جلسه 022 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
22
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
10
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره صبر بود یک فرمایشی از امام صادق(ع) را در این باره تقدیم عزیزان میکنم میفرماید که(اَلصَبرُ یُظهِرُ ما فی بَواطِنِ العِباد مِنَ النُور وَ الصَفا وَ الجَزَعُ یُظهِرُ ما فی وَ باطِنِهِم مِنَ الظُلمَۀِ وَ الوَحشَه) انسانها چون دو بُعد دارند یک بعدشان الهی هست منتسب به خداوند تبارک و تعالی است.@ تمام صفات خدایی را انسان بالقوه در وجود خودش دارد یک صفت هم صفت حیوانی هست شیطانی است سهمی از انسان سهمی از شیطان و جهنم دارد در وجود خودش حقیقت ما آن حقیقت الهی ماست که از خداوند در وجود ما دمیده شده.@ در طبیعت که آمدیم یک جنبه شیطانی و حیوانی هم پیدا کردیم یک فرصت زمان محدودی داریم به نام عمر و دنیا که در این فرصت یکی از این دو جنبه ظهور میکند و بر وجود شخص غلبه میکند یا جنبه شیطانی و حیوانیش یا جنبه الهیش، آدمها فرق میکنند.@ همه آدمها با روح خدایی روی زمین میایند و جنبه شیطانی و حیوانی هم که روی زمین وجود دارد و این ترکیب به وجود میاید بعضیها زندگیشان دورانی هست که آن جنبه شیطانی و حیوانی ظهور پیدا میکند قدرتهای شیطانی و حیوانی صفات شیطانی و حیوانی ظهور میکند و مسلط بر وجودشان میشود.@ بعضیها زندگیشان این فرصت هست که آن جنبه آسمانی و الهی و خداییشان ظهور میکند و غلبه بر جنبه حیوانی و شیطانیشان میکند در هنگام وفات انسانها به جایی متولد میشوند به گونهای متولد میشوند که صفت غالب نفسشان میطلبد آن که صفت غالب نفسش جنبه خداییش هست.@ یعنی زندگیش فرصتی بوده برای ظهور جنبههای الهی او جنبههای انسانی او به تناسب این غلبه به بهشت راه پیدا میکند آن که زندگی او محل و زمان ظهور صفات شیطانی و حیوانی بوده به تناسب این غلبه سر از جایی که متناسب با این صفات هست یعنی جهنم در میاورد.@ ما هر کداممان نیازمندیم حقیقتاً در این زندگی دنیا به شرائطی که آن صفات الهی که در وجودمان هست به شرائطی احتیاجی داریم که این صفات ظهور بکند یعنی هر کدام از ما محتاج میدانی هستیم برای ظهور این صفات، محتاج فرصتهایی هستیم برای اینکه بالاخره آنچه که در درون ما از صفات عالی و خوب و الهی هست ظهور بکند و ما هم در دنیا به شادی و آرامش و خوشبختی برسیم هم در آخرت خوشبخت متولد بشویم.@ در دنیا چه کسی موفقتر هست واقعاً؟ کسی موفقتر هست که برای او میدانهایی ایجاد شده صحنههایی ایجاد شده فرصتهایی ایجاد شده که توانسته در این میدانها و صحنهها و فرصتها صفات انسانیش را ظهور بدهد.@ پس اگر ما بخواهیم صحنههای زندگی آدمها را ارزیابی بکنیم ببینیم کدام صحنهها واقعاً موفقیتآمیز هست صحنههای خوبی هست برای زندگی انسانها اینطوری ارزیابی میکنیم هر صحنهای که در زندگی فرصتی را برای شخص ایجاد کرده که صفات الهی را از خودش ظهور بدهد اینها فرصتهای بهشتی بوده صحنههای خوب زندگی بوده.@ و هر فرصتی که شرائطی را فراهم کرده برای انسان تا صفات حیوانی او بروز بکند فرصتهای جهنمی بوده خوب زندگی نکرده ساعات خوب زندگی نبوده بنابراین اگر من خودم را از تولد تا مرگ معنا کردم به نظر ما اینطوری میشود که فرصتهای خوب زندگی ما فرصتهایی بوده که ما شاد بودیم سالم بودیم عیاشی و کیافی و خوب خوردن و خوب پوشیدن و خوب گشتن و خوب تفریح کردن و خوب دارا بودن و بهرهمند شدن و پولدار شدن و خوب خرج کردن بوده اینطوری ارزیابی میکنیم.@ اما اگر خودمان را از تولد تا بینهایت معنا کردیم آن موقع توجه داشته باشیم که پیروزی یک انسان در زندگیش به این هست که صفات انسانیش تجلی بکند و ظهور بکند و متناسب با شرائط برزخ و بعد از برزخ تربیت بشود آن موقع نوع نگاهمان در مورد فرصتهای خوب زندگیمان فرق میکند.