جلسه 026 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
2
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ درباره موضوع بحثمان که نتیجه و پاداش صبر هست دو سه روایت مانده که بخوانیم روایت اول از امام صادق(ع) هست میفرماید که(إنَّ اللهَ أنعَمَ عَلی قَومٍ فَلَم یَشکُرُوا فَصارَت عَلَیهِم وَبالً وَ ابتَلا قَوماً بِالمَصائِبِ فَصَبَرُوا فَصارَت عَلَیهِم نِعمَۀً).@ یک فرمول اساسی هست که من خواهش میکنم به این دقت کنید در قرآن کریم، شاید یکی دو بار دیگر هم قبلاً خدمت شما عرض کرده باشم ولی برای تذکر بد نیست آن این هست که خداوند تبارک و تعالی نسبت به بندگانش دو هدایت و دو رحمت دارد هدایت اولیه و هدایت ثانویه، رحمت اولیه و رحمت ثانویه.@ رحمت اولیه را که همان رحمانیت خداوند هست و رحمت ثانویه رحیمیت خداوند هست وقتی میگوییم بسم الله الرحمن الرحیم یعنی خدایی که مهربان هست نسبت به بندگانش، رحیم وقتی هست که بندگانش او را اطاعت بکنند و مسیر تقرب او را بجویند و رحمت دوم رحمت ثانویه که همان رحیمیت هست به سراغشان میاید.@ درباره هدایت هم اینگونه هست یک هدایت اولیه خداوند دارد که به همه فطرت و عقل و شعور داده و انبیاء و علما را سر راه آنها قرار داده وسائل و اسباب هدایت را به گونههای مختلف فراهم میکند اگر که بندگان خدا اجابت کردند و پذیرفتند و مسیر اطاعت خدا را طی کردند رحمت ثانویه و هدایت ثانویه شامل حالشان میشود و اگر این کار را نکردند گمراهی به سراغشان میاید.@ فرمولهای این بحث در سوره مبارکه بقره آیات 1 تا 7 هست که میفرماید(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ذلكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) این کتابی که هیچ تردیدی در او نیست این فقط هدایت میکند متقین را یعنی اول شما باید تقوا تهیه کنید تقوا داشته باشید تا مشمول هدایت قرآن قرار بگیرید.@ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) کسانی که ایمان به غیب دارند(وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ)اقامه نماز میکنند(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ) کسانی که ایمان میاورند به آنچه که بر تو نازل شده(وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ) آنچه که قبل از تو نازل شده یعنی کتابها و انبیاء قبلی(وَ بِالْ‏آخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ) وقتی این پنج مرحله را انجام دادند(أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ).@ یعنی اینها اول یک هدایت عام شدند ایمان آوردند دستورات را اجرا کردند انفاق کردند خودشان را به یقین رساندند میگوید اینها بر هدایت پروردگارشان هستند وقتی این مراحل را طی کردند هدایت ویژه میشوند این هدایت ثانویه و ویژه میشود بعد میفرماید پس خداوند همیشه منتظر شماست و به عنوان تابعی از شما رفتار میکند.@ همیشه منتظر میماند ببیند بندهاش چکار میکند شروع از خداست با هدایت اولیه که به همه میدهد بعد منتظر میماند ببیند چه کسی میخواهد مسیر را طی کند هر کس شروع کرد و کار خوب انجام داد در قبال هر قدمی که برمیدارد خداوند تبارک و تعالی به او برکت میدهد و او را موفق میکند و هدایت ویژه شامل حالش میکند.@ بعد میفرماید(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا) کسانیت که کفر ورزیدند، شروع از بنده بوده بعد از اینکه خدا هدایت داد اینها کفر ورزیدند اقدام کفرآمیز کردند(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ) آنهایی که کفر ورزیدند دیگر برایشان فرقی نمیکند(أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ) چه آنها را بترسانید چه نترسانید(لا يُؤْمِنُونَ) ایمان نمیاورند.@ (خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ) پس دقت کنید کسی نگوید چرا خداوند به قلب اینها مُهر زد، خداوند به قلب اینها مُهر زد یعنی دیگر قابل هدایت نیستند و همینطور بر گوششان مُهر زد یعنی دیگر حرف حق را نمیشنوند و همچنین چشمان آنان را از دیدن حق پوشاند برای اینها یک عذاب عظیم هست.@ اگر سؤال شد که چرا خدا به قلب اینها مُهر میزند؟ آیه قبلی میگوید(کَفَرُوا) اینها اول کفر ورزیدند مُهر خدا بعد از کفر خورده انگشتر را خاتم میگویند قدیمها وقتی میخواستند مُهر بزنند مُهر را در انگشتر میساختند بعد وقتی که نامه را مینوشتند تمام میشد رویش مُهر میزدند یعنی اول نامه نوشته میشد ختم پایان نامه میخورد.@ پس ختم یعنی یک شروعی داشته شروع از بنده است مُهر را خدا میزند اگر بنده یک نامه کفرآمیز و لجبازی و از روی عناد ارائه کرد مُهر را خدا تمام میکند پس شروع از بنده است یعنی هیچ کس را خداوند بدون دلیل گمراه نمیکند.@ اگر این همه آیات در مورد عذاب یا گمراهی افراد آمده اینها اول خودشان این مسیر را طی کردند و این را انتخاب کردند نتیجه را هم خودشان خواستند و گرفتند این توضیح را دادم که این حدیث را توضیح بدهم که خدای تعالی بر قومی نعمت ارزانی داشت یعنی نعمت را میدهد منتظر است ببیند بندهها با این نعمت چکار میکنند.@ چون شکر نکردند آن نعمت بر آنها وبال گردید یعنی خداوند سلامتی و زیبایی و آبرو و عزت و هوش و عقل و حافظه و امکانات و استاد و کتاب و نعمتهای مختلف، پول میدهد ولی بعضیها از این نعمت سوءاستفاده میکنند به جای اینکه برای آدم شدن نزدیک شدن به خدا، رسیدن به هدف غایی خودشان استفاده کنند در راه انحراف و گناه و معصیت خداوند از آن استفاده میکنند.@ در حدیث داریم بپرهیزید از مستی نعمت، گاهی وقتها خدا نعمت را به انسان میدهد خود انسان مست میشود و از این نعمت در راه خلاف استفاده میکند این هم در جریان طبیعی فهمش خیلی راحت هست یعنی خیلی کار سختی نیست که ما بفهمیم نعمت را در جای باطل استفاده کردن یعنی چی.