معراج 58 7/2/92
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین@ بحثمان در حدیث معراج رسید به این نمایش الهی که خداوند تبارک و تعالی فرمودند که اگر میخواهید پارساترین انسانها باشید(فزهد فی الدنیا) فزهد فی الدنیا را تقریبا معنا کردیم یعنی دنیا کم و زیادش و کیفیتش نتواند تو را به گریه بیندازد به غصه بیندازد.@ (فرغب فی الآخرۀ) زهد در دنیا داشته باش و رغبت در آخرت. زهد در دنیا توضیح دادیم به معنی ترک دنیا نیست به معنای لذت بردن از نعمتهای دنیا نیست بلکه به معنای این است که انسان دل نبندد به آن.@ دل بستن منشاء همه فسادها غمها و غصهها است اینکه در قرآن برای مؤمن علامت مؤمن و شادی و آرامش میآورد این هست که مؤمن چون دل نبسته و رغبتش به یک چیزی پایدار و آخرتی است به یک امر ماندگار و ابدی است اساسا کم و زیادش برایش فرقی نمیکند@ آزارش نمیدهد زیاد باشد خدا را شکر میکند کم هم باشد خدا را شکر میکند، زیاد باشد خدا را شکر میکند از اینکه هست کم هم باشد خدا را شکر میکند از اینکه ذخیره شده برای آخرتش و از دستش چیزی نرفته.@ مؤمن در هر شرایطی چه زیاد داشته باشد چه کم هر چه خدا نصیبش میکند او برده بنابراین غصه خوردن نهایت خودخواهی است.@ یادتان باشد در کمالات انسان وقتی میگوییم کمالات که حسی و خیالی و وهمی هست یا جمادی و حیوانی و نباتی هست غصه مال این بخشهاست مال این چهار بخش است بخش پنجم غصه ندارد@ غصهای هم اگر دارد غصهاش دردآور نیست. غصه خدا، دلتنگی برای خدا عین آرامش و شادی است. فقط غصههای این بخش هست که وقتی می آید، تولید شادی و آرامش میکند. ولی غصههای این بخشها انسان را اندوهگین و مضطرب میکند.@ لذا این خدا را باید باهاش مخالفت کرد یک کسی که از دنیا احساس آسیبدیدگی میکند عصبانیت، غصه، زودرنجی، گریه، حساسیت، محرومیت فشار میآورد این مال این خودش است خودی که جنبه حیوانی و طبیعی دارد دعواها درگیریها اختلافات همه مال خود حیوانی است@ چه در زندگی زناشویی چه در مسائل اجتماعی و چه در مسائل فردی، شخص هر جا غصه میخورد باید ببینید موضوع غصهاش چیست؟ اگر یکی از این چهارتاست بداند دچار خودخواهی شده. کدام خود؟ خودهای غیر انسانی خود طبیعی.@ اگر که موضوع غصهاش موضوع اضطرابش یک امر حقیقی است خوب خوشحالی دارد این هم شادی میآورد برایش هم که درجه دارد قیمت هر آدمی به این است که برای چه غصه میخورد و برای چه شاد میشود@ وقتی میگوید فزهد یعنی با این چهارتا خیلی کار نداشته باش. مواظب باش این چهارتا تو را بالا پایینت نکند با داشتن اینها شَنگولی نکنی و با از دست رفتنش غصه نداشته باشی. اینجاست که مؤمن میچسبد به یک عامل سعادت جاودانه و ماندگار یعنی الله تبارک و تعالی بنابراین همیشه مؤمن شاد است چه بدست بیاورد چه از دست بدهد فرقی نمیکندچی@ متعلقات این چهار بخش از دستش برود یا به دست بیاورد در هر حال برایش شکر دارد بدست بیاورد شکر میکند بدست نیاورد شکر میکند داشته باشد شکر میکند نداشته باشد شکر میکند.@ زهد را اگر بخواهیم معنا کنیم مرحوم بلال حبشی خیلی خوب میگوید رحمۀ الله تعالی علیه ان تزوجونا فالحمد الله و ان لم تزوجونا فالله اکبر اگر دخترتان را به ما میدهید خدا را شکر اگر نمیدهید الله اکبر خدا بزرگ است.@ شما دقت کنید بدست آوردنها و از دست دادنها هست که منشاء بدبختیها، غصهها، اضطرابها، و دعواها و درگیریها و جهنم هست اگر انسان از این بگذرد یعنی این دندان را بکند میرسد به کانون امن، به وادی امن به شادی و آرامش.@ لذا زهد میگوید فزهد فی الدنیا یعنی این، نه اینکه نداشته باش لذت نبر یا افزایش مال نده یا کار تجاری نکن، نه بکن افزایش مال یا کار تجاری بکن لذت هم ببر.@ اما مواظب باش اگر از دست رفت شادی اش منحرفت نکند غافلت نکند از دست رفتنش ناراحتت نکند هر چیزی یا هر کسی فرقی نمیکند کس یا چیز، نه اینکه ما عاطفه نداشته باشیم اگر مثلا بابا یا مادرمان همسرمان مُرد مثلا گریه نکنیم این عیب ندارد ناشکری نکند@ انسان غصهای که نباید بخورد نخورد و مانع نشاط عبودی و مانع نشاط بخش فوق عقلانیاش نشود، خیلی دقیق است دقت کنید غصهای که انسان میخورد اگر مزاحم بخش فوق عقلانیاش بشود میشود تعلق میشود خودخواهی.@ اما نه ممکن هست پدرش مرده باشد همسرش مرده باشد بچهاش مرده باشد گریه هم میکند برادرش مرده گریه میکند عاطفه دارد اما به هیچ وجه از نشاط بخش فوق عقلانی و شادیهای بخش فوق عقلانی اصلا نمیافتد@ به هیچ وجه نمیافتد این یعنی آدم متعادل و قدرتمند یعنی عاطفه دارد و دلش تنگ میشود ناراحت است اما دلخوشیهایی که دارد خیلی بالاتر از چیزهایی است که مربوط به دنیا و از دست رفتن دنیاست@ لذا زهد حقیقی آنی که میتواند قدرت و شادی و آرامش تولید بکند و بهشت را برای انسان بیاورد در دل کندن است در اینکه دل نبستن باشد در اینکه انسان بتواند خود واقعیاش را خود حقیقیاش را غلبه بدهد بر سایر خودها.@ این همان رمز شادی و آرامش یک مؤمن هست رمز قدرت هست هر چیزی هم، این را یادتان نرود این قواعدی که من دارم میگویم شما جای دیگر به راحتی پیدا نمیکنید، هر چیزی هم که در دنیا ناراحتتان میکند برایش غصه میخورید فشار قبرش هم ذخیره میشود این را یادتان باشد@ یعنی انسان باید حیا بکند خجالت بکشد از اینکه اینقدر به بدبختی کشیده شده که برای یک چیزی از چیزهای دنیا حسودی بکند عصابی بشود ناراحت بشود بهش بربخورد، گریه بکند غصه بخورد همین بیآبرویی هست@ در عالم بالا وقتی پدر و مادرت دارند نگاهت میکنند، شما یک بچه را نگاه کن مثلا ده سالش هست و بعد یک بچه دو ساله هم در خانه هست رفتید برایش یک شکلات گرفتید و این بچه ده ساله شروع کند به گریه که چرا برای آن شکلات گرفتی و برای من نگرفتی.