جلسه 007 - سخن‌چینی و عواقب آن
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
4
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - سخن‌چینی و عواقب آن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

بحثمان در روابط اعضای خانواده آسمانی به اینجا رسید که یک بحث مقدماتی چند جلسه‌‌ای درباره زبان داشتیم، و نقشش در سعادت یا شقاوت دنیایی و آخرتی ما، امروز یکی از موضوعات ویژه زبان را خدمت شما عرض می‌‌کنیم و آن بحث سخن‌‌چینی است.@بدگویی کردن پشت کسی و سخن‌‌چینی کردن که ابتلائش بسیار بسیار زیاد هست، یعنی موضوعی هست که در خیلی از عرصه‌‌ها، عرصه‌‌های خانوادگی، عرصه‌‌های اجتماعی، عرصه‌‌های سیاسی گستره دارد و فجایع زیادی را در روابط انسانی در حوزه‌‌های مختلف ایجاد می‌‌کند.@اولین فرمایش از وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست «شَرُّ النَّاسِ‏ الْمُثَلِّثُ‏ قِيلَ يَا رَسُولَ اللهِ وَ مَا الْمُثَلِّثُ قَالَ الَّذِي يَسْعَى بِأَخِيكَ إِلَى السُّلْطَانِ فَيُهْلِكُ نَفْسَهُ وَ يُهْلِكُ أَخَاهُ وَ يُهْلِكُ السُّلْطَانَ» مثلث یعنی یک شکل هندسی که سه ضلع دارد، مثلث یعنی یک کسی که حرکتی می‌‌کند که سه نفر را درگیر می‌‌کند.@پیامبر فرمود بدترین مردم شخص مثلث است، یعنی در روابطش با دیگران چند نفر را به دردسر می‌‌اندازد با زبانش، یکی خودش را، یکی آن کسی که علیه او صحبت می‌‌کند، و یکی هم کسی که حرف این را باور می‌‌کند و اقدامی می‌‌کند.@شما از یک کسی پیش کسی بدگویی می‌‌کنید، از یک زن پیش شوهرش، از یک شوهر پیش زنش، اینجا حالا سلطان را مثال زده، ولی فرقی نمی‌‌کند همه جا همینطور هست، پس فرمود: «شَرُّ النَّاسِ‏ الْمُثَلِّثُ‏» بدترین مردم مثلِث هست.@«‏قِيلَ» اینجا گفته می‌‌شود «يَا رَسُولَ اللهِ وَ مَا الْمُثَلِّثُ» چه کسی هست؟ فرمود: «الَّذِي يَسْعَى بِأَخِيكَ إِلَى السُّلْطَانِ» کسی هست که علیه برادرش پیش حاکم، سلطان یعنی کسی که سلطنت دارد، حالا فرقی نمی‌‌کند، سلطنتش استاندار است، فرماندار است، رئیس یک اداره است، پادشاه یا حاکم است فرقی نمی‌‌کند.@اتفاقی که می‌‌افتد این هست که اولین کسی که نابود می‌‌شود خود این شخص است «فَيُهْلِكُ نَفْسَهُ» حالا بعداً می‌‌گویم که این شخص چطوری نابود می‌‌شود که می‌‌رود علیه یک کسی می‌‌زند، حالا یا نان‌‌بری می‌‌کند، یا آبروی کسی را می‌‌برد، با حرف زدنش پشت سر یک نفر دردسر درست می‌‌کند.@ببین چقدر دقیق است که حضرت می‌‌فرماید اولین کسی که نابود می‌‌شود خودش است، «فَيُهْلِكُ نَفْسَهُ وَ يُهْلِكُ أَخَاهُ» برادر خودش را نابود می‌‌کند، این کلمه (اخاه) دقت کنید کلمه واقعی است، در بحث خانواده آسمانی توضیح دادیم.@ما یک روابط خونی و حیوانی داریم، می‌‌گوییم فلان کس، فلان کس، فلان کس این سه نفر برادران من هستند، یعنی این سه نفر بچه‌‌های پدر من هستند، پدر من مثل من به دنیا آورده، حالا پدر من یا با مادرم رابطه داشته، ما با هم به دنیا آمدیم یا نه دو تا زن داشته، سه تا زن داشته، بالاخره ما با همدیگر برادر هستیم.@این برادری جنبه حیوانی و طبیعی و زمینی دارد، اما حضرت فرمود مؤمنین با همدیگر برادر هستند، از یک پدر و مادر، «مِن اَبٍ وَ اُمٍّ» یعنی اهل بیت (علیهم السّلام) ریشه همه انسانها اهل بیت هستند، همه انسانها روحشان، مسلمان، غیرمسلمان از یک حقیقت آفریده شدند.@اینکه خداوند می‌‌فرماید من از روح خودم در انسان دمیدم، روح خدا همان نور محمد و آل محمد (علهیم السّلام) هست، یک کسی ممکن است این را نفهمد باور نکند، بگوید یعنی چی همه آدمها از اهل بیت هستند، چطوری همه انسانها از یک ریشه هستند، خواهر و برادر حقیقی هستند، چطوری می‌‌تواند باشد.