اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ طبق روال جلسه گذشته یک پیشدرسی پیرامون علم و ضرورت تحصیل آن داریم و بعد به بحث اعجاز قرآن میپردازیم. عرض کردیم که انسان در حرکتش به سمت آخرت که مهمترین حرکتش هم هست حرکت به سمت ابدیت هست آخرت گفتیم همان ابدیت هست نیاز به شناخت دارد همانطور که در هر حرکتی نیاز به علم و شناخت دارد.@ پیرامون ضرورت علم صحبت کردیم که منظور از علم به آخرت چه نوع علمی هست صحبت کردیم که منظور هر علمی نیست علوم بخصوصی هست که انسان را در پیمودن این مسیر یاری میدهد.@ و از آن جهت که حرکت ما به سمت آخرت حرکت جسمانی نیست حرکت مکانی نیست بلکه یک حرکت روحانی است آن علمی که لازم هست هر کس برای انجام موفق این حرکت داشته باشد علمی هست که به ما میآموزد که این روحمان را چگونه تربیت کنیم تا در انتقال به آخرت بتواند موفق باشد و بتواند استعدادهای لازم را برای حیات ابدی تحصیل بکند.@ قرآن هم میفرماید(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه فرزند نفعی به حال شخص دارد مگر کسی که با قلب سلیم یعنی روح سالم به نزد خدا برود وقتی میفرماید مال و بنون دو تا از چیزهایی را که انسانها بیشتر به آن دل میبندد ذکر کرده و الا هیچ چیز جز قلب سلیم به درد نخواهد خورد قلب سالم و روح سالم.@ پس آن علوم یا علمی که ما نیاز داریم برای سلامت روحمان و یا جلوگیری از ایجاد بیماری علم مخصوصی هست که قبلاً توضیح دادیم. نکته مقابلش جهل هست در اصل دوم این مطلب را بیان کردیم که(مَن عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلمٍ کانَ ما یُفسِدُهُ اَکثَرَ مِمّا یُصلِح) هر کس بدون آگاهی عمل بکند ضررش بیشتر از منفعتش هست.@ یا(اَلعامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرَۀٍ کَصائِرَ عَلی غَیرِ طَریقٍ لا تَزیدُهُ سُرعَۀُ السَیر اِلاّ بُعدا) عملکنندهای که آگاهی ندارد مثل کسی است که در غیر مسیر اصلی دارد حرکت میکند که هر چقدر سرعت بگیرد از هدف دور میشود یعنی شخص جاهل باشد نداند که باید چکار بکند.@ (اَلجَهلُ یُفسِدُ المَعاد) جهل آخرت و معاد انسان را تباه میکند(اَلجَهلُ اَصلُ کُلِّ شَرٍ) جهل ریشه هر شری هست در مقابل این را داریم(اَلعِلمُ اَصلُ کُلِّ خَیرٍ) علم ریشه و اصل هر خیری است که این حدیث از علی(ع) هست.@ باز از خود حضرت داریم که فرمود(لا هِدایۀَ لِمَن لا عِلمَ لَه) هدایتی نیست برای کسی که علم ندارد یعنی شخصی که علم ندارد هدایت نمیشود به کسی میگوییم هدایت شده که بتواند مسیر به سمت آخرت را خوب طی بکند کسی که بلد نیست چگونه میتواند طی بکند.@ ما از کسی که کاری را بلد نیست یا مسیری را یاد نگرفته چگونه انتظار داریم که بتواند مسیر را طی بکند پیمودن مسیر لازمهاش این هست که اول شخص مسیر را بلد باشد مثال خیلی واضحی زدیم که اگر مثلاً یکی از ما که در این مرکز نشستیم حافظهمان را از دست بدهیم.@ آیا ممکن هست وقتی حافظهمان را از دست دادیم به خانهمان بریم؟ آدرس خانه که دیگر در ذهن ما نیست یادمان میرود ما دیگر ممکن نیست بتوانیم برویم به خانه خودمان اگر بخواهیم خودمان برویم.@ پس میفرماید(لا هِدایتَ لِمَن لا عِلمَ لَه) یا در روایت داریم خداوند شش گروه را بدون حساب وارد جهنم میکند یکی از آنها شخص جاهل هست این شخصی که میتوانسته اطلاعات تهیه بکند یاد بگیرد و کوتاهی کرده در یادگیری این مسیر، به چیزهای دیگر پرداخته وقت خودش را با چیزهای غیر ضروری پر کرده و به آن چیزی که برای حرکت ابدیش مورد نیازش بوده نپرداخته بعد مفصل راجع به این صحبت میکنیم.@ به هر حال کسی که میرود یاد میگیرد علم تحصیل میکند این کسی هست که بسیاری از موانع و آفتها را میشناسد و بعد مبتلا به آن نمیشود ما باید بدانیم که این مسیر چه آفتهایی دارد حرکت حرکت روحی و معنوی هست چه آفتهایی دارد چکار کنیم که این مسیر درست طی بشود و ما سالم متولد به آخرت بشویم.