@ مثلاً من وقتی که یک صحنهای که در آن صحنه مریض شدم سرطان گرفتم پدرم از دنیا رفت مادرم از دنیا رفت ورشکسته شدم یک موقعیت مادی را از دست دادم فحش خوردم اذیت شدم کسی آزارم داد در حقم غیبت کرد به من تهمت زد خواست تحقیرم بکند صحنههایی که نتوانستم مثل بقیه مردم شاد باشم و بهرهبرداری بکنم میبینم.@ وقتی که با این مقیاس خودم را مقایسه میکنم و شناخت این چنینی از خودم دارم نوع تفسیرم از این صحنهها فرق میکند اینها را دیگر بد نمیبینم صحنههای بد زندگی من نیست چون اینها صحنههایی هست که میتواند انسان میتواند ممکن است این کار را نکند یک موقعی هست خودش نمیکند بیسلیقگی میکند از این فرصتها استفاده نمیکند.@ ولی یک موقع هست که نه انسان این فرصتها برایش پیش میاید و عرضه هم دارد که از آن استفاده بکند راجع به این عرضه داشتن جلسات آینده بحث داریم عرضه دارد از آن استفاده میکند یک آدم آنطوری دیگر نمیگوید من صحنههای بد زندگیم زمانی بوده که مریض بودم میخواستم ازدواج بکنم پول نداشتم یا مثلاً چه کسی را از دست دادم یا مثلاً چنین شدم چنان شدم این دو تفسیر زمین تا آسمان با هم فرق میکند.@ امام صادق(ع) خیلی این کلام با عظمت است فوقالعاده این فرمایش حضرت سازندگی دارد اگر انسان بتواند با آن ارتباط خوبی برقرار بکند با همین فرمایش فوقالعاده سازندگی دارد میفرماید که(اَلصَبرُ یُظهِرُ ما فی بَواطِنِ العِباد مِنَ النُورِ وَ الصَفا وَ الجَزَعُ یُظهِرُ ما فی وَ باطِنِهِم مِنَ الظُلمَۀِ وَ الوَحشَه).@ میگوید انسان وقتی که به مصیبت میخورد این مصیبت دو حالت میتواند برای انسان ایجاد بکند بسته به نوع برخورد تو است اگر صبر کردی در مشکلات، میگوید صفا و نورانیت تو را بالا میاورد مثل یک سنگی هست که شما این سنگ طلا را در کوره میدهی هر چقدر میسوزد به نفعش هست چون از آن طلای خالص و ناب بیرون میاید.@ حضرت میفرماید در هنگامی که شما با مصیبت روبرو میشوید یا میتوانید داد و فریاد بکنید جزع و بیتابی بکنید عصبانی بشوید فحش بدهید خودتان را بزنید همسرتان را بزنید بچههایتان را بزنید سر آنها داد بکشید چیزی را در خانه بشکنید بروید سراغ قرص و مشکلات دیگر.@ خیلیها الان وقتی با مشکل روبرو میشوند میروند سراغ مواد مخدر یعنی تا میگویی دو بیشتر یا سه سراغ این میرود یک خانمی یادم هست ایشان به خاطر اعتیاد همسرشان طلاق گرفته بود آمد گفت که همسرم اعتیاد دارد من هم عرض کردم حالا به همسرتان بگویید بیاید با هم یک صحبتی بکنیم یک مشاورهای بکنیم شاید شد این قضیه حل بشود.@ هم خودش تنبلی کرد هم شوهرش تنبلی کرد نیامد بعد از چند سال که من این خانم را دیدم گفت که من از این آقا طلاق گرفتم گفتم برای چی؟ گفت برای اینکه معتاد بود گفتم حالا که طلاق گرفتی بدان سختیهایی سر راه زندگیت هست که اینها را باید با آگاهی، بینش، همت از سر راهت برداری تا بتوانی یک زندگی خوب و آرام و شاد برای خودت درست بکنی.@ اگر نه آنچه که از سختی به سراغت میاید از زمانی که با شوهر معتادت زندگی میکردی کمتر نیست ولی همانطور که همیشه گفتم دو صفت هست که ریشه همه بدیهاست سراغ انسان میاید از هر بدبختی و نکبتی بدتر است تنبلی و بیحوصلگی این خانم دچار همین بود تنبلی و بیحوصلگی.@ خوب وظائفی که باید نسبت به خودش اجرا میکرد اجرا نکرد وظائفی که داشت رعایت نکرد تنبلی کرد یک زمانی یعنی مثلاً یک سال بعد از طلاق من متوجه شدم این خانم به خاطر اینکه بتواند در مقابل سختیهای زندگی دوام بیاورد معتاد شده یعنی خودش رفته بود سراغ مواد مخدر.@ بعد به او گفتم شما به خاطر این جرم از شوهرت جدا شدی اگر قرار بود خودت هم معتاد بشوی برو سر خانه و زندگیت شوهرت که الان هست بروید زندگی بکنید دوتایی با هم بکشید دیگر شما چرا جدا باشید بچهتان هم این وسط سختی بکشد بنشینید با هم بکشید.