جلسه 012 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
3
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ شب ارتحال امام امت(س) هست بحثمان درباره بلاها و فلسفه بلاها به اینجا رسید که بلا مذکر هست یعنی خداوند تبارک و تعالی سختیها را برای انسان میفرستد که یکی از دلائلش این هست که انسان با دیدن مصائب و سختیها ادب بشود و دست از اشتباهاتش و کارهایش بردارد این مسأله در طبیعت هم وجود دارد.@ یعنی سنت الهی به این تعلق گرفته که اگر کسی زبان خوش سرش شد که با زبان خوش از آفتها و مایههای غم و اندوه دوری کند ولی اگر کسی مستی کرد غفلت کرد به اشتباهاتش پافشاری کرد نظام خلقت انسان و جهان طوری طراحی شده که انسان را تنبیه میکند یعنی گوشمالی میدهد به انسان که انسان دست از غفلت خودش بردارد.@ به شما یک موقع توصیه میکنند که مسواک بزنید پیامبر فرمود اگر بر امتم سخت نمیشد واجبش میکردم ولی در توصیههای مستحبی فرمودند که با هر نماز مسواک بزنید حالا شما مسواک میزنید بهرهمندیاش این هست که از پاکیزگی و نشاط برخوردار هستید.@ پاکیزگی دهان و دندان نعمتی است که از آن لذت میبرید و تا آخر عمر از این دندانهای سالم بهرهمند میشوید ولی اگر کسی مسواک نزد بهداشت دهان و دندان را رعایت نکرد دنداندرد میگیرد طبیعت خودش انسان را تنبیه میکند.@ یعنی میفهمد که نباید با یک سیستمی که ریاضی است برنامهریزی شده است کیلویی برخورد کرد بیحساب و کتاب برخورد کرد این را نشان میدهد با چشمتان همینطور، چقدر در احادیث ما وجود دارد در مورد چشم مراقبت بشود یک کسی از چشم مراقبت نمیکند از گوش مراقبت نمیکند این خود طبیعت نشان میدهد.@ در مورد غذا خوردن در مورد دندانها در مورد نوشیدنیها یکسره به ما فرمول دادند گفتند رعایت بکنید اگر رعایت کردید که انسان بهرهمند میشود از سلامتی، مریض نمیشود عمرش، وقتش، هزینهاش صرف چیزی که نباید بشود نمیشود.@ اما وقتی که خودش بیتوجهی میکند و اصرار دارد به تنبلی و کسالت، بدن عکسالعمل نشان میدهد به صورت بیماریهای مختلف نشان میدهد چشمدرد، سردرد، سکته، به ما میگویند نمک و چربی و شیرینی زیاد نخورید بعضیها اصرار دارند که این را رعایت نکنند.@ یعنی این شهوت شکم اذیتشان میکند نمیتوانند بر شهوت شکمشان غلبه کنند و این بیماریهای صعب العلاج را میگیرند من افرادی را میشناختم فقط به خاطر اینکه نمیتوانستند جلوی شکمشان را مردند یعنی تحمل پرهیز را نداشتند بیماری قند گرفته بود اول انگشت و پایش را قطع کردند بعد هم مُرد، نمیتوانست جلوی خودش را نگه دارد.@ مثلاً شیرینی نخورد چون این سیستم جسم تعریف شده است ریاضی است نمیشود با آن بیحساب و کتاب برخورد کرد به دلخواه خودت نیست که هر طوری دلت خواست با بدنت رفتار کنی یکذره بیفکری بکنی و اصولی را که باید رعایت کنی رعایت نکنی عکسالعمل نشان میدهد.@ عکسالعملش هم به صورت درد هست یا دردهای موقت یا دردهای دائمی و اگر خیلی هم افراط کرده باشید مرگ میشود یعنی اصلاً شوخیبردار نیست الان در کشور ما 26 ـ 27 هزار نفر در سال در رانندگیها میمیرند نزدیک به 70% اینها در اثر بیاحتیاطی است یعنی خدا اصلاً شوخی ندارد.@ زن، مرد، بچه، هر کس، در این نظام طراحی شده شما بیاحتیاطی کردی مرگ سراغت میاید در سیستمهای معنوی هم همینطور هست در مسائل معنوی و نظام معنوی هم قاعده همین است شما اگر درست عمل کردید تعادل و آرامش و شادی داری.@ اما اگر درست عمل نکردی اضطراب و غم و غصه و فشارهای روانی زیاد تا مرگ سراغت میاید گاهی وقتها تا دیوانگی و جنون هم سراغت میاید من شده به خانم و آقا گفتم شما وسواس دارید وسواس بیماری سرطانی است یعنی مثل یک سرماخوردگی نیست که چند روزی بگذرد خوب بشود اگر خوبش کردی به آن غلبه کردی که هیچی.@ اما اگر غلبه نکردی بیماری وسواس متوقف نمیشود در پاکی و نجسی، یک موقع میبینی انسان را تا مرز جنون و کفر و شرک میبرد آدمهای خیلی خوب و قوی داشتیم استاد دانشگاه، آدمهای تحصیلکرده، شاگردهای ممتاز دانشگاه، ولی نتوانستند به وسواسشان غلبه کنند سر از تیمارستان در آوردند.@ یعنی اصلاً نمیشود با چیزی که تعریف ریاضی شده بیحساب و کتاب برخورد کنیم این طراحی شده است این مذکر بودن بلا، درد مثلاً شما چشمدرد میگیرد مریضی هشدار است به شما میگوید الان دردت گرفت زود برو درمان کن برو روش غلطت را اصلاح کن.@ سیستم غذاییات را اصلاح کن روش برخورد با چشمت را اصلاح کن نور مناسب را انتخاب کن در منزل، موقع مطالعه چنین و چنان کن دارد هشدار میدهد چون چشمدرد میگیری این مذکر تکوینی است تکویناً اینطوری است به ما طراحی شده نظام عالم، در نظام اختیار و نظام روحی هم همینطور است.@ یعنی انسان اگر بیدقتی و گناه بکند بلاهای مختلفی به سراغش میاید تا دست از روش غلطش بردارد تا مرگ، امام صادق(ع) میفرماید کسانی که به واسطه گناه میمیرند عمرشان سر میاید بیشتر از کسانی هستند که با مرگ طبیعی میمیرند یعنی مرگی که خداوند برایشان مقدر کرده.@ یعنی خداوند تبارک و تعالی مقدر نکرده که یک جوان مثلاً 17 سالگی و 18 سالگی 19 سالگی 20 سالگی و 30 سالگی بمیرد برای این مثلاً مقدر کرده 40 سال 50 سال 60 سال 100 سال ولی خودش به واسطه گناه طول عمرش را کم میکند.