أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان در شرح حدیث معراج دربارۀ زهد بود، که مفصل به این موضوع پرداختیم.@خداوند تبارک و تعالی در توصیهای که به پیامبرشان میکنند در مورد کفایت در اقتصاد، اکتفا کردن به مایحتاج معقول و مرسوم توصیه کردند و بعد فرمودند که «دُم علی ذکری» مداومت کن به یاد من.@من سر بسته این را عرض میکنم که فهم این قضیه شاید از نظر ذهنی، عقلی کار راحتی باشد اما از نظر قلبی که یک کسی این را باور کند راحت نیست که انسان این توصیه الهی را به پیامبر برای خودش هم جدی بگیرد و بداند که کلید همه مشکلات دنیایی و آخرتی و کلید سعادت دنیا و آخرت مداومت به ذکر الله است.@این خیلی اگر کسی باورش کرد خوش به حالش شد، یعنی این جزء انسانهای به معنای واقعی سعادتمند است که این را قلبش باور کرده مداومت بر ذکر الله بهترین حالت یک عبد هست.@در واقع توصیههایی که پیامبر به زهد کردند و مباحثی که در این جلسات خدمت شما عرض کردیم آخرش به اینجا رسید که «دُم علی ذکری» یعنی در واقع توصیه به زهد برای چه خدا میگوید به دنیا به حداقلش اکتفا کنید؟ برای اینکه این حالت عبد به خطر نیافتد، برای اینکه مداومت ذکر از بین نرود.@اگر در یک بندهای مداومت ذکر از بین رفت، مثل این است که روی صراط مستقیم دارد حرکت میکند در جهنم به سمت بهشت، بعد متوقف میشود، نورش را از دست بدهد تاریک بشود، تمام آن لحظات که انسان مداومت ذکر را از دست میدهد آسیب میبیند.@در روایت داریم هیچ پرندهای شکار نمیشود مگر اینکه یاد خدا را فراموش کند، انسان هم همینطور هست انسانی که مداومت بر یاد خدا دارد نه شیاطین جنی و نه شیاطین انسی نمیتوانند به او غلبه کنند. آنجاهایی انسان ضربه میخورد و آسیب میبیند که یاد خدا را فراموش میکند و خدا را فراموش میکند.@پس اگر دائماً میگوید که روابطتان را با دنیا تنظیم کنید برای این هست که یکطوری با دنیا ارتباط نگیرید که نتوانید ذکر بگویید، این خیلی مهم است، یکطوری با دنیا مجموعه این فعالیتهای کاری، یعنی جمادی و اقتصادی، گیاهی، حیوانی، علمی.@گاهی وقتها حتی فعالیتهای علمی هم انسان را از خدا دور میکند، طلبه است اما انس با خدا ندارد، روحانی و عالِم است اما انس با خدا ندارد، مشغلههای علمیاش نمیگذارد به اینکه انس بگیرد این هم خطرناک است که مشغلههای علمی مانع ذکر و یاد خدا بشود.@لذا سفارش خداوند به پیامبر خیلی مهم است دوست داشتنیترین، به قول امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه هیچ شخصیتی و هیچ شخصی در نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از پیامبر نیست.@حالا خدا دارد به پیامبرش توصیه میکند که تو اینطوری زندگی کن، با دنیا یکطوری ارتباط کن که خلوت با من، انس با من، یاد من را از دست ندهی؛ بحث گناه و معصیت و این چیزها نیست، بحث سر همین کارهای خوب است، کارهای خوبتان هم که دارید انجام میدهید مشغول هستید، مواظب باشید من را از یاد نبرید.@قرآن وقتی نماز را واجب میکند میگوید «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» نماز را بخوان، اقامه کن برای یاد من، میخواهم یاد من باشی، این خیلی مهم است.@هر کس باید فکر کند که در طول روز چند ثانیه چند دقیقه ما با خود خدا ذهن و دلمان تلف میشود؛ بالأخره ما با همسرمان یک چند دقیقهای چند ساعتی ممکن است ذهن و دلمان مشغول باشد، با پدر و مادر و دوستان و فرزندان و کسان دیگر بالأخره یک محاورات رودررو داریم، یک تخاطبهای جدی داریم با دنیا همینطور.@مسأله اساسی این هست که با خداوند ما چقدر تخاطب و ارتباط جدی داریم؛ خیلیها فکر میکنند که این یک کاری بوده که مخصوص ائمه بوده، مثلاً امیرالمؤمنین در شب اینقدر بیدار بوده نماز میخوانده حضرت زهرا اینطور بوده ائمه دیگر اینطور بودند، همه هم ته دلشان میگویند خب حالا به ما چه، ما کار و زندگی داریم.@ولی اولیاء خدا، آدم حسابیها همیشه جور دیگری بودند، یعنی شما دوستان و اقوام خودتان که شهید شدند، ببینید شهدا چطوری بودند؛ شهدا بالاترین مردم از نظر ذکر خدا بودند یعنی هیچ ساعتی را هیچ لحظهای را در ذکر خدا تنبلی نمیکردند.