@ یک جنین را نگاه کنید یک جنین اگر انرژی که جذب میکند نعمتهایی که از طریق رحم مادر میگیرد در راه تولد سالم به کار بگیرد به نفعش است یعنی در نهایت سالم متولد میشود مرحله بالاتر، اما اگر قرار باشد مسیر تولد سالم را نرود نعمتهایی که از رحم مادر میگیرد به نفعش نیست.@ هر چه نعمت بیشتر بگیرد چون نمیخواهد مسیر سلامت را طی بکند هر چه بیشتر تغذیه کند ناقصتر و بیمارتر میشود حالا حرکت جنین که اختیاری نیست ولی حرکت ما در رحم دنیا اختیاری است اگر خداوند نعمت را به انسان بدهد و انسان در راه رسیدن به خدا از آن استفاده بکند این نعمت است.@ اما اگر این را خلاف استفاده کرد همین نعمت برایش نقمت میشود یعنی یک موقعهایی طرف میگوید ای کاش پایم شکسته بود آنجا نمیرفتم همین سلامتی باعث شد اینطوری بشود یعنی این سلامتیاش باعث شد بتواند برود فلان مجلس گناه و همانجا از خدا دور بشود اگر اتومبیل نداشت دچار فساد هم نمیشد اگر پول نداشت اسباب و وسائل فساد را فراهم نمیکرد.@ برای همین هم داریم مال اینطوری است مال را شما یا در راه خدا استفاده میکنی که به کمال میرسی در غیر این صورت حتماً از خدا دورت میکند لذا میفرماید(المالُ مادَۀُ الشَّهَوات) مال ماده و تولیدکننده شهوات هست این همه معصیتکاری که معصیت میکنند از اتومبیل و خانه و سلامتی و زیباییشان استفاده میکنند.@ اینها این نعمتها را دارند و این نعمتها را ماده شهوت کردند بنابراین اینطور نیست که اگر به کسی جوانی و زیبایی و هوش و حافظه و صدای خوب و قلم و هنر خوبی به او دادند حتماً به نفعش تمام میشود خیلیها هستند هنر و صدا و زیبایی و محبوبیت و ثروتشان را در راه دور شدن از خدا و نزدیک شدن به جهنم استفاده میکنند و این به نفعشان تمام نمیشود.@ لذا حضرت میفرماید خداوند به بعضی از اقوام نعمت داد اما اینها شکرش را به جا نیاوردند یعنی درست استفاده نکردند شکر یعنی درست استفاده کردن نعمت، شکر نعمت یعنی درست از یک نعمت استفاده کنیم(فَصارَت عَلَیهِم وبالَ) این نعمت وبالشان شد یعنی به ضررشان تمام شد.@ هر چه زیباتر و جوانتر و شادابتر و پولدارتر و محبوبتر بودند هر چه مقام بیشتری داشتند هر چه هوش و حافظه بهتری داشتند همه به ضررشان تمام شد خیلی خطرناک است مثل یک تیغ دو دَم است که اگر از آن درست استفاده نکنی خودت را قربانی میکنی.@ (وَ ابتَلا قَومَاً بِالمَصائِبِ فَصَبَرُوا فَصارَت عَلَیهِم نِعمَۀً) خداوند اقوامی را به بلا دچار کرد ولی اینها صبر کردند در اثر این صبر آن نعمتها برای آنها تبدیل به نعمت شد برای همین حضرت علی(ع) میفرماید شما خیلی وقتها دلتان برای کسی میسوزد به خاطر بلایی که سرشان آمده اما این بلا به نفعشان هست این بلا را در آخرت میبینند که به نفعشان تمام شده.@ حالا خیلی از بلاها در دنیا به نفع انسان تمام میشود و خیلیها هم در آخرت به نفع انسان تمام میشود و هیچ بلایی برای مؤمن بیسود نیست حتماً اگر برای مؤمن سختی و بلایی بیاید هم سود دنیایی دارد هم سود آخرتی دارد برای انسان نعمت هست از آن در میاید خیلی وقتها یک گرفتاری برای شما یا برای کسی پیش میاید در نهایت میفهمید که چقدر به نفعتان بوده این مبتلا بودن چقدر به نفعتان بوده.@ گاهی وقتها خیلی از خدا شاکی هستی که چرا مریض شدی نتوانستی حج و کربلا بروی نتوانستی عبادت بکنی خیلی غصه داری که چرا بندگان دیگر موفق هستند من موفق نیستم ولی بعد از هفت هشت ده سال میفهمی که اگر تو سالم بودی این کارها را انجام میدادی چه بسا دچار عُجب و خودپسندی و ریاکاری میشدی.@ الان دچار اینها نیستی ضمناً ثواب بیشتری از ثواب همان عبادتهایی که در نظر داشتی خداوند به تو میدهد ولی یک عده بودند سالم بودند که هم حج و کربلا و سوریه رفتند هم عزاداری خوب کردند هم شب زندهداری خوب کردند هم روزه گرفتند ولی ظرفیت اینها را نداشتند.@ هم ریاکاری و خودپسندی کردند و هم نسبت به بندگان خدا فخرفروشی کردند و این عبادتها به جای اینکه به نفعشان تمام شود به ضررشان تمام شده اگر انسان صبر بکند به نفعش در میاید حالا الان توضیحش را در روایت دیگری به شما میدهم ببینید که صبر چقدر به نفع انسان تمام میشود.@ و گروهی را گرفتار مصیبت فرمود چون صبر کردند آن مصیبت تبدیل به نعمت شد بنابراین عُرضه ماست که با نعمت چطور برخورد کنیم اگر شکرش را به جا نیاوریم تبدیل میشود به بلا و وبال، و اگر صبر کنیم بلایی که به ما دادند با بلا درست برخورد کردیم برای ما تبدیل به نعمت و رشد میشود.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) هست میفرماید که(مَنِ ابتُلِیَ مِنَ المُؤمِنینَ بِبَلاءٍ فَصَبَرَ عَلَیه کانَ لَهُ مِثلُ أجرِ ألفِ شَهیدٍ) هر کدام از مؤمنین به بلایی مبتلا شود آن بلا را صبر کند مثل اجر هزار شهید خدا به او میدهد.@ الان ما نمیفهمیم یعنی چی وقتی که چند ساعت دیگر از این دنیا رفتیم ارتباطمان با همه چیز قطع شد دوران حیات ابدیمان آغاز شد آن موقع متوجه میشویم اجر هزار شهید یعنی چی، چقدر به آن احتیاج داریم در سه هزار سال راه صراط در جهنم چقدر انسان به این نور و خاموشی و خنکی احتیاج دارد در قیامت پنجاه هزار سال.@ (كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) همان که این دنیا را خلق کرده اندازه و ریاضیات و هندسه این عالم را قرار داده همان میگوید قیامت پنجاه هزار سال، در آن پنجاه هزار سال متوجه میشویم برخوردار بودن از اجر هزار شهید یعنی چی، خیلی به آن احتیاج داریم.@ برای همین یک آدمی که واقعاً شعور دارد و واقعاً آخرت را باور کرده اصلاً به خاطر مصائب دنیا پژمرده نمیشود یعنی خیلی اینجا را جدی نمیگیرد کسی جدی میگیرد که فکر میکند همه زندگی اینجاست یعنی هر چه هست همین است برای همین با خوشیها و داراییهای اینجا شاد میشود.