@ میگوید آدمهای اینطوری بیشتر از کسانی هستند که با مرگ طبیعی میمیرند خودشان این بلا را سر خودشان میاورند بنابراین این را دقت کنیم که ما در مسائل زندگیمان هر طوری که دلمان خواست نباید رفتار کنیم اگر رفتار حق نباشد نفس عکسالعمل نشان میدهد جهان به ما عکسالعمل نشان میدهد.@ تمام قوای عالم، ملائکۀ الله همه اسباب و علل عالم دست خدا هستند عبد خدا هستند تحت فرمان او هستند(لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) (لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) (كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ) آنچه که در آسمان و زمین است مال خداست همه چیز هم در برابر خدا قانت هستند یعنی تسلیم و فرمانبردار هستد ما محاصره هستیم اصلاً چیزی دست خودمان نیست.@ لذا شما نمیتوانی قلدری بکنی و بیگدار به آب بزنی در قرآن میفرماید که شیطان هست فلسفهاش هم قبلاً در همین کلاس توضیح دادیم شیطان هست به شما حمله میکند از جلو، عقب، راست و چپ، بعد میگوید شما این حملهها را باید پاسخ بدهید در جهاد با دشمنان میفرماید که خاک بر سر ملتی که در خانه خودش مورد حمله قرار بگیرد.@ شما نگاه کنید در مورد جهاد خارجی ما صدها قانون داریم صدها آیه و روایت آمده در مورد جهاد که شما اگر در مورد دشمنان کوتاهی کنید با همدیگر اختلاف داشته باشید در سر هم بزنید دشمن به شما غلبه میکند.@ چقدر ما الان فرمول داریم در دشمنشناسی خارجی، عین همین فرمولها در دشمنشناسی داخلی هست میگوید شیطان حمله جلو، عقب، راست و چپ دارد و شما وظیفهتان هست که با این دشمن بجنگید یعنی با درون خودتان آن که دارد حمله داخلی میکند وظیفهات هست بجنگی.@ (إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شیطان برای شما دشمن است شما هم باید او را دشمن بگیرید اگر با او کنار آمدید شیرهمالی و ماستمالی و مداهنه و بغلش کردی کوتاه آمدی در مقابل فکرهایی که در تو ایجاد میکند فکرهای جلو، حمله از جلو، فکرهای عقب حمله از عقب، فکرهای سمت چپ، فکرهای سمت راست، چون حمله شیطان فیزیکی نیست.@ در درون و اندیشه ما صورت میگیرد حمله جلو، عقب، چپ، راست معنادار است عقب گذشته است که شامل سه مرحله است شکستها، کدورتها، گناهان، از گناهان شما برای افسردگی شما استفاده میکند از شکستهای شما برای ایجاد اختلاف و دودستگی و چنددستگی استفاده میکند برای خودکمبینی و له کردن شما استفاده میکند.@ از کدورتها هم برای ایجاد دشمنی استفاده میکند شما وقتی که میبینید دارد در دلت نسبت به کسی اینطوری میشود بدان که شیطان دارد این کار را میکند باید شعور و عقلت به این مسأله برسد که من یک کسی دارد در درون من من را با پدرم، مادرم، همسرم دارد رابطهام را خراب میکند خودم که نیستم یا حتی گاهی وقتها بین من با خودم را دارد درگیر میکند.@ دارد من را پیش خودم ذلیل و خوار میکند و بدبخت جلوه میدهد دارد بین من و خدا اختلاف میزند فکرهای کثیف و بد و زشت علیه خدا و معصومین و مقدسات در من ایجاد میکند من این فکرها را واقعاً دوست ندارم که در من ایجاد شود وقتی ایجاد شده پس معلوم است که خودم نیستم کس دیگر دارد این فکر را در من ایجاد میکند.@ بعد میفرماید(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما موظف هستید با او دشمنی کنید حالا با او دشمنی نمیکنی این فکرها را میپذیری و این فکرها را رشد میدهی و پرورش میدهی و بر اساسش عمل میکنی مثل میکروب است که با آن نمیجنگید اگر با میکروب نجنگید مریض میشوید تا مردن.@ حالا شما مثلاً بیماری وسواس که حمله از سمت راست است آن را بپذیر و با آن مبارزه نکن و به این وسواس عمل کن به جای دو بار سه بار بشوی به جای دو مرتبه سه مرتبه بگو به جای دو مرتبه آب کشیدن سه مرتبه آب بکش این را اضافه کن بعداً تبدیل به کفر میشود.@ شما حق ندارید با چیزی که دارد ریاضیات خدا را به مسخره گرفته اندازهها و حدود الهی را در درون تو به مسخره گرفته کوتاهی بیایی یعنی خدا نمیفهمد و من میفهمم معنایش این است نتیجه این است که شما وقتی در حملههایی که از جلو و عقب و راست و چپ به شما میشود جرأت مبارزه ندارید با اندیشهها و افکار خودت و میگذاری این آلودگیها به سراغت بیاید.@ سر از فتنه و آدمکشی و قتل و آبروریزی و هزارتا گرفتاری دیگر در میاوری افسردگی و پژمردگی و خودکشی و دیگرکشی، شما نگاه کنید چقدر آدمها رفتند به خاطر افکارشان آدمها را کشتند یعنی در فکرشان آنقدر فشار آمده یعنی بیماری را آنقدر قبول کردن که این بیماری همینطور رشد کرده و تصمیم گرفته یک نفر را بکشد.@ پدر و مادر و فرزندانش را کشته تو که میبینی که اگر این افکار را قبول بکنی این اندیشهها را بپذیری سر از فاجعه در میاورد چرا حاضر نیستی با آن مبارزه بکنی ما معصوم نیستیم همه ما این شیطان را داریم.@ همه ما هم باید 50% بیشتر گاهی وقتها افکاری که در ما ناراحتی و غصه و نگرانی و ناامیدی ایجاد میکند بدانیم که مال شیطان است مال خودمان نیست باید بتوانیم قبول کنیم که ما اینطوری هستیم ما فکر میکنیم هر وقت از هر کسی بدمان آمد واقعاً وظیفه است باید بدمان بیاید درست است یعنی واقعاً او منفور است.