جلسه 004 - سحر و جادو
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - سحر و جادو

بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

بحثمان را دربارۀ مسئله سحر و جادو ادامه می‌دهیم، از مجموعۀ مطالبی که در این آیه شریفه گذشت، این را به دست می آوریم که چیزی به نام سحر و جادو واقعیت دارد و اثرگذار است. چون قرآن می فرماید که این ها به خاطر این که گرفتار سحر بودند و از این سحر استفاده های بدی می کردند، خداوند دو فرشته به نام های هاروت و ماروت را فرستاد تا به این ها یاد بدهند که چگونه آثار سحر را نابود کنند و از بین ببرند و از آن استفاده نابه جایی نکنند، بنابراین اثر داشته که خداوند دو فرشته را فرستاده برای جلوگیری از آثار سوء آن، و خود تعلیم سحر هم همین را می رساند و این که این ها به جای این که از آموزش های هاروت و ماروت استفاده بکنند و آثار منفی سحر را از بین ببرند، آمدند آن جنبه های منفی را گرفتند و خودشان تبدیل به ساحر شدند، با این که هاروت و ماروت به این ها یاد داده بودند که استفاده های بد از این ها نکنند و این آموزش یک نوع آزمایش هست. پس سحر واقعیت دارد و دارای آثار هست، و یکی از آن آثار این است که: یُحَرِّقُونَ بِهِ بَینَ المَرءِ وَ زَوجِه. به وسیلۀ سحر رابطه زن و شوهر را خراب می کنند به هم می زنند، که پس می شود از طریق سحر و جادو کارهایی را انجام داد، یک سلسله آثار دارد که به هر حال این ها هست، واقعیت دارد، نکته ای که هست، که معمولاً به آن توجه نمی شود. این هست که خداوند تبارک و تعالی می فرماید که وَ ما هُم بِضّارّینَ بِهِ مِن اَحَدٍ اِلاّ بِاِذنِ الله. ساحران هرگز نمی توانند به وسیله سحر به کسی آسیبی برسانند مگر به اذن خدا، این یعنی چه، مگر به اذن خدا، قبلاً شاید یکی دو نوبت راجع به این مسئله صحبت کرده باشیم که انتصاب کار به خدا چگونه هست. چون خیلی مهم است، این بحث انتصاب کارها به خداوند، و یک مقدار حساسیت و پیچیدگی خاصی دارد. «اِلاّ بِاِذنِ الله» یعنی مگر با اجازۀ خدا، سحر آسیب نمی رساند مگر با اجازۀ خدا، یعنی خدا اگر اجازه بدهد چرا می شود، یا مثلاً قرآن می گوید: اِلاّ اَن یَشاءَ الله مگر خداوند بخواهد، اگر خدا بخواهد فلان کار می شود. اگر خدا بخواهد یا اگر خدا نخواهد نمی شود، یا مثلاً دربارۀ این که یک نفر را خداوند به او عزت بدهد. تُعِزُّ مَن تَشاء و تُذِلُّ مَن تَشاء هر کسی را خداوند تبارک و تعالی بخواهد عزیز می کند. هر کس را بخواهد ذلیل می کند، «یَهدی بِهِ مَن یَشاء وَ یُضِلُّ بِهِ مَن یَشاء یا یَهدی بِهِ کثیراً و یُضِلُّ بِهِ کَثیرا، یَهدی مَن یَشاء و یُضِلُّ مَن یَشاء»، هر کس را بخواهد هدایت می کند و هرکس را بخواهد گمراه می کند، این انتصاب ها چیست به خداوند، که خداوند عده ای را گمراه می کند یا باعث می شود عده ای ضرر ببینند، عرض کنم خدمتتان که عده ای منحرف بشوند، عده ای سحر بَر رویشان اثر بگذارد، به چه معناست این، الان فرصت نیست من توضیح کافی بدهم در جلسات گذشته ما توضیح دادیم، ببینید خداوند تبارک و تعالی همان طور که در قرآن فرمود، همۀ مردم را دوست دارد، رحمان است، رحمان است یعنی نسبت به همۀ موجوداتش رحمت دارد، یک رحمت عام و شامل دارد، و در قرآن فرمود: هدف از خلقت انسان این است که به انسان رحمت بکند خداوند، رحمتش را شامل حال انسان بکند، وَ لِذلِکَ خَلَقَهُم، خداوند انسانها را برای رحمت خلق کرده است. همه بندگان خود را دوست دارد. إن الله بالناس لرؤف رحیم. خداوند نسبت به مردم بسیار رؤف و مهربان است، بنابراین این خدایی که این طوری است، دوست دارد، همه انسان ها هدایت شوند دوست دارد، همۀ انسان ها به بهشت بروند، دوست دارد همه انسان ها شاد و خوشحال باشند، آرام باشند، زندگی خوب و مرفهی داشته باشند، این جوری است دوست دارد بنده هایش این طور باشند، برای این که بندگانش خوش باشند، خوب باشند، راحت باشند، هدایت یافته باشند، آرام باشند، فرمول هایی را هم معین کرده، دستوراتی را داده که انسان با رعایت آن دستورها یک زندگی خوب خواهد داشت، چه از نظر معنوی، چه از نظر مادی، بعد این دستورات را توسط انبیاء (ع) فرستاده، خداوند زوری کسی را خوشبخت نمی کند، به زور کسی را خوشبخت نمی کند، می گوید من راه را نشان دادم، اِنّا هَدَیناهُ السَّبیل اِمّا شاکِراً و اِمّا کَفُورًا، راه را نشان دادم، کسی می خواهد شاکر باشد، شکر یعنی