جلسه 006 - زندگی از نو
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
8
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - زندگی از نو

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته درباره خودشناسی به اینجا رسید که ما اگر خودمان را نشناسیم نمیتوانیم خودمان را خوشبخت کنیم علت اینکه اکثر انسانها به آن نتیجهای که میخواهند در مورد خودشان یا خانواده خودشان یا اطرافیانشان نائل نمیشوند این هست که برای خوشبختی کسی تلاش میکنند که آن را نمیشناسند.@ ابعاد وجودیاش را نمیشناسند همت لازم را هم برای شناختنش انجام نمیدهند آن شناختی که از خودشان دارند یک شناخت بسیار محدود است که تقریباً محدود میشود به کمالات جمادی و نباتی و حیوانی که این کمالات را کاملاً توضیح دادیم و بیشترین تعریفی که از خودشان دارند تعریف غلطی هم هست.@ امروز در موردش صحبت خواهیم کرد یک تعریف جنسی و بدنی است زنانه یا مردانه که غایت آن این هست که بزرگ بشود بلوغ پیدا بکند ازدواج بکند بچهدار بشود شغل داشته باشد کار داشته باشد مسکنگزینی و تفریح داشته باشد.@ در اجتماع سلسله مراتب زندگی اجتماعی که مقام هست آن را طی بکند و یک تعامل و یک رابطه اجتماعی مفیدی هم با اعضای جامعه خودش داشته باشد گفتیم که اینها تماماً در زندگی حیوانات وجود دارد در بعضی جهات هم از ما قویتر هستند و آنچه که انسان کمال ویژه اوست این چیزها اصلاً نیست.@ و حتی گفتیم که فعالیتهای علمی و عقلانی هم از آن جهت که انسان با فرشتهها در این باشه گل مشترک هست درست است که از سطح کمالات حیوانی بالاتر هست اما کمال ویژه انسان محسوب نمیشود چون انسان از آن جهت که انسان هست و فرشتهها به آن سجده کردند باید یک قابلیتی داشته باشد بیش از کمالات عقلانی.@ آن کمال را گفتیم کمال فوق عقلانی هست که انسان یک قوهای دارد به نام فوق عقل یا فوق تجرد که به وسیله آن قابلیت تربیت نامحدود را پیدا میکند و گفتیم کشش به کمال نامحدود و بینهایت را انسان دارد و گفتیم که اگر کششی هست و طلبی هست معنادار هست.@ معانی طلب را توضیح دادیم و گفتیم که یکی از معانی طلب این هست که کمال مطلق و نامحدود وجود دارد و همه انسانها بدون استثناء عاشق آن هستند که در توضیح بیشتر رسیدیم به اینکه ما فقط برای کمال مطلق و نامحدود یک مصداق بیشتر نداریم و آن الله هست که وجود مطلق و کمال مطلق و نامحدود هست.@ آن را در درون خودمان تا حدود زیادی بررسی کردیم و بعد گفتیم که این راهی که ما بررسی کردیم یک راه درونی هست اگر بخواهیم اطلاعات بیشتری در مورد خودمان کسب بکنیم.@ طبق اصل اصالت تخصص باید به سراغ سازنده خودمان و یا متخصصینی که از طرف سازنده به ما معرفی شدند مراجعه بکنیم.@ در مورد این اصل قبلاً توضیح دادیم که نمودارش را هم عزیزان دیدند اصل اصالت تخصص که به ما میگفت در برخورد با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف سیستم، راهاندازی سیستم، بهرهبرداری از سیستم و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی ما در درجه اول به راهنمایی سازندهمان نیاز داریم.@ و در درجه بعدی به راهنمایی متخصصینی که از طرف سازنده نمایندگی مجاز داشته باشند گفتیم این یک اصل عقلانی و فطری است که در درون همه انسانها وجود دارد همه انسانها وقتی که با یک سیستم برخورد میکنند.@ مثل یک ساعت، انگشتر، یک لباس، موی سرشان، چشم، گوش، قلب، مغز، سلسله اعصاب، دست، پا، پوست، اتومبیل، بخاری منزل، تلفن همراه هر سیستمی شما بگویید انسان وقتی روبهرو هست برای برخورد با آن در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی در درجه اول نیازمند راهنمایی سازنده آن سیستم هست.@ و در درجه بعدی نیازمند راهنمایی متخصصینی هست که از طرف سازنده نمایندگی مجاز دارند گفتیم این یک اصل فطری است همه انسانها هم بدون استثناء این را رعایت میکنند و قبول دارند مسألهای که هست این هست که انسان متأسفانه در رابطه با خودش این اصل را رعایت نمیکند.@ و بزرگترین حماقت و اشتباه انسان درباره خودش که منجر شده به اینکه ما جهانی به این ظلم به این حد از انحطاط داشته باشیم همین هست که بشر درباره امور کوچک و بیارزش اصل اصالت تخصص را رعایت میکند ولی در مورد خودش اصلاً این اصل را رعایت نمیکند یعنی به سازنده خودش که الله هست مراجعه نمیکند.@ از الله از سازنده خودش در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی حل مشکلات خودش مراجعه نمیکند که اینها را جلسه قبل توضیحات مفصلی دادیم و از نمایندههای مجاز متخصصین مجازی هم که خدا به ما معرفی کرده یعنی معصومین استفاده چندانی ما متأسفانه نمیکنیم.@ و دستورات آنها حدودی که آنها برای ما تعریف کردند و قوانین خوشبختی و رشد و آرامش را متأسفانه از معصوم نمیگیرم از منابع غیر تخصصی میگیریم مثل بازیگرها، ورزشکارها، هنرمندان، شاعران، یا کسانی که هیچگونه از اطلاعات مورد نیاز برای راهنمایی انسان را ندارند.@ هیچ نوع تخصصی در شناخت انسان ندارند که حالا آنها را انشاء الله تخصصهای هفتگانهای که لازم هست برای هدایت انسان امروز انشاء الله اگر رسیدیم میگوییم اگر نشد جلسه بعد. حالا به سراغ خدا میرویم که خالق ماست.@ الله تبارک و تعالی که مهندس این عالم هست و همه ذرات عالم را خودش خلق کرده از اتمها تا پایینتر از آن، الکترونها، نوترونها و پروتونها تا بیایید پایینتر، به مراتب پایینتر کوآرکا و از آن پایینتر که هنوز بشر کشف نکرده تا بالاترین موجودات.@ یعنی سلولها و مولکولها و کرات آسمانی حیوانات گیاهان، کره زمین همه را یک نفر خلق کرده و مهندس همه ادارهکننده همه اوست هم خالق کل شیء هست(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) و هم ادارهکننده همه چیز هست.@ همان کسی که من و شما را خلق کرده بدن ما را خلق کرده که الان هشت هزار سال است دانشمندان مشغول مطالعه این بدن هستند و هنوز هم موفق نشدند بعد از هشت هزار سال یک عضو آن را به طور کامل بشناسند که دیگر مجهولی نداشته باشند همان کس همین قرآن را هم برای ما فرستاده این کتاب علمیترین کتاب عالم است.@ یعنی قرآن کریم تخصصیترین و علمیترین کتاب عالم هست چرا؟ چون به وسیله کسی برای ما فرستاده شده کسی آن را به ما داده که خودش خالق همه چیز هست همه چیز را او خلق کرده بنابراین این کتاب حاوی دقیقترین علمیترین تخصصیترین اطلاعات در مورد انسان و جهان هست.@ و از این بشر کتابی تخصصیتر و صحیحتر علمیتر و دقیقتر در دست ندارد در همین کتاب هست که خداوند خودش را خالق 0.