@ نه اینطور نیست ما از خیلیها بدمان میاید در حالی که بدی مال ماست آلودگی مال ماست تقصیر از ماست ما داریم به او این را انتساب میدهیم ما عینک بدبینی زدیم داریم او را میبینیم و از او بدمان میاید در حالی که من خودم بد هستم شما اکثر قریب به اتفاق تنفرتان از افراد در اثر بیماریهای خودمان است دلخوریها، زودرنجیها، سوءظنها همه مال خودمان است.@ (الرَّجُلُ السُوء لا یَظُّنُ بِأحَدٍ إلاّ بِصِفَۀِ نَفسِه) آدم بد به دیگران جز با روح خودش نگاه نمیکند اصلاً قاعده این است تو مریض هستی که اینطوری نگاه میکنی باید خودت را درمان کنی ما فکر میکنیم که هر کس با ما تطبیق نکرد آدم بدی است و هر کس با ما تطبیق کرد آدم خوبی است.@ نه خیلی وقتها آدمهایی هستند که ما از آنها بدمان میاید ولی خدا خیلی دوستش دارد فرشتهها و امام زمان دوستش دارند ما از او بدمان میاید خیلی وقتها آدمهایی هستند که ما از آنها خوشمان میاید نباید از آنها خوشمان بیاید ولی خدا و امام زمان از این آدم بدش میاید پس ما نظام محبتی و نظام ارتباطیمان آلوده است.@ شما برای اینکه غلط از اول ریشه گذاشتی شما میخواهی مصیبت و گرفتاری و بلا و بدختی در زندگی انسان نیاید، میاید، برای اینکه شما کاری را داری میکنی که حق نیست هر چیزی که حق نیست وقتی بنا گذاشته شود بعداً سر از این گرفتاریها در میاورد.@ لذا وقتی که شما غلط عمل کردی روش غلط را در پیش گرفتی برداشتی که میکنی جز غم و غصه چیز دیگری نیست گاهی وقتها این غم و غصهها تا آخر عمر هم برطرف نمیشود یعنی بیماریها تا آخر عمر میماند آدم را کافر و مشرک و در قهر با خدا از دنیا میبرد.@ مثلاً یک خانمی اینجا میاید آنقدر از شوهرش بد میگوید که نگو این کار را میکند یعنی شما وقتی میشنوی میگویی عجب شوهر دیوی دارد شوهر وقتی از خودش دفاع میکند میبینی که زن صد مرتبه دیوتر از این است خیلی وقتها ما فکر نمیکنیم که مثلاً اگر این از من بدش میاید یا از من تنفر دارد من چکار کردم که این از من بدش میاید.@ حاضر نیستیم قبول کنیم که ما چقدر در ایجاد تنفر دیگران در خودمان مؤثر هستیم الان اینقدر پدر هست که بچههایش از او متنفر هستند بعد هم میگوید من حق دارم روش من روش درستی است بچهاش از او بیزار و فراری و متنفر است.@ پدر حزب اللهی و مؤمن را میگویم، هیچ وقت فکر نمیکند که چه روش غلطی را در رابطه با بچهاش در پیش گرفته که این بچه از پدر و مادر متنفر شده از مرام پدر و مادر متنفر شده از دین پدر و مادر متنفر شده میگوییم نه این بچه عوضی است نمدانیم چرا اینطوری است ما هر چه زحمت کشیدیم فایدهای نداشت فرافکنی هم میکنیم.@ گاهی وقتها میگوییم این از مادرش یاد گرفته یا تحت تأثیر عمو داییاش بوده آن میگوید نه پدرش اینطوری بوده این قاعده در نظام درون ما سازماندهی شده است که شما اگر چیزی که حق نبود را در پیش گرفتید و حاضر نشدی با باطل مبارزه بکنی چه در نظام بیرون چه در نظام درون بلا سرت میاید.@ در روایت داریم امتی که نهی از منکر و امر به معروف را تعطیل و ترک میکنند بدهایشان به آنها غلبه میکنند و دعا هم میکنند دیگر خدا اجابتشان نمیکند در یک شهر فرمودند صد هزار نفر را خداوند فرمود که یک شهر صدهزار نفر را فرمود بروید خرابش کنید همه را بکشید به فرشتهها امر کرد بلا نازل کنید و همه را بکشید.@ اینها آمدند دیدند شهر اکثر مردم آدمهای خوبی هستند متدین هستند 60 هزار نفر آدم خوبی هستند 40 هزار نفر آدم بدی هستند خدا فرمود همه را بکشید، برای چی؟ گفت آن 60 هزار نفر وقتی آن 40 هزار نفر را میدیدند نه امر به معروف میکردند نه نهی از منکر، شما نکن، ببین فساد چطوری غلبه میکند.@ در خانههای متدینترین آدمها هم میاید برای اینکه نهی از منکر نکرده برای اینکه سفت نیایستاده برای اینکه ابراز تنفر نکرده نه نسبت به ناموسش نه نسبت به فرزندش نه نسبت به همسرش، به هر حال این فسادها اینطوری رشد میکند سر از اینجا در میاورد.@ پس یک دستور کلی وجود دارد که خداوند تبارک و تعالی این نظام را حق خلق کرده شما برای اینکه بخواهید آرام و شاد و باآسایش زندگی کنید نظام خلقت را با شما تنظیم کرده میگوید آسمانها، زمین، گیاهان، ستارهها، خوردنیها، پرندگان، همه چیز را من با شما تنظیم کردم آب و هوای این عالم را با شما تنظیم کردم.@ شما نگاه کنید هوای عالم با ما تنظیم است جای دیگری نیست در این منظومه و کهکشان که یک جایی باشد که دانشمندان کشف کرده باشند با ما تنظیم باشد هر چه هست همین کره زمین است میلیاردها میلیارد خداوند شرائط فراهم کرده که برای ماست.@ میگوید اینها را برای شما کردم اگر میخواهید آرام و شاد و خوشبخت باشید قاعده دارد اینطور نیست که شما هر روشی را انجام دادی هر راهی را در پیش گرفتی به خوشبختی و آرامش برسی اگر الان آدم حساس و زودرنج و عصبی هستی اگر الان شکست در زناشویی خوردی یا در زناشویی دچار مشکل هستی برای این هست که روشهای غلطی را در پیش گرفتی.@ ما 95% طلاقهایمان الان همین است یعنی طلاقهای بیخودی است برای این نیست که واقعاً حقش هست که طلاق بگیرند طلاق حق شاید 5%، حالا شما نگاه کنید که 95% طلاقهای ما دارد اتفاق میافتد برای اینکه دختر و پسر نمیخواهند قبول کنند که زندگی زناشویی فرمولدار و ریاضی و قاعدهمند است.