جلسه 028 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
28
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
3
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 028 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ یک تتمهای بحثمان دارد اگر انشاالله بتوانیم همین جلسه تمامش بکنیم اگر نرسیدیم یک جلسه دیگر در خدمت شما هستیم تا پایان بحث رشد و قدرت. روایتی از امیرالمؤمنین(ع) هست که میفرماید(ثَوابُ المُصیبَه عَلی قَدرِ الصَبرِ عَلَیها) ثواب مصیبت به اندازه صبری هست که شما بر مصیبت میکنید باز در فرمایش دیگری دارند(ثَوابُ المُصیبَه عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیها) ثواب یک مصیبت به اندازه مشقتی هست سختی هست که در کار وجود دارد.@ پس مصیبت یک خروجی دارد به نام مشقت یعنی وقتی که مصیبت میاید آنچه که به انسان وارد میشود سختی است یعنی یک حجمی از سختی را مصیبت تولید میکند بعد میفرماید که ثواب یک سختی به دو عامل بستگی دارد.@ یکبار میفرماید که(ثَوابُ المُصیبَه عَلی قَدرِ الصَبرِ عَلَیها) یک بار میفرماید(ثَوابُ المُصیبَه عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیها) مصیبت هر چقدر بزرگتر باشد آمده که ثواب بیشتری را تولید بکند یعنی رشد بیشتر نورانیت بیشتر پرواز بیشتر سازندگی بیشتر را تولید بکند پس هر مصیبتی یک تولیدی خاص دارد یک آثار خاص دارد مقداری انسان را میتواند بالا ببرد دستهبندی هم هست که قبلاً دستهبندی اینها را گفتیم که کدامها از کدامها سختتر است تقسیمبندی کردیم.@ از طرفی اینکه تو چقدر بتوانی این ثواب را جذب بکنی میفرماید که(ثَوابُ المُصیبَه عَلی قَدرِ الصَبرِ عَلَیها) این هست که چقدر از آن مصیبت تولیدی را بتوانی بخوری یک داروی تلخ را در نظر بگیرید به یک نفر میگویند که این دارو را شما بخورید از لحظهای که شروع میکنی این دارو را بخوری این دارو در شما تأثیر میگذارد و مقداری از بیماری یا عفونتهای بدن شما را کم میکند.@ هر چقدر شما جذب بیشتری از این دارو داشته باشید مقدار بیشتری عفونت از شما دفع میشود شما روز اول شروع میکنی میبینی که خیلی تلخ و بدمزه است ولی تحمل میکنی این به اندازه همان یک روز هم که شما خوردی اثرگذار هست ولی اگر بتوانی فردا و پس فردا همینطوری این تلخیها را ادامه بدهید این آثار بیشتری خواهد گذاشت یعنی شما به بهبود نزدیکتر میشوید.@ در مصیبت هم اینطوری است یک موقع هست مصیبتها را میخواهیم اندازهگیری کنیم از نظر نوع تولید ثواب مقدار تولید ثواب شدت آثار میفرماید که(ثَوابُ العَمَلِ عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیها) چقدر مشقت در خود عمل هست کاری که انسان انجام میدهد.@ یک موقع هست نه ما میخواهیم ببینیم که من چقدر میتوانم از یک مصیبت استفاده کنم و پرواز بکنم ثواب کسب بکنم میگوید به میزان تلخی که جذب میکنی یک روز تلخی جذب میکنی به اندازه یک روز، چهل روز جذب میکنی تلخی را به اندازه چهل روز، بنابراین هر چقدر این تلخی را جذب بکنی بالا کشیده میشوی.@ ما وقتی که نزد خدا بودیم مثل خدا بودیم و یک نور واحد، پاک، شبیهترین حالت را به خدا داشتیم وقتی در طبیعت میاییم آلوده میشویم به جنبه جنسیمان یعنی بدن پیدا میکنیم بعضیهایمان زن میشویم بعضیهایمان مرد میشویم بعضیها مادر میشویم بعضیها پدر میشویم.@ نقشهای مختلف پیدا میکنیم خاله، عمو، دایی، مدیر، رئیس، کارمند، کارگر، دکتر، مهندس هی شأن پیدا میکنیم هی حد میاید روی آن جنبه الهی و این شئون مختلف به آن حد میدهد بعد اینجا ما یک سلسله آلودگیها و یک سلسله شئون در طبیعت پیدا میکنیم حالا وقتی که مصیبت میاید چه مصیبت چه طاعت چه معصیت، مصیبت و طاعت تلخی دارند معصیت قسمتیش شیرینی دارد.@ تلخی اطاعت یعنی عبادتهای الهی و تلخی مصیبت به طبیعت فشار میاورد یعنی به جنبهای که روی زمین پیدا کردیم نه به جنبه آسمانی و الهیمان چون به جنبه فطری و آسمانی و الهی ما هیچ فشاری وارد نمیشود الان خانمها دارند حجاب را تحمل میکنند حجاب کدام قسمتشان را فشار میاورد؟ به روح حیوانی فشار میاورد بدن را و جنبه طبیعت را و طاعتهای دیگر روزه به طبیعت فشار میاورد خمس زکات جبهه جنگ امر به معروف نهی از منکر همه اینها به طبیعت فشار میاورد.@ طاعت هم همینطور مصیبت هم وقتی میاید به طبیعت فشار میاورد پس دو فشار به طبیعت، اگر این دو فشار را که به طبیعت از طریق طاعت و یک قسمت از طریق مصیبت وارد میشود بتواند جذب بکند و این دو تا میشوند سوختی که میایند میخورند به طبیعت آن حجابهای طبیعی که جنبه الهی ما پیدا کرده آن جنبهای که از خدا داریم پیدا کرده هی به این فشار میدهند و این را ضعیفتر و محدودترش میکنند.@ از آن طرف لذت معصیت متوجه طبیعت است اگر بتواند در مقابل لذت معصیت هم مقاومت بکند پس بزند خودش را آلوده نکند به این معصیت باز این هم یک فشار است گاهی وقتها فشارها به تحمل سختیها است گاهی وقتها فشارها به این هست که آن چیزی را که دوست داریم نداشته باشیم.