کل شیء معرفی میکند یعنی همه چیز را او خلق کرده و محیط بر همه چیز اعلام میکند رب العالمین اعلام میکند رب یعنی مالک مدبر.@ یعنی آن کسی که صاحب همه چیز هست و هم تدبیرکننده و ادارهکننده همه چیز هست رازق کل شیء هست و همه چیز از او شروع شده همه چیز از او خلق شده همه چیز از او نشأت گرفته اطلاعاتی را که خداوند تبارک و تعالی در قرآن و متخصصین معصوم (ع) که از طرف خداوند برای هدایت بشر به هدف خلقتش و رساندن انسان به کمال مطلوبش در اختیار ما گذاشته شده.@ آن را ما در یک نمودار برای شما توضیح میدهیم در مورد مسیر آفرینش انسان سه مرحله خلقت دارد یک مرحله خلقت قبل از این هست که به دنیا بیاید مرحله قبل از دنیاست یک مرحله مرحلهای هست که در دنیا آمده و یک مرحله مرحلهای هست که از دنیا برمیگردد به آنجایی که قبلاً از آنجا آمده.@ مرحله اول که در تصویر ملاحظه میفرمایید از الله شروع میشود الله یعنی کمال مطلق در اولین تجلی خودش یک مخلوق را خلق میکند که کاملاً مثل خود خداوند است یعنی مَثَل خداوند هست یکی از اسمهایش هم که در تصویر شما ملاحظه میفرمایید مثل اعلی است.@ یعنی عالیترین نمونه از خداوند اسمهای دیگری هم دارد که به خاطر کارکردهای دیگرش اسمهای دیگر برایش گذاشتند روح، قلم، لوح، مثل اعلی، و همچنین نور محمد(ص). همانطور که در تصویر میبینید خداوند یک موجود را یک حقیقت را خلق میکند و از نور آن حقیقت سایر موجودات را به وجود میاورد.@ عالم جبروت یا عالم عقول یا عالم فرشتگان هست بعد عالم ملکوت هست که به آن عالم میانه مثال یا عالم برزخ هم میگویند میانه بین جبروت و دنیا هست و سومین مرحله مرحله دنیا هست عالم دنیا عالم ناسوت که همان طبیعت هست که ما الان در آن قرار داریم.@ در مورد انسان خداوند تبارک و تعالی دو منشأ خلقت برایش ذکر میکند یکی اینکه در مورد انسان فرمود انسان را از آب و خاک و گِل و نطفه آفریدم که این آب و خاک و گِل و نطفه مربوط به جنبه جسم و بدن او هست که الان در طبیعت هست.@ یعنی همین جنبه جنسی و بدنی ما، در مورد حقیقت انسان آن حقیقت جاودانه انسان خداوند فرمود: (نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسان دمیدم، روح دقیقاً در بالاترین نقطه قرار دارد بعد از قلم، روح، عقل، لوح، مثل اعلی، آن روح که خداوند تبارک و تعالی از ما دمیده همان مخلوق اولی هست یا صادر نخستینی هست که از خداوند تبارک و تعالی صادر شده و کاملترین موجود بعد از خداست.@ یعنی هیچ موجودی به اندازه او شبیه خداوند نیست و کمالات خدا را ندارد و از او هست که خداوند همه مخلوقات را سایر مخلوقات را میافریند. در مورد انسان میفرماید که ما انسان را از روح خودم در او دمیدم.@ (فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ) به ملائکه میفرماید که وقتی انسان را بدنش را کامل کردم از روح خودم در آن دمیدم به او سجده بکنید پس مقام انسان جایگاه اولیه انسان قبل از عالم جبروت هست که قبل از فرشتهها هست.@ انسان موجودی است برتر از فرشتهها چون نزدیکترین حالت و شبیهترین حالت را به خدا دارد و همه کمالات و اسماء الهی را دارد انسان به خاطر داشتن همین نفخه همین روح هست که در روی زمین نمیتواند با فرهنگ زمین کنار بیاید یعنی نمیتواند به محدودها قانع باشد.@ انسان هر کمالی را که جذب میکند علم، قدرت، لذت، پول، عشق، زیبایی، هر چیزی که سراغ انسان میاید انسان نمیتواند به محدودش قانع باشد همیشه یک کمال بالاتر و بیشتری را میخواهد به هر چیزی که میرسد آن چیز بعد از یک مدت دلش را میزند و بعد میخواهد به یک چیز بالاتر برسد چرا؟@ چون قبل از اینکه به زمین بیاید آن بوده یعنی آن کمالات را به صورت کامل داشته و حالا که آمده روی زمین دیگر تحمل وضعیت محدود را ندارد میخواهد به چیز بالاتر برسد در واقع انسان باطناً عاشق اصل خودش است عاشق الله هست ریشه خودش اصل خودش که کاملترین موجود هست و تا به آن هم نرسد آرامش پیدا نمیکند.@ لذا هیچ کس شما در کره زمین از اول خلقت انسان تا الان سراغ ندارید که بگوید من روی زمین زندگی کردم و راضی بودم و آرزوی دیگری نداشتم انسان همیشه وجودش پر از آرزوست همیشه چیزهای بالاتر را میخواهد.@ همیشه در حسرت چیزهای بالاتری هست که ندارد و هیچ وقت به آن چیزی که دارد قانع نیست هیچ وقت آن چیزی که دارد راضیاش نمیکند و اصلاً فکر نمیکند چه دارد بلکه بیشتر فکر میکند که چه ندارد چون عاشق اصل خودش هست ریشه خودش آنجایی بوده بینهایت است.