اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
بحثمان دربارۀ آیه 102 سورۀ مبارکه بقره بود «وَ اتَّبَعوُا ما تتلُوا الشَّیاطینُ عَلی مُلکِ سُلَیمان و ما کَفَرَ سلیمانُ و لکِنَّ الشیاطین کَفَروا» جلسۀ گذشته را اختصاص دادیم به توضیح بیشتری دربارۀ سحر و جادو و محصول بحث این شد که سحر، جادو، طلسم، چشم زخم این ها واقعیت دارند و میزان و نوع تأثیرگذاری بر خود انسان بستگی دارد بعضی از چیزهای دیگر است که در عرف زیاد از آن یاد می شود از قبیل شانس یا قسمت، بخت، مسائلی از این قبیل که یک توضیحاتی من خدمت عزیزان عرض کنم ما چیزی به اسم بخت و تصادف و اتفاق و شانس یا قسمت نداریم، نظامی که خدای تبارک و تعالی خلق کرده یک نظام کاملاً ریاضی است. قبلاً هم خدمتتان عرض کردم. «قَد جعل الله لِکل شیء قدرا» خداوند برای هر چیزی اندازه و قدری قرار داده، یعنی هیچ اتفاقی نمی افتد مگر این که یک حساب و کتابی در آن است و این حساب و کتاب مربوط به خود انسان است یا فرد است یا فرد و یا چی؟ اجتماع دو دسته سنت است که در زندگی انسان اثرگذار است: سنت فردی، سنت اجتماعی. سنت های فردی نوع تصمیم گیری ها، انتخاب ها، ارتباط ها و رفتارهایی است که شخص در پیش می گیرد که این ها هر کدامشان قانون خاص خودش را دارد. یک سلسله از سنت ها سنت های اجتماعی است. یعنی از مجموع انتخاب ها، ارتباط ها و رفتار اجتماعی و جامعه ناشی می شود که محصولات خوش دامن گیر افراد می شود آثار بدش هم نصیب افراد می شود. مثلاً ممکن است یک نفر از انقلاب خوشش نیاید اهل انقلاب نباشد امّا وقتی روح جمعی روح جامعه تصمیم می گیرند که کاری انجام دهند که چیزی به نام انقلاب می شود این اثرش در زندگی همان کسی که نمی خواست انقلاب شود ظهور می کند و یا این که اکثریت تصمیم بگیرند انقلاب را به یک سمت و سویی غیر از سمت و سوی مثبت ببرند این هم آثارش دامن گیر افراد می شود. ما در این سیستم ریاضی که خداوند خلق کرده با این دو سیستم حساب و کتاب روبه رو هستیم سنت ها و قوانین فردی و سنت و قوانین اجتماعی. بنابراین چیزی به اسم تصادف، بخت، شانس وجود ندارد چیزی هم جدای از زندگی انسان به نام تصادف وجود ندارد. مثلاً تصادفاً یک شهاب سنگ بخورد زمین هیچ چیز در این عالم نیست که از دست خدا خارج شود. خداوند مدیر این عالم است رب العالمین است. ربّ گفتیم یعنی چه؟ مالک مدبر هم مالک این عالم است هم تدبر کنندۀ این عالم است. بنابراین به عنوان مالک مدبر رب العالمین. چیزی از دست خود خارج نیست لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین این از نظر کتاب و از نظر انسانی هم کل شیء احسین الله فی امام مبین، این هم از این. بنابراین چیزی به اسم بخت و شانس این چیزها ما نداریم. در مسئله ی فردی نوع تصمیم گیری های انسان، نوع غذایی که خورده شخصیتی که به هم زده و شاکله ای که دارد مجموعۀ تغذیه ایی که دارد شاکله اش را تشکیل داده این در نوع ارتباط ها انتخاب ها و رفتارهایش تأثیر دارد. و نوع انتخاب و ارتباط و رفتارها بازتاب خاص خودش را به شخصی دارد. یعنی یک موقعی است که شما می روید با اختیار خودتان یک چیزی را انتخاب می کنید یک موقع است که با آگاهی عمل نمی کنید ممکن است یک وسیلۀ خراب نصیب آدم شود یک موقع است که آدم با تخصص و آگاهی عمل می کند بهترین وسیله را می تواند تهیه کند کدام قانون مند است آن موقعی که ما جاهلانه عمل می کنیم یا آن موقعی که آگاهانه عمل می کنیم. در روایت داریم مردم در امور دنیایی شان عاقل اند امّا در امور آخرتشان ابله هستند. اکثر مردم این طور هستند. یعنی چه یعنی شما اگر دقت کرده باشید می بینید که یک آدم هر چند بی سواد و ناآگاه متوجه است برای برقراری ارتباط با هر سیستمی احتیاج به آگاهی دارد شما یک آدمی که در جنگل بزرگ شده بیاورید در زندگی اجتماعی به محض این که در اجتماع وارد شود بخواهد هر شأنی را انتخاب کند باید برود اطلاعاتش را کسب کند نحوۀ غذا خوردن، نحوۀ حرف زدن، یک بچه به طور فطری می داند که حرف زدن بلد نیست پدر و مادرش دارند حرف می زنند این باید حرف زدن را از کسی یاد بگیرد از پدر و مادرش و باید اشتباهات خودش را از پدر و مادرش یاد بگیرد و می داند هر چیزی که نمی داند باید برود از یک نفر یاد بگیرد. می بینی که بچّه ها پدر و مادر را تحت فشار سؤالات قرار می دهند بچّه نمی فهمد. گفتیم که فطری انسان مسلح است. با توجه به این مسئله مثلاً یک خانم می خواهد یک سالاد درست کند. می گوید بلد نیستم باید بروم یاد بگیرم تایپ را بلد نیستم باید بروم یاد بگیرم. فلان چیز