@خدا شاهد است من یادم هست یک موقعی زیر آتش یعنی عملیات شروع شده بود، نمیتوانستیم از خط رد شویم، خدا رحمت کند شهید دستواره را میگفت صبر کنید هر وقت گفتم رد شوید، در آن فاصله که همه نشسته بودند دعای توسلشان را میخواندند دسته جمعی، عزاداریشان را میکردند.@یعنی هیچ فاصلهای، در اسارت هم که بودند اینها همینطور بودند سعی میکردند که یاد خدا را همیشه بزرگ کنند و این یاد را داشته باشند. بعضیها موفق هستند. یعنی اینها هر جا هستند خدا را به یاد مردم میاندازند در مقابل عده کثیری که صامت و ساکت هستند اینها نه اینها زبانشان باز است و دائماً مردم را به یاد خدا و اهل بیت میاندازند.@بزرگان عالم همینطوری بودند لذا اینها برتری پیدا میکردند در دنیا و آخرت «فضیلة الساده حُسنُ العِباده» فضیلت بزرگان به خاطر کیفیت عباداتشان بوده اینها خیلی خوب عباد میکردند.@ما الان مثلاً وقتی که به ما بگویند حالا دیشب نماز شب نخواندی مثلاً خب روز قضایش را کن، ما برایمان خندهدار است میگوییم حالا نخواندیم که نخواندیم دیگر قضایش چی هست، بعد سراغ زندگی بزرگان که برویم میبینیم که آنها چقدر جدیت داشتند که نمازشان مثلاً قضا نشود یا مثلاً نماز شبشان.@شما نگاه کنید علامه که یک سفر خارج برای عمل رفتند مجبور شد نمازش در هواپیما بخواند چون داشت قضا میشد، حالا ایشان در بیمارستان در خارج از کشور یک آدم بانفوذی آنجا آمده، یادم نیست چه کسی بود، به علامه میگوید که خب شما کاری چیزی ندارید؟ گفت بله یک خواهش دارم یکطوری پرواز را تنظیم کنید که ما نمازمان اینطور نشود، مجبور نشویم در هواپیما نماز بخوانیم.@جالب است که این مسئول میرود با رؤسای شرکت هواپیمایی آن زمان قبل از انقلاب صحبت میکند آنها میگویند نه ما همچین کاری نمیتوانیم بکنیم، مسلمانها و ایرانیها را میگویم شرکت ایرانی، میگویند یک مهمان خیلی بزرگ دارید یک شخصیت خیلی بزرگ دارید قدرش را بدانید، حالا یکطوری پرواز را تنظیم کنید که این اتفاق نیافتد.@نمیپذیرند، به خارجیها میگویند قبول میکنند، یعنی به شرکت خارجی میگویند که میشود کاری کرد؟ میگوید من میتوانم سر راه چند دقیقه در یک کشوری بنشینم ایشان بیاید نمازش را بخواند و برگردد به خاطر علامه.@یعنی اینها در رابطه با خدا خیلی جدی و حریص بودند برایشان مسأله ناموسی بوده از مسائل ناموسی هم بالاتر بوده. ما این را نمیفهمیم، مثلاً وقتی که مرحوم قاضی میگوید خدایا اگر به ما آنجا در آن دنیا اجازه ندهی نماز بخوانیم پس چکار کنیم، یعنی هیچ کاری برای خودش آنجا سراغ ندارد.@ما میگوییم اَه اگر آنجا باز هم نماز باشد خیلی حالگیری است، دیگر آنجا هم نماز خیلی زور دارد، اگر هم خوشحالیم میگوییم خدا را شکر که اقلاً قیامت تکلیف نداریم، او دغدغهاش این است که اصلاً کار برای خودش سراغ ندارد.@وقتی که به او میگویند که مثلاً آنجا نماز نخوانید، میگوید ما اگر نماز نخوانیم چکار کنیم، بهشتش آن است وقتی میگوید «یا جنتی و نعیمی و یا دنیای و آخرتی» راست میگوید که خدا بهشتش است است و دنیایش است و آخرتش است.@این بزرگان ما اینطوری بودند، علامه را مثال زدم نگوییم او علامه بوده و ولیّ خدا بوده و شاگرد مرحوم قاضی بوده، نه شهدای خودمان را شما نگاه کنید، همهشان را شما دیدید، در خط و جبهه چطوری بودند.@یکی از ارکان حیات جهادی بچهها یاد خدا و نماز شب بود در زمستان سرد و سخت در کوه خیلی سخت است در چادر که اصلاً آدم یخ زده است، بعد اینها در آن کوه در آن سرما شب بیرون میزدند روی خود آن سنگها همه نماز میخواندند.@چقدر این حرارت و گرما و عشق دارد. و این چیزی است که متأسفانه در حیات و زندگی ما جدی نیست و این خیلی به ما صدمه میزند وقتی یاد خداجدی نیست. خداوند به پیامبرش میفرماید که «دُم علی ذکری» یکطوری رابطهات را با دنیا تنظیم کن که مداومت به ذکر من را از دست ندهی هر چه که میخواهد باشد، هر کاری هر چقدر مهم و بزرگ میخواهد باشد این را از دست ندهیم.@سبک زندگی اهل بیت را نگاه کنیم آنها زندگی جهادی سنگین داشتند اما شما نگاه کنید اینها چطوری اقامه نماز و ذکر الله میکردند. رزمندگان و اولیاء خودمان را نگاه کنیم. ما عذری برای تنبلی و سهلانگاری در این کار نداریم.