جلسه 027 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
27
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
2
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 027 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره صبر مصیبت بود طبق روال جلسهمان چند روایت را در این باره خدمتتان عرض میکنیم حدیث اول از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(جَزَعُکَ فی مُصیبَۀِ صَدیقِک اَحسَنُ مِن صَبرِک وَ صَبرُکَ فی مُصیبَتِک اَحسَنُ مِن جَزَعِک) میفرماید که بیتابی تو در مصیبت برادرت بهتر از صبر کردنت هست.@ یعنی اگر یک عزیزی از عزیزان شما حالا برادرت فرق نمیکند خواهرت هر کس یا دوستت دچار مشکلی میشود بیطاقتی تو بیصبری تو نشان دادن بیصبری نشان دادن ناراحت شدن نشان دادن این که مشکل تو برای من مهم است و تلاش کردن دوندگی کردن میگوید این بیصبری خوب است این بیتابی خوب است تا اینکه صبر کنی تو هم بخواهی صبر بکنی.@ چون صبر برای او خوب است ولی تو باید تلاشت را بکنی که مشکل او را حل بکنی و تا میتوانی از خودت نشاط و فعالیت نشان بدهی تحرک نشان بدهی تا بخواهی مشکل او را حل بکنی میگوید این جزع و بیتابی خوب هست در مصیبت کسی، حالا هر مصیبتی فرق نمیکند وقتی یک مصیبتی به سراغ کسی میاید خوب است انسان از خودش دلنگرانی و احساسات به خرج بدهد.@ نگوید چون خدا راضی هست ما صبر بکنیم چون خدا گفته جزع فزع نکنید ما همینطوری خیلی سرد و یخ برخورد بکنیم با مصیبت دوستمان و برادرمان، نه آنجایی که گفتند شما جزع فزع نکنید و غصه نخورید و بیتابی و تنبلی و شکایت نکنید مربوط به مصیبتی هست که مال خودمان هست.@ اما در مورد مشکلات دیگران انسان فقط صبر کردن کار خوبی نیست باید از خودش تلاش نشان بدهد حالا دلداری دادن کار خوبی است که انسان به طرف مقابل دلداری بدهد ولی نسبت به مشکلی هم که در طرف مقابل ایجاد شده باید تلاش بکنیم که حل کنیم.@ حتی در روایت داریم از نظر روانی اینقدر این قضیه مهم هست که میگویند اگر حتی کاری هم از دستت برنمیاید وقتی کسی از برادر دینیت دچار مشکل هست حتی اگر کاری هم از تو بر نمیاید حداقل کاری که میتوانی بکنی این هست که همراه او باشی جایی میخواهد برود کاری میخواهد بکند یک موقع میبینی یک مشکلی دارد که نیاز هست تو پیش او باشی.@ گاهی وقتها یک سختی دارد که چه بسا اگر تو امشب ترکش بکنی به او خیلی سخت بگذرد یا تصمیمات بدی بگیرد یا حالش بد بشود یا اتفاقی برایش بیفتد خطری برایش داشته باشد این همراهی خوب است انسان نسبت به برادرش خواهرش داشته باشد تا آنجایی که شرع مقدس اجازه میدهد و امکانش هست با رعایت مسائل و موازین خوب هست انسان این همراهی را داشته باشد.@ نقطه مقابل میفرماید که(وَ صَبرُکَ فی مُصیبَتِک) صبر تو در مصیبت خودت(اَحسَنُ مِن جَزَعِک) بهتر از بیتابی کردن و جزع کردن است پس در مصیبت دیگران بیتابی بهتر از صبر است ولی در مصیبت خودمان صبر بهتر از بیتابی هست.@ روایت بعدی از حضرت کاظم(ع) هست میفرماید(اَلمُصیبَۀُ لِصابِر واحِدَۀٌ وَ لِلجازِعِ اِثنان) مصیبت برای کسی که صبر میکند یک مصیبت است اما برای کسی که بیتابی میکند مصیبت دو برابر میشود یعنی این حالت روانی بیتابی خودش یک فشار اضافه بر انسان میاورد.@ هفته گذشته عرض کردم بیشتر فشار مصیبت در ذهن انسان در وهم انسان میاید وقتی کسی قرار است بیتابی بکند و یک مسئله را هی به آن بپردازد نسبت به عمق گرفتاری که دارد مشکلاتی که دارد فکر بکند این هر بار و هر لحظه مصیبت را در ذهن و دل خودش زنده نگه میدارد و متولدش میکند به وجود میاورد.@ قوه خیال اینطوری هست قوی است که مصیبت را تولید میکند حتی مصیبتهایی که اتفاق نیفتاده این کار را میکند که شخص ناراحت بشود ما در حمله شیطان این را داریم در حمله از جلو یکی از کارهایی که شیطان میکند این هست که تصویر انواع گرفتاریها را در ذهن انسان ایجاد میکند.@ گاهی وقتها یک نفر را برای مصیبتی که اتفاق نیفتاده بارها با آن شکنجه میکند یعنی این هر روز صبح فکر میکند که الان پدرش مادرش زنش بچهاش دارد بیرون میرود این تصادف میکند مریض میشود برنمیگردد این هر بار در ذهنش زنده میشود هر بار هم غصهاش را میخورد گاهی وقتها این یواش یواش به قدری افراطی میشود که دیگر به صورت یک بیماری ثابت و جنون در میاید در حالی که هیچ اتفاقی در خارج نیفتاده.