جلسه 001 - شادی
شماره جلسه
1
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
5
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - شادی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@موضوع بحثمان که شادی هست همانطور که مستحضر هستید ما کلاسمان که چند سال در سعادت‌آباد بود بحث غم را انجام می‌دادیم که 79 ساعت بحث غم و مبارزه با غم بود.@چون بحث شادی تقریباً دو برابر بحث غم هست از نظر محتوا، ما دیدیم که اگر بخواهیم بایستیم بحث سعادت‌آباد غم تمام بشود و بعد شادی را شروع کنیم فکر کنم بعد از ظهور امام زمان ا‌ن‌شاءالله می‌شود خیلی طول می‌کشد.@در دفتر کرج این را شروع کردیم در استان البرز مباحث خوبی را هم در استان البرز جلو رفتیم. تقریباً عوامل شادی را تمام کردیم یک مقدار عوامل عبادی و عوامل طبیعی و تغذیه‌ای‌اش مانده که مثل غم که ما بحث عوامل تغذیه‌ای را هم در غم داشتیم که چه چیزهایی ضد غم هست.@بنابراین این کلاس ادامه آن کلاس شادی هست ولی چون در استان البرز به خاطر کمبود وقت ما کلاس ما از هفته یکبار شد دو هفته یک بار و بعد شد ماهی یک بار و الان شده فصلی یک بار، یعنی وضعیت ما از نظر وقتی سخت شده. کلاس اینجا هم از اول هر هفته بود بعد دو هفته یک بار، و بعد ماهی یک بار و بعد هم چند ماهی تعطیل شد.@الان که شروع کردیم بنایمان این هست که ان‌شاءالله ماهی یک بار خدمت شما باشیم ان‌شاءالله استاد فرمودند که در سالن پایین که حدود 800 تا 1000 نفر ظرفیت هست ان‌شاءالله از جلسه بعد آنجا هست که ما شرمنده شما نشویم در فشار ان‌شاءالله آنجا برقرار می‌کنیم.@الان یک بحث آسیب‌شناسی در شادی داریم که ان‌شاءالله این را خدمت شما تقدیم می‌کنیم آن چیزهایی که مزاحم شادی ما می‌شود و خیلی هم مهم است. چون در آموزه‌های اسلامی قبل از اینکه شما یک بنایی را بخواهید بسازید اول باید آسیب‌شناسی بکنید.@شما نگاه کنید در بحث ازدواج ما همه مردم و جوانها فکر می‌کنند که مثلاً مسأله مهمشان ازدواج است، ازدواج می‌کنند از هر پنج ازدواج چهارتا شکست می‌خورد، یعنی بعد فکر می‌کند حالا چرا اینطور شده؛ مسأله این هست که ما می‌گوییم ازدواج و تشکیل خانواده 10% یک پیوند است 90% یک پیوند چیه؟ حفظ یک ازدواج است.@یعنی یک دختر و پسر یا یک خانم و آقا که بخواهند ازدواج کنند مهمتر از اینکه بخواهند به این فکر کنند که ازدواج کنند باید به این فکر کنند یک ازدواج چی داشته باشند؟ پایدار، به عوامل پایداری یک ازدواج فکر بکنند خود ازدواج آدم بالأخره 10% تلاشش را می‌کند به آن می‌رسد.@ولی بعدش نمی‌شود کنترلش کرد. در همه مسائل اینطوری هست یعنی تا ما آسیب‌شناسی و آفت‌شناسی نکنیم موفق نمی‌شویم.@در سلوک به سمت خداوند تبارک و تعالی قاعده‌ای که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به ما می‌دهد این هست که: «إِجْتنِابُ السَّيِّئاتِ أَوْلَي مِنِ اكْتِسابِ الْحَسَناتِ» اینکه انسان آفت نداشته باشد گناه نکند و از روی صراط نیافتد مهمتر از این هست که کار خیر انجام بدهد.@چون بعضیها هستند 10 سال 20 سال 30 سال کار خیر انجام می‌دهند بعد چون آسیب‌شناسی نمی‌کنند یکدفعه 40 سال کار خیرشان روی هوا می‌رود همه نابود می‌شود و سقوط می‌کنند این خیلی خطرناک است.@بنابراین ولی یک کسی وقتی آسیب‌شناسی می‌کند دیگر یک عمل کم هم داشته باشد نجات پیدا می‌کند خوشبخت است رستگار می‌شود این خوب است. در بحث شادی هم حالا ما عوامل شادی را آنطرف توضیح دادیم که ان‌شاءالله شما خودتان را به مباحثش می‌رسانید در اختیار شما قرار می‌دهیم.@اما مسأله مهم این هست که چه چیزهایی نمی‌گذارند ما شاد باشیم؟ چه چیزهایی مشکل اساسی شادی ما هستند؟ چندتا عامل هستند که من امروز یک فرمول خیلی خیلی مهم و کلی‌اش را خدمت شما عرض می‌کنم بعد فرمولهای جزئی‌تر برای جلسات بعد هست.@در مسأله شادی خب انسانها همه دوست دارند شاد باشند خوشبخت باشند آرامش داشته باشند. قرآن کریم هم علامت مؤمن را دو چیز می‌داند یکی شادی یکی آرامش می‌داند.@یعنی مؤمن درجاتش به این نیست که چقدر نماز و روزه دارد و حج و کربلا می‌رود اینها شاخص نیست، شاخص این هست که شخص می‌تواند در سایه آرامشش آدم شاد و آرامی باشد یا نه؟ اگر این بود معلوم است که ایمانش هم ایمان درستی هست و به هر حال حتماً ایمان حقیقی هست.@همه این را دوست دارند عاشق شادی و آرامش هستند. ما اگر بخواهیم به یک شادی ثابت و پایدار برسیم باید دست در ذات و وجود خودمان ببریم. شما نگاه کنید یک کسی که دغدغه‌های جمادی دارد، گفتیم انسان پنج بخش دارد، بخش چی؟ جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فرشته‌ای، فوق عقلی یا انسانی.@ما در همه این پنج بخش پنج نوع غم و پنج نوع شادی داریم، پنج نوع اضطراب داریم پنج نوع آرامش داریم، پنج نوع معشوق و محبوب و اله داریم، اینها را که قبلاً زیاد گفتم و همه شما بلد هستید.@مثلاً در دغدغه جمادی پول و اقتصاد می‌شود یک کسی که ترس و اضطراب یا غصه‌های اقتصادی دارد یعنی مثلاً غم نداشتن دارد غم کوچک بودن دارد، آرزوهای زیاد دارد، دوست دارد بازار هر چه دلش می‌خواهد بخرد، از فقر بدش می‌آید.@این برای اینکه بتواند به یک آرامش در بخش اقتصادی برسد چکار می‌کند که دیگر یکدفعه این نفسش سکون پیدا بکند؟ این نمی‌تواند با نداشتن این مسأله را به دست بیاورد این باید خودش را به یک راههایی وصل بکند از نظر اقتصادی که اطمینان داشته باشد که همیشه نیازهای اقتصادی‌اش تأمین است و روبروز هم بهتر می‌شود از این جهت آرامش پیدا می‌کند، یعنی دست از چی بردارد؟ دست از محدودیت بردارد و به چه برسد؟ به یک وسعت برسد.@شما در بخش گیاهی الان یک میلیارد نفر گرسنه هستند در همین یمن ما خدا لعنت کند دشمنان اسلام را، کاری کردند که هر چند دقیقه یک بچه از گرسنگی می‌میرد خیلی وحشتناک است یک بچه مسلمان در هر چند دقیقه می‌میرد و حدود همانطور که سازمان ملل گفت 8 میلیون نفر نمی‌دانند تا چند دقیقه دیگر غذا دارن یا ندارند، الان یکذره غذا گیرشان آمده نمی‌دانند ساعت بعد هم زنده می‌مانند یا نه، غذا گیرشان می‌آید یا نه.@ما ممکن است روزه بگیریم 17 ـ 18 ساعت، ولی می‌دانیم مغرب فراهم هست زیاد هم هست بیشتر از چند وعده هم می‌توانیم یک وعده بخوریم کسی مشکل غذایی ندارد همه خیالشان راحت است برای همین هم هیچ کس الان در ایران پیدا نمی‌شود که بگوید من الان اضطراب گرسنگی دارم هیچ جا گرسنه نمی‌ماند یک چیزی بالأخره گیرش می‌آید می‌خورد.@برای همین مردم در این جهت راحت هستند شکمم سیر است غذا می‌خورم اگر طرف فقیر هم باشد می‌تواند برود نانوایی بگوید آقا یک نان به من بدهید به او می‌دهند سیر می‌شود مشکلی ندارد. در بهشت زهرا می‌رود یک کیسه 20 کیلویی بردارد پر از شیرینی و میوه و آجیل و همه چیز می‌تواند پر کند با خودش خانه ببرد برای چند روز هم داشته باشد اینجا کسی مشکل از نظر خوراکی ندارد.@مردم ایران الان 40% بیش از ظرفیت مجاز دارند کالری دریافت می‌کنند یعنی بیش ار حد معمول هم دارند می‌خورند. پس چرا الان دغدغه گرسنگی نیست؟ چون الان غذا هست و همه می‌توانند خودشان به یک شاخصه‌ای وصل کنند سیر می‌شود هیچ مشکلی نیست.@در بخش حیوانی اضطراب شاید باشد بعضی وقتها افراد اعتماد به نفس ندارند نیاز جنسی دارند نیاز عاطفی دارند ممکن است به راحتی دسترسی نداشته باشند به یک کسی که این نیاز را تأمین بکند، خب ترس و غصه‌های اینطوری و حیوانی و جنسی سراغ آدم می‌آید.@ولی اگر یکطوری باشد که انسان اصلاً در این جهت مشکلی نداشته باشد یعنی برایش غصه هم می‌خورد یا نه؟ نمی‌خورد. در بخش عقلی هم همینطور هست در بخش عقلی یعنی بخش علم و اطلاعات.@یک کسی مثلاً می‌گوید من الان ناراحت هستم قدیمها این اتفاق می‌شد که یک کسی می‌گفت من الان ناراحت این هستم که اطلاعات ندارم می‌خواهم یک چیزی را یاد بگیرم نمی‌توانم، الان بحمد الله آنقدر وسایل یادگیری زیاد شده مفت مفت آدم می‌تواند برود یک جایی بنشیند کار علمی انجام بدهد از طریق اینترنت و فضای مجازی می‌تواند در این شبکه‌ها برود، در خانه‌اش بنشیند لیسانس و دکترا می‌گیرد در خانه می‌نشیند مدرک می‌گیرد.@مسأله فوق عقلی هم همینطور است یعنی بخش انسانی ما هم همینطور هست در بخش انسانی هم ما که بخش اصلی ما هست و شادی و غم به معنای واقعی مربوط به این بخش است شما در این چهار بخش هر چقدر هم موفق باشید کافی است در بخش فوق عقلانی شکست بخورید اصلاً بوی آرامش و شادی را انسان هرگز استشمام نمی‌کند.@این ذات خلقت انسان هست که خلقت انسان به گونه‌ای هست همانطور که در غم گفتم، انسان تا بخش فوق عقلانی‌اش را با معشوق اصلی‌اش پیوند ندهد به هیچ وجه به شادی و آرامش نمی‌رسد. هر چقدر وضع مالی و گیاهی‌اش خوب باشد هر چقدر موفقیتهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی داشته باشد هر چقدر عالِم باشد آرام نیست.@ما این همه دانشمند داریم اضطراب و افسردگی دارند مدارج تحصیلاتی‌شان عالی است ولی آرام و شاد نیستند. ما اساساً اگر بخواهیم هیچ کدام از این غصه‌ها را نخوریم امام سجاد (علیه السّلام) یک راهکار فوق‌العاده عالی به ما دارد یاد می‌دهد. من امروز متنی که ایشان فرمودند در این جهت برای شما انتخاب کردم که بخوانم.