@یا بگوید من این روایت را قبول ندارم، دلیل عینی خارجی برای این قضیه اربعین هست، شما در اربعین می‌‌بینید هیچ توجیه دیگری ندارد، در اربعین مردم شیعه، سنّی، مسیحی، یهودی، هندو، زرتشتی، صائبی، و حتی افراد بی‌‌دین، آنجا می‌‌آیند، همه هم حول محور معصوم می‌‌آیند، برای یک هدف می‌‌آیند، همه به عشق امام حسین می‌‌آیند، به عشق یک معصوم آنجا می‌‌آیند.@حالا شما آن را توجیه بکنید بدهید به سیستم‌‌های مطالعاتی، اجتماعی، سیاسی، بزرگترین مفسران جامعه‌‌شناس، روانشناس در دنیا، بگویید این را تفسیر بکنید، کسانی که از نظر نژاد، رنگ، زبان، دین با هم اختلاف دارند، همه یک جا با هم متحد بشوند عاشق هم باشند.@در آن فضای اربعینی همه عاشق هم هستند، همه عاشق خدمت به هم هستند، همه فدایی هم هستند، و همه عاشق یک نفر هستند، یعنی عشق به یک نفر همه را آنجا جمع کرده، آن یک نفر امام حسین (علیه السّلام) است، یعنی همه یک رابطه وجودی دارند.@چطور می‌‌گویند خون می‌‌کشد، دونفر با هم رابطه خونی دارند، خون می‌‌کشد آنها را جذب می‌‌کند، همه انسانهای روی زمین اینطوری هستند نسبت به سیدالشهدا این اشتراک را دارند یعنی دیگر دلیل فلسفی نمی‌‌خواهد بنشینیم اثباتش بکنیم، یا حدیث‌‌خواندن نمی‌‌خواهد، لازم نیست من بنشینم احادیثش را بگویم، که مفصل در این جلسه گفتم که ما همه از یک ریشه هستیم، نه یک دلیل خارجی هست.@توضیح: اجتماع همیشه دلیل مشترک می‌‌خواهد، شما همه برای یک دلیل مشترک اینجا آمدید، و آن کسب معرفت هست، و الا شما با این همه درجه از اختلاف با هم نسبت و فامیلی ندارید که اینجا جمع بشوید، افرادی که مختلف هستند یک دلیل مشترک دارند.@یک وقت شما می‌‌بینید عروسی فامیل‌‌تان هست، عروس فامیلهایش را دعوت می‌‌کند، داماد فامیلهایش را دعوت می‌‌کند شما برای این امر مشترک دور همدیگر جمع شدید همدیگر را هم نمی‌‌شناسید، اینجا هم که جمع می‌‌شوید یک امر مشترک و واحد جمع می‌‌کند.@اینکه همه شما یک روح انسانی دارید و به خاطر آن روح انسانی‌‌تان اینجا جمع شدید، و الا اجتماع دلیل می‌‌خواهد حتماً اگر یک جایی اجتماعی هست حتماً یک امر مشترک وجود دارد، شما به من بگویی اجتماع شیعه، سنی، مسیحی، یهودی، هندو، صائبی، زرتشتی، لائیک در چیست؟ در چه چیزی مشترک هستند که آنها را جمع می‌‌کند؟ فقط یک چیز و آن روح مشترک انسانی هست، عشق به کمالات انسانی همه را آنجا جمع می‌‌کند.@پس ما برادر هستیم، لذا حضرت می‌‌فرماید: «وَ يُهْلِكُ أَخَاهُ» این شخص برادر خودش را نابود می‌‌کند، مدام ایراد نگیریم که قابیل چرا هابیل را کشت، عجب آدم بدی بوده برادر خودش را کشته، این اتفاق دارد در ما به کرات اتفاق می‌‌افتد، خواهر و برادر خودمان را می‌‌کشیم، هلاکش می‌‌کنیم، زندگیش را نابود می‌‌کنیم به خاطر اخلاق بدمان.@انسان اینقدر وحشی بشود که برود علیه یک نفر پشت سر یک نفر صحبت بکند، اینجا دو نفر هلاک می‌‌شوند نفر سوم کسی است که دارد می‌‌شنود، ممکن است، مدیری باشد، رئیسی باشد، استانداری باشد، فرمانداری باشد، پدر یک خانه است، یک برادری می‌‌رود علیه برادرش یک حرفی می‌‌زند پدر برادر را تنبیه می‌‌کند، خواهر را تنبیه می‌‌کند.@می‌‌گوید آن نفری که به حرف این گوش می‌‌کند، حق نداشت گوش بکند، می‌‌گوید اگر حرفش هم راست باشد نباید گوش بکند، یعنی آدمی که می‌‌رود علیه یک نفر حرف می‌‌زند اینقدر پست است، اینقدر رذل است، اینقدر بی‌‌وجود است، اینقدر بی‌‌ارزش است که حضرت می‌‌گوید تو حق نداری راست این آدم را هم گوش بکنی.@ببینید برخورد امیرالمؤمنین را، نامه نوشت علیه یک کسی برای امیرالمؤمنین که فلانی فلان کار را کرده، امام علی «لِرجُلٍ رَفَعَ إلَيهِ كِتابا فيهِ سِعايَةٌ» یک نامه نوشت برای حضرت علی در آن بدگویی کسی را کرده بود، حضرت در جواب نوشت، «یَا هَذَا إِنْ كُنْتَ صَادِقاً مَقَتْنَاكَ» اگر راست گفته باشی مورد غضب ما قرار می‌‌گیری.