@ ولی شیطان این کار را میکند توهم قضیه خیلی زیاد اذیت میکند یعنی مصیبت را چند برابر میکند پس یادمان باشد این توهم در مورد همه مصیبتها ممکن است اتفاق بیفتد، اگر اینطوری بشود چه میشود اگر فلان اتفاق بیفتد چه میشود نکند اینطوری بشود، یکسره این را در ذهن میاورد و هر بار که در یک وجود ذهنی، وجود ذهنی هم وجود حقیقی است چون منشأ اثر است.@ یک وجود ذهنی حقیقی به ما میدهد از آن مصیبت و ما هر بار برایش غصه میخوریم یک موقع یک کم به خودش میاید میبیند ساعتها از وقتش و ذهنش تلف شده سر مصیبتی که هرگز اتفاق نیفتاده یا اتفاق هم نمیافتد.@ مثل بعضیها که آدمهای عصبی هستند یک موقع به خودشان میایند میبینند که در خواب یا در لحظات دیگری هست بیداری ساعتها دارند با یک شخص وهمی درگیر هستند کتککاری میکنند همدیگر را میزنند دادگاه میروند با یک دوستی با یک آشنایی غریبهای در ذهن خودش شیطان برایش یک دشمنی راه میاندازد.@ میگوید من الان میروم فلان جا آن آنطوری جواب میدهد من هم اینطوری میگویم بعد اینطوری میشود او میزند من میزنم خلاصه سر از اینجا در میاوریم بعد میبینی چند بار طرف را کشت چند بار طرف میکشد زنده میکند دوباره میکشد این در خیال است و اینها آثار بسیار بدی در تاریکی دل انسان قساوت قلب انسان از بین رفتن نشاط عبادی انسان نشاط معنوی انسان طراوت انسان همه را اثر بدی دارد خراب میکند.@ بنابراین دقت بکنیم که دچار تخیل نشویم جازع یعنی کسی که بیتابی میکند این دو بار مصیبت باید برایش تکرار بشود چون یک بار که اصل مصیبت آمده یک موقع اصل مصیبت میاید میگویی حالا مصیبت آمده من صبر میکنم پاداشش را از خدا میگیرم که حالا روشهای برخورد بهتر را در همین جلسه توضیح میدهیم.@ ولی یک موقع هست یک مشکلی برایش پیش آمده این در ذهنش میگوید وای چه شد چرا اینطوری شد تقصیر چه کسی بود تقصیر من بود تقصیر فلانی بود ای کاش نمیشد همینطوری دائم در این ذهن نسبت به این مصیبتی که اتفاق افتاده ذهنش رژه میرود یکسره همینطوری میگوید تا دوباره همان مصیبت زنده بشود چند بار و لحظه به لحظه برایش تکرار میشود.@ در حمله از عقب هم همینطور است این حمله از جلو است در حمله از جلو مصیبت را برایت درست میکند یعنی میگوید اگر بشود چکار میکنی در حمله از عقب شکستهایی که اتفاق افتاده آن را زنده میکند میگوید یک صحنه بدی برای من اتفاق افتاد یک صحنه ناجوری اتفاق افتاد هر وقت یادش میافتم کلی غصه میخورم کلی گریه میکنم این حمله از عقب است.@ پس در حمله از جلو مصیبتی که به وجود نیامده را برایت ایجاد میکند در خیال و وهم تو، در حمله از عقب مشکلی که قبلاً اتفاق افتاده خاطره بدی که قبلاً اتفاق افتاده شکستی که اتفاق افتاده کدورتی که پیش آمده را زنده میکند میاورد در حال خودت، هم حالت را خراب میکند و هم چون تو در حال با او درگیر میشوی در واقع آینده را هم خراب میکنی و وقت زیادی از شما و فضای زیادی از ذهن شما را میگیرد استعداد شما را تلف میکند.@ رفتی امتحان بخوانی الان شب امتحان است شب کنکور است یا کار جدیتری داری چشمت همینطوری روی کتاب است ولی میبینی که ساعتها مشغول درگیری با گذشته یا دلشوره برای آینده هستی پس به هیچ وجه نه در حمله از جلو اجازه بدهید که برداشت منفی از آینده بکنید برداشت تلخ بکنید و نه در حمله از عقب اجازه بدهید خاطراتتان را زنده بکند و خاطرات بد و تلخ را به آن بیاورد مطلقاً به گذشته فکر نکنید.@ یکی از راههای مهم اینکه انسان به خودش تسلط پیدا بکند این هست که هر وقت از گذشته چیزی آمد ردش بکند و اصلاً روی آن تمرکز نگیرد و الا اگر شما نتوانید نسبت به گذشته همچین حسی داشته باشید و یکسره این را زنده بکنی دیگر آدم خودت نیستی به هیچ وجه تسلط بر خودت نداری.@ یعنی دائماً مثل گوی در دست شیطان هستی که هر طرف بخواهد تو را میکشد یک بار در گذشته یکبار در آینده خیلی باید حواسمان جمع باشد که اسباببازی او نشویم گذشته و آینده خیلی برایمان دلشوره ایجاد نکند پس واضح شد که چرا امام کاظم(ع) میفرماید که آدم بیتاب دو برابر سختی میکشد تا آدمی که صابر هست.