جلسه 004 - شادی
شماره جلسه
4
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
8
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - شادی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحثمان دربارۀ موانع شادی بود، و یکی از مهمترین و کلیدی‌ترین موانع شادی خودشیفتگی هست که درباره‌اش صحبت کردیم، اینکه انسان یک منِ بزرگی تشکیل بدهد که در این منِ بزرگ انسان زیاد آسیب می‌بیند، بحث توهّم و حقیقت بحثی بود که جلسه گذشته در موردش سخن گفتیم و گفتیم که منشأ بسیاری از غمها، افسردگی‌ها، زودرنجی‌ها، حساسیت‌ها، حسادت‌ها، چشم و هم‌چشمی‌ها، حاکمیت قوۀ واهمه بر انسان هست.@انسان دچار توهّم که می‌شود، تمام این بیماریها و آسیب‌ها و غم‌ها و غصه‌ها به سراغش می‌آید، توهّم چیست؟ یعنی اینکه انسان یک تفسیر غلط، و یک نگاه غلط نسبت به خودش داشته باشد، شما تا وقتی که خودت را یک زن یا یک مرد می‌دانی دچار توهّم هستی.@و تا زمانی که انتخاباتت، ارتباطاتت، رفتارها و چینش‌های فکریت براساس بخش زنانگی یا مردانگیت هست دچار توهّم هستی، شما زمانی از توهّم در میایی و به شادی می‌رسی، به کانون شادی می‌رسی، که این را باور بکنی یک انسان هستی، و زنانگی و مردانگی، جنسیت بخش حیوانی شماست.@از پنج بخش، بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و انسانی یا فوق عقلی، پس بخش حیوانی یک بخش متوسط وجود شماست، بخش زنانگی یا مردانگی، تا وقتی که به عنوان یک زن یا یک مرد ما داریم زندگی می‌کنیم، اهداف، آرزوها، هوس‌ها، گریه‌ها، غم‌ها، شادی‌ها، غصه‌هایمان، براساس این بخش هست، نمی‌توانیم روی شادی و آرامش را به صورت مستمر ببینیم.@شما زمانی می‌توانید یک شادی مستمر، یک آرامش مستمر داشته باشی که یاد بگیری برتر از جنسیتت هستی، یک انسان هستی، اینجا شما دیگر درگیر با حقیقت می‌شوی یعنی حقیقت داری، اینکه شما یک جماد هستید، جنبه جمادی دارید درست است و محترم است.@اینکه شما جنبه گیاهی دارید درست است، جنبه حیوانی دارید درست است، جنبه عقلی دارد درست است اینها محترم هستند، باید تغذیه بشوند، باید به آنها احترام گذاشت، باید تأمین بشوند سر جای خودش، اما اینها ابزار هستند.@ما به این دنیا آمدیم برای بخش اصلیمان، همانطور که لقاح یک اسپرم و تخمک در رحم مادر برای این هدف هست که این اسپرم و تخمک بشوند یک موجودی شبیه پدر و مادر، یعنی با ظرفیت 45% پدر، 55% مادر، از پنج خصوصیت، سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت.@شما از یک بارداری، از یک زندگی این را انتظار داری که بعد از 9 ماه یک بچه‌ای به دنیا بیاید که یک شرائط خوب اینطوری داشته باشد، در رحم دنیا هدف از آمدن در این رحم، رحم دنیا که بعد به برزخ متولد می‌شویم این هست که ما شبیه خدا بشویم، شبیه انسان بشویم، انسان زندگی بکنیم.@شبیه خانواده آسمانیمان بشویم، یک جنین باید شبیه پدر و مادر خودش بشود، یعنی 45% پدر، 55% مادر، می‌خواهد یک کسی شبیه پدر و مادر خودش بشود، ما هم پدر و مادر داریم ما قبل از اینکه به اینجا بیاییم خانواده آسمانی داریم.@اهل بیت خانواده آسمانی ما هستند و ما باید در رحم دنیا که آمدیم شبیه خانواده خودمان بشویم تا به آنها ملحق بشویم، هر چقدر شما شباهتت به خانواده‌ات بیشتر می‌شود شادی و آرامشت هم بیشتر است.@پس تا وقتی که ما نمی‌توانیم باور کنیم یک انسان هستیم و فقط از بُعد یک حیوان به خودمان نگاه می‌کنیم درگیر دغدغه‌های حیوانی هستیم، یا عشق‌های زمینی است، مثل خاله‌ایی، همسری، شوهری، زنی، بابایی، عمویی، دخترخاله، همسایه و مسائل اینطوری، درگیری ذهنی‌تان اینهاست.@عقده‌هاتان، خوشی‌هایتان، شادی‌هایتان، این دائماً لگدکوب می‌شود، روح شما و دائماً آسیب می‌بینید، اما اگر یاد گرفتید یک انسان هستی، عاشق خودت شدی به بلندای انسانیت، عاشق خودت شدی به عنوان فرزند محمد و آل محمد، و این فرزند بودن را به رسمیت شناختی.@یعنی قلبت باور کرد که تو بچه حضرت زهرا هستی، بچه امیرالمؤمنین هستی، با آن حیثیت خانوادگی روی زمین زندگی کردی، شادیهایت، آرامش‌هایت، پیشرفت‌هایت، حتی در این چهار مرحله بیشتر می‌شود.@یعنی شما هم رشد و برکت اقتصادی دارید، هم رشد و برکت سلامتی دارید، هم رشد و برکت حیوانی دارید، رشد و برکت ازدواج و خانواده دارید، رشد و برکت علمی دارید، و از همه مهمتر رشد و برکت معنوی خواهید داشت به شرط اینکه باور کنی یک انسان هستی.@اگر این اتفاق افتاد که شخص باور کرد یک آدم است، یک انسان است، نه یک زن یا یک مرد، دیگر تمام این فشارها از روی انسان برداشته می‌شود، امام سجاد (علیه السّلام) در بخش خودشیفتگی این را می‌گوید، ما وقتی که خود اصلیمان را نشناسیم و عاشق خودمان نشویم با این چهار خود زندگی می‌کنیم.@هر چه این چهار تا خود بزرگتر می‌شود آسیب‌پذیری ما بیشتر است، من الان یک توپ دست شما بدهم بگویم این ساعت را اینجا گذاشتم حالا شما با یک توپ این را بزنید، بعضیها موفق می‌شوند، خیلیها هم موفق نمی‌شوند، حالا اگر این ساعت اینقدر باشد چی.@پس هدف هر چه بزرگتر می‌شود، ضربه‌پذیریش هم بیشتر است، بنابراین شما هر چقدر منِ اقتصادیت بزرگتر می‌شود، با اینکه فکر می‌کنی هر چه پولت بیشتر بشود آرامتر می‌شوی، و شادتر می‌شوی، در حالی که اینطوری نیست.@ما الان طلاق پولدارهایمان دو برابر طلاق فقرایمان هست، اضطرابهایشان هم همینطور هست، عشقهایشان کمتر، طلاقشان بیشتر، اضطرابهایشان بیشتر، آرامششان کمتر، منِ گیاهیت هم همینطور هست، هر چقدر به بدنت، هیکلت، خوشگلی، اندام برسی، غذای بهتر و بیشتر بخوری، منِ گیاهیت بزرگتر می‌شود.