جلسه 026 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
11
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - انسان‌شناسی (قم)

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحثمان درباره ی نیت و اهمیت آن بود. چندتا قاعده در مورد نیت خواندیم امروز هم یکی دوتای دیگر را خدمت تان عرض می کنیم. فرمایش از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است، «ان الله لا ینظر الی اجسادکم و الی حسابکم و الا اموالکم ... الی قلوبکم فمن کان قلب صالح... علیه» خوب ملاک ها را دارد اینجا ذکر می کند خداوند تبارک و تعالی نگاه نمی کند به بدنها و جسم های شما، به نسب شما کار ندارد با اموال شما هم نگاه نمیکند، حالا این به این معنا است که اینها مهم است یا نیست. جسم و قیافه و نسب و اموال خاصیتی دارند یا ندارند. خدا به آنها نگاه نمی کند یعنی چی. مهم نیست اصلا اینها؟ این مثل آن آیه 24 سوره توبه است که «و ان کان آبائکم ..... والله لا یهدی القوم الفاسقین» این به این معنا است که اینها هم جز کمالاتی است که اجسام کمالات جمادی است اجساد کمالات وهمی است کمالات حیوانی و وهمی است و اعمال کمالات جمادی است این ها نه این که مهم نیست بلکه اینها اصالت ندارند آنی که اصالت دارد «و لاکن ینظروا الی قلوبکم» خدا با قلب های شما کار دارد. فمن کان قلب صالح اگر یک کسی قلب صالح داشته باشد. خدا با مهربانی با او رحم می کند و خدا با مهربانی با او رفتار می کند. در واقع این هنر انسان است که اگر قلب صالح داشته باشد سایر نعمت هایی که در وجود او هست آن ها رنگ خدایی پیدا می کند فرق مومن با فاسق همین است. مومن همه ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلانی اش رنگ و بوی خدا دارد و عبادت محسوب می شود چرا؟ چون شخصیتا این فرد ر حال حرکت به سمت خداست. مومن را تعریف کردیم از قول سوره توبه آیه 24، مؤمن یعنی کسی که همیشه قلبش در تصرف سه عشق است و با سه عشق حرکت می کند. و به سمت معشوق خودش حرکت می کند. البته قاعده کلی در نظام خلقت است که هرکس به سمت معشوق خودش حرکت می کند. فرمود اگر یک سنگ را هم دوست داشته باشید خدا شما را با همان سنگ محشور می کند انسان اساسا به سمت معشوقش حرکت می کند. و آن هدفش است. حالا مومن چون سه عشق بر قلبش حاکم است حرکت مومن اساسا به سمت معشوق هایش است یعنی الله، اهل بیت، جهاد در راه خدا. این سه معشوق اصلی انسان و مومن. حالا مؤمن سایر کارهای دیگرش یعنی چیزهایی که محبوب اوست و آنها هم بعد از الله و اهل بیت و جهاد یعنی آباء و اخوان و ازواج و تجارت و .... هر چیز دیگری این ها محبوب هایی است که در استخدام سه محبوب اول مومن هستند و آنها همه شان نور می شوند اینها همه شان هر کاری که مومن می کنند برایش نور است یعنی دنیا نیست اصلا و همین قشنگی و ظرافت کار مومن است که مومن نوری که از الله اهل بیت دارد و هر چه است اکسیر است اکسیر اعظمی که غذا بخورد، ازدواج بکند، کار بکند، تفریح بکند، بخوابد، همه اش عبادت است. این فقط در ماه رمضان نیست که خواب مومن عبادت است مومن در همه ایام امور پایینی اش چون در استخدام امور بالایی اش هستند همه شان عبادت است. شغل و کارش مغشول عبادت است.