جلسه 005 - سخن‌چینی و عواقب آن
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
10
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - سخن‌چینی و عواقب آن

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه ‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

بحثمان درباره زبان بود و خطرات زبان یک روایتی از خطر زبان باقی مانده بود که از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست، «أَمْسِكْ‏ لِسَانَكَ‏ فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِكَ» می‌‌فرماید که زبانت را نگه دار. چون این یک صدقه‌‌ای هست که به خودت می‌‌دهی.@یعنی چطور انسان صدقه می‌‌دهد برای مصون بودن از کاری، بلایی سرش نیاید، و حادثه‌‌ای برایش پیش نیاید، می‌‌گوید یکی از صدقات حفظ زبان هست، زبانت را حفظ کن که بلایی به سرت نیاید.@خود نفس حفظ کردن زبان خودش یک صدقه است، این نیست که انسان پولی پرداخت بکند، کاری انسان بکند این لازم نیست، همین که زبانش را بتواند کنترل بکند، در هر مورد، و هر مجلس، و هر جریانی این خودش یک صدقه است که او را از خطرات آن واقعه حفظ می‌‌کند.@فرمایش بعدی از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست، می‌‌فرماید: «اعْلَمْ‏ أَنَ‏ اللِّسَانَ‏ كَلْبٌ‏ عَقُورٌ إِنْ خَلَّيْتَهُ عَقَرَ» زبان یک سگ درنده است، «إِنْ خَلَّيْتَهُ عَقَرَ» اگر رهایش بکنی دیگران را گاز می‌‌گیرد، ای زبان است.@وضعیت زبان به گونه‌‌ای هست که اگر یک کسی کنترل روی این بخش نداشته باشد، دقیقاً صحنه‌‌اش را از نظر آخرتی یا از نظر باطنی مثل یک کسی گرفت که چاقو دستش گرفته همینطوری در قلب و صورت و سر و گلو و چشم خودش می‌‌زند، این باطنش است.@آنطرف در برزخ همینطوری هست، یعنی در نظام برزخی او در وضعیتی قرار می‌‌گیرد که دائماً دارد خودش را می‌‌زند، خودش را می‌‌گزد، تعبیر می‌‌کنند، کسی که از زبانش خوب استفاده نکند، یا بد استفاده می‌‌کند، این زبان در قیامت دراز می‌‌شود، کارش نمی‌‌تواند بکند، بقیه می‌‌آیند از روی این زبان رد می‌‌شوند، یک شکنجه است، زبان حس دارد، الان شما این زبان لای دندانتان بماند چه حسی دارد.@حالا این زبان بلند بشود از دهان بیرون بیاید دیگران روی آن پا بگذارند و بروند، این کاری است که خود آدم با خودش می‌‌کند، یعنی در هر جریانی حرف می‌‌زند، در هر جریانی دخالت می‌‌کند، در هر جریانی اظهارنظر می‌‌کند، کارهایی که به او ربطی ندارد، انواع و اقسام تجاوزهای زبانی دارد، نتیجه‌‌اش این می‌‌شود.@لذا اینکه می‌‌گوید «كَلْبٌ‏ عَقُورٌ إِنْ خَلَّيْتَهُ عَقَرَ» یک سگ درنده است که اگر رهایش بکنی گاز می‌‌گیرد، خودت را می‌‌گیرد، باطن قضیه این هست، چون قاعده (هو أنت) این است، شما به مقداری که با زبانت دیگران را می‌‌زنی می‌‌خوری، در واقع داری خودت را می‌‌زنی، یعنی انسان دائماً دارد گزیده می‌‌شود.@حالا یک طور دیگرش را باطنش را باز در روایت داریم که از امام سجاد (علیه السّلام) می‌‌گوید که خیلی زیبا هست، می‌‌فرماید: «إِنَ‏ لِسَانَ‏ ابْنِ‏ آدَمَ‏ يُشْرِفُ‏ كُلَّ يَوْمٍ عَلَى جَوَارِحِهِ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ» زبان بنی آدم صبح به صبح به سایر اعضا می‌‌گوید که حالتان چطور است؟ «فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا» حالمان خوب است اگر تو ما را رها کنی، مشکل ما تو هستی.@بعد می‌‌فرماید: «وَ يَقُولُونَ اللهَ اللهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِكَ» اینها زبان را قسم می‌‌دهند، بترس از خدا، بترس از خدا درباره ما، «وَ يُنَاشِدُونَهُ» قسم می‌‌دهند زبان را که تو کوتاه بیا، بعد می‌‌گویند «إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِكَ» ما با تو پاداش داده می‌‌شویم، یعنی تو خوب باشی ما هم خوب هستیم، و عذاب بقیه اعضای ما هم به خاطر تو هست، همه چیز با تو تنظیم می‌‌شود.@«احْذَرُوا اللِّسَانَ‏ فَإِنَّهُ‏ سَهْمٌ‏ يُخْطِئُ» برحذر باشید از زبان که تیری است که خطا می‌‌رود، این «احْذَرُوا اللِّسَانَ» دو وجهی هست، یعنی از زبان خودت مواظب باش که تیر به کسی نخورد، یکی هم اینکه دیگرانی هستند که هار هستند، سگ هار را آدم نباید تحریک بکند که گاز بگیرد، یا بچه است، عقلش نمی‌‌رسد، در یک صحنه‌‌ای بچه را نیندازید که بچه مجبور باشد یک دفعه کلماتی بگوید که شایسته نیست.@امام صادق (علیه السّلام) هست «إِذَا أَرَادَ اللهُ بِعَبْدٍ خِزْياً أَجْرَى فَضِيحَتَهُ عَلَى لِسَانِهِ» وقتی خدا بدبختی یک نفر را بخواهد، نابودی یک نفر را بخواهد، (خزی) یعنی رسوایی، اگر خدا رسوایی یک نفر را بخواهد، بخواهد آبروی یک نفر را ببرد، این کار را با «أَجْرَى فَضِيحَتَهُ عَلَى لِسَانِهِ» از طریق زبانش رسوایش می‌‌کند.@یک دامادی مطرود خانواده عروس بشود، یک عروسی مطرود خانواده داماد بشود، یک کسی جایی مطرود بشود، نوعاً از زبان می‌‌خورند و مفتضح می‌‌شوند و رسوا می‌‌شوند، شخیصی هست به نام معاذ بن جبل از اصحاب پیامبر هست که از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال می‌‌کند که چه چیزهایی ما را وارد بهشت می‌‌کند، و چه چیزهایی ما را از جهنم دور می‌‌کند؟@پیامبر به او می‌‌گوید مثلاً اینطور چیزها ما را به بهشت می‌‌برد، اینطور چیزها ما را از جهنم دور می‌‌کند، یک تعدادی را می‌‌گوید، بعد حضرت آخر می‌‌گوید «أَ لَا أُخْبِرُكَ‏ بِمِلَاكِ‏ ذَلِكَ‏ كُلِّهِ» می‌‌خواهی ملاک کل این چیزهایی که برایت گفتم در یک جمله برایت بگویم، ملاک بهشت رفتن و دوری از جهنم چیست؟ می‌‌خواهی همه را به تو بگویم؟@«قُلتُ بَلی یا رسول الله» بله، «قال کُفَّ عَلَیکَ هذا وَ اَشَارَ اِلی لِسانِهِ» پیامبر با دست اشاره کرد گفت این زبان را نگه دار، کل این خیراتی که تو را به بهشت می‌‌برد، کل چیزهایی که نمی‌‌گذارد به جهنم بروی همه را بخواهیم جمع بکنیم در کلمه است، زبانت را نگه دار.@بعد از اینکه این حرفها را شنیده از پیغمبر می‌‌پرسد، «يَا نَبِيَّ اللهِ وَإِنَّا لَمُؤَاخَذُونَ بِمَا نَتَكَلَّمُ بِهِ» ما مؤاخذه می‌‌شویم به کلماتی که از دهانمان بیرون می‌‌آید؟ حضرت می‌‌فرماید: «وَ هَلْ يَكُبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلاَّ حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ» می‌‌گوید مگر چیزی مردم را با رویشان در جهنم غیر از زبانشان می‌‌اندازد.