@برای چی بدی را اشاعه می‌‌دهی، برای چی عیب یک کسی را اشاعه می‌‌دهی، اگر آمدی علیه این برای من حرف بیاوری من از او بیشتر بیزار هستم، «مَقَتْنَاكَ» ما تو را مورد غضب خودمان قرار می‌‌دهیم، منفور ما می‌‌شوی وقتی این حرف را می‌‌زنی، «وَ إِنْ كُنْتَ كَاذِباً عَاقَبْنَاكَ» اگر دروغ گفته باشی که ما جزایت را می‌‌دهیم، تو را تنبیه می‌‌کنیم.@این چیزی است که الان کشور ما به آن احتیاج دارد، جامعه انسانی به آن احتیاج دارد، «وَ إِنْ أَحْبَبْتَ الْقَيْلَةَ أَقَلْنَاكَ» اگر دوست دارید تو را ببخشیم تو را می‌‌بخشیم، با تو چکار کنم، راست گفته باشی که مورد غضب ما هستی، دروغ گفته باشی عقابت می‌‌کنیم، ولی اگر معذرت‌‌خواهی بکنی از این کارها نکنی، و از حرف خودت بگذری تو را می‌‌بخشیم.@«قَالَ بَلْ تُقِيلُنِي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ» من را ببخش یا امیرالمؤمنین، کارم اشتباه بود، غلط بود، نباید بد کسی را پیش شما می‌‌گفتم، بعضی از آدمها هستند شخصیتاً اینطوری هستند، یعنی خوششان می‌‌‌‌آید افراد را به جان هم بیندازند، از اینکه همه بیایند سعایت دیگران را پیش اینها بکنند، لذت می‌‌برند، شخصیتشان سعایت‌‌طلب است.@یعنی یک طوری هست که همه در این آدم می‌‌بینند که بیایند بد آدمهای دیگر را پیش این بگویند، ولی اگر این تو دهانی بزند به بقیه، بقیه دیگر جرأت نمی‌‌کنند، بروند اینطوری بکنند، بایستد بگوید تو برای چی غیبت می‌‌کنی، برای چی تهمت می‌‌زنی پیش من نیا، حرفت، حرف غلطی است، حرف زشتی است، آمدی من را هم آلوده کرد، آمدی من را هم می‌‌خواهی جهنمی بکنی.@اگر جلویش را گرفت دیگر کسی جرأت نمی‌‌کند برود آنجا یکسره بنشیند برایش پرت و بلا بگوید، که این یا بپذیرد یا نپذیرد، فرقی نمی‌‌کند، آلوده می‌‌شود، سه نفر به درد سر می‌‌افتند در بدگویی کردن.@روایت بعدی باز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست «مَن سَعى بأخيهِ إلى سُلطانٍ أحبَطَ اللهُ تعالى عَمَلَهُ كُلَّهُ ، وإن وَصَلَ إلَيهِ مَكروهٌ أو أذىً جَعَلَهُ اللهُ تعالى مَع هامانَ في درَجَةٍ في النّارِ» پیامبر می‌‌فرماید اگر یک کسی بدگویی برادرش را پیش یک حاکم یا سلطان بکند، معنای حاکم و سلطان را گفتم، یعنی یک کسی که وقتی می‌‌روی به او علیه یک نفر حرفی می‌‌زنی او را تنبیه بکند، اذیتی به او برساند.@خداوند همه عمل او را نابود می‌‌کند، یعنی هر کاری کردی روی هوا می‌‌رود، پودر می‌‌شود، «أحبَطَ اللهُ تعالى عَمَلَهُ» خدا اعمال این آدم را نابود می‌‌کند، اینقدر این کار کثیف و زشت است، این روح که انسان داشته باشد بتواند پشت سر یک نفر حرف بزند بد یک کسی را بگوید.@خدا عملش را نابود می‌‌کند، فقط عمل را نابود نمی‌‌کند، می‌‌گوید اگر این آدم به او اذیت و شری برسد به خاطر این بدگویی‌‌ها، خداوند بدگو را در یک درجه با معاون فرعون در آتش می‌‌گذارد، هامان شوخی نیست، یعنی پایین‌‌ترین درجات جهنم.@در جهنم یک چاه داریم، که به آن چاه ویل می‌‌گوید، این چاه 12 تا تابوت در آن است، آتش کل جهنم، از طبقه هفتم بگویم، هفتم، ششم، پنجم، چهارم، سوم، دوم، اول که کم عذاب‌‌ترین درجه جهنم هست، پناه می‌‌بریم به خدا از اینکه ما به درجه اولش برسیم، آتش کل جهنم از قبر این دوازده نفر هست، از آن تابوتی هست که اینها در آن هستند.@یکی از آنها فرعون است، این فرعون چه کسی کمکش می‌‌کرده؟ هامان، یکی از معاونانش، در تمام جنایت‌‌هایش، کشتن آن همه کودک، بچه‌‌ها را همه را سالهای سال هر چه پسر بچه بود کشتند، و خیلی جنایات دیگر، می‌‌گوید آدم بدگو با یک معاون یک همچین کسی در آتش هم درجه است.@این را حضرت دارد برای مسلمانان می‌‌گوید، نه برای کافران، اینکه حضرت زهرا می‌‌فرماید بعضی از شما یک کارهایی می‌‌کنید که من نمی‌‌توانم شما را نجات بدهم موقع مردن، در برزخ هم تا قیامت دستم به شما نمی‌‌رسد.