أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ طبق روال جلسات گذشته چند روایتی را پیرامون فضل علم و عالم در اسلام و ضرورت تحصیل علم با هم ترجمه میکنیم روایت اول از نبی اکرم(ص) هست که فرمودند(مَثَلُ العابِدِ الذّی یا یَتَفَقَّهُوا کَمَثَلِ الذّی یَبنی بِاللَّیل وَ یَهدِمُ بِالنَّهار) مثل عابدی که آگاهی کسب نمیکند مثل کسی هست که در شب ساختمانی را بنا میکند در شب میسازد کلمه ساختمان در روایت نیست در روز خراب میکند.@ شب میسازد چیزی را و در روز خرابش میکند لفظ ساختن در شب، در شب ساختن چیز درستی از کار در نمیاید شب چون تاریک هست انسان نمیداند میخواهد چه بکند و وقتی بسازد خودبهخود روزی ساختمان خراب کردنی هست.@ چون چیزی که انسان در تاریکی عمل بکند ساختمان احتیاج به نظم و مهندسی دقیقی دارد در شب نمیشود همچین کاری را کرد و میفرماید افراد عابد و مسلمانان و عبادتکنندههایی که در دینشان آگاهی ندارند مثل کسانی میمانند که در شب دارند یک کارهایی را انجام میدهند روز که میشود میفهمند که چقدر خراب بوده و آنچه را که ساختند باید خراب کننند.@ میسازند و خراب میکنند زحماتشان به هدر رفته است به درد نمیخورد مثلاً نماز میخوانند به طور دیگری از بین میبرند روزه میگیرند طور دیگری از بین میرود صدقه میدهند طور دیگری از بین میرود بعضیها جهاد هم میروند شهید هم میدهند طور دیگری خراب میکنند نمیتوانند عمل خالص نگه دارند نمیتوانند سلامتی روحشان را حفظ کنند.@ چون در حرکت به سمت آخرت آنچه که به درد ما میخورد روح سالم هست کسی که آگاهی ندارد نمیتواند سلامت را حفظ کند داشتن روح سالم آگاهی لازم دارد که میکروب و بیماری چه هست نگذاریم بیماری سراغ روح ما بیاید و بتوانیم سالم نگه داریم.@ افرادی که آگاه نیستند زود روحشان فاسد و خراب میشود زود به گناه میافتند اگر عمل خیری انجام بدهند زود آن عمل را تباه میکنند و از بین میرود لذا میفرماید عبادتکنندهای که آگاهی ندارد مثل کسی هست که در شب ساختمان را بنا میکند و در روز به خاطر همین عدم آگاهی خرابش میکند.@ روایت دوم از علی(ع) هست که فرمود(المُتَعَبِّدُ عَلی غَیرِ فِقهٍ کَحِمارِ الطاحُونَ یَدُورُ وَ لا یَبرَح) البته روایت به تعبیرهای دیگری هم وارد شده(المُتَعَبِّدُ عَلی غَیرِ علمٍ) هم وارد شده در هر دو صورت یکی هست عبادتکننده بدون آگاهی مانند حمار طاحون هست.@ یعنی آن خری که در آسیاب هست میگردد و سنگ آسیاب را میگرداند یعنی خر آسیاب، دور میزند و دور نمیشود مسیری را طی نمیکند یعنی همیشه در یکجا هست رشد و کمالی ندارد آن الاغی که در آسیاب میگردد که به واسطه گشتن آن سنگ آسیاب میگردد.@ افرادی که عبادتکننده هستند متدینین بدون آگاهی اینهایی هستند که هیچ وقت رشد ندارند زحمت میکشند اما این زحمت را خراب و تباه میکنند هر امری را که ما رویش دست بگذاریم میتوانیم مثال بزنیم که به خاطر عدم آگاهی فساد به آن راه پیدا میکند و خراب میشود.@ میفرماید کسی که عبادتکننده است اما آگاهی ندارد آگاهی یعنی آگاهی دین است ممکن است کسی مسلمان باشد آگاهیاش هم در دکترا یا مهندس یا تکنسین خوبی باشد این آگاهی روح او را از فساد حفظ نمیکند.@ آگاهی دینی و معنوی را میگوییم که سلامت روح را حفظ کنید منظور علم به دین هست مثل خر آسیاب میماند که میگردد و مسیری را طی نمیکند یعنی دور نمیشود یعنی رشدی در اینگونه مسلمانها وجود ندارد کمالی وجود ندارد.@ روایت سوم از نبی اکرم(ص) هست میفرماید برتری عالم بر غیر عالم مانند برتری پیغمبر هست بر افراد امتش، برتری پیغمبر چقدر هست نسبت به امت خودش؟ اصلاً قابل مقایسه نیست پیغمبر کسی است که مسیری را طی کرده و به هدف رسیده و آمده برگشته دست مردم را بگیرد که در این راه مردم را ببرد قابل مقایسه نیست.@ میفرماید فضیلت یک شخص عالم بر غیر عالم مثل فضیلت یک پیغمبر هست بر سایر مردم، اینقدر فرق هست بین شخصیت عالم، فرد عالم، مسلمانی که نسبت به دینش آگاهی دارد دینشناسی دارد با کسی که آگاهی ندارد اینقدر فرق بین اینها هست.@ اینها همه ما را تشویق میکند که به دنبال ارزشهای صحیح و واقعی بگردیم وقتمان را برای ارزشهایی بگذاریم که این ارزشها ارزشهای ابدی هست ذهن و گوش و چشممان را به چیزهایی بدهیم که فایده ابدی دارند چیزهای موقت نه، به درد نمیخورد.@ حالا بحثی داریم به نام روانشناسی جاهل ان شاء الله در قسمت روانشناسی جاهل عرض خواهم کرد که یکی از کارهایی که شخص جاهل میکند این هست که به چیزهایی میپردازد که برایش نمیماند یعنی جدایی هست بین آنها، به کارهایی میپردازد که آن چیزها برای ابد و همیشه با او نیست.