@بگوییم ما مشغلهمان خیلی زیاد است مشغله اقتصادی، بدنی، حیوانی، علمی و عقلی، نشد، نمیرسیم قرآن و دعا و توسل و نماز شب بخوانیم، اینها بهانه است، دروغ است، یک بهانه بد و دروغ است. محال است کسی برای اینطور چیزها وقت بگذارد و از کار و زندگیاش بیافتد، محال است.@اگر نمیگذارد برای این است که توفیق ندارد، قلبش قساوت دارد که نمیتواند اینطوری باشد، باید خیلی استغفار کنیم تا این مشکل برطرف بشود و ما در یاد خدا بیافتیم.@و الا مثلاً اگر صبح ما ده دقیقه بیست دقیقه دعا و توسل و دعای روز و زیارت روز بخوانیم یا بعد از نماز ذکر بگوییم، یا حالا مثلاً نماز نافله بخوانیم، مگر چقدر وقت میگیرد یک نافله در اردو ما تمرین کردیم مگر از ما چقدر وقت میگیرد؟@اگر کسی بتواند بخواند، من خیلی صاف به شما بگویم، ما تنبلی و بیحوصلگی میکنیم صداقت نداریم، خود خدا میگوید «کذبت» دروغ میگوید اگر کسی فکر میکند که من را دوست دارد و از یاد من فرار میکند بخصوص شب.@ما ضعف شناخت و محبت خدا داریم و چون این ضعف را داریم لذتی از ذکر نمیبریم قرآن و سجاده را هوس نمیکنیم شاید تکلیفی هم بخوانیم، روی عذاب وجدان یا از ترس یا از شوق بهشتی، ولی به لذت نمیرویم.@مثلاً آدم میخواهد یک جایی غذا و چایی و قهوه و میوهای میخواهد بخورد، یا یک لذت طبیعی میخواهد برد هر چه که میخواهد باشد اشتیاق دارد، ما برای یاد خدا متأسفانه این اشتیاق را نداریم.@حالا در مراحل بعدی آنقدر پیامبر مهربان است جانمان به فدای رسول الله، هزاران برابر، هزاران بار که نگران امت است وقتی خداوند میفرماید که «دُم علی ذکری» من چگونه مداومت کنم به ذکر تو؟ روی مهربانیاش است.@پیامبر این سؤال را میکند که خدا برای ما جواب بدهد به ما روش بدهد، که حالا میرسیم به اینکه چه چیزهایی کمک میکند به اینکه ما بتوانیم مداومت بر ذکر داشته باشیم، سخت هم نیست.@ولی شما نگاه کنید هر روشی که خدا دارد به ما میدهد این هست که شما باید در یک کلمه خدا همه را گفته بعد یکی یکی توضیح میدهد. یک کلمه این هست زهد، زهد یعنی تنظیم رابطهات با دنیا.@یکطوری رابطهات را با این چهار مورد تنظیم کن که اگر از تو گرفتند به تو برنخورد، ناراحت نشوی و غصه نخوری اگر غصه خوردی معلوم است که فسق داری و یکطوری هم باشد که اگر به تو دادند شاد نشوی، چون تو لذت بالاتر را داری این اساس توصیه خداوند به پیامبر میشود، زهد.@«لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» داشتنش خوشحالتان نکند، نداشتن آن غمگین و افسرده و غصهدارتان نکند این اصل مهم است.@من چند تا روایت در این باره بخوانم. این مداومت بر ذکر را در بخش تسبیح هم گفتم ولی حیف است اینجا نگویم. از امام باقر (علیه السّلام) هست میفرماید: «لا یزال المؤمن فی صلاة ما کان فی ذکر الله عزوجل» مؤمن دائماً در نماز هست تا زمانی که در حال یاد خداست.@فرقی نمیکند چی «قائماً کان او جالساً او مستجعاً» چه ایستاده چه نشسته چه خوابیده، مؤمن دائماً در یاد خداست در نماز است «فی صلاة» نماز (خوشا آنان که دائم در نمازند) این اینطوری است سرش را هم در رختخواب میگذارد ذکر خدا میگوید، یعنی لذتبخشتر از این برای رختخوابش چیزی ندارد.@وقتی میخواهد رختخواب برود، اگر قرار است یک ربع هم بیدار باشد لذتش این هست که الان خدا رو شکر میخواهم به رختخواب بروم و سرم را به بالین بگذارم و چقدر کِیف و لذت دارد که خدا را با خودم اینجا بیاورم و شروع کنم یاد خدا را.@شب باید استغفارمان را بکنیم شکر الهی را بابت نعمتهایش به جا بیاوریم به خانواده آسمانیمان سر بزنیم و سلام برسانیم اینها چیزهای قشنگی است و باعث میشود انسان یک خواب خوب و شیرین و عالی داشته باشد.@بعد آیه را میآورد: «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ» این آیه را هم امام باقر (علیه السّلام) میخوانند سوره آل عمران آیه191، کسانی که خدا را یاد میکنند در حال قیام و نشسته و به پهلوهایشان، اما چی؟ «و یتفکرون» تفکر دارند.@باز نگاه کنید چقدر قشنگ است «لا یکتب الملک الا ما سمع و قال الله عزوجل وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً» میگوید فرشتهها فقط آن چیزهایی را که ارتباط دارند از نظر شنیداری مینویسند، آن چیزی را که نمیشنوند نمیتوانند بنویسند.