جلسه 025 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
25
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
1
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 025 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره اجر صبر بود نتیجه و پاداش صبر، البته این نتیجه و پاداش را ما به صورت کلی بررسی میکنیم یعنی خود صبر محصولاتی دارد آثار و خواصی دارد که نصیب انسان میشود اما درباره اقسام صبر که صبر بر مصیبت و چیزهای دیگر باشد باز بحث داریم که جداگانه انشاء الله خدمتتان عرض خواهد شد.@ یک قاعده و فرمول کلی هست که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(إنَّکَ لَن تُدرِکَ ما تُحِبُّ مِن رَبِّک إلاّ بِصَبرِ عن ما تَشتَهی) تو به آنچه که دوست داری از خدا به تو برسد نمیرسی مگر به صبر از آنچه که به آن میل داری این تضاد بین طبیعت و فطرت را میرساند بین من حیوانی با من الهی.@ در(إنک) یعنی تو، به درستی که تو، ضمیر تو به فطرت برمیگردد یعنی بُعد انسانی مورد خطاب قرار گرفته تو به عنوان بنده خدا و صائر به سوی جاودانگی و ابدیت، تو به عنوان موجودی که از خدا دمیده شدی تو به عنوان نفخه معصومین(ع) پرتو معصومین، این تو همان بخش انسانی ماست.@ یعنی خطاب به بخش انسانی ماست که بینهایتطلب است و دنیا هم نمیتواند سیرش بکند هیچ یک از کمالات دنیا نمیتواند او را آرام بکند میفرماید که تو به آنچه که دوست داری از خدا به تو برسد نمیرسی مگر به اینکه به چیزی که دوست داری صبر بکنی.@ یعنی توی انسان به آنچه که میخواهی نمیرسی مگر اینکه توی حیوان به آنچه که دوست داری صبر بکنی چون هر دو یک نفر هستند یعنی ما که دو من در خودمان نداریم احساس دو شخصیتی نمیکنیم که فکر کنیم دو شخصیت هستیم یک موجود و یک شخصیت هست که قوای مختلف دارد.@ یک من هست من طبیعی و من فطری، یکی هست(النَّفسُ فی وَحدَتِها کُلُّ القُوا) بنابراین ما این وحدت شخصیت را در درون خودمان احساس میکنیم من الهی من جاودانه من حقیقی اگر بخواهد به رشد انسانی به خوشبختی دنیا و آخرت به آرامش در دنیا و آخرت برسد امکان ندارد مگر با صبر، صبر بخش حیوانی، صبر بخش طبیعی به آنچه که میل دارد.@ یعنی شما در واقع هر وقت بخواهی بخش طبیعی را آزاد بگذاری که به هر چه میل دارد برسد در واقع داری من فطری و من الهی را از رسیدن به آنچه که دوست دارد باز میداری و محرومش میکنی.@

خواهی سپرد خطابش به من حیوانی هست(تو) اینجا فطرت هست من انسانی، بنابراین هیچ میلی برای ما مفت تمام نمیشود برای ما هزینهبردار هست البته میلهای طبیعی هم وقتی که در استخدام من الهی قرار میگیرند خودشان عبادت است.@ کسی نمیگوید که ما از لذتهای طبیعی استفاده نکنیم اگر به اندازه باشد به اندازهای که فطرت بتواند قدرت بگیرد و حرکت بکند این عبادت است ثواب هم هست در تمام لذات طبیعی اینطوری است اما وقتی که زیادهخواهی و زیادهروی میشود دارد بار میشود به جای یار بودن.@ مثل غذاست شما وقتی که غذای طبیعی میخورید به اندازه غذا میخورید یعنی پروتئین و ویتامین انرژي و کالری دریافت میکنید این به اندازهای که دریافت میکنید برای بدن خوب است اما وقتی که زیاد دریافت میکنید این زیادی نتیجه عکس میدهد دوباره بدن را به دردسر میاندازد.@ شما میخوری که بدنت سالم باشد ولی در اثر همین خوردن مریض میشوی یعنی سیستم را خراب میکند نظام بدن را به هم میزند در طبیعت برای فطرت هم همین حکم را دارد یعنی یک موقع هست که شما طبیعت را جذب میکنی فرق نمیکند چه لذتی، تمام لذات طبیعی، جذب میکنی این برای فطرت خیلی لازم و خوب است.@ کسی خودش را نباید از لذات طبیعی محروم کند اگر کسی خودش را از لذات طبیعی محروم کند فطرتش هم خمود و ضعیف میشود در حدیث داریم مضمونش این است که اگر میخواهید برای وظائف الهیتان قدرت پیدا کنید از لذات طبیعی استفاده کنید.@ ما باید بدانیم که لازم است ما از لذات طبیعی استفاده کنیم از میلهای حیوانی استفاده کنیم این خوب است ولی به میزانی که فطرت قدرت پیدا کند و بتواند حرکت بکند آرامش پیدا کند این بخش و فطرت آزاد بشود بتواند به کار خودش برسد ولی زیادهرویاش نه.@ وقتی زیادهروی و زیادهخواهی میکنی و شروع میکنی در جذب لذات مادی و نعمتهای مادی و کمالات مادی زیادهروی میکنی و با دیگران به مسابقه میپردازی فطرت خمود میشود سنگین میشود و دیگر قدرت حرکت ندارد.@ بنابراین عمر و وقت و استعدادت به جای اینکه صرف قدرت انسانی بشود صرف قدرت طبیعی و حیوانی میشود و جهنم ما را عمیقتر و سوزانندهتر و دردآورتر میکند پس این را باید خیلی دقت کنیم اگر میگوید شما به آنچه که از خدا میخواهید نمیرسید مگر به صبر از آنچه که دوست دارید.@ یعنی ما در مسیری که میخواهیم برویم به سمت خداوند خیلی چشمکها و دوستداشتنیها و چیزهای جذاب سر راهمان قرار میگیرد که مثل اهل دنیا میل پیدا میکنیم آنطوری باشیم وقتی به سمتش میروی میبینی که فلجت میکند.@ مثل یک باتلاقی هست که تو را در خودش میکشد و دیگر قدرت بیرون آمدن هم نداری همه کسانی که در حرکتشان هم خدا را میخواهند هم دنیا را اینطوری میشود یعنی میخواهند در عین حالی که خدا را دارند دنیا را هم داشته باشند به سمت دنیا میروند بعد میبینی که فلج و زمینگیر میشوند و دیگر قدرت بر حرکت ندارند.@ مثلاً یک عروس و داماد تازه ازدواج کردند دختر میبیند دخترخالهاش بیست میلیون تومان جهیزیه داشته شوهر دختر خالهاش ماشین دارد بعد خانه مستقل دارند بعد دو میلیون تومان طلا به او آویزان هست این هم هوس میکند اینطوری باشد بعد همسرش را در فشار میگذارد.@ همسر هم این را دوست دارد میخواهد خواستههای همسرش را تأمین کند میبینی که این رفتن به دنبال میل خانم باعث میشود که هر دو از حرکت انسانی باز بمانند و بعد یواش یواش به سمت پژمردگی و افسردگی میروند چون قبلاً هم عرض کردم بخش شادی و نشاط و آرامش مربوط به بخش انسانی ماست.