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) هست فوقالعاده این روایت شیرین و آموزنده هست میفرماید(لا تَعُدَنَّ مُصیبَۀً اُعطیتَ عَلَیهَ الصَبر وَ استَوجَبتَ عَلَیها مِنَ الله ثَواباً بِمُصیبَۀٍ اِنَّمَا المُصیبَۀُ اَن یُحرَمَ صاحِبُها اَجرَها وَ ثَوابِها اِذا لَم یَصبِر عِندَ نُزُولِها).@ میفرماید هرگز مصیبتی را که در مقابل آن پاداش و ثواب از طرف خدا به تو میرسد مصیبت ندان چون شما یک سختی متحمل شدید در ازای این سختی چند برابر به تو اجر و ثواب و پاداش میرسد یک فرمولی هست که این فرمول خیلی مهم است پنج تا کلمه است از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید(اَلمَصائِبُ بِالسَویَّۀِ مَقسُومَۀٌ بَینَ البَریَۀ) مصیبتها یکسان میان مردم تقسیم شده.@ یعنی همه مردم مصیبتهایشان مساوی است از نظر حجم مصیبت، کیفتش نه نوعش نه، از نظر حجم مصیبت حجمش مساوی است حالا بعضیها این مصیبت را میگذارند در دنیا تحمل میکنند بعضیها ذخیره میکنند برای آخرت یعنی مابهازا و معادل آخرتیش را دریافت میکنند معلوم است مابهازا و معادل آخرتی پنج دقیقه مصیبت اینجا ممکن است چند هزار سال مصیبت آخرت باشد.@ لذا اگر کسی اینجا سختی دید اینجا برایش سختی پیش آمد این خیلی قشنگ است خیلی خوب است برای اینکه معنای این سختی این هست که تو اول از این گناهانت دارد آمرزیده میشود کفاره گناهان تو هست هر سختی فرقی نمیکند ثانیا نشاندهنده این هست که داری اجر و ثواب میبری و درجات تو بالا میرود.@ بنابراین نمیتوانی بیادبی است بیانصافی است که انسان مصیبتی که به او رسیده این همه آثار دارد را در واقع مصیبت بداند حق ندارد این کار را بکند حضرت نهی میکند میگوید(لا تَعُدَنَّ مُصیبَۀً اُعطیتَ عَلَیهَ الصَبر وَ استَوجَبتَ عَلَیها مِنَ الله ثَواباً بِمُصیبَۀٍ) مصیبتی را که در مقابل آن به تو صبر داده شده و در مقابل آن صبرت هم پاداش داده شده این را هیچ وقت مصیبت ندان.@ حالا مصیبت چیست؟ میخواهد حضرت تعریف مصیبت حقیقی را بکند یکی از مصادیق مهم مصیبت حقیقی، مصیبت چیست و ما چه موقع باید یک چیزی را مصیبت بدانیم؟ من قبلاً مصادیق مختلفی از آن گفتم این هم یکی از آن مصادیق مهم است که امام صادق(ع) میفرماید(اِنَّمَا المُصیبَۀ) مصیبت در حقیقت(اَن یُحرَمَ صاحِبُها اَجرَها) این هست که صاحب مصیبت اجرش را از دست بدهد یعنی هم بلا سرت بیاید هم اجری نداشته باشی.@ (وَ اِذا لَم یَصبِر عِندَ نُزُولِها) هنگامی که صبر بر نزول مصیبت نمیکند مصیبت حقیقی اینجاست که انسان یک بلایی سرش بیاید بیتابی بکند جزع فزع کند تنبل بشود کسل بشود بیحال بشود از خدا شکایت بکند این مصیبت میشود چرا؟ چون آثار مصیبت که قرار بوده به نفس بیاید و در نفس کنده شدن از دنیا، قدرت روحی و سازندگی ایجاد بکند همه را ما با جزع فزع و بیتابی از بین بردیم.@ اینقدر بیتابی کردن زشت است اینقدر بیتابی کردن و بیصبری کردن بد است که حضرت میگوید مصیبت تو آن چیزی نیست که سر تو آمده بلکه مصیبت تو بیصبری توست جزع توست بیتابی توست این حالت کسل و خمود شدن تو مصیبت است این غرغر کردن و شکایت تو مصیبت است، برای چی؟ (اَن یُحرَمَ صاحِبُها اَجرَها) برای اینکه صاحب مصیبت اجرش را از دست میدهد.@ (اَجرَها وَ ثَوابَها اِذا لَم یَصبِر عِندَ نُزُولِها) موقعی که نازل میشود صبر نکند اگر انسان موقعی که بلا نازل میشود صبر نکند ثوابش را از دست میدهد اجرش را از دست میدهد و این خود مصیبت میشود نوع نگاه خیلی فرق میکند.@ یک کسی وقتی بلا سرش میاید میگوید برای من یک موقعیت برای آمرزیده شدن پاک شدن مقبول خدا شدن و بالا رفتن پیش آمده لذا از این مشکلی که برایم پیش آمده خوب استفاده میکنم اصلاً بیعرضگی نمیکنم بیلیاقتی نمیکنم که این را از دست بدهم.@ ولی یک موقع یک کسی هست نه عافیتطلب است تنبل است نازپرورده است زودرنج است تا یک چیزی میشود تحمل هیچ نوع فشاری را ندارد بیتابی و جزع فزع و غرغر کردن و سروصدا راه میاندازد اجرش را از دست میدهد پس در واقع مصیبت و بلای مفتی تحمل کرده مثل یک بار اضافه که آدم تحمل میکند بعد میبیند هیچ فایدهای هم نداشت پس دقت کنند عزیزان تعریفی که امام صادق از مصیبت میکند چیست.