أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ پیشدرسمان را طبق روال جلسات گذشته پیرامون اهمیت علم ادامه میدهیم یکی از مشکلاتی که عدهای از مردم بخصوص جوانها دارند آن جوانهایی که میخواهند اهل مطالعه هستند میخواهند اهل علم و معرفت باشند این هست که نمیدانند باید به دنبال کدام علم بروند وقتشان را چگونه پر کنند یا اگر میخواهند مطالعهای کنند چه نوع کتابهایی را مطالعه کنند.@ اگر دروسی را میخواهند گوش بدهند چه نوع دروسی را گوش بدهند اگر رشتهای را میخواهند انتخاب کنند چه نوع رشتهای را انتخاب کنند یک مقدار در رابطه با پر کردن اوقات فراغتشان و انتخاب نوع علمی که باید فرا گرفت در تشویش و شک و اضطراب هستند اگر این نکته را اضافه کنیم که ما نسبت به لحظه به لحظه عمرمان مسئول هستیم این اضطراب هم بیشتر خواهد شد.@ و در روایت داریم که در روز قیامت به تعداد ساعتهای یک روز برای شخص 24 صندوق باز میکنند به تعداد ساعتها، بعضی از صندوقها را وقتی درش را باز میکنند به قدری خوشحالی به شخص دست میدهد که در روایت داریم اگر تمام آن خوشحالی را بین اهل جهنم پخش کنند همه اهل جهنم از احساس درد ایمن هستند.@ یعنی دیگر دردی را احساس نمیکنند اینقدر این شادی زیاد هست و بعضی از صندوقها وقتی درش را باز میکنند چنان ناراحتی و أسفی به او عارض میشود که اگر این ناراحتی را بین همه بهشتیان تقسیم کنند دیگر بهشتیان لذتی را نمیتوانند ببرند.@ و بعضی از صندوقها را باز میکنند باز هم شخص متأثر میشود و میگوید ای کاش اینها را پر میکردم خالی نمیگذاشتم بیهوده از من بگذرد صندوقهایی که خوشحالی ایجاد میکند ساعتهایی هست که در طاعت خداوند گذرانده در هدفی که خداوند برایش مشخص کرده گذرانده در اوامری که خداوند فرموده صرف کرده آن ساعتهایی را که به او غم و غصه دست میدهد.@ ساعتهایی هست که معصیت خدا را کرده خلاف دستور خدا عمل کرده و آن ساعتهایی که تأسف میخورد که ای کاش درست مصرف کرده بودم ساعتهایی هست که بیهوده گذاشته و مصرف خوبی نکرده و تلف کرده.@ حالا اینکه ما چه کاری بکنیم و به چه کاری بپردازیم خودش خیلی مهم است فقط و فقط تنها چیزی که ما را نجات میدهد با توجه به آیات و روایاتی که مفصل در این جلسات با هم مباحثه کردیم به این نتیجه رسیدیم که تنها چیزی که ما را نجات میدهد طاعتهاست و عرض کردم که طاعت یک کلمه کلی است.@ طاعت به معنای عبادت نیست یعنی که ما فقط نماز بخوانیم و روزه بگیریم، طاعت یعنی کسی که با پدرش برخورد دارد آن وظیفهای که خدا مشخص کرده در برخورد با پدر و مادر طاعت میشود با همسرتان، با فرزندان، با دوست، با همسایه، با معلم با شاگرد، با هممحلی، مجموعه وظائفی را که ما انجام میدهیم این طاعت میشود.@ یعنی فقط نماز خواندن و روزه گرفتن نیست طاعت یعنی مهمانی دادن، مهمانی رفتن، شاد بودن، تفریح کردن، بسته به اینکه خدا کجا چگونه فرموده و ما همانگونه عمل کنیم حالا در رابطه با نوع علومی که میخواهیم یاد بگیریم چون بحث ما پیرامون علم هست.@ این روایت نسبتاً طولانی را از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(أولی ما لا یُتَقَبَلُ العَمَلُ إلاّ بِه أوجَبُ العِلمِ عَلَیکَ ما أنتَ مَسئُولٌ عَنِ العَمَلِ بِه ألزَمُ العِلمِ بِکَ ما دَلَّکَ عَلی صَلاحِ دینِک وَ أبانا لَکَ عَن فَسادِه أحمَدُ العِلمِ عاقِبَۀً ما زادَ فی عَمَلِکَ العاجِل وَ أزلِفَکَ فِی العاجِل).@ میفرماید لازمترین علم برای تو این هست که هیچ عملی بدون داشتن آن علم از تو قبول نمیشود اعمالی را که انسان انجام میدهد باید با شناخت و معرفت باشد در روایت دوم ما داریم از امام صادق(ع) (لا یَقبَلُ الله عَمَلً إلاّ بِمَعرِفَه) خداوند هیچ عملی را بدون معرفت از کسی نمیپذیرد.@ لذا میفرماید که اگر بخواهی عملی را انجام بدهی باید یکسری علوم را بدانی آن معارف را بلد باشی تا اعمال تو پذیرفته شود یعنی یکسری از معارف را باید بدانی همان اصول دین هست در اینجا منظور از این علمی که هیچ عملی به وسیله آن پذیرفته نیست معارف الهیه هست.