@ من به دختر و پسرها میگویم شما اگر با هم در کمال بیسنخیتی و تنفر باشید بخواهید خوشبخت زندگی بکنید بخواهید خوشبخت و آرام و شاد یک زندگی بالنده داشته باشید کافی است به قوانینش احترام بگذارید این یک زندگی شاد میشود.@ اما اگر بهترین شرائط را نسبت به هم داشته باشید سنخیت داشته باشید عاشق هم باشید ولی حاضر نباشید قوانین زندگی را یاد بگیرید و عمل بکنید بلا سرتان میاید در حالی که به همدیگر نیاز دارید همدیگر را دوست دارید باید از هم جدا شوید نیم ساعت نمیتوانید همدیگر را تحمل کنید از همدیگر متنفر میشوید.@ اینطوری نیست که من هر طوری دلم خواست با دخترم و پسرم رفتار کنم آنها هم من را دوست داشته باشند بعداً هم اینها آدمهای سالم و خوبی در بیایند، نه اگر میخواهی این سالم و خوب در بیاید فقط و فقط یک ریاضیات خاص هست که تو باید با این برخورد بکنی به محض اینکه برخوردت غیر از آن چیزی که باید باشد باشد عکسالعمل نشان میدهد.@ بچه در حالی که دوستت دارد از تو متنفر میشود همسرت به تنفر میرسد خودت به دست خودت زندگیات را متلاشی و خراب میکنی. یک خانمی چند وقت پیش شوهرش پیش ما آمده بود از دادگاه یک برگه آورده بود میگفت شما حَکَم ما باشید بنویسید که ما امکان سازش نداریم میخواهیم جدا شویم.@ بعد من گفتم که من با شما مشاوره نکردم باید هم شما هم خانمت بیایید مشاوره بشوید ببینم چکار کردید خوشبختانه خانمش قبل از اینکه این آقا سراغ این مسأله بیاید رفته بود به مسئول مشاوره ما خواهر مشاوره مؤسسه پیش آنها رفته بود مشاوره شده بود آنها هم به او دستورالعمل داده بودند.@ این خانم فهمیده بود که خودش کجای زندگیاش را خراب کرده بعد وقتی پیش من آمد من به او گفتم این اعتراضات را شوهرت نسبت به تو دارد چکار کردی؟ گفت خواهران اینها را به من گفتن من فهمیدم که چقدر اشتباه کردم روشم خیلی غلط بوده خودم زندگیام را به اینجا رساندم که شوهرم از من متنفر است و میخواهد من را طلاق بدهد.@ گفتم پس خودت فهمیدی که چکار کردی؟ گفت بله خودم فهمیدم بعد به مرد گفتم زن تو متوجه شده مگر شما نمیخواهی اینطوری نباشد، نشده، هم که نمیتوانم بنویسم چون اگر برای دادگاه بنویسم روز قیامت مسئولم باید جواب بدهم که امکان سازش نیست.@ در حالی که از نظر من امکان سازش هست خانمت هم تحول خوب پیدا کرده گفت دیگر آنقدر از او متنفر شدم فرشته هم بشود نمیتوانم بپذیرمش.@

این البته غلط است ولی به هر حال اینطوری میشود گاهی وقتها خود آدم کار را به جایی میرساند که دیگر امکان ندارد یعنی سرطانی میشود شما بگویید سرطان، بعد بگویی من پشیمان شدم، دیگر شد.@ مثل اینکه یک نفر خودش را از طبقه بیستم بیاندازد وسط راه پشیمان بشود دیگر پشیمان هم بشوی فایده ندارد غلطی که نباید میکردی کردی تا لب مرز که بودی میتوانستی تصمیم بگیری برگردی اما وقتی خودت را پرت کردی دیگر بقیه فرمولها رویت اجرا میشود میافتی و میمیری این قاعده است.@ حالا شما نگاه کنید چقدر آدمها بلاها را خودشان سر خودشان میاورند بچه، همسر، دوست، شریک، خداوند تبارک و تعالی گاهی وقتها میخواهد که انسان برگردد میخواهد که بشر به این وضع ادامه ندهد این شیوهای را که در پیش گرفته ادامه ندهد گاهی وقتها انسان کارهایی میکند و خداوند مانع میشود.@ در روایت داریم در دعای جوشن کبیر یکی از اسمائی که به خدا میگوییم(یا مانع) مانع البته مفاهیم خیلی زیادی دارد مباحث فلسفی و خداشناسی دارد در بحث خودش باید گفته بشود ولی یکی از کارها این هست که خدا مانع است یعنی میاید سر راه بشر قرار میگیرد.@ میگوید حواست جمع باشد داری به سمت جهنم میروی نرو هی تذکر میدهد هی یک بلایی سر راه میاورد میبینی که کار اقتصادیات گره میخورد به دَرَک که گره میخورد به دَرَک که چلوکبابت نان و پنیر شده عیبی ندارد به دَرَک که داری گرسنگی میکشی و قرضمند شدی ولی بفهم که داری چکار میکنی ببین روشت غلط است.@ نماز اول وقتت را تأخیر میاندازی خدا هم کارهای دیگرت را تأخیر میاندازد. یک آقایی آمده بود میگفت من الان چند وقت است هر چه تلاش میکنم کار اقتصادیام نمیگیرد؟ گفتم نمازت را میخوانی، بعد گفتم برنامه بنویس برنامه نوشت برنامهاش را آورد به من داد.@ بعد دیدم نوشته 5 بعدازظهر نماز ظهر و عصر 11 شب هم مغرب و عشا، وقتی خدا میگوید(حی علی الصلاۀ) میگوید بدو بیا، عقب میاندازی انتظار داری کارت عقب نماند این دنیا تعریف شده است خود عوامل دنیا روی کسی که نمازش را عقب میاندازد اثر میگذارند.@ اصلاً دستور دارند نمیگذارد اصلاً تو کارت جلو برود هزار تا گره در کارت میخورد ممکن است رشد بکنی یکدفعه میلیاردر بشوی اما در میلیاردی شکستت میدهد کار خدا را عقب بیاندازی قاعده است خدا ضرر میزند در نهجالبلاغه داریم خودمان این کار را میکنیم خدا میگوید عیبی ندارد تو شکست میخوری شکست بخور.@ ولی بفهم که رابطهات با پدر و مادرت غلط است وقتی میروی سر پدر و مادرت داد میزنی نمکنشناسی میکنی اذیتشان میکنی حرفهایی که دلشان را برنجاند میزنی عاق میشوی جهان با تو خراب میشود دنیا و فرشتهها با تو خراب میشوند امام زمان با تو بد میشود.