@روز قیامت هم که 50 هزار سال است دستم به شما نمی‌‌رسد، از بس با من فاصله می‌‌گیرید، از بس بد عمل می‌‌کنید، تازه باید بعد از 50 هزار سال برود جهنم در درجه اول جهنم بماند سالهال سال من بتوانم شما را نجات بدهم، این مال سبک غلط زندگی است که ما انتخاب کردیم.@جلوی زبانمان را نمی‌‌توانیم بگیریم، جلوی نفسمان را نمی‌‌توانیم بگیریم، تو که می‌‌دانی اگر یک حرف بزنی علیه جاریت فاجعه می‌‌شود، یک حرف بزنی علیه باجناقت فاجعه می‌‌شود، یک حرف بزنی علیه زنت، مادر ظالمت، پدر ظالمت به جان این عروس می‌‌افتند، بنده خدا عروس چقدر گرفتار می‌‌شود، تو که می‌‌دانی بروی علیه شوهرت یک جا حرف بزنی، کلی دردسر و فتنه برایش درست می‌‌شود، برای چی جلوی زبانت را نمی‌‌گیری.@راحت برویم آنجا بنشینیم پشت سر یک نفر هر چه دلمان می‌‌خواهد بگوییم، امام صادق می‌‌فرماید: «السَّاعِي‏ قَاتِلُ‏ ثَلَاثَةٍ» بدگو سه نفر را کشته، کلمه قتل را می‌‌آورد در حالی که قتلی صورت نمی‌‌گیرد، چرا ممکن است یک کسی علیه یک کسی بگوید آن کس که مظلوم است کشته بشود، ولی حضرت می‌‌گوید اولین کسی که کشته شده خود گوینده است، کلمه قتل را به کار می‌‌برد یعنی این کسی که می‌‌رود حرف می‌‌زند مرده است.@پشت سر کسی حرف زدن شوخی نیست، راست یا دروغ هیچ فرقی ندارد، چه کسانی را می‌‌کشد؟ «قَاتِلُ نَفْسِهِ» اولین نفر خودش را کشته، «وَ قَاتِلُ مَنْ يَسْعَى بِهِ» قاتل کسی است که علیه او بدگویی کرده، چون گاهی وقتها چیزهایی علیه یک کسی می‌‌گویند که از صد بار مردن بدتر است، یک آبرویی از او می‌‌‌‌برند، یک چیزی علیه او می‌‌گویند که این شخص هزاران بار آرزو می‌‌کند ای کاش اصلاً زنده نباشم.@«وَ قَاتِلُ مَنْ يَسْعَى إِلَيْهِ» قاتل کسی است که آمدی حرف بد را به او گفتی، چون این هم یک تصمیمی می‌‌گیرد، یا اگر تصمیمی نگیرد، دلش چرکین می‌‌شود، رفتی علی یک زن به شوهرش یک چیزی گفتی که این شوهر حس بدی پیدا می‌‌کند نسبت به زنش، نسبت به شوهرش، این خیلی خطر دارد.@حالا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌‌فرماید: «السَّاعِي كَاذِبٌ لِمَنْ سَعَى إِلَيْهِ وَ ظَالِمٌ‏ لِمَنْ‏ سَعَى‏ عَلَيْهِ‏» حتماً بدگو دروغگو است، حتماً دروغگو هست نسبت به کسی که دارد می‌‌شنود، دارد به این دروغ می‌‌گوید، دارد این را فریب می‌‌دهد، این در زمره دروغگویان است، یعنی وقتی دارد این حرف را می‌‌زند، از ایمان و انسانیت ساقط است.@«وَ ظَالِمٌ‏ لِمَنْ‏ سَعَى‏ عَلَيْهِ‏» ظلم کرده به کسی که علیه او حرف زده، ولی این ظلم، ظلم خیلی بد و وحشتناکی است، با آن درجه از بدبختی و عذاب؛ بعضی از عزیزان یک موقعی به ما می‌‌گویند که ما نمی‌‌دانم این استاد خیلی استاد الهی، خوب، رفته بود سر کلاسش، یکسال، دو سال، ده سال، کتابهایش را خواندیم، درسهایش را شرکت کردیم ولی حالمان خوب نیست.@هنوز همان خوابهای افتضاحی که همیشه می‌‌دیدیم می‌‌بینیم، هنوز حالمان همانطوری است، هنوز نمازمان همانطوری است، ما لحظه به لحظه سقوط می‌‌کنیم، یک ذره فکر ببین دهانت چطوری است، زبانت چطوری است، ببین اخلاقت چطوری است.@کلاس تفسیر می‌‌روم، کلاس عرفان می‌‌روم، کلاس قرآن می‌‌روم، کلاس نهج‌‌البلاغه می‌‌روم، حالا برو، ولی تو نه مادرشوهر خوبی هستی، نه مادرزن خوبی هستی، نه داماد خوبی هستی، نه عروس خوبی هستی، نه مدیر خوبی هستی، جلوی زبانت را نمی‌‌توانی بگیری، این آدم را ساقط می‌‌کند.@تو شاگرد پیغمبر خدا هم که باشی فرقی نمی‌‌کند، آدم نمی‌‌شوی سقوط می‌‌کنی، امام معصوم استادت باشد، امام هم که استاد است از آدم یک کاری می‌‌خواهد، امام که استاد است می‌‌گوید تو باید اینها را رعایت بکنی، وقتی تو رعایت نکنی ساقط می‌‌شوی، این همه آدمهای بد کنار ائمه رویش کردند، این همه آدمهای بد و وحشتناک کنار پیغمبر بودند نفس پیغمبر به آنها می‌‌خورد هیچ وقت خوب نشدند.@زنان پیغمبر بعضی از آنها پیش پیغمبر بودند دیگر از این بالاتر همسر پیغمبر باشد، خوب نشدند، همسر امام معصوم است خوب نشد، بالاخره اگر یک آدم پیش یک ولی‌‌الله دارد زندگی می‌‌کند، باید رعایتش را بکند، دستوراتش را عمل بکند، فرقی نمی‌‌کند، اتفاقاً گناهش بدتر است.