@ مثل اینکه کسی نماز بخواند به امامت و نبوت اعتقاد نداشته باشد نماز بخواند به ضرورت اطاعت از امام اعتقاد نداشته باشد نماز بخواند به معاد اعتقاد نداشته باشد این نمیشود هیچ عملی بدون اعتقاد به این که روی خط مستقیم و صراط مستقیم حرکت میکند.@ شخص جاهل یا افراط میکند و یا تفریط، همیشه یا به چپ منحرف میشود یا به راست، بنابراین اگر بخواهیم درست عمل کنیم باید اطلاعاتمان خوب باشد. نبی اکرم(ص) میفرماید(قَلیلُ العَمَل مَعَ کَثیرِ العِلم کَثیرٌ وَ کَثیرُ العَمَل مَعَ قَلیلُ العِلم قَلیلٌ) میفرماید یک کمی از عمل با آگاهی زیاد خیلی زیاد است این عمل زیاد است ولو خیلی کم است از نظر مقدار و زمان.@ ولی چون با آگاهی و بینش زیادی این عمل انجام شده میفرماید این عمل عمل زیادی محسوب میشود اما خیلیها عمل زیادی دارند کارهای خیر زیادی دارند عبادتهای زیادی دارند اما آگاهیشان کم است میفرماید اعمال زیاد با آگاهی کم کم است.@ لذا آن چیزی که عمل را بالا میبرد و مقدارش را افزایش میدهد و اثرش را بیشتر میکند آگاهی و شعور فرد هست نیت و بینش یک فرد هست که عمل را بالا میبرد میگوید ببینید چه چیزهایی در قیامت از شما سؤال میکنند ما داریم صراط که در جهنم هست سه هزار سال راه مسیر هست که همه انسانها باید از این رد شوند و هر هزار سال هم یک ایستگاه و موقف دارد.@ یعنی 50 ایستگاه انسان را نگه میدارند و سؤال میکنند که مثلاً در مورد فلان چیز چه کردی اگر ما روابطمان را در همینجا سریع انجام داده باشیم مثلاً آنجایی که از پدر و مادر میپرسند ما روابطمان با پدر و مادر تنظیم شده باشد نه آنطور که دلمان میخواهد بلکه آنطور که خداوند فرموده.@ بعضیها میگویند ما اینطوری دلمان میخواهد با پدر و مادرمان باشد من غیر از این نمیتوانم من حوصلهاش را ندارم میلم نمیکشد طبعم نمیکشد، نه آنطور که خدا میخواهد میل و طبع یعنی جهنم، این میل و طبع را جهنم میسوزاند.@ آن که خدا میخواهد با پدر و مادر آن که خدا میخواهد انجام داده با همسر، با فرزند، با قرآن، با امامتان و ولی فقیهتان آن که خدا میخواهد از نماز سؤال میکنند که با نماز چه کردی اگر کسی در این دنیا خودش به حساب خودش برسد(حاسَبُوا قَبلَ أن تُحاسَبُوا) خودتان به حساب خودتان برسید قبل از اینکه دیگران به حساب شما برسند خودتان خودتان را محاسبه کنید.@ ببینید آنهایی که شما مسئول هستید عمل کنید الان روابطتان چطور است خوب عمل میکنید؟ آنطور که باید عمل بشود عمل میشود یا نه، خوش به حال کسی که در اینجا به حساب خودش برسد خودش را محاسبه کند اگر این کار را کردید آنجا دلیل ندارد ما معطل بشویم.@ در روایت داریم بعضیها مثل یک چشم به هم زدن و برق از روی صراط رد میشوند اصلاً صراطی را متوجه نمیشوند تا میگویند بروید میبینند در بهشت هستند صراط و جهنم و پلی نیست لغزش و آتشی نیست به خاطر اینکه در دنیا خیلی سریع عمل کردند خیلی زود به حساب خودشان رسیدند.@ بعضی وقتها ما میاییم خیلی از واجباتمان را فراموش میکنیم یادمان میرود یک صراطی داریم که آنجا از ما در رابطه با چیزهای بخصوصی سؤال میشود اصلاً کأنه همچین چیزی نیست پشت گوش میاندازیم.@ بعد به کارهایی میپردازیم وقت و جوانیمان را صرف چیزهایی میکنیم که اصلاً از ما آنجا سؤال نمیکنند و هیچ ضرورتی ندارد که ما اینقدر وقت برای این چیزها بگذاریم کسی از ما این سؤالها را نمیکند کسی از ما نخواسته که ما وقتمان را اینگونه صرف کنیم اما میبینید که ما اینگونه صرف میکنیم.@ پس بیاییم اول آن چیزهایی که نسبت به آنها مسئول هستیم بپردازیم آن چیزهایی که در حیات ابدی به داد ما میرسد جنین ببینید وقتش را چگونه صرف میکند تمام وقتش را صرف استعدادهایی که در دنیا نیاز دارد میکند.