@ کارهایی هست که عمر را تلف میکند به ابدیت لطمه میزند اما در ابدیت همراه انسان نیست موقت هست این بازیچههایی هست که چند روزی سر انسان را گرم میکند ما باید به فکر چیزها و استعدادهایی باشیم که برای همیشه بتوانیم از آنها بهرهبرداری کنیم.@ این هم ما را تشویق میکند که آگاهی نسبت به دین و قرآن و معارف الهیمان توجه کنیم و بدانیم که این یک ارزش هست میارزد که انسان عمری را بگذارد در تحصیل این معارف به هیچ وجه کسی ضرر نکرده که این کار را بکند، نشانه این سه روایت میزان الحکمۀ جلد ششم هست.@ هفته گذشته وعده کرده بودم که یک فهرستی را از مباحث قرآنی عرض کنم با معرفی کتاب، امروز قبل از اینکه وارد مبحث جدیدمان پیرامون قرآن بشویم لازم هست هم به خاطر وعدهای که کرده بودیم و ضرورت آگاهی شما با نسبت به تنوع مسائل قرآنی و هم به خاطر مبحث بعدی که ضرورت دارد این تنوع را نسبت به آن آگاهی بیشتری پیدا کنید.@ ضرورت دارد که قبلاً این فهرست را یک نگاهی بیاندازیم کتابی را که انتخاب کردم امروز معرفی کنیم کتابی هست به نام تفصیل الآیات القرآن الحکیم که اصل این کتاب مال ژوللاگون هست که جلسه گذشته معرفی کردیم و چند جملهای هم از او خواندم پیرامون قرآن، به انضمام مستدرک هست که فهرست شده مسائل قرآنی را دارد.@ فهرست الفبایی هست که ادوارد مونتیه دارد که من امروز از همین فهرست ادوارد مونتیه یک مطالبی را میخوانم این کتاب را آقای فؤاد عبدالباقی از فرانسه به عربی ترجمه کرده و مرحوم الهی قمشهای(ره) از عربی به فارسی ترجمه کردند.@ کتاب در واقع یک قرآن موضوعی هست یعنی قرآنی هست که شما هر موضوعی را که میخواهید در قرآن پیدا کنید میگردید و در این کتاب میتوانید راجع به آن موضوع تمام آیاتی که راجع به یک موضوع مشخصی وارد شده پیدا کنید.@ مثلاً راجع به نماز، روزه، زن، زکات، حجاب، شراب، جهاد، سیاست، امر به معروف، نهی از منکر، فرشتهها، حیوانات، شکار، اقتصاد، معامله، ازدواج و هر مطلب دیگر که بخواهید پیدا کنید میتوانید به این فهرست موضوعی قرآن مراجعه کنید و آیات دستهبندی شده راجع به هر مطلب را در این پیدا کنید.@ لذا با دو فهرست در این کتاب روبهرو هستیم فهرست اول که فهرست خود تفصیل الآیات هست که در هجده باب تقسیمبندی شده یکی راجع به تاریخ، شخصیت پیامبر، تبلیغ و نحوه تبلیغ، بنیاسرائیل و مسائل مربوط به بنیاسرائیل، کتاب تورات، مسیحیت، مابعدالطبیعه هست.@ مابعدالطبیعه یعنی چیزهایی که فراتر از طبیعت ما قرار دارند مسائل معنوی و روحی غیر مادی، توحید، قرآن، دین، عقائد، عبادات، شریعت، نظام، علوم و فنون، تجارت، علم تهذیب اخلاق و مباحثی که پیرامون رستگاری هست این فهرست کلی هست.@ از این هجده بابی که از کل کتاب مستدرک و در 889 موضوع آیات را طبقهبندی کرده بعد فهرست الفبایی داریم که در المستدرک هست این فهرست الفبایی در آخر کتاب هست که هم مربوط به تفصیل الآیات هست و هم مربوط به خود مستدرک هست فهرست خیلی مفصل هست اما تنوع مطالبی که عرض کردم کافی هست که دقت بشود که چقدر مفصل هست.@ فهرست 18 باب را معرفی میکنم و تعداد مطالبی که در هر باب هست خوب هست که شما بدانید باب اول که در رابطه با تاریخ هست چهار مطلب دارد یکی راجع به تاریخ حمله به مکه هست جریان ابابیل، داستان یأجوج و مأجوج، ذوالقرنین، و داستان مربوط به رُم هست.@ و باب دوم که راجع به شخصیت پیغمبر هست در 9 مطلب هست راجع به طبیعت رسالت پیغمبر، تأیید رسالت پیغمبر، توبیخ کسانی که با رسالتش مقاومت کردند، شخصیت خود پیغمبر، وقایع و خصائص آن زمان، در هجرت، شخصیت قریش، و در رابطه با مدینه و مهاجرین.@ باب سوم که در تبلیغ وارد شده 20 مطلب هست که مسائل پیرامون تبلیغ را مطرح کرده و تمام تبلیغاتی که این 25 پیغمبری که در قرآن نام برده آیاتش را دستهبندی کرده دعوت، زبان تبلیغ، فرستادگان خدا، انبیاء تورات.@ انبیائی که در تورات ذکری از آنها نشده، شعیب، ذوالکف، ادریس، هود، صالح، عاد، قضیه طوفان مربوط به نوح، فرعون، ثمود، لقمان، اسماعیل، مسأله ستمکاری به سبب عقیده، مسأله مسیحیت، مسائل دیگری که پیرامون تبلیغ هست.