@ شما در بخش حیوانی آرامش و نشاط نداری مگر خیلی کم، حقیقت نشاط آرامش و شادی مربوط به بخش انسانی است هر چه او خوراک بخورد آرامتر و شادتر است و هر چه خوراکش کمتر بشود ناآرام است ولو از نظر طبیعی خیلی قوی و ثروتمند باشد.@ این حدیث را خیلی با خودتان داشته باشید که شما باید صبر بکنید به آنچه که دوست دارید اینکه من از فلان چیز خوشم میاید چون دوست دارم و خوشم میاید دلیل نمیشود که خودم را به دردسر بیاندازم مثلاً فرض بفرمایید کسی اتومبیل ندارد حالا برای تهیه اتومبیل باید خیلی سختی بکشد تا تهیه کند.@ مثلاً برود چند میلیون تومان وام بگیرد یک مقدار به خودش فشار بیاورد تا برود یک مقدار به خودش فشار بیاورد و به خواسته خودش برسد میبینید که باید به وزان این خواسته خودش ساعت کارش را بالا ببرد خستهتر میشود.@ از رسیدگی عاطفی به خانوادهاش باز میماند از عبادت و حضور قلب در نماز باز میماند از نشاط مطالعه و کار علمی و معنوی باز میماند و گرفتاریهای خاص خودش را دارد از اینطرف هم نمیتواند به این میلش غلبه بکند وقتی نمیتواند به این میلش غلبه پیدا کند باید هزینه زیادی برای ارضاء این میلش بپردازد یا چیزهای دیگر.@ (إنَّکَ لَن تُدرِکَ ما تُحِبُّ مِن رَبِّک إلاّ بِصَبرِ عن ما تَشتَهی) صبر بر چیزهایی که دوست داریم یک مسیر بسیار نورانی و روشنی را برای ما باز میکند کسانی که میخواهند روح قوی داشته باشند باید نسبت به چیزهایی که خوششان میاید صبر کنند.@ یعنی نفس را عادت ندهند که هر وقت از هر چه خوششان آمد به راحتی به آن برسند حتی اگر قرار است برسند بگذارند نفس اذیت بشود برای رسیدن به آن، حالا مفصلش را در مباحث دیگر توضیح خواهم داد.@ ولی وقتی که نفس عادت کند هر چه را که دوست دارد زود به آن برسد و هر چه را که میخواهد به آن برسد این باعث میشود که کلاً کودک عزیز روان در حد همان کودکی بماند و هیچ وقت بالغ نشود هیچ وقت رشد انسانی پیدا نکند کودک عزیز روان باید در سختیها به قدرت برسد.@ مثل یک ورزشکار و دانشمند است که در صبر در محدودیتها صبر در تمرینهای ورزشی یک ورزشکار قدرتمند و باکمال میشود ورزشکار تنبل و تنپرور هیچ وقت بدن قدرتمندی نخواهد داشت هیچ کس با تنپروری و تنبلی و درس نخواندن دانشمند نمیشود.@ این رابطه را خیلی دقت کنید برای همین اصلاً خودتان یواش یواش سعی کنید این تمرینها را بگذارید که از کوچک شروع کنید من مثالهای خیلی کوچک میزنم این تمرینها را شروع کنید بعد از یک مدت میبینید که خودبهخود روحاً هم آرامتر هستید هم قویتر هم نشاطتان بیشتر است این چند تمرینی که میدهم در منزل رعایت کنید.@ مثلاً دو نوع میوه جلویتان میگذارند یا از یک نوع میوه دو سه جور میگذارند نمیگویم نخورید، اینکه آدم بتواند بعضی وقتها نخورد خوب است مثلا من امروز نمیمیرم که این میوه را نخورم ترک میوه حرام است میوه برای بدن لازم است کسی نباید میوه نخورد.@ ولی حالا اگر من امروز پرتقال نخوردم خیلی به جایی برنمیخورد بدنم که دیگر افت نمیکند ممکن است از طریق دیگری برسد من دنبال ویتامین ث هستم برای بدنم، حالا من میتوانم ویتامین ث را از غیر پرتقال هم بگیرم حالا دو جور پرتقال جلوی من گذاشتند آن که خیلی زشت است آن را انتخاب کنم برای خوردن نه آن که خیلی خوشگل و جذابتر است.@ کیوی جلوی شما گذاشتن با پرتقال، ببین از کدامش بیشتر خوشت میاید آن را نخور بده کس دیگر بخور آن را که خیلی میل نداری انتخاب کن بخور اسیر شکم و میلت نباش نگو دوست ندارم همان را بخور اتفاقاً ویتامین ث کیوی بیشتر از پرتقال است.@ الان دارد تابستان میاید بعضی از روزها خودتان را عادت بدهید آب خنک نخورید یک موقعی هست ناچاراً آب خنک برایتان میاورند غیر آب خنک آب دیگری در دسترس نیست ولی یک موقع هست خودت میخواهی انتخاب کنی خانه رفتی لیوانت را به جای اینکه از یخچال پر کنی آب خنک بخوری گرمت هم هست تشنه هم هستی برو از شیر آب پر کن میل کن.@ اذیت هم میشوی همچین مزهای هم ندارد ولی چند ثانیه است چون به محض اینکه این آب از گلوی شما پایین رفت آب بدن شما تأمین میشود شما احساس عطشتان خودبهخود از بین میرود ضمناً با آب گرم کمتر هم تشنهتان میشود تا آب خنک که خودش دوباره هم تشنگی میاورد و هم بیماریهای دیگر به خصوص که یخ در آن باشد اصلاً از این نوع آب استفاده نکنید.@ یک موقع هست آبی را در یخچال گذاشتید خودبهخود خنک شده بد نیست عیبی ندارد ولی انسان به هر حال خوب است یک موقعهایی خودش را تنبیه بکند یعنی نگذارد هر وقت هر چه هوس کرد زود بیاید و بخورد.@ رفتید در ساندویچفروشی میخواهید غذا بخورید میلت به یک نوع ساندویچ بیشتر است آن که میلت کمتر است یا اگر بخوری فقط شکمت سیر میشود شاید خیلی لذت هم نبری آن را انتخاب کن به جایی هم برنمیخورد یا در رستوران رفتی نه آن چیزی که خیلی خوشت میاید.@ در نوشیدنی، در میوه، در نشستن در اتوبوس اینکه کجا بنشینی ببین کجا را بدت میاید همانجا بنشین در تاکسی میخواهی بنشینی چهار نفر هستید ببین بدترین جا کجاست آن را برای خودت انتخاب کن در کنار سفره، در کار منزل، در کار منزل چند کار هست قرار است دو خواهر، مادر و خواهر، یک زن و شوهر میخواهند تقسیم کار کنند.@ یک آقایی میخواهد در خانه کمک همسرش کند ببین از کدام کار خوشت نمیاید سنگینتر است آن کار را انجام بده اگر ظرف شستن سنگینتر است آقا برود ظرف بشوید نگذارید خیلی به شما خوش بگذرد وقتی یک مدتی این کار را کردید میبینید که یک روح خیلی قدرتمند، اخلاقتان هم عوض میشود اخلاق خوشی میشود.@ بچههایی که مادرشان خیلی لیلی به لالاشان میگذارند که بیرون نروند خرید نکنند کار نکنند خیلی به آنها میرسند اینها خیلی پرتوقع، کمصبر، و بداخلاق بار میایند مثلاً 25 سالش شده ازدواج کرده میبینی هنوز مثل بچه است هنوز سر کوچکترین مسأله در خانه داد و فریاد راه میاندازد برای اینکه مادر و پدرش این را کمصبر و بیحوصله بار آوردند.