@ حالا اگر آمد برای خودش دُم و شاخ درست کرد اینها که به دردش نمیخورد حالا اینها درست شده کار کرده زحمت کشیده درست کرده اما اینها به چه دردش میخورد دُم و شاخ برای چه میخواهد، ما برای قبر و قیامتمان شاخ و دُم تهیه میکنیم بیاییم دست از این شاخ و دُمها برداریم چه علاقهای به اینها داریم.@ ببینیم انسان در ابدیت چگونه زیباست همان زیبائیها را تهیه کنیم به فکر آنها باشیم فطرت ما اینگونه میطلبد ما اگر خلاف این را عمل کنیم در درون خودمان اضطراب و تشویش و سوءظن و بدبینی و بداخلاقی و انواع و اقسام بیماریها دچار خواهیم شد بیاییم همان که باطن و فطرتمان میخواهد عمل کنیم.@ لازمترین علم برای تو آن است که(ما دَلَّکَ عَلی صَلاحِ دینِک) تو را راهنمایی کند به اصلاح دینت، دینت را اصلاح کند یعنی فساد دینت را بشناسی یعنی آفتهایی که باعث بیدینی تو میشود آفتهایی که عبادتهای چندین و چندساله تو را از بین میبرد.@ آفتهایی که ممکن است بعد از 50 سال یک عمل نگذارد در نامه عمل تو بماند آن آفتها را بشناسیم ببینیم آفت نماز و روزه و قبر و آبادی قبر و آبادی آخرت ما چیست این آفتها را بشناسیم و بیخود زحماتمان به هدر نرود.@ خیلی عمل کردن هنر نیست هنر این هست که ما عمل کنیم و این عمل را درست بتوانیم با خودمان ببریم سالم بتوانیم نگه داریم این را مطالعه کنیم ببینیم چه چیزهایی باعث میشود که اعمال انسان هبط بشود و از بین برود.@ چه چیزهایی هست که ممکن است ما را از شفاعت معصومین(ع) در قیامت که همه ما به آن محتاج هستیم محروم کند آن کارها را انجام ندهیم آفتها را بشناسیم عشق به آنها نداشته باشیم بعضی از ما علاوه بر اینکه این آفتها را نمیشناسیم به آنها عشق هم داریم یعنی عاشق این جهنمهایی هستیم که در روح ما هست از جهنم لذت میبریم.@ داریم که بعضیها را در روز قیامت اگر بعضی از بدها را به بهشت ببرند در بهشت هیچ لذتی نمیبرند به خاطر اینکه سنخیت ندارند شما اگر الان راحت در کلاس مینشینید دلتان راحت است دارید میشنوید احساس ناراحتی نمیکنید وقتی سر کلاس نشستید این معارف الهی و احادیث اهل بیت و آیات قرآن که به گوشتان میخورد لذت میبرید این یعنی سنخیت با بهشت داشتن.@ اما اگر یک کسی آمد در این کلاس این چیزها را شنید و حوصلهاش سر رفت اعصابش خورد شد انگار که دارید به او توهین میکنید نفسش میگیرد قلبش میزند این کس یعنی سنخیت با این معارف ندارد بعضی از زشتیها هستند که ما از آنها لذت میبریم با آنها سنخیت داریم بیاییم آنها را اول بشناسیم و بعد این محبتها و عشقها را ببُریم دیگر به اینها عشق و علاقه نداشته باشیم.@ آن حدیثی که جلسات قبل گفتم که سلامت قلب از همه سلامتها مهمتر هست(وَ أبانا لَکَ عَن فَسادِه) فساد دینت را به تو نشان دهد روشن کند که بیخود عمرت را تلف نکنی به اسم اینکه من دیندار و مسلمان هستم و بعد از مدتها بفهمی که بیخود عمل کردی و باطل بوده.@ (أحمَدُ العِلمِ عاقِبَۀً ما زادَ فی عَمَلِکَ العاجِل) پسندیدهترین علم برای تو این هست که عملی که داری میکنی زیادش بکنی کم نشود بیشتر روزبهروز به عمل صالحت افزوده بشود آفت یک انسان این هست که عملش را زیاد ببیند بگوید ما خیلی خوب داریم عمل میکنیم کاشکی همه اینقدر عمل کنند همین مقدار که عمل کردیم بس است بیشتر از این نمیخواهیم.@ نه روزبهروز به عمل صالح انسان زیاد شود و تو را در آخرت به خدا نزدیک کند یعنی این علم تو را در آخرت به خداوند و اولیاء خدا نزدیک کند این علم علم خداست دنبال اینها باشیم که در ابدیت سودهای ابدی داشته باشیم دنبال علمهایی باشیم که این علمها تا ابدیت به همراه ما هست.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) در اصول کافی هست(لا یَقبَلُ الله عَمَلً إلاّ بِمَعرِفَۀٍ) خداوند هیچ عملی را بدون معرفت از کسی نمیپذیرد یعنی باید شناخت داشته باشیم نسبت به آن علم.