس های دعای سوم صحيفه سجادیه شرح دادیم: «نقش ملائکه در نظام مادی». شما برف را نگاه کنید. شکل زیبای برف را که خود ماده نمیتواند تولید کند. ابر هم نمیتواند تولید کند. تشکیل ابر، شکل دهی، هندسه خود برف همه کار فرشته است. گل ها ، گیاهان به این قشنگی، گل ها، گیاهان، میوه ها، هرچیزی که دارد تولید میشود در عالم کار فرشته است. طراحی ها دائما کار فرشته است. یک عدد نارنگی شما میخورید، یک سیب، یک موز میخورید، طراحی این موز داخلش، بافتش، تار و پودش تا رنگ آمیزی و اتم به اتم سرهم کردن این از خاک و تبدیل خاک به این ماده تا بشود یک موز، پرورش پیدا بکند، کار ماده نیست. کار بیرون ماده هست. این نیرو را فرشته و ملائکه میگویند. دائما با ما ارتباط دارند. شما غذایی که دارید میخورید، یک مویی که رویش میکند در بدن شما، یک ناخن که درمیاید کار خود ماده نیست. غذا که شعورمند میرود تبدیل میشود به انواع سلول در بدن. اینها همه کار فرشته است. آن نیروی شعورمند و حاکم قدرتمند که میتواند انجام بدهد. لذا شما هر ارتباطی که با ملکوت برقرار بکنید، ملکوت هگ آن بخشی در اختیار ما نیست و دارد کار خودش را انجام میدهد. این که انسان چه چیزی دریافت بکند در اختیار خود انسان است. شما در ملکوت چی دریافت میکنید داده ها فوقالعاده مهم هستند. این یک بحث هست.
ما گفتیم یک زندگی سالم سه شاخصه دارد: «مهربانی، آرامش و شادی». این علامت یک زندگی موفق است. اگر این نباشد، این زندگی دیگر زندگی ایمانی، اسلامی، دینی نیست. زندگی ایمانی یعنی باید حتما در آن مهربانی باشد؛ کینه خاطرات گذشته نباشد؛ یعنی انسان باید ارتباطش را با چیزهای منفی گذشته قطع کند. آرامش داشته باشد، زودرنجی حساسیت، عصبانیت، پرخاشگری نداشته باشد و سوم شادی. باید باشد. غم مریضی است و یکی از بزرگترین گناه ها غم است. یکی از گناهانی که از هر فحشایی میتواند بدتر باشد، غصه خوردن و ناراحت شدن برای دنیا است. این را بدانید که این سه حالت را باید داشته باشیم. شما وقتی اصول را دارید که باید مهربان باشید، آرام باشید و شاد؛ نحوه ارتباط شما با عالم اطراف و ملکوتتان میتواند در غم در کینه و کدورت در آرامش شما تاثیر بگذارد. بنابراین ما باید نحوه ارتباطمان را با بیرون به گونه ای برقرار کنیم که آنچه که دارد به ما نازل میشود این سه چیز را بر ما نازل کند :مهربانی، آرامش و شادی. پس ما باید آیینه وجودمان را بگیریم به سمت سه کانون، کانون «مهربانی، آرامش، شادی». شما وقتی ارتباطت را با این سه کانون قطع بکنی، خود به خود ارتباطت قطع است. تاریک میشوی.
یکی از چیزهایی که میخواهم توضیح بدهم که فوقالعاده مهم است هم در نظام درونی بدرد میخورد، هم نظام اجتماعی این هست که در قواعد جذب (این درس تقریبا دوسال است در مشهد داریم درس میدیم) عوامل برکت گیاهی، حیوانی، عقلانی، فوق عقلی چه کار کنیم برکتمان زیاد شود یا چه چیزهایی نمیگذارد ما جذب برکت داشته باشیم: برکت های اقتصادی و مادی، برکت های سلامتی و گیاهی؛ مثل بچه دار شدن، غذا یا رشد مناسب بخش های حیوانی مان، بخش های علمی و عقلی و برکت های انسانی و فوق عقلی و فوق تجرد.
یکی از چیزهایی که فوقالعاده در جذب یا دفع برکت در نظام مادی و معنوی فردی و اجتماعی دنیایی و آخرتی مهم است، نیت است. نیت افراد، درون افراد، هرچه باشد در رزقشان تعیین کننده است. برای همین بدجنسی، بدذاتی، بدخواهی، کینه، حسادت، بدبینی، بداخلاقی، بشدت رزق انسان را دفع میکند. شما نگید من آدم میشناسم خیلی بدجنس و بداخلاق است اما وضع مالی اش خوب است. ما داریم درباره مجموعه رزق صحبت میکنیم. ممکن است آدمی چون خیلی آدم بدی است، رزق مادی اش زیاد باشد؛ ولی برکت ندارد. چون آدم بدی است پولدار نمیشود. قرآن هم همین را میگوید آن را پولدار میکنیم. این قاعده است. خدا میگوید چون به وسیله ثروت دلبستگی هایی در آن ها ایجاد می کنیم که اینها دائما اذیت میشوند، دلبستگی هایی پیدا میکنند که هر یک از مالشان آسیب میبیند، این آسیب جان اینها را انگار میخواهد بگیرد. عذابشان میکنیم با مال. بنابراین اینطور نیست که اگر کسی وضع مالی اش همیشه خوب باشد، سعادتمند باشد. اتفاقا قبلا هم توضیح دادیم در بحث تنبلی و بی حوصلگی گفتیم در بخش شادی هم گفتیم. دو گروه هستند که هرچند آسایش شان ممکن است زیاد باشد؛ اما آرامش اشان کم است. یکی کسانی که پول زیادی دارند؛ یعنی آسایش زیادی دارند. تحصیلات بالاتری دارند. اگر انسان نتوانسته باشد به روحش برسد، تحصیلات بالاتر و پول بیشتر اسباب دوری انسان از کانون های «مهربانی، آرامش و شادی» میشوند. انسان بیشتر با اینها زجر میکشد و هر چقدر سطح آسايش بالاتر میرود آرامش کم تر میشود. آرامش پایین میاید. عشق، علاقه، و حتی عشق های زمینی بین خانواده دوستان پایین میآید. چون روح مناسب نیست. بنابراین ما اگر بخواهیم جذب بیشتری داشته باشیم، باید روحمان را با این سه کانون مناسب سازی بکنیم؛ یعنی روحمان باید قدرت جذب مهربانی، آرامش و شادی را داشته باشد. بنابراین یکی از چیزهایی که میتواند در سالم سازی، قوی سازی روحمان برای همه بردها؛ بردهای کوتاه و بردهای متوسط و بردهای