اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در این فقره از حدیث شریف معراج که یک فقره جدید هست خداوند تبارک و تعالی یک باب جدیدی را باز میکند و اصولی ترین و ریشهایترین نیازهای انسان را برای تأمین سعادت دنیا، شادی و آرامش در دنیا و همچنین سعادت آخرت بیان میکند.@ از اینجا به بعد از اینکه خداوند تبارک و تعالی رضا و توکل و اوجها گفت از عشق و محبت و دوستی خودش، حالا الان یک کسی ممکن است این سؤال را بکند که ما چگونه میتوانیم به این مسیر برویم؟ به این مقاماتی که گفته شد برسیم؟@ من حتماً تأکیدم این هست تأکید جدی من این هست که همه عزیزان چند بار بحثهای گذشته را گوش بکنند. به اینکه سر کلاس بودند یا یکبار گوش کردند اصلاً اکتفا نکنند. حتماً چند بار این حدیث شریف را کار بکنند و به هیچ وجه وقت و عمرشان تلف نمیشود. برای این حتماً سرمایهگذاری جدی بفرمایید.@ الان سؤال این هست که وقتی خداوند تبارک و تعالی یک افق فوقالعاده زیبا و بزرگی را برای پیامبر اکرم ترسیم کرد از الان میخواهد برای پیغمبر دستورالعمل بدهد. تا الان فقط افق بود و توصیف بود مهر و محبت و رضا و اینها بود. ذکر و محبت و رضا و توکل این چیزها.@ از اینجا به بعد خداوند دستورالعمل میدهد. یعنی شما چیزی که به آن خیلی احتیاج دارید این هست که حالا من باید چکار بکنم. من چطوری باید این مسیر را طی بکنم که نبازم؟ چطوری بتوانم این مسیر را طی بکنم که سرم کلاه نرود؟ بعداً مشکل پیدا نکنم.@ من یک نکته خیلی مهمی را که شاید بعضی وقتها این را گفتم به شما بگویم خواهش میکنم خیلی این را دقت بکنید و کاملاً حواستان به این نکتهای که میگویم باشد، این هست که ما چارهای جز شدن نداریم.@ یعنی اینکه ما بشویم آن چیزی که باید برای حیات جاودانه برای شب اول قبر به بعد برزخ بشویم یک امر مستحبی نیست که نسبت به آن اینقدر ما بیخیال و بیفکر هستیم شما نگاه کنید یک مادری که بچهدار میشود باردار میشود اصلاً در مخیلهاش تمام دغدغههایش این هست که بچه سالم متولد بشود اصلاً در مخیلهاش نیست.@ هر کس هم که باردار میشود به این عشق باردار میشود که این بچه سالم به دنیا بیاید. ما باید جدی به این فکر باشیم که ما باید سالم متولد بشویم به برزخ و الا گرفتار جهنم هستیم. گرفتار فشاریم گرفتار عذابیم گرفتار غصه میشویم این یادتان نرود که ما دو تا کار اساسی باید اینجا انجام بدهیم.@ 1ـ برداشتن موانع یعنی هر چیزی که ممکن است به من گیر بدهد آنجا، من را در جهنم نگه بدارد، در عذاب نگه بدارد. 2ـ متصف شدن به صفات الهی که برای بهشت من نیاز دارم برای برزخ بهشت قیامت من نیاز دارم.@ یک مسئله فوقالعاده مهم به شما بگویم که دیگر فکر نمیکنم از این مهمتر ما حرفی زده باشیم برای شما و بعداً هم حرفی از این مهمتر نداریم برای شما بزنیم. خواهش میکنم به این دقت بکنید خواهران برادران عزیز.@ و آن این هست که خواهران من برادران من ما اگر نتوانیم موانع را برداریم در وجودمان در این فرصت رحمی دنیا که بعضی از موانع یک ماه دو ماه یک روز چند ساعت گاهی وقتها یک سال بعضی از بزرگان میگفتند ما 25 سال زحمت کشیدیم که یک حسادت را برداریم از وجودمان.@ اگر ما موانع را برنداریم ای خدا شاهد باش که من به همه این عزیزتر از جانهای خودم گفتم اینها را همه شما برای من خیلی عزیز هستید که اگر ما نتوانیم موفق نشویم موانع را برداریم از سر راه خودمان اینجا ممکن است یک روز دو روز شش ماه یکسال طول بکشد ولی وقتی وارد برزخ بشویم حرکت فوقالعاده کُند است.@ برای هر کدامش ما دهها و صدها سال گرفتاری داریم تا خودمان را برسانیم عزیزان من اگر نتوانید صفات خودتان را به فعلیت برسانید قوایی که خدا به شما به امانت داده به فعلیت برسانید برایتان جدی نشده باشد این مسئله موضوعیت پیدا نکرده باشد این مسئله برای شما که آقا من کاری در دنیا غیر از فعلیت پیدا کردن ندارم.@ مثل یک جنینی که در رحم مادر کاری جز فعلیت پیدا کردن ندارد ما اگر نتوانیم به فعلیت برسیم به فعلیت رسیدنمان میرود در برزخ ببینید ما آفریده شدیم برای به فعلیت رسیدن ما در رحم هستیم و باید به فعلیت برسیم تا در نظام برزخی خودمان سالم وارد بشویم و خوشبخت وارد بشویم.@ هر کسی باید دنبال این دغدغه باشد که مشکلات من چیست؟ موانع من چیست؟ محدودیتهای من چیست؟ بدبختیهای من چیست؟ حجابهای من گیرهای من کُندیهای من در کجاست؟ هر کسی باید به این فکر بکند که من چه مشکلی دارم کجای کارم گیر است خودم را میشناسم کجای کارم گیر است.