جلسه 024 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
24
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
12
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 024 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره صبر بود دو سه تا موضوع مانده که انشاالله این بحث را به پایان برسانیم من بحث پاداش صبر را امروز قرار بوده برای شما بخوانم روایت اول از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(تَجَرَعِ الغُصَصَ فَاِنّی لَم اَرَ جُرعَۀً اَحلا مِنها عاقِبَۀً وَ لا اَلَّذَ مَغبَتاً) میفرماید که غصهها را جرعه جرعه بنوشید.@ یعنی چی؟ یعنی اگر غصه و اندوهی به سوی شما آمد صبر بکنید تحمل بکنید که من جرعهای شیرینتر از نظر عاقبت از غصه ندیدم یعنی هیچ جرعهای از نظر عاقبت شیرینتر از غصهها نیست(وَ لا اَلَّذَ مَغبَتاً) و لذیذتر از غصهها از نظر نتیجه نیست یعنی از نظر عاقبت و نتیجه هیچ جرعهای شیرینتر و لذیذتر از غصهها نیست چه در امور دنیایی و چه در امور آخرتی این مسئله صادق هست.@ یعنی آنهایی که برای رسیدن به اهداف عالی تلاش میکنند غصههای زیادی را میخورند وقتی به آن میرسند به بهترین وجه جبران میشود کسی که درس میخواند کار میکند تلاش دارد در دنیا تنبل نیست بیحوصله نیست بیصبر نیست تنپرور نیست میبینی که اینها عاقبتهای شیرین و لذیذی دارند.@ مدت کوتاهی را زحمت میکشند خیلی از چیزها را بر خودشان حرام میکنند ولی یک مدت طولانی یک عمر در عزت و احترام و رفاه و آسایش هستند در مورد آخرت هم همینطور هست در مورد امور آخرتی هر کدام از مشکلاتی که پیش میاید سر راه انسان چه معصیت چه مصیبت چه طاعت سنگینی که برای انسان انجامش سخت هست پیش میاید اگر انسان این را تحمل بکند عاقبتش خیلی شیرین و لذیذ هست در درگاه خداوند تبارک و تعالی.@ گاهی وقتها هست که یک جریانی برای انسان اتفاق میافتد کاری پیش میاید که انسان به هر حال باید تحمل بکند کسی از او میمیرد یک شکست اقتصادی میخورد یک حادثه تلخی در زندگی برایش اتفاق میافتد طولانی هم هست یک بیماری طولانی و پراثری برایش ایجاد میشود اما اگر این غصه را جرعه جرعه بنوشد عزت و شرافت و شیرینی و شادی ثابتی که گیرش میاید با غصههایی که خورده اصلاً قابل مقایسه نیست.@ (صَبَروا اَیّاماً قَلیلا) علی(ع) میفرماید که پرهیزکاران یک مدت کوتاهی را صبر میکنند و بینهایت پاداش میبرند اساساً من یک رمز را خدمت شما عرض کنم این رمز خیلی مهم است که ما هر معاملهای در دنیا بکنیم معامله محدود با بینهایت است یعنی شما محدود میدهید و بینهایت دریافت میکنید هیچ سودی در دنیا اینگونه نیست.@ شما الان یک مبلغی را بروید بانک بگذارید یک مبلغ زیادی را میگذارید یک مبلغی را 15% ـ 17% ـ 20% سود میبرید اما در مورد خداوند تبارک و تعالی اینطور نیست خداوند حتی سود برابر هم به انسان نمیدهد یعنی اینطور نیست که بگویی حالا تو صد سال در زحمت بودی من هم صد سال تو را در خوشی و رفاه میگذارم یک عمر در سختی بودی یک عمر در رفاه تو را قرار میدهم به اندازه دو برابر عمرت، نه مسئله بینهایت است.