« الکاد لعیاله کال مجاهد فی سبیل الله» مومنی که تلاش می کند برای زن و بچه اش پولی دربیاورد زندگی اش را اداره کند مجاهد در راه خداست. در راه خداست. چون این آن نیت اصلی این شخص، این را می کشد به سمت الله، اهل بیت و جهاد. برای مومن اساسا نه ازدواج اصالت دارد نه کار اصالت دارد نه موقعیت اجتماعی نه شغل و نه هیچ چیز اصالت ندارد. جز رسیدن به الله اهل بیت و جهاد. یعنی معشوقی ندارد نقشه و دغدغه ای ندارد آرمان دیگری ندارد اگر به این گونه امور می پردازد هیچ وقت به آن اصالت نمی دهد. اگر به این گونه امور می پردازد به خاطر این است که این گونه امور را به استخدام سه معشوق اصلی اش در می آورد لذا همه کارهایش نور است و همه کارهایش در راه خداست.

خوب، یک روایت بخوانم، که این را تکمیل بکند این بحث را برویم سراغ موضوع بعدی، این فرمایش هم دوباره از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم است: « فی.. رجل و نشاط لما قال اصحابه فی لو کان هذا فی سبیله » یک مرد قدرتمند و با نشاطی که از کنار پیغمبر رد شد مردم گفتند که ای کاش این آدم این نشاط و قدرت بدنی اش در راه خدا باشد. پیامبر فرمود: « اذا کان خرج یسعی علی ولده .... فهو فی سبیل الله» اگر برای بچه اش کار می کند لقمه ای برای بچه اش به دست بیاورد برای تامین کودکان خودش دارد کار می کند فی سبیل الله است. شما فی سبیل الله را چی دیدید؟ وقتی مومن باشد وقتی می رود برای بچه اش یک شیر خشکی بخرد پوشکی بخرد یک غذایی تامین بکند فی سبیل الله است نوع نگاه چطوری است این نیت است که می آید به کارهای عقلی حیوانی، گیاهی و جمادی ضریب می خورد ضریب الهی می خورد این روح به این تعلق می گیرد و همه کارهای شخص عبادت است. عقب افتادن دیگر نیست. «من کان خرج یسعی علی ابیوین شیخین کبیرین فهو فی سبیل الله» می گوید اگر برای تامین پدر و مادر فرتوتش هم بیرون برود این شخص، در راه خدا هست. تامین اینها را می کند در راه خداست. «و ان کان خرج یسعی علی نفسها ... فهو فی سبیل الله» اگر برای تامین خودش می رود برای این که محتاج کسی نشود دستش را پیش کسی دراز نکند می رود تلاش میکند کار می کند عرق می ریزد،‌ که محتاج کسی نباشد این هم در راه خداست. و ان کان خرج یسعی ریاء و مفاخره فهو فی سبیل الشیطان» خوب دقت کنید اگر این شخص برای ریاکاری و تفاخر دارد کار می کند در راه شیطان است. یعنی دو نفر هستند در این شرکت کار می کنند، شاید یک حقوق هم بگیرند ولی یک کسی درآمد را کسب می کند که در راه درستش مصرف کند معقول است در راه خداست یک کسی نه دارد کار می کند دائما تلاش میکند کار می کند که سطح زندگی اش را در رقابتی که با باجناق و جاری و دوستش و فلان کس دارد سطح رقابتش را دارد بالا می برد یعنی در مقایسه و چشم و همچشمی است به قول امروزی به روز باشد، یعنی همه اش تلاش می کند که من ماشینم یک جوری باشد که بتوانم با آن پز بدهم. شغلم رشته ام یک جوری باشد که بتوانم با آن پز بدهم از اول وقتی رشته انتخاب می کند یک جوری انتخاب نمی کند که فی سبیل الله این رشته را انتخاب کند بگوید در راه الله، اهل بیت و جهاد باشد، میگوید این رشته را انتخاب می کنم که کلاس داشته باشد، چون کلاس دارد این رشته کلاس دارد بعد باید به خاطر کلاسش این رشته را انتخاب میکنم. فردا مدرک تحصیلی بگیرم که فردا با آن پز بدهم. یک