شادی؛ جلسه 25 22/07/1396
اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله و علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه ی شما عزیزان هدیه به محضر مقدس سیدالشهداء علیه السلام و همه ی شهدای کربلا و بازماندگان عشورا علیهم السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
ما عوامل اعتقادی و اخلاقی شادی را تمام کردیم. از این جلسه عوامل عبادی را انشاءالله شروع خواهیم کرد، بعد هم ان شاءالله به عوامل طبیعی می پردازیم. گفتیم که نفس انسان یک مرتبه ی حسی و جمادی دارد، یک مرتبه ی گیاهی دارد، یک مرتبه ی حیوانی دارد، یک مرتبه ی عقلی دارد و یک مرتبه ی فوق عقلی یا انسانی دارد . نفس در هر کدام از این مراتب معشوق هایی از همین جنس دارد. محبوب ها، آرمان ها، ارزش ها، کمالات و لذاتی از همین قسم دارد. انسان گاهی وقت ها از لذات جمادی از کمالات جمادی لذت می برد. یعنی داشتن اشیائی بیرون از خودش مثل: پول، لباس، اتو مبیل ، مسکن و ... گاهی وقت ها از کمالات گیاهی لذت می برد ، شاد می شود و احساس آرامش می کند. مثل: غذا ، بعضی ها با دیدن غذا و انواع غذاها یا نوشیدنی ها، خوردنی ها به خصوص اگر تشنه باشند یا گرسنه باشند، خیلی غذا به آن ها چی میدهد ؟ آرامش و شادی می دهد و از آن لذت می برند . در بعد حیوانی هم همین طور ، در بعد حیوانی انسان از کمالات حیوانی لذت می برد . مثل : لذات جنسی ، عشق های زمینی ، لذات وهمی ، مقام ، ریاست ، برتری ، علو ، چیزهایی که مربوط به جنبه ی حیوانی انسان هست . در بعد عقلی هم انسان از کمالات عقلی لذت می برد . مثل این که انسان از علم لذت می برد ، از این که بشیند چیزی یاد بگیرد لذت می برد ، از آموزش لذت می برد حالا در هر رشته ای چون انسان عشق به علم دارد ، انسان به همه ی علوم سنخیت دارد . لذا وقت زیادی را انسان ها می گذارند جایی بروند بنشینند متمرکز بشوند که یک چیزی را یاد بگیرند و دانشی به دانش هاشان اضافه بشود ، خلوت با کتاب ، خلوت با جلسات علمی برای آن ها لذت دارد و حکم بهشت را دارد . گاهی وقت ها انسان فکر می کند که در بهشت می نشیند . من یادم هست شاید مثلا سیزده ، چهارده سال هر چهار شنبه مگر این که یا خارج از کشور بودم یا بستری بودم در بیمارستان والا غیر از این هیچ حالت دیگری نداشتم حتی یک جلسه و یک هفته هم برای من غیبت نخورد. دوازده سال تقریبا هر روز چهارشنبه من تمام فعالیت هایم را تعطیل می کردم تا قم می رفتم از تهران بدون وسیله یعنی گاهی وقت ها من آمبولانس سوار می شدم ، کامیون سوار می شدم ، اتوبوس سوار می شدم ، با وسیله سخت خودم را می رساندم قم که مثلا بروم یک ساعت محضر استاد باشم و برگردم . خب این لذت فراوانی برای ما داشت که دوازده ، سیزده ساعت وقت از ما می گرفت برای چند جلسه ؟ برای یک جلسه . اما آموزش علم لذت بخش است ، آرام بخش است . انسان با یادگیری هم آرامش پیدا می کند ، هم قدرت پیدا می کند و هم لذت می برد . همه ی این خصوصیت ها را در انسان دارد : آرامش ، قدرت و لذت دارد . در بخش فوق عقلانی ما هم یعنی بخش انسانی ما ، انسان چون الهش از جنس غیب هست و از جنس ماوراء الطبیعه هست یعنی الله هست ، خانواده ی آسمانی هست ، اون هایی که این بخششان فعال هست مثل چهار بخش پایینی با ارتباط با غیب قدرتمند می شوند ضعف هاشان برطرف می شود ،آرامش می گیرند ، شادی می گیرند و رشد می کنند . این فقط احتیاج به چی دارد ؟ به بلوغ دارد. خوب دقت کنید، در چهار مرحله ی پایینی خوب دقت کنید ! هیچ وقت نمی آیند به ما یاد بدهند از معشوق هایمان لذت ببریم ، یعنی نمی آیند به ما بگویند از پول لذت ببریم از ثروت باید لذت ببریم ، خود به خود همه چیه ؟ این لذت را می برند . از داشتن کمالات جمادی لذت می برند یا هیچ وقت کسی نمی آید به ما یاد بدهد از خوراکی ، غذا ، زیباییهای ظاهری ، در کمال گیاهی بچه دار شدن . بچه لذت ببرید اینها را آدم ازش لذت میبرد خود به خود یا هیچ وقت هیچکس نمیاد به ما یاد بدهد که مثلا از بودن با همسر، جنس مخالف ، ازدواج ، روابط با عشق های زمینی ، صحبت کردن ، تفریح کردن ، معاشرت داشتن، خلوت داشتن، عرض کنم خدمتتان که بودن با خانواده ، بودن با جمع ، تفریح جمعی با فامیل بودن ، مراسم جشن بودن ، عروسی بودن ، عقد بودن ، تو جمع بودن ، مهمانی یا مقام ، ریاست ، علو ، درجات ، هیچکس به ما یاد نمیدهد که از این ها چه کار کنیم؟ لذت ببریم. چون این بخش خودش خود به خود چیه؟ فعال هست. معشوقش هم وقتی پیدا بکنه، خود به خود ازش لذت میبرد . چرا بعضی قسمت ها هست کندترهست یعنی شما هر چی معشوقتون از حالت ماده دستم را نگاه کنید ، در میاد لطیف تر میشه میره به سمتای بالاتر بهره بری ازش چی هست؟ دقت و حساسیت بیشتری می خواهد. مثلا در بخش حیوانی طرف میرود ازدواج میکند اما چون مهارت ندارد بعد از یه مدت، الان ما از پنج تا ازدواجمان چهارتاش به شکست میخورند دیگر، در حالی که آن همسرش همانی هست که عاشقش بوده، دوسش داشته، از صحبت با او لذت میبرده. پس چرالان این اتفاق نمی افتد؟ این به خاطر این هست که طرفی که با همسر هست، فهم ها، مهارت ها، لطافت ها ی خودش را از دست میدهد، دیگه حالا اون همسر یا بچه یا خانواده یا خانواده همسر براش جذابیت ندارند و الا همسر همان همسره یه کسی که نمیتواند از همسرش از خانواده همسرش ، از مردم از اجتماع لذت ببره باهاشون دوست باشد ، دوستشون داشته باشه ، این خوش مریض شده ، دچار چی شده ؟ دچار یک آلودگی ، دچار یک مرض شده که حالا دیگه نمیتونه ازهمسرش لذت ببره ، گناهی کرده ، معصیتی کرده ، آلودگی ذهنی خیالی وهمی پیدا کرده ، حالا دیگه آدم ها براش تکراری میشوند یا آدم ها براش چی میشن؟ عادی میشن. این خود آدم هست که اینطوری هست و الا آن مورد سر جای خودش همون جوری هست. در بخش عقلانی هم انسان وقتی میخواهد لذت ببره همه ی آدم ها از کلاس و استاد و درس و یاد گیری لذت نمی برند، افرادی لذت میبرند که بلوغ چی پیدا کرده باشند؟ بلوغ عقلانی پیدا کرده باشند یعنی عقلشون فعال شده باشد، حالا نیاز به دانش رو احساس می کند، عطش دارد. سنخیت دارد، نیاز دارد، حالا از مطالعه لذت میبرد، از شنیدن لذت میبرد، از برنامه های آموزشی ، تلویزیون، روزنامه ها، مجلات، سایت ها، کانال ها ، یا مثلا کلاس ها ، جلسات ، منبرها ، مساجد ، آموزهای مختلف ، این شخص لذت میبره . پس برای بهره برداری از هر کدام از معشوق ها ، لذت بردن ازشون و شاد شدن باهاشون احتیاج به چی داریم ؟ بلوغ داریم . یعنی بخش عقلی وقتی بالغ شد چند وقت دیگه از کتاب خوندن لذت میبره که مادرها رو تو بخش تربیت گفتیم مادر ها باید بچه هارو از بچگی عادت به چی بدهند ؟ به کتاب ، یاد گیری بدهند هم اون طور که هر روز براشون خوراکی های مضر می خرند که این ها براشون سرطان زا است و اضافه وزن می آورد و گرفتاری می آورد آن موقع احساس نمی کند که دارد اصراف می کند ولی وقتی میگی خب آقا برای هر کودکتون حداقل روزی یه کتاب بگیرید ، کتاب کودک چون وقت زیای مطالعه اش طول نمیکشه ، کتاب کودک به تعداد روزهاش بگیرید هر روز یه کتاب جدید بخواند به خصوص اون هایی که از سن پایین شروع می کنند مثلا دو و نیم سه سال شروع می کنند براش خوانده می شود و یه چیزی یاد می گیره و بعد پارش میکنه ،میگوید کتاب را پاره میکنه ، پاره کنه. کارشه ، وظیفش هست بهش امر شده پاره کن ، خب پاره میکنه ، ولی باید یاد بگیره بچه ای که از اون موقع انس میگیره که یک چیزی یاد بگیره ، لذت یادگیری باعث می شود بچه چی پیدا بکنه ؟ بلوغ ذهنی و عقلانی پیدا بکنه . از مطالعه لذت میبره ، از مطالعه ی درس ، از مطالعه ی کتاب ، هم درس های مدرسه و هم کتاب های غیر مدرسه ، گاهی وقت ها از کتاب های غیر مدرسه بیشتر یاد میگیرد و بیشتر لذت میبرد . استعدادها شناخته می شود ، سنخیت ها شناسایی می شود ، خیلی خوب هست . در بخش فوق عقلانی هم همین طور هست یعنی اگر انسان بلوغ پیدا بکنه از غیب لذت میبره . آدم ها برای لذت بردن و انس گرفتن و قدرت گرفتن از غیب بلوغ هاشون با هم متفاوت هست یعنی یک جور نیستند اشتهاشون یه جور نیست ، طبعشون یه جور نیست برای استفاده از غیب ، باید بتوانند از غیب استفاده کنند ، از نماز استفاده کنند ، از ذکر استفاده کنند ، از ارتباط با خانواده ی آسمانی ،( مصادیقش مختلفه ، ذکر ، که همشون در واقع ذکر هست تحت عنوان کلی ذکر و مجالست میاد . ) ذکر ، مجالست ، نماز ، روزه ، حج ، زیارت ، قرآن خواندن ، دعا خواندن ، دعای فردی ، دعای جمعی ، ذکر فردی ، ذکر جمعی ، توسل ، این ها مجموعه ای از ارتباطات غیبی هست که بسته به میزان بلوغ افراد ، در افراد ایجاد چی میکنه ؟ ایجاد لذت ، انس و آرامش می کند . قبلا مثال زدم شما مثلا به یک بچه ی چهار پنج ساله بگویید همسر ، جنس مخالف ، میفهمه یا نمی فهمه ؟ اصلا لذتی ازش نمیبره ، چون چی نداره ؟ بلوغ نداره . وقتی بلوغ پیدا کرد ازش چیه ؟ لذت میبره ، دوست داره ، میطلبه ، وقت میزاره ، سرمایه گذاری میکنه ، بودجه گذاری میکنه ، دوندگی میکنه ، تلاش میکنه که به معشوق زمینیش برسه یا به لذت زمینیش برسد.
یکی از شادی های انسان ،انسان چون گفتیم قرآن انسان ها را به دو دسته تقسیم کرد: مومن و فاسق، فاسق ها که پنج دسته بودند : جماد و کمتر از جماد ، حیوان و کمتر از حیوان ، و شیطان این ها که فاسق بودند که هیچی . غیر فاسق فقط یک گروه از انسان ها انسان بودند به معنای واقعی قرآن اون ها را انسان ، انسان یعنی چی ؟ یعنی فردی که بلوغ چی داره ؟ بلوغ انسانی و فوق عقلی داره قبول کرد . فقط یک گروه : والعصر ان الانسان لفی خسر الاالذین آمنوا ، استثناعا بعضی از انسان ها از روی کره ی زمین میلیارد ها آدم روی کره ی زمین ، استثناعا یه عده انسان هستند . یعنی بلوغ چی دارند ؟ بلوغ ایمانی و فوق عقلانی دارند ، با اون شرایط خودش . حالا این انسان ها هم میزان بلوغشون با هم چی هست؟ متفاوت هست. یعنی در نحوه ی ارتباط با غیب کیفیت ارتباط با غیب ، لذت بردن از غیب، فهم غیب ، تحمل غیب ، سیر در غیب با هم دیگه مختلف هستند ، یک جور نیستند ، کاملا فرق می کنند. انسانی که انسان هست یعنی بلوغ انسانی دارد وقتی به او بگویند نماز مثل یه آدمی هست که گرسنه هست بهش بگویند غذا، الان گرسنه شده بهش بگویند غذا، رفته سر کار صبح صبحانه نخورده ، وقت نکرده ناهار بخوره ، الان چیه ؟ حسابی گرسنش هست اگر هم دیشب غذایی خورده همه اش را مصرف کرده ، حالا کم آورده ضعف داره خیلی گرسنه اش غذا بهش می چسبد، ماه رمضان دیدید اون هایی که روزه می گیرند میبینید از یک خوراک عادی هم لذت میبرند. از یه نون تازه ، از یه لیوان آب ، از میوه ، همه چی براشون جذابیت داره ، چرا؟ چون انرژیشون را مصرف کردند الان بدن کاملا آماده هست، برای چی؟ استفاده و لذت بردن. در بخش انسانی هم همین طور هست، انسان ها وقتی بهش می گویند نماز، بهش می گویند خلوت، بهش می گویند سجاده، بهش می گویند تسبیح، بهش می گویند مسجد روحش همین جوریه، یعنی واقعا لذت میبره. اگر لذت نبره، معناش چیه؟ معناش این هست این آدم یا به بلوغ نرسیده یا دچار چی هست الان؟ یه مریضی شده، شما بچه تان وقتی غذا خور نیست میترسید یا نمی ترسید؟ میترسید، میگویید این بچه اشتها ندارد الان وزنش داده کم میشه، میبرید دکتر تا قرص اشتها بده، روش هایی را میگوید که مثلا اشتهای بچه تحریک بشه بچه بتونه غذا بخوره تا رشدش، قدش، وزنش، بیاد بالا کنترل بشود. یه کسی که با عبادت انس نداره لذت نمیبره این یک مریضی هست خطرناک داره اون هم در کدام بخش ؟ مهمترین بخشش، بخش چی؟ بخش فوق عقلانی، بخش انسانی. هیچ سرطانی بدتر از این نیستش یه موقع انسان جسمش سرطان داشته باشه اما روحش پاک و سالم باشه برد کرده یا درچهار بخش های پایینی فقر داشته باشه شکست داشته باشه، اما در بخش اصلیش شکست نداشته باشد، اشتهاش سر جاش باشد این آدم رشد میکند، این آدم آرام هست، شاد هست، قوی هست، ولی وقتی که انسان این بخشش نتواند غذا بخورد هر چه قدر در بخش های پایینی پیشرفت بکند موفقیت بیشتری ظاهرا داشته باشه افسردگی هاش، پژمردگی هاش، خود کشیش، اضطرابش، شکستش، چی میشه؟ بیشتر میشود. آن قاعده یادتون نره که هر چی سطح آسایش بالا میره ، آرامش چی میشه ؟ کمتر میشه ، ها ؟ آسایش چیا بود ؟ ثروت بود ، تحصیلات بود ، مال بود ، موقعیت اجتماعی بود ، هر چه قدر این ها بالاتر میره و شخص موفق تر میشه اما افسرده تر هست ، فشار عصبی بیشتری داره ، پژمرده تر هست ، ناراحتی روحی بیشتری داره ، ناراحتی جسمی و روانی بیشتری داره ، طلاق هاشون بیشتر میشه وقتی این افرادی وقتی که سطح آسایش شان بیشتر میشه ، آرامش ندارند . اما به محض این که این بخش ، دقت کنید ، به محض این که این بخش میفته به بلوغ ، دستم را نگاه کنید ، این بخش میفته به بلوغ و خوراک خوری این بخش ها خوش بخت می شوند . یعنی انسان بخش عقلیش به یه خوشبختی میرسد، اشتهای بخش عقلیش چی میشه ؟ کاملا باز میشه و جهت دار میشه ، به محض این که این بخش فعال میشه ، بخش عشق های زمینی انسان هم اصلاح میشه و فعال میشه ، تنفرها از بین میره ، حسادت ها از بین میره ، کینه ها از بین میره ، چشم و هم چشمی ها از بین میره ، رقابت ها از بین میره ، مسابقات از بین میره ، تحقیرها ، خشونت ها ، زود رنجی ها ، حساسیت ها ، همه از بین میرود . یعنی در واقع وقتی این بخش به معشوق خودش میرسه ، بخش های دیگه هم درست از معشوق هاشون میتوانند چه کار کنند ؟ استفاده کنند و دیگر این معشوق ها آسیب نمی رساند به آن ها برای همین هم پیغمبر می فرماید هر چه قدر هم انسان به ایمانش افزوده می شود یعنی بخش چی ؟ عشقش به همسرش چی میشه ؟ بیشتر میشه یعنی روابط خانوادگیش ، روابط زمینیش ، عشق های زمینیش ، روابط با فامیل ، روابط با اجتماع ، همه چیزش تغییر میکند، یعنی آدم در آن بخش ها هم میفته به لذت، صلاح، فلاح، رابطه اش با بچه اش عالی میشود، رابطش با خانواده ی همسرش عالی میشود، کینه هاش از بین میرد، غصه هاش از بین میره ، دعواهاش از بین میره ، دیگه اون تلخی ها و زود رنجی ها و عصبا نی ها همه از بین میرود. وقتی این بخش به معشوقش میرسد همه چیز را درست میکند، بدنش آرام میشود، شفای بدنش بهتر میشود، مریضی هاش کمتر میشه ، قدرت بدنیش بیشتر میشه ، گشایش اقتصادی و رشد و روزیش بهتر میشه ، همه چیزش سر جای خودش در میاد همه چیزش ، وقتی این بخش درست می شود . در روایت داریم یه بنده خدایی مسلمان می شود خیلی آدم قوی هیکل و بزرگی بوده ، میاد به پیغمبر میگه ، یا رسول الله من از وقتی مسلمان شدم ، قبل از اسلام غذای چهل نفر را می خوردم الان مثل بقیه یک غذا می خورم و سیر هم میشم . پیامبر فرمود اون موقع تو با معده ی کفر می خوری الان با معده ی ایمان می خوری ، یعنی وقتی که این بخش درست می شود ، ارتباط با غذا هم چیه؟ درست میشود. دیگر سخت گیریها، مسابقات، احساس حقارت، احساس کمبودها نسبت به بخش های پایینی آزاردهنده نیست. چون شخص در یک درجه ای از لذت، انس، شخصیت و مقام هست که دیگر نبودن این ها تحقیرش نمیکند. تمام حرص و جوش ها، کلاس گذاشتن ها، رقابت ها، مسابقاتی که افراد در این چهار بخش می گذارند مال بیشخصیتی کدام بخش هست؟ مال بی شخصیتی اصلی هست، یعنی تو بخش انسانی شخصیت ندارد، در بخش آسمانی شخصیت ندارد، محبوبیت آسمانی نداره ، هویت آسمانی نداره ، اون جا کسی این را نمی شناسد به عنوان یک انسان ، بلوغ هنوز پیدا نکرده ، نخودیه هنوز ، چون نخودیه مجبور برای این که شخصیتش را سر پا نگهداره ، از چه چیزهایی استفاده کند؟ از کمالات این جوری استفاده کند بگه ما هم مثلا کسی هستیم برای خودمون، در حالی که هیچ کدام از این ها برای انسان کس بودن نمی آورد ، شخصیت حقیقی نمی آورد . در روایت داریم (( الذکر قوت الارواح )) یاد خدا غذای روح هاست (( قوت النفوس )) قوت یعنی غذا ، در غذا شما چند تا خاصیت دارید ؟ یکی این که غذا شادی و نشاط می آورد ، قدرت می آورد و لذت دارد. حالا یه کسی که بخش فوق عقلانی فعال دارد از نماز همین حس ها به او دست می دهد . یعنی وقتی میرود به سجاده ، وقتی میرود تو مسجد ، وقتی می ایستد به نماز ، وقتی خلوت میکنه ، وقتی قرآن می خواند ، میگویند قرآن شراب مومن هست شراب فاسق نیست این پنج دسته از قرآن لذتی نمی برند ، نمی روند سمت قرآن ، این از صبح تا شب وقتی تنها هم هست ، کلافه هست ، ناراحت هست ، به مغزش خطور نمیکند که من بروم قرآن بخوانم شاد بشوم ، آرام بشوم ، میگه برم یه شربت به لیمو بخورم ، یه دمنوش بخورم ، چایی بخورم ، برم تلویزیون نگاه کنم ، برم با یکی ارتباط داشته باشم ، دنبال این چیزها میره تا خودش را چه کار کند؟ آرام کند. اصلا به مخیلش نمی آید که بروم دو رکعت نماز بخوانم، یه ذره قرآن بخوانم، یه ذره دعا بخوانم یا حسینیه بروم، یه مسجد برم، چرا به مخش خطور نمیکند؟ چون بلوغ ندارد، از آن غذا هیچ نوع لذتی نمی برد، آن غذا برایش شادی و آرامش نمی آورد. نفس فعال، نفس بالغ، ندارد. حالا وقتی به او بگویی برو این کار را بکن اولین چیزهایی که در زندگیش حذف می شود این ها هست معمولا، بی ارزش ترین وقت ها کم اعتبارترین چیزها براش همین وقت عبادت و نماز وخلوت با خدا و غیب و با خانواده ی آسمانیش هست . تو زندگیش هم وقتی داره برنامه ریزی میکنه اصلا برنامه ریزی ، وقت مستقلی برای عشق بازی های آسمانی ، خلوت های آسمانی برای خودش نمیگزاره به هیچ وجه . تازه گفتم این شصت سال هم نماز می خواند چون این شصت سال بخش حیوانیش نماز می خوانده نه بخش انسانی نماز چهار رکعتیش بشه دو رکعت خوش حال هم میشه ، تازه لذت هم میبره که کمتر با خدا باشه ، این بلوغ انسانی چیه؟ نداره . حالا نماز قضایش سنگین هست ، نماز مثل چلوکباب می ماند ، مثل کله پاچه می ماند که شما به هر معده ای نمی دیدش ، مثلا بچه ی پنج ماهه ، شش ماهه ، بچه ی کوچک شما به او کله پاچه نمیدید درسته غذای خوب و مفیدی هست اما برای معده ی این چیه ؟ سنگین هست . اسلام برای همین نماز را میگزارد برای یه سنی که بلوغی حاصل بشه که شخص ظرفیت بهره برداری از نماز را داشته باشد . ولی ذکر خدا نه ، ذکر خدا آزاد هست ، مسجد آزاد هست ، ما الان بچه هایی داریم دو سالشون هست شیفته ی مسجد هستند یعنی پوست مادر را میکند یا پوست پدر را میکند من باید حتما برم کجا ؟ مسجد ، سه سالش هست بچه ، اذان که میشه این بچه بیتاب هست میگه می خوام برم مسجد ، میرود مجلس امام حسین لذت میبره ، محرم سینه زنی میکنه ، تو دسته راه میفته لذت میبره ، میره حسینیه لذت میبره ، میره تو حرم فضای حرم به او آرامش می دهد ، خوبه همین مقدار هم خوبه که آدم بتونه از غیب ، لذت ببره . روحانی میبینه لذت میبره ، مظاهر و عکس ها ، شعاعری که رنگ غیب داره به او لذت می دهد . پرچم میبینه ، تابلو میبینه به او آرامش میدهد همین ، اسم میخواد بزاره اسم های غیبی به او لذت میدهد برخلاف اون هایی که بلوغ ندارند ، شما هر چی اسم خدا ، اهل بیت ، اسم حضرت زهرا ، اسم پیغمبر میگی بزار رو بچه ات نمیتونه بزاره ، چون ازش لذتی نمیبره ، میره اسم های جمادی ، اسم های گیاهی ، اسم های حیوانی انتخاب میکنه برای خودش یا بچه اش ، چون این آدم هنوز بلوغ ندارد ، از اسماء الهی ، اسم های انسان هایی که اوج شرافت هستند این هیچ لذتی برای خودش نمیبره ، حتی اون هایی هم که پدر مادرها شون اسم های بزرگ آسمانی را گذاشتند میروند اسم هاشون را چی کار میکنند ؟ عوض میکنند ، یه اسمی میزارند که به تناسب شخصیت فعلیش هست ، یعنی یا جمادی هست یا گیاهی هست یا حیوانی هست از روی این ها اسم انتخاب میکنند برای خودشون یا کسانی یا چیزهایی که میخواهند اسم بگزارند. ولی اگر کسی بخش فعال داشت دیگه نماز براش میشه لذت ، عبادت براش میشه لذت ، ذکر براش میشه شراب این پول میده هزینه میکنه که مثلا بلند بشه بره حرم ، بلند بشه بره مسجد ، بلند شه برود به حسینیه ، برود به مشهد ، برود به کربلا ، برود به راه پیمایی اربعین ، راهپیماییه دیگه چند ده کیلومتر میبینم من اون جا چهارصد پانصد کیلومتر پیاده آمده و این همه ی این مدت لذت میبره ، بخش طبیعی اش در فشار هست یعنی بخش جسمانیش پاهاش زخم شده ، بدنش خسته هست ، ولی روح چیه ؟ روح در اوج لذت هست، آرامش دارد. چون رنگی که میگیره، نفسی که میکشه، هوایی که دارد می خوره از جنس غیب هست، از جنس آسمان هست براش خیلی لذت بخش هست، برای همین در شعار نماز که مقدمه هست، اذان ، بخش های خیلی مهمی داریم حالا برای کسانی که می خواهند واقعا این کارها را بکنند در برنامه هاشون بگویند براشون دوره های مخصوص ما داریم، دوره های ذکر، دوره ی مهارت های عبادی، دوره هایی که ما چه طور ذکر بگوییم، چه طور لذت ببریم، چه طور عبادت بکنیم، برامون لذت بخش باشه دوره های زیادی داریم ، ما اردوی آخرمون اردوی تکبیر بوده که ما تقریبا یک هفته ی کامل تو اردوی شبانه روزی تکبیر را کار کردیم ، من خودم لا اله الا الله را که کار کردم با استادمان چهار سال طول کشید، یعنی فهم این و لذت از این، حالا ما کوتاه کردیم برای عزیزان فعلا یه اردو گذاشتیم، که البته آن هم یه پیش مقدمه داره عزیزانی که باید بیایند. باید اردوهای سال های قبل را کار کرده باشند یه مقدار زیادی آمادگی باشد که بتوانند این لذت را ببرند و این بخش فعال بشه حالا ایشالا اردوهای بعدی ما دوباره یه بخشی از تکبیر رو داریم و یک بخشی از لا اله الا الله را داریم اردوهای بعدی تسبیح و تحمید هست که اینها ارکان هستند یعنی شوخی نیست این اذکاری که الان آمده ما خیلی شوخی از کنارش رد میشیم «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله والله اکبر» اگر کسی این ها را بفهمه اوج شادی ، آرامش ، امنیت روحی روانی ، سلامت اخلاقی ، زندگی خوش ، عشق زمینی خوب ، روح آرام و شاد میاد سراغش ، همین چهارتا ذکر اگه کسی بگوید. این ها دیگر ارکان هست، شما وقتی میرید کعبه برای چی به کعبه میگن کعبه؟ چون چی هست؟ مکعب هست دیگر، ها؟ چهار تا ضلع داره شما وقتی که از حجرالاسود شروع می کنید یک ضلع رو که میرید (( سبحان الله )) ، ضلع بعدی ((الحمدلله)) ، ضلع بعدی (( لا اله الا الله )) ، ضلع بعدی چیه ؟ ((الله اکبر)) هست ، اصلا با این ذکر شما طواف میکنید دور خدا ، سر نماز هم باز طواف دورخدا گشتن هستش که حالا این بخش ها رو من تو بخش سی دی نماز و یاد خدا مفصل توضیح دادم اینجا دیگه نمیرسیم . در شعار نماز شما یک جمله ای دارید فوق العاده هست یعنی انسان واقعا مست میکنه انسان رو وقتی میشنود آدم ، همین که میشنود ((حی علی الفلاح)) بدو، بشتاب برای خوشبختی و شادی، کی از اذان لذت میبره؟ اصلا شنیدن اذان برای کی لذت میاره؟ که وقتی تا میشنوه حالش عوض میشه لذتش عوض میشه، اذان یعنی اذن دادن به شما فراخوان میکنند شما را اعلام میکنند که شما بعد از ساعت ها دور بودن از معشوقت، حالا به تو اجازه داده میشه، اعلام میشه که بیا در آغوش معشوقت، حالا یک مادر بچه اش را میبره مدرسه هم بچه دلتنگ مادر میشه هم مادر دلتنگ بچه میشه آن قدر بی قرار میشه چند ساعت ندیده بچه اش را؟ چهار ساعت پنج ساعت، ولی بی قرار میشه یا همسرش را یا مثلا یه عشق زمینی دوستش را، پدرش رو مادرش رو هرکس که باشد. اذان وقتی که گفته میشود برای مؤمن یک مژده هست، یک وصال هست، یک عشق هست، یک هم آغوشی با خداست، با غیب هست، تمام غم های دنیا را از دل می برد. ((حی علی الفلاح)) بدوید به خوشبختی ، بدوید به شادی ، بدوید به آرامش ، بدوید ، بدوید بیاید خوش بخت بشید . کی این رو میفهمه؟ و کی خوشبخت میشه واقعا با نماز با شنیدن صدای اذان با نماز با ذکر با مسجد با حسینیه در روایت داریم ((المؤمن فی المسجد کالسمک فی الماء)) مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است. یعنی احساس تو مسجد نشسته احساس چی میکنه؟ احساس حیات، زندگی، رشد، نشاط، طراوت، از مسجد در میاد حالت خفگی بهش دست میده، باید تحمل کنه بیرون مسجد را باید تحمل بکند و دیگه این تحمله چند ساعت طول میکشه تو کار، تو تلاش ، تو ارتباطات زمینی ، یک دفعه که اذان میگن دوباره چی میشود؟ انگار ماهی که از آب بیرون افتاده بود داشت میمرد، جون میداد، دوباره برمیگرده در مسجد همین آب وضو رو که میریزه رو صورتش چه قدر این ریختن آب وضو روی صورت همین وضو گرفتنش، که الان من می خوام برم رو سجاده، می خوام با رب العالمین صحبت کنم، می خوام با غیب صحبت کنم، می خواهم برم با خانواده آسمانیم ارتباط بگیرم، چه قدر برای این قدرت افزا، لذت بخش، آرامش بخش هست.
ببینید امیرالمؤمنین(ع) چی میفرمایند، امیرالمؤمنین(ع) جمله ای دارد در تفسیر اذان که حالا من همه اش را نمیتوانم براتون بگویم، رو حی علی الفلاح ببینید چی میگه حضرت ، می فرماید : ((اقبل الی سرور لا حزن مع)) روی کنید به شادی ای که غصه همراش نیست. هیچ غصه ای ندارد. اهل شکم را دیدید این ها دریایی هم که غصه داشته باشند وقتی چشمشون میخوره یه غذا ، سفره ، اصلا یادشون میره ، تا وقتی دارند میخورن اصلا یادشون میره که چی هست ، اصلا دوست هم ندارند موقع غذا به این چیزها ، فکر کنند. حتی این قدر این لذت غذا اصالت داره که اگر یک کسی سر سفره نشسته باشه بخواد حرفای بد بزنه ، حرف های خلاف لذت غذا بگه هیس بابا سر غذاییم ها ، سر سفرست ، زشته ، الان سر سفره وقته این حرف ها نیست که، بزار به جونش بچسبه ، دیدید؟ بزار به جونم بچسبه، این میخواد اون لحظه با غذا چی کار کنه؟ خلوت بکنه و از غذا لذت ببره. در خلوت های بخش حیوانی هم شخص تا وقتی با معشوق حیوانیش هست اصلا به چیز دیگری فکر نمیکند. دریایی از مشکلات و مسائل داشته باشه بهش فکرنمیکنه ، نه دوست داره فکر کنه و نه فکر می کند. می خواد اصلا اون لحظه به هیچ چیز فکر نکنه همین هستش که به یه آرامش تو اون لحظه میرسد. در مهمانی، عروسی می خواد بره کلا همه ی اون غم های زندگیش رو میزاره کنار، تو اون عروسی فقط شاد هست، جشن تولدی هست، مهمونی هست ، مسافرتی هست ، بودن با دوستان هست، با رفقا هست، جمع میشن میروند پارکی، جمع میشن میرن رستورانی یه جا میشینن این فقط می خواد لذت ببرد اون جا اصلا نمی خواهد فعلا به این چیز ها فکر بکند اصلا وقتی میخواهد از غم ها فرار بکند میره تو پاتوق دیگر، پاتوق جای چیه؟ جای فراموشی، غم هاست. میگوید دارم داغون میشم زنگ میزنه چهارتا از رفقاش بیان بگن بخندن این دیگر فرصت فکر کردن به مشکلات و گرفتاریاش را نداشته باشه یا برن یه جا بیرون با هم، اصلا وقت مسافرت میزارند برای چی آدم میزاره برای این که از اون حالت تخلیه بشود، کلا خالی بشه از چیزهایی که جدا ذهنش را دارد مشغول میکند در بیاد، به آرامش برسد. نماز برای مؤمن لذتیست، خلوتیست که از این چهار تا مشکلات و دغدقه ها انسان را چی کار میکند؟ بله؟ نجات میده، جدا میکند و برای همین آرامش داری چرا میگن قرآن شراب مؤمن هست، شراب حکمش چیه؟ مست کنندگی داره، یعنی غفلت میاره شراب از غیر، قرآن که انسان میخونه، اون لحظه ای که داره می خوره با بیرون هیچ کاری نداره ارتباط با بیرون نداره، مثل لذت های عقلی هست، مثلا کسی داره یک رمان می خونه ، یه کسی داره یک سریال تماشا میکند، یک کسی یه کلاسی دارد، استادی میره که براش جذابیت دارد میبینی تو اون ساعت به چیز دیگری فکر، بله ؟ نمیکنه ، اصلا این دوست داره بشینه سریال تکراری هم نگاه کنه یا حتی چیزهای بی مزه ،که فقط ذهنش چی بشه؟ غافل بشه از چیز های دیگه. حضرت می فرماید که ((حی علی الفلاح )) یعنی (( اقبل الی سرور لاحزن مع )) روی بکنید به یه شادی که همراش غصه ای نیست «والی بهجت لن قطاع لهو» یک شادی، یک سروری که انقطاع نداره قطع شدنی نیست، از شما گرفته نمیشه استمرار دارد، هر وقت هم بخواهید براتون حاصله ، هر وقتم بخواهید براتون هست . دیدید یه نفر با مثلا یک نفر خیلی دوسته روابط عاشقانه ای داره مثلا ده دقیقه یک ربع باهاش حرف میزنه سرمست میشه ازهمه چیز چیه؟ غافل میشه لذت میبره، بعد تلفن رو قطع میکنه دوباره یک ساعت بعد نیم ساعت بعد هوس میکنه با طرف چی کار کنه؟ صحبت بکنه، میخواد دوباره این لذت رو تو این مصاحبت ببره ، دوباره یک ساعت بعد همین طور چهار ساعت بعد همین طور چرا این جوری میشه؟ چون سنخیت داره با اون ، از خلوت با اون صحبت کردن با اون ولو خلوت مجازی بره تو تلگرام با هم دیگه ارتباط بگیرن پیامک بزنند به هم دیگر صحبت بکنند با همدیگر، اون لذت میبره یک مؤمن با خدا رابطتش چیه ؟ همین جوریه ، من بعضی از خونه ها میرم خیلی کار خوبیه ، میبینی مثلا این خانم خونه یا آقای خونه بعضی جاها رفتم دیدم پسر خونه مثلا یک پسر جوان هست مثلا هفده هیجده ساله بیست ساله هست تو اتاقش یا تو فضایی که مخصوص خودش یک سجاده همیشه پهنه چه روش نماز خونده بشه چه نشه اصلا این سجاده پهنه مثل میزی هست که در خونه شخص همیشه شاید همه نخورند ولی همیشه این خانم خانه این ظرف میوه این ظرف آجیل را میزاره که مثلا به خصوص برای بچه چون بحث غذای بچه توضیح دادیم بچه های بد غذا به مادرها میگیم هی با ظرف غذا دنبال بچه ندوید چیزی که خوشمزه هست بزار روی میز این یواش یواش خودش چی میشه؟ وسط بازی تحریک میشه میاد چی کار میکند؟ میخوره ، گذاشته اون جا هرکس میاد میشینه میخوره آن جا لذت میبره از اون غذا، این سجاده پهنه انسان یه موقعی می بینی تو طول روز چشمش که می خوره به سجاده اصلا میلش ، در دعا داریم شهوتش تحریک میشود، شهوت الهی، شهوت انسانیش تحریک میشود، میدود و میرود که یک وضو میگیرد یه ذکری میگه حتی اگر وضو هم نداشته نداشته باشه میگه یک دودقیقه بشینم پنج دقیقه بشینم یه سجده بکنم حتی، پنج دقیقه بشینم یک تمرکز بگیرم، پنج دقیقه بشینم یک دور تسبیح برم همین جوری ، همین وسط کارها مشینود یک چند دقیقه یک تسبیح دستش میگیره، یه تمرکز میگیره، یه تعداد صلوات یک تعداد استغفار درمیاد. دیدید افراد تو طول روز یک دفعه مثلا کسل میشن میرن چی کار می کنند تا یه ذره کسل میشن خمود میشن یک چایی میخورند، درسته؟ میگه یه چایی بخوریم، یه قهوه بخوریم، یه آب صورتم بزنم، استغفار حکم همان استحمام نفس را دارد، این شخص مثلا یک ساعت رفته، یه سنگینی خمودی روح دارد، کسالت دارد، میشینه رو به قبله یک دفعه صد مرتبه میگه یا غفور یاغفور یا استغفرالله، میبینه نشاط آمد، آرامش آمد، اصلا راه دلش باز میشود، راه ذهنش باز میشود، راه فکرش باز میشود، داشته کار علمی میکرده گیر دارد خوب نمیفهمد، کار مطالعاتی داشته میکرده خوب نمیفهمد، یک دفعه میبینی پنج دقیقه میشینه تمرکز میگیره صد تا استغفار میکنه میبینی ، استغفار مثل حمام هست، تمیز میکند، تنفس رو چی کار میکنه برای بدن؟ راحت میکنه ، آرامش میده به انسان فوق العاده هست استغفار، اون هایی که گیر دارند ، ببینید تو هر کدام از این مراحل تو بخش استغفار توضیح دادم ، در هر کدام از این مراحل شما گیر دارید ببینید مراحل اقتصادی ، مراحل قضایی ، مراحل بدنی ، مراحل حیوانی ، مراحل عقلی و یا مراحل چی ؟ فوق عقلی ، اون چیزی که میتونه یک دفعه موانع تون رو برداره ، خوب راه رو باز کنه ، یک نفس بتونید بکشید استغفاره ، استغفار خیلی معجزه میکنه فوق العاده هست ، همه ی اقسام روزی رو استغفار ، توبه باز میکنه ، روی انسان خیلی معجزه میکنه ، خیلی قدرت استغفار زیاده ، یعنی مریضی هارو خوب میکنه ، جسم رو شفا میده قوی میکنه ، موانع رو برمیداره ، خیلی کار میکنه استغفار ، که در بخش استغفار در سی دی استغفار من همه ی این هارو توضیح دادم . ((وعجلو الی سرور الدنیا والعقبی)) به به عجله کنید (( حی علی الفلاح )) یعنی عجله کنید برای شادی دنیا و آخرتتون ، نماز هم شادی دنیایی داره هم شادی چی ؟ آخرتی داره ، اونایی که خودشون نماز نمی خونند حتی اونایی که نماز نمی خونند ، یعنی نماز خون نیست ، تنبله ، بی حوصله هست ، از نماز در میره اون خودش میفهمه که الان چه مشکلی داره ، چه قدر گرفتاری داره ، یعنی این جوری نیست که از نماز نخوندن چی بشه ؟ لذتی ببره ، اینجوری نیست ولی وقتی که تصمیم میگیره نماز بخونه ، تصمیم میگیره آشتی بکنه ، تصمیم میگیره بزنه تو سر بخش های جنسیش وبدنیش که داره مزاحمش میشه از ارتباط با معشوق اصلیش اون موانع و شیاطین ، عرض کنم خدمتتون که فضولی ها و گردن کشی های قوای دیگش که نمیزارن نماز بخواند را غلبه میکنه بهش ، میبینه که چه قدر این نماز کار میکنه ، چقدر این نماز قدرت میاره ، شادی میاره ، آرامش میاره ، نماز مثل یک غذایی هست که شخص می خوره ، ذره ذره بهش رشد میده انرژی میده و قدرت میده همین که آدم حفظش بکنه به قدرت میرساند انسان رو ، موانع دیگرش رو بر میداره . خدا رحمت کنه استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی رو یه داستان تعریف میکرد از یک طلبه ای ، میگفتش که یک طلبه ای وقتی داشته میرفته نجف از ایران درس بخونه از همین داشته میرفته از همدان تو این کوه ها تو این گردنه دزدها میزنن بهش دزدها میزنن بهش و خلاصه این کتاب ها و وسایل همه داریش همین کتاباش بود داشته میرفته درس بخونه دیگه بنده خدا چیزی دیگه نداشته که ، یه مقدار پول داشته یه سری وسایل داشته یه مقدارم اصل دارایی هاش کتاباش بوده ، دزد ها میان همه این ها رو بر میدارند ، به دزد ها میگه بابا ببینید شما وسایل می خواهید ببرید ، ببرید پول هامو ببرید من طلبه ام میخواهم برم نجف درس بخونم ، کتابامو لازم دارم ، کتابم به درد شما که نمیخوره که ، میگن که باید بری از رئیس مون اجازه بگیری، اگر رئیس مون اجازه داد کتاباتو بهت پس میدیم، گفت رئیس تون کجاست، گفت بالای تپه هست تو چادر، گفت من رفتم بالای تپه تو چادر دیدم رئیس دزدها داره نماز میخونه مشغول نماز بود وایستادم نمازش تموم شد وبعد سلام علیک کردیم و گفتم که شما چه جور دزدی هستید هم دزدی میکنید هم نماز می خونید گفت این فضولی ها به تو چه ربطی داره چی کارداری حرفتو بزن، گفتم آقا من طلبه ام کتابامو می خواهم، گفت کتاباشو بهش بدید برو ببینم، یعنی این رئیس دزده این قدر شعور داره که هیچ کسی نباید بین اون و خدا رو چی کار کنه؟ بهم بزنه، این خیلی شعور می خواهد ، خیلی عقل می خواهد ، که شخص هیچ چیز مانع ارتباطش نمیشه ، حتی گناه شیطان وقتی انسان یک گناهی ازش سر میزنه سریع میاد چنبره میزنه میگه بابا تو که گناه کردی دیگه تموم شد، معصیت کردی ، فحشا کردی ، دیگه حالا نمازت چیه نمازم بزار کنار خجالت بکش ، دیگه نماز نخوان ، اما یک آدم عاقل صد دفعه اهل فحشا هم که باشه میگه به کسی ربطی، نداره، من نمازم را میخوانم به هیچ خری به هیچ شیطانی ربطی نداره، گناهم را می کنم چشمت هم کور شیطان، هم گناه می کنم هم نمازم را می خوانم، نمیزاره شیطان بین او و خدا را به هم بزنه ولو با گناه ، اینی که میگه تو الان گناه کردی خجالت بکش دیگه نماز می خونی برای چی، روزه می گیری برای چی، این آدم ضعیفی هست، مگر الان بچه ها نیستند که به پدر ومادرها ظلم میکنند ، پدر مادر را اذیت می کنند حتی ظلم های بزرگ ، اما شب بیرون نمی مانند بالاخره میان کجا ؟ میاد خونه ، میگه بابام هست مامانم هست خانواده ام هست نمی تونم که بزارم کنار نهایت کتک می خوریم دیگه ، آدم هوشمند کسی هست که گناه هم می کنه رابطه اش را با خدا قطع ، بله ؟ نمی کنه ، به اسم این که خجالت بکش ، حیا کن ، زشته ، این حرف ها مال شیطان هست ، بگو به تو هیچ ربطی نداره من سی سال گناه کردم ، معصیت کردم ، اهل فحشا بودم ، نمازم را می خونم به تو هم هیچ ربطی ندارد . رئیس دزدها خیلی باهوشه ، به طلبه می گوید به تو ربطی نداره برو دنبال کارت کتابش را بدید بهش بره، این تموم میشه، طلبه میگه سال ها گذشت ما در نجف درس می خواندیم یه موقع که رفتم حرم امیرالمومنین، حرم هم مثل الان این همه شلوغ نبوده، دیدم یه آدمی با یه حالی و سوزی چسبیده به حرم امیرالمومنین داره صفا می کند، گفت همین جوری یه ذره نگاه کردم دیدم آره رئیس دزدهاست که آمده اون جا ، رفتم جلو باهاش سلام علیک کردم و آشنایی دادم ، بعد رئیس دزدها گفت دیدی اون نمازه به داد من رسید ، همون نماز به درد نخوره که استمرار داشت ، همون صورته ، همون دولا راست شدنه ، چی شد ؟ به نفع من کار کرد . به پیغمبر گفتند این جوان که داره پشتت نماز می خونه دزد هست شب ها از دیوار خونه ی مردم میره بالا ، پیامبر فرمود : نمازش را ازش نگیرید ، ان صلاته تنهی یوما ما ، این نمازش یه روزی نمیگزارد اون کارش را انجام بدهد، اوج سادگی و حماقت یه نفر به خاطر چیزی یا کسی ارتباطش را با معشوق انسانیش و الهیش چی کار کنه ؟ قطع کنه . می خواد همسر باشد، می خواد فرزند باشد، می خواهد محیط کار باشد، اوج حماقت هست، اوج بدبختی و نکبت هست که انسان به خاطر یه چیزی رابطش با غیب و خانواده ی آسمانیش و اصلش قطع کند. نماز لذت ، ببینید «عجل الله سرور الدنیا والعقبی» نماز شادی دنیا و آخرت هست . هم دنیا شاد میکنه انسان را هم آخرت . روی نماز باید کار کرد ، نماز مثل یه سفینه ی فضاییه ، مثل یه هواپیما هست که اگر بری نزدیکش بشی میتونی هی ادا در بیاری پشتش بشینی ، دیدید بچه ها پشت ماشین میشینند ادا در میارند لذت داره ، آدم بزرگ ها هم میشینند پشت ماشینی که مال خودشون نیست بلد هم نیستند رانندگی کنند، از همان نشستن پشت ماشین یه حس قشنگی دارند حالا به خصوص که مال خودشون باشه روشنش کنند حرکت کنند باهاش برن تو جاده، بتونند باهاش سرعت بگیرند، لذت ببرند این ور اون ور بروند خیلی خوبه . نماز باید بشینی مدتی روش وقت بگذاری. طرف داره میره رو میکروب مثلا بیست سال رو انگل کار کرده، رو ماده کار کرده، رو مولکول کار کرده، رو اتم، رو سلول، رو بدن، رو فیزیک، رو شیمی، رو حیوانات، رو کشاورزی، بیستا دکترا گرفته، بابا بیست سال نمی خواهد وقت بگذار رو نماز کار کن، تمرکز بگیر روش ببین اگه بلندت نکرد، اگه پروازت نداد، اگر مثل یه سفینه فضایی تو را از این دنیا خارجت نکرد، به غیب نرسیدی، به خانواده ی آسمانیت نرسیدی ، به لذت نرسیدی ، ما تمرکز نمیگیریم همون موقع هم که داریم نماز می خونیم باز یاد چی هستیم؟ یاد کمالات پایینی. اگر نماز بخونه یه کسی این هم لازم هست شخص حتما برای خودش با تلقین ، امام می فرماید انسان بدونه تلقین نمیرسه. حتما موقع نماز تلقین کنه که ذهنش پرت نشه، لازمش هم گفتم چه چیزهایی هست، توی سی دی نماز هست، تو سی دی یاد خدا هست، تو سی دی مباحث معنوی مفصل توضیح دادیم. تو سی دی ذکر و فکر هم توضیح دادیم که آدم چه طوری باید تمرکز بگیره که در نماز اون ارتباطه برقرار بشه. ولی نماز واقعا سرور دنیا و آخرت هست. انسان تمرکز بگیره، وقت بگزاره روش میبینه که از هر شادی، از هر قدرتی بالاترهست.
داستان مرحوم گوهرشاد را همه شنیدید که ایشون زن شاه هست مسجد گوهرشاد را که کنار حرم امام رضا می ساخت این خانم ، هنوز هم اسم این خانم رو مسجد هست ، مسجد چی؟ مسجد گوهرشاد. زن شاه هست ولی این قدر قدرتمند هست در ارتباط با غیب، آن موقع ها پوشیه میزدند، این میاد پشت مسجد بخشی که مربوط به زنونه هست بازدید میکنه ، پوشیه اش را برمیداره کارگر اون بالا داشته کار می کرده چشمش میفته به این خانم گوهرشاد و عاشق خانم گوهر شاد میشه، بعد سخت عاشق میشه میره خونه و میفته حالش خراب میشه مادرش میگه چیه پسرم؟ میگه آره این جوری شد داستان رو میگه ، مادرش میگه میرم برات خواستگاری میکنم میره تحقیق میکنه میفهمه زن شاه هست . میره به پسرش میگه اشتباه کردی این زن شاه هست شوهر داره ، میگه من نمیدونم عاشق شدم اصلا این چیزها سرم نیست، روز به روز حال این بچه بدتر میشه میفته به مرگ، مادرش خیلی دلش می سوزه میره راه کار پیدا بکنه، میره به گوهرشاد میگه والا این جوری شده ،اومدی اون جا شما رو دیده و این اتفاق افتاده بچه ی من داره میمیره. گوهرشاد ببینید چه قدر تسلط داره، آدمی که آرامش داره این جوریه دیگه ، میگه چرا زود تر نگفتی، میگفتی حالا چیزی نبود که این بچه داره خودش رو اذیت میکنه ، بگو من باهاش ازدواج میکنم ولی مهریه ام سنگین هست بیاد بپردازه این رو، میگه باید بیاد چهل روز در محراب مسجد نماز بخونه با حضور قلب ، من میفهمم اگر نمازش بدون حضور قلب باشه ، داستان خیلی تکان دهنده هست ، میاد و زحمت میکشه بالاخره نماز را میخونه تا چهل روزتموم میشه ، گوهرشاد به مادرش میگه بگو بیاد ، میگه خب نماز خوندی ؟ میگه آره . گوهرشاد میگه من حاضرم . کارگر میگه من دیگه نمی خوامت . من اون چیزی که می خواستم را پیدا کردم . این نماز این جوریه ، این کسی که تا طلاق میگیره افسرده میشه ،آویزان عاطفی یه کس دیگه میشه یا احساس حقارت داره ، گدای عاطفی کسی هست حالا هر کس هست ، شوهرش یه ذره یا زنش یه ذره تحویلش نگرفته ، مامانش تحویلش نگرفته ، باباش تحویلش نگرفته ، تو محل کار تحویلش نگرفتند ، دوست هاش تحویلش نگرفتند ، کسی حرف تلخ به او زده ، کسی که ناراحت میشه مال این هست که معشوق بالاتر چیه ؟ بله ؟ نداره . اگه کسی نماز بخونه ، فقط درست نماز بخونه اصلا رنجش نداره ، نه زود رنجی داره ، نه حساسیت داره ، نه قهر میکنه ، نه به طلاق فکر میکنه ، اگر هم طلاقش بدهند به ککش هم نمیگزه ، اصلا احساس حقارت ، گدای عاطفه ، آویزان شدن ، سیریش شدن ، این که فلان کس به من توهین کرد ، فلان کس من را تحقیر کرد، من الان دارم میمیرم ، آبروم رفت ، خجالت میکشم ، اصلا این حرف ها نیست یه کسی که اهل نماز هست. اگر کسی نماز بخونه این قدر این روح لذت دارد ، قدرت دارد ، شادی دارد ، همه ی مردم هم علیه آن باشند، اصلا به او بر نمی خورد . دختره میگه ، مامانم میگه من شیرم را حلالت نمی کنم اگر با این پسره ازدواج بکنی ، باباش میگه من نفرینت میکنم ، خواهرهاش میگن مگر آدم قحط هست که می خواهی با این شخص ازدواج بکنی ، همه میریزن سر این دختر میگن برای چی میخواهی با این ازدواج بکنی ؟ میگه گور پدر همتون صلوات من میخوام با این ازداج بکنم ، هر کاری میکنند به صلاحت نیست ، به نفعت نیست ، اصلا نه مردم را میبینه ، نه فامیل را ، نه باباش رو ، نه مامانش رو میبینه ، فقط چه کسی را میبینه ؟ همین پسر را میبینه . اگر پسره بگه بیا با هم فرار کنیم فرار میکنه ، اصلا نه فکر آبرو ریزیه ، نه اصلا فکر مادرش هست ، نه فکر پدرش هست . چون با این کامل اشباع داره میشه ، بگذریم حالا یه شش ماه بعد به خودش داره لعنت میکنه که عجب غلطی کردم ولی اولش این جوریه دیگه . یه کسی که ارتباط با غیب داره آزاد میشه از این ننگ و عزت ها و ذلت های خیالی بخش های پایینی واقعا آزاد میشود. یعنی نه نداشتن کوچکش میکنه ، مریضه ، قیافش بده ، معلول هست ، فقیر هست ، سوادش کم هست ، اصلا هیچ نقصان شخصیتی تو این آدم نیست. چون اتصال به غیب و معدن کمالات دارد و از اون جا لذت میبرد، اون جا رفت و آمد داره. خدا رحمت کند اصغر بی نماز را ، اصغر بی نماز معروف بود به اصغر بی نماز چون هیچ کس نماز خوندن این را ندیده بود . بعد از مرگش فهمیده بودند این سه وعده با امام زمان نماز میخونده ، یعنی هر سه وعده خدمت خود حضرت میرسیده و با خود حضرت نماز می خوانده ، این اصلا براش مهم نیست که همه ی جامعه به او بگویند بی نماز. اصلا کسی براش مهم نیست، روحش آزاد هست، قوی هست. آویزان شدن، احساس نیاز، احساس بدبختی، احساس حقارت، احساس کوچکی، رقابت، چشم و هم چشمی، حسادت، مال آدم هایی هست که نماز به معنای واقعی ندارند . اگر شخصیت انسانی داشته باشه ، امکان نداره یه نفر با شخصیت انسانی حسادت بکنه به کسی . اگر کسی شخصیت انسانی داشته باشه ببینه هر کس هر چی داشته باشه این خوش حال میشه ، این لذت میبره ، از داشتن دیگران و از نداشتن خودش هم لذت میبره ، چون میداند هر نداشتنی در واقع یعنی چی؟ نداشتن ها یعنی ثروت ابدی و آخرتی . پیامبر چی فرمود ؟ لو تعلمون ما ذخر لکم ما حزنت علی ما اریکم انتم ، اگر می دانستید چی برای شما ذخیره شده ، هرگز به خاطر چیزهایی که به شما داده نشده غصه نمی خوردید . نماز این کار را با آدم میکنه . حیف است ما باید صدها ساعت وقت بزاریم اذان را یاد بگیریم . معنای الله اکبر ، الف یعنی چی اصلا؟ ، معنای اشهدان لا اله الله و اگر این شهود اتفاق بیفته چی میشه؟ چرا رسالت شهودی هست؟ چرا ولایت شهودی هست؟ ، چرا نماز خیرالعمل هست؟ چرا بهترین کار هست ؟ و چرا رستگاری هست ؟ اگر یه کسی کار کند، وقت بزاره کار تحقیق اساسی بکنه یه مدتی میرسه به یه گنجینه ای که دیگه دنیا و آخرتش همون جور که حضرت فرمود: اجلو الی سرور الدنیا و الآخرت العقبی ، یعنی میرسه به کیمیای شادی میرسه به سر چشمه ی شادی ، هم آخرتش تامین هست . این با بالا و پایین شدن هیچ کدوم از عوامل چهارگانه ی زندگیش نمیریزه به هم، اصلا به هم نمیریزه. چون یه شخصیت انسانی و یه لذت و با یه طرف هایی باهاشون ارتباط دارد با بزرگان، با الله، با غیب رفت و آمد دارد اصلا احساس کم بود شخصیت نمیکند و نجات الآخرت و الاولی، آخرین تفسیر حضرت علی علیه السلام: حی علی الفلاح. بشتابید، عجله کنید به نجات آخرت و دنیا. با نماز هم آخرتتون نجات پیدا میکند، حالا چرا یه کسی اگر نماز بخواند دنیاشم نجات پیدا میکنه این ها دیگه تو بحث نماز مفصل توضیح میدیم میشه همون سی دی نماز ، سی دی یاد خدا ، پس یکی از عوامل مهم شادی دنیا و آخرت یاد غیب هست ، که یکی از اون ها چیه ؟ نماز هست . بخش های دیگه هم داره که اگر حالا فرصت شد خدمتتون عرض می کنم . صلوات بلند ختم بفرمایید .