جلسه 014 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
5
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره مذکر بودن بلا بود و اینکه بلا مذکر هست انسان را یادآوری میکند یکی ضعف و ناتوانی انسان را به یاد او میاندازد و اینکه انسان نمیتواند عذاب الهی را تحمل بکند با بلا انسان وقتی که بیتاب میشود همانطور که جلسه گذشته هم عرض کردم سهم مؤمن از عذاب آخرت بلاهایی هست که در دنیا میبیند.@ انسان وقتی که دچار مشکلات متعددی هست بلاهای متفاوتی هست مثل مقروض بودن مثل بیماریهای جسمی انواع و اقسامش مثل مورد تهمت و افترا قرار گرفتن مثل تمسخر شدن مثل غصهدار شدن چون گفتیم یکی از بلاهایی که خداوند سر مؤمن میاورد غمهای بدون علت هست اینها نمونههایی از عذاب آخرت هستند.@ وقتی که انسان در فشار بدهکاری قرار دارد نمیتواند قرض خودش را ادا بکند آبرویش در خطر هست تهدید به زندان افتادن و سختیها و گرفتاریهای دیگر میشود به خاطر بدهکاریش عین همین سختی را هم ما در آخرت داریم با این تفاوت که آنجا ادای دین بسیار بسیار سختتر از ادای دِین در دنیاست.@ اینکه اینجا انسان به کسی بدهکار باشد بیاید سراغ انسان آبروی آدم را ببرد صاحبخانهای به دلیل اینکه انسان نتوانسته کرایه خانه را بدهد وسایل انسان را بیرون بریزد انسان شرمنده خانوادهاش و زن و بچهاش و کسان دیگر بشود جایی نداشته باشد یا به دلیل دیگری قرض کرده نمیتواند الان ادا بکند دچار ورشکستگی شده سرمایهاش را از دست داده آبرویش را از دست داده حیثیتش از بین رفته علی الظاهر در آخرت هم همینطور هست.@ انسان بدهکاریهای زیادی با او هست از همان شب اول قبر که منتقل میشود به برزخ این بدهکاریها نمود پیدا میکند حقالناسها و حقالله با حقالله فعلاً کاری نداریم حقالله گاهی وقتها هست انسان کوتاهی کرده در یک عبادتی آن عبادت را مرتب انجام میداده مثل نماز مثل روزه مثل عبادتهای دیگر یک موقع هست سهلانگاری کرده به امید خدا به رحمت خدا میشود امیدوار بود.@ گاهی وقتها نه این سهلانگاری عمدی بوده تنبلی کرده واقعاً امر خدا را سست شمرده این در آنجا گرفتاریهای زیادی برای انسان دارد بعضی از اعمال واجب اگر انجام نشود اصلاً مسلمان از دنیا نمیرود مثل اینکه مثلاً نماز نخواند(ما بَینَ الکُفرِ وَ الاِیمان اِلاّ تَرکَ الصَلاۀ) فاصله بین کفر و ایمان ترک نماز است.@ نماز را که انسان نخواند اصلاً به عنوان مسلمان آنجا در قبر نیست در عالم برزخ با او برخورد نمیشود یا حج میتوانسته برود نرفته پول داشته میتوانسته یک حج واجب برود جای دیگری سرمایهگذاری کرده حالا فعلاً فلان وسیله نقلیه را بخرم جهیزیه تهیه بکنم چکار بکنم واجب نیست.@ خیلی وقتها هست خانم به او واجب نیست این نوع مخارج پول هم دارد میتواند حج برود نمیرود طلا به اندازه کافی دارد میتواند برود نمیرود آقایان هستند که میتوانند راحت یک حج بروند یک تمتع بروند فشاری هم به آنها نمیاید ولی کوتاهی میکنند داریم اگر کسی حج بتواند برود و نرود به مرگ جاهلیت مرده و مسلمان نمرده این خیلی برای انسان گرفتاری میاورد.@ حقالله خیلی سخت هست اگر انسان دین خدا را دستورات خدا را سبک بشمارد حتی اگر انسان انجام بدهد ولی در دلش سهلانگار باشد آن هم خیلی خطرناک است مثلاً نماز بخواند ولی اول وقت نخواند با اینکه خداوند تبارک و تعالی بارها صدا میکند حی حی بشتابید برود دنبال کارهایش نماز اول وقت را نخواند تنبلی بکند.@ میفرماید ما شفاعت نمیکنیم یک همچین کسی را روز قیامت شفاعت نمیکنیم در حالی کسانی که گناهان کبیره کردند را روز قیامت شفاعت میکنند اما کسی که امر خدا را سبک میشمارد بیادبی میکند به دستورات خدا سهلانگار هست اینها را کوچک میشمارد این گرفتاری زیاد دارد.@ از اینها بگذریم حقالناس هست حقالناس هم که مثل حقالناس مادی گرفتاری زیاد دارد انسان به کسی بدهکار باشد آسیب مالی به کسی زده باشد چون میدانید حقالناس جزء احکام تکلیفی نیست که سن تکلیف بخواهد جزء احکام وضعی هست.@ یعنی اگر کسی بچه هم بوده مال کسی را آسیب رسانده دزدیده خراب کرده حتی اگر بچه هم بوده سن تکلیف هم نداشته مدیون است ضامن است زده شیشه کسی را شکسته ماشین کسی را خط انداخته اتوبوس بیتالمال آسیب رسانده اینها دستش بوده این حقالناسها چهار جور هستند یکی مادی یکی معنوی یکی فردی یکی اجتماعی اینها برای انسان گرفتاری میاورد.@ حقالناسهای مادی اینکه به کسی انسان بدهکار باشد حقالناسهای معنوی اینکه آبروی کسی را برده غیبت کسی را کرده تهمت به کسی زده کسی را مسخره کرده کسی را تحقیر کرده با شخصیت کسی بازی کرده با عواطف کسی بازی کرده اینها چیزهایی نیست که به راحتی بخشیده بشود خیلی گرفتاری دارد یعنی هم در برزخ گرفتاری دارد هم در قیامت گرفتاری دارد.@ حقالناسهای معنوی اینکه انسان با روح انسان با شخصیت انسان بازی بکند لهاشان بکند تحقیرشان بکند مسخره بکند غیبت بکند اینها حقالناسهای معنوی هستند بداخلاقی بکند در منزل به بچهاش به همسرش به پدرش به مادرش اینها را اذیت بکند از اخلاقش دیگران در فشار باشند در عذاب باشند اینها خیلی گرفتاری و فشار قبرهای طولانی و عذابهای طولانی دارد.@ فردی و اجتماعی هم گاهی وقتها انسان به یک نفر بدهکار است گاهی وقتها هست نه به بیتالمال آسیب میرساند ماشین دولت دستش هست یا مثلاً الان ما دهها هزار نفر داریم در این مملکت دارند برق دزدی استفاده میکنند انشعابهای دزدی این برق مال کیست هزینهاش هم همه این هفتاد میلیون نفر دارند میپردازند آن آقا دارد برق دزدی استفاده میکند.@ یا مثلاً کنتورش را یک کاری میکند که کم بیندازد قیمت زیاد نیندازد یا نه پولش را هم میدهد اما حق ندارد از آب شهری برای مصارف غیر ضروری استفاده بکند بقیه در فشار قرار میگیرند آب را برمیدارد اتومبیل میشوید بیمبالاتی میکند در غسل در وضو در شستوشوی منزل بیمبالاتی میکند انسان گرفتار میشود.