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) هست(لَیسَ مِنّا مَن ضَرَبَ الخَدود وَ شَقَی الجُیُوب وَ دَعی بِدَعوَ الجاهِلیَّۀ) از ما نیست کسی که در مصیبت به صورت خودش لطمه بزند دیدید بعضیها میزنند بعضیها چنگ میگیرند یا روی دستشان میزنند یا روی پایشان میزنند.@ آن حدیث روی پا را جلسه گذشته خواندیم که امیرالمؤمنین(ع) این نکته را فرموده بود که(مَن ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلی فَخِذِه عِندَ المُصیبَه حَبِطَ اَجرُه) هر کس که بزند با دستش روی پایش هنگام مصیبت اجرش را از دست داده کسی که در مصیبت لطمه به صورتش بزند از ما نیست و گریبان چاک بکند لباسش را پاره بکند یقهدری بکند و همانند دوران جاهلیت ناله و مویه کند این هم بد است حالا بعضی جاها رسم دارند.@ من چند روز پیش به یک عزیزی گفتم که شما خیلی وقت است که لباس سیاه تن شما هست برای چی؟ گفت آخر من یکی از اقواممان فوت کرده باید تا یکسال سیاه بپوشیم، گفتم آخر این چه کاری هست تا یکسال سیاه پوشیدن؟ گفت اگر نپوشیم در فامیل ما این عیب محسوب میشود.@ حالا بعضیها که اصلاً مراسمهای دیگر دارند مراسمهای مویه کردن دارند ناله کردن دارند مثلاً مینشینند آنجا مراسم میگیرند خانمها جمع میشوند مثلاً با یک طرز خاصی در مورد آن مصیبتی که اتفاق افتاده مصیبت مصائب دنیایی با همدیگر حالتهای خیلی بدی در میاورند به شکلهای خیلی غیر صحیح و غیر شرعی به صورتشان لطمه میزنند چنگ میزنند یقهدری میکنند مثلاً روسریهایشان را در میاورند کاری با موهایشان میکنند این خوب نیست.@ البته در اعراب یک رسمی هست به نام لطم آن را برای سیدالشهدا برقرار میکنند که مثلاً مصائب خوانده شود مجلس زنانه است آن عیبی ندارد برای سیدالشهدا است مصیبت، مصیبت دنیایی نیست بلکه آن بحث، بحث مسئله ابدیت و آخرت و بحث مصیبت عظیم و این چیزهاست ولی یک موقع هست مسئله مسئله دنیایی هست مسئله شخصی هست این خوب نیست اینطور کارها حضرت میفرماید اگر کسی این کار را بکند از ما محسوب نمیشود یک همچین کاری از ما نیست.@ این حدیث از امیرالمؤمنین(ع) هست(لا یَنعَمُ بِنَعیمِ الآخِرَۀِ اِلاّ مَن صَبَرَ عَلی بَلاءِ الدُنیا) از نعمتهای آخرت برخوردار نمیشود مگر کسی که صبر بر بلاء دنیا داشته باشد اگر کسی میخواهد از آخرت بهرهمند بشود در بلاهای دنیا آن سه حالت را نداشته باشد کسالت و تنبلی، بیتابی و شکایت، این حالتها در مصیبتهای دنیا اتفاق نیفتد.@ حالا مصیبتها را هم خود حضرت میگوید در مورد همسر، فرزند، مال، در مسائل دنیایی میگوید اگر کسی نعمت آخرت را میخواهد نباید در مصیبتهای دنیا از خودش بیصبری نشان بدهد باید صبر بکند بر مصائب دنیا، در واقع میخواهد بگوید عزیز من صبر همان نعمت آخرت است تو وقتی که صبر نمیکنی نعمت را از بین بردی.@ روایت بعدی فوقالعاده زیباست از امیرالمؤمنین(ع) هست و توضیح خیلی زیادی دارد نمیرسم من این را کامل برایتان توضیح بدهم ولی در موردش هر چقدر فکر بکنید و کار بکنید میارزد حضرت علی(ع) میفرماید(اَلصَبرُ عَلَی النَوائِب یُنیلُ شَرَفَ المَراتِب) صبر بر مصائب و سختیها انسان را به بلندی مراتب میرساند به شرف مراتب میرساند یعنی شما هر بار که صبر میکنید دارید اوج میگرید و بالا میروید.@ یک موقع هست انسان آلوده در گناه است یعنی در حجابهای تاریک و ظلمانی به سر میبرد بعد از حجابهای ظلمانی حجابهای نورانی هست حالا یک موقع هست انسان گیر کرده در این لجنزار دنیا در گناه و معصیت وقتی یک مشکلی برایش پیش میاید صبر میکند این ذره ذره از این تاریکیها بالا میاید تا به نور میرسد و بعد در نور هم رشد میکند بالا میرود.@ یادتان هست در این زمینه مثال گیاه را زدیم که دانه وقتی تحت فشار قرار میگیرد زیر خاک و فشار خاک قرار میگیرد رشدش شروع میشود ولی وقتی در آن فشار نباشد رشدی نمیکند شرافت انسان به این هست که تحت شرائط سخت قرار بگیرد.@ مثلاً شوهرش اذیتش بکند زنش اذیتش بکند بچه کوچک دارد گریه میکند شب نمیگذارد بخوابد مادرشوهری پدرشوهری خواهرشوهری باجناقی مادرزن پدرزن برادرزن بالاخره یک اذیتهایی دارند.@ یک تحریکاتی دارند انسان اخلاقش با اینها جور در نمیاید اختلاف سلیقه پیدا میکند با بعضی از اعضای خانواده، یک جاهایی یک حرفهایی میشنود که برایش سنگین است یک حرکاتی میبیند که تحملش را ندارد اذیت میشود اینطور موارد خیلی مصائب دیگر فشارهای دیگر وقتی شما غرغر نمیکنی نق نمیزنی با شیرینی این را تحمل میکنی.