کسی نه دنبال مدرک تحصیلی نمی خواهد واقعا دنبال درس و دنبال علم است. می خواهد به علم برسد. نیت افراد است که به سایر کارها ضریب می خورد. نیت وقتی به عبادت بخورد، نیت بد او را فاسد می کند نیت بد حتی اگر به تقوای انسان بخورد. فاسدش می کند. یعنی این را خوب دقت کنید گاهی وقتها انسان دقت دارد اما برای نیت بد تقوا دارد یعنی پرهیز میکند از گناه اما نه به نیت خدا. پرهیز از گناه می کند به نیت گناه و مفاخره. لذا این تقوای شخص هم به ضرر شخص می شود. تقوایش به ضررش تمام می شود. خوب توجه بکنید یک کسی می افتد در گناه، توبه می کند با توبه اش مشمول «ان الله یحب التوابین» قرار می گیرد. او خداست یک کسی تقوا دارد با تقوایش منفور خداست. چرا چون این پرهیز و ملاحظه کردن برای کلاس کارش است. دقت کنید برای عوام فریبی است. لذا در دعای عالیه المضامین بعد از این که شما دعا را می خوانید، آخرش شما شش چیز از خدا می خواهید، که بسیار چیزهای خوبی هستند، و از آن جمله «عقلاً کاملاً» عقل کامل می خواهم. «و لُباً راجحاً» «و ... کثیرا» این را میخواهیم دیگر. شش چیز «قلباً زکیا» یک قلب پاک می خواهم. «اما یوجهه ذلک کله لی» اگر من اینها را می خواهم خدایا به نفعم قرار بده. «و لا تجعل هو علیَ» به ضررم تمام نشود. حالا یکی عقلانیت به ضررش تمام می شود. یعنی آدمی است که محاسبه گر است اما نیتش مفاخره است نیتش ریا است. این شخص مال خدا نشده. «قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» اگر این طوری شد همه چیز ما مال خداست و همه اش هم در حال عبادتیم. ولی اگر شخص این کار خوب و عالی و پاک پاک انجام داد، خیلی هم تقوا دارد اما این حقه باز است، این اگر گناه دارد پرهیز می کند، برای این است که می خواهد به یک جای خاصی برسد. یک هدف وهمی دارد مثل شیطان. شیطان 6 هزار سال عبادت کرده عبادت خدا چیز کمی نیست، از نظر حجم عملیات و صورت عملیات عبادت است، اما قرآن میگوید در شش هزارش «کان من الکافرین» کافر نشد شیطان، می گوید کان من الکافرین «ابا و استکبر و کان من الکافرین» این کفر درونی اش خودش را همیشه با خودش داشت. برای همین که 6 هزار سال عبادت می کند و اوج می گیرد این اوج کمک می کند به سقوطش. و این اوج کمک می کند تا جلوی خدا بتواند بایستد یک آدم فاجر، فاسق، راحت جلوی خدا وانمی ایستد کرکری نمی خواند، یک آدم فاجر و فاسق همیشه خودش را فاجر و فاسق هم می داند. یعنی آن انکسار و اخبات را دارد. این خیلی قیمت دارد. اما یک آدمی که عبادت کرده شما نگاه کنید همیشه جلوی ائمه خواص بیشتر تحصیل کرده ها و درس خوانده ها و سابقه دار ها اینها همه جلوی خواص وایستادند. در انقلاب اسلامی نگاه کنید جلوی امام خمینی کی ها وایستادند. الان هم جلوی مقام معظم رهبری خواص بیشتر گردن می کشند. این سابقه است این خدمت است این طولانی بودن انتساب به امام و چند سال زندان رفتن و مبارزه قبل از انقلاب بودن اینهاست که فساد می آورد. اینهاست که خطرناک می شود. سابقه ها و مثبت ها مشمول حمله سمت راست شیطان است. این را توضیح دادم برایتان. یعنی شیطان در مورد خیلی از کسانی که نمی تواند به گناه ظاهری آلوده شان کند از تقوای شان از عبادت شان، از سابقه شان از کمالات شان استفاده می کند و آنها را بدبخت و بیچاره می کند. پس این شش هزار سال به نفع شیطان تمام نشد. شش هزار سال سابقه شد برای این که بتواند جلوی خدا بایستد و سجده نکند. این من گفتن خیلی خطرناک است دیگر. در واقع شش هزار سال چی می ساخته این؟ داشته «من» می ساخته. یک «من» گردن کلفت داشته درست می کرده که خدا بهش گفت سجده بکن سجده نکرده. جالب است حضرت می گوید در نیتش هم همین بود. در نیتش هم این بوده. باز دوباره ماجرا برمی گردد به این موضوع بحث ما «نیت». پس یک موقع است انسان طلبه می شود درس می خواند کلاس می رود کار معنوی می کند اما نیتش چیز دیگری است. این یک منِ مقدس، منِ مجتهد، یک منِ روحانی یک منِ طلبه، یک منِ استاد، یک منِ باسواد، درست می کند این من هایش ... جلوی مسائل مردم می ایستد. حاضر است کشور را به فتنه می کشاند این کشور را به آتش می کشاند برای منِ خودش. این خیلی خطرناک است. پس نیت خیلی خیلی مهم است بهش توجه بکنیم. که شخص با چه چیزی می خواهد رشد بکند. «ینظروا الی قلوبکم، کان له قلب صالح» اگر کسی قلب صالح و قلب خیرخواه داشته باشد، نیت هایش همیشه پاک باشد، خداوند به این شخص با مهربانی نگاه می کند. گاهی وقتها شما آدم های بزرگی را می بینید. که ناجور لجن مال می شوند و ضایع می شوند. پناه می بریم به خدا از شرور نفوس مان، واقعاً باید انسان از دست خودش به خدا پناه ببرد. بعد می گوییم که این که خیلی زحمت کشید برای دین و اسلام و اینها خیلی زحمت کشید چرا اینطوری شد آخرش. برای این که این تحت تحنن الهی نبوده اصلا، این شخص چون نیتش صالح نبوده از اول، خدا به رحمت نگاه نمی کند. ممکن است در چشم مردم آدم بزرگی باشد، ولی آخر آن نیت بدش کار را خراب می کند و باعث می شود از چشم بیفتد. آخر آن خباثتش آن نیت های درونی اش او را به لجن می کشاند و ضایعش می کند و خوارش می کند شخص را چون از اول این تحت تحنن نبوده، از اول هم نیتش نیت بدی بوده. خوب روایت بعدی هم تقریبا با هم خوب کار کردیم ولی این هم خیلی زیباست. نمی شود ازش گذشت از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام است. خواهش می کنم یا یادداشت کنید یا به خاطرش بسپارید. «قدر رجل قدر همته و عمله علی قدر نیته» خیلی زیباست. می گوید قیمت هر آدم به همت یک آدم است یعنی چی، هم را در مباحث غم و شادی توضیح دادیم. هم با غم فرق دارد. شخص دچار هم و غم می شود. هم یعنی دغدغه پیدا کردن یعنی ذهن دائماً مشغول درگیری با یک چیزی است. مثلاً مستاجری می خواهد صاحب خانه شود، یک مدتی گرفتاری را دارد. بچه ندارد می خواهد بچه دار شود حالا بچه اش هم نشد حالا درگیر است روحش و ذهنش با این که حالا درمان بکنیم پولش چطوری است درمانش چطور است و خیلی مسائل حاشیه ای دیگر که بخواهد این بارداری و بچه داری صورت بگیرد. یا یک چیز دیگر حالا هر چه. می خواهد مشکل تحصیلی اش را حل کند. این دغدغه اش تعلق می گیرد به این، خودش یک مقدار مشغله همراه با استرس و فشار دارد روی انسان. خوب حضرت می گوید نوع دغدغه های یک آدم قیمت یک آدم را مشخص می کند. این که تو الان دغدغه ات چیست و نگران چی هستی، بزرگترین نگرانی زندگی ات چیست این قیمت آدم را مشخص می کند. نگرانی های یک شخص است که به یک شخص قیمت می دهد. یادتان نرود که نوع غمهای یک آدم است که به آدم قیمت می دهد و نوع غمهایت