@ با فقدانهای اینجا غمگین و افسرده و پژمرده و خودکمبین و احساس شکست میکند ولی اینطوری نیست اگر کسی حواسش به ابدیت باشد خیلی اینجا برایش مسخره و کوچک به نظر میاید همانطور که در خود قرآن معرفی میکند بازیچه است برای بازیچه خیلی غصه نمیخورد برای همین هم در قرآن خصوصیت یک مؤمن همین است که غصه بخور نیست.@ (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ) آن چیزین را که از دست میدهید برایش غصه نخورید(وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) اگر چیزی را هم به دست آوردید خیلی شنگولی و فرح نکنید چون خیلی خیلی پست است که داراییهایش قابل شادی نیست از دست دادنش هم قابل غصه خوردن نیست.@ امروز من خیلی لذت بردم سوار ماشینی شدم از قم و میخواستم اینجا بیایم یک آقایی ما را سوار کرد بعد گفت یا حضرت معصومه من که سواد ندارم این مسافر و ماشین و خودم را به تو سپردم ما را برسان برگشتنی هم(فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ) بعد راه افتاد در راه من هم مشغول نوشتن این برنامهها بودم.@ ایشان یک مقدار سرعتش زیاد شد و من یکدفعه سرم را بلند کردم دیدم پلیس به او میگوید بایست خلاصه یک مقداری جلو رفت و دنده عقب گرفت و نگه داشت تقریباً دو یا سه برابر کرایهای که میخواست بگیرد جریمه شد از ماشین که پیاده شد گفت این چیزها که غصه ندارد الان من میروم حل میکنم.@ نگاه کردم دیدم آنجا رفت و برگ جریمه را گرفت و آمد خندان و شاد، گفتم چقدر جریمه کردن؟ گفت بیست هزار تومان، نشست و دیدم اصلاً تکان نخورد همان شنگولی که قبل داشت و لطیفهگویی و بگو و بخند اینجا هم که رسیدیم گفت خدایا ممنونت هستیم که ما و مسافر و ماشین را سالم رساندی دیدم چقدر شکر میکند.@ یک نفر هست عقلش میرسد که نباید غصه بخورد برای این چیزها، حالا بعضیها هستند فحش میدهند عصبی میشوند چه بسا برای یک جریمه تعادلشان را از دست میدهند تصادف هم میکنند خیلی آدم شادی بود من هم به او کرایه دو برابر دادم گفتم تو که حالا اینقدر شادی به خاطر این شادی دو برابر کرایه بگیر.@ حالا اینکه صبر بکنیم یعنی چی معنای صبر کردن یعنی چی، این را عزیزان خیلی دقت کنید که انشاء الله اگر میخواهید به آن اجرهای عظیم اجرهای معادل هزار، بیش از یا معادل هزار شهید برسند صبر یعنی چی که یک موقع فردا خرابکاری نکنند بعد به خدا بگویند اجر هزار شهید را بده خدا بگوید نه صبرت کامل نبود.@ این روایت را امیرالمؤمنین از رسول اکرم(ص) نقل میکند میفرماید که(عَلامَۀُ الصّابِرِ فی ثَلاثِ) صابر سه تا علامت دارد یادتان باشد این سه علامت را باید با هم کسی داشته باشد اگر میخواهد به آن اجر برسد باید همه را با هم داشته باشد.@ (أوَّلُها أن لا یَکسِل) صابر علامتش این است که وقتی مصیبتزده میشود کسل نمیشود یعنی از نشاطش کم نمیشود مثل همین آقای راننده، یا کسان دیگر، من یک دوستی داشتم خیلی مهربان، خوش قلب، خَیِر، خیلی دست به خیر بود هر کس در خانه این میرفت هیچ وقت هیچ کس را برنمیگرداند.@ همیشه با لب خندان به همه جواب مثبت میداد آرامش هم نداشت تا اینکه مشکل یک نفر را حل کند این دوست ما خیلی هم ثروتمند بودند یک موقع من دیدم که ایشان چند وقتی هست که نیست نمیاید هر چه سراغش را گرفتم تلفن زدم بالأخره منزل رفتیم و پیگیری کردیم و فهمیدیم که ایشان تمام ثروتش را از دست داده ورشکسته شده و هیچی دیگر ندارد.@ یک موقعی به من میگفت که من حتی برای پنج هزار تومان پول برای خرج زندگیام خانمم را در خانه همسایه میفرستادم که پنج هزار تومان قرض بگیرد ولی وقتی رفتم ملاقاتش کردم اول که رفتم منزلشان اصلاً نفهمیدم این دچار یک همچین چیزی هست دیدم با همان شادی و آرامش و طمأنینه و با همان روی خوشی که قبلاً داشت هنوز هم همانطور بود.@ سالها این مصیبت طول کشید نه من بلکه همه کسانی که با ایشان رفیق بودند دیدند که ایشان همان شادی و آرامش و نشاط بلکه بیشتر را داشت اصلاً ناراحت نبود که از آن اوج عزت در آن ثروت یکدفعه به همچین وضعیتی افتاد فقط یک موقعی دیدم به من گفت چقدر خوب شد ما ورشکست شدیم، گفتم چرا؟@ گفت الان وقتمان خیلی بیشتر است برای عبادت و مطالعه و برای حرم رفتن آن موقع من یک مقدار مشغول کارهای کارخانه بودم کمتر حرم میرفتم کمتر فرصت مطالعه و عبادتهای مستحبی داشتم الان دیگر به همه اینها میرسم حالا شما روحیه را نگاه کنید اصلاً کسل نشده.@ یعنی اگر کسی به آن بلا روبهرو شد کسل شد صابر نیست خوب نیست انسان کسل بشود(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) یعنی شادترین قسمت زندگی را مطرح میکنند وقتی که به یک مصیبتی دچار میشوند اینکه من قیمتم از خدا گرفته شده من آنقدر بزرگ هستم که از خدا هستم من که مال دنیا نیستم.@ من زن و مرد و بدن نیستم اینها که جنبه حیوانی ماست من زن نیستم که با از دست دادن بعضی از کمالات زنانگی یا نیازهای زنانگی افسرده شوم مرد نیستم که با از دست دادن بعضی از کمالات مردانگی و نیازهای مردانگی افسرده بشوم من انسان هستم(إِنَّا لِلَّهِ).@ این مقام خیلی بزرگ است انتساب خودمان به خداست این کم نیست شما دیدید یک کسی یک مشکلی برایش پیش میاید میگویند تو فلانی هستی تو پسر فلانی هستی برای تو زشت است یعنی انتسابش را میگوییم برای شما این کار خوب نیست شما آدم بزرگی هستی.@ خیلی این آیه زیباست(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ) ما مال خدا هستیم ما از خداییم این مقام شوخی نیست مقام مقام بزرگی هست مقام مقام غیر قابل محاسبهای هست(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) به صابرین بشارت بده خدا میگوید، حالا بشارت خدا چه هست یعنی خدا چه چشم روشنی دارد.