@ آن چیزی که طبیعت میخواهد آن را نداشته باشیم این هم یک نوع فشار است انسان از چیزی که دوست دارد بگذرد پس سه تا فشار الان دارد میاید فشار ترک معصیت فشار قبول طاعت و فشار پذیرش مصیبت، این سه تا فشار را اگر کسی تحمل میکند این یواش یواش طبیعتش از او بریده میشود به مرور زمان ضعیف میشود و جنبه انسانی و الهی و خدایی شکل میگیرد هی یواش یواش قدرتمند میشود.@ مثل باشگاه ورزشی است شما باشگاه ورزشی که میروی هر چه به عضلات فشار میاوری بازتابش میشود نشاط سلامتی و قدرتمند شدن بدن، برعکس هر چقدر تنبلی و تنپروری و پرخوری بکنی بدن مریضتر و ضعیفتر میشود این قاعده است در همه رشتهها همینطور است.@ شما وقتی که به مغزت فشار میاوری یک مطلبی را یاد بگیری مغز تیزتر میشود تمرین بیشتر مغز تیزتر میشود مثلاً انسان درسهای الفبا بخواند بچه از اول کودکستان الفبا یاد بگیرد بعد یواش یواش حساب و ریاضیات اصلاً کلمه ریاضی یعنی سختی، ریاضت که میگویند یعنی سختی، در عربی به ورزش ریاضه میگویند یعنی سختی، این سختیها هر چه به ذهن میاید ذهن تیزتر میشود هر چه میاید براقتر و تیزتر میشود.@ مثالی که زدیم برایتان مثل نوک بیل میماند شما انتهای بیل را نگاه کنید از آن کار زیادی کشیده نمیشود یا میپوسد یا همانطوری زنگزده میماند اما نوک بیل همیشه براق و تیز و قوی است چون از آن کار کشیده شده مثل سر انگشتان شما میماند این قسمتها که قویتر است سر زانوها کف دست.@ وقتی بچه به دنیا میاید تمام پوستش یک پوست یکنواخت است ولی چون به مرور زمان از کف دست استفاده میکند یعنی به جاهای مختلف میزند زانوهایش پاهایش این قسمتها قوی میشود ولی قسمتهایی که با اشیاء سروکار ندارد همیشه پوستشان ضعیف و لطیف هست همینطوری میماند.@ پس این سه فشار مجموعاً به طبیعت میاید و طبیعت اینها را میپذیرد اگر شما پذیرفتی توانستی این را تحمل بکنی این فطرت از آن رشد میکند و بالا میاید مثل دانه هست که اگر فشار خاک را تحمل کرد از آن فشار یک گل زیبا بیرون میاید یک گل قشنگ شکوفا میشود یک درخت خوب.@ پس ثواب یک مصیبت میفرماید(عَلی قَدرِ الصَبرِ عَلَیها) به اندازه صبری هست که تو میکنی هر چه این تلخی را بیشتر بکشی ثواب یعنی رشد و قدرت و شادی و آرامش در تو بیشتر میشود اما اگر بیتابی بکنی ببری بیحوصلگی بکنی جزع فزع بکنی این باعث میشود که تو ضعیف بمانی و نتوانی به آن رشد انسانی به آن شباهتی که باید به خدا پیدا بکنی به آن ثوابها برسی.@ این باعث میشود که انسان وقتی که ادراک میکند هر وقت دارد مصیبتی سرش میاید دارد قیمت میگیرد یعنی دارد پول گیرش میاید دارد پاداش میگیرد مثل کار است حضرت زهرا(س) وقتی که یک خانمی آمده بود منزل ایشان سؤال بکند یک چند تا سؤالهای شرعی کرد حضرت جواب داد سؤالات مختلف کرد.@ این دختر خجالت کشید ادامه بدهد به خانم گفت من خیلی مزاحم شدم اذیت کردم حضرت زهرا فرمود نه تو چه اذیتی کردی تو اگر یک کارگری بیاید مأمور بشود که یک باری را از یک سطح پایینی حمل بکند ببرد بالا ولی روزی صد هزار دینار بگیرد دینار یعنی سکه طلا این ناراحت میشود؟.@ وقتی بداند قرار است صد هزار سکه طلا بگیرد قدرتش هم بیشتر میشود راحت میتواند این کار را انجام بدهد برایش سخت نیست میگوید هر سؤالی که تو از من میکنی به اندازه این که بین آسمان و زمین من جواهرات و لؤلؤ و مرجان داشته باشم به من ثواب میدهند اینقدر به من میدهند هر یک سؤالی که من تحمل میکنم تو جواب از من میخواهی بنابراین من هر چه شما سؤال بکنی خسته نمیشوم از سؤالات شما جواب میدهم چون به ازای هر سؤال چیزی گیرم میاید.@ مثل یک طبیب است الان بعضی از پزشکان میروی میبینی 20 تا مریض میبینند ولی بعضی از پزشکان من دیدم مثلاً 1 بعدازظهر میایند مینشینند تا 10 ـ 11 شب میبینی 70 تا 80 تا مریض میبیند خسته هم نمیشود چون هر مریض یک ویزیتی میپردازد هر چه مریض بیشتر ببیند پول بیشتری نصیبش میشود بنابراین خسته نمیشود همینطوری قدرت دارد.@ گاهی وقتها من شبها که برمیگردم قم مثلاً ساعت 1 ـ 2 صبح قم میرسم از مؤسسه که میروم بعضی از مغازهها میبینم هنوز باز هستند دارند فروش میکنند طرف با چه قدرتی آنجا نشسته اینکه میداند الان تنها مغازهای هست که در یک خیابان بزرگ باز است هر کس هم کار داشته باشد مجبور است بیاید آنجا، فروش خوبی هم دارد.@ اگر انسان بفهمد یعنی این شعور را پیدا بکند این یقین را پیدا بکند که در سختیهای زندگی خوش به حال کسی نیست که هیچ مشکلی ندارد پول دارد مشکل خانوادگی ندارد مریض نیست مریضدار نیست مسئولیت گردنش نیست کسی از او نمرده همه چیزش به راه است این واقعاً خوش به حالش نیست که ما دلمان بسوزد بگوییم آخی خوش به حال این کاش من جای این باشم.@ عرض کردم پیامبر یک موقعی در خانه یکی از اصحاب دعوت شده بودند یک تخممرغی از بالا افتاد نشکست همه تعجب کردند خود رسول الله هم در فکر رفت بعد این آقا گفت یا رسول الله الحمدلله خانه ما اصلاً مصیبت نمیبیند هیچ اتفاق بدی نمیافتد پیامبر سر سفر بلند شد رفت گفت خانهای که در آن مصیبت نباشد من در آن غذا نمیتوانم بخورم.