@ باب چهارم دو بحث دارد مباحث کلیات مسائل راجع به پیرامون بنیاسرائیل و اخلاق بنیاسرائیل، مطلب بعد راجع به تورات و چیزهایی که به آن مربوط هست در 19 قسمت هست فصل ششم که راجع به مسیحیت هست در 6 قسمت هست و مسأله ماوراء الطبیعه مثل روح و نفس، زکاوت، فطرت، هوای نفس، انصاف، اختیار عمل، مسئولیت شخصی، قضا و قدر، فضل الهی، خواب.@ بحث یگانگی خدا چیزهایی که مربوط به خداوند هست همه را شاید نتوانم بخوانم در رابطه با خداوند و توحید، وجود خدا، یگانگی خدا، صفات خدا، قدرت خدا، اوامر الهی، دوستی خدا، روز قیامت، توکل به خدا، ترس از خدا، مسأله فرشتگان، مسأله جبرئیل، میکائیل، شیطان، شیاطین، جادو، جادوگری، جن، خلقت و نیستی، بحث راجع به خود قرآن، قرآن، نسخ، تعبیر، مفسر، امثال، اصحا کهف، شب قدر.@ و مباحثی که پیرامون دین هست حدود 30 موضوع هست که مطلب پیرامونش آمده در بحث عقائد 14 مطلب هست در مباحث عبادات 17 مطلب و بحث شریعت 2 مطلب.@ در مسأله نظام اجتماعی که نظام مفصلی هست 53 مطلب دارد مثل تقسیمبندی آیات راجع به مرد، زن، خواجگان، زناشویی، طلاق، نشوز، پیرامون زنا، جاریه، اجوبت، اولاد، دایه، پسرخوانده، اسم نصل، ایتام، وصایت، سفاهت، مسائل خویشاوندان، مسائل بندگان، مسائل خدمه، فرائض، خانواده، راجع به عرب، اقوام، قبائل، برتری، شورا، شرکت، دولت، ظلم، مجامع سرّی، راز گفتن، نجوا کردن.@ باز مسائلی هست راجع به تجمل، مالکیت، مالیات، مسأله جنگ و پیروزی، مسأله ماههای مقدس، مسأله تعلیمات جنگی، سربازگیری و مقررات و قوانین، مسأله معجزات نظامی، پیروزی، شکست، مسائل غنیمت جنگی، مسائل اسیران جنگی، مسائل جاسوسی و مسائل اطلاعات و اخبار، علوم و فنون، علم نجوم، تقویم.@ مسائل راجع به فلک و هیئت، آسمانها، بهداشت، دریانوردی، بلاغت، شعرا، بحث تجارت هست که انواع تجارت هست مبحث اخلاق که بسیار وسیع هست انواع خُلقها را بیان کرده تعداد موضوعاتی که در علوم و فنون هست 12 فنون هست.@ در مبحث تجارت 3 موضوع هست در مباحث اخلاقی 121 موضوع هست و در مباحثی که مربوط به پیروزی هست 6 موضوع هست این مقدمهای که عرض کردم راجع به تنوع مطالب قرآن مقدمه خوبی هست برای بحثی که امروز داریم.@ بحثی که امروز داریم هماهنگی مطالب قرآن هست این همه مطالبی که در قرآن آمده در طول 23 سال، 23 سال این شش هزار و خوردهای آیه نازل شده راجع به مسائل مختلف هست مباحث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، علمی، طبیعی، فرشتگان، آسمان، زمین، حیوانات و هر شأنی از شئون زندگی انسان هست مسائل مختلف زندگی انسان هست چیزی که همه انسانها تا قیامت کفایتشان میکند.@ این مطالبی را که فهرست را خیلی مختصر عرض کردم در طول 23 سال نازل شده این 23 سال یک حالت نبوده جنبه اعجاز قرآن در همین هست که 23 سال آیاتی پیرامون همه مطالبی که در زندگی بشر مطرح هست و بشر به آن نیاز دارد فرستاده این حالات مختلف بوده.@ بعضی از آیات در جنگ، صلح، در شب، در روز، بعضیها در مکه موقعی که پیغمبر و اصحابش در فشار بودند بعضیها در مدینه نازل شده آن موقع که پیغمبر حکومت داشته و حاکم بوده و بعضیها در حالت شکست مسلمانها بوده بعضیها در حالت پیروزی مسلمانها بوده بعضیها در حالتی بوده که مسلمانان شدیداً تحت فشار بودند.@ فشار اقتصادی، محاصره نظامی، محاصره اقتصادی، تحریم اقتصادی بودند بعضی وقتها زمانی بوده که مسلمانها وضعشان خوب بوده و حالتهای مختلف، اما یک مطلبی که این جنبه دیگر اعجاز قرآن هست این هست که این 6000 آیهای که در طول 23 سال در موضوعات مختلف که من تعدادش را هم عرض کردم هر موضوعی که شما دست رویش بگذارید میبینید که در قرآن مطلب پیرامونش هست.@ این 6000 آیهای که در حالتهای مختلف و مرور زمان نازل شده از دو جهت اعجاز دارد یعنی بشر را عاجز کرده یکی اینکه ما میدانیم بحث علوم و فنون و کلاً مسائل انسانی در طول زمانهای مختلف تغییر میکند یعنی تکامل پیدا میکند.@ اقتصاد، سیاست، علوم مختلف، هیئت، زیستشناسی تکامل پیدا میکند اصلاً همه چیز در دنیا حرکتشان از حالت نقص به کمال هست این حالت در همه موجودات عالم هست وقتی یک همچین چیزی هست حتی علم تغییر میکند سواد تغییر میکند بینش تغییر میکند.@ چطورممکن است یک کتابی در طول 23 سال در حالتهای مختلف نازل بشود و بعد بعد از 23 سال که نازل شد زمان 1400 سال از آن بگذرد مطالبش هماهنگ و ثابت بماند و همیشه مطالب این تازه باشد یعنی مطالبش کهنه نشود.@ الان ما چیزی که در قرآن جنبه اعجاز دارد این هست که قرآن آیاتی را که راجع به این مسائل فرستاده هیچ وقت تازگیاش را از دست نمیدهد همیشه تازه هست و حرف روز هست نظم این آیات طوری هست که همیشه حرف روز هست از جنبه معنی عرض میکنم.