@ به عنوان مثال شما وقتی که یک ضرر اقتصادی میکنید یک مبلغ معینی را از دست میدهید یا مبلغی را پرداخت میکنید در راه خدا در جهاد مالی اما نتیجهای که میگیرید ضمن اینکه در خود دنیا جبران میشود یک سهم ابدی ماندگار هم برای شما خواهد داشت ولی ما متأسفانه یقینمان کم است.@ در روایت داریم کمترین چیزی که بین مردم تقسیم شده یقین است یقین ما کم است اگر باور بکنیم که آنچه که دارد از ما گرفته میشود یک معادله و مابهازای جاودانه دارد هرگز حاضر نیستیم از آن بگذریم سخن سر صبر کردن نیست سر علاقمند بودن به خوردن جرعه است.@ آدمهای اهل یقین به شیرینی این جرعهها را مینوشند خیلی فرق است که یک نفر به حساب خدا بگذارد و غرغر بکند و یک نفر با شیرینی استقبال بکند یک موقع هست شما مریض میشوی یک مریضی سختی میگیری خودت، همسرت، پدرت، مادرت، دوستت، فرزندت جوابش هم میکنند میگویند آقا مردنی است یا اینکه یک عضوی از بدنشان مریض هست میگویند باید قطع بشود یعنی یک عمر انسان باید یک عضو را نداشته باشد.@ یک موقع هست انسان با استقبال میرود که این عضو را اهدا بکند مثل رزمندگان در دفاع مقدس آنها یکی از آمال و آرزوهایشان این بود که عضوی از اعضای بدنشان پذیرفته بشود رسول خدا(ص) جوانی را دیدند که به جبهه میرفت فرمودند این جوان یکی از اعضای بدنش زودتر از خود او به بهشت میرود که دست او در آن جنگ قطع شد این خیلی مهم است.@ انسان اگر اهل یقین باشد همیشه این آرامش و این آمادگی را دارد که جرعه تلخ شیرین و لذیذ از نظر عاقبت نصیبش بشود یعنی وقتی که میداند که هیچ جرعهای از غصهها نیست که بخورد مگر اینکه آن آثار شگرف را دارد خیلی آرامش دارد برای خوردن یک همچین جرعهای، اصلاً پژمرده و افسرده نمیشود به هیچ وجه کلافه نمیشود.@ فقط این مقیاس و رمز یادمان نرود که ما در مقابل یک ابدیت هستیم آنچه که اتفاق دارد برای ما میافتد که باید تحملش بکنیم امری است محدود و آن نتیجهای که نصیب ما میشود امری هست نامحدود.@ در روایت بعدی امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(حُسنُ الصَبرِ طَلیعَۀُ النَصر) خوب صبر کردن طلیعه پیروزی است یعنی تعادلت به هم نخورد صبر خوب یعنی صبری که تعادلت را به هم نزند آمادگیت را از تو نگیرد اگر خوب صبر بکنی جزایش همین هست که حتماً به پیروزی میرسی در دنیا خیلی از مسائل هست برای انسان پیش میاید.@ مثل انقلاب اسلامی را شما نگاه بکنید در انقلاب اسلامی هر کس زندگینامه امام را میخواند میدیده که امام از همان لحظهای که دستگیرش کردند صبر جمیل داشته یعنی پیروزی را کاملاً مسلّم میدانسته موفقیت را مسلّم میدانسته و قرار است پانزده سال خون دل بخورد زندان برود کتک بخورد تبعید بشود تحمل کرد به خوبی تحمل کرد.@ مبارزین ما هم همینطور مبارزین انقلابی و مؤمن ما هم همینطور که در زندان شکنجه میدیدند آنهایی که خوب صبر نکردند بریدند همان در زندان بریدند دو تا سیلی که خوردند رفتند اعلام پشیمانی کردند اگر کسی را میشناختند لو دادند و خیلی از دوستانشان را گرفتار کردند برای اینکه تحمل نداشتند صبر خوب نمیتوانستند بکنند.@ صبر خوب صبری هست که من بفهمم که نتیجه کاری که دارم انجام میدهم همین هست که من را بگیرند همین هست که من را بکشند نتیجه مقاومتی که در مقابل دشمنان امام زمان میکنم این هست که خون من ریخته میشود تهمت به من میزنند دروغ در مورد من میگویند آبرویم را میبرند کتک میزنند ترور ممکن است بکنند ضرر اقتصادی ممکن است ببینم علیه من جنگ بشود و خیلی چیزهای دیگر این صبر جمیل است.