@هر چه منِ گیاهیت بزرگتر بشود، زودرنجیت، حساسیتت، ضربه‌پذیریت، بیشتر می‌شود، هر چقدر منِ جنسیت، منِ حیوانیت بزرگتر بشود، باز همینطور هست، و هر چقدر منِ عقلیت بزرگتر بشود، مقدار افسردگی‌هایت، زودرنجی‌ها، حساسیت‌ها، عصبانیت‌هایت بیشتر می‌شود.@یعنی اگر دیپلم هستی، آدم شادتری هستی، لیسانس بگیری سطح اضطرابهایت بالا می‌رود، ارشد سطح اضطرابهایت بالا می‌رود، بی‌اخلاق‌تر، آسیب‌پذیرتر، ناراحت‌تر، نگران‌تر، زودرنج‌تر، و حساس‌تر هستی.@هر چه این چهار تا من را بزرگش می‌کنی، بدون منِ اصلیت، منِ حقیقی‌ات، هیچ وقت روی آرامش را نمی‌بینی، دلت همیشه پر از عقده و کینه است، گذشت بسیار می‌تواند له‌ات بکند.@یعنی طرف الان موضوعی ندارد، طرفی که اذیتش کرده الان آدم خوبی است دیگر اذیت نمی‌کند، یا اصلاً مرده است، اما این گذشته ولش نمی‌کند، در حمله عقب توضیح دادیم یعنی شیطان دائماً می‌آید این را از طریق گذشته، گذشته یکبار سیلی خورده، الان هر روز آن سیلی تکرار می‌شود.@گذشته یکبار فحش شنیده الان دوباره این فحش همیشه تکرار می‌شود، عقده و کینه می‌شود، اگر این من را به دادش نرسی و بزرگش نکنی و حاکمش نکنی بر منهای دیگرت امکان ندارد یعنی در ریاضیات خلقت محال است که تو آسیب نبینی آسیب میبینی این طبیعی است.@شما بروید آمار جهانی را نگاه کنید، کسانی که این چهارتاشان بزرگتر است، توفیق‌هایشان، شادیهایشان، آرامششان، عشقهای زمینی‌شان هم آسیب‌پذیرتر هست، یعنی این قانون خلقت است، شما فقط با یک من می‌توانی خوشبخت، شاد و آرام بشوی و آن منِ انسانیت هست.@هر چقدر این را چاق و چله‌تر بکنی شادتر و آرامتر می‌شوی، و خوبی قضیه این هست که چاق و چله کردن این بودجه کمتر وقت کمتری هم می‌طلبد ولی به شرط اینکه باید برایش وقت بگذاری.@هر چقدر وقت بگذاری این منِ تو که از جنس خانواده خودت هست، چون یکی از دروغهای بزرگ این هست که من بگویم از نظر شخصیتی بگویند تو کیستی؟ بگویم فرزند این خانم و آقا هستم، نه ما یک ژنی از این خانم و آقا گرفتیم، اینها به ما یک ژنی دادند والسلام.@من جنبه روحیم، انسانیم، جاودانگیم، همه اینها مال خانواده آسمانی خودم است، یکی دیگر از دروغها و توهمات این هست که ما ژن ضعیف از پدر و مادر گرفتیم من دیگر همیشه همینطوری هستم این هم غلط است.@چون ما ژنهای انسانی قدرتمند، تمام اسماء خدا را زنتیکی از خانواده آسمانیمان دریافت کردیم، و اسماء خدا همیشه قویتر از آن ژنهای فسقلی هست که از پدر و مادر به ارث می‌بریم ما نمی‌آییم اسماء بزرگ، خصوصیت‌های قدرتمند بزرگی که از خانواده آسمانیمان به ارث گرفتیم روی آنها کار بکنیم.@مدام درگیر این هستیم که پدر من چه ژنی به من داد، مادر من چه ژنی به من داد دائم همینطوری گرفتار هستیم تا آخر عمر هم این داستان ادامه پیدا می‌کند یعنی 60 سالش هم که بشود همین است، این هنوز در تفکرات گذشته است، هنوز در تخیلات است، هنوز در اتهام زدن است، هنوز در قضاوت‌های بد در مورد آدمها است، و زندگیش هم همینطوری تمام می‌شود.@حالا این یک بدبختی است که زندگیش اینطوری تمام می‌شود، چون این در رحم دنیاست می‌خواهد وارد برزخ بشود، آن داستان خیلی خطرناک است، یعنی این وقتی می‌خواهد به بهشت متولد بشود، یک عالم شکل بد، عفونت، بداخلاقی، زشتی، پلیدی، اخلاق زشت، هاری، همه خصوصیتهای حیوانات را می‌خواهد با خودش در بهشت ببرد آنجا هم راه نمی‌دهند وقتی راه ندهند جهنم می‌شود.@سیستم بهشت مثل سیستم دنیا می‌ماند، سیستم دنیا ذاتاً آدم مریض را نمی‌پذیرد، شما یک آدم مریض سراغ دارید که در این دنیا اذیت نشود، چون با سیستم دنیا تنظیم نیست، هر کس بدنش با سیستم دنیا تنظیم بشود، شاد است، آرام است، خوش است، سرحال است، بانشاط است.@به محض اینکه یک جا شما در یکی از ابعاد جسمیتان سیستم‌تان با دنیا به هم بریزد درد و مریضی و بی‌تعادلی سراغتان می‌آید، بهشت هم همینطور است، ما فقط وارد یک بهشت آنجا می‌شویم، جهنمی نیست، جهنم یعنی اینکه تو وقتی وارد بهشت می‌شوی نمی‌توانی با آن تناسب داشته باشی حالا زجر می‌کشی، مثل بچه‌ای که اینجا نمی‌تواند تناسب داشته باشد درد می‌کشد.@برای هم قرآن می‌گوید بهشت و جهنم یک حقیقت است و یک ظاهر و باطن است، مثل دنیا، پس اگر ما بخواهیم موانع شادی را بردایم، الان داریم راجع خودشیفتگی می‌خوانیم، این یک مانع در ردیف، ما الان حسادت هم داریم می‌خواهیم بخوانیم، کینه داریم می‌خواهیم بخوانیم، چیزهای دیگر داریم موانع شادی ولی این با بقیه فرق دارد.@چون حسادتم مال این هست که من منِ اشتباهی دارم، و کینه هم مال آنجایی هست که من منِ اشتباهی دارم و من دارم منِ قلابیم را تغذیه می‌کنم، و این باعث می‌شود من حسادت داشته باشم، زودرنجی داشته باشم، عصبانیت داشته باشم، ناآرام باشم و شاد نباشم.@وقتی من منِ حقیقیم را پیدا بکنم، به آن قیمت بدهم، به آن اصالت بدهم، آن را پرورش بدهم، آن را رشدش بدهم آن من‌ها تحت تسلط این می‌آیند دیگر آسیب نمی‌بینند، حالا این اگر دکتر و مهندس هم هست دیگر ناراحت نیست، ثروتمند هم می‌شود دیگر ثروتش به او آسیب نمی‌رساند، اضطراب برایش ایجاد نمی‌کند.@این سوار ماشین یک میلیاردی بشود، یا پراید بشود، از پراید هم پایین‌تر، این دوچرخه سوار بشود اصلاً برایش فرقی نمی‌کند، این آدم شاد است، یعنی به همین فاصله طی بکند یک موتور سوار بشود شاد است، اصلاً ماشین نداشته باشد مجبور باشد با بی‌آر‌تی و مترو اینطرف و آنطرف برود یک آدم شاد و آرام، خوشبخت خیلی عالی.