@ مثلاً راجع به فلکیات، آسمان، هیئت حرفهایی را زده که علم 1400 سال پیشرفت کرده اما پیشرفت علم نتوانسته آن حرفهایی را که قرآن در رابطه با مسائل فضا زده آنها را انکار و نفی کند مثلاً پیشرفت علم مسائلی را که راجع به ابر و تشکیل ابر و باران و باد در قرآن آمده نتوانسته انکار کند اگر آیاتی در رابطه با فضا آمده نتوانسته پیشرفت علم در طول 1400 سال اینها را رد کند.@ یعنی هر چه علم پیشرفت کرده در واقع نظریات قرآن بیشتر مورد تأیید قرار گرفته تازه میفهمند که اسلام راست گفته 1400 سال پیش این مطلبی را که راجع به زمین، خورشید، ستارهها، نحوه تشکیل ستارهها، شروع خلقت، نحوه تشکیل سیارات گفته میبینید که تازه علم دارد به آن میرسد.@ پیشرفت علم هیچ کدام از مسائل قرآن را از تازگی خودش نمیاندازد مطلب بعد این هست که قرآن تمام این موضوعات مختلف را با آهنگ و موسیقی خاص خودش با نظم خودش با جملهبندی خاص خودش نازل کرده و تغییری در این مسائل در طول 23 سال داده نشده.@ حالا شما فرض کنید اگر این پیغمبر بیسواد که ما گفتیم ایشان سواد نداشته نه پیش معلمی بوده نه درسی خوانده این پیغمبر 23 سال اگر به دروغ این مطالب را آورده بود کم نیست یک کتابی را آورده ادعا میکند که اگر شما میتوانید مثل این را بیاورید اگر فکر میکنید از جانب خدا نیست مثل این را بیاورید بعد نازل بکند.@ به هر حال باید در طول 1400 سال پیشرفت علم ثابت بکند که این مطالب دروغ بوده این مطالب به درد نمیخورده این مطالب بافتههای یک شخصی بوده که در 1400 سال پیش یک چیزهایی برای خودش بافته و الان دیگر کارآیی ندارد.@ اما پیشرفت علم و گذشت زمان نتوانسته تازگی مسائل قرآن را بگیرد چون یک نفر در طول زندگی خودش از بچگی، شما الان بچگی خودتان را در نظر بگیرید تا الان ببینید حرفها و عقائد و اخلاق و نظر و محبوب و ارزشها و هدفتان در طول زمان فرق میکند.@ یک نفری که 23 سال در حالتهای مختلف آیاتی را برای مردم خوانده بعد اگر قرار باشد اینها از جانب خودش باشد یا از جانب خدا نباشد با گذشت زمان باید اینها تغییر بکند همه چیز در جهان در حال تغییر هست هیچ علم ثابتی ما نداریم همیشه در حال تکامل است.@ چرا این ثابت مانده و تازگیاش را از دست نداده؟ باید علم ثابت میکرد که اگر این مطالب را از جانب خودش آورده بود یک شخص عامی بیسواد عرب در آن وضع جاهلیت که عرض کردم و وضع فرهنگی بدی که جامعه زمان پیغمبر(ص) داشت اگر اینها را یک نفر خودش ساخته بود و آورده بود برای مردم خوانده بود به هر حال گذشت زمان دورغ بودن آنها را ثابت میکرد.@ ولی چطور شده 1400 سال 14 قرن دارد میگذرد و هر روز درخشندگی این آیات بیشتر میشود اعتراف دانشمندان با مطالعه آیات قرآن نسبت به حقانیتش و معجزه بودنش بیشتر میشود و بعد جالب اینجاست که موضوعات مختلف، شما ببینید که مسأله اقتصاد چه ربطی به ازدواج دارد ازدواج چه ربطی به فضا دارد.@ فضا چه ربطی به زندگی حیوانات دارد زندگی حیوانات چه ربطی به مباحث تاریخ دارد تاریخ چه ربطی به مباحث دیگر دارد همه این موضوعات مختلف را که من عرض کردم همه را با آهنگ خودش یعنی در یک سوره شما میبینید یک سوره فرستاده 50 آیه 60 آیه 100 آیه همه این موضوعات را که من عرض کردم غالب اینها را راجع به آنها آیه فرستاده و با یک لحن فرستاده.@ در همان آیه که دارد راجع به طلاق صحبت میکند میبینید که راجع به اخلاق هم صحبت میکند در همان آیه که راجع به قیامت صحبت میکند میبینید که راجع به آسمانها و زمین و خلقت هم دارد صحبت میکند و با همان آهنگ صحبت میکند.@ شما وقتی یک کتاب فیزیک را بردارید نگاه کنید میبینید که اسلوب فیزیک فیزیک است دیگر حرفی از اخلاق از آن نزده کتاب شیمی حرفی از فیزیک در آن نیست کتاب ریاضیات حرفی از زیستشناسی در آن نیست کتاب زیستشناسی حرفی از تاریخ در آن نیست کتاب تاریخ حرفی از تربیت و اخلاق در آن نیست کتاب اخلاق حرفی از مباحث علمی در آن نیست.@ ولی میبینید که این قرآن همه مطالب را با هم جمع کرده آورده یعنی این اسلوب ویژه و بینظیرش هست که از این بُعد هم این اعجاز را آفریده که همه چیز را با هم میاورد به مسلمانها یاد میدهد و این کار یک شخصیتی هست که تاریخ ثابت کرده خودش هم ادعا کرده و خود قرآن هم تأیید میکند که سواد نداشته.