@ شما به آن بچه ده ساله چه میگویید؟ خیلی بد است زشت است برای تو این بچه دو ساله است. وقتی دنیا میتواند ما را به گریه بیاندازد یعنی بچهای یعنی کودکی یعنی اصلا در وادی انسانیت بزرگ نشدی@ وقتی میتواند گریهات بیاندازد فشارهایت هم میماند پس ما دو تا گریه میکنیم این را یادتان نرود و این هم خیلی حماقت است و ما از این حماقتها متأسفانه زیاد میکنیم باید کمش کنیم رشد یعنی چه؟ یعنی کم کردن میزان حماقتها، غصهها، اضطرابها، بداخلاقیها، حسادتها، زودرنجیها.@ اگر سی چهل سالات هست هنوز همانطوری برای دنیا غصه میخوری یعنی اصلا رشد نکردی به این نگاه نکنید که نماز میخواند روزه میگیرد این مهم است که تو چقدر به آرامش رسیدی به استحکام رسیدی به سکون رسیدی@ چقدر الله خانواده آسمانیات غیب دلخوشیات است این خیلی اهمیت دارد این میشود رشد، و الا اینکه آدم بزرگ شده یا کوچک شده یا مثلا شصت سالش هست ریشهایش بلند شده موهایش سفید شده، این را نمیگویند رشد، این رشد نیست. این بچهبازی است@ وقتی دنیا میتواند به گریهات بیاندازد یعنی کوچک هستیو وقتی میتوانی برایش غصه بخوری وقتی میتواند مچالهات بکند یعنی ضعیف هستی@ مؤمن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواسف مؤمن مثل کوه استوار است بادهای تند نمیتواند آن را مچالهاش بکند حوادثی که اطرافش اتفاق میافتد نمیتواند او را مچاله بکند تعریف مؤمن است@ ما بچههای یک خاندانی هستیم بچههای کسانی هستیم که یکیش حضرت زینب سلام الله علیها، یکیش فاطمه زهراست، یکیش امیر المؤمنین که اینها هیچ وقت دنیا نتوانست گریهشان بیاندازد.@ بعد از آن همه مصائب میفرماید (و ما رأیت الا جمیلا) و خوب اگر قرار باشد اینطوری باشد اصلا زشت هست آدم با خانواده خودش سازگاری نداشته باشد@ آدم همین اینهایی که در خانواده دنیاییشان هستند میگوید بالاخره این خانواده دنیایی ما یک ارزشهایی حاکم هست بر آن که باید بچه رعایت کند ارزشهای خانوادهاش را. ما بچههای محمد و آل محمد هستیم.@ باید به قیمت خانواده خودمان زندگی کنیم به منش خانواده خودمان مرام خانواده خودمان زندگی کنیم وقتی به دعوا میافتیم وقتی به اختلاف کشیده میشود کارمان وقتی به حسادت میافتد اصلا حسادت یکی از نکبتترین حالتهاست@ غیبت حسادت تکبر رقابت اینها از حالتهای خیلی شنیء خیلی خجالتآور و شرمآور آدم مثلا آدم به برادر خودش به خواهر خودش به عزیزترین کس خودش حسادت کند اینها همه بچههای پیغمبرند بچههای اهل بیت هستند@ برای چه به بچههای امام زمان بچههای اهل بیت حسادت کنیم چرا از اینکه یک نعمتی به عزیز ما رسیده خوشحال نباشیم لذت نبریم برادر ما هست فرمود مِن أَبٍ و أمٍ حضرت فرمود انما المؤمنون اخوۀ برادر هستند آیه قرآن میگوید بعد حضرت این را میفرماید مِن أبٍ و أمٍ پدر و مادر حقیقی@ اعتباری نیست اخوت حالا برای چی آدم نسبت به برادر دینی خودش اینگونه باشد. ما وقتی که این خود را فراموش میکنیم با همسرانمان هم غیریت پیدا میکنیم یعنی آدم با زن خودش رقابت میکند حسودی میکند یک و به دو میکند@ اصلا انگار نه انگار بین اینها مودتی باید باشد باید بمیرند برای همدیگر میبیند دعوا و درگیری هست با شوهر خودش با خانواده شوهر خودش یک و به دو میکند من من میکند@ بخل خساست منع از تنگ نظری محدودیت قائل شدن حد گذاشتن اینها همهاش مال کوچکی روح هست که خوب خیلی بد است. اینطور زندگی کردن این میشود دنیایش آخرش هم که فشار قبر دارد@ این دو تا حماقت را ما نباید بکنیم که هم بخواهیم هم در دنیا کتک بخوریم هم در آخرت، خیلی بد هست واقعا آدم هم اینجا غصه بخورد هم اینجا فشار را تحمل کند هم آخرت تحمل کند این چه نوع حماقتی است که ما باید داشته باشیم.@ خدا به ما پیام شادی میدهد پیام آرامش میدهد میگوید غصه نخورید قیمتت میآید پایین، وقتی غصه میخورید بابت هر بار غصه خوردن میدانید چه بهشتی از دستت میرود؟ بعدا که نشانت میدهند آتشش هزار برابر آتش این هست که دنیا را همه دنیا را از تو میگرفتند@ حالا تو سر غذا، سر لباس، سر کجای اتومبیل نشستن، سر دعوت شدن و نشدن، سر مادرزنم مادر شوهرم بهم چه گفت، بابام چی گفت ناراحت شدم، زنم چی گفت ناراحت شدم،@ شوهر چی گفت، اساسا بزرگان اهل معرفت میگویند کسی که اینطور چیزها ناراحتش میکند به هیچ وجه صلاحیت سیر و سلوک ندارد@ اصلا، یعنی استاد اولین قدمی که برای شاگردش میگذارد جدای از بحثهای تمرینی مثل بحث بدنی مسائل غذایی و اینها در بخش روحانی در بخش قابلیت روحی، اولین قدم در حکمت عملی این هست که بفرما، بتمرگ، بشین، برات فرق میکند یا نه؟ اگر فرق میکند تو اصلا به درد این باشگاه نمیخوری@ اصلا بچهای تو برو بیرون، اصلا به درد این باشگاه نمیخوری اگر برایت فرق میکند برو، از هر کس فرقی نباید بکند از کی از هر کس، اگر قرار هست ناراحت بشوی با این چیزها تو اصلا به درد باشگاههای انسانی نمیخوری.@ چرا در باشگاههای عقلی به درد میخوری، مهندس خوبی میتوانی بشوی در رشتههای مختلف، دکتر خوبی میتوانی بشوی، زباندان خوبی میتوانی بشوی، در رشتههای مختلف، هنرمند خوبی، سیاستمدار خوبی، هنرپیشه خوبی، ورزشکار خوبی، اینها را ممکن است بشوی@ اما انسان خوب اصلا حرفش را هم نزن، انسان خوب اولین منزل اولین قدم این هست که برایش فرق نکند بتمرگ، بفرما و بشین، شما ببینید چقدر اختلافات زناشویی چقدر قُرقُر نِقنِق کردنهای در خانه، چقدر محل کار، چقدر جاهای دیگر جاهای مقدس،@ مثل همین مؤسسه خودمان، پایگاههای بسیج، مثل هیئتها، مثل فضاهای مبارزاتی و عملیاتی و جبهه و جنگ و فضاهای جهادی، وقتی در آن نِقنِق و قُرقُر هست نشان میدهد آنها آدمهای گرفتاری هستند ضعیف هستند@ مجاهدان قدرتمندی نیستند به درد، بالغ نشدند اصلا، بلوغ آنجایی هست که در آن غصه خوردن، احساس حقارت، احساس کوچک شدن، احساس اینکه الان مثلا سر من کلاه رفت، از این جلو بزنم، از آن عقب افتادم، از این حسها به آدم دست ندهد،@ حسهای وهمی، رقابت اصلا نیاید سراغ انسان، چشم و هم چشمی مطلقا نباید باشد، اگر بود نشان میدهد که این هنوز بچه است مثل بچههای کوچکی هستند که سر شکلاتشان، سر لباسشان، سر ماشینشان، ماشین من از ماشین تو بهتر است، عروسک من از عروسک تو بهتر است،@ الان همان هم همان آدم هست الان هم با باجناقش کَلکَل دارد سر اینکه کدامشان چه ماشینی داشته باشند،کدامشان چه فرشی داشته باشند، کدامشان چه تلفن همراهی داشته باشند، کدامشان چه خانهای داشته باشند، خانه کجا باشد،@ مدرک تحصیلی بچه چه باشد، بچهاش دانشگاه قبول بشود یا قبول نشود، هزار تا از این بدبختیها و نکبتها و لجنهایی که مردم همینطوری در آن غوطهور هستند شنا دارند میکنند در این لجنها.@ اگر ما این سر این مَنِ اندوهزا مَنِ غصهآور، مَنِ اضطرابزا را سرش را نبریم این هم دنیای ما را خراب میکند و هم آخرت ما را خراب میکند خوب در این باره دیگر توضیح ندهم بریم سراغ آخرت.@ مؤمن یک همچین قدرتی را از کجا بیاورد؟ شما میگویید آقای شجاعی شما یک حرفی میزنید، پیغمبر یک حرفی میزند، قرآن یک حرفی میزند، که ما خیلی زورمان میآید شما دست گذاشتی روی همه دارایی ما، میگویید بیخیالش بشو،@ به چه عشقی، به چه قدرتی، چطور مؤمن میتواند بگوید (و ما رأیت الا جمیلا) از دست داده شوخی نیست.@ تمام رمز اینجاست که مؤمن به معنای حقیقی هیچ وقت هیچی را از دست نمیدهد، همه عقبماندگیهایش پیشرفت است، زینب کبری چی از دست داده؟ رشد کرد، لذا شما نگاه کنید در دادن مال میگوید زکات بدهید، زکات یعنی چه؟@ اسم کلمه زکیه، تزکیه، زکات یعنی چه؟ پاکی، یعنی تو وقتی داری پول را میدهی نمو هم هست هم پاک میشوی و هم میآی بالا چه اسمهایی برایش انتخاب شده.@ وقتی نگه میداری وقتی خساست و بخل داری وقتی ترس و اضطراب بیاید سراغت آنجاست که نکبت میآید هم آلودهات میکند هم کوچکت میکند جلوی رشدت گرفته میشود،@ قهر کردن، تکبر، حرف ثقیل زدن، بیمحلی کردن نسبت به همدیگر، تمام اینهایی را که در زندگیها شما میبینید زن و شوهریها دوستیها و رفاقتیها همه مال اینها هست که شخص خود حقیقیاش را با خود قلابیاش اشتباه گرفته،@ آن غریبه را اصل پنداشته و اصل را غریبه میداند، حضرت قدرت را میگوید از کجا بیاور؟ میگوید فزحت فی الدنیا،بیخیال شو، خوب حالا بیخیال بشوم چکار کنم؟ میگوید فرغب فی الآخرۀ،@ این چقدر قوی میشود هر چقدر این را شما قوی بکنید رغبت در ابدیت و جاودانگی آنجاست که شما میتوانید بگویید حالا من به آن قدرت بیخیال میشوم،@ من اینجا اگر عصبانی شدم، مثال زدم یکبار قبلا برای شما، شما وقتی میروید دریا نهنگ کوسه میآید سراغتان، میفهمد که اگر گرما، دمای بدن شما گرمای بدن شما بر اثر ترس افزایش پیدا کند میزند،@ اما اگر شما ساکن باشید، اتفاقا دیشب داشتم یک سریال میدیدم یک مستند میدیدم گفت نهنگها، نهنگهای قاتل وقتی آدم میرود سراغشان خیلی آرام هست و کاری به آدم ندارند آدم بتواند تعادل خودش را حفظ کند آرامش خودش را حفظ کند،@ وقتی عصبانیت حسادت یک دیو هست یک اژدهای وحشتناک هست که دارد به شما حمله میکند اگر توانستی آرامشت را حفظ کنی دیگر با شما کاری ندارد میگذارد میرود اما اگر خوردی ذخیره شد برای فشار قبرت برات رفت تو لیست فشار قبریها رفتی،اگر خوردی تمام شد.@ قدرت از کجا میآید برای یک مؤمن که بتواند بیخیال بشود بتواند اهل عفو اهل ندید گرفتن، اهل مغفرت، اهل تغافل، اهل تجاهل باشد از کجا میآید؟ از آخرتگرایی.@ اینکه من ابدیتم از دستم میرود من اگر اینجا کوچکترین بیعرضگی به خرج بدهم بهشت سوزاندم چه بهشتی، بهشتی که حضرت فرمود یک درجهاش با درجه دومش به اندازه زمین تا آسمان فاصله است یک درجهاش، ما اصلا متوجه نیستیم داریم چه چیزی را از دست میدهیم.@ زهد چطوری من معنا کنم و رغبت در آخرت را؟ طرف میلیون تومان پول در جیبش هست گذاشته برای سفر که بیاید برود دو میلیون در سفر خرج کند، حالا وسط راه فرض بفرمایید یک دانه استکان از دستش افتاده شکسته، چکار کند؟@ هوچیگری راه بیاندازد؟ اصلا محل نمیذاره یک استکان شکسته بیندازش بذار بره بنداز در سطل آشغال تمام شد. یک کسی که خدا یک سند یک بهشتی را برایش زده که به اندازه همه آسمانها و زمین هست میگوید اگر برای دنیا ناراحت بشوی ازت کم میشود آنجا، میدانی چی کم میشود آنجا،@ برای دنیا اصلا ناراحت نشوید غصه نخورید. فرغب فی الاخرۀ رغبت داشته باشید در آخرت، قربان پیغمبر برم نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چقدر قشنگ میگوید اینها پدرهای ما هستند ما بچههای این آدم هستیم،@ میگوید(من بکی علی الجنۀ دخل الجنۀ و من بکی علی الدنیا دخل النار) آخ آخ هر کس برای بهشت گریه کند، اصلا ما گریه کردیم تا حالا برای بهشت؟، بهشت گریهمان انداخته تا به حال اینقدر شوق داریم که گریه کنیم؟،تا حالا این حس به شما دست داده؟@ خدا رحمت کند شهید قاسم تکدر را، عملیات رمضان بود پشت خاکریز داشتیم حرکت میکردیم که بریم، یک ساعت دیگر گفتند آماده شوید نماز بخوانیم راه بیفتیم، ما با هم نشستیم پشت خاکریز با هم یک صفاهایی میکردیم@ بعد من این بخش بهشت بعضی از نعمتهای بهشت یکبار کتاب سرای دیگر شهید دستغیب تفسیر سوره هست هر که نخوانده این کتاب را بخواند خیلی نمک دارد این کتاب نور دارد واقعا قشنگ است بخوانید حتما به بچههایتان هم توصیه کنید بخوانند،@ من داشتم این را میخواندم همین که داشتیم میخواندیم هر دومان هم گریه کردیم، قاسم خیلی گریه کرد، خیلی گریه کرد، بعد از اینکه گریه یکدفعه من دیدم شروع کرد به خندیدن بعد از خنده دوباره گریه یک حال خیلی عجیبی بود.@ ما بهشت را باور نکردیم ما اصلا ابدیت را باور نکردیم حضرت فرمود پیامبر میفرماید وقتی که مؤمن میخواهد برود بهشت در بهشت را که باز کنند نگاه کند تو را اگر ملائکه به دادش نرسند جادرجا میمیرد در همان صحرای آخرت جانش درمیآید،@ تو را که میبیند فرشتهها به دادش میرسند نمیگذارند بمیرد، ما اصلا شوق بهشت نداریم فرغب فی الآخرۀ خدا به پیغمبر میگوید خیلی خصوصی است مجلس، خدا و پیغمبر هستند دیگر عزیزترین کسش است میگوید فزهد فی الدنیا اصلا ناراحتش نشو اصلا برایش گریه نکن، برایش عصبانی نشو،@ در قرآن چقدر میگوید؟ و لا تعدو عیناک نگاه نکن اصلا بهش، اگر به هر کس چیزی دادیم چشمت خیره نشود به چیزی که دیگران دارند، اصلا نگاه نکن به چیزهایی که دیگران دارند، وقتی یک چیزی میتواند بگیرد شما را یعنی کوچک شدی@ چون انسان به هر چه که میل پیدا بکند قیمتش از آن چیز پایینتر است، چه میتواند تو را دلت را ببرد؟ آن از تو بالاتر است چون دلت را تسخیر کرده، خیلی مهم است هر چه که تو را تصرف کرد و تسخیرت کرد و گرفتت یعنی قدرتش از تو بیشتر هست که توانسته دلت را ببرد،@ دل یعنی همه هستی یک آدم، قلبی یعنی همه هستی یک آدم، برای یک آدم هست که خداوند لفظ اله را انتخاب کرده، اله یعنی دلبر، فارسیاش اینطور میشود،@ دقیقا این عین کلمهاش هست دل بَر، اونی که میبردت، فرمود لا اله الا الله، هیچ چیزی لیاقت این نیست که دل تو را ببرد مگر الله، چکار کرده خدا، چه قیمتی داده خدا.@ خاک بر سر آدمی که برای دنیا بیفتد به گریه بیفتد به ذلت بیفتد به التماس، بیفتد به خواری، خیلی بد هست. اصلا میدانید ما فحشا را، چون ترجمه فحشا برایمان خوب نشده، تا میگویند فحشا، یاد زنا، و مسائل جنسی و فحشای جنسی و منکرات و این چیزها میافتیم،@ هیچ فحشایی بالاتر از ناراحتی برای دنیا نیست، این از هر فحشایی بالاتر است یعنی آدم تمام قیمتش و حیثیت و عصمتش را از دست میدهد.@ چه فاحشههایی هستند که بیرغبتتر از امثال بنده نسبت به دنیا هستند، واقعا بیرغبتتر هستند، بریدهتر از دنیا هستند، حالا فحشای کدام یک از ما بیشتر هست واقعا؟@ همین آدم خودش باید ناراحت بشود تمام بحث من سر این غرور مقدسی است که ما باید داشته باشیم غرور انسانی، و آن هست که من چرا عصبانی شدم، من چرا حسادت آمد سراغم، من چرا یکدفعه تنگ نظری کردم،@ من چرا زودرنجی کردم، من چرا احساس رقابت به من دست داد، من چرا احساس کردم از فلانی جلو بیفتم بهتر هست، چرا؟@ این خیلی فحشایش، فحشای خطرناکی است خدا میفرماید (ان الله حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن) خدا فواحش را منع کرده حرام دانسته هم فحشای ظاهری و هم فحشای باطنی، چه فحشایی از این بالاتر که ما یکدفعه ابدیت و الله را رها کنیم برای دنیا بشینیم غصه بخوریم عصبی شویم، ناراحت شویم،@ طلاق گرفتی، گرفتی نشین غصهاش را بخور، طلاق دادی، دادی اگر معقول نبوده ببین به کجا رسیدی که اینطوری شد، معقول هست این دیگر غصه ندارد، دست خودت نبوده خوب نبوده، مُرد، مُرد@ بیماری سرطان گرفتی، گرفتی، غصه خوردن ندارد. ما چون تعلق به این چهارتا داریم بدبختی باید بکشیم هم دنیا هم آخرت. چون تعلق داریم به این چهارتا دلمان بسته است به اینها نمیتوانیم باید بدبختی بکشیم@ نمیتوانیم این دندان طمع را از تو اینها درش بیاوریم، برای همین هم بزرگان معرفت اول همین را میگویند شما باید طمع را از خودت قطع کنی، دست من را نگاه کنید، طمع را از خودت قطع کنی، کدام خود؟ این، بعد بکشش بیرون.@ وقتی هِی بهت برمیخورد وقتی هِی عصبانی هستی، وقتی هِی ناراحت میشوی، وقتی هِی احساس حقارت و کوچکی بهت دست میدهد، این یعنی هنوز این خود چقدر زنده است که میشود بهش زد اما وقتی که خودت کشته باشی کی میخواهد بهش بزند@ اصلا بهش نمیخورد میبینید چقدر قشنگ میگوید نصف شخصیت عاقل تحمل نصفش بیخیالی است، ببینید چقدر قشنگ میگوید، به من فحش میدهند من میگویم من با یک علی دیگری هستم این شرط امامت است شرط قرب به ولی الله هست که تو هم مثل علی باشی.