@ هر وقت هر چه دوست داشته بلافاصله در اختیارش قرار دادند بچهها هم همینطور، اگر میخواهید برای بچه چیزی را بخرید خیلی راحت هر وقت هر چیزی خواست نخرید یک مقدار صبر کنید بگذارید یکذره اذیت بشود هم قدر میداند هم شاکرتر خواهد شد هم حوصلهاش زیادتر میشود یاد میگیرد که صبر کند.@ ولی اگر هر خوراکی خواست هر اسباببازی خواست شما به او دادی این روحیه ضعیف، تنبل، تنپرور، پرتوقع و ناسپاس و ناشکر بار میاید هم از پدر و مادر هم از خدا، شما سعی کنید خودتان را تمرین بدهید یعنی این یکی از راههای اینکه انسان من حقیقیاش بزرگ بشود و مسلط بشود بر طبیعتش همین است.@ ماه رمضان ما همین کار را میکنیم ماه رمضان نمیگوید نخورید میگوید سحر و افطار بخور ولی بین سحر تا افطار هر چه خواست به او جواب نده تا یک مقدار به آرامش برسد برای همین در ماه رمضان همه آدمها مقدار زیادی آرامش دارند چه آنهایی که روزه خوب میگیرند چه آنهایی که روزه بد میگیرند.@ اساساً شخصیتاً همه اینطور هستند نفس روزه این کار را با آدم میکند فرق نمیکند وقتی شما روزه میگیری میبینی که اخلاقت بهتر است کنترل خودت بیشتر است آرامشت بیشتر است درست است فشار به طبیعت بیشتر است ولی از نظر شخصیتی و روحی خیلی شادتر و آرامتر هستی.@ برای همین هم هست که خیلیها دوست دارند بیش از ماه رمضان روزه بگیرند یعنی از رجب و شعبان شروع میکنند در غیر از آن موارد هم میگیرند چون اساساً این قدرت و آرامش و شادی و نشاط را ماه مبارک برای انسان میاورد حالا ما از آنجا درس بگیریم این تمرین را برای تسلط بر خودمان انجام بدهیم.@ هر وقت چیزی را خواستیم با عجله به سمتش نرویم نگوییم من این را دوست دارم میخواهم بیطاقت هستم باید به آن برسم، نه این محرومیت را به خودتان بدهید صبر را به خودتان تحمیل بکنید ارادهتان و روحتان قوی میشود پس این تمرینها فراموش نشود.@ خیلی موارد دیگر هست یعنی هر کس به نفس خودش واقفتر هست که ببیند از بین این مشتهیات نفسانی کدامش بیشتر برایش جذابیت دارد نگذارد خیلی راحت هر وقت دلش خواست به آن برسد البته این بحثهای من را قاطی نکنید بعضیها بیمورد از این مباحث استفاده میکنند.@ مثلاً یک خانم خانهدار هست در رابطه با همسرش، میبیند همسرش میلهای مختلف دارد این باید به میل همسرش باشد مثلاً در آرایش کردن در لباس پوشیدن در تمکین جنسی، در غذا درست کردن، مثلاً شما میدانید همسرتان ماکارانی با گوشت دوست دارد این غذای مورد علاقهاش است.@ هر وقت درست کنی خوشش میاید نگو که من میخواهم شوهرم را بسازم این باید یاد بگیرد صبر بر سختی داشته باشد حالا من این را با تخممرغ و قارچ درست کنم به جای گوشت، نه این مسائل فقط شخصی است در مورد دیگران شما حق ندارید اعمال کنید.@ پدر و مادر در مورد بچه میتوانند یک مقداری اعمال کنند آن هم نه اینکه بچه را زجرکش کنند به میزانی که به مرور زمان بچه تربیت شود صبرش زیاد شود بیطاقت و عقدهای نشود این را دقت کنید که ما مصادیق را با هم قاطی نکنیم این تمرینهایی که گفتم جدی بگیرید و ذره ذره در خانه پیاده کنید از همینجا شروع کنید.@ حالا انشاء الله در بحثهای دیگر مفصل من عرض میکنم ولی حالا شما از این مقداری که عرض کردم این تمرینها را انجام بدهید مثلاً در خانه سر سفره نسبت به غذاها این را دقت بکنید حالا یک موقع هست بدن لازم دارد یک چیزی بخورد بخورید با اشتها و میل بخورید هیچ اشکالی ندارد.@ ولی یک موقع میبینید نه اینطور نیست میشود بعضی از چیزها را حذف کرد آنها را حذف کنید در مسافرتها، در مهمانیها، در جمعها این فداکاریها بسیار بسیار سازنده هست مثلاً نان بیات هست نان تازه هم هست شما با نان بیات غذاتان را بخورید تازه اگر کم هست برای دیگران بگذارید.@ یک مقدار این نفس هر چه دلش خواست راحت به آن نرسد و این تمرینها یواش یواش به مرور زمان باعث تسلط شما به خودتان میشود آنوقت این فطرت قویتر میشود و شما به نشاط و شادابی و قدرت بیشتری دست پیدا خواهید کرد تا یواش یواش سراغ چیزهای بزرگتر.@ خواستهها و خواهشهای بزرگتر برویم که آنجا آدم بتواند یواش یواش جلوگیری بکند و آن محرومیتها را به خودش تحمیل بکند بد نیست برای اینکه روح قوی میشود و شدت پیدا میکند اگر کسی میخواهد دریافتهای بیشتری از خداوندش داشته باشد(إنَّکَ لَن تُدرِکَ ما تُحِبُّ مِن رَبِّک إلاّ بِصَبرِ عن ما تَشتَهی) یعنی شما اگر میخواهید دریافتهای بالاتر و بیشتری داشته باشید میلهای بیشتری را باید فدا کنید.@ یعنی هزینه بیشتری بدهید مثل خانمی هست که طلافروشی میرود میخواهد طلای بیشتر و قشنگتری دریافت کند باید پول بیشتری بدهد یعنی پولی که به آن علاقه داری و چسبیدی، در مورد خدا هم همینطور است هر چقدر شما بخواهید فطرت جذب بیشتری داشته باشد طبیعت باید بیشتر خرج بکند.@ لذا شما هر چقدر از میلتان بیشتر خرج میکنید از آنطرف به آرامش و قدرت بیشتری میرسید مقامهای بیشتری جذب میکنید انس بیشتری را جذب میکنید و راههای بیشتری به روی شما باز خواهد شد.@ اگر کسی واقعاً جدی باشد در حرکت به سمت ابدیت در انس با خداوند، در عشق به امام زمان، در عشق به خداوند در طی مسیر انسانیت این بیشتر از طبیعتش مایه میگذارد و سرمایهگذاری میکند هر چقدر از اینطرف این سرمایهگذاری بیشتری بکنی قدرت و سرعتت بیشتر خواهد شد.@ پس آنچه که میخواهی دریافت کنی باید برایش هزینه طبیعی بپردازی این فراموش نشود مضافاً اینکه دنیای ما هم شیرین خواهد شد مسأله فقط آخرت و معنویات نیست همین دنیای ما لذتبخشتر خواهد شد.@ روابط بین همسران، اعضای خانواده، بین خواهر و برادر، وقتی که پای اشتها و میل را شما حذف میکنید و حاضر هستید میل و اشتها را قربانی کنید خیلی صمیمیت، علاقه، عواطف زیاد خواهد شد پس به این ده پانزده مورد تمرینی که گفتم توجه بکنید و برایش یک سرمایهگذاری در این زمینه انشاء الله بکنید اینها مثال بود عرض کردم.@ خود شما خودتان را بهتر میشناسید بدانید که کجا نقطه ضعفتان هست کجا بحث اشتها هست آنجایی که اشتها دارید صبر کنید مثلاً الان پدر شما میل دارد اخبار نگاه کند شما میخواهید یک سریال تلویزیونی نگاه کنید نگاه کردن سریال تلویزیونی برای ما هیچ کمال انسانی محسوب نمیشود.