@ این معنا معنای خوبی نیست که انسان مصیبت نبیند، مصیبت نبیند یعنی اجری جذب نمیکند گناهی از او آمرزیده نمیشود روحش پاک نمیشود بالا نمیرود این خطرناک است بنابراین ما زمانی باید به خودمان شک بکنیم ناراحت بشویم بترسیم که مشکل نداشته باشیم در خانواده، به هر حال در محیط کار خانواده اجتماع از نظر بدنی یا از نظر مالی فشار نداشته باشیم.@ یکی از بزرگان را دیدند خیلی غصه میخورد گفتند که چه شده؟ گفت که من الان سه روز است برایم بلایی نیامده میترسم خدا با من قهر کرده باشد هر روز بالاخره من سهمیه داشتم یک گرفتاری یک مصیبتی برایم پیش میاید ولی سه روز است که هیچ چیزی برایم پیش نیامده ترس دارم که خدا با من قهر کرده باشد.@ معصوم دارد با ما صحبت میکند(ثَوابُ المُصیبَه عَلَی قَدرِ الصَبرِ عَلَیها) (ثَوابُ العَمَل عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیها). روایت اول از غرر جلد 3 صفحه 348 این روایت از غرر جلد 3 صفحه 347 حدیث بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(ثَوابُ الصَبرِ یُذهِبُ مَضَضَ المُصیبَه) ثواب مصیبت تلخی مصیبت را از بین میبرد.@ بنابراین وقتی دارد به طبیعتتان یک فشاری میاید دچار یک مشکلی هستی چیزی را داری از دست میدهی یا مریضی داری یا دردی داری یا بالاخره مشکلی برای یکی از عزیزانت پیش میاید هر چیزی که ناراحتت میکند و تو نمیخواستی کوتاهی هم نکردی ولی این اتفاق افتاده باید انسان اینطور موارد هوشیار باشد که بیهوده اجر و ثواب خودش را از دست ندهد و مقام خودش را از دست ندهد موقعیت خودش را از دست ندهد خراب نکند.@ من یک جایی خودم عملگی میکردم در دوران نوجوانیم بود یا اوائل جوانی بود شاید آن موقع 13 ـ 14 سالم بود یک جایی عملگی میکردیم یک مسجدی را میساختیم بعد صاحبکار میرفت چند تا کارگر صبحها میاورد ما میدیدیم بعضی از کارگرها میامدند یک ساعتی کار میکردند و فرار میکردند.@ یک ساعت زحمت کشیده بودند و پاداشی نداشتند در میرفتند ولی بعضی از کارگرها میامدند تا آخر تحمل میکردند و میایستادند وقتی تحمل میکردند و میایستادند غروب مزدشان را میگرفتند و میرفتند.@ اگر مصیبت آمد انسان باید خیلی هوشیار باشد در تمام این موقعیت چون مصیبت وارد شده آمده یعنی به شما وارد شده تمام شد حالا که آمده دیگر اشتباه نکن ثوابت را از دست بدهی اشتباه نکن پیروزی که میتوانی از طریق ثواب از طریق این مصیبت بدست بیاوری این را تبدیل به شکست بکنی آنوقت هم مصیبت آمده هم تو چیزی گیرت نیامیده این خیلی اشتباه است جهالت است انسان اینطوری بکند.@ پس اگر آمد به این فکر نکن که حالا چه آمده بنشینی ارزیابی بکنی مقایسه بکنی آی بدبخت شدم بیچاره شدم حالا آمد وقتی آمد فقط تو باید دقت بکنی بتوانی از این اوج بگیری مثل یک موجسوار، موجسوارها منتظرند هر بار موج بیاید هر چه موج بزرگتر باشد لذت موجسواری هم بیشتر است.@ ولی اگر نتواند با موج خوب ارتباط برقرار بکند همان موج ممکن است خوردش بکند ولی وقتی که مسلط میرود برخورد میکند هر چه موج بالاتر هست لذت این هم بیشتر هست مثل یک شیرجه کسی هست که شیرجه میرود هر چه ارتفاع بیشتر میشود لذت این در شیرجه رفتن هم بیشتر میشود هر چند وقت یک بار خودش میرود ارتفاع را بیشتر میکند که حظش بالاتر برود.@ پس امیرالمؤمنین(ع) توصیهاش به ما این است که شما اگر مصیبتی به سراغتان آمد به ثوابش فکر کنید به نتیجهاش به قدرتی که از آن در شما ایجاد میشود و از همه مهمتر به رضای خدا انسان وقتی به شیرینی میپذیرد خیلی به خداوند تبارک و تعالی نزدیک میشود به اینکه محبوب خداوند تبارک و تعالی میشود انسان به این فکر بکند.@ راهنمای دیگر که علی(ع) میفرماید این هست(اِذا اَتَتکَ المِحَن فَقعُد لَها فَاِنَّ قیامَکَ فیها زیادَۀٌ لَها) میگوید وقتی که مصیبت آمد محکم بایست(فَقعُد لَها) یعنی بنشین و تلاشی برای برطرف کردنش به این معنا نکن چرا؟( فَاِنَّ قیامَکَ فیها زیادَۀٌ لَها) همین که تو میخواهی یک طوری شروع میکنی به بیتابی کردن و رفت و آمد و سروصدا کردن میگوید مصیبت را بیشتر میکنی.@ شاید یک مقدار سخت باشد انتقال این مفهوم به عزیزان که علی(ع) میفرماید ببینید شما وقتی که مصیبتی به شما وارد میشود باید وقتی وارد شد زود حلش بکنید یعنی با فکر و تجزیه و تحلیل فکر در مورد ثوابش و درجهای که میخواهی از آن بگیری و نتائج خوبی که دارد این را بگیری و بگویی که تمام شد من این را پذیرفتم حتماً تحملش میکنم به عشق خدا.@ بعضیها به عشق بهشت بعضیها برای نجات از جهنم بعضیها به عشق خدا میگوید آقا من میاید تحمل میکنم تمام شد همین قرداد را همانجا با خدا ببند امضا کن بگو تمام شد من پذیرفتم وقتی این کار را کردی دیگر به جزع فزع نمیافتی به بیتابی نمیافتی.@ اما اگر بنشینی در اطرافش فکر بکنی حالا چه میشود بعداً چه میشود حالا من چکار بکنم نتیجه چه خواهد شد وقتی که اینطوری مینشینی راجع به آن فکر میکنی و هی مینشینی در اطراف و اکناف این مصیبت و نتائجش حالا بقیه چه میگویند مردم چه میگویند من چکار کنم پنج روز بعد یکسال بعد دو سال بعد ده سال بعد حالا چکار کنم.