@انسان مثل یک قطره است، شما فرض کنید یک قطره آب یک جا می‌افتد می‌گویید اشکال ندارد حالا یک قطره است یعنی اصلاً به آن محلی هم نمی‌گذارید، می‌گویید این پنج دقیقه بعد تبخیر می‌شود خودش خشک می‌شود ناراحت نیستید.@مثلاً بعضیها مثل من بدعادت هستند وقتی می‌خواهند صورتشان را بشویند وضو بگیرند تمام لباسشان را خیس می‌کنند.@حالا من می‌خواهم سر کلاس بروم یک موقعهایی در تلویزیون پیش می‌آید من می‌خواهم بروم می‌گویم اینجا همه خیس است الان دوربین می‌خواهد بگیرد چطوری اینجا را بگیرد این خیسی را چطوری می‌خواهد نشان بدهد اضطراب می‌گیرد ولی اگر یک قطره بیافتد آدم ناراحت نمی‌شود می‌گوید یک قطره زود تبخیر می‌شود می‌رود.@بعضی از آدمها شخصیتشان شخصیتهای کوچکی هست و چون کوچک هست چه در بُعد جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلانی آسیب‌پذیرند برای همین چون کوچک هستند مضطرب و غمگین هستند همیشه هیچ وقت تضمینی برای آنچه که بدست می‌آورند وجود ندارد.@می‌گوید خب حالا من مثلاً حرم امام رضا و کربلا رفتم حال خوشی بود مکه رفتم خیلی آرام شدم، یک ماه رمضان به من خورد خوب بود، بعدش چی؟@یعنی این مثل دستگاهی هست که روی باطری می‌زنند تا وقتی می‌زنی شارژ است وقتی بیرون می‌کشی خالی می‌کند، می‌گوید من ماه رمضان خوب بودم ولی بعد از ماه رمضان دوباره من ناآرامی‌ها و غصه‌ها و اضطرابها سراغم می‌آید تا وقتی که با این آدم خاص هستم خوب هستم ولی بعدش دوباره چه اتفاقی می‌افتد، کوچک هستند.@امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید شما باید از این حالت قطره بودن در بیایید. یک قطره وقتی که متصل به یک رودخانه می‌شود ضمن اینکه هویتش کاملاً یک هویت بزرگی می‌شود، بقایش هم چیه؟ بیشتر هست وقتی به یک دریا و اقیانوس بخورد یک اقیانوس می‌شود همه جا آزاد است تردد می‌کند همه چیز هست و همه چیز خودش را هم دارد.@امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید که چند تا فرمول دارد در این هدایتشان به ما می‌دهد و می‌گوید که اگر می‌خواهید خوشبخت و شاد باشید واضطرابهایت از بین برود این چند فرمول را رعایت کنید که حالا من برای شما می‌خوانم خوب دقت کنید خیلی زیباست.@اینجاست که ما باید افتخار کنیم امام داریم و متخصص معصوم بالای سر ما هست و هیچ امت و قوم و کشوری همچین کسی را ندارند این ما هستیم که این را داریم و باید به آن افتخار کنیم و آدم می‌فهمد فرق داشتن معصوم با نداشتنش خیلی است.@متن را برای شما بخوانم، این فرمایش را امام باقر دارد این کسی هم که پیش امام رفته خودش آدم مهمی هم هست محمد بن مسلم، «دخل محمّدُ بن مسلمِ بن شهاب الزهرىِّ على علىِّ بن الحسين عليهماالسلام» این شخص می‌رود خدمت امام سجاد (علیه السّلام).@«و هو كَئيبُ حزين» یک آدم یعنی آن حالتش حالت پژمرده و خیلی غمگین بود با آن حالت پیش حضرت رفت و حضرت همانطور که به او نگاه کرد دید این خیلی داغون و گرفته است.@«فقال له زين العابدين عليه السلام : ما بالُكَ مغموما؟» چه شده که تو اینقدر غمگین و غصه داری و حالتت اینقدر حالت گرفته و پژمرده است، چطوری هست که تو اینطوری هستی؟ ببینید مشکلاتی را که بیان می‌کند مشکلات اکثر مردم ماست.@«قال : يا ابن رسول الله غموم و هموم تَتوالى علىَّ» غمها و هموم، غم گفتیم معنایش چیست؟ همّ معنایش چیست؟ یادتان نرفته که غم گفتیم آن انقباض و گرفتگی است غمام، ابر شنیدید آن حالتی است که دل آدم ابری می‌شود حالت بارش و گریه دارد و می‌خواهد به هم بریزد. همّ و هموم هم چیه؟ همّ گفتیم دغدغه‌ها و مشکلاتی است که ذهن آدم را به خودش مشغول می‌کند.@«غموم و هموم» همه اینها من را محاصره کرده «تَتوالى علىَّ» این غم و غصه‌ها همیشه همینطوری روی من سرریز می‌شود از صبح که از خواب بلند می‌شوم دائم دلم می‌گیرد و مشکلات پیدا می‌کنم و غصه می‌خورم و از دست این و آن نمی‌دانم چکار کنم؛ حالا این مشکلات چی هست؟@1 ـ «مِن جهةِ حُسَّادِ نِعَمى» کسانی هستند که به من حسود هستند یعنی اصلاً چشم ندارند من را ببینند. من یک نعمتی دارم شوهر و زن من خوب است وضع مالی‌ام خوب است سالم هستم بچه‌های خوبی دارم یا هر چیز دیگری، یا یک توفیقاتی دارم فیاقه‌ام خوشگل است آدمهای زیادی هستند که به من چکار می‌کنند؟ حسادت می‌کنند.