@ وسواسیها یکی از بدبختیهایی که بعداً پیدا میکنند این هست که حقالناس زیاد گردنشان میافتد که آب مورد نیاز بقیه مردم را زیاد مصرف میکنند یک بنده خدایی آمده بود دفتر ما میگفت شش ساعت غسل من طول میکشد حالا شما تصور بکنید این چقدر به بیتالمال لطمه میزند اینطور نیست که من پولش را میدهم هر چقدر دلم خواست آب مصرف میکنم نه اینطوری نیست گرفتاری دارد.@ الان مثلاً ما چقدر میبینیم دهها هزار نفر میروند باشگاههای ورزشی بازی تماشا میکنند هر بار بیست میلیون پانزده میلیون سی میلیون اتوبوسهای شرکت واحد آسیب میبینند شیشه میشکنند صندلیها خراب میشود شما نگاه کنید کسی که این کار را میکند متوجه نمیشود که سن تکلیف باشد نباشد بداند نداند بفهمد نفهمد حقالناس است حقالناس اصلاً سن تکلیف ندارد سن تکلیف نداشتم آن موقع مثلاً مکلف نبودم نه.@ حقالناس بچه هم باشی به کسی صدمه بزنی گرفتار هستی چون جزء احکام وضعی است سن تکلیف که ندارد مثل نجاست و طهارت است اگر کسی یک جایی نجس شد نمیتوانیم بگوییم این هنوز به سن تکلیف نرسیده بولش نجس نیست بول بچه یک روزه نجس است فرقی هم نمیکند چه سن تکلیف باشد یا نباشد نجاست که سن ندارد حقالناس هم سن ندارد اگر انسان گرفتار باشد آنجا انسان را نگه میدارند.@ بعضیها مثلاً میبینم ماشین نو خریده اولین کاری که میکند میرود کیلومترش را دستکاری میکند سیم کیلومترش را قطع میکند سه ماه چهار ماه پنج ماه شش ماه با این ماشین این طرف و آن طرف میبرد بعد میبرد این ماشین را به عنوان ماشینی که صفر است یا کیلومتر کمتری کار کرده میفروشد فکر میکند این برایش خیلی خوب است.@ حالا دو میلیون تومان هم اضافه کردی اول از این خداوند در همین دنیا آسیب مالی به انسان میزند به اندازه آن یا بیشتر از آن ثانیاً حقالناس تو هم از بین نمیرود آنجا گرفتار میشوی یک جنسی که مثلاً اینقدر میارزیده یک ذره زیادتر گرفتی اینها حقالناس است حالا شما تصور کن یک فروشنده تقلب میکند جنس بد میفروشد.@ الان شما نگاه بکنید آبلیموهای قلابی سسهای قلابی رُبهای قلابی داروهای قلابی الی ماشاالله مردم دارند از این حرامها میخورند یک زمانی اینها را متوقف میکنند و حق میلیونها نفر را از انسان میطلبند حالا ببینید آدم وقتی میخواهد بایستد جواب بدهد چکار باید بکند داری آنجا چیزی بدهی.@ از بدهکاریهای دنیا انسان یاد بدهکاریهای آخرت میافتد از آبروریزیهای دنیا یاد مفتضح شدنهای روز قیامت و مفتضح شدنهای برزخ و چیزهای دیگر میافتد از محاکمههای اینجا یاد محاکمههای آنجا میافتد از زندان رفتن و بیمارستان رفتن و محدود شدن و غربت کشیدن و تنها ماندن و بیکسی و بدبختیهای اینجا یاد بیکسی و بدبختیهای آنجا میافتد آن هم طولانی سالها دهها قرنها هزاران سال آدم گرفتار میشود بلا این کار را میکند.@ انسان وقتی که نمونه یک سختی را در دنیا کشید باید توجه داشته باشد که به بلندای برزخ و قیامت سختیهای اینجا آنجا ضریب میخورد گفتند آقا آتش آخرت را چند بار شستند چند هزار سال چند هزار بار شستند تا این آتش دنیا شده اینجا ما تحمل گرما را نداریم.@ الان بیرون میرویم در آفتاب چند دقیقه گرممان میشود سردرد میگیریم مریض میشویم بعضیها گرمازده میشوند پوستشان اذیت میشود باید بروند کِرِم بزنند گرفتاری دارند تا این مشکلشان برطرف بشود آفتابزدگی خیلی پوست را میسوزاند اذیت میکند این تحمل ندارد تا چند روز باید تاوان این در آفتاب بودن را بپردازد.@ آنجا شوخیبردار نیست آتش قیامت ده برابر صد برابر صد هزار برابر میلیاردها برابر سوزانندهتر هست از وضعیت اینجا، خیلی سوزاننده است انسان اینجا دستش را کبریت بسوزاند خانمهایی که کنار اجاق گاز ایستادند یک روغن میافتد در صورت انسان یا روی دست انسان میبینید چقدر انسان اذیت میشود.@ آنجا میفرماید عقربهایی هست که وقتی انسان را میزنند انسان به قدری به او حرارت دست میدهد که برای خنک کردن خودش خودش را در مس مذاب میاندازد مسی که در حال جوشیدن هست پوست آنجا هم مثل پوست دنیا نیست پوست آخرتی هست یعنی مرگ وجود ندارد تا دم مرگ آدم میسوزد ولی مردنی وجود ندارد.@ (كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ) نص قرآن است هر وقت پوست اینها میسوزد پوست جدیدی رویش میکند تا عذاب بیشتری تحمل بکنند حس آنجا از بین نمیرود این وضعیت آنجاست تنهایی آنجا تنهاییهای آنجا خیلی طولانیتر و غصهاش بیشتر است غمهای اینجا غمهای آنجا را به یاد بیاورید.@ (وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً) خیلی غصههای آنجا کشنده است اینقدر غصههایش کشنده است که میفرماید انسان آرزو میکند که ای کاش متولد نشده بود یا آرزو میکند خاک باشد(وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً) ای کاش من یک موجود بیحس بیشعور بدون فهم بودم وقتی این حسرت به انسان دست میدهد.@ بلاهای اینجا خیلی کمک میکند به اینکه انسان تنظیم کند رابطهاش را با آخرت و ابدیت، بله بلاهای اینجا کفاره گناهان هست بین بلای دنیا و بلای آخرت انسان باید دنیا را انتخاب بکند پس دیگر غرغر زدن به خدا و زیر سؤال بردن خدا را ندارد.@ تو بالاخره یا سهم عذاب آخرت را میخوری یا سهم عذاب دنیا را اگر عذاب دنیا را خواستی از عذاب آخرت معاف هستی توضیح دادیم غیر از اینکه عذاب دنیا کفاره هست برای گناهان انسان درجات هم برای آخرت انسان هست حالا اگر یک کسی عاقل باشد شعور داشته باشد این را خوب بفهمد که بلاهایی که در دنیا میبیند بیپاسخ نیست.@ هر سختی و بلایی که در دنیا دید یا باعث پاکی روحش میشود یا باعث تصفیه گناهانش میشود هر نوع بلایی یا اینکه درجات هست برای آخرتش یک همچین کسی از خدا بدش میاید یا از بلا بدش میاید؟ نه برای همین امام سجاد(ع) عرض میکند ما خدا را همانطوری که برای نعمتها شکر میکنیم همانطوری برای بلاهایش هم شکر میکنیم.@ چون علامت یک آدم خوب یک آدمی که ارزش دارد پیش خدا این هست که این در دنیا بلازده است آدمهایی که قرار است عذابشان را آخرت بکشند تنهاییها غصهها بدهکاریها خجالت کشیدنها سوختنها تحقیرها چون آنجا هم تحقیر داریم هم مسخره شدن داریم.