@ ما میخواهیم واهمهمان را ارضا کنیم که ادامه داستان چه شد میخواهیم ادامه داستان و ماجرا را که خیلی به آن علاقه داریم ببینیم گاهی وقتها داستان داستان حقیقی نیست یک داستان خیالی است مثلاً کارتون است این دیگر خیلی بدتر.@ یا داستانی هست که سر و تهاش به ما ربطی ندارد چه بدانیم چه ندانیم نمیمیریم هیچ اتفاقی هم برایمان نمیافتد به شیرینی اجازه بدهیم پدرمان اخبارش را گوش کند یا آن کانالی که دوست دارد خواهرمان، برادرمان، خواهر کوچک، خواهر بزرگ، برادر بزرگ، برادر کوچک، و این را فکر نکنیم که پررویی است.@ میگوییم اگر ما این اجازه را به طرف مقابل دادیم پس خودم چی، از این بگذریم، از این که گذشتی این فشار را که تحمل کردی فشار میاید چون به هر حال به آن چیزی که علاقه و اشتها داری رویش پا میگذاری فشار هم میاید ولی بعدش میبینی که رد شد و تو امتیاز گرفتی.@ امتیازت این بوده که قدرت روحی جذب کردی توانستی تسلط بر خود پیدا کنی و این بعداً در شادی و آرامش تو بسیار مؤثر است خدا هم حَزش را به شما میدهد به صورت لذتهای معنوی دیگری این را به شما برمیگرداند خیلی بیشتر.@ ولی اولش باید این یکذره سختی را باید تحمل کنی و بخوری یعنی تا این جرعه تلخ را نخوری به آن نتیجهای که میخواهید نمیرسید حالا شما خیلی از سریالها بوده تعقیب نکردید ندیدید به هیچ جا هم برنمیخورد یا اصلاً در این وادی وارد نشود خیلی بهتر است چون تعلق هم پیدا نمیکند دنبال اینکه چه شد، کجا رفت، چه شد، انسان نرود و نگاه نکند.@ برود به کارهای واجبتر و قشنگتر و چیزهای مهمتر برسد اصلاً ذهن خودش را خسته نکند تعقیب هر کدام از اینها دهها بار برای انسان مریضی و اضطراب و ناآرامی و تاریکی حقیقی برای انسان میاورد که هم دنیا را خراب میکند هم آخرت را.@ هیچ لزومی ندارد که من سریال را تعقیب کنم ببینم ماجرا به کجا میرسد میگویند آموزنده است، آموزندگی را انسان از خیلی چیزهای دیگر میتواند یاد بگیرد با مطالعه کتاب هزار برابر آن سریال میتواند درس یاد بگیرد اگر واقعاً بحث آموزندگی است.@ بنابراین سعی کنیم آرامش خودمان را حفظ کنیم خیلی مفت خودمان را در جریانها و داستانها و ماجراهای دیگران و بخصوص ماجراهای دروغ و افسانهای نیاندازیم آرامش خودمان را حفظ کنیم و هیچ اشکالی ندارد که از اینها چشمپوشی کنیم به همین جهت هست که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(لَن یُحصَلَ الأجرُ حَتّی یُتَجَرَعَ الصَّبرُ) اجر به دست نمیاید تا صبر جرعه جرعه خورده بشود.@ یعنی شما باید این کوفت این تلخی صبر را بخورید صبر تلخی دارد درختی هست به نام صبر، تلخترین درخت هست این را بخورید تیغ دارد اذیت میکند ولی ارزش دارد.@ یک میوهای من در یکی از کشورهای عربی دیدم میوه خیلی خوشمزهای بود اما نمیشد کسی به راحتی آن را دستش بگیرد بخورد چون تیغهای خیلی بزرگ مثل جوجهتیغی بود خیلی به سختی میشد این را بخوری اسمش صبار است.@ (لَن یُحصَلَ الأجرُ حَتّی یُتَجَرَعَ الصَّبرُ) اگر میخواهید به اجر برسید هم اجر دنیایی و نتائج دنیایی که شیرینی دنیا و آرامش دنیا و خوشبختی در دنیا را دارد و هم نتائج آخرتی، اجر آخرت، باید صبر داشته باشید آدم بیصبر و عجول و بیحوصله هم دنیای ناآرامی دارد هم آخرت تنگ و تاری دارد.@ قبر خیلی تاریک و پرعذاب و پرفشاری خواهد داشت اما چیزی که باید خیلی دقت کنید مسأله اجر است اجر وقتی میگویند خیلی ساده از کنار این رد نشوید مسأله ثواب و اجر فوقالعاده مهم است چون خدا ثواب و اجر را با مقیاس دنیا به ما نمیدهد بلکه با مقیاس آخرت میدهد.@ یعنی وقتی میگوید خدا برای این کار اجر میدهد تمام این کره زمین و دنیا را در نظر بگیرید همه لذتهایی که آدمها در آن بردند را در نظر بگیرید در مقابل آن اجری که خداوند میخواهد به ما بدهد بسیار ناچیز است شما رحم را در نظر بگیرید جایش و غذایش را.@ جایی که هست و غذایی که به جنین میدهد بعد در دنیا بیایید ببینید جا و غذا و خوردنیها چقدر فرق میکند اصلاً قابل مقایسه نیست وقتی خدا راجع به اجر سخن میگوید که اگر کسی صبر کند به او اجر میدهم.@ خوب دقت کنید یعنی چه، این را آن هفته در کلاس زیارت عاشورا گفتم وقتی نوه امام میگوید این بچه خیلی من را اذیت میکند امام میگوید من همه عبادتهای عمرم را حاضرم به تو بدهم تو ثواب زحمت بچهداری را به من بدهی هیچ کس نمیفهمد ثواب زحمت بچهداری چقدر است.@ شوهرداری چقدر است به خصوص که اگر شوهر یا زن بداخلاق باشد یکذره کجخلقی داشته باشد تحمل این همسر کسی نمیداند چقدر اجر دارد جز خداوند تبارک و تعالی، و یک موقعی هم من توصیه میکنم هیچ کدام از شما عزیزان سعی کنید عامل اجر خانوادهتان نباشید.@ نگویید که من اذیتشان میکنم به اینها ثواب بیشتری برسد چون هر چه به آنها ثواب میدهند شما را هم عذاب میدهند هر بار کجخلقی و بداخلاقی و تنگی فشار قبر زیادی برای انسان میاورد فشار قبرهای خیلی طولانی، برای همین مایه رشد کسی از این جهت ما نباید باشیم.@ یک موقع خدای نکرده اینقدر نامبارک نباشیم که دیگران به خاطر صبر با ما به خاطر تحمل ما و زندگی ما با اجر ببرند حضرت میفرماید سعی کنید هر کدامتان برای اعضای خانوادهتان بهترین باشید یعنی با وجود شما دیگر آرزوی کس دیگری را نکند این هم با خود طرف معامله نکنید بلکه با خدا معامله کنید.@ بگویید خدایا من با تو عهد میبندم که برای همسرم، فرزندم، پدر و مادرم، کسان دیگری که با من زندگی میکنند بهترین و شیرینترین باشم اگر کسی این کار را بکند این هم اجر و مقامات زیادی خواهد داشت هر کس بتواند به این عرضه برسد و برای این تلاش بکند خیلی به خداوند تبارک و تعالی و اجر الهی نزدیک خواهد شد.@ روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست که میفرماید(إن صَبَرتَ جَری عَلَیکَ القَلَم وَ أنتَ مَأجُورٌ وَ إن جَزَعتَ جَری عَلَیکَ القَلَم وَ أنتَ مَعذُورٌ) میگوید وقتی مصیبت یا مشکلی برای شما پیش میاید حالا یا عبادت است باید صبر کنی خوب انجامش بدهی یا طاعت است یا مصیبت است یا معصیت، بالأخره یک چیزی از اینها پیش میاید.@ میگوید اگر صبر کردی قلم برای تو جاری میشود و برای تو اجر مینویسد و به هر حال این هست تو چه بخواهی و چه نخواهی این مسأله هست اما جزع و فزع و بیتابی بکنی همان اتفاق میافتد قلم بر تو جاری است قضای الهی بر تو حاکم است اما تو گناهکار محسوب میشوی مینویسند این آدم بیادب و بیحوصله بود برایت گناه مینویسند.@ مثل یک پزشک است شما وقتی پیش پزشک میروید از او خواهش میکنید درمانت کند پول هم حاضر هستی بدهی یعنی هم پول کلان به او میدهی و هم خواهش میکنی با ادب و تواضع که من فلان مشکل را دارم درمان کن درمان درد دارد به خصوص بعضی از انواع درمانها دردش خیلی زیاد است.@ مثلاً شما دوتا از مهرههای کمرت در رفت جابهجا شد یا استخوان دستت، دکتر وقتی این را میگیرد باید آنقدر فشار دهد تا جا بیفتد یعنی اصلاً کلاً کار کار درمان با درد است ما الان یک رشتهای داریم در پزشکی به نام درمان با درد، اصلاً شیوهاش این است با درد درمان میکند دارو ندارد ولی میگوید باید درد را تحمل کنی تا انجام شود.@ دستت در رفته میگوید باید تحمل کنی میکشد تا جا بیفتد حالا یک مریضی را نگاه کنید پیش طبیب رفته پول پرداخت کرده خواهش کرده طبیب این کار را بکند طبیب وقتی شروع میکند کارش زجرآور است بعد حالا یک مریضی را در نظر بگیرید که به طبیب توهین کند تو چرا من را اذیت میکنی برای چه اینقدر درد هست چرا آمپول میزنی چرا تیغ میزنی.@ یک مریضی هم هست نه با شیرینی تحمل میکند و بعد هم به دکتر میگوید دست شما درد نکند خیلی ممنون، هر دو درد را تحمل کردن ولی اولی پزشک از او متنفر میشود ممکن است مسیر را رها کند و ادامه ندهد.@ دومی نه پزشک میگوید که این مریض خوبی هست مؤدب است دلسوزی بیشتری هم برایش میکند یادتان نرود هیچ مصیبتی در دنیا به سراغمان نمیاید مگر در قالب محبت خداوند سراغمان میاید امام عسکری فرمود هیچ بلایی برای مؤمن نمیاید مگر با احاطه نعمت، پس برای درمان ما دارد میاید.@ هر مشکلی که شد پدرمان مُرد مادرمان مُرد، همسرمان مُرد بچهمان مُرد مریض شدیم انواع بیماریها گرفتیم بدهکار شدیم هر چه که آمد در قالب نعمت میاید نعمتش را ما الان نمیفهمیم ما الان فقط مثل بچهها تلخی و دردش را خواهیم دید پس اگر مصیبت آمد اگر صبر کردی اجر خواهی برد.@ ضمن اینکه جبران دنیایی هم دارد و اگر صبر نکردی دنیایت را خراب میکنی اجر آخرتت را هم از دست میدهی و گناهکار خواهی شد این فرمول را بگویم خیلی زیباست از علی(ع) (إن تَصبِرُوا فَمِنَ اللهِ فِی کُلِّ مُصیبَۀٍ خَلَف) اگر صبر بکنید از جانب خدا در هر مصیبتی برای شما یک جبرانی وجود دارد خلف یعنی جانشین، برای شما جبران دارد.@ روایت بعدی هم با همین سیاق است(إن صَبَرتَ أدرَکتَ بِصَبرِکَ مَنازِلَ الأبرار وَ إن جَزَعتَ أورَدَکَ جَزَعُکَ عَذابَ النّار) اگر صبر بکنی نائل میشوی به وسیله صبر خودت به منازل و جایگاه نیکوکاران خواهی رسید(تَوَفَّنی مَعَ الأبرار) خدایا من را با ابرار قرار بده با ابرار بمیران پیامبر معصوم.@ بعد میبینی که خانم خانهداری هست در خانه گرفتاری دارد به شیرینی صبر میکند میگوید خدا این خانم را به آن مقام میرساند به مقامی که پیغمبر معصوم میخواهد میرساند این باغبان و آن کارگر و آن کارمند را، هر کس فرقی نمیکند به خاطر صبری که دارد.@ مهم نیست که تو چه کسی هستی کجا هستی همسرت کیست پدر و مادرت چه کسی هستند شغلت چیست در کدام شهر هستی اصلاً این مهم نیست مهم این است که در آن جایگاه بندگی که قرار داری اگر صبر پیشه کنی و مواردی که با آن روبهرو میشوی با صبر تحمل کنی به درجهای که پیامبر خدا از خدا خواست(تَوَفَّنی مَعَ الأبرار) به آن مقام خواهی رسید.@ کم مژدهای نیست(إن صَبَرتَ أدرَکتَ بِصَبرِکَ مَنازِلَ الأبرار) به جایگاه همچین آدمهایی خواهی رسید اگر صبر کنی(وَ إن جَزَعتَ أورَدَکَ جَزَعُکَ عَذابَ النّار) ولی اینطرف هم هست اگر بیتابی کردی و داد و فریاد راه انداختی آن بیتابی و داد و فریادت تو را به عذاب آتش دچار خواهد کرد به جهنم خواهد رساند.@ برای همین داریم اگر کسی مصیبتزده شد در اثر مصیبتش دستش را روی پایش زد حالا بعضیها در صورتشان میزنند بعضیها موهایشان را میکَنند بعضیها یقهشان را میدرند بعضیها بدنشان را زخم میکنند اگر همچین کاری کردی جهنم در انتظارت است.@ قاعدهاش هم گفتم برای اینکه جهنم یعنی نفس خودت تو وقتی جزع میکنی نفست را در فشار قرار میدهی و بیتاب میشوی خودت را در تنگنا قرار میدهی با این بیتابی، دیگران را هم در تنگنا قرار میدهی هم اعصاب خودت را خورد میکنی هم اعصاب دیگران را با داد و فریاد و بیتابی، نفس مساوی با قبر است قبر هر کس نفس اوست.@ بنابراین کسی که قبرش یعنی نفسش در فشار قرار میگیرد وقتی منتقل میشود به قبر اصلی آن قبر چون ساخته نفس خودت است و حقیقت نفس خودت است در فشار قرار خواهی گرفت بنابراین آدمهای بیحوصله و غصهدار و افسرده و پژمرده و حساس و زودرنج فشار قبر خیلی زیادی خواهند داشت.@ کسانی که تا یک حرفی میشوند به آنها برمیخورد غصه میخورند تا صبح خوابشان نمیبرد بین او و همسرش اتفاقی میافتد بین او و دوستش اتفاقی میافتد بین او و فرزندش اتفاقی میافتد تا صبح خواب میبیند بیتابی میکند ناراحت است این هم الان خودش را در عذاب قرار داده و تنگنا و هم بعداً فشار قبر زیادی خواهد داشت عذاب زیادی خواهد داشت.@ یک مژده از امام صادق(ع) میفرماید که(لَو لا أنَّ الصَّبرَ خُلِقَ قَبلَ البَلاء لَتَفَطَرَ المُؤمِنُ کَما تَفَطَرُ البَیضَۀُ عَلَی الصَّفا) میفرماید اگر قبل از نزول بلا صبر خلق نشده بود قبل از گرفتاری صبر خلق نشده بود مؤمن مثل تخممرغی که روی سنگ سخت منفجر میشود و میترکد مؤمن میترکید اول از این میخواهد بگوید فشاری که به مؤمن میاید به کس دیگری نمیاید.