چه، یعنی بگویی تشکر می کنم خدایا، الحمدلله، شکر یعنی استفاده از نعمت یعنی این نعمت هدایت راه و فرستادن پیغمبر و امام، از آن می تواند خوب استفاده کند، با آن ها پیوند خوب برقرار کند، از نعمت قرآن، امام، فطرت، عقل، کتاب، و هدایت استفاده کند، وَ اِمّا کَفُورا، یا این که کفر بورزد، کفر بورزد یعنی چه، یعنی قدر این ها را نداند، رابطه اش با این ها را خراب بکند، انسان چون مختار است، خداوند اجازه داده که انسان با اختیارش راه را بپذیرد یا نپذیرد، توجه فرمودید، این اجازه را داده، برای هر انتخابی اثری خداوند تبارک و تعالی گذاشته، برای هر انتخابی، یک اثری گذاشته، بعد راه های مختلف را نشان داده می گوید هر کدام را که شما انتخاب کنید آن اثر را حتماً خواهید دید، مثلاً یک ظرف داغ هست، آب جوش هست، من اگر بخواهم یک جا این را بخورم، بریزم توی دهانم، بکشم بالا، چه می شود، دهنم می سوزد، این اثر آب جوش است، خنک تر باشد نَه، درست شد، بنده الان با یک انگشت بزنم روی این میز، طبق قانون فیزیک به مقداری که من نیرو به میز وارد می کنم، میز هم نیرو وارد می کند به دست من، حالا زیاد نیرو وارد بکنم، یک مقدار نیرو وارد بکنم اشکال ندارد، حالا اگر بخواهم یک نیروی قوی وارد بکنم همین نیرو هم به چه وارد می شود، به دست من، درست شد، حالا بیست نیوتن است، بیست و یک نیوتون است، بیست و دو نیوتن است، بیست و سه نیوتن است، به تعدادی که این نیرو می رود بالا، فشار می دهم که به دست می آید چیه؟ بیشتر است، این ها تمامش فیزیکی است که خداوند خلق کرده، یعنی دقیقاً «قد جَعَلَ اللهِ لِکُلِّ شَئً قَدرا»، خداوند برای هر چیزی قدر و اندازه قرار داده، شما هر وقت قدر ببرید، آثار می گیرید، اثر را به آن می گویند قضا، انتخاب را می گویند قدر، ارتباط را به آن می گویند قدر، رفتار را به آن می گویند قَدَر، شما هر رفتاری که انجام بدهید. هر انتخاب که بکنید و هر ارتباطی که برقرار کنید، یک قضا دارد، قضا دارد یعنی چه، یعنی اثردارد، دو تا هیدروژن و یک اکسیژن را ترکیب کنید، این می شود قدر، قضایش چه می شود، آب می شود، اگر ترکیب را به هم بزنی، یک قَدَر دیگر هم هست و ترکیب چی می شود؟ یک چیز دیگر می شود، یعنی قضای یک چیز دیگر از کار در می آید، قضا یعنی حکم، نتیجه، اثر. بنابراین هر تصمیمی در این عالم، چون همه چیز کاملاً ریاضی است، تمام چیزهای عالم ریاضی است، به محض این که شما انتخاب می کنید، یک قَدَری را، چه در امور مادی، چه در امور معنوی، قضایش همان لحظه سر شما می آید، این جزء قضا و قدر الهی بود، با سرعت زیادی می رفت، یک دفعه سرعتش را رساند به حدوداً صد و شصت کیلومتر، به سرعت داشت می رفت، یک لحظه یک ماشینی آمد جلو ماشین ما و ماشین ما برای این که به ایشان نخورد، این اتومبیلی که ما داشتیم برای این که به ایشان نخورد، سرعتش را کم کرد، سرعتش را یک چهل کیلومتری آورد پایین، تو همین لحظه لاستیک تَرکید، ماشین از تعادل خارج شد، همین جوری یک مقداری رفت این طرف و آن طرف ایستاد، یک جایی ایستاد و متوقف شد، حالا اگر شما روی صد و شصت کیلومتر لاستیک می ترکید چه اتفاقی می افتاد، یعنی قدر ما چقدر بود، صد وشصت بود، اگر لاستیک می ترکید کنترل اتومبیل چی بود؟ سخت بود. شاید مَحال بود. ولی وقتی قدر ما شد صد و بیست تا و لاستیک ترکید، در اثر یک قدر دیگه لاستیک ترکید، قضایش این بود که ما اتومبیل را کنترل کردیم، اگر ما نمردیم، طبق چه ما نَمردیم، باز هم طبق قضا و قدر الهی بود، یعنی وقتی می گوییم قضا و قدر است، نه این که خدا نشسته آن جا می گوید که این بمیرد، او نمیرد، این را توجه کنید، این طوری نیست، این خوشبخت بشود، او خوشبخت نشود، این ازدواج بکند، او ازدواج نکند، این طوری بشود، نه این طوری نیست. قَدَرها را کی انتخاب می کند؟ خودمان محیط انتخاب می کند، گاهی وقت ها ما نوعی از تصمیم ها را در زندگی می‌گیریم که خداوند یک قدرهای خاصی، یک قضاهای خاصی را برای ما ایفا می کند. خدا هم برای بنده اش قضای بد نمی خواهد، هر چه که بشر انتخاب می کند، مال خودش است. ما اَصابَکُم مِن مُصیبةٍ فَبِما کَسَبَت اَیدیکُم، هر چه سرتان می رسد از دست خودتان است، خودتان عاملش هستید. البته گاهی وقت ها انسان چیزهایی را در زندگی تجربه می کند، سرش می آید که خودش دخیل ظاهراً نیست، مثلاً پدر من این است، مادر من این است، یا مثلاً فلان اتفاق افتاده، فلان کس در حق من ظلم می کند، خوب خداوند تبارک و تعالی به فضل خودش حتماً جبران خواهد کرد، ولی دقت بکنید، اگر خداوند می گوید هر کس را بخواهد هدایت می کند، هر کس را بخواهد گمراه می کند، هر کس را بخواههد عزت می دهد هر کس را بخواهد ذلیل می کند، یا جادو و سحر اثر می گذارد مگر به اذن خدا، این به عنوان تابع، یادتان نرود، این کلمه یادتان نرود، خداوند به عنوان تابع نسبت به رفتار بندگانش عمل می کند، یعنی بعد از این که عقل و آگاهی و شعور و کتاب و پیغمبر و همه چیز را داد، منتظر می نشیند، ببیند تو چه کار می کنی، تو هر کدام از قَدَرهایی که گذاشته انتخاب بکنی، یک قضا سرت می آید، اگر آشتی با خدا کردی، به حرف دین گوش کردی، به حرف پیغمبر گوش کردی، به هر مقدار که می روی نسبت به خدا نزدیک تر می شوی، خدا معشوق عزیزی است که برای ما رسولانی را فرستاده که ما را پیش خدا ببرند، هر مقدار که به آن رسول ها اعتماد کنیم، باورشان داریم، یقینشان داریم و دستمان را به دستشان می دهیم و با آن ها راه می رویم، به خدا چه می شویم نزدیک می شویم، به هر مقدار که نافرمانی می کنیم، ناسپاسی می کنیم، قهر می کنیم، غفلت می کنیم، دستمامن را می کشیم، توقف می کنیم، پشت می کنیم، در هر حرکت ما توقف، کندی سرعت، یا خدای نکرده ، حرکت قهقرایی، صورت می گیرد. بنابراین اگر می گوییم جادو و سحر اثر نمی گذارد روی کسی، مگر به اذن خدا، یعنی واقعاً این جوری نست که جادو و سحر بتواند از ما اختیار را بگیرد مگر این که ما خودمان زمینه اختیار را از خودمان چه کار کنیم سلب بکنیم، وقتی که به اذن خدا همۀ کارها انجام می شود، شما یعنی مسبب الاسباب و علت العلل خداوند تبارک و تعالی است، اگر با خدا هماهنگ باشید، نزدیک باشی، کارهایت را ردیف کرده باشید، به قول امروزی ما، در صلح باشی با خدا، بقیه مسائل را خدا به عهده می گیرد، درست شد، این جور نیست که سحر روی هر کسی اثر بگذارد، مثلاً به این مُفتی ها که ما فکر می کنیم یک نفر بشیند دکان باز کند و پولی بگیرد از دیگران مثلاً دویست هزار تومان بده من فلانی را بَختش را ببندم، دویست هزار تومان بده باز بکنم، دویست هزار تومن بده نمی دانم مطیع تو می کنم او را، دویست هزار تومان بده محبت تو را تو دلش می اندازم، دویست هزار تومان بده در رابطه ات، تنفر ایجاد می کنم، این حرف ها نیست، این جوری به این شکل که بیاید از ما چه کار بکند، اختیار را سلب بکند، این جوری نیست، مگر این که ما خودمان زمینه تأثیر سِحر را چه کار کرده باشیم فراهم کرده باشیم، درست شد، مثلاً بنده می آیم لاستیک غیر مناسب انتخاب می کنم برای اتومبیلم، بعد هم یک سرعت خیلی زیاد را در جاده می روم، لاستیک دوام نمی آورد، داغ می کند، می ترکد، بعد هم می خورم به دیوار می میرم. یعنی زمینه این تصادف و اثرگذاری و مرگ را کی فراهم کرده؟ خودم، فراهم کردم، مسواک نمی زنم، دندان درد می گیرد، عفونت می کند، بعد هم دردش هم عفونتش، هم ناراحتی قلبی که بعداً در اثر عفونت دندان سراغ من می آید، سردردهایی که سراغ من می آید مال این است که من رفتم، این زمینه تأثیر میکروب ها و عفونت های دندانی را خودم برای خودم فراهم کردم. توجه کردید. بهداشت را رعایت نمی کنم، غذای مناسب نمی خورم، درد می گیرد، بعد دلم دردمی گیرد، مریض می شوم، به خانم می گویند، مثلاً شما از این سن تا این سن حتماً باید روزی یک تا سه لیوان شیر بخوری یا فلان میوه را بخوری یا فلان غذا را بخوری، مقدس بازی اش می گیرد نمی خورد، بهانه می آورد، دوست ندارم، چنین، اثرش این است که چهل سالش که می شود، پوکی استخوان می گیرد، کمردرد می‌گیرد، گرفتاری های زیادی دارد، دستش را درد می گیرد، مفاصلش درد می گیرد، می خواهد یک چیزی ببیند باید عینک بزند، خیلی زود به عینک زدن می افتد، دیگر عرض کنم خدمتتان که و گرفتاری های دیگر، پس زمینه تأثیرگذاری همان طور که در میکروب ها و آفات خارجی را خودمان فراهم می کنیم، در زمینه مسائل معنوی و روحی را خودمان زمینه را فراهم می کنیم، اگر سحر روی یک نفری اگر می شود، به خاطر این نیست که سحر قوی است، به خاطر این است که این شخص ضعیف است، یعنی خودش زمینه ایجاد تأثیر آن سحر و جادو را در خودش ایجاد کرده است و چون سحر اثرگذار نیست و مَاهُم، خدا دارد گزارش می دهد از خلقت خودش، وَ ماهُم بِضارّینَ بِهِ مِن اَحَدٍ اِلاّ بِاِذنِ الله، چون جز به اذن خدا اثر نمی گذارد و ضرری نمی تواند برساند سحر و جادو به کسی، بنابراین باید تو رابطه ات را با کسی که همه چیز در دست اوست و جلو همه تأثیرات بد را می گیرد، رابطه ات را باید تقویت کنی، اَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء، این یَکشِفُ السُّوء، کار کشف سوء با کیه؟ برطرف کردن بدی ها با خداوند تبارک و تعالی است، درست شد، این با خدای تبارک و تعالی است، بنابراین اگر شما رابطه ات را با خداوند قوی بکنی، این تقویت رابطه هم چند جور است، یعنی آثاری که ما می‌توانیم داشته باشیم، کارهایی که ما می توانیم انجام دهیم تا شَری متوجه ما نشود.