@ (فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ) مؤمنین آنجا کفار را مسخره میکنند همانطور که در دنیا خودشان مسخره میشدند به اینها میگفتند شما اُمل هستید نمیفهمید عقبمانده هستید مؤمنین را مسخره میکردند میفرماید امروز نوبت مسخره شدن دشمنان خداست بیدینها کسانی که مؤمنین را مسخره میکردند.@ یک جوانی میگفت که من در خانه که نماز میخوانم پدرم مسخرهام میکند یک پدر نادان وقتی به او میگویم نماز، میگوید خدا یک شعوری به تو بدهد عقل نداری اگر شعور داشتی که نماز نمیخواندی خدا یک عقل و شعوری به تو بدهد یک پولی هم به من بدهد میگفت پدرم اینطوری میکند مسخره کردن دیگران به خاطر مذهبی بودنشان اعتقاداتشان این مسخره شدنها خوب هست.@ علامت یک مؤمن یک آدمی که پیش خدا عزیز است پیش خدا مقام دارد این است که در دنیا باید یک ذلتهایی را تحمل بکند یک خواریهایی را تحمل بکند تمسخر بشود آبرویش در خطر قرار بگیرد تهمت به او بزنند این علامت است بد هم نیست دیدید به آدم یک دروغی میبندند یا تهمتی میزنند چقدر دردآور است چقدر انسان زجر میکشد.@ سوزشش از سوزش اینکه آدم را در آتش بیندازند بیشتر است عذاب روحی است دل میسوزد هر چقدر این دل میسوزد حجم بیشتری شادی برای آخرت انسان ذخیره میشود آن که هشدار هست باید حواسمان را جمع بکنیم اینکه اگر این بلاها سرمان آمد از نوع آخرتیش بترسیم و پرهیز بکنیم.@ خدا نکند یکی از شما یکی از ما وسیله آزمایش دیگران قرار بگیریم یعنی دیگران به خاطر تحمل اخلاق ما اجر ببرند به خاطر نوع برخورد ما ثواب ببرند و بدهیش برای ما بماند مثل اینکه یک نفر را تحقیر کردی یک نفر را مسخره کردی یک نفر را با شخصیتش بازی کردی یک نفر را لهاش کردی یک نفر را ملعبه خودت کردی اویی که ما با او این کار را کردیم اجر زیادی میبرد.@ ولی خدا نکند جزایش برای ما بماند عذابش برای ما بماند اگر برای ما بماند این خیلی خطرناک است اگر برای ما بماند بسیار خطرناک است ما نباید وسیله بهشت رفتن دیگران به این صورت باشیم ما باید خودمان بهشتی باشیم دست دیگران را هم بگیریم و بهشتی بکنیم نه اینکه دیگران به خاطر ظلمهایی که ما به آنها کردیم به خاطر اذیتهایی که کردیم و شرهایی که رساندیم اجر ببرند و بهشت بروند.@ پیامبر در مورد خانواده میفرماید که مواظب باش خانواده تو به خاطر تو بدبخت نباشند الان ما چقدر مرد داریم که خانوادهشان به خاطر اینکه تحمل این آقا را میکنند پیش خدا عزیز هستند و اجر میبرند کفاره گناهان اعضای خانواده تحمل این آقا است این متقابل است وقتی دیگران به خاطر تحمل اخلاق من اجر میبرند و گناهان آنها دارد به خاطر رفتار من بخشیده میشود یعنی تمام آن گناهان دارد برای من میاید.@ یعنی آنچه که خدا دارد به آنها میدهد از سهم من دارد به آنها میدهد این درست همان کاری هست که در صحنه بدهکاری قیامت با انسان میکنند یعنی میبیند که تو عمل صالح داری ظلم هم کردی کاری هم نمیتوانی بکنی اعمال صالح تو را با ثوابهایت را به فلانی میدهند گناهان او را با عذابهایش را به شما میدهند.@ در روایت داریم در نامه اعمالش کارهایی میبیند که انجام نداده میگوید خدایا من اصلاً نه حج رفتم نه کاری کردم اینها برای چی در نامه اعمال من هست میگویند که فلانی غیبت تو را کرد کارهایش را به تو دادیم بعد میگوید من خیلی از کارها را انجام دادم در نامه اعمالم نیست میگویند غیبت فلانی را کردی به فلانی دادیم.@ بعد میگوید یکسری از گناهان هست من این گناهان را که انجام ندادم شما نوشتید که این کار را کردم بله غیبت فلانی را کردی فلانی را اذیت کردی تحقیرش کردی مسخرهاش کردی با شخصیتش بازی کردی آبرویش را بردی گناهان او را به تو دادیم.@ وقتی که دیگران به خاطر من بدبخت بشوند و غصه بخورند به خاطر من احساس بدبختی بکنند در واقع این انتقال صورت میگیرد یک خانمی که شوهرش به واسطه او بدبخت بشود به واسطه او احساس بیچارگی بکند خوشبختی را احساس نکند در ازدواج ما توصیهمان به همه عزیزان این هست که شما موظف هستید.@ اگر میخواهید ازدواج بکنید اول خودت را برای خوشبخت کردن طرف مقابل آماده بکن و بچههایت، باید آمادهشان بکنی و الا اگر به واسطه تو گرفتار بدبختی بشوند این عذاب را شما بعداً نمیتوانی تحمل بکنی اصلاً حقالناس میلی نیست.@ بعضیها میگویند ما نمیخواستیم با این دختر ازدواج بکنیم زوری مادرم گفت بگیر ما هم گفتیم باشد من درست ندیده بودمش بعداً فهمیدم فلان است از او خوشم نیامد یا بگوید من از این پسر خوشم نمیاید این پسر پسر خوبی است ولی نمیدانم چرا از او خوشم نمیاید از او بدم میاید.@ اصلاً این مسئلهای نیست شما به محض اینکه پیمان عقد ازدواج را بستی همانطور که یک سلسله حقوق شرعی گردنتان میاید نمیتوانی بگویی این کار را نمیکنم مرد بگوید آقا من نفقه نمیدهم نمیتواند بگوید نفقه نمیدهم همسرت هست چه خوشت بیاید از او چه خوشت نیاید باید نفقه بدهی یا زن بگوید من تمکین نمیکنم، نمیشود.@ در مسائل اخلاقی هم همینطور یک مرد نمیتواند بگوید من دختر را ندیدم چون دوستش ندارم به او محبت نمیکنم نمیتوانی محبت نکنی محبت کردن و مهرورزی کردن خوشاخلاقی کردن جزء وظائف شرعی است حقش هست اگر نکنی و از او دریغ بکنی حقالناس گردنت میاید.@ یک خانمی بگوید من از او خوشم نمیاید از او بدم میاید نه نمیتوانی باید به او محبت بکنی محبت کردن یک امر واجب است نمیشود بگویی یک امر دلی است خب چکار کنم از او خوشم نمیاید چشمت کور میخواستی ازدواج نکنی زور که نبوده میگوید پدرم زور کرده باز هم چشمت کور میخواستی زور پدرت را قبول نکنی.@ در امر ازدواج حق ندارد کسی به کسی زور بکند یا کسی زیر بار زور کسی برود بگوید به احترام پدر مادرم قبول کردم بیخود کردی اگر به احترام پدر مادرت قبول کردی باید به احترام پدر مادرت هم محبت بکنی ما نمیتوانیم با سرنوشت دیگران اینطوری بازی بکنیم.