@ دقت کنید انسان وقتی که بلد نباشد با مشکل چطوری برخورد بکند بسیاری از معتادانی که ما الان داریم کسانی که اعتیاد دارند به مواد مخدر مواد روانگردان قرصهای روانگردان و چیزهای از این قبیل یا اعتیادهای بد دیگری که پیدا کردند برای اینکه خودشان را آرام بکنند به خاطر تنبلیها و بیحوصلگیهایشان بوده بلد نیست که با این مصیبت چطوری برخورد بکند.@ حضرت میفرماید که وقتی که مصیبت به سراغ شما میاید شما یکی از این دو تا کار را باید بکنید یا صبر میکنید صبر جمیل و خوب که جلسه گذشته توضیح دادم یک صبر خوب میکنید بلد هستی با این مشکل چطوری برخورد بکنی خوب به شیرینی و آرامش میپذیری و نمیگذاری که تو را به سطوح بیاورد و خوردت بکند و تو را له بکند یا اینکه جزع فزع میکنی.@ میگوید اگر صبر بکنی(اَلصَبرُ یُظهِرُ ما فی بَواطِنِ العِباد) صبر ظهور میدهد آنچه که در باطنهای بندگان هست(مِنَ النُورِ و الصَفا) نورانیت و صفای درون افراد را بالا میاورد یعنی خود شخص اولین کسی هست که از صبرش بهرهمند میشود و لذت میبرد نورانیت و صفا نصیبش میشود دیگران هم بعداً از نورانیت و صفای این شخص که صبر کرده بهرهمند میشود.@ ولی این نورانیت و صفا خیلی به زندگیش جلوه میدهد یعنی این همان باطنی هست که من همیشه عرض میکنم که مؤمن شاد و آرام است یکی از رمزها همین است که مؤمن در سایه صبرهایی که دارد به قدرتها و به صفا و نورانیت و شادیها و بهجتها و سرورهایی میرسد که خیلی خیلی بالاتر از آن مصیبت هست.@ بعد خودش میفهمد اگر خداوند این صحنه را برایش ایجاد نمیکرد به این رشد و قدرت و آرامش و شادی نمیرسید یعنی خدا وقتی میگوییم بلا را هدیه میدهد همین است هدیه میدهد که تو با صبر مثل آتش کوره است که خدا به شما هدیه میدهد به یک سنگ هدیه میدهند سنگ معدن به آن کوره را هدیه میدهند کوره جای بدی نیست وقتی که سنگ معدن در کوره میرود یک عنصر خالص و ناب بیرون میاید.@ پس مصیبت و گرفتاری و حالا انواع و اقسامش سختیهایی که بر طاعت بر معصیت و مصیبت این سه نوع که همیشه داریم میگوییم به عنوان یک فرصت انسان باید به آن نگاه بکند فرصت برای نورانی شدن برای ظهور صفا و صفات درونی که از خداوند تبارک و تعالی در وجود انسان هست اینها باید ظهور بشود.@ به همین جهت طبق حدیثی که قبلاً برایتان خواندم حضرت فرمود شما هرگز مؤمن نیستید تا اینکه بلا را نعمت بدانید(اِنَّکُم لَن تَکُونُوا مُؤمِنین حَتّی تَعُدوا البَلاءَ نِعمَۀً) تا اینکه بلا را نعمت بدانید هر بلا آتشی هست که در وجود شما طبیعت شما را میسوزاند و باعث نورانیت و صفای فطرت شما میشود.@ یعنی جنبه حیوانی و خودخواهیها و گرایشها و شهوتها و وابستگیها و علاقهها و کشش به طبیعت را در وجود شما ذوب میکند و آن من الهی و خدایی شما را ظهور میدهد و بروز میدهد و بالا میاید بنابراین هر تلخکامی و هر محرومیت و ناکامی که در دنیا نصیبتان میشود آتش است ناراحتی دارد سختی دارد.@ اما این آتش و ناراحتی و سختی به کدام بخش شما فشار میاورد به بخش شیطانی و حیوانی شما فشار میاورد من شیطانی و حیوانی تو را میسوزاند اما من خالص و ناب الهی از آن بیرون میاید آن طلای نابی که در وجود شما هست آن نفخه الهی ظهور میکند.@ لذا شما اگر در تاریخ نگاه کرده باشید از روز اول خلقت تا الان اینکه فرمود(اَشَدُّ النّاس بَلائاً الاَنبیاء) شدیدترین مردم از نظر بلا انبیاء هستند برای اینکه انبیا شبیهترین انبیا به خداوند هستند عزیزترینترین قویترین نورانیترین باصفاترین مردم هستند بعد فرمود(ثُمَّ الاَمثَلُ فَالاَمثَل) سپس هر کس شبیهتر هست به پیغمبر اینطوری خواهد شد.