چند جور ما آثار داریم که اگر این ها را ما رعایت کنیم، شر سراغ ما نمی آید و اگر بعد از رعایت این ها چیزی سراغ ما می آید و اگر بعد از رعایت این ها چیزی سراغ ما آمد، اول خیر است، آن یک هدیه است که ظاهرش ممکن است بد باشد، اما باطنش چیست، بسیار زیبا و خوب است.

پس ما با اختیار خودمان باید کاری بکنیم که این ها به سراغ ما نیاید، این آثار را روی ما نگذارد. برای این که روی ما سحر و جادو اثر نگذارد، هر چقدر هم شخص قوی باشد، اول این یک نکته را خدمتتان عرض کنم که، صدی نودو نه آدم هایی که می آیند ادعا می کنند که مثلاً دعا می کنند، سحر می کنند، جادو می کنند، بخت می بندند، باز می کنند، دعای چی چی می دهند، واقعاً اثری ندارد، در آن ها ممکن است یک درصد واقعاً کسانی باشند در این فن خِبره باشند و بتوانند آسیب برسانند، اصلاً ما نمی گوییم یک درصد، می گوییم صد در صد، صد درصد همۀ کسانی که در جامعه دارند، مشغول این کار زشت هستند اثرگذارند. درست شد، اثر این ها از اثر خدا و اثر ارادۀ ما بیشتر نیست، این یادتان باشد، از اختیار ما بیشتر نیست، از تصمیم هایی که ما می توانیم بگیریم بالاتر نیست، یعنی سحر و جادو تأثیر دارد، اما نه این جور که از ما سلب اختیار بکند، می توانیم این کار را بکنیم، درست شد، چند تا راه وجود دارد، که من حالا راه ها را می گویم که بدانیم عزیزان چه طوری می توانیم این شرها و آفت ها را دور بکنیم، یکی صمیمیت و اصلاح رابطه با خدا است، اساساً خود شخص، قلباً با خدا در صلح و پیوند باشد، توجه فرمودید، یعنی در مقام جنگ با خدا نباشد، در مقام مقابله با خدا نباشد، عمداً گناه نکند، چون گناه درون را ضعیف می کند، و انسان به شدت آسیب پذیر می شود، مثل یک میکروبی هست که می آید در درون انسان، و یواش یواش رشد می کند و ضربه می زند، این یک نکته است که انسان در صلح باشد با خداوند، در روایت داریم، هر کس بین خودش و خدا را صلح بدهد و اصلاح بکند، خداوند بین او و همۀ امور را اصلاح می کند، یعنی اگر شما در ارتباطت با دنیا، غم و غصه و پژمردگی و افسردگی داری می بینی مال این است که رابطه ات را با مسبب الاسباب چه کار کردی، خراب کردی، به خصوص بعد از خداوند تبارک و تعالی وجود مقدس آقا امام زمان (ع) محور هست، وقتی شما با محور خلقت با قطب عالم رابطه ات ضعیف باشد، خوب در همه جا آسیب می بینی، این یک نکته که من الان می خواهم راجع به این بحث بکنم، ببینم ما رابطه مان با امام زمان واقعاً چه جوری است، در صلحیم با او از ما شری متوجه او، اذیتی متوجه او می شود یا نمی شود، خوب اذیت بکنیم، اذیت هم می بینیم دیگر، به طور وضعی این جوری است شما، وقتی با مسبب الاسباب ارتباطت ضعیف است، سقوط می کنی، یعنی تو فاصله می گیری از امام زمان، وقتی هم فاصله بگیری یعنی از رحمت فاصله می گیری، وقتی فاصله بگیری خوب بلا سرت می آید، بلا سرت می آید، یک قصه ای بود من برای بچه ام می خواندم، کوچک که بود، سه چهار سالش بود، یک قصه ای بود، هر شب که این جوجه چه جوری بود، با مادرش می رفت گردش، چنین می کرد، چنان می کرد، بعد شروع مصیبت های این جوجه از این جاست، یک قدم دورتر از مادر شد، یعنی به محض این که از مادر که کانون دفاع و عاطفه است انسان دور می شود، شروع چیه، شروع گم شدن هاست که دیگر گم می شود و خلاصه و دردسرهایی دارد این جوجه که دوباره برمی گردد به دامن مادرش، این جدایی ما از امام زمان (ع) به عنوان کانون رأفت خدا، رحمت خداوند تبارک و تعالی این بسیار خطرناک است، بنابراین یکی از کارهای مهم این است که اگر کسی واقعاً انس بگیرد با حق تعالی و با وجود مقدس امام زمان دائماً در کَنف هدایت او و حمایت او است، آسیبی به او نمی رسد، در ادعیه ما زیاد داریم که الان من فرصت نمی کنم این دعاها را بخوانم.

