جلسه 035 - شادی
شماره جلسه
35
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
11
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 035 - شادی

میلاد مسعود حضرت فاطمه معصومه را خدمت عزیزان تبریک عرض می کنم و روز دختر هم به دخترخانم ها تبریک می گوییم. بحثمان درباره عوامل مادی شادی بود. بعضی هایش را خدمتتان عرض کردیم. یک تتمه ای از عوامل مانده بود که این جلسه این را می گوییم بعد در مورد موضوع روز که مبحث انتخابات است، خدمتتان مطالبی را عرض خواهم کرد.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: ۵ چیز هست که هرکس یکی از آن‌ها را داشته باشد، همواره زندگی اش دچار کاستی، عقلش سرگشته و دلش مشغول است. خیلی مهم است. یعنی هم احساس کمبود دارد، هم تمرکز خوبی ندارد. دچار حیرانی و سرگشتگی هست و دل‌مشغولی هم زیاد برایش می‌آید. دلش خیلی مشغول می‌شود. یکی تندرستی است. نظر دین ما چیست؟ باید انسان نهایت تلاشش را برای تندرستی خودش انجام دهد و این امر واجب است.

قبلا توضیح دادیم که تندرستی پرداختن بهش مثل نماز واجب است و یک امر حاشیه‌ای نیست.

هیچکدام از این مشغله‌ها و معشوق‌ها نباید مزاحم تندرستی ما بشوند: ۱) مشغله‌های جمادی و معشوق های جمادی که سرگرم آنها شویم و سلامتی ما به خطر بیافتد. مثل کار و اقتصاد و پول و ... ، بخش های گیاهی مثل تغذیه بد یا ورزش نکردن، اینها خیلی مهم است. ورزش مثل نماز واجب است و باید فرد بدن را تقویت کند و مثلا به باشگاه برود یا در منزل ورزش انجام دهد یا در فضای باز در هر صورت ورزش را باید انجام دهد. تا می گوییم ورزش می گوید من پیاده روی می کنم یا مثلا هرروز از خانه تا مدرسه می روم. این کافی نیست. ورزش یعنی اینکه انسان مثلا نیم یا یک ساعت در روز همه بدنش  و عضلاتش درگیر باشد از گردن تا نوک انگشت پا درگیر باشد. نرمش بکند و عضلاتش را قوی کند. همه عضلات بدنش درگیر بشود و قوی شود. صرف راهپیمایی و ورزش و پیاده روی به این معنا کافی نیست. لازم هست اما کافی نیست. انسان باید برای این کار وقت بگذارد و جدی بگیرد و مواظب تنبلی های نفسش باشد که نفسش به او تحمیل نکند که حالا بگذار برای بعد، چون بدن را که انسان به آن نرسد تمام ابعاد دیگر را هم درگیر میکند. هم زندگی مادی و هم معنوی. لذا این یک امر واجب است به خصوص کسانی که سن آنها بالا است باید حتما اینها که دیگر وجوبشان خیلی تاکید است که به فکر سلامت و تندرستی خودشان باشند. یک نظام تغذیه‌ای مناسب داشته باشند، بسیاری از دردهای ما و مشکلات روحی و روانی و غم های انسان مربوط به جسم انسان است یا غذاهایی که ما میخوریم، غذاهایی که خوشمزه هستند و شکم  راهم سیر میکنند اما منشاء مشکلات روحی و روانی میشوند. بنابراین هرکس باید حواسش باشد که چه چیزهایی براش خوب نیست و می تواند مشکلات برایش ایجاد بکند، خواب‌آلودگی، عصبانیت، کلافگی، بی حوصلگی و بی رمقی، بی انگیزگی، احساس پوچی، با غذا خیلی از این ها حل میشود و نباید هر کسی این حالت ها بهش دست بده زود به روانشناس یا روانپزشک برود. اینها را با آن مراجعه کند و تا این ها حل نشود هیچ روانشناس یا روانپزشکی نمیتواند به ما کمک کنند، لذا همیشه مسائلی که در روح ما اتفاق می‌افتد، در جان ما اتفاق می‌افتد، اول ما باید برویم به سمت تعادل طبعمان با پزشک متخصصی که تخصص دارد در این داستان در ایجاد تعادل در طبع ، مشاوره بکنیم، خیلی از چیزهایی که ما لذت میبریم و خوشمان می آید و داریم میخوریم، حالا چیزهای طبیعی است نه چیزهای شرکتی و مصنوعی که در آنها اسید و مواد افزودنی و نگه دارنده ... دارند که آنها خیلی خطرناک است. این همه سرطان و ناباروری و این همه بیماری های که در کشور ما اوج گرفته، اینها همه برای تغذیه های بد است، آنها را نمی گویم. بنابراین چیزهای طبیعی مثلا بعضی از میوه ها، سبزی ها و حبوبات برای بعضی ها خوب نیست. هر کس باید در بین خوردنی ها لیست داشته باشد که چه چیزهایی برایم مناسب است و چه چیزهایی مناسب نیست و افراد با مواد اشنا باشند، یک موقع انسان طبع گرمی دارد. باید از غذاهایی بخورد که در آن تعدیل ایجاد کند، یک موقع طبع سرد است و باید تقویت کند به آن سمت و تعادل را برقرار کند. این خیلی مهم است.