@ شما اگر بگویید من میخواهم راجع به فیزیک مطالعه کنم میگویند این سلسله کتابها راجع به فیزیک، شیمی، زیستشناسی، ریاضیات هست این مباحث پیرامون تعلیم و تعلم، اخلاقیات، اقتصادی، تاریخی، علمی، مابعدالطبیعه هست.@ ولی قرآن این چنین نیست یعنی اسلوب خاص قرآن هم معجزه هست اینکه این اسلوب ویژه را دارد طبقهبندی مطالب را به این صورت دارد همه مطالب را با این روش آورده برای اولین بار، این بینظیر بودن است تنها کتابی که در دنیا داریم همین کتاب هست و بشر عاجز هست که یک همچین مطلبی را بیاورد.@ شما ببینید یک دانشمند در هر رشتهای که دانشمند باشد وقتی بخواهد قلم بزند مطلبی را بنویسد میبینیم که وقتی شروع کرد مطلبی را بنویسد بیان حقیقتی بکند تحقیقات خودش را بنویسد دیگر رنگ و بوی نوشتهاش رنگ و بوی خاصی هست دیگر شیمیایی، فیزیکی، تاریخی است.@ اما قرآن اصلاً اینچنین نیست از سوره حمد که شروع کنید میبینید که راجع به عبادت، انسان، استعانت، توکل و خیلی از مطالب دیگر هست یعنی هر سوره تمام این جنبهها را با هم جمع کرده آورده این هست که بشر را عاجز کرده ولی این اسلوب ویژه قرآن خودش یکی از جهات اعجاز است که بشر عاجز هست یک همچین کتابی با این روش و آهنگ بیاورد.@ مبحث موسیقی هم که مبحث جداگانهای هست به هر حال اگر اینها دروغ و افترا بود که بسته بودند در طول زمان باید اولاً خود شخصیت پیغمبر در طول 23 سال باید دچار تناقضگویی میشد چون حالتها حالتهای ثابتی نبوده.@ حالتهای پیغمبر و مسلمانها با هم کاملاً اختلاف داشته 23 سال طرف حرف میزند و این حرفها ثابت باشد همه مطالبش مطالب دیگرش را تأیید بکنند آیات قرآن اینطوری است(یُفَسِّرُ بَعضُهُ بَعضا) هر آیهای آیه دیگر را تفسیر میکند آیهای آیه دیگر را تأیید میکند.@ آیاتی که در مکه هست هیچ اختلافی با آیاتی که در مدینه نازل شده ندارد آیاتی که در رابطه با اقتصاد هست هیچ منافاتی با مباحث اخلاقی ندارد یعنی با هم جور در میایند با زندگی، شما میبینید که مکاتب بشری اینطوری نیست مکاتب بشری یک اقتصادی را میدهند که این اقتصادی که پیشنهاد میدهند با اخلاقیات جور در نمیاید.@ این اخلاقیاتی که میدهند با سیاست جور در نمیاید یعنی نمیشود با هم جمعشان کرد در یک نظام واحد، اختلاف پیدا میکند مباحث علمیشان با مباحث دیگرشان جور در نمیاید مباحث حقوقیشان با مباحث سیاسیشان جور در نمیاید.@ این همه مطالبی که قرآن بیان میکند هیچ کدامشان آن دیگری را نقض نمیکند و این فقط تنها کتابی است و تنها مکتبی است که این چنین هست در غیر این صورت هر کس همه افراد بشر اینطوری هستند.@ وقتی مکتب و آیینی را از طرف خودشان میاورند وقتی صحبت میکنند کتابشان را مینویسند میبینید که مطالب با هم دچار تناقض هست دچار ضدیت هست این مطالب با هم نمیخواند انسانی که میخواهد مکتب بسازد انسان دچار تناقض و تضاد و چند شخصیتی میشود.@ ولی در اسلام اینطور نیست دنیا و آخرت را طوری با هم تنظیم میکند که شخص میتواند دنیا را داشته باشد آخرت را هم داشته باشد از زیبایی استفاده کند از لذتها و زینتها و زیورها استفاده کند آخرتش را هم بسازد با همدیگر منافات ندارد یعنی همه چیز را یک رنگ و بوی خاص و واحد داده.@ برای همین هست شخصیت مؤمن یک شخصیت به وحدت رسیده است یک شخصیت با ثبات هست برخلاف افرادی که مکاتب دیگر میسازند شخصیتهایی هست که دچار تناقضات مختلف هست در درونش درگیریهای مختلفی وجود دارد.@ اما شخصیتی که قرآن میسازد جامعهای را که قرآن میسازد و معرفی میکند یک جامعهای هست که از همه لحاظ به وحدت میرسد دچار نشاط هست این جامعه خوشبخت هست.@ قرآن همه مطالب را که میفرماید یکی از جهات اعجاز خودش را همین مطالبی که من عرض کردم معرفی میکند در سوره نساء آیه 82(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً) میفرماید آیا تدبر در قرآن نمیکنند اینهایی که به تو ایمان نمیاورند اینهایی که قرآن را قبول ندارند آیا تدبر در قرآن نمیکنند.@ تدبر کنند که چه چیزی را پیدا کنند؟ میگوید اینها اگر تدبر کنند یعنی فکر عمیق کنند این قرآن اگر از جانب خدا نباشد از طرف انسان باشد(وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ) اگر از جانب غیر خدا باشد(لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً) در قرآن اختلاف زیادی را پیدا میکنند اگر از جانب غیر خدا باشد.@ اولاً آزادگی قرآن را، به ما آزادگی را چگونه یاد میدهد که چگونه از عقیدهمان دفاع کنیم و چگونه یک فکر باید مطرح بشود؟ میگوید آن فکری که از منطقی بودن برخوردار هست وجهه منطقی بودن دارد و دروغ در آن نیست و در آن تظاهر به حقانیت نیست و فریب در آن وجود ندارد.@ این باید شجاعت برخورد منطقی را داشته باشد یعنی اجازه تدبر بدهد این آزادگی یک مکتب است شما در شوروی دیدید وقتی که انقلاب شد دور مملکتشان را سیم خاردار کشیدند مسافرت به خارج از کشور ممنوع شد هفتاد سال مردم در یک کشور ممنوع الخروج بودند حق ندارید بیرون بروید و از جاهای دیگر باخبر شوید، چرا مردم نباید باخبر بشوند؟@ رادیوها همه یک موج هست رادیوی دو موجی وجود ندارد که جای دیگر را بگیرد یک موج دارد آن هم از کانال خود دولت پخش میشود جای دیگر را نمیتوانید بگیرد روزنامه مشخص هست باید چه روزنامهای را بخوانید همه چیز دست دولت و دولت هست که باید بگوید یعنی یک نظام کمونیستی هست که باید خوراک مردم را تغذیه کند.@ کتاب دینی یا کتابهای غیر از مطالبی که در مورد کمونیست و سوسیالیست هست ممنوع هست اگر پیدا شود جرم محسوب میشود کسانی که حقانیت ندارند یعنی کسانی که افکار و نظریاتشان با واقعیت جور در نمیاید دروغ و سراب و فریبنده هست رشددهنده و تکاملدهنده نیست همیشه از برخورد آراء میترسند.@ این یکی از خصوصیات باطل هست که باطل همیشه از برخورد آزاد بیزار هست از آزادی بیزار هست نمیشود یک کسی حق باشد با آزادی مخالفت داشته باشد همیشه باطل هست که با آزادی مخالفت میکند.@ چون باطل وقتی آزادی بخواهد بدهد باطل بودنش زود برملا میشود لذا مجبور است مردم را در یک کانال فکری مشخص بیاندازد اصطلاحاً میگویند کانالیزه کردن، مردم را از نظر فکر میبندند که اجازه فکر در چیز دیگری را به او ندهند اسلام اینطور نیست شما در قرآن میبینید که مردم را بارها به علم و مطالعه دعوت کرده.@ اسلام سه تا منبع شناخت دقیق معرفی میکند یک طبیعت، شما خوب در طبیعت مطالعه کنید اگر این مکتب حقانی نباشد نمیگوید مردم بروند مطالعه کنند چون به هر حال یک پیغمبری آمده 23 سال است یک ادعایی کرده به هر حال یک ادعایی کرده در این کتاب راجع به آسمان و زمین و حیوانات گفته بحثهای علمی کرده.@ اگر این دروغ باشد که نمیاید به مردم بگوید شما بروید مطالعه کنید چون اگر مردم مطالعه کنند علم پیشرفت کند بعداً معلوم میشود که این کتاب کتاب باطلی بوده مطالبش دروغ و خرافه بوده.@ مثل آن فلکیاتی که کشیشهای مسیحی به اسم انجیل به خورد مردم داده بودند بعد از یک مدت نیوتن و کِتلِر و گالیله آمدند معلوم شد که آن هیئت بطلمیوسی که اینها آورده بودند قاطی دین کرده بودند باطل شد از بین رفت مسائل مسیحیت فرو ریخت اعتقاد مسیحی مردم، یعنی راه برای کمونیسم باز شد برای بیدین شدن مردم.@ چون مردم فهمیدند آنچه که در کتاب دینیشان به اسم انجیل به خوردشان میدادند بعد از گذشت زمان علم ثابت کرد که اینها اعتبار ندارد اما 1400 سال از نزول قرآن دارد میگذرد اولاً وحدت دارد قرآن یکی هست.@ قرآنهای بیشماری در دنیا ما نداریم از تحریف در امان بوده 1400 سال هیچ کس نتوانسته تحریف کند قرآنی که در اینجا هست با قرآنی که در آمریکا، شوروی، عربستان هست یک قرآن هست و ثابت مانده در دست همه دنیا بوده مردم دنبال علم بودند ولی نتوانستند خلافی در این قرآن پیدا کنند.@ در پزشکی پیشرفت کردیم خلافی نتوانستند در قرآن پیدا کنند آن قسمت که مربوط به آیات پزشکی و طب هست نتوانستند پیدا کنند کسی که حق هست فقط میتواند آزادی بدهد و مردم را دعوت به مطالعه بکند میگوید در طبیعت مطالعه کنید یکی از عبارتهای بزرگ بندگان خدا تفکر در خلقت خداوند هست.@ امام رضا(ع) میفرماید کسی که تشریح و بدنشناسی نمیداند توحیدش ضعیف است کسی که ستارهشناسی خوب نمیداند توحیدش ضعیف است دعوت میکند امام یک دین مردم را، خود دین مردم را دعوت میکند به مطالعه آسمانها و زمین، یعنی شما مطالعه کنید اگر این حق نبود.@ میترسید از مطالعه مردم، چون مردم بعد از یک مدت که مطالعه میکردند میفهمیدند که اینها باطل هست آنچه که در کتاب دینی آمده اما میگوید از عبادات بزرگ شمرده شده مطالعات طبیعی، مطالعات علمی، کار علمی، و بعد مطالعه تاریخ، یکی از منابع شناختی که در قرآن معرفی میکند تاریخ هست.@ میفرماید شما تاریخ و گذشتگان را مطالعه زیاد بکنید به مسافرتها اهمیت میدهد نمیگوید مملکت ورود و خروج ممنوع، میگوید مسلمانها به قسمتهای مختلف مسافرت کنند اینقدر آزادگی میدهد(سِيرُوا فِي الْأَرْضِ) مسافرت کنید بروید همه جای دنیا را بگردید یکی از فوائد مسافرت این هست که انسان عبرتهای زیادی میگیرد.