@خداوند یک بخشی برای فرشتهها به حرمت انسان گذاشته که فرشتهها از آن بخش به آنطرفتر نمیتوانند نزدیک انسان بیایند بعضی از گناهان را خدا به فرشتهها اصلاً نشان نمیدهد، اصلاً فرشتهها متوجهشان نمیشوند.@در دعای کمیل هم داریم «خفی منهم» مخفی است اصلاً فرشته متوجه نمیشود این بشر گناه کرده خدا میگوید این یک چیزی است که باید بین من و بنده باشد فرشته متوجه نشود.@میگوید ملک فقط آن چیزی را که میشنود مینویسد بعد میفرماید این آیه را میآورد، ببینید چقدر قشنگ است «و قال الله عزوجل وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً» در درون خودت خدا را با تضرع و از روی ترس بخوان.@بعد حضرت در ادامه میفرماید بعد از اینکه این آیه را خواندند سوره اعراف آیه 205 بعد از اینکه این را خواندند حضرت میفرماید «فلا یعلم ثواب ذلک الذکر فی نفس الرجل غیر الله لعظمته» میگوید ثواب ذکرهایی که انسان در درون خودش میگوید، به زبان نمیآورد، به آن اصطلاحاً چه میگویند؟ ذکر خفی.@هیچ کس جز خدا ثواب یک همچین ذکری را به خاطر عظمت این ذکر نمیداند، پس ما را دعوت کرده به ذکر خفی. پس دقت کنید توصیههای به زهد برای این نیست که خدا میخواهد ما را اذیت کند.@خیلی وقتها آدمها وقتی که با این روایتها روبرو میشوند یعنی دائم میگویند این اسلام دارد دست و پای ما را میبندد و دائم مزاحم ما میشود، چه هست ما هم مثل بقیه عشق و حال کنیم و دست و بالمان باز باشد هر کاری دلمان میخواهد بکنیم، در مال و چیزهای دیگر.@حضرت میفرماید که و قاعده این هست که من دارم توصیه میکنم که شما زهد داشته باشید به خاطر اینکه بیشتر پیش خود من باشید، این قشنگ نیست؟ من میخواهم شما بیشتر پیش خودم باشید زیاد اینطرف و آنطرف نروید، زیاد خودتان را ول نکنید، زیاد خودتان را آلوده نکنید.@حالا امشب زحمت پیدا کردن طاقدیس را دادیم به آقای عظیمی، خواستم از روی موبایل بخوانند ولی انشاءالله شعرخوانیاش برای بعد بماند، یادش بخیر آقای اسکندری و دو سه تا از رفقای دیگر، قدیمها ما مثنویخوانی داشتیم مثنوی نراقی، امشب میخواستم برای شما مثنوی در این رابطه بخوانم، بماند انشاءالله برای جلسه بعد.@پس دقت کنید دعوت به زهد برای این هست که خدا میگوید من بیشتر دوست دارم شما پیش من باشید، شرافت شما پیش من بودن است، میخواهم بیشتر شبیه بشوید «یا من ذکره شرف للذاکرین» ای کسی که یادش شرف هست برای ذاکرین، انسان در محضر خداست «ذاکر الله مجالسه» آن که یاد خداست همنشین خود خداست.@این خیلی شرافت برای انسان است مثلاً پادشاهی به شما بگوید که خیلی دائم سرت را شلوغ نکن پیش خودم بیا، خودم هم تو را کفایت میکنم، اگر پادشاهی به آدم اینطوری بگوید، حالا به خصوص که پادشاه نورانی باشد مثل مقام معظم رهبری باشد نائب امام زمان باشد امام زمان باشد بگوید که تو پیش خودم بیا، رها کن، زیاد دنیاگردی نمیخواهد بکند.@اگر خداوکیلی بگوید ما چه حسی داریم؟ امام حسین یک چیزی به زهیر گفت، نمیدانیم چی به او گفته، ولی هر چه بوده در آن کشته شدن بودن، شوخی نیست، در آن شهادت بوده، آن هم در آن موقعیت.@چه بوده که زهیر فراری وقتی چند دقیقه با امام حسین میرسد، امام حسین چه چیزی به او میگوید که میآید میگوید خانم تمام اموالم برای تو، طلاق، خداحافظ، ما رفتیم، اینطرف چه خبر است؟ آدم عاقل و باشعور باید همیشه حواسش باشد این دعوت از امام حسین برای تکتک ما هم فرستاده شده، نه از خدا برای تکتک ما فرستاده شده، خدا هم ما را به این دعوت کرده.@خدا ما را به این مقام دعوت کرده، میگوید کمتر به دنیا بچسب، بیشتر با خودم باش، کمتر سرت را شلوغ کن بیشتر با خودم باش، خوش به حال کسی که بیشتر در خدمت قرآن و اهل و بیت و امام زمان است.@خیلیها تا به آنها میگویی امام زمان، خدمت به امام زمان، میترسند، یعنی باید بنشینند فکر کنند، تفاوت آدمها چقدر است، به یک کسی میگویی خدمت به امام زمان، خدا رحمت کند آقای حائری را خدمت شما گفتم پنجشنبه، بعد از فوتشان فرمودند گفت توصیه کنید به همه که خودشان را وقف امام زمان کنند هیچ چیز اینطرف بهتر از این نیست که انسان وقف امام زمان باشد.