عامل دوم که می تواند کمک بکند، درخواست است، این چیز طبیعی است، وقتی شما می روی به یک دشمن هم پناه می بری، خیلی وقت ها دشمن کمکت می کند، توجه فرمودی، دشمن کمکت می کند، با این که دشمنت است، اما وقتی به او بگویی من به کمک تو احتیاج دارم، خواهش می کنم به من کمک کن، ممکن است به تو کمک بکند، زیاد شده دشمن به دشمنش کمک کرده، چه برسد به یک دوست، به یک کسی با ما دشمن نیست، و چه برسد به امام زمان، چه برسد به خداوند که عین رحمت و رأفت به ما هستند، اگر شما بروی از آن ها کمک بگیرید کمک نمی کنند به شما، قطعاً کمک می کنند، درخواست خیلی مهم است، خود خدا هم در قرآن فرمود قُل ما یَعبَؤُکُم رَبّی لَو لا دُعانُکُم، بگو پروردگارم به شما هرگز توجهی نمی کند اگر اهل دعا نباشید، اگر اهل درخواست و دعا نباشید کسی به شما توجهی نمی کند، دعا اسلحۀ مؤمن است خیلی مهم است، می خواهی به شما اسلحه ای یاد بدهم که حق قضای الهی را هم، حتی جلو قضای الهی را بگیرد، این قدر مهم است این دعا، اسلحه، می تواند جلو قضا را، وَ لا یُبرِمُ اِبرامً، یعنی اگر خدا گفته که قطعاً بمیرد امروز، می گوید دعا می تواند برطرفش بکند، دعا می تواند، شما قوم یونس را نگاه کنید، یونس از قوم رفت، از بین قومشان، عذاب نازل شد، علائم عذاب که آمد، این ها که مشمول عذاب می شدند، این ها همه شروع کردند به دعا، دعا برطرف شد، بلا برطرف شد، معذرت می خواهم، گفتند بفرمایید یا رسول الله. آن اسلحه چیست، فرمود دعاست، دعا، اصلاً فرمود عَلَیکُم بِسِلاحِ الاَنبِیاء، بر شما باد که از اسلحه انبیاء کمک بگیرید، شما اگر نگاه کنید در قرآن زندگی انبیاء را که نگاه کنید می بینید که قسمت زیادی رَبَّنا داریم، رَبِّ داریم در قرآن، این ها اسلحه شان این بود یعنی سر جا پیغمبری، ولی خدایی، گرفتار می شده است بزرگ ترین اسلحه اش این بوده که فقط از خدا می خواسته، یعنی این ها چون در توحید قوی بودند، اصلاً کسی را، چیزی را به عنوان اثر گذار نمی دانستند فقط تنها کسی را که از او کمک می خواستند کی بوده، خدا، موسی وقتی آب می آورد برای دختران شعیب، یک گوشه ای که می نشیند گرسنه اش می شود، پیغمبر خداست، فرهنگ را نگاه کنید، چقدر این فرهنگ بالاست، وقتی گرسنه اش می شود، از خدا غذا می خواهد، رَبِّ اِنّی لِما اَنزَلتَ اِلَیَّ مِنَ الخَیرِ فَقیر، خدایا من محتاج فضل تو هستم، آن چه که از خیر نازل کنی بر من، من فقیر او هستم، یعنی متکبر نیست که الان فکر کند تو جیبش صدهزار تومان است، خوب می روم چلوکبابی، بهترین غذا را می خورم، می روم رستوران بهترین غذا را می خورم، به آنی که دست خداست بیشتر اعتماد دارد تا پولی که دست خودش است، یعنی باز هم می فهمد، که اگر هم با پول خودش دارد می رود می خورد، از دست خدا دارد می خورد، اَلحَمدُالله، اگر ما الان امنیت داریم از خداست، سلامت داریم از خداست، می شنویم از خداست، می بینیم از خداست، می توانیم بخوریم از خداست، درست شد، این از خداست، می رود حمد خدا را به جا می آورد، شکر خدا را به جا می آورد، دعا فوق العاده مهم است، حالا این دعا را نگاه کنید، دعایی که عصرهای جمعه، دعای سمات که می خوانیم، اللهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعاء، خدایا به حق این دعایی که می خواندم، وَ بِحقِّ هذِهِ الاَسماءِ الَّتی لا یَعلَمُها تَفسیرَها وَ لا یَعلَمُها باطِنَها، وَ لا یَعلَمُ باطِنها غَیرُک، به حق این اسمائی که تفسیر و باطنش را کسی غیر تو نمی داند، از تو می خواهم که درود فرستی بر محمد و آل محمد، وَافعَل بی ما اَنتَ اَهلُهُ و لاتَفعَل بی ما أَنَا اَهلُه، این خیلی زیبا است، یعنی یک خط است ولی همه کار را می کند، می گوید خدایا من هر که باشم، لیاقت ندارم، تو با من براساس شایستگی ام عمل نکن، براساس آن که تو خودتی، اهلش هستی عمل کن، براساس کرم و فضل خودت، به من نگاه نکن، وَافعَل بی ما أَنتَ اَهلُه، دعای خوبی است، برخی از اولیای الهی در قنوت هم دارند، دائماً آن کاری را بکن که تو اهلش هستی، وَ لاتَفعَل بی ما أنَ اَهلُه، با من آنی که من اهلش هستم رفتا، یک کلمه به خدا بگوییم، خدایا بی خیال شو، من به تو پناه آوردم، کسی هم جز تو نمی شناسم و ندارم، خیلی کمک می کند.