@اما وقتی که منِ اصلیش تغذیه نشود این یک میلیاردیش 800 میلیون تومان بشود افسرده می‌شود، خانه 500 متریش 450 متر بشود اصلاً می‌میرد، یک کیلومتر از محلی که الان ساکن هست خانه‌اش پایین‌تر برود بی‌شخصیت می‌شود، بی‌آبرو می‌شود.@چون اصلاً این من ندارد، این اصلاً شخصیت ندارد، آدم با این چهار تا چیز اصلاً شخصیت پیدا نمی‌کند، شخصیت فقط به یک چیز هست آن هم شخصیت انسانی، این اصلاً شخصیت انسانی ندارد، شخصیت‌هایش به چیزهایی هست که جزء وجودش نیست.@یا هوش و حافظه‌اش هست که درس خوانده دکتر و مهندس شده، یا زن و شوهر و خانواده‌اش هستند که باز از خودش نیست با اینها سرپا است، یا هیکل و اندام، خوشگلی، زیبایی، غذا و طعم و مزه و اینطور چیزها است، یا خانه و موبایل و مبل، هیچ کدام خودش نیست، یعنی اصلاً شخصیت قوی ندارد، آنها شخصیتهایش هست که مال خودش نیست.@برای همین هم وقتی متولد می‌شود به بهشت می‌رود، هیچی ندارد برای بهشت عرضه بکند، بهشت شخصیت می‌خواهد و این ندارد، کما اینکه وقتی یک بچه به دنیا می‌آید، دنیا یک بدن سالم، یک شخص سالم می‌خواهد و این ندارد آسیب می‌بیند.@لذا تا ما من‌های دیگرمان را کَت و کلفت‌شان می‌کنیم، گردن‌کلفت‌شان می‌کنیم، به خودمان غلبه می‌دهیم، مثل اینکه شما یک سگ هار را دائماً تحریکش بکنی هارتر بشود، داری او را تغذیه می‌کنی، به پای تو می‌پیچد، حالا تو دائم برو روانپزشک، روانشناس برو، دارو بخور، با داروی اعصاب حل نمی‌شود.@شاید یک تسکین موقت ممکن است به تو بدهد، چون ریشه این هست که تو داری یکی از این چهار حیوان را داری درنده‌ترش می‌کنی علیه خودت، عقده‌های چهارگانه، حیوان درندۀ چهارگانه را بزرگش می‌کنی، حالا مگر می‌شود او را آرام کرد، این من آدم را اذیت می‌کند.@خودشیفتگی که می‌گوییم پس دقت کنید که منظور کدام است، چهار نوع خود داریم، و چهار نوع خودشیفتگی داریم، عاشق خود مهندس دکترم می‌شوم، عاشق خود رئیس‌جمهورم می‌شوم، این خودی که الان مدیرکل شده، خودی که وزیر شده، خودی که نماینده مجلس شده مگر می‌شود این را دیگر پایین آورد.@عبد است اسیر این خود قلابی است، اسیر این خود تحصیلکرده است، تا در کلاس رفته، زبان خوانده، کامپیوتر خوانده، چهار تا کشور خارجی رفته، چهار تا مدرک از اینطرف و آنطرف گرفته، این دیگر بیچاره است، این یک عبد ذلیلی هست در اختیار این مدرک تحصیلی، اصلاً دیگر این آدم شخصیت ندارد این یک اسیر است.@یک عبد ذلیل هست نسبت به شرکتش، خانه‌اش، پولش، ماشینش، لباسش، قیافه‌اش، شخصیت این گیر این قیافه است، گیر این فوکُل مویش هست، گیر بدنش هست، گیر ساعتش هست، تلفن همراهش هست، یعنی تلفن همراه دارد اسیر این است.@الان شما چند روز پیش دیدید صف موبایل را مردم صف بسته بودند 10 میلیون تا 15 میلیون بروند مثلاً گوشی فلان داشته باشند چون شخصیت به این است مثلاً گوشی‌های دیگر نمی‌شود استفاده کرد من باید حتماً این گوشی را داشته باشم که من آدم مهمی هستم.@این اسیر این است، ذلیل است، خوار است، از آدم ذلیل و خوار شما انتظار آرامش دارید، انتظار دارید، شخصیت داشته باشد، این بنده خدا آزاد نیست، از زندانی چه توقعی دارید، کسی که زندانی است، روحش زندانی است، توقعی داری این بتواند شاد و آرام بشود.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌گوید در کوچه به من فحش می‌دهند، می‌گویم با یک علی دیگر هستند با من نیستند این اصلاً اذیت نمی‌شود، چون آن منی که شخصیت دارد خیلی بزرگ است، آن با فحش کسی کوچک نمی‌شود، آن با بی‌محلی کسی کوچک نمی‌شود، او با تلفن نزدن کسی، پیامک ندادن کسی، ابراز علاقه نکردن کسی کوچک نمی‌شود.@این آویزان نیست، وابسته نیست، گدایی از کسی ندارد، چون خودش شخصیت دارد، مثل ثروتمندی که اگر کسی به او پول نداد، نداد، ناراحت نمی‌شود، می‌گوید خودم دارم، اصلاً حسرت ندارد، می‌گوید خودم دارم.@تمام زودرنجی‌ها، حسادتها، چشم و هم‌چشمی‌ها، رقابتهایی که می‌آید آدم را دائماً له می‌کند، و دائماً روح انسان را گدا و گرسنه و محتاج نگه می‌دارد، و هر دفعه تو می‌خواهی یک چیزی را عوض بکنی تا یک ذره آرام بشوی.@یک روز شلوارت، یک روز لباست، یک روز موبایلت، یک روز انگشترت، یک روز ساعتت، یک روز خانه‌ات، یک روز اتومبیلت، دائماً این هستی، مدرکم را عوض بکنم، دو تا لیسانس بگیرم، دوم تا دکترا بگیرم، نمی‌شود، تو تا گیر این هستی بی‌شخصیت و ذلیل و زندانی هستی.@آدم زندانی نمی‌تواند خوش بگذراند، این همه چیز در این چهار تا دارد، ولی بی‌کس است، ولی بی‌شخصیت است، همه چیز دارد اسیر و زندانی است، حالا با این مقدمه برویم سراغ فرمولی که امام سجاد می‌دهد.@امام سجاد یک فرمول داد گفت اگر می‌خواهی راحت بشوی، و دیگر غصه نخوری همه آدمها را دوستشان داشته باش، مثل اعضای خانواده خودت، بزرگترها را مثل پدر و مادر خودت ببین، همسالان خواهر و برادرانت باشند، بزرگتر است بگو از من بیشتر عبادت کرده، حرمتش بیشتر است، احترامش بیشتر است.@همسالت است بگو من نسبت به گناهان خودم مطمئن هستم، نسبت به این مطمئن نیستم، شاید این پاکتر از من باشد، شاید این توبه کرده باشد، پایین‌تر است بگو گناه کمتر کرده است، بنابراین همه آدمها محبوبتر از خودت نزد خودت می‌شوند.@تمام رمز شادی این هست که تو آدمهای اطرافت را بیشتر از این چهار تا خودت دوست داشته باشی، وقتی که به این شأن رسیدی آرام و شاد هستی، حضرت می‌گوید وقتی شما این کار را کردی چه می‌شود.@آخرین مرحله این بود اگر تو را گرامی داشتند بگو یک فضیلتی هست که شامل حال آنها شده آنها به یک ثوابی می‌رسند به یک قربی می‌رسند، اینطوری دیدند، اگر از تو روی گرداند، بگو من یک گناهی، معصیتی کردم که مستحق این روی‌گردانی هستم.