@ مثل صبری که خود ملت ایران در این 28 سال در مقابل دشمن کرده صبر جمیل است یعنی مردم بسیار سختی به آنها وارد شده ولی با شیرینی تحمل میکنند تحمل کردند و تحمل هم میکنند چون میدانند خوش عاقبت است.@ طلیعه نصر است یعنی ما الان داریم به سرعت به سمت ظهور امام زمان(ع) حرکت میکنیم کمااینکه امام باقر(ع) فرمودند که من اگر انقلاب ایران را درک بکنم خودم را برای ظهور حفظ میکنم این یک مژده بسیار بزرگ است در مورد انقلابمان.@ بنابراین ما اگر به این فرمایش امام باقر(ع) یقین داشته باشیم هیچ چیز در مبارزه علیه دشمنان اسلام ما را دلسرد و پشیمان نمیکند ما را سست نمیکند هیچ وقت در دلمان ترسی اتفاق نمیافتد که مثلاً ما را بخواهند بکشند بمب بزنند چکار بکنند تحریم بکنند اصلاً هیچ.@ همانطور که در دوران دفاع مقدس ما بدترین وضعیت را از نظر امکانات داشتیم یک لحظه هم تردید نکردیم و ترسی هم نداشتیم اصلاً نتیجه برایمان مهم نبود که دنیا چه میخواهد بشود ما را میکشند خانوادههایمان را میکشند شهرهایمان را نابود میکنند اقتصادمان را از بین میبرند اصلاً کسی به این فکر نمیکرد.@ همه آن موقع میدانستند که باید یک مرحلهای را صبر بکنند هر چه که میخواهد بشود بشود هر اتفاقی که میخواهد بیفتد بیفتد وقتی باید این مرحله را تحمل کرد وقتی تحمل کردند الان رسیدند به عزت به آبرو به سربلندی به شرافت در سطح جهان و دارند با قدرت هم پیش میروند نتیجه اصلاً مهم نیست.@ اگر انسان بخواهد این کار را بکند یعنی صبر جمیل داشته باشد صبر صحیح صبر درست همانطور که حضرت میفرماید(حُسنُ الصَبر) خوب صبر بکند لازمهاش این هست که باید دلبستگیش را به دنیا از بین ببرد یعنی هیچ چیز برایش مهم نباشد شرط برای زندگی کردن نگذارد.@ که من در صورتی مسیر را میروم که همسر داشته باشم از همسرم جدا نشوم بچه داشته باشم از بچههایم جدا نشوم همه سالم باشند رفاهمان برقرار باشد شکممان سیر باشد خانه داشته باشیم مستأجر نباشیم اذیت نشویم درد نکشیم نه اینطوری نمیشود.@ خیلی از کسانی که میبرند یا بریدند و اصلاً ائمه(ع) همراهی نکردند همینهایی بودند که مشروط آمده بودند شیعههای مشروط مثل مردم کوفه آنها به خاطر دلبستگیشان با اینکه همهشان سیدالشهدا را دعوت کرده بودند همه فرار کردند رفتند دلبستگیشان نگذاشت که برای سیدالشهدا پای کار بایستند.@ اصحاب عاشورا بودند که آن اقلیت بودند که هیچ چیز برایشان مهم نبود که نتیجه چه میخواهد بشود چه چیزی را از دست میدهند خیلی از اینها که آمدند در کربلا یعنی همه آنها همینطوری بودند یک دلبستگیهایی داشتند یک تعلقاتی داشتند که پا روی همه اینها گذاشتند.@ حر(س) را شما نگاه کنید موقعیت اجتماعی بالایی دارد ولی همه را رها میکند له میکند میرود اصلاً برایش مهم نیست که چه اتفاقی میافتد این خیلی مهم است که انسان تعلق نداشته باشد به کمالات جمادی و نباتی و حیوانی یک جاهایی لازم است انسان از آبرویش هم مایه بگذارد باید این کار را بکند.