@ پس خوب دقت کنید ما باید اساساً نگرشمان را نسبت به مصیبت و بلا تغییر بدهیم نسبت به حوادث زندگی تلخکامیهایی که در زندگی به سراغ ما میاید تغییر بدهیم بخصوص در صحنه زندگی خانواده، در خانواده این یک مسئله مهم است.@ که من حواسم باشد وقتی یک شوهر بدجنس یک همسر زباننفهم یک همسر اذیتکننده دارم بلد باشم که از این فرصت به جای اینکه این اعصاب من را خورد بکند و داغونم بکند و من را به پژمردگی و ضعف جسمی و روحی و ناراحتی اعصاب بکشاند چطوری از آن استفاده بکنم باعث میشود که من بتوانم در کنار این همسر نورانیت، صفا، قدرت، معنویت و انسانیت بیشتری پیدا بکنم.@ اما اگر بلد نباشم با آن چطوری رفتار بکنم همین عامل باعث له شدن من و پیدا کردن ناراحتیهای جسمی و روحی برای من میشود لذا داریم در کتاب النکاح در کتاب ازدواج در مهجۀ البیضاء مرحوم فیض در بحث فوائد ازدواج این را میاورد که ازدواج از آن جهت که صحنه مخالفتهایی را بین دو همسر و فرزند و اعضای خانواده با هم فراهم میکند چون اینها با همدیگر همه یک عقیده و یک جور نیستند.@ بالاخره انسان با همسری باید زندگی بکند که در تربیت دیگری بوده یک فکرهای دیگری دارد جنسش با انسان فرق میکند بالاخره یک تضادهایی ایجاد میشود ازدواج یکی از فوائدش همین هست که برای انسان فرصتی برای رشد ایجاد میشود.@ بعد آنجا یک داستان نقل میکند که یکی از انبیا که مقامی از خداوند تبارک و تعالی خواسته بود خداوند به او میگوید که برو با فلان دختر ازدواج بکن یک دختر خیلی بداخلاق بدجنس اذیتکن میگوید تو اگر میخواهی به آن مقام برسی باید از طریق همین دختر برسی.@ پس یک کسی بلد است چطوری با مصیبت برخورد بکند یعنی مصیبت به جای اینکه مایه له شدنش باشد له میشود اما من شیطانی و حیوانیش این وسط له میشود از آن طرف من الهیش بالا میاید ولی یک کسی میبینی نه بلد نیست با مصیبت چطوری برخورد بکند همان مصیبت باعث واقعاً خوردی اعصاب و تلخکامی و ناکامیش در دنیا و آخرت میشود.@ لذا حضرت میفرماید بعضیها از مصیبت به بهشت میرسند بعضیها از همان مصیبت به جهنم میرسند به خاطر جزع فزع و فریادهایی که میکنند بیتابیهایی که میکنند حالا خوب دقت کنید خیلی این زیباست این کلمه صبر را که من اینجا میگویم از امام صادق(ع) شما صبر را با همه انواعش در نظر بگیرید.@ (اَلصَبرُ یُظهِرُ ما فی بَواطِنِ العِباد مِنَ النُورِ وَ الصَفا وَ الجَزَعُ یُظهِرُ ما فی بَواطِنِهم مِنَ الظُلمَۀِ وَ الوَحشَه) اما جزع و بیتابی و حرص و جوش خوردنهای الکی بیطاقتی کردن ظرف شکستن در سر خود زدن یقه دریدن مو کندن فحاشی کردن اذیت کردن سر این و آن داد زدن خودزنی دیگرزنی تنبیه خود تنبیه دیگران این باعث میشود آن جنبه شیطانیشان(یُظهِرُ ما فی بَواطِنِهم) ظهور میکند غلبه میدهد بر وجود شخص آنچه که در باطنش هست.@ (مِنَ الظُلمَۀِ وَ الوَحشَه) تاریکی و وحشت را ظهور میدهد یعنی شخص یک دفعه همهاش در مقابل هر حادثهای که اتفاق میافتد بدبختی و بیچارگی و نکبت و بیپناهی و تاریکی در زندگی میبیند برای اینکه بلد نبوده با مشکل چطوری برخورد بکند ای خدا چقدر من بدبخت هستم ای خدا من چقدر بیچاره هستم ای خدا بدبختتر از من هم آدم در دنیا پیدا میشود.@ لذا میگوید اگر بلد نباشی با بلا چطوری برخورد بکنی به جای اینکه عامل بالا آمدن صفا و نورانیت و صفات الهی در تو باشد عامل ظهور وحشت بیشتر و تاریکی بیشتر میشود برای همین بعضیها که مصیبتزده میشوند بعد از یک مدت قرصی هستند پیش روانپزشک میروند ناراحتی اعصاب میگیرند افسردگی شدید میگیرند.@ اگر نتوانند در مقابل این افسردگی هم مقاومت بکنند سر از فحشا و منکرات و مواد مخدر و چیزهای دیگر در میاورند به خاطر اینکه نتوانسته در مقابل سختیهایی که داشته مقاومت درست بکند بعضیها نه همان سختیها به آنها وارد میشود به جای اینکه ناراحتی اعصاب بگیرند به سمت قرص بروند به سمت داد و فریاد و جزع فزع و بیتابی بروند روزبهروز به آرامششان نورانیتشان قدرتشان متانتشان وقارشان اضافه میشود بزرگیشان اضافه میشود.