@ آن ریشه بینهایت اصل بینهایت نمیگذارد که انسان در محیط محدود کوچک و محدود دنیا که همه کمالات کم هست قانع و راضی باشد قبلاً از آنجا تغذیه شده حالا وقتی که اینجا آمده در این محیط محدود اصلاً راضی و قانع نیست همه انسانها در تلاش هستند که خودشان را به کمال مطلق و نامحدود برسانند چرا؟@ چون روح هر انسانی نامحدود هست انسان روح محدود ندارد و روحش نامحدود است اصلش و ریشهاش نامحدود است و عاشق کمال نامحدود هست که گفتیم این عشق را ترجمه که میکنیم در دین میشود لا إله إلا الله یعنی هیچ دلبری هیچ معشوقی برای انسان جز کمال مطلق وجود ندارد إله یعنی دلبر.@ آن چیزی که انسان را واله میکند شیدای خودش میکند به دنبال خودش میکشاند مست خودش میکند و به بالاتر میکشاند انسان مست علم مطلق مست حیات مطلق مست قدرت مطلق مست لذت مطلق مست زیبایی مطلق هست همه را مطلق میخواهد.@ پس در واقع یک کمال را میخواهد که آن حقیقت اولیه خودش هست که عبارت است از الله، این همان حقیقتی هست که انبیاء برای ما آوردند پیامبر برای ما آورده و خود پیامبر فرمودند: (ما قالَ نَبِیٌ وَ ما قُلتُ مِثلَ لا إله إلا الله) نه هیچ پیغمبری و نه خود من حقیقتی برای انسان بزرگتر از لا إله إلا الله را نیاوردیم.@ یعنی تمام حقیقت عالم عشق انسانها به خداست و این همه تشریفاتی که راه افتاده در عالم، چقدر تشریفاتش هم عظیم است از عالم قبل از جبروت، جبروت، ملکوت، و ناسوت هست این جریان خلقت انسان جریان نزول عالم نزول وجود مطلق از الله تا ناسوت را قوس نزول عالم میگویند.@ یک وجود مطلق یک کمال مطلق انواع و اقسام جلوههای گوناگون کرده جلوههای جبروتی، بالاتر از جبروت، جلوههای ملکوتی، و جلوههای ناسوتی تا رسیده به عالم ماده. انسان در عالم ناسوت بدنگیری کرده یعنی قبلاً که آنجا بود بدن نداشت نه زن بود و نه مرد، انسان حقیقتش جنسیت ندارد زن و مرد ندارد.@ برای همین هم ما در زمین مخصوصاً خداوند سه جنس گذاشته دو جنس نگذاشته سه جنس گذاشته که همه بفهمند که حقیقت انسان میتواند نه زن باشد و نه مرد، الان ما سه جنس داریم زن، مرد و خنثی داریم کسانی داریم که خنثی هستند نه زن هستند نه مرد، ولی انسان هستند.@ لذا خداوند میخواهد به ما بفهماند که ما میتوانیم نه زن باشیم و نه مرد ولی انسانیت داشته باشیم انسان باشیم وقتی این را به ما میفهماند این خیلی مهم است که من بفهمم حقیقت من یک حقیقت جنسی، طبیعی، بدنی و زمینی نیست.@ و اگر کسی به خودش به عنوان یک جنسیت نگاه بکند یا به دیگران دیگر نمیتواند نه خودش را خوشبخت بکند و نه دیگران را، اگر همه آرزوهای ما اهداف ما انتخابهای ما ارتباطات ما رفتار ما و افکار ما حولوحوش مسائل جنسی خودمان بود یعنی اینکه من یک زن هستم یک مرد هستم احتیاج به جنس مخالف دارم.@ باید پدر شوم مادر شوم مادربرزگ شوم پدربزرگ شوم عمه شوم خاله شوم دایی شوم عمو شوم بعد باید شغل داشته باشم بعد باید خانه داشته باشم باید مسکن داشته باشم باید رشد بکنم در اجتماع به یک جایی برسم باید بچهها را بزرگ بکنم دخترها را شوهر بدهم پسرها را زن بدهم بمیرم.@ اگر کسی اینطوری فکر بکند در واقع غلطترین نگاه را به خودش کرده به همین دلیل هم هست که نگاه ناقص و غلطی که انسان به خودش دارد موجب شده که هر چقدر علم هم پیشرفت بکند بشر خوشبخت نشود یعنی شما الان نگاه کنید در هفت میلیارد جمعیت بیش از یک میلیاردش گرسنه هستند.@ یعنی حتی برای یک وعده غذا هم مشکل دارند ما در بدترین وضعیت نسبت به سالهای قبل قرار داریم بیشترین جنگها بیشترین قتلها بیشترین تجاوزات بیشترین طلاقها بیشترین خودکشیها بیشترین مریضیهای جسمی و روحی بیشترین سرطانها انواع و اقسام بیماریها، بیشترین مرگومیرها را داریم.@ پس علم هر چند توانسته آسایش بیاورد اما چون شناخت دقیقی از بشر ندارد مبتنی بر شناخت صحیح از بشر نیست براساس شناخت درست بر همه ابعاد وجودی بشر طراحی نشده و کار نمیکند نتوانسته سعادت و آرامش را برای بشر بیاورد.@ ما بعد از اینکه آن روح دمیده میشود میاید به ماده به نطفهها در رحم مادر تعلق میگیرد یک حقیقتی به وجود میاید به نام انسان، پس انسان وقتی دارد به دنیا میاید با یک ظرفیت بینهایت به دنیا میاید یک بخشش زمینی است مادی است که کمک میکند که در دنیا بتواند زندگی بکند زندگی دنیا داشته باشد.@ ولی یک حقیقت بخش اصلیاش که میاید با یک ظرفیت بینهایت از جنس خدا انسان به زمین میاید از جنس نور از جنس روح و از جنس نور محمد(ص). این حقیقت ماست ما بعد از قوس نزول دوباره با وفات برمیگردیم به قوس صعود را طی میکنیم و برمیگردیم به آن جایگاه اولیهای که داشتیم.