@ یک قسمتی از روایت طولانی هست از امام کاظم(ع) میفرماید(فَلا تَشغَلَنَ بِعِلمٍ ما لا یَضُرُکَ جَهلُه) میفرماید خودتان را مشغول نکنید به علمهایی که ندانستنش ضرری به شما نمیرساند بعضی از علمها هستند که اگر انسان نداند به او ضرر میرسد ولی بعضی از علمها هست که اگر انسان نداند به او هیچ ضرری نمیرسد.@ ما وقتی بیاییم شئون خودمان را تقسیم کنیم شئون گیاهی، حیوانی، انسانی خودمان را بعضی از علوم هست اصلاً ربطی به شئون انسانی ما ندارد البته نه اینکه شئون گیاهی و حیوانی مهم نباشد اگر کسی به شئون گیاهی و حیوانی نرسد و آنها سلامتشان حفظ نشود شئون انسانی هم لطمه خواهد دید.@ جسم و روح با هم هستند جسم جزء قوای نفس و روح هست این علوم که بد نیست ولی بعضی از مشغلهها، علوم، سرگرمیها، شغلها چیزهایی هست که اگر انسان نداند به هیچ جا برنمیخورد آنوقت بعضی از افراد متأسفانه به خاطر جهالتشان خیلی به این علمها پز میدهند و کیف میکنند که اینها را بلد هستند و یک شرفی هم نسبت به دیگران پیدا کردند به خاطر اینکه این علوم را بلد هستند.@ میگوید دنبال چیزی باشید که ندانستنش به شما ضرر میرساند نه دنبال چیزهایی که ندانستنش به شما ضرر نرساند آن چیزهایی که وقتی ندانید در حرکت به سمت ابدیت دچار ضرر بشوید اول دنبال آن علوم بروید علوم دیگر را در کنارش یاد بگیرید هیچ مانعۀ الجمع هم نیست.@ یعنی اشکال ندارد که انسان در عین حال که دارد علومی را یاد میگیرد که در حرکتش به سمت ابدیت کمکش میکند علوم دنیایی را هم یاد بگیرد که در دنیا هم طوری زندگی کند که آخرت زیباتری داشته باشد.@ (إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُؤمِنُ المُتَحَرِّف) خداوند مؤمنی را که حرفه بلد است دوست دارد حرفه، صنعت، شغل بلد است ائمه و پیغمبران ما را نگاه کنید هر کدامشان از راهی غیر از مسائل دینی نان میخوردند اتفاقاً سفارش شده که از راه دینتان نان نخورید از راهی غیر از معارف دینی.@ مثلاً حضرت داود(ع) خداوند به او صنعت لباسدوزی را یاد داد که زره درست میکرد از آن طریق نان میخورد بعضیهایشان چوپان بودند سبد درست میکردند خیاطی میکردند اینها شغلهای خوبی هست که انسان شغلی را داشته باشد که با آن روزی حلال به دست بیاورد پس اینها را بد نمیداند بسیار هم خوب هست.@ ولی بعضیها بدون اینکه قصد درآمدی داشته باشند که از این درآمد برای رفاه زندگیشان و رفاه آخرتشان استفاده کنند میپردازند به کارهایی که اصلاً ارزشی ندارد وقتشان را تلف میکنند و در حالی که دارند به آن علوم میپردازند خیلی از چیزهایی که باید یاد بگیرند دارد از اینها قضا و فوت میشود و اینها اصلاً مست متوجه نیستند.@ در جلسه گذشته این نکته را عرض کردیم که قرآن تحدی کرده تحدی یعنی حریفطلبی کرده گفته اگر کسی میتواند و ادعا دارد که این کتاب کار خدا نیست و کار بشر هست اگر میتواند یک کتاب مثل این بسازد اگر میتواند ده تا سوره بسازد اگر میتواند بیاید یک سوره بسازد قرآن چند جور تحدی کرده.@ البته اینطوری که من به ترتیب گفتم قرآن به ترتیب نگفته قرآن به نوعهای مختلف گفته هم از مردم خواسته آنهایی که ادعا کردند قرآن کار بشر هست و بشر میتواند بیاورد گفته اگر میتوانید شما یک سوره یا ده سوره یا مثل این کتاب اگر میتوانید بیاورید.@ و عرض کردیم که هنوز در طول 1400 و چند سالی که از نزول قرآن میگذرد هیچ بشری همچین قدرتی پیدا نکرده که یک کتاب مثل این کتاب بتواند بسازد از این جلسه به بعد میخواهیم کار کنیم روی وجوه اعجاز قرآن که چرا قرآن معجزه است.@ چه چیزهایی در قرآن هست که بشر را از آوردن مثل آن عاجز کرده از امروز راجع به خود آورنده قرآن حضرت محمد(ص) صحبت میکنیم یعنی یک مطالعهای روی شخصیت ایشان میکنیم و یک نگاهی میکنیم به دورانی که این بزرگوار در آن دوران زندگی میکرده متولد شده و مبعوث شده تا ببینیم که مکان نزول قرآن و زمان نزول قرآن چگونه بوده.@ راجع به خود نبی اکرم(ص) اولاً آنچه که در تاریخ مسلم هست این هست که پیغمبر شخص بیسوادی بوده یعنی سواد خواندن و نوشتن نداشته مدرسه نرفته معلم ندیده استاد ندیده و تا آخر عمرش هم اینگونه بوده.