@ به محض اینکه یک نفر را در گرفتاری بیندازی هر فشاری که به او بیاید تو گرفتار هستی دلم نمیاید خوشم نمیاید دوست ندارم میل ندارم دوستش ندارم نمیشود گردن ما هست پس دقت بکنیم ما این مذکر بودن بلا فوقالعاده اثر مهمی هست که به یاد میاندازد تلخیهای آنطرف را، هر نوع تلخی که اینجا تصور بکنید همان نوع تلخی آنجا هست.@ اما به قول علی(ع) مدتش طولانیتر است و هم شدتش طولانیتر است پس اگر دچار بلا شدیم باید به دو سه جهت توجه کنیم یکی اینکه پرهیز کنیم از این بلا از نوع آخرتیش ببین چقدر تلخ است الان بلایی که دچارش شدی سختت است اعصابت دارد خورد میشود فشار دارد به تو میاید بدان که آخرتیش خیلی شدیدتر و ماندگارتر است.@ هم پرهیز کن هم خدا را شکر کن بگو خدایا شکرت که از دو بلا برای من کوچکش را انتخاب کردی کمزمانتر و کمدردترش را انتخاب کردی خدایا شکرت که من از بین بلاهای آخرتی و بلاهای دنیایی بلاهای دنیایی نصیبم شده.@ بعد هم انسان باید اخلاق و رفتار خودش را درست بکند که یک موقعی دچار یک همچین چیزی در مورد دیگران نشود پس با این وصف که توضیح دادیم توضیحاتش را مفصل قبلاً عرض کردیم بیشتر هم میخواهیم روی این قضیه انشاالله بیشتر میخواهم راجع به این صحبت بکنم.@ بلا هم عامل رشد است برای انسان هم یک ذخیره آخرتی هست کفاره گناه، پاداشهای آخرتی، وسیله خودشناسی و دیگرشناسی هست و مذکر هست حالا که این همه آثار خوب دارد اگر خدایی که ربالعالمین هست به انسان بلا ندهد برای انسان بلا نفرستد یعنی یک عاملی را نفرستد که ما اگر گناهی در دنیا کردیم کفارهاش در همین دنیا باشد.@ یک ذره به باطن خودت برگردد ببین باطناً یک همچین چیزی را از خدا میخواهی یا نه اگر گناه کردی از خدا این را میخواهی که خدا همین جا کفاره را تمام بکند گناه را با تو تصفیه کند یا نه نمیخواهی میگویی خدایا راحت باشم آنطرف میدهم کدام را میخواهی؟ تمنایت چیست اینکه اینجا باشد یا آنجا؟ اینجا.@ اگر بلا درجات آخرتی هست و ما میل بینهایت و اشتهای بینهایت داریم حالا اگر بعد از مرگ بعد از وفاتمان جهنم نرویم ما را بهشت ببرند اما در یک درجه خاصی از بهشت نگه بدارند آنوقت چشمت بخورد به درجات بالاتر بهشت نمیتوانی آنجا بروی بینهایتطلبی هم آدم دارد.@ (رَبَّنا اِخوانُنا کُنّا مَعَهُم فِی الدُنیا فَبِما فَضَّلتَهُم عَلَینا) پروردگارا این آدمهایی که ما داریم میبینیم این برادران ما همسایگان ما دوست ما هممحلی ما، ما در دنیا با هم زندگی میکردیم چطور اینها اینقدر بالا رفتند؟ چطور اینها این همه درجه گرفتند؟ یکی از جوابهایی که خدا میدهد میگوید اینها سختی زیاد کشیدند شما آن سختیها را نکشیدید.@ در حدیث داریم میگوید وقتی شما سیر بودید اینها روزه بودند گرسنگی داشتند فقیر بودند گرفتاری داشتند آن موقع که شما در امنیت بودید اینها در اضطرابهای سختی بودند شما الان مردم لبنان و فلسطین را نگاه بکنید ما با وضعیت آنها یکی هستیم؟ نه آن موقع که شما در امنیت بودید اینها در جبهه بودند سالها در جبهه تمام وجودشان را به سختی انداختند.@ زن شوهرش را فرستاده بود مادر بچه و شوهرش را فرستاده بود خواهر برادرش را فرستاده بود اینهایی که در اینجا بودند اضطراب و دلشوره رزمندهشان را داشتند آنهایی هم که آنجا بودند هزار و یک جور فشار در جبهه تحمل کردند سرما و گرما و تشنگی و گرسنگی و خطر و تیر و ترکش و اسارت و غصه و گرفتاریهای دیگر را تحمل کردند شما اینطوری نبودید.@ حالا اگر من اشتهایم بینهایت است و بینهایتطلب هستم از خدا واقعاً میخواهم خداوند برای من بلاهایی را بفرستند که باعث بالا رفتن درجات من در آخرت بشود اینقدر درجات من بالا برود که من به پیامبر و آلش به محمد و آل محمد ملحق بشوم اینقدر اشتها داری یا نداری که فردا بین تو و پیامبر فاصله نباشد بین تو چهارده معصوم فاصله نباشد این را میخواهی یا نمیخواهی؟.@ اگر میخواهی پس باید مثل آنها تحمل سختی و بلا را داشته باشی و به بلا همان نگاهی را داشته باشی که آنها این نگاه را داشتند میخواهی یا نمیخواهی آیا وقتی که به دروغ مدعی هستی که آدم خوبی هستی آدم صالحی هستی خودت هم باور کردی آدم خوبی هستی ولی از نظر خدا اعمالت باطل است از خدا میطلبی که یک بلایی سرت بیاورد که آزمایش بشوی بفهمی که واقعاً چکاره هستی آفتهای کارت را به تو بچشاند یا نه؟.@ اگر ما بیخود فکر کنیم خیلی آدم حسابی هستیم ولی بعد از مردن بفهمیم که نه هیچ خبری نبوده خیلی از کارهایمان اشتباه بوده یک عالم کارهایی میکردیم فکر میکردیم خوب هم هست همه هم گناه بوده بعد نمیگوییم خدایا چرا در دنیا من را متوجه نکردی خدایا کاشکی در دنیا به من میگفتی اینجا آخرت است من الان اینجا نمیتوانم کاری بکنم کاشکی در دنیا به من میفهماندی که من ایرادات کارم کجاست.@ مشکلات اخلاقی من کجاست کجا تکبر دارم کجا عُجب دارم کجا حسودم کجا تنگنظرم کجا سوءظن دارم کجا بخیل هستم ای کاش بالاخره خدایا یک طوری به من میفهماندی این را ما به خدا نمیگوییم یعنی ما طلب نمیکنیم خدایا کاش در اینجا یک بلایی سرم میاوردی که من بفهمم که دارم اشتباه میکنم.@ بفهمم من در جهنم هستم بفهمم من دارم به حساب کارهای خوب کارهای بد میکنم ما این را از خدا طلب نداریم نمیگوییم خدایا کاش اینها را به ما میدادی اینها را که میگوییم خودم را لااقل میشناختم ای کاش هر طوری شده بود با هر بلایی که سرم میاوردی من را به خودم میشناساندی به من میفهماندی که من چقدر دارایی دارم چقدر ظرفیت برای آخرت دارم کاشکی خدایا به من میگفتی.@ خدایا کاشکی به من تذکر میدادی کاشکی به من یک طوری میفهماندی که آخرت چقدر دردناک است من پرهیز میکردم اینقدر بدمستی در گناهانم نمیکردم اینقدر اسراف در گناه نمیکردم اینقدر دل به دل خودم نمیدادم اینقدر هوای خودم را پیروی نمیکردم ای کاش به من میفهماندی.