@ وقتی که مینشینی در اطراف آن فکر میکنی و دلشوره تو را میگیرد به جای اینکه بتوانی آن را هضم بکنی آن تو را میخورد هضم میکند و یک دفعه میبینی بعد از یکی دو تا مصیبت شخص کاملاً افسرده و پژمرده و مچاله شده موهایش شروع میکند به ریختن، سفید میشود ناراحتی میگیرد زخم معده میگیرد زخم اثنی عشر میگیرد روی پوستش اثر میگذارد برای اینکه نتوانست خوب آن را بخورد و هضم بکند گذاشت هضم بشود.@ پس تا آمد قرارداد را با خدا بنویس امضا کن هر چه که آمد بنویس با خدا امضا کن این را چند بار اینجا گفتم مرحوم مجلس دخترشان(ره) وقتی که از جایی افتاد پایش شکست بعد دیدند خنده روی لبهایش هست گفتند برای چه میخندی؟ فرمود به ثوابش میخندم برای خودش حل کرده همان لحظه اتفاق افتاده و این برای خودش ثبت کرده.@ مثل بچهها در جبهه، در جبهه من یادم هست شبهای عملیات یا هر قسمتی از جبهه همینطوری بود ولی شبهای عملیات بیشتر، بچهها همه ذهنهایشان یک طوری بود که انگار التماس این تیر و ترکشها را میکردند که یکیشان به اینها بخورد التماس میکردند و مترصد بودند که یکبار یک همچین حادثهای برایشان اتفاق بیفتد.@ بعد شما نگاه میکردی میدیدی که چقدر زیبا از این داستان استقبال میکردند اصلاً مسابقهای بود آنجا در جذب مصیبت و عکسالعملهای زیبا و قشنگ نشان دادن تیر میامد میخورد صداهای مختلف بلند میشد یا الله الحمدلله یا زهرا یا حسین یا مهدی حالتهای خیلی قشنگی داشت حالا آن در جبهه بود ما باید در زندگی اینطور باشیم فرقی نمیکند.@ خیلی از افراد هستند مثل خانمها مثلاً صحنه جبهه ندارند ولی هیچ فرقی نمیکند صحنه زندگی هم صحنه جبهه است همان ثواب را هم دارد یا آقایان مثلاً صحنه کار، کار در اجتماع کار کردن در خیابان در محل کار این هم همان ثواب جهاد را دارد عین جبهه است.@ باید انسان مترصد باشد اگر یک چیز تلخی برایش پیش آمد به جای اینکه به هم بریزدش و لهاش بکند سردش بکند ناامیدش بکند پژمردهاش بکند جذبش بکند زود قراردادش را با خدا بنویسد و امضا بکند بگوید خدایا جذب کردم قبول است هدیه فرستادی دست شما درد نکند این هدیه را پذیرفتم خدا هم میگوید من هم برایت مابهازایش را تمام کردم ذخیره کردم و تمام شد با خدا قرارداد میبندیم و میرود پی کارش تمام شد.@ ولی اگر شروع کنی جزع فزع کردن بیصبری کردن بگذاری شیطان بیاید چون قرآن میگوید شیطان روی افکار شما حمله میکند و هی مصیبت را از طریق قوه واهمه زیادتر میکند و تو احساس بدبختی و بیچارگی میکنی و فکر میکنی که دیگر خیلی بیچاره شدی اگر بتوانی به این جواب بدهی و دفعش بکنی مثل همان کاری که ابراهیم کرد.@ اصلاً داستان رمی جمرات همین است سنگ زدنها همین است که وقتی این میخواست این مصیبت کشتن فرزندش را تحمل بکند شیطان میامد میگفت این کار را نکن وسوسهاش میکرد و او هم سنگ میزد به شیطان، ما هم باید یادمان باشد که به افکار منفیمان که شیطان هست سنگ بزنیم.@ اگر مصیبت آمد حمله شیطان هم حتماً میاید یعنی افکار منفی امکان ندارد به وجود نیاید حتماً میاید حالا که آمد شروع کنید به سنگ زدن سنگش بزنید و خوب جذبش بکنید مثل ابراهیم(ع) این را باید یاد بگریم این درسها برای این هست که ما عمل بکنیم نه فقط بشنویم.@ روایت بعدی از امام کاظم(ع) هست یک فرمول دارد به ما یاد میدهد در رابطه با روابطی که انسان با دیگران برقرار میکند در روابطی که انسان با دیگران برقرار میکند گاهی وقتها انسان گرفتار آدمهای زباننفهم بدجنس بدذات لجباز به هر حال میشود در زندگی انسان اینها هست آدم با کسانی روبرو میشود.@ در اجتماع در اتوبوس در مسافرت در تاکسی در یک مجلس در رستوران در خانه خانواده همسر هر چیز دیگری به هر حال زیاد هست انسان در زندگی با آن برخورد میکند گرفتاریهای اینطوری برایش پیش میاید.@ میگوید اگر با آدمی روبرو شدی که این آدم میخواهد بیحیایی بکند و میخواهد سر تو بدجنسی بکند و کلک بزند حقهبازی بکند بیحیایی بکند بیتقوایی بکند در مورد تو آدم حسودی هست از شدت حسادتش یک آسیبی به تو میرساند حرفی میزند نیشی میزند کاری میکند دوست ندارد تو به یک نعمتی برسی میگوید این را خوب تحملش کن.@ مبادا تو مقابله مثل بکنی در مورد کسی که بد است ادب از که آموختی از بیادبان چرا؟ (اِصبِر عَلی اَعداءِ النِعَم) بر دشمنان نعمتها صبور باشید(فَاِنَّکَ لَن تُکافِئَ مَن عَسَی الله فیک بِاَفضَلَ مِن اَن تُطیعَ الله فیه) شخصی آمده که درباره من بدجنسی بکند گناه میخواهد بکند زخم زبان بزند مسخره بکند غیبت بکند تهمت بزند میگوید اگر این کار را با تو کرد در واقع یک شرائطی را فراهم کرده که تو از این ضربه او استفاده بکنی برای رشد کردن.@ چون یک آدم بدجنس یک آدم زباننفهم یک آدمی که ممکن است زباننفهم هم نباشد فکر کند دارد به ما محبت میکند به ما ظلم بکند اذیت بکند پدر باشد مادر باشد بالاخره اذیتهایی دارند درکی شاید از یک جوان نداشته باشند همسر انسان باشد میگوید وقتی آن دارد فشار میاورد فشار را دارد به طبیعت شما میاورد این از مقولههای مرگ سیاه است.