@ جایگاه اصل خلقت و اول خلقت خودمان به الله برمیگردیم در واقع این حقیقت را(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) میگویند ما از خدا هستیم و به خدا باز میگردیم از الله بینهایت هستیم به الله که بینهایت هست باز میگردیم تقریباً در تصویر مشخص شد که ما ریشهمان کجاست.@ اگر ما این فراموشمان بشود که ریشهمان کجا بوده ریشهمان الله بوده و همان نفخه پیامبر هست که ما از نور پیامبر آفریده شدیم نور چهارده معصوم آفریده شدیم اگر این یادمان برود متأسفانه تمام طراحیها، برنامهریزیهایی که میکنیم همه به شکست منجر میشود.@ یعنی تعریف غلط باعث میشود که ما دیگر هیچ ارتباطی با اصل خودمان نداشته باشیم رابطهمان را با اصل و ریشه خودمان وطن خودمان از دست بدهیم حتی از اینکه بخواهیم برگردیم پیش وطن خودمان اصل خودمان پیش الله هم دیگر خوشایندمان نباشد الان وقتی میگویند وفات، یک عده واقعاً ناراحت میشوند وفات میگویند.@ در حالی که از یک عالمی بینهایت، شما همین عالم ملکوت که پایینترین مرحله است قبل از دنیا نگاه کنید وقتی ما برمیگردیم آنجا میلیاردها برابر زیباتر از اینجا، کاملتر از اینجا، پیشرفتهتر از اینجا، قشنگتر از اینجا، شیرینتر از اینجا، جذابتر از اینجاست.@ ولی چرا بشر خوشش نمیاید برگردد وقتی میگویند وفات وقتی میگویند از اینجا منتقل میشویم اصلاً خوشش نمیاید میترسد راضی نیست وقتی به یک نفر میگویند سرطان داری فکر میکند همه چیز تمام میشود وقتی میگویند از این عالم وفات پیدا میکنیم.@ یا فلانی وفات پیدا کرده خیلی به همه برمیخورد و ناراحت میشوند و میخواهند آن روح جاودانه خودشان را و آن جاودانگی را در یک عالم محدودی به نام دنیا به دست بیاورند و خداوند لطف کرده در حق ما ما را زیاد در عالم محدود نگه نمیدارد یک مدتی در عالم محدود هستیم برمیگردیم به عالم بینهایت بزرگتر از اینجا.@ ولی ما چون خودمان را نمیشناسیم اصل خودمان را نمیشناسیم ریشه خودمان را نمیشناسیم که کجایی هستیم وطنمان یادمان رفته اصلاً یکی از دلائلی که به دنیا ناسوت میگویند این هست که نسیان در آن هست یعنی فراموشی در آن هست.@ انسان یادش میرود که کجا بوده اصلاً فراموش میکند که قبلاً کجا بوده و حالا گفتم در برنامههایتان که دادیم تقریباً ذکر کردم که تمرینهایی دادیم که آن تمرینها را اگر انسان انجام بدهد یادش میاید که قبلاً کجا بوده و مهم هم هست که انسان قبلاً وطن خودش را از الان بداند که کجایی بوده کجا هست و به کجا میرود.@ یادمان نرود که علی(ع) فرمود رحمت خدا شامل حال کسی میشود که بفهمد قبلاً کجا بوده الان کجا هست و به کجا خواهد رفت این مسأله مسأله فوقالعاده مهمی هست پس یادمان نرود که ما انسان هستیم یادمان نرود که بالاتر از فرشتهها هستیم یادمان نرود که یک روح بینهایت داریم.@ یادمان نرود که زن نیستیم یادمان نرود که مرد نیستیم و اساساً جنسیت جزء شخصیت اصلی ما نیست بدن، زنانگی، مردانگی، جزء اصلی شخصیت ما نیست که ما از خداییم(إِنَّا لِلَّهِ) ما مال خدا هستیم از خدا هستیم و حتماً هم پیش خدا به آن عالم جاودانه برمیگردیم.@ برگشتنمان هم همان عوالمی که طی کردیم دوباره برمیگردیم یعنی آمدیم به ناسوت از ناسوت دوباره برمیگردیم به ملکوت و بعد میرویم بالاتر تا انشاء الله به محضر خداوند تبارک و تعالی برسیم. در نمودار خطی ما سه مرحله حیات داریم یک مرحله قبل از دنیاست یک مرحله دنیاست و یک مرحله بعد از دنیاست.@ قبل از دنیا را که توضیح دادیم دنیا را هم که الان در آن هستیم و بعد از دنیا چهار مرحله ما حیات داریم یک مرحله وفات هست که همان انتقال است مثل جنین، جنین که در رحم مادر هست از رحم موقع تولد منتقل میشود وفات پیدا میکند.@ یعنی نسبت به رحم میگوییم جنین وفات پیدا کرد یعنی منتقل شد نسبت به دنیا که بیرون از رحم است میگوییم تولد پیدا کرد جنین یک وفات دارد و یک تولد دارد در واقع یکی است اما نسبت به رحم وفات، از رحم وفات پیدا میکند به دنیا تولد میکند میگوییم به دنیا آمد یعنی جایی بود الان به دنیا آمده تولد پیدا کرده.@ پس ما یک وفات داریم که اصل ما آن بخش انسانی ما که بخش بدنی نیست آن بخش اصلی ما بخش جاودانه ما بخش روح ما آن وفات پیدا میکند کاملاً منتقل میشود به عالم برزخ، ملکوت یا یک اسم دیگر دارد نوشتیم قبر، همان عالم قبر.@ پس اینکه در حدیث داریم قبر(رُوضَۀٌ مِن رِیاضِ الجَنّۀ) باغی از باغهای بهشت هست یا(حُفرَۀٌ مِن حُفَرِ النّار) چاهی از چاههای جهنم هست که البته بسته به این هست که انسان در دنیا چطوری زندگی کرده باشد نوع زندگی ما هست که باعث میشود وقتی وارد آن عالم میشویم یا در چاهی از جهنم گرفتار بشویم یا در باغی از باغهای بهشت مسکن بگزینیم.