@حسود هم وحشی است حسود یک آدم بی‌رحمی هست در روایت داریم شبیه‌ترین ظالم به مظلوم حسود است که در بحث حسادت مفصل اینها را گفتیم به آنها مراجعه کنید.@یعنی حسود یک آدم هار است یک آدمی هست که به حریم دیگران تجاوز می‌کند و یک آدمی هست که نخواسته حتی عزیزترین کسان خود را له می‌کند و نیش می‌زند آدم حسود اینطوری می‌شود وقتی سراغ انسان می‌آید که قرآن هم می‌گوید چی؟ «وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» از حسود به خدا پناه ببرید بگویید خدایا من پناه می‌برم اینکه یک حسود بخواهد به من گیر بدهد و اذیتم بکند.@حسود یک موقعهایی راضی به این هست که انسان بمیرد، راضی به این هست که یک کسی را بکشد، می‌گوید باید این آدم از زندگی من چه بشود؟ حذف بشود، از سر راه من حذف بشود، اینطوری می‌شود حسود به یک جایی می‌رسد که آدم واقعاً طالب مرگ دیگران می‌شود می‌گوید آخیش خبر مرگش رسید چقدر خوشحال شدم؛ می‌رسد به اینقدر وحشی‌گری و خشونت.@این می‌گوید یک عده حسود اطراف من را گرفتند و اذیتم می‌کنند، یکسره به نعمتهای من حسادت می‌کنند. دیگر چی؟@«و الطامعينَ فىَّ» یک عده هم هستند همه‌اش به من طمع دارند به مال و چیزهایی که من دارم طمع دارند و دائم دست‌اندازی در زندگی من می‌کنند یا نسبت به مال یا نسبت به چیز دیگری این هست.@به قول یک آقایی می‌گفت فامیلها من را به شکل اسکناس می‌بینند، می‌گفت اضطراب دارم اصلاً می‌خواهم مهمانی بروم همین که می‌خواهم سلام علیک بکنم تا یک جا می‌نشینم هر کس کنار من می‌نشیند پول می‌خواهد.@مثلاً یک موقعهایی حس بدی به من دست می‌دهد یعنی فکر می‌کنم که همه من را به شکل چی می‌بینند؟ عابربانک می‌بینند. در برره چه بود می‌گفت پول بده؛ این هم اینطوری بودند هر کس به او می‌رسید می‌گفت پول بده و از او پول می‌خواست.@می‌گفت به زندگی من طمع دارند حالا هر کس هر نعمتی دارد یا حالا طمع به جنبه‌های چی؟ جنبه‌های جمادی یا گیاهی یا حیوانی یا علمی یا معنوی بالأخره طمع دارند و اذیتم می‌کنند آدمهای اینطوری.@«و ممَّن أرجو و ممَّن احسنتُ اليه فيُخلِفُ ظنّى» آدمهایی هستند که من خیلی به آنها تکیه می‌کنم و به آنها امید دارم. شوهرم، زنم، پدرم، خانواده همسرم، دوستم، شاگردم هست یک کسانی هستند که من به آنها تکیه می‌کنم روی اینها حساب می‌کنم.@ولی بعد می‌بینم که اصلاً تکیه‌گاه خوبی نبودند پشتم را خالی می‌کنند من باورشان می‌کنم، همین که می‌آیم آنها را باور کنم و بپذیریم و به آنها تکیه کنم یکدفعه می‌بینم پشتم چه شد؟ خالی شد، قالم می‌گذارند خیانت می‌کنند ظلم می‌کنند خرابکاری می‌کنند، اصلاً آن آدمی که اول فکر می‌کردم اصلاً این آدم نیست.@و آدمهایی هستند که به آنها محبت می‌کنم ولی در ازای محبت چه می‌بینم؟ جفا می‌بینم، من به آنها وفاداری دارم به آنها محبت می‌کنم ولی آنها به من چکار می‌کنند؟ جفا می‌کنند.@آنقدر این زیاد است که در روایت داریم «اتَّقِ شَرَّ مَنْ أحْسَنتَ إليه» از شر آدمهایی که به آنها خوبی می‌کنی بپرهیز. این هم خدا همه را امتحان می‌کند یعنی این را مطمئن باشید که همیشه خدا یک آدمهایی را بدون استثناء جزء سنت خداست سر راه شما قرار می‌دهد که شما به او چکار کنید؟ به او محبت و خوبی کنید و او هم به شما چکار کند؟ جفا کند.@حالا این چرا سنت خداست؟ برای اینکه قرار است انسان در غایت شبیه چه کسی بشود؟ خداوند بشود یعنی انسان آفریده شده برای مقام خلیفه اللهی.@لذا آدمها شرافتشان قبلاً عرض کردیم حالا ماه رمضان هم دارد می‌آید دقت کنید، شرافت هر آدم به تعداد اسمهایی هست که از الله دارد یعنی هر چقدر از اخلاق الهی در یک نفر باشد آن شخص شبیه‌تر به خدا و چی؟ نزدیکتر به خداست.@بنابراین شرافت یک انسان به هیچ کدام از این چهار بخش نیست اینها کارآیی ندارد بسته به این هست که واقعاً یک نفر چقدر خصوصیات معنوی و روحی‌اش شبیه کیست؟ شبیه الله است از الله اسم داشته باشد جواد، کریم، غفور، رحمان، رحیم، صبور، صبار، اینها اسمهای خداست که اسمهای ما هم هست در جوشنن کبیر می‌خوانیم.@بنابراین چون غایت ما در کلاس خلقت این هست که شبیه چه کسی بشویم؟ در کلاس خلقت ما آفریده نشدیم اینجا پولدار بشویم رئیس جمهور و وزیر و دکتر و مهندس بشویم، نه ما برای اینها نیامدیم، ما فقط و فقط آفریده شدیم برای اینکه شبیه چه کسی بشویم؟ الله بشویم و خصوصیات الله را داشته باشیم تخلق به اخلاق الهی داشته باشیم این باعث شرافت یک آدم است.@خب هر چقدر تعداد اسمهایی که خدا دارد در یک نفر بیشتر باشد آن شخص به الله چیه؟ شبیه‌تر، نزدیکتر و محبوب‌تر هست خدا هم بیشتر دوستش دارد و از رحمت ویژه الهی این آدم بیشتر برخوردار می‌شود.@یکی از آن اسمها این هست که انسان بتواند مثل خدا مورد کفران قرار بگیرد. در روایت داریم این خیلی هست «المؤمن مکفر» مؤمن همیشه مورد کفران است و یکی از لیاقتها و قیمت آدم این هست که انسان یک جاهایی به کسانی دوستی و محبت کند نه تنها قدرش را ندانند بلکه به او چکار کنند؟ ظلم و خیانت هم بکنند آدم اینطوری بزرگ می‌شود.@مثل خود خدا، خدا این همه نعمت سر بندگانش می‌ریزد ولی بندگانش چکار می‌کنند؟ می‌گوید «قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ» کم هستند آنهایی که واقعاً شاکر باشند بقیه همه کفر می‌ورزند. خدا یک جاهایی که دیگر خیلی از دست بشر حرصش می‌گیرد می‌گوید «قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ» بمیرد این آدم چقدر کفران دارد. خدا دیگر خیلی حرصش گرفته؛ از چه حرصش می‌گیرد؟ کفران.@پس این لیاقت یک انسان هست، نگویید دست ما نمک ندارد، بشکند این دست که نمک ندارد، من باشم تا دفعه بعد؛ نه اصلاً این زیبنده شماست این مقام برای شماست که خدا آدمهایی را سر راهت قرار می‌دهد.@حالا می‌خواهد شوهر، زن، پدر و مادر، خواهر و برادر، فرزند یا کسان دیگر باشند، به آنها محبت کنی و آنها نمک‌نشناسی کنند، اینطوری انسان شبیه خدا می‌شود انسان اسم حلیم و عفو و غفور پیدا می‌کند انسان اینطوری اسم و شرافت پیدا می‌کند سعه وجودی پیدا می‌کند و بزرگ می‌شود.@وقتی آدم بزرگ شد دیگر آرامش و شادی دارد. آدمی که دائم به او ضربه می‌زنند خیانت می‌کنند و این اینها را می‌گذراند این آدم یواش یواش ضربه‌ناپذیر می‌شود و خیلی به غصه نمی‌افتد.@اما یک آدمی که اصلاً از این تمرینها نکرده باشد حالا رفته به کسی محبت کرده روی کسی هم سرمایه‌گذاری کرده یکدفعه پشتش را خالی کرده یا به او جفا کرده، افسرده می‌شود و قرص اعصاب می‌خورد و خودکشی می‌کند اصلاً زندگی‌اش می‌پاشد.@می‌گوید من اصلاً شوکه شدم یکه خوردم، آخر مگر می‌شود من به این آدم 20 سال محبت کردم روی او سرمایه‌گذاری کردم بزرگش کردم.@باور می‌کنید آدم یک موقع به کسی از کوچکی از یتیمی از بی‌کسی از فقر می‌آوری و به او می‌رسی و بزرگش می‌کنی او را مدرسه می‌فرستی درس می‌خواند کار می‌کند اعتبار اجتماعی پیدا می‌کند، همین که یکذره اعتبار پیدا کرد شروع می‌کند به کفران و به ضربه زدن به تو؛ انگار مار در آسین‌ات پرورش دادی.@اگر کسی این کاره باشد دیگر همیشه می‌داند، راهکارهایش را هم در غم توضیح دادم، می‌داند که باید چکار کند که وقتی می‌خواهد با یک نفر ازدواج کند اسمش شوهر، زن، بچه، مادرشوهر، جاری، باجناق، پدرشوهر است چقدر از قلبش وسط رابطه بگذارد که وقتی او خواست فشار بدهد ما آسیب نبینیم وقتی جفا و خیانت کرد.@ما اشتباهمان این هست در روابط بخشهای پایینی همه قلبمان که برای کیست؟ برای الله است «القلب حرم الله» همه دلت را می‌آیی پایین این وسط می‌گذاری از آن بالا از خدا خالیش می‌کنی یعنی معشوقی دیگر آن بالا نیست همه را آوردی وسط گذاشتی اینجا له‌اش می‌کنند خب آدم همه وجودش داغون می‌شود.@ولی یک کسی که نه، همه عشقبازی و دلخوشی و کیف و صفا و عیاشی و کیافی‌اش را برای بخش چی گذاشته؟ بخش بالایی؛ یک بخشی از آن را آورده برای بخشهای پایینی همانطور که جنین در رحم مادر می‌کند قبلاً توضیح دادم؛ گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@جنین را نگاه کنید یک بخش کوچکی در رحم مصرف کننده است مصرفش هم کم است یک خون است خیلی محدود، اما بیشتر غذایی که جنین می‌خورد صرف چه می‌شود؟ صرف اندامهایی می‌شود که در رحم اصلاً نیازش ندارد، همه را برای کجا ذخیره می‌کند؟ برای دنیا.@یک مؤمن وقتی می‌خواهد در روابط اقتصادی، گیاهی، اجتماعی، حیوانی، جنسی و علمی بیافتد یک مقدار از ذهن و قلبش را برای این بخش می‌گذارد.@اصل شخصیت یک مؤمن برای کدام بخش است؟ بخش ابدیت و آخرتش هست ارتباط با خانواده آسمانی‌اش است یعنی با مادرش فاطمه زهرا و آباء و اجداد طاهرینش، با رفت و آمد و عیاشی و کیافی با اینها.@حالا شما الان دعا را نگاه کنید من توصیه می‌کنم حتماً در ماه رجب هستیم این چند روزی که باقی مانده که حالا اطراف ما هم الحمدلله حرم زیاد است هم تهران چندتا حرم داریم یا شما مشرف می‌شوید مشهد یا قم، امام زمان (علیه السّلام) می‌گوید هر وقت رفتید در حرم وارد شدید «الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى أَشْهَدَنا مَشْهَدَ أَوْلِيائِهِ» خدا را شکر که ما را آورد در این مشهد اولیائش.