@ هر کسی باید بنشیند خودش را محاسبه بکند نکند خدای نکرده زبانم لال این حرفها شنیدنش برای شما عادی بشود. دوباره الان مراسم تمام بشود بروید خانتان هر بار هم من این را میگویم دوباره روز از نو روزی از نو، یک جایی من خواهش میکنم به یک خلوتی بروید.@ پنج روز ده روز یک هفته دو هفته هر جا در خانتان در یک شهری در یک روستایی در یک ویلایی مکهای مدینهای کربلایی تمام کارهایتان را تعطیل بکنید یک مقداری فقط و فقط فکر بکنید به اینکه من چکارهام این وسط، الان من باید سبک زندگیم ماجرای زندگیم را چطوری باید شکل بدهم چطوری من باید وضعیت خودم را سروسامان بدهم.@ نگذاریم خدای نکرده زندگی، کارهای علمی، کارهای خدماتی در مؤسسه حالا داریم کار میکنیم بسیج هستیم، هیئت هستیم، الان من در کجا و کجا هستم درس طلبگی دارم درس دانشگاه دارم، الان زن دارم بچه دارم میخواهم ازدواج بکنم میخواهم شوهر بکنم مادر بشوم پدر بشوم تبلیغ دارم تدریس دارم سخنرانی دارم همه را جمع بکنید بریزید دور کار و تجارت و همه را.@ اول بنشینید فکر بکنید من چطوری باید خودم را از این منجلابها و گرفتاریها نجات بدهم. از اخلاقهایی که از این اژدها و مارهایی که تنیدند در روح من، فلج کردند من را، نمیگذارند من پرواز بکنم نمیگذارند من سرعت داشته باشم و نمیگذارند من شاد و آرام باشم در این دنیا.@ علامت اینکه یک نفر قدرتمند شده یک نفر دارد به فعلیت میرسد همانطور که گفتم رضای از زندگی و رضای از خدا کسی که دائماً در زندگیش نق و قور دارد از زنش راضی نیست از شوهرش راضی نیست از بچهاش راضی نیست از کارش راضی نیست از درآمدش راضی نیست از شرائطش راضی نیست. شکر ندارد، شادی ندارد، شعف ندارد، آرامش ندارد.@ یک کسی که اینقدر بدبخت است دائماً روحش بیست سال سی سال چهل سال حالت منتظره دارد هی دارد تلاش میکند به یک چیزی که منتظرش هست برسد که آن چیز هم حالا خودش ترسیم میکند برای خودش مثلاً یک چیزی از همین چهارتا کمالاتی که گفتم یا حسی است یا خیالی است یا وهمی است یا عقلانی است.@ یک مدرک تحصیلی است یک دکترا است، یک طلبه شدن است یک مجتهد شدن است یک زن گرفتن است یک شوهر کردن است یک بچهدار شدن است. چیست؟ این کسی که دائماً منتظر یک حالت منتظره است یعنی دائماً حالت منتظره دارد و به سکون به آرامش به رضا نرسیده این نشان میدهد که هنوز نتوانسته مشکلات خودش را حل بکند.@ علی(ع) میفرماید که هیچ مصیبتی مثل این نیست که گناه خودت را کوچک بشماری(لا مُصیبَۀَ کَاستِحانَتِکَ بِذَنب وَ رِضاکَ بِالحالَۀِ الَّتی کُنتَ عَلَیها) به اینها رضایت ندهید هر چه میتوانید ببرید بالا اوج بگیرید هر چه میتوانید بخصوص فوق عقلت را، ولی در بخشهای پایینی زود راضی بشویم زود یک جا داستان را ببنیدیم.@ دیگر هی حالت منتظره نگذاریم که هر وقت قرار است نوبت این بخشها بشود بگوید فعلاً یک ازدواج سر راه دارم یک بچهداری سر راه دارم یک تحصیلات سر راه دارم من حالا فعلاً یک کار دارم یک جا یک شغل دارم یک مسؤلیت دارم یک جا باید چکار بکنم.@ اگر قرار باشد این طور مشغلهها ما را نگه بدارد ما مشمول حمله سمت راست شیطان شدیم. یعنی با کارهای خوب و ظواهر خوب خودمان را سر کار گذاشتیم. خودمان را داریم علاف میکنیم و معطل میکنیم. اگر ما خودمان را به فعلیت نرسانیم اینجا که پنج دقیقه ده دقیقه یکسال برایش کافی است.@ گاهی وقتها انسان با یک ساعت کار با یک ساعت تفکر 70 سال گاهی وقتها با یک تفکر با یک تمرکز یک روزه دو روزه میبینی صد سال جلو افتاد میبینی بسیاری از قوایی که در درونش بود چراغش روشن میشود به فعلیت میرسد فعال میشود. ولی ما الان هزاران چراغ خاموش در وجود خودمان داریم که اگر قرار است برود در برزخ روشن بشود معطلی در برزخ خیلی داریم.@ یعنی خیلی باید علاف بشویم که این چیزهایی که اینجا ما باید حلش میکردیم ما آنجا حلش بکنیم لذا ببینید خداوند وقتی که همه این حرفها را به پیغمبر میزند یک دفعه میاورد پیغمبر را یک چیزی میگذارد کف دست پیغمبر که اگر پیغمبر آن را گرفت یک دفعه به آرامش به شادی و به امنیت روحی و روانی برسد.@ دیگر این سه بخشش کاملاً آرام میشود و اگر قرار است رشدی بکند در بخشهای عقلانی و فوق عقلانی هست میاید مسئله ورع و زهد را مطرح میکند زهد را توضیح دادیم در این دو سه جلسه گذشته یعنی اینکه انسان برسد به یک حالت بیمیلی.@ بیمیلی یعنی چی؟ یعنی بیهوایی یعنی فرق نکند برایش، اگر خدا به او لذت و بهجت و سرور و آسایش و پول داد، بداند با این قرار است جلو برود. اگر نداد هیچ فرقی برایش نکند. فقط مهم چی باشد؟ رفتن باشد فرازها و فرودها فرازها و نشیبها بلاها و نعمتها برایش یکی باشد تا دیگر هیچ دغدغهای نداشته باشد.@ (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) محزون نشود اگر چیزی از دستش رفت و شنگولی نکند سرمت نشود غافل نشود اگر یک نعمتی به دست آورد این آن چیزی هست که ما باید به آن برسیم یعنی به شادی و آرامشی که ناشی از تحریک نشدنهای ماست.@ ناشی از به قدرت رسیدنهای ماست ناشی از اینکه دنیا نمیتواند من را به گریه بیندازد نداشتنهای بخشهای پایینی در من بیشخصیتی پوچی غصه ناراحتی نمیاورد بگذار یک طور دیگر به شما بگویم. ببینید ما باید به یک جایی برسیم اگر بخواهیم این حرکت را قوی انجام بدهیم و تمام مارها و عقربها و نکیر و منکر و عذاب جهنم را یک جا از خودمان دور بکنیم.@ باید به جایی برسیم که دلخوشیهای بخش بالای برای ما از دلخوشیهای پایینی بیشتر باشد اگر من به اینجا رسیدم که خدا دلخوشی من شد معصوم دلخوشی من شد خانواده معصوم دلخوشی من شد دغدغههای من رسیدن به معصوم بود و در کنار آنها بودن و دغدغههای پایینی اگر اتفاق افتاد من یک عالم دلخوشیهای بزرگتر دارم که هیچ وقت این دغدغههای پایین نمیتواند من را مچاله بکند.@ همسرم مُرد پدرم مُرد زنم مُرد پولم سرقت رفت ورشکسته شدم مریض شدم سرطان گرفتم هیچ فرقی نکند با آن موقع که سالم هستم با آن موقع که سرطان دارم یکی باشم. چون من اساساً به این چیزها هیچکدام وابستگی شخصیتی ندارم. من وابستگیم به کجاست؟ به خانواده خودم هست من اساساً مال اینجا نیستم که با مسائل اینجا خیلی ذهنم و دلم را درگیر بکنم. من از محمد و آل محمد هستم.@ یادم افتاد که یک شراب نابی امام زمان (س) به ما داده متأسفانه ما اصلاً قدرش را نمیدانیم یعنی اگر انسان فقط یک کاری بکند که بتواند در ماه رجب برساند خودش را مشهد برساند خودش را در حرم اولیاء الهی که فقط این دعا را خوانده باشد و بگوید خدایا رفتم خواندم و از تو خواستم.@ چون این دعا فقط مال آنجاست یعنی این شراب و این حس مال آنجاست. میارزد انسان پول قرض بگیرد وقت بگیرد مرخصی بگیرد بلند بشود برود یک جایی خودش را برساند که بتواند بگوید ای خدا من در این ماه رجبی اینها را خواستم این دعا دعای خیلی خوبی هست.@ حرم حضرت معصومه حرم حضرت عبدالعظیم حرمهایی که نزدیکتان هست مشهد انشاء الله اگر کسی میتواند دعایی هست که وجود مقدس امام زمان(ع) نائبشان از قول آقا نقل کردند مرحوم سیدابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (رض) (ره) که زیارت کن در هر مشهدی باشی از مشاهد شریفه در ماه رجب به این زیارت.@ آقا ببین امام زمان در چه فکری بوده این حرفها را زده میگوید وقتی رفتی در حرم برو در حرم دغدغههای آدم را نگاه کنید ببینید این آدم است این زندگیش چگونه است که این دغدغهها را دارد بعد دغدغههای زندگی خودمان را هم نگاه بکنیم ببینیم ما داریم مگسخواری میکنیم فقط داریم مگس خواری میکنیم.@ میگوید اول شکر بکنید به اینکه آمدید در حرم که خیلی من دوست دارم یک موقعی این را باز کنم شاید در خانواده آسمانی، بعد میگوید خدایا (اَللّهُمَّ فَکَما اَشهَدتَنا مَشهَدَهُم) خدایا ما آوردی در این مشهد اینها تو ما را اینجا آوردی (فَاَنجِز لَنا مَوعِدَهُم) آن وعدهای که به ما داده شده در مورد آنها حالا که آوردی اینجا تکمیلش کن برای ما(انجز) خدایا وفا کن.@ وفا کن آن وعدهای را که به آنها دادی درباره ما (وَ اَورِدنا مَورِدَهُم) خدایا ما را همانجا که خاندان و آبا و اجدادمان را میبری ما را هم ببر همانجا، دغدغه را شما نگاه کنید. مینشینید برایش گریه بکنی یعنی به گریه به شوق میاندازد تو را وقتی که به خدا میگویی خدایا من را همانجایی که آبا و اجداد طاهرینم را میبری من را ببر همانجا.@ کجا؟ (فی دارِ المُقامَۀِ وَ الخُلد) امام زمان است. ما را خدایا ببر در آن دارالمقامه و دار جاودانگی در آنجا ما را به آنها ملحق بکن. چه هوسهایی گفتم قیمت هر آدمی به هوسهایش هست به آرمانهایش هست به نوع برنامهریزیهایی هست که برای آینده زندگیش چه دنیایی چه اخروی دارد.@ بعد یک مناجات خیلی زیبا و عاشقانه دارد با این حضرات (حاجتی) میگوید حاجت من به شما این هست که من آمدم سراغ شما بعد یک دفعه خطاب از خدا برمیگردد روبه خانواده آسمانی که سروران من عزیزان من پدران من من حاجتم از شما این هست که (فَهیَ فَکاکَ رَقِبَتی مِنَ النّار) من جهنم نمیخواهم بروم.@ اول این مسئله من حل بشود من تحمل هیچ هیچ کوچکترین عذاب را ندارم. ما اگر توانستیم یک کبریت را حرارتش را تحمل بکنیم حساب بکنید این را شما تحمل ندارید ما چطوری میتوانیم برویم جهنم، ولو پنج دقیقهاش، چطوری میتوانیم برویم؟