@ من نمیدانستم جهنم همچین جایی است من نمیدانستم یک همچین عقربها و مارها و اژدهاها و حیواناتی که ما نمونهاش را در دنیا ندیدیم حیوانات وحشتناکی که از خُلق انسان ساخته میشوند در حدیث داریم خداوند همه حیوانات را از اخلاق انسانها از باطن انسانها درست کرده.@ ببینید ما باطنمان چقدر وحشتناک است که این همه حیوان از آن خلق شده با قیافههای مختلف حالا اگر اینها ترکیب بشوند بعضیهایش با هم ببینید از آن چه چیزی در میاید این خُلق انسان است کاشکی خدایا به من میگفتی یک جوری به من تذکر میدادی.@ در قرآن داریم حتی خداوند به قدری برایش مهم است حتی فرعون و کسانی که اطرافیان فرعون بودند اینها یک موقعی به جهنم نروند میفرماید ما آل فرعون را در سال چند بار برایشان عذاب میفرستادیم که شاید اینها برگردند و توبه کنند ولی خودشان توبه نمیکردند خجالت نمیکشیدند حیا نمیکردند برنمیگشتند سختیها را میدیدند ولی برنمیگشتند.@ پس واقعاً باطن ما طلب بلا میکند این را خوب دقت بکنید بیست جلسه با هم حرف زدیم تا به این یک کلمه رسیدیم حقیقت ما باطن همه انسانها طلب بلا میکند یعنی میگوید خدایا من لیاقت بلا داشتم خدایا به من لطف میکردی این هدیه را برای من میفرستادی و به وسیله بلا در دنیا تصفیه میکردی.@ خدایا این هدیهها را برای من میفرستادی به واسطه بلا درجات من را در آخرت بالا میبردی خدایا با بلا من و دیگران را به خودمان بیشتر میشناساندی خدایا این لطف را در حق من میکردی که با بلاها من را به یاد اشتباهاتم و آخرتم میانداختی.@ پس باطن ما بلاخواه هست ما قلباً احتیاج به بلا داریم فطرتاً نیاز به بلا داریم و خداوند ربالعالمین است رب یعنی مالک مدبر یعنی پرورنده اینکه در روایت داریم(حَسَنُ البَلاء) خدا قشنگ بلا میفرستد بلاهایش هم قشنگ است برای این هست که جزء ربوبیت خداوند فرستادن بلا برای بندگانش هست.@ در دعای هفته هم داریم خدا را شکر میکنیم حمد الهی را به جا میاوریم که خدایا عافیت میدهی بلا میدهی مریض میکنی شفا میدهی همه قشنگ است برای همین خیلی بیادبی بزرگی است وقتی ما باطنمان طلب بلا میکند برویم به خدا غر بزنیم بلا باطنش همه هدیه است تمام باطن بلا خیر است یک پارچه خیر است باطن بلا باطن سختیها و مصیبتها باطنشان خیر است.@ حالا وقتی که باطن اینها دائماً خیر است و ما هم باطناً همه را میطلبیم چرا به خدا غرغر بکنیم چرا وقتی بلا سرمان آمد رابطهمان با خدا ضعیف بشود چرا وقتی خدا هدیه برای ما میفرستد به جای اینکه تشکر بکنیم قهر میکنیم.@ چرا تا یک غصهای سراغ ما میاید یک مصیبتی سراغ ما میاید اولین کاری که میکنیم با خدا رابطهمان قطع میشود روی نمازمان تأثیر میگذارد روی عباداتمان تأثیر میگذارد روی معنویتمان و خوشحالیمان تأثیر میگذارد مگر بلا چیز بدی است فردا خدا میگوید مگر من بد تو را میخواستم که این کار را با تو کردم مگر من عقدهای بودم مگر من بد خدایی بودم مگر من با تو دشمن بودم.@ (إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ) من به شما بسیار رئوف و مهربان بودم چرا وقتی که این چیزها سرتان میامد با من قهر کردید چرا قطع رابطه کردید چرا بد و بیراه گفتید چرا شکایت کردید چرا رفتید همه جا چو انداختید خدا خدای خوبی نیست خدا نگاه کن با من چکار کرده خدا ببین دارد با من چکار میکند تو خودت را بیشتر دوست داری یا من تو را بیشتر دوست دارم.@ من که تو را بیشتر از خودت دوست داشتم من تو را برای مقامات بزرگ ابدیت خلق کردم اینقدر دوستت داشتم چطور تا یک کسی از تو مُرد تا یک مشکل خانوادگی پیدا کردی یک گرفتاری پیدا کردی مشکلی از مشکلات حیوانیت مشکلی از مشکلات گیاهیت حل نشد یا برایت در جنبههای حیوانی و گیاهی مشکل ایجاد شد با من قهر کردی.@ چون بلا مخصوص بخش طبیعی است بخش فطری هر بلایی سر انسان بیاید خود انسان سر خودش میاورد خدا نمیاورد بخش انسانی ما هر کمبودی پیدا بکند مال خودمان است بخش طبیعی مقداریش گردن خودمان است مقداریش هم به خدا ربط دارد.@ حالا ما میاییم به خاطر تعلقاتی که به حیوانیت خودمان داریم به جنبه گیاهی خودمان داریم احساس بدبختی میکنم خود همین احساس بدبختی خودش خیلی بدبختی است خیلی بیعرضگی و بیادبی است چون مثلاً در جنبههای گیاهی اتومبیل ندارم مورد جمادی است مستأجرم پول ندارم چکار بکنم.@ یا در جنبههای نباتی نمیتوانم لباسهای شیک بپوشم خوشگل نیستم نمیتوانم چیزهای خیلی زیبا و قشنگ که دوست دارم تهیه بکنم یا مثلاً در جنبههای حیوانی هنوز ازدواج نکردم یا ازدواج کردم همسرم را از دست دارم یا مثلاً فلان مشکل را دارم یا بچه داشتم بچهام مُرده یا هر مسئله دیگری در جنبههای حیوانی که هست.@ بد است وقتی که ما مصیبت در این جهات سراغ ما بیاید با خدا ارتباطمان قطع بشود روی همین حساب مقدمه را گفتم که برایتان چند تا روایت بخوانم که باطن روایات را خوب بفهمید که چیست.@ امام صادق(ع) میفرماید(اِنَّ اللهَ لَیَتَعَهَدُ عَبدَهُ المُؤمِنَ بِاَنواعِ البَلاء کَما یَتَعَهَدُ اَهلَ البَیت سَیِّدُهُم بِطُرفِ الطَعام) میفرماید که خداوند بنده مؤمن را به وسیله بلا به خودش بیشتر پیوند میدهد به خودش نزدیک میکند همانطور که سرپرست یک خانواده با غذای خوب با طعام خوب اعضای خانواده را به خودشان گرمتر میکند پیوند بیشتری میدهد.@ دیدید مثلاً یک آقایی که میخواهد دلگرمتر بکند اعضای خانواده را یک خانم وقتی میخواهد خیلی سرمایهگذاری بکند برای شوهرش و بچههایش یا یک خانمی که ازدواج نکرده برای پدر مادر و اعضای خانوادهاش میاید تمام سلیقهاش را میریزد در بهترین غذا را درست میکند چون به آنها علاقه دارد یک سفره خیلی خوب آب و رنگدار که همه کیف بکنند.@ یک آقا هم که وقتی اعضای خانوادهاش را خیلی دوست میبینی در طول هفته یا در طول ماه یک غذای ویژه برای آنها تهیه میکند مثلاً جمعهها مستحب است انسان ویژهتر عمل بکند میبینی جمعه مثلاً میرود یک ظرف فالوده میخرد میاورد بستنی میخرد میاورد میوه بهتری میگیرد میاورد یک غذای خیلی بهتری تهیه میکند برایشان میاورد.