ورزش، استفاده از غذای مناسب و بعد در مرحله بعد برای اینکه زودتر به تعادل برسیم استفاده از داروهای مناسب ، داروهایی که خیلی عوارض وحشتناک نداشته باشد و انسان بتواند استفاده کند و خودش را سرپا، با نشاط و قوی نگه دارد. این یک امر واجب است، بدن یک امر و موجود مقدس است و مرکب نفس است و انقدر این بدن تقدس دارد که خداوند میفرمایید: اگر حتی وضو گرفتن برای بدن ضرر دارد حق ندارید وضو بگیرید. اگر روزه گرفتن برایش ضرر دارد حق ندارید روزه بگیرید. اگر رفتن به حج برای بدن شما ضرر دارد حق ندارید حج بروید، این بدن حفظ آن واجب است، و انسان باید خیلی دقت بکند که درمورد بدنش نباید گناه و معصیت کند. چون بدن مرکب نفس است اگر درگیر شود بقیه مشکلات روحی و روانی هم سرجای خودش باقی میماند و همه جا را درگیر میکند ، این طوری نیست بگیم بدن عیب ندارد ، یک موقع است انسان به جهاد میخواهد برود که جان و مال و همه چیزش را میدهد. رفته که جانش را فدا کند. بعد درگیر میشود و مثلا تیر میخورد یا شیمیایی میشود یا دست یا پایش قطع میشود. این نوع آسیب جسمی نوعی افتخار است و هیچ چیزی هم از انسان کم نمیشود و هرکاری که قراره انسان با بدن سالم بهش برسه خدا بهش میده. کسی که مریض هست در روایت داریم خداوند میفرماید بنده ام مریض است، ای فرشتگان! هرکار خوبی که میخواست با بدن سالمش انجام دهد در نامه اعمالش برایش بنویسید. چون فرد نیت کرده ولی انجام نمیدهد خداوند میگوید من با دل و قلب های شما کار دارم و اصل قلب انسان است. حالا این شخص مریض شده غصه نمیخورد. در فرهنگ اسلامی حتی در مریضی هم شاد هستی، و آرامش داری. این خیلی مهم است ، ولی به هر حال زندگی یک سری اختلالات و سختی هایی دارد و برای این بخش انسان حق ندارد خودش را دستی دستی مریض و درگیر کند.

پس ورزش را فراموش نکنیم، دیگر چی؟ تغذیه مناسب که باید اطلاع داشته باشیم. تغذیه مناسب چه جوری صورت می گیرد؟ هم در صورتی انجام می‌پذیرد که اول خودتان از طبع تان آگاهی داشته باشید. با پزشکانی که در شناسایی طبع قوی هستند و تجربه دارند و با چندتایی از آن‌ها مشورت کنیم و یک تعریف خوب از طبعمان به دست آوریم که الان در چه وضعیتی هستیم و بعد تغذیه را برای اساس آن طراحی کرده و اگر هم نیاز شد با دارو خودتان را برسانید که خیلی مهم است.

امنیت: یکی از نعمت های بزرگ است. شکر خدا کشور ما به برکت شهدا دفاع مقدس و مدافعان حرم یکی از با امنیت ترین کشورهای جهان است. کشوری که همه اطرافش شیاطین هستند. اما الحمدلله در اوج امنیت را داریم. این نعمتی است که به قول پیامبر (ص) انسان تا آن را از دست ندهد قدر آن را نمیداند، فرمود دو تا نعمت هستند که مجهول هستند: نعمتان مجهولتان: الصحه و الامان. دو نعمت هستند که مجهول هستند. یعنی آدم اصلا قدرش را نمی داند. چون به آن عادت می کند. ۱) سلامتی. همه فکر می کنند سلامتی همیشه هست. ولی از دست میرود. مریضی می آید. یکی هم امنیت است. می گوید خب دیگر امنیت است. شما پایتان را از کشور بیرون بگذارید، بروید در این افغانستان، پاکستان، روسیه بروید، به ترکیه بروید، به عراق بروید به کشورهای عربی و خیلی جاهای دیگر، کشورهای اروپایی، بسیار انسان ناامنی در آنجا می کند. این جور نیست شما به همین راحتی که مثلا شما الان ساعت 11 شب 12شب خانم ها می آیند و می روند تا صبح می توانند رفت و آمد کنند، آنجا بشود. پروفسور مولانا آمریکایی به من می گفت: ما از شش غروب دیگر جانمان دست خودمان است. اگر می خواهیم بیرون باشیم و شبها هم اگر در خانه هایمان می خوابیم حتما زیر پالشتان یک اسلحه داریم. این جوری نیست. هر لحظه ممکن است بیاید در خانه مان، تیر از یک جائی بیاید. مدارس را شما دیدید همین جوری. یک بچه دیوانه یک اسلحه برمی دارد ده دانش آموز یا بیست دانش آموز و معلم را می‌کشد. اینجا الحمدلله و شکر خدا عالی ترین درجات امنیت را داریم. این خیلی مهم است و خدا را باید شکر کنیم به داشتن غیور مردانی کشور را به این درجه از امنیت رساندند.