@ جهنمی که از غضب خدا برافروخته شده نه از رحمت خدا، آتش اینجا رحمت است (وَ المَقَرُ مَعَکُم فی دارِ القَرار) من میخواهم با شما استقرار داشته باشم در دار قرار، من خواستهام این است من آمدم در این حرم بگویم که من این را میخواهم من واقعاً در این خواسته جدی هستم.@ کجا؟ (مَعَ شیعَتِکُمُ الاَبرار) همراه آن شیعیان خوب شما میخواهم باشم میاید خیلی زیباست این دعا بعد خواستهها و دعاهای دنیایی را هم میگوید همه را میگوید میگوید حالا که میخواهم از پیش شما بروم میخواهم در بهترین وضعیت از پیش شما جدا بشوم تا کی؟ (اِلی حینِ الاَجَل) تا موقعی که من اجلم برسد.@ (وَ خَیرِ مَسیرٍ وَ مَحَلٍ فی النَعیمِ الاَزَل) آقا امام زمان برای ما چه چیزهایی خواسته برای بچههایش، ما با پدرمان هماهنگ هستیم در این خواهشها؟ یا نه مثل بچهای هستیم که وقتی پدر به او میگوید بیا مثلاً تو این مسیر را برو این کارها را انجام بده به اینجاها میرسی میگوید پدر جان من اینها را دوست ندارم. من این را میخواهم.@ من اینها را نمیخواهم اصلاً قلقلک ما میاید واقعاً یا نه اینها جدی یک سؤالی از خودمان بکنیم اصلاً این حرفهایی که امام زمان میزند من قند در دلم آب میشود یا نمیشود اگر نمیشود یعنی نهایت بیسنخیتی را من دارم که هیچ تکانی نمیخورد قلب من، بهترین بازگشت و جایی در میان نعمتهای ازل.@ (وَ العَیشِ المُقتَبَل) یک زندگانی بسیار خوب (وَ دَوامِ الاُکُل وَ شُربِ الرَحیق) بتوانم همیشه خوراک داشته باشم دوام الاکل امام زمان است. میگوید میل کنید به یک جایی که تمام خوراکهایش دائمی برای شما هست. همیشه شراب هست آن هم چه شرابی (شُربِ الرَحیق) این شرب الرحیق که حالا خودش یک داستانی دارد.@ حضرت چقدر بدمستی دارد در این کلامش، چقدر با سرمستی حرف زده با ما، ببینید ادبیات امامتان هست ادبیات پدرتان هست. میگوید وقتی حرف میزنید خودمان ؟؟؟ شرب الرحیق (وَ السَلسَل) آب گوارا (وَ عَلِّن وَ نَهَر) یک جرعه و چند جرعه جرعه من بنوشم.@ (لا سَعَمَ مِنهُ وَ لا مَلَل) میگوید من را یک جا ببر که وقتی از این شراب خوردم بعدش دیگر هیچ دغدغهای در وجود من نباشد. بعد شروع میکند دوباره حرفهای قشنگ (وَ تَحیاتُ وَ عَلَیکُم) رحمت خدا برکات خدا تهیت شما خانوادهاش را دعا میکند تا کی؟@ چه خداحافظی قشنگی اینها دارند. قرارها را شما نگاه کنید. میگوید من الان میخواهم از پیش شما بروم. شما را به خدا میسپارم. تا کی میسپارم شما را به خدا؟ معصوم دارد حرف میزند (حَتَّی العَود اِلی حَضرَتِکُم) تا اینکه من برگردم بیایم پیش خودتان (وَ الفَوض فی کَرَّتِکُم) و به رستگاری در رجعت شما برسم.@ شما برمیگردید در این دنیا من هم دوست دارم بیایم پیش شما در رستگاری باشم(وَ الحَشرَ فی زُمرَتِکُم) و اینکه من محشور بشوم با شما همراه شما بیدردسر بیدغدغه همراه شما در حزب شما این شراب را دقت بکنید شراب خیلی مهمی هست. نوع خواستههای یک انسان قیمت یک آدم را مشخص میکند.@ زهد یعنی اینکه انسان آنطرف را خوب ببیند و اینجا گرفتار نکند خودش را که (مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) هر کس که دنیا بتواند مچالهاش بکند هر کس دنیا بتواند به گریه بیندازدش خودش را جهنمی کرده.@ در طول روز حتماً به دستور امام کاظم (ع) خودمان را مرور بکنیم ببینیم برای چه چیزهایی ناراحت میشویم غصه میخوریم هیجان زده میشویم و برای چه چیزهایی شاد میشویم. در برخوردمان با همسر فرزند خانواده، خانواده همسر، دوستان، محیط، محیط کار، رؤسا، زیردستان کجا ما به هیجان میرسیم.@ هیجان منفی و کجا به آرامش و شادی میرسیم. قیمتهایتان را همانجا نمرههایتان را به خودتان بدهید. خدا میخواهد پیامبرش را محکم بکند برای یک همچین مقاماتی اول قضیه میگوید: یا رسول الله حبیب من اولین کاری که میکنی این که میلت را یکطوری کنترل بکن این قوا را یک طوری تغذیه بکن که امیالش تو را به غصه نیندازد.@ آرزوهایش تو را به غصه نیندازد نتواند مچالهات بکند، انرژیش را از کجا بیاورم؟ شما یک حرفی داری میزنی من از کجا انرژی اش را بیاورم که اگر با مادرشوهرم با شوهرم حرفم شد با زنم حرفم شد نیافتم به غصه و اضطراب و ناراحتی به هواپرستی و به تحقیر همسرم تحقیر خانوادهام تحقیر دوستانم.@ استاد ما فرمود اگر هفتاد سال را عبادت بکنید و یک بنده خدا را تحقیر بکنید تمام هفتاد سال عبادتان از بین رفته ببین در محیط کار با زبردستانتان در خانواده با همسر و فرزندتان کلمهای که شخصیت او را خورد بکند له بکند زیر سؤال ببرد از دهانتان خارج میشود یا نه.