جلسه 009 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
2
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - رشد و قدرت در سایه سختی‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان جلسه گذشته درباره آثار بلا بود که رسیدیم به اینجا که بلاها در زندگی باعث پاک شدن انسان از گناهان میشود و تعدادی دیگر از روایاتی که در این زمینه هست مانده بود که باید انشاالله امروز خدمتتان عرض کنم اگر رسیدیم به مسئله بعدی درباره فلسفه بلا میرسیم.@ روایتی هست از امام رضا(ع) میفرماید(کُلَّما اَحدَثَ العِبادُ مِنَ الذُنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلون اَحدَثَ اللهُ لَهُم مِنَ البَلاءِ ما لَم یَکُونُوا یَعرِفون) هر وقت بندگان خدا گناهی را که قبلاً انجام نمیدادند انجام بدهند یعنی گناه جدیدی را انجام بدهند خداوند هم بلای جدیدی به سرشان میاورد بلایی که قبلاً نمیشناختند.@ الان بسیاری از بیماریها هست که وجود دارد این بیماریها قبلاً نبوده ولی چون بندگان خدا گناهان جدید کردند معصیتهایی که قبلاً نمیکردند کردند خداوند تبارک و تعالی این بیماریها و مشکلات را برایشان به وجود آورده یک قاعده است بنابراین بلاها بسیاری از موارد ناشی از معصیت خود بندگان خدا هست که بعداً در این باره من بیشتر صحبت خواهم کرد.@ روایتی هست از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(ما مِنَ الشیعَۀِ عَبدٌ یُقارِفُ اَمراً نَهَیناهُ عَنهُ فَیَمُوت حَتّی یُبتَلا بِبَلیَّۀٍ تَمحَصَ بِها ذُنُوبَه اِن ما فی مالٍ وَ اِن ما فی وَلَدٍ وَ اِن ما فی نَفسٍ حَتّی یَلقَی الله عَزَّوَجَلّ وَ مالَهُ مِن ذَنبٍ فَاِنَّهُ لَیَبقی عَلَیهِ الشَیء مِن ذُنُوبِه فَیُشَدَدُ بِهِ عَلَیهِ عِندَ مَوتِه) میفرماید هیچ شیعهای از شیعیان نیست که مرتکب چیزی بشود که ما آن شخص را آن شیعه را از گناه نهی کردیم مرتکب چیزهایی که او را نهی کردیم بشود گناهانی که گفتیم نکند و کرده.@ میفرماید که چون شیعه هست و گناه هم کرده ما به او گفتیم که این کار را نکند ولی این رفته گناه کرده میفرماید که اگر این بخواهد بمیرد سخت است میخواهد برود آنطرف عذاب میکشد حضرت میفرماید هیچ شیعهای نیست که همچین گناهی مرتکب بشود تا اینکه خداوند تبارک و تعالی او را به بلایی دچار میکند که گناهانش پاک بشود یا در مالش و یا در فرزندش و یا در خودش اینها باعث میشود که گناهان خود بخشیده بشود آمرزیده بشود.@ (حَتّی یَلقَی الله عَزَّوَجَلّ وَ مالَهُ مِن ذَنبٍ) تا اینکه وقتی به ملاقات خدا میرود دیگر گناهی نداشته باشد برای پاک کردن شیعیان هست حالا یک موقع هست بعضیها هستند گناهکار حرفهای هستند ضمن اینکه شیعه هستند و ارادت دارند به اهل بیت و آدمهای معتقدی به اهل بیت هستند اما گناهکار حرفهای است.@ خیلی گناه میکند و این بلاهایی که در دنیا سرش میاید که گفت یا در مسائل مالی هست یا در مسائل نفس خودش هست یا نسبت به فرزندش میاید اینها هر چقدر گناه پاک میشود این باز هم گناه دارد این بلاها موجب نمیشود که گناهان این کاملاً پاک بشود این وقتی میخواهد بمیرد سخت است آنطرف میخواهد برود در قبر و آلوده برود.@ میفرماید خداوند تبارک و تعالی(فَیُشَدَدُ بِهِ عَلَیهِ عِندَ مَوتِه) سخت میگیرد مرگ سختی موقع مردن به او میدهد و این باعث میشود که پاک بشود یعنی سخت جان دادن باعث پاک شدن از گناهان هست مثل درد زایمان میماند که هر چند شدید است ولی محصولش مبارک است محصولش آسایش و راحتی هست و تولد یک بچه است اینطوری هست که اگر این درد یک کسی را موقع مردن بگیرد یک کسی سخت جان بدهد دیگر در قبر راحت میشود.@ بنابراین نباید انسان از بلاهایی که ممکن است سرش بیاید احساس بدی به او دست بدهد یا خدای نکرده این بلاها موجب بشود بین او و خدا کدورتی ایجاد بشود شکرآب بشود اینها هدیه خداوند تبارک و تعالی است برای اینکه یک نفر پاک بشود ما حق نداریم از خدا بلا بخواهیم حضرت فرمود هیچ وقت از خدا بلا نخواهید.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) هست میفرماید که(اِنَّ فِی الجَنَّۀِ مَنزِلَۀً لا یَبلُغُها عَبدٌ) از اینجا به بعد آن بحثمان تمام شد پس فعلاً فهمیدیم که یکی از آثار بلا پاک شدن گناهان هست یکی دیگر از آثار بلا که بحث جدیدمان هست افزایش درجه هست بالا رفتن درجه هست.@ یک موقع هست میبینی یک نفر گناهی ندارد اما خداوند میخواهد که او را به درجات بالای بهشت برساند بالاترین درجات بهشت برساند در دنیا هم یک لذاتی برده یک بهرهمندیهایی شده یک ذره دنیا را خدا به او سخت میگیرد که خیلی به او خوش نگذرد با دنیا انس بگیرد چون وقتی انسان خیلی از دنیا خیر میبیند همه چیزش جور است خدا را فراموش میکند.