@ این دقیقاً به خود ما مربوط است که انتخاب بکنیم با نوع زندگیهایمان، قبلاً هم توضیح دادم چهارتا بود انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار انسان هست که نوع زندگی انسان بعد از وفات را شکل میدهد و برای ما میسازد.@ پس ما هر طوری در دنیا زندگی بکنیم همانطوری هم وارد برزخ یا عالم ملکوت یا عالم قبر میشویم مواظب باشیم وقتی میگویند عالم قبر، فشار قبر، مارهای قبر، عقربهای قبر، یا کاخهایی که در قبر هست پیغمبر در قبر میایند پنجتن در قبر میایند امام حسین میاید آنجا زندگی عالی هست زندگی بسیار باعظمتی هست.@ منظور گور خاکی نیست که جنازه را آنجا میگذارند چون گور خاکی در دنیاست وفاتی صورت نگرفته در همین دنیاست ما میگوییم انسان تاریخ وفات داریم نمینویسیم تاریخ مرگ، چون انسان مرگ ندارد حیاتش جاودانه است یعنی میرود به اندازه خدا عمرش طولانی است عمرش هیچ وقت تمام نمیشود.@ مثلاً بگوییم انسان یک میلیون سال زندگی میکند تا آخرت تمام میشود، نه چون انسان حامل روح خداست روح جاودانه را دارد به اندازه خدا عمر خواهد کرد در کنار خداوند همیشه زندگی خواهد کرد همین قرآن کریم که خداوند تبارک و تعالی برای ما فرستاده.@ بیش از هشتاد بار به ما تذکر میدهد که ما جاودانه هستیم نزدیک به هشتاد بار مسأله ابدیت و جاودانگی ما را به ما تذکر میدهد که شما مرگی برایتان وجود ندارد پس مرگی که میگویند نسبت به اندام و بدن میگویند میگویند این بدن مُرد بدن که مربوط به ماده است.@ برای عالم ماده به ما دادند عالم طبیعت، از اینجا که میرویم ما به یک وضعیت دیگری آنجا میرویم به عالم ملکوت یا عالم برزخ وارد میشویم پس برزخ ملکوت یا قبر همهاش یکی هست ولی یادمان نرود قبری که میگویند انسان آنجا میرود فشار قبر دارد عذاب قبر دارد یا در بهشت هست آن منظور گور خاکی نیست.@ منظور عالم ملکوت یا عالم برزخ هست که قبر در تصویر قبلی داشتیم قبل از ناسوت بود و گفتیم بینهایت بزرگتر زیباتر کاملتر جذابتر پیشرفتهتر از دنیا هست همه چیزش قشنگتر از دنیا هست البته بسته به این هست که ما خودمان بسازیمش آنطوری هست.@ ولی ما باید بتوانیم در آنجا زندگی بکنیم که حالا قوانینش را دانهدانه بگویم این برای شما خیلی شیرین و جذاب جا میافتد که اصلاً قوانین زندگی در آنجا چطوری هست ما با چه قوانینی آنجا میتوانیم زندگی بکنیم انواع زندگیها چطوری هست آن را انشاء الله یا در این جلسه یا جلسه بعد انشاء الله حتماً توضیح خواهیم داد.@ پس ما با وفات به ملکوت و برزخ در آنجا یک عمر خیلی طولانی داریم یک زندگی تکاملی طولانی داریم که روزبهروز به کمال مطلق نزدیکتر میشویم یعنی همان سیری که از دنیا شروع کردیم آمدیم کمالات بالاتر گرفتیم با وفات به ملکوت میرسیم و ادامه کمالاتمان را ادامه سیر تکاملیمان را میدهیم.@ یعنی چون ما نمیتوانیم متوقف بشویم به هیچ وجه توقف برای ما امکانپذیر نیست انسان به هیچ وجه راضی به توقف و محدودیت نیست مسیر تکاملش را ادامه میدهد، اما این برای چه کسانی است؟ برای کسانی هست که آنجا سالم متولد بشوند اینکه در دعا داریم(اَللّهُمَّ أخرِجنی مِنَ الدُّنیا سالِما) یعنی همین، یعنی من از اینجا سالم وارد آنجا بشوم و بتوانم مسیرم را ادامه بدهم.@ اما اگر کسی به آنجا مریض متولد بشود یا ناقص متولد بشود مثل یک جنینی که از رحم مادر مریض یا ناقص متولد شده جنینی که از رحم مادر مریض یا ناقص متولد میشود نمیتواند مثل بقیه زندگی عادی داشته باشد این یا همیشه گرفتار نقص خودش هست درد باید تحمل بکند.@ گرفتاری باید تحمل بکند و یا مریض است باید به تعداد مریضی و نوع مریضی و شدت مریضی درمان و رنج درمان را تحمل بکند پس ما باید تمام تلاشمان در دنیا این باشد که یک روح سالم تهیه بکنیم که موقع وفات با شادی از اینجا برویم موقع تولدمان به بهشت با شادی با آرامش با قدرت و با سلامتی برویم که بتوانیم در آنجا سیرمان را به سمت بینهایت ادامه بدهیم.@ این سیر همینطور ادامه دارد تا به مقطع قیامت میرسد در همین کتاب سوره معارج برای انسان قیامت را که توضیح میدهد میفرماید(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) پنجاه هزار سال هست یعنی یک قیامت پنجاه هزار ساله سر راه انسان هست و امام صادق(ع) فرمود هر هزار سال یک سؤال از انسان میشود.