بلند کمک بکند به ما، سالم سازی نیت است. خوش نیت بودن، خوش دل بودن، جذب خوب کردن، جذب افکار منفی اجازه میدهی سراغت بیاید رزقت را میبُری. افکار غلط ناامید کننده منفی وقتی غلبه میکند به تو راهت بسته میشود. قرآن هم همین را می گوید. مواظب باشید اسیر نجواهای شیطان نشوید: (اِنَّما النَجوا مِنَ الشَّیطان لِیَحزُنَ الَّذینَ آمَنوا) شیطان در گوش شما نجوا میکند تا شما را غمگین بکند. حمله های شیطان هم چهار نوع بود: یکی جلو، یکی عقب، یکی راست، یکی چپ. جلو آینده مان بود. افکار منفی ای که فرد دائما از آینده دارد، بدبینی هایی که نسبت به آينده خودش، آینده خانواده اش دارد، خودش جذب بدبختی میکند. شما دائما میگویی من نمیتوانم، موفق نمیشوم. مثل کارتون گالیور من نمیدانم من موفق نمیشوم. دائما افکار منفی داشت. کسی که افکار منفی درباره خودش و خانواده اش دارد، نمیداند دائما بدبختی را جذب میکند. اگر کسی میگوید خدا با من است، به امید خدا، خدا با ما معیت دائمی دارد. شما یک بچه را نگاه بکنید خدا یعنی چه؟ خدا یعنی هستی جاری در کل شیء است. خدا یک موجود آنور آسمان نیست که دارد دنیا را اداره میکند. خدا یعنی هستی جاری در کل شیء. شما هر جا شیء دارید حتی یک اتم یک الکترون یک نوترون و پروتون دارید، خدا در آن هست. داخل هر چیزی خدا وجود دارد. خدا یعنی شعور و قدرت جاری در همه اشیا. لذا با تو بینهایت است. در خودِ تو هم همیشه هست. اینکه میگوید من نزدیک تر از رگ گردن به شما هستم؛ حتی نزدیک تر از خودتان به خودتان هستم، این است که ما جلوه اش هستیم. ظهورش هستیم. بنابراین ما دائما آویزان خدا هستیم. شما یک چیزی را تصور میکنی. مثلا حرم امام رضا این عکس حرم دائما ایجادش، بقایش به شما ربط دارد. اراده کنید نابود میشود. رابطه اشیا با خدا همین است. بنابراین ما معیت دائم داریم با خدا. اگه گفتیم خدا با من هست. موسی گفت«إِنَّ مَعیَ ربّی سَیَهدین» من یک خدا دارم همیشه با من هست و کمکم میکند. وقتی دریا جلویش هست فرعون هم دارد میاید تا همه اینها را دستگیر کند بنی اسراییل میگویند: (انا لمدرکون) همه ما الان دستگیر میشویم. موسی میگوید: نه اینطور نیست. من یک رب دارم هست کمکم میکند. بنابراین دریا باز میشود اینها میروند و فرعونیان غرق میشوند. خدا میگوید بنده ام هرطور روی من حساب کند من هم همانطور با او رفتار میکنم. روی خدا چطور حساب میکنی؟ این خیلی مهم هست. روی غیب چطور حساب میکنی. روی خانواده آسمانی چطور حساب میکنی؟ هرطور درموردش فکر بکنی این جذب تو همینطور میشود. پس رفتار آنها با تو تابع نیت و فکری هست که صداقت در آن باشد. لذا این افکار و نیت ها حب ها و بغض های انسان برای انسان جذب میاورد: چه جذب منفی، جذب شیطان، چه جذب مثبت. لذا هرچقدر انسان نیتش را قشنگ تر امیدوارانه تر، شادتر، آرام تر کند رزقش هم همانطور است. لذا این سه را همانطور که قبلا گفتم باید ناموس به حساب بیاورد. ناموس یعنی حریم دار است. نمیتوانی به آن نزدیک شوی. آنجا حرم است شما نمیتوانی هرکاری کنی. حرمتی دارد. وقتی شما با این سه ناموس پیوند میخورید یعنی مهربانی، شادی و آرامش، در انتخاب هایت در ارتباطاتت در رفتارهایت در چینش های فکری ات باید نهایت دقت را بکنی که اگر یک چیزی با این ناموس نمیخواند نزدیکش نشویم. انتخاب شغل، انتخاب همسر، انتخاب رشته، انتخاب محل زندگی، انتخاب دوست، انتخاب دیدنی ها شنیدنی انتخاب یک فیلم سینمایی انتخاب یک سریال بعضی ها مثلا به قول پیغمبر بدپسند و غم دوست هستند. خوششان میاید خودشان را مسخره کنند و غمگین کنند و بخندند. مثلا یک عالم سریال ها را نگاه کنید سريال هایی که صداوسیما میسازد اصلا غذاهای خوبی نیست. تناسب خوبی ندارد. شما از تیتراژ فیلم میفهمی که این فیلم قرار است به تو چه چیزی بدهد قرار است غم و غصه بدهد. تمام قیافه های همه را که نگاه میکنی، شادی نمی آورد اصلا. چون بخاطر این است که آنهایی که دارند برای ما آشپزی میکنند مریض هستند. همه باید سریال های غمگین و بد و منفی درست میکنند و میدهند به خورد مردم. لذا تعادل در جامعه بهم میخورد. چون جامعه کلا دارد فیلم میبیند بعضی ها هم خودشان مریض هستند یعنی وقتی میخواهند فیلم دانلود کنند نمیروند یک فیلم شاد دانلود کنند، میروند سریال های کُشت و کشتار و جنگ و بدبختی و خیانت دانلود میکنند. موسیقی هایمان هم همینطور. یک مشت روانی مینشینند یک عالم ترانه هایی که پر از خیانت و ظلم و غم و پشت کردن. دیدید ترانه ها را که پر از خیانت و قال گذاشتن و بی وفایی هست. ترانه ای که بتواند آدم را شاد و آرام و مهربان کند، آدم خوب میخواهد که بتواند. چون شعر بروز و ظاهر یک نویسنده یا شاعر است. شاعر هرچه میگوید دارد خودش را معرفی می کند. مثل اثر هنری است، مثل نقاشی است، مثل رفتار آدم است (الظاهر عنوان الباطن) هروقت از کسی هرچیزی ظهور مي کند نماینده باطن آن آدم است. اگر کسی حسود است. چون آن تو یک مشکلی هست. اگر کسی بدبین است چون آن تو یک مشکلی هست. اگر کسی عصبی و پرخاشگر یا کینه ای است چون آن تو یک مشکلی هست که خروجی اش شده اینجور چیزها. اگر کسی شاد است، اگر کسی آرام