انسان وقتی مضطر می شود، خیلی خوب دعا می کند، وَاغفِرلی مِن ذُنُوبی ما تَقَدَّمَ مِنها وَ ما تَأَخَّرَ، این ها آداب دعا است، خدا، استغفار کردن آداب دعاست، خدایا گناهان گذشته و آینده من را ببخش و بیامرز وَ وَسِّع عَلَیَّ مِن حَلالِ رِزقِک، خدایا رزق حلالت را به من توسعه بده، وَ اکِفنی مَؤُنَةَ اِنسانِ سَوء، خدایا من را از شر آدم های بد کفایت کن، آدم بد، هر کس آدم بدی است نگذار شرش به من برسد، وَ جارِ سَوء، از همسایه بد، وَ قَرینِ سَوء، همنشین بد. و سلطان سوء حاکم بد. حالا نگاه کنید

اجابت کن ای رب العالمین، خوب، حالا نگاه کنید در نسخه دیگر دعای سمات، این است که بعد می گوید وَاکفِنی مَؤُنَهَ اِنسانَ سَوءً وَ جارِ سَوءِ و سُلطان سَوء و قَرینِ سَوءَ می گوید که وَ یَومِ سَوء، از روز بد هم مرا نجات بده و روز بد، وَساعَةِ سَوءِ ازساعت بد هم من را نجات بده، وَ انتَقِم لی مِمَّن یَکیدُنی، انتقام بگیر از کسی که به من کلک می زند و کِیدی کند با من، وَ مِمَّن یَبغی عَلَیَّ، کسی که ظلم می کند به من وَ یُریدُ وَ بِاَهلی وَ اَولادی وَ اِخوانی وَ جیرانی وَ قَراباتی مِنَ المُؤمِنینَ و المُؤمِنات ظُلماً و می خواهد به من اهلم، فرزندانم، برادرانم، همسایگان و نزدیکانم از مؤمنین، زن های مؤمن، مردهای مؤمن، ظلمی بکند، نگاه کن، دعا همه را دربرمی گیرد، دعا چقدر قشنگ است، یعنی یک مؤمن گاهی وقت ها بلا را از یک جامعه چه کار می کند؟ رفع می کند، بعضی وقت ها داریم، بر سر یک قوم، یک سر جامعه بلایی می خواهد بیاید که خداوند با سجده و دعای یک ولیّ خدا، آن بلا را برطرف می کند، اِنَّکَ عَلی ما تَشاءُ قَدیر وَ بِکُلِّ شَئٍ عَلیم امین رَبَّ العالَمین، پس ما با دعا می توانیم این کار را بکنیم، اگر کسی دعا بکند، کی می تواند با سحرش انسان را اذیت بکند؟ دیگر چه است، از چیزهایی که می تواند خیلی مؤثر باشد، بسیار مؤثر است، صدقه است، هم صبح هم شب، که حدیث داریم، در مورد صدقه روز چه آثاری دارد، شب چه آثاری دارد، بحث هم که مفصل این جا، بحث صدقه را مفصل برایتان عرض کردم، هفت، هشت جلسه بحث صدقه و مال و این ها را کردم، خیلی مؤثر است صدقه، صدقه، بلا را دفع می کند، بلایی که آن هم مثل دعاست، بلای مُبرم را دفع می کند، قرار است بلایی سر ما بیاید به وسیله صدقه چه می شود، برطرف می شود، فرمود حضرت، این خانمی که دارد می رود امروز کشته می شود، فلان، می آیند می بینند آن خانم کشته نشد، بعد می آیند چه کار کرده عروس خانم امروز صدقه داده، تکه نانی داده به سگی خورده، کاری کرده، آن برطرف شد، همین مقدار، دیگر چه، دیگر این است که انسان خیرخواه باشد، آدم حسود جلب ضرر می کند برای خودش، به محض این که در وجود شما حسادت نسبت به کسی بیاید، بدخواهی بیاید، کِید بیاید، چاه کندن بیاید، توطئه بیاید، مَن حَفَرَ لِأَخیهِ بِأَرَهم در حدیث داریم، هر کسی برای برادرش چاهی بکند، خودش می افتد توی چاه، یعنی امکان ندارد حقه بازی بکند، کلک بزند، مگر این که سرت می آید، غیبت بکنی، غیبتت را می کنند، تهمت بزنی تهمت به تو می زنند، کلک بزنی، بهت کلک می زنند، آبروی کسی را ببری آبرویت را می برند، اصلاً این قطعی است، بنابراین انسان باید اساساً از بدخواهی، حسادت، بدبینی، سوءظن، شر رساندن به کسی، خودش را کنار بکشد، توجه فرمودید، اصلاً ما می دانیم فلانی، معصیت کار است، گنهکار است، نمی دانم، عرض کنم خدمتتان چنین است، چنان است، بکش کنار خودت را، خیلی بخواهی وَر بروی، بروی توی این قضایا و دخالت بکنی، خداوند تبارک و تعالی رسوایت می کند، حتی از حد یک ملامت، می فرماید اگر کسی گناهی کرد مؤمنی لغزشی پیدا کرد، آلودگی پیدا کرد، گناهی کرد، رفت دید این مؤمن را، این آدم را سرزنش کردی، می فرماید امکان ندارد از دنیا بروی مگر این که خودت هم