@ ببینید با شاگردانتان چگونه هستید ببینید با اطرافیان ما چطوری داریم انجام میدهید رفتار ما چگونه هست اول من چند تا آیه برای شما بخوانم که تقویت بشویم در این راه بعد برویم سراغ روایات الان فعلاً خدا دارد به پیغمبر میگوید ببین یک طوری دلت را این فتیله را بکش پایین که دیگر اذیت نشوی.@ حرص و جوش نخوری اعصابت خورد نشود هیجانات نداشته باشی با قیمتها بالا نروی با قیمتها پایین نیایی با حوادث بالا و پایین نشوی یک طوری خودت را ببند باز الان این دستور کلی است ولی فعلاً دارد میگوید مقیاس گذاشته یعنی ما در قرآن چه چیزهایی داریم بیّنات داریم.@ یعنی خدا اول میاید فرمولها و قوانین کلی را شفاف برای ما بیان میکند بعد میاید برای اینکه به آن برسیم میزان میگذارد (وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ) میزان یعنی من بفهمم که آیا من مؤمن هستم یا نه اول میاید میگوید شش گروه انسان ما داریم.@ پنج تا یا سنگ هستند یا پایینتر از سنگ یا حیوان یا پایینتر از حیوان یا شیطان هستند یک گروه را میگوید فقط مؤمن هستند شاخص به تو میدهد میزان میدهد بعد وقتی میخواهد بگوید مؤمن چه کسی هست میگوید مؤمن کسی هست که چهار تا صفت دارد اگر نداری تو هنوز به باطن انسانی نرسیدی.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِوَ الْعَصْرِإِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍإِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) یعنی دلت را آرام کرده باشد باور کرده باشی اطلاعات نه، مطالعه نه شنیدن هم نه آرام بشوی(وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) هر کس اهل ایمان و عمل صالح است بداند کافی نیست باید دو تا چیز دیگر کنارش باشد تا آدم بشود تا بتواند با باطن انسانی وارد بشود.@ (تَواصَوْا بِالْحَقِّ) باید این شخص خروجی داشته باشد مادرش پدرش خواهرش دامادش عروسش دوستش همسایهاش شاگردش زیردستانش زیرمجموعهاش حواسشان به اینها باشد با دوستانش دائماً باید در حال توصیه به حق باشد در حال تبلیغ باشد در زیرمجموعهاش.@ نگوید آقا من مدیر مدرسه بودم باید مدرسه را اداره میکردم نانشان را میدادم و معلمشان را تنظیم میکردم یک مدیر یک مجموعه باید زیرمجموعه خودش را توصیه به حق بکند مدیر مدرسهای مسئول یک خانه هستی زن یک خانه هستی باید توصیه به حق داشته باشی برای شوهرت و بچههایت.@ مرد خانه هستی باید توصیه به حق و صبر داشته باشی هم باید از تو صبر برسد به دیگران هم باید از تو حق برسد به دیگران یعنی آدمی که در زندگیش روشنگری ندارد همان بحثی که اول بحث کردم فعالیت تبلیغی و فرهنگی در زندگیش نیست دین هم اگر به او میرسد میاید دین را برای خودش میگیرد.@ اگر کلاس میاید جلسه میرود یک مؤسسهای هست پای درس استادی میرود کتاب خوبی نوار خوبی چیزی گیرش میاید فقط برای خودش میخواهد اصلاً این آدم خروجی ندارد کسی که خروجی نداشته باشد توصیه به صبر و حق ندارد قرآن میفرماید که ایمانش کامل نیست چهار تا شرط گذاشته.@ (آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) باید شخص بتواند به اطرافیانش صبر بدهد باید بتواند وقتی با دیگران زندگی میکند به دیگران قدرت بدهد صبر بدهد توصیه به صبر بکند بعضی از آدمها دائماً خودشان و اطرافیانشان را آزار میدهند و یکسره تشنج ایجاد میکنند.@ بیصبری دعوا تشنج تحقیر اضطراب در اطرافیانشان ایجاد میکنند مرد خانه هست موجود جهنمساز است زن خانه هست مضطرب و جهنمساز است فرزند خانه است برای پدر مادرش شر است و دائماً باید دل این مادر دل این پدر حرص بخورد از دست این، بیطاقتیها بیصبریها.@ ببینید ما چقدر در زندگیهایمان سر چه چیزهایی نق و قور داریم این بماند خدا دارد به پیغمبر میگوید خودت را آرام بکن اول آرام بشو اگر بخواهی به آنجا برسی اول باید برسد به یک قدرتی که در آن کاملاً آرامش باشد، چطوری؟ این خیلی مهم است از این درس به بعد انشاء الله اگر عمری باشد اذنی باشد در حدیث معراج از اینجا به بعد دستورالعملهای جزئی است.@ خیلی خیلی جزئی یک دفعه میبینی خدا از آن بالا آمده به پیغمبر میگوید ببین الان میخواهم به تو بگویم چکار بکن تو اگر میخواهی به همان آرامش برسی در مورد بدنت غذایت لباست خوراکهایت دانه دانه جزئی جزئی فرمول میدهد به شما یعنی هیچ استاد اخلاقی هیچ مربی اینطوری ربوبیت ندارد.@ اول افقها را مشخص کرد بیّنات را گفت الان دارد میزان به شما میگوید، میزان چیست؟ برای اینکه آن قبلیها را ما داریم یا نه؟ آرامش، آرام بودن، حرص نخوردن، زودرنج نبودن، حساس نبودن، حسود نبودن، تحریکهای جهنمی نشدن جهنم یعنی باید اینها روی تو اثر نگذارد.@ حالا چطوری من میتوانم اینطوری بشوم؟ حالا این حرف شد یک حرف کلی شد قدرتش را الان از کجا بیاورم مبارک کسانی که میتوانند من چکار کنم تکلیف من چیست یا رسول الله یا خدا تکلیف من چیست؟ میگوید از پایین برایت شروع میکنم از جزئیترین مسائل زندگیت دانه دانه به تو دستورالعمل میدهم.@ میخواهی غذا بخوری اینطوری خیلی معرکه است فوقالعاده زیباست. چقدر تخصصی حالا شما نگاه کنید. این روش آموزش را نگاه بکنید با روش آموزشی که در خیلی جاها مرسوم است هی این میرود آویزان این عالم میشود میگوید ما چکار بکنیم عالم هم یکسری دستورات کلی به این میدهد که این کار را بکن آن کار را بکن.@ نه، دست من را بگیر دانه به دانه مسائل زندگیم به من بگو باید چکار بکنم ارائه طریق نیست که آقا این راه است برو ایصال الی المطلوب است دست آدم را میگیرد و بعد میبرد با خودش.@ مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی در این دستورالعملهای جدید که در رابطه با کارهای فرهنگی دادند گفتند سعی کنید اولاً مؤسسات فرهنگی مراکز فرهنگی طبق همین قاعده (تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) مراکز و مؤسسات همدیگر را پیدا بکنند به همدیگر یاری برسانند.@ بعد فرمود که سعی کنید دست جوانها را بگیرید وقتی دست جوانها را گرفتید دیگر رهایشان نکنید با خودتان ببریدش راه را نشان ندهید ایصال الی المطلوب همین کاری که خدا دارد با پیغمبرش میکند یعنی میاید خدا قدم به قدم برای هر صحنه زندگی او و هر یک از آن چهار مرحلهای که گفتم انتخابها ارتباطات رفتار و افکار شخص دستورالعمل مشخص میکند.@ حد و اندازه مثل یک پزشکی که اینطوری نمیگوید که حالا رژیم بگیر خوب بشوی این حرف حرف بیخودی است رژیم بگیر خوب بشوی که نمیشود اتفاقاً این همه آدم رژیم گرفتند مُردند این آدم رژیم گرفتند اضافه وزن پیدا کردند بعد از رژیم، این همه آدم رژیم گرفتند بداخلاق شدند بعد از رژیمشان.@ نه، میاید یک طوری این رژیم غذایی تنظیم میکند میگوید آقا آبت اینطوری نمکت اینطوری میوههایت اینطوری پروتئینت اینطوری ویتامینهایت اینطوری این را میگویم بردار بخور این را نخور این را اینطوری بخور آن را اینطوری ریز ریز تا شخص به یک هیکل مناسب یک اندام مناسب و یک سلامت مناسب برسد.@ اول برویم سراغ این دستورالعمل کلی یک ذره با هم اهمیت این را کار بکنیم بعد ببینیم که حالا خدا میخواهد ما را به کجا ببرد یعنی وقتی میخواهد بکشاند به جزئیات به کجا ببرد وقتمان خیلی نیست من یکی دو تا روایت بخوانم انشاء الله بقیه بحث برای یک جلسه دیگر.@ (وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ) خیلی لفظ تند است سوره انعام آیه 32 چیست نیست حیات دنیا هیچ چیزی نیست حیات دنیا مگر بازی لعب و لهو هر دو بازی هستند.@ فرق لعب با لهو چیست؟ لعب میاید در قوانین سبک زندگی قرار میگیرد لعب میاید در زندگی به آن سبک داده میشود وقتی سبک به آن داده شد دیگر شخص حواسش نیست که دچار چه بدبختی شده است.@ ماشینبازی شهوتبازی لباسبازی خانهبازی بچهبازی شغلبازی مقامبازی کار سیاسی سیاسیبازی حتی کار فرهنگیبازی عبادیبازی چقدر آدمها هستند الان مشغول لعبهای عبادی هستند اصلاً سلوک ندارد چهل است دارد با ذکر و تسبیح و نماز و این چیزها دارد کار میکند به دیگران هم دارد میدهد.@ ولی واقعاً قلبش از گور کافر تنگتر است این آدم اصلاً شاد نیست آرامش ندارد. فقط بازی است لعب است هیئتبازی نمازبازی زیارتبازی یعنی این فقط بازی است این در بخش حملههای سمت راست میشود مقدساتش حملههای چپش که گناه میشود جلو و عقبش هم که انواع و اقسام دغدغهها که اینها را همه را خودتان وارد هستید توضیح دادم.@ فوتبال والیبال مسابقات اینها را لعب میگویند چون قانون دارد در سبک زندگی شیطانی ورزش وسیلهای برای قدرت بدنی برای پرواز آسمانی نیست ورزش یک وسیلهای برای به لجن کشیدن و به زمین کشیدن روح یک آدم هست.@ شما نگاه کنید الان در این داستانهای ورزشی روزنامهها و مجلات ورزشی برنامههای ورزشی نگاه کنید یک ذره شما در آنها آرامش نمیبینید همهاش غصه و ناراحتی و دغدغه و حرص و جوش و اینهاست دیوانه میکنند فقط مردم را به شادی و آرامش نمیرسانند چرا؟ آمدن سبک را اینطوری درست کردند.@ غصه برای ارز و دلار و ماشین و قیمت ماشین و رنگ ماشین حالا همه اینها ریز ریز خدا همه را توضیح میدهد لعب(وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ) لهو چیست؟ لهو وقت تلف کردنهایی بدون برنامه هست لهو اتلافها هست.@ مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی چقدر زیبا در مورد کسانی که بهانه میاورند که ما قرآن نمیتوانیم بخوانیم یا مطالعه نمیتوانیم بکنیم میگوید مگر یک قرآن خواندنی که شما در روز لازم دارید چقدر است بیشتر از 20 دقیقه است.@ بعد ایشان چقدر حکیمانه میگوید میگوید یک روز از صبح تا شبتان را حساب بکنید ببینید چند تا 20 دقیقه علافی داشتید در خیابان، پای تلفن، سر سفره، بعد از سفره، پای تلویزیون، در مهمانیها، اینقدر ما از این 20 دقیقهها دادیم ولی وقتی که میرسد به 20 دقیقهای که میخواهیم برای فوق عقل و آخرت بگذاریم میگوییم نمیرسم کار دارم وقت ندارم کارم الان تنگ است.@ تا نوبت اذان اقامه تعقیبات میشود. ما برنامهریزیمان مدیریتمان گُل میکند آنجا، عقلانیت شیطانیمان سراغمان میاید این را عقل شیطانی میگویند میاید سراغمان میگوید آقا من وقت ندارم من نمیرسم باید زود بلند بشوم باید بروم من به کلاس به جلسه به سیدی گوش کردن به کتاب خواندن به کلاس رفتن به تمرین به عبادت به حرم به هیچ چیز نمیرسم وقت ندارم سرم شلوغ است نماز اول وقت.@ و خداوند در همه اقشار حجت خودش را دارد در ورزشکارها اولیاء خودش را دارد در هنرپیشهها اولیاء خودش را دارد در تمام هنرمندها خدا اولیاء خودش را دارد در تمام اقشار اولیاء خودش را دارد میاورد به شما نشان میدهد در پزشکان اولیاء خودش را دارد.@ در کسانی که رفتند زبان یاد گرفتند اولیاء خودش را دارد در کسانی که تاجر بودند اولیاء خودش را میگذارد میگوید ببین این هر چه مشکل داشتی به این دادم چند برابرش ولی این هرگز از آسمان کنده نشد هرگز جدا نشد پس نگو نمیتوانستم نشان میدهد خداوند تبارک و تعالی.@ (وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ) ای کاش این در قلب ما برود حتماً خانه ابدیت بهتر است(خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ) برای کسانی که بلد هستند خودشان را نگه بدارند این یتقون را الان توضیح نمیدهم اینقدر ترجمههای قلمبه سلمبه و تند از این تقوا شده تا میگوییم تقوا میگوییم کار ما که نیست آن که مال متقین هست و هیچی(لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ) کسی که میتواند خودش را نگه دارد.@ یک مثال بزنم ببینید شما در جمع که هستید یک دفعه دستشویی آدم که میگیرد فشار بول و غائط به او میرسد خودش را نگه میدارد خودش را نگه میدارد هیچ وقت در اتوبوس و تاکسی قطار و هواپیما و مهمانی و اینها تخلی انجام نمیدهد میگوید زشت است خودش را نگه میدارد.@ حالا اگر یک نفر اینطوری شد در یک مهمانی یک دفعه نتوانست خودش را نگه بدارد چه اتفاقی میافتد؟ بنده خدا به او فشار آمده مریض بوده یک همچین کاری کرده، پیش ما شخصیتش چطوری است؟@ اگر ما با شخصیت باشیم هیچی، یک کار طبیعی است بنده خدا نتوانسته جلوی خودش را نگه بدارد مریض بوده قرص خورده نتوانسته خودش را نگه بدارد جایش را خراب کرده میروم نجاست را پاک میکنم.@ ولی ما اینطوری نگاه نمیکنیم ما میگوییم اُه هُو بعد هم جار و جنجال تاریخ ثبت میشود اصلاً در تاریخ ثبت میشود که فلانی یک موقعی مثلاً نتوانسته خودش را نگه بدارد شما نگاه کنید یک کسی که نتواند جلوی دهانش را نگه بدارد میلیونها برابر نجاست این بیشتر است.@ ولی ما داریم مرتب مرتکب میشویم همین جلوی دهانش را نتواند نگه بدارد چقدر نجاست میریزد بیرون وقتی نمیتواند جلوی دهانش را نگه بدارد راز یک نفر گناه یک نفر را دیده انحراف یک نفر را دیده معصیت یک نفر را دیده ضعف یک نفر را دیده چطوری ما میتوانیم ما خیلی راحت استفراغش میکنیم.@ در جمع هیچ کس هم ناراحت نمیشود. چون همه دارند میخورند از این استفراغها همه از این نجاستها خودشان میریزند خودشان میخورند عادی هم هست مثل لخت شدن در حمام هست همه وقتی در حمام لخت هستند در استخر لخت هستند. هیچ کس به کسی نمیگوید ای بیحیا چرا لختی.@ چه موقع میگویند ای بیحیا؟ موقعی که کار به اجتماع بکشد والا در آنجا قرار است همه لخت باشند وقتی همه قرار است نجاست بخورند نجاست بریزند و بخورند هیچ کس از کسی ناراحت نمیشود این میریزد او میخورد او میریزد این میخورد.@ یتقون میدانید یعنی چی؟ یعنی افتضاح بار نیاور یعنی نریزی بیرون بتوانی خودت را نگه بداری همانطور که مدفوعت را نگه میداری ادرارت را نگه میداری جلوی دهانت را بتوانی نگه بداری جلوی چشمت را بتوانی نگه بداری جلوی گوشت را بتوانی نگه بداری تجاوز نکند به حریم مردم.