@بعد حضرت می‌فرماید که خداوند، یعنی بردش سمت خدا، و تا می‌گوید خداوند یادتان باشد یعنی قانون است، کلمه خداوند هر وقت در آیه، حدیث و دعا به کار رفت قانون است، مثل اینکه هر گاه H2O یعنی آب، خداوند این را اینطوری قرار داده، می‌گوید خداوند این کار را می‌کند یعنی قانون است.@یعنی در نظام خلقت، در نظام متافیزیکی این قانون گذاشته شده است، چطور در نظام فیزیکی هر گاه دو تا هیدروژن داشته باشی یک اکسیژن آب می‌شود، در نظام روحی، معنوی و متافیزیکی هم شما هر گاه این فرمول را اجرا کردید حالا خدا این قانون را اجرا می‌کند.@زندگی را بر تو آسان می‌کند، یعنی تو یک روال شاد، آرام، بی‌دغدغه، بی‌دردسر داری، دوستانت فراوان می‌شوند، از تنهایی دیگر در می‌آیی دیگر احساس تنهایی در می‌آیی، خودشیفتگی باعث می‌شود انسان همیشه تنها باشد.@حتی خودشیفتگی مذهبی، من از آن پاکتر هستم، این الان آلوده است، این گناه می‌کند، من نماز می‌خوانم این نماز نمی‌خواند، من حجاب را رعایت می‌کنم این حجاب را رعایت نمی‌کند، من روابط نامشروع ندارم این روابط نامشروع دارد، من مشروب نمی‌خورم این مشروب می‌خورد، نه اصلاً نمی‌شود اینطوری فهمید چه کسی آبرویش بیشتر است.@خودشیفتگی مذهبی هم آدم را تنها می‌کند به آدم صدمه می‌زند، خودشیفتگی مذهبی یک خطر دیگر دارد که این چهار خودشیفتگی‌ها ندارند، خودشیفتگی مذهبی یک جاهایی انسان را با خدا هم درگیر می‌کند مثل شیطان، شیطان شما یک معصیت ظاهری در او نمی‌بینید پاک پاک است ولی خودشیفتگیش باعث می‌شود با خدا درگیر بشود و رانده بشود.@پس خودشیفتگی هیچ چیزش خوب نیست، خودبرتربینی هیچ چیزش خوب نیست، شما به محض اینکه قید این را زدی، حالا دیگر آرام هستی، حالا دیگر شاد هستی، حالا دیگر نه به کسی حسادت می‌کنی، نه کسی داشتن نعمتهایش می‌تواند تو را اذیت بکند، چون هر چه او نعمت داشته باشد، تو دنبال شخصیت هستی وقتی تو شخصیت داری به نعمتهای دیگر حسادت نمی‌کنی.@ وقتی تو منِ اصلیت قوی است، عالی هستی، اصلاً مهم نیست چه کسی چه چیزی دارد، چه کسی دارد چکار می‌کند.@

مشکل ما این هست ما عشق نداریم، ما عاشق خود اصلیمان که از جنس اهل بیت هست نیستیم، عاشق خودت بشو حالا ببین چقدر شادی در دلت می‌آید، چقدر آرامش در دلت می‌آید، عاشق خودت بشو، عاشق خانواده اصلیت بشو نه خانواده زمینیت، عاشق جاودانگی خودت بشو حالا ببین چقدر شاد می‌شوی.@چون این چهار تا را که دوست داشته باشی یعنی از تولد تا مرگ است به درد نمی‌خورد، تو باید خودت را به بلندای جاودانگی و ابدیت دوست داشته باشی و عاشق خودت به اندازه‌ای که خدا به تو عمر داده باشی، و گفتیم عمر هر انسانی به اندازه عمر خداست، پس ما ته نداریم.@اینطوری پای خودت عشق بریز، اینطوری خودت را دوست داشته باش، آنوقت می‌بینی که دنیا چقدر زیبا می‌شود، دنیا چقدر آسان می‌شود، دنیا چقدر برای تو شاد می‌شود، به خود اصلی بیشتر اهمیت بدهیم.@دشمنانت اندک می‌شوند، چون تو با هیچ کس مشکل نداری، نه با کسی حسادت داری، نه از کسی کینه داری، نه زودرنجی داری، نه حساسیت داری، مار نیستی، هاری‌های نفست کم می‌شود، آدمها وقتی می‌رسند کنار یک آدمی ک آرام است، خودبه‌خود آرام و شاد می‌شوند.@آدم وقتی می‌رود سراغ یک آدمی که در وجودش هاری ندارد، حالا هیچی هم اظهار نمی‌کند، ولی همین که این آدم در وجودش خشونت، کینه، تندی، هاری ندارد، همین که شما می‌روی نزدیکش می‌شوی می‌بینی آرام است، می‌گویی من کنار این هستم چقدر آرام هستم چه بشود با او دوست بشوی، چه بشود با این رفیق بشوی، می‌بینی تو همیشه کنار این آرام هستی.@لذا چون تو آرام هستی تیزی نداری، بقیه خیلی از شما خوششان می‌آید کنار تو آرام هستند، دشمنانت هم کم می‌شوند، و از نیکی مردم شادمان می‌گردی، یعنی وقتی تو یک آدم خوبی هستی دیگران عاشق این هستند که با تو باشند، عاشق این هستند که به تو خدمت بکنند، عاشق این هستند که کمکت باشند، عاشق این هستند که تنهایت نگذارند، لذا همیشه محبت مردم در وجود تو سرریز می‌شود.@ اگر بقیه از تو فرار می‌کنند، اگر بقیه تنهایت می‌گذارند، اگر بقیه از نفرت دارند، اگر بقیه قالت می‌گذارند ببین کجای کار خراب است، یک کاری کردی که دوست‌داشتنی نیستی.@آنوقت زوری هم نمی‌شود که به آدمها گفت آقا من را تحویل بگیر، با من باش، من را رها نکن، من را دوست داشته باشد، اصلاً زوری ارزش ندارد دوست داشتن اینطوری، وقتی یک چیزی زیباست، خب زیباست همه هم دوستش دارند، نمی‌شود آدم زیبایی را دوست نداشته باشد، زیبایی خودبه‌خود دوست‌داشتنی هست همه هم دوستش دارند.@و از نیکی مردم شادمان می‌گردی، این آدم تنهاست هیچ کس را ندارد در یک کشور خارجی دارد زندگی می‌کند، ولی چون در وجودش خیر است تیزی، هاری، تندی ندارد، صد تا دوست پیدا می‌کند، همه او را دوست دارند، همه هم دوست دارند با او رفیق باشند.@همه هم دوست دارند به او کمک بکنند، خدمت بکنند، چون دوست‌داشتنی است ذاتاً دوست‌داشتنی است، تا اینکه یک کسی باید زور بگوید به خودش تا به زور دوستت داشته باشد، به زور کمکت بکند، دائم باید به او بگویی، التماس بکنی، تأکید بکنی که این بیاید به تو کمک بکند.@قاعده خلقت است خدا این را قرار داده، همانطور که قوانین فیزیک را قرار داده این را هم قرار داده که اگر شما می‌خواهی محبوب بشوی، قاعده محبوبیت این هست که به کانون عشق و عاطفه وصل بشوی قاعده‌اش را بخوانم «اِنَّ» هم دارد، یعنی قانون خیلی محکمی هست.