@ حدیث بعدی میفرماید(یَسیرُ العِلم یَنفی کَثیرَ الجَهل) کمی از علم از بین میبرد بسیاری از نادانی را، جهل وقتی میگوییم باید بدانیم که جهل مساوی است با جهنم، جهل مساوی با سقوط هست وقتی میگوید(یَسیرُ العِلم یَنفی کَثیرَ الجَهل) یعنی یک کمی از علم میتواند جهنمهای زیادی را خاموش بکند.@ چون شخص وقتی مینشیند یاد میگیرد بعد از یاد گرفتن اگر عمل بکند مسیر را خوب طی کرده موفق طی کرده چون یاد گرفته و پیموده این علم مقدمه است برای عمل، شخص میتواند عمل بکند. دو تا روایت دیگر داریم در رابطه با اینکه ما کدام علم را بیشتر باید تحصیل بکنیم؟.@ یک شخص باید به تحصیل کدام علم بیشتر اهمیت بدهد یادگیری چه چیزی برای ما ضروریتر هست حالا راجع به این جلسه بعد مفصل صحبت میکنیم الان دو تا روایت میخوانیم که باید یک توضیحی پیرامونش بدهیم بعد وارد بحث اعجاز قرآن بشویم.@ میفرماید علی(ع) (خَیرُ العُلوم ما اَصلَحَک) بهترین علمها آن چیزی است که تو را اصلاح بکند یعنی بیمار نباشی مریض نباشی یعنی قلب و روح مریض نباشد علی(ع) میفرماید(ما اَقبَحَ بِالاِنسانِ باطِلاً عَلیلاً وَ ظاهِراً جَمیلا) چقدر زشت است که یک انسان درون و روح علیل و بیمار و زشت داشته باشد و ظاهری زیبا و قشنگ داشته باشد.@ خیلی از افراد که درونش گندیده است پوک هستند چیزی از انسانیت ندارند بهرهای از حیات انسانی ندارند و اتفاقاً چهرههایشان هم ممکن است زیبا باشد همین زیباییها باعث میشود که اینها فکر کنند انسانیت یعنی همین و به خودفروشیها به فخرها به تفاخرها عمرشان را تلف بکنند و یک ارزش گیاهی را با یک ارزش انسانی یکی بگیرند.@ میفرماید بهترین علوم این هست که شما را اصلاح بکند چه بسا افرادی خیلی از علوم دیگر را بلد هستند میدانند مطالعه کردند درجات زیادی را در آن علم طی کردند اما اصلاح نشدند یعنی اینها موقع تولد به آخرت یا ناقص یا بیمار متولد میشوند و آن علومشان در این حرکت معنوی به دردشان نمیخورد به کارشان نمیاید نه تنها به کارشان نمیاید بلکه این علوم باعث که در دنیا اینها مغرورتر و دورتر بشوند فسادهای بیشتری را ایجاد بکنند.@ آخرین روایت بسیار مهم هست امام باقر(ع) میفرماید(اِعلَم اَنَّهُ کَطَلَبِ السَلامَۀ وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) هیچ علمی مثل طلب سلامت نیست انسان دنبال سلامتی باشد حالا هر نوع سلامتی، سلامتی جسم.@ انسان ثروتمندترین افراد باشد زیباترین افراد باشد از نظر مقام بالاترین مقامها را داشته باشد وقتی مریض باشد همه آنها برایش بیارزش است از این بیماری رنج میبرد من دیدم برخورد داشتم مثلاً افرادی که کارخانهدار بودند خیلی ثروتمند بودند ولی به بیماریهایی دچار بودند که فقط یک غذای مخصوص میتوانستند بخورند از خوردن همه غذاها محروم بودند.@ یا مثلاً کسی بود که دستانش پوست در نمیاورد مثل ما که الان داریم و قدرش را نمیدانیم تا آخر عمر مجبور بود دستکشهای مخصوصی دستش بکند و زجر میبرد یا یک کس دیگر بود که آدم خیلی پولداری بود که از خوردن خیلی از غذاها محروم بود.@ میگفت دوست داشتم مثل همین کارگرهای معمولی که روزی 3 ـ 4 هزار تومان حقوق میگیرند من هم مثل اینها باشم اما آزاد باشم الان من زندانی هستم دارم رنج میبرم این یعنی یک جان کندن تدریجی، انسان وقتی بیمار باشد به درد نمیخورد لذت زندگی در درجه اول به سلامتی هست انسان سلامت باشد.@ هیچ نعمتی هم بالاتر از این نیست که انسان سالم باشد انسان اگر سالم شد بقیه چیزهای زندگیش هم که مورد نیازش هست میتواند تهیه بکند اما اگر علیل و مریض شد از خیلی از چیزهای دیگر هم وامیماند.@ لذا یکی از علوم سودمند در روایت داریم از نبی اکرم(ص) که(اَلعِلمُ عِلمان) علم دو تاست یکی(عِلمُ الاَبدان) علم بدن یعنی علمی که پزشکی و طب هست که خیