أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ما چون در ماه مبارک رمضان هستیم شایسته این بود که درباره این ماه و نحوه استفاده از این ماه و نحوه مهارتهای شرکت در این ضیافت و بهرهبرداری از این ضیافت برای شما عزیزان مطالبی را عرض بکنیم.@اما چون دورههای این مباحث تولیدشده است ما هم ماهی یک بار خدمت شما میرسیم بحث خودمان که بحث شادی هست خیلی عقب میماند.@برای همین من بحثهایی که مربوط به مهارتهای ماه مبارک هست که خیلی به شما کمک میکند حتی در شادی و آرامش به شما خیلی میتواند کمک بکند و توصیه میکنم حتماً اگر برنامه هم دارید برنامههای دیگرتان را فعلاً متوقف بکنید و روی این فقط سرمایهگذاری بکنید معرفی میکنم یادداشت بفرمایید و بعد بحث شادیمان را شروع میکنیم.@چهارتا مبحث هست که به همین ترتیبی که میگویم عزیزان کار بکنند حتماً سعی بکنید تا قبل از شبهای قدر تمام بشود یکی مراقبات ماه مبارک، یکی نقش انسان در تقدیرات شب قدر، یکی محبت بین خدا و انسان و یکی هم شرح دعاهای شبهای قدر.@این چهارتا مبحث خیلی میتواند کمک کند هم برای شادی و آرامش و هم برای اینکه بتوانید از این ماه خوب استفاده کنید.@لازمهاش این هست اگر یک کسی بخواهد از ظرفیت رحم زمانی ماه مبارک که نمیدانیم چقدر، قرآن میگوید بالاتر از هزار ماه استفاده بکند این هزار ماه یعنی یک عمر هزار ماهه در یک ماه آدم بدست بیاورد و ذخیره میشود برای نظام برزخی انسان.@نظام آخرتی انسان این را از دست ندهیم، برای همین اگر بخواهیم با این ماه مثل ماههای دیگر برخورد بکنیم در واقع ما یک فرصت بینهایت را از دست میدهیم یک فرصت ابدی را از دست میدهیم مسأله یک روز دو روز پنج سال ده سال نیست.@«خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» حالا چقدر خیر هم هست ما نمیدانیم چقدر بهتر است ولی خب بالأخره خود قرآن میگوید بهتر از هزار ماه هست بهتر از هشتاد سال هست.@بنابراین لازم است حتماً نوع برنامهریزیها در ماه مبارک به گونهای باشد که برنامه شما سبک باشد هر چه از برنامههای کاری، درسی، و برنامههای دیگر میتوانید تعطیل بکنید مهمانی و کارهای دیگر هر چه هست این ماه ماه زندگی عادی نیست ماه ضیافت است یک ماه ویژه است باید حتماً با آن ویژه برخورد بکنید.@و این ماه هم یک ماهی هست که غیب با ان در ارتباط هست یعنی تمام غیب از طریق این ماه با ما ارتباط برقرار میکند آسمان از طریق ملائکه الله و غیب و خانواده آسمانیمان و خداوند تبارک و تعالی تمامشان از کانال وجودی این ماه با ما برخورد میکنند.@نحوه برخوردشان هم به این شکل هست که هر چقدر این ماه برای شما خاصتر میشود و شما خاصتر میشوید برای این ماه، ویژهتر و محترمتر و خاصتر با این ماه برخورد میکنید آنها هم با تو خاصتر میشوند و ویژهتر برخورد میکنند.@اما اگر نه حرمت ماه را نگه نداریم و همینطوری بخواهیم یک زندگی معمولی مثل ماههای دیگر در این ماه داشته باشیم یعنی خیلی برنامهای برای بهرهبرداری از این ضیافت نداریم.@مثل یک کسی هست که مثلاً میخواهد مهمانی و عروسی برود قطعاً چند روز جلوتر خودش را آماده میکند لباس خاص سفارش میدهد آرایشگاهی میرود استحمامی میکند برنامهاش را تنظیم میکند که میخواهد در چند ساعت ضیافت باشد.@و یک کسی که نه همانطوری با لباس کارش از محل کار میرود در ضیافت شرکت میکند یعنی برنامه خاصی برای این ضیافت این بنده خدا ندارد همانطوری ژولیده میرود در آن مراسم مینشیند و حالا کسی میخواهد خوشش بیاید یا خوشش نیاید.@اصلاً برایش مهم نیست میگوید من آمدم اینجا رفع تکلیف کنم بنشینم چون دعوت شدم، نروم خوب نیست حالا باید بروم ولی اصلاً برای این ضیافت آماده نیست.@برای ماه مبارک اگر ویژه نباشی ویژه به تو رسیدگی نمیشود و ما اصلاً از ظرفیت بینهایت شب قدر نمیتوانیم استفاده کنیم. شما به میزانی که به آن جدی فکر میکنی و جدی میشوی و جدی نگاه میکنی جدی دیده میشوی و به تو عنایت میشود این را فراموش نکنید. پس این چهارتا مبحث را حتماً قبل از شبهای قدر کار بکنید که من دیگر امروز راجع به ماه مبارک صحبت نکنم.@یک فرمول خیلی قدرتمندی را در مورد شادی از امام زینالعابدین (علیه السّلام) شروع کردیم که مقدمهاش بود که حضرت در توصیهای که به این صحابی خودش میکند اولین توصیهای که میکند میگوید زبانت را نگه دار، خیلی مهم است بحث ارتباط زبانی؛ بعد حضرت یک قاعدهای میگوید که این قاعده خیلی مهم است.@ حضرت میگوید زبانت را نگه دار تا برادرانت را از آنِ خودت بکنی یعنی بحث زبان خیلی مهم هست فوقالعاده مهم هست در مسأله زندگی ما. عربیاش این هست: «احفَظْ علَيكَ لسانَكَ تَمْلِكْ بهِ إخوانَكَ» زبانت را یکطوری نگه دار که بتوانی مالک بشوی نسبت به دیگران. بحث مالکیت خیلی مهم است.@در بحث ارتباطات و شیفتگیهای بین انسان اولین جایی که در ارتباطات درگیر میشود برخلاف تصور دیگران چشم نیست بلکه گوش است. اساساً ساختار شخصیتی با گوش ساخته میشود.@
بنابراین گاهی وقتها افرادی هستند که موقعیتها و شرائطشان نسبت به دیگران خیلی ضعیفتر هست در ارتباطی که میخواهند با دیگران با همسر یا جنس مخالف برای ازدواج یا مثلاً با خانواده همسر یا با مشتری یا با چیزهای دیگر برقرار کنند. اما یک مهارتشان جای همه ضعفهایشان را پر میکند و آن ارتباط کلامی است.@یک کاسب یک راننده تاکسی؛ من یادم هست یک موقع یک آدم خیلی بزرگی به من میگفت هر وقت خواستی جایی بروی بگو من یک راننده خوبی دارم برایت بفرستم بیاید و با آن بروی. مثل رانندههای دیگر پول میگیرد هیچ فرقی نکرد. بعد فکر کردم که حالا این چرا این آدم این را انتخاب کرده؟@بعد که سوار ماشین این راننده شدم دیدم که این آقا آنقدر خوشزبان و خوشاستقبال و خوشادب است که آدم لذت میبرد با این اصلاً همسفر باشد این خیلی مهم است.@یعنی آدمها از طریق گوش به شدت اشباع و ارضا میشوند؛ لذا قرآن هم میفرماید که هر وقت میخواهید با هم حرف بزنید به همه بندگانم بگو که «قُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» به بندگانم بگو هر وقت میخواهند با هم حرف بزنند زیباترین و قشنگترین کلمات را انتخاب کنند.@کلمات ضعیف یا متوسط و حتی خوب نه، بلکه چی؟ بهترین کلمات را انتخاب بکنند این در این قضیه خیلی مهم است. و خب گاهی وقتها انتخاب این نوع کلمات و بکارگیری این نوع کلمات برای آدمهای تنبل و خودشیفته و خودخواه کار سختی است و اصلاً نمیتواند این کلمات را به کار ببرد در مقابل حتی همسرش، پدر و مادر و بچه خودش هم نمیتواند این کلمات را خوب به کار ببرد.@این برای درگیریهایی هست که حالا میرسیم پایینتر توضیح میدهم که یک آدم با خودش دارد شیفتگیهایی که یک نفر با خودش پیدا میکند درگیریهایی هست که یک نفر با خودش دارد این درگیری با منهای دروغینش باعث میشود که نتواند که آنطور که لازم است و باید در ارتباط کلامی با طرف مقابلش قشنگ و خوب عمل کند. لذا مشکلاتی دارد.@شما اگر بروید 99% طلاقها را نگاه کنید میبینید که مربوط به ارتباط کلامی هست یعنی حالا میگویند عامل .... نه، اینها بهانههایی هست اما نهایتاً این بهانهها در کلام میآید. ولی وقتی که کلام درست بشود حتی سختترین طوفانها هم نمیتواند یک رابطه را خراب کند.@استثناء دارد آن استثناء هم که ما همیشه خودمان گفتیم 5% استثناء است ولی 95% این ویرانیهایی که انسانها در ارتباطشان با دیگران دارند این فاجعهای که الان ما در کشور خودمان داریم که از پنج ازدواج چهارتا شکست میخورد برای این هست که واقعاً طرف نمیداند که ارتباط کلامیشان بسیار ضعیف است نمیدانند باید با هم چطوری حرف بزنند و چه کلماتی را به کار ببرند.@همین ندانستن اینکه با هم باید چه حرفهایی را بزنند و چه کلماتی را به کار بگیرند یک چیز را بهانه میشود مثلاً گم شدن و سوختن و شکسته شدن یک چیز، مادر من و مادر تو اینطوری، سر یک مهمانی فاجعه میشود و الا اگر کلمات درست انتخاب بشوند خیلی از حوادث طوفانها هم نمیتواند این رابطه را خراب کند.@لذا حضرت وقتی این شخص پیش حضرت میآید و میگوید من خیلی از دست زمانه شاکی هستم همه میخواهند علیه من کار کنند به من حسادت میکنند و بد من را میخواهند و شاکی است از رفتارهایی که دیگران با او دارند حضرت میگوید اگر تو میخواهی همه چیز را درست کنی زبانت را درست کن این خیلی مهم است.@ما خیلی وقتها دیدیم آدمهایی هستند که پدر و مادر هستند حق دارند حرفشان را هم درست است ولی چون بلد نیستند این حرفها را چطوری به فرزندشان بزنند فرزندشان از آنها متنفر میشود.@گاهی وقتها همسر میخواهد همسر خودش را متحول بکند از بدیها نجاتش بدهد ولی چون بلد نیست با او حرف بزند آن اتفاقات نمیافتد ولی وقتی که همسر یاد بگیرد که چه کلماتی را به کار بگیرد و چه حرفهایی را بزند معجزه درست میشود.@بنابراین حالا اینها را در بحث غم و شادی اینها را توضیح دادم. این آقا تا به او گفتند که مواظب زبانت باش که با بقیه حرف بزنی مثل خیلی از ما.@اگر یک کسی الان به ما ابتدا به ساکن پیش یک امام معصوم یا یک استادی برویم و بگویی من مشکلات زندگی زیاد دارم روابطم با دیگران خیلی جالب نیست دیگران بدم را میخواهند من خوب دیگران را میخواهم. وقتی این را میگویی به تو چه بگوید؟ با مردم درست حرف بزن زبانت را کنترل کن.@ما چه میگوییم اگر کسی این حرف را به ما بزند؟ میگوییم من مثل آدم و خوب حرف میزنم مشکلی ندارم زبانم خوب است ما غالباً این را در نظر میگیریم که من خوب هستم.@ولی واقعاً رسیدن به یک مهارت کلامی کار میبرد یعنی خیلی کار میبرد که انسان برسد به یک مهارت کلامی و یک ادب ارتباط با دیگران واقعاً کار راحتی نیست باید انسان تمرین بکند مثل هر کار دیگری، مثل هر مهارت دیگری مهارت میخواهد یک سلسله کلمات مطلقاً نباید به کار برده بشود.@مثلاً در بین زن و شوهر یک سلسله کلمات متأسفانه الان خیلی هم شایع است این کلمات کلاً باید از ادبیات روابط زناشویی، ادبیات خانودگی، ادبیات شغلی، ادبیات اقتصادی یا ادبیات سیاسی، یا ادبیات اجتماعی فرق نمیکند حذف بشود.@حالا یک مثال میزنم صنفی، شما الان بروید کنار یک دکه روزنامهفروشی بایستید ده دقیقه تیترهای روزنامههای ورزشی را بخوانید ببینید چه جهنمی است.@حتی شما رادیو را هم که گوش میکنید، رادیو خب بالأخره عفت کلام دارند رعایت میکنند، نگاه میکنی میبینی باز نمیتوانی تحمل بکنی، میبینی چه جهنمی بین تیمها و ورزشکاران و مربیان و بازیکنان هست اصلاً آدم سرسام میگیرد چون ادبیات ندارند به هیچ وجه مهارتهای کلامی وجود ندارد و خیلی سخت هست و با این جنگ و دعوایی که شما میبینید به وجود میآید.@لذا حضرت دارد خیلی خاص و ویژه میگوید که زبانت را نگه دار «احفَظْ علَيكَ لسانَكَ» (علیک) که میگوید یعنی چی؟ یعنی سختت است آدم وقتی میخواهد زبانش را نگه دارد انگار باید پا روی خودش بگذارد.@وقتی که میخواهد یک کلماتی را به کار نبرد و به جایش کلمات دیگری را به کار ببرد باید پا روی خودش بگذارد و اینجا احساس میکند که خوب نیست نادیده گرفته میشود و له میشود و تحقیر میشود شاید کوچک بشود ولی اشتباه میکند این درست نقطه اشتباهی هست که اکثر ما میکنیم.@یعنی میگوییم که اگر من بخواهم اینجا مثلاً در مقابل بچهام، همسرم این کلمات را به کار ببرم ممکن است کوچک بشوم و ممکن است سوءاستفاده بکند در حالی که کاملاً اشتباه هست.@و حالا حضرت پایین توضیح میدهد میگوید چون شما وقتی که به میزانی که منِ تو در مقابل دیگران حفظ میکنی از شادی دور میشوی به میزانی که در کلامت من داری و حضور با منیت داری حذف میشوی این خیلی مهم است حتی در ارتباط با خدا.@شیطان را نگاه کنید وقتی که منیتش را حفظ کرد رجیم و حذف شد این مهم است. حالا حضرت یک راهکارهایی میدهد که اینها خیلی مهم است به آن توجه کنید. این شخص به حضرت گفت که من زبانم خوب است و مشکلی ندارم.@حضرت فرمود: «هَيهاتَ ، إيّاكَ أن تُعجَبَ مِن نَفسِكَ بِذلِكَ» حضرت میگوید هیهات، هیهات یعنی نه دور است دور است، یعنی آن که من میگویم با آن که تو میگویی فاصله دارد. بعد حضرت به او تذکر میدهد میفرماید که مبادا برای این کار گرفتار خودشیفتگی بشوی یعنی فکر کنی که من خیلی عالی و بیست هستم برای طرفین.@«إيّاكَ أن تُعجَبَ مِن نَفسِكَ بِذلِكَ، و إيّاكَ أن تَتَكَلَّمَ بِما يَسبِقُ إلَى القُلوبِ إنكارُهُ و إن كانَ عِندَكَ اعتِذارُهُ» میگوید که اول از این نوع کلماتی که انتخاب میکنید یکطوری باشد که شخصی که میخواهد بشنود بدش نیاید انکار نکند که بعداً هم حتی اگر عذر بتراشی و بخواهی توجیهاش بکنی باز به راحتی به آن حالت اولیه برنمیگردد.@لذا نوع کلماتت را از اول یکطوری انتخاب کن که دیگران چندششان نشود و اذیت نشوند و انکارش نکنند قلب ردش نکند و اینطوری صحبت نکن که بعد بخواهی حالا برای توضیحش دائم توجیه بکنی.@بعضیها زبانشان خیلی آزاد و باز است و به قول خودشان میگویند ما با بقیه ندار هستیم و خیلی راحت ساده صحبت میکنیم؛ ولی این خوب نیست اینکه بگویی من ندارم قشنگ نیست چون یک چیزی را میگویی و در شوخی هزارتا نیش و سرزنش و تحقیر و گرفتاری دارد.@و در روایت هم داریم «بذر العداوه المزاح» تخم دشمنی از شوخی شروع میشود؛ شوخی جدی نیست ولی در آن بالأخره درصدی از نیشها و سمّها را دارد.@مگر اینکه جاهایی واقعاً فضا یک فضایی هست که طرفین ظرفیت دارند ظرفیت همدیگر را خوب میشناسد و میدانند که اگر این کلمات را به کار ببرند طرف به دل نمیگیرد بلکه شاد میشوند و میگویند و میخندند، نباید یکدفعه در این کلمات شوخی یکدفعه یک تکهای به همدیگر بگویید که تیزی داشته باشد شوخی است تیزی نباید داشته باشد این را خیلی توجه بکنید.@بعد حضرت میفرماید که یکطوری حرف نزنید که احساس غلط بودن و احساس نادرستیاش و احساس منفی زودتر به مغز طرف برسد احساسش را زودتر بکند تا درستی و خوب بودنش را، این خیلی مهم است.@پس دقت کنید وقتی که دارید صحبت میکنید باید در کلام شما آن که احساس درستی و قشنگی و صلاح هست زودتر پیامش به طرف مقابل برسد تا جهات منفی یک کلام. اگرچه بتوانی برای آن توجیه هم بکنی دیگر فایدهای ندارد.@بعد حضرت میفرماید اینطور نیست که تو فکر بکنی که «فَلَيسَ كُلُّ مَن تُسمِعُهُ نُكرا يُمكِنُكَ أن توسِعَهُ عُذرا» اینطور نیست که اگر یک حرف زشت یک حرف غلط یک حرف عجیب غریب یک حرف انکارشدنی بزنی بتوانی به همه مخاطبینت عذرت را هم برسانی تازه اگر برسانی معلوم نیست باور کنند یا باور نکنند.@از اول همین مسیر را نرو یک چیزی نگو که حالا بعداً مجبوری که دنبال آن بدوی بخواهی این را توضیح بدهی و توحیه کنی که من منظورم این نبود منظورم شوخی بود و قصدی نداشتم اینها نه.@البته این برای اینکه ما به این مهارت برسیم تمرین باید بکنیم قطعاً خطا داریم قطعاً بالا و پایین شدن داریم ولی حضرت میگوید این مسیر را باید طی کنید.@حالا حضرت یک خروجی میخواهد بدهد. خروجی خیلی مهم است. شما وقتی که میخواهید بیرون بروید با موقعی که در خانه هستید یکجور نیستید.@در خانه آدم خیلی آزاد است راحت است شاید هم مرتب نباشد به جایی برنخورد خودش است و خودش، ولی وقتی که میخواهد بیرون بیاید باید با یک ویترین بیرون بیاید.@یعنی بالأخره طرف مقابل میخواهد من را ببیند مردم میخواهند من را ببینند من باید با یک ویترینی بیرون بیایم که این ویترین پذیرفتنی باشد یعنی مقبول باشد بخواهند من را نگاه کنند از نظر ظاهری.@لذا آن همه آداب داریم در مورد خروج که مستحب است حتماً به آینه نگاه کنید لباستان مرتب باشد (تجمل لأخیک) به احترام دیگران حتماً تجمل داشته باشید عطر بزنید اینها آدابش است. این ویترین خروجی ظاهر ماست این در مورد ظاهر.@اما وقتی که میخواهید از نظر منش و شخصیت با دیگران ارتباط برقرار کنید حضرت میگوید و خوب دقت کنید این فرمولی که میدهد «مَن لَم يَكُن عَقلُهُ مِن أكمَلِ ما فيهِ كانَ هَلاكُهُ مِن أيسَرِ ما فيهِ» نکته خیلی جالب و دقیقی را دارد حضرت میگوید که ما باید در این جهت تلاش بکنیم.@میگوید هر کس که عقلش کاملترین خصوصیتش نباشد یعنی وقتی که یک نفر با شما برخورد میکند بگویی این دختر عاقلی است این دختر جاهل و احساساتی و مشنگی نیست این مرد و پسر عاقلی است بچه عاقلی است.@ما گاهی وقتها مثلاً یک بچه سه ساله یک بچه پنج ساله میبینید، میبینید که بچه است بچگیاش را میکند دوندگیاش را دارد و بازیهایش را میکند اما این بچه یک عقلانیت و شعور و منش و شخصیت از او ظهور میکند میگویی این بچه خوبی است که ما اصطلاحاً در فارسی چه میگوییم؟ میگوییم بچه مؤدبی است.@مؤدب است یعنی این وقتی نگاهش میکنی یک وزارت و سنگینی و شخصیتی در اوج شوخیهایش هم دارد در اوج شلوغیهایش هم این بچه یا آدم یک ادبی دارد.@این باید ویژگی مهم شخص باشد یعنی خروجی شخص وقتی که با تو برخورد میکنند نه به عنوان یک آدم حراف و مشنگ و شلوغ و افسرده و پژمرده و ندانمکار و گیج و گنگ.@وقتی یک کسی در نگاه اول با شما برخورد میکند و اینطور چیزها را میبیند نتیجه را نگاه کنید چقدر جالب است میفرماید که: هر کس که خردش کاملترین ویژگیاش نباشد نابودیاش آسانترین خصوصیتش است یعنی زودتر شکست میخورد و نابود میشود.@دو نفر با هم ازدواج میکنند یک نفر آنها خیلی معقول و مؤدب و متین است یک نفر نه خیلی شرّ و مشنگ و بیقاعده است در رفتارها و حرف زدن و کارهایش، بعد میبینید که بعد از یک مدت اینکه میگویند یک سوم طلاقهای ما سال اول است همین است درصد بالایی از آن در عقد صورت میگیرد.@برای اینکه خروجی که نشان میدهد به طرف مقابلش خروجی دلچسبی نیست. افسردگی و پژمردگی و زودرنجی و حسادت و مقایسه و چشم و همچشمی است. طرف وقتی میبیند حالش به هم میخورد. مثلاً طرف اگر هزار هزار درجه شما را دوست داشته باشد وقتی تو حسود باشی از تو متنفر میشود همینطوری بو بکشد.@دقت کنید بحث مذهبی نیست بحث معنوی نیست، نه همین که بفهمد تو آدم بدبین و خسیس و بدکلام و زودرنج و حساسی هستی و آدمی هستی که مقایسه میکنی یک آدم نقزن و غرزن و اینطور چیزها هستی عقلانیت به تو حاکم نیست.@حرفهای بیمنطق میزنی افکار بیمنطق داری وسواسی هستی وسواسی بیمنطقی است آدم وسواس فکر در او نیست تعقل ندارد وقتی یک کسی این را از نزدیک میبیند وقتی که با او آشنا میشود دیگر نمیتواند راحت با تو کنار بیاید.@دیگر هر کس باشد حتی پدر و مادر هم باشند عاجز میشوند و بچه را زودتر میخواهند یکطوری دکش کنند که برود میگویند زودتر زنش بدهیم راحت شویم یا شوهرش بدهیم راحت بشویم خودشان نمیتوانند تحمل کنند این بچه نامتوازن و نامناسب است.@چطور با قیافه و ظاهر نامتناسب کسی نمیتواند کنار بیاید شما خیلی آدم خوبی باشی همه چیز هم خوب ولی با یک ظاهر نامتوازن و ناموزون بیرون بروید به عقلت طرف شک میکند.@حالا بعضیها فکر میکنند که میگویند مد است، اما مد هم اینطوری نیست یعنی طرف بالأخره آن کسی که میگوید مد است بالأخره یک عقلانیت باید به این مد حاکم باشد.@ولی مثلاً شما نگاه کنید یک آدمی که الان مثلاً میرود، حالا اینجا هم من دیدم هست یک موقعهایی اول فکر میکردم که مثلاً یک آدم آنقدر بیچاره و بدبخت است که مثلاً یک جایی در تلویزیون و ماهوارهای دیده که یک نفر شلوار لی سوراخ و پاره میپوشد.@بعد این هم گفته که من بروم شلوار لیام را بردارم با سنگ پا و سُمباته اینطوری کنم که شبیه او بشوم، بعد دیدم نه بازار عرضه میشود. یعنی این کسی که مینشیند این را به من میگوید که این مد است و خوب است یک کسی که این را میپذیرد که شلوار لی پاره و چاکدار این یک چیز خوب است زیباست.@یک کسی که بیاید برای من تصمیم بگیرد که چی زیبا است از آنطرف آب، از این به بعد این زیباست، از این به بعد همه شما موهایتان را تاج خروسی بزنید از این به بعد موهایتان را رنگ کنید نصفی سبز باشد نصفی قرمز باشد وقتی برای من تصمیم میگیرد معلوم است نامتوازن است معلوم است عقلانیتی بر این تصمیم و زیباییپسندی حاکم نیست.@موها را سیخ سیخ میکنند و کارهای عجقوجق بکنند کفشهای لنگه به لنگه و جورابهای لنگه به لنگه بپوشند کارهای اینطوری، مثلاً دستش را لاک میزند هر کدام را یک رنگ لاک میزند، یک رژی میزند که این رژ اصلاً هیچ زیبایی ندارد.@ولی چون آن طرف یک آدمهای ابله و احمق به بنبست رسیده و بیمحتوا دارد آن کار را میکند این هم میگوید حالا من هم این کار را بکنم. یعنی این اصلاً هیچ فکر نمیکند آن کسی که دارد برای تو تصمیم میگیرد و دارد به تو دیکته میکنم اصلاً چه کسی هست.@صدتا هزارتا یک تار موی خودت هم نمیشود ولی این اصلاً متوجه نیست میگوید این آقا یا خانم اینطوری ما هم همینطوری لباس بپوشیم از این به بعد مد اینطوری است که لباس بپوشیم مثلاً لاک و رژ بزنیم و اینطوری رفتار کنیم.@ولی هیچ نوع جذابیتی هم ندارد هیچ نوع عقلانیتی نیست. غذا خوردنها و مهمانیها و رفتارهای وحشیانه، قواعد و آدابی میریزند که همهاش وحشیانه است هیچ تعادلی ندارد.@حتی معصیت هم که میخواهند بکنند معصیتشان تعادل ندارد مثلاً میخواهد برقصد، یک موقع هست آدم رقص میکند یک رقص موزون میکند آدم میفهمد رقص است، ولی یک موقع نگاه میکنی میبینی نه رقص نیست این یک وحشیبازی و بیتعادلی است، اسمش را چه میشود گذاشت؟ ولی حالا اینطوری مد است یک شلختگی و بیبندوباری و بینظمی است.@حتی آدم یک کسی میخواهد معصیت هم بکند میبینی که معقول است اصلاً معصیت معقول نیست اما بالأخره یک ظواهری یک چیزهایی حفظ میشود یک عقلانیتی بر این دیوانگی حاکم است، میبینی که افسارگسیخته و زنجیری عمل میکند دیگر هیچی نیست.@بنابراین حضرت میفرماید که در برخورد با شما هر کس که بخواهد در هر رشتهای بخواهد باید این را بفهمد که یک عقلانیت و تدبیری حاکم باشد ظالمین هم آنهایی که تدبیر و عقلانیت دارند باز میبینید.@مثلاً در کشوری مثل آمریکا که ادعای ابرقدرتی و حاکمیت بر جهان دارد قدیمها رئیس جمهورهایی داشتند مثلاً حالا در این عربستان ما هم همینطور، یا پادشاهانی بودند این پادشاهان جنایت میکردند و ظلم داشتند اما در برخوردهای اجتماعی، سیاسی یک عقلانیتی بر آنها حاکم بود.@یک دلقکی مثل ترامپ الان آمده که هیچ قاعدهای را رعایت نمیکند، راحت حرف مفت میزند و راحت پرت و پلا میگوید اصلاً هیچ قاعده ندارد مردم میگویند این ننگ ریاست جمهوری برای ما هست ریاست جمهوری ما قبلاً یک کلاسی داشتند و یک چیزی را رعایت میکردند یک آدابی را رعایت میکردند این اصلاً هیچی را رعایت نمیکند.@میخواهم بگویم این عقلانیت و توازن بحث آدم مؤمن و غیرمؤمن ندارد بحث مذهبی نیست بحثی هست که اخلاقی است قاعده ریاضی است. لذا حضرت میگوید به دشمن عاقلت بیشتر اعتماد کن تا دوست احمق و جاهلت.@یک موقع هست آدم یک دوستی دارد نامتوازن است نمیشود به آن اعتماد بکنی به تو صدمه میزند ولی یک دشمنی داری که دشمنت عاقل است قاعدهمند است بالأخره یک اصولی بر اخلاق و کلام و رفتارش حاکم است با آن میشود کار کرد.@یک موقع شما میبینید کسی هست که ادعای مسلمانی و خدا و پیغمبر دارد ولی اگر بخواهی بروی با او یک قرارداد اقتصادی ببندی هزار جور کلاه سرت میگذارد هزار جور بلا سرت میآورد.@ولی نه با یک آدمی که اصلاً نه دین دارد آدمی هست لائیک است اصلاً اعتقادی ندارد ولی وقتی که با او قرارداد میبندی میبینی چقدر دیسیپلیم دارد و اصول را رعایت میکند و همه را منظم و دقیق و به وقت، میگوید به این بیشتر اعتماد داشته باش تا یک آدمی که رفیق تو است اما ناهنجار است در نگاه اولیه ویترینش ویترین عقلانیت و توازن و ادب نیست خیلی مهم است.@وقتی میگویی عقلانیت، عقل همه قشنگیهاست، نگوییم عقل یعنی چی، عقل یعنی زیباییها، مادر همه زیباییها چیست؟ عقل است. شما دو حدیث معروف را در کافی نگاه کنید کتاب عقل و جهل، میگوید خداوند عقل و جهل را آفرید به عقل لشکر داد به جهل هم لشکر داد برای عقل 70 لشکر میشمارد.@نظم لشکر عقل است ادب لشکر عقل است حرمت به حقوق دیگران لشکر عقل است قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کردن خوب رانندگی کردن لشکر عقل است.@به موقع یک جا رفتن و به موقع بلند شدن و آداب مهمانی و آداب حرف زدن و آداب کلامی آداب ارتباط با همسر و بچه و خانواده همسر عقلانیت است اینها همه لشکر عقل هستند.@حسادت و زودرنجی و توقع بیش از حد و خودشیفتگی و خودبرتربینی و خود را به دیگران ترجیح دادن و غذا بد خوردن و شکم بارگی و بینظمی و بیقاعدگی اینها همه از خصوصیات جهل است.@حالا حضرت این را دارد میگوید دارد زمینهسازی میکند برای یک بحث بزرگ در شادی این خیلی مهم هست. از اینجا حضرت در سرازیری خیلی قشنگ وارد میشود و یک فرمول خیلی زیبا میدهد اگر ما بخواهیم رعایتش بکنیم اول از این فرمول را من توضیح بدهم.@حضرت راهکارها و فرمولها را میدهد ولی معمولاً انسان وقتی که این فرمولها را میشنود میگوید خب چطوری این کار را انجام بدهم جانش را ندارم این کار را انجام بدهم و سختم است؟ ولی انسان به هر میزانی که وارد میشود آرامش و شادی و لذت و احساس سعادت و انبساط و حال خوش همینطوری سراغش میآید ولو مشلات زیادی داشته باشد.@یعنی یک موقع میبینی یک آدمی که اینها را رعایت میکند صدتا مشکل دارد خوش است مثل زینب کبری در آن مصائب میگوید (ما رأیت إلا جمیلا) یک کسی هم الان خانه و همسر دارد وضع مالیشان خوب است تحصیلات و شغل خوب است اما همه پژمرده و افسرده و داغون هستند.@این قاعده که الان در سطح جهان و در کشور ما طلاقها و بیش از 90% خودکشیها برای تحصیل کردهها هستند برای چیست؟ اینکه بیشتر طلاقها و دعواها و درگیریها برای طبقات تحصیل کرده یا مرفه هست.@همین یک حرف بیربطی بود که من چند سال هم در تلویزیون و هم در رسانهها با آن مقابله کردم گفتم نه اینطوری نیست شاید در 40 ـ 50 تا برنامه تلویزیونی گفتم که این را نگویید که فقر عامل طلاق است و مشکلات اقتصادی عامل طلاق است.@الان دیگر بعد از این همه سال میگویند بله، آمدند جنوبیترین منطقه را در شهرری و شمالیترین منطقه را در تهران در نظر گرفتند مرفهترین جا را بعد میبینند که دقیقاً آمار طلاق بالا آنجایی که رفاه و تحصیلات بیشتری هست دقیقاً طلاقشان دو برابر منطقه محروم هست.@پس این قواعد قواعدی هست که تو در اوج سختیها و مشکلات و نداری و بیتحصیلی و گرفتاری باشی خوشبخت هستی به قول امروزیها خوش سعادت هستی ولی وقتی که همه خوبیها را هم داشته باشی به محض اینکه این قوانین را رعایت نکنی نمیتوانی از آن لذت ببری.@به قول حافظ (رحمه الله علیه) میگوید: (اسباب همه جمع داری و کاری نمیکنی) همه چیزهایی که این باید داشته باشد برای خوشبختی دارد ولی غمگین است و آدم افسردهای است.@میلیونها آدم دوست دارند جای این شخص باشند وقتی او را میبینند میگویند اَه خوش به حالش کاشکی من جای این بودم؛ ولی خود این اینطوری نیست خود این واقعاً خوشبخت نیست به قول امروزیها خوشسعادت نیست آرامش و شادی ندارد.@حالا دقت کنید چقدر قشنگ است حضرت میگوید اگر میخواهید از این فشارهایی که اول بحث هفته گذشته برای شما گفتم جلسه گذشته که شخصی آمده بود شکایت میکرد که من خیلی اندوه هستم.@و یکسره غصهها و غمها به من هجوم میآورد از کسانی که دوستشان دارم و به آنها اعتماد دارد خیانت میبینم از کسانی که کنارشان به آنها نزدیک میشوم همه از پشت به من خنجر میزنند و... چیزهای مختلف، حالا نگاه کنید حضرت چقدر قشنگ دارد جواب میدهد.@«أما عَلَيكَ أن تَجعَلَ المُسلِمينَ مِنكَ بِمَنزِلَةِ أهلِ بَيتِكَ» میگوید چه میشود تو به همه مردم به چشم خانواده خودت نگاه بکنی، ظاهرش خیلی ساده است ولی اگر کسی بخواهد.@یک آقایی چند وقت پیش آمده بود پیش من و میگفت خیلی روحیهام خراب است و چنین و چنان، گفتم این سه تا قاعده را رعایت کن اگر میخواهی خوب خوب بشوی و از زندگیات احساس لذت ببری این سه تا قاعدهای که حضرت فرمود، در برخورد با آدمها این سه تا قاعده را رعایت کن اکثر شما هم بلد هستید.@قاعده اول چیست؟ هو أنت، یعنی آن آدم خود تو هستی اینطوری به او نگاه کن جایتان را زود چکار کنید؟ عوض کنید؛ فروشنده هستی با مشتری عوض کن مشتری هستی با فروشنده عوض کن جایتان را عوض کنید این مهم است.@داری بیرون میآیی چشمت زود به یک رفتگر میخورد زود جایت را با طرف مقابل عوض کن، داری میآیی میخواهی خرید بکنی جای مشتری بگذار.@ببین این پسری که مثلاً الان 17 ـ 18 سالش هست به جای اعتیاد و کارهای زشت آمده کنار خیابان ایستاده در این آفتاب در این سرما کنار جاده منتظر است که تو از او یک گُل بخری یک بسته توت بخری یک میوه بخری خودت را جای او بگذار، ببین اگر تو فروشنده بودی دوست داشتی مشتری چطوری با تو برخورد و رفتار کند.@دوست داشتی اگر تو فروشنده بودی او چطوری با تو رفتار کند، از تو چه بخرد، چقدر بخرد، چطوری بخرد؟ گاهی وقتها ما مثلاً میرویم در این اوضاع، قبول دارم که خیلی از این فروشندهها سوءاستفاده میکنند این سر جای خودش.@ولی خیلی وقتها هست اینطوری نیست مثل اینکه یک فرهنگ شده که من باید حتماً تخفیف بگیرم تخفیف زیاد، ممکن است طرف این تخفیف را هم بدهد واقعاً ضرر کند اما میگوید بالأخره یک چیزی میفروشم امشب یک چیزی بفروشم.@ولی خب خیلی وقتها تخفیف گرفتن ظالمانه است، میخواهی تخفیف هم بگیری برای همین میگویند خیلی چانه نزدنید خوب نیست کراهت دارد. خیر و برکتش برایت میآید خیر و برکت بیشتر از این برایت میآید.@یک جایی هست نه اصلاً کلاً اینطوری هست. من رفتم یکی از این کشورها این مسئول فرهنگی آنجا به من گفت که نمیخواهید بازار بروید یک چیزی بخرید؟ گفتم حالا برویم، شاید قضیه برای ده سال پیش است الان که ما کلاً اگر بخواهیم چیزی بخریم از داخل مملکت خودمان میخریم کالای ایرانی و هر چه بخواهیم سوغاتی هم بخواهیم از همین جا میخریم 10 ـ 15 سال پیش.@بعد به من گفت بازار رفتی هر چه گفتند هر قیمتی دادند اول نصفش کن یعنی 50%، از 50% شروع کن به پایین چانه بزن، واقعاً اینطوری است؟ گفت بله، یعنی اگر به شما 40 تا گفت، از 20 تا شروع کن پایین بیا، چطوری است؟@ من که حالا خیلی هم رویم نمیشد این کار را بکنم ولی با یکی از این دوستان رفته بودیم یکذره زباندار بودند مثلاً میگفت 40 تا، این یکدفعه اینطوری میکرد و میگفت نه 15 تا، بعد آن طرف خیلی برایش سخت بود یکدفعه 25 تا انداختی، اول تعجب میکرد یکذره که او یا ما عقبنشینی میکردیم دیگر میگفت باشد 15 تا.@بعد یک موقعهایی این میگفت نه 10 تا، وقتی عقبنشینی میکردیم طرف میگفت 12 تا بردار ببر یعنی بعد هم کلی خوشحال بود که کلی کلاه سر ما گذاشته 12 تا فروخته، اول گفته بود 40 تا بعد 12 تا که فروخته بود کلی کلاه سر ما گذاشته بود و مغازههای یگر برایش کف میزدنند که این توانسته 12 تا به ما این را بفروشد.@خب حالا یک جاهایی هست فرهنگ اینطوری است ولی حالا در مسلمانها یک مقدار این چیزها آدم باید به جمع و آدمش نگاه کند این بچه و خانم فروشنده که آمده اینجا نشسته مثلاً در یک فضایی با چه سختی نشسته بخواهد یک چیزی را بفروشد من یکذره ملاحظه بکنم حالا مثال دارم میزنم. پس هو أنت.@دومی هو رسول الله؛ هو رسول الله خیلی مهم است یعنی حواست باشد که تو هر محبتی به این بکنی پیغبر دریافت میکند به عشق پیغمبر و اهل بیت، هر چه به اینها بدهی سید است یا سید نیست، بچه مسلمان است بالأخره پیغمبر نسبت به بچهها و امتش واقعاً حس پدری دارد خیلی قویتر هم هست از حس پدرهای زمینی.@با او راه میآیم این حس خیلی قشنگ است با این آدم من کاری ندارم هر کس میخواهد باشد، مهم نیست چه کسی است اصلاً معشوق من چیه؟ یک کس دیگر است داستان معامله من با یک کس دیگری هست.@یک بنده خدایی همیشه سر مجنون را کلاه میگذاشت و میگفت که یک خبر از لیلی دارم یک پولی به من بده یک خبر به تو بدهم، او هم یک چیزی به این میداد و این هم یک چیزی میگفت.@بعد یکی میگفت این دروغ میگوید فقط میخواهد تو را تلکه کند، میگفت من دروغش برایم شیرین است خبر دروغش هم شیرین است اگر راست میگفت که جانم را به او میدادم، میدانم دروغ میگوید ولی همین که راجع به او با من حرف میزند یکذره دل من را با فضای لیلی عطرآگین میکند برای من خوب است.@حالا اصلاً با آدمها ما کاری نداریم، نگو لیاقت دارد یا ندارد. لذا امام حسین میفرماید که وقتی میخواهید به یک کسی محبت کنید دائم نگو این لیاقتش را دارد یا ندارد، یا وقتی میخواهی به او پول بدهی از کجا بدانم این شایسته است یا شایسته نیست.@حضرت میفرماید که یک آبرو گذاشته آمده، یعنی آنقدر خودش را خورد کرده که به تو بگوید؛ نگو ای حقهباز، ای شارلاتان، این دیگر خوب نیست. سیدالشهدا میفرماید که خدا با ما همینطوری رفتار میکند تو هم دائم نیایست بگو که این شایستگی دارد یا ندارد، محبت میخواهی بکنی محبتت را بکن.