@ خدا که میگوید همه این دنیا بازیچه است چه چشم روشنی برای صابر دارد که میخواهد به او بگوید که من به تو دارم مژده میدهم من چنان تو را شاد کنم که به مخیلهات هم نیامده باشد چنان تو را خوشبخت کنم که به مخیلهات هم نیامده باشد حرف خیلی بزرگ است.@ خدا دارد میگوید(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) بشارت بده بر صابرین(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ) موقعی که به سختی و مصیبت دچار میشوند میگویند(قالُوا إِنَّا لِلَّهِ) این یک دلخوشی، دلخوشی دوم(وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ما پیش خدا میرویم از تمام این دنیا و آلودگیها و کثافات و محدودیتها و زجرها و ناراحتیها در میاییم در وادی امن میرویم ما به امان میرسیم اگر کسی بفهمد امان یعنی چی.@ حضرت داوود(ع) به خداوند عرض میکند(یا رَبّ ما جَزاءُ الحَزینِ الذّی یَصبِرُ عَلَی المَصائِب إبتِغاءَ مَرضاتِک) خدایا جزای کسی که غمدیده و محزون هست و به او غمی وارد شده اندوهدیدهای که به خاطر تو صبر میکند خدایا جزایش چیست؟ فرمود(جَزائُهُ أن أُلبِسَهُ لِباسَ الأمان فَلا أنزِعُهُ عَنهُ أبَدا) من به او امان میدهم و هرگز هم لباس امن را از تنش در نمیاورم.@ مقام امنیت مقام بزرگی است مقام امنیت را در همین دنیا هم به افراد میدهند مثل حضرت زینب، بعد از آن همه مصیبت آنقدر امنیت دارد میگوید(و ما رأیت إلا جمیلا) مثل بسیجیهای ما، مثل خانوادهشان، مثل همسران شهدا، مثل خانوادههای شهدا، اسرا، آزادگان، جانبازان، شاد.@ من جانباز میشناختم که این به قدری از نظر معنوی بالا بود که مکرر خدمت ائمه میرسید بعد یکی از او پرسید تو این همه خدمت اینها میرسی نخواستی شفایتان بدهد؟ من شفاعت میخواهم اگر قرار بود به من ندهند نمیدادند، دادند برای چه این هدیهای که به من دادند پس بدهم پس لازم بوده که من بدهند.@ اگر سرطان است غصه نخور اگر یک مریضی هست غصه نخور خوب است به تو دادند چرا اینقدر افسردهای، افتادی پایت شکست، تصادفی شد، یک کسی را از دست دادی، دنیا که به آخر نرسیده، خدا که نمرده، تو انسان هستی حواست باشد مواظب باش غمزده حیوانی نشوی محزون حیوانی نشوی این را توجه داشته باشید.@ پس اولین نشان صابر این است که کسل نمیشود تا یک گرفتاری برایش پیش آمد یکدفعه در لک برود و با پدرش خوب حرف نزند دیدید بعضیها تا یک مشکلی برایشان میاید اول با پدر و مادرشان قطع میکنند بعد روی نمازشان تأثیر دارد.@ بعد میخواهند با دوستشان حرف بزنند با عصبانیت حرف میزنند اخلاقشان با همسرشان بد میشود به شوهرشان به زنشان پرخاشگری میکنند آدم اینطوری نیست مؤمن اینطوری نیست یعنی ظرفیتش آنقدر بالاست که خلق و خویاش را قشنگ حفظ میکند.@ خدا رحمت کند مرحوم آقا میرزا جواد آقا را چند نفر مهمان منزلشان آمده بودند بچهشان در حیاط افتاده بود در حوض و بچه خفه شده بود آمدند به او گفتن بچه کوچکت خفه شده بعد گفت هیچی نگویید مهمانها ناراحت میشوند بد است مهمانی اینجا آمدند به آنها بد بگذرد بدنش را یک گوشهای بگذارید تا بعد.@ جنازه بچه را یک گوشهای گذاشتند خیلی خوب با مهمانها نشسته مهمانها را راه میاندازند موقعی که دارند میروند آن دوست صمیمی را نگه میدارد میگوید فلانی بایست کارت دارم، میگوید چیه؟ میگوید این بچه در حوض افتاده خفه شده برویم با هم دفنش کنیم کمک برویم برای مراسم.@ به امام صادق وقتی گفتن بچهات فوت کرد داشت کنار خانه قدم میزد بچه مریض بود نگران بود بعد گفتن فوت شد بعد دیدند حضرت آرامش پیدا کرد بعد گفتن آقا آن موقعی که نمرده بود شما اضطراب داشتید الان چی؟ فرمود آن موقع هنوز تقدیر نشده بود مانده بودیم بین اینکه سالم هست یا نه، اما وقتی که خدا این را برای ما انتخاب کرد به این شاد هستیم.@ (سُبحانَ الذّی یَقتُلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) منزه هست خدایی که بچه ما را میکشد یعنی جان بچه ما را میگیرد و ما جز محبت خدا چیزی در دلمان اضافه نمیشود فردا به خاطر مرگ یکی از اقوام با خدایی که هزار برابر عزیزتر از آن است بد نشوی تو خدا را داری خدا را به هیچ کس نفروشید این بزرگترین باخت یک انسان است که خدا را به انسانهای دیگر بفروشد.@ پس اولین نشانه کسل نمیشود فقط کسل به این معنا نیست تنبلی هم سراغش نمیاید یعنی کسل و تنبل نمیشود بعضیها تا مصیبتزده میشوند بیحال میشوند اصلاً دست از کار برمیدارند میگوید اصلاً دست و دلم به کار نمیرود.@ یک آقایی دیشب داشت برای من درد دل میکرد گفت برای پسرم یک مشکل کاری پیش آمده ناهار و شام و صبحانه نخوردم گفتم حالا شما ناهار و شام و صبحانه نخوری مگر مشکل را حل میکند دست و دلم دیگر به کار نمیرود، این کلمه کلمه خوبی نیست که حالا این مسأله اتفاق افتاده این یعنی نمود آن اثر که چیز خوبی نیست معنای خوبی ندارد.@ (وَ الثّانِیَۀُ أن لا یَزجَر) بیقراری نمیکند کسل نمیشود بیحال و تنبل نمیشود بیتابی نمیکند که بخواهی بگویی چیزی نشده آرام باش عیبی ندارد، وای خاک عالم به سرم شد بدبخت و بیچاره شدم حالا چکار کنم، این کلمه حالا چکار کنم خیلی کلمه بدی است آدم باید یاد بگیرد این کلمه را به کار نگیرد.@ اینها ادب نیست بدبخت و سیاهبخت شدم، اصلاً این حرفها نیست برای مؤمن همچین چیزهایی معنادار نیست در قاموس طبیعتگراها که خودشان را از تولد تا مرگ میبینند این درست است اینها میگویند بدبخت و بیچاره شدیم اما در قاموس فطرتگراها یک مسلمان یک مؤمن همچین چیزی معنا ندارد.