@ این همینطوری شما را از این گناهان بالا میکشد هر بار که از این فشارها که به تو میاید حجم زیادی از گناهانت پاک میشود تا جایی که دیگر گناهی برایت نمیماند و تو یواش یواش رشد در معنویت و مراتب عالی انسانی میکنی و بالا میروی دائماً شما را بالا میکشد.@ بنابراین اگر کسی واقعاً رشد به سمت خداوند تبارک و تعالی را میخواهد ترقی را میخواهد راهش این هست که مصائب را صبر بکند بیتابی نکند کسل و تنبل نشود بیحال نشود انگیزههای زندگیش را از دست ندهد مثلاً یک اتفاقی میافتد میگوید من دیگر برای زندگی انگیزه ندارم.@ درس دارد میخواند درس دبیرستان دارد میخواند درس دانشگاه دارد میخواند میگوید از وقتی که این اتفاق برایم افتاده دیگر دست و دلم به درس نمیرود اصلاً وقتی سر کتاب میروم نمیتوانم از وقتی این اتفاق برایم افتاده غذا نمیتوانم بخورم از وقتی این اتفاق برایم افتاده سر کار تمرکز ندارم کارهای خانه را درست نمیتوانم انجام بدهم.@ هر وقت حالت عادی تو به هم نخورد توانستی تحملش بکنی و مسیر را ادامه بدهی فعالیتهای عادیت را و بدانی که چه چیز گرانبهایی نصیب تو شده هر چند در ظاهر تلخ است بالاخره یک نوع فقدان است یک نوع اذیت است هر وقت این کارت نشد بدان که داری رشد انسانی میکنی به مراتب عالی داری راه پیدا میکنی و حیف هم هست انسان این را از دست بدهد خیلی حیف است.@ خیلی این روایت حرف دارد کاش فرصت بود ده جلسه پانزده جلسه راجع به این بحث میکردیم بحث خوبی دارد این بحث چون انواع مرگها را باید برایتان بگویم مرگ سبز و مرگ سفید و مرگ سرخ و مرگ سیاه اینها بحثهای خوبی دارد که الان نمیرسیم بخواهم اینها را بگویم از بحثمان خیلی دور میشویم بالاخره این هست که انسان مصیبتها را و سختیها و گرفتاریها را تحمل بکند هر چقدر تحمل شخص بیشتر میشود رشدش بالا میرود.@ یک خانمی آمد پیش پیغمبر راجع به ازدواج سؤال کرد پیامبر فرمود حق شوهر تو بر تو این است چند تا گفت، گفت چی من این کار را بکنم من یک همچین وظائفی را دارم من که شوهر نمیکنم پیامبر گفت اختیار با خودت هست میخواهی شوهر بکن میخواهی نکن.@ الان خیلیها هستند نه زن میگیرند به خاطر اینکه میگویند دردسر دارد نه شوهر میکنند میگویند حوصله نداریم الان من هم عرض کردم 95% طلاقهای ما مال بیصبری است که افراد حوصله ندارند همدیگر را تحمل کنند فکر نمیکند این مشکلی که الان برایش پیش آمده از طریق همسرش یا از طریق خانواده همسرش یک اجر است یک امتحان است یک درجه است یک بالا رفتن است.@ زود بیتاب میشود تنها کاری که میکند زود میخواهد برود قیچی بکند همین دو بیشتر است یا سه طلاق میدهد الان بیش از 90% طلاقهای ما درخواستهایش مال خانمهاست یعنی همینطوری خیلی زود میخواهند همه چیز را تمام کنند این خیلی بیفکری است.@ یک کسی میگوید نه من که حالا میدان برایم پیش آمده خودم که نمیخواستم برایم پیش بیاید من دقتهای لازم را کردم فعالیتهایم را انجام دادم حالا یک همسر اینطوری شده این را برای رضای خدا تحمل میکنم و نشاطم را از دست نمیدهم.@ یک خانمی بود از شاگردان من خیلی در چشم من این خانم بزرگ هست ایشان یکبار آمد از شوهرش به من شکایت کرد گفت این اول خیلی آدم خوبی بوده بعد فاسد شده گفتم حالا یعنی چی فاسد شده؟.@ گفت مشروب میخورد من را به شدت کتک میزند و سگ که نجس است میاورد در خانه، میگوید این را تمیز کن بشوی به او میگویم این نجس است میگوید نه تو نجس هستی تو باید این را بشویی خرجی نمیدهد.@ بعد هم بعضی وقتها یکی بعضی وقتها دو تا بعضی وقتها سه تا زن از بیرون میاورد نصف شب در خانه به من میگوید تو برو من میخواهم با اینها بزنم برقصم هر کاری که دلم میخواهد بکنم و خیلی کارهای دیگر حالا اینها کارهای کوچکش بود خیلی شکنجه بود بعد هم میگوید نه میگذارد من کلاس بیایم نه میگذارد من درس بخوانم نه میگذارد من حوزه بروم.@ ایشان گذشت از این ماجرا، چند سالی گذشت مثلاً شاید پنج شش سال گذشت یک موقعی آمد گفت که حد آزارهایش خیلی شدید شده اینطوری شده میخواهم جدا بشوم معقول هم بود که جدا بشود من هم گفتم که واقعاً حق داری همان موقع هم باید جدا میشدی ولی امیدوار بود که ساخته بشود من هم گفتم من امیدوار نیستم که ساخته بشود ولی تو امیدوار هستی میخواهی ادامه بدهی ادامه بده.