@ قرآن به مسلمانها دستور مسافرت میدهد احادیث و آیاتی داریم که دعوت میکند مسلمانها بگردند یکجا ثابت نمانند در کل زمین بگردند و آیات خدا را مطالعه کنند این اگر باطل بود از مطالعه و فهم مردم میترسید چون به هر حال اگر مردم یک مقدار علمشان رشد کند بعد از گذشت زمان میفهمند که مسأله باطل بوده.@ اما چرا اینقدر محکم هست چرا اینقدر آزاده برخورد میکند چرا نمیترسد از اینکه مردم مطالعه کنند و دنبال تحقیق بروند؟ اینقدر دین اسلام قوی هست که پیغمبر فرمود شما هر علمی را که بروید فرا بگیرید در نهایت به همین بر خواهید خورد به خدا خواهید رسید.@ لذا ما الان خداشناسی داریم فقط از دیدگاه فیزیک، ریاضی، شمی، زیستشناسی، هیئت و نجوم داریم یک کتابی هست به نام اثبات وجود خدا به قلم 40 تن از دانشمندان، میبینید که دانشمندان تخصصهای مختلف دارند دانشمندان مسلمان هم نیستند دانشمندان غیر مسلمان هستند.@ اما وقتی در هر رشتهای از رشتههای علوم راه پیدا میکنند و مطالعه میکنند در نهایت به یک چیز میرسند نمیترسند مثلاً سازمان منافقین را نگاه کنید در مملکت خودمان بود اعضای خودش را در این خانهها محبوس کرده بود که شما حق نداری رادیو جمهوری اسلامی را گوش کنید حق ندارید روزنامههای نظام را بخوانید حق ندارید کتابهای شهید مطهری را بخوانید.@ یکی از کتابهای مهم شهید مطهری کتاب روش رئالیسم هست که اصلش مال مرحوم علامه است و پاورقیهایش را مرحوم مطهری زده، میترسیدند حرام بود یعنی تحریم کرده بودند که اگر دست یکی از اعضا میدیدند حسابش رسیده بود که کتابهای دینی و کتابهای شهید مطهری را نخوانید.@ اما اسلام اینطوری نمیگوید اسلام میگوید نظرات مختلف را بخوانید(فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ) بشارت بده به بندگان من که همه حرفها را اول میشنوند و بهترینشان را انتخاب میکنند یعنی آزادگی فکر است یعنی نترسیدن، یعنی شجاعت داشتن، فقط یک دین حق که استحکام داشته باشد میتواند اینقدر آزاد برخورد کند.@ مثل اینکه شما الان اعتقاد دارید که 2×2 برای شما روشن هست هر جای دنیا بروید ترسی ندارید از اینکه حالا یک کسی بیاید یک حرفی با شما بزند چون نظر شما به هر حال برنمیگردد دو ضرب در دو هیچ وقت پنج نمیشود هیچ وقت هم سه نمیشود همیشه چهار هست.@ مثل اینکه روز روشن است و شب تاریک است این یک اصل ثابتی هست دین ترسی ندارد اسلام ترسی ندارد قرآن ترسی ندارد از اینکه مسلمانان دنبال علم بروند همه را دعوت میکند به مطالعه، با این شجاعت، ولی باطل اینطوری نیست باطل همیشه از تحقیق دیگران میترسد چون میداند اگر تحقیق شروع بشود بطلان هم اثبات خواهد شد.@ لذا میگوید(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ) آیا منکرین ما نمیایند یک بار این قرآن را بخوانند شما که میگویید نیست، شما که انکار میکنید شما که دنبال گناه میروید یکبار بیایید این را بخوانید چرا میترسید از اینکه بیایید قرآن را بخوانید؟@ من افراد زیادی هستند که با آنها تماس دارم از غیر افراد دینی هستند متدین نیستند مثلاً اهل علم هستند؟؟؟ فطرتشان هم میگوید که اگر بخواهند بیایند مطالعه کنند میفهمند حقیقت چیست میگوییم شما که اهل علم هستید بیایید این قرآن را بخوانید ببینید چیزی در آن پیدا میکنید خلاف علم امروز، دست به قرآن نمیزند.@ خیلی راحت راجع به مسائل قرآن و دین و سیاست و نماز و روزه و وحی و روح و بهشت و جهنم نظر میدهد اما شجاعت مطالعه را ندارد شجاعت شنیدن را ندارد یعنی آدم جاهل و نادان اظهارنظر، ادعا تا دلت بخواهد اما شجاعت برخورد هرگز، شجاعت بحث ندارند نمیتوانند این کار را بکنند.@ اهل باطل اینطوری هستند قرآن میگوید که آیا شما تدبر نمیکنید قیامت اگر این سؤال را بکنند از آنهایی که ایمان نیاوردند چه میخواهند جواب بدهند الان هم این سؤال میشود قرآن آیه 82 سوره نساء 1400 سال است دارد این سؤال را از همه انسانها میکند.@ از همه انسانها با همه آیینهایی که دارند در تمام زمین، که بیایید قرآن را مطالعه کنید اگر شما فکر میکنید که این قرآن از جانب غیر خدا آمده اگر کار بشر بود به هر حال با گذشت روز با پیشرفت علم باید این هم پیشرفت میکرد باید مطالب این قدیمی و کهنه میشد و میفهمیدید که اختلاف برایش پیدا میشد ولی این اصلاً اختلافی ندارد.@ مسائل سیاسی با اقتصادی با تاریخی با علمی با مسائل خانوادگی هیچ کدام همدیگر را نقض نمیکنند اگر از جانب غیر خدا بیاید در آن اختلاف زیاد هست این دارد یک روانشناسی هم به ما یاد میدهد.