@این سؤال می‌‌کند ما هر کلمه‌‌ای که از دهانمان بیاید مؤاخذه می‌‌شویم، حضرت می‌‌گوید مگر چیزی غیر از زبان انسان را به روی در جهنم می‌‌اندازد، تمام بدبختی انسان از زبان است، لذا یک قاعده است، ما ذاتاً از بهشت و بالاتر از بهشت هستیم، یعنی جنس ما که از نور اهل بیت (علیهم السّلام) هست، مقامش بالاتر از بهشت هست، انسان این را باید بداند.@ما خانواده آسمانی‌‌مان اهل بیت (علیهم السّلام) هستند، از آن جنس هستیم ذاتاً برای آن مقام هستیم، برای آن جنس هستیم، ذاتآً بهشتی و بالاتر از بهشت هستیم، این وضعیت ما است، حالا که به دنیا می‌‌آییم باید چکار بکنیم؟ به دنیا که می‌‌آییم باید یک کاری نکنیم که از این مقام بیفتیم.@در رابطه با اهل بیت آقای استاد نیکنام فرمایشاتی داشتند، یک نکته ظریف من بگویم بعضیها می‌‌گویند که معصومین که معصوم بودند، هنری مگر کردند که معصوم بودند، این را خدا معصوم قرار داده این چه هنری است که مثلاً اینها گناه نمی‌‌کنند، نه خیلی مسئله است، خداوند به اینها عصمت را می‌‌دهد، مسئولیت حفظ عصمت در دنیا با آنها است، ببینید چقدر خطرناک است.@یعنی اینقدر بار معصوم سنگین است که حد ندارد، یعنی می‌‌گوید من به شما عصمت می‌‌دهم، اما شما باید در تمام مدت عمرتان عصمتتان را نگه دارید، خیلی کار سختی است، یعنی باید اینقدر مراقبت بکنند اینها تا خودشان را نگه دارند که حد ندارد، اینقدر باید کف نفس بکنند، آنقدر باید سختی بکشند، آنقدر باید صبوری بکنند، آنقدر باید حلم داشته باشند، آنقدر باید بزرگواری داشته باشند، آنقدر باید بزرگواری کنند.@شما فکر می‌‌کنید شوخی است یک کسی مثل امام سجاد آن همه مصیبت دیده در کربلا، بعد یک دفعه یزید بیاید به او بگوید من می‌‌خواهم توبه بکنم، اگر یک کسی بیاید یک همچین کارهایی در حق شما بکند بعد به شما بگوید من می‌‌خواهم توبه بکنم معذرت می‌‌خواهم شما چکار می‌‌کنید؟! توبه من قبول است؟ بله، این کار راحت نیست.@شکنبه روی سرت بیندازند، خاکستر روی سرت بیندازند هیچی نگویی، تمام یارانت را بکشند، اصحابت را بکشند، شکنجه بکنند، بعد بگویی بخشیدمش، شما فکر می‌‌کنید این کار راحتی است، ببینید چقدر به یک نفس فشار می‌‌آید این شوخی نیست، عصمت را باید نگه دارند، این خیلی سنگین است.@تقوا در مورد ما هم همینطور هست، ما از جنس محمد و آل محمد هستیم ما باید خودمان را حفظ بکنیم، یعنی دائماً باید مراقبت بکنیم که از آن مقام سقوط نکنیم، یا اگر سقوط کردیم خودمان را برسانیم، این کار ما است، پس ببینید یک مجموعه‌‌ای هست که می‌‌تواند ما را نگه دارد، که به این مجموعه اصطلاحاً در قرآن تقوا می‌‌گویند.@تقوا ترس از خدا نیست، تقوا یعنی ترس از خودت، از زبانت، از چشمت، از نگاهت، از عملکردت، از فکرت، از خیالت، از اخلاقت، از بداخلاقیت، از حسادت، از تندخویی‌‌ات، از بی‌‌صبریت، تقوا یعنی مراقبت بکنی هر چیزی که می‌‌تواند تو را از عضویت در خانواده پیغمبر دور بکند، از بهشت دور بکند، از معیت با اهل بیت دور بکند مراقبت بکنی که دور نشوی، این تقوا می‌‌شود.@چطور یک بچه با مادرش بیرون می‌‌رود، یک مسافرت طولانی می‌‌خواهند بروند، بچه مراقب است از مادرش دور نشود، مادر هم مراقب است از فرزندش دور نشود، این مراقبت چطوری است که از هم جدا نشوند.@یک جای خطرناکی هست میخواهند در جنگل بروند، یک بچه کوچک است می‌‌تواند طعمه عقاب بشود، می‌‌تواند طعمه مار بشود، می‌‌تواند طعمه حیوانات درنده بشود، یک مادری می‌‌خواهد از اینجا رد بشود اینقدر باید مراقبت بکند که در باتلاق نیفتد که از این جنگل رد بشود، چقدر آدم مراقبت می‌‌کند، به این حالت تقوا می‌‌کنند.@تقوا یعنی مراقب باشی سقوط نکنی، مراقب باشی افت نکنی، مراقب باشی دور نشوی، مراقب باشی آشغال نخوری، بعد به تو می‌‌گویند در این جنگلی که داری می‌‌روی قارچ هست، انواع قارچ‌‌های خوراکی هست اما سمّی هست می‌‌کشد.@در قارچها نوعاً سمّی هستند چند مدل قارچ هست که حدیث هم داریم در مورد قارچ که جزء خوردنی‌‌هایی هست که خیر و برکت می‌‌آورد، یکی از خوردنی‌‌هایی که خیر و برکت دارد و در موردش روایت داریم قارچ است، حالا این قارچ مدلش محدود است، چند نوع هست که می‌‌شود خورد بقیه‌ سمی هستند، حالا آدم باید مراقبت بکند که یک موقع اشتباه نخورد.@این میوه‌‌ها سمی است، بعضی از میوه‌‌ها را می‌‌شود خورد، مراقبت یعنی یک چیزی نخوری که تو را بکشد، یک چیزی به بچه ندهی او را بکشد، این مراقبت می‌‌شود، این تقوا می‌‌شود، تقوا یعنی انسان تمام وجود خودش را، بخش حس، خیال، از آن مهمتر واهمه، از آن مهمتر عقل، و از آن مهمتر فعالیت‌‌های فوق عقلانیش را کنترل بکند آتش نگیرد.@گاهی وقتها انسان با خوبیها، عبادت‌‌ها، گریه‌‌ها، نماز شب‌‌ها جهنم می‌‌رود، اینها باعث می‌‌شود آدم بدبخت بشود، قاری قرآن بشود، حافظ قرآن بشود، مقدسات آدم را جهنم می‌‌برد، به این مراقبت می‌‌گویند، که هیچ کدام از فعالیت‌‌های حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی من به من آسیب نزند.@از یک طرف شما این داستان عبور از صراط را توجه کنید، در عبور از صراط همه ما حتی انبیاء «إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها» قرآن می‌‌گوید همه انسانها باید از داخل جهنم بهشت بروند، بعضیها اینقدر تقوا داشتند که جهنمشان خاموش است، سریع رد می‌‌شوند آنطرف می‌‌روند، طوری که می‌‌گویند «جِزنَاهَا وَ هِی خَامِدَةٌ» رد شدیم سرد بود، پس جهنم کجا بود، چون در دنیا با مراقبت این جهنم را سرد کرده بودند.@حالا آنهایی که کارشان گرفتاری دارد، اینها باید از صراطی که در جهنم هست عبور کنند، یعنی اینطور نیست که یک زمین صافی باشد از داخل جهنم رد بشود، نه از داخل آتش باید بروند اما از روی صراط باید رد بشوند، یعنی از این پل باید از داخل آتش رد بشوند آنطرف بروند.@گیر آدم، معطلی آدم، سقوط آدم بسته به کارهایی هست که در دنیا دارد می‌‌کند، حالا ما چقدر مراقبت باید بکنیم که سقوط نکنیم، این مسیر سه هزار ساله را که در روایت داریم انسان رد بکند خودش را به بهشت برساند، البته سه هزار سال برای بعضیها آنجا یک چشم بهم زدن است، چون در دنیا واقعاً پاکیزه و خوب زندگی کردند.@حالا این مراقبت را توجه بکنید که انسان باید چقدر مراقبت کند که از صراط رد بشود، از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) اول حضرت یک نکته ساده می‌‌گوید «وَ لْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ‏ فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ‏ جَمُوحٌ‏ بِصَاحِبِهِ‏» آدم باید زبانش را نگه دارد چون زبان انسان در برابر صاحبش سرکشی می‌‌کند، یعنی چی در مقابل صاحبش سرکشی می‌‌کند؟ از اختیارش در می‌‌آید.@یعنی انسان یک جاهایی خودبه‌‌خود شخصیتاً اینطوری است که قبل از اینکه بخواهد فکر بکند، بخواهد تقوا د اشته باشد حرفش را زده، حرف را همینطوری می‌‌زند، اصلاً نمی‌‌تواند بزند، اینقدر به او فشار می‌‌آید که حتماً باید حرف بزند، این می‌‌خواهد حتماً بازارگرمی بکند حرف بزند.@امیرالمؤمنین قسم می‌‌خورد «وَ اللهِ مَا أَرَى عَبْداً يَتَّقِي تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَهُ» به خدا قسم من بنده‌‌ای را ندیدم که تقوایش به دردش بخورد مگر اینکه باید زبانش را حفظ بکند، یعنی شما تقوای چشمی داشته باش، تقوای خیال داشته باش، هر تقوایی می‌‌‌‌خواهی داشته باشی، می‌‌گوید پایه کل این تقواها نگه داشتن زبان است.@یعنی همه مواعظ، اخلاقیات، ریاضت‌‌ها یک طرف، نگه داشتن زبان یک طرف، پایه همه پاکی‌‌ها این است، لذا حضرت می‌‌فرماید اصلاً کسی که زبانش را نگه نمی‌‌دارد، تقوایش به دردش نمی‌‌خورد.@حالا آدمهایی هستند همینطور که پیغمبر فرمود، پیرزن حضرت فرمود به او گفتند که این همه شبها تا صبح عبادت دارد، همه روزها روزه می‌‌گیرد، فقط یک مشکل دارد، زبانش تند است، بعضی وقتها همسایه‌‌ها را آزار می‌‌دهد، پیغمبر که بالاتر از برزخ است، می‌‌گوید نه همه مشکل همین است، فرمود «لا خَیرَ فِیها» در این آدم هیچ خیری نیست، «هِیَ مِن اَهلِ النَّار» این زن جهنمی است.@حالا خانم خیلی خوبی است، حاج خانم، حاج آقا، مشهد، کربلا، کار خیر می‌‌کنند، جهیزیه می‌‌دهند، دختر و پسرها را بهم می‌‌رسانند، مدرسه می‌‌سازند، اینطوری می‌‌کنند، هر سال راهپیمایی است، حافظ قرآن است، اما اگر یک کسی نتواند زبانش را نگه دارد، شوهرش، زنش، فرزندش، خانواده همسرش، از او در امان نباشند، همسایه‌‌ها، دوستان، همکاران از زبان این در امنیت نباشند «هِیَ مِن اَهلِ النَّار».@یعنی تقواهای دیگر و کارهای خیر را همه را این زبان از بین می‌‌برد، پس حالا مدام نامه بنویس، برویم کلاس این استاد، کلاس آن استاد، کلاس این عارف، کلاس آن عارف، آقا ما می‌‌خواهیم سیر و سلوک بکنیم، برنامه سیر و سلوکی داریم، به ما گفته اینقدر ذکر بگویید، به ما گفته این عبادتها را بکنید، این کارهای خیر را انجام بدهید، اگر نمی‌‌خواهی یا نمی‌‌توانی زبانت را کنترل بکنی، پیش پیغمبر هم بروی همین است.@مگر سعد نبود، در رکاب پیغمبر شهید می‌‌شود، جبرئیل و میکائیل با 70 هزار فرشته تشییع جنازه او می‌‌آیند، ببینید چقدر آدم عزیزی هست، پیغمبر هم کفن و دفن و نمازش را هم می‌‌خواهند، مغفرتش را هم پیغمبر می‌‌خواهد پیغمبر معصوم است، «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهَذَا الْمَيِّتِ‏» خدایا این میت را ببخش.@پس پیغمبر گفت ببخش چه شد؟! اهمیت قضیه توجه کنید، دفنش کرد تمام شد، پیامبر می‌‌فرماید سعد الان فشار قبر دارد، آن تشییع چه بود جبرئیل آمد، میکائیل آمد، فرشته‌‌ها آمدند، پیغمبر نماز خواند با چه شکوهی، این عذاب چیست؟ حضرت فرمود: «إِنَّهُ‏ كَانَ‏ فِي‏ خُلُقِهِ‏ مَعَ‏ أَهْلِهِ‏ سُوءاً» این در خانه نسبت با خانواده‌‌اش بداخلاق بود.