@بعضیها تا وقتی به آنها میگویی وقف امام زمان دائم چرتکه میاندازند، یک مسأله زیادی هم هست یعنی ما خیلی آدمهای مدعی داشتیم و داریم که میگویند ما24 ساعت در خدمت امام زمان هستیم، وقتی به آنها میگوییم که حالا بفرمایید این گوی و این میدان، میگوید وقت ندارم.@خیلی راحت است، یعنی تمام قدرت و فضیلت یک انسان این است که قبل از ظهور حضرت وقف حضرت باشیم، بعد از آن که دیگر چه فایدهای دارد.@همین قبل از ظهور حضرت برای حضرت و وقف حضرت بشوی و وقتی که تو را دعوت میکند و پیش من باش و از داشتههایت بگذر و پیش من باش، یک کسی بگوید باشد؛ در دنیا چه کاره هستی؟ میگوید من کارهای نیستم سرباز امام زمان هستم در چادر امام زمان هستم، بارک الله یک شرافتی است.@حالا نگوییم اگر ما بودیم عاشورا امام حسین با ما اینطوری کرده بود ما هم میرفتیم، نه، چه کسی میتواند بگوید من روز عاشورا اگر امام حسین به من میگفت من هم مثل زهیر میرفتم؟ اینکه الان در چادر امام زمان برویم، بیطمع و چشمداشت و بیچرتکه در چادر امام زمان برود و برای اینکه در این چهار جهت وقف حضرت بشود، برای حضرت هزینه بشود این اصل است.@حالا ببینیم امام صادق در این رابطه چه میفرماید، «من رضی من الله بالیسیر من المعاش رضی الله عنه بالیسیر من العمل» چقدر جالب است. اگر یک کسی به کمی درآمد راضی باشد خدا هم به عمل کم از او راضی است یعنی اگر کسی دنیای پررونقی را میخواهد خدا خیلی به او سخت میگیرد.@کسی که دنیای آبادی را میخواهد و برای دنیایش شرط دارد که من باید حتماً لباس و اتومبیل و خانهام آن چنان باشد دائم شرط میگذارد و شرائط را بالاتر میبرد خدا هم به او سخت میگیرد. ولی کسی که نه در معاشش سخت نگیرد و قانع باشد خدا هم در عمل از او زود راضی میشود. تفاوتها را نگاه کنید (هر که بامش بیش برفش بیشتر).@رسیدیم به یک روایتی که خواندنش خیلی، یک روایت کوچک بخوانم برای امشب کافی است آن روایت را بگذاریم برای یک موقع دیگر، چون آن خیلی جان میخواهد هم خواندنش هم شنیدنش.@«عن ابی عبدالله علیه السلام» امام صادق (علیه السّلام) «إن الله عزوجل یقول من شغل بذکری عن مسألتی أعطیته أفضل ما أعطی من سألنی» هر کس که یکطوری یاد من باشد که یادش برود خواستههایش را بگوید، آنقدر مشغول من باشد و با من حرف بزند که اصلاً خواستههایش را نگوید.@«شَغَلَ» مشغول بشود آنقدر که خواستههایش را نگوید من بیشتر از آن کسی که از من خواسته به او میدهم، این را دقت کنید زبان عشق است. این همه خدا گفت «ادعونی استجب لکم» دعا کنید اصرار کنید، حالا یک کسی میرود اصلاً دعا میکند، امام رضا میرود دعا میکند فقط با امام رضا صفا میکند چیزی هم ندارد چیزی هم نمیگوید.@میرود با خدا صحبت میکند، حالا یک ربع، بیست دقیقه، نیم ساعت وقت دارد آن را میگذارد به خود خدا، خدا میگوید اگر این به ذکر من مشغول بشود از مسألتش، من به او بیشتر از آنچه که آنهایی که خواستند و مسألت کردند بیشتر از آن به او خواهم داد.@حالا با اینکه چند دقیقهای دیگر به ما وقت میدهید ولی من آن روایت را نمیخوانم، برای بعد بماند، اینکه میگویم نمیخوانم نه اینکه دریغی دارم، خودم وقتی که این را خواندم باور بفرمایید تا مدتها من حالم خراب بود یعنی همین روایت را نمیخواستم، یکذره حیا میکنم.@از اینطرف قشنگ و خوب است و از آنطرف هم گفتنش یک مقدار حال آدم را خراب میکند، دوباره هم میخواهم بخوانم دوباره حال خودم یک مقدار خراب میشود این را انشاءالله برای بعد بگذاریم من یک روایت دیگر برای شما بخوانم.@از امام صادق (علیه السّلام)، این روایت را که میگویم نمیخوانم که حال را ممکن است خراب کند همان مناسب همان طاقدیس است، بگذاریم با طاقدیس بخوانیم بهتر است، لااقل آن شعر یک مقدار تندی این روایت را بگیرد، یادمان برود چه خواندیم.@«الذاکر الله عزوجل فی الغافلین کالمقاتل فی المحاربین» میفرماید کسی که یاد خداست، هر کس که در میان بیخبران و افراد غافل خدا را یاد کند «کالمقاتل فی المحاربین» مثل کسی است که در جمع رزمندگان در راه خدا جنگیده.@یک جای دیگر میفرماید «کالمتشهد بدمه فی سبیل الله» مثل کسی است که در راه خدا در خون خودش غلتیده. مثلاً یک خانمی در یک جوّ فامیلی که هیچ کس چادری نیست همه بدحجاب هستند این حجاب داشته باشد، این جهاد است، یک آقایی دختر و ناموسش را به حجاب مزین میکند بعد میرود یک جایی که همه یکجور دیگر هستند، این آدم یا خانم وقتی که سرش را بالا میگیرد ثواب شهادت را دارد.