اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره شدائد و سختیها در زندگی بود گفتیم که از زبان معصوم اگر کسی به باطن سختیها آگاهی نداشته باشد نمیتواند سختیها را هم تحمل بکند آنچه که برای انسان آرامش میاورد در شدائد و سختیها معرفت هست قرآن هم همین را میفرماید(وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً) امکان صبر بر چیزی که نمیفهمی وجود ندارد.@ اولین قدم این بود که بدانیم که مصائب و سختیها در زندگی ما لازمه رشد حقیقی ماست و وجود بلاها و موانعی مثل شیطان نفس اماره، منافقین، کفار و مؤمنینی که انسان از آنها ضربه میخورد مثل مؤمن حسود این پنجتایی که پیغمبر فرمود اینها لازمه رشد انسان هست.@ اگر شیطان را از نظام خلقت حذف بکنید اگر کفار و منافقین را حذف بکنید اگر نفس اماره حذف بشود اگر انسان دچار حسادت مؤمنین حسود نشود هیچ وقت فرصتی برای رشد و تعالی انسان و بخصوص اثبات عشق و محبتش به خداوند تبارک و تعالی پیش نمیاید.@ اگر یزید و معاویه نباشند اگر عمرسعد و شمری نباشند حضرت زینب به(و ما رأیت الا جمیلا) نمیرسد و سیدالشهدا به آن درجات عالی که باید برسد نمیرسد بنابراین بلاها و موانع ظاهراً بلا و موانع هستند یعنی در مقایسه با نظام طبیعت بلا و موانع هستند اما در مقایسه با نظام فطرت پروازدهنده هستند کمککننده هستند.@ مصیبت به کدام بخش وجود حضرت زینب وارد میشود؟ به طبیعت، اما کدام بخشش زیبایی میبیند؟ فطرت، شما وقتی بدن شهیدی را میبینید که روی زمین افتاده کدام بخشش ممکن است دلخراش باشد؟ این که بدن تکهتکه شده دست ندارد پا ندارد این دلخراش است، اما این صحنهاش زیباست اینکه یک عاشقی همه چیزش را فدای معشوقش کرده.@ اینکه حضرت زینب تمام آن صحنههای خشن را میگوید زیباست برای اینکه با مبنای یک انسان نگاه میکند بر مبنای یک انسان فطرتمدار همه چیز زیباست ولی از نظر طبیعی خشن است. پس لازمه رشد بخصوص در مسیر عشق و محبت به حق تعالی همین هست که انسان دائماً با چیزهایی که دوست ندارد روبرو بشود و به خاطر معشوق خودش و محبوب خودش تحمل بکند.@ لازمه یک عشق این هست که انسان همیشه زمینه فداکاری داشته باشد اگر برایش صحنهای برای فداکاری وجود نداشته باشد خود انسان اذیت میشود یک پدری که زمینگیر است وضع مالیش هم خوب نیست بچههایش هم به او نیاز دارند توقعات مختلفی دارند میسوزد از این جهت که نمیتواند چیزهایی را تهیه کند و به پای زن و بچهاش بریزد.@ میگوید اگر من داشتم و میتوانستم این کار را میکردم که شما ببینید من چقدر دوست دارم ما دائماً این را احتیاج داریم الان اگر به مادر میگوییم کار مادر ارزشش زیاد است یا کار پدر ارزشش زیاد است برای اینکه پدر مادر دائماً در صحنههای مختلف زندگی برایشان این صحنه پیش میاید که برای بچههایشان فداکاری بکنند.@ میگویند نگاه کند مادر از جوانیش از شیره جانش از خوابش از همه چیز زده فدای بچهاش کرده، یک مادر خودش این را نمیخواهد؟ مادر به استقبال میرود یعنی رفته چقدر زحمت کشیده هزینه کرده که بچهدار بشود بعد از اینکه بچهدار شد مگر یک مادر از بچهداری چه میخواهد دنبال دردسر میگردد یک پدر مادر که میروند اقدام میکنند برای بچهدار شدند خودشان دنبال دردسر میگردند.@ برای اینکه اگر این دردسر را نخواهند چیزی به اسم مادری و پدری تحقق پیدا نمیکند اصلاً خودشان تنشان میخارد برای همین دردسرها یک دختری که راحت شبها میگیرد میخوابد در خانه تنش میخارد برای اینکه مادر بشود شب بیدار باشد به عشق بچهاش، اصلاً میخواهد که اینطوری باشد میخواهد که یک چیزی را بتواند هدیه بکند.@ شببیداری زحمت اذیت نخوابیدن از شیره جان گذاشتن کار کردن، در روابط زن و شوهر هم همینطور است زن و شوهر به محیطهایی احتیاج دارند که برای همدیگر فداکاری کنند یک خانم خانه دیوانه نیست که خانه پدرش را ول کند بیاید برود خانه شوهر، بیاید ده تا مسئولیت قبول بکند با سختیهای زیاد، عاشق جارو کردن و ظرف شستن و کارهای دیگر نیست اینها که برایش موضوعیت ندارد.@ چه چیزی برایش موضوعیت دارد؟ این که یک فضایی باز میشود که در آن فضا میتواند چیزهای دیگر را تحقق بدهد و اثبات بکند محیطهای آزمایشی بزرگ و زحمات بزرگ را میخرد تا به یک چیز بالاتری برسد در جبهه بچههای ما اگر عملیات نمیرفتند اذیت میشدند با اینکه به آنها میگفتند وظیفه نیست ولی اذیت میشدند.