@بعد نگاه کنید دعایی که امام زمان (علیه السّلام) می‌گوید می‌گوید در حرمها از خدا بخواهید در عیش و نوش، خوردن، نوشیدن و لذتهای آخرتی در مقام ما و کنار ما باشید. این دعا چقدر دعای قشنگی است. امام زمان است می‌گوید این را بخوان و این را از خدا بخواه.@بعد می‌گوید وقتی با ما حرف می‌زنید کمتر از این از ما نخواهید، دعای ماه رجب این دعایی که مخصوص مشاهد مشرفه است. می‌گوید با ما حرف می‌زنید کمتر از عیش و نوش در مقام ابدی از ما نخواهید.@کاشکی وقت بود من این دعا را برای شما می‌خواندم یکذره ترجمه می‌کردم خودتان امشب به ترجمه‌اش مراجعه کنید خیلی زیباست فوق‌العاده آدم را مست می‌کند خواسته‌هایی که در حرمها شما بخواهید خیلی قشنگ است. این چندتا دعای رجب اصلاً خصوصیتش همینطوری هست.@یک آدمی که زیرک است همه سرمایه‌اش را نمی‌رود یکجا سرمایه‌گذاری کند حتی در مسائل اقتصادی هم همینطور است. ائمه ما نوعاً همه آنها نه، نوعاً تجارت می‌کردند کار تجاری می‌کردند.@بعد یک کسی به امام صادق (علیه السّلام) عرض کرد آقا شما مگر توکل ندارید؟ گفت چطور؟ گفت شما آمدید چندتا انبار درست کردید کالاهایتان را در انبارهای مختلف ذخیره می‌کنید. حضرت فرمود خدا به من عقل و شعور داده اگر یکی از این انبارها را دزد زد یا آتش‌سوزی شد همه سرمایه من، خدا می‌گوید از اموالت چیه؟ درست حفاظت کن، به ما عقل داده نباید بروی همه سرمایه‌ات را یکجا بگذاری.@الان دیدید بعضیها زود شیفته می‌شوند یک بانکی تبلیغات می‌کند بخصوص این مؤسسات مالی شُل و ول یکدفعه همه می‌گویند برویم از فامیل پول بگیریم اینجا بگذاریم سود بکنیم، یکدفعه ورشکست می‌شود همه چیز روی هوا می‌رود، این تازه در بخش جمادی است.@خدا می‌گوید اصل دلت را برای کجا بگذار؟ برای خودت بگذار یک مقداری را وسط بیاور برای این چهار بخش بگذار، اصل دلت را برای خودت نگه دار.@اگر برای خودت نگه داشتی حالا شوهرداری کردی شوهر وفاداری نکرد، زن شکست می‌خورد؟ نه؛ زن وفاداری نکرد، شکست نمی‌خورد. برای همین هم حضرت می‌گوید اگر یک خانمی رفت سر شوهرش منت گذاشت که من جوانی‌ام کوفتت بشود من این جوانی‌ام را پای تو گذاشتم اینطوری و آنطوری کردم تو قدر ندانستی.@یا یک پدر به بچه‌اش بگوید که من این همه سال 40 سال برای شما زحمت کشیدم افسرده بشود خدا می‌گوید چرا رفتی به او گفتی، مگر تو قرار نبود که بنده من باشی کارهایت را برای من انجام بدهی «قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».@تو شوهرداری‌ات را به خدا بفروش، حالا شوهر قدر دانست یا ندانست تو شکست نخوردی چیزی ضرر نکردی سرمایه‌ات نرفته این 40 سال 50 سال که بچه و شوهر قدرش را ندانست زن و برادر قدرش را ندانست دیگر جایی هدر نرفته.@ولی نه تو خدا را رها می‌کنی بعد مثلاً در بخش عاطفه حیوانی، انسان عاطفه حیوانی دارد حیوانات عاطفه‌شان از ما خیلی قوی‌تر است. در عواطف حیوانی می‌آیی برای 50 نفر سرمایه‌گذاری می‌کنی بعد هم می‌بینی هیچ کدام قدر محبتهای تو را ندانستند و بعد هم آدم افسرده و سرخورده می‌شود و می‌گوید پس چی شد این چه دنیا و روزگاری است من چرا اینطوری شدم؟@خدا می‌گوید نه تو اول دلت را به من ببند و با من باش و ضمن اینکه با من هستی حالا یک کمی هم سرمایه بگذار برای دیگران، آن هم باز به خاطر چه کسی؟ به خاطر من، خب حالا چه قدر بداند چه نداند تو چیزی ضرر نکردی.@خداوند می‌گوید اگر یک زنی منت گذاشت سر شوهرش خداوند تمام ثوابهای عبادتهایش و کارهایش را از بین می‌برد و می‌گوید این اصلاً برای من نبوده اگر برای من بود غصه نمی‌خورد، می‌دانست پیش من محفوظ است چرا رفته این کار را کرده؟ برای چه غصه می‌خوری؟.@پس ما قرار است شبیه چه کسی بشویم؟ شبیه خدا بشویم، و چون قرار است شبیه خدا بشویم اینها را داریم. حالا این غصه‌هایش را دارد می‌گوید بعد می‌گوید «فيُخلِفُ ظنّى» همه فکرهایی که من در مورد این آدمها می‌کردم غلط از کار در آمد پشتش شُل می‌شود و غصه می‌خورد، نه تنها غصه می‌خورد بعد دفعه بعد هم نمی‌تواند خیلی روی دیگران چکار کند؟ حساب کند.@می‌گوید شوهرم خیلی آدم بدی بود از او طلاق گرفتم الان هم دیگر می‌ترسم شوهر کنم. او هم می‌گوید که من اصلاً کلاً از زنها بیزارم دیگر نمی‌توانم ازدواج کنم چون آن زن اینطوری کرد؛ این مشکل از کجاست؟ مشکل از خودش است.