است، اگر کسی مهربان است یعنی اتفاقات قشنگی آن تو افتاده که خروجی این آدم این است که دیگران هم نمیتوانند آلوده یا نجس اش کنند. اینطور نیست که هرکسی بتواند بیاید طرف را عصبانی کند. هرکسی بتواند بیاید طرف را غمگین کند یا هر حادثهای، نه. زینب کبری بعداز آن همه مصیبت حضرت غمگین نمیشود: (ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلا) همه اش قشنگ بود. امام حسین روز عاشورا هرچه مصیبت میبیند هِی شادتر میشود یا اصحابش هرچه شمشیر میخورند درد احساس نمیکنند. برای اینکه آن تو یک خبرهایی هست که نمیگذارد اینها درد را احساس کنند. امام باقر علیه السلام فرمود هرچه اینها شمشیر و نیزه میخوردند از بس مست و شاد بودند که دارند چه کار میکنند در محضر خدا. ما این را در جبهه دیدیم. من خودم چون تقریبا از اوایل تا اواخر جنگ بودم. چون کار من تخریبچی و اطلاعات عملیات بودم. همیشه نفر اول بودم در عملیات ها. همه اش باید جلوی همه من میرفتم. هم برای باز کردن میدون مین هم مثلا راه باز کردن برای بقیه رزمنده ها که بدانند راه کجا هست دشمن کجا هست. هم در حمله خود من هم نفر اول بودم. بارها این اتفاق میافتاد من در عملیات ها میدیدم بچه ها تیر و ترکش دستش قطع میشد پایش قطع میشد، من یکبار آخ نشنیدم از یک رزمنده که آخ تیر خوردم. سوختم. دستم رفت دست و پا رفته است. قطع شده. اما میبینی این آنقدر آرام است آنقدر شاد است آنقدر خوشحال است در آن لحظه ای که حتی خون از او دارد میاید. فرمانده مان یک وقتی شب عملیات به من گفت که آقای شجاعی من فردا کارم تمام است. فردا آخرین عملیات من است. داشت لباسش را هم میپوشید. گفتم برادر مقدسی این حرف ها چیست. گفت حالا من به تو گفتم که فردا آخرینش هست. تمام شد و رفت. فردا جلوی خود من در یک صحنه خیلی خیلی خطرناک تیر خورد آنقدر آرام بود که نگو، تکان نمیتوانستیم بخوریم از حجم آتش، داشتم میدیدم اما امدادگر رفته بود گفته بود بیا ماچَت کنم برم؛ یعنی این باید درست شود. تو هرچقدر میخواهی خروجی داشته باشی باید اول دارایی به خودت بدهی. میگوید من میخواهم خرج کنم، خرج یعنی خروجی خرج هست دیگر ؛ یعنی میخواهم بیرونی داشته باشم. خب باید دخلت زیاد باشد تا بتوانی خرج کنی. میگویند آقا ما دخل و خرجمان هماهنگ نیست. ورودی مان کم است. میخواهیم خرج کنیم، نمیشود. روح هم همینطور است. شما تا ورودی نداشته باشی، نمیتوانی انتظار داشته باشید خروجی هایت مهربانی شادی و آرامش باشد. لذا نیت فوق العاده مهم است که باید روی نیت کار بکنید. باید نیتم را بسازم. نیتم را کاملا انسانی کنم. اصلا با اینکه بقیه میخواهند چه کار کنند یا بقیه بدجنس اند، بداخلاقی مادرشوهر، جاری، مادرزن، پدرزن اصلا به تو ربطی ندارد. او میخواهد بسوزد. اگر کسی بد است دلیل نیست که ما حتما یک موضع گیری منفی داشته باشیم. او مریض است. در مقابل مریض هیچ کس نمیگوید که تو چرا مریض شده ای؟ غلط کرده ای مریض شده ای خب مریض است دیگر. حسادت دارد (يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يُخاطِبَ الجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبيبِ المَريضَ) برای شخص عاقل شایسته است وقتی با مریض برخورد میکند برخوردش طبیبانه باشد. طبیب هیچ وقت به مریض نمیگوید غلط کردی مریض شدی، هر چقدر هم مریضی اش بیشتر است، دلسوزی و توجه طبیب بیشتر است. حالا رفته ای مادرشوهر یا مادرزن بدجنس گیرت آمده است. اين مریض است دیگر. چه کار میشود کرد؟ نه این که تو هم مثل او هار و وحشی و بدجنس بداخلاق شوی. خب این مریض است. نبايد بزاریم مسری بریزد به خودت. بنابراين اگر کسی روی درون خودش کار کند، مسلح میشود به آن اسمی که قبلا گفتم. اسم «مبدل» اسم مبدل یعنی او فش میدهد تو شادتر میشوی. او حرف مفت میزند تو آرام تر میشوی. مثل سیستم مبدلی که الان اختراع شده. زباله میریزیم آن مواداولیه و پول بیرون میدهد. تو زباله داری تحویل میدهی ولی پولدار میشوی. چرا؟ چون رفتی بازیافت را یاد گرفتی. اگر کسی یاد گرفت بازیافت را آن موقع هرجه فحش میشنود بدی میبیند بدجنسی میبیند، آرامتر مهربون تر و شادتر میشود. به لقمان گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان. پس قرار نیست ما جواب کسی را بدهیم. قرار نیست ما هم مثل بقیه مریض شویم. نیتت را پاک کن، رزقت هم میرسد. خیلی خوب و زیبا. این خیلی هم ربطی به مسلمان و غیرمسلمان ندارد در حدیث داریم یک خانواده ای که همدیگر را دوست دارند ولو کافر هستند. به خدا اعتقاد ندارند؛ اما همدیگر را خیلی دوست دارند باهم مهربانند رزقشان زیاد است. خدا میگوید من به این ها چه میدهم؟ برکت. ولی یک خانواده ای مسلمانند، ادعای اسلامشان می آید، ولی میپرند به یکدیگر، هاری دارند، وحشیگری دارند ، به همدیگر جور نیستند، برکت از آنها میرود. آن موضع تو هست. میخواهی کافر باش. میخواهی مسلمان باش. اگر آرام هستی، اگر شاد هستی، اگر مهربان هستی، برکت هم پشت سرش هست. شادی هم پشت سرش هست. پس ما باید خودمان رابطه مان را با ملکوت با غیب به گونه ای تنظیم کنیم که رزق به ما برسد. حالا این رزق میتواند مهربانی باشد، میتواند آرامش باشد ، میتواند شادی باشد. يکی از چیزهایی که خیلی سازنده است، نیت است. نیت با آرزو خیلی فرق دارد. نیت وقتی که میاید، رزق خیلی وسیع میشود، نیت در هر پنج بخش شما وقتی زیاد میکنی رزقت بی حد و حساب میشود. مثلا یک بنده خدایی پانزده سی سال پیش، این سالی یک میلیارد تومن در آن سالها برای فقرا هزینه میکرد(یک میلیارد پانزده سال پیش میدانی یعنی چه؟) گفته بودن تو چطور انقدر هزینه میکنی برای فقرا؟ گفت من جوان که بودم نیت کردم گفتم خدایا خیلی دوست دارم به فقرا کمک کنم با هم یک قراری بگذاریم (چون یکی از اسم های خدا رفیق است. میتوانید باهم قرارداد ببندید. بگویی خدا بزن قدش میزند قدش) خدایا هر چیزی بدهی نصف، خدا کمی پول مارا زیاد کرد. ما گفتیم خدا رفیقم هست دیگر قول دادم به او بخاطر همین نصفش را دادم به فقرا. دوباره یه کم بیشتر کرد و من همین کار را کردم و الان خدا سالی دومیلیارد به من میدهد من هم یک میلیاردش را میدهم به فقرا. خدا روی قولش هست منم هستم. نیت یعنی این. نیت غیر از آرزو هست. آرزو میگوید من دوست دارم فلان مار را بکنم و عملا کاری برایش انجام نمیدهد. مثلا زن و شوهر هستند دعوایشان شده. کارشان کشیده به طلاق. آمده اند پیش ما. میگویم برای چه آمدید؟ میگوید میخواهیم زندگی امان درست شود. این آرزو است دوست دارند که نَپَرند به جان هم. زندگی شان خوب باشد. این آرزو است. بعد من میگویم میخواهید زندگی اتان درست شود؟ میگوید بله ما زندگی امان دارد میکشد به طلاق ما نمیخواهیم اینطور شود میگویم اگر نمیخواهی اینطور شود این فرمولش هست این کار را شما آقا انجام بده این کار را شما خانم انجام بده زندگی اتان شاد میشود و طلاقتان از بین میرود. مشکلی ندارد. ما شخص بوده سه طلاقه آمده اند پیش من که دیگر حرام است اینها باهم ازدواج کنند مگر اینکه این خانم ازدواج بکند طلاق بگیرد بعد از طلاق تازه میتواند برگردد به شوهری که سه بار از او طلاق گرفته. این کار را هم کرده بودند. آمده بودند دیدم مَرده دستش چاقو خورده زن دستش چاقو خورده، گفتم اینها چیست؟ گفت بهم دیگر چاقو زده ایم. یعنی انقدر همدیگر را دوست داشتند. گفتم خب حالا برای چه آمدید؟ گفت آمده ایم زندگی مان را درست کنیم. گفتم واقعا راست میگویید؟ گفتن بله. گفتم این برنامه شما است. یک برنامه غذایی باید داشته باشید. چون طبعتان نباید وحشی بشود، سیستم غذایی آدم درست نباشد (قبلا بحث غذا را در مبحث شادی و غم توضیح دادیم) خود به خود غمگین است افسرده است وحشی است. آزمایش هایشان را گرفتیم دیدیم اینها مشکل غذایی دارند. کمبودهایی دارند و معاینه هم کردیم و گفتیم این چیزهایی که مینویسم را رعایت کنید. این هم مربوط به کنترل فکرتان هست. این هم مربوط معنویتتان هست که اصل همه شادی ها و آرامش ها اینجا است را بگیرید انجام دهید. شش ماه بعد بیایید اینجا. گفت باشه. گفتم اگر میخواهید خوب شوید این داروی شما هست. گفت: باشه. بعد از شش ماه آمدند شنگول و شاد گفتند ما خیلی حالمان خوب است. خیلی زندگی امان آرام و خوب است. عالی شده. چون راست میگوید این فقط آرزو ندارد؛ بلکه نیت دارد که درست بشود. نیت یعنی عمل کار را پشتیبانی می کند.
یک خانمی هم بود میگفت استاد امروز آرزو کردم شوهرم برود و برنگردد. در این حد بود. یک آدم هروئينی معتاد وحشتناک. گفتم چه کار میکنی با خودت؟ با خانواده ات؟ گفت: من رسیدم به این بدبختی دیگر. حالا رسیدم به هروئین. در خانه هم وحشی همه را میزد و همه چیز را میشکست. گفتم حالا میخواهی حل کنی یا همینطور زندگی ات را بپاشانی بروی؟ گفت: نه. بخدا میخواهم. گفتم: یه قول مردانه به من بده. من یکسری برنامه برایت مینویسم: دارویی، غذایی، فکری. گفت خوب میشوم؟ گفتم بله گفت تو قول میدهی؟ گفتم من قول میدهم. گفتم بزن قدش. پاشو برو رفت و سال بعد آمد در اربعین. من در چادر نشسته بودم خیلی شنگول و منگول، حسنی نگ یه دسته گل، تروتمیز و تپل و مُپل. گفت من را میشناسی؟ گفتم نه. گفت من آن معتادی هستم که سال قبل آمدم پیش شما. گفتم به به خب چه خبر؟ گفت مواد مخدر را کلا گذاشتم کنار. زندگی ام خیلی عالی هست. شاد و شنگول و خوب. خانمش هم بود. گفتم چه خبر؟ گفت فرشته شده است. مواد را کامل گذاشه کنار و عالی. گفتم حالا چرا وقت گرفتی آمده ای؟ گفت: استاد من الان خوب هستم آرام هستم, ولی در هفته شااااید یکبار عصبی شوم. گفتم قربانت شودم در هفته دوبار عصبی بشو برو دنبال کارت تو دیگر کاری نداری. تو خوب خوب هستی. برو. ولی بعضی ها هم نه. می آیند اینجا پسر میگوید زندگی امان دارد متلاشی میشود. میگویم میخواهی درست شود؟ میگوید بله بعد میگویم این دستورالعمل بعد دو سه ماه می آید میگویم چه کار کردی؟ میگوید وقت نکردم. کار داشتم. سی دی ها، ذکرها، داروها، غذا. این فقط آرزو هست. آرزو مسخره کردن خودت هست. نیت نه. نیت یعنی من میخواهم این کار را انجام دهم و پایش هم می ایستم. معجزه اتفاق میافتد. نیت یعنی من اهل این کار هستم. اگر کسی نیت داشته باشد، نیت ها تمام خیرات را در هر پنج بخش برای انسان جمع میکند. این نیت یک موقعی مادی است یا گیاهی است یا حیوانی است یا عقلی است یا فوق عقلی است.