@ (وَ أن لا یَشکُوا مِن رَبِّه تَعالی) اینکه هیچ وقت از خدا گله نمیکند بلا یک امتحان است اولین فلسفه بلا امتحان و آزمایش بود خدا میخواهد آزمایش بکند بنابراین انسان نباید گله بکند غرغر به خدا نکند با همان دوست داشتنی با همان محبوبیتی که خدا قبلاً بود همانطور باشد با همان نشاط سر نماز برود با همان نشاط حرم برود.@ به یک نفر میگفتند شاکر باش عیب ندارد از خدا شکایت نکن شکر خدا را به جای بیاور میگفت خدایا شکرت با ناراحتی یعنی برای خدا قیافه میگرفت از اینطرف هم میگفت خدایا شکرت، اینطوری فایده ندارد واقعاً انسان باید انبساط داشته باشد البته این به این معنا نیست که اگر کسی را از دست داد محزون نباشد گریه نکند به هر حال عاطفه است.@ پیامبر بچهاش ابراهیم هم که از دنیا رفت گریه کرد عواطف سر جای خودش، اما حرفهای بد نزند در درون احساس غم نکند چون به هر حال انسان یک موقعی عزیزی را از دست میدهد دچار فراغ یک عزیزی میشود نه فقط مردن، بلکه در دنیا بینشان فاصله میافتد.@ مثلاً یک مسافرت طولانی میرود یک کار طولانی هست انسان نمیتواند در کنار این عزیز باشد غمزده هست این عیبی ندارد این عواطف اشکال ندارد ولی هیچ کدام از اینها نه برای او کسالت و تنبلی میاورد و نه بیتابی میاورد و نه شکایت از خدا، این سه حالت برایش نمیاورد.@ و الا اگر کسی پدرش مُرد همسرش مُرد یا عزیزی را از دست داد یا دچار فراغ کسی شد حالا گریهای نکند یا یادش نکند حالا توضیح میدهد که هر کدام از این سه حالت چقدر میتواند به شخص ضربه بزند(لِأنَّهُ إذا کَسِلَ فَقَد ضَیَّعَ الحَقّ) اگر تنبل و کسل بشود دیگر نمیتواند وظائفش را عمل بکند حق را ضایع میکند.@ یعنی نمیتواند انجام وظیفه بکند انرژیاش از دست میرود از کار میافتد توانش را از دست میدهد لذا نباید کسل بشود پرانرژی باید به کارش ادامه بدهد. (وَ إذا زَجِرَ لَم یُؤَدِی الشُّکر) اگر بیتابی کند دیگر شکر خدا را به جای نمیاورد شکر کردن با بیتابی سازگاری ندارد.@ (وَ إذا شَکی مِن رَبِّهِ عَزَّوَجَلّ فَقَد عَصی) اگر هم شکایت خدا را بکند معصیت خدا را کرده کسی که از خدا شکایت میکند در واقع به خدا میگوید تو نباید این کار را میکردی و کردی شکایت زمانی هست که ما از کار طرف راضی نیستیم.@ لذا میگوییم تو میخواستی من را اذیت بکنی میخواستی به من بد بگویی نمیخواستی من شاد و خوش باشم این کار را سر من آوردی وقتی میگوید معصیت است معصیتش هم از نوع عقیدتی است خیلی خطرناک است یعنی از نوع کفر است این علامت صابر است.@ حالا برویم سراغ صبر بر مصیبت که یکی دو روایت راجع به این بخوانم که چقدر این کار ثواب دارد روایت از نبی اکرم(ص) هست میفرماید که(إنَّ اللهَ تَعالی لا یَرضی لِعَبدِهِ المُؤمِن إذا ذَهَبَ بِسَفِیَۀِ مِن أهلِ الأرض فَصَبَرَ وَ احتَسَبَ بِصَوابٍ دُونَ الجَنَّۀ).@ میگوید خدا راضی نیست، در دنیا آدم یک موقع کسانی را دارد که خیلی دوستشان دارد یک دوست خوب یک معلم خوب یک شاگرد خوب یک پدر، مادر، همسر، فرزند، همسایه، همکار، یک کسی را دارد که خیلی دوستش دارد کسانی هستند در زندگی ما که برای ما عزیز هستند.@ میفرماید خداوند تبارک و تعالی راضی نیست برای بنده مؤمن خود که چون عزیزش را بگیرد میگوید هر کس که برایت عزیز است فرقی نمیکند یک موقع میبینی انسان یک دوست حتی عزیزتر از خواهر و برادرش است خیلی نقش خوب و بالا و مهمی دارد.@ میفرماید که برای بنده مؤمنی که عزیزش را از دست میدهد و او(فَصَبَرَ وَ احتَسَبَ) صبر میکند و به حساب خدا میگذارد شکیبایی میورزد میگوید خداوند راضی نیست برای او(بِصَوابٍ دُونَ الجَنَّۀ) ثوابی کمتر از بهشت برای او راضی نیست اگر کسی عزیزی از او گرفته شود حالا فرزندی هست از او گرفته شود و صبر کند بهشت بر او واجب میشود.@ فرمود اگر کسی خداوند یک فرزندی را از او بگیرد از دنیا برود و این صبر کند بهشت بر او واجب میشود اما اگر فرزند دوم را از او بگیرد چه صبر بکند چه نکند او را به بهشت میبرد ولی خیلی خوب هست که انسان صبر کند و بیتابی نکند.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) پیامبر میفرماید خداوند اینگونه میفرماید(إذا وَجَّهتُ إلی عَبدٍ مِن عَبیدی مُصیبَۀً فی بَدَنِهِ أو فی وَلَدِهِ أو فی مالِهِ فَاستَقبَلَهُ بِصَبرٍ جَمیل إستَحیَیتُ یَومَ القِیامَۀَ أن أنصِبَ لَهُ میزانَاً أن أنشِرَ لَهُ دیوانا).@ میفرماید که خداوند میگوید اگر یک بندهای را ببینم که به او یک مصیبتی در بدنش به او داده باشم یا در فرزندش به او داده باشم یا یک مصیبتی در مالش به او داده باشم و او با صبر جمیل از آن مصیبت استقبال بکند.@ صبر جمیل صبری بود که انسان در آن شکایت نمیکند مثل همین سه علامت است کسل نمیشود بیتابی نمیکند شکایت هم نمیکند انسان با صبر جمیل از آن بیماری از آن مصیبت مالی از آن مصیبت در مورد فرزندش استقبال بکند خدا میگوید من حیا میکنم که در روز قیامت برای او میزانی وضع بکنم یا حساب و کتابی بکنم.@ اصلاً از دایره حساب و کتاب این شخص را خارج میکنم مستقیم او را به بهشت میفرستم آنجا معطل نمیشود این بنده عزیز و خوب من بندهای بود که او در مالش در مورد فرزندش در مورد بدن خودش دچار مصیبت شد و با شیرینی استقبال کرد اصلاً بد و بیراه نگفت کسل نشد بیتابی نکرد شکایت نکرد.@ چون یک همچین معرفتی داشت دیگر من حیا میکنم از او حساب و کتاب بکشم مستقیم به بهشت برود برای همین هم داریم وقتی کسی مصیبت بدنی پیدا کرد و نتوانست عبادتهایی را انجام بدهد و دوست داشت کارهای خیری انجام بدهد خداوند به فرشتهها میگوید ای ملائکه من این بنده من خیلی دوست دارد که این عبادتها را انجام بدهد ثوابی بیش از این عبادتها برایش بنویسید.@ مژدهای که به شما دادم اینطوری پیامبر تأیید میکند پیامبر میفرماید(أعطِیَت أمَّتی شَیئَاً لَم یُعطَهُ أحَدٌ مِنَ الأمَم أن یَقُولُوا عِندَ المُصیبَۀ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) میگوید به امت من چیزی داده شده که به امتهای قبل داده نشده بود و آن این هست که به اینها این هدیه و امکان داده شده که وقتی مصیبت زده میشوند میگویند(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ فهم خیلی بلند است مطلب بسیار عمیق است تمرین بکنید هر وقت از این به بعد گرفتاری برایتان پیش آمد هر چیزی که خواست ناراحتتان بکند این کلمه را بگویید ببینید چقدر شاد و آرام میشوید یعنی خدا جون من با وجود تو با داشتن تو هیچ نداشتنی برایم فقدان و کمبود نیست.@ وقتی تو را دارم یعنی خدایا اینقدر برایم عزیز و بزرگی همین که تو کنارم هستی هیچ کمبودی را احساس نمیکنم تو با من باش تو مال من باش با تو من شادم بدون تو هست که همه بدبختی و نکبتها سراغم میاید من تنها میشوم بدون تو من هر چه داشته باشم گدا و فقیر و بیچیز و تنها هستم.@ با تو هست که وقتی کنار تو هستم همه چیز را دارم آرزوی چیز دیگری را هم نمیکنم چیز دیگری را با تو نمیخواهم خیلی ادب بزرگ است خوش به حال بندهای که خدا وقتی به دلش نگاه میکند میبیند که او اینگونه است.@ یعنی با خدا شاد است عُرضه دارد که خودش را با خدا با پیامبر با امام زمان با اهل بیت شاد بکند بیعرضه و بیلیاقت نیست که خدا و چهارده معصوم را به او داده باشند بعد به خاطر جیفه دنیا و کمالات و نعمتهای جنبه حیوانی احساس بدبختی و بیچارگی بکند این خیلی آدم بیعرضهای است اگر کسی اینطوری باشد.@ در نقطه مقابل امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(مَن ضَرَبَ بِیَدِِه عَلی فَخِذِهِ عِندَ المُصیبَۀ حَبِطَ أجرُه) اگر کسی روی ران پایش زد موقع مصیبت روی دست و صورت و پایش زد یک همچین کاری کرد اجر خودش را باطل کرده و از دست داده مواظب باشیم یک موقعی اینطوری نکنیم چون خداوند هیچ مشکل و مصیبتی را بدون پاداش عظیم برای ما نمیفرستد لذا این کار یعنی غصه خوردن یعنی خدا را زیر سؤال بردن.@ از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(صَبرُکَ عَلَی المُصیبَۀ یُخَفِفُ رَزِیَۀَ وَ یُجزِلُ المَصُوبَۀ) صبر کردن تو در برابر مصیبت آن مصیبت را سبک میکند یعنی جزع و بیتابی نکنی کارت را ادامه بدهی.@ چقدر خوب است آدم وقتی مصیبت زده میشود فعالیتش را با نشاط ادامه بدهد یعنی نگذارد زمینگیر شود نگذارد غصه بیاید سرعت او را کم بکند مسیر را ادامه بدهد و به حساب خدا بگذارد میگوید این کار اول از این باعث میشود که تو خود مصیبت برایت از نظر روانی فشارش کم بشود چون احساس غصه و غم تابع افکار ماست.@ شما وقتی در فکرت خودت را مصیبت زده معنا میکنی و فکر میکنی شیطان هم اضافه میکند شیطان مصیبت را بزرگ و اضافه میکند آنقدر آن مشکل و مصیبت را بزرگ میکند که تو یکدفعه کاملاً زمینگیر میشوی بنابراین نقطه مقابلش این هست که اگر انسان برایش گرفتاری پیش آمد فعالیتش را بیشتر بکند نشاطی را بیشتر کند صبر کند.@ وقتی صبر کند خودبهخود این مصیبت کم و سبک میشود بعد میفرماید(وَ یُجزِلُ المَصُوبَۀ) یعنی خیلی اجرت و پاداشت را زیاد بالا میبرد. حالا شما دقت کردید در موقعی که برایتان مشکل پیش میاید مصیبت زده هستید مشغلههای دیگر که دارید خود آن مشغلهها و کارها که مجبور هستید انجام بدهید خودبهخود میبینید که فشار مصیبت را کم میکند.@ یکی از اساتید ما میگفت الان در کشور ما یکطوری شده که اگر کسی مصیبتی ببیند کسی از او بمیرد آنقدر گرفتار هزینه میشود که اصلاً اصل مصیبت یادش میرود یعنی همین که باید فکر کند باید برود قبر بخرد و مقدمات کارها را انجام بدهد و به مهمانها ناهار و شام بدهد مراسم ختم و هفتم و چهلم خودبهخود اصل مصیبت یادش میرود.@ سعی کنید همیشه خودتان را پرکار نگه دارید کارهای مفید زیادی را برای خودتان در نظر بگیرید نیت بکنید که انجام بدهید اگر موقعی فراغتی پیدا کردید فضای بازی پیدا شد آن کارهای خیر را دائماً مد نظر داشته باشید که انجام بدهید خوش به حال کسی که موقع مردن وقتی میخواهد بمیرد یک عالم کارهای خیر نکرده داشته باشد.@ چون خودش که همیشه مشغول کارهای خیر هست ولی نیتهایش را هم دارد خدا میگوید این بنده من اگر زنده بود این کارها را انجام میداد ولی من دیگر به او فرصت ندادم بنابراین ثواب همه آن کارهایی را که میخواست انجام بدهد به او میدهم.@ مثلاً دوست داشت که هزارتا خانه بسازد به فقرا بدهد هزارتا دختر خانه بخت بفرستد کارهای خیر بکند واقعاً هم اگر زنده بود این کارها را میکرد اگر دستش میرسید و میتوانست واقعاً میکرد خیلی خوب است آدم همیشه کارهای علمی و عبادی.@ خدایا به من فرصت بده من یک مدتی برویم یک چله دو چله سه چله عبادت کنم خلوت با تو داشته باشم فرصت بده که یک مقداری بتوانم قرآن بخوانم فرصت بده یک مقدار دعا بخوانم فرصت بده بتوانم بروم تمام امامزادهها و اولیاء و شهدایی که هستند بروم زیارت کنم از اینها بخواهد.@ وقتی انسان کارهای خیر زیادی را برای خودش سراغ دارد و تصمیم دارد که اینها را انجام بدهد و تصمیم هم میگیرد که انجام بدهد سر خودش را شلوغ میکند دیگر وقت غصه خوردن برای مشکلات را ندارد.@ من استادمان چند وقت پیش سر درس داشتند میگفتند که من دارم یک کاری انجام میدهم یک شرحی دارم مینویسم به نهجالبلاغه یک شرحی دارم مینویسم به دعای عرفه دعا کنید من از خدا خواستم که زنده باشم این شرح را تمام کنم.@ حالا اگر این مشکلی برایش پیش بیاید خیلی مشکل ذهنش را مشغول نمیکند میگوید تا هستم این شرح را تمام کنم خیلی خوب هست که انسان همیشه کارهای خیر زیادی را برای انجامش مدنظر داشته باشد.