از صبح که پا می شوی از خواب چه نوع غمهایی داری این غمها به آدم قیمت می دهد این غمها به آدم رشد پیدا می کند. با غمهایش اگر تعلق به چی بگیرد، به آن سه تا معشوق، الله و اهل بیت و جهاد در راه خدا. کسی که این طوری غم دارد غمهایش فوق العاده اینها را رشد می دهد. «من اصبح و لم یهتم بالامور المسلمین فلیث بمسلم» پریشب ما نجف بودیم که زلزله آمد، آنجا لرزشش ما را هم گرفت که نماز آیات خواندیم از فردایش آدم پا می شود می آید می بیند که در کشورش این طوری شده یک عده ای کشته شدند،‌ یک عده هم اینطوری با خانمان شدند آدم از صبح که پا می شود ناراحت است، غم دارد بنده خدا،‌ دغدغه دارد،‌ بروم چند تا کمک جمع کنم، چندتا پتو و کنسرو جمع کنم، یک ذره آب و ... تهیه کنیم. یک کاری بکنیم برای زلزله ده ها، این یک هم است و فی سبیل الله است. کسی که این غم را دارد قیمت بهش دادند جای کسی که اصلا ککش نمی گزد که هموطنانش در یک منطقه سردسیر الان دچار زلزله شدند، نیاز دارند و اعلام نیاز هم کردند و این اصلا تکان نخورده و دست نکرده در جیبش که بروند پولی بدهند به آنجایی که پول می دهند به زلزله زده ها حسابی که هلال احمر اعلام کرده و نه فکری کرده کاری کرده و تلاشی کرده برای این که من نسبت به این ها چه وظیفه ای دارم. هیچ دغدغه ندارد. دغدغه های آدم به آدم قیمت می دهد این یک نوع غم است یک نوع دغدغه است که قیمت آدم را بالا می برد این غم و این دغدغه. قدر رجل قدر همته. صبح از خواب پا می شوی چه کار می خواهی بکنی دغدغه هایت، غم هایت، چیزهایی که برایشان اهتمام داری نسبت به آنها، این هم از همان ماده است دیگر « لم یهتم بالامور المسلمین» به چه اهتمام می دهد همین می شود قیمت. یک کسی می بینی یک عمر در یک محله است دائما اهتمامش مسائل مشکلات مردم است. این خیلی آدم بزرگی است دارد به رحمان نزدیک می شود این شخص دائما به رحمان به جواد به کریم نزدیک می شود دارد اسم می گیرد. مقداری از ساحت خودش پول خودش زمان خودش را صرف دیگران می کند بدون این که چشم داشتی داشته باشد. اصلا نمی خواهد از این طریق، چیزی به دست بیاورد نیت بدی ندارد، دارد رشد می کند، قدر رجل علی قدر همته، همیشه هم همینطوری است یک عده هستند در جامعه، حدیث داریم که خداوند همیشه بندگانی دارد که سر در حوائج الناس دارند. از دوستان خدا همیشه سعی در حوائج الناس دارند. یعنی حوائج النفس نیست. دنبال کار خودش و توسعه خودش نیست که هر روز به فلان چیز خودش برسد دغدغه اش دیگران اند بدون چشمداشت. اکثر مساجدی که ساخته شده شما نگاه کنید توسط چه کسانی ساخته می شود کی ها می روند مسجد می سازند، زمین می گیرند مسجد می سازند پول جمع می کنند، هی هر دفعه می گویند کمک کنید در راه خدا برای مسجد، دائما غصه اش را می خورد دغدغه چی دارد. «انما یعمر مساجد الله والآمن بالله» مساجد الهی را مومنین آباد می کنند چون دغدغه دین خدا را دارد حسینیه می سازد مسجد می سازد یک فرش برایش می گیرد پول آب و برق و گاز مسجد را تامین می کند دغدغه دارد این آدم، دغدغه خوبی هم دارد. یک چهارتا جهیزیه تهیه بکنیم، مشکل کسی را حل بکنیم، یک خیریه ای بزنیم برای خدا. قدر رجل علی قدر همته، یک کسی پا می شود یک همت های بزرگ دارد «حتی تسکنه ارضک طوعا» یعنی این آدم یک آدم مهدوی