@ خداوند با تو قهر میکند آنوقت زندگیات گره میخورد برو ببین کجا کارت مشکل دارد با پدر و مادرت مشکل داری با همسرت مشکل داری بیادبی میکنی حقش را رعایت نمیکنی نسبت به فرزندانت یک روش غلطی را در پیش گرفتی همسایه را داری اذیت میکنی نمازت یکجا مشکل دارد بالأخره ببین کجای این قضیه میلنگند.@ این مذکر بودن و مانع بودن اینطوری است تا زندهای خدا از روی لطف و مرحمتش این کار را میکند یعنی به شما تذکر میدهد بلکه درست بشوید بلکه برگردید ولی اگر شورش را در بیاوری و پافشاری کنی اصلاً ابایی ندارد که هر بلایی سرت بخواهد بیاورد این همه آدم دارند در زمین میمیرند آدمهای بزرگ.@ چند روز پیش یک عزیزی برای من خیلی عزیز بود یک دخترخانم و آقاپسری برای یکی از آنها خواستگاری آمده بود یکی هم میخواست خواستگاری برود جدا داشتم با آنها صحبت میکردم گفتم شما فکر نکنید که الان این همه قابلیت دارید این همه امکانات دارید درس خواندید و مطالعه کردید.@ از این آدمهایی که الان طلاق میگیرند آدمهای عاقلتر و باشعورتر و هوشیارتری هستید خیلی زرنگتر از شما و عاقلتر از شما الان یا در زندان هستند یا طلاق گرفتند بدبخت شدند شما نگاه کنید چقدر آدمهای زیرک داریم آمدند در کار اقتصادی اصول کار اقتصادی را رعایت نکردن الان زندان هستند.@ شما فکر کنید این همه کسانی که الان در زندان هستند آدمهای منگولی بودند در کار اقتصادی، خیلی زرنگتر از من و شما الان زندگیهایشان پاشیده یا از نظر اقتصادی شکست خوردند الان گوشه زندان رفتند اینطوری هست یک کسی بگوید نه سر من نمیاید من خیلی زرنگم من خیلی تیزم من خیلی هوشیارم من خیلی مراقبم، اصلاً اینطوری نیست.@ یکدفعه به خودت میایی میبینی چه فجایعی اتفاق افتاده در حیطه کارت، یا در زندگیات، یا در مسائل معنویات، برای همین در روایت داریم که وقتی شما میبینید کارتان دارد گره میخورد یکذره هوشیار باشید و برعکس وقتی میبینید کارتان دارد خوب جلو میرود یکذره بترسید.@ آن قاعدهای که آن هفته گفتیم(سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ) قاعده استدراج که خدا بعضیها را به آنها تذکر میدهد و بعضیها که دیگر شورش را در میاورند میگوید حالا که اینطور شد هر کاری کردی به کارت برکت میدهم یعنی میبیند درست نمیشوی و آدم نمیشوی میگوید حالا کار اقتصادی میکنی برایت مشتری میفرستد سود میکند روی روال میافتی.@ بعد دیگر یواش یواش نماز اول وقتت نماز صبحت قضا میشود نماز جماعت و هیئت و نماز جمعه نمیتوانی بروی همینطوری دائماً پول پارو میکنی یکسره انرژی میگذاری زخم معده میگیری بدبختی چشم میگیری جمع میکنی یکدفعه در کاسهات میگذارد.@ یکدفعه همه را از تو میگیرد یا نه خوب که قشنگ پولدار شدی یک سکته مغزی زمین میخوابی بچههایت میایند بالای سرت میایستند منتظر هستند که چه موقع زودتر میمیری.@ جلوتر هم میروند اهداء عضو هم برای ثواب میکنند که این پدر ما اگر مُرد زودتر تکه تکهاش بکنید به این و آن بدهید تا مطمئن باشیم به هم نمیچسبد و برگردد و زنده نمیشود اموالت هم بالا میکشند حالا برو در قیامت و برزخ برای این پولها جواب بده.@ (ما مِن مُؤمِنٍ إلاّ وَ هُوَ یُذَّکَرُ فی کُلِّ أربَعینَ یَومَاً بِبَلاءٍ إمّا فی ماله أو فی وَلَدِه أو فی نَفسِه فَیُؤجَرُ عَلَیه أو هَمٍ لا یَدری مِن عَینَهُ) امام صادق(ع) میفرماید هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه هر 40 روز یکبار به بلایی دچار میشود که برایش تذکر باشد حالا تذکر چی باشد من توضیح میدهم یا در بدنش یا در مالش، این مال خیلی سخت است.@ خود امام صادق(ع) فرمود(ما بَلَا اللهُ العِبادَۀ بِشَیءٍ أشَدَّ عَلَیهِم مِن إخراجِ الدَّراهِم) خداوند هیچ بندهای را به چیزی سختتر از پول خرج کردن مبتلا نکرده برای همین هم در جهاد فرموده(جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ) اول مال، اینقدر سخت است جهاد مالی، بعضیها جان حاضرند بدهند ولی مالشان دست نخورد.@ خیلی سخت است یک نفر از مال خودش برای خدا و امام زمان بخواهد خرج بکند اینقدر ما آدم داریم که ادعا دارند گریه میکنند برای امام زمان، لیتر به لیتر اشک میریزند اما جدی که بخواهند کار بکنند اصلاً اینطوری نیست که بخواهند خرج کنند اصلاً نمیتوانند واقعاً سختشان است.@ یا در مالشان یا در مورد فرزندشان دچار یک مصیبتی میشوند یا در درونشان دچار مشکل میشوند اجر هم میبرند یا غمی که نمیداند از کجاست بالأخره با یک غم خداوند او را متذکر میکند یعنی سر خط میاورد و صافش میکند این مشکلاتی که دارد به او تذکر میدهد.@ این راجع به کسانی هست که حرف گوش نمیکنند یعنی کسانی که با بلا آدم نمیشوند حالا این بلاهایی که حضرت گفت سر شخص میاید(إمّا فی ماله أو فی وَلَدِه أو فی نَفسِه) مالش، فرزندش، جانش، یا حتی غم بدون علت، یکدفعه دلش میگیرد نمیفهمد از کجا دلش گرفته میگوید برایش مذکر هست.@ بعد امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(مَن لَم یَنفَعهُ اللهُ بِالبَلاءِ وَ التَجارِب لَم یَنتَفِع بِشَیءٍ مِنَ العِظَ وَ عَطاهُ التَقصیرُ مِن أمامِه) میفرماید اگر کسی خداوند با بلا سود به او نرساند یعنی یا سود به او نرساند یا اگر بلا سرش میفرستد عبرت نمیگیرد از سختیهایی که در زندگی برایش پیش میاید از بلاهایی که سرش آمده عبرت نمیگیرد از تجارب هم استفاده نمیکند.