@ میگوید خدا با بنده مؤمنش این کار را میکند با بلا یعنی بلا ویژه است حالا اگر خدا به شما بلا ندهد یعنی شما کفاره گناهانتان باید در دنیا جبران بشود خدا بگوید نه بندهام اذیت میشود بگذارمش آخرت، یا بیاید بگوید درجات آخرتی بخواهی بعد خدا بگوید ولش کن به او نمیدهم بعداً هم هر چه گریه و زاری کرد میگویم عیبی ندارد چون در دنیا تحمل نداشتی دوست داشتی خوش بگذرانی گفتم بندهام خوش بگذراند.@ شما این استدلال را از خدا میپذیرید یا نمیپذیرید؟ هیچ وقت انسان یک همچین استدلالی را از خدا نمیپذیرد، میدانید این حالت مثل چی میماند اگر خدا بلا را ندهد برای اینکه ما راحتتر باشیم؟ مثل این هست که یک مادری واکسن بچهاش را نزند بگوید بچهام تب میکند دو سه روز اذیت میشود ولی پانزده سال بعد بچه فلج بشود.@ اگر بچه فلج شد افتاد روی دست مادر گفت مادر چرا واکسنم نزدی گفت عزیزم خیلی دوستت داشتم گفتم تب نکنی دو سه روز بچه این را از مادر میپذیرد یا نمیپذیرد؟ نه میگوید مادر اگر من سه روز زحمت میافتادم بهتر از این بود که یک عمر فلج باشم.@ بنابراین ما باید بفهمیم باطن این قضیه را که بلا یک هدیه است اگر غیر از نعمت ببینیمیش به خدا خیلی بیانصافی کردیم بدبینی به خدا است که خدا را ما به خاطر سختیهای زندگیمان زیر سؤال ببریم چون مریض هستیم چون فلان کس من مُرد چون فلان چیز شد چون به فلان خواستهام نرسیده تأثیر بگذارد این خیلی زشت است.@ این به ضعف عقیده برمیگردد به نفهمی برمیگردد به کفر برمیگردد که انسان خدا را زیر سؤال ببرد نمیشود من 40 سال 50 سال نماز بخوانم هی بگویم سبحان الله، سبحان الله یعنی چی؟ یعنی تو منزه هستی تو پاک هستی تو به کسی ظلم نمیکنی تو بد کسی را نمیخواهی ای خدا بعد هم در دلم غصه بخورم از عملکرد خدا اینقدر خدا برای من زیر سؤال باشد معصومین هم همینطور اینقدر برای من زیر سؤال بروند.@ این معلوم است بیادبی است بیمعرفتی است ضعف اعتقاد است کفر است نمکنشناسی است حالا فهمیدید رمز این دعا چیست که امام سجاد عرض میکند خدایا تو را شکر بر بلاهایت تو را همانطور شکر میکنیم که بر نعمتهایت شکر میکنیم در واقع میخواهد بگوید بلا یک نعمت است یک هدیه است اگر غیر از این ببینیش اشتباه دیدی اثبات هم کردیم.@ اگر غیر از این ببینی سختیهای زندگی را این نفهمی است حالا ببینید امام باقر(ع) (اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ لَیَتَعاهَدُ المُؤمِنَ بِالبَلاء کَما یَتَعاهَدُ الرَجُلُ اَهلَهُ بِالهِدیَّه مِنَ الغَیبَه وَ یَحمیهِ عَنِ الدُنیا کَما یَحمِ الطَبیبُ اَلمَریضَ) میفرماید خداوند بنده مؤمن خودش را به وسیله بلا به خودش پیوند میزند.@ (لَیَتَعاهَدُ) یعنی همپیمانش میکند وابسته به خودش میکند به خودش نزدیکتر میکند چون هم کفاره گناهان ما میشود هم برای ما درجه است در واقع هر دو کفاره گناه میشود برای اینکه گناهان ما پاک میشود از خدا دور نمیشویم از آن طرف بلا میفرستد درجات ما بالا میرود باز هم به خدا نزدیک میشویم.@ از آن طرف جلوی یک سلسله از نعمتهای دنیا را میخواهیم به آن برسیم میگیرد چون میداند اگر به ما بدهد از خدا دور میشویم صلاح نمیداند بچهدار بشوید نمیداند که نمیداند بچهدار نمیشویم صلاح نمیداند پولدار بشوی صلاح نمیداند شفا پیدا بکنی چون تو اگر پولدار بشوی بدن سالمی هم داشته باشی وحشیگری سراغت میاید تمرّد میکنی طغیان میکنی.@ (إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى) خود خدا دارد بنده خودش را معرفی میکند میگوید ماهیت انسان طبیعت انسان اینگونه است که به محض اینکه وضعش خوب میشود یعنی به محض اینکه استغنا پیدا میکند طغیان میکند.@ نمونهاش شما ثروتمندان را نگاه بکنید شما در مساجد در جبههها در اعمال عبادی در کارهای خیر چقدر میتوانی ثروتمند پیدا بکنی تا ثروت میاید طغیان میاید(اَلمالُ مادَّۀُ الشَهَوات) مال ماده شهوات است قبلاً شهوتهای مختلف نداشت از وقتی که اتومبیل گرفته شهوتهای مختلف سراغش میاید.@ قبلاً این هوسها را نداشت از وقتی که پولدار شده هوسهای مختلف سراغش میاید این دائماً انسان را از خدا دور میکند(لَیَتعاهَدُ) یعنی نمیگذارد از خودش دور بشوی تو را نگه میدارد میداند اگر به تو بدهد طغیان میکنی خراب میشوی خدایا تو که میدانی اگر من پولدار بشوم حج میروم کربلا میروم سوریه میروم خدا میگوید میخواهم نروی من ثواب همه اینها را در نامه اعمالت میدهم.@ در روایت داریم وقتی یک بندهای مریض است یا یک ناتوانی دارد یا آرزو دارد یک کار خیر انجام بدهد میگوید ملائکه در نامه عملش بنویسید این واقعاً میخواست اینطوری باشد بیشتر از آن هم به او بدهید ولی مصلحت نیست خودش این کار را بکند دو دفعه میروی مکه حاجآقا میشوی اگر یک بار به تو بگویند مشهدی فلانی به تو برمیخورد.@ نه دیگر یکبار کافی است به تو حاجآقا نگویند اعصابت خورد میشود تمام حج تو باطل است چند میلیون خرج کردی رفتی حج آمدی دیدی داماد یادش رفت قبلاً مثلاً به تو میگفت عمو یا یک چیز دیگر میگفت میگویی عجب مردتیکه بیشعور است من این همه خرج کردم رفتم حج به من میگوید مشهدی فلانی عمو فلان، بگو حاجآقا همین در دلت آمد تمام حج تو پرید.@ حالا لیاقت نداری میبند خراب میکنی میگوید نمیخواهد این میخواست حج برود برایش چند تا حج بنویسید ثوابش را هم به او میدهیم نمیخواهد حج بروی تو ظرفیت نداری تو دوبار کربلا بروی و بیایی ادعای پیغمبری میکنی به تو نمیدهد میداند خراب میکنی میداند اگر وضع مالیت خوب بشود طغیان میکنی.@ میداند اگر خوشگل بودی دیگر در مسجد و حسینیه پیدایت نمیشد مثل خیلیها میرفتی در خیابان دنبال کارهای دیگر میداند اگر خیلی عزیز بشوی خیلی محبوب بشوی ظرفیت نداری عزیز بودن و محبوبیت برای هر کسی خوب نیست محبوبیت نداری سه چهار جا حسابی حالت را میگیرد همچین ضایعت میکند که نگو متعادل میشوی.