@ هیچ کس از پیغمبر در طول تاریخ نه یک خط نوشته دارد نه یک بیت شعر نوشته دارد و نه هیچ چیز دیگری، از پیغمبر چیزی نوشته به یادگار نمانده نامههایی که پیغمبر نوشته به پادشاه ایران و پادشاه مصر و کسان دیگر حضرت دبیرانی داشته حضرت حدود ده تا نویسنده داشته که وقتی قرآن نازل میشده به این دبیران میگفته این آیات را بنویسند.@ اولاً قلب مبارک خودشان که تمام قرآن را حفظ داشتند هیچ خطا نمیکرده ولی میگفته بنویسند که بتوانند پخش کنند و بعدها اختلاف ایجاد نشود ده نویسنده اینها را مینوشتند مثل علی(ع)، همین معاویه ملعون یک زمانی دبیر پیغمبر بوده آیات را مینوشته اینها آیات را ثبت میکردند.@ ولی خود پیغمبر با خط خودش هیچ کس ندیده و ندارد از ایشان یک بیت شعری یا یک خط نوشته و نثری هیچ چیز در تاریخ ثبت نشده تا آخر عمرش هم هرگز دیده نشد که ایشان از روی کتابی یا ورقهای چیزی بخوانند چون سواد خواندن و نوشتن بلد نبودند.@ در مدتی که زندگی میکرد تا رسالتش یعنی 40 سالی که زندگی کرد هیچ کس نه از او سراغ دارد که یک حرف علمی زده باشد بحث علمی کرده باشد و یا چیزی نوشته باشد شخصیت دوستداشتنی هم بوده در جوانی به محمد امین(ص) معروف بوده به خوشبرخوردی و خوشاخلاقی و امانتداری معروف بوده.@ ولی کسی از ایشان سابقه علمی نداشته و یکی از استدلالاتی که خودش برای حقانیت خودش میکند این آیه هست که میفرماید(قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ).@ استدلالی که خود پیغمبر میکند خیلی قوی هست میفرماید بگو اگر خدا میخواست قرآن را بر شما تلاوت نمیکردم و به شما نمیفهماندم شما را آگاه نمیکردم به احکام قرآن، من پیش از این عمری در میان شما زندگی کردم یعنی شما خودتان که من را میشناسید از بچگی تا الان که من 40 سال دارم و مدعی هستم که از طرف خدا مبعوث شدم تا الان در میان شما زندگی کردم.@ شما کدامتان دیدید من یک روز پیش معلمی بروم استادی دیده باشم کتابی نوشته باشم خطی نوشته باشم چیزی خوانده باشم شما که خودتان سابقه من را میدانید کدام یک سابقه دارید که من تا به حال چیزی خوانده باشم یا چیزی نوشته باشم.@ یعنی احتجاج و دلیلش به سابقه خودش هست میگوید سابقه من این است شما که سابقه من را میدانید چطور میگویید که این رفته اینها را جمع آوری کرده از این و آن یاد گرفته آمده، من که سوادی ندارم بعد هم شما میدانید پیغمبر در 40 سالگی مبعوث شده و ادعای رسالت کرده.@ اگر بنا باشد کسی ادعا بکند در قبل از 40 سال یعنی دوران جوانی بهترین دوران هست برای شهرتطلبی و مقامخواهی و پیشرفت، این 40 سال چکار کرده؟ مثل یک آدم معمولی بین همه زندگی کرده هیچ کاری نکرده هیچ ادعایی نداشته یک نفر هم طرفدار جمع نکرده.@ اگر خیال قدرتطلبی و جاهطلبی داشت در این 40 سال خیلی کار میتوانست بکند، شهرت داشت به محمد امین معروف بود 25 سالش بوده ایشان با حضرت خدیجه(س) ازدواج کرده میتوانست از ثروت ایشان و از شهرت همسرش استفاده کند خیلی برای خودش طرفدار جمع کند مقام و قدرت جمع کند اهل این نبوده.@ لذا از سابقه خودش دلیل میاورد میگوید شما سابقه من را میدانید اگر قرار بود من کتابی بیاورم و ادعایی بکنم قبلاً باید این کارها را کرده بودم شما میدانید که من قبلاً هیچ کدام از این کارها را نکردم این شخصیت خود پیغمبر است.@ کتابی که میتوانم به شما معرفی کنم که بیشتر در رابطه با اُمی بودن نبی اکرم یعنی بیسواد بودنش و اثبات این قضیه مطالعه کنید کتاب پیامبر اُمی هست نوشته استاد شهید مرحوم مطهری(ره) کتاب خوبی هست مطالعه کنید که پیامبر بیسواد بوده و کسی از او سابقه خواندن چیزی یا نوشتن چیزی را نداشته.@ حالا راجع به وضعیت مردم آن زمان، وضعیت مردم آن زمان را اگر ما ندانیم وقتی با قرآن آشنا میشویم ممکن است بگوییم آن زمان روزگار علم و پیشرفت بوده این قرآن هم تعجب ندارد اما وقتی با وضعیت علمی آن زمان آشنا میشویم این تعجب ما بیشتر میشود اعجاز قرآن بیشتر ظهور پیدا خواهد کرد که وضعیت عرب چگونه هست.