@ مثلاً یک همسر خوب داشته باشد وضع مالی خوب داشته باشد همه چیز خوب داشته باشد ولی سختی نکشد نمیشود بالاخره بچههای خوب داشته باشد هیچ مشکلی سرش نیاید نه بالاخره ممکن است خدای نکرده دنیازده بشود لذا خداوند تبارک و تعالی یک موقعهایی نمیگذارد خیلی خوش به حال آدم بشود و میفرماید اگر گناهی هم نداشته باشد این بلاها باعث میشود که درجات او در آخرت بالا برود.@ طوری هست که در روایت داریم مؤمن وقتی که روز قیامت به بعد به او درجات را میدهند چون میفهمد این درجات به خاطر سختیهایی بوده که در دنیا کشیده آنجا آرزو میکند ای کاش در دنیا تکهتکه شده بود در روایت داریم که مؤمن میگوید ای کاش در دنیا من را با قیچی تکهتکه میکردند که الان به این درجات برسم.@ میفرماید که(اِنَّ فِی الجَنَّۀِ مَنزِلَۀً لا یَبلُغُها عَبدٌ اِلاّ بِالاِبتِلاءِ فی جَسَدِه) در بهشت یک درجهای هست که هیچ بندهای به آن نمیرسد مگر با بیماری یعنی فقط با بیماری میتواند به آن درجه برسد بلاهای دیگر نه، بلاهای دیگر هر کدام برای انسان درجه دارند به هر حال اگر انسان اگر گناهی نداشته باشد بلاها درجه میاورند اما ابتلاء در جسد بیماری یک مسئله خاصی هست.@ میفرماید یک جایگاه خیلی ویژه و خاصی هست فقط کسانی به آن جایگاه میرسند که در دنیا یک بیماری کشیده باشند سختی کشیده باشند شما دیدید امام امت(س) یک آدمی بود من نمیتوانم در مورد امام اظهارنظر بکنم یعنی ما خیلی کوچکتر از آن هستیم که بخواهیم چیزی در مورد ایشان بگوییم ولی یک شخصیتی مثل حضرت آیت الله اراکی که بین همه علما معروف هست به مجسمه تقوا و اخلاص و پاکی همه بزرگان این را تأیید میکنند.@ ایشان میفرمود من از امام حتی مکروه هم ندیدم امر گناه که هیچی یک امر مکروه هم ندیدم ایشان ده سال سرطان داشت و با سختی هم این سرطان خیلی امام را اذیت کرد چون خداوند میفرماید قرار است به یک درجات خاصی در بهشت هست که مخصوص کسانی هست که سختیهای بدنی و بیماری کشیدند.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) هست میفرماید(اِنَّهُ لَیَکونُوا لِلعَبدِ مَنزِلَۀٌ عِندَ الله فَما یَنالُها اِلاّ بِاِحدَ الخِصلَتَین اِن ما بِذِهابِ مالِهِ اَو بَلِیَّۀٍ فی جَسَدِه) در نزد خداوند برای بنده منزلتی هست که جز با یکی از این دو خصلت به آن نمیرسد یا آسیب مالی از بین رفتن مالش یا بلایی در بدنش آسیب جسمی.@ بنابراین یک موقعی خلقتان را خراب نکنید چون اجرتان را از دست میدهید حیف هم هست حماقت این است که انسان وقتی بلا سرش آمد بیتابی کند و جزع و فزع بکند چون با این کار در روایت داریم اگر دستتان را روی پایتان بزنید اجرتان را از دست میدهید این کار را نکنید خدا را شکر بکنید.@ البته بعضی از مصیبتها هست که فشار عاطفی برای انسان میاورد کسی از انسان میمیرد انسان دلش میسوزد ممکن است یک موقعی گریه هم بکند این عیبی ندارد ولی ناشکری و حرف بد نزند در دلش با خدا درگیر نشود در دلش خدا را زیر سؤال نبرد.@ چون داری کسی را زیر سؤال میبری که اول از این تو مال او هستی اویی هم که با تو هست مال او هست حالا شوهرت هست زنت هست بچهات هست پدرت مادرت خواهرت برادرت همه مال خدا هستید هیچ وقت هم شما همدیگر را به اندازه خدا دوست ندارید ما هر کس را دوست داشته باشیم خدا میلیاردها برابر بیشتر از ما او را دوست دارد خود ما را هم همینطور.@ بنابراین دلیل ندارد کسی که این همه ما را دوست دارد ما اگر یک موقع چیزی سر ما آمد از طرف خدا بخواهیم ناراحت بشویم او بهتر میداند که با بندهاش چگونه رفتار بکند بهتر میداند که چکار بکند.@ من یادم هست سرطان که داشتم یک شب خواب امام رضا(ع) را دیدم ایشان فرمودند که سرطان را به تو دادیم تا شکرت بالا برود نعمت شکرت را زیاد بکنیم و خیلی هم برای من خوب بود این دوران سرطان برای من خیلی لذتبخش بود چون در این سرطان نعمتهای مختلفی از انسان گرفته میشد تکتک تواناییهای بدن دانه دانه از آدم گرفته میشود.@ بخصوص بعد از شیمیدرمانی حالا در خود سرطان که مصیبتهای زیادی داشتیم در طول درمان هم باز خیلی توانایی انسان از انسان گرفته میشود بعد میدیدم چقدر لذتها و نعمتهای خوبی داشتیم هیچ کدام قدرش را نمیدانستیم.@ همین آب که الان کشیدم جلو من موقعی که میخواستم آب بخورم این یک جرعهای که میخواستیم بخوریم انگار که یک سنگی که تمام ابعادش تیز باشد خار این آب اینطوری میشکافت و میرفت پایین یعنی داد من در میامد میخواست پایین برود آب به این نرمی دیگر شما ببینید غذا چکار میکرد با آدم یک لقمه غذا چقدر خوردنش زجرآور بود و خیلی گرفتاریهای دیگر ولی خیلی خوب بود و لذتبخش بود.@ الان لذتی که من از خوردن آب میبرم شما نمیبرید از اینکه دستهایم کار میکند و میتوانم یک چیزی را لمس بکنم شما این لذت را نمیبرید شما برایتان عادی است الان عزیزان دستشان تسبیح است من تسبیح میخواستم دستم بگیرم این دانه تسبیح که روی دستم کشیده میشد خیلی زجرآور بود درد خیلی زیادی داشت یا دستم خیلی عادی که به کاغذ میخورد میخواستم کتاب را ورق بزنم دستم را میبرید اصلاً این دستم جان نداشت کاملاً پاره میشد.