۳) فراوانی روزی، این خیلی مهم است. انسان باید برای فراوانی روزی اش تلاش بکند، اینجور نیست که اگر کسی مشکل مالی داشت و درآمدش خوب نبود، بگوید حالا به همین میسازیم، نه، برکت فرمول و قواعد دارد. اضافه کردن درآمد و روزی فرمول‌هایی دارد. ما نزدیک و بیش از پانصد قاعده جذب و برکت داریم، آدم باید اینها را یاد بگیرد. برکت های مادی، برکت های اقتصادی، اگر فرمول هایش را یاد بگیرد، برکت یک سری سلسله عوامل اعتقادی، اخلاقی و یک سری عوامل طبیعی و مادی دارد، قاعده هست و خدا همین که نظام خلقت ریاضی خلق کرده برای برکت هم قاعده ریاضی گذاشته، مدیریت اخلاقی در خانه برکت میاورد، و اگر در خانه مدیریت اخلاقی نباشد برکت هم میرود. مثلا خانواده ای افراد دائم بهم مدام نق میزنند و به جان هم میپرند اینها برکت را می برد. برکت قاعده ریاضی دارد. قاعده ریاضی دارد یعنی هر کس انجامش بدهد، همان قاعده و نتیجه را دارد. الان یک کافر ورزش کند سالم میماند؟ سالم می ماند. این به مومن و کافر ربطی ندارد.

برای همین در روایت داریم به عنوان مثال عرض می کنم. اگر خانواده ای کافر باشند اما همه همدیگر را دوست داشته باشند و در خانه جر و بحث نکنند و با هم وحدت داشته باشند، خدا به آنها برکت میدهد.

وحدت ناموس خلقت است و خدا هیچ ناموسی را بزرگتر از وحدت نیافریده است.پس وحدت بسیار مهم است. اصل اساسی و خط قرمز و محکم است. دو کافر اگر به جون هم نیافتند در حالی که به خدا اعتقاد ندارند ، خدا فقط به خاطر اینکه اینها با هم خوب هستند و دعوا و درگیری ندارند به آنها برکت میدهد و اگر یک خانواده که مومن هستند و خدا را قبول دارند و دین دار هستند، مومن هستند اما در خانه جر و بحث کنند و به قول امام صادق (ع) در خانه یکدیگر را بدرند و خشونت داشته باشند، خداوند برکت را از آن خانواده برمیدارد. مثال زدم. این مثال قاعده برکت است.

انسان حقش این است که روزی اش فراوان باشد. فقط باید فرمول هایش را یاد بگیرد و قواعدش را یاد بگیرید. برکت را به زندگی اش بیاورد. در درس خواندن، در حافظه، در مسائل مالی و... برکت همه جا میتوانند باشد و انسان میتواند عوامل را افزایش دهد مثلا حافظه اش ضعیف است میتواند حافظه اش را قوی کند تا درس را با سرعت بیشتر و بهتری یاد بگیرد. یک کسی برکت عبادی، معنوی، عرفانی، مادی میخواهد همه اینها فرمول دارد. قاعده است.. «کل شی عنده بمقدار» خدا همه چیز را ریاضی آفریده. هر چیز مقدارد و قاعده دارد. عدد و اندازه دارد. حالا باید برود فرمول هایش را یاد بگیرد و عمل کند.

۴) همدم سازگار. این هم خیلی خوب است. می گوید از حضرت سوال کردم که همدم سازگار یعنی چی؟ فرمودند: زن خوب، بچه خوب، همنشین خوب، آدم با خوب ها ارتباط برقرار کند. اینها باعث میشود انسان خطرات و آسیب های دلمشغولی و عدم تمرکز و کاستی در زندگی نباشد. اینها خیلی مهم است که باید حواسش باشد.

حالا یک دختر و پسری میخواهند ازدواج کنند و انتخاب همسر بکنند، ما برای ازدواج قاعده داریم که چه ازدواجی کنیم بعدا این شخص را اعصاب ورو مخ من نرود، اینکه در دانشگاه دیدمش یا در چت اینترنتی با هم آشنا شدیم، دختر خاله ام یا پسر خاله ام، همین‌جوری با هم رابطه داشتیم و عاشق هم شدیم یا فلانی ما را بهم معرفی کرده،. شما یک جنس یا پارچه را می خواهید انتخاب کنید، بازار می روید و کلی وقت می گذارید. کفش میخواهید انتخاب کنید، کلی تحقیق می کنید، ماشین می خواهید بخرید، خانه می‌خواهید بخرید، بالاخره انسان دقت میکند، اینکه یهویی افتاد تو دلم یا من عاشقش شدم... اصلا این آدم ساختار شخصیتش ضد آرامش و ضد آسایش هست. می گوید من همین را میخواهم، و وقتی می خواهی و می روی آنجا، این اتفاق ها برایت می افتد.