@ یکی از آیات مهم هست اگر کسی بخواهد دقت کند و آن این هست که فقط تنها کسی که میتواند یکبار حرف بزند حرف اولش حرف آخرش باشد خداوند است انسان همیشه مطالبش در حال تکامل و تغییر هست مگر آنکه که حق باشد از جانب خود خدا گرفته باشد.@ لذا میگوید هر بشری با هر درجهای از علم باشد چیزی بگوید از طرف خودش بخواهد بگوید در چند سال آینده آن چیز قدیمی و کهنه میشود ریاضیات الان با ریاضیات 50 سال پیش زمین تا آسمان فرق کرده فیزیک الان با فیزیک 50 سال پیش زمین تا آسمان فرق کرده خیلیهایش الان نفی شده.@ گالیله میاید نظریات بطلمیوس همه را به هم میریزد بعد نیوتن میاید میبینید که یکسری از چیزهای قدیمی دیگری را از هم میپاشد تا همان چند سال گذشته همه فکر میکردند که تئوری نیوتن در مورد نور و مسائل دیگر صادق است.@ انیشتین میاید آن تئوری را به هم میریزد میاید ثابت میکند که فرمول نیوتن در خیلی از مسائل جوابگو نیست و غلط از کار در میاید علم اینطوری هست اما چطور هست یک کتاب آسمانی بیاید و در طول 1400 سال مطالبش کهنه و قدیمی نشود.@ میفرماید این معجزه هست اگر از جانب غیر خدا بود(لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً) حتماً در آن یک اختلاف زیادی پیدا میشد یعنی آنچه که تراوش فکر بشر هست علم بشر هست بدون تکیه به منبع لایزال الهی تغییرپذیر هست کمالپذیر هست.@ از نقص همیشه رو به کمال میرود همیشه مردم نسبت به عقائد چند سال گذشتهشان، افکار چند سال گذشتهشان، مسائل شخصی را عرض میکنم نه عقائد دینیشان، اگر به حق باشد که همیشه ثابت است.@ افکار شخصی خودشان میبینند که الان آن نظرات را ندارند رفتار و عملکردشان، شما در رفتار یک بچه میبینید وقتی دارد بزرگ میشود یواش یواش خیلی از رفتارها را کنار میگذارد رفتارهای جدید میگیرد در هر سال، در کودکی رفتارهایی دارد که در نوجوانی آن رفتارها را ندارد.@ در نوجوانی رفتارهایی دارد که در جوانی ندارد در جوانی رفتاری دارد که در بزرگسالی ندارد در بزرگسالی رفتاری دارد که در پیری ندارد از نظر علم هم همینطور هست تغییر میکند از نظر بینش و خلق همینطور هست.@ مگر چیزی که حق باشد از جانب خدا باشد آن هست که ثابت هست خوب به این استدلال دقت کنید قرآن چقدر قوی این استدلال را میکند میگوید اگر قرآن معجزه نبود از جانب خود پیغمبر بود از جانب خدا نیامده بود.@ یک شخصی این را آورده بود با گذشت زمان باید مطالبش منسوخ میشد و از بین میرفت آن هم 14 قرن، الان ریاضیات 20 سال پیش با الان قابل مقایسه نیست هیئت 20 سال پیش، فیزیک 20 سال پیش، زیستشناسی 20 سال پیش تا الان، زمین تا آسمان فرق کرده.@ چطور مطالب علمی قرآن همیشه تازه هست ثابت مانده حرفهایی که قرآن زده اخلاقیاتی که قرآن زده سیاستی که قرآن آورده تجارتی که قرآن آورده اقتصادی که قرآن آورده چرا تغییر نکرده؟ چرا همینطوری ثابت مانده؟ هنوز نو و تازه و شیرین است هنوز حرف اول و آخر است باید روی این تعمق کنیم.@ سؤال میکند با وجدان هم میگوید شما باید جواب بدهید همه انسانها، اگر الان جواب دادیم که چه بهتر، ندادیم در قیامت باید جواب بدهیم اگر درست تعقل نکرده باشیم قرآن میفرماید آنهایی که تدبر در قرآن نمیکنند روی قلبشان مُهر خورده یعنی نمیتوانند مریض شدند گناه آنقدر قلب اینها را آلوده کرده که شجاعت و توانایی مطالعه قرآن را از آنها گرفته.@ همین لحن آیه که(أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ) در جای دیگر آمده میفرماید آیا مردم تدبر در قرآن نمیکنند یا اینکه روی قلبشان مهر خورده فقط کسانی که قلبشان باز هست میتوانند تدبر و تعمق در قرآن بکنند تعصب کورشان نکرده باشد.@ قومگرایی، نژادپرستی، خودخواهیها، شهوتخواهیها اینها کورشان نکرده باشد فقط اینها هستند که میتوانند آزادانه در قرآن مطالعه کنند پس امروز یکی دیگر از جنبههای اعجاز قرآن را خواندیم و آن هماهنگی مطالب مختلف قرآن هست که این هماهنگی هم از چند جهت بود که عرض کردم هم از جهت آهنگ و الفاظ بود هم از جهت معانی و مفاهیم بود.@ از هر دو جهت مطالبش با هم هماهنگی دارد جلسه بعد راجع به آهنگ و موسیقی قرآن و فصاحت و بلاغت قرآن یک مقداری صحبت خواهیم کرد و باز نظر دانشمندان را هم در این جهت خواهیم خواند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 053 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 053 - راهشناسی