@ این ناراحت شدن را که من گفتم در مورد مصائب شخصی مسائل دنیایی هست اما در مورد مسائل آخرتی یا یک موقعی مسائل دینی و اجتماعی و سیاسی هست یک موقعی به مقدسات خدای نکرده به امام زمان به دین اگر کسی اهانت کرد اگر بگویید ناراحت نشویم این خیلی بد است آدم باید با غیرت ناراحت بشود و مبارزه میکند.@ دیدید امام یک توهینی که به پیغمبر کردن گفت که سلمان رشدی باید کشته شود هر کس هم در راه کشتن او کشته شود شهید است بعضیها رفتند که او را بکشند و خودشان در راه کشته شدند و شهید شدند.@ در مورد ضرورت عمل کردن به این حرفها هست که افرادی که سر کلاس و جلسات میایند به این حرفها یا لااقل به حرفهای خودشان عمل کنند این احتیاج به تغذیه دارد و انسان باید مرتب به خودش تلقین بکند تا موفق به عمل بشود.@ آیا مداحیهایی که روی موبایل به جای زنگ میگذاریم اشکال دارد؟ نه مثلاً حالا شخصیت یک آدم از نوع آهنگی هم که انتخاب میکند برای تلفنش شناخته میشود گاهی وقتها افراد چیزهای جلف و سبکی میگذارند بعضیها چیزهای خوب میگذارند مداحی شأنش خیلی بزرگ است نباید برای این کارها استفاده شود مگر اینکه واقعاً مدح باشد مصیبت نباشد.@ مداحی دو جور هست یک موقع هست شما مدح دارید جشن و سروری هست صلواتی هست اینها قشنگ است یک موقع هست یک مداحی هست حزن دارد من یک موقع میبینم بعضیها در اتومبیلشان میگذارند بعد دارند با کنار دستی حرف میزنند در محل کارشان یا در خانه روشن است ولی دارند تلویزیون نگاه میکنند این خیلی بیادبی میشود قساوت قلب میاورد.@ اگر کسی مداحی میگذارد باید بنشیند به وزانش گریه بکند اگر نمیتوانی بنشینی غصه بخوری و گریه کنی گوش نکن چون قساوت قلب پیدا میکنی ولی یک موقع هست یک تواشیح و آهنگ قشنگی هست یک ساز خوب و الهامبخش هم باشد عیبی ندارد ولی آنچه که ممکن هست.@ ما داریم که اگر در کارها الحمد لله بگوییم خداوند آن را چند برابر میکند ما اگر در بلا که نعمت است الحمد لله بگوییم خدا بلای بزرگتری را برای ما نازل میکند یا لزومی ندارد الحمد لله بگوییم؟ نه الحمد لله بگویید اگر بلای بزرگتر بدهد یعنی لیاقت بزرگتر است.@ مثلاً وقتی یک شاگرد از خودش لیاقت بیشتری نشان میدهد سؤال استاد پیچیدهتر میشود این به این معناست که شاگرد عزیزتر است و استاد میخواهد که این بالاتر بشود برای همین هم میفرماید(أشَّدُ النّاس بَلاءً الأنبِیاء) شدیدترین مردم از نظر بلا انبیاء هستند(ثُمَّ الأمثَلُ فَالأمثَل) سپس کسانی که شبیهتر و شبیهتر به انبیاء هستند.@ نعمت است الحمد لله که شما میگویید ثوابتان را چند برابر میکند نه آن مصیبت را، اما اگر مصیبت بالاتری هم داد نشاندهنده این است که قبلش ظرفیتش را داده و بعد حالا میخواهد بالاتر ببرد. بلا اگر نعمت است پس آیا ما باید از خدا بخواهیم که بلاها را زیاد کند مصیبت را به ما بدهد؟@ نه هیچ کس حق خواستن بلا ندارد این کار حرام است اگر کسی از خدا بلا بخواهد حرام است حضرت فرمود شما فقط از خداوند عافیت، طول عمر، ثروت، سلامتی، شادی، نشاط را بخواهید اما وقتی یک چیزی غیر از آنها آمد آن را صبر کنید خودتان حق ندارید از خداوند بلا بخواهید.@ ناراحتی که به خاطر معنویات باشد بد نیست ناشکری هم نیست اما اگر کسی به خاطر معنویاتش ناراحت بشود معنویات هیچ وقت محدود نمیشود یعنی راهش بسته نمیشود یعنی اگر یک خانمی میخواهد رشد بکند شوهرش نمیگذارد.@ یا خانم یا آقایی میخواهد رشد بکند پدر و مادرش ممانعت میکنند و او مجبور است به خاطر اطاعت پدر و مادر تا یک حدودی محدود بکند خداوند حقیقت معنویت را به او میدهد ولو این راه ممکن است بسته باشد ولی آن اجر و حقیقت را به او میدهد برای همین اصلاً غصه ندارد.@ اگر قبلاً بلایی به ما رسیده و ناشکری کرده باشیم و الان میخواهیم جبران کنیم چکار کنیم؟ استغفار کنید همین الان هم که به او راضی بشوید کافی است. اگر در مصیبت ائمه روی پای خود بزنیم نه اشکالی ندارد مصیبت ائمه مصیبت مقدس است سینه زدن و عزاداری کردن که اشکالی ندارد.@ و یا فراغ عزیزی که در دوری از او گریه بکنیم این هم اشکالی ندارد ولی این گریه یعنی یادآوری عزیزی که دوستش داشتی با او انس داشتی و حالا در فراغش افتادی انسان یادش میاید متأثر میشود ممکن است گریه هم بکند ولی این گریه نه او را کسل و بیتاب و نه شاکی میکند اگر اینطوری باشد اشکالی ندارد.@ چطوری میتوانم مجالس عروسی و لهو و لعب نروم در صورتی که همسرم اجبار میکند و باعث ناراحتی میشود؟ اگر باعث اختلاف خانوادگی شدید و فتنه بشود مراجع میگویند بروید اشکالی ندارد ولی اگر انسان در آن مجالس شرکت میکند به گونهای باشد که خدای نکرده دلش برای این چیزها باز نشود.@ گریه کردن تا جایی که چشم بسوزد و درد بگیرد باز هم اجر خود را از دست میدهد؟ نه یک موقع هست انسان از فراغ یک نفر خیلی به او فشار میاید گریه میکند و چشمش میسوزد و درد میگیرد اما به هر حال نباید از کار و زندگی بیفتد از وظیفه همسرداری و زنداری و مادر بودن و بیتاب برخورد با دیگران، از شغلش و کارش نباید بیفتد.@ اگر مصیبت و ناراحتی را خودمان و اطرافیانمان با نادانی و ناآگاهی ایجاد کرده باشند آیا این مشکل از طرف خداست و باید بر آن صبر کرد؟ اگر دیگران ایجاد کنند صبر کنید اجر دارد اگر دیگران ایجاد کنند بداخلاقی که همسر دارد نادانی که همسر، پدر و مادر، فرزند، دوست، خواهر و برادر دارد اذیت میکند این اجر دارد.@ ولی اگر خودمان ایجاد کنیم این را خودمان کردیم مثلاً مسواک نزدیم دنداندرد گرفتیم بهداشت را رعایت نکردیم مریض شدیم این استغفار دارد انسان باید استغفار و توبه کند از اینکه کار را تکرار نکند.