است که به کمتر از آمدن امام زمان راضی نیست. شعار فکرش اندیشه اش فعالیتش این است که کل زمین طوعا در اختیار زمان قرار بگیرد. یعنی این آدم دنبال برطرف کردن موانع ظهور حضرت است آن هم نه در یک فاز کوچک، بلکه در فاز کل زمین. از صبح که پا می شود این طوری دارد فعالیت می کند. یک کسی تمدن بین الملل هست تمدن بین الملل اسلامی، ذهنش برای ساخت تمدن بزرگ اسلامی دارد از صبح تا شب فعالیت می کند. یک کسی می گوید برویم اربعین برویم آنجا چه کار کنیم، اربعین برویم آنجا چای بدهیم برای زائر امام حسین. پای شان را بمالیم. ماساژ بدهیم غذا بدهیم، ثواب دارد دیگر. همت بزرگی دارد اجر بزرگی می برد همین حضورش در این جمعیت. در روایت داریم یک کسی که می رود به زیارت سیدالشهدا علیه السلام کتب الله من المسلمین المنتجبین» حرف خیلی بزرگ است خدا یک زائر امام حسین را جز مصلح منتجب می داند خیلی عظمت دارد، یک کسی می گوید نه من می خواهم اربعین، برای این نمی روم دارم می روم این جمعیت 20 میلیونی 30 میلیونی، آنجا هست را بسیج شان کنم برای لشکر امام زمان علیه السلام. ببین دوتایشان یکی است دارند می روند آنجا، اما یکی چه نیتی دارد می رود، ثواب هم می برند، هر دو ثواب شان هم فوق العاده است ولی قابل مقایسه نیست با همدیگر. پس نوع فکر یک آدم، الان صد هزار پول می خواهی کمک کنی برای چی می خواهی کمک کنی. می گوید برای خدا می خواهم بدهم. برای خدا شما می توانی صد هزار تومان جمادی کمک کنی، گیاهی مصرف کنی، کمالات گیاهی، می توانی صد هزار تومان بدهی برای کارهای حیوانی همه اش هم در راه خدا، صد هزار تومان بدهی برای کار عقلانی و صد هزار تومان بدهی برای کار فوق عقلی. کجا میخواهد مصرف شود، نیت تو از این چیست؟ همه اش هم در راه خدا، شما خوراکی بدهید یک نفر بخورد، شکم یک نفر را سیر کنید که اگر محتاج باشد واقعا. نه مثل این شام و ناهار های محرم و صفر که غالب شان اسراف میشود دور می ریزند. نه واقعا به گرسنه بدهید به کسی که واقعا نیازمند است این خیلی ثواب دارد. ولی یک موقع است شما این را می خواهی به یک کسی که روحش گرسنه است این زمین تا آسمان فرق دارد به سیدالشهدا علیه السلام گفتند که آقا ما اگر ما وقت داشته باشیم که یکی از این دو نفر را نجات بدهیم یکی این که جانش در خطر است مسلمانی است که می خواهند بکشندش، جان این را نجات بدهیم، یا یک شیعه ی جاهلی است که اگر نروم به دادش برسم منحرف می شود. کدامش را؟ حضرت فرمود آنی که جاهل است را نجات بدهد. این اگر بمیرد خوب شهید می میرد و بالاخره کشته شده برو آن جاهل را نجات بده. یعنی یک موقع است کسی دغدغه اش به کار فرهنگی می شود یک کسی نه، دغدغه اش صرف کار خیر می شود. من گاهی وقت ها می بینم دوستان طلبه مان، طلبه الان در سطح جهان باید کار فرهنگی کند. این طلبه است بالاخره روحانیون مرجع مراجعه هستند همه هم انتظار ازشان است که باید هم خدمات جمادی بدهد هم خدمات گیاهی بدهد، هم خدمات جنسی و حیوانی می دهد هم خدمات علمی و هم خدمات فوق عقلی می دهد. اما کار یک طلبه اینها نیست. کار طلبه چی است؟ همانی که سیدالشهدا فرمود، جان مردم را نجات بدهد. یعنی روح مردم را نجات بدهد. وقتش برای این باشد. یک طلبه درس و بحثش را ول کرده که می شود با آن روح ها را نجات داد، وقتش را گذاشته برای این که مثلا از صبح تا شب جهیزیه تهیه کند، خوب جهیزیه تهیه کند خوب است ثواب دارد، ولی خوب این را یک آدم غیر طلبه هم می تواند انجام بدهد. یک طلبه باید بزند به آنجایی که یک دانشگاه احساس نکند که شما وقتی درس خواندی باید برای جان های مردم تلاش بکنی، روح مردم را نجات بدهی. پس قیمت ها متفاوت است همه شان هم ثواب دارد همه شان هم نور است همه شان هم فی سبیل الله است اما کدام مرحله را باید انسان انتخاب بکند و بگوید خوب حالا وقتم را کجا باید بگذارم. این خیلی اهمیت دارد. «قدر رجل علی قدر همته» قیمت یک آدم همت یک آدم است. یک کسی که همتش همش امام زمان علیه السلام است. برطرف کردن موانع ظهور حضرت است. کار دارد می کند اهل بیت و خانواده آسمانی، برنامه های اینطوری دارد. یک کسی هم می گوید نه من درس بخوانم ثواب دارد به مردم یک قرآن و احکام یاد بدهیم خوب احکام یاد دادن وظیفه است ثواب هم دارد، اما این کجا و آن کجا. پس اینها خیلی اهمیت دارد که بسته به همت خودمان است. «و عمله علی قدر نیته» این عمل او قدر نیت را هفته قبل هم توضیح دادیم. گفتیم نیت عمل ساز است برای انسان. شرطش یادتان است؟ هفته قبل گفتیم، صدق داشته باشد. اگر یک کسی صدق داشته باشد نیتش هم عمل ساز است یعنی این چون صادق است، صادق هست را از کجا می فهمیم؟ علت این را هم گفتیم کسی یادش است؟ الان شما نیت می کنی که یک کار خیلی بزرگ در توانم بود برای خدا انجام می دادم. روز قیامت خدا این را می دهد به تو، در نامه عملت این کار را می نویسد به چه شرطی؟ یعنی ببینیم در مقیاس پایین تر تو به همان عمل می کنی یا نه. می گوید من اگر پولدار بودم، چنین و چنان می کردم. خوب همین مقدار کمی که داری با آن چقدرش را واقعا مصرف می کنی. لازم نیست پولدار باشی و ده میلیارد تومان داشته باشی در راه خدا، شما با همین یک میلیون تومانی که داری دریافت می کنی چقدرش را در راه خدا مصرف می کنی واقعا؟ می گوید خدا این قدر ندارم این مقدار دارم و همین مقداری هم که دارم. این صدق است یعنی در این صدق تو درست باشی. در روایت داریم از امام صادق علیه السلام «زیاره القبر امام حسین فریضه علی کل مسلم» زیارت امام حسین واجب است بر هر مسلمانی. لذا به اصحابش می گوید هیچ چیزی نباید مانع زیارت تو بشود. ترس از جان، ممکن است تهدید جانی داشته باشد برو. نگو می کشندم، آنجا داعشی هستند، می کشند، به معاویه بن وهب می گوید نترس از این که کشته شوی، برو. این کار می کند این زیارت. این زیارت است که الان معجزه اربعین را به وجود می آورد که این تعداد لشکر دارند آماده می شوند برای نهضت امام زمان ان شاءالله. معجزه چطوری به وجود آمده؟ از هزار سال سرمایه گذاری کردند. ریخت و پاش کرده خدا و اهل بیت برای این که مردم بیایند و برسانند خودشان را به اربعین 96، لشکر آماده می شود برای اسلام و امام زمان. می گوید فقیر برود، فقرا چون فقیر هستند سالی یکبار. ولی ثروتمندان که دست شان به دهن شان می رسد حتماً سال دوبار را بروند زیارت امام. ما الان چقدر آدم داریم می گوید ای کاش من بروم کربلا، آقا وضع مالی ام اجازه نمی دهد، دروغ هم می گوید، چون با یک حداقلی که این حداقل را در طول سال صدجا جای دیگر خرج می کند. با همین سیصد و چهارصد تومان ها خیلی