@ خدا رحمت کند شهید بهشتی(ره) میفرمود خون دل خوردن سختتر از خون دادن است میفرمودند یک جاهایی انسان واقعاً باید از آبرویش مایه بگذارد برای انقلاب و اسلام، بگذارد تعلق نداشته باشد خیلیها هستند مشروط میخواهند کار بکنند برای امام زمان برای اسلام.@ مشروط یعنی تا یک جایی که به آبرویش لطمه نخورد اگر مثلاً قرار است اینجا لطمه بخورد یک کار جدی و مهمی باید انجام بدهد ببیند اینجا ممکن است چهار نفر او را بترسانند به او نهیب بزنند بگویند که اگر تو جلوتر بروی ما آبرویت را میریزیم این را علیه تو میگوییم آن را علیه تو میگوییم کنار میکشد.@ ولی ما آدمهای بزرگی داشتیم که اینها تهدیدات سختی شدند از اینکه اگر شما این مسیر را ادامه بدهید ما میرویم علیه شما این کار را میکنیم آبرویتان را میبریم آبروریزیها سخت خیلی سخت، پول بدهند به چند تا زن بدکار بگویند آقا این آقا با ما رابطه داشته بیایند شهادت هم بدهند.@ من در زمان جنگ یادم هست یکی از مسئولین ما یک همچین بلا سرش آمد یعنی خدا خیلی خوب آبرویش را حفظ کرد در خارج از کشور در جایی که رفته بود چند نفر را مأمور کرده بودند که این کار را با ایشان بکنند پول بدهند به چند تا خانم آنها هم که اصلاً حیا و آبرو ندارند اصلاً سرشان نمیشوند که مثلاً با یک وضعیت بدی بروند سر وقت یک کسی بخواهند چند تا هم عکس از او بگیرند.@ ولی نبریدند سفت محکم ایستادند خداوند هم روزبهروز عزت و آبروی بیشتری به آنها داد و خیلی چیزهای دیگر، حالا در مورد بعضیها روزنامهها رادیوها فعالیتهایی اینطوری میکنند بینالمللی علیه یک نفر تبلیغ میکنند اگر کسی بخواهد مسیر را برود این چیزها را هم باید بگذراند نباید بترسد خوب صبر باشد.@ یک حدیث دیگر بخوانم این هم در همان مایه هست امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(حَلاوَۀُ الظَفَر تَمحوا مَرارَۀَ الصَبر) شیرینی پیروزی تلخی صبر را از بین میبرد من میشناسم آدمهایی که سالها شکنجه دیدند در زندان تا این انقلاب به ثمر برسد این پیروزی آنقدر برای اینها شیرین بود که همین را میخواستند.@ بعد از انقلاب هم به هیچ جا هم نرسیدند به آنها نه پستی دادند نه مقامی دادند نه پولی دادند میشناسم من افراد اینطوری، زندان، شکنجه، کتک بعد از انقلاب هم گمنام ماندن یا در جبهه به شهادت رسیدند یا از دنیا رفتند ولی فقط آنچه که میخواستند این بود خیلی خوب صبر کردند و گاهی وقتها برای اینکه این انقلاب را حفظ بکنند از آبروی خودشان گذشتند.@ گفتند ما سالها مبارزه کردیم که این پیروز بشود الان بخواهیم سر چه چیزی دعوا بکنیم که این انقلاب به خطر بیفتد خیلی جانفشانی و فداکاری کردند نمونه بارزش شهید مظلوم بهشتی بود که چقدر خون دل خورد و چقدر خودیها و حزب اللهیها و مؤمنین علیه ایشان حرفهای ناروا زدند چون فکر میکردند همین است و ایشان با شیرینی همینها را تحمل کرد به خاطر حفظ اسلام و انقلاب، چون این برایش مهم بود که به این نتیجه برسد اصل اسلام بماند این را ما باید درس یاد بگیریم.@ گاهی وقتها در یک بسیج گاهی وقتها در یک مؤسسه گاهی وقتها در یک هیئت گاهی وقتها در یک خانواده انسان باید صبر جمیل داشته باشد اگر بخواهد صبر نکند میبینی آبروی خانواده و هستی و هویت خانواده را نابود میکند یا یک سازمان را یا یک مؤسسه را یا یک واحد بسیج را یا یک هیئت را یا یک کار مؤسسه فرهنگی را یا یک به هر حال کار دسته جمعی را خراب میکند برای اینکه عرضه ندارد نمیتواند پا روی خودخواهیهایش بگذارد.