@ ادامه داد و بعد هم برید به من گفت من در تمام این مدت یواشکی توسط یکی از دوستانم نوارها را گوش میکردم از دیپلم هم خودم را در حوزه با غیر حضوری رساندم به لیسانس، لیسانس حوزه را هم گرفتم فکر کن در یک مصیبت اینطوری یک کسی که اینقدر در فشار است.@ زن شوهردار بچهدار با آن همه فشار، فشار هر روز نه هفتهای یکبار یک ماه یکبار فشار هر روز درسهایش را خوانده نوارهایش را گوش کرده سیرش را طی کرده مسیر را آمده تا خودش را به اینجا رسانده این خانم الان اگر بخواهد با یک خانمی صحبت بکند بگوید صبر کن خدا اجرت میدهد حرفش به دل مینشیند چون خودش صد برابر آن چیزی که به دیگران توصیه میکند را تحمل کرده خودش صبر کرده.@ خدا هم برایش خیلی مایه گذاشت به خاطر همین جریانی که شد بعد از ازدواجش رشد معنوی خیلی خوبی کرد و یک ازدواج فوقالعاده موفق و عالی کرد با یکی از آدمهای بسیار خوب ازدواج کرد و الان زندگی بسیار خوبی دارند.@ (اَلصَبرُ عَلَی النَوائِب یُنیلُ الشَرَفَ المَراتِب) صبر بر سختیها انسان را به بلندی مراتب میرساند پس هر کس میخواهد عزیزتر بشود هر کس میخواهد بزرگتر بشود هر کس میخواهد شریفتر بشود هر کس میخواهد نورانیتر شود هر کس میخواهد شبیهتر به خدا بشود صبرش را بیشتر بکند و بیشتر تحمل بکند.@ باز امیرالمؤمنین(ع) یک راهنمایی دیگر هم کرده(اِنَّ لِلمِحَنِ غایاتٌ وَ لِلغایاتِ نِهایات فَالصبِروا لَها حَتّی تَبلُغَ نِهایاتِها فَالتَحرُکَ لَها قَبلَ اِنقِضائِها زیادَۀٌ لَها) میفرماید که مصیبت که سراغت میاید مشکلی که سراغت میاید این یک مدتی دارد و این مدتش دوره دارد و دورهاش هم تمام شدنی است.@ چند روز پیش یکی از دوستان ما سرطان گرفته بود آمده بود حالا چون من سابقه سرطان داشتم دیدم خیلی بیتاب است گفت من اینطوری شدم گفت ببین از الان کار را خراب نکن این هست الان آمده به شیرینی بپذیرش و بگذار دورهاش تمام بشود وقتی دورهاش تمام بشود خودت لذت میبری.@ ولی اگر الان بیتابی بکنی تمام دوران را سخت میگذرانی ثواب و اجرت را هم از دست میدهی هیچی هم برایت ندارد فایده ندارد حیف نیست برای همین شاد باش خیلی با عرضگی میخواهد خیلی زرنگی میخواهد که انسان سرش بیاید و شادیش را بتواند حفظ بکند.@

این گذران بودن خیلی خوب است الحمدلله تمام میشود پس این یادتان باشد برای سختیها مدت هست دوره است و دورهاش هم بالاخره تمام میشود(فَالصبِروا لَها) پس در این دوره و مصیبتها و مشکلات تحمل بکند(حَتّی تَبلُغَ نِهایاتِها) تا به آخرش برسد تا به انتهای مصیبت برسید نجات پیدا میکنید.@ (فَالتَحرُکُ لَها قَبلَ اِنقِضائِها زیادَۀٌ لَها) اما بیصبری و تحرک و فعالیت کردن قبل از اینکه دورهاش برسد مصیبت را بیشتر میکند مثل زخم است دیدید بعضی از این زخمها وقتی میزند در صورت یا بدنی جایی، این باید بیاید برسد این زخم مثل آب مروارید چشم است این باید بیاید برسد عفونت خارج بشود خوب بشود.@ مثل سرماخوردگی است شما نمیتوانی یک کاری بکنی که سرماخوردگی خوب بشود یک دوره هست یک عفونتی هست باید دورهاش را بگذراند و خارج بشود. من به سربازها میگفتم آخر جنگ چند صد تا سرباز فراری آورده بودند در پادگان خیلی آدمهای سختی بودند یعنی هم فراری بودند هم اصلاً به این حرفها اعتنایی نداشتند همه خلاف.@ بعد تماس گرفتند من جبهه بودم به من گفتند که یک مشت خلاف آمدند بلند بشو اینجا بیا باید با اینها صحبت بکنی ما بلند شدیم آمدیم اینجا و رفتیم سر کلاس دوره داشتیم برای اینها باید یک دوره یک ماهه به اینها میدادیم تا اینها آرام بشوند.@ به آنها گفتم که ببینید این سربازی پای شما هست الان خیلی از بچهها هستند شما در خانوادههایتان شاید داشته باشید یا فامیلهایتان یا آشناهایتان کسانی که از سربازی فرار میکنند شش ماه سه ماه چهار ماه میروند آدمهای بیعرضه ضعیف آدمهایی که تسلط به خودشان ندارند فوقالعاده ضعیف دست و پا چلفتی که نمیتواند از پس خودش بر بیاید میرود آنجا میبرد میگوید نمیروم.@ هم خیانت به مملکتش میکند به کشورش به 70 میلیون نفر خیانت میکند سربازی نمیرود مدیون میشود یعنی یک گناه خیلی بزرگ حقالناس هم هست که اصلاً آمرزیدنی هم نیست به این راحتی، هم تا آخر عمر برای خودش و خانوادهاش و همسرش دردسر درست میکند بعد هم چون سربازی نرفته مجبور هست هزار و یک خلاف دیگر هم بکند تا بخواهد این را پوشش بدهد.@ به آنها گفتم شما الان سربازی آمدید این دو سال را باید بگذرانید شاد بگذرانید میگذرد با غصه و افسوس و دلتنگی هم بگذرانید میگذرد ولی در مورد اول زودتر میگذرد در مورد دوم دیرتر میشود برای همین از اول شاد باشید هی نگویید وای دو سال دیگر تا دو سال دیگر ما چه میشود.@ قرار است بروی بیمارستان بخوابی یک هفته گفتند بیمارستان بخواب ده روز گفتند بیمارستان بخواب دوره است میگذرد ما الان کسانی داشتیم که مردند به خاطر اینکه تحمل دوران درمان را نداشتند الان ما کسی داریم دارد 20 سال درد میکشد برای اینکه یک ماه درمان را نمیتواند تحمل بکند.@ دکتر میگوید هر وقت بیایی باید یک ماه بخوابی من وزنه آویزان به کمرت به پایت درست میشود 20 سال است دارد پا درد را تحمل میکند که یک ماه را تحمل نکند یا حتی بعضیها بیصبری شکمی دارند این دیگر خیلی بد است یعنی نمیتواند غلبه کند به اینکه از غذا بگذرد از مزه بگذرد.@ اینها خیلی آدمهایی هستند که شکست زیاد میخورند و هیچ وقت رشد معنوی و انسانی خوبی نمیکنند کسانی که اسیر شکم و مزه هستند میگوید قند داری یک مدت پرهیز کن نخور خوب میشوی نمیتواند شیرینی نخورد میگوید چربی نخور یک مدت حل میشود میرود یواشکی.@ رویش نمیشود جلوی همسرش و بچههایش و کسان دیگر رعایت میکند وقتی اینها نیستند چند برابر میرود مصرف میکند نمیتواند تحمل بکند شیرینی میخورد قند میخورد نمک میخورد چه اشکال دارد یک بار ما امتحان بکنیم بحث تسلط بر خود را گفتم حالا امروز من میخواهم یک غذایی بخورم که بینمک باشد عیبی دارد.@ یک امروز تحمل بکنیم بینمک بخوریم ببینیم چطوری میشود میگوید مزه نمیدهد غذا بدون نمک قرار است مزه ندهد قرار است همین باشد که ما از این مزه بگذریم نخوریم تمرین بکنیم.@ حضرت میفرماید کسانی که تلاش میکنند زودتر مشکلاتشان را تمام بکنند اینها فقط مشکلاتشان را اضافه میکنند بیتابی مثل باتلاق افتادن است شما باتلاق تلاش بکنی از آن در بیایی بیشتر در آن فرو میروی تحرک نباید داشته باشی بعضیها خیلی سعی میکنند این زخمشان را آنقدر دستکاری میکنند که آن زخم به جای یک هفته خوب شدن چند هفته این زخم میماند پخش میشود قسمتهای دیگر بدنشان را هم آلوده میکند.@ میگوید پایت شکسته باید در گچ باشد سه ماه شش ماه میگوید من که اصلاً نمیتوانم تحمل بکنم بعد تحمل نمیکند تا آخر عمر پادرد دارد تا آخر هم نمیتواند از پایش خوب استفاده بکند.@ (فَالتَحرُکُ لَها قَبلَ اِنقِضائِها زیادَۀٌ لَها) تحرک تلاش کردن قبل از اینکه مدت آن مصائب سر بیاید باعث زیاد شدن و افزایش محنت میشود غصه انسان را بیشتر میکند.@ زیاد اتفاق میافتد در زندگی ما که ما به یک مشکلاتی برمیخوریم که باید چند ساعت چند روز و چند ماه و چند سال صبر بکنیم چون تحملش را نداریم نمیخواهیم صبر بکنیم و عجله میکنیم باعث میشویم که آن مصیبت چند برابر بیشتر طول بکشد اگر تحمل میکردیم به یک موقعیت عالی و خوب میرسیدیم و شیرینی به سراغ ما میامد که همه آن غمهای گذشته را جبران میکرد ولی چون همچین تحملی نداریم یکسره عجله میکنیم کار را خراب و ضایع میکنیم.@

یعنی وقتی مرغ در دام میافتد هر چه بال بزند این تورها بیشتر به بالش میپیچند بیشتر دردسر میشوند هر چه تکان شدیدتر بخورد کار عشق هم اینطوری است کار دوست داشتن هم اینطوری است بیصبری در دوست داشتن کار را خراب میکند.@ یک موقع هست انسان با یک نفر خیلی دوست است خیلی صمیمی است یک رابطه آرام و گرم و عمیق دارند عجلهای که میکنند بیتابی که میکنند حضرت میفرماید(زُر غَبّاً تَزدَد حُبّاً) ملاقات اگر میخواهید همدیگر را بکنید یک روز در میان همدیگر را ملاقات بکنید تندتند برای همدیگر دلتنگی نکنید به خاطر اینکه محبتتان کم میشود.@ ولی اگر با فاصله همدیگر را ببینید به دیدن همدیگر عادت نکنید هیچ وقت نگذارید یک نفر برایتان عادت بشود وقتی عادت میشود خطرناک میشود خطر انقضا وجود دارد و این رابطه خراب میشود حتی بین زن و شوهر یک زن و شوهر هستند بهترین زن و شوهر بهم هم رسیدند ازدواج هم کردند وقتی به هم عادت میکنند این در افول عشق میرود خطرناک میشود.