@«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» آنهایی که اهل ایمان هستند و اهل عمل صالح هستند، عمل قشنگ «سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» باز هم پای خدا وسط می‌آید، اصلاً خدا این آدم را محبوب می‌کند، نه اینکه دشمن ندارد، دشمن هم دارد اما دشمنانش هم در دلشان می‌دانند که این آدم خوبی است.@دشمنی هم ممکن است با او بکنند اما در درون خودشان اعتراف دارند که این آدم پاک و خوبی هست، امیرالمؤمنین قشنگ است، معاویه هم نمی‌تواند علیه او حرف بدی بزند، تبلیغات منفی علیه علیه (علیه السّلام) می‌کند خودش می‌گوید برای قدرت دارم این کار را می‌کند، و می‌گوید هر کس هر بدی از علی دارد بیاید بگوید پول به او می‌دهیم، که می‌خواهد علی را از دور خارج می‌کند.@یک کسی می‌آید شروع می‌کند می‌آید حرفهای بد علیه حضرت علی می‌گوید، معاویه اینها را می‌شنود می‌گوید بیا این پول را بگیر خدا لعنتت بکند علی اینطوری نبود که تو گفتی پول را بگیر و برو.@علی اینقدر قشنگ است که وقتی یکی می‌آید در درگاه معاویه از او تعریف می‌کند، می‌ایستد معاویه به گریه می‌افتد می‌گوید بله اباالحسن همینطوری است، ولی خب دشمن است، حسود است این طبیعی است.@در روایت هم داریم مؤمن همیشه یکی از مشکلاتی که دارد اینکه آدم مؤمن، آدم با خدا اولین دشمنانی که پیدا می‌کند اینکه حسود پیدا می‌کند، این حسودیش هست، ولی این آدم خودش قدرت دارد، شخصیت دارد، حسودی دیگران به هیچ وجه ناراحتش نمی‌کند.@طرف آمد به امام سجاد گفت من از بقیه خیلی ناراحت هستم، حضرت گفت تو این تو این روشها را کنترل کن دیگر حسادت بقیه تو را اذیت نمی‌کند، حسود است، حسود باشد، در بخش حسادت روایت داریم می‌گوید، برای تو از حسادت دشمنت همین بس که تو می‌دانی هر وقت تو خوبی او عصبانی است همین بس است.@او دارد غصه می‌خورد، بس است، دیگر چرا ناراحت می‌شوی، تو خوب باش این دارد غصه می‌خورد، تمرین کنیم روی این قاعده که امام می‌گوید، بقیه را مثل اعضای خانواده خودمان دوست داشته باشیم، مادرزنت، مادرشوهرت، پدرزن، خانواده همسر، دوستان، همسایه‌ها.@الان در خانواده یک کسی فرزندش عیب دارد خیلی عیب فرزندش را نمی‌بیند، با او مسامحه می‌کند، مدارا می‌کند، راه می‌آید، اگر بچه‌اش بدجنس است، حسود است، دزد است، حیز است، دچار فحشاء است، با او راه می‌آید، قبولش می‌کند، به او مهربانی می‌کند تحملش می‌کند.@همین عیب را در یک غریبه می‌بیند نمی‌تواند تحمل بکند، تمام گره کار ما اینجا می‌شود می‌گوید آقا اگر بچه یک کسی هم یک مشکلاتی دارد به او ایراد نگیر، بچه خودت هم همینطوری است، ولی تو چون این را از خودت می‌دانی خیلی دردت نمی‌آید.@همه هنر انسانیت این هست که انسان رحمن بشود، خدا رحمت کند علامه طباطبایی را یک کسی آمد به مرحوم علامه گفت آقا بگو دین چیست؟ من وقت ندارم بروم مطالعه و کلاس، همین الان سرپایی بگو دین چیست، من بلند بشوم بروم دنبال کارم.@علامه خند‌ه‌اش می‌گیرد از این آدمی که می‌خواهد سرپایی و در دو کلمه دین را یاد بگیرد، علامه می‌گوید دین یعنی بسم الله الرحمن الرحیم، یعنی با همه مردم دنیا رحمان باش، و با مؤمنین و خوبها رحیم باش.@ما باید هنر دوستی را یاد بگیریم، هنر مهرورزی را یاد بگیریم، هنر عشق‌ورزی به دیگران و انسان‌ها را یاد بگیریم، نه فقط انسانها، به حیوانات، گیاهان، اشیاء، شبیه خدا قرار است بشویم، هر کس می‌خواهد بهشتش زیباتر، و بزرگتر بشود باید مهرورزیش را با اطرافیانش بیشتر بکند، ولو اطرافیانش به او ظلم کرده باشند، ولو اطرافیان آدم بدی باشند.@من با آدمها کار ندارم، من خودم باید بزرگ بشوم، به زودی هم وارد فضای برزخ می‌شوم آنجا باید شخصیت داشته باشم بتوانم در این بهشت بروم، پس من با کسی کار ندارم، بزرگ بشویم به همه محبت بکنیم، علامه فرمود تمام اسلام در دو کلمه است، رحمانیت.@اینکه با همه مردم غریبه و آشنا مهربان باش، بگو این خواهرم هست، بچه‌ام هست، عضو خانواده‌ام هست، همه را دوست داشته باش، غریبه و آشنا، و با خوبها، مؤمنین رحیم باش، یعنی یک عشق ویژه، یک علاقه ویژه، یک رابطه ویژه، یک سرمایه‌گذاری ویژه، تمام دین، تمام انسانیت، تمام هدف خلقت انسان همین است.@سایر خصوصیات، و اسماء الهی و اخلاقیات با این دو صفت به دست می‌آید، زیر سایه این دو صفت است، خیلی این فرمول را راحت کرده «أَحْسِنْ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْک» کجا این حدیث نوشته شده، روی دسته شمشیر پیغمبر، یعنی من این شمشیر را هیچ وقت از روی عصبانیت و کینه و نسبت به کسی بیرون نمی‌کشم.@این شمشیر فقط برای دشمنان انسانیت و دشمنان مردم به کار برده می‌شود، روی شمشیرش نوشته شده «أَحْسِنْ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْک» به آدمی که به تو بدی می‌کند تو به او خوبی کن، هنر آدم این است، هنر انسان این است، نه اینکه این پارسال اینطوری کرد، پیارسال اینطوری کرد، با کینه آدم درست نمی‌شود، با ور رفتن به گذشته تو نمی‌توانی آدم بشوی.@تمام شخصیت پیدا کردن آدم همین جا هست که بتواند گذشته خودش را و گذشته دیگران را فراموش بکند، هم گذشته خودش را هم گذشته دیگران را، هم خودش را ببخشد، هم دیگران را، نه از خودش عقده به دل داشته باشد، نه از دیگران کینه به دل بگیرد اینطوری آدم شاد می‌شود.@«صِلْ مَنْ قَطَعَكَ» با کسی که با تو قطع کرده، تماس نمی‌گیرد، محل نمی‌گذارد، قهر کرده، تو آشتی باش، تو وصل باش، یک موقع هست طرفت یک آدم متکبر، خودشیفته، کینه‌ای است که محبت تو را نمی‌خواهد، وصل تو را نمی‌خواهد، جواب تلفن تو را نمی‌دهد، اصلاً نمی‌خواهد با تو ارتباط داشته باشد.