@تو هر چقدر استادت بالاتر و قویتر باشد گناهانت بیشتر می‌‌شود، قساوتت بیشتر است، وقتی یک کسی معلمش پیغمبر باشد، امام باشد یا یک ولی‌‌الله باشد، تو چکار کردی چند سال رفتی پای محضر این چه رشدی کردی، همان بداخلاق، همان تند، همان بدگو، همان زودرنج، همان حساس، همان شکاکی که بودی، همان وسواسی که داشتی داری، همان زبان تندی که داشتی داری، پس چه شد! چه اتفاقی افتاد.@حالا حضرت اینجا دستورالعمل و روش می‌‌دهد، «أَكْذِبِ‏ السِّعَايَةَ وَ النَّمِيمَةَ. بَاطِلَةً كَانَتْ أَوْ صَحِيحَةً» سعایت با نمیمه یک فرقی دارد، سعایت بدگویی است، نمیمه اینکه حرف یک کسی را بروی یک جای دیگر بزنی، بگویی فلانی آنجا اینطوری گفت، یک حرفی زده شده امانت، «الْمَجَالِسُ‏ بِالْأَمَانَةَ» مجالس باید امانت را در آن رعایت بکنی.@الان با خواهرت نشستی یک حرفی زدی تمام شد، نمی‌‌توانی به مادرت بگویی که مریم اینطوری گفت، فاطمه اینطوری گفت، نمی‌‌توانی بروی بگویی، خبر یک کسی را نمی‌‌توانی به یک کسی بدهی، این بیچاره با شوهرش خیلی درگیر است، داشت می‌‌گفت شوهرم معتاد شده، اینطوری شده، رازش را به تو گفته.@آدم حق ندارد عیب شوهر یا زنش را جایی بگوید، مگر در مقام مشاوره، پیش یک مشاوره امین و متخصص هر دو خصوصیت را هم باید داشته باشد، هم امین باشد و هم متخصص باشد، جای دیگر بروی بگویی حرام است، آخه دلم گرفته بود گفتم یک درددل بکنم، فشار آمده بود بهم به دوست صمیمیم رفتم یک چیزی گفتم خالی بشوم، ما اصلاً درددل نداریم، انسان همینطوری قوی می‌‌شود، بزرگ می‌‌شود، باید ظرفیت داشته باشد راز نگه دارد.@الان طرف آمده علیه شوهرش یک چیزی گفته، اصلاً تو برای چی تو حرف می‌‌زنی، عیب شوهرت را نگو، اگر از من راهنمایی می‌‌خواهی من راهنماییت می‌‌کنم، اگر بفهمم داستان چیست، اگر بدانم چیه بتوانم راهنماییت می‌‌کنم، بدبخت این فکر می‌‌کند، رفیقش می‌‌تواند کمکش بکند، مثلاً شوهرم اینطوری، هیچی نمی‌‌توانی علیه شوهرت بگویی، علیه فرزندت نمی‌‌توانی بگویی.@الان با خواهرت داری مشورت می‌‌کنی، بگویی پسرم اینطوری است، دختر من اینطوری است، حرام است، همه تجاوز است، تمامش نابود کردن و آدمکشی است، سعایت با نمیمه این فرق را دارد، در سعایت شما علیه یک کسی بدگویی می‌‌کنید، در نمیمه و سخن‌‌چینی شما حرفهایش را یک جا می‌‌بری می‌‌گویی.@می‌‌گوید آمد گفت شوهرم اینطوری است، فردا عیب این شوهر صد تا پخش می‌‌شود، زنم اینطوری است، با خواهرم داشتم صحبت می‌‌کردم تلفنی، دیدید بعضیها تلفن که دستشان می‌‌افتد شروع می‌‌کنند همه مسائل زندگیشان و پشت سر صد نفر حرف می‌‌زنند.@مادرشوهرم اینطوری است، شوهرم اینطوری است، پدرشوهرم اینطوری است، جاریم اینطوری است، خواهرشوهرم اینطوری است، خواهرزنم اینطوری است، مادرزنم اینطوری است، این یعنی چی، هر طوری هست تو حق نداری بروی حرف کسی را، اخلاق کسی را جایی بروی بیان بکنی.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌‌فرماید: «أَكْذِبِ‏ السِّعَايَةَ وَ النَّمِيمَةَ. بَاطِلَةً كَانَتْ أَوْ صَحِيحَةً» چه حرفهایی که میزنند غلط باشد چه درست باشد بگو دروغ است، آن را تکذیب کن، باور نکن، منشاء اثر قرار نده، روی این حرفهایی که شنیدی حساب باز نکن، همه را درست و غلطش را دروغ تلقی کن.@شوهرت را دیدم داشت فلان کار را می‌‌کرد، زنت را دیدم داشت فلان کار را می‌‌کرد، من که زنم را اینطوری ندیدم، من که شوهرم را اینطوری ندیدم، اما اگر باور کردی خودت را نابود کردی، غیر از شوهرت، غیر از زنت، غیر از هر کسی دیگری که علیه او پیش تو حرف زدند آن را تکذیب کن.