@ پس خوب دقت بکنیم ما از این در سالن که بیرون میرویم تا آخر عمرمان با صحنههای زیادی روبرو میشویم حضرت میفرماید خوش به حال کسی که سوار صبر بشود و مسیر زندگیش را با صبر طی بکند چون بالاخره این زندگی را داری میگذرد چه بخواهی صبر بکنی چه نخواهی صبر بکنی.@ تو یک سلسله انتخابات کردی یک سلسله ارتباطات داری یک سلسله رفتارها داری یک سلسله افکار داری که خودبهخود این انتخابها و ارتباطات و رفتارها و افکار برای تو یک صحنههایی را پیش میاورد حالا در این مسیر وقتی که سوار مرکب صبر باشی از مشکلاتی که برایت پیش میاید به سلامت رد میشوی.@ اما اگر سوار مرکب بیتابی و جزع فزع و داد و فریاد و بیحوصلگی و تنبلی باشی همان مصائب مچالهات میکند و تو را له میکند و دیگر نمیتوانی در دنیا خوشبخت باشی نمیتوانی شاد زندگی بکنی بنابراین این فکر اشتباه را از سرمان بیرون بکنیم که شادی من به رفاه بیشتر و دارا بودن بیشتر هست اینطور نیست.@ میزان شادی یک نفر و آرامشش به این نیست که چقدر رفاه بیشتری داشته باشد برخوردار بیشتر باشد من الان دارم شهرک غرب تهران سعادتآباد در دانشگاههای مختلف مشاوره میکنم بیایید ببینید آنجا خیلی از آدمها هستند که بهرهمندی و برخورداری زیادی دارند اما احساس داغونی پوچی بدبختی زیاد سرشان هست کسانی هم داریم که یک صدم آنها بهرهمند نیستند اما آدمهای بسیار قوی شاد و آرامی هستند.@ پس اشتباه نکنیم که فکر بکنیم میزان آرامش و شادی ما بسته به میزان برخورداریهای ماست خیر، میزان شادی و آرامش ما بسته به میزان صبر ماست اینکه ما چقدر بتوانیم با تلخیها درست برخورد بکنیم هر چقدر بهتر برخورد بکنی شادتر و قویتر و آرامتر هستی.@ و الا خیلیها هستند الان دارند اتومبیل شخصی دارند خودشان همسرشان بچههایشان همه تلفن همراه دارند خانه شخصی دارند پول خوب در خانه دارند خوراک خوب لوازم خوب ولی همه داغون هستند همه عصبی هستند یعنی یکی از یکی بدتر واقعاً من بعضی وقتها اینها به مشاوره میایند یا من میروم منزل اینها سر میزنم فکر میکنم وارد تیمارستان شدم.@ یعنی هر کدام از هر کدام بدتر هیچ کدام قرار و آرامش ندارند برخوردار بودن آرامش نمیآورد خیلیها هستند همسران خوبی دارند ولی در کنار همین همسران خوب آدمهای بدبختی هستند فرزند دارند اما در کنار داشتن فرزندانشان احساس بدبختی و بیچارگی میکنند با وجود دارایی کور هستند وحشت و ظلمت و احساس ناامنی در وجودشان حاکم هست.@ ممکن است شما سؤال بکنید من هم دهها بار در این سلسله مباحث جواب دادم یک کسی ممکن است سؤال بکند که ما چکار کنیم چطوری رفتار بکنیم اینطوری که شما میگویید ما باشیم چکار کنیم که اینطوری باشیم؟.@ یک راه هست که من همیشه این را تکرار میکنم آن این هست که شما به خودتان نگاه ابدی آن طوری که خدا گفته داشته باشید عاشق خودتان باشید به بلندای ابدیت و این را بدانید که دنیا با همه عرض و طولش مثل یک روز یا نصف روز میگذرد و تمام میشود قرآن میگوید وقتی که اینها میمیرند به آنها میگویند(كَمْ لَبِثْتُمْ) چقدر آنجا خوابیدید(قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ) چقدر آنجا صبر داشتید یک روز یا نصف روز آنجا بودیم.@ دنیا این است در مقابل ابدیت یک مقدار انسان باید در ابدیت ذوب بشود بنده که الان سنّم از اکثر قریب به اتفاق شما بیشتر هست وقتی برمیگردم گذشته را نگاه میکنم فکر میکنم یک خواب است یک خواب چند ساعته بقیهاش هم همین است اگر زنده باشیم واقعاً یک سراب است یک دوران رحمی است.