@ امیرالمؤمنین(ع) حقش را که ولایت و امامت بود خدا هم برایش در نظر گرفته بود از او گرفتند همسرش را آن گونه به شهادت رساندند در مقابلش، ولی به خاطر مصالح اسلام تحمل کردند و خودش فرمود به خاطر خدا این تحمل برای من آسان است.@ حالا ما سطح کلان من مخصوصاً مثال نمیزنم جز فقط برای تقریب ذهن هر کدام از ما در معرض چنین صبرهایی قرار میگیریم یعنی در زندگی ما پیش میاید که باید خوب صبر باشیم.@ انسان یک ازدواج کرده حالا همسرش یک اشکالاتی دارد یک ایراداتی دارد یک نارساییهایی دارد یک ناسازگاریهایی دارد یک بداخلاقیها و تلخیهایی دارد تحمل میکند که زندگی را نگه دارد بچهها را نگه دارد اصل چیز بماند خیرات زیادی هم دارد این زندگی، حالا چهار تا تلخی هم کنارش باشد این غصه را میبینی مرد یا زن هر کدام جرعه جرعه مینوشند تا خیلی از مصالح دیگر حفظ بشود.@ ولی خدا به خاطر این صبر درجهای به انسان میدهد که هیچ کس دیگر نمیتواند حسابش بکند درجهای به انسان میدهد مقامی به انسان میدهد که هیچ کس جز خدا لذتش را نمیداند اصلاً کسی نمیتواند حسابش را بکند بعضیها خوب صبر نیستند خوش صبر نیستند خیلی خرابکاری میکنند خیلی ایرادات بار میاورند.@ شما الان حزب اللهی هستی مؤمن هستی متدین هستی پدر مادر شما اینطوری نیستند خانواده شما اینطوری نیستند همسر شما ممکن است اینطوری نباشد ضعیف باشد انسان باید همین غصه را جرعه جرعه بنوشد صبر بکند تا یواش یواش آن تحول برسد از امام سجاد(ع) پرسیدند آقا عقل چیست فرمود(تَجَرُعُ الغُصَه حَتّی تَنالَ الفُرصَه) عقل یعنی انسان جرعه جرعه غصه را بخورد تا نوبت کارش و موفقیت و پیروزی برسد.@ یک آقایی چند وقت پیش آمده بود گفت که دخترم طلاق گرفته افتاده به فساد، فساد نه اینکه حالا برود کارهای چیز بکند میگفت که حدود شرعی را رعایت نمیکند حجاب را کاملاً کنار گذاشته بعد هم حرفهای ما را گوش نمیکند ما خیلی از این قضیه میترسیم.@ گفتم شما بد رفتار کردنتان با او باعث میشود که شما پلها را پشت سر او خراب بکنید حالا او الان تن نمیدهد به ارزشهای شما ولی بالاخره پاره تن شماست فرزند شماست به او مهربانی کنید روابط عاطفیتان را حفظ بکنید یک کاری نکنید که یک موقعی برود که فرصت برگشت نداشته باشد حوصله به خرج بدهید.@ ما مثلاً میخواهیم به طرف بگوییم این کار حرام است این کار چنین و چنان است طرف نمیفهمد ما هم ناراحت میشویم نه ناراحتی ندارد این حالا چهار روز هم گناه میکند آلوده میشود مریض است مثل سرماخوردگی است میرود و خوب میشود ولی باید تحمل مریضی را داشته باشیم دیگر سرماخورده برادر من هست نماز نمیخواند فرزند من هست.@ یعنی همین بنده که دارم خدمت شما سخنرانی میکنم یک موقعی فرزند بنده مثلاً میگویم ممکن است نماز نخواند اصلاً مقید به مسائل شرعی نباشد ولی اینها در فطرتگراها بچه شیعهها یک سرماخوردگی هست تمام میشود بعد از یک مدت دوباره برمیگردد اگر ما بدجنسی بکنیم بداخلاقی بکنیم با پدرمان با مادرمان با نزدیکانمان با عزیزانمان با دوستمان که بدرفتاری بکنیم و پل را پشت سرش خراب بکنیم دیگر تمام شده هیچ وقت اصلاح نمیشود.