@خُلق بد از زبان تند می‌‌آید، حق‌‌الناس هم هست، با شهادت از بین نمی‌‌رود، تو شهید هم بشوی فایده ندارد چون کج‌‌خلقی و زبان دیگران را گزیده، گاهی وقتها زبان خدا را هم آزار می‌‌دهد، اهل بیت را آزار می‌‌دهد، آن سر جای خودش، حق‌‌الناس است، یک موقع می‌‌بینی این زبان دیگران را له کرده است.@«وَ اللهِ مَا أَرَى عَبْداً يَتَّقِي» من ندیدم بنده‌‌ای که تقوا داشته باشد، «تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَهُ» که تقوایش سودی برایش داشته باشد مگر آنکه زبانش را باید نگه دارد، و الا همه عفت‌‌های و عصمت‌‌ها را می‌‌درد، طرف رفته زنا کرده، این با زبان این زنا را پخش می‌‌کند، طرف رفته یک کار بدی کرده، این غیبتش را می‌‌کند، می‌‌رود کار بد این را یک جا می‌‌گوید، می‌‌گوید 70 تا زنا برای این می‌‌نویسند.@یعنی یک چیزی هست بدتر از آن چیزی که تو داری آن را نقل می‌‌کنی، می‌‌گویی آخ آخ دیگری چرا اینطوری است، بعد می‌‌بینی اوضاع خودت با این آخ آخ گفتنت خیلی بالا رفت و خرابتر می‌‌شود، یک چیزی که خوب نیست را از دیگری می‌‌گویی، ولی خودت هزار مرتبه سقوط می‌‌کنی از آن پایین‌‌تر، بدتر از آن گیر تو می‌‌آید.@همین دیروز بود یک بنده خدایی گفت که این هنرپیشه را دیدی که رفته فلان جا عکسهایش هم در اینترنت افتاده از این کارها کرده، من را ترس خیلی برداشت، همین هنرپیشه رفته این کار را کرده، عریان و فلان، گفت در اینترنت هست، واقعاً من ترسیدم.@گفتم ببین تو مطمئنی خودت مرتکب نمی‌‌شوی، یعنی چی تو داری از یک نفر نقل می‌‌کنی حالا در اینترنت باشد گفتن دارد، اصلاً تحقیر کردن دارد، تو چه چیزی را می‌‌خواهی تحقیر بکنی، داریم هر کس کسی را تحقیر بکند سر خودش بدتر می‌‌آید، یعنی من از آن شرافتم بیشتر است، او رفته چهار تا فحشا داده، و لخت شده، یعنی من اوضاعم از او بهتر است.@من زمانی می‌‌توانم حرف بزنم که اوضاع خودم بهتر از او باشد، یعنی من غیبت نکردم، که از او بدتر باشم، حسادت ندارم که از او بدتر باشم، خودشیفتگی ندارم که از او فحشایش به مراتب بدتر است، حالا ما چون ناموسمان از این کارها نکرده، یا خودمان این کاره نیستیم، یعنی بهتر از آنها هستیم، این چه فکر باطلی است.@ما بیکار هستیم بنشینیم راجع به بقیه حرف بزنیم، حالا یک کسی در اینترنت یا فلان جا فیلمش هست، بعد هم جالب است بعضیها ضبط می‌‌کنند به دیگران هم می‌‌دهند، اشاعه فحشا است، نقل قول می‌‌کنند، یعنی صد برابر بیشتر از او برای تو می‌‌نویسند.@فیلم از کسی گرفته پخش می‌‌کند، صدا از کسی ضبط کرده پخش می‌‌کند، می‌‌دانی چکار داری با خودت می‌‌کنی، این یعنی همان صحنه برزخی که گفتم که انسان چاقو بردارد مدام در چشم و زبان و صورت و گلوی خودش بزند و پاره بکند.@به ما هیچ ربطی ندارد، به من چه، چه کسی چکار کرده، من خودم اینقدر بدبختی دارم، اینقدر گرفتاری دارم، اینقدر برای شب اول قبرم مسئله دارم، برای صراطم مسئله دارم، برای برزخم مسئله دارم، یعنی چی بنشینم فکر بکنم که چه کسی دارد چکار می‌‌کند، و بتوانم راحت نقل قول بکنم، بنشینم با شهوت، با حرص، با شح و شرح اینها را بیان بکنم، که چه کسی چکار کرده، خیلی آدم بیکاری می‌‌خواهد بنشیند به اینطور چیزها فکر بکند.