@ (التَّجرُبَۀُ فَوقَ العِلم) تجربه فوق علم است کسی که اینطوری است که قدر مصیبت را نمیداند استفاده نمیکند از این مشکلی که برایش پیش آمده از شکستی که خورد که دفعه بعد این روش را ادامه ندهد یا از تجارب خوب استفاده نمیکند این شخص با هیچ چیز از موعظه و حرف درست نمیشود.@ الان خیلیها فکر میکنند که ما مشاور هستیم میگویند این بچه ما حرف گوش نمیکند الان میخواهد زنش را طلاق بدهد معتاد هم هست کار هم نمیکند بعد خرجی هم نمیدهد بعد پول هم به او دادیم همه را دزدیده رفته مواد کشیده شما بیایید این را نصیحت کن.@ یعنی انتظارات بیجا، فکر میکنند ما در مشاوره میگوییم اَجی مَجی خوب میشود، شما مادرشی پدرشی این اعتیاد گرفته هزار و یکجور مشکلات سر راهش آمده هنوز آدم نشده شما انتظار دارید ما در مشاوره چکار کنیم معجزه بکنیم اصلاً این نصیحت حالیش نمیشود.@ (کَیفَ یَنتَفِعُ بِالنَّصیحَۀ مَن یَلتَذُ عَنِ الفَضیحَۀ) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید چه کسی با نصیحت و مشاوره خوب میشود وقتی که از فضیحت دارد لذت میبرد وقتی کسی از گناه لذت میبرد تو بیا نصیحتش کن هی بگو دخترخانم این پسری که با او رفیق شدی به دردت نمیخورد سر کارت میگذارد بدبخت و بیچاره میشوی.@ این دختری که با او رفیق شدی اینطوری است به درد تو نمیخورد برای ازدواج(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصم) علاقه کور و کر کرده دارد لذت میبرند از همدیگر، لذتهای حیوانی و لذتهای دیگر، شما هی بگو به درد هم نمیخورید ما چهار سال آمار رشد ازدواجمان 16% است رشد طلاقمان 40% است.@ شما به این 40% به کدامشان باور میکردند اگر به آنها میگفتید شما شش ماه یکسال دیگر طلاق میگیرد، باور میکردند؟ هیچ کدام، ولی رفتند و شد، کسی حرف گوش نمیکند هر چه میگویی این روش را ادامه نده این کار درست نیست این کار غلط است پافشاری میکند یکدفعه سر از فاجعه در میاورد.@ امکان ندارد کسی بتواند از موعظه بهرهمند بشود در حالی که از بلا بهرهمند نشده از تجربهها سود نبرده دیده دیگران و اطرافیان خیلی بدبخت شدن اما میگوید من نمیشوم من با بقیه فرق دارم ولی اصرار و پافشاری میکند که همین اشتباهات را ادامه بدهد.@ یکبار طلاقش میدهند میاید به غلط کردن و التماس میافتد که من غلط کردم درست میشوم دوباره میاید همان روش را ادامه میدهد دوباره طلاقش میدهند دوباره همینطور، یعنی اصلاً نمیخواهد روشش را عوض بکند یا مرد همینطور.@ یک آقایی بود خیلی بدرفتاری میکرد با همسرش، خانمش چند بار قهر میکرد من با خانمم میرفتیم این دو را با هم آشتی میدادیم شوهر تعهد میکرد یا منزل ما میامد جلسه میگرفتیم تعهد میگرفتیم میگفت من دیگر فهمیدم اشتباهم چیست درست میکنم.@ دوباره سه ماه بعد همینطور، چند بار این خانم قهر کرد آخر هم طلاق گرفت بعد هم مرد آمده بود گریه و التماس و واسطه فرستادن، چند بار این برگشت و تو هر بار همان روشت را ادامه دادی اصلاً فهمیدی باید چکار کنی.@ ما خیلی وقتها میفهمیم روشمان غلط است اما نمیاییم اصلاح روش کنیم میگوییم به ما فرصت بدهید ما خودمان را درست میکنیم سه ماه یک ماه شش ماه به من فرصت بده من خودم را درست کنم در فرصت باید کار علمی بکنی.@ اگر رفتی رانندگی سه جا تصادف کردی در شش ماه فرصت باید بروی تمرین رانندگی بکنی نه اینکه بگویی شش ماه فرصت من بروم فکر کنم بگویم ایندفعه حتماً، مشکل حل نمیشود. (وَ عَطاهُ التَقصیرُ مِن أمامِه) گناه و تقصیر از پیش و رو برایش میاید یعنی این دائماً با تقصیر و گناه و بدبختی روبهرو میشود.@ کسی که نه از بلا سود میبرد نه از تجارب دیگران سود میبرد نه از موعظه که میگوید به طریق اولی سود نمیبرد این آدم یک کسی هست که دائماً اشتباه میکند و خرابکاری، در تمام رفتارهایش اشتباه میکند اشتباه پشت سر اشتباه، چون نمیخواهد قبول کند که روشها غلط بوده.@ من باید تغییر اساسی در شخصیتم در روشم در روحم بدهم این میخواهد با حفظ همه شخصیت با همه هوسها و طمعها با همه اشتباهات و تعصباتش مسیر را ادامه بدهد، نمیشود.@ میگویم عزیز من این بچه را که بزرگش کردی روشت غلط بوده این بچهای که الان میبینی به تنفر از تو رسیده شما باید این موقع این کار را میکردی بچه از 14 سال به بالا روش برخورد با او فرق میکند بچه در هفت ساله روش برخورد با او فرق میکند در هفت سال تا 14 سال یکجور روش است.@ وقتی تو 7 سال تا 14 سال روشت غلط است در 14 سال تا 21 سال چکار میتوانی بکنی ما انتظار داریم روشمان غلط باشد طرف مقابلمان همینطوری بهشتی و خوب با ما باشد بچه از ما زده نشود همسر متنفر نشود ولی ما هر غلطی هم کردیم کردیم هر اشتباهی هم کردیم کردیم.@ اینطوری نمیشود چون سیستم تعریف شده است تو بچه را فحش میدهی تحقیر میکنی لهاش میکنی جلوی دیگران، آبرویش را میبری بعد میخواهی این بچه به تو و مرامت علاقه داشته باشد، نمیکند این بچه لجباز میشود ما چقدر خانمهای بدحجاب حتی فاسد داریم به خاطر پدر و مادر حزب اللهیشان فاسد شدند روشهای غلط.