جاها خرج می کند در قر و فر و لباس و تلفن همراه آنچنانی، خوب آدم می تواند تلفن معمولی داشته باشد نمی کشد آدم را که. می خواهد تلفن هوشمند دو میلیونی بگیرد خوب دیگر ندارد الان نمی رسد. پول ندارم که بروم حرم امام حسین. دروغ دارد می گوید این. این نمی تواند نیت های بلند بکند. کسی که اولش کسی که نیتش این طوری است علاقه بزرگ ندارد. چون این با این نیت علایق کوچک هم انجام نمی دهد. دقت کنید. این با نیت فعلی اش علائق کوچک را انجام نمی دهد. وقتی کسی با این نیت کوچک علایق کوچک را انجام نمی دهد توانایی هایش علایق کوچک را تنبلی می کند تن پروری می کند کسالت دارد قطعا این آدم اگر پولدار بود باز هم این کارها را نمی کرد باز یک جور دیگر هزینه می کرد یک جور دیگر مصرف می کرد. چون الان از دویست هزار تومان نمی توانی بگذری در راه خدا، بعدا می توانی از یک میلیارد تومان بگذری؟ تو اگر پولدار بشوی درست می شوی؟ این طوری نیست. شما الان فکر کن این آیه ای که آمده در قرآن« و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» این ها چی دادند در این سه شب به مسکین و یتیم و اسیر؟ قرص نان دادند. نگاه کنید، مانده تا قیامت آثار دارد. این در فهم الانفاق عند الافتقار، در روایت هم داریم، می گوید کسی که در زمانی که فقیر است و ندارد انفاق کند خیلی قیمت دارد. کم این خیلی زیاد می شود پیش خدا. خیلی زیاد است. آدمی که موقعی که دست خودش بسته است انفاق می کند نشان می دهد که اگر دستش باز هم باشد انفاق میکند. برای همین نیت این آدم برایش عمل ساز است. و عمله علی قدر نیته. ولی یک کسی که در نداشتن نمی تواند بگذرد در داشتن مسلما نمی تواند بگذرد وابستگی اش خیلی بیشتر است حریص تر است. نمی تواند بگذرد. نمی تواند عمل بسازد. پس نیت چه کسی برایش عمل خوب می سازد؟ یک کسی که در حداقل ها چی را رعایت کند؟ صدق را رعایت کند اگر صدق را رعایت کرد خدا هی برایش بیشتر می دهد. می گوید نگاه کن من به این پول کم دادم ولی در این پول کم هم این انفاق کرد. یک چیزی که من در این 30 سالی که در حوزه هستم با طلبه ها داریم زندگی می کنیم، می بینم که در اقشار دیگر اصلا نمی توانم بگویم در این وسعت چی است ولی در این طلبه ها در اوج شهریه های فسقلی که می گیرند که هیچ چیز نیست در همان هم نسبت به طلبه های دیگر و دوستان شان دست و دلبازند. هزاران بار من فداکاری طلاب را دیدم در حالی که خوب شهریه هیچ چیزی نیست. نمی رسد اصلا به خرج خودشان. ولی در همین هم که نمی رسد باز نسبت به طلبه های دیگر اهل ایثار و فداکاری هستند این خیلی لذت دارد. این خیلی لذت دارد ممکن است چطوری هوای طلب های دیگر مومننین دیگر و افراد دیگر را دارند با وجودی که دست خودشان هم خالی است. این روح است که آدم های بزرگ درست می کند. این شخص اگر به چیزهای بالاتر و خیرات و برکات بالاتری می رسد باز هم مسند مراجعه است. این آیت الله هم که بشود می بینید که هزاران نفر را مثل بسیاری از علمای ما که الان این طوری هستند حفظه کم الله تعالی می بینید که یک عالم است اما صدها و هزاران نفر از قبلش دارد زندگی شان می چرخد. چون این آدم خیر است نیت خیر دارد و بیشترین کسی که از سرمایه گذاری می کند اول از کی سرمایه گذاری می کند؟ از خودش. والحمدلله رب العالمین.