@ زمان پیغمبر و قبل از آن معروف است به اعراب جاهلیت یعنی افرادی که خیلی جاهل و نفهم بودند اهل خرافه بودند خیلی کارها میکردند که من چند نمونه را یادداشت کردم که برای شما بنویسم اگر بیشتر خواستید میتوانید به همان جلد اول کتاب فروغ ابدیت مراجعه کنید.@ از خرافهها و اعتقادات باطلی که اینها داشتند اول از این مردمی بودند که از راه جنگ و غارتگری زندگی میکردند یک مردم وحشی بودند و دخترانشان را زنده به گور میکردند اول از این از داشتن دختر بدشان میامد به دلائل مختلفی.@ یکی از دلائلش این بود که میگفتند این نانخور اضافی هست برای اینکه روزی ما کم نشود اینها را زنده زنده دفن میکردند نمیکشتند و دفن کنند بلکه زنده زنده اینها را دفن میکردند با مادرهای خودشان ازدواج میکردند در موارد نیاز و ضرورت که خودشان فکر میکردند این وضعیتی بود که آن موقع داشت.@ یا از خرافههای دیگرشان این بود که اگر با گاو ماده میرفتند جایی چشمهای، گاو ماده اگر آب نمیخورد گاو نر را شروع میکردند به زدن دلیلشان هم این بود که میگفتند این گاو نر در چاهش دیو است این گاو ماده که این دیوها را میبیند میترسد آب نمیخورد او آب نمیخورد این بیچاره را کتک میزدند.@ یا از بزرگانشان وقتی میمرد یک قبر هم میکَندند به اندازه شتر بعد این شتر را زنده زنده در قبر میگذاشتند نه آبی نه چیزی تا بمیرد بعد دفن میکردند میگفتند این شتر برای این خوب است که اگر رئیس روز قیامت خواست مبعوث بشود پیاده راه نرود خسته بشود آن موقع سوار شتر بشود و با شتر اینطرف و آنطرف برود.@ و یا مثلاً وقتی میخواستند یکجا وارد بشوند در یک محلی بود که اینها نرفتند تازه میخواهند وارد بشوند میگفتند ممکن است در این دیوی باشد برای اینکه نترسند ده مرتبه صدای الاغ از خودشان در میاوردند که آن دیوها بیرون بروند این وضع فرهنگی مردم زمان پیغمبر هست.@ بتهای شخصی، خودشان مینشستند با چه جان کندنی یک چوبی از درخت میکندند این چوب را میتراشیدند صیقل میدادند چشم و گوش و همه چیز برایش درست میکردند بعد هم در طاقچه میگذاشتند میپرستیدند میگفتند این خدای ماست این فقر فرهنگی زمان پیغمبر هست در زمان پیغمبر تاریخ بین 11 تا 17 نفر باسواد بیشتر ثبت نکرده در مکه و مدینه ثبت شده.@ یعنی اینقدر وضعیت سواد و علم در آنجا بد بوده البته مردم بسیار قوی بودند در شعرگویی و شعرخوانی، ولی آنها نه به خاطر علم و باسواد بودن بوده، نه قریحه شعری عجیبی داشتند اعراب شعر خوب میگفتند ولی سابقه فرهنگی دیگری نداشتند خیلی وحشی و اینطوری که توصیف کردند و خیلی چیزهای دیگر.@ مثلاً میخواستند باران بیاید به دُم گاو دو تا چوب مخصوص میبستند این گاو را هُل میدادند میبردند بالای کوه بعد این چوب را آتش میزدند دُم گاو هم آتش میگرفت گاو نعره و داد میزد بعد پایین میپرید میگفتند این نعره شبیه نعره آسمان هست این نعره کمک میکند به آسمان که آسمان رعد و برق داشته باشد و برای ما باران بیاید این طرز تفکر آن مردم هست به قدری زیاد هست.@ مثلاً یک قبیله سر یک حادثه کوچک 20 سال با هم دعوا میکردند 20 سال جنگ و خونریزی سر یک حادثه کوچک، که اصلاً هیچ ارزشی نداشت همیشه در آنها جنگ و خونریزی بود به خاطر بهانههای کوچک، این قبیله با آن قبیله سر یک چیز بیارزش جنگ راه میانداختند این فرهنگ آن زمان دوران پیغمبر هست.@ بعد در یک همچین فرهنگی یک کتابی ظهور میکند به نام قرآن که از هر لحاظ جامع هست که همه دانشمندان نسبت به آن اعتراف دارند یعنی وضعیت آن زمان و خرافات آن زمان را قبول دارند و اعتراف دارند که این نمیتواند در آن زمان کار بشر باشد.