را بلد نیستم باید بروم یاد بگیرم. تایپ بلد نیستم، باید بروم یاد بگیریم، رایانه را بلد نیستم باید بروم یاد بگیریم. زبان را بلد نیستم برویم یاد بگیرم. شیمی را بلد نیستم بروم دانشگاه یاد بگیرم. همۀ این ها را به طور فطری می داند. رانندگی بلد نیستم بروم آموزشگاه اما وقتی به به مسائل معنوی، روحی و انسانی خودش می رسد، کمتر کسی می رسد به این که بگوید من بلد نیستم بروم یاد بگیرم. مثلاً شما چند تا دختر سراغ دارید بگوید من بلد نیستم ازدواج کنم، بروم یاد بگیرم. مثلا فرمول های ازدواج را یاد بگیرم. توجه فرمودید. بنشیند این کار را بکند. یا چند پسر را سراغ دارید که این طور باشند. من در دانشگاه که جلسه داشتم با تحصیل کردگان دانشگاه جلسه داشتیم. در رابطه با ازدواج دانشجویی به آن ها گفتم شما که می گوئید من برای فیزیک، شیمی، ریاضی، زبان و ... باید بیایم دانشگاه درس بخوانم چند تای شما گفتید که برای این که بخواهم متأهل شوم یا پدر شوم چند تا از شما آمدید کتاب خواندید، استاد دیدید، معلم دیدید، کلاس دیدید. به اتفاق گفتند هیچ کدام. یک نفر دستش را بلند نکرد که من قبلش به این فکررسیدم که بخواهم متأهل شوم بروم یک کلاسی ببینم، دوره ای بروم. این هایی هم که می آیند ضرورتش را توجیه می کنند یک پستری چیزی روی دیوار می بینند تازه یادش می افتد که اِه بد نیست ما هم برویم یک سلسله اطلاعاتی بگیریم و ببینیم ازدواج چی هست. والا به طور طبیعی ما وقتی با مسائل درونی، روحی، آخرتی روبه رو می شویم، پای ابدیتمان در بین است به این اصل، اصل اصالت تخصص احترام نمی گذاریم. رهایش می کنیم و پی کار خودش می رود و ناآگاهانه عمل می کنیم. شما همین حقیقت خیلی خیلی ابتدایی را در نظر بگیرید که 55% مادر 45% پدر در سلامت، زیبایی، هوش، عقل و دین و اخلاق بچه مؤثر است. درسته! فرمول ها را هم 1400 سال پیش گفته اند که ما قبل از ازدواج و انعقاد نطفه این ژن هایمان را تقویت کنیم، سرمایه گذاری کنیم هم برای خودمان هم برای همسرمان که این ژن ها چه شوند؟ تقویت شود. فکر می کنید چند نفر می روند این ها را یاد می گیرند؟ چند نفر می روند دنبالش؟ حالا شما نگاه کنید در هر صورت چه کسی که می داند و چه کسی که خیانت می کند به این اصطلاح فطری اش هر دو طبق یک فرمول هایی می روند انتخاب همسر می کنند، ازدواج می کنند، تشکیل انعقاد نطفه می دهند و طبق فرمول های ریاضی خودش عمل می کند این مسئله را. چیزی به اسم بخت و شانس و این چیزها نیست. خیلی وقت ها است که انسان خودش مقصر نیست، امّا نظام اجتماعی ریاضی و قانون مند اثر می گذارد. یعنی ممکن هست انسان خودش کوتاهی نکند. ولی چی؟ ولی سنت های غلط اجتماعی روی زندگی ما تاثیر بگذارد. بنابراین کسی بگوید که قسمت بود، بخت ما هم این جور بود دیگر اصلاً ما از اوّل بدبخت بودیم، از اول بدبخت آفریده شدیم، خدا ما را این جوری آفریده. همچنین چیزی نداریم ما، خداوند برای همۀ بندگانش خوشبختی، سعادت، سلامت، رفاه، آسایش، شادی و آرامش در دنیا شادی و آرامش در آخرت را می خواهد. «یُرید الله بِکُم الیُسر و لا یرید بکم العسر» خدا آسایش بندگانش را می خواهد نه سختی بندگانش را. سختی هایش که گیر ما می آید مال این است که ما فرمول های آسایش را طی نمی کنیم، یاد نمی گیریم، عمل هم نمی کنیم. «فما اصابتکم مصیبه ما کسبت ایدیکم» « ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي » هر چه فساد است در دریا، در خشکی در زمین مال رفتارهای غلط بندگان خداست. توجه فرمودید. انتخاب های غلط، ارتباط های غلط و رفتارهای غلط. مال همین فرمول که درباره مسائل شخصی شان و مسائل دنیایی شان متوجه می شوند. گفتم یک آدم غارنشین هم بیاورید در زندگی، می فهمد که برای هر چیزی باید یاد بگیرد. گوش می کند و یاد می گیرد. ولی نوبت به مسائل انسانی که می رسد کمتر کسی قائل است به این که من باید بروم یاد بگیرم و آموزش ببینم. این می شود منشاء چی؟ منشاء گرفتاری های زیاد فردی و اجتماعی. شما تا به حال فکر کردید که چرا بیشتر آمار طلاق در طبقۀ درس خوانده و تحصیل کرده است. دقت کردید تابحال؟ ظاهراً باید بگوئیم که نباید بین این ها مشکل باشد. ولی همین تحصیل کردگی مصیبت است. چون همین تحصیل کرده می گوید من آگاهم، درس خوانده ام، بافرهنگم، روشن فکرم، پس می توانم انتخاب همسر بکنم. دکترم یا مهندسم. در حالی که دکتر یا مهندس بودن هیچ ربطی به انتخاب همسر ندارد. ربطی ندارد. آن تخصص ویژه خودش را دارد. اگر من چشم پزشک خوبی بودم دلیل است که خلبان خوبی هم باشم؟ یا نجار خوبی می توانم باشم؟ یا نقاش خوبی می توانم باشم؟ نه. پس این را خوب دقت کنیم که ما اگر خودمان در اثر جهالت یا پشت پا زدن به فرمول تخصصی که از ناحیه سازندۀ عالم یا متخصّصین معصوم دچار مشکلاتی شدیم این را به پای بخت و شانس و قسمت نگذاریم. یک موقعی چرخهی روزگار با توجه به نوع سنخیت تو، شاکلۀ تو، قانون مند یک کاری می کند که شما با یک کسی ازدواجی کنید که در این ازدواج آثاری وجود دارد. قرآن هم میگوید. به عنوان یک سنت زنان پاک مال مردان پاکاند. زنان خبیث هم مال مردان خبیث اند. مردان پاک هم مال زنان پاک، مردان خبیث هم مال زنان خبیث اند. درست شد. این وجود دارد که اصلاً شاکلهها شخص را به سمت هم سنخ خود میکشد. ولی این فقط یک قسمتی از فرمول است که شاکلهها انسان را به سمت هم جنس خودش میکشد. گاهی وقتها مسئله این نیست. جهالت باعث این کار میشود یا یک فرمول ها و قوانین اجتماعی اشتباه و غلط بر انسان یک ازدواج اشتباه را تحمیل میکند، یا یک ارتباط، یا یک انتخاب یا یک رفتار اشتباه را بر ما تحمیل میکند. امّا هیچ کدام شانس نیست اتفاق نیست. توجه فرمودید. آن هم براساس قانون خودش انجام میشود به هر حال این عالم حساب و کتاب دارد طبق فرمول های فردی و یا اجتماعی یا سنت فردی و اجتماعی کار خودش را انجام می دهد. ما هم می توانیم در این ریاضی شرکت کنیم. سحر هم همین طور است، چشم زخم هم همین طور است. قمر در عقرب هم همین طور است، بنده هم می توانم بیایم در این حساب یک جایی هم برای خودم باز کنم. شما خوب توجه بفرمائید. قانون ریاضی این است که اگر ما از سطحی از کرۀ زمین بالا بروید خفه می شوید. اکسیژن کم است. به طور طبیعی خفه می شوی. این وجود دارد. این دیگر اجتناب ناپذیر است. این دیگر قطعی است. خداوند سیستم را این طور آفریده. شما روی سطح زمین می توانید زندگی کنید، نفس بکشید، امّا آیا من نمی توانم طبق همین فرمول هایی که خدا آفریده و با استفاده از همین فرمول ها یک کاری کنم که خفه نشوم. چرا. زود شمال می روید. سفر زمستان می روید شمال یا سفر تابستان می روید. شما نگاه کنید در آن فضا، سفر زمستانی می کنید، در اتومبیل خودت نشسته ای، بخاری گرم، راحت، قشنگ در این کوهها مسیرت را طی می کنی. اگر قرار است پیاده طی کنی، چه اتفاقی می افتد؟ انسان می مرد. پس به سلطان ما توانستیم چکار کنیم؟ به سلطان یعنی با قدرت و قوه و دخالت ما توانستته ایم چکار کنیم؟ به طبیعت چکار کنیم؟ غلبه کنیم. دعا مثل آب خوردن مثل نان خوردن، مثل تمام اسباب عللی که می شناسیم که در عالم ریاضی است، دعا هم یکی از اسباب علل خداوند است. خود خدا قرار داده است. توجه فرمودید. یک وسیله است مثل همۀ وسیله های دیگر یک نفر عرضه دارد از این وسیله استفاده می کند، یک نفر استفاده نمی کند مثل این که فرض بفرمائید که مامی بخواهیم فیلم برداری کنیم این دوربینی که دارد فیلمبردای می کند، فیلم را نشان می دهد، اگر فیلمبرداری کند، مناسب است و نشان می هد. ولی اگر قرار باشد در تلویزیون نشان دهد به درد نمی خورد. یک وسیلۀ قوی تر می خواهد یا مثلاً می خواهید بالای کوه بروید این طناب شاید تا صد متر به دردتان بخورد ولی اگر بخواهید تا قلّه بروید این وسیله به درد نمی خورد. یک وسیله قوی تر را انتخاب بکنید. توجه داشته باشید که سیستم های معنوی و اسباب علل معنوی مثل اسباب و علل مادی کار می کند. این هم در اختیار شماست. لذا شما باید از آن استفاده کنید. فقط فیزیک و شیمی و جبر و مثلثات عالم نیست. شما انسانید، مظهر خدائید، می توانید با ارتباط با عالم امر چون ما دو تا عالم داریم: یکی عالم ماوراء طبیعت داریم عالم طبیعت که به آن می گویند عالم خلق و عالم ماده و یک عالم امر داریم. عالم امر بیرون از عالم ماده محیط بر عالم ماده دارد را چکار می کند؟ اداره می کند. من می توانم آن عالم بروم و ارتباط برقرار کنم، از فرشتگان کمک بگیرم از خداوند کمک بگیرم از انبیاء کمک بگیرم می توانم بروم به آن سیستم نفوذ کنم، از قوه بالاتری سراغ طبیعت بیایم. وقتی از قوه بالاتری سراغ طبیعت بیایم، پس می توانم استخدام کنم. دیگر نه جادو روی من اثر می گذارد، نه طلسم ها می تواند کاری کند، نه قمر در عقرب می تواند جلوی مرا بگیرد. هیچی. نه چشم زخمی می تواند روی من اثر بگذارد. درست شد؟ پس آن هم همین طور است. فرق بین دو دانش آموز نابغه و خوش فکری که با یک سیستم واحد درس می خواند، یکی از آنها دعا می کند با اونی که دعا نمی کند، همین است اونی که دعا می کند جدای هوش و حافظه و درس و سیستم های تحصیلی از یک نیروی ماوراء این سیستم دارد کمک می گیرد. خوب موفق تر است. اونی که دعا نمی کند فقط با همین سیستم می رود جلو یا موفق است یا موفق نیست. بسته به این است که این مقدار قوه ایی که استخدام کرده با هدفش چقدر تناسب داشته باشد. توجه فرمودید. چقدر تناسب داشته باشد. این ها مجموعه اش جمع می شود نسبت به آن کاری که تو می خواهی انجام دهی اثر می گذارد. یعنی عوامل معنوی و عوامل مادی که جمع جبری می شود و اثرگذار است. بنابراین شما می توانید از آن عوامل هم کمک بگیرید. عوامل کاملاً ریاضی است. ولی این را باید از ذهنمان بیرون کنیم که چیزی به اسم بخت، شانس، قسمت، تصادف و اتفاق در این عالم هست، اصلاً این طور نیست. همه چیز ریاضی دارند ریاضی عمل می کنند. تمام چیزها ریاضی است. دانشمندان می گویند شما اگر یک کاغذ را پرت کنید بالا میزان چرخشی که دارد و جایی که می افتد، کاملاً ریاضی است. الان من این کاغذ را بیندازم بالا، هر جا که افتاد، درسته، روی این چه چیزهایی اثر گذاشته؟ هوای این جا، کُلر، نوع حرکت دست من یک حرکت ریاضی است، از چه مسیری بیارم، با چه قدرتی، این کاملاً ریاضی است. کلر روشن نباشد این، این جا نمی افتد، جای دیگر می افتد. درست شد؟ اصلاً امکان ندارد هیچ کدام از چرخش های که یک برگ که می خواهد از درخت می افتد زمین تمام از نظر ریاضی قابل محاسبه است. یعنی یک سلسله قوای ریاضی اثرگذار هستند تا نوع چرخ ها و مدل هایی که می خورد تا بیفتد زمین، کجا سکون کند، کجا اثر کند، خودش چه اثری بگذارد، تماش قابل محاسبه است. ولی بشر هنوز این قدر اطلاعات ندارد که بتواند مجموع این ها را حساب کند ولی در نزد خدا چیه؟ حساب شده است. این جوری است که یک عقاب بیاید یک مار سمی را بردارد و ببرد در جادّۀ اصفهان روی یک ماشین رها کند بزند چهار نفر را بکشد بعدا هم راهش را بگیرد، ببرد. آن وقت ما می گوئیم ببین تصادف چطوری است. این تصادف نیست. هزاران مسئله جمع شده با پیچیدگی ریاضیات طبیعی و ماوراء طبیعی تا یک عقاب بیاید یک مار سمی را بردارد در جادّۀ اصفهان رها کند مار برود در ماشین چهار نفر را بکشد و در برود. ولی ما نه ریاضیات دنیا را می شناسیم الان کامل که بدانیم طبق چه فرمولی این اتفاقات می افتد ضمناً این دنیا دارد توسط چه اداره می شود؟ توسط عالم امر اداره می شود. یک عالمی ماوراء عالم خلق به نام عالم امر یعنی عالم مجردات تأثیرگذار است در این عالم، فرشتگان تأثیرگذار هستند، خداوند تأثیرگذار است، آن ها را هم ریاضیاتش در دست ما نیست تا بدانیم. توجه فرمودید. بنابراین ما حق ناامیدی نداریم چون واقعاً نمی دانیم در پشت پرده چه خبر است. یک موقعی در اوج ناامیدی هستی عوامل ماوراء طبیعی اثر می گذارند یا خودت دعا کردی یا مادرت دعا کرد یا پدربزرگت یا مادربزرگت دعا کرده، مردم در حقّت دعا کردند اثر می گذارد در حالی که در شرایط عادی امکان یک چنین چیزی وجود ندارد. ولی ماوراء طبیعی اثر می گذارد. کسی که می رود پیش امام رضا (ع) شفا می گیرد، از نظر پزشکی مرده است، از نظر پزشکی تا آخر این معلول است، تا آخر عمر امّا وقتی که می رود شفا می گیرد عوامل خلقی عمل میکند یا عوامل امری؟ عوامل امری. آن دارد اثر خودش را می گذارد. پس این را عزیزان خوب دقت کنید که ما شانس و بخت و اقبال و این چیزها نداریم. به هر حال یا سنت فردی یا سنت اجتماعی، هر دو با دو سیستم خلق و امر اثرگذار هستند. یعنی هم در مسائل فردی هم در مسائل اجتماعی، دو سیستم کار می کنند. مثلاً ما نماز باران داریم یعنی چه، یعنی قاعدتا شرایط جوّی یک جوری هست که حالا حالا باران نمی آید. درست شد. ولی وقتی شما می روید نماز می خوانید باران می آید. این یعنی چه؟ یعنی کمک گرفتن از عالم طبیعت؟ نه. یعنی کمک گرفتن از عالم امر. ماوراء طبیعت کمک می کند تا باران بیاید. پس این امکانات برای ما وجود دارد. لذا ما میتوانیم اگر واقعاً مانعی سر راه ما باشد با پناه بردن به عالم امر، اثر بگذارد. حضرت گفتند این تازه عروس خانم که دارد می رود، تازه عروسی کرده بود، امروز مثلاً می میرد. آن روز گذشت و دیدند نمرد. تا غروب هم صبر کردند. تعجب هم کردند. فرمود بنا بود بمیرد امّا یک صدقه داد او و آن صدقه مرگش را با تأخیر انداخت. صلۀ ارحام کرد. این صلۀ ارحام به عمرش اضافه کرد. یعنی آنی که ریاضیات و شیمی و فیزیک عالم را خودش خلق کرده، اتم، الکترون را پروتون را و نوترون را خلق کرده که میلیون ها و هزاران سال است که در کشفش هستند این فرمول ها را هم این طرف خودش گذاشته مثلا فرض بفرمائید که شما: نارضایتی پدر و مادر اثر وضعی دارد که در زندگی تان. همه حساب و کارتان هم درست باشد به محض این که پدر و مادر از شما برنجند، روی زندگی ات اثر وضعی می گذارد. این قاعده است. مثل این که من بروم آفتاب گرمم می شود. اثر وضعی دارد. به قول حضرت مسیح (ع) در آب رونده خیس شونده است. درست شد؟ نمی شود خیس نشوی؟ فرمول مسائل دنیایی و معنوی این طوری است تو تمام کارهایت هم درست باشد کافی است پدر و مادرت برنجند ازت ناراحتشان کن، بی ادبی کنی، راضی ازت نباشند، اثر وضعی در زندگی ات می گذارد، در خوشبختی ات اثر می گذارند. آن وقت می گویی من همه چیزم درست بود، نوار میثاق مقدس را گوش کرده بودم، با انتخاب رفته بودم، دقیق، با هم بجای یک جلسه، 30جلسه با هم گوش کردیم. تحقیق ها هم همه درست از آب درآمد پس چرا این طوری شد؟ فقط این نیست که. متقابلا جای دیگر هم موثر است. دل کی را شکستی، کجا ظلم کردی، کجا پشت کردی به خدا، این فرمول های اساسی یادتان نرود البته در شب های احیاء داریم بحث می کنیم که مردم هیچ کار دینی شان را به خاطر دنیا تعطیل نمی کنند مگر این که خداوند حتماً یک ضرری بالاتر از آن که فکر نمی کرد، می زند. شما خمس نمی دهید به هوای این که پول بیشتری توی جیبتان باشد اوضاع اقتصادی ات بهتر باشد. خداوند به دنیا دستور داده ضرر بیشتر از آنچه که ندادی به تو بزند. می زند. فرمول عمل می کند. شما یک نفر را تحقیر کن، یک نفر را مسخره کن. یک جا کاری که مربوط به خداست را لنگ بزار، انجام نده، سهل انگاری کن، ضرر می بینی. در حدیث داریم هر چیزی که الهی نیست، ابتر است. دم بریده است. یعنی تو آن نتیجه ای را که می خواهی، نمی رسی. اگر به خاطر مسائل دینی کار الهی را تاخیر انداختی، یا انجام ندادی، یا سهل انگاری کردی، خدا در همان کار به شما ضرر می زند. بله شما میثاق مقدس را گوش کردی، روشت هم درست بودی، انتخاب کردی، می روی جلو، بعد می بینی که شکست خوردید. ببینید کجا خرابکاری کردید؟ چه کسی را تحقیر کردی؟ به کی پُز دادی؟ به کی پز دادی با شوهرت؟ به کی پز دادی با زنت؟ به کی پز دادی با مقام شوهرت؟ دل کی را شکستی همۀ این ها می آید مجموعاً جمع جبری می شود و اثر خودش را می گذارد. مهم ترین کار ما این است که ریاضیات عالم را بشناسیم. کشف کنیم ریاضیات عالم را. ریاضیات عالم دو دو تا چهارتای معمولی که ما فکر می کنیم، نیست.
مطالعات اسلامی و اخلاقی که می کنیم و مطالعاتی که روی اهلبیت می کنیم، یعنی کشف ریاضیات عالم، کشف ریاضیات حرکت از دنیا تا بی نهایت. توجه فرمودید. وقتی می گوید صدقه روز این آثار را دارد، صدقه شب آن آثار را دارد این ریاضیات دارد. شما اگر آثار صدقه روز را می خواهی صدقۀ روز را بده. آثار صدقۀ شب را می خواهی صدقۀ شب را بپرداز. درست شد. می خواهی زلزله آمد تو نمیری، خانواده ات در امان باشند، این ریاضیات است، اثر خاصی را می طلبد. طبق فرمولش عمل کن. بنده مثلاً می خواهم فرض بفرمائید خنک بشوم خوب کلید کُلر را می زنم یا گرم شوم بخاری روشن می کنم. حالا می خواهم امنیت داشته باشم، امنیت فرمول دارد. معصوم نوشته. امنیت فرمول دارد. فرمولش این است که صدقۀ شبت را بپرداز. برو تخت بگیر بخواب. زلزله هم بیاید کاری نمی کند با تو. شما دیدید چند روز چند نفر (8روز،9روز،10روز) در زلزلۀ بم زیر آوار ماندند. از نظر ریاضی کدام عقل قبول می کند که یک نفر ده روز زیر آوار بماند و زنده مانده باشد؟ چند بار شما خواندید که یک بچه از چند طبقۀ ساختمان افتاده و نمرده. یک نوزاد. درسته؟ چون عالم ریاضیات دارد و فقط ریاضیات مادی نیست که اثر می گذارد. آمد و گفت آقا ما یک آدمی هستم که همه اقوام دارند می میرند. هی مرگ و میر در خانه ام زیاد است. چه کنم؟ از مردن خودم هم میترسم. میترسم این چند نفر عضو خانواده ای که داریم، از بین بروند. حضرت فرمود: این دعا را بخواهن. در مفاتیح هم داریم. دعای طول عمر برای خودمان و خانواده. زمان امام هادی یادش می رود زمان امام باقر می رود خدمت امام باقر و می گوید آقا من خسته شدم از بس عمر کردم. پیر شدم. همه هی آمدند و رفتند، مردند. مرگ همه را هم خسته شدم چه کنم حضرت فرمود: دعایت را قطع کن. این دعا را دیگر نخوان. این ریاضیات دارد. می خواهی پولدار بشوی، صدقه بیشتر بده، از نظر مادی خیر زیادی به مردم برسان. امام صادق (ع) می فرماید من هر وقت لنگ می شوم از نظر اقتصادی، صدقه ام را بیشتر می کنم. در بحث انفاق در همین جلسه برایتان خواندم. صدقه ام را بیشتر می کنم. فرمول ریاضی دارد، از آن طرف مال بیشتر سراغمان می آید. «من ایقن بالعوض جاءت بالعطیه» هر کسی یقین داشته باشد که آن