@بعضی از آقایان (بین خودمان باشد به کسی نگویید) خجالت میکشند از اینکه ناموسشان در جاهای طبیعتگرا، فطرتگرا باشند، میگویند آبرویمان میرود تو این چادر را در بیاور که اینقدر در فشار قرار نگیریم.@یا حتی خودشان خجالت میکشند یک جایی که حالا خارج از کشور است یا یک جمع طاغوتزده و طبیعتزده و نادان طبیعتگرا و فاسقین هستند این در آن جمع خجالت میکشد از اینکه هویت معنوی و مذهبی داشته باشد و با لباس و هویت و حرفش مردم را به یاد خدا بیاندازد، بعضیها خجالت میکشند.@چرا در فضاهای فطرتگرا خوب هستند، اما مثلاً میخواهد دانشگاه برود میبینی خجالت میکشد، میخواهد خارج از کشور و منطقه دیگر و کیش و دبی و ترکیهای میخواهد برود میبینی حیا میکند خجالت حیای احمقانه است، خجالت میکشد از اینکه ما در این جمع خوب نیست.@حضرت میفرماید آن که در بین غفلتزدگان، کسانی که غافل هستند از یاد خدا، یا خدا با چیست؟ با عملش، نمازش را اول وقت بخواند، نگوید اینجا ضایع است من نماز بخوانم، برای بعد بگذاریم که کسی نبیند، نه اصلاً نماز در این جمع خیلی خوب است که شما بلند شوی در همین جمع نماز بخوانی.@این خوب است که تو بلند شوی از این جمع غفتلزده و بگویی اذان گفتند من بروم نماز بخوانم. این مهم است. یا کسانی که فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی میکنند، در یک جمع غفلتزده که همه برای معصیت و غفلت آمدند اصلاً فضا فضای غفلت است، اینها میروند یاد خدا را زنده نگه میدارند.@میبینی میروند یکجا نمایشگاه میزنند، یک تعداد مثلاً یکی، دوتا، سه تا، پنج تا خانم با حجاب خوب میروند در یک جمع چند هزار نفره زنهای غفلتزده با حجابشان آنجا مستقر میشوند یک بلندگویی میگذارند یک قرآنی پخش میکنند یک نوحه و مداحی و سرود خوبی پخش میکنند، کتابی میگذارند، حرفی میزنند آنجا حضور دارند.@این نفس حضور داشتن ذکر گفتن در فضاهای غفلت زده و آدمهای غفلت زده جهاد در راه خداست ثواب شهادت را دارد، نه اینکه در فضاهای که همه خوب و فطرتگرا هستند این هم در آن جمع مثل بقیه است ولی در جمع رفقای خودشان و برادران و دوستان و کسان دیگر که یکطور دیگر هستند ما هم مثل آنها باشیم این خیلی بد است.@این برای انسان ذلت و خواری میآورد که یک کسی از مردم بترسد و از خدا نترسد، از مردم خجالت بکشد و از خدا خجالت نکشد.@شما نگاه کنید بچههای ما که مقام معظم رهبری میفرماید دختر و پسرهایی که در آمریکا هستند مثل انبیاء پاکند، اصلاً تعجب میکند، آنها در همین جریان حرکت اربعین، تا الان و امروز هم که ما مثلاً با آنها در ارتباط بودیم، چند ایالت من صبح تماس داشتم.@بچهها شب و روز دارند آنجا زحمت میکشند، برای نمایشگاه زدن، برای کار کتاب، برای مراسم، از الان دارند کار میکنند برای اربعین آینده، ایالت به ایالت دارند کار میکنند، با چه عشقی در آن فضا، خانم و آقا، خیلی ارزش دارد.@یکی از خواهران میگفت که ما در کانادا که بنا شد نمایشگاه بزنیم خیلی از کسانی که ادعا داشتند و مسلمان بودند و خیلی هم اظهار میکردند، نیامدند، گفتند ما اینجا نمیآییم، بیاییم برای میا سنگین است، گفت حتی برای بازدید هم نیامدند، خودشان شرکت کنند حداقل، نه اینکه بیایند نمایشگاه بزنند، روی آنها که حساب میکردیم نیامدند یک عده دیگر ولی با عشق آمدند و ایستادند و با باور این کار را کردند.@بنابراین این یک یاد خدا، انسان باید یکطوری با دنیا ارتباط بگیرد که هر جا لازم است خدا را نشان بدهد خدا را فریاد بزند بتواند فریاد بزند، هر جا قرار است فریاد بزند و شعار بدهد، بتواند شعار بدهد؛ در جمع خودی میخواهیم صلوات بفرستیم صلوات بلند بفرستید، وقتی که در جمع طبیعتگراها هستید خجالت بکشید صلوات بفرستید یا بلند بگویید.@در جمع خودی بتوانید تکبیر بگویید در جمع طبیعتگراها تکبیر نگویید، من که اینجا نمیتوانم (مرگ بر اسرائیل و مرک آمریکا) بگویم، اینجا باید بیخیال بشویم، این خواری و ذلت میآورد باعث میشود انسان از چشم آسمان بیافتد.