فرزند نیک؛ فرزند نیک هم ساختنی هست، باید فرزند بسازیم، دست پدر و مادر است، قبل انعقاد نطفه پدر و مادر بیایند فرمول های انعقاد نطفه را یاد بگیرند. چه طور نطفه هایشان را قوی کنند، اسپرم ها و تخمک ها را قوی کنند، چه گونه انعقاد نطفه کنند که بچه بهترین وضعیت را داشته باشد، مراقبت های ماه اول تا نهم بارداری را یاد بگیرند، فرمول های دو سال اول شیرخوارگی، پنج سال بعدی، میشه هفت سال دوم و هفت سال سوم. همه اش فرمول و قاعده است. اگر اینها را یاد بگیرید از بچه اش لذت می‌برد. دختر و پسرش می‌شوند عامل آرامش این شخص، عامل شادی این شخص. ولی ما تنبلیم. برای هیچ‌کدام از کارها نه انتخاب همسر، تربیت بچه، نه انعقاد نطفه، نه مراقبت های بارداری، هیچی اش را اصلا نمی خواهیم انجام بدهیم. همین جور طبیعی و کیلویی جلو برود. این هم امکان پذیر نیست. این اتفاق نمی افتد.

پنجم که دربردارنده ی همه این هاست، حضرت فرمود آسایش. این هم خیلی مهم است. انسان باید برای این هم تلاش بکند. برایش یک روایت نقل شده که خیلی خوب است و بحث مان را خاتمه می دهیم. فرمود: وسعت منزل مسکونی جزئی از سعادت است و فراوانی دوستداران.

حالا وسعت مسکونی، با این اوضاعی که الان این دولتمردان نالایق ما اضافه کردند، اینکه یک خانه مستاجری هم گیر یک نفر بیاید، کار سختی است. ولی خیلی‌ها دستشان به دهنشان می رسد. می‌توانند بروند خانه وسیع بگیرند. من آدم‌هایی سراغ دارم که می توانند خانه وسیع داشته باشند، ولی چون دچار توهم هستند، دچار بی شخصیتی هستند، شخصیت را در این می بینند که خانه شان در فلان جای شهر باشد، یا فلان جای تهران باشد مثلاً، والا می تواند در کرج یک خانه خیلی خوبی داشته باشد، می تواند وسط شهر تهران، پائین شهر تهران، یک خانه خوب و بزرگ داشته باشد، این کار را نمی کند. مثلا رفته خانه 150 متری را فروخته، که برود یک خانه 60متری در بالاشهر بتواند بخرد، که مثلا وقتی آدرس می دهد، بگوید خانه ما مثلا فلان جاست. برایش یک کلاس توهمی شده. آدم ها این جوری هستند. تو داری با سعادت خودت بازی می‌کنی. بخشی از خوشی و سعادت انسان این است که خانه بزرگ داشته باشد. وسعت خانه خیلی مهم است.

باز علی (ع) در یک جای دیگر دارد. از عوامل برکت این است که خانه حیاط دار باشد. وسعت حیاط بخشی از سعادت یک انسان است. اینها ارزش دارد. چرا آدم یک خانه خوب و حیاط دار را بفروشد و برود مثلا یک آپارتمان بگیرد که محدود بشود. این کار عاقلانه ای نیست.

فراوانی دوستداران؛ دوست های زیاد هم برای انسان شادی آور هستند. انسان هرچی تعداد دوست های خوب داشته باشد بیشتر در روایات داریم، چون هر کدام از اینها شفیع انسان هستند؛ دوست خوب فقط در دنیا پاکار انسان نیست، در کجا پاکار انسان بیشتر هست؟ در آخرت هم پاکار انسان است. انسان وقتی از دنیا می رود دوستانش پاکار هستند. تنهایش نمی‌گذارند. طرف دوستش 30سال هست که دوستش مرده، ولی این 30 سال که آن در برزخ است، این در دنیا هوای دوستش را دارد، برایش صلوات می‌فرستد، فاتحه می‌فرستد، استغفار می‌کند، باقیات صالحات می‌گذارد، یکسره این دوسته پاکار آن دوست هست. در نمازش برایش دعا می‌کند. دوست خوبه یک قیمت، فضیلت و یک ثروت بسیار مهم است. انسان باید بگردد دوست‌های خوب پیدا کند. انسان به این خیلی اصرار دارد. دوست خوب هم کجا گیر می‌آید؟ فضاهای خوب، جاهای خوب. مثل مساجد، هیئت‌ها، جلسات حلقه‌های بهشتی، جاهای دیگری که هست، آدم‌های خوب کجا جمع می‌شوند، آدم باید با این ها گپ‌وگفت داشته باشد، دوستانی را انتخاب بکند که با آن‌ها ارتباط داشته باشد، گاهی وقت‌ها دوست جای پدر و مادر، خواهر، برادر و فرزند را هم برای آدم می‌گیرد. این خیلی مهم است.

در روایت هم داریم که دوست خوب از هر فامیلی میتواند به انسان نزدیکتر باشد، و اساسا در آموزه های اسلامی دوستی خودش بالاترین فامیلی است. ما چقدر فامیل داریم که با ما دوست نیستند یا ما با آنها دوست نیستیم و خیلی دوستهایی داریم که باهم خویشاوندی نداریم اما باهم چی هستیم؟ به شدت دوست هستیم. لذا در روایت داریم. حضرت میفرمایند: «القرابه...؛ فامیلی به دوستی بیشتر احتیاج دارد تا دوستی به فامیلی». لازم نیست اگر دوستی باشد افراد با هم فامیل باشند. اما ا گر فامیل هستند لازم هست که با هم چی باشند؟ دوست باشند. این خیلی مهم است. ولی ما فامیل های داریم که از ده ها دشمن برای انسان بدتر باشند. پس این خیلی مهم است. دوست را باید بسازی. انسان باید برود دوست تهیه کند برای خودش. در روایت داریم عاجزترین مردم کسی است که از پیدا کردن دوست خوب عاجز است. نمیتواند 4 تا دوست خوب پیدا کند. این ضعف و عجز برای خودش است. و اساسا دوست شخصیت و هویت و ملاک ارزش انسان است. با چه کسانی دوست هستی قیمتت هم همان است. چه کسانی تو را دوست دارند و با چه کسانی رفت و آمد داری؟ با چه کسانی مهمانی می روی؟ با چه کسانی مسافرت می روی، این قیمت تو را نشان می‌دهد.