@ میگوید او وقتی دارد میاید در حق شما بدجنسی و بدذاتی میکند به طبیعت شما دارد فشار میاورد یعنی به من شما خود شما را دارد اذیت میکند خود طبیعیتان را، تو اگر این را خوب بگیری و برعکس به جای اینکه مثل او بد بشوی فحش داده تو هم میخواهی فحش بدهی چهار تا هم روی آن بگذاری.@ مثلاً گفت تو اینطوری تو بگویی خودت و مادرت و پدرت اینطوری هستید اگر خواستی اینطوری بگویی بد میشوی تو را تحریک کرده آتش بزند تو باید نسوزی میخواهد نجست بکند مثل آب کُر باش که هر چه نجاست در آن افتاد رنگ و بو مزهاش تغییری نمیکند بلکه نجاست تبدیل به پاکی میشود.@ حضرت میگوید اگر میخواهی جوابش را بدهی یک طور دیگر جوابش را بده مگر او بدجنسی نمیکند مگر نمیخواهد به تو صدمه بزند حالا با این کارش میخواهد به طبیعت تو صدمه بزند میگوید تو عرضه داشته باش مثل یک موجسوار که وقتی موج میاید از آن استفاده میکند از آن سواری میخورد.@ تو از این کار این یک سواری بخور و به جای اینکه تو هم مثل او عصبانی و پرخاشگر بشوی مثل او بدجنس بشوی یا بروی بنشینی یک گوشه غصه بخوری و قبول کنی این حرفهایی که زده بپذیری میگوید تو این وسط باختی اگر بپذیری به جای این کار از این امتیاز بگیر بالا برو.@ ما یک رفیق شری داشتیم خیلی شر و شلوغ بود زمان دوران راهنمایی بود این یک آدم خیلی پوست کلفت بود اذیت میکرد بعد هر کس هم به او هر چه میگفت اصلاً انگار نه انگار که به او فحش میدادند این ردیف جلو که سه نفر مینشستند این دستش را اینطوری میکرد میخواست چَک بزند یا سیلی بزند اینطوری میزد سر سهتاییشان میخورد یعنی این سه تا با هم در سرشان میخورد.@ برمیگشتند به این فحش میدادند این پنجره را باز میکرد میگفت که فحشها بیرون بروید آنها بیشتر عصبی میشدند چون انتظار داشتند که این با این فحشها احساس خوردی و شکست و تلخ بکند در لاک خودش برود این پرروتر میشد میگفت فحشها بیرون بروید.@ وقتی با شما یک همچین کاری کسی میخواهد بکند باید عرضه داشته باشی اگر میخواهد بدجنسی بکند و تو رفتی یک گوشه نشستی غصه خوردی پس او موفق شده میخواسته حسادت کرده تمسخر کرده تحقیر کرده که تو عصبی بشوی و شدی او برد میگوید حرصش را درآوردم اعصابش را خورد کردم حالش را گرفتم پس پیروز شده.@ حضرت میگوید تو جبران کن بیعرضه نباش اگر همچین کاری کرد نرو بنشین یک گوشه غصه بخور پذیرش یک مصیبت یا یک بیتوجهی یک بیعنایتی یک جسارت و بیادبی این نیست که ما آن را قبول کنیم چون او برد کرده پذیرشش این نیست پذیرشش این هست که تو صحنه را نباید ترک بکنی محکم بایستی کامل قوی بایستی و از آن استفاده بکنی.@ مثل همین آقایی که الان گفتم پوست کلفتی میکرد او آمده به طبیعت تو فشار آورده تو امتیاز فطری بگیری بالا برو قویتر بشو نه اینکه بدبخت بشوی بیچاره بشوی بیفتی در فشار عصبی ناجور، میگویم چرا تو سیگاری نبودی سیگار میکشی میگوید من اینقدر اذیتم کردند این هم یکی از همان شکستها است که کشیده شدی به سیگار کشیدن در اثر فشار روانی و عصبی اینطوری شدی.@ کلاسهایم را دیگر نمیتوانم بروم درسهای دانشگاه را نمیفهمم الان شب امتحان نمیتوانم بخوانم فلان اتفاق افتاد برای کنکور من، برد کرده هر کس سر تو مشکلی پیش آورده برد کرده توانسته از کنکور بیندازدت از درس بیندازدت هر وقت یک کسی اینطوری کرد بیشتر بروید غذا بخورید نگو از غذا خوردن افتادم برو دو پرس بخور قشنگ میوه هم بخور بیشتر هم بخند چرا برویم این حرفها را قبول بکنیم.@ بخصوص امام باقر میفرماید عاقل کسی هست که وقتی یک گوهر دارد همه دنیا آمدند به او گفتند گردو است بگوید نه گوهر است وقتی کسی آمد چیزهایی به شما گفت که شما نیستی یا هستی اگر هستی که هستی دیگر ناراحتی ندارد حقیقت را دارد میگوید یک کسی الان بیاید به من بگوید کچل من ناراحت بشوم؟ نه اصلاً به من برنمیخورد.@ امروز یک کسی به من گفت که تو با پیشانی خیس نماز خواندی بعد من متوجه نشدم که این چه گفت فکر کردم الان پیشانیم خیس است یک دستمال برداشتم کشیدم روی سرم، پیشانیم نه گفتم سرم عرق کرده تا اینجا کشیدم گفت نه با پیشانی خیس نماز خواندی این مُهر به پیشانی شما چسبیده گفتم پیشانی من از اینجاست تا اینجا اینقدر ما رو داریم این ناراحتی ندارد هستی دیگر این دیگر غصه دارد هستی چرا آدم به او بربخورد.@ به من بگویند حسودی به من بگویند تو بداخلاقی هستم این چه اشکالی دارد چرا باید خودخواهی کنم یا نیستی این صفت در تو نیست خودت میدانی گوهری، همه آمدند گفتند گردو گوهر گردو میشود؟ شما یک گوهر در جیبت هست همه گفتند این یک گردو دارد تو غصه میخوری میگویی بگذار اینها نفهمند من که میدانم چه دارم میدانم که گوهر دستم هست حالا همه بگذار اینطوری فکر کنند.@ آدم عاقل یعنی این، کسی که از حرفهای دیگران رنجش سراغش میاید عاقل نیست در حدیثی داریم حتی مؤمن هم نیست که وقتی یک چیزی به او بگویند زود رنجیده بشود اعصابش خورد بشود و احساس بکند چقدر له شده چقدر باخته چقدر تحقیر شده آبروی من را بردند لهام کردند نه اصلاً به این چیزها نیست.@ قیمتی که خدا برای انسان ایجاد کرده و آن گوهری که در وجود یک نفر گذاشته با فحش دادن دیگران با تحویل نگرفتن دیگران با تمسخر و تحقیر دیگران با بیمحبتی دیگران با دشمنی دیگران هرگز ارزشش کم نمیشود.