@یعنی اگر یک کسی درست زن‌داری کرده باشد ولو زنش به او خیانت کرده باشد، درست شوهرداری کرده باشد ولو شوهرش به او خیانت کرده باشد اینطور نیست که بگوید زندگی من پاشید؛ می‌گوید من یک امتحان خوبی پس دادم حالا آن رابطه به شکست انجامید طلاق شد فدای سرم یک جای دیگر شروع می‌کنم یک میدان جدیدی است هر چه در آن بیاید برای من خیر است.@امام صادق می‌فرماید من تعجب می‌کنم از مؤمن که هر بلایی خدا سرش بیاورد آخر سر به نفعش می‌شود مؤمن این وسط سود می‌برد.@چرا مؤمن سود می‌برد؟ چون مؤمن زیرک‌تر از این حرفهاست که با دیگران برای خودش ارتباط داشته باشد، برای چه کسی ارتباط دارد؟ او خودش را بسته خودش را بیمه کرده، می‌گوید بله من شکست خوردم عیبی ندارد دوباره یک تجربه دیگر شروع می‌کنم اصلاً هم ناراحت نمی‌شوم یک بار دیگر این کار را می‌کنم.@خانم به شوهرش گفت اگر من بمیرم تو چکار می‌کنی؟ گفته بود دیوانه می‌شوم، گفته بود دیوانه می‌شوی یعنی چی؟ گفت دوباره زن می‌گیرم. حالا اینطوری است.@اینکه آی من دیگر الان نمیتوانم ازدواج کنم، الان چطوری می‌شود، من نمی‌توانم درس بخوانم، این حرفها کدام است؟! اصلاً ما چیزی به اسم آخر، بن‌بست نداریم آدم نباید سر خودش را کلاه بگذارد خودش را هم فریب بدهد که دیگر نمی‌شود، نه طبیعی آدم زندگی کند خیلی طبیعی و جدی بگیرد یعنی آن نیازها و وضعیت خودش را، دائم با خودش الکی خودآزاری نکند این را خوب توجه کنید.@یک پیرزنی بود خیلی پیر بود. پسرش این را می‌گذاشت در تبق و اینطرف و آنطرف می‌برد؛ به پیغمبر خورد، پیغمبر گفت شما کجا می‌روید؟ گفت مادرم است دارم او را جایی می‌برم؛ گفت خب چرا شوهرش نمی‌دهی؟ گفت یا رسول الله این! من این را شوهر بدهم؟! پیرزن هم یکی در گوش پسرش زد و گفت تو بهتر می‌فهمی یا پیغمبر؟.@حالا الان افراد متجاوز هستند حالا یا مادرش یا پدرش طلاق گرفته یا مادر مرده، این پدر مگر جرأت دارد بگوید من زن می‌خواهم؛ خود بچه‌ها پدر را می‌درند که یعنی چه خجالت بکش دیگر سنی از تو گذشته، وحشی‌گری می‌کنند.@یا برعکس یک خانمی هست الان 60 سالش هست می‌خواهد ازدواج کند، اَه شرم دارد خجالت دارد. برای مردم زندگی کردن طبعاتش همین است که آدم توسط خود مردم چه می‌شود؟ توسط عزیزترین کسانش له می‌شود.@راهکار امام را برای شما بگویم، امروز چون وقتمان تنگ شده فقط یک ورود به این می‌کنم ان‌شاءالله برای جلسه بعد. امام (علیه السّلام) خیلی تخصصی جواب می‌دهد. امام دوتا راهکار می‌دهد می‌گوید اگر می‌خواهی غصه نخوری و اعصابت خورد نشود (من فرمولهایش را الان نمی‌خوانم، چون حیف است بخواهیم وارد بشویم نمی‌خواهم از بیشتر وقت شما را نگه دارم).@حضرت می‌گوید راهکار اینکه، هیچ کس شاید فکر نکند که امام چقدر جالب در مورد همه این تجاوزها و ظلمها جواب می‌دهد و بعد راهکار می‌دهد، ببینید چقدر راهکارش قشنگ است اصلاً آدم وقتی راهکار را یاد می‌گیرد واقعاً می‌رسد به یک دریایی از آرامش.@حضرت می‌گوید که دوتا کار بکن؛ 1 ـ اینکه به هیچ کس غصه نده هیچ کس را غمگین نکن اولین فرمولی که حضرت می‌دهد می‌گوید جلوی زبانت را نگه دار که حالا بحثش را ما در شرح جامعه کبیره یک مقدار قبل از جامعه کبیره داریم آن را داریم پنجشنبه‌ها آنجا ادامه می‌دهیم بحث آفات و برکات زبان به آنجا مراجعه کنید.@می‌گوید وقتی یک نفر می‌تواند با زبانش در قالب شوخی یا جدی یا طعنه یا سرزنش به کسی نیش بزند یک کسی را اذیت کند، یک چیزی با زبانش بگوید که دیگران از شنیدن آن اذیت بشوند، حضرت می‌گوید وقتی تو می‌توانی آدمها را با زبانت غمگین کنی پس منتظر غصه خوردن باش.@یعنی محال است تو نیش به بقیه بزنی و نیش نخوری، ممکن است به یک کسی بزنی او الان سکوت می‌کند و هیچی نمی‌گوید ولی بالادستی این کار را می‌کند یک کس دیگر می‌آید تو را تحقیر می‌کند و به تو غصه می‌دهد و حالت را می‌گیرد و سرزنشت می‌کند.@لذا حضرت علی یک جمله خیلی قشنگ دارد «وَ لَا يَلُمْ لَائِمٌ إِلَّا نَفْسَهُ» خیلی معجزه است این اگر به دنیا صادر بشود دنیا می‌آیند این امیرالمؤمنین ما را سجده می‌کنند.@می‌گوید هیچ وقت هیچ کس را سرزنش نمی‌کنی مگر اینکه همان لحظه داری چه کسی را سرزنش می‌کنی؟ خودت را؛ به خاطر گناه است سرزنش نکن اگر گناه کرده، به خاطر لغزش و اشتباه است هیچ کس را تحقیر نکن.@نگذار و یک کاری نکن که بقیه از توحساب ببرند و بترسند حساب بردن با زبان و نیش نیست تو باید شخصیتت آنقدر عزیز و دوست داشتنی باشد به حرمت خودت رعایت تو را بکنند، نه به خاطر اینکه وای اگر مامان بفهمد، وای اگر بابا بفهمد، وای اگر الان فلانی بفهمد.