@ هر چقدر انسان مؤمنتر است فشار به او بیشتر است ولی از اینطرف هم مژده میدهد که صبر قبل از بلا هست یعنی هر چقدر مصیبت را میدهند قبلش صبر معادلش را میدهند(عَلی قَدرِ البَلاءِ یَنزِلُ الصَّبر) به اندازه بلا صبر هم به انسان میدهند.@ روایت بعدی هم از پیامبر(ص) هست میفرماید(النَّصرُ مَعَ الصَّبر وَ الفَرَجُ بَعدَ الکَرب وَ إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا) توضیح دادیم که صبر چقدر نتائج خوبی خواهد داشت پیروزی و موفقیت با صبر به دست میاید گشایش بعد از سختی است بعد از غصه است همراه سختی آسایش هست، بعدش هم حتی نزدیکتر، بلکه همراه سختی آسایش هست.@ مثل اینکه وقتی که دکتر دارد فشار میدهد قسمت بدن ما را همزمان با او ما داریم درمان میشویم یعنی نتیجه صبر بعدش نیست همزمان با مصیبتی که دارد میاید از آنطرف فطرت دارد خیلی چیزها گیرش میاید.@ اجر و قدرت روحی و سعه صدر و شادی و آرامش گیرش میاید همان لحظه دارد آن اتفاق میافتد وقتی دارند طبیعت را فشار میدهند فطرت دارد به بزرگی و رشد و قدرت میرسد. امیرالمؤمنین(ع) (مَن صَبَرَ نالَ المُنا) کسی که صبر میکند به آرزویش میرسد آدمهای تنبل و بیحوصله و بیعرضه آنها هیچ وقت به آرزوهای بزرگشان دست پیدا نمیکنند.@ علت اینکه ما خیلی وقتها در دنیا ناکام میشویم و شکست میخوریم و غصههای زیادی سراغمان میاید این هست که آن موقعی که باید به وزان آرزویمان صبر و تلاش میکردیم این کار را نکردیم حوصله درس خواندن و کم غذا خوردن و بیدار ماندن و جدا شدن از جمع و حوصله کار کشیدن از مغز و ذهن و هوشمان را نداشتیم.@ حوصله مسیر خانه تا کلاس را نداشتیم و خیلی بیحوصلهگیهای دیگر و این نتیجهاش این میشود که به آرزو و منای خودمان نمیرسیم خیلی از آدمهایی که حالشان را بررسی میکنند واقعاً این حال لایق آنها نبوده به خیلی چیزهای بالاتری اینها حقشان بوده برسند شایستگیاش را داشتند برسند.@ اما فقط و فقط به خاطر تنبلی، اینقدر این تنبلی خطرناک است که حضرت میفرماید بیشتر جهنمیها به خاطر تنبلی به جهنم میرفتند و الا حقشان بهشت بوده میتوانستند بهشتی باشند فقط به خاطر تنبلی دچار جهنم میشوند بیصبری و بیحوصلگی، حال ندارند وظائفشان را انجام بدهند.@ یک نماز خواندن مگر چکار دارد همین را هم بیعرضگی میکند نمیخواند در روایت داریم از حضرت سؤال میکنند که چرا کسی که نماز نمیخواند کافر است ولی کسی که زنا میکند کافر نیست؟ فرمود چون زنا یک لذتی در آن دارد که شخص به سمتش جذب میشود.@ میگوید خدایا من فریب لذتش را خوردم ولی نماز نخواندن هیچ لذتی ندارد این فقط به خاطر تنبلی، از رختخواب نمیتواند بکَند میتواند عبادت کند میتواند بلند شود درس بخواند میتواند ورزش بکند، نمیکند، خیلی از آدمها به خاطر بیماریهای جسمیشان میمیرند در حالی که فقط کافی بود تنبل نباشند دارو و درمانی هم نمیخواست فقط کافی بود تنبل نباشند.@ صبح بلند شوند نیم ساعت ورزش کنند واقعاً نمیمرد و سکته نمیکرد از هر 800 نفری که در روز در کشور ما میمیرند تقریباً بیش از 300 نفرشان در اثر سکته میمیرند تنبلی، تسلط نداشتن به خود، تسلط نداشتن در برخورد با شیرینی، تسلط نداشتن در برخورد با شوری، غذای چرب و شور، تسلط نداشتن در خودمان برای اینکه از بدنمان کار بکشیم.@ تسلط نداشتن بر بدن برای پیادهروی به خصوص صبحها یا شبها، من در برنامه هر کس برنامه نوشتم نوشتم شما حتماً آخر شب دوش بگیرید اکثراً این کار را تعطیل میکنند یعنی وقتی نامه میاید مینویسند ما ذکرها را انجام دادیم ولی دوش را نتوانستیم بهانه میگیرند بعضیها عذر دارند ولی اکثراً اینطوری نیستند.@ همین این چقدر به بدن صدمه میزند ساعت خواب را زیاد میکند بیحوصلگی فردا را بیشتر میکند درد را زیاد میکند شما اگر بدندرد داری دوش بگیر بخواب، ببین درد بدنت کم میشود با راحتی میتوانی بخوابی.@ ولی فقط به خاطر تنبلی، خیلیها به خاطر تنبلی میمیرند جانشان را از دست میدهند دنیا و آخرتشان را خراب میکنند به آرزویشان نمیرسند هر آرزویی داری باید به وظائفت صبر داشته باشی.@ پریروز یک کار تحقیقاتی مهم داشتم باید انجام میدادم گفته بودم هیچ تلفنی برای من وصل نشود من مدیون نمیتوانم بشوم باید این کار تحقیقی را تحویل بدهم بعد نشستم مشغول مطالعه بودم دیدم این مسئول دفتر ما آمد گفت آقا فلان خانم زنگ زده اینقدر گریه و جزع و فزع کرد که من دلم سوخت نتوانستم مقاومت کنم ببینید ایشان چه میگوید.@ زنگ زدم یک دانشجویی از دانشجویان ما از شهرستان زنگ زده گفتم حالا این چه مصیبتی برایش اتفاق افتاده، گفت استاد من یک سؤال دارم خیلی مهم است فلان چیز در مورد ازدواج چطوری هست در مورد ازدواج اگر من به همچین مشکلی برخورد کنم؟@ گفتم مگر من یکسال پیش برای شما سیدی میثاق مقدس ننوشتم؟ گفت بله، گفتم سیدی را گوش کردی؟ گفت همه را نه، گفتم من جوابی برای سؤال شما ندارم برو گوش کن، قطعش کردم.@ تنبلی اینطوری است یعنی برنامهای که به او دادی نه تنها مشکلش را حل میکند هزاران سؤال و گرفتاری دیگرش را برطرف میکند حاضر نیست این کار را بکند بعد میخواهد بیاید سؤال کند من میگویم عزیز من تو آن سؤالی که داری تو اولین کسی نیستی که این مشکل و سؤال را داری هزاران نفر مثل تو این مشکل و سؤال را دارند.@ ما جلسه تشکیل دادیم تعدادی از عزیزان آمدند در اسلامشهر، یکسال یکسال و نیم هر هفته آمدند نشستند پای درس و کلاس این حرفها را گوش کردن دوره را گذراندند برو یکساعت فلان جلسه را گوش کن مشکلت حل میشود، نه حالا شما این سؤال من را جواب بده، این سؤالی که تو میخواهی از من بپرسی بعد هم میگوید یک دقیقه، یک دقیقهاش نیم ساعت میشود.@ یک خانم و آقایی یکماه قبل از سال نو آمده بودند مشکلاتی داشتند تصمیم به طلاق گرفته بودند یعنی رسیده بودند به جایی که باید طلاق بگیرند به زن گفتم دوست داری طلاق بگیری؟ گفت نه دوست ندارم ولی چارهای هم ندارم ما مشکلمان با همدیگر حل نمیشود.