امروز میخواهم درباره نیت های فوق عقلی و انسانی بگویم. نیت های فوق عقلی و انسانی یعنی کسی بگوید من دلم میخواهد همه مردم جهان برسند به مهربانی، شادی و آرامش. من میخواهم هیچ کس هیچ مشکلی نداشته باشد. هیچ کس غمگین نباشد. بدهکار نباشد. مریض نباشد. هیچ فسادی در جامعه نباشد. بدی نباشد. اگر کسی بخواهد همچین نیتی کند باید شخصیتش چطور باشد؟ باید یک شخصیت قوی باشد. عمل تو غم زدا هست یا نه (در بحث ماه گذشته گفتیم یکی از دلایلی که ما میتوانیم بقیه را خوشحال کنیم خوشحال بشویم خوشحال کردن دیگران است. شما به میزانی که دیگران را خوشحال میکنید این خوشحالی به شما برمیگردد و بیشترش برمیگردد. ذخیره آخرتی هم داری. پس اگر من نیت دارم که آدم خوبی باشم، همه مردم دنیا را خوب بکنم؛ پس باید برای همه مردم دنیا نیت داشته باشم و عمل خارجی ام این را نشان بدهد. دیدید بعضی آدم ها خَیِّر هست. برای دیگران کمک جمع میکند. میبینید کرونا هست. میبینید دارد تلاش میکند تا مواد ضدعفونی به همه برسد. ماسک میخرند به دیگران میدهند یا اگر ندارند صدتا خیر جمع میکنند ماسک میخرند و میروند بیمارستان. در کرونا دیدید که مردم ایران چه معجزه ای کردند فقط هم در ایران این اتفاق افتاد بینظیرترین مردم در کره زمین را داریم این را قرآن در هشت آیه در مقام و بزرگی مرم ایران آورده. غیر از روایات. الان آمریکایی ها و اروپایی ها دارند فروشگاه ها را غارت میکنند. در کرونا دیدید که چه بلایی سر هم آوردند. در ایران صدها میلیون بسته های کمک های مومنانه مردم جمع میکردند و می بردند در خانه ها به هم می دادند. هیچ کس از کمبود مواد ضدعفونی و ماسک چیزی نمیگفت یا ماسک بدزدد نه هدیه میدادند. چون مردم عاشق هم اند. وقتی کسی عملش، نیتش را پشتیبانی میکند، این هر نیتی که دارد خدا به او میدهد. یک دعایی را هم هدیه بدهم به شما. نزدیک ماه مبارک هستیم دویا سه ماه دیگر واردش میشویم. در مفاتیح هست. اگر کسی این دعا را هرروز این دعا را بعد از نمازهایش بخواند، گناهان گذشته و حال و آینده اش آمرزیده میشود. خیلی عجیب است. اصلا ما نداریم یک همچین چیزی. چرا؟ دعایش هم همه تان بلد هستید. برای انسان سازی و نیت قشنگ تر از این ما در دعاها دعا نداریم. (اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ*اَللَّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ*اَللّهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جائعٍ، اَللّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ) خدایا همه مرده ها را شاد کن/ خدایا همه فقرا را شاد کن/ همه عریان ها را بپوشان/ این نیت هست. اگر کسی این نیت را کرد و فقط در سطح آرزو بود بدرد نمیخورد. خیلی از دعاها هستند افراد با آرزو میخوانند دروغ هم میگویند. دعا هست؛ ولی درست نمیشود. دعا میکند به خدا هم میگوید؛ ولی شوخی دارد میکند. مثل اینکه ما در زیارت عاشورا میخوانیم: خدایا ما را با محمد و آلش مشحور کن؛ ولی سبک زندگی اش با سبک زندگی اهل بیت فاصله دارد. این فقط شوخی میکند یا میگوید (اسئله ان یبلغنی المقام المحمود) من میخواهم آن مقامی را که شما دارید پیش خدا داشته باشم؛ اما سبک زندگی اش اصلا با اهلبیت نمیخواند. مثل کسی که میگوید میخواهم دکتر شوم بعد میرود رشته انسانی را برمیدارد. معلوم هست تو هیچ وقت دکتر نمیشوی. باید یروی رشته تجربی انتخاب کنی رشته ای که به تو بخورد. سبک زندگی ات وقتی به خدا و اهلبیت نمیخورد به آنها هم نمیرسی. با آنها محشورنمیشوی و کاملا فاصله میگیری. بنابراین وقتی کسی دارد این دعا را میخواند به این دعا عمل کند وقتی میگوید خدایا مرده ها را شاد کن خودش هم مرده ها را شاد کند. وقت بی وقت تاکسی اتوبوس بگوید بگذار من چند صلوات بفرستم. نه برای پدر مادر خدابیامرزم. این خودخواهانه است. برای کی؟ همه اموات. بدوارث. دیدید قدیمی ها به ما در مساجد یاد دادند برای همه اموات بد وارث بی وارث یک کسی هست بچه نداشته یا وارثش آدم های فاسدی هستند اصلا به فکر پدرمادر مرده اشان نیستند. بگو همه مرده ها را شاد کن. خدایا من این پول را این خرما را میدهم نه برای فقط بابا و ننه ام. خدایا برای هرکه تو میخواهی. خدا هم ضریب میدهد. نه اینکه سهم بابا و ننه تو را کم کند. نه. ولی به کار تو ضریب میدهد و بعد ثوابش را خود خدا برایت مینویسد. لذا وقتی کسی این دعا را میخواند و دغدغه دارد و می گوید: خدایا من همه تلاشم را میکنم از خانه خودمان شروع میکنم به بابام میرسم به مادرم میرسم به خواهر و برادرم برسم. ببینم اینها نیازی ندارند؟ بعد فامیل هایم. اول از خانه خودت باید شروع کنی. ترتیبش این است: مادر، پدر، خواهر، برادر، فامیل ها ، همسایه ها و دورتر. ببینم چه کسی هست که من میتوانم کمکش کنن شادش کنم. ولی خدایا من فقط نمیخواهم فقط به پدر و مادر خودم کمک کنم اگر داشته باشم میدهم و راست هم بگوید. اگر کسی نیت اینجوری داشته باشد، این وقتی میمیرد، خدا نمیگوید این به دوهزار نفر کمک کرد. میگوید این به همه بندگان من روی کره زمین میخواسته کمک کند. من هم همه ثوابش را به او میدهم. خیلی عجیب است. بنابراین نیت به هرچیزی تعلق بگیرد، اگر عمل فعلی تو آن را تایید بکند، تو به همان انداره بزرگ میشوی. دقت کنید. به همان اندازه هم جذب رزق میکنی در دنیا، یک آدمی که میخواهد همه غصه های دیگران را برطرف کند خدا همیشه به این شادی میدهد. بعد مردم میگویند که این چقدر خوش شانس است. اصلا ما چیزی به اسم شانس نداریم. خرافات است. بدبختی و خوشبختی وجود ندارد. این نیت است که این را جذب می کند. این روح این آدم است که به تناسب این روح هرچه میخواهد باشد، برایش جذب میشود. بنابراین شما میگویی خوش بحال فلانی. دستش باز است. مکه رفت. تو همین که گفتی خوش بحالش خدا مکه را برای مینویسه، آخی من امسال نتوانستم بروم اربعین یا شوهرم نگذاشت، مریض بودم، مادرم مریض بود. همین که گفتی خوش بحالش، تمام شد. دلت راست میگوید؟ خوشبحال فلانی رفت مکه مکه را برایت مینویسند. خوش بحال فلانی رفت جبهه، کاش من هم میتوانستم بروم. جهاد را برای تو مینویسند. لذا نیت تو فرقی نمی کند به آینده تعلق بگیرد یا گذشته هیچ فرقی ندارد. لذا علی علیه السلام فرمود کسی که به عمل کسی راضی است، آن را در نامه عملش مینویسند. چه خوب چه بد. میگوید ما که دستمان نمیرسد ولی خوش بحال کسانی که در فلان جا کار خوب میکنند، کار بد میکنند، تمام است. قلبت هرجا هست تو هم آنجایی، ما که نمیتوانیم برویم مشروب بخوریم ولی خوش بحال کسانی که مشروب میخورند میزنند و میرقصند. مینویسند برایت. روحت را جذب میکند. خوش بحال آنهایی که احیا دارند. من نتوانستم بروم .تمام آن نورانیت و ثواب احیا را خدا میریز.د در قلبت (الرّاضي بِفِعلِ قومٍ كالدّاخِلِ فيهِ مَعَهُم) کسی که راضی هست به فعل کسی مثل کسی هست که داخل آن کار با آنها بوده. دیگر فرقی نمیکند .آن عمل را انجام بدهی یا نه، اصلا برای خدا فرقی نمیکند. چون اصل شخصیت انسان عمل و بدن نیست. اصل شخصیت انسان روحش هست. قرآن چند بار به ما میگوید که شما نه زن هستید نه مرد، شما روح هستید (نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) شما روح خود من هستید. ما مثل خدا بینهایت هستیم و چون بینهایت هستیم آدم هستیم. خانم و آقا بخش حیوانی ما هست. ما چون حیوان هستیم یک بخش جنسی داریم که زن است یا مرد، مذکر است یا مونت با دغدغه های خاص حیوانی خودش و چون بدن داریم گیاه هم هستیم غذا هم میخواهیم رشد هم داریم زایمان داریم تغذیه داریم و چون عقل داریم، فرشته هم هستیم. علم و دانش و اختراع، اما اینها آدمیت ما نیست. آدمیت ما آن بخشی است که خدا میگوید از خودم گذاشتم و تو مثل من هستی او کیست؟ او انسان است. تو با آن بخش انسانی و چون از جنس بینهایت هستی، بینهایتی. بنابراین وقتی میگوییم خوش به حال فلانی، چه کار خوب کند، چه بد برایت مینویسند. دیگر انجام ندادنش مهم نیست. اینکه دلت میخواهد جذب می شود و در دلت می آید. در قیامت نامه عمل هرکسی دلش هست. فکر نکن آنجا کاغذ میاورند میگویند بیا، گفتم رابطه اش مثل رحم مادر با جنین است. بچه که دنیا میاید نامه عملش از رحم مادر چیست؟ خودش. یعنی از خودش معلوم است این چه کار کرده. به کسی گفتن تو چقدر زشت هستی گفت نه من خیلی هم خوشگل هستم در بیمارستان عوض شدم. حالا بعض ها اینطور هستند. دارد نشان می دهد دیگر. خروجی نشان میدهد که چه بلایی سرش آمده در رحم مادر. پس شما جذبتان هست. لذا وقتی خدمت حضرت علی علیه السلام در وسط جنگ گفتند که داداشم دوست داشت کنار شما باشد. حضرت علی فرمود: «اخی علیک معناه) میل داداشت با ما بود؟ گفت آره خیلی دوست داشت با شما باشد. پیروزی شما را ببیند. «و لقد شهدنا» فرمود با ماست. (اینجا حضرت برای شماها حرف زده. میخواهم شادتان کنم امروز برای این شاد باشید. حضرت فرمود: (و لَقد شَهِدَنا في عَسكَرِنا هذا أقوامٌ في أصلابِ الرِّجالِ و أرحامِ النِّساءِ سَيَرعَفُ بِهِمُ الزَّمانُ و يَقوى بِهِمُ الإيمانُ) در لشگر ما اقوامی هستند که الان در پشت پدرانشان هستند و در رحم مادرانشان هستند، آینده قرار است بیایند و خدا ایمان را به وسیله آنها تقویت میکند آنها هم در این جنگ امروز من سهیم هستند) به به. پس اگر واقعا بگویی امام حسین کاش من در کربلا کنارت بودم آن موقع که از دنیا میروی تو را جزو شهدای کربلا مینویسند (یک هدیه هم به شما بدهم ان شاءالله حرم که رفتید آن آخر مفاتیح قبل از عالیه المضامین، بعد از جامعه کبیره [ما پنج زیارت جامعه داریم این آخرينش هست]زیارت جامعه کبیره ائمه مؤمنین، اسمش این است. آنجا میگویی که خدایا تو را شاهد میگیرم ما در نبرد با ناکسین قاسطین و مارقین و کربلا کنار امیرالمؤمنین و امام حسین بودیم و جنگیدیم) به خدا میگویی شوخی نیست. نحوه حرف زدن را ببینید. خدایا تو شاهد باش من در کربلا بودم. تو شاهد باش من کنار امیرالمؤمنین با ناکسین قاسطین و مارقین جنگیدم. بعد میگویی با تاسفی که خوردم نسبت به اهلبیت با قلوب، نیاتم، با قلبم من آنجا بودم این آدم وقتی محشور میشود مینویسند جزو یاران امیرالمؤمنین پیغمبر و امام حسین بوده است. بالاتر از این میخواهی، خوشحالتان کنم. شما اصلا برگرد به همه انبیا. کاش کنار حضرت آدم بودم. کاش کنار نوح بودم. لذا یکی از ادب هایی که در ادعیه داریم برای اینکه روحت پیوند بخورد و سهیم شود با انبیا گذشته، وقتی میروی زیارت حضرت معصومه نمیگویی السلام علیک یا بنت رسول الله، بنت رسول الله برای آخر است السلام علی آدم صفوة الله تو را پیوند میدهد با همه انبیا السّلام علی نوح نبی الله. یعنی قلبت را بده به انبیا. به کارهایشان. اینکه قرآن دائما داستان تعریف می کند از آدم و نوح برای اینکه وقتی تو که داری داستان نوح و آدم را میخوانی قلبت به نوح و آدم بچسبد ، همین که قلبت چسبید و اتصال پیدا کرد، قلبت کانال میزند تا آدم و نوح. کانال که زده شد هرچه آنجا انجام شده سرریز میشود در نامه عمل تو، نامه عمل چه بود؟ قلب تو. یکدفعه این آدم وقتی از دنیا میرود نامه عملش را میاورند، به شکل یک انسان معمولی محشور نمیشود. امام رضا فرمود: روز قیامت که میشود مومن اولین چیزی که میگیرد نامه عمل بَدَش هست. وقتی که میمیرد خیلی ترس بَرَش میدارد. بعد که نامه عمل خوب را که میبیند خوشحال میشود و سومین نامه که میآید، سومین نامه این است که بیاورید نامه اعمالی که این انجام نداده است. اگر انجام نداده پس نامه اعمال هم ندارد. اما این را میاورند و این میگدید اینها چیست که نوشته اند؟ خدایا تو که میدانی من هیچ کدام از اینها را انجام نداده ام. صدای خدا میآید: «بلی» درست است (و لکن و کتبناهم و یحاسب علیها) قربان امام رضا برم، قربان امام هایمان بروم که ماها را چقدر بزرگ کرده اند. میگوید عمر تو سی سال چهل سال نیست. تو فکر میکنی سی سال چهل سال هستی. میگویی خدایا بهشت ابدی چگونه ابدی است که من سی سال چهل سال هستم؟ خدا میگوید من بهشت ابدی را که بابت اعمال تو نمیدهم، بابت نیت هایت میدهم، جهنمی ها هم برای همین ابدی میشوند. کافرانش البته، نه آنهایی که یک مدتی هستند بعد بیرون میآیند. کافر برای چه همیشه در جهنم است؟ میگوید چون این هزار سال هم در دنیا باشد، میخداهد به کفرش ادامه دهد. قلب چه چیزی را جذب می کند؟ بهشت یا جهنم؟ نار یا نور؟ این مهم است که قلب تو در یک رابطه چه چیزی را جذب بهشت یا جهنم؟ نار یا نور؟ این مهم است که قلب تو در یک رابطه چه چیزی را جذب میکند دارد فُحشَت میدهد مادر زن است مادر شوهر است دارد فُش میدهد، تو دوتا کار میتوانی بکنی یکی نار برداری؛ یعنی بسوزی یا نور برداری روشن بشوی. مثل آشغال است. الان اگر آشغال دم خانه ما بریزند. خانه ما را گَند برمیدارد. اما اگر به یک مهندس بازیافت بگویند، صبح یه عالم آشغال بریزند میگوید آخ جان. زود جمع میکند میبرد شرکتش و تبدیلش میکند به پول، چرا؟چون سیستم دارد مسلح است. ما اسم مبدل داریم به قول امروزی ها میگویند اپلیکیشن. یعنی چه؟ یعنی قدرت توان. اَپ یعنی توان. این اَپ را بگذار در قلبت. حالا هر که هر کاری کند مریض میشوی بدهکار میشوی فُحشَت میدهند بدشان میآید حسادت میکنند اَپدکه وصل میشود در قلب غم را تبدیل میکند به شادی. آرامش. دیگر غصه نداری. این میتواند مانند زینب کبری بگوید «ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلا» این را باید نصبش کنی در قلبت. بنابراین تو الان میگویی کاش من همراه امام زمان باشم. دیگر اصلا فرقی نمیکند. باشی یا نباشی. امام سجاد علیه السلام فرمودند (ما ذره من منتظرا لأمرنا ألّا يموت في وسطا وسطاط المهدی) اصلا ضرر نکرده کسی که واقعاً منتظر امر ما است، وسط چادر مهدی عسگر و لشگر مهدی کشته نشده باشد. اصلا ضرر نکرده. اصلا امام زمان هروقت آمد که آمد. مهم این است که تو الان منتظر باشی. منتظر یعنی چه؟ یعنی مقدمه ساز. يعنی کسی که وجودش در ساخت آن آینده موثر است. ما منتظر مهمان هستیم، مهمان میآید خانه شما و میبیند هیچ خبری نیست نه غذایی، نه خانه جارو شده، هیچی، معلوم میشود تو اصلا منتظر نبودی، منتظر مقدمه سازی میکند. انبیا هم مامور بودند همه اقوام و پیروان خودشان را بسازند. انبیا میگفتند چند هزار سال بعد مهدی میآید. مهدی را همه انبیا دارند دیگر. شما در انجیل و تورات و قرآن و اوستای زرتشتی ها و کتاب های هندو ها بودایی ها گفته اند همه شان گفته اند یک کسی قرار است بیاید اسمش هم مشترک است. جالبش این است که امام زمان اسم مشترک بین اینها دارد. منجی. قرار است یک منجی بعدها بیاید که دنیا را میخواهد آباد کند. چی کار کند دنیا را؟ میخواهد مردم دنیا را به مهربانی، شادی و آرامش برساند. میگوید تو برای آن از همین الان تلاش کن. مهم هم نیست که چهارهزار سال بعد قرار است بیاید. برایش مقدمه سازی کن. قرآن هم همین را میگوید (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ) ما در زبور بعد از تورات گفتیم که بندگان صالح ما زمین را به ارث میبرند. این یعنی چه؟ چرا خداوند فرموده که ما این حرف را آن موقع هم گفتیم؟ خودش در ادامه آیه میفرماید (إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِينَ) در این حرفی که منِ خدا دارم میزنم، یک کد هست برای اهل دین و عبادت. یعنی چه؟یعنی آنی که چهارهزار سال پیش زندگی می کرده است، بگوید حالا که زمین از آنِ صالحین خواهند شد، من از الان صالح سازی میکنم. چون زمین را چه کسانی میسازند؟ صالحین. معلوم است که در آخرالزمان آنقدر صالح هست، پس من آنقدر تلاش کنم که صالح سازی کنم تا صالحین زیاد شوند بچه های صالح زیاد بشوند تربیت کنند و همین طور برسد به زمان امام زمان. ما الان محصول کارهای آنها هستیم. آنها در همه کارهای ما شریک هستند. قرآن این کد را دارد به ما میدهد (إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِينَ) برای هرکس که دین دارد این یک پیام است. هیچ مفسری را ندیدم بین علما که قرآن را میفهمند و میتوانند تفسیر کنند به قشنگی رهبر عزیزمان آیه را تفسیر کنند.