@ حضرت میفرماید(فَاِنَّکَ لَن تُکافِئَ مَن عَسَی الله فیک بِاَفضَلَ مِن اَن تُطیعَ الله فیه) میگوید او در حق تو مصیبت کرد از تو استفاده کرد معصیت خدا را کرد تو هم از او استفاده کن اطاعت خدا را بکن بیشترین ضربهای که تو میتوانی به او بزنی و تلافی بکنی این هست که تو به وسیله من جهنم میروی و من به وسیله تو بهشت میروم.@ لذا یکی از بزرگان وقتی که غیبتش را کرده بودند شنیده بود یک نفر خیلی غیبتش را کرده بود برایش هدیههای زیادی خرید و فرستاد نوشته بود خیلی تشکر میکنم از شما شما به واسطه این غیبتهایی که از من کردی بار زیادی از گناهان من را برداشتی.@ در روایت داریم روز قیامت به یک نفر گناهانی را میدهند میگوید خدایا من این گناهان را نکردم میگوید تو نکردی ولی بدی کردی و غیبت کردی از فلانی تمام گناهان او در نامه عمل تو است میگوید پس عباداتم کجاست میگوید عبادات تو را به همان دادیم.@ لذا وقتی میدانی یک نفر دارد از تو استفاده میکند که استفادهاش این هست که دارد جهنم میرود و دارد به تو یک استفادهای میرساند و استفادهاش این هست که تو را بهشت میبرد چرا ما باید زندگیمان را تلخ بکنیم.@ حالا یک مادرشوهری هست زباننفهم است یک پدرزنی هست مادرزنی هست باجناقی هست جاری هست دوستی هست خواهری هست برادری هست یک همکاری هست یک جا دارد اذیت میکند این که دارد اذیت میکند تو خوش قلب بمان تو آن گوهر ارزشمند بمان احساس بدبختی و تلخی نکن.@ خود او هم میفهمد بدجنسی دارد میکند تو همانطوری بمان تو نیفت به معصیت کردن تو مثل او نشو رنگ او را نگیر نگذار آلودهات بکند موقعیتی پیش آمده که او میخواهد گناهان تو را تحمل بکند و با خودش جهنم ببرد دارد از روی دوش تو بار برمیدارد بار برداشتن از روی دوش سخت است.@ چون میخواهد از تو طبیعت را بکند طبیعت کنده شدن هم سخت است هر چه به طبیعت تو فشار بیاورد در واقع دارد حجم زیادی از یادتان نرود این فرمولها در آخر دوره شما باید این را بدانید هر چه که به طبیعت فشار میاورد دارد قسمتی از جهنم ما را با خودش میکند و میبرد بنابراین تو داری پاک میشوی داری رشد میکنی داری قوی میشوی.@ لذا ناراحت نشو که حالا یک نفر آمده اینقدر این احمق است که او آمده جای تو میخواهد جهنم برود بگذار برود خودش انتخاب کرده دارد میرود نباید تو له بشوی و کوچک بشوی یا مثل او معصیت بکنی هیچ کس نمیتواند اینطوری حرف بزند معصوم است میتواند اینطوری به شما نگاه بدهد غیر معصوم هیچ کس نمیتواند اینطوری به شما نگاه بدهد و ما را رشد بدهد.@ امام کاظم(ع) بود تو باید در دلت به او بخندی که دارد در حقت بدجنسی میکند(فَاِنَّکَ لَن تُکافِئَ مَن عَسَی الله فیک) تو نمیتوانی مجازات بکنی کسی را که درباره تو دارد معصیت خدا را میکند به بهتر از اینکه تو در حق او خدا را اطاعت بکنی چون او میخواهد حمله بکند که تو را از حرکت و سرعت و سبقت به سمت خدا و بهشت بیندازد وقتی دارد این کار را میکند تو سرعتت را بیشتر بکن.@ وقتی سرعتت را بیشتر کردی به خدا نزدیکتر میشوی نه اینکه کندتر بشوی زمینگیرتر بشوی احساس له شدن بکنی پژمرده بشوی و بگویی من چقدر بدبخت هستم بیچاره هستم او موفق شده سرعتت را کم کرده واقعاً وقتی که نگرانی سراغتان آمد بگویید من وقت نگران شدن ندارم فرصت ندارم نگران بشوم.@ یک مصیبتی الان آمده برای من هم یک درجاتی در آخرت هست حجم زیادی از گناهانم دارد میرود برای چی غصه بخورم قراردادش را با خدا مینویسم امضا میکنم میبندم ادامه کارم را میروم هر چه که میخواهد پیش بیاید هر طوری که پیش آمد در مرگ سیاه این دستورالعمل فوقالعاده است هیچ وقت در برخورد با دیگران نگذارید کوچک بشوید و له بشوید اجازه ندهید تحقیر بشوید هر کاری کرد تو میتوانی استفاده بکنی و بزرگ بشوی و رشد پیدا بکنی.@ بالاخره شیطان آدمهای بدجنس میایند سراغ ما سر راه ما قرار میگیرند آدمهای اذیتکن میایند سر راه ما قرار میگیرند که ما را بالا ببرند یادت باشد هر وقت با یک جاهل روبرو شدی(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) سالم بگذر از کنارش بیتابی نکن خودت را هم آلوده نکن با او درگیر نشو بدان این را فرستادند که بیاید جهنم شما را تحمل بکند و شما را پاک کند برود بدان این را فرستادند که تو را بالا ببرد.@ بنابراین از او وحشت نکن اگر کسی اینطوری باشد آنوقت خیلی راحت میتواند در خانواده در فامیل در اجتماع با دیگران سر بکند بدون اینکه له بشود و احساس بدبختی بکند.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) هست(فِی الصَبرِ عَلی ما تَکرَهُ خَیرٌ کَثیر) در صبر به چیزی که خوشت نمیاید خیر کثیر است ما بیاییم به پیغمبر ایمان بیاوریم همین کلمه را قبول بکنیم از رسول خدا یعنی قبول بکنیم پیامبر میگوید به نفع شما است خیلی در آن خیر است اگر آن چیزی را که دوست ندارید به شیرینی تحملش بکنید.