@تو به او بفهمان که از طرف من قطعی صورت نمی‌گیرد، من با تو حرف نمی‌زنم، تماس تلفنی ندارم، با تو کاری ندارم، ولی قطع از طرف من نیست، من با کسی قطع نمی‌کنم، پس ما خودشیفته نباشیم، وقتی تو فقط اعضای خانواده خودت را دوست داری، خواهر و مادر خودت را دوست داری، همسر خودت فقط، بچه‌های خودت فقط، با فامیل خودت خوب هستی.@ولی غریبه را غریبه می‌دانی، عیبهایش را خیلی بزرگ می‌بینی، این یک عاطفه حیوانی است، این یک شرط حیوانی است، انسان اینطوری نیست، انسان همه آدمها را دوست دارد، به همه محبت می‌کند، سر کسی را کلاه نمی‌گذارد، به کسی دروغ نمی‌گوید، جنسی را گران نمی‌فروشد، جنس قاچاق به کسی نمی‌دهد، جنس بد به کسی نمی‌دهد.@چون کسی که دارد می‌آید همانطور که عرض کردم در مغازه‌ات می‌آید (هو أنت) حواست باشد با خدا طرف هستی، خودت را جای او بگذار ببین اگر می‌خواست به تو جنس قلابی بفروشد چقدر بد بود، اگر کسی این کار را با تو بکند چقدر بد است پس در حق کسی اینطوری نکن.@اینجاست که خدا می‌گوید اگر آدمها با همدیگر خوب باشند من به آنها خیر و برکت می‌دهم، تو نگو من سر اینها را کلاه بگذارم جنس قاچاق بفروشم، غذای فاسد به آنها بدهم، داروی قلابی به آنها بدهم، این چیزهایی که الان مرسوم هست، پولدارتر می‌شوم.@این پول برکت ندارد، این پول را باید برای ورثه بگذاری، عشق و حالش را اینها می‌کنند، جهنمش هم تو می‌روی، این برکت ندارد، تو اگر برکت می‌خواهی، رشد می‌خواهی با مردم خوب رفتار بکن، خدا چند برابر به تو می‌دهد.@بقیه را درک کن، با نقاط ضعفشان آنها را بپذیر، درکشان کن، بگو این هم یک معذوریتهایی دارد، این هم یک مشکلاتی دارد، این هم شاید اگر خوراکهایی که من خورده بودم این هم خورده بود این هم شاید بهتر از من بود.@این، این حرفها را نشنیده، این، این استاد را نداشته، این کلاسها را نرفته، این درسها را نخوانده، این پدر و مادر را نداشته، این شرائط را نداشته به بقیه حق بدهیم دائم گیر ندهیم مردم را داغون بکنیم، قهر کردن، بریدن، نابود کردن، آبرو بردن، حذف کردن آدمها هنر نیست.@این خصوصیت شیطانی را از خودمان دور کنیم، که ما فقط فک و فامیلهای خودیمان خودی هستند، تحملشان می‌کنیم با همه عیبها و مشکلات، بقیه نه، به بقیه هم مهرورزی کنیم، بقیه را هم دوست داشته باشیم. چون حقیقتاً هم‌خانواده ما هستند، همه از یک پدر و مادر آفریده شده‌ایم، همه آدمهای روی زمین از یک نور آفریده شدند، از یک روح آفریده شدند.@ما بدنهایمان اینجا مختلف است، ایل و تبار و قبیلۀ نژادی جنسی‌مان با هم فرق دارد، در بخش حیوانی با هم متفاوت هستیم، در انسانیت همه یکی هستیم، لذا انسان انسان است، حالا چه کسی می‌تواند این کار را بکند نسبت به دیگران؟ کسی که خودش را انسان بداند.@شما تا وقتی خودت را یک خانم یا آقا می‌بینی نمی‌توانی با دیگران انسانی رفتار بکنی، چون با خودت هم انسانی رفتار نمی‌کنی، تو با خودت هم خشن هستی، به خودت هم ظلم می‌کنی، راحت گناه می‌کنی، راحت معصیت می‌کنی، راحت با غیب ارتباطت قطع می‌شود، راحت کارهای جهنمی می‌کنی، اینها خشونت است. آدم در حق خودش دارد.@یک کسی که فرمان خدا را نمی‌برد، فرمان معشوقش را نمی‌برد، با قواعد خانواده آسمانیش زندگی نمی‌کند، دارد در حق خودش جنایت می‌کند، ظلم می‌کند، لذا علی (علیه السّلام) می‌فرماید چگونه می‌تواند در حق دیگران عدالت را رعایت بکند کسی که در حق خودش ظلم می‌کند.@یک آدمی که نسبت به خودش خشن است و خودش را به انواع و اقسام معصیت‌ها آلوده می‌کند، نمی‌تواند در حق دیگران عدالت داشته باشد، لذا هاری دارد، توحش دارد، وحشی‌گری در حق دیگران دارد، چه کسی می‌تواند عاشق آدمها باشد؟ کسی که عاشق خود انسانیش هست.@عاشق خودی که از جنس اهل بیت است، عاشق خودی که از جنس خداست، اگر این شخصیت آسمانی و بهشتی خودت را دوست داشته باشی، عاشق این شخصیت بهشتیت و بالاتر از بهشتی بشوی@با این شخصیت در دنیا زندگی بکنی، با این شخصیت شوهر بکن، با این شخصیت زن بگیر، با این شخصیت انتخاب رشته بکن، با این شخصیت دوست انتخاب بکن، با این شخصیت کار اقتصادی، تجاری، اجتماعی، سیاسی انجام بده.@بعد می‌بینی که در همه صحنه‌ها، آدم خوب است، شاد است، آرام است، با برکت است، به محض اینکه شما شخصیت اصلیت را گم بکنی دیگر بی‌شخصیت می‌شوی، دیگر دائماً آسیب می‌بینی، چون شخصیت حقیقی نداری، شخصیتت به چیزهایی هست که وابسته به تو نیست بیرون است یعنی انسان گدای ذاتی می‌شود.@فقط انسان زمانی غنای روحی و غنای حقیقی پیدا می‌کند، که شخصیت انسانی داشته باشد، و عاشق شخصیت خودش می‌شود.@دو قاعده هم حضرت می‌گوید، می‌گوید اگر می‌خواهی محبوب مردم باشی، بقیه تو را دوست داشته باشند، اگر آدمها ما را دوست داشت باشند چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر کسی محبوب شد چه اتفاقی می‌افتد؟ حداقلش این هست که این آدم وابسته به هیچ شخصیت دیگری نیست.@چون این شوهرش هست بمیرد، زنش بمیرد، پدرش بمیرد، این اینقدر عاشق دارد همیشه سرپا است، اینقدر آدمها دوستش دارند، هیچ وقت تنها نیست، ممکن است پدرش، مادرش بدجنس باشند، خواهر و برادرانش بدجنس باشند، کمکش نکنند تنهایش بگذارند، ولی این آدم چون خودش شخصیت دارد دوست‌داشتنی است.@کسانی که اصلاً در حدیث هم داریم آدمهای غریبه می‌آیند جای همه کس را برایش پر می‌کنند، چون دوست‌داشتنی است، حالا حضرت می‌گوید اگر می‌خواهی مردم تو را دوست داشته باشند، مردم دو گروه را بیشتر دوست دارند.