@ من یادم هست اگر در تمام عملیاتها یک بچه سالم برمیگشت ناراحت بود ولی اگر یک زمانی پیش میاید یک ذره خونش ریخته بشود نه کشته بشود، کشته بشود که دیگر بهتر، ولی اگر خونش هم ریخته میشد کیف میکرد یعنی میفهمید که یک چیزی را برای خدا خرج کرد یک خونی را برای خدا ریخته این برایش خیلی لذت داشت پایش قطع میشد دستش قطع میشد او هم همین(و ما رأیت الا جمیلا) میگفت.@ در مقوله عشق و محبت اساساً انسان به دردسر احتیاج دارد به سختی احتیاج دارد شما یک معشوقی داشته باشید که اصلاً به شما نیاز نداشته باشد معشوق سختی است یک همچین معشوقی، میگوید بالاخره تو یک چیزی از من بخواه که من یک کاری برای تو بکنم عاشق دوست دارد که معشوق یک چیزی از او بخواهد که این هم برود با زحمت تهیه بکند به پای معشوقش بریزد.@ حالا قشنگی خدا از اینجا معلوم میشود زیبایی خدا از اینجا معلوم میشود که خدا صمد مطلق هست بینیاز مطلق است این صمد و بینیاز مطلق با اینکه خودش صمد و بینیاز است ولی از آن جهت که جمیل هم هست و اله است نقش معشوق بودن را دارد و اساساً فقط او معشوق حقیقی هست اله حقیقی هست میاید بندههایش را در یک محیطهایی میگذارد بعد به بندههایش هم میگوید من به شما احتیاج دارم.@ (إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ) (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) چه کسی به خدا قرض میدهد(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ) یعنی یک خدای بینیاز مثل نیازمندترین افراد با بندگانش رفتار کرده برای اینکه بنده فرصت پیدا بکند عشقش را ثابت بکند.@ یعنی بگوید من دوستت دارم و میخواهم آن را فدای تو بکنم لااقل آن چیزهایی را هم که ما داریم و فدای خدا میکنیم باز هم خودش به ما داده فکر میکنید نظام خلقت بدون این معنا دارد خیلی نظام بیخودی میشود یا معشوقی که نیازی به عاشقش نداشته باشد.@ ولی خدا دقیقاً همین نقش را برای ما بازی کرده یعنی آمده این نقش را بازی کرده که من به تو نیاز دارم این کار را بکن معصوم را نگاه کنید وقتی با خدا روبرو میشود چطوری حرف میزند در مناجات شعبانیه داریم خدایا به من یک طوری نگاه کن(اُنظُر اِلَیَّ) به من یک طوری نگاه کن که من را به کمک خودت فرامیخوانی و من با سر بیایم بروم دنبال کار تو.@ (بِمَؤونَتِک) یعنی من را به کمک خودت فرابخوان تا من بیایم کسی که عاشق نباشد و اصلاً زبان عشق را نفهمد میگوید این خدا مگر خودش ندارد پس چرا خودش به فقرا نمیدهد چرا مریضها را خوب نمیکند این اگر قرار باشد یک نظامی باشد که هیچ کس فقیر نباشد مریض نباشد جنگی نباشد خونریزی نباشد اصلاً این نظام هیچ تعالی ندارد.@ نظام احسن یعنی همین که زمینه یک طوری فراهم بشود که افراد بتوانند واقعاً اگر میخواهند فدای معشوقشان بشوند بشوند اگر میخواهند یک چیزی را فدا بکنند بکنند اگر میخواهند به کمک خدا بروند بروند کاری برای خدا میخواهند بکنند بکنند.@ و الا شما یک کسی که هیچ چیزی از شما نخواهد هیچ نیازی به شما نداشته باشد چه موقع میتوانی ثابت بکنی چه موقع متوانی عشقت را به او تخلیه بکنی؟ هیچ وقت، بنابراین با این نگاه که جلو برویم دردسر برای چه کسانی بیشتر است؟ آنهایی که عاشقتر هستند خودشان میخواهند.@ یعنی شما نگاه کنید بچههای ما اگر شب به آنها میگفتی عملیات نروید من خودم آن موقع مربی عقیدتی بودم مثلاً آدم عاقلی بودیم ولی یکی دو بار به من گفتند عملیات نرو مثل بچه نشستم گریه کردم گفتم شما را به خدا این را از من نگیرید بگذارید من عملیات را بروم اگر یک میدانی آماده نباشد که من جانم را فدای خدا بکنم من چطوری میتوانم فردا تقربی به حضرت زهرا تقربی به امام حسین داشته باشم.@ اینکه پیغمبر میفرماید تفریح امت من جهاد است همین است جنگ جبهه، خونزیزی، سختی، گرسنگی، تشنگی، سرما، گرما و خیلی چیزهای دیگر همه صحنههایی هست که ما میتوانیم در آنجا به عشقبازی بپردازیم علاقهمان را به خدا برای خودمان حداقل ثابت بکنیم آن دفعه گفتم خدا نیازی به این ندارد ولی برای خودمان لااقل تثبیت بشود که من واقعاً خدا را اینقدر دوست دارم که حاضرم برایش فداکاری بکنم این را ما احتیاج داریم.@ برای همین هر چقدر یک نفر عاشقتر است به میدان وسیعتری احتیاج دارد به امتحانات سختتری احتیاج دارد مثل یک ورزشکار است یک ورزشکاری که قهرمان جهان هست این اگر برود در یک باشگاهی که امکانات ضعیف هست و نمیتواند مثلاً میخواهد وزنه 200 کیلو بزند.@ حالا ببرش در یک جایی که وزنهها همه 50 کیلو و 60 کیلو هستند این نمیتواند آنجا تمام قدرتش را نشان بدهد باید وزنههای 200 کیلویی و بالاتر بگذاری که این بتواند خودش را خالی بکند و رشد بکند میدان بالاتر میخواهد تا رشد بکند.@ شما الان زحمت کشدید این همه مسیر هم آمدید معطل هم شدید اگر آمدید اینجا نشستید من بیایم اینجا برای شما بگویم به این میگویند الف به این میگویند ب به این میگویند جیم دو دو تا چهارتا چیزی را که بلد هستید برایتان بگویم این برای من رشد ندارد من زحمت کشیدم بیایم اینجا یک چیزی یاد بگیرم که بلد نباشم چیز جدیدی یاد بگیرم انسان اینطوری است.@ انسان هر چقدر بزرگتر میشود میدانهای قویتری میخواهد امام حسین به قدری بزرگ میشود که کمتر از یزید و شمر و معاویه نمیتوانند رشدش بدهند اگر آدمهای خوب سر راهش قرار بگیرند که امام حسین نمیتواند اوج بگیرد(يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً) امیرالمؤمنین اینقدر بزرگ است که باید یک آدم قَدَری مثل معاویه سر راهش قرار بگیرد تا حضرت به اوج برسد.@ اصلاً قاعده اینطوری است برای همین وقتی که یک مصیبت سرتان میاید بدانید لیاقتش را داشتید نگویید این مصیبت کمرشکن چه بود سر من آمد میدان خوبی بود میدان بزرگی است دیگر زار زدن ندارد هست تو عُرضه داشته باش از این میدان بزرگ پیروز بیرون بیا غرغر نکن نقنق نزن با خدا رابطهات خراب نشود با اهل بیت رابطهات خراب نشود با آنها قهر نکن ببین اوج میگیری با نمیگیری.@ اگر سختی داریم به جای اینکه بگذاریم خوردمان بکند سوارش بشویم بالا برویم از آن استفاده بکنیم از آن رشد بخواهیم نه اینکه وقتی با یک سختی روبرو بشویم پژمرده بشویم افسرده بشویم له بشویم این بدبختی است آدم با یک میدان اینطوری برخورد بکند شما بکش تحمل بکند بعداً میگویند این اینقدر بار تحمل کرده.@ شما مثلاً دیدید بچهها روزه میگیرند بچههایی که در مرز بلوغ هستند وقتی که روزه میگیرند اگر به آنها بگویی کلهگنجشکی بگیر خیلی بدشان میاید چرا بدش میاید؟ چون دم افطار از اینکه ضعیف عمل کرده خجالت میکشد ولی خودش را هر طوری که هست تا دم افطار میکشاند.@ بعد میگوید من روزه بزرگانه گرفتم پا به پای بقیه آمدم خیلی احساس بزرگی میکند کیف میکند از اینکه این کار را کرده زجر کشیده ولی از اینکه این زجر را کشیده کیف میکند احساس کاملاً قدرت میکند خیلی قدرتمند است میگوید من مثل بقیه روزه گرفتم برای همین بزرگ میشود و این فرصت را نه از خودتان بگیرید نه از دیگران بگیرید بگذارید دیگران بزرگ بشوند و از خودمان هم نباید بگیریم.@ خدا هم این را از ما نمیگیرد برای ما میدان زیاد درست میکند تا ما بتوانیم رشد پیدا بکنیم هر که قویتر به خدا نزدیکتر عاشقتر بزرگتر میدانش هم سختتر هست چرا؟ چون میخواهد امتیاز بالاتری بگیرد.@ (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ) سوره بقره آیه 214(أَمْ حَسِبْتُمْ) آیا شما خیال کردید که داخل بهشت میتوانید بشوید.@ (وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ) در حالی که آنچه به سر گذشتگان و پیشینیان شما آمده به سر شما نیاید آن مسیرهایی که آنها طی کردند وزنههایی که آنها برداشتند سر شما نمیاید فکر کردید همینطوری مفت میتوانید به بهشت بروید، میگوید(مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ) به اینها به قدری سختی رسید به قدری به اینها زیان رسید(وَ زُلْزِلُوا) که به لرزه درآمدند یعنی در اثر فشار مصائب و سختیها به لرزه درآمدند.@ (حَتَّی) تا جایی که(يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا) رسول و مؤمنین گفتند(مَتى نَصْرُ اللَّهِ) چه موقع خدا به داد ما میرسد(أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ) که نصرت خدا نزدیک است قبلیها این مسیرها را رفتند شما همینطوری که نمیتوانید بهشت بروید باید این سختیها را تحمل بکنید تا به آن درجات برسید.@ این یک قاعده طبیعی هست در تمام نظام هست کسی میتواند دانشگاه برود که کنکور را بتواند رد بکند کسی میتواند دیپلم بگیرد که سختی درس خواندن را تحمل بکند اویی که نمیتواند سختی درس خواندن را تحمل بکند به سیکل هم نمیرسد سیکل را گرفت به اندازه سیکل زحمت کشیده یک کسی میخواهد دکترا بگیرد استاد بشود مفسر بشود مجتهد بشود اصلاً کلمه اجتهاد را نگاه کنید میگویند مجتهد یعنی کسی که به سختی درس خوانده.@ امام رضا(ع) میفرماید(مَن سَئَلَ الله التَوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) کسی که موفقیت را میخواهد اما حاضر نیست سختکوشی بکند یعنی رنج کوشش را تحمل بکند خودش را مسخره کرده مفتی چیزی به دست نمیاید در نظام خلقت یک کمالی سراغ دارید که مفتی به دست بیاید؟ نه، در هر رشتهای بخواهی قوی بشوی هنرمند بشوی به درجه موفقیتی برسی باید زحمت بکشی مسیر خدا هم همینطور است.@ روایت بعدی امام صادق(ع) هست(اِنَّ اَشَدَّ النّاس بَلائاً اَلاَنبیاءُ ثُمَّ الَّذینَ یَلونَهُم ثُمَّ الاَمثَلُ فَالاَمثَل)، (اِنَّ اَشَدَّ النّاس بَلائاً اَلاَنبیاءُ) انبیاء پرشدتترین مردم از نظر بلا هستند بیشترین بلا سر آنها میاید(ثُمَّ الَّذینَ یَلونَهُم) این یلونهم یعنی کسانی که دنبالرو انبیاء هستند(ثُمَّ الاَمثَلُ فَالاَمثَل) سپس هر کس شبیهتر است.@ حالا سؤال: چرا انبیاء بیشترین سختی را در زندگی میکشند یعنی هیچ کس نیست به اندازه انبیاء در زندگیش سختی بکشد؟ چون عاشقتر هستند چون انسانتر هستند بعد میگوید(ثُمَّ الَّذینَ یَلونَهُم) سپس کسانی که دنبالرو انبیاء هستند هر چقدر شما میخواهید دنبالرو انبیاء باشید باید بدانید که درجات بالاتر میگیرید.@ چه کسی میتواند قهرمان جهان بشود مثلاً در یک رشته ورزشی؟ کسی که بتواند پابهپای قهرمان جهان بیاید و از قهرمان جهان هم جلو بزند، من میخواهم قهرمان بشوم فقط همین؟ در حدیث میفرماید(لا تُحصَلِ الجَنَّۀ بِالتَمَنّی) بهشت با آرزو به دست نمیاید صرفاً آرزو بکنید.@ بنابراین ما نمیتوانیم زیارت عاشورا بخوانیم بگوییم(اَسئَلُ الله اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) از خدا میخواهم که من را با شما در دنیا و آخرت قرار بدهد اگر بخواهی با آنها باشی هم دنیا هم آخرت اگر بخواهی اینطوری باشی باید مثل همانها تحمل سختیها را داشته باشی تحمل دوری از دنیا را داشته باشی تحمل فداکاری را داشته باشی.@ (اَن یَجعَلَنی مَعَکُم) فقط یک خواسته است که ما میخواهیم با شما در دنیا و آخرت باشیم؟ بله میخواهید با ما باشید یکی آمد به امام علی(ع) عرض کرد آقا(اِنّی اُحِبُّک) حضرت فرمود من را دوست داری؟ گفت بله فرمود(اِستَعِدَ لِلبَلاء) پس خودت را برای دردسر آماده کن.@ یک لباس از بلا باید بپوشی اگر من را دوست داری اگر میخواهی پابهپای من بیایی باید مثل من بتوانی سختی را تحمل بکنی غرغر نکنی شاد باشی قوی باشی اگر بخواهیم به امیرالمؤمنین ملحق بشویم باید اینها را تحمل بکنیم.@ یک خانمی بچه چهارمش را سه تا از بچههایش شهید شده بودند بچه چهارمش را به او گفت که نایست تو هم زودتر برو جبهه من فردا رویم نمیشود جلوی حضرت زینب(س) آنجا خجالت میکشم این یعنی من میخواهم به حضرت زینب برسم این فردا همسایه حضرت زینب است چرا؟ چون در مختصات خودش هر چه میتوانست فداکاری کرده.@ ولی من بگویم که بروم زیارت عاشورا بخوانم(اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) بعد میخواهم بروم جبهه به خاطر زن و بچهام نروم عزیزم میخواهد برود جلویش را بگیرم برود و کشته بشود غرغر بکنم، نه.@ عَمر بن جموح با چند تا از پسرانش جنگ میروند کشته هم میشوند خانم عمر دارد میاید به سمت جبهه، میرسد به چند نفر میگوید رسول الله کجاست زنده است؟ میگویند شوهرت شهید شد رسول خدا زنده است میگوید من با شوهرم کاری ندارم رسول خدا چی؟ بعد میرود جلوتر میگویند پسرت بعد میگویند آن یکی پسرت هر دفعه هم که میپرسید به او میگفتند این و آن، او فقط سراغ رسول الله را میگرفت.@ بعد که میرود پیغمبر را میبیند خیلی خوشحال میشود چون پیغمبر الحمد لله زنده است کاری ندارد شوهرش و چند تا از بچههایش کشته شدند بعد میاید جنازه شوهرش را روی مرکب میگذارد با بچههایش را میبیند که این شتر نمیرود هر چه این شتر را میکشد میبیند نمیرود.@ میاید به رسول الله میگوید این شتر سمت شهر نمیرود رسول خدا میفرماید شوهرت دعا کرد چه دعایی داشت قبل از اینکه بیاید؟ گفت دعا کرد که خدایا من را دیگر برنگردان گفت این باید همین جا با بقیه شهدای اُحُد دفن بشود همین جا دفنش بکنید نمیخواهد برگردد.@ راست میگوید دروغ که نگفتن واقعاً صادق بودند صدق یعنی همین، اینکه در زیارت عاشورا شما قدم صدق میخواهید(اَن یُثَبِّتَ لی قَدَمَ صِدقٍ) (ثَبِّت لی قَدَمَ صِدقٍ) باید در مقام عمل بتوانی فداکاری بکنی و از دنیا و شهوتهای دنیا بگذری ولی بخواهی هم مؤمن باشی هم متدین باشی و هم شهوتهای دنیا را هم داشته باشی نمیشود بعد هم بخواهی با پیامبر و آلش محشور بشوی، نمیشود.@ در نماز کوتاهی بکنی در حجاب کوتاهی بکنی در مسائل اقتصادی بخواهی بیتقوایی به خرج بدهی پرهوسی به خرج بدهی، نمیشود، قاعده را دارد به تو میدهد اول اشرف انسانها را برایت تصویر میکشد میگوید(اَلاَنبیاء) دیگر بزرگتر از انبیاء که ما نداریم بعد میگوید اینها بیشترین سختیها را کشیدند حالا اویی که دنبالرو آنهاست همینطوری هست(ثُمَّ الاَمثَلُ فَالاَمثَل) سپس شبیهتر پس شبیهتر.@ ما چقدر شباهت به انبیاء داریم؟ به میزانی که میتوانیم در مقابل امتحانات طوری عمل بکنیم که رابطهمان با خدا خراب نشود نشاط ایمانی و معنویمان نشاط زندگیمان خراب نشود روی اخلاقمان هم تأثیر نگذارد بعضیها دیدید تا روزه میگیرند بداخلاق میشوند پرخاشگر میشوند بیحوصله میشوند.@ مسیحیها یک روزه دارند یک روزه قشنگی است سه روز روزه میگیرند و شرط هم هم در این سه روز به هیچ وجه اخلاقشان بد نشود بعد هم باید حتماً یک طوری باشند که کسی نفهمد اینها روزه هستند یعنی با نشاط رفتار بکنند.@ حالا ما یک روزه برای خدا میگیریم آبروی خدا را میبریم سی دفعه غش میرویم باید همه بفهمند ما روزه هستیم همه بفهمند ما نماز شب خواندیم یک کسی خیلی آب میخورد بعد آخر گفت این نماز شب چقدر آب میکشد میخواست بگوید من دیشب نماز شب خواندم.@ بعد فشار میاورد به اینجایش یک قُلُپ آب میخورد که پایین برود نگوید بعد میگفت بگویم نگویم که من دیشب نماز شب خواندم یا نه دوباره همینطوری فشار میاورد یک قُلُپ آب میخورد راحت میشد آخر سر گفت این نماز شب هم چقدر آب میکشد حالا اینطوری است.@ این حضرت زینب(س) هست با آن مصائب قربان و صدقه خدا میرود میگوید(و ما رأیت الا جمیلا) نمیگوید آخ بدبخت شدم بیچاره شدم امام حسین است که بعد از این همه مصائب وقتی که افتاده روی زمین دیگر هیچ چیزی از امام حسین نمانده لحظات آخرش هست چند دقیقه دیگر شمر میخواهد برسد بالای سر حضرت بعد میبینی حضرت دارد با خدا حرف میزند:@ (لا مَعبُودَ سِواک) هیچ کس را مثل تو دوست ندارم حرف است(لا مَعبُودَ سِواک رِضاً بِرِضاک) حرف را نگاه کنید چقدر تملق خدا را میکند همه چیز را داده باز تملق دارد میکشد ما نه ما کافی است یک مشکلی سرمان بیاید به زمین و زمان میپریم جیغ داد، بیادبی، جسارت، بداخلاقی که چرا همچین مسئلهای برای ما پیش آمده.@ برای همین در روایت داریم اگر بلا سرتان آمد کسی اینطوری نکند وقتی دست روی پایت میزنی اجرت را از دست میدهی یک هدیه به تو دادند تحملش کن ردش بکن تا درجه بگیری. مادر باجناقمان پسر اولش شهید شد پسر دومش هم شیمیایی شده بود آمده بود تهران از قم.@ خانمم میگوید من کنارش نشسته بودم دیدم که با تلفن گفتند که این مهدی هم شهید شد بعد گفت آخ شهید شد همین یک آخ را گفت بعد گفت استغفرالله خدایا ببخشید معذرت میخواهم چقدر استغفار کرد از خدا که همین یک آخش را هم گفت چقدر این فهم میخواهد چقدر شعور بالا میخواهد.@ تو که مصیبت برایت آمده دیگر خرابش نکن از آن اجر ببر با آن پرواز بکن مگر جلویش را میتوانی بگیری با جزع و فزع برای همین در روایت داریم کسی که جزع میکند اجرش را از دست میدهد کسی که داد و فریاد میکند غرغر میکند اجرش را از دست میدهد این کار را نکن یک هدیه است قبول کن معشوق یک کاری از تو خواسته یک کاری را به تو سپرده حالا میشود غرغر نکنی.@ مثلاً شما اتومبیل یک نفر را امانت میگیرید بعد میبری میزنی با آن تصادف میکنی بیشتر از تصادف از چه چیزی ناراحت هستی؟ امانت بوده و برخورد طرف مقابل، حالا وقتی برمیگردی طرف میاید میگوید دیدی گفتم ماشین را نباید ببری هی به تو غر بزند ماشین را بردی داغون کردی ببین چی شده سی دفعه برایت نچنچ بکند اصلاً این فشارش از فشار تصادف بیشتر است.@ حالا شما در تصادف پایت هم شکسته باشد عزیزترین کست هم مرده باشد ولی وقتی میایی مورد سرزنش قرار میگیری یعنی طرف میگوید ماشین را بردی داغون کردی خیلی بیشتر به تو فشار میاید بد است بیادبی است میگوید نگاه کن این ملاحظه ما را نکرد حالا در این مصیبت هی میگوید ماشین من را بردی چکار کردی جریمهاش را میدهم خسارتش را میدهم هر چه دیگر اینقدر گفتن ندارد غرغر کردن ندارد.@ یک نفر برای شما هدیه بخرد سی دفعه به تو بگوید یادت هست این را برایت خریدم به رُختان بکشد چقدر بد میشود خدایی که تو را خلق کرد همه چیز را هم خودش به تو داده بعد هم میگوید اگر بدهی من جایش چند برابر هم میدهم آدم یک کاری برای خدا میکند که دیگر اینقدر غرغر کردن ندارد یا یک مصیبتی سر انسان آمده یک کسی مرده یک اتفاقی افتاده یک حادثهای افتاده در خانه دیگر ناراحتی ندارد.@ تمام هنر انسان این هست که انسان مصیبتزده بشود ولی از آرامش، ادب، اخلاق بیرون نیاید این هنر یک آدم است ولی اگر بخواهد جزع فزع بکند داد و بیداد بکند با خدا رابطهاش را خراب بکند با اهل بیت رابطهاش را خراب بکند بیادبی بکند خیلی بد است چون کاملاً خلاف اخلاق و مروّت است کاملاً خلاف قاعده عشق است.@ در قاعده عشق عاشق هر کاری برای معشوقش بکند به رخش نمیکشد نه تنها به رخش نمیکشد بلکه میخواهد که او بپذیرد خوشحال میشود که او بپذیرد نه اینکه برود سرش منت بگذارد ما نه ما دو زار که نماز میخوانیم یک کار خوب که میکنیم از خدا توقعات زیاد داریم.@ ده روز خانمان روضه میگیریم سی جور توقع داریم که اگر حاجتهای ما را ندهند مثلاً من دیگر نماز نمیخوانم طرف کنکور قبول نمیشود رابطهاش را با خدا قطع میکند نمازش را ترک میکند به حاجتش نمیرسد میرود حجابش را کنار میگذارد فلان خواستهاش انجام نمیشود رفته بگیرد بعد با خدا و اهل بیت لج میکند این اصلاً قاعده انسانی نیست این حرکت اصلاً حرکت انسانی نیست این مزدوری است این یک رابطه انگلی است که اگر دادی دوستت دارم اگر ندادی، نه.@ از امام صادق(ع) سؤال کردند(عَنِ الاِبتِلاءِ المُؤمِنِ بِالجُذام وَ البَرَص وَ اَشباهُ هذا) حضرت جواب داد(هَل کُتِبَ البَلاءُ اِلاّ عَلَی المُؤمِن) آیا مگر بلا برای غیر مؤمن هم هست؟ آیا مؤمن به جذام و برص و بیماریهای سخت بد دچار میشود سرطان میگیرد؟ حضرت فرمود اصلاً مؤمن برای همین است اصلاً بلا برای مؤمن است.@ امام خمینی(س) شما نگاه کنید با آن همه درجاتش ده سال آخر چقدر درگیر سرطان بود آخر هم با سرطان از دنیا رفت بلا برای مؤمن است چون مؤمن باید بالا برود آنوقت بعضیها اینطوری میکنند آخر چرا من، من که این همه آدم خوبی بودم ما که نه دزدی کردیم نه حیزی کردیم چرا باید اینها سر من بیاید.@ این اشتباه است اتفاقاً چون تو آدم خوبی بودی باید سر تو بیاید اگر بد بودی که خدا با تو قهر میکرد دنیا را برایت میگذاشت خوش بگذرانی خدا میگوید از هر کس بدم میاید اگر یک موقع حاجتی هم داشته باشد به ملائکه میگویم زود بدهید من اصلاً خوشم نمیاید صدای این را بشنوم زود به او بدهید برود.@ چون خوب هستی به تو داده چرا این را نمیفهمی چون خوب هستی چون تو را برای جاهای بالاتر برای درجات بالاتر تو را میخواهند به تو میدهند نگو چرا من سرطان بگیرم، اگر تو نگیری چه کسی بگیرد اگر تو کشته ندهی چه کسی بدهد اگر کس تو نمیرد چه کسی بمیرد اگر تو قرض و بدهی بالا نیاوری ضرر نکنی چه کسی بکند، این هست.@ آنوقت به جای اینکه این را یک هدیه بدانیم و با شادی با آن برخورد بکنیم غصهدار میشویم تعادلمان را از دست میدهیم آنوقت هم ثواب آخرتیمان را از دست میدهیم و هم لذت و آرامش دنیاییمان را خراب میکنیم.@ یک روایت دیگر از امیرالمؤمنین بخوانم امام علی(ع) فرمود(اِنَّ البَلاءَ اَسرَعُ اِلَی المُؤمِنِ التَقی مِنَ المَطَرِ اِلَی قَرارِ الاَرض) میفرماید که بلا برای مؤمن با تقوا سریعتر از باران به سمت زمین میاید شما هر چقدر این بلاها بیاید و درست بتوانید با آرامش ردش بکنید امتیاز بالاتری میگیرد اما اگر نقنق کردی دور میشوی.@ یک کسی که دوستش داری به او اعتماد داری رفاقتی بین شما هست یک کاری برایت بکند بعد منت بگذارد یا اینکه یک چیزی از او بگیری خرابش بکنی بعد بیاید یکسره همینطوری به رخت بکشد آنوقت چقدر از او بدت میاید مثلاً در روابط زناشویی یک زن هی بیاید منت بگذارد که مثلاً من این را فروختم آن را فروختم این کار را برایت کردم یا مرد بیاید یکسره منت بگذارد.@ یا برعکس به همدیگر بگویند تو برای من چکار کردی این خیلی بد است یک مرد بیاید به زنش بگوید تو برای من چکار کردی یا یک زن بیاید به مردش بگوید تو برای من چکار کردی این خیلی زشت است.@ سؤال کردند چکار کنیم برای اینکه بتوانیم هیئت پربارتری داشته باشیم؟ در آن کتاب عزادار حقیقی من توضیح مفصل دادم که چه موضوعی در هیئتها مطرح بشود کدام هیئت هیئت حقیقی است کدامشان را امام حسین بیشتر دوست دارد اینها را من توضیح دادم که امام حسین از چه مجالسی بیشتر لذت میبرد امام زمان از چه مجالس عزاداری بیشتر خوشش میاید در کتاب عزادار حقیقی اینها را توضیح دادم.@ تحقیر یکی از بلاهایی هست که بعداً در موردش صحبت میکنیم شما بدانید که اگر بخواهید مسیر خدا را بروید باید حتماً زخمزبان شنیدن و تحقیر را به شیرینی بپذیرید مثل حضرت زهرا مثل حضرت زینب مثل پیغمبر مثل امیرالمؤمنین حضرت زهرا(س) تا لحظه آخر عمرش تحقیر شد زنهای پیغمبر اذیتش میکردند همسایهها اذیت میکردند یاران پیغمبر چقدر اذیتش کردند.@ تحقیر شدن حرفهای ناروا شنیدن حرفهای تند شنیدن حرفهای بد شنیدن لازمه رشد شماست به سمت خداوند تبارک و تعالی، کسی که تحمل حرف شنیدن ندارد مطمئن باشد نه دنیای خوشی دارد نه آخرت خوشی، یک گوشتان باید در باشد یکی هم دروازه فرمود نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش هم بیخیالی.@ خود علی(ع) میگوید من در کوچه که دارم میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگر هستند راهم را میکشم میروم برای همین پیغمبر میفرماید اگر انسان سه چیز نداشته باشد هیچ کدام از اعمال برایش باقی نمیماند 1 ـ (حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) باید یک حوصله یک سعه صدر یک حلمی داشته باشد که حرفهای آدم نفهم و نادان را بتواند از خودش رد بکند نه اینکه جذبش بکند.@ کسی که جذب میکند خیلی نادان است برای همین هم هیچی برایش نمیماند پیغمبر میفرماید شما باید یک قوهای داشته باشید که وقتی میاید شما مثلاً یک بدنی داشته باشید که این بدن اگر کوچکترین میکروب میاید جذب بکند و مریض بکند بدن بدرد بخوری هست یا نه؟ نه.@ حالا یک بدن داشته باشید که آنقدر قوی است که هر چه میکروب میاید میکروب را دفع میکند گلبولهای قوی دارد و دفع میکند این بدن خیلی خوبی هست نگه نمیدارد مریض نمیشود روح هم اینطوری است آدمها یک موقع میبینی از پدرشان حرفهای بد میشنوند از شوهرشان از زنشان از خواهرشان از برادرشان از عزیزترین کسانشان یک حرفهایی میشنوند که ممکن است روحشان آلوده بشود.@ اگر شما بخواهید که اینها را نگه بدارید و بچهبازی در بیاورید و حساس باشید و زودرنج باشید نه دنیا برایتان میماند نه آخرت، قویترین آدمها کسی هست که حساس نیست زودرنج نیست اصلاً نمیگیرد فقط از این گوش میشنود از آن گوش در میکند نگه نمیدارد چون قوی است میداند که این حرف این پیام این مسئله برای آلوده کردن روحش است نگه نمیدارد همه میگویند فلان، همسایهها اینطوری میگویند مردم اینطوری میگویند چه چیزی برایت میماند؟ هیچی.@ لذا اگر کسی نخواهد مسخره بشود نیش بشنود زخم زبان بشنود ملامت بشود اگر تحمل این را نداشته باشد پیغمبر میفرماید این هیچی برایش نمیماند(حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) از آن سه تا چیز یکیش این است هر چه جاهلان هر چه آدمهای نفهم ممکن است طرف آدم نفهمی هم نباشد.@ پدرت باشد مادرت باشد برادرت باشد همسرت باشد آدم فهمیدهای هم هست ولی یک موقع از دهانش یک چیز جاهلانه سر میزند یک رفتاری ناخداآگاه اذیتش میکند که آن رفتار آن اذیت را به تو منتقل میکند تو باید بتوانی دفعش بکنی و آن را نگه نداری رد بکنی برود همانطور وقتی خودت یک همچین اشتباه را در حق دیگران کردی انتظار داری که آنها هم رد کنند نگه ندارند.@ میگویی حیف دوستی رفاقت صمیمیت ما که بخواهیم با نگه داشتن این مسائل در دل و ذهنمان خراب بشود رد میکند میرود بعداً راجع به این صحبت میکنیم. چگونه یک همسر خوب برای همسرمان باشیم؟ آن سیدی همسران جوان را با دقت گوش بکنید کتاب هم در مؤسسه در این زمینه داریم.@ نه اگر کسی یک زندگی آرام و خوب دارد از خدا دور نیست اگر رفاه داشته باشد یک زندگی خوب و آرام داشته باشد اشکال ندارد ولی باید خودت را برای مسابقه در میدانهای دیگر آماده بکنی مثلاً فکر میکنی یک خانمی یک شوهر خوب دارد یا یک مردی یک زن خوب دارد در محیط خانه اصلاً دردسر ندارد وضع مالیش هم خوب است بدنش هم سالم است ظاهراً مصیبتی ندارد.@ این شخص چون در این جهت امتحان نمیشود باید برود در میدانهای دیگر برای خودش دنبال مسابقه و دردسر بگردد اگر همینطوری بماند رشدی نمیکند یکی از انبیاء درخواست یک درجات بالایی کرد از خدا خدا گفت اگر این را میخواهی باید بروی با فلان دختر ازدواج بکنی یک دختر خیلی بداخلاق وحشتناک گفت برو با این ازدواج کن اگر آن درجه را میخواهی باید این را تحمل بکنی.@ برای همین هم میفرماید(مَلعونٌ مَلعونٌ کُلُّ بَدَنٍ لا یُصابُ فی کُلِّ اَربَعینَ یَوما) لعنت بر آن بدن لعنت بر آن بدنی که هر چهل روز یکبار آسیب نمیبیند یک کسی پیغمبر رفت خانهشان مهمانی از یک جایی بلندی تخممرغ افتاد نشکست همه تعجب کردند تخممرغ از آن فاصله بیفتد نشکند.@ بعد گفت یا رسول الله ما الحمد لله در خانهمان اصلاً بلا نمیاید ببینید مثلاً تخممرغ افتاد نشکست پیغمبر زود از سر سفره بلند شد رفت گفت خانهای که بلا نمیبیند من نمینشینم حالا بعداً توضیح میدهیم چرا این چرایش خیلی مهم است.@ این سؤال را هر دفعه از ما میکنند شما مجبورید صله ارحام بکنید صله ارحام واجب است اما اگر صله ارحام توأم با گناه باشد حق ندارید بروید اما حق قطع ارتباط هم ندارید به آنها نه با اخم و تخم و توهین و تحقیر بگویید که شما گناهکارید معصیتکارید من با شما ارتباط برقرار نمیکنم این چه مجلسی است، اینطوری نه، خیلی با مهربانی من در این مجلس نمیایم اینجا نمیتوانم بیایم در این عروسی شرکت نمیکنم.@ عروسی برادرتان خواهرتان عروسی پدرتان هم بود نروید پس صله ارحام عیبی ندارد صله ارحام باید باشد تماس تلفنی رفاقت دوستی قهر مطلقاً نه حتی اگر فامیلتان کافر باشند قهر مطلقاً نه قطع ارتباط مطلقاً نه ولی این رفت و آمدهایی که در محل گناه هست آن هم نه.@ لطفاً درباره هفت سال اول هفت سال دوم هفت سال سوم توضیح دهید 30 جلسه میشود در سیدی تربیت گفتم لطفاً شما بروید گوش کنید کتاب هم دو تا کتاب خیلی خیلی مهم هست به همه عزیزان حتی آنهایی که بچههایشان از این سن گذشتند هم توصیه میکنم گوش بکنند.@ دختر پسرهایی که در نامزدی هستند در عقد هستند هم این کتاب را بخوانند کسانی که بچهدار نیستند هم این کتاب را بخوانند برای اینکه شما با خواندن این کتاب متوجه میشوید که شخصیتاً باید چطور آدمی باشید ممکن است پنج سال بعد بچهدار بشوید ولی از الان باید شما این شخصیتها را پیدا بکنید در رابطه با تربیت بچهتان 2222 نکته در تربیت یکی این است یکی هم نسیم مهر.@ همسر و پدر مادر بد هم داشتن یک امتحان هست یک بلاست که باید انسان بداند که باید در هر مرحله با اینها چطوری رفتار بکند برای اینکه انسان تشخیص بدهد آن چیزی که به دلش خطور میکند الهام است یا وسوسه شیطان است باید علامت الهام و وسوسهها را بشناسد شیطان حملههایش علامتدار است یادتان باشد در دشمنشناسی توضیح مفصل دادیم.@ حمله از جلو علامت دارد حمله از عقب علامت دارد حمله از راست علامت دارد حمله از چپ هم علامت دارد شما اگر رمزها را یاد بگیرید موقعی که به شما حمله میشود یا چیزی به دلتان خطور میکند متوجه میشوید که این چیز مقدس است از طرف ملائکه است الهام است یا نه از طرف شیطان است.@ بنابراین باید حتماً با فرمولها آشنا بشوید آن سیدی دشمنشناسی خیلی به شما کمک میکند که شما بتوانید اینها را تشخیص بدهید که چطوری ما بفهمیم که این چیزی که از دل ما آمده از طرف خدا و ملائکه است یا از طرف شیطان هست معرفت انسان را به یقین میرساند به شرط اینکه همراه با عمل باشد.@ ما دعایی که مستجاب نشود نداریم دعا یا بالاخره در اینجا مستجاب میشود یا اینکه ذخیره آخرتت میشود به شرط اینکه احمقانه نباشد احمقانه یعنی چی؟ یعنی اینکه من بگویم من الان دوست دارم خلبان بشوم سنم گذشته نه پا دارم نه کمر دارم نه دستم کار میکنم نه وقتش را دارم ولی میخواهم خلبان بشوم نمیشود.@ حدیثش را خواندم از امام رضا(مَن سَئَلَ اللهَ التَوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) هر کس موفقیت را بخواهد تلاش نکند خودش را مسخره کرده دعا اگر احمقانه نباشد جاهلانه نباشد هیچ کدام هدر رفته نیست حتماً یا در دنیا به اجابت میرسد یا آینده به اجابت میرسد یا در آخرت.@ و در حدیث داریم مؤمن وقتی که به آخرت میرود آرزو میکند که ای کاش هیچ کدام از دعاهایش در دنیا به اجابت نمیرسید آنجا به او میدادند شما دعا را برای اجابت نخواهید دعا خودش خیلی قشنگ است اگر کسی بخواهد بداند که چطوری باید دعا بکند و اصلاً دعا را برای چه چیزی باید استفاده بکند بحث شرح صحیفه سجادیه را بگیرید بحثهایی که شنبهها داریم.@ یک هفته در میان است یک هفته اینجا هستیم یک هفته آن مؤسسه در آن مؤسسه ما همین ساعتی که الان خدمتتان رسیدیم شنبه هفته بعد شرح صحیفه سجادیه توضیح مفصل آنجا خدمت عزیزان دادیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 006 - رشد و قدرت در سایه سختیها
متن کامل (خام) جلسه 006 - رشد و قدرت در سایه سختیها