@ (فِی الصَبرِ عَلی ما تَکرَهُ خَیرٌ کَثیر) آن که دوستش نداری گاهی وقتها آدمها است تأملشان است رفتارشان است گاهی وقتها جدا شدن از آنها است یک کسی مصلحتش هست از رفیقش جدا بشود میگوید والله خیلی اذیت میکند ولی نمیتوانم از او دور بشوم تحمل نمیتوانم بکنم از او جدا بشوم اشتباه است باید این جدایی را تحمل بکنی.@ طلاق است یک خانمی یا یک آقایی باید طلاق بدهد یا طلاق بگیرد میگوید نه اجتماع چه میگویند مردم چه میگویند من که نمیتوانم تحمل بکنم اسم طلاق روی من میاید نه اگر مصلحت هست قشنگ این را بخور قبولش کن خدا خیر کثیر به تو میدهد حالا هر چی گاهی وقتها تحمل است گاهی وقتها تحمل بریدن است اقسامش را هم قبلاً گفتم.@ آن چیزی که خوشت نمیاید و مصلحت هست آنکه دوست نداری ولی مصلحت هست به نفعت هست درس خواندن است شببیداری کشیدن است کار کردن است خیلی چیزهای دیگر در تحمل هر چیزی که خوشت نمیاید چون خوش آمدن کار طبیعت است در چیزی که خوشت نمیاید وقتی صبر میکنی خیر کثیر داری.@ شما ماه رمضان روزه میگیری خوشت نمیاید ولی 30 روز میگیری خیلی در آن خیر کثیر دارد یک خانمی الان تابستان است اذیت میشود میخواهد حجاب بگیرد برایش سخت است وقتی تحملش میکند خیر کثیر نصیبش میشود حجم زیادی از آتش جهنم را خاموش میکند و درجات بسیار بالایی از بهشت را به دست میاورد مدت کم است اما پاداش جاودانه است مدت مصیبت همیشه محدود است ولی پاداش جاودانه و همیشه است محدود نیست.@ روایت بعدی هم باز قریب به همین مضمون است از حضرت مسیح(ع) (اِنَّکُم لا تُدرِکونَ ما تُحِبّونَ اِلاّ بِصَبرِکُم عَلی ما تَکرَه) شما هرگز بدانچه که دوست دارید نائل نمیشوید مگر به تحمل کردن به صبر کردن نسبت به چیزهایی که دوست ندارید اگر آن چیزهایی که دوست دارید میخواهید به آن برسید باید چیزهایی را که دوست ندارید را تحمل بکنید.@ یک کسی میخواهد در دانشگاه قبول بشود این را دوست دارد باید درس خواندن تنهایی درس خواندن محدودیت درس خواندن فشار آوردن به خودش از خیلی از لذتها گذشتن و خودش را محدود به درس خواندن کردن را تحمل بکند بله این به آن مقامها میرسد میخواهد یک پزشک خوب بشود یک مهندس خوب بشود میخواهد یک زن موفق در خانهداری و همسرداری بشود سختیهایی دارد.@ سختیها یکیش این هست که آموزش ببیند مهارتهای زندگی را یکی هم اینکه عمل بکند این وقت میخواهد من یک خانم و آقایی چند روز پیش آمده بودند دفتر برای مشاوره خیلی بین آنها اختلاف بود اوائل زندگیشان هم بود گفتم شما صد ساعت میتوانید تحمل بکنید، گفتند صد ساعت برای چی؟ گفتم صد ساعت بنشینید فرمولها و مهارتهایی که من به شما میدهم مطالعه کنید و گوش کنید.@ شما صد ساعت به شما فشار میاید این چیزی که خوشتان نمیاید خودتان را محدود بکنید به شما فشار میاید ولی بعد از این صد ساعت دیگر چند هزار ساعت در دادگاه و مشاورهها یا مشکلات زندگی نیستید یک عمر راحت هستید اگر انسان آسایش را میخواهد باید لوازم آسایش را تحمل بکند.@ مثل بنایی کردن است بنایی واقعاً سخت است انسان در بنایی پوست میاندازد ولی شش ماه است یکسال است بعدش میروی در خانهات مینشینی از آن لذت میبری شما اگر میخواستید مدرسه نروید دوران ابتدایی را نروید دوران دبیرستان را نروید تحمل نکنید الان نمیتوانستید به عنوان یک آدم باسواد خیلی از مطالب را بفهمید بخوانید آن زحمات را کشیدید الان به آن لذتی که میخواهید میرسید بیشتر میخواهید بیشتر صبر میکنید.@ یک خانمی آمده بود پیش من شوهرش را از دست داده بود 40 سالش بود دوم راهنمایی بود بعد من به او گفتم که شما یکی از کارهایی که میکنید این هست که پژمرده نشوی له نشوی از این موقعیتی که برایت پیش آمده استفاده بعد چند تا پیشنهاد به او دادم یکیش این بود که درس بخوان گفت من الان 40 سالم هست دوم راهنمایی هستم این درس به چه دردم میخورد.@ گفتم خیلی خیرات کثیر در آن هست قبول کن برای آیندهات خوب است اگر عمر بکنی زنده باشی خیلی به دردت میخورد هر بار هم که الان میروی سر کلاس برایت نشاط دارد چیزهای جدید یاد میگیری انسان وقتی که مغزش کار میکند و دائماً اطلاعات میگیرد همیشه روحش جوان میماند ولو 80 سالش باشد.@ بعضی از خانمها و آقایان میایند 20 ـ 25 سال 30 سال چون اهل مطالعه و فکر و شنیدن و جلسات نیستند وقتی با آنها حرف میزنی احساس میکنی چقدر اینها پیر و شکسته هستند این خانم حرف گوش نکرد و سه چهار گذشت بعد از سه چهار سال آمد گفت که حق با شما بود من خیلی اشتباه کردم حالم بدتر شد.@ گفتم از الان شروع کن گفت چکار کنم؟ گفتم برو ثبتنام کن مدرسه ناراحت نشو الان 40 سالت هست میخواهی بروی شبانه وسط بچهها بنشینی مثل تو هم زیاد هستند حالا جوانتر هم هستند علم جوان و پیر ندارد.@ مرحوم علامه محمد تقی جعفری استادشان تازه 40 سالگی شروع کرده به درس خواندن یعنی از روستا درآمده رفته شروع کرده درس خواندن تازه 40 سالگی شده استاد علامه محمد تقی جعفری یک دانشمند بسیار بزرگ این خانم هم رفت و شروع کرد پارسال من دیدمش گفتم چکار میکنی؟ گفت الان دارم دانشگاه درس میخوانم یک شغل بسیار خوب پیدا کردم و یک فعالیت فرهنگی گستردهای الان دارم میکنم.@ گفتم اگر میخواستی خودت را باور نکنی و صبر نکنی این سختی درس خواندن را و بگویی چه کسی حوصله این درسها را دارد چه کسی حوصله مدرسه رفتن دارد به این نمرسیدی گفت خیلی سرمستم خیلی شاد هستم از این جهت، اصلاً احساس بیهودگی نمیکنم هم برای خودم بزرگ و مفید شدم هم برای جامعه.@ تنبلی در درس خواندن در کار کردن در فعالیت و ظیفهای که انسان نسبت به همسرش فرزندانش خانوادهاش دارد بخصوص وظائف آموزشی که خیلی مهم است سختتر است یاد بگیرد از ما چکار بکنند و عمل کردن به آن تنبلی اگر بکنید انسان همیشه مشکل دارد اما اگر چند مدت محدودی تحمل بکنید نتائجش همیشه ماندنی هست این فرمایش حضرت مسیح یادمان نرود قبلاً هم با یک روایت دیگر خدمتتان عرض کرده بودم.@ اگر جایی غیبت بشود و بگوییم تأثیر نداشته باشد باید مجلس را ترک بکنیم. در مراسم عقد خواهرم ایشان فرمودند که اگر نوارهای مبتذل گذاشته باشد وظیفه چیست؟ وظیفه این هست که مجلس را ترک بکنید مهم نیست که چه کسی خوشش میاید و چه کسی خوشش نمیاید.@ در مورد آزارها و اذیتهای لفظی چه به شوخی و چه به جدی اگر کسی این کار را کرد شما باید اطرافیانتان را با اخلاق خودتان آشنا بکنید به آنها بفهمانید که حریم من اینطور هست وارد نشوید اکثر موارد افراد هستند که از شوخیهای لفظی خوششان نمیاید ولی خودشان شوخی لفظی میکنند.@ از شوخیهای بدنی آزرده میشوند ولی خودشان شوخی بدنی میکنند بخصوص شوخی بدنی من توصیهام همیشه این هست که هیچ وقت با کسی رابطه اینطوری برقرار نکنید که بخواهید شوخی بدنی داشته باشید آدم میگوید میخندد.@ ولی شوخی بدنی موارد بسیار بسیار نادر هست که آن هم آدم باید با یک آدم خیلی دوست داشتنی پرحوصله آدم بزرگوار وارد بشود یک موقعی که کسی میداند که ظرفیت اینطوری دارد ناراحت نمیشود ولی مطلقاً سعی کنید اصلاً طرفش نروید حتی با همسرتان رابطه اینطوری برقرار نکنید چون دشمنی میاورد.@ (لِکُلِّ شَیءٍ بَذرٌ وَ بَذرُ العَداوَۀِ اَلمِزاح) برای هر چیزی تخمی هست بذر دشمنی شوخی است مگر مواردی که انسان میداند که طرف مقابلش ظرفیت دارد و انسان قدرتش را دارد عرضه دارد که این را در یک حدی محدود نگاه دارد و با ظرفیت جلو میرود.@ از کجا ما بدانیم که مصیبتهایی که به ما وارد میشود از طرف اعمال خودمان هست یا برای امتحان؟ این مهم نیست اگر وارد شد ما باید صبر بکنیم اگر دیدیم از عملکرد خودمان هست باید عملکرد خودمان را اصلاح بکنیم و استغفار بکنیم.@ اگر انسان مسخره دیگران را اذیت دیگران را در خودش بریزد یا در محضر خدا باشد سختش هست گریه هم کرد عیبی ندارد ولی این مسخره شدن در واقع طبیعتت هست که دارد اذیت میشود این کار خوبی هست که انسان نمود نکند همین شجاعت و قدرتی که انسان نمود نداشته باشد خیلی است که بتواند خودش را نگه بدارد و اصلاً ظهور ندهد.@ حالا در خودتان بریزید با خدا در میان بگذارید عیبی ندارد ولی خدا به شما میگوید صبر بکن پاداشش را میبری نگران نباش ناراحت نباش من خودم برایت بهترین وجه آن هم به صورت ابدی و جاودانه جبران میکنم خدا هم اینطوری نوازشت میکند.@ اگر بعد از انجام گناهی آنقدر پشیمان و ناراحت بشویم که دیگر مثلاً نتوانیم درس بخوانیم یا به کارمان ادامه بدهیم چکار باید بکنیم آیا این نشانه خوبی است؟ نه باید اینقدر انسان ناراحت بشود که فقط سراغ آن کار نرود تا این مقدار خوب است ولی اینکه فعالیتهای کاری و درسی و عبادتش درس خواندن مسائل زندگی عبادت است اگر روی این تأثیر بگذارد این دیگر شیطانی است شیطان دارد گناهت را بزرگ میکند اصطلاحاً گفتیم حمله از عقب است.@ عیبی ندارد که انسان بدون اینکه شکایتی داشته باشد یک موقعی در مصیبتی که برایش پیش میاید گریه بکند آن هم بین خودش و خدا. توضیح دادم در مورد حقالناس اگر کسی را ما قبلاً اذیت کردم به او فشار آوردیم الان میتوانیم با محبت کردن معذرتخواهی کردن حلالیت خواستن و محبتهای خوب و سنگین کردن برایشان جبران بکنیم.@ زیاد گریه کردن خوب نیست این نشاندهنده ضعف شخصیت است باید تقویت بشود. با وجود همه این حرفها چطور میتوان با مشکلات و اختلافاتی که توسط یک فرد حسود در بین خانواده یا فامیل به وجود میاید برخورد کرد تا مشکل حل بشود؟ من نمیگویم اگر کسی بدجنسی کرد یا یک مشکل اینطوری هست برای رفعش تلاش نکنیم.@ بحث من این هست که تو باید با حفظ آرامش و شادی نه پژمردگی و افسردگی و غم و غصه و گریه بر حل مشکل اقدام بکنی اول تسلط و آمادگیت را حفظ بکن شادی و آرامشت را حفظ بکن بعد هم ببین با شخص باید چکار بکنی از خودت شروع کن برای برخورد با شخص حسود.@ 1 ـ دعایش کن 2 ـ به او محبت بکن 3 ـ با او رابطه عاطفی برقرار کن 4 ـ سعی کن با او صحبت بکنی برایش شرائطی را فراهم بکنی اگر خودت نمیتوانی پیش یک مشاور او را ببری پیش یک استاد او را ببری کتاب مناسب نوار مناسب چیز مناسب در اختیارش قرار بدهی تا این یواش یواش رشد بکند و این مشکل حل بشود بحث حسادت را در دشمنشناسی مفصل توضیح دهیم به همان مراجعه کنید.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان و مسلمین و مستضعفین جهان، با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@