طبیعتی که از خودش دور می کند جایش چند برابر می آید، در دادن بهتر عمل می کند. راحتر هست، دیگر بخل نمی ورزد، سختش نیست. این قاعده است. قاعده این است که اگر بچّه ایی از سینۀ مادرش شیر بمکد شیر بیشتری می آید. این فرمول است. قاعده این است که اگر شما از چشمه ای بیشتر آب بردارید بشتر آب می زند. اگر از یک چشمه آب مصرف نکنید، برکت ندارد، این آب نمی دهد بالا. جلوی فیض را می گیرید. قاعده این است که اگر از عملتان، از معنویت، در اختیار دیگران گذاشتید، خداوند به شما علم و معنویت بیشتری می دهد. قاعده این است که اگر شما زکات پرداخت کردید، چه معنوی؛ چه مادی؛ در آن به شما خیر و برکت بیشتر می آید. قاعده این است که اگر امساک کردی، بخل ورزیدی، اونی هم که دارای، ازت گرفته می شود. قاعده این است که اگر شادی، اگر آرامی، اگر امنیت داری، اگر خوشبختی، این خوشبختی را با بقیه چکار کنی؟ تقسیم کنی. خوشبختی را فقط مال برای خودت نخواهی. آرامش را فقط برای خودت نخواهی. شادی را فقط برای خودت نخواهی. کانون گرم خانواده را فقط برای خودت نخواهی. اگر به فکر آرامش و رفاه دیگران هم بودی، خدا بیشتر به تو آرامش و رفاه و مال و برکت می دهد. در حدیث داریم که یک زن و مردی بودند که خداوند مقدر کرده بود سی سال غنی باشند و سی سال فقیر .پیامبر فرمود انتخاب کنید کدام یک را می خواهید. سی سال اول غنی باشید یا سی سال دوم. آن ها گفتند ما سی سال اوّل که را می خواهیم غنی باشیم تا جوان هستیم سرحالیم، غنی باشیم و خوش بگذارانیم که بهتر است. سی سال اول تمام شد. منتظر بودند فقر بیاید سراغشان. دیدند فقر نیامدند سراغشان. رفتند خدمت پیغمبر گفتند آقا این جوری است. چرا فقر نشدیم. فرمود شما این سی سال اوّل را با بقیه تقسیم کردید. اگر خودتان می خوردید و مصرف می کردید. چرا. نوبت فقرتان هم می رسید ولی شما خیلی کسان دیگر را در این ثروت شریک کردید. چون دیگران را در این خوشبختی و سعادت شریک کردید سی سال بعد هم برای شما به غناست. دیگر فقر نیست. ببینید ما باید برویم فرمول های عالم را بشناسیم. این ریاضیات دارد. اگر دودوتا چهارست، در مسائل معنوی همین طور است. مثلاً می گوییم توفیق نصیبش شد ما که توفیق نداریم آقا توفیق هم ریاضی است. شفاعت هم ریاضی است. خوب شما یک کاری کن توفیق نصیبت بشود. کاری کن سعادت نصیبت شود. می گوید آقا نظر خاص حضرت ولی عصر به این بوده. حضرت ولی عصر روی همه نظر خاص دارد. این جوری نیست که کسی عزیزتر باشد یا عزیزدردانه باشد، نه. اگر عزیزتر هست و بیشتر از بنده تحویلش می گیرند، برای اینکه یک فرمول هایی یک عملیاتی ریاضی صورت گرفته که این مسئله دارد انجام می شود. یک امری هست، یک فرمولی هست که دارد این کار انجام می شود. این را باید شناسایی کنید. این که در قرآن این همه می گوید سنّت الله، سنّت الله، برویم سنّت ها را بشناسیم فرمول ها را بشناسیم، کتابی که من به عزیزان پیشنهاد کردم همه بدون استثناء بخوانند. چون خیلی فرمول در این کتاب هست. کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال. ثواب الاعمال فرمول ثواب را می گوید و عقاب الاعمال فرمول عقاب را می گوید. انجام بده. شما امکان ندارد آن جایی که باید لبخند بزنید، لبخند نزنید؛ مگر اینکه یک اثر وضعی در زندگی ات بگذارد. لبخند نزدن یعنی محروم کردن کسی از روی خوش، امنیت و آرامش. این را محروم کن. داد بزن سرش. امکان ندارد دنیا سرت داد نزند. دنیا سرت داد می زند. یک کسی را بترسان، امکان ندارد نترسی. یکی را تحقیر کنی، حتماً خوار می شوی. همۀ این ها فرمول دارد. تمامش فرمول دارد. زورگویی در حق کسی، این قاعده مند است. تمامش فرمول دارد. ما باید این فرمول ها را کشف کنیم. اگر واقعاً می خواهیم خوشبخت شویم. یک کسی فکر کند مثلاً با احاله دادن این امور به اندیشه و فکر و عقل و درایت و زیرکی خودش و میل و سلیقه و سنّت های غلط زندگی، مثلاً ما ترک ها این جوری رسم داریم، ما لُرها این جوری رسم داریم، ما مشهدی ها این جوری هستیم، امکان ندارد این ها در ریاضیات جایگاهی ندارد. ما باید ریاضیات عالم را کشف کنیم. همه چیز دو دو تا چهار تاست. آن را کشف کن عمل کن. «لیس بامانیکم لا امانی اهل کتاب» ببین قرآن چقدر دقیق است نه مفسّرین ما این را خوب تفسیر کردند نه در ترجمه ها این خوب آمده. لیس بامانیکم چند بار در قرآن آمده؟ به میل شماها نیست. به میل اهل کتاب هم نیست. به میل صدام و بوش و آمریکا نیست. فرمول دارد. اگر یک سلسله فرمول هایی برای انقلاب اسلامی جمع شد انقلاب اسلامی می شود آمریکا هم جلویش را هم نمی تواند بگیرد. مجموع فرمول های ریاضی برای ظهور امام زمان (عج) جمع شد، امام زمان ظهور می کند، هیچ کسی هم جلویش را نمی تواند بگیرد. این عالم قاعده مند است. «و ان جندنا لهم الغالبون» این است یک فرمول. سربازان ما هر جا هستند پیروزمندند. شما تاریخ اسلام را مطالعه کنید. یک جا پیروان پیامبران و اسلامیان شکست خورده باشند. آنجائی که طبق ریاضیات عمل کردند. هر جا کم آوردند یا شکست خوردند، تعداد کشته هایشان بیشتر بوده، مال این بوده که به ریاضیاتی که در اختیارشان گذاشته بوده پشت کردند. والا امکان ندارد جندالله پیروز نباشد. امکان ندارد ما مومنی داشته باشیم که این مؤمن شاد و آرام نباشد. امکان ندارد. اگر تو اضطراب داری گرفتاری داری، اگر دلمردگی داری، اگر بلا سرت می آید، مال این است که یک جای قضیه را خراب کردی که با وجود نماز شب، با وجود دعای کمیل با وجود نمازت، با وجود حجت با وجود گریه ات باز آرامش نداری. شادی نداری. دل مردگی داری. یک کاری کردی که این جوری شده. پس این را برای همیشه از گوشمان بیرون کنیم که فکر می کنید یک امر غیرریاضی، تصادفی، بختی، شانسی، بختی در عالم وجود دارد. این طور نیست. همه چیز ریاضی است. «کل شی عندهُ بمقدار» هر چیزی نزد خدا اندازه و قدر دارد و این عالم را این طوری خلق کرده با عالم ریاضیات طبیعی که عمل خودش را انجام می دهد و تخلف هم نمی کند. «لایعصون مماامرالله بهم» معصیت نمی کند قوای عالم، فرشتگان و قوای عالم خدا را معصیت نمی کنند. وقتی که می فرماید تعداد باران و تعداد برفی که می بارد حساب شده است، دیگر شما حدیث مفصل بخوان از این مجمل. تعداد قطرات باران، تعداد برف هائی که قرار است یکجا برود. تمامش ریاضی است و این هم خیلی زیباست که انسان مقداری فکر کند به این قوای عالم تا یک مقدار قلبش خاشع شود تا یک مقدار کیف کند، لذت ببرد، مستی کند. این ها خیلی انسان را سرحال می آورد. خیلی سازندگی دارد که انسان روی ریاضیات عالم فکر کند و بتواند همه چیز را ریاضی ببیند.
با این حساب موفق ترین آدم ها چه کسانی هستند؟ عزیزان. موفق ترین آدم ها در دنیا و در آخرت چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که اطلاعات بیشتری از ریاضیات عالم دارند و این ریاضیات را مراعات می کنند. توجه فرمودید. فرمول ها را چکار می کنند؟ مراعات می کنند. با جهل شما هرگز به موفقیت نمی رسید. «الجهل یفسد المعاد» جهل ابدیت انسان را به خطر می اندازد. درست شد؟ فقط این نیست که ما بگوئیم ما نماز می خوانیم، حج می رویم، حجاب را رعایت می کنیم. همین بس است. آفت ها و مسائل ریاضی باید شناخته بشود و خدای نکرده نشود مثل کسی که امام صادق (ع) فرمودند چه بسا یک نفر شصت سال نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود. این نفهمیدن ریاضیات باعث می شود همانطور که پیغمبر فرمود امت هایی هستند که در قیامت به صورت ده حیوان محشور می شوند. یا امت به صورت ده حیوان مشحور می شوند. این ها کسانی هستند که ریاضیات ساخت و هیئت و شکل انسانی را رعایت نکردند. آن مادری که الان بچّه اش را زیر پُلی انداخته نصف بچه حیوان است نصفش آدم خوب این نصفش حیوان شده در رحم مادر براساس یک سلسله ریاضیات نصفش حیوان شده. اگر مادر فرمول های انسان سازی را یاد می گرفت که چه جوری یک بچّه انسان بیرون دهد، آن را رعایت می کرد. ما هم همین طور هستیم. ما باید یاد بگیریم در رحم مادر در رحم دنیا، حرکت به سمت ابدیت با چه فرمولی سالم متولد می شویم و شاد و آرام و با چه فرمولی ناقص، با چه فرمول بیمار، با چه فرمولی ضعیف و با چه فرمولی سالم و قوی متولد می شویم. این پنج نوع تولد. فرمول های تولد را باید یاد بگیریم و عمل کنیم. (لیس بامانیکم) به میل آرزوی تو نیست. مثلاً نامه نوشته که من می خواهم جزء سربازان ویژه و خاص امام زمان بشوم. من می خواهم جزء 5 زنی باشم که با امام زمان هستند. امانی و آرزوست. اما اگر می خواهی جزء آن5 زن ویژه شوی، یا جزء سربازان ویژ شوی، یک ریاضیات خاص خودش را دارد. با این نحوه ارتباطات، و انتخابات و رفتارهای که تو داری، به آن نتیجه نمی رسی. من دوست دارم پزشک شویم. اگر می خواهی پزشک شوی، فرمول دارد. باید بیایی بروی درس ها را بخوانی، کنکور بدهی و در دانشگاه قبول شوی، در مدت تحصیل هم خوب درس بخوانی تا پزشک قابل و لایق شوی.والا امکان پذیر نیست. در دعای امروز داریم که دعای پنج شنبه می شود. داریم: «اللهم الرزقنی خیرَهُ و خیر ما فیه و خیر ما بَعدهُ و الصرف عنی شرَّهُ و شَرَّ ما فیه و ما شر ما بَعدَهُ».