@ خواهر و برادر پدر و فرزند مادر و فرزند ما الان مادر داریم بچهاش میخواهد یک هفته اردو برود نمیگذارد برود میگوید من میمیرم این یک هفته از من جدا باشد و بچه متنفر میشود بچه دوست دارد با دوستانش و رفقایش دیگرش هم برود روی این حساب که مادرش هم دوست دارد ولی این چسبندگی مادر به او باعث میشود که علاقه بچه یواش یواش زده بشود یعنی کم بشود بچه به یک وضعیت بدی برسد.@ محبت بیش از حد عادت کردن بیش از حد چسبندگی بیش از حد خوب نیست این فاصله داشتن و عادت نکردن خوب است دوستت هست دلت برای او تنگ میشود هفتهای یکبار یک روز در میان با هم تماسی داشته باشید یا هر روز هم میخواهید تماس داشته باشید به یک نحوی که آزاردهنده نباشد ولی وقتی از یک حدی میگذرد ممکن است آزاردهنده باشد.@ مثلاً طرف میاید میگوید آقا من و فلانی به هم علاقه داریم ولی خانوادهاش نمیگذارند ما با هم دوست باشیم بعد وقتی میروی با خانواده صحبت میکنی میگوید اینها دیگر شورش را درآوردند دیگر نه درس میخوانند سر سفره خواب درسهایشان را کنار گذاشتند مطالعاتشان را کنار گذاشتند افول کرده این خوب نیست.@ دو تا خانم بودند چند روز پیش این را قبلاً به من مراجعه کرده بودند به آنها گفته بودم که این مقدار عادت شما به همدیگر خطرناک است دو تا زن شوهردار هم بودند ولی اینقدر به هم علاقه داشتند یکیشان که صبح تا شوهر بیرون میرفت ناهار درست میکرد میامد پیش این میماند یعنی هر روز همینطوری بود خیلی به هم میچسبیدند.@ هر روز کارشان این بود یک موقعی هم که چیز میشدند زن شوهردار بودند شوهرهایشان به آنها اعتماد داشتند مثلاً پارک برویم بیرون برویم گاهی وقتها با هم مسافرت میرفتند کیش برویم مشهد برویم اردو کجا برویم جمکران برویم همینطوری یکسره به قول امروزیها سریش همدیگر بودند سریشهایی که دوست داشتند با هم باشند.@ چند وقت پیش من خیلی توصیه کردم که این اتفاق نیفتد به واسطهها گفتم که به آنها بگویید که اینطوری خوب نیست حتی اگر همدیگر را دوست دارند به خاطر علاقهشان به همدیگر باید همدیگر را نبینند به خاطر دوست داشتن همدیگر باید همدیگر را نبینند چون عشق باید پایدار باشد.@ خلاصه در یکی از این اوج گرفتنهای دوستی یک قراری با هم میگذارند که با هم یک مسافرت بروند خلاصه شوهر میاید میبیند که خیلی شورش درآمد زن میخواهد برود میگوید نرو در خانه کار داریم حالا نرو این هم راه افتاده بود رفته وسط راه هم شوهر زنگ میزند که باید برگردی مرد هم حق دارد.@ این هم تحمل ندارد که رفقایش دارند میروند ولگردی و گشتن این بخواهد با آنها نرود خیلیها اینطوری هستند در مردها هم اینطوری زیاد است بیشتر مردها اینطوری هستند در زنها این قضیه استثناء است ولی در مردها زیاد است.@ بعد خلاصه این زن اینقدر عصبانی شده بود آمده بود یک مقدار زیادی قرص خورد رفت در کُما، تمام شد زن شوهردار با چند تا بچه، حالا این الان آنطرف عاقبتش چه میشود به خاطر یک همچین دوستی افراطی، آقا بالاخره تو این خانم را دوست داری به او علاقه داری دوست داری دوست دارید با هم باشید یک هفته نبینش نمیمیری که یک هفته است بعد یک هفته دوباره همدیگر را میبینید یک ماه است چند روز است بالاخره این هست این داستان هست.@ حضرت میفرماید کسانی که میخواهند زود عجله بکنند که مدت را کم بکنند در واقع دارند مصیبت را بیشتر میکنند در مصیبتها گرفتاری درست میکنند آن محنت را زیاد میکنند. حالا به مناسبت این شعر ما مجبور شدیم یک مقدار هم راجع به عشق و عاشقی بگوییم:@

شعری که در رابطه با شاد بودن بود این شعر مال علامه طباطبایی در مورد مرحوم میرزا علی قاضی میگوید البته شعر خیلی زیباست دوست داشتم یک فرصتی بشود که شعر کاملش را برایتان بخوانم خیلی این قشنگ است یک آدم فاضلی نامه مینویسد به علامه به شعر و در آن شعر گله میکند از محنتها و گرفتاریها و حوادث زمانه.@ مرحوم علامه برایش نصیحتهایی مینویسد بعد از جمله چیزهایی که مینویسد آخر آن شعر مفصل این را میگوید میگوید من رفتم خدمت ایشان عرض حال کردم:@

جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان حضرت، مسلمین و مستضعفین جهان، با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@