@ ولی الان خیلی لذت میبرم از اینکه آنها را داشتم اینهایی که الان دارم شکری که میکنم خیلی خوب است از آن لذت میبرم ولی شما اصلاً این لذت را نمیبرید الان یک قطره آبی گیر ما بیاید بخوریم یک نان راحت از گلویمان راحت پایین برود خیلی خدا را شکر میکنیم و خوشحال هستیم.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) هست(اِنَّ عَظیمَ البَلاءِ یُکافا بِهِ عَظیمُ الجَزاء وَ اِذا اَحَبَّ اللهُ عَبداً اِبتَلاهُ بِعَظیمِ البَلاء فَمَن رَضیَ قَلبُهُ فَلَهُ عِندَ اللهِ رِضا وَ مَن سَخِطَ فَلَهُ السَخَط) میفرماید که بلاها و گرفتاریهای بزرگ پاداشش هم بزرگ است یعنی هر چقدر بلا سختتر است اجرش هم بالاتر هست در اعمال خیر هم همینطور داریم.@ حضرت میفرماید(ثَوابُ العَمَلِ عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیه) ثواب عمل به اندازه سختی هست که شما میکشید برای همین یک آدم عاقل، آدم عاقل که میگوییم یعنی آدم مؤمن، حیوان اینطوری نیست طبیعتگرا در خانه مثلاً اگر کاری باشد میگردد راحتترین کار را پیدا بکند در اردو که یک عدهای میروند میگردد راحتترین کار را پیدا بکند.@ ما یک دوستی داشتیم هر وقت میرفتیم منطقه میرفتیم جبهه میخواستیم تغییر مکان بدهیم چادر بزنیم یک جا مثلاً ما با هم بودیم بعد این میگفت توالت با من توالت کندن هم کار سختی بود مثلاً چادر زدن بود خیلی کارهای راحتی بود بعد میگفت توالت را من درست میکنم بعد یارانش را هم انتخاب میکرد میگفت آقای فلانی و فلانی هم با من باشند.@ بعد یکی از این رفقا خیلی دردش میامد از دست این حرص میخورد میگفت حاجی حالا نمیشد یک کار دیگر را شما انتخاب بکنی این چیه انتخاب کردی میگفت این هم کار است مثل بقیه کارها چون باید در کوه در دل سنگ کلنگ میزدی این دستها پاره میشد اینقدر کلنگ میزدی میشکافتی چاله بکن چقدر دردسر گرفتاریهای زیاد بعد سختترین کار را این همیشه میرفت انتخاب میکرد چون آدم عاقل و هوشیاری هست.@ یک آدم زیرک در منزل یک کسی که در مهمانی هست بین زن و شوهر حتی، خیلی مردها هستند خیلی راحتطلب هستند مفتخور هستند خیلی دوست دارند مثلاً همه کارها را زنشان انجام بدهد اما بعضی از آقایان هستند که اینطوری نیستند یعنی حواسش هست که اگر کاری هست حتماً انجام بدهد.@ پیامبر با اینکه سختش بود این همه زحمت میکشید وقتی در خانه میامد فرصت کمک کردن را از دست نمیداد یعنی حتماً یک کمکی میکرد یا امیرالمؤمنین(ع) خود پیغمبر میگوید من روز رفتم منزلشان دیدم که امیرالمؤمنین دارد عدس پاک میکند اینها یک فرصت است زرنگی نیست اگر یک نفر از زیر کار در برود فکر میکند زرنگ است.@ آخر میگویند یک بنده خدایی دوپینگ کرده بود در مسابقه دو بود آخر همه میرسد دوپینگ کرده بود باید اول میرسید آخر همه میرسد بعد به او میگویند چه شد تو آخر رسیدی آبرو ما را بردی گفت میخواستم نفهمند دوپینگ کردم حالا بعضیها زرنگبازیشان اینطوری است یعنی عین حماقت است علیه خودشان زرنگبازی میکنند.@ (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) قرآن میفرماید اگر خوبی کنید به نفع خودتان کردید اگر بدی هم کردید برای خودتان بدی کردید یعنی به خودت برمیگردد حالا بعضیها کارها را گردن برادر کوچکتر میاندازند خواهر کوچک بدبخت را بیچارهاش میکنند یکی میگفت آدم پنچری قطار را بگیرد بچه کوچک خانه نشود یکسره به او اُرد میدهند و دستور میدهند.@ ولی پیغمبر برعکس میگوید، پیغمبر میگوید میخواهید ببینید چه کسی از همه بالاتر است ببینید در یک جمع چه کسی بیشتر زحمت میکشد(سَیِّدُ القَوم خادِمُهُم) سرور یک گروهی آن هست که در آن گروه بیشتر خدمت به بقیه میکند به خدا نزدیکتر هست.@ شما یک اردو مشهد میروید مثلاً شما فکر میکنید خیلی زرنگ هستی صبح بلند میشوی میروی حرم ظهر میایی میبینی غذایت را آماده کردند غذایت را هم میخوری ظرفها را هم یک کس دیگر میشوید فکر میکنی خیلی هم تقرب داری بعدازظهر هم بلند میشوی میروی حرم شب هم تا صبح میروی حال میکنی یک عدهای هستند فقط در همان خوابگاه و استراحتگاه و حسینیه میمانند ظرف میشویند.@ شاید در طول هفته یکبار هم نتوانند حرم بروند ولی آنها به امام رضا خیلی نزدیکترند امام رضا آنها را بیشتر دوست دارد برای همین هیچ وقت زرنگبازی نکنید من زن و مردی را میشناسم که سر کار خانه مرد کار خودش هم بیرون میکند مثلاً آمده بودند پیش من میگفت به این شوهر من بگویید کمتر کار بکند.@ مثلاً بعضی از کارهایی که من میخواهم انجام بدهم نمیگذارد انجام بدهم مثلاً شب در خواب هم که باشد بفهمد یکی از بچهها آب بخواهد زودتر بلند میشود میرود آب را برمیدارد میاورد این حماقت نیست سرش کلاه رفتن نیست این زرنگی است زیرکی است که یک نفر نگذارد همسرش بلند بشود زودتر خودش بلند بشود از همدیگر در انجام کار سبقت بگیرند این خیلی مهم است چرا؟ چون هر چه انسان به خودش در دنیا سختی میدهد اجرش عظیمتر هست.@ میگویند یک بنده خدایی عروسی بود در خانه هیچ کاری نمیکرد آمد به مادرش گفت این زن در خانه هیچ کاری نمیکند چکار بکنم نقشه ریختند و به پسر گفتند تو بیا این جارو را بردار جارو بکن من هم میایم از دستت میگیرم تو بگو نه من میکنم من میگویم نه من میکنم که این خجالت بکشد خلاصه آمدند این کار را کردند با همدیگر درگیر شدند دختر گفت دعوا ندارد یک روز تو جارو کن یک روز او جارو بکند.@ به هر حال این زرنگبازی نیست که مثلاً در اتوبوس میخواهید بروید بنشینید یکی بدود برود بهترین جای اتوبوس بنشیند مثلاً جلوی کولر بنشیند اینطرفی که سایه هست بنشیند اینها همه جریان همان دوپینگی هست یعنی فکر میکند زرنگی کرده که اینجا نشسته ولی باخت میکند.@ بعداً وقتی میمیرد در تاریکیهای قبر و گرفتاریهای آنجا میبیند ای بابا به ده دقیقه در آفتاب نشستن در اتوبوس خیلی احتیاج داشت الان در قبر شاید آن نجاتش میداد به چهار تا ظرف شستن به یک ذره جارو کردن به یک ذره بچه بغل کردن در شبی که خواب هست بلند بشوی بچه را بغل بکنی ساکت بکنی به این انسان بیشتر احتیاج دارد آنجا میفهمد که کم میاورد.@ الان زرنگی است الان راحتی است الان آسایش است ولی بعد غصه است بعد میفهمد که ای بابا خیلی باخت کرده خانمها هیچ وقت این کارهایشان را برای شوهرهایشان نکنند برای خدا بکنند چون حیف است خداوند میفرماید همسران شما هیچ کدام نه زنتان نه شوهرتان لیاقت این را ندارند که شما بخواهید کاری برایشان انجام بدهید.@ یک موقع هست انسان در اثر عشق و علاقه برای همسرش کاری انجام میدهد مودت هست خودش را به زحمت میاندازد سر جای خودش هیچ اشکالی هم ندارد اما میفرماید تو اگر برای کسی هم انجام میدهی آن کار را به من بفروشید برای من برای دیگران باشید به خاطر من مال دیگران باشید به خاطر من به دیگران خدمت بکنید به بندگان من خدمت بکنید.@ چون بندگان من هستند چون من به شما گفتم چرا؟ چون هیچ کس جز من لیاقت پاداش کار شما را ندارد حیف هست بنابراین هیچ کس نباید فکر بکند حالا اگر رفت زندگی کرد یا زندگی نکرد یا در خانه مجرد متأهل فرق نمیکند زحمتی گردنش هست مثلاً پسر مجرد هست پدر مادرش پیر هستند این باید بایستد اینها را اداره بکند چند سال هم دیرتر مجبور است ازدواج بکند به خاطر اینها، فکر نکند باخته برد کرده.@ اصلاً باختی صورت نمیگرد باخت در آسایش است آدم سرش کلاه میرود در سختیها هیچ وقت باخت سراغ انسان نمیاید هیچ وقت عقده نکنید چرا دیگران در آسایش هستند من در آسایش نیستم ببینید اینها چه زندگی خوبی دارند ما نداریم این خیلی بد است پس فرمود گرفتاری بزرگ پاداش و جزای بزرگ دارد.@ بعد میفرماید(اِذا اَحبَّ اللهُ عَبداً) هر وقت خداوند تبارک و تعالی کسی را دوست داشته باشد(إبتَلاهُ بِعَظیمِ البَلاء) به بلاهای عظیم دچارش میکند آدمی که نفهم است نه خدا را میشناسد نه خودش را میشناسد نه آخرت را میشناسد برعکس میکند میگوید خدایا چرا این بلا را سر من آوردی چرا دیگران این همه اینطوری هستند چرا من باید این بدبختی را بکشم این خیلی نفهمی هست.@

اصل این است پس بلا محفوف به محبت خداوند تبارک و تعالی است اگر بلایی سرتان آمد که ناخواسته بود سختتان بود بدانید پیام محبت است هدیه است یک موقعی روحیهتان خراب نشود اینطوری ثروتمند میشوید نسبت به انسانیت ثروت انسانی شخصیت انسانی قرب به خداوند محبوبیت به اهل تقرب به اهل بیت پیدا میکنید اینطوری بزرگ میشوید.@ دیدید یک نفر نخودی است دوست دارد کارهای بزرگ به او بدهند و نمیدهند اعصابش خورد میشود مثلاً در خانه یک بچه دوست دارد بزرگ باشد کارهای بزرگانه بکند هی به او کارهای کوچک میدهند ناراحت میشود به او برمیخورد دوست دارد کارهای بزرگ به او بسپارند مأموریتهای سخت به او بسپارند چون میخواهد خودش را مثل بزرگان بکند میخواهد سختی بکشد تحمل بکند.@ یک خانمی چهار تا پسرش شهید شده بود به پسرش پنجمش گفت که تو هم برو من روز قیامت جلوی حضرت زینب خجالت میکشم چون میخواهد به آن بزرگی باشد همسایه حضرت زینب باشد در خانه فاطمه زهرا باشد برای همین بلای بزرگ را انتخاب میکند عظیم را انتخاب میکند.@ (فَمَن رَضیَ قَلبُه) هر کس قلبش راضی شد بلا سرش آمد دو حالت دارد وقتی بلا سر انسان میاید یا قلبش راضی است از خدا شکایتی ندارد گله نمیکند رابطهاش با خداوند خراب نمیشود یا نه عصبانی است در درون خودش خشم دارد عصبانی است.@ پیغمبر میفرماید(فَمَن رَضیَ قَلبُه فَلَهُ عِندَ اللهِ رِضاه) هر کس قلبش راضی باشد در نزد خدا مقام رضایت را دارد مقام رضایت از بهشت هم بالاتر است خیلی حرف بزرگ است که یک کسی خدا بگوید من از تو راضی هستم(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) این خیلی مهم است که انسان به جایی برسد که بهشت آدم راضی هم فرق میکند با بهشت بقیه.