چندتا آدم خوب، بهشتی و حسابی تو را دوست دارند و با تو رفت و آمد دارند؟ این یک ارزش بزرگ است. پس قیمت آدم به دوست اوست. لذا دوست نقش زیادی در شادی و آرامش انسان دارد و این‌که سفارش میکنند (در حدیث داریم) که زیاد دوست پیدا کنید برای اینکه هرکدام این ها به اندازه یک خانواده پشتیبان تو هستند.

لذا فرمود: عاجزترین مردم کسی است که عرضه ندارد دوست برای خود پیدا کند. و از او عاجزتر چه کسی هست؟ کسی است که دوست خوبی داشته باشد ولی او را از دست بدهد. این دیگر خیلی بد است. انسان دوستان خوبش را از دست بدهد. مراقبت از دوست ده ها فرمول دارد و باید آن را یاد گرفت که بیخود قهر بین دو نفر به وجود نیاید. فرمول های دوستی، دوست یابی و نگه داشتن دوست خیلی مهم است. فرمول های اضافه کردن دوستان. چه جور دوستانمان را اضافه کنیم. اینها را باید وقت بگذارد. اینها عوامل سعادت انسان هستند.

یک کسی می بینی وضع اقتصادی اش خیلی بدی دارد ولی دوستان خوبی دارد که کاملا میتوانند او را تامین کنند و کمک میکنند و انسان سرپا میشود.

یک موقع کسی ممکن است در زندگی اش اصلا ورشکست بشود ولی دوستان خوبی دارد که همه پاکار او هستند و او را از ورشکستگی نجاتش میدهند. هر کدام بخشی از سرمایه اش را جبران می کنند.

یادم هست یک آقایی قرار بود ازدواج کند، فرد بسیار محترمی بود، خانواده اش بسیار آدم های بدی بودند، نمی خواستند این ازدواج بکند، اذیتش می کردند، و تنها بودند و گفتند به ما ربطی ندارد که ازدواج کند. پدرش گفت به من هیچ ربطی ندارد و به تو کمکی نمی کنم. مادرش هم همین طور. خواهر و برادرانش هم همین طور. من هم این آدم را می شناختم. آدم محترمی بود. در بین دوستان اعلام کردیم که آقا فلانی را که می شناسید، گفتند: بله، گفتم: او می خواهد ازدواج کند ولی همه خانواده او را تحریمش کردند. همه گفتند ما هستیم. آمدند وسط. یکی گفت آشپزی اش با من، آن یکی گفت: برنجش با من، یکی گفتن روغنش با من، یکی گفت گوشتش با من، چند نفر جمع شدند سالن برایش گرفتند. یک عروسی خوب عالی با افتخار گرفتند. تازه پدر و مادرش که تحریمش کرده بودند را دعوت کرد. آنها فکر نمی کردند که بچه شان بتواند. نمی دانستند بچه شان یک عالمه رفیق دارند که از پدر و مادر بیشتر دوستش دارند و پشتش هستند. دوست این جوری است. لذا انسان باید برای حفظ دوستی ها زحمت بکشد، گناه و معصیت نکند و کاری نکند که دوستانش را از دست بدهد.

زبان خوب و نرم، زبان معذرت خواهی، زبان حلالیت خواهی، پیشقدم شدن در رفع سوء تفاهم‌ها و... این ها را انسان باید برود فرمول هایش را یاد بگیرد.

تقریبا عوامل مادی مان تمام شد. انشالله اگر عمری باشد می رویم سراغ عوامل روحی و غیر اارادی. چه چیزهایی هستند که دست ما نیست ولی ما از شادی آن کمک بگیریم.

یک مقدار درباره بحث انتخابات صحبت می کنیم.

انسان یک سلسله مسئولیت های فردی دارد که مربوط به خود اوست مثل بحث سلامت که گفته شد بعضی وقت ها انسان میخواهد درباره خودش تصمیم بگیرد، و باید تصمیم خوب بگیرد و تصمیم گناه آلود نگیرد.

ولی یک موقع است که عضوی از یک جمع هست لذا وقتی میخواهد تصمیم بگیرد باید تصمیم مناسب برای جمع بگیرد. قاعده سعادت جمع این است که افراد با توجه به سعادت جمع تصمیم بگیرد ، یعنی الان میخواهید بروید مسافرت فرد نمیتواند خودخواهانه بگوید فردا برویم شمال، شاید فرد دیگر دلش نخواهد شمال برود میخواهد برود مشهد ، یا فرد میگوید فردا بریم مشهد شاید طرف مقابل امادگی روحی زیارت نداشته باشد من نمیتوانم برای دوستم تصمیم بگیرم که بیا برویم مشهد، در روایت داریم که انسان مومن میلش را با میل اهلش و دیگران تنظیم میکند، و نمیشود ما همه چیز را برای دیگران تعیین تکلیف بکنیم.