@ ما هر چه طرف می آید عذرخواهی میکند عذرش را نمیپذیریم، علی میگوید من اصلا از مقامی فرار میکنم که طرف بیاید حتی از من عذرخواهی کند که من بگویم خوب بخشیدم، از موضعش در میرود، با من که نبودم با یک علی دیگر بودند ما حالا بارها برخورد کردیم طرف گفته ببخشید گفتیم باشه،@ میگوید اگر هم دروغ میگوید قبول کن شاید نکنی من شفاعتت نمیکنم چون هنوز خیلی آدم بدبختی هستی، تو اگر میخواستی پیش من بیآیی که هِی گیر به بندگان خدا نمیدادی،@ اگر میخواهی پیش من بیایی باید غفور باشی، باید عفو باشی، باید تمام گذشته دیگران را بتوانی ندید بگیری، یک کسی که عرضه ندارد گذشته دیگران را ندید بگیرد، یا گذشته خودش را حتی، هِی احساس گناههای کذایی بهش دست میدهد بخاطر چندتا گناهی که قبلا کرده،@ خدا میگوید اصلا هم مال خودت را بیخیال هم مال بقیه را بیخیال، زود فقط بیا زودتر بیا.@ یک کار واجب داری باید بری به هواپیما برسی به پرواز برسی، بچه یکدفعه زده یک استکانی را شکسته بیاحتیاطی هم کرده، حالا مامان بذار بایست من این را جارو کنم نه الان از هواپیما عقب میافتیم ولش کن بدو بیا بریم، عقب میافتی از پرواز اوج، ولش کن بعدا برمیگردیم،@ ما حاضر نیستیم دست برداریم ببین چقدر زیبا میگوید. وجود مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السّلام محضر مقدسشان صلوات ختم بفرمایید. (و کل شیء من الدنیا سمائه اعظم من عیانه) هر چیزی در دنیا شنیدنش بزرگتر از دیدنش هست،@ هر چیزی، شما برید سراغ هر نعمتی که میگویند نعمتهای دنیا، خیالپردازی و شنیدنش بزرگتر از خودش است.@ الان شما نگاه کنید چقدر دخترهای جوان، پسرهای مجرد فکر میکنند اگر ازدواج کنند چه میشود؟ بعد وقتی هم که میرسند میبینید چقدر متنفر میشوند، برای همین عرض کردم، اگر اکثر افرادی که ازدواج کردند بعد از یک مدتی بگویید حاضرید برگردید با همین شخص ازدواج کنی غالبا میگویند نه،@ همین رشته، همین دوست، همین شغل، همیشه فکر میکرد که اگر من برسم به فلان چیز چی میشود؟ بعد که میرسد میبیند نه، آن چیزی که من تصور میکردم از ازدواج، همسر، ماوراء حقیقت بوده@ تصور من خیلی کارتنی و رومانتیک بوده، حالا رسیدم بهش میبینم نه همچین چیزی هم نبود، بچه، همسر، مال، اتومبیل، مدرک تحصیلی، وقتی میبینی نه اصلا، سفر خارج، همیشه توهم غلبه میکند.@ شیطان میآید چکار می کند؟ شیطان میآید یک امر غریبه را یک امر قلابی را بجای یک امر حقیقی میتواند، توهم یعنی این، توهم دقت کنید انگشت من را، شما میدانید عقلی که مرده با شما کاری ندارد، ولی توهم میآید میگوید مرده کار دارد، کدامشان اعتبار دارد از این دو تا صددرصد؟ عقل دیگر.@ اما اکثر آدمها میترسند یعنی توهم میآید جلوی دانش را میگیرد جلوی امر صددرصد معتبر را میگیرد این را بهش میگویند خیالپردازی، بهش میگویند توهم،@ برای همین هم کسی که اطلاعاتش نمیتواند کمکش بکند این آدم دچار توهم است. میگوید من ده سال رفتم سر کلاس نشستم این سیدیها را گوش کردم برای من ایمیل زده من این سیدیها را گوش کردم بعد هنوز اینقدر پرخاشگرم عصبانیام، ناامیدم، بعد نگاه میکنم ببینم بالای چه دیده این سیدیها را؟@ دیدم نوشته دشمن شناسی، وسوسه، غضب، حلم، مهرورزی، این پایین اصلا این سؤالهای این آدم هست که این سیدیها را گوش کرده، آن تمام این سیدیها توهم هست فقط برای این کلاس آمدنهایش همهاش خیالی است توهم است@ چون نمیتواند جلوی وهمش را بگیرد. چون نمیتواند جلوی ضعفش را بگیرد در مقام عمل بهش کمک نمیکنند. اینکه پاشی بیای چند سال سر کلاس بشینی و هِی سرت را تکان دهی و هِی تصویر بگردانی، و صلوات بفرستی، و هِی آخ آخ آخ کنی و گریه کنی هیچ فایدهای ندارد@ مگر اینکه بتوانی در مقام عمل قوی بشوی، بتوانی قوی بشوی، بتوانی به شادی برسی، بتوانی ضد ضربه بشوی، این یعنی کلاس به دردت خورد توهم نداری تو، اینقدر می آیند تفسیر میخوانند عرفان میخوانند کلاس میروند استاد میروند.@ چند وقت پیش یک خانم بد حجابی را دیدم آمد از من تشکر کرد، نمیدانم میخواستم آنجا زمین دهن باز کند بمیرم میخواستم تکه تکه بشوم، گفت آقای شجاعی من خیلی تشکر میکنم، گفتم برای چی؟ گفت من پایاننامه داشتم موضوعش حجاب بود از کتاب شما استفاده کردم.@ یعنی تو دور صدف را خواندی حجاب را خواندی بعد این وضعت هست؟ آدم خیلی تعجب میکند آمد از من تشکر کرد که من نمره خیلی عالی گرفتم پایاننامهام خیلی خوب بود، پس خودت چی؟@ (و کل شیء من الآخرۀ عیانه اعظم من سمائه) هر چیزی در آخرت دیدنش بزرگتر از شنیدنش هست،@ یعنی هر چه خدا بگوید تو نمیفهمی، هر چه پیغمبر بگوید، هر چه قرآن بگوید، اهل بیت بگویند، حتی خواب ببینی نمیفهمی آنجا چقدر عظمت دارد، میگوید دیدنش مهمتر از شنیدنش هست باید بروید ببینید،@ خود خدا میگوید (فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرۀ اعین) هر چه شادی بخش هست من گذاشتم آنجا و هیچ کس هم نمیتواند بفهمد این شادی بخشها چی هست.فقط یک تصور هست یک خیال، یک معرفی هست.@ یعنی فقط یک شباهت لفظی دارند با همدیگر همین، آنچه که در دنیاست با آن چیزی که در آخرت هست فقط یک شباهت لفظی دارند وقتی میگوید زیبایی، زیبایی آنجا آنقدر شدید است که میگوید اگر در دنیا ببینی میمیری.@ وقتی میگوید همسر خوب، همسر خوب آنجا میبینی همسر خوب یعنی چه، وقتی میگوید نعمت، میوه، موسیقی، شراب، اصلا فقط یک شباهت اسمی دارند با همدیگر همین یک شباهت اسمی.