@ اینقدر این دوران کم و کوتاه هست که شما چیزی یادتان نمیاید از دوران رحمی خودتان، خیلی زیبا قرآن این قدرت را به انسان منتقل میکند(إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ) بازیچه است زن داشتنش شوهر داشتنش بچه داشتنش خانه داشتنش اعتباریات دنیا آقای فلان رئیس فلان مدیر فلان همه وهم است یک توهم یک خواب.@ برای همین میفرماید(اَلنّاسُ نیامٌ) مردم خواب هستد(اِذا ماتُوا اِنتَبَهوا) وقتی میمیرند تازه بیدار میشوند(نیامٌ) یعنی خواب هستند یعنی چی؟ ما در خواب با صورت سروکار دارید دیدید وقتی میخوابید همهاش با صورت و شکل و خیال سروکار دارید وقتی بلند میشوید میبینید هیچ خبری از آنها نیست دنیا اینطوری است.@ ما الان همه در خیال هستیم آقا بودن رئیس بودن شوهر بودن زن بودن بچه بودن بچه داشتن مادر بودن پدر بودن محبوب بودن بهرهمندیهای دیگر یک خواب است یک خیال است حیات حقیقی میفرماید(وَ إِنَّ الدَّارَ الْ‏آخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ) حیات ابدی حیات حقیقی هست برای شما.@ ما خیلی دنیا را جدی میگیریم و چون در مقابل ابدیت و آخرت این را خیلی جدی میگیریم آن جنبه ابدی و آخرتی در ذهن و روح و دل ما کمرنگ شده خیلی اهمیت ندارد بیشتر دغدغههای ما و آرمانهای ما و آرزوهای ما و برنامههای ما و ارزیابیها و قضاوتهای ما مربوط به دنیاست اگر کسی عاشق خود ابدیش بشود و عاشق ابدیتش بشود بازیچه بودن اینجا را خیال بودن اینجا را خوب درک بکند این قدرت مقاومتش هزاران برابر بیشتر میشود.@ این یک آدم با عرضهای هست که هر وقت با مصیبتی روبرو میشود بلد است چطوری از آن استفاده بکند. بگذارید این روایت را بخوانم فوقالعاده این روایت زیبا هست از نبی اکرم(ص) هست ببینید چقدر نگاه قشنگ است رسول خداست که ما را بیشتر از خودمان میشناسد بیشتر از خودمان هم دوستمان دارد.@ ببینید نحوه حرف زدن پیغمبر را نگاه کنید اگر کسی با پیغمبر همدل نباشد وقتی این حرف را از پیغمبر میشنود شاید مسخره بکند باید همراه و همدل باشی با حضرت تا ببینی حضرت از کدام جایگاه روحی و فکری این حرف را زده(اُعطیَت اُمَّتی شَیئاً لَم یُعطَهُ اَحَدٌ مِنَ الاُمَم اَن یَقُولُ عِندَ المُصیبَه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ به امت من چیزی داده شده که به امتهای قبلی داده نشده یعنی یک هدیه خیلی خوب یک اسلحه یک وسیله خیلی خوب داده شده آن این هست که هر وقت به مصیبت گرفتار میشوند هنگام مصیبت میگویند(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ یعنی یک کسی که عرضه داشته باشد با خود خدا خودش را آرام بکند کنار هر مصیبتی وقتی خدا کنار آدم هست دیگر آدم نمیبیندش راحت تحمل میکند رد میشود در محضر خدا پیش خدا برای خدا، خدا میگوید بندهای که به خاطر من سختیهای زندگی را تحمل میکند روز قیامت حیا میکنم که اصلاً از او حساب کتاب بکشم.@ قرآن هم خیلی زیبا میفرماید(إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ) اجر صابرین بدون حساب داده میشود خدا میگوید کسانی که در دنیا اهل صبر بودند من خجالت میکشم حیا میکنم از اینکه روز قیامت حتی برایشان میزان و حسابی بگذارم حیا میکنم از آنها حساب کتاب بکشم همینطوری وقتی میاید دربست در بهشت میفرستمشان یعنی اصلاً معطلی ندارند حالا بایستند حساب بکشند نه.@ داریم حالا اگر فرصت شد عرض میکنم امام صادق میفرماید خودشان همانجا در صحنه قیامت بلند میشوند میروند در بهشت را میزنند آنها هم میگویند کیستی میگویند ما صابرین هستیم میگویند بروید داخل، خودشان بلد هستند کجا بروند راه میافتند خودشان میروند در میزنند و میروند داخل، جایشان هم میدانند کجاست.