@ اگر کسی با توجه به فرمایشات شما توانایی تحمل کردن سختی و غصه را نداشته باشد و نه جسمش اجازه این کار را بدهد و نه روحش، یعنی هم بیماری جسمی و روحی پیدا کرده اینجا باید چکار کرد؟ باید تقویت کند هم جسم را میتواند تقویت کند که به نشاط برسد از آن وضعیت در بیاید هم روح را میتواند تقویت کند.@ برنامههایی هست عزیزی که مبتلا به همچین وضعیتی هست بیاید برنامه بگیرد که هم جسمش قوی شود و هم روحش، آنوقت بعضی از غصهها هم روانتنی است یعنی بعضیها هستند که غصهها و فشارهای روانیشان بیشتر جنبه روانتنی دارد یعنی ویتامین و پروتئین کافی یا مواد مورد نیاز بدن به او نمیرسد.@ بر اثر یک مشکل و مصیبت زود افسرده و پژمرده میشود بعد نمیتواند خودش را جمع و جور کند اگر خوب غذا بخورد به خصوص میوهها و سبزیجات فوقالعاده در آرامش انسان اثر دارند بیش از غذا، اگر استفاده کند خیلی از مشکلات را راحت میتواند تحمل کند و جسم و روح در همدیگر تأثیرگذار هستند.@ برای همین در حدیث داریم بعضی وقتها اگر کسی حالش گرفته است غصه دارد دل مرده شده سرش را بشوید یا استحمام کند شما وقتی که یکبار استحمام میکنید میبینید که چقدر نشاط میگیرد عطر بزند عطر خوب نه عطرهای طبیعتگرایانه و جلف، عطرهایی که نشاط میاورد عطرهای معنوی و خوب بزند یا رنگ لباسش را عوض کند یعنی به جای یک رنگ تیره و مرده یک رنگ شاد بپوشد.@ در حدیث داریم که ما در خانه رنگ زرد میپوشیم رنگ زرد که الان متأسفانه مردم ما از آن کمتر استفاده میکنند حالا یک موقع هست خانمی هست که در اجتماع نباید لباس رنگی بپوشد که جلب نظر نامحرم بکند ولی در خانه خوب هست که رنگهای شاد استفاده شود نه رنگهای مرده رنگهایی که دل میگیرد خوب نیست استفاده شود رنگهای شاد انسان بخرد.@ شما الان بیرون پارک بروید ببینید چقدر خداوند رنگهای قشنگ روی این گُلها گذاشته وقتی نگاه میکنید چقدر نشاط میگیرید زردی رنگ نشاط است در سوره بقره دارد(صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ) زردی که بیننده را شاد میکند لذا خوب هست که انسان از رنگهای شاد استفاده کند نگذارد دل مرده شود وسائلش را رنگ شاد بزند.@ مثلاً میخواهد کاغذ کادو بگیرد برای جلد کتابهایش شاد انتخاب کند لباس و ابزاری که میخواهد استفاده کند از رنگهای مرده انتخاب نکند عطر بزند استحمام کند در حدیث داریم یکی از انبیاء شکایت کرد به خدا از غصه از دلمردگی، خداوند فرمود انگور سیاه بخورد چون مادهای در انگور سیاه است که ضد افسردگی است نشاطآور است.@ مثل پرتقال که وقتی شما میخورید نشاطآور است از میوهها انسان باید استفاده بکند. یعنی طاقتش طاق شده و دیگر به هیچ وجه نمیتواند صبر کند علتش همین است که مدام در حال ناراحتی است یعنی در محیطی زندگی میکند که هر لحظه تنش و ناراحتی است و به غیر از خدا کسی نمیتواند آن را تغییر دهد.@ وقتی میگویی به غیر از خدا، یعنی خدا که نمرده همه جا هست وقتی خدا هست انسان میتواند همه جا صبر کند. اینکه شما میفرمایید در مقابل مصائب کسل نشوید این دست خود انسان که نیست زیرا من در مقابل از دست دادن یک عزیز دچار افسردگی شدم وقتی به روانپزشک مراجعه کردم گفت تا چند ماه طبیعی است چکار کنیم تا دوباره اینطور نشویم؟@ نه وقتی میگوید تا چند ماه طبیعی این طبیعی برای طبیعتگراها هست یعنی روانپزشک انسان را از تولد تا مرگ میبیند و همانطوری معنا میکند متأسفانه الان اینطوری است روانپزشکان و روانشناسان غالباً اینطوری هستند چون انسان را از تولد تا مرگ میبینند درسهایی که در دانشگاهها خواندند همینطوری انسان را معنا کرده.@ انسان یک زمانی متولد میشود یک زمانی هم میمیرد ولی قرآن این را نمیگوید که این طبیعی است برای یک مؤمن این طبیعی نیست اگر انسان در فراغ کسی کسی را از دست داد غمزده شد راه دارد برای اینکه شاد باشد شما باید ایمانت را تقویت بکنی.@ برای غیر کسی که ایمانش ضعیف است طبیعی است ولی برای یک مؤمن اینطوری نیست برای همین در احادیثی که امروز خواندم همه قید مؤمن آمده بود شخص مؤمن باشد اگر مؤمن باشد هیچ وقت اینطور نمیشود برای همین من توصیهام به این عزیز این هست که حتماً از میوهها و سبزیجات خوب استفاده کند خودش را شاد نگه دارد از وسائلی که میتواند او را شاد نگه دارد استفاده کند.@ ملاقاتها، دیدارها، رنگها، عطرها، خوراکیها و برنامههای معنوی و مطالعات معنوی خیلی میتواند انسان را قوی بکند. این فرق بین نبی و رسول را سؤال کردن نبی کسی هست که فقط خبر میاورد یعنی خبر فقط به او میرسد اما رسول فرستادهای هست که برای هدایت انسانها باید برود و اقدام بکند البته این در خیلی از انبیاء قابل جمع هست.@ اگر کسی بیش از اندازه از تو توقع داشت و حتی خودش هم برای تو کوچکترین کاری نکند و آن فرد از اقوام نزدیک باشد وظیفه ما در قبال چنین فردی چیستی؟ غیر از پدر و مادر اگر کسی اینطوری باشد داریم که شما به مقداری با او کار کنید و راه بیایید کمکش بکنید که آن هم حاضر باشد کار بکند این خوب نیست که انسان رابطه یک طرفه برقرار کند.@ یعنی یک نفر که در اصطلاحاً استخدام میگویند یک نفر را ما استخدام کنیم مستخدم ما باشد برای ما کار بکند کارهای ما را انجام بدهد ولی ما حاضر نباشیم آن موقعی که میتوانیم کاری برایش بکنیم این روحیه روحیه خوبی نیست.@ لذا میگوید اگر کسی یک همچین روحیهای در مقابل تو دارد تو برایش کاری انجام نده یک موقع هست همسر است همسر فرق میکند که انسان میگذارد به حساب خدا.@ وظائف واجب مثل همسر، شوهر، زن موارد اینطوری، ولی در مقابل کسان دیگر نه اینطوری نیست که انسان باید حتماً غیر از پدر و مادر و شوهر برای زن یا همسر اگر کس دیگری همچین وضعیتی بخواهد داشته باشد انسان نباید این رابطه را ادامه بدهد. اگر انسان از بیتابیهای خودش استغفار بکند اجر نصیبش خواهد شد.@