@ یعنی انسان نسبت به پنجاه تصمیمش در دنیا یا پنجاه رفتار و همان چهارتا چیزی که گفتم انتخابهایش، ارتباطهایش، رفتار و افکار و عقائدش مورد ارزیابی قرار میگیرد اینکه میگویند سؤال میکند سؤال یعنی چی؟ یعنی انسان ارزیابی میشود که آیا افکار این عقائد این رفتار این اخلاق این اعمال این درست بوده یا نبوده.@ با بهشت سازگاری دارد یا ندارد جهنمی باشد که باید جهنم برود با بهشت سازگاری داشته باشد به بهشت میرود پس این خیلی مهم هست که ما یک قیامت پنجاه هزار ساله داریم البته محاسبه ما قیامت نیست محاسبه ما از موقع وفات شروع میشود.@ اینکه پیغمبر میفرماید(مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) محاسبه نسبت به آن رفتار چون باید سیر انجام بشود از همانجا شروع میشود از شب اول قبر که میگویند سؤال میکنند شب اول قبر در مورد خیلی چیزها سؤال میکنند پس انسان باید خودش را برای آن سؤالها آماده بکند.@ سؤالها را هم بعداً میگوییم نه شفاهی است و نه کتبی است اینطور نیست که یک کسی به خاطر بسپارد بعد بگوید حالا آنجا از من سؤال کردند جواب میدهم نه اینطوری نیست سؤال وجودی است یعنی شخص باید آن سؤال را در ذات خودش در نهاد خودش در روح خودش آن سؤال را با رفتار خودش و انتخابهای خودش جواب داده باشد.@ مثلاً یک کسی که بینماز است نمیتواند آنجا وقتی به او میگویند خدای تو کیست بگوید الله، در حدیث داریم بعضیها صدها سال بعد تازه یادشان میاید یعنی صدها سال گرفتار عذاب میشود اصلاً قرنها میگذرد یادشان نمیاید پیغمبر چه کسی بوده علی(ع) چه کسی بوده امامشان چه کسی بوده، چرا؟@ چون در دنیا مخصوصاً انتخابهایی کردند رفتارهایی کردند که خیلی با این چیزها سروکار نداشته باشند و این چیزها را فراموش کنند رفتند سراغ چیزهایی که این چیزها خیلی ضروری نبود چیزهایی را یاد گرفتند که اصلاً به درد حیات جاودانهشان نمیخورد.@ چیزهایی را مطالعه کردند چیزهایی را حفظ کردند با چیزهایی زندگی کردند محبوبها و معشوقهایی داشتند که هیچ کدام به درد حیات جاودانهشان نمیخورد لذا موقع رفتن هم از اینجا همه را از دست دادند و دست خالی با یک روح کاملاً فقیر از اینجا رفتند.@ آنجا وقتی به یک نفر میگویند پروردگار تو کیست یعنی تو تحت کدام مربی پرورش پیدا کردی خیلیها زیر نظر خدا پرورش پیدا نمیکنند زیر نظر شیطان پرورش پیدا میکنند او نمیتواند بگوید پروردگار من الله است مربی من رب من الله هست، چرا؟ چون اصلاً خدا را به عنوان رب خودش مربی خودش در دنیا انتخاب نکرده.@ مربی او رب او امام او علی(ع) نبوده شما زمانی میتوانید بگویید من شاگرد فلان استاد هستم مثلاً من ده سال پیش استاد درس خواندم میگویند شما شاگرد فلان استاد هستید؟ میگوید بله، میگویند تو از این استاد چه داری؟@ مثلاً من پیشش زبان خواندم کامپیوتر خواندم خط خواندم نقاشی خواندم گلدوزی یاد گرفتم قالیبافی یاد گرفتم باید این کمالی که استاد داشته شاگرد داشته باشد و الا میگویند ده سال پیش فلان استاد خط درس خواندم پیش او بودم میگویند بیا یک خط بنویس میبینند یک خط افتضاح مینویسد معلوم است این هیچی از استاد نگرفته.@ چنین کسی نمیتواند ادعا بکند که من شاگرد آن استاد بودم چون هیچی از آن استاد به این نرسیده یک کسی میتواند بگوید الله رب من است که این زیر نظر این مربی که الله هست به کمالات الهی و انسانی رسیده باشد خودش بگوید الله ربی.@ کسی میتواند بگوید قرآن کتاب من است که این قرآن را الگوی خودش قرار داده باشد معلم خودش قرار داده باشد و کارهای زندگیاش را بر اساس قرآن انجام بدهد نه اینکه ببینم فلان هنرپیشه چطوری زندگی کرده در ماهواره اینطوری زندگی میکنند روابط با شوهرشان اینطوری است روابط زن و مرد اینطوری است حرف زدنشان اینطوری هست.@ ادبشان اینطوری هست در فلان کتاب اینطوری خواندم من هم اینطوری زندگی میکنم. انسانها روز قیامت از قبر به بعد بر اساس الگوهایی که داشتند محاسبه میشوند و جزا داده میشوند روز قیامت هم مهمترین سؤال که آنجا هست از الگو سؤال میکنند.@ یعنی هیچ سؤالی به اندازه سؤال از الگو روز قیامت مهم نیست اصلاً روز قیامت کاری ندارند که تو چقدر نماز خواندی چقدر روزه گرفتی اصلاً گرفتی نگرفتی روزه، نماز، حجاب، اول میگویند با کدام استاد کار کردید مربیات چه کسی بوده.@ سوره اسراء یا بنیاسرائیل(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) هر انسانی را با معلمش امام خودش متخصص معصومی که در زمان او بوده محاسبه میکنند میگویند این امام تو بوده با این امام چکار کردی خودت را به این امام رساندی.