@می‌گوید اگر اولی می‌توانید باشید خیلی خوب است، نمی‌توانید دومی باشید، این را بدان گرامی‌ترین مردم نزد آن «وَ اِعْلَمْ أَنَّ أَكْرَمَ اَلنَّاسِ عَلَى اَلنَّاسِ مَنْ كَانَ خَيْرُهُ عَلَيْهِمْ فَائِضاً» خیرتان فیض برساند، سرریز به آدمها بشود، به آدمها خوبی بکنید، تا می‌توانید به اطرافیانتان محبت کنید.@پیامبر فرمود «خَيرُكُم خَيرُكُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَيرُكُم لأَهلى» بهترین شما کسی است که برای اطرافیانش بهترین باشد، برای زنش، شوهرش، فرزندش، خیر برسانید، معامله نکنید، که این، این کار را کرد من هم این کار را بکنم، این روز تولد من برای من هیچی نگرفت من هم نگیرم، این اشتباه است، این خودشیفتگی است، این حیوانی است.@نگرفت که نگرفت تو از محبت سرریز باش، بگذار وقتی می‌گویند، بهترین، مهربانترین آدم فامیل کیست، بگویند تو، تو را معرفی کنند، بگویند مهربانترین، دل‌پاک‌ترین آدم کیست، آدم باید در اینها مسابقه بگذارد، با بقیه هم خودت را مقایسه نکن، کاری هم با بقیه نداشته باش، تا می‌توانی پای دیگران بریز.@دائم نگو خودم، خودم، بگو الان من می‌توانم با یک چیزی 70% سر کنم، 30% را می‌توانم به یکی دیگر بدهم، یک عشق پای کسی بریزم با 30% پس بهتر است همین کار را بکنم، نه اینکه 100% را خودت مصرف بکنی و آن موقع که می‌خواهی پای دیگران عشق بریزی دستت بسته باشد و هیچی نداشته باشی.@راوی می‌گوید من دیدم امام صادق یک لقمه خودش خورد، یک لقمه به سگی که مقابلش بود می‌داد، گفتم آقا شما غذایتان را که همه را به این سگ دادید، گفت یک شخصیت جلوی من نشسته، یک شخصیت است مثل انسانهای دیگر، یک سگ است از نظر فقهی هم می‌گوییم نجس است، ولی می‌گوییم یک شخصیت است.@یک گربه است یک شخصیت است، یک درخت است یک شخصیت است، خیرت به گلدان خانه‌ات برسد، خیرت به درخت درب منزلت برسد، خیرت به حیوانات محله‌تان برسد، خیرت به آدمهای اطرافت برسد، تا می‌توانی خیر برسان، ولی خیری برسان که در نقطه مقابل طمعی نداشته باشی.@«وَ كَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِياً» نسبت به آنها بی‌نیاز باشید، «مُتَعَفِّفاً» درخواستی از آنها نکنید، به آنها بدهی اما چیزی از آنها درخواست نکنید، طمعی نسبت به آنها نداشته باشی، چیزی از آنها نگیری، خواسته‌هایت به آنها نگویی.@این محبوب‌ترین آدم نزد مردم است، بعضی‌ها می‌گویند نه ما خودمان هم نیاز داریم هر چقدر شخصیت شما قویتر می‌شود، غنا و بی‌نیازی در شخصیت شما بیشتر می‌شود، بی‌نیازی‌های جنسی، بی‌نیازی‌های عاطفی، بی‌نیازی‌هایی که دیگران تحویلتان می‌گیرند به شما محل نمی‌گذارند.@همه جور بی‌نیازی، بی‌نیازی‌های اقتصادیتان بیشتر می‌شود، مناعتتان بیشتر می‌شود، حتی غذا خوردنش هم با غنا است، آدم دَلِه نیست، شهوت شکم به او غلبه ندارد، یعنی این با یک نان و پنیری، نان و خرمایی، با یک نان ساده‌ای کافیش هست سرپا است، بی‌شخصیت نیست که شکمش به او غلبه داشته باشد، من حتماً باید این غذاها را بخورم، وابسته بشود اسیر بشود.@حضرت می‌فرماید پس از این آدم، بعد از این آدم گرامی‌ترین نزد مردم کسی است که از آنها درخواست نکند مثل نفر اول، اگر چه بدانها نیازمند باشد، یک موقع هست من نیاز دارم و درخواست نمی‌کنم، یک موقع نیاز ندارم، می‌گوید اگر مردم در شما بی‌نیازی ببینند، اما خیر از شما بگیرند عاشقتان می‌شوند.@بعد از این مردم عاشق کسانی می‌شوند با اینکه نیاز دارند درخواستی نمی‌کنند، طمع و توقع از کسی ندارند، حالا یک قاعده در جامعه‌شناسی و روانشناسی حضرت می‌گوید، اینها را دیگر شما نمی‌توانید در هیچ دانشگاهی به دست بیاورید، انسان کامل نشسته روی نوک خلقت می‌خواهد راجع به کل کره زمین به تو فرمول بدهد.@«فَإِنَّما أهلُ الدُّنيا يَعشَقونَ الأَموالَ» کلمه عشق را به کار برده، ائمه معمولاً کلمه عشق را به کار نمی‌برند، مردم عاشق اموالشان هستند، اموال که می‌گویم نه فقط مال تجاری، بلکه این چهار تا، «فَمَن لَم يُزاحِمهُم فيما يَعشَقونَهُ كَرُمَ عَلَيهِم» هر کس مزاحم مال مردم، مزاحم معشوقهای مردم نشود، طمعی نداشته باشد، دائم درخواستی نخواهد بکند، چیزی از آنها نخواهد بگیرد در مقابل مردم خیلی بزرگ می‌شود، از خود طرف هم بزرگتر می‌شود.@طرف اصلاً تحت تأثیر شخصیت این قرار می‌گیرد، می‌گوید هر کس به من نزدیک می‌شود، چیزی از من می‌خواهد، همه من را به شکل اسکنناس می‌بینند، همین مشکلی که نفر اول داشت همین شخصی که امام نصیحتش می‌کند همین را می‌گوید، همه می‌خواهند آویزان من بشوند.@می‌گوید در داشته‌های مردم مزاحم مردم نشوید، از داشته‌های مردم بی‌نیاز باش، به آنچه خودت داری قانع باش، طمع نداشته باش، با کسی مسابقه نگذار، احساس حقارت از داشتن دیگران به تو دست ندهد، کوچکت نکند، چون شخصیتت به این چیزها نیست، اگر احساس حقارت کردی پس حقارت حقت هست (خلایق هر چه لایق) حقارت حقت هست، شخصیت داشته باش، داشتن آنها اصلاً تو را کوچک نمی‌کند.@یکی از اولیاء خدا، خدا رحمتشان بکند، من یک مدتی 10 ـ 15 سالی با ایشان مأنوس بودم، می‌گفت ما هر وقت از کلاس علامه طباطبایی بیرون می‌آمدیم، چشممان می‌خورد به یک آدم ثروتمند به جای اینکه به او حسادت بکنیم دلمان برایش می‌سوخت می‌گوییم این بنده خدا چه گرفتاری دارد چقدر اسیر است، خدا نجاتش بدهد، به کسی حسادت نمی‌کردیم.