@اصلاً خود خروجی محبت و شبیه خدا شدن قشنگ است، میخواهد خوب باشد یا بد باشد، میخواهد طرف لایق باشد یا نباشد؛ این لایق نبودن غیر از سوءاستفاده کردن است. یک موقع هست شما این کار را میکنید طرف سوءاستفاده میکند این نه، ولی یک موقع هست نه میگوییم لایق است یا لایق نیست، باشد، این خیلی قشنگ است.@سومی میگوید هو الله؛ این خیلی مهم است این یعنی شما هر خروجی داشته باشید خروجی قشنگ و زیبا برای آدمها و حتی برای حیوانها خدا آن را میگیرد. برای گیاهان، برو درخت کنار در خانه را آب بده میگوید ثواب آب دادن به یک مؤمن را دارد.@مؤمن چقدر ثواب دارد؟ مؤمن فرمود «أعظم حرمة من الکعبه» حرمتش از کعبه بالاتر است؛ تو برو درخت کنار خانه را آب بده نازش کن گلی که در خانه هست بوس کن ناز کن واقعاً میبینی که خدا دریافت میکند اصلاً انگار خدا را داری میبوسی، برو این گل را ببوس به خدا خدا دریافت میکند، به اشیاء خانهتان.@پیغمبر همه اشیاءشان اسم داشت عصا و صندلی و الاغ و اسب اسم داشتند همه چیز اسم داشتند شخصیت داشتند. منبری که روی آن مینشست شخصیت داشت به همه شخصیت میداد به همه آن احترام را میگذاشت و شخصیت میداد خدا دریافت میکند.@اینکه مرحوم آیت الله بهجت (رحمه الله علیه) میفرماید که من اگر شبها برای شیعیان دعا نکنم برای چینیها که دین ندارند برای اینها دعا میکنم بفهمم که رحمانیت یعنی چی.@این سه قاعده بگویید: هو أنت، هو رسول الله و هو الله. خدا دریافت میکند. اینکه بچهات را بغل میکنی و میبوسی و نازش میکنی خدا این بوسهها را دریافت میکند. همسرت را همینطور، پدر همسرت و خانواده همسرت را، مردم و اجتماع را دوست داری به مردم اجتماع احترام میگذاری همه را دوست داری همه را دعا میکنی به آنها نگاه خوب و رحمت داری این خیلی مهم است.@حالا ببینید حضرت چقدر قشنگ میگوید: میفرماید که چه میشود که تو حالا همه را به این چشم نگاه کنی که مثل خانوادهات بدانی اینکه من یکدفعه بیایم یک حجم ارتباطی و یک حجم عاطفی زیادی را صرف یک نفر کنم.@چون با من ارتباط دارد باز پای چه کسی وسط است؟ پای خودم وسط است، چون دوست من است چون خانواده همسر من است چون طرف معامله من است، یعنی چی؟ باز من در واقع عاشق خودم هستم.@اگر آدم بتواند پای خودش را این وسط حذف کند همه ماجرا همین است که میخواهیم شروع کنیم در بحث شادی همین است، پای خودت را کنار بکش یعنی نگو این مادرم است میتوانم اینطوری به او نگاه کنم.@بیا یک بار تمرین کن به مادرزن و پدرزن و خانواده همسرت همینطوری عشق بورز، پای خودت را وسط نکش تازه باز هم همسرت هست پایش وسط منیت است، ولی یک کسی در بیرون هست یک فقیری و پیرزنی و کوری را دیدی بگو این مادر و پدر من است.@ما در اصطلاح و فرهنگ خودمان خیلی قشنگ و واقعاً اینها تحسین برانگیز است که ما مثلاً وقتی یک پیرمردی را بیرون میبینیم به او بگوییم پدر، پدر جان، مادر، این اصطلاحات را به کار میبریم اینها خیلی مقدس و مهم است.@ولی ببینیم این حس را میتوانیم پیدا بکنیم خودمان را جایش بگذاریم، میتوانیم به یک معتاد مثل عزیزترین کس خودت نگاه بکنی؟ دائم نگویی اَه اَه، بله اعتیاد دارد بالأخره الان گرفتار شده به هر دلیلی، این الان گرفتار است میتوانی به او یک نگاه درست بکنی یا نه؟@میتوانی به یک مجرم و زندانی و بچهات که یک اشکالاتی دارد به او چند بار گفتی این کار را نکن حالا کرده یا الان دچار یک فحشا و منکر و ظلم به نفسی شده میتوانی به او درست نگاه کنی یا نه یکدفعه دلت پر از کینه و عقده و نفرت و عصبانیت میشود؟@وقتی میگویی هو أنت جایتان را عوض کنید و بگویید که اگر من این کار را کرده بودم دوست داشتم بقیه چطوری رفتار کنند. آدم خودشیفته تا به او بگوییم که خب تو جایت را جای بقیه بگذار، میگوید نه من 30 سال از این غلطها نمیکنم مگر من از این کارها میکنم عقلم مگر کم است من یعنی از این کارها از من سر میزند!@تا گفتی من از این غلطها نمیکنم و از من بعید است میروی در نوبت این کار و نوبت تو هم میشود و این کار را میکنی شدیدتر و زشتتر و قبیحترش از تو حتماً سر میزند.@اگر کسی را سرزنش کردی منتظر باش یک چیزی وحشتناکتر از آن کسی که سرزنشش کردی در نوبت میروی این هست یعنی جزء سنت و قوانین ریاضی این عالم هست که این اتفاق میافتد. پس نگو یعنی چه من خودم را جای او بگذارم.@حالا این داستان دارد یک راهکارهایی دارد که ما بتوانیم این قضیه را کاملاً هموارتر کنیم چون وقت تمام شده انشاءالله میگذاریم برای جلسه بعد.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
آن چهارتا بحثی که گفتم یادتان نرود: 1 ـ مراقبات ماه مبارک، 2 ـ نقش انسان در تقدیرات شب قدر، 3 ـ محبت بین خدا و انسان، 4 ـ شرح دعاهای شبهای قدر؛ این چهارتا را حتماً تا قبل از شبهای قدر تمام بکنید یک وقت جدی برایش انشاءالله بگذارید.@