@ هیچ بشری نمیتواند در آن زمان یک همچین اطلاعاتی را خودش به تنهایی کسب کرده باشد یا داشته باشد یا مجموعه علومش را حتی، مجموعه انسانهایی هم که در آن زمان بودند نمیتوانستند یک همچین کتابی را بیاورند با توجه به آن وضع وحشتناکی که آن موقع بوده پیغمبر هم وقتی افرادی را میفرستاد به اینطرف و آنطرف برای تبلیغ میگفت سعی کنید خرافهها را در مردم از بین ببرید و مردم را با واقعیت آشنا کنید.@ این همیشه بوده و خیلی جاها هم هنوز هم هست مثلاً آن موقع آنها اگر دندان کسی میافتاد این دندان را با انگشتشان میگرفتند بالا پرت میکردند میگفتند آفتاب یک دندان بهتر از این بده مثلا آفتاب را منشأ اثر در دندان دادن و چیزهای دیگر میدانستند.@ مردم ما زمان رژیم قبل سهشنبه آخر سال از روی آتش میپریدند و با آتش حرف میزدند و چیزی را به آتش میدادند و چیزی را از آتش میگرفتند همیشه اینطوری بوده است هنوز هم هستند خیلی از خرافاتی که در میان مردم هست و مردم از آن آزاد نشدند.@ گرفتاریها زیاد هست در خانواده خرافاتی که مربوط به ازدواج و خواستگاری و مردن و دید و بازدید و هدیه دادنها هست خرافه زیاد هست که اینها باید یواش یواش شناخته بشود و افراد هر کدامشان هر کس که میشناسد باید به سهم خودش این بتشکنیها را شروع کند و تن به اینها ندهد به مسائلی که خرافه است.@ و هیچ جنبه دینی و خدایی و الهی که تأیید شده باشد از طرف خدا و دین و علم و عقل ندارد باید با اینها مبارزه کرد هر کس به سهم خودش باید این مبارزه را پیش بگیرد حالا طبق جلسه گذشته باز ده قسمت از اعترافات دانشمندان را انتخاب کردم پیرامون قرآن میخوانم.@ شاید این کتاب به راحتی در دسترس شما قرار نگیرد من خودم قسمتبندی کردم هر جلسهای که به بُعدی از جهات اعجاز قرآن میپردازیم این اعترافات را هم از دانشمندان عرض میکنم این اعترافات خوبیاش این هست که اول از این اعترافاتی هست که از طرف غیر مسلمانان غالباً شده و ثانیا بنده را از توضیح بیشتر پیرامون درسهایی که میگویم بینیاز میکند از زبان اینها بشنوید خوب هست.@ مریگلورد این یک خاورشناس غربی هست ایشان میگوید قرآن لفظ به لفظ به وسیله جبرئیل بر محمد وحی شده و هر یک از الفاظ آن کامل و تمام است قرآن معجزهایست جاوید و شاهد بر صدق و ادعای محمد پیغمبر خدا.@ قسمتی از جنبه اعجاز قرآن مربوط به سبک و اسلوب انشاء آن است و این سبک و اسلوب به قدری کامل و عظیم و باشکوه هست که نه جن و انس نمیتوانند کوچکترین سوره نظیر و شبیه آن را بیاورند.@ قسمت دیگر از اعجاز آن مربوط به تعلیمات و پیشگوییهایی است که در آن مندرج است و به نحو اعجابآوری دارای اطلاعاتی است که مرد درس نخواندهای مانند محمد هیچگاه قادر نبوده که شخصاً آنها را جمعآوری کرده باشد.@ اعتراف بعدی از شخصی است به نام دوزیخ خاورشناس هلندی، قرآن کریم همواره مردم را به نیکوکاری امر کرده و انسانهای سرکش و نافرمان را بیم و انذار مینماید اعراب پس از آنکه مسلمان شدند و به قرآن ایمان آوردند با لباس نو و تازهای در برابر جهانیان عرض اندام نمودند که آن لباس عبارت از صلحطلبی و آرامشخواهی و آزادی افکار در معاملات و رفتار بوده است.@ این همان نکتهای هست که عرض کردم یعنی اعرابی که با آن وضع توحش زندگی میکردند بعد از آمدن قرآن و پیغمبر یکی از آرامترین، صلحطلبترین، متمدنترین و مترقیترین ملل جهان شدند.@ اعتراف بعدی از ژوللاون هست ژوللاون را بعداً آنجایی که فهرست موضوعات قرآن را عرض میکنم کتابش را میاورم ببینید که چقدر زحمت کشیده روی فهرست الفبای قرآن و موضوعات قرآن را به صورت الفبایی درآورده یک دانشمند فرانسوی هست که روی قرآن زحمتهای زیادی کشیده.@ تعلیمات قرآن و مواعظ آن تنها برای سران قوم نبود بلکه جهانی است مردم از هر نژاد و ملتی که هستند منصفانه باید موقعیت بشر را از نظر علمی قبل از اسلام مورد مطالعه قرار دهند تا اعتراف کنند که علم و دانش به معنای وسیع آن به وسیله مسلمین برای جهانیان آورده شده.@ و مسلمانان علوم و دانش خود را از قرآن که مانند دریای دانش بود گرفته و از آن نهرهایی ساختند قرآن برای همیشه زنده است و هر کس از مردم جهان به قدر درک و استعداد خود از آن بهره برمیدارد.@ اعتراف بعدی از یک دانشمند آلمانی هست به نام نُلدکِ، قرآن با منطق علمی و روش اطمینانبخش و قانعکنندهای که دارد دلهای شنوندگان خود را به سوی خویش توجه داده و آنها را طرف خطاب قرار میدهد و همواره بر دلهای کسانی که از دور با آن مخالفت میورزند تسلط یافته و آنها را به خود میپیوندد.@ فضیلت قرآن با داشتن سادگی و بلاغت خاص خود به اوج کمال رسیده است این کتاب توانست از مردمی وحشی و بیتربیت ملتی متمدن ایجاد کند که تعلیم و تربیت دنیای خویش را برعهده گرفتند.@ اعتراف بعدی ؟؟؟ بزرگترین اعمال ممکنه و خدمات عالیه گردیده است این کتاب بهترین صحت دعوای محمد پیغمبر عظیمالشأن اسلام میباشد این جمله را همینطور که عرض کردم یک دانشمند آمریکایی به نام بِرابِر گفته.@ اعتراف بعدی از یک کشیش هست به نام هُنِرپریلاوس، قرآن نه تنها اعراب وحشی و باربر را داخل اسلام کرد بلکه هزاران ملل و طوائف وحشی و بیدادگر را تحت لوای خود جمع کرد. اعتراف بعدی از یک دانشمند ایتالیایی هست به نام پروفسور واگلیری ایشان استاد دانشگاه ناپل هست.@ ما در این کتاب مخزنها و ذخائری از دانش بشر میبینیم که مافوق استعداد و ظرفیت باهوشترین اشخاص و بزرگترین فیلسوفان و قویترین رجال سیاست است به دلیل تمام این جهات هست که قرآن نمیتواند کار یک مرد تحصیلکرده باشد.@ آن هم مردی که تمام عمرش را در میان جامعهای غیر مهذب گذرانیده که از محیط مردان دانش و دین بسیار به دور بودهاند این مرد کسی است که همیشه اصرار میورزید که فردی است مانند سایر افراد بشر و در این صورت بدون کمک خداوند مقتدر نمیتوانست معجزاتی انجام دهد.@ منشأ و مصدر قرآن فقط ممکن بود از ساحت آن خدایی سرچشمه گرفته باشد که علم وی به آنچه در آسمانها و زمین است احاطه دارد. اعتراف بعدی از دکتر موریس دانشمند فرانسوی، قطعاً قرآن بهترین و عالیترین کتابی است که قلم صنع و دست ازلی برای بشر ظاهر ساخته است.@ اعتراف بعدی از بورس ورس اسمیت، من با کمال جرأت ایمان دارم که روزی عالیترین فلسفههای انسانی و صادقترین اصول مسیحیت تصدیق خواهند کرد و ایمان خواهند آورد که محمد پیغمبر بود پیغمبر حقیقی از جانب خدا.@ اعتراف بعدی از گاندی هست اسلام در ایام پر افتخار خود نسبت به پیروان ادیان دیگر حسنی سلوک ابراز داشت و تحسین جهانی را برانگیخت و هنگامی که ملل اروپایی در تاریکی نادانی غوطهور بودند اسلام مانند ستاره درخشانی در آسمان مشرق زمین درخشیدن گرفت و نور سعادت و خوشبختی را بر دنیای پر غوغایی پرتوافکن ساخت.@ من یقین دارم که زور شمشیر نبود که برای اسلام جا باز کرد و آن را ترقی داد بلکه سادگی محکم و فروتنی شخص پیامبر اسلام و دقت او در امر عدالت و محبت و احترام حضرتش نسبت به رفقا و پیروان و نیز جرأت او بود که چنین امری را به انجام رسانید.@ آخرین اعتراف از پرنسژیلوالی دانشمند ایتالیایی، عظمت اسلام از همینجا پیداست که آغاز تمدن اسلامی از بدو پیدایش اسلام و رسالت پیغمبر شروع شد میفرماید شما برای هر کدام از تمدنها تاریخ دارید تمدن یونان، مصر، چین، ایران، میگوید عظمت اسلام از همینجا پیداست که آغاز تمدن اسلامی از بدو پیدایش اسلام و رسالت پیغمبر شروع شد.@ در صورتی که تمدن اروپایی 600 سال پس از مسیح و مسیحیت آغاز خودنمایی نموده است یعنی به محض اینکه اسلام آمد تمدن اسلامی هم شروع شد اما وقتی مسیحیت آمد تمدن مسیحی شروع نشد بعد از مسیحیت چند صد سال دوران توحش را به سر میبردند.@ البته اعترافات زیادی هست من انتخاب کردم اعترافات زیبا و خوب و مهمی هست که دانشمندان غیر مسلمان کردند پیرامون قرآن آنهایی که خوب با قرآن سروکار داشتند و مطالعه کردند. جلسات بعد ان شاء الله جهات علمی قرآن، بعضی از معجزات علمی قرآن را با هم بررسی خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 051 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 051 - راهشناسی