@ خیلی این مهم است که انسان با خدا همه چیز شیرین است ما بچههای حضرت زینب هستیم که بعد از آن همه مصیبت در کنار خدا عرضه داشت بگوید(و ما رأیت الا جمیلا) جز زیبایی هیچی ندیدم بچههای آن خانم هستیم روح آن خانم در همه ما هست بچههای امام حسین هستیم که(کُلَّما اِشتَدَّ عَلَیهِ الاَمر اِحمَرَ لَونُه) هر چه کار بر او شدیدتر میشد رخسار حضرت شادتر آرامتر میشد.@ لذا حرفهای من برای کسی که عاشق خودش نیست یک مشت حرف بیمعنی گزاف چیز دیگری نیست اصلاً این حرفها برای کسی که عاشق خودش نیست مفهوم نیست عاشق ابدیت خودش و عاشق روح الهی خودش و عاشق کودک عزیز روانش اگر کسی نیست وقتی این حرفها را میشنود میگوید این بنده خدا چه دارد میگوید.@ لذا حضرت وقتی دارد آن حرف را میزند که صبر باطن شما را از صفا و نورانیت بیرون میکشد و ظاهر میکند و بیتابی و جزع باطن ظلمت و وحشت را ظهور میدهد و غلبه میدهد بر وجود شما راهکارش هم خودش میگوید این هست که انسان در کنار تمام تلخیها و سختیهای زندگی یادش باشد که مال خداست پیش خدا هم برمیگردد اینها هم همه تمام میشود(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) دو روز است تمام میشود که حالا بعد در این باره انشاالله بیشتر بحث خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بله این خیلی عالی است که انسان وقتی که در یک مشکل و آزمایش قرار میگیرد از خداوند کمک بخواهد که به او صبر بدهد اصلاً کسی که آن لحظه یاد خدا هست که حتی از خدا میخواهد صبرش بدهد همین که یاد محبوب و معشوقش هست درست زده یعنی درست به هدف رسیده خیلی خوب است اگر کسی اینطور باشد و از خدا کمک بخواهد(رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا).@ در جلسه قبل فرمودید مشکلات خود را فقط باید به کسانی بگوییم که از دستشان کاری برمیاید سؤال بنده این است که گروهی با تمسک به صحت چشم زخم یعنی نظر زدن و نظر خوردن معتقد هستند برای جلوگیری از تأثیر چشم بد باید تظاهر به برخی گرفتاریها نمود.@ و اگر به آنها مبتلا هستیم باید به دیگران بفهمانیم تا فقط جنبه خوش زندگی ما را نبینند و از چشم زخم آنها در امان باشیم گروهی هم برای دوری از حسادت و بغض و کینه احتمالی دیگران این روش را تجویز میکنند نظر حضرت عالی چیست؟.@ ما چیزی به نام چشم زخم داریم هست اما راهش این نیست که برای دوری از چشم زخم و نظر دیگران ما تظاهر به گرفتاری و بدبختی و بیچارگی بکنیم که نظرمان نزنند چرا ممکن است یک شخص خاصی در زندگی ما باشد بشناسیمش یک کسی که در زندگی ما هست تردد دارد آدم بدچشمی هست آدم بدنظری هست.@ جلوی آن ممکن است که انسان یک همچین کاری بکند اگر گرفتاری دارد آن را ابراز بکند و اظهار بکند یا گاهی وقتها هست که یک کسی هست که آدم مشکلدار و مصیبتزدهای هست چون در روایت داریم مصیبت وقتی عمومی هست تحمل راحتتر است برای اینکه او هم یک موقعی آرام بشود ما هم از مشکلاتمان بگوییم.@ یادم هست یک استادی داشتم که یک آقایی آمده بود پیش او خیلی گله میکرد یک آدم غریبهای از یک شهرستانی آمده بود میگفت من بدبخت هستم بیچاره هستم بعد این گفت ببین این سر و صورت من چقدر سفید شده فکر میکنی این برای چیست.@ او میگفت زنم اذیتم میکند چنین میکند چنان میکند گفت به سر و صورت من نگاه کن فکر میکنی من چرا پیر شدم در این سن چرا اینقدر ریشهای من سفید شده موهای من سفید شده من هم مثل تو همه از این چیزها در خانه داریم یک موقعی هست آدم میخواهد یک کسی را تسکین اینطوری بدهد خوب است یک تسکین اینطوری بدهد مشکلات خودش را هم بگوید که طرف بداند که بقیه همه غرق در خوشی و شادی نیستند فقط بدبختی مخصوص این است.@ به قول یکی از اساتید میفرمودند که اگر مشکلات مردم را در یک میدان بریزند بعد به مردم بگویند هر کس برود مشکل انتخاب بکند هر کس وقتی مشکل دیگران را میبیند همان مشکل خودش را برمیدارد واقعاً همینطوری هست برای چشم زخم آن برنامهای که برای همه دادم خیلی مؤثر هست که صبحها شما دعای روز بخوانید و زیارت روز صدقه روزانه و صدقه شبانه کافی است.