@می‌گوید مزاحم دارایی‌های مردم نشوید، طمع نداشته باشید، آویزان نشوید، نخواهید چیزی از بقیه بگیرید «كَرُمَ عَلَيهِم» این آدم خیلی پیش آدمهای اینطوری بزرگ می‌شود، «وَ مَنْ لَمْ يَزاحِمهُمْ فيها وَ مَكَّنَهُمْ مِنْ بَعضِها كانَ أعَزَّ عَلَيهِم وَ أكرَمَ» حضرت اینجا یک لطیفه گفته است.@می‌گوید طمع نکنید، مزاحمشان نشوید، پیش آنها عزیز هستید، اگر مزاحمشان نشوید یک چیزی هم به آنها بدهید عزیزتر می‌شوید، می‌گوید ای بابا این بنده خدا یک دهم ما حقوق می‌گیرد ولی نگاه کند تا حالا چهار تا هدیه برای ما خریده، هر وقت غذا درست می‌کند، یک پرس در خانه ما می‌دهد، یک موقعهایی یک شاخه گُل به ما می‌دهد.@رفته مشهد یک عطر برای ما خریده، یک تسبیح به ما می‌دهد، می‌گوید من مثل این نیستم، تجربه هم ثابت کرده آنهایی که دارایی بیشتری دارند، دلبستگی و خساست‌شان هم بیشتر است، مگر اینکه این بخششان فعال باشد، یعنی شخصیت‌شان حاکم بر مال باشد، حالا این راحت می‌تواند در راه انسانها و معشوق‌های اصلی خودش بذل و بخشش بکند و تجربه اینطوری ثابت کرده است.@یک کسی که منِش قوی است، شخص حقوق زیادی ندارد، یک کارمند ساده است، این موقعی که می‌خواهد برای دینش خرج بکند می‌گوید این النگویم، گردنبندم، گوشواره‌ام، سکه‌ام، من یک موقع خانمها دیدم اصلاً خودم خجالت کشیدم، می‌گوید این حلقه ازدواجم هست برای امام زمان بگذارید.@ولی آنهایی که این شخصیت را ندارند اصلاً نمی‌توانند از این کارها بکنند، نمی‌تواند بگذرد، چند روز پیش یک خانمی آمد من اصلاً در مقابل این خانم خورد شدم، اینقدر بزرگ، این خانم دو تا بچه یتیم دارد، یعنی شوهرش فوت شده، با سختی این بچه‌ها را بزرگ کرده.@برای بچه‌ها هم به اندازه کافی چیز تهیه کرده، برای خودش هم از قِبَل کارها و تلاشش یک خانه رسیده گفت این خانه را می‌خواهم برای کارهای مهدوی و امام زمان بدهم گفتم نه خانم، بچه‌هایت می‌خواهند بزرگ بشوند، من دائم نصیحت می‌کردم که این کار را نکند.@این آدم چطوری از این می‌گذرد دو تا بچه یتیم دارد، که حالا اینها هم کلی آینده دارند، شما در خانه‌شان مبل نیست، یک فرش ساده است، خیلی از امکاناتی که در خانه ما هست در خانه آنها نیست، یک خانه کوچک نقلی است، ولی خوب می‌تواند بگذرد.@یک کسی هم هست پنج تا خانه دارد، ماشین دارد، آپارتمان دارد، باغ دارد، مغازه دارد، نمی‌تواند، چون شخصیت ندارد، اینها شخصیتش هستند، چون منش این است، نمی‌تواند از منش بکند، او که شخصیت دارد اینها منش نیستند راحت می‌تواند بکَند بگذارد، چون این منِ من نیست، می‌گوید این مال من است، اموال است این را می‌گذارم چون شخصیت دارد.@اگر یک کسی شخصیتش مدرک تحصیلیش شد، علمش را راحت در اختیار کسی قرار نمی‌دهد، اگر هم می‌خواهد علمش را در اختیار کسی قرار بدهد، می‌خواهد خدا تومن پول بگیرد، که عملش را در اختیار دیگران قرار بدهد.@در بخش طبیعی همینطور، با شوهرش معامله می‌کند، با زنش معامله می‌کند، نمی‌تواند بی‌دریغ برای خودش و خانواده همسرش باشد، یکسره چشم و هم‌چشمی و رقابت و مقایسه، از غذایش نمی‌تواند بگذرد، از مالش نمی‌تواند بگذرد چون منش اینها است وقتی احساس می‌کند می‌خواهد یک بخش از اینها را بکشد انگار دارد جانش را می‌گیری، دارد منش نصف می‌شود دارد تحقیر می‌شود، حقارت در محبت نسبت به دیگران دارد.@من بروم این را بغل کنم ببوسم، او باید دست من را ببوسد، او باید بیاید من را بغل بکند، کینه دارد اصلاً نمی‌تواند ببخشد، چون شخصیت ندارد ضعیف است، اگر کسی داشت به بقیه می‌دهد، پای بقیه می‌ریزد، و می‌داند اگر پای بقیه بریزد بزرگتر می‌شود، لذا حضرت این دو تا را هم اینجا به ما می‌فرماید.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

شکر خدا در مرحله اول حرکت جهانی مهدوی اربعین ما چهار تا کتاب طراحی کردیم برای حرکت جهانی، کتاب اولمان مصلح برگزیده است که بیرون آمد، این کتاب را خودتان با دقت بخوانید به هر کس هم می‌توانید هدیه بدهید، مشارکت هم بکنید.@چون این چهار تا کتاب کلاً خیریه تهیه شده یعنی درآمدهایش کلاً برای فرهنگ اربعین و امام حسین و امام زمان مصرف می‌شود، پولی در جیب کسی نمی‌رود، گذاشتیم هر کس هر چقدر درآمد داشته باشد برای راه امام حسین و امام زمان هزینه بشود.@بعضی از عزیزان آمدن یک چاپ خریدند پنج هزار تا، بعضی‌ها دو هزار تا، بعضی‌ها هزارتا، بعضی‌ها دو چاپ خریدند، بعضی‌ها چاپ‌های خارجیش را خریدند که توزیع بشود، هر کاری می‌توانید بکنید این کتاب را خوب بخوانید و تبلیغ بکنید که دیگران هم بخوانند که در روند جهانی حرکت مهدوی قرار بگیرند و آن مقامات و ارجهای بزرگ را انشاءالله ببرند.@بروشورها هم آمده بگیرید، و بروشورها هم همینطور هر چقدر می‌توانید در اختیار دیگران قرار بدهید، تکثیر بشود، اسم ما هم بود حذف بکنید، روی سایت گذاشتیم، هر کس خواست آنها را بگیرد، اسم ما را، مؤسسه ما را، اسم بنده را حذف بکند.@اسم خودتان را رویش بگذارید، ده تا، صدتا، هزار تا، ده هزار تا، اسم پایگاه خودتان را، سازمان خودتان، مؤسسه خودتان را رویش بزنید تکثیر بکنید، فقط دست مردم برسد، مهم این هست که دست مردم برسد، مردم اینها را بخوانند و آن روح حسینی و مهدوی را پیدا بکنند.@انشاءالله جلسه بعد هم یک بروشور کامل از چهار دسته فعالیت داریم که انشاءالله خدمت شما تقدیم خواهیم کرد، زودتر از آن هم در روی سایت می‌گذاریم، که انشاءالله به زودی شاید تا هفته آینده روی سایت هم کانال خود من، هم کانال اربعین می‌گذاریم که همه بدانند می‌توانند برای امام زمانشان و خانواده آسمانیشان مفید و مبارک باشند و به جای اینکه یک سرباز باشند، هر کدام از شما می‌توانید برای این لشکر یک سردار باشید.@