@ یک کسی چند سال بود میامد پیش من همهاش برنامههای سنگین میخواست به او میگفتم آخر چه خبر است؟ میگفت من خوشم نمیاید یک آدم معمولی باشم من دوست دارم آدم خیلی بزرگی باشم بعد گفت میخواهم از امام خمینی هم بالاتر باشم.@ بعد به او گفتم اصلاً این روحیه روحیه خوبی نیست که تو اینقدر علاقه داری بزرگ بشوی امام خمینی اصلاً نمیخواسته بزرگ باشد خدا بزرگش کرده او فقط به تکلیفش عمل کرده میل به اینکه من بزرگ بشوم محبوب بشوم یک شهوت است یک بت است خیلی خطرناک است که من آدم بزرگی باشم.@ آنچه که مربوط به من بود به عنوان یک معلم این بود که این را تعدیلش بکنم کار خدا طوری شد حوادثی سر راه این آقا بوجود آمد که از بسیاری از چیزهایی که میخواست به آن برسد محروم شد در درس شکست خورد در ازدواج شکست خورد در کار شکست خورد چند روز پیش دیدمش.@ گفت استاد میدانی چه بلاهایی سر من آمد بعد شروع کرد گریه کردن گفت من چقدر انرژی داشتم دوست داشتم به اینجا برسم این هر چه گریه میکرد من بیشتر میخندیدم گفته چیه من هر چه میگویم شما میخندی؟ گفتم اینها خیلی برای شما مبارک بوده من که خوشحالم تو اینطوری شدی.@ بعد گفت ولی شما راست میگویید اگر من موفق شده بودم الان یک آدمی بودم که خدا را هم بنده نبودم خودش گفت، میگفت من خیلی روحیه بزرگی داشتم آدمها را همه را پست و ریز میدیدم و مسخره میکردم حتی بزرگان را هم میدیدم میگفتم این که کاری نکرده من از این خیلی بهتر هستم گفتم نگاه کن الان چقدر خوب شدی گفتم الان جوشش تو با مردم بهتر نیست.@ پدر مادرش را تحقیر میکرد خانواده را تحقیر میکرد اساتیدش را بعضی اوقات تحقیر میکرد یعنی میخواست از آنها هم بزرگتر بشود چند بار آمد سر کلاس من به او گفتم سر کلاس من نیا گفت برای چی گفتم سر کلاس من بیایی جهنمی میشوی عاق میشوی من اصلاً به درد تو نمیخورم تو حیف هستی برو اساتید خیلی بزرگتر برو پیش آنها درس بخوان اینجا نیا.@ ولی حال و روزش حال و روز خوبی بود به او گفتم خدا را شکر میکنم که تو بالاخره خدا از آن جهنمی که میخواستی با سرعت به سمتش بروی نجاتت داد شکست داشتی هم در ازدواج هم در کار هم در درس سخت هم هست آدم در این سه مرحله مهم شکست بخورد ولی نگاه کن الان چقدر خوب شدی چقدر آرام شدی.@ گفت الان دیگر با مردم خیلی راحت هستم خوب هستم همه را دوست دارم خدا بالاخره میداند میگوید نمیخواهد من دوستت دارم خیرت را هم میخواهم برایت خودم چند تا حج مینویسم چند تا کربلا مینویسم نماز شب نمیخواهد بخوانی تو بلند بشوی نماز شب بخوانی فردا همه را ریز میبینی.@ کافی است چهار تا خواب خوب ببیینی چهار دفعه امام زمان را خواب ببینی یک ذره امام حسین را خواب ببینی چند دفعه خوابهای اینطوری ببینی دیگر همه پیش تو گناهکار و معصیتکار و غافل میشوند نمیخواهد تو خواب نبین اصلاً نمیخواهم خواب ببینی از انسان میگیرد لطف است.@ میگوید(لَیَتَعاهَد) یعنی اینکه در حریم خودش تو را نگه میدارد نمیگذارد دور بشوی جهنم بروی اینقدر دوستت دارد خیلی دوستت دارد که نمیگذارد جهنم بروی میفرماید که خداوند با بنده مؤمنش این کار را میکند چطوری؟ (بِالبَلاء) با بلا(کَما یَتَعاهَدُ الرَجُل اَهلَهُ بِالهِدیَۀ مِنَ الغِیبَه) همانطور که یک آدمی که از مسافرت میاید برای دلگرمی اعضای خانوادهاش هدیه میاورد سوغاتی میاورد.@ این سوغاتیها چشمروشنی است دلروشنی است بالاخره میگوید اگر چند وقت دور بودیم طرف را ندیدم اذیت شدیم بالاخره هم آمد و دیدیم هم برای ما سوغاتی آورده آن وحشت برطرف میشود.@ یک حدیث دیگر برایتان بخوانم امام کاظم(ع) میفرماید که(لَن تَکُونُوا مُؤمِنینَ حَتّی تَعُدُّ البَلاءَ نِعمَۀً وَ الرَخاءَ مُصیبَۀً وَ ذلِکَ اَنَّ الصَبرَ عِندَ البَلاء اَعظَمُ مِنَ الغَفلَۀِ عِندَ الرَخاء) میگوید شما هرگز مؤمن نیستید تا اینکه بلا را نعمت بدانید مبنا برای اینکه شما مؤمن هستید یا نه این هست که اینقدر عقلتان میرسد اینقدر ما شعورمان میرسد میفهمیم که خدا بلا را برای ما به عنوان هدیه میفرستد و این یک هدیه قشنگ است از طرف خدا آمده.@ میگوید هرگز مؤمن نیستید ایمان به خدا نیاوردید تا اینکه بلا را نعمت بدانید و(الرَخاء) هم بلا را نعمت بدانید هم آسایش و بیبلایی را مصیبت بدانید یکی از بزرگان خدمتشان رسیدند دیدند خیلی غصه دارد مضطرب است فرمود من سه روز است در آسایش هستم میترسم خدا با من قهر کرده باشد.@ مؤمن آسایش را مصیبت میداند برای اینکه وقتی که لذتت در دنیا زیاد میشود بهرهات زیاد میشود دارد از سهم آخرتیت کم میشود مثل یک نفر میماند که در مغازه نشسته باشد مشتری برایش نیاید خوشحال میشود؟ سرش شلوغ نشود بگوید آخیش امروز مشتری نداشتیم چقدر خوب بود یک نفس راحتی کشیدیم این احمقی است.@ مثل یک کسی که زن و بچه دارد باید نان اینها را برساند صبح مثلاً برود سر کار برود در میدان بایستد کارگر بخواهند او را ببرند کسی نیاید این را به عنوان کارگر ببرد صاحب کارش او را بیرون بکند شغل نداشته باشد بگوید خیلی خوب شد امروز هم چه روز باحالی بود کسی ما را برای کار نبرد این خوشحالی دارد؟ نه چون شب باید پول خانه ببری زن و بچه غذا میخواهند لباس میخواهند خرجی دارند بیکاری خوشحالی ندارد.@ آسایش خوشحالی ندارد انسان کیف بکند خیلی آسایش دارد این حماقت است میگوید اصلاً شما ایمان نیاوردید اگر بلا را نعمت ندادید اگر آسایش را مصیبت ندانید امام کاظم(ع) دارد این را میفرماید بعد هم میفرماید زیرا که صبر به هنگام بلا و گرفتاری بالاتر و بزرگتر از غفلت و فراموشی در آسایش است در آسایش غفلت و فراموشی است در بلا صبر هست و اجر دارد صبر مساوی با بهشت است.@ وقتی وارد بهشت میشوند قرآن میفرماید ملائکه میگویند(سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ) بهشت مساوی است با صبر، سلام بر شما به خاطر صبری که میکردید(بِما صَبَرْتُمْ) صبر کردید روی این حساب اندیشه یک مؤمن یک اندیشه قدرتمند است او هیچ وقت از بلا فرار نمیکند.