@ مثل اسلحه، قدیمها وقتی به سنگ میگفتند اسلحه، اسلحه چه بوده؟یک تکه سنگ بوده چوب بوده میگفتند اسلحه، الان اسلحه چیست؟@ یک لیزر هست از همین جا شلیک میکنند موشک هست از اینجا می زنند آنور دنیا را منفجر میکنندمیگویند اسلحه، چقدر با هم تفاوت دارند اینها با هم؟ فقط شباهت اسمی دارند.@ میگویند قلم، یادت باشه مثل اینکه در مرکب میزنند و مینوشتند، الان میگویند قلم، طرف اینجا نشسته میگوید مینویسد دستگاه، خیلی فرق دارد.@ پنجاه سال دیگر اصلا به ما میخندند میگویند اینها چقدر عقب افتاده بودند مردمان پنجاه سال پیش، مگر غیر از این هست، مگر ما الان پنجاه سال پیش فاصله تکنولوژی الان با پنجاه سال پیش نگاه کنید.@ حالا ارتقائش بده و ببرش در آخرت ببین چه اتفاقی میافتد این یعنی چی؟ حالا حضرت ببین چقدر زیبا میگوید، میفرماید حالا این را دانستی، اما (فَلیَکفِکُم مِنَ العَیانه السماء فمن الغیب الخبر)@ برای شما از دیدنیهای آخرت همین شنیدنیهایش بس است برای اینکه آدم باشید و از غیب خبری که به شما دادیم برای شما کافی است، فقط بدانید کافی است تمام است.@ الان رفته خانه صاحبخانه سفره انداخته بعد صاحبخانه میگوید تو میخوای برو بشین سر غذا، صاحبخانه میگوید بذار اینها بخورند خودمان بساط دیگری داریم، ازش قبول میکنید یا نمیکنید؟ نه بذار اینها را بدیم برن خودمان یک غذای ویژه داریم، این یک خبر داد به شما،@ دیگر از خیر این غذا هم میزنی و ناراحتی این نیستی که همه دارند دولپی میخورند تو اصلا بهت برنمیخورد، چون بهت خبر دادند که یک سفره دیگری هست یک جای دیگر همین یک خبر است قبول میکنی، خدا به ما چه میگوید؟@ میگوید نمیگویم نخور استفاده نکن لذت نبر، اما ناراحت نشو اگر از دستت رفت کم و زیادش ناراحتت نکند چون من از الآن دارم بهت میگویم آنور خیلی خبرهاست@ غصه نخور ناراحت نشو دعوا نکنید، به جان هم نیفتید. امام رضا فرمود اگر شیعیان من همدیگر را بدرند من نفرینشان میکنم، نیفتید به جان هم همدیگر را بدرید، چه خبر هست این همه زن و شوهر دعوا، این همه خواهر برادر دعوا، دوست دعوا، چه خبرتان هست اینقدر به جان هم میافتید؟@ چرا نمیتوانید کنار هم آرام باشید کنار هم شاد باشید؟ آدم باید منتظر باشد که الان طرف گازش میگیرد میدردش، چرا باید اینطوری باشید؟@ (المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه) مسلمان کسی است که یک مسلمان دیگر از دست و از زبانش در آسایش است میداند این الان با زبان نه تندی دارد نه صدایش بلند میشود، نه تحقیر میکند نه متلک میاندازد، هیچی، میتوانی کنارش راحت زندگی کنی.@ گوشه و کنایه و متلک کار آدمهای خشن و هار و وحشی است، بشین ساکت اینقدر اذیت نکن، اینقدر شوهرت را نیش نزن، اینقدر تحقیر نکن، اینقدر بُل از همدیگر نگیرید، اینقدر گیر به همدیگر ندهید، اینقدر سر زن و بچه فشار نیار، اینقدر سختگیری نکن.@ حضرت میفرماید همین که خبر دادیم بهتان بس است دیگر، قبول ندارید ما را، خدا را قبول ندارید، اهل بیت را قبول ندارید، بهتان خبر دادیم دیگر، آنوقت پیغمبر، قربان پیغمبر برم چون خودش اینقدر باحال بوده چطوری روی ما حساب میکند@ میگوید (من بکی) خیلی عجیب هست این فرمایشات خواندم برایتان (من بکی علی الجنۀ دخل الجنۀ و من بکی علی الدنیا دخل النار).@ یک فرمایش دیگر دارد ببینید چقدر قشنگ (لا یدخل الجنۀ الا حریص علیها) کسی وارد بهشت نمیشود مگر کسی که حریص باشد به بهشت.@ بهشت در زندگیاش موضوعیت داشته باشد از صبح که از خواب بلند میشود تا شب جهنم موضوعیت داشته باشد نرفتنش و بهشت برایش موضوعیت داشته باشد رفتنش.@ طرف الان میگوید من چون میخواهم مثلا یک دانه مدرک تحصیلی بگیرم حاضر هست برای یک مدرک تحصیلی خودش را بکشد، یک موقع میرفتم در این سفری که رفتم دیدم چقدر خانوادهها آمدن خارج از کشور متلاشی شدن که این آقا بیاید یک دکترا بگیرد یا پسرشان بیاید لیسانس بگیرد@ یک آیندههای موهوم اینطوری حاضرند براش زندگییشان را بپاشونند حاضرند هزار طور بدبختی بکشند که میخواهد فرض بفرمایید میخواهد یک مدرک تحصیلی بگیرد یا کار بکند.@ چطوری این آیندهها را ما اینقدر جدی میگیریم، آیندههای توهمی دنیا را که معلوم نیست بماند یا نماند. آینده آخرت خدا قول داده تضمین کرده سند زده ما باور نمیکنیم@ اصلا باور نمیکنیم خدا میگوید من برایت سند زدم اگر هم میخواهی آدم بشوی باید به حرف من اعتماد کنی، آدم به حرف مربیش، ربش الهش اللهش، اعتماد نداشته باشد پس اصلا چه عشقی؟ آدم اگر معشوقش را باور نکند.@ میگویم دخترم این اصلا سربازی نرفته حقوق که ندارد اعتیاد هم که دارد. بعد مشکلات اخلاقی هم که دارد به چه عشقی تو این را قبول کردی؟ قول داده همه را بگذارد کنار، قول داده جبران کند، قول داده بعدا درست بشود، همین؟@ دوستش دارم دیگر دوستش دارم همه قولهایش را هم باور میکنم برای چه باور میکنی؟ آخر آن هم به من گفته من هم تو را دوست دارم همین که به من گفته منم تو را دوست دارم...@ ما خدا برایمان چقدر عشق ریخته پای ما گفته: من اله شما هستم ما باور نمیکنیم، پیغمبر فرستاده قرآن فرستاده، اهل بیت آمدند اصلا قبول نمیکنیم نمیپذیریم قولهای خدا را قبول نداریم باور نداریم قولهای خدا را.