@ولی یک کسی که نه در تمام شرائط خودش به معنای واقعی است از روی ایمان حضور دارد، نفاق و دو چهرهگی ندارد اینطور نیست که در جمع بچه حزباللهی و مذهبی، مذهبی است در جمع طبیعتگراها خودش هم یک کسی مثل آنها است یا حداقل لال است، نه آنجا هم که هست باور دارد.@این آدم ثواب شهادت دارد این آدم مجاهد فی سبیل الله است در حال جهاد هست. پس ما باید یکطوری با دنیا ارتباط برقرار کنیم که این دنیا یکطوری ما را خراب نکند که یاد خدا را نتوانیم بگوییم، انس با غیب و خانواده آسمانی نتوانیم داشته باشیم، اقامه نماز نتوانیم بکنیم.@شما نگاه کنید امروز من جایی بودم با یک بنده خدایی، گفت من بروم نماز بخوانم بیایم، رفت، خواست یک چهار رکعتی بخواند و بیاید، من یکدفعه دیدم این یک دقیقه بعد برگشت، گفتم که چی شد تو نمازت را بعداً میخوانی؟ گفت نه خواندم، ببینید نماز اقامه نمیشود، یعنی ارتباطی برقرار نمیشود.@چون ما همیشه هول هستیم همیشه میگوییم کار داریم، اذان و اقامه و دعای بین اذان و اقامه و تعقیبات چیست، هیچی، سرمان شلوغ است هزار جور توجیه میکنیم.@این معلوم است یک کسی که نمیتواند در روز قرآن بخواند، نمیتواند زبان قرآن را بخواند، نمیتواند دعا بخواند و ذکر بگوید و زیارت برود و با خانواده آسمانی انس بگیرد یک جایی به خودش ظلم کرده یک جایی خودفروشی و خیانت کرده یک جایی دچار فسق است یک جایی دارد با دنیا بیشتر ارتباط برقرار میکند که نمیتواند با خانوادهاش و آسمان انس بگیرد.@و این مراقبت میخواهد، این را که میخواهم عرض کنم این است، این احتیاج به مراقبت دارد، انسان باید خودش مراقب دل خودش باشد این پاسبانی میخواهد انسان باید دلش را پاسبانی کند.@
چیزی جز خدا در آن نیاید پاسبان باش، حالا انشاءالله در مثنوی طاقدیس انشاءالله اگر عمری بود جلسه آینده این را میخوانیم، واقعاً پاسبانی و پاسداری میخواهد، باید یکذره پاسداری کنیم ببینیم که چرا دل ما اینطوری است؟@چرا من زیارت نمیتوانم بروم، با این حضرت عبدالعظیم، با امامزاده صالح، با بهشتیان، با فرشتهها، با اهل بیت، با حضرت معصومه، با چهارده معصوم، با اباالفضل، با زینب کبری، با آقا امام زمان، چرا انس و رفت و آمد ایجاد نمیشود؟ ماجرا چیست؟@گناه هم نمیکنیم، یعنی نه گناه کبیرهای هست، هیچی، ولی یک نحوی از ارتباط دنیا برقرار شده که ما اینقدر گند زدیم به قول مرحوم ملا احمد و قلبمان خراب کرده و گندیده، دل گندیده که نمیتواند، شور و نشاط و حیات و ارتباط ندارد.@اصلا در هیچ کدام از اینها راهش نمیدهند این در دنیا هم دارد میدود نخودی است یعنی اصلاً راهش نمیدهند یعنی این یک زیارت خوب و خواب خوب و یک ارتباط با فرشتهها یک ارتباط با غیب و برزخ و خدا اصلاً راهش نمیدهند، چون این آدم بو میدهد قلب بو گرفته که ما را راه نمیدهند.@خداوند به پیامبر میگوید «دُم علی ذکری» تو به یاد من مداومت کن، دائم به یاد من باش، دائم حواست به من باشد، این مراقبت میخواهد، اینطور هم نیست که ما الان صحبت کنیم شما هم بیایید سر کلاس بنشینید و یکذره حرف گوش کنید و چند دقیقه هم متأثر بشوید و دوباره هم همان آش و همان کاسه، نه انسان باید کار عملی کند برنامهریزی برای دلش کند.@مثل یک مجرد با یک متأهل است شما یک مجرد را نگاه کنید خیلی آزاد است ولی وقتی زن گرفت که دیگر آزاد نیست وقتی شوهر کرد که دیگر آزاد نیست باید وقت جدیاش را بگذارد برای خانواده. خدا حفظ کند آقای مجاهدی را میگفت من خیلی سال از جوانیام را با مرحوم مجتهدی بودم.@ولی یک موقع گفتم میخواهم ازدواج کنم، گفت شبها ایشان تا صبح تا سحر بیدار بودند من هم پیش ایشان بودم طوری نبود، بعد ایشان گفت اگر میخواهی ازدواج کنی ازدواج کن ولی زود باید خانه بروی، دیگر اینطوری نیست، خیلی با من تا شب بمانی ده شب است وظیفهات آنجا اینطوری است.@آدم وقتی ازدواج میکند یک بار و وظیفهای روی دوشش است یک مسئولیتی میآید، میگوید من الان ازدواج کردم این مسئولیت گردن من هست باید برایش وقت بگذاری خانواده را ضایع نکنی فرمود «ملعون ملعون من ضیع من یعول» ملعون است ملعون است کسی که خانواده خودش را ضایع کند.