@لذا آنجا پیغمبر فرمود بدترین مردم، اینجا هم امیرالمؤمنین می‌‌فرماید: «شَرُّ النَّاسِ‏ مَنْ‏ سَعَى‏ بِالْإِخْوَانِ وَ نَسِيَ الْإِحْسَانَ» بدترین آدمها کسانی هستند که پشت برادرشان بروند حرف بزنند، برادر که می‌‌گوید خواهر را هم می‌‌گیرد، «شَرُّ النَّاسِ‏ مَنْ‏ سَعَى‏ بِالْإِخْوَانِ» برود بد بقیه را بگوید، برادرانش را بگوید، «وَ نَسِيَ الْإِحْسَانَ» محبت دیگران را فراموش بکند.@یک موقع می‌‌بینید بچه یک آدم می‌‌رود نمک‌‌نشناسی می‌‌کند، علیه پدرش، علیه مادرش، یک کسی می‌‌رود علیه معلمش، یک کسی می‌‌رود علیه همسرش، بابا این همسر سالها با تو زندگی کرده، هزاران خون دل خورده، فداکاریها کرده، برای چی می‌‌روی احسانش را فراموش می‌‌کنی، قشنگیهایش را یادت می‌‌رود، خوبی‌‌هایش را یادت می‌‌رود، زحماتش یادت می‌‌رود، کارهایی که برایت کرده، حقی که گردنت دارد چرا فراموش می‌‌کنی.@بدترین آدمها کسانی هستند که خوبیهای دیگران را فراموش می‌‌کنند، این زن برای تو یک بچه، دو تا بچه به دنیا آورده، برایت بچه بزرگ کرده، مادر فرزندانت است، چطور اینها را نمی‌‌بینی، یک همسر چقدر گردن یک همسر حق دارد، هیچ کس جز خدا نمی‌‌تواند حساب بکند، یک زن چقدر گردن شوهرش حق دارد، یک مرد چقدر گردن زنش حق دارد، جز خدا هیچ کس نمی‌‌تواند حساب بکند اینقدر حق عظیم است.@بعد خانم آمده، جوان هم هست، 38 ـ 39 سالش هست مریض شده، پایش یک مریضی گرفته که باید روی ویلچر باشد، مادر دو تا بچه است، دو تا بچه تو را به دنیا آورده بزرگ کرده، شوهر می‌‌گوید من دیگر نمی‌‌توانم با این زندگی بکنم، عجب یک آدم بی‌‌مروت است، هیچی زن چون الان نمی‌‌تواند راه برود از چشم تو می‌‌افتد، این مرد چون الان دیگر نمی‌‌تواند کار بکند سکته کرده از چشم تو می‌‌افتد.@بخدا سگها اینطوری نیستند، گرگها این کار را نمی‌‌کنند، حیوانات اینطوری نیستند، زنم از چشمم افتاد، شوهرم از چشمم افتاده، بعضیها خیلی راحت بچه‌‌هایشان از چشمشان می‌‌افتد، چنان غضب می‌‌کنند، چنان تنبیه می‌‌کنند، چنان فرزندانشان را طرد می‌‌کنند، مگر می‌‌شود به این راحتی آدم مثبت‌‌های آدمهای دیگر را نبیند.@اگر خدا با ما این کار را می‌‌کرد، که ما تا الان هزار باره نابود شده بودیم، با این همه ظلم و جنایتی که ما می‌‌کنیم، فساد داریم، معصیت می‌‌کنیم، خدا با ما چکار می‌‌کند، هر کاری که دوست داری خدا را با تو بکند با بندگان خدا همان کار را انجام بده، مادر با این عظمت، پدر با این عظمت، که فرمود «رِضَى‏ اللَّهِ‏ فِي‏ رِضَى‏ الْوَالِدَيْنِ‏» پدر و مادر اگر نامه‌‌ات را روز قیامت امضا کردند، کردند، نکردند، شهید هم شده باشی من تو را جهنم می‌‌برم.@«يُقَالُ‏ لِلْعَاقِ‏ اعْمَلْ‏ مَا شِئْتَ فَإِنِّي لَا أَغْفِرُ لَكَ» عاق یعنی کسی که پدر و مادرش را عصبانی می‌‌کند، مورد غضب پدر و مادر قرار می‌‌گیرد، پدر و مادرش را اذیت می‌‌کند، می‌‌گوید به این آدم گفته می‌‌شود تو هر عمل صالحی می‌‌خواهی انجام بدهی انجام بده، من هرگز تو را نمی‌‌بخشم مگر اینکه پدر و مادر تو را ببخشند.@مادر مگر شوخی است، می‌‌گوید من مادرم را کول گرفتم این را مکه بردم، چند صد کیلومتر است از مدینه تا مکه، می‌‌گوید مکه بردمش، حضرت می‌‌فرماید 40 بار دیگر هم این کار را بکنی حق یک شب بارداریش را ادا نکردی، من حق پدرم را ادا کردم، حق مادرم، اصلاً مگر حق پدر و مادر ادا کردنی است، عظمت پدر و مادر خیلی بزرگ است، خیلی زیاد است، ادا کردنی نیست.@بچه هر کاری برای پدر و مادر بکند، تا قیامت زیر بار منت پدر و مادر است، بعضیها می‌‌گویند من بروم منت پدرم را بکشم، بروم منت مادرم را بکشم، تو زیر بار منت هستی، زیر بار منت آفریده شدی، پدر و مادر آنقدر حقشان عظیم است که فرزند هیچ وقت از زیر بار پدر و مادر، زیر بار منت و لطف پدر و مادر خارج نمی‌‌شود هر کاری هم برایشان بکنی.