@ به مرد هم گفتم شما دوست داری طلاق بدهی؟ گفت نه من هم دوست ندارم ولی ما مشکلمان با هم حل نمیشود، گفتم والله بالله تالله مشکلتان حل میشود، گفت چطوری؟ گفتم دو سه تا فرمول به شما میدهم توضیح میدهم اینها را عمل کنید.@ این چند نوار را هم گوش کنید دو سه تا کتاب کوچک را به شما میدهم اینها را هم بخوانید یک ماه بعد واقعاً شما مشکلی نخواهید داشت آماده هستید، نشستم برایشان توضیح دادم بعد برنامه را برایشان نوشتم بعد از عید اولین جلسه مشاوره دیدم اینها وقت گرفتن در تعطیلات دیدم به من زنگ میزنند که فلان کس با شما کار دارد.@ چند تا از دوستان زنگ زدند که شما فلان کس را بپذیرید مشکل دارد بعد من گفتم فرصت ندارم در وقت خودشان، بعد ساعت 12 شب بود داشتم از مؤسسه در میامدم که قم بروم دیدم این آقاست ساعت 12 شب آمده پشت در ایستاده که حرف بزند من دارم بدبخت و بیچاره میشوم زندگیام دارد میپاشد.@ گفتم باشه یکذره صبر و حوصله کن این همه صبر کردی دو روز هم صبر کن که موقع مشاورهات بشود من که نصف شب نمیتوانم بایستم برای شما جواب بدهم تازه خانمت هم نیست سر موقع برای مشاوره آمدند بعد به آنها گفتم مشکلتان چیست؟@ دیدم همان حرفهای یک ماه پیش را میزنند، گفتم پس من برای شما برنامه دادم انجام ندادید؟ گفت نه حوصله نداشتیم انجام بدهیم گفتم اگر خودت به داد خودت نمیرسی من هم همچین دلسوزی برای شما ندارم الان شما میخواهید من راهنماییتان کنم مگر من چقدر وقت دارم برای شما حرف بزنم.@ پنج نفر هم پشت در وقت مشاوره دارند بعد از شما منتظر هستند من بیشتر از یک ربع که نمیتوانم برای شما وقت بگذارم عزیز من من برای شما ده جلسه گذاشتم ده ساعت برای شما حرف زدم بروید گوش کنید مشکلتان را حل کنید واقعاً خیلیها اینطوری هستند.@ شما مگر نمیخواهی مشکلت حل شود مشکل شما اساسی ریشهای در این سیدیها و نوارها و کتابها جلساتی که از بزرگان و دانشمندان هست گفته شده مشکل شما حل میشود اگر واقعاً عمل بکنید کسب مهارت است شما میخواهید مهارت پیدا کنید که چطوری غصهها و اضطراب و وسواس و غم و ترس و زودرنجی و حساسیت را از بین ببری.@ درس داده شده برو سر کلاس یاد بگیر، نه حاضر است کلاس بیاید نه حاضر است در خانه وقت بگذارد نه حاضر است کتاب بخواند. گفتم شما در این مدت چقدر فیلم نگاه کردی؟ گفت این سریالها همه را ما دیدیم، فیلمها، سریالها، کارتونها، مهمانی رفتید.@ گفتم برای این کار خودتان وقت نگذاشتید کاری از من برنمیاید حتی بالاتر از این، خدا رحمت کند امام را، امام اگر یک طلبهای از او سؤال شرعی میکرد در نجف، میگفت مرجع تقلید است الان بدوم دنبال مرجع تقلید پیدایش کردم حالا در مسجد در حرم استاد فلان سؤال چیست؟@ امام هیچ وقت سؤالها را جواب نمیداد میگفت در رساله گفتم بروید بخوانید بیادبی است وقتی تو میتوانی با مطالعه و کتاب خواندن و با منبعی که استاد معرفی کرده مشکلت را حل کنی بروی و دوباره وقت استاد را بگیری این کار حرام است، نه به استاد ظلم کردی چون استاد وقتش مال خودش نیست مال میلیونها نفر است تو داری وقتش را به خاطر خودت میگیری این ظلم و خودخواهی است.@ بنابراین اگر ما میخواهیم به آرزو و خواستههایمان برسیم چه خواستههای دنیایی چه آخرتی، میخواهی کنکور قبول شوی باید به وزانش درس بخوانی و صبر و حوصله کنی میخواهی راننده و تایپیست ماهری بشوی میگوید من سر کار رفتم اصلاً از کارش خوشم نیامد، برای چی؟@ برای اینکه حال ندارد کار را تمرین کند نمیخواهد بنشیند در خانه مثلاً تایپ و رانندگی و گلدوزی و گلسازی را تکرار کند گلهای خراب درست کند دور بریزد گلهای جدید، نمیخواهد زحمت بکشد میخواهد یکبار که به او گفتند بتواند، اگر نتوانست میگوید من خوشم نمیاید.@ به قول علی(ع) میفرماید(النّاس أعداءُ ما جَهِلُوا) مردم از چیزی که نمیفهمند خوششان نمیاید بدشان میاید ولی تو تحمل کن فهمیدن را بعد میبینی خوشت میاید میگوید از ریاضی بدم میاید برای همین نمیتوانم این رشته را موفق شوم از زبان خوشم نمیاید برای همین اصلاً درس نمیخوانم.@ خوشت نمیاید برای اینکه الان بلد نیستی برای همین هم طبیعی است که آدم بدش بیاید ولی تحمل کن یک استادی یک کتاب درسی یک آموزشگاهی این را با تلخی یواش یواش به شما بفهمانند بالأخره یکذره باید حوصله کنید دو بار سه بار چهار بار پنج بار تکرار بعد میبینی خیلی هم شیرین شد.@ به قول علی(ع) درس یکبار، تکرارش هزار بار، ولی ما حاضر نیستیم پنج بار شش بار تکرار کنیم دو سه بار که تکرار میکنیم میگوییم ما نمیفهمیم ما کودن هستیم این سخت است یا منصفها میگویند ما نمیفهمیم، سخت است بیانصافها میگویند که عجب سؤالهای مزخرفی دادند آخه این چطور سؤال و تمرین دادنی است.@ کسی که صبور است نه ده بار تکرار میکند یک شخصیتی مثل بوعلی میگوید من کتاب مابعدالطبیعه ارسطو را نفهمیدم 40 بار خواندم ما قویتر از بوعلیسینا هستیم از نظر مغز و استعداد، چرا از خودمان توقعات بیجا داریم چقدر تنبلی میکنیم.@ زبان یاد نگرفتی یکبار دیگر با استاد دیگر یک آموزشگاه دیگر تکرار تا برایت سهل بشود ولی ما حوصله نمیکنیم یکبار کنکور قبول نشدی نشدی که نشدی فدای سرت، تو خیلی بزرگتر از این حرفها هستی که به خاطر قبول نشدن کنکور بخواهی ناراحت بشوی سال بعد به هیچ جایی برنمیخورد.@ (مَن صَبَرَ نالَ المُنا) هر کس صبر کند به آرزویش میرسد هر کس حوصله داشته باشد به آرزویش میرسد من آدم داشتم کسانی که مریض داشتن آمدن مراجعه کردند بیماری مثلاً افسردگی و پژمردگی و وسواس داشته دستورالعمل به او دادم حاضر نشده اینها را عمل کند.@ حالش روزبهروز بدتر شده کارش به جایی رسیده که تیمارستان رفته آنجا به او شوک زدن حاضر است برود آن درمانهای آنطوری را تحمل کند مجبور میشود دیگر دست خودش نیست یعنی جبراً به آنجا میبرند ولی حاضر نیست با یک فشار یک دهم یک صدم کمتر حاضر نیست به خودش تسلط پیدا کند.