@ میگویند از لج پدرم اینطوری میکنم از لج پدرم میروم لباس اینطوری میپوشم از لج مادرم میروم اینطوری میکنم چادر نمیخواهم مانتوم باید اینطوری باشد، نه اینکه با خدا مشکل داشته باشد کار آنها این را اینطوری کرده طبیعی است که این روش اثربخش نیست.@ وقتی این روش را انجام میدهی تو اصلاً در نظر نمیگیری که این بین 14 سال تا 21 سال شخصیتاً چطور آدمی است بچه را تحقیر میکنی بین 14 سال تا 21 سال، شما حق توهین و تحقیر را به بچه نداری، باید به بچه شخصیت بدهی اعتماد بکنی به او بفهمانی که دوستش داری این کار را نمیکنی.@ آنوقت این بچه عُقدهای بار میاید سرش داد میزنی در جمع ضایعش میکنی حالا فردا آمدی پدری هم کردی پنجاه میلیون برایش عروسی هم گرفتی همه کارهایش را بکن برو برایش بهترین زن را انتخاب کن.@ وقتی یک آدمی است که شخصیتاً لهاش کردی این فردا تمام این عقدههایی که تو سرش درآوردی سر زن و بچهاش در میاورد گناهش هم گردن توست که تو تحقیرش کردی ضایعش کردی حالش را گرفتی، خودت این کار را کردی محصول کار خودت است.@ در نهی از منکر مراتبی داریم یک موقع یک نفر حقش سرزنش و کتک است یک بحث دیگر است در جای خودش، همه مراحل طی شده این آدم نشده حالا حقش این است که انسان کتکش بزند و سرزنش کند قطع ارتباط با او بکند.@ آن یک بحث دیگر است کاری با آن سیستم قانونی و روند قانونی و معقول قضیه ندارم ولی یک موقع هست تو اصلاً بلد نیستی با بچه چکار کنی با دخترت دائماً این کار را کردی با پسرت دائماً این کار را کردی بعد این بچه فردا میرود ازدواج میکند میبینی در روابط همسری شکست میخورد.@ در روابط زناشویی میشود یک آدم گرگ درنده زورگو که یکسره به زنش فحش میدهد چون تو به او فحش دادی یکسره او را تحقیر میکند یکسره به بچهها فحش میدهد یکسره دادوبیداد راه میاندازد مرد بزرگ قهر و ناز میکند با زنش قهر میکند از خانه میگذارد میرود زنش را از خانه بیرون میکند.@ اصلاً روشهای جنونآمیز که در هیچ منطقی نمیگنجد میبینی یک نفر هست که نه از تحصیلات چیزی کم دارد نه از حرفهای مذهبی چیزی کم دارد ولی میبینی روشش کاملاً وحشیانه است دین سه شاخه است فقه اصغر، فقه اوسط، فقه اکبر.@ ما فکر میکنیم که دین فقط فقه اصغر است که من فقط نماز بخوانم نماز جماعت بروم روزه بگیرم خمس بدهم زکات بدهم حرم بروم احکام شرعی را خوب بلد باشم رعایت کنم(وَ لاَ الضَّالِّينَ) را خوب بگویم وضویم را خوب بگیرم حجاب را خوب رعایت کنیم دین همین است، این سطح دین است اسمش معلوم است فقه اصغر.@ وقتی که در مرحله ارتباطی که فقه اوسط هست یعنی بحث اخلاق است یا در فقه اکبر مشکل داری حالا صرف اینکه یک آدمی هستی که رعایت بکنی نماز جماعت، نماز اول وقت، حج و خمس و زکات مشکل که درست نمیشود مشکل ادامه پیدا میکند.@ (قالَ اَمیرُالمُؤمِنین(ع) إذا رَأیتُ رَبَّکَ یُوالی عَلَیکَ البَلاءَ فَاشکُرهُ وَ إذا رَأیتُ یُتابِعُ عَلَیکَ النِّعَم فَاحضَرهُ) هر وقت دیدی خدا پشت سر هم برایت بلا میفرستد شکر خدا را به جای بیاورد چون میخواهد با این بلا یا میخواهد آزمایشت کند یا میخواهد گناهانت را ببخشد یا میخواهد به تو درجه بدهد یا میخواهد متذکرت بکند به یک امری.@ داری یکجای قضیه را اشتباه میروی پس در هر صورت وقتی بلا هست انسان دلش خوش است خدا را شکر میکند میگوید اگر بلا هست خدا را شکر کن یعنی هنوز خدا به فکر تو هست هنوز امیدی به تو هست هنوز راه برگشت هست دارد به ما میگوید خدا را شکر کن هنوز ولت نکرده.@ چون آن قاعدهای که خواندم امام(ع) وقتی میبینی اینطوری هست این فرمایش را کرد فرمود به خاطر اینکه خدا فرموده(سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ) به بعضیها آنقدر نعمت میدهیم تا به سمت جهنم بیایند اصلاً نمیگذاریم مشکل سر راهشان پیش بیاید چون دیگر آدمبشو نیست برکت میدهیم نعمت میدهیم بلاها را از آنها دفع میکنیم.@ بیماری دارند زود شفا پیدا میکنند مشکلات دارند زود مشکلاتشان حل میشود مسائل اقتصادی اصلاً سر راهشان پیش نمیاید هر روز بهتر و بهتر، نعمت، لذت، امکانات مادی، امکانات زیادی سر راهشان قرار میدهیم تا برود سر از جهنم در بیاورد ولی اگر بلا آمد خدا را شکر کن.@ چون معلوم است خدا هنوز دست از سرت برنداشته هنوز راهی هست برای اینکه تو آدم بشوی راهی هست برای اینکه برگردی و توبه بکنی(لَعَلَّهُم یَذَّکَرُون).@ بعد میفرماید(وَ إذا رَأیتُ یُتابِعُ عَلَیکَ النِّعَم فَاحذَرهُ) اگر میبینی پشت سر هم همینطوری دارد برایت نعمت میفرستد همینطوری اوضاع دارد خوب میشود گره باز میشود مشکلی نداری همه چیز وفق مرادت دارد میشود مواظب باش که غفلت نکنی.@ ما خیلی آدمهای بزرگ و متدین و فهمیده داشتیم و اهل مطالعه بودن اما اینها شهوت دنیا چرب و شیرین دنیا چنان سرگرمشان کرد که یواش یواش غافل شدند بعد هر چه هم خدا تذکر داد آدم نشدند یکدفعه خدا یک فاجعه برایشان راه باز کرد.@ اگر میبینی پشت سر هم اوضاع خوب است همیشه به وفق مراد است مواظب باش غفلت نکنی(فَاحذَرهُ) یعنی از خدا بترس، مواظب خدا باش نکند کاری کردی که دام گذاشته برای تو که سمت جهنم بروی وقتی میبینی با مشکل برخورد نمیکنی یواش یواش جلو میروی خیلی حرف است.