یک موقع این جمع خانواده اس و انسان باید بر اساس مصالح خانواده تصمیم گیری کند. چی به مصلحت خانواده است در جمع هم مومن داریم و هم منافق داریم، مومن کسی است که وقتی در یک جمع هست میلش را با جمع تنظیم میکند و خودخواهی و خودشیفتگی ندارد.

این بحث حقوق جمعی ، جامعه ، در کوچک ترین واحد جامعه دو تا رفیق و خانواده ، حالا وقتی این جامعه بزرگتر میشود مصالح اون واجب تر است مثل محیط اجتماع ، کشور ،مثل امنیت و وحدت کشور ، امنیت کشور خیلی مهم است کسی خیانت کند به امنیت کشور مثل کسی هست که در کشتی نشسته است درست است که کشتی همه را دارد میبرد و ما یک اجتماع و یک جامعه داریم که ان هایی است که سوار کشتی میباشند اما هرکس در کابین خود بخواهد سوراخی ایجاد کند همه در کشتی خفه میشوند. امنیت کشور به این است که مردم مشارکت حداکثری در انتخابات داشته باشند صرف نظر از اینکه چه کسی را انتخاب میکنند که مهم نیست در درجه بعدی اهمیت دارد ، موضوع قبل از اینکه چه کسی را انتخاب کنیم این است که در انتخابات شرکت کنیم چون حضور حداکثری باعث امنیت ، عزت و افتخار و آبرو کشور است و حتی اگر کشور خود را دوست داشته باشید نمیتوانید بگویید من در انتخابات شرکت نمیکنم ، نه انسان باید در انتخابات شرکت کند و از حق خودش استفاده کند و به سلیقه خودش ان کسی را که فکر میکند اصلح هست را انتخاب کند ، اصلح ها هم نسبی هستند و هیچکس جز ۱۴ معصوم ۱۰۰ درصد اصلح نیست ، و جدای از اینکه یک حق میباشد، یک تکلیف هم هست اگر در اثر عدم شرکت ما در انتخابات مشارکت ما پایین بیاید ،مثل راهپیمایی ۲۲ بهمن میماند اگر ضعیف باشد دشمنان طمع میکنند به این کشور ، وقتی در ۲۲ بهمن همه به خاطر عشق به کشورشون در راهپیمایی شرکت میکنند، کار ندارند که کی قرار است حاکمیت داشته باشد. اصل این است که ما بالاخره در این کشتی که نشستیم امنیت میخواهیم. اول حفظ امنیت و آرامش این کشور، انسان باید مشارکت کند ،اصلا این جمهوری اسلامی نباشد و یک حکومت دیگر باشد اگر قرار است انتخاباتی صورت بگیرد مشارکت خیلی مهم است برای امنیت و ابرو و عزت کشور . بنابراین کسی اگر کمی توجه وطن خودش داشته باشد و مسئولیت عقلی ، انسانی ، اخلاقی خودش داشته باشد این باید حتما درانتخابات شرکت کند و به هرکسی که میخواهد رای دهد. مهم این است که حضور پیدا کند و دشمنان حساب میکنند روی این که اگر مشارکت کم شود دشمن طمع میکند ، طمع فرهنگی ، اقتصادی ،نظامی اگر مشارکت کم باشد. در هر صورت یک امر کاملا عقلی و ملی هست و یک وظیفه است که انسان در انتخابات در بهترین شرایط شرکت کند.

اما جدای از این ما در کشوری زندگی میکنیم که در این کشور یک رسالت در دنیا دارد ، چندین ایه در این باب هست، چندین ایه خدا در قران اختصاص داده که آینده یک قوم یا گروهی قرار است بیایند که اینده تاریخ را میسازند.همه انبیا درباره اینده صحبت کرده اند و گفتند که اینده از ان صالحان است.

ما در زبور، بعد از تورات هم نوشتیم که اینده از ان صالحان است و این مژده ای ما دادیم برای مسی که اهل عبادت است یک نشانه است.

دین یعنی اینده نگری ودر جریان اینده و ساختن اینده قرار گرفته است

هیچ چیزی در دینداری مهمتر از این نیست.

مومن حقیقی و مسلمان حقیقی و عابد حقیقی کسی است که نقشی در ایجاد اینده روشن برای جهان دارد.

برای همین پیامبر میفرمایند : بالاترین جهاد ، عبادت، عمل این است که شخص نقشی در فرج انسان ها ان فرج نهایی برای همه انسان ها داشته باشد.