مرتکب می شوی و این هم تو را سرزنش می کند، می خواهم بگویم این جوری باشید عزیزان در صلح محض باشید با انسان ها، شر و بدی را برای کسی نخواهید، توجه فرمودید، برای کسی نخواهید، دائماً خیرخواه باشید و دعا بکنید برای همه دعا بکنید برای خودتان دعا کنید، برای همه هم دعا بکنید، این خیرخواهی هم خیلی مؤثر است در دفع شر، بعد در کارها اگر می خواهید آسیب کسی نرساند، شری به شما نرسد، در کارها، خدا را در نظر داشته باشید، شرع را در نظر داشته باشید، برکت می آید، خدا را در نظر داشته باشید آسیب، شرکت، یک دستگاه خریده است پنج میلیون تومان، می سوزد، یک قطعه اش می سوزد، باید بیاید یک میلیون تومان بدهید، کلاه کلاه کردی سر مردم، هشتصد هزار تومان از جیب مردم خوردی، دستگاهت می سوزد سه میلیون تومان چیه، خرج دستگاه بکنی، شر نخواهید برای کسی، کلک به کسی نزنی، توکلتان به خدا باشد، خدا را وکیل قرار بدهید، اُفَوِّضُ اَمری اِلَی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِباد، من کارم را واگذار به خدا کردم، خدا به بنده هایش بیشتر آگاه است، بعد از آیه چه دارد، فَوَقهُمُ الله سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا، خداوند به وسیله این دعا تمام مکرها، عکس هایی که برای این چیده بودند، فَوَقهُمُ الله، وقتی این ها گفتند اُفَوِّضُ اَمری اِلَی الله، خداوند تمام شرهایی که بقیه برای این طرف چیده بودند همه را برطرف می کند، در روایت داریم تعجب می کنم از کسی که از ضرر و اذیت دیگران می ترسد، از شر دیگران می ترسد، این آیه را نمی گوید، چون خداوند راه به ما داده، گفته اگر که می خواهید شر هیچ کس به شما نرسد، بگویید اُفَوِّضُ اَمری اِلَی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِباد، شما صبح ها که تعقیب نماز می خوانید در تعقیب نماز صبح هست، چند مرتبه، حالا نمی خواهد آن طوری هم رسمی باشد، از خانه می خواهید بیایید بیرون چند مرتبه این را بگو، بگو خدایا به خودت واگذار کردم خودم را، این را بگو، اُفَوِّضُ اَمری اِلَی الله اِنَّ اللهَ خدایا تو که به من بصیر هستی، می دانی که من نمی توانم، لا اَملِکُ لِنَفسی نَفعاً وَ لا ضَرّا، نه عرصه دارم نفعی را برای خودم متوجه کنم، نه عرضه دارم ضرری را برطرف بکنم، هیچ کدام را نمی توانم، توجه کردی، اگر گفتی، پول دارم، کارخانه دارم، مدیرم، رئیسم، استادم، عرضه دارم، هنرمندم، محبوبم، امکانات هست، رفیق دارم، پارتی دارم، حواست به این ها بود، یعنی می بینی هیچ کدام از این ها عمل نکرد، اصلاً کمکی به تو نرسید، ولی بگو، خدایا تو خودت، تمام اسباب و علل دست توست، تو به من کمک کن، این که من تو برنامه ی همه ی عزیزان نوشتم، که شما صبح به صبح دعای روز و زیارت روز را بکنید، تمام شرها از شما برطرف می شود، این را مطمئن باشید، یعنی دعای روز، جلب خیر خداوند تبارک و تعالی است، و دفع شر است، زیارت روز هم که من نوشتم، در زیارت روز دقت بکنید، با آن هایی که عربی بلدند آن هایی که بلد نیستند، فارسی بخوانند، کسی که زیارت روز را عربی بلد نیست عربی نخواند، فارسی بخواند تا بتوانید بفهمید یعنی چه، افوض امری الی الله را هم عربی بگویید فایده ندارد، توج بکن، معنی را یاد بگیر، بعد عربی بگو، اُفَوِّضُ واگذار می کنم، کارم را به خدا، اِلَی الله، این را بگو، بعد عربی حالا می خواهی بگو، آیه قرآن هم است، قشنگ تر هم هست، ثواب هم دارد، خوب امروز پنج شنبه است. السَّلامُ عَلیکَ یا وَلیَّ الله، اَلسَّلامُ عَلیکَ یا حُجَّةَ الله، خدمت امام عسگری (ع)، هذا یَومُ الخَمیس وَ هُوَ یَومُکَ و بِاسمِک، امروز پنج شنبه است و روز توست و به اسم توست، من مهمان تو هستم و پناهنده به تو، پس تو از من پذیرایی کن چون مهمان تو هستم، و پناهم بده چون به تو پناه آوردم. شما صبح را با حضور قلب به امام حسن عسگری بگویید، تا شب از شما حمایت می کند حضرت، حفاظت می کند از شما، اگر اتفاقی افتاد مربوط به چیز دیگری است، علت دیگری داری و خیر شما است، ولی واقعاً چیزی که قرار است کسی شر به شما برساند، این شر برطرف می‌شود، این شر برطرف می شود از شما، دیگر چی؟ دیگر پناهنده بردن به خدا، پناه بردن به خدا مثل چه، همین اُفَوِّضُ اَمری اِلَی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِباد، اَعُوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم، این دعایی که الان برایتان خواندم، دعاهایی دیگر هم هست که خدایا به تو پناه می برم از شر بدی ها، توکل کنیم به خدا، اگر خدا بداند که تو او را در نظر گرفتی تو کارت کمکت می کند، اگر بداند به امید او رفتی جلو واقعاً، به امید او رفتی جلو کمکت می کند، فرمود من در نزد گمان بنده ام هستم، بندۀ مؤمنم هر طوری به من نگاه کند من هم همان طوری با او رفتار می کنم، چیزهای دیگر هم هست که حالا فرصت نیست خدمتتان عرض کنم، به هر حال ما می توانیم به راحتی آثار سویی که از سحر و جادو و بدخواهی دیگران، حُقه های دیگران، فریب های دیگران، هست چه کار کنیم، برطرف کنیم، اگر بعداً چیزی سر ما آمد، شری از ناحیه کسی آمد با توجه به این که ما پناه بردیم به خداوند این برای ما چیست، برای ما خیر است، خیر محض است، این یادمان نرود، خوب یک صلوات ختم بفرمایید، حالا نیایید به من بگویید من رفتم خانه امان کاغذ پیدا کردم، یک کله پاچه مورچه پیدا کردم، یک دانه سایه نردبان گیر آوردم، چه پیدا کردم، این ها را بگذارید کنار، فلان سحر، فلان جادو، فلان دعا، این ها را بگذارید کنار، صبح به صبح صدقه بده، دعا کن، تمام است دیگر، حالا برویم یک جا باطلش بکنیم و این ها، هیچ کس قشنگ تر از خدا باطل نمی کند. چون می گوید: «وَ ما هُم بِضارّینَ بِهِ مِن اَحَدٍ اِلاّ بِإذنِ الله» اگر خدا اجازه ندهد کی می تواند جادو بکند و سحر بکند، اثر ندارد. شما یک رابطۀ خوب و حسنه با خداوند تبارک و تعالی برقرار کنید، در صلح باشید، خداوند هم این نوع شرها را از شما برطرف می کند.

دربحث رایانه الان ما یک حقه بازیهایی داریم. چیزی به نام ویروس داریم، ویروس میآید برنامهها و دستگاهها را آلوده میکند، بخصوص آنهایی که شبکه هستند. این ویروس وجود خارجی ندارد، ویروس عبارت است از یک برنامه خاصی که تولید می شود. مثل بمب است و تولید می‌شود. بمب درطبیعت نیست، تولید میشود. یک کسی میآید این ویروس را مینویسد، بعد در دستگاهها می‌فرستد. دستگاه‌های زیادی را آلوده میکند، بعد چون خودش آن را نوشته، ضد آن را هم می‌نویسد و بعد میگوید من ویروسکش دارم، از من ویروسکشها را بخرید، نصب کنید که دیگر دستگاه‌هایتان تمیز شود. خودش بیماری تولید می‌کند، خودش هم درمانش را تنطیم می‌کند و پول می‌گیرد. بعضی‌ها می‌گویند بیایید ببندم، 200 هزارتومن میگیرد برای بستن، بعد میگوید 200 هزارتومن بدهید که باز کنم. این جوری هست. یعنی حقه بازی، کلک زدن به مردم. شما باید خودتان را خیلی بزرگ‌تر از این بدانید که وقتی خدا و اهل بیت علیهم السلام را دارید در دام چنین آدم‌های شیادی بیفتید و بعد وابسته و محتاج آن‌ها شوید.

آره رفتم یک آقایی بوده در قزوین، رفتم آنجا و از آنجا رفتم شیراز، بعد گفتن یک نفر هست در شاهرود هست. بعد گفتند یک نفر هست در سیستان و بلوچستان هست. رفتم ببینم آن چقدر می تواند باطل کند. حالا چقدر خرج کردی؟ یک میلیون تومان و پانصدهزار تومان خرج کردیم. حالا شد یا نشد؟ نشد.

تا خودت نخواهی نمی‌شود. خودت بخواه، پول هم خرج نکن. پس راه باطل کردن را یاد گرفتید؟ اگر خواستید باطل کنید، چکار بکنیم. حالا اگر پول خواستی به کسی بدهید، بیاید به خودم بدهید.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.