@ زیر نظر این امام تربیت شدی افکار و اندیشهها و فرمولهای این امام تربیت شدی یا نه، این خیلی مهم است الگو خیلی اهمیت دارد اگر الگو الگوی بهشتی باشد انسان نجات پیدا میکند اما اگر الگو الگوی جهنمی باشد هر چند انسان نماز هم خوانده باشد روزه هم گرفته باشد حج هم رفته باشد حجاب را رعایت بکند.@ کارهای دیگر هم انجام بدهد ولی الگویش جهنمی باشد الگوی جهنمی انسان را به بهشت نمیبرد پس ما در قیامت نسبت به پنجاه چیز مورد سؤال قرار میگیریم این یادتان باشد که این پنجاهتا را باید بلد باشیم و بر اساس آن زندگی بکنیم.@ باید یاد بگیریم که این پنجاهتا چه هستند و زندگیمان را براساس سؤالاتی که قرار است از ما بکنند طراحی بکنیم. الان یک جوانی که میخواهد مدرسه برود چه کلاس اول ابتدائی باشد چه پنجم باشد چه سوم راهنمایی باشد چه دیپلم باشد چه بخواهد کنکور برود چه بخواهد دانشگاه برود.@ نحوه زندگیاش را براساس سؤالاتی که قرار است در مدرسه یا در دانشگاه از آن سؤال کنند تنظیم میکند میگوید قرار است از من سؤال بشود امتحان قرار است بدهم اینطوری وقتم و زندگیام را تنظیم میکنم که بتوانم از این امتحانات سربلند بیرون بیایم کارشناسی دارم کارشناسی ارشد دارم دکترا دارم به هر حال تنظیم میکند.@ وقتی ما یک ابدیت یک شب اول قبر داریم که از ما سؤالاتی میکند و معلوم هم نیست ما چه موقع منتقل میشویم ما بزودی منتقل میشویم چند روز دیگر منتقل میشویم به آن عالم، خیلی وقت زیادی نداریم.@ هر کس باور نمیکند یک سر برود بهشت زهرا همین نزدیک برود ببیند هم سن و سالهای او کوچکتر از او چند هزار نفر الان دفن هستند ما الان روزی پنج هزار نفر در سال روی موتور از دنیا میروند.@ بالای بیست هزار نفر در اتومبیل نشستند هیچ وقت فکر نمیکنند از اتومبیل بیرون نمیایند ولی از اتومبیل به برزخ میروند و دهها نفر در روز دارند همینطوری به برزخ منتقل میشوند خودتان هم شاید یک هفته پیش، دو ماه پیش، سه ماه پیش، یکسال پیش در دوستانتان، آشنایان، همسایه، فک و فامیلها کسانی داشتید که آنها به برزخ منتقل شدند.@ آنها میروند ما هم پشت سرشان در این سرازیری داریم به سرعت به آنها نزدیک میشویم و از دنیا میرویم همین چند روز پیش بود یک خانم معلمی بود از آشناها من میشناختم معلم مدرسه یکی از اقوام ما بود این بنده خدا در ماشین را باز میکند از ماشین بیرون میاید.@ دوتا هم بچه داشت در ماشین را باز میکند بیاید یک کاری بکند تریلی میزند میکشد خیلی راحت داریم در اطراف میبینیم ما به زودی چشم باز بکنیم در برزخ هستیم خیلی زمان زیادی نداریم کسی هم از ما اجازه نمیگیرد که اجازه میدهید شما را به برزخ ببریم به زودی به برزخ میرویم.@ وقتی که ما یک برزخ سر راه داریم و باید محاسبه بشویم باید زندگیمان را بر اساس نظام برزخی که قرار است شروع کنیم آنجا طراحی کنیم زندگی دنیایی ما، دنیای ما ابدیت ما را میسازد مرحله دنیا مرحله آخرت را میسازد پیغمبر فرمود(الدُّنیا مَزرَعَۀُ الآخِرَۀ) دنیا کشتزار آخرت هست.@ امام صادق(ع) یک حدیث فارسی دارند به ایرانیهایی که خدمتشان رسیده بودند ایشان با آنها فارسی صحبت میکرد و یکی از توصیههایی که به آنها کرد همین بود که هر چه بکارید همان میدروید یعنی شما هر کاری در دنیا بکنید جزایش هم همان است.@ اینجا بداخلاق باشی زودرنج باشی عصبانی باشی حساس باشی لوس باشی بدبین باشی متکبر باشی بدخواه باشی نسبت به دیگران، بدجنسی بکنی بیطاعتی بکنی فساد بکنی لاابالیگری داشته باشی بیتقوایی داشته باشی جزایش هم آنجا مناسب رفتارهای خودت هست دقیقاً تناسب دارد با رفتارهای خودت.@ اینجا خوب باشی مهربان باشی خوش اخلاق باشی خندان باشی شاد باشی خیرخواه مردم باشی خوشبین باشی بدذات نباشی آنجا هم هر چه شایسته روحت و عملکردت در دنیاست نتیجه خواهی گرفت پس ما در واقع قیامتمان و محاسباتمان با وفات آغاز میشود.@ حالا بعداً دقیقتر که توضیح بدهیم بعضی از محاسبات و جزاها را هم خدا به لطف خودش در دنیا به ما میدهد که ما بارمان برای آن طرف سبک باشد اینها را بعداً توضیح خواهم داد. بعد مرحله قیامت را داریم بعد از قیامت که محاسبات انجام میشود و مشخص میشود که شخص بهشتی است یا جهنمی.@ چهارمین مرحله که حیات ابدی هست آغاز میشود در بهشت یا در جهنم، بهشت یا جهنمی که خودمان اینجا ساختیم خودمان اینجا میسازیم چون عالم بالا عالم کاملی هست ذاتاً جهنم ندارد ما آنجا ذاتاً جهنم نداریم جهنم چیزی است که ما با خودمان از اینجا میبریم.