مسلمانی که در جریان اینده سازی نیست دین و فهم دین ندارد.صرقا فکر کند دین یعنی نماز خواندن ، روزه گرفتن و حج رفتن ، مسجد رفتن، زیارت رفتن ، جلسه گرفتن ، این ها کمترین درجه دین است ، واجب هست ولی کمترین درجه دین است. مسئله اساسی در دینداری حضور یک انسان در برطرف شدن موانع ظهور منجی عالم است. این نقش اصلی است. قیمت ، اخرت ، شب قبر انسان ها به بعد تا قیامت و قیامت به بعد برای هرکس امتیاز اصلی این است که تو چقدر در جریان برطرف شدن مشکلات کل کره زمین مشارکت داشتی یعنی در جریان فرج چقدر مشارکت داشتی تو چه سهمی در ایجاد این اینده جهانی داری، این نقش مهمی است که کسی بباید داشته باشد.ولی یک شخصی همش مشغول کارهای خودش است ، مشغول زندگی و مشغول جمادی، جنبه های گیاهی ، مشغول جنبه های حیوانی اش ، درس خواندن و زندگی اش است و هیچ خاصیتی برای مردم جهان و کشور خودش و منجی عالم ندارد. این یک زندگی ننگ انگلی هست ، یک ادم بی فایده و بی مصرف ، پس خیلی اینده مهم است.

حالا این اینده ای که خدا میگه همه انبیا بدون استثنا به امتهای خودشون ساختن اینده رو یاد میدادن قران میفرماید: تعدادی مردم وقومی هستن که قراره در اخرالزمان اینده بشریت رو بسازن وشیعه سنی همه گفتن این قوم ایرانی ها هستن وپیغمبر هم همین اعتقاد را داشتنوپیامبر فرمودن که دلم براشون تنگه وخیلی دوست دارم ببینمشان کاش میتوانستم برادرانم رو ببینم انقلاب وایران اسلامی ماموریت الهی وقرانی داردخدا انتخاب کرده این کشور ومردم رو برای ساختن اینده عالموکره زمین .

اماده سازی جهان برای ظهور منجی از ماموریتهای انقلاب اسلامی است که این را دراین چهل سال انقلاب اسلامی انجام داد.طی این دوره چهل ساله توانستیم تعداد زیادی در داخل وخارج ازکشورسرباز برای امام زمان اماده کنیم وتربیت کنیم .واین امادگی را کشورهای غربی ومعاند بیشتر متوجه شدن زیرا با تربیت داعش وتجهیز انان سعی در براندازی انقلاب ایران داشتن.بقدری اینها قوی بودن که چند هفته ای سوریه رو گرفتن وعراق رو اشغال کردن و قصد اصلی آنها که خودشان گفتنند گرفتن ایران بود. ولی در ایران سردار بزرگ شهید حاج قاسم بزرگوار یک ارتش جهانی ساخت افغانیها پاکستانیها ایرانیها عراقیها سوریها لبنانیها ازخیلی از کشورها ارتش درست کردواون ارتش رو شکست داد.حالا درافغانستان تعداد زیادی برای امام زمان حاضرن وهمچنین پاکستان وهند وعراق سوریه لبنان یمن که ارتش بسیار اماده ای ساخته شده ومعجزه بزرگی بود برای انقلاب اسلامی .بنابراین هرچقدر امکانات کشوری برای امام زمان باشدوقوی باشدبه اینده جهان کمک شده است.این مربوط به شخصی نیست مربوط به جهان است والبته کره زمین .پس انتخابات در ایران نقش وتاثیر جهانی داردوضعف انقلاب. ایران در همه جهان وقدرتش هم در همه جهان ظهور خواهد داشت.تمام مردم جهان اظهار میکنن که به جمهوری اسلامی چشم امید دارن.وبرای ما دعا میکنن .

من به یک کشور اروپایی رفتم که عمدتا سنی بودن مسلمانهاشون وجمع شده بودن برای سخنرانی بنده که قراربود بحث کنیم واینها نگرانی خودشون رو برای اینده ایران اظهار کردن که البته بنده خودم رو برای بحثهای عقیدتی اماده کرده بودم وگفتن که ایران باعث عزت دین واسلام شده در جهان وحتی ما اگر کار دینی کنیم امام امد ومارو نجات داد وما نگران ایران هستیم به نظرشما ایران چقدرمیتواند دوام بیاورد وهمه ادیان مسیحیت وحتی انهایی که دین ندارن نمونه این حرف در اربعین سند دارد و دهها میلیون ادم می ایند از جمله شیعه،سنی ،مسیحی،یهودی ، صائبی و زرتشتی و افرادی که دین ندارند، ده ها کیلومتر به حرم مطهر امام حسین(ع) راهپیمایی میکنند، بزرگان مسیحیت و ادیان دیگر مقابل حرم امام حسین برای احترام سجده میکنند، ما مسلمان ها اینکار را نمیکنیم، ما فقط در برابر خدا سجده میکنیم، ولی انها در مقابل قبر امام حسین(ع) سجده میکنند، حالا این کشوری که نقش جهانی دارد و قرار است منجی جهان باشد و زمینه را برای ظهور منجی آماده کند باید از همه جهات از جمله اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، دینی در همه جهت باید قوی باشد. در انتخابات کسی شرکت نکند انگار به امام زمان خیانت کرده و همچنین همه مردم جهان، چون وقتی مشارکت در کشور ضعیف شود ،کشوری که قرار است نقش بین المللی خود را بازی بکند تضعیف میشود ، اگر ما غیرت داشته باشیم نسبت به دین ، اماممان ، شهدا، کسانی که کشته شدند ، ازادگان، خانواده های انها، شهدای مدافع حرم که اگر نبودند داعشی ها برایمان ناموس نمیگذاشتند ، در انتخابات شرکت میکنیم.