@ برای همین همه ما اصلا جدی نیستیم در حرکتهای آخرتی واقعا جدی نیستیم. میگوید بانک گفته 20% سود میدهم، با 20% میرود، خدا گفته من 700 برابر 700% سود می دهم ما نمیرویم برای خدا سرمایهگذاری کنیم ما چمان هست؟ باور نداریم.@ شوق آخرت، علی علیه السّلام فرمود: (شوقوا انفسکم الی نعیم الجنۀ تنقت الحیاۀ و تحب الموت) اگر شما شوق بهشت، اشتیاق بهشت را در خودتان زنده کنید آن وقت دیگر از زندگی سیر میشوید عاشق مردن میشوید، عاشق تولد،خدا کِی میشود من راحت شوم کی میشود من بروم پیش خانواده آسمانیام.@ و ما واقعا باور نداریم و طبیعی نیستیم، من یک توضیحی بدم. در این پنج تا معشوقها هر کدام معشوق دارند دیگر، هیچ کدام از معشوقها نیست که انسان باهاش خیالبافی نکند، عشقبازی خیالی نکند،@ تو خواب تو خیالش، خانه است، سی دفعه تو آرزویش میرود در این خانه و میآید هنوز صاحبخانه نشده، گفتند قرار هست یک خانه پنج سال دیگر بدهیم حالا پول بریزید فعلا،@ این در این خانه هزار دفعه میرود زندگی میکند با این خانه عشقبازی میکند، به بچه میگویند بابات میخواهد برایت یک موبایل بخرد، میبینید یک هفته جلوتر اینقدر عشقبازی میکند با این موبایل، چقدر پُز میدهد در خیالش با این موبایل،@ یا ماشین میخواهیم بخریم، با این ماشین میرود میآید چنین و چنان، در خیالش عشقبازی دارد، تجملاتی باشد همین است، وهمی باشد، این با معشوقش عشقبازی میکند.@ شما نگاه کنید کسانی که میخواهد، یکی از این چیزها نوشته بود که من همیشه، پزشک مغز و اعصاب نوشته بود من همیشه در مدرسه که درس میخواندم وقتی میخواستم اسم خودم را بنویسم مینوشتم متخصص مغز و اعصاب فلان، یعنی یک عمر عشقبازی کرده حالا شده متخصص مغز و اعصاب به معشوقش رسیده،@ ما اصلا خیالپردازیهایی عاشقانه نه با خانوادهمان داریم، مگه میشود آدم یک نفر را دوست داشته باشد به خیالپردازی نیافتد میشود؟@ خوب این عشقهای زمینی را نگاه کنید طرف چقدر چند هزار جلد کتاب در عشقهای زمینی نوشته شده، رمانهای عشقی، داستان، شعر، پیامکها، نگاه کنید این پیامکها همهاش زائیده قوه خیال است ما اصلا واقعا به خیال نیافتادیم،@ ما نمیافتیم به خیال، برای اینکه واقعا سنخیت نداریم، عاشق نیستیم، هنوز باور نکردیم،@ طبیعی نیستیم ما نسبت به آخرت، هنوز به حد، به قول امروزیها لفظی که به کار میبرند میگویند نرمال واژه لاتینش، طبیعی نشدهایم نسبت به آخرت، فسق داریم. چون آن سه تا معشوق بالاتر از همه معشوقهای ما نیست واقعا قبول کنیم این را.@ مثلا من به شما بگویم آقایان زنهایتان را دوست داشته باشید شوهرهایتان را دوست داشته باشید خانمها، بچههایتان را دوست داشته باشید، بچههایتان را ببوسید، پول خرج کنید برای خانوادهتان، سفر ببرید آنها را، شام ببرید، ناهار بخورید،@ بابا این حرفها چیه؟ تو بگی یا نگی ما این کار را خیلی بیشتر از این که شما میگویید کردیم و میکنیم. طبیعی است دیگر، همسرتان را دوست داشته باشید دلتنگ باشید برای نامزدتان، اینطوری کنید، طبیعی است@ از لباس نو خوشتان بیاید، لباس رنگی خوشتان بیاید، لباس زیبا خوشتان بیاید، از زیبایی خوشتان بیاید، از غذا لذتا ببرید، از موسیقی لذت ببرید، آقا ما میبریم تو بگویی یا نگویی ما این کار را میکنیم.@ ولی چرا باید به ما بگویند از خدا لذت ببر ولی ما نمیفهمیم، چرا بگویند دلتنگ امام زمان باش، باید دستوری واقعا، باید دستور به ما بدهند دلتنگ امام زمان باش، برای امام زمان دعا بکن، برای امام زمان خرج کن،@ ما تا حالا برای خانواده زمینیمان چقدر خرج کردیم،؟ خدا وکیلی ما برای خانواده زمینیمان چقدر راحت با عاشقانه خرج میکنیم، چطور نمیتوانیم برای آخرت خودمان و خانواده آسمانیمان خرج کنیم؟ چرا دستمان میلرزد؟@ چرا ما همه مخارجها و کارهای اقتصادیمان را میگذاریم برای زمین تهاش هر چه بماند میماند برای آخرت اگر تازه بگذاریم؟ چرا ما در عشق اینقدر ضعیف هستیم؟ در دلدادگی در دلتنگی در شور در شوق اینقدر ضعیف هستیم؟@ فرغب فی الآخرۀ، همینطوری نگویید فرغب فی الآخرۀ، اینکه آدم بیافتد به رغبت به خیالپردازی، خدا شاهد است شما روزی یک ربع خیالپردازیهای عاشقانه بکنید نسبت به بهشت، بالاتر از بهشت هم هست،@ نسبت به خانواده آسمانی، تو یک ربع خیالپردازیهای عاشقانه کن، یک ربع برو امیر المؤمنین را بغلش کن ببوسش، حتما این تمرین را انجام بدهید این تمرینها را انجام بدهید هر روز تمرین کنید با خانواده آسمانیتان سلام علیک بکنید دانه دانه بغل کنید دانه دانه میبوسیدشان، دستشان را میبوسید،@ اگر هر روز این تمرین عاشقانه را نکنید. یعنی در واقع عاشق نیستید، عاشق همیشه با معشوقش در خیالش عشقبازی میکند، و این لذیذترین چیزی هست که برای یک عاشق هست، خیلی وقتها دوری یک معشوق آنقدر عشق را در دل یک عاشق شفاف و صافش میکند@ این فراق افتاده می آوردش در خیالش بیشتر از آنچه که در زمین دستش بهش میرسید قربون صدقهاش میرود بغلش میکند، نازش میکند میبوسدش، و این هر بار این عشق در دل انسان جلا پیدا میکند و شفاف میشود.@ چرا ما با امام زمان اینطوری نیستم؟ چرا من با اهل بیت اینطوری نیستم؟ چرا با پیغمبر اینطوری نیستم؟ شما عزیزان تا اگر بخواهید، این همین یک فعل امر نیست من دارم راهش را به شما میگویم،@ و الرغب فی الآخرۀ دستور است دیگر رغبت کن در آخرت، اگر بخواهی رغبت کنی باید خیالبافی کنی، باید روزی چند بار، این را خواهش میکنم این کار را بکنید، روزی چند بار بروید در بهشت بروید در کاخهایتان، بروید@ با همسرهاتان سر بزنید، بروید با آنها سلام علیک کنید، بروید با آنها بگردید، بروید با آنه این شرابهای بهشتی را بخورید، بروید در خیال، اگر در خیال نروید در واقعیت هرگز راه پیدا نمیکنید، من چی گفتم به شما؟ خدایا من حجت را تمام کردم به اینها.@ باید در خیالت بروید زندگی کنی با بهشتیها، بروید به زمینهایتان، اگر گفتند صد متر زمین دارید در شمال نمیروید سری به آن بزنید در خیالت؟ نمیروید؟ طرف هنوز بچهدار نشده، هنوز بارداری صورت نگرفته، با این بچه چقدر عشقبازی میکند،@ مُرده رفته در بهشت بچه، جایی هم بهتر از خانواده، یعنی بچههای کوچک که میمیرند، حتما جایشان بهتر از زمین هست لیاقتشان بالاتر از این پدر و مادر بوده، چون امام صادق علیه السّلام فرمود هر وقت یاد این میافتم، جانم جانم جانم فاطمه زهرا جانم مادرمان،@ فرمود: ( ان الاطفال الشیعه تربیهم فاطمه) بچههای کوچک همه میروند پیش حضرت زهرا، واقعا کدام مادر بهتر از حضرت زهراست برای تربیت کدام پدر مهربانتر از حضرت زهراست، رفته بهتر باز میبینید برایش خیالبافی میکند با این بچه.@ ما واقعا جدی نیستیم اگر شما با خانواده آسمانیتان روزی چند بار روبوسی نکنید خسران میگیرد شما را قساوت میگیرد انسان را نکبت میگیرد انسان را،@ صبح، ظهر، عصر، شب، وقت، بیوقت، موقع خواب، بلند شوید یک ذره صفا کنید یک ذره سلام علیک کنید، یاد بگیریم این تمرینها را، با آنها روبوسی کنید با آنها حرفهای قشنگ بزنید، و الله بالله تالله میشنوند و جواب میدهند.@ اگر کسی به خیال نیفتد، میخواهم این حدیث را معنی کنم برایتان چی گفت حضرت: (لا یدخل الجنۀ الا حریص علیها) حرص باید بیافتد در وجودتان، حرص ابدیت حرص خدا حرص خانواده آسمانی،@ چطور در دنیا آدم حرصش میافتد و بعد این حرص بهش قدرت میدهد وقت میگذارد برایش تمرکز میگیرد پول خرج میکند، حرصش میافتد در آن، من میخواهم دکتر بشوم، من میخواهم مهندس بشوم، من میخواهم این کاره بشوم من میخواهم تاجر بشوم، من میخواهم به فلانی برسم،@ اول میافتد در وجودش بعد شب و روز خیالبافی میکند میگوید نتوانستم طاقت بیارم اینقدر این عشق و این شور به من غلبه کرد که دیگر عنان از دست رفت، چرا؟ ما با آخرت با بهشت اینطوری نیستیم.@ تا شما به عشقبازی خیالی نیافتید تا لطافت پیدا نکنید حرکت جدی صورت نمیگیرد، سهم ما تا به خیالبافی نیافتیم غصه در دنیاست و غصه در آخرت، عذاب دنیا و عذاب آخرت.@ برای خیالبافی وقت بگذارید، امام خدا رحمتش کند فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد پنج دقیقه ده دقیقه بعد از هر نماز این تعقیبات شماست که من دارم به شما میگویم، تعقیبات واجب، بگذارید پنج دقیقه خیالبافی کنید،@ ماشاء الله خدا اینقدر هم معشوق داده آدم نمیداند با کدامشان خیالبافی کند، اصلا اینقدر ریخته خدا این معشوقها را آدم میگوید خدایا من، فقط یکی از چیزهایی که آدم را ناراحت میکند که من فرصت عشقبازی ندارم با همهشان.@ انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، آدم با چه کسی عشقبازی کند با چند تا از آنها با کدامشان؟@ حریص شوید در عشقبازی حریص شوید در دلدادگی حریص بشوید، یک موقع آدم باید بگوید خدایا من الان چند دقیقه وقت دارم نمیدانم قربون صدقه امام حسین برم قربون صدقه حضرت عباس برم، قربون صدقه امام سجاد برم، قربون صدقه امام باقر برم، قربون صدقه حضرت کاظم برم قربون صدقه امام جواد امام هادی برم، چه دلی میبرند از آدم اینها، برید بیافتید به دلدادگی.@ خیالهایتان را کنترل بکنید برای عشقبازیهای پاک برای دلدادگیهای پاک صفا بدهید به وجود خودتان، یک جا نشستهای حوصلهام سر میرود، کجا اتوبوس بهترین جا برای عشقبازی است، من یک موقع میآیم دختر پسرها را که میبینم، اینها زیرک هستند،@ اینها بجای اینکه سوار تاکسی بشوند که مثلا یک ساعته برسند سوار اتوبوس میشوند، چون اتوبوس کند میرود ما قشنگ لَم میدهیم ته اتوبوس با همدیگر، همهشان میروند ته میشینند، ته میروند میشینند همچین دل میدهند قلوه میگیرند از خداشان هست که اتوبوس نرسد.@ خدا شاهد است من یک موقع یک دانشجو را دیدم میگفت من دانشگاهمان یک شهر دیگر است خانهمان با این دختر یک شهر دیگر است سوار تاکسی میشویم میرویم آن شهر و باز از آن شهر سوار تاکسی میشویم میآیم، دوباره سوار تاکسی میشویم میریم دوباره سوار تاکسی میشویم برمیگردیم دربست هم میگیریم که کسی مزاحممان نشود.@ خلوت باید کرد انسان بدون خلوت اصلا به جایی نمیرسد. ما وقت نداریم برای آخرتمان ما وقت نداریم. برای اهل بیت، ما وقت نداریم برای بهشت، ما برای معشوقها به هیچ وجه وقت نداریم،@ یک خلوتی بگذاریم یک فراقی یک فاصلهای، بشینیم یک خیالبافی، من را لعنت کنید اگر یک مدت شما خیالبافی کردید و آنها به سراغ شما نیامدند، لعنت کنید من را اگر شما افتادید به خیالبافی و دلتنگی من را لعنت کنید بگویید دروغ گفته،@ اگر نیامدند سراغتان، اگر آن موقع که شما حواستان پرت هست خودشان نیامدند به شما سلام علیک بکنند بیایند سراغتان، بگویند کجا داری میروی، بیا، بهت زنگ نزدند اگر با شما تماس نگرفتند اگر پیامک ندادند، به خدا میدهند و الله تماس میگیرند.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@