@ چیزی به اسم عذاب سختی، تلخی، مار، عقرب، مخلوقات روح انسان هستند در واقع عملکردها بازتابهای روح انسان هستند و الا آنجا بهشت هست یک بهشت بسیار پرنعمت و عظیم هست ولی کسی که نمیتواند امکانات لازم و تجهیزات لازم را برای استفاده از بهشت با خودش نبرده.@ آنجا چون نمیتواند در آن فضا زندگی بکند خودبهخود آن فضا برایش جهنم میشود و عذابآور است. پس سه مرحله داشتیم قبل از دنیا، دنیا و مرحله بعد از دنیا، مرحله بعد از دنیا را کلاً آخرت میگویند مجموعه این سه مرحله را انسان میگویند.@ پس انسان یک ترکیب یک موجود سه مرحلهای قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیاست و هر نوع تصمیمگیری انتخاب، ارتباط، رفتار اگر غیر از این نگاه باشد غلط است اگر هر کس خواست برای شما الگو بشود معلم شما بشود یک چیزی را به شما بگوید.@ اول باید مطمئن باشید که دارد به تو درست نگاه میکند یا نه، دارد با کدام بخش از وجود تو صحبت میکند بسیاری از کتابها، درسها، رشتههای علمی که برای ما اقتصاد، سیاست، مدیریت، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم، هنر روابط زن و مرد، خانواده تعریف کردند نگاهشان به ما غلط است.@ فقط ما را از تولد تا وفات دیدند و برای همین فرمولهایی که میدهند به درد ما نمیخورد شما نگاه کنید پیشرفتهترین کشورهایی که در دنیا هست و خیلیها دهانشان آب میافتد که بروند آنجا درس بخوانند از آنجا مدرک بگیرند بروند آنجا اقتصاد بخوانند سیاست بخوانند مدیریت بخوانند هنر بخوانند از آنجا تخصص بگیرند.@ برای اینکه اساساً نوع نگاهشان نگاه محدود و غلط است الان خودشان بیشترین مشکلات را دارند الان آمریکا که خیلیها میگویند ما اگر آنجا مدرک تحصیلی بگیریم یا زندگی بکنیم خیلی خوشبخت هستیم بالای چهل و هفت میلیون فقط فقیر دارد.@ یعنی در هتل مقوا میخوابند شبها بیرون هستند در خیابان هستند اروپا شما نگاه کنید چقدر فقر زیاد است چقدر بدبختی و مشکلات و گرفتاریها و قتلها، یعنی بیشترین ناهنجاریها جاهایی هست که بیشترین ادعا را نسبت به پیشرفت دارند، چرا؟@ چون پیشرفتشان نسبت به تعریفهای غلطی هست که از انسان دارند و هر چقدر پیشرفت کردند مشکلات بشر بیشتر شده مشکلات خودشان را نمیتوانند حل بکنند چه برسد مشکلات کشورهای دیگر را، اگر آنها اقتصادشان مدیریتشان درست بود الان کشور خودشان را میتوانستند اداره کنند فقیر نداشته باشند مریض نداشته باشند قتل نداشته باشند طلاق نداشته باشند.@ ولی ما بیشترین قتل، مریضی، خودکشی، بیماریهای روحی و روانی، مصرف مواد مخدر، مصرف مواد ضد افسردگی و گرفتاریها و ناهنجاریها را در همانجاها داریم، چرا؟ چون علمی که آنها دارند محدود هست و بخش کوچکی از انسان را فقط میبیند.@ بخش دنیایی را که کمترین و کوچکترین بخش هست لذا اگر یک کسی را خواستید معلم قرار بدهید الگو قرار بدهید از یک نفر راهنمایی بگیرید حتماً باید اول مطمئن باشید که به شما در نگاهش خیانت نمیکند نگاه محدود خیانت است.@ وقتی به شما محدود نگاه میکند اطلاعات و دستوراتی هم که به شما میدهد دستورات غلطی از کار در میاید ما فقط الگویمان معلممان استادمان مربیمان کسی باید باشد کتابهایی را باید بخوانیم مطالعاتی را باید بکنیم که مطمئن باشیم آن نویسنده یا آن محتوا درست به همه ابعاد وجودی ما توجه دارد.@ همه ابعاد وجودی ما را میتواند ببیند و بشناسد قبل از دنیای ما را در نظر میگیرد دنیا را در نظر میگیرد نظام ابدی و جاودانه ما را در نظر میگیرد اگر اطلاعات محدود به ما بدهند اطلاعات غلط به ما بدهند ما در انتخابهایمان، ارتباطاتمان، رفتار و افکارما دچار اشتباه میشویم پس این را دیگر فراموش نکنیم.@ فکر میکنم برای این جلسه کافی است انشاء الله جلسه بعد میخواهیم در مورد قوانین حرکت صحبت بکنیم ببینیم که ما الان در نظام دنیا هستیم با چه فرمولهایی باید اینجا زندگی بکنیم با چه فرمولهایی از اینجا وارد نظام برزخی میشویم و چطوری باید دنیایمان را بر اساس ابدیت تنظیم بکنیم.@ که یک دنیای شاد یک زندگی زناشویی خوب یک زندگی تربیتی خوب یک زندگی اجتماعی خوب داشته باشیم با همان دوتا شرطی که قرآن گفت شادی و آرامش اینها را بتوانیم انشاء الله داشته باشیم و بتوانیم شادی و آرامش را از آنجا ببریم.@ یادمان نرود که کسانی میتوانند در بهشت شاد و آرام باشند در آخرت شاد و آرام باشند که بتوانند در دنیا شاد و آرام باشند اینجا اگر نتوانند تأمین کنند اینجا بیفتند به غصه و افسردگی و پژمردگی و له شدن و چیزهای دیگر آنطرف هم نمیتوانند از بهشت لذت ببرند انشاء الله جلسه بعد جلسه آینده در این باره توضیح بیشتری خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@