@ جلوی دستت را بتوانی نگه بداری در خانه بتوانی جلوی خودت را نگه بداری حرف مفت نزنی همینطوری دهان را باز بکنی هر چه از دهانت آمد بگویی نه یتقون یعنی کسی که میتواند نگه بدارد حالا چه چیزهایی را باید نگه بداریم ریزش را خدا به پیغمبر میگوید چه چیزهایی را نگه بدار.@ آخرش هم خدا یک حرفی دارد میزند (أَ فَلا تَعْقِلُونَ) عقلتان نمیرسد فکر نمیکنید نمیگوید شما عقل ندارید خدا هیچ وقت نمیگوید همه انسانها عقل دارند عقلها هم خیلی است ما دهها نوع عقل داریم در قرآن یک نوع دو نوع سه نوع نیست خیلی است عقلها. اگر بخواهم بگویم باید چند جلسه فقط فهرست عقلها را بگویم ما دهها نوع عقل داریم.@ همه هم دارند ولی همه همه را فعال ندارند برای همین اختلاف بین آدمها ایجاد میشود یکی سه تا عقل دارد یکی پنج تا عقل دارد یکی پانزده تا عقل دارد یکی بیست تا عقل دارد یکی چهل تا عقل دارد یکی شصت تا عقل دارد همه هم فعال هستند.@ (أَ فَلا تَعْقِلُونَ) خدا حتی در مورد دشمنانش نمیگوید ما به آنها عقل ندادیم چون عقل را باید بدهند که اینها بتوانند با عقل بالا بروند قرآن میگوید جهنمیان میگویند (لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر ما خوب گوش میدادیم و یا خوب فکر میکردیم تعقل میکردیم هیچ وقت به جهنم نمیرسیدیم.@ بعد جهنمیان، کفار هم عقل داشتند (لَهُمْ قُلُوبٌ لايَفْقَهُونَ بها) قلب دارند نه اینکه ندارند اما تفقه ندارند قرآن میگوید(أَ فَلا تَعْقِلُونَ) یعنی بابا این عقلت را کار بینداز نگذار اینطوری بماند زنگ بزند نگذار خراب بشود نگذار غیر فعال بماند.@ نگذار بخشهای پایینی اجازه ندهند عقلت کار بکند کارش بینداز فکر نمیکنید که دنیا و آخرت اصلاً قابل مقایسه نیست فکر نمیکنید که جاودانگی یعنی این دنیایی که شما برایش این همه بالا و پایین میشوید غصه میخورید و ناراحت میشوید و شکوه و ذلت احساس میکنید در آن در مقابل ابدیت حتی یک لحظه هم نیست.@ خدا رحمت کند امام را فرمود دنیا در مقابل برزخ یک لحظه است برزخ ببریدش در مقیاس بینهایت دنیا چقدر است نسبت به آخرت، عمر دنیا چقدر است این حسرت میخورد آدم که من برای چی چی را از دست دادم.@ خدا میگوید این که برایتان بهتر است یک ذره تعقل کنید فکر بکنید جاودانگی برای شما خیلی بهتر است. لذا سبک زندگیتان را جاودانه بچینید شوهرداری زنداری اخلاقتان معاملاتتان خرید و فروشتان همه چیز را تصمیمهای علمی کار شغل همه چیزتان را جاودانه تنظیم بکنید.@ حیف است اگر یک طوری برنامهریزی بکنید که فقط کارکردها و کاربردهای دنیایی داشته باشد اینطوری شما باختید(أَ فَلا تَعْقِلُونَ) تعقل نمیکنید دو سه تا آیه ماند که انشاء الله بماند برای جلسه بعد یک مقدار روی این پایهسازی کار بکنیم اول روی این اصل اصالت آخرت.@ انسان اگر عاشق آخرت شد اگر شوق ابدیت آمد در دلش اگر این دعایی که امام زمان(ع) فرمود در ماه رجب بیفتد به این شوق بیفتد به این تمناها امکان ندارد هیچ تصمیمی در زندگیش بگیرد. مگر اینکه اول جاودانگی و ابدیتش را لحاظ بکند. امکان ندارد اول یک مقدار انشاء الله این بیفتد در وجود ما بعد برویم سراغ دستورالعملهای خیلی جزئی.@ شما علیکم به این حدیث یادتان باشد اگر هم درسی نبود و بحثی نبود و هیچی نبود شما خودتان باید وقت بگذارید روی حدیث معراج دانه به دانه جزء به جزء دستورالعملها را توضیح داده از کجا شروع بکنم تمام سبکها را ریز ریز خداوند تبارک و تعالی برای ما توضیح داده میزانهایش را گفته موردهایش را گفته.@ از کدام مورد شروع بکنیم از کجا پایهسازی بکنیم با چه میزانی از کجا بفهمیم که حالا که خدا گفته من این کار را بکنم کردم الان من از کجا بدانم به نتیجه رسیده یا نرسیده استانداردی که میخواهد برای ابدیت من رسیدم یا نرسیدم همه را خدا دارد برای ما بیان میکند که ما انشاء الله به این برسیم.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به حق آقا امام زمان به ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان به همه شخصیتهای این ماهها تو را قسم میدهیم به اولیاء الهیت به همه اسماء حسنای خودت.@ به آن اسمی که برای خودت فقط در نظر گرفتی که اگر ما تو را با آن اسم بخوانیم ما را اجابت میکنی قسمت میدهیم ای خدا ما را رهرو رسول الله قرار بده ما را ملحق به امام زمان بفرما عاقبت همه را ختم بخیر بفرما خدایا این مسیر را ما با سختی طی نکنیم بلکه با شادی و نشاط طی بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 004 - زهد
متن کامل (خام) جلسه 004 - زهد