@عروس خانم نادان شوهرش را در فشار می‌‌گذارد، من دوست ندارم تو زیر بار پدر و مادرت باشی، این زیر بار پدر و مادر آفریده شده، زیر بار منت پدر و مادر ایجاد شده، پدر و مادر این پدر و مادر تو هم هست، پدر و مادر زن پدر و مادر شوهر هم هست باید به آنها احترام بگذاری، مثل پدر و مادر واجب الاطاعه و واجب الاحترام هستند.@حالا این پسر الان وضع مالیش خوب نیست، باید یک مقدار از پدرش کمک بگیرد، باید چند سالی خانه پدر زندگی بکند، تا یواش یواش بتواند پولی سرمایه‌‌گذاری بکند بتواند خانه بخرد، نه من زیر بار منت پدرشوهر و مادرشوهر نمی‌‌روم، این یعنی چی، این یک حرف محال است، زیر بار منت پدرزن و مادرزن نمی‌‌روم، یک حرف محال است.@پدرزن و مادرزن حقشان خیلی بزرگ است، تو متواضع باش، ادب داشته باش، مهربان باش، دستشان را ببوس، به آنها بگو قدر محبت‌‌هایتان را می‌‌دانم، من غلام شما هستم، تواضع داشته باش، این کارت درست است، نه تکبر و نخوت، من نمی‌‌خواهم زیر بار اینها باشم، هستی، تو داری دروغ می‌‌گویی، وقتی هستی داری دروغ می‌‌گویی که نمی‌‌خواهم باشم.@مثلاً این پسر الان رفت مستأجری یک جا نشست، تا آخر مستأجر می‌‌ماند چون نمی‌‌تواند ذخیره بکند، حالا رفت مستأجری این الان زیر بار پدر و مادر نیست، مگر یک پسر خودش شاغل بشود، درآمد داشته باشد، شغل داشته باشد، دیگر آزاد است زیر بار پدر و مادر نیست، این وجود و هستی‌‌اش از پدر و مادر است.@زن و مرد هم چون دوتاییشان دو تا نیستند، یک نفر هستند هر دو یک روح می‌‌شوند، مادرزن، پدرزن، پدر و مادر خودت هستند، مادرشوهر، پدرشوهر، پدر و مادر خودت هستند، لذا علی (علیه السّلام) می‌‌فرماید بدترین آدمها کسانی هستند که محبت دیگران را نمی‌‌فهمند حق دیگران را به گردن خودشان انکار می‌‌کنند.@فراموش می‌‌کنند، که این آدم چه نقشی در زندگی این داشته، چقدر به این رشد داده، چقدر به این تعالی داده، چقدر به این تعالی داده، چقدر به این آرامش داده، چقدر به این قدرت داده، چقدر به این تقرب داده، چقدر این را از جهنم‌‌های زیادی نجات داده، این اصلاً متوجه نیست راحت کنار می‌‌گذارد.@یک استادی من داشتم خیلی مرد بزرگی بود، می‌‌گفت من استاد کافر داشتم، استاد داشتم مشروب‌‌خوار بوده، استاد داشتم کافر بوده، در فن‌‌هایی رفتم پیش اینها درس یاد گرفتم، گفت آنها را هنوز فراموش نکردم، هنوز دعایشان می‌‌کنم، حق آن استاد کافر را هم بزرگیش را، حقی که گردنم دارد به من چیز یاد داده حواسم هست.@معلم کافر و مؤمن ندارد، وقتی معلم است یک حق عظیمی دارد که هیچ وقت تمام نمی‌‌شود، گفت معلمم پدرم را کشته، می‌‌خواهم بروم او را قصاص بکنم، امام سجاد گفت حق نداری، معلمت حقش بالاتر از پدرت است، تو نمی‌‌توانی بروی معلمت را قصاص بکنی چون پدرت را کشته.@حالا معلم حق حیات علمی دارد، یک موقع هست معلم حق حیات معنوی دارد، حق حیات جاودانه دارد، این کفور بودن انسان بسیار زشت است، مادر هیچ وقت به بچه نمی‌‌گوید خدا تو را بکشد، الهی بمیری، یک جایی خدا می‌‌گوید بمیری، «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ» بمیرد این آدم چقدر ناسپاس است، چقدر کفور است، کفران یعنی پوشاندن محبتهای دیگر.@یک ذره به عقب برگرد ببین این زن چقدر گردن تو لطف دارد، تو چقدر با زحمات این زن سرپا هستی، چقدر با زحمات این شوهر رشد کردی، اگر این نبود چه می‌‌شد، اگر محبتهای این، زحمات این نبود، بدترین آدمها کسی است که پشت سر کسی حرف بزند، و محبتهای دیگران را نبیند، خوبیهای دیگران را فراموش بکند.@این فراموشی کار دست آدم می‌‌دهد، آن را در قاعده (هو أنت) ببریم، (هو أنت) یعنی او خود تو هستی، حالا تو پشت سر کسی بدگویی کن، یک کسی را مسخره کن، یک کسی را سرزنش کن، چه کسی را داری سرزنش و مسخره می‌‌کنی؟ خودت را، محبتهای یک آدم را فراموش کن، خودت فراموش می‌‌شوی.