@اگر از زبانت بترسند منتظر باش هیچ وقت روی خوشی و آرامش را نمی‌بینی. منتظر باش به تو حسوی می‌کنند، آن کسانی که به آنها خوبی و خیر و محبت کردی به تو ظلم می‌کنند، آن کسانی که تو به آنها تکیه کردی همه پشتت را خالی می‌کنند اولین کار این هست که تمرین کن در معاشرت در برخورد روی یک چیز تسلط پیدا بکنی و آن اینکه با زبانت هیچ کس را اذیت نکن به کسی نیش نزن ولو حق هم باشد.@یک موقع هست انسان باید امر به معروف و نهی از منکر کند مثل این آبی که الان هست در یک ظرف پاک آدم یک چیزی را ارائه می‌دهد، خب بالأخره دقیق.@اما یک موقع هست نه طرف این را از تو استشمام نمی‌کند آن چیزی که تو داری می‌گویی انتقام، تحقیر، حسادت، سرزنش و چیزهای منفی است؛ حضرت می‌گوید تا تو زبانت را نتوانی کنترل کنی در این فکر نباش که از دیگران آسیب نبینی و آرام باشی و شادی سراغت بیاید.@هنر ائمه ما این هست که ما را در اوج این مشکلات شاد نگه می‌دارند یعنی «ما رأیت إلا جمیلا» در همه مشکلات مؤمن شاد است، مشکلات را دارد ولی همیشه شاد و آرام است، ممکن است اطرافش یک عالم آدمهای حسود و طماع و ظالم باشند اما این شاد است این خیلی مهم است.@پس دقت کن وقتی می‌خواهی بیرون را تغییر بدهی باید چه چیزی را تغییر بدهی؟ اول خودت را. می‌گوید هر چیز هر چقدر هاری‌ها و تندی‌ها و تیزیهای نفس خودت را بگیری بیرون نرم و آرام می‌شود و به نفع تو می‌شود.@حالا ادامه‌اش فوق‌العاده است حضرت اینجا غوغا کرده من هنوز برای شما شروع نکردم؛ یکی این. نکته دوم را بگویم و برای امروز کافی است. حضرت می‌فرماید که سعی کن از فردیت و خودپرستی دست برداری و از یک آدم تبدیل به یک اجتماع بشوی.@یعنی بعضی از آدمها هستند از صبح که از خواب بلند می‌‌شوند تا شب، به زندگی‌شان که نگاه می‌کنی می‌بینی که در زندگی اینها یک عالم آدمهای دیگر دارند خیر می‌بینند و بهره می‌برند این آدم یک نفر نیست این آدم یکطوری نیست که از صبح که بلند می‌شود تا شب بگوید فقط خودم و خانواده خودم، اصلاً اینطور نیست.@آدمی است که اصلاً دل این را ندارد که بقیه را در وضعیت منفی ببیند یک آدم رئوف و رحیمی شبیه خداست که به هر کس نگاه می‌کند انگار به چه کسی نگاه کرده؟ به خودش؛ قاعده‌اش چه بود؟ هو أنت. علی (علیه السّلام) فرمود هر وقت به آدم نگاه می‌کنی حواست باشد هو أنت، او کیست؟ خود تو هستی.@امام سجاد (علیه السّلام) می‌فرماید اگر این هو أنت را اجرا کردی که حالا برای شما توضیح می‌دهم و چقدر هم حضرت قشنگ می‌گوید و اینها را به ما یاد می‌دهد و مرحله به مرحله و یکی یکی می‌گوید، می‌گوید با بزرگتر، کوچکتر، مساوی اینطوری، همه را حضرت خیلی مبسوط توضیح می‌دهد.@می‌گوید فقط تو یک چیزی را رعایت کن هر وقت می‌خواهی به یک آدم نگاه کنی حتی اگر از او بدت می‌آید چند دقیقه جایتان را عوض کن.@به او حسادت می‌کنی یا وجودش آزارت می‌دهد یا آدم بدی هست اسمش مادشوهر، پدرشوهر، شوهر، زن، بچه است وقتی می‌خواهی با او برخورد بکنی یک عالم هم ایراد دارد بگو اگر من جای این بودم دوست داشتم با من چطوری برخورد بشود.@امام سجاد می‌گوید اگر تو این کار را کردی امکان ندارد به آرامش و شادی نرسی حتماً به شادی و آرامش می‌رسی دیگر فشارهای دیگران هیچ کس به تو غصه وارد نمی‌کند تو دیگر اصلاً آدم شادی هستی.@نه اینکه ادا در بیاوریم و تلقین کنیم، مثل این راهکارهایی که غربی‌ها می‌دهند و زوری می‌گویند تو اینطوری تصور کن، نه می‌گوید خدا حتماً تو را شاد می‌کند خدا حتماً به تو آرامش می‌رساند تو در اوج اینطور چیزها شاد و آرام هستی این را در دنیا به تو می‌دهد، آخرت چی؟ سر جای خودش.@آخرین نکته را بگویم کافی است. در بحث شادی عزیزان دقت کنند ما در آخرت به میزانی شاد هستیم که در دنیا چه باشیم؟ شاد باشیم. آدمی که عرضه ندارد در دنیا شاد و آرام باشد مردنش تلخ است بعد از مردنش تلخ‌تر است، فشار قبر خیلی دارد اضطراب و جهنم دارد.@هر چقدر می‌خواهید تلخی‌های قبر و قیامت و تاریکی‌هایش را بگیرید اینجا شاد و آرام باید باشید. آدمی که اینجا شاد و آرام است آنطرف آرامش و شادی بیشتری دارد اگر ما عرضه کردیم در جهنم اینجا نسوزیم آنجا هم در صراط نمی‌سوزیم.@اما اگر در جهنم اینجا دائم حرص خوردیم و حسادت کردیم و زودرنجی و عصبانیت و حساسیت و بدبینی داشتیم آنطرف در آتش آنجا موقعی که روز قیامت می‌خواهی بروی از صراط رد بشوی آدم آنجا می‌سوزد و گرفتار می‌شود؛ پس ما باید جهنم را کجا خاموش کنیم؟ همین جا خاموش کنیم؛ اینجا صحنه زندگی صحنه تمرین خاموش کردن جهنمهایمان هست.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@