@ ولی اگر رابطه را خراب نکنیم به خیرخواهی و نُصحمان عمل بکنیم بعد از مدتی میبینی که آن تحولی که ما اصلاً فکرش را نمیکردیم اتفاق میافتد اتفاقاً همین هم شد چند وقت پیش دیدم آقا با همین دخترش آمده بود سر کلاس، کسی که اصلاً تن به هیچ کدام از این حرفها نمیداد آمده بود سر کلاس، بعد هم به من گفت شما چند دقیقه با ایشان صحبت بکنید من چند دقیقه با ایشان صحبت کردم.@ بعد خیلی شیرین راحت آرام برنامه گرفتند و برنامهشان هم شروع کردند اجرا کردند تحولات خیلی خوبی من دیدم در این خانم اتفاق افتاد ولی اگر تحمل نمیکردند و بدرفتاری میخواستند بکنند و بداخلاقی میخواستند بکنند و انتقام میخواستند بگیرند و طرد میخواستند بکنند این نتیجه را الان نمیگرفتند.@ گاهی وقتها ما باید نسبت به اینکه دیگران مثل ما نیستند مثل ما فکر نمیکنند برادرمان خواهرمان بچههایمان همسرمان کسان دیگر سعه صدر داشته باشیم و شخص را تحقیر نکنیم رابطه عاطفیمان را قطع نکنیم این غصه را بخوریم تا انشاالله نتیجه حاصل بشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ ساعت خواب را میشود کم کرد اما خیلی خیلی آهسته نه به این مقداری که ایشان نوشته 6 ساعت خواب خوب است اگر بتوانید به 6 ساعت برسانید خوب است ولی بیشتر نباید کم بکنید 5 ساعت هم میشود ولی باید آهسته آهسته انسان به مدارا برسد مثلاً در نظام ورزشش استحمامش و تغذیهاش تغییراتی بدهد که بشود به 5 ساعت خودش را برساند.@ صبر که میگوییم یعنی اینکه باعث سوء استفاده دیگران نشود البته گاهی وقتها دیگران به خاطر صبر ما، ممکن است ما را پخمه و احمق و ابله و بیعرضه و عقبافتاده بدانند این عیبی ندارد انسان باید به این نوع افکار از ناحیه دیگران تحمل بکند.@ جوش نیاورد جواب ندهد بداخلاقی نکند هیچ نوع پاسخی به کسی ندهد این عیبی ندارد که اگر در این جهت ما را اینطوری بدانند یا اظهار کنند این یک مقام است برای ما، یک شرافت است اما یک موقع هست که نه ممکن است صبر ما باعث افزایش گناه او بشود یا عمق انحراف بشود آنجا انسان باید تذکرات لازم را بدهد تا آنجایی که میتواند دیگر اگر نشد سر جایش بنشیند.@ ممکن است انسان عبادتهایی را انجام بدهد کارهای خیر زیادی را انجام بدهد هیچ نوع ظهوری هم در دنیا نداشته باشد و نباید توقع داشته باشد حالا اگر عبادتهایی را انجام داد کارهای خیری را انجام داد حتماً ظهور دنیایی داشته باشد اصلاً ما نباید در این کارها فضولی بکنیم.@ این خودش یک نوع معامله هست بد است باید بگوییم خدا هر کاری خودش خواست بکند ما وظیفهمان را انجام میدهیم خدا خواست ظهور بدهد نخواست ندهد اصلاً این مهم نیست چون او با مصلحت ما عمل میکند با مصلحت ابدی ما عمل میکند نه با مصالح دنیایی ما این را فراموش نکنید.@ صبر معرفت انسان هر چقدر زیادتر میشود و انسان خودش را بخصوص بیشتر میشناسد صبرش بیشتر میشود حالا به این عزیزی که این سؤال را کردند توصیه میکنم همین مباحث این جلسه را از اول یک بار کامل دقت بکنند.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، و رفع اضطرار از شیعیانشان و مسلمین و مستضعفین جهان، پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@