در مرحله بعد چه کسی را باید انتخاب کنیم؟ باید کسی را انتخاب کنیم که عاشق ایران باشد و خائن نباشد و عاشق خارجی ها نباشد که به خاطر رضایت انها و اجازه انها هر غلطی دلش خواست انجام دهد و کارخانه تعطیل کند و نردم را به خاک سیاه بنشاند ، به خاطر سرمایه داران دزد ، مفت خور ، زالو صفت ، و یک تعداد بانکدارها و سرمایه داران محدود و انگشت شمار برای اینکه اینها کمبود پول هایشان برای اینکه جبران شود بیایند با بی حیایی تمام در مجلس اعلام کند که بالا بردن دلار کار خودمان احمقمان بود ، لذا میلیون ها نفر کارشان و سرمایه شان و زندگی شان متلاشی شود تا کارخانه ها و موسسات فرهنگی همه نابود شوند که یک مشت مفت خور دزد میخواهند بیایند در این مملکت به ثروت های انچنانی برسند، بعضی از احزاب ، بعضی از خانواده ها و خاندان های مفت خور دزدی که فقط کشور و سرمایه ان را برای خود میدانند، یک رئیس جمهوری باشد که عاشق ایران باشد و در سر دانشمندان نزند ،پیغمبر فرمود: علم اگر در ثریا باشد ایرانی ها ان را به دست می اورند، رهبر هم فرمود که ما باید کاری کنیم که در این کشور که همه دنیا مجبور شوند برای یادگیری علم فارسی یاد بگیرند کما اینکه بعضی از علوم فقط در ایران تعلیم داده میشود.

و با بی لیاقتی دانشمندان جوان ما را سرکوب کرده و میل به واردات از دیگر کشورها داشته و شرکت های دانش بنیان را حمایت نمیکند، و دانشمندان با وجود داشتن لیسانس ، فوق لیسانس و دکترا بی کار هستند، میتوانند شرکت زده و کار کنند و طرح بزنند و اختراع میبرند در زمینه های پزشکی ، مهندسی و ... در این دولت امدند و سرکوب شده و اجازه کار به انها ندادند ، پشتیبانی نکردند و ان جایی که مجبور شدند گفتند باشه به شما بودجه میدیم و بودجه را هم در مجلس تصویب کردند اما در اخر به انها ندادند و الا ما دانشمند و مغز در تمام نیازهای کشور خود و جهان کم نداریم ، کشوری که سرعت رشد ان ۱۱ برابر سرعت سایر کشورهای جهان است از امریکا ، اروپا ، کانادا ، ژاپن و ... سرعت علمی ان بیشتر است این کشور به غریبه و بیگانه احتیاجی ندارد و این کشور در هیچ جهتی لنگ نیست . اما وقتی مسئول خائن میشود این گرفتاری ایجاد میشود. پس کسی را انتخاب کنیم که وطن خود را دوست داشته و هم وطنان خود را به غربی ها ترجیح دهد. و بعد ادمی باشد که سابقه زندگی غارت بیت المال و دزدی و سازش با زالو صفت ها نداشته باشد. به خاطر منافع حزبی و جناحی با مسائل مربوط به مردم و مملکتش بازی نکند ،به معنای واقعی مومن باشد و تقوا داشته باشد، و از همه مهمتر اینکه با ارمان هایی که این همه براش ۱۰۰ ها هزار نفر براش شهید دادیم و جانباز دادیم ، خانواده هایشان را در نظر بگیرید این مردم شریف و دوست داشتنی که قران و ائمه و پیامبر از ان ها انقدر تعریف کردند ، را دوست داشته و به انها احترام بگذارد و برایشان حرمت قائل شود، عزت ایران را دوست داشته باشد و ابهت ایران را دوست داشته باشد، یک ادمی باشد که به این ارزش ها پایبند باشد ، نه اینکه ارزش های انقلابی را مسخره کند، و سرمایه ملی ما را به باد دهد، و در سر جوان ها و مردم خود بزند و کشوری ما زمان شاه در تمام شاخه های توسعه رتبه ۱۲۰ به بالا بودیم تقریبا، در امار جهانی نوشته ایران از سوریه هم عقب مانده تر است، ان وقت این کشور که ۴۰ سال در اکثر شاخص های پیشرفت جز ۱۰ کشور اول جهان شد بعد ۴۰ سال، ولی ارزش پول ملی ان بسیار پایین و بی ارزش است ، و حتی از کشورهایی که وابسته به ایران هستند هم ارزش پول ملی ما کمتر است و این خیانت ملی و دلار پرستی است ، چه کسی اینکار را با ملت کرده است؟ یه مشت مفت خور دزد دشمن پرست ، ما باید به کسی رای دهیم که واقعا عاشق ایران، مردم و انقلاب باشد وگرنه خیانت به انبیاء ، اولیا و همه مردم جهان کرده است و هم چنین خیانت به امام زمان هست که ایشان تنها و غریب و مظلوم هستند . چون سهل انگاری های ما ظهور حضرت را عقب می اندازد و ما باید با سرعت این آینده را تامین کنیم ، بنابراین هم باید در انتخابات شرکت کرده و هم مطالعه و مشورت کنیم و بررسی کنیم و ببینیم چه کسی بهتر میتواند مصالح ملی و انقلابی کشور را تامین کند.