@ کسی که از خدا رضایت دارد هیچ وقت شکایت نمیکند گله نمیکند از خدا به خدا غر نمیزند در دلش با خدا رابطهاش خراب نمیشود وقتی اینطوری بشود خدا هم از او راضی است در روایت داریم اگر میخواهید بدانید من از شما راضی هستم یا نه به دلتان نگاه میکنم اگر شما از من راضی باشید من هم از شما راضی میشوم خیلی مژده بزرگی برای ما هست.@ (فَلَهُ) او هم نزد خدا رضایت دارد مقام خشنودی خدا را دارد(وَ مَن سَخِطَ فَلَهُ السَخَط) هر کس از خدا خشمگین باشد بهره او هم خشمگین هست خدا نکند که انسان مورد سخط خداوند قرار بگیرد.@ از امام صادق(ع) (اِنَّ اَهلَ اللهِ لَم یَزالوا فی شِدَّۀٍ اَما اِنَّ ذلِکَ اِلی مُدَّۀٍ قَلیلَۀٍ وَ عافیَۀٍ طَویلَۀ) ای کاش فرصت بود این را برایتان کامل شرح میکردم این روایت یک شرح طولانی دارد که چه میشود حالا عزیزان اگر خواستند آن سیدی بلا و بهشت را بگیرند گوش بکنند.@ میفرماید همیشه اینطوری هست(اِنَّ اَهلَ الله) در حقیقتت حتماً اینطوری هست کسانی که اهل خدا هستند یعنی با خدا رفیق هستند دوست خدا هستند انسان یا اهل دنیا است یا اهل آخرت است عشق بهشت را دارد آخرت را دارد یا نه اهل خداست خود خدا را میخواهد(اِنَّ اَهلَ اللهِ لَم یَزالُوا) یعنی همیشه پیوسته(فی شِدَّۀٍ) در سختیها هستند.@ بعد حضرت جمله خیلی مهمی را میفرماید(اَما اِنَّ ذلِکَ اِلی مُدَّۀٍ قَلیلَۀٍ وَ عافیَۀٍ طَویلَۀ) اما این را بدانید این سختیها زمانش کم است ولی عافیتش خیلی طولانی است زجرش کم است ولی اثرش جاودانه میماند آثارش رفاهش شادیش خوشیش جاودان هست.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) (مَن اِبتَلاء مِنَ المُؤمِنینَ بِبَلاءٍ فَصَبَرَ عَلَیهِ کانَ لَهُ مِثلُ اَجرِ اَلفِ شَهیدٍ) چه مژده خوبی است این حدیث را هیچ وقت یادتان نرود میفرماید که هر یک از مؤمنین به بلایی دچار بشود صبر بکند گله نکند شکایت نکند(کانَ لَهُ) برای او اجری مثل اجر هزار شهید هست.@ آدم خیلی احمق باشد که به خاطر مصیبتها و سختیهای زندگیش به خدا غرغر بکند خیلی بدبخت است چرا احمق است؟ برای اینکه جلوی سختی را که نمیتواند بگیرد بلا که آمده حالا که آمده دیگر اجرش را از دست نده بخواهی نخواهی باید تحمل بکنی این بلایی هست که نازل شده از این بلا حسن استفاده را برای نزدیک شدن به خداوند تبارک و تعالی بکن حسن استفاده را بکن نگذار رابطهات با خدا خراب بشود.@ راجع به گله کردن یکی دو تا روایت برایتان بخوانم که گله چیست و مبنای گِله چیست امام ششم(ع) میفرماید که خداوند تبارک و تعالی فرموده است که هیچ بندهای نیست که من او را به بلایی دچار بکنم و او به عیادتکنندههایش گله نکند.@ مثلاً شما مریض شدی آمدند عیادتت میگویید چه شده خدا بد نده این هم خیلی مؤدب میگوید خدا هیچ وقت بد نمیدهد اصلاً کلمه کلمه بدی هست که بگوییم خدا بد نده میگوید خدا بد نمیدهد خیر است آن که میدهد قشنگ است هر چه که خدا بدهد زیباست چقدر مؤدب است شکایت نمیکند.@ مگر اینکه اگر این کار را کرد و از بیماریش شکایت نکرد گوشتی را بهتر از گوشت قبلی خونی بهتر از خون قبلش به او میدهم یعنی بدنش را بهتر میکنم اگر شکایت نکند(فَاِن قَبَضتُه) حالا آمدیم نه مریضیش یک طوری بود که باید میکشتمش میمرد اگر قبضش کردم و گرفتمش چطوری قبضش میکنم(قَبَضتُهُ اِلی رَحمَتی) او را به سوی رحمت خودم میبرم اگر شفا گرفت(وَ اِن عاشَ) اگر شفا گرفت(وَ لَیسَ لَهُ ذَنب) دیگر گناهی هم برایش نمیگذارم باشد.@ اگر گله نکرد مُرد که در رحمت من میمیرد زنده ماند همه گناهانش را میبخشم حالا گله کردن مبنایش چیست خود حضرت توضیح میدهد میفرماید که یک کسی آمد گفت(سُئِلَ عَن حَدِ الشِکایَه لِلمَریض) از حضرت صادق(ع) سؤال کردند که حد شکایت چیست میگوید کسی نباید شکایت بکند یعنی چی؟.@ حضرت فرمود همانا مرد میگوید امروز تب کردم و دیشب نخوابیدم و راست گفته است میفرماید این(لَیسَ هذا شِکایَتٌ) این شکایت نیست که بگوید دیشب سختم بود دیشب تب داشتم نتوانستم بخوابم کمرم درد میکرد اذیت شدم یک مقدار نتوانستم پایم درد میکرد اینطوری شدم این شکایت نیست حضرت میفرماید(قَد صَدَقَ) راست گفته حرف راست زده گفته اینطوری شدم.@ یک موقع هست از انسان سؤال میکنند حالت چطور است یک موقع میگویند دیشب حالت چطور بود یک موقع میگویند اوضاع را چطوری گذراندی یک موقع هست انسان با الحمدلله جواب را میدهد میگوید الحمدلله خدا را شکر خیلی هم خوب است.@ یک موقع هست نه یک کسی هست که انتظار دارد شما جواب مفصلتر به او بدهی یا حقش این هست که به او جواب بدهی یا مثلاً کاری باید برای او انجام میدادی ندادی وظیفهای داشتی باید انجام میدادی ندادی باید به او صادقانه بگویی که مریض بودم گرفتار بودم سردرد داشتم پا درد داشتم کمر درد داشتم کسی از من مرده بود این حرف صادقانه میگوید این عیبی ندارد.@ بعد میفرماید که(وَ اِنَّمَا الشَکوی اَن یَقول قَد اِبتَلَیتُ بِما لَم یُبتَلِ بِهِ اَحَد) بلایی سرم آمده که سر کسی نیامده یعنی این بلایش را نزد دیگران بزرگ بکند بگوید بیچاره شدم بدبخت شدم خاک بر سرم شد بعضیها اینطوری میگویند یکسره از این حرفها میزنند دیگر بیچاره شدم دیگر بدبخت شدم چه کسی بدتر از من چه کسی فلک زدهتر از من به بلایی دچار شدم که هیچ کس دچار نشده، این حرفها حرفهای خوبی نیست.@ یا بگوید(وَ یَقول لَقَد اَصابَنی ما لَم یُصِب اَحَداً) چیزی به سرم آمده چیزی به من رسیده که به کسی نرسیده دردی کشیدم که کسی این درد را نکشیده مصیبتی سرم آمده که سر کسی نیامده بعد میفرماید که(وَ لَیسَ الشَکوی اَن یَقول سَحَرتُ البارِحَۀَ وَ هَمَمتُ الیَوم وَ نَحنُ هذا) این شکایت نیست که بگوید من دیشب را نتوانستم بخوابم تب کردم اینطور گفتنها این شکایت محسوب نمیشود امروز تب کردم مثل اینطور حرفها اینها شکایت محسوب نمیشود.@ شخصی هستند که 20 سال است در رختخواب مریض و خوابیدهاند حکمت این کار چیست آیا خداوند گناهان او را تا بحال نبخشیده و در ضمن خانواده آنها چه گناهی کردند که اینطور این همه سختی را بکشند؟ این فضولیها به ما مربوط نیست خدا میداند چه چیزی برای بندهاش خوب نیست ما هم مهربانتر از خدا به آن خانواده نیستیم.@ اول از این توضیح دادیم که گناه فقط نیست بلکه درجه است درجات بالا میرود آن خانواده هم نسبت به این مریضی که دارند هم گناهان خودشان آمرزیده میشود هم صاحب درجه میشوند اگر کسی سختی قبر و قیامت را یک لحظه ببیند مرحوم میرزا فرمود تمام چیزهایی که در تمام دنیا هست یک ده میلیاردم آخرت است.@ یعنی زیباییها، کمالات، لذتها، بلاها و سختیهایش هم همینطور است عذابش هم همینطور است تنهاییهایش غصههایش ذلتهایش خواریهایش یک ده میلیاردم برزخ است اگر شما عذابهای ده میلیارد برابر بالاتر از چیزی که در دنیا تصور بشود حضرت فرمود بعضی از پیغمبران را با ارّه بعضی از مؤمنین بنیاسرائیل را با ارّه میبریدند که کافر بشوند و نشدند.@ دیگر از این بالاتر که یک نفر را همینطوری زنده زنده ارّهاش بکنند عذابی که در آنجا هست دردش میلیارد برابر بیشتر از این هست که شما با ارّه تکهتکهات بکنند اگر کسی آنجا را ببیند وحشت آنجا حیوانات و مار و عقربهای آنجا را ببیند میفهمد که میارزید یک دنیا مریض باشد یا یک دنیا مریضداری بکند.@ و علی(ع) میفرماید که خیلی وقتها هست که شما دلتان برای کسی میسوزد و شما نمیفهمید که این بلا برای او خیلی بهتر است(رُبَّ مَرحُومٍ مِن بَلائِه هُوَ دَوائُه) چه بسیار آدمهایی که دل شما برایشان میسوزد به خاطر سختی که دارند میکشند ولی همان سختی دوا و درمان او هست همان سختی همان مصیبت این را خوب میکند و قوی میکند.@ من کسی را میشناختم آدم ثروتمندی بود یک کارخانهدار خیلی متدین خوب خوشاخلاق خیلی باتقوا تمام ثروتش را از دست داد ورشکسته شد خیلی ناجور تمامش را از دست داد یعنی هر چه داشت به قول خودش میگفت حتی برای یک دانه نان لنگ بودم برای زن و بچهام.@ یک خانوادهای که همیشه با عزت و آرامش و در نعمت سر میکردند به یک همچین جایی رسیدند بعد من دیدم این هیچ وقت از خنده نمیافتد هر وقت با او بودم میدیدم این همیشه لبخند روی لبانش هست گفت اینقدر خدا در این بلا لطف کرد که نگو اینقدر چیزهای قشنگ پیدا کردم در این مصیبت که نگو اگر این مصیبت سر من نمیامد من خیلی چیزها را از دست داده بودم.@ اینقدر فهمش بالا بود آبروی ظاهری نه آبروی حقیقی، پول نداشتن بیآبرویی نیست فقر بیآبرویی نیست اگر کسی گفت فقیر است عزت است نه بیآبروی، آن که فکر میکند پول نداشتن پدر نداشتن همسر نداشتن برادر نداشتن خواهر نداشتن بیآبرویی است نفهمی است یک کسی فکر میکند اینها ذلت است اینها هیچ کدام ذلت نیست پیغمبر هم یتیم بزرگ شد به سختی بزرگ شد بیآبرو بود؟ نه.@ پس ما خیلی وقتها دلمان نسوزد اگر میتوانیم کمک بکنیم این دلسوزی در این جهت که ما بتوانیم کمکی بکنیم خیلی خوب است که ما وظیفهمان را انجام بدهیم اگر یک مبتلا را میبینیم ما موظف هستیم فعالیتمان را بکنیم اما اگر به خدا گله بکنیم و اعتراض بکنیم که چرا یک همچین چیزی سر این بنده خدا آمده نه این کار درستی نیست برای اینکه هیچ وقت ما بهتر از خدا و مهربانتر از خدا نسبت به بندگان خدا نیستیم.@ من یادم هست که یک شبی که خواب امیرالمؤمنین(ع) را دیدم به ایشان عرض کردم که فلان خانم این مشکلات را دارد خیلی دیگر رسیده به مرز خیلی بدی حضرت فرمود تو بیشتر میشناسیش یا ما؟ گفتم شما فرمود تو بیشتر دوستش داری یا ما؟ گفتم شما فرمود تو بیشتر دلت میسوزد یا ما؟ گفتم شما فرمود شما دیگر دخالت نکن.@ نه واجب نیست که اگر اسم امام زمان آمد با آن لفظ قیامش واجب نیست ادب است خوب است اگر انسان این کار را بکند. نه اگر شما برای خدا نیت کنید که کارهای خانهتان یا خدمتهایی که به دیگران میکنید انجام بدهید اجرش بیشتر است ولی اگر حتی برای خدا هم نیت نکنید باز هم اجر دارید.@ اینطور نیست که اگر یک زنی در خانه زحمت میکشد یک مردی زحمت میکشد در خانه برای زن و بچهاش اجر نداشته باشد چه قصد خدا را داشته باشد چه قصد خدا را نداشته باشد اجر دارد اما اگر برای خدا نیت کرد اجرش بیشتر هست عبادت هست فقط جنبههای عبادت هست که اگر برای خدا نباشد حرام است و ریاکاری است اجری ندارد.@ ولی چیزهای دیگر نه اعمال غیر عبادی اینطور نیست اگر شما برای خدا هم انجام نداده باشید این زحمت و سختی که در دنیا میکشید این سختیها و زحمتها اجر دارد. اینکه انسان بخواهد خداوند بلایی که سرش آمده برطرف بکند یا چیزی که از دستش رفته برگرداند دعاست خود این دعا اجر دارد نباید توقع داشته باشد که اگر دعا کرد حتماً اجابت بشود.@ دعا برای رفع بلا خوب است در حدیث داریم اگر بلایی سرتان آمد فراموش کردید که دعا بکنید این بلا طولانیتر میشود. بله گرفتاریهایی هست که از طریق خانواده یا هر چیز دیگر که خودتان نمیخواهید سرتان میاید اینها اجر دارد و اگر هم قبلاً شکایت کردید الان استغفار بکنید این هم اثر دارد.@ مسائل عبادی و معنوی هر چقدر بیشتر میشود دوستی با خدا و ایمان انسان هر چقدر افزایش پیدا میکند قدرتش در مقابل بلاها بیشتر میشود عزیزانی که نوشتند ما میخواهیم این قدرت را داشته باشیم باید با یک برنامهریزی خوب جلو بروند که قوی بشوند. حضرت زهرا در را باز نکردند بلکه در را شکستند.@ آیا غم و غصه هم جزء بلاهاست؟ بله غم و غصه حتی در روایت داریم خداوند چون دوست دارد که مؤمن پاک باشد گاهی وقتها ممکن است هیچ بلایی سرش نیاورد ولی غم به او بدهد غمی که(لا اَدری مِن أَینَهُ) نداند از کجا میاید یک دفعه میبینی دلش گرفت خودش هم نمیداند چرا و این دل گرفتن این غم و غصهای که خودش نمیداند از کجا آمده ریشهاش کفاره گناهانش میشود گاهی حضرت میفرماید چون دل ما میگیرد دل شما هم میگیرد.@ بلا مخصوص گناهکاران نیست غیر گناهکار هم بلا میبیند. نه اینکه انسان خواب نبیند دلیل بدی نیست خوابهای خوبی نبیند یا خوابهای ائمه را نبیند دلیل بدی نیست و نباید کسی فکر بکند که اگر کسی به خوابش نمیاید حتماً آلوده و گناهکار است این دلیل نمیشود در روایت داریم اتفاقاً داریم وقتی که عقل انسان کاملتر میشود خوابهایش هم کم میشود انتظار نداشته باشید که همیشه خواب ببینید یا اصلاً اگر خواب هم ندید عیبی ندارد.@ درددلها اگر شکایت نباشد عیبی ندارد اگر لازم باشد بعضی وقتها درددل لازم نیست انسان بکند. بله انسان اگر از گناه گناهکاران ناراحت بشود و تذکر بدهد و رعایت نکنند غصه بخورد این هم برایش اجر دارد برای مبارزه با شیطان که نفس را وادار به فکرهای خلاف میکند این را توضیح دادیم.@ سیدی دشمنشناسی را عزیزان گوش کنند که آن سیدی مخصوص مبارزه با فکرهای خراب هست فکرهایی که در انسان تولید میشود خیالات بدی که در انسان تولید میشود چطوری با فکرها و خیالات بد مبارزه بکنیم چطوری خودمان را آرام و شاد نگه داریم چطوری اضطراب و ناامیدی را از خودمان دفع بکنیم چطوری حسادت و سوءظن ر ا از خودمان برطرف بکنیم اینها را مفصل توضیح دادیم چهار تا سیدی هست به نام دشمنشناسی آن را حتماً عزیزان بگیرند استفاده بکنند.@ اگر کسی فردی را امر به معروف بکند و آن شخص با هر امر به معروف از بُعد معنوی تنزل پیدا بکند و عقائدش سست شود آیا شخص امر دهنده در این سست شدن عقائد آن فرد مقصر است یا نه؟ بله مقصر است چون در امر به معروف و نهی از منکر شرط این هست که شما احتمال تأثیر بدهی احتمال بدهی حرفت اثر مثبت دارد اگر خودت داری میبینی هر بار داری میگویی حالش بیشتر به هم میخورد نباید این کار را انجام بدهی بدانی لجبازی میکند دورتر میشود نباید این کار را انجام بدهی.@ آیا سنخیت و ارتباطی بین مؤمن بودن و بداخلاق بودن وجود دارد؟ بله مؤمن بداخلاق نیست اگر کسی بداخلاقی کرد چند تا علامت هست که در مؤمن نیست حتماً اینطور نیست که اگر کسی مؤمن باشد این قاعده است در قرآن آمده مؤمن چند اثر را ندارد یکی اینکه ترس ندارد اضطراب ندارد یکی اینکه غصه ندارد همیشه شاد است آرامش دارد.@ یکی از چیزهایی که هست این هست که مؤمن خوشاخلاق است اگر یک موقعی بداخلاقی کرد نه اینکه بگوییم مؤمن نیست بلکه ایمانش نقص دارد ایمان کامل برای همین پیغمبر فرمود کاملترین شما از نظر ایمان خوشاخلاقترین شماست هر چقدر خوشاخلاقی بیشتر باشد ایمان هم کاملتر باشد اگر در کسی بداخلاقی وجود داشت نه اینکه ایمان ندارد ایمانش نقص دارد.@ اگر کسی اهل گناه باشد به خاطر این گناه به بلایی دچار بشود در آن بلا امکان توبه و آشتی و دوست خدا شدن وجود دارد؟ خداوند گاهی وقتها بلایی را میفرستد برای کسی که او آشتی بکند و برگردد.@ یک عقبمانده ذهنی که از بدو تولد علاوه بر عقبماندگی ناراحتیها و بیماریهای بسیار دیگری دارد نیز متحمل گشته در آخرت چه جایگاهی خواهد داشت؟ کسی که اینطوری هست انسان متولد بشود و به این بلاها دچار بشود قطعاً جایگاهش در بهشت است اما ما نباید در این نوع بیماریهای افراد تأثیر بگذاریم قبلاً گفتم پنج عامل سلامتی و زیبایی هوش اخلاق دین و عقل.@ 55% خانمها و 45% آقایان سهم دارند و از قبل از ازدواج هم این قابل کنترل هست و در انعقاد نطفه قابل کنترل است در دوران بارداری هم قابل کنترل است توضیحاتش هم در سیدی تربیت دادیم آنهایی که میخواهند بدانند سیدی تربیت را بگیرند گوش کنند که اینها را آماده بشوند این اگر پدر مادری خودشان کوتاهی بکنند این ظلم در حق یک بچه است به خدا ربطی ندارد به پدر مادر ربط دارد که قوانین بچهدار شدن را یاد نگرفتند بلد نبودند که یک بچه را باید چطوری دوران انعقاد نطفه و بارداریش را کنترل بکنند.@ یک موقعی هست که افراد برای همدیگر خیلی آشنا میایند یا محبوب میایند یک نفر هست بدون سابقه که قبلاً ندیدمش وقتی میبینیمش از او خوشمان میاید یک کسی هست که اصلاً ندیدمش وقتی میبینیمش از او بدمان میاید؟ این مربوط به سنخیتهای روحی هست مال ریشه و اصل قبل از طبیعت هست که دارد گاهی وقتها هم اینطوری هست بعضیها میگویند که انگار شما را یک جایی دیدم یک طوری احساس آشنایی با آنها میکنند.@ اگر کسی به خاطر مشکلی که برایش پیش میاید با خدا قهر کند و نمازش را ترک بکند ولی بعداً پشیمان بشود جزای این عملش چیست؟ این هست که از خدا معذرتخواهی بکند نمازهایی هم که نخوانده قضا بکند.@ یکی از فعالیتهایی که مؤسسه دارد این هست که ما تبلیغ طب اسلامی را میکنیم و استفاده از روشهای اسلامی در طب که هم افراد به راحتی مریض نشوند چون اهل بیت(ع) وضعیت طب اسلامی را طوری تنظیم کردند که شخص خیلی دیر مریض بشود و همیشه یک بدن سالم و با نشاط داشته باشد یا اگر مریض چطوری برطرفش بکند.@ متأسفانه دشمنان ما این روشها را از ما گرفتند و روشهای استعماری و غلطی که به عنوان طب جدید الان مطرح هست به ما تحمیل شده که اگر یک چیزی را خوب میکنند ده تا چیز را هم خراب میکنند این اعتراف خود بزرگترین پزشکان کشور هست که من با آنها صحبت کردم.@ گفتند ما هیچ دارویی نداریم مطلقاً که فقط خوبکننده باشد اگر درمانکننده هست جاهایی را هم تخریب میکند خراب میکند آثار سوء دارد عوارض حتماً دارد در طب اسلامی اینگونه نیست بنابراین ما از جهات مختلف تلاشمان این هست که این نشود و مردم به همان طب اسلامی گرایش پیدا بکنند و با دستورالعمل اهل بیت و خدا که بدن ما را بیشتر از هر کس دیگری میشناسند به کارهای مربوط به بدنشان بپردازند.@ برای همین هم یکی از مراکزی که خوب کار کرده قوی کار کرده در کشور ما هم از او آثار و برکات خیلی زیادی دیدیم آن مرکز پژوهشگران طب بوعلی هست در قم به سرپرستی حضرت آیت الله آل اسحاق که کارهای بسیار خوبی کرده آثار خیلی خوبی داشت.@ من خودم در سرطانم یادم هست چهار ماه بدون فاصله تب و لرز و سرفه داشتم یعنی اصلاً سرفه من قطع نمیشد شبها تا صبح سرفه داشتم تب و لرز شدید و درد زیاد هیچ کدام از اطباء به علت اینکه ماهیتش سرطانی بود نتوانستند کاری بکنند و سرفه ما تسکین بدهند یا تب ما را پایین بیاورند یا درد ما را کاهش بدهند ایشان یک ساعته این کار را کردند.@ یا بیماریهای دیگر که خود من معرفی کردم خیلی از آنها آثار خیلی خوبی دیدم حالا گفتم انشاالله آقای ناصری زحمت کشیدند فهرست داروها را در اختیار عزیزان قرار بدهند داروها را هم مؤسسه دارد حالا ما سعی میکنیم در دفتر اسلامشهر هم بگذاریم داروهای تخصصی مثل مسائل مربوط به مغز اعصاب افسردگی مسائل پیچیده را از خود آل اسحاق دستورالعمل بگیرید که نسخهها دقیق باید رعایت بشود.@ ولی خیلی از مسائل هست که خودتان هم میتوانید همان نسخهها را عمل بکنید یا داروهایی هست که احتیاج به تجویز ندارد از آن انشاالله مسائل تخصصیتان را با خود آقای آل اسحاق در میان بگذارید از طریق تلفن یا مراجعه حضوری ولی آن چیزهایی که عمومی هست انسان میتواند خودش از همان داروها استفاده بکند.@ آخرین سؤال هم این بوده که اگر انسان بر مشکلاتش گریه بکند باز هم اجرش را از دست میدهد یا نه؟ گفتم بعضی از مصائب هست که حالت عاطفی دارد مثل مردن کسی انسان ناراحت بشود یا یک عزیزی از انسان مصیبتزده بشود انسان ناراحتش بشود اما شکر را نباید از دست بدهد و گله نباید داشته باشد.@ ولی از نظر عاطفی انسان ببیند یک بچهای سختش هست انسان ممکن است گریهاش بگیرد ناراحت بشود این گریه گریه گله کردن نباشد گریه عاطفی است از روی تحریک عاطفی انسان این کار را بکند هیچ اشکالی ندارد.@ برای رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) و رفع اضطرار و مشکلات شیعیانش با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@