@دیگر حالا بچه آمده باید برای بچه وقت بگذاری، دوتا شد باید بیشتر برایش وقت بگذاری، سه تا شد باید برایش وقت بگذاری، باید برای خانواده همسر و اقوام وقت بگذاری این تعهد میشود.@خدا هم اینطوری است وقتی با خدا ازدواج کردی یعنی خواستی با خدا ازدواج کنی و پیوند برقرار کنی و بگویی لا إله إلا الله دلبری ندارم جز خدا، یک وقتی را میطلبد یعنی در برنامههایت بیاید.@ما نماز، یک چیز حاشیهای در زندگی ما است، نیست؟ چرا یک چیز حاشیهای است، ارتباط با خدا و خلوت با خدا و انس با خدا جزء برنامههای اصلی ما نیست، من صبح بلند میشوم دو رکعت نماز میخوانم حالا یا میخوابم یا کار دیگر، دنبال کار و زندگیام میروم.@ظهر هم بالأخره یک جایی هستیم، بخصوص آنجایی که محل کار و زندگیشان نماز جماعت هست راحتتر هستند میگویند همه تعطیل هستند ما هم تعطیل هستیم برویم نماز بخوانیم، میرود نماز میخواند شب هم همینطور، ولی اصلاً اگر این به قول امام فرمود اگر جبرئیل فردا نازل بشود و بگوید نماز واجب نیست چند نفر میخوانند؟ نماز واجب نیست میخواهی بخوان، میخواهی نخوان.@«دُم علی ذکری» یک مسأله اساسی است یعنی تو به عنوان یک انسان باید با این معشوق زندگی کنی، تو به عنوان یک انسان باید با خانواده آسمانیات ارتباط و رفت و آمد داشته باشی، باید در خدمتشان باشی باید برایشان کار کنی باید وقفشان بشوی باید در محضرشان باشی اگر انسان هستی.@برای خدا باید وقت بگذاری، برای ارتباط با خدا، یک هفتهای یک ماهی یک شبی یک ساعتی یک موقعهایی از وضعیت شبانهروز ما باید اختصاص به این خلوت و ذکر داشته باشد، نه من الان در محضر قرآن هستم محضر قرآن مگر شوخی است این قرآن را اگر جدی نگیری لعنتت میکند شوخی نیست.@یعنی شما در محضر یک شخصیت زنده باشعوری هستی که سمیع و بصیر است کتاب الله است کتاب الله شوخی نیست سمیع و بصیر است شخصیت حقیقی است تازه سورههایش هم هر کدام شخصیت حقیقی هستند.@برای همین هم حرف زدن با آن آداب دارد باید وضو بگیری رو به قبله بنشینی، و آن کسی که میتواند مثل ما درد ندارد نباید مثلاً تکیه بدهد، حالا هر چیز، آداب دارد چون در مقابل یک شخصیت هستی، ارتباط دارد.@این قرآن زنده است، میفهمد که تو داری با آن چکار میکنی سورهها میفهمند شما دارید با آنها چکار میکنید ملائکه میفهمند این خیلی مهم است این توصیهای است که خداوند تبارک و تعالی دارد به پیامبر میکند، حالا جلوتر میرویم بیشتر متوجه میشوید که خدا دائماً میگوید در مورد تکتک کارهایت مواظب باش، این فلان چیز، فلان چیز، یکی یکی خدا اسم میآورد، اینها، این این و... حواست را پرت نکند.@نکند من را فراموش کنی و من را یادت برود، نکند فکر کنی تو در این دنیا فقط یک زن و مرد هستی و همین مشغلههای زنانه و مردانه را داری و درگیر کارهای دنیاییات بشوی. امام صادق (علیه السّلام) «أَبْعَدُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِذَا لَمْ يُهِمَّهُ إِلَّا بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ» دورترین حالت بنده زمانی است که تمام دغدغههایش شکم و سکس باشد.@در کل فضای زندگیاش همین است خوردن و کار حیوانی، دورترین حالا یک بنده خدا از خدا همین است، ما برای یک چیز دیگر اینجا آمدیم، آنها را نمیگوید نداشته باشید، این چهارتا را خدا میگوید داشته باشید، اصلاً هم مزاحمت کیفیت و کمیتش هم نیست، میگوید فقط یکطوری نباشد که از من بیافتید.@نمیگوید دنیاداری نکنید، ثروتمند نشوید، دنبال کار تجاری نروید، دنبال دنیا نروید، دنبال قشنگیهای دنیا نروید، زینتهای دنیا را به خودتان حرام کنید، نه، میگوید یکطوری باشد که از من غافل نشوید، یکطوری باشد که از غیب دور نشوی، یکطوری باشد که از خانواده آسمانی و خودت دور نشوی، و الا حالا برای دنیا میخواهید باشید باشید.@مؤمن همان مقداری هم که برای دنیا است استفاده میکند برای قدرت، برای آخرتش استفاده میکند این یک موقع اشتباه نشود که خدا میگوید که با دنیا قهر کنید، نمیخواهد قهر کنید هر چقدر هم میخواهید آشتی باشید باشید، خدا با این بخشش کاری ندارد، میگوید با من قهر نباش، من و غیب و خودت را از دست نده، این خیلی مهم است و این باز دارم عرض میکنم احتیاج به چی دارد؟ مراقبت و برنامهریزی.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@