@ پیغمبر رفت خانه بنده خدایی مهمانی تخممرغ از بالا افتاد نشکست ارتفاع زیاد، همه تعجب کردن خود پیغمبر هم در فکر رفت بعد آن طرف خندید و گفت یا رسول الله من خانهام هیچ مشکلی پیدا نشده بلا سر من نمیاید پیامبر بلند شد از سر سفره فرار کرد و رفت گفت خانهای که بلا نبیند معلوم است خدا این را گذاشته برای بعد از مردن، خیلی خطرناک است.@ بحث بعدی ما که هفته بعد میخواهیم این بحث را تمام کنیم یعنی بحث ذکر را جلسه آینده این هست وقتی میگوییم متذکر شویم متذکر چه شویم؟ یکی از چیزهایی که گفتیم این هست که متذکر بشویم که منش و روشمان غلط است باید اصلاحش کنیم اصرار نکنیم که این روش را ادامه بدهیم.@ یک نکته فوقالعاده مهمتر هست از این که پیرو همین بحث هست متذکر بکند که ما به چه برسیم به کجا برسیم این خیلی مهم است که جلسه بعد انشاء الله میخواهیم یک تعریف جدیدی از بلا به شما بدهیم یک نگاه جدید و یک افق جدید از مصیبت و بلا را باز کنیم تا اینها را ببینیم چون اگر انسان اینها را در زندگیاش نبیند سراغ انسان میاید.@ یک مثال بزنم: شما گاهی وقتها هست که وقتی به خودت میایی یک مریضی بدون درد میگیری مثلاً من خودم سرطان داشتم اینطوری شدم جریان سرطان از چند سال شروع شده بود بعد من متوجه نبودم دیگر اینقدر افتضاح شد که سر از سرفه درآورد.@ یکی دو سال ما یواش یواش گهگاهی سرفههای تند و زیاد میکردیم به هر دکتری هم که میگفتیم میگفت چیزی نیست سرما خوردی یکدفعه خیلی بدتر شد سر از چهار ماه تب و لرز و سرفه، که در آن ما فهمیدیم که سرطان گرفتیم و داریم میمیرم.@ گاهی وقتها هست درد و بلا چیز قشنگی است چون به آدم هشدار میدهد زنگ خطر است گاهی وقتها هست آدم دردش نمیاید یا اصلاً بعضی از چیزها بلاست خودش نمیداند بلاست یکدفعه میایی میبینی که همان چیزی که تو بلا نمیدانستی و مایه خوشبختی خودت میدانستی و خیلی دوستش داشتی همان به خاک سیاه تو را مینشاند همان بدبختت میکند.@ ولی طوری بدبخت میکند که دیگر برای هیچ وقت روی خوشبختی را نخواهی دید این نوع سختیها و بلاها بلاهای خاصی هستند که انشاء الله جلسه بعد عرض میکنم که ما یک سلسله بلاهایی داریم که خیلی وقتها از آنها خوشمان میاید.@ خدا در سوره اسراء میگوید گاهی وقتها افراد میایند پیش من دعا میکنند با دعا از من چیزهایی را میخواهند که آن چیزها اینها را بیچاره میکند کلمه شر را آورده از من شر میخواهد رسماً اصرار دارد که شر به او برسانم از من این را میخواهد.@ (وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ) دعا میکند و شر میخواهد این جلسه هفته بعد میخواهیم انشاء الله مسائل خیلی خیلی مهمی را در این زمینه خدمت عزیزان عرض کنیم.@ اگر متوجه بشویم غصهای که داریم و بدون علت است مربوط به گناهی است که سالها آن را ترک کردیم باید استغفار کنید انشاء الله که برطرف بشود. چرا حکومت اسلامی در وطن ما امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند اگر اینطور مسائل هست؟@ ما در جمهوری اسلامی آن مقداری که از مسئولین ما در این قضیه حرف حق و درستی هم هست دارند کوتاهی میکنند دودش در چشم همه ما دارد میرود به خاطر بیلیاقتی خیلی از مسئولین ما که برخورد نمیکنند. بیتفاوتی در برابر سختیها و مشکلات نشانه چیست؟@ یک موقع هست سختیها و مشکلاتی هست که شخص به قدری قوی شده ضمن اینکه ارتباطش با خدا گرم و صمیمی است مشکلات به زانو درش نمیاورد این قدرت روحی است گاهی وقتها نه بلا پشت سر هم میاید شخص دیگر ول کرده بیتفاوت شده این آن حالت خطرناکی هست که عبرتگیر نیست مریض شده باید تکانی بخورد و دارد این مسأله به او هشدار میدهد.@ ما خودمان میتوانیم دعا کنیم برای حل مشکلاتمان، هیچ احتیاجی به اینکه برویم پیش کسی که برای ما دعا بنویسد نداریم مثل استخاره میماند که گفتن استخاره را خودتان بیایید اگر خواستید استخاره بیاورید اگر آدم وارد باشد و بلد باشد دعا هم ما خودمان میتوانیم دعا کنیم چیزی نیست که بخواهد ما به یک دعانویس احتیاج داشته باشیم که مشکل ما را حل بکند.@ بعد هم اگر خواستید بروید و بلد نبودید پیش کسانی بروید که قصد سوءاستفاده مالی نداشته باشند یک دعا مینویسم صد هزار تومان، یک دعا مینویسم پانصدهزار تومان مشکلت حل شود بختت باز شود این حرفها نه، راجع به عکسش مثل سحر و جادو طلسمات که در سیدی سحر و جادو هست گفتیم روشهای خنثی کردنش چه هست.@ ما حتی برای خنثی کردن سحر و جادوها هیچ احتیاجی به کسی نداریم خدا اینقدر به ما نزدیک هست که خودمان در ارتباط با مستقیم با حق تعالی مشکلمان را حل کنیم به کسی هم احتیاجی نداریم. اگر یک خانم یا یک آقا تلاششان را بکنند و همسر بیش از حد توقع داشته باشند مسئول نیستند.@ گرههای معنوی با گرههای مادی فرقی نمیکند همه این دلائلی که گفتیم میتواند داشته باشد. اگر انسان بلا سرش بیاید ارتباطش با خدا ضعیف نشود این خوب است بد نیست. کسی که مدام دچار اشتباه میشود و روشهای خود را تغییر میدهد این باید حتماً یک کسی که رویش تأثیرگذار است باید با او صحبت بکند اگر حرف پدر و مادر را قبول نمیکنند حرف پدر و مادر تأثیری ندارد.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان حضرت، مسلمین جهان مظلومین جهان با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@