@ البته مؤمن هیچ وقت به استقبال بلا نمیرود یعنی خودش زمینه بلا را فراهم نمیکند فقط وظائفش را انجام میدهد اگر بلا آمد از آن استقبال میکند مؤمن در اندیشهاش هیچ وقت احساس پژمردگی نمیکند هیچ وقت خودش را بازنده حساب نمیکند.@ یک کسی که مشتریهایش در مغازه خیلی شلوغ بودند سرش شلوغ بوده این میگوید آن را میخواهم او میگوید این را میخواهم دیدید چند نفر میریزند سر یک فروشنده فشار روانی زیادی به او میاید در عین حالی که فشار روانی زیادی به او میاید فکر این هست که چقدر دارد جنس میفروشد چقدر سود میکند به او آرامش میدهد.@ مؤمن در بلاها برخوردش همین است غصهدار نیست پژمرده نیست اگر یک نفر را ببیند مثلاً خواهرش برادرش دوستش آنها مشکلی ندارند در مسائل زندگی گرفتاری ندارند هیچ کدام مثلاً این گرفتاریهایی که این دارد ندارند بعد بگوید آخیش دلم کباب شد مثلاً غبطه اینها را میخورم چه میشد من جای اینها بودم این روی نفهمی است بعداً که پرده کنار برود آنها غبطه تو را میخورند.@ تو مریضداری داری آنها مریض ندارند راحت هستند تو مجبور هستی مریضداری بکنی همسرت فرزندت پدرت مادرت او نه، تو مشکل مالی داری آنها ندارند مستأجری آنها صاحبخانه هستند درآمدت کم است آنها درآمدشان زیاد است این که غصه خوردن ندارد سختی دارد سختی را آدم با نوش جان تحمل میکند دنیاست پیامبر(ص) فرمود(مَرارَۀُ الدُنیا حَلاوَۀُ الآخِرَۀ) سختی دنیا شیرینی آخرت است و شیرینی دنیا سختی آخرت باید انتخاب بکنید.@ مگر این نیست که با مرگ از بین نمیرویم چرا آیه حیات را اختصاص به شهدا میدهند(وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)؟ حیات عند رب با حیات در بهشت یا حیات آخرتی فرق دارد.@ حیات عند رب یعنی اینها زندگیشان نزد خداست این حیات، نمیخواهد بگوید بقیه مرده هستند میگوید اینها زنده هستند زندگی نزد خدا دارند این حیات و روزی نزد خدا یک ویژگی خاصی دارد و از یک حیات بالاتری هست مراتب بالاتری هست هیچ موجودی نیست که حیات حتی سنگها و جمادات هم حیات دارند ولی حیات مراتب دارد.@ جهنمیها هم زنده هستند ولی قرآن میفرماید زندگی هست که مثل مردن است(لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى) مرگ نیست اما حیات هم نیست حیات مراتب دارد. گفتند این بزرگی که شما گفتید در آسایش بوده ناراحت بوده پس ما در نقطه مقابل حضرت سلیمان را داریم برای همین هم داریم حضرت سلیمان آخرین پیغمبری هست که بهشت میرود به خاطر رفاهی که داشته.@ خدا میگوید درست است تو در راه من سختی زیاد کشیدی معصوم هم بودی گناه هم نکردی ولی در دنیا لذتهایی بردی که بقیه پیغمبران نبردند برو آخر صف بایست آخرین نفر تو باید در بهشت بروی یا مؤمنینی هستند که در آسایش هستند مال حلال دارند که از دسترنج و زحمت خودشان هست.@ نه اینها هم خوب است اگر استفاده درست بکنند و این ثروت برایشان غفلت نیاورد هیچ اشکالی ندارد خیلی هم خوب است همه آسایش که در ثروت نیست خیلی چیزهای دیگر هم باید باشد. اگر خدا به ما بلا نداد باید چکار بکنیم؟ اگر کسی آدم خوبی باشد هدیه هم برایش میاید.@ آیا نرفتن عروسی هم بلا محسوب میشود؟ بله اینکه شما سختی آن لذت عروسی را که نروید در آن مجالس نباشید به خودتان تحمیل بکنید جلوی بقیه بایستید غرغر و نقنق دیگران را تحمل بکنید به خاطر اینکه در آن عروسیهای مبتذل نرفتید یک نوع اجر دارد اجر زیادی هم دارد.@ شوخی کردن با کسی که یک عیب دارد مثلاً خیلی چاق است آدم روی شکمش با او شوخی میکند یا مثلاً یک عیب دیگری دارد اگر ناراحت نشود و این را جزء شوخی و خنده حساب بکند اشکال ندارد اما اگر به او بربخورد حرام است.@ آیا صبر بر بلا با قانع بودن به شرائط موجود و احساس رضایت در هر شرائطی یکسان است؟ نه ما باید برای مسائل دنیاییمان تلاش بکنیم این تلاش هم عبادت است اما اگر هر چه که خدا داد تلاشمان به هر جا رسید قانع و راضی باشیم به شرط اینکه این تلاشها مانع تلاشهای آخرتیمان و خودسازیمان نشود.@ (سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ) از جانب چه کسی است؟ فرشتتهها، فرشتهها میگویند سلام بر شما به خاطر صبری که کردید. راجع به اینکه گاهی وقتها ما خودمان بیاحتیاطی میکنیم برای خودمان یک بلاهایی درست میکنیم گرفتاری برای خودمان درست میکنیم سؤال کردند که اگر شخص آگاهانه برای خودش و دیگران دردسر درست بکند این اجر که ندارد هیچی گناه هم دارد.@ نباید انسان بیاحتیاطی بکند ولی یک موقع هست سرش کلاه میگذارند جایی نیست که مثلاً طوری نیست که بتواند بفهمد به آدم خوبی اعتماد کرده ولی او بد از کار درآمد و به دردسر افتاد این اجر دارد عیبی ندارد.@ آیا گناه کردن هم بلا محسوب میشود؟ بله این مصیبتی هست که به جنبه فطری وارد میشود خود انسان این را برای خودش ایجاد میکند گاهی وقتها خدا زمینه آلودگی انسان را ایجاد میکند به خاطر اینکه لیاقتش همین هست خدا انسان را به معصیت مبتلا میکند به خاطر اینکه این را از خدا میطلبد.@ این را یادتان نرود یک فرمول کلی به شما بگویم هر چه که به سر ما میاید چه بلا چه گناه این به خاطر این هست که ما طلب میکنیم وجود ما باطناً از خدا میخواهد خدا به ما هم میدهد. بله تحمل اذیت و آزار دیگران در منزل بلا است آزاری که دیگران در منزل به ما میرسانند بلا است تحملش هم اجر دارد.@ اینکه باید بلاها را تحمل بکنیم قبول است اما چطور طرف مقابل را قانع بکنیم در رابطه مثلاً همسرمان؟ به آنها آگاهی بدهید همین جلسات را یا دعوتشان بکنید بیایند یا کتاب در این زمینه هست به آنها بدهید یا با آنها صحبت بکنید این احادیث شیرین اهل بیت(ع) را برایشان بخوانید.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) از شیعیانش مسلمین و مستضعفین جهان با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس حضرت هادی(ع) و فرزندشان وجود مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@