فرمودند که دین دو کلمه است: دیدن مثبت و امیدوارانه آینده و ساختن آینده. این کل دین است، فرمود هرکس دین را اینجور نفهمیده اصلا دین را نفهمیده. دین یعنی همین دوتا. دین نماز نیست، روزه نیست، حجاب نیست، حج نیست، شما نگاه کنید چقدر نمازخوان و حج برو ائمه را کشتند، شما یک امام را سراغ دارید مسلمانان نکشته باشندَش؟ همه را مسلمانان و نمازخوان ها کشتند. دین این است که من چقدر نیت دارم آینده را بسازم، چقدر قرار است آدم خوبی باشم، همان دعایی که میگوییم (اللهم ادخل علی ...) دین یعنی همه آن دعا. یعنی تو چقدر خَیِّری، چقدر خیر میخواهی برای بقیه مردم. چقدر بقیه را دوست داری. چقدر رحمانی. لذا فرمود کافری که خوش اخلاق است به خدا نزدیکتر از یک مومن هست که بداخلاق است و یک کافری که سخاوتمند است به خدا نزدیکتر از یک مومن خسیس. چرا؟ چون شبیه تر است به خدا. پس مهم میزان شباهت ما هست به خدا. لذا دین یعنی این. اسلام هم که میآید خدا دین پیغمبر را مهدوی طراحی کرده (هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ) او کسی است که اسلام را فرستاد پیامبرش را با هدایت و دین حق تا این برای همه دنیا غلبه کند. پس قرار است دین پیغمبر دینی باشد که در همه دنیا غلبه پیدا میکند. پس دین را اینطور یاد بگیرید لذا پیغمبر برای اینکه مردم زمان خودش را در کل آينده ای که این دین کل جمعیت 8میلیارد را میگیرد سهیم کند، فرمود: «اَفضَل الاَعمال اِنتظارُ الفَرَج» بالاترین عمل در دین من آن است که مردم آن آینده را بسازند. نگفت بالاترین عمل حجاب است. نماز است. روزه است. زکات است، نه. اینطور نگفت. فرمود: بالاترین عمل چیست؟ اینکه سهیم باشی در آینده. تازه پیامبر اکتفا نکرد. فرمود: «اَفضَل العِبادَ اِنتظارُ الفَرَج» بالاترین عبادت هم ساختن آینده است. باز هم به این اکتفا نکرد فرمود: «اَفضَل الجَهادَ اُمَّتی اِنتظارُ الفَرَج» بالاترین جهاد امت من ساختن آن آینده ای هست که قرار است همه خوشحال باشند. لذا هرکس بگوید امام زمان صد سال دیگر بیاید اصلا مهم نیست. من اگر الان پیوند بخورم و آماده باشم و آمادهساز ظهور حضرت باشم، با عمل خودم رفتار خودم، بگویم من سهیم هستم. تا امام زمان بیاید، بعد امام زمان ائمه دیگر هم برمیگردند دیگر در قرآن و روايات آمده ائمه دیگر زنده میشوند میایند تا قیامت، هر عملی بشود من در آن سهیم هستم. پس خدا عمر من را جاودانه قرار داده است. من همین الان که اینجا هستم با سی سال نیت خوب هم میتوانم در عبادت های همه گذشتگان سهیم باشم هم در همه کارهای خوب همه تا قیامت. این آدم وقتی میرود در صحنه قیامت، برای همین گناهان آینده اش هم آمرزیده میشود. چون انقدر موثر است این آدم در خوشحالی مردم، آرامش مردم، شادی مردم و مهربانی مردم که اگر هم یکباری پایش لغزید و گناهی انجام داد، در مقابل خیر نیت هایی که این دارد این گناهان اصلا دیده نمیشوند. چون این آدم همه وجودش خیر و قشنگی است. لذا پیامبر از اول تا برای آن آینده دینش را مهدوی طراحی کرد. گفت هرکس آن آینده را بسازد هست. پیامبر چطور میخواهد این آینده را بسازد؟ قرار است حضرت مهدی بیاید و صالحین آنقدر زیاد بشوند که کمک حضرت مهدی بتوانند زمبن را به ارث ببرند، ارث کِی اتفاق می افتد؟ وقتی که مالکین و قاسطین زمین که الان زنین دست آنها است و کره زمین را اینها غصب مرده اند بمیرند تا زمين به مستضعفین و صالحین به ارث برسد. پس صالحین بابد آنقدر زیاد باشند که دوتا کار را بتوانند بکنند. الان امام زمان نیست و چرا نمیآید؟ یکی به حضرت گفت چرا امام زمان نمیآید؟ خودش بیاید تا از قدرت های غیبی استفاده کند؟ فرمود نه. امام زوری نمیآید. امام را باید مردم بخواهند تا بیاید. امام هیچ وقت زوری خودش را به بقیه تحمیل نمیکند. همه باید بخواهندش دوستش داشته باشند. بیاورندش. زوری نمیگوید. بیایید از من تبعبت کنید. امام حق زور گفتن به مردم ندارد. باید بخواهندش تا بیاید. بعد هم خدا به مردم اختیار داده است مردم هروقت خواستند امام میاید. امام میگوید نخواهید من هم نمی آیم .هروقت خواستید بگویید میایم. فعلا هستم در غیبت کمکتان هم میکنم. ولی هروقت خواستید میایم.
یکی از دلایلی هم به امام صادق علیه السلام گفتند چرا نمی آید چرا انقدر غیبتش طول میکشد؟ فرمود از ترس جانش هست چون سیزده تا را قبلا کشتند. این امنیت ندارد. پس باید صالحین آنقدر زیاد بشوند دوتا کار بتوانند بکنند یک)جان امام زمانشان را حفظ کنند نگذارند بکشَندَش. دو) بتوانند به او کمک کنند برای غلبه بر مستکبران. برای همین یک طراحی صورت گرفت که این اتفاق در آینده بیفتد تا امام زمان قبل از ظهورش آنقدر یار داشته باشد که یک، به او بگویند آقا ما میتوانیم حفظت کنیم جانت را. دو، میتوانیم کمکت کنیم تا زمین را به ارث ببریم. آن واقعه را پیغمبر فرمود انقلاب اسلامی است: (يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِ سُلطانَهُ) شیعه و سنی این را گفتند. این هشت آیه هم که راجب انقلاب اسلامي و مردم است شیعه و سنی گفتند این هشت آیه درمورد ملت ایران و انقلاب است که این را من در کتاب انقلاب اسلامی توضیح دادم. این را حتما کامل بخوانید. چون اگر کتاب را بخوانید و بفهمینش، قلبتان پیوند میخورد به حضرت آدم تا الان و پیوند میخورد به امام مهدی تا قیامت. پیامبر فرمود: (يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِ سُلطانَهُ) مردمی از شرق قیام میکنند و زمینه سلطنت مهدی را فراهم میکنند. بعد پیامبر می فرمایند چقدر دلم برایشان تنگ شده. (اَفضَل الناس ایماناً/ اَفضَل الناس یَقیناً و اَعظَم الناس سَهما فی الاِسلام اهل الفارس) بالاترین مردم از لحاظ ایمان و یقین و سهم داشتن در دین خدا در اسلام ایرانی ها هستند. برای همین گفتم مردم ایران فوقالعاده هستند. [تا جلسه بعد کتاب را مطالعه کنید تا بروید در رحم انقلاب اسلامی تا موانع برطرف بشود وجودتان پیوند بخورد هم با گذشته هم با آینده] کسی که با انقلاب اسلامی دلش پیوند نخورد، با امام زمان و خوبی هایی که قرار است در آینده رقم بخورد هیچ ربطی پیدا نمیکند. کسی که دوست ندارد امام زمان ظهور بکند خیلی خبیث است. اگر هم میخواهیم انقلاب امام زمان رقم بخورد باید کمکش کنیم و بسازیم باید زیاد شویم و تکثیر شویم. برای کمک به اماممان آماده شویم.
و الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.