@از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «لَا يَعْرِفُ‏ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَخْزُنَ مِنْ لِسَانِهِ» هیچ بنده‌‌ای حقیقت ایمان را نمی‌‌شناسد درک نمی‌‌کند مگر اینکه زبانش را حفظ بکند، حقیقت ایمان نورانیت، شیرینی است، رؤیت است، بهجت است، سرور است در حالت آدم.@بعد می‌‌گوید من نمی‌‌دانم چرا حافظ قرآن هستم، چرا مفسر هستم، چرا درس دادم، درس می‌‌گیرم، نماز شب می‌‌خوانم، روزه می‌‌گیرم، صدقه می‌‌دهم، خادم مسجد هستم، چرا من حالم خوب نیست؟!@حقیقت ایمان اگر باشد واقعاً بهجت و سرور و شادی و آرامش و نشاط و رؤیت، خوابهای قشنگ، دیدنی‌‌های قشنگ، شنیدنی‌‌های قشنگ یکسره سراغ انسان می‌‌آید، ارتباط با خانواده آسمانی، رفع دلتنگی‌‌ها.@حقیقت ایمان یعنی تو دائماً با خانواده آسمانیت در ارتباط هستی و از این ارتباط لذت می‌‌بری، با غیب در ارتباط هستی و از آن لذت می‌‌بری، یک کسی که دائماً رفت و آمد داشته باشد و دائماً برود و بیاید، مگر در این دنیا برایش غصه و غمی می‌‌ماند.@هرگز حقیقت ایمان را هیچ کس نمی‌‌چشد، نمی‌‌شناسد مگر اینکه زبانش را حفظ بکند، تا زبانت را حفظ نکنی غیب به رویت باز نمی‌‌شود، در به رویت باز نمی‌‌شود، ببند آن باز می‌‌شود، خدا رحمت کند مولانا را می‌‌گوید:@

دهانت را در ماه رمضان ببند، آن دهان باز می‌‌شود، دهان غیبیت باز بشود لقمه‌‌های راز بخورد، باطن انسان اینطوری هست، تا انسان یاد نگیرد دهانش را ببندد این اتفاقات هست، راهی به کسی ندارد، آدم باید با حساب و کتاب زبانش را باز بکند.@از امیرالمؤمنین «صَلَاحُ‏ الْإِنْسَانِ‏ فِي‏ حَبْسِ‏ اللِّسَانِ‏» صلاح انسان در حبس زبان است، دارم به تو می‌‌گویم که مصلحت تو این هست که زبانت را حبس بکنی، حتی آنجایی که حق با تو است، پیامبر فرمود کسی که حق با او هست زبان می‌‌گشاید به قیل و قال من او را شفاعت نمی‌‌کنم، با اینکه فرمود من مشروب‌‌خوارها و زناکارها را شفاعت می‌‌کنم اما یک آدم اینطوری را شفاعت نمی‌‌کنم.@حرف نزن، یعنی در خانه قیل و قال، در مورد این و آن راه بینداز، که مثلاً می‌‌خواهی ثابت بکنی، یک موقع هست آدم یک چیزی می‌‌گوید، یک حرفی می‌‌زند، یک اعلام برائتی می‌‌کند، یک قسمی می‌‌خورد برای اینکه اینها به گناه نیفتند، اینها به معصیت نیفتند.@اما دنبال این نیست که خیلی خودش را ثابت بکند، دنبال این نیست که آبرویش را حفظ بکند، نمی‌‌خواهد این کار را بکند خدا حفظش می‌‌کند، ولی خدا به او عزت می‌‌دهد، خدا حفظش می‌‌کند، خدا به او قدرت می‌‌دهد، خدا نوازشش می‌‌کند.@خدا نازش می‌‌کند، خدا جبرانش می‌‌کند، قیل و قال در خانه نداشته باشید، با زن و فرزندت، با اطرافیانت بحث و گفتگو نکنید، جر و بحث راه نیندازید، صلاح تو در این است، مصلحت من در این هست که این کار را نکنم.@«مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ أَحَقَ‏ بِطُولِ‏ السِّجْنِ‏ مِنَ اللِّسَانِ» هیچ چیز به اندازه زبان مستحق طولانی زندانی کردن نیست، یعنی باید این خصوصیت ما طولانی زندانی شدن زبانمان یک حقیقتی بخشی از وجود ما باشد، بخصوص برای کسانی که شاخص‌‌تر هستند، بیشتر می‌‌دانند، بیشتر می‌‌فهمند آنها به سکوت و طولانی حبس کردن مستحق‌‌تر هستند.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@