@ همه اینها مال این است که ما تسلط بر خودمان نداریم تمرین هم نمیخواهیم بکنیم آن تمرینهایی که خدمتتان عرض کردم خیلی ساده نگیرید درست است من تمرینها را از چیزهای ساده عرض کردم ولی شروع کنید میبینید که خیلی آثار زیادی خواهد داشت.@ (مَن صَبَرَ هانَت مُصیبَتُه) هر کس صبر کند مصیبت و گرفتاری بر او آسان میشود هر چقدر شما انفعالتان بیشتر باشد جزع و فزعتان بیشتر باشد مصیبت فشارش بیشتر میشود چون مصیبت فشار خارجی که ندارد به درون فشار میاورد وقتی کسی درونش قویتر هست راحتتر میتواند تحمل کند.@ هر چه شما درونت را قویتر بکنی مصیبت که بیاید راحتتر ردش میکنی بنابراین مسأله مصیبت بیشتر یک مسأله ذهنی است بیشتر فکر و خیال است که ما را اذیت میکند حقیقت نیست توهماتی است که دارد ما را اذیت میکند بنابراین اگر کسی با دید خوب و تصویر قشنگ با یک نگاه جاودانه و ابدی به مشکل و مصیبت نگاه کند آن مصیبت خیلی برایش آرام و ساده میشود.@ شما دیدید برادر عزیزمان جناب آقای مصطفوی پسرشان پسر خوب و جوان و برازنده و زیبا 26 ـ 27 سال داشت یک جوان بسیار خوب به رحمت خدا رفتند دیدید چقدر شاد و زیبا و شنگول برخورد کرد چقدر خدا را شکر کرد میتوانست بنشیند در سر خودش بزند، نه اصلاً اجرش را از دست نداد.@ امام صادق میفرماید امیرالمؤمنین(ع) وارد مسجد شد یک مردی را دید که خیلی کنار مسجد نشسته خیلی غمگین و سر به گریبان هست خیلی ناجور و داغون کنار مسجد نشسته، حضرت فرمود چه شده اینقدر خودت را گرفتی ناراحت هستی؟@ گفت یا امیرالمؤمنین پدر و مادر و برادرم مردن من دیگر به وحشت افتادم از دوری اینها و تنهایی که هست حضرت فرمود(عَلَیکَ بِتَقوَی الله وَ صَبر) تقوای الهی را داشته باش(تَقَدَمَ عَلَیهِ غَدَاً) تا اینکه فردای قیامت با تقوا و صبر به پیشگاه خداوند وارد بشوی جزء افراد صابر و باتقوا.@ بعد حضرت این فرمایش بزرگ را فرمود(الصَّبرُ فِی الأمُور بِمَنزِلَۀِ رَأسِ مِنَ الجَسَد) صبر در کارها به منزله سر برای بدن است(فَإذا فارِغُ رَأسُ الجَسَد فَسَدَ الجَسَد) هر وقت سر یک بدن برود آن بدن در واقع فاسد میشود و از بین میرود(وَ إذا فارَغَ الصَّبرُ الأمُورَ فَسَدَتِ الأمُور) هر وقت صبر در کارها از بین برود آن کارها فاسد میشود و از بین میرود کار به نتیجه نمیرسد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ علت اینکه بعضیها میگویند من روزه میگیرم بداخلاقتر میشوم برای چیست؟ برای اینکه تعلق به شکم دارد نمیداند که با این روزه قرار است خوش اخلاقتر و کاملتر بشود بنابراین ارزش کارش را از بین میبرد.@ در مورد خواب بعدازظهر هم آیا همینطور است که اگر خواستیم بخوابیم خودمان را نگه داریم نخوابیم؟ ما بین 6 الی 7 ساعت به خواب احتیاج داریم اگر این مقدار خوابیدیم بقیهاش نیازهای کاذب است بعضیها پرخواب هستند ممکن است مشکل دیگری داشته باشند مثلاً کبدشان مشکل داشته باشد تنبلی کبد داشته باشند کبد تنبل و مریض خواب را زیاد میکند.@ یک موقع میبینی طرف سالم است عادت کرده به زیاد خوابیدن باید جلوی خودش را بگیرد و با خودش مبارزه بکند ساعت خواب به قول امام صادق چیزی هست که اگر کم شود به جایی برنمیخورد.@ اگر بچهای بخواهد برنامه کودک نگاه کند ولی من بخواهم شبکه معارف را نگاه کنم و به صحبتهای عالمی گوش کنم آن موقع چکار؟ بله آن موقع هم باید به خودتان غلبه کنید چون صحبتهای آن عالم در کتابهای زیادی هست ممکن است خیلی بهتر و مفصلتر باشد.@ ولی بچه اگر به خصوص در هفت سال اول جلویش را بگیری به او ظلم کردی و عقدهای بار میاید حالا یک موقع سنهای بالاتر هست میشود با چیزهای دیگر جایگزین کرد ولی شما باید اینجا هم به این حست غلبه کنی.@ صبر بر مصیبت اهل بیت لازم نیست اینکه انسان عزاداری بکند اشکالی ندارد اگر ناخودآگاه هم از حالت عادی خارج بشوید حالا بعضیها خودآگاه از حالت عادی خارج میشوند یعنی تصمیم میگیرند غش کنند این خوب نیست و با برنامهریزی شده غش میکنند.@ من یادم هست در این مسجدمان چندتا جوان بودند اینها هر سال برنامهشان همین بود خیلی حسین حسین میکردن بعد یکی از آنها میگفت من تا افتادم من را بگیرید سرم زمین نخورد بعد یواش یواش برنامه را شروع میکردند بعد میگفت من را بگیر، بعد میافتاد او را میگرفتند و اینطرف میاوردند اینطوری نه، ولی یک کسی هست که واقعاً خودش از حالت عادی خارج میشود آن یک بحث دیگر است.@ اگر سختی و بلایی از هر نوعی برایمان اتفاق نمیافتد به این معناست که صبر آن در ما به وجود نیامده؟ نه نوع دیگری امتحان خواهیم شد هیچ کس چیزی در زندگیاش ندارد که امتحان نشود برایش مسأله پیش نیاید حتماً در زندگی همه هست.@ این هم کار خوبی نیست که والدین جلوی بچهها جزع و فزع و بیتابی کنند دعوا و قهرها جلوی بچهها خوب نیست یا اعضای خانواده کلاً، سعی کنید چیزی که به سر خودتان میاید یا چیزی که از آن نگران هستید به کس دیگری اظهار نکنید چون این هم گناه دارد هم اثربخش نیست و مشکلی را که شما از آن فرار میکنید و به خاطرش داد و فریاد میکنید مشکل را حتماً بیشتر خواهد کرد.@ کار خلاف شرع را ما نباید صبر کنیم اگر کسی خلاف شرع کرد و مال حرام منزل آورد باید حتماً با او برخورد شود یا آن شخص و مال تحریم شود و از آن مطلقاً استفاده نشود.@ اگر کسی خودش اهل صبر است و برنامهها را هم اجرا میکند در جایی درس میخواند که مسئولین نمرهمحور هستند و صبر اینکه دانشپژو باید بر اساس زمان مسائل و مطالب را فرا بگیرد را ندارد و این روحیه هم به مرور زمان در دانشپژو اثر میگذارد چه باید بکند؟@ اگر واقعاً میتواند باید تلاشش را بیشتر بکند نمره خوب بگیرد نمره خوب گرفتن خیلی کار سختی نیست جزء کارهای راحت هست آدم فقط باید درس بخواند تکرار و تمرین بکند نمره خوب گرفتن جزء کارهای شاق نیست و اگر نمیتواند واقعاً فشار خیلی زیادی را باید تحمل کند از این جهت میتواند آن ماده درسی را حذف کند.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین عالم با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@