من تأکید می کنم به عزیزان که هیچ روزی را بدون دعا و زیارت روز آغاز نکنند. اگر شما مقید به دعا و زیارت روز و مقید به صدقه روز باشید، بسیاری از آفات از شما دور می شود. زندگی خیلی خوبی خواهید داشت. بعد اگر بلایی هم بیاید دیگر امتحان هست و هدیه است. دیگر هیچ اشکالی ندارد. شر نیست. خیر است. اگر هم بیاید، باطن خیر قشنگی هم دارد.
خدایا «اللهم الرزقنی خیرَهُ» هر چه که خیر در این روز پنج شنبه هست. و خیر ما فیه و هر چی خیر در این روز پنج شنبه است، و خیر ما بَعدهُ و هر چی خیر بعد از روز پنج شنبه است را نصیب من کن. شما روز پنج شنبه به خداوند عرض می کنید. به خداوند یعنی به کی؟ یک کسی که تمام اسباب و علل در دست اوست. می گوید خدایا این خیرها را نصیب من بکن. خیرهای بعد از پنج شنبه را هم به من بده.
و الصرف عنی شرَّهُ شر روز پنج شنبه و شر ما فیه، و شر بعد پنج شنبه را از من دور کن. شما دیگر به حق تعالی توسل کردید. این هم مثل این است که وارد ریاضیات عالم شدید با دعای که کردید و اثرگذار شدید در این قضیه. برای همین در روایت دارد که: آیا شما را به اسلحۀ انبیاء دلالت کنم (دعا) دعا اسلحۀ انبیاست. انبیا با اسلحه بر طاغوت های مصلح به تنهائی غلبه کردند. این دعا انقدر موثر است. صدقه همین طور. دعا همین طور. ذلت بردن در درگاه خدا. دست از تکبر و نخوت برداشتن در مقابل حق تعالی و این که از بُن دندان اعتقاد پیدا بکنیم که لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اعتقاد پیدا بکنیم که لا مؤثر فی الوجود الی الله. اگر این را به آن اعتقاد پیدا کنیم همه چیز در دست ماست. در روایت داریم که بزرگ ترین اسلحه ای که خداوند تبارک و تعالی، بزرگترین چیزی که خداوند به رسول خدا داد، چی بود؟ این بود که لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم. یعنی کلید دستشان هست. این دست شما باشد. هر جور دست شما باشد شما هر کاری که بخواهید شما با آن می کنید.
پس این مسئله را بگذاریم کنار که شانس، بخت، قسمت و اتفاق و از این حرف ها هیچ کدام صحت ندارد. همه چیز ریاضی است و ریاضیات عمل می کند. خوشبخت ترین آدم ها کسانی هستند که این ریاضیات دنیا را کشف می کنند، مطالعه در ریاضیات عالم می کنند و آن را عمل می کنند. اما ریاضیات عالم تخصصی است. شما اگر بخواهید ریاضی، فیزیک، جبر، شیمی یاد بگیرید، می روید پیش استاد کی؟ استاد ریاضی. درسته؟ ریاضیات عالم یعنی هفت دسته اطلاعات تخصصی هست تا همه راضیات عالم به دست انسان برسد. شناخت قبل از دنیا. شناخت بعد از دنیا. شناخت طبیعت، شناخت جسم، روح، ، رابطۀ جسم و روح و رابطۀ جسم و روح با طبیعت. این ها را غیر از خدا و معصوم هیچ کسی این اطلاع ریاضی را در دست ندارد. بنابراین ما فقط باید برویم سراغ خداوند و متخصص و معصوم و از آنها ریاضیات عالم یاد بگیریم. چون هیچ کس نمی تواند این ها را کشف کند. بشر اگر هزار سال هم عمر کند و ده هزار سال دیگر کار تحقیقی کند، نمی تواند بفهمد که ربط بین صِله ارحام با طول عمر چیه. اونی که ریاضیات عالم را خلق کرده به ما می گوید. رابطۀ بین صدقه و محفوظ ماندن چیست. ربط بین لقمۀ حرام با قساوت قلب چیست. این ها را ریاضی دادن بزرگ عالم، خالق و رب العالمین فقط می داند. برای همین پیامبر در غدیر خم فرمود هر چه تا قیامت احتیاج دارید من برایتان گفتم دو چیز را برای شما به یادگار می گذارم اگر به این دو بچسبید در کنار حوض کوثر با من خواهید ماند. به هیچ چیز غیر از این دوتا احتیاج ندارید. کتاب الله و عترتی. دو مرکز تخصصی بزرگ. دوتا منبع تخصصی بزرگ. بشر تا الان هر نکبتی نصیبش شده مال کنار گذاشتن این ها است. یا قرآن را کنار گذاشته، یا معصوم ما کنار گذاشته یا کتاب را. و ما تا نرویم معصوم را بیاوریم تا نرویم در خانۀ امام زمان باید پاسخ گوی اشتباهات ریاضی در نظام فردی و اجتماعی و دنیا و آخرتمان باشیم. اگر ریاضی دان بالای سرمان باشد آنوقت فرمولها را به ما یاد میدهد و ما هم درست عمل خواهیم کرد.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین.