خصوصیات جاهل
نثار روح پر فتوح حضرت فاطمه زهراعليها السلام صلوات ختم بفرماييد امشب چون مراسم هم است مراسم هيات پيروان هست من زياد؟؟؟ اوقات دوستان نمىشوم كه دوستان به آن مراسم هم برسند ولى براى اين كه روند درسمان قطع نشده باشد مقدارى از درس هفته گذشتهمان را روال بحث را ادامه خواهيم داد يعنى بحث جديدى خواهيم داشت مىخوانيم اما خيلى معطل نخواهم كرد شما چند روايت را پيرامون خصوصيات شخص جاهل عرض كرديم خدمتتان روايتى كه آن هفته رويش صحبت كرديم اين بود كه جاهل در همه حال دچار افراط و تفريط است چون حق را نمىشناسد يا كوتاهى مىكند و ضايع مىكند و يا اين كه افراط مىكند و زياده روى مىكند خصوصيات ديگرى كه امشب مىخوانيم باز از علىعليه السلام هست مىفرمايد الجاهل من خدعته المطالب جاهل كسى است كه مطالب او را فريب مىدهد گول مىزند يعنى جاهل زود گول مىخورد ديگر اين يكى از خصوصيات جاهل است در روايت داريم در اصول كافى جاهل را تعبير كردند از اوله غصا يعنى خاشاك روى آب يعنى قرار ندارد ثبات روحى ندارد هر طرف كه آب موج مىزند او را خواهد برد استقرار ندارد خودش يك نظام دقيق و محكم فكرى ندارد در بحثها در جلسات در جاهاى مختلف در محيطهاى مختلف يك جور نيست ثبات ندارد هر چيزى در رويش تاثير مىگذارد روى شخصيتش تاثير مىگذارد بالا و پايين مىكند او را وادار به تصميمهاى مختلف و حتى متضاد مىكند شخص جاهل را به هر حال اين خصوصيت است خصوصيت فريب گول خورده منحرف شدن در جاهل است به خاطر همين جهلش حق را نمىشناسد زود گول مىخورد ما در اوايل انقلاب هم داشتيم چه بسيار افرادى كه علاقهمند به امام بوده علاقهمند به انقلاب بودند اما به خاطر نادانى و جهلشان اسير گروهكهاى مختلف شدند و كارشان به زندان و به اعدام و مشكلات زياد اجتماعى كشيده شد به خاطر نادانى آنها بود كه حق را تشخيص نداده بود آگاهى نداشتند و قبل از اين كه آگاهى كسب بكنند اقدام به طرفدارى يا وارد معركه شدن عليه؟؟؟ كسى شده بودند اما عاقل اين جورى نيست عاقل گول نمىخورد زود منحرف نمىشود ثبات دارد حرفها جاذبهها زرق و برقها اينها گولش نمىزند گول ظواهر را نمىخورد گاهى وقتها در روايات داريم نبى اكرمصلى الله عليه وآله پناه برده يا ترسيده بر امتش از افراد بى دينى كه خوش زبان هستند خوب مىتوانند خرف بزنند خوب مىتوانند تكلم بكنند بعضى از افرادى كه جاهل هستند خب جاهل اين طورى است خصوصيتش اين طورى است كه وقتى مىنشيند پاى صحبت يك بى دينى خوش بيان گول مىخورد زود گول مىخورد همچنين كلمات را ادا مىكند لحن صحبتش استفاده از اطلاعات گول زننده استفاده از كلمات فريب دهنده كه زود گول مىخورد شخص فكر مىكند كه اين الان علامه دهر است اصلاً اين متخصص فن است از اين بالاتر نداريم بار ندارد تقوا ندارد ايمان ندارد اما خوب مىتواند حرف بزند بيانش بيان خوبى است چه بسا از اين خوش بيانش براى بيان مطالب دينى حتى استفاده بكند و اين گول زننده است چنان مغلطه مىكند چنان فريب مىدهند چنان از كلمات و واژهها و اصطلاحات استفاده مىكنند كه شخص مىگويند حق با اين است اما ريشه ندارد عاقل اين گونه نيست چون اصول دستش است آگاه به حق است حق را شناخته است نه هر چقدر شخص خوش بيان باشد خوب حرف بزند حتى ممكن است احساسات را برانگيزد اين را دقت بفرماييد ما از اين فتنه هم بر حذر داشتهاند اشخاصى كه قادرند چنان صحبت بكنند كه احساسات را بر انگيزند چنان قلم بزنند چنان شعر بگويند چنان سخنرانى بكنند كه شخص را زود زيرورو بكنند جاهل در برخورد با افراد خوش بيان بى دين زود گول مىخورد خوش قلم بى دين گول مىخورد خوش طبع و به اصطلاح بى دين گول مىخورد اسير ظواهر مىشود اسير لباس پوشيدنيها مىشوند اسير ميز و نيمكت و نمىدانم مبل و رنگ و اين چيزها زود خراب خواهد شد اما عاقل اين طورى نيست عاقل پيوند خورده با حق مىفهمد كه آنى كه فهميده حق است لذا هر كس با هر بيان با هر ظاهرى با هر رنگ و لعابى كه جلو بيايد تكان به او نمىدهد محكم استوار به فرموده علىعليه السلام مثل كوهها الجبل راسخ اين طورى است اگر ما حق را نشناسيم زود گول مىخوريم چون خيلى باطلها است يك صراط مستقيم داريم بىنهايت خط كج داريم لذا قرآن مىفرمايد كه از راه خدا منحرف نشويد راه مىآورد اما وقتى مىخواهد راههاى دشمن را و باطل را بياورد مىفرمايد سُبُل اينجا حرف از سُبُل است يعنى راهها اما هر وقت مىخواهد از خدا سخن بگويد از راه حق بگويد مىگويد سبيل سبيل اللَّه اين يكى از خصوصيات جاهل است كه زود گول مىخورد زود تحت تاثير قرار مىگيرد زود احساساتى مىشود يكى از خصوصيات عاقل اين است كه وقتى حق را شناخت هيچ چيز روى احساساتش تاثير نمىگذارد سفت به حق مىچسبد چون به هر حال انسان مىدانيد كه يك شناخت دارد يك جنبه نظرى دارد مىشناسد حق چيست همراهش اميال دارد شهوات دارد احساسات و عواطف مختلف دارد اينها هر كدام ممكن است بيايند روى شناخت انسان نسبت به راه حق تاثير بگذارند خب شما امروز شهيده امروز حضرت زهراعليها السلام خب در نظر بگيريد اميرالمومنينعليه السلام يك جوان حدوداً سى و سه چهار ساله زير سى و پنج سال در منزل نشسته خب بهترين و بزرگترين حامى خودش را از دست داده كسى كه وقتى او زنده بود اميرالمومنينعليه السلام عزت داشت و محبوبيت داشت در جامعه وقتى نبى اكرمصلى الله عليه وآله از دنيا رفتند حضرت تنها ماندند اين را در نظر بگيريد اين وضعيت توى خانه نشسته است مطرود جامعه شده است تنها و غريب در خانه بعد يك خانم جوانى كه به قول امام سلام اللَّه عليه اگر فاطمه زهراعليها السلام مرد بود جاى پيغمبرصلى الله عليه وآله بود يعنى هيچ فرقى با پيامبر نداشت يعنى فقط فرق پيامبر با فاطمه زهراعليها السلام فقط اين است كه پيامبر مرد و فاطمه زهراعليها السلام زن بود هيچ فرقى ديگرى با هم نداشتند يا به قول امام سلام اللَّه عليه جاى ديگر فرمود كه به تمام معنى انسان به تمام معنى زن يك همچنين كسى يك همچنين كسى كه نبى اكرمصلى الله عليه وآله در رابطه به ايشان فرمود كه ان اللَّه يغضب لغضب فاطمه و يرضى لرضا فاطمه خداوند غضب مىكند به خاطر غضب فاطمه و راضى است به خاطر رضايت رضايت فاطمه مىگويد غضب فاطمه غضب خداست رضايت فاطمه رضايت خداست يك همچنين كسى و حال امشب بحث مناقب حضرت فاطمه نيست حالا انشاء اللَّه در جلسه بعدى آن جا استفاده خواهيم برد خب يك همچنين همسرى يك انسان عادى نيست يك همسر معمولى نيست يك همچنين همسر است خب جوان بار دار بعد مورد يك همچنين اهانتى قرار بگيرد حالا من چون خودم طاقت ندارم نمىتوانم ريزش را بيان كنم علىعليه السلام كه در طول بيست و سه سال زندگى پيامبرصلى الله عليه وآله هشتاد جنگ در اكثر اينها شركت كرده است هيچ جنگى پشت به دشمن نكرده است سختترين شرايط سختترين حالتهاى جنگ ايشان وسط گود بوده و مبارزه كرده است خيلى جاها كه عرصه به سپاه اسلام تنگ مىشد وجود مبارك حضرت علىعليه السلام بود كه سختى را برطرف مىكرد پيروزى ساز بود در خندق كه نبرد خندق يا جنگ احزاب كه به فرموده پيامبرصلى الله عليه وآله تمام كفر در مقابل تمام ايمان قرار گرفته است اين فقط از سپاه اسلام فقط اميرالمومنينعليه السلام است كه شجاعت برخورد با دشمن را دارد و ريشه كفر را مىكند بعد ببينيد در خانه نشسته است بيايند و نسبت به همسرش يك همچنين جنايتى يك همچنين جسارتى بكنند اما علىعليه السلام عاقل است معدن عقل است مىداند دست به شمشير بردن يعنى چه مىداند كه دست به شمشير بردن خودش يعنى ريشه اسلام را زدن در آن برهه چه جورى تحمل مىكند آن صحنه را و بعد از آن را چه جورى تحمل مىكند خب علىعليه السلام كسى نيست كه كسى بتواند طناب بيندازد به بدن او به گردن او و او را بكشاند به مسجد همسرش هم كسى نبود يك همچنين زور به او رو دارند يعنى مردها بتوانند از نظر قدرت بدنى حريف او بشوند از نظر قدرت بدنى عرض مىكنم طورى است كه وقتى طناب را گرفته است نمىتوانند علىعليه السلام را بكشند و ببرند يك نفر وقتى طناب را گرفته است آن همه افراد آموزش نمىتوانند علىعليه السلام را بكشند و ببرند مجبور هستند به دست مبارك حضرت لطمه وارد بكنند تا آزاد بشود طناب ولى رضايت خدا چيز ديگرى است مصلحت اسلام خيلى بالاتر از اين حرفها است آن قدر اسلام عزيز است آن قدر مصلحت بالا است كه بايد به مثل فاطمهعليه السلام جسارت بشود. بايد مثل فاطمه زهراعليها السلام شهيد بشوند در اين راه اين جا كه فرق عقل و احساس روشن مىشود احساسات نشدن حالا آن نمونه عاليش است در وجود مبارك علىعليه السلام در ماها هم همين طور در شيعيانش هم همين طور در سربازان و بقيه مسلمانان هم همين طور مثلاً در جبهه وقتى مىگويند شما نبايد دشمن را بكشيد اسير را بكشى وقتى كشتى اين جا خلاف عقل عمل كردى اين جا اسير احساسات شدن است اين جا دچار حرام شدن است اما حرامى است كه رنگ دينى دارد شيطان به آن لعاب دينى زده است زنگ جدايى زده به آن؟؟؟ مثلاً چون اين شخص برادر مرا گشته است برادر بسيجى مرا كشته است من هم بايد بكشم اما تو دستور نداشتى بكشى نبايد مىكشتى جاهل اين طورى است زود گول مىخورد عقلش مغلوب مىشود حالا اين گول خوردن فرق مىكند يكى مىبينى شخصى مقدس است جاهل مىآيد همهاش با صورتها و رنگها و لعابهاى دينى او را گول مىزند دينش را از او مىگيرد يكى مىبينى كه نه تقيد دينى ندارد متدين نيست فاسق است خب با لعابهاى فسق و گناه و حرام او را گول مىزند عقل بالاتر از همه اين مراحل است گاهى وقتها انسان صورتهاى از خود اسلام بايد فدا بكند صورتهاى مقدسى را براى مسائل بالاتر بايد فدا بكند اين كار هر كسى نيست ما در تعريف عاقل داريم حال ما بعد از روانشناسى جاهل وارد روانشناسى جاهل خواهيم شد ما داريم كه عاقل كسى نيست كه خوب را از بد تشخيص بدهد عاقل كسى است كه از ميان دو تا به بهترين آنها را انتخاب بكند از ميان دو تا بداند اين كه خوب را از بد بتواند تشخيص بدهد خير را از شر تشخيص بدهد بلكه خير الشرين را بتواند تشخيص بدهد بهترين از دو تا بدى را اين را بتواند تشخيص بدهد حفظ حرمت فاطمه زهراعليها السلام واجب است شما نگاه مىكنيد يك خبرنگارى كه روى سهواً اهانت مىكند به فاطمه زهراعليها السلام نه خبرنگار كه يك گوينده يك مصاحبه شونده وقتى اهانت مىكند امامقدس سره نامه مىنويسد به سرپرست صدا و سيما كه شخص اعدام بايد بشود اگر قصد عمد بوده است بايد كشته بشود جسارت رشدى را مىدهد و مىگويد تغيير هم نمىپذيرد اگر زاهد زمانه هم بشود تغيير نمىكند حكمش اعدام است سلمان رشدى يك نفر توى كتابش جسارت به حضرت پيامبرصلى الله عليه وآله كرده است فرقى نمىكند پيامبر باشد فاطمه زهراعليها السلام باشد اما زن اميرالمومنين است فاطمه زهراعليها السلام همان فاطمه زهرايى كه اهانت به او حكم قتل دارد مىبينيم كه تحمل مىكند دست به شمشير نمىبرد حتى خودش داريم در آن لحظه كه فرصتى مىكند و عمر را لعنت اللَّه عليه به زمين مىكوبد و به او مىگويد كه خودت خوب مىدانى كه من اگر به خاطر مصالح اسلام و دستور پيامبر نبود شماها نمىتوانستيد يك همچنين كارهايى با من بكنيد خوب مىدانيد شماها كسى نيستيد كه بتواند با من اين كارها را بكنيد همان فاطمه زهرا همان معصومى كه بعد از هزار و چهارصد سال يك نفر به او اهانت بكند حكمش قتل است مىبينيد كه آن جا دارند اهانت مىكنند و صبر بايد پيشه كرد تحمل بايد كرد صورت مقدسى است فاطمه زهراعليها السلام است بدن مبارك حضرت است مورد اهانت قرار گرفته است ولى خيرالشرين را تشخيص دادن خيلى مهم است اين كه از و بدى بهترين آنها را انتخاب بكنى كشته شدن حضرت زهراعليها السلام بد است جسارت به حضرت زهراعليها السلام بد است اما از آن بدتر چى است اتحاد امت اسلامى از بين برود وحدت امت اسلامى از بين برود اسلام از بين برود اين بدتر است لذا حضرت بهترين دو بدى را انتخاب مىكند ما هم همين طور هستيم ما هم اگر مقدس باشيم با هزار و يك جور صورت مقدس گره مىخوريم و همين اينها ممكن است حجاب راه ما بشود به آنها هم افتخار بكنيم علم خيلى چيز خوبى است تحصيل علم واجب است كار علمى سواد نمىدانم مطالعه چيز خوبى است اما وقتى جنگ پيش مىآيد همان طلبهها همان روحانيونى كه تا قبل از جنگ وقتى مىرفتند به حوزه وقتى درس مىخواندند وقتى مباحثه مىكردند همه موجودات عالم برايشان استغفار مىكردند ملائكه بالشان را زير پايشان پهن مىكردند وقتى درس مانع جبهه رفتن آنها مىشود مانع جهاد مىشود مىبينيد كه امام در آن پيام كه به مناسبت قطع نامه دادند توبيخ مىكند اين جور روحانيون را كه اسير حجاب علم شدند همان علم مقدس همان علم فقه علم اصول علم حديث علم تفسير اسير اينها شوند نتوانستند به جبهه بروند نتوانستند وارد ميدان مبارزه بشوند يعنى تشخيص نمىتواند بدهد كه الان در اين زمان وظيفه من چيست؟ عرض كردم جلسات قبل جهل مراتب دارد اين طور نيست كه وقتى يك نفر رفت حوزه علميه درس خواند جاهل نباشد گفتيم جهل هيچ مقابلهاى با علم ندارد شخص مىتواند عالم باشد در عين حال جاهل باشد جهل مقابلهاش با عقل است نه با علم رب عالم قد قتله الجهله چه بسيار عالمانى كه جهل و نادانى آنها، آنها را كشته است باعث نادانى آنها شده است عقل خيلى مهم است صورتهاى مقدس شب عمليات طرف به او مىگوييم عمليات است شب عمليات من يادم است جبهه عمليات مسلم ابن عقيل بود شب براى شناساى نيرو احتياج داشتيم يك شب توى اين گشتها يك آقايى مىخواست بيايد توى گشت كمك بكند خب مىدانيد اگر شناسايى عقب بيفتد عمليات هم بايد عقب بيفتد چون بايد منطقه كاملاً شناسايى بشود آمادگى منطقه براى عمليات از طرف همين نيروهايى كه مىروند به شناسايى اعلام مىشود كه منطقه تمام شده و آماده است براى بردن نيرو و عمليات خب اين آقا مثلاً مىگفت يكى از همين شبها گفت من مىخواهم آنجا مداحى بكنند و عزادارى بكنند مىخواهم عزادارى بكنم الان كه وقت عزادارى نيست كه الان به نفر نياز است جلو برگردى عقب كه چى؟ يعنى تشخيص نمىدهد كه بين سينه زدن و شمشير زدن زمين تا آسمان فرق دارد آن جايى كه بايد شمشير زد بايد شمشير زد ديگر سينه ندارد گريه ندارد همه اينها براى آن موقعها است كه موقعى كه قرار شد شمشير بزنى شمشير بزنى وقتى اينها را انجام دادى و موقع شمشير زدن رسيد و بگويى نه ما مىخواهيم باز هم سينه بزنيم نه شمشير همهاش خراب است اين خيلى مهم است البته يك ظاهرى يك صورتى يك پوستهاى از اين بحث عقل و جهل را من دارم عرض مىكنم خدمتتان اين رشته سر دراز دارد انسان بعضى وقتها به خاطر مصالح اسلام بايد خيلى از صورتهاى مقدس را ذبح بكند اسير مىكند انسان را خيلى صورتهاى مقدس را صورتهاى كه در تعريف تقدس اينها در تقدس اينها هيچ شكلى نيست آيات و روايات زيادى وارد شده است همان صورتهايى كه آيات و روايات زيادى وارد شده است بايد ذبح كرد به خاطر مصلحت بالاتر اين انسان اهم و مهم را در دين تشخيص دهد خيلى مهم است بداند و جايگاه هر چند كجاست و چقدر اهميت دارد واجباتش برايش طبقه بندى شده باشد خب بر مىگردم به سوالى كه هفته قبل مطرح كرده بودم نمىدانم دوستان نوشتهاند يا ننوشتهاند آقاى زارع جمع مىكند سوالها باز مىگرديم به همين مطلب سوال را تكرار مىكنم به بيان ديگر و آن اين است كه ما كه اطلاعات كافى نداريم براى تشخيص اهم و مهم وقت مىخواهد انسان بايد وقت بگذارد توى دين دين شناسى بكند يعنى اهم و مهم را در مسائل دينى تشخيص بدهد ما كه فرصت نكرديم اين ما را بكنيم و الان بنا بر مصالحى لازم است وارد صحنه بشويم يا به هر حال در پيچ و خم مسائل زندگى دارم عرض مىكنم در مسائل سياسى و اجتماعى اسلام چه راهى را پيش پاى ما گذاشته است كه ما بتوانيم عاقلانهترين راه را انتخاب بكنيم چه تئورى اسلام دارد؟ كه ما با رعايت آن تئورى اهم و مهم را تشخيص بدهيم؟ باز سوال را تكرار كردم خب براى امشب فكر مىكنم كفايت مىكند دوستان توجه داشته باشند زيارت عاشورا صبحها ساعت هفت اينجا برقرار است بين هفت تا نزديك به هشت صحباها هم است تشريف بياوريد و خواهرها هم همين طور مىتوانند بيايند آزاد هست مراسم اين چند شب هم منزل برادرمان حاج ابوالقاسمى به هر حال مراسم سخنرانى است قابل استفاده است و مراسم عزادارى انشاء اللَّه از همه مجالس بتوانيد بهره بردارى بكنيد.
والحمدللَّه رب العالمين و صلى اللَّه على محمد و اله الطاهرين.