@فراموش می‌‌شوی خیلی خطرناک است، یعنی یک جایی در این دنیا عده‌‌ای تو را له می‌‌‌‌کنند، برای یک عده جان می‌‌کنی، ولی تو را نمی‌‌بینند، و قیامت فراموش نمی‌‌شوی، بعد از مردن کسی به داد تو نمی‌‌رسد، «قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني‏ أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً» خدایا من در دنیا چشم داشتم اینجا چرا کور هستم، کور محشور می‌‌شود.@یکی از دلایل کور محشور شدن این هست که آدمها کور هستند، زنشان را نمی‌‌بینند، شوهرشان را نمی‌‌بینند، بچه‌‌هایشان را نمی‌‌بینند، بزرگانشان را نمی‌‌بینند، اساتیدشان را نمی‌‌بینند، کور هستند، آنجا کور محشور می‌‌شوند، چون باطن این آدم اینطوری بوده، این در دنیا کور بوده آدمها را نمی‌‌دیده.@خدا هم می‌‌گوید بله اینطوری است، «أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى» آیات ما، نشانه‌‌های ما برای تو آمد اگر می‌‌خواستی آدم بشوی، اگر می‌‌خواستی بفهمی، اگر می‌‌خواستی یقین پیدا کنی، هزاران دلیل برای تو آوردیم، «فَنَسيتَها» همه را فراموش کردی.@«وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى» همانطوری که تو من خدا را فراموش کردی، همانطور که خانواده آسمانیت را فراموش کرد، همانطور که پدر و مادرت را فراموش کردی، همسرت را فراموش کردی، همانطور که دوستانت را فراموش کردی، همانطور که معلمانت را فراموش کردی، «وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى» امروز تو فراموش می‌‌شوی، یعنی کسی دیگر تو را نمی‌‌بیند.@هیچی بدتر از این نیست انسان در عذاب یک جا گرفتار بکنند، به آدم سر نزنند، تو می‌‌خواهی با یک کسی حرف بزنی بگویی مثلاً معذرت می‌‌خواهم غلط کردم اصلاً کسی نیست به حرفت گوش بدهد، خیلی خطرناک است، «وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى» یعنی آدم را در سیاهچال بیندازند، در یک زندانی بیندازند، درش را ببندند بروند دنبال کارشان، کسی به تو سر نمی‌‌زند.@در این زندانهای ساواک شما بروید ببینید با این زندانیها چکار می‌‌کردند، اسرای ما را ببینید عراقیها چکار می‌‌کردند، در را می‌‌بندند می‌‌روند، «وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى» خیلی خطرناک است، این به خاطر اینکه نفس تو اینطوری است، تو نمک‌‌نشناس هستی.@نه پدرت را می‌‌بینی، نه مادرت را، نه اطرافیانت را، نه خواهر و برادرت را، آدمهای اطرافت را نمی‌‌بینی، گرسنه‌‌ها، فقرا، فلسطینی‌‌ها، یمنی‌‌ها، میانماری‌‌ها، آفریقایی‌‌ها، آمریکایی‌‌ها، مردم را نمی‌‌بینی، هیچکس را نمی‌‌بینی فقط خودت هستی و خودت، نه مردم را خودت را می‌‌بینی، نه فقرا ر ا می‌‌بینی، نه گرفتاران را می‌‌بینی، نه کشورهای دیگر را می‌‌بینی که دارند از گرسنگی میمیرند.@شما یمن هر چند ثانیه یک بچه میمیرد، اگر بچه تو باشد چی، فلسطین ببین مردمش چطوری دارند زندگی می‌‌کنند، مادران دختران جوان را می‌‌گیرند، زندانی می‌‌کند، این یک ماه پیش عروسیش بوده، این بچه ده سال بعد با مادرش آزاد می‌‌شود، اگر زن تو بود چی، اگر خواهر تو بود چی، اگر دختر تو بود چی.@بعد می‌‌گوید روز قدس به من چه بروم علیه صهیونیست‌‌ها راهپیمایی بکنم، من برای چی باید بروم مرگ بر آمریکا بگویم، خب نگو، من برای چی علیه ظالمان شعار بدهم، ما سبز هستیم، ما آبی هستیم، ما خوب هستیم، ما با هیچ کس دشمن نیستیم، مرگها را کنار بگذارید.@اینها صدها میلیون انسان را دارند می‌‌کشند، خودت را به کری و کوری زدی نمی‌‌فهمی، که دارند چه جنایت‌‌هایی می‌‌کنند، بعد با اینها می‌‌خواهی دست آشتی بدهی، با اینها می‌‌خواهی سازش بکنی، با جنایتکارهایی که اگر دستشان به خود تو هم برسند نابود می‌‌کنند.@می‌‌گوید آمریکا به من چه، اسرائیل به من چه، عربستان به من چه، فراموش می‌‌کنی، حالا نوبت فراموش شدن تو هم هست، وقتش می‌‌رسد که تو هم فراموش بشوی، بدترین آدم این است که آدمها را نبیند، محبت‌‌ها، خوبی‌‌ها، حقوق را نبیند، این خیلی مهم است.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@