@ ولی این روش بعضی جاها خوب است بعضی جاها در همین مواردی که عرض کردم خوب است گاهی وقتها میبینی بعضیها حسود هستند بغض و کینه دارند اینها را هم برای پرهیز از حسادتشان در روایت داریم که نعمتهایتان را مخفی کنید چون بعضیها هستند که تحمل ندارند.@ در قرآن داریم(وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ) قرآن میفرماید نعمتهایی که خدا به شما داده بگویید بیان بکنید مخفی نکنید مثلاً میتوانی خوب بگردی خوب بپوشی اشکال ندارد این کار را انجام بده نعمت پروردگارت هست خدا به تو داده سالم هستی نگو بدبخت هستم بیچاره هستم مریض هستم.@ ما آدمهایی سراغ داریم که آدمهای پولداری هستند میروند گدایی میکنند باور کنید من سراغ دارم آدمهایی که پولدار هستند میروند گدایی میکنند نداری 50 هزار تومان به من قرض بدهی نداری 100 هزار تومان به من قرض بدهی، دارند از نعمتشان استفاده نمیکنند و یکسره همهاش اینطوری هستند این خوب نیست نعمتی که خدا به شما داده واقعاً ظهور بدهید بگویید خداوند به من این لطف را کرده.@ اما بعضیها هستند که در اطرافشان آدمهای کینهورز و حسود هست برای ایمن بودن از شرشان میشود خیلی از نعمتها و داراییها و برخورداریها را مخفی کرد یا یک چیزی به آنها بگویی که حسادتشان تحریک نشود.@ گریه کردن در هنگام فوت عزیزان این بیتابی محسوب نمیشود این عاطفه است ائمه هم همینطور بودند پیامبر هم در فراغ فرزندشان گریه میکردند این نیاز هست اما نیاز نیست انسان برای اینکه یک موقعی متهم به بیعاطفگی نشود از خودش حرارت بیشتری نشان بدهد نه آن که واقعاً هست را انجام بدهد و بیشتر هم شکر به زبان بیاورد الحمدلله بگوید شکر بکند عیبی ندارد.@ خیلی خوب است اتفاقاً انسان این صبر را به نمایش بگذارد بیتابی نکند که دیگران نگویند چقدر بیعاطفه هستند این حرف بدی است که ما اگر عاطفه داشته باشیم باید خیلی جیغ و داد بکنیم نه این درست نیست.@ گفتند اگر از کس دیگری تعریف کردند به شما برنخورد اما اگر از خودمان تعریف کردند ما چکار کنیم؟ اگر تعریف درست است باید در درون خودمان و همینطور در زبان اظهار بکنیم که هر چه که هست مال خداست.@ لذا بهترین سپر در موقعی که از شما تعریف میکنند الحمدلله رب العالمین است یعنی همه حمدها و ستایشها و کمالات از ناحیه خداوند هست که یک موقعی انسان مغرور نشود. و اگر کسی هر چه که از خدا میخواهد خدا به او بدهد و در آسایش هم باشد باید چکار بکند چون شما گفتید که آسایش را برای خودتان بلا بدانید؟.@ انسان اگر شاد هست مشکلی ندارد احساس میکند که مصیبتی ندارد چرا میتواند یک راه هست برای این کار و آن این هست که به مصیبتزدهها و گرفتارهایی که اطرافش هست خدمت بکند کمک بکند و دیگران را در شادی خودش سهیم بکند و خودش را هم در غمهای دیگران.@ من خیلی از عاقبت خودم میترسم و فکر میکنم که نکند من عاقبت کارم خیر نباشد؟ این مال شیطان هست اینطور نیست آن سیدیهای دشمنشناسی را کامل گوش بکنید و بدانید که این پیامها پیامهای خدا و فرشتهها نیست چون خدا و فرشتهها دائماً به انسان مژده میدهند اویی که اینطوری فکر میکند شیطان بر او غلبه دارد که اینطوری فکر میکند خوب نیست باید این فکر را از خودتان دور بکنید.@ آیا ممکن است علت اینکه موفق نمیشویم و نماز شب بخوانیم داشتن نماز قضا باشد؟ بله اگر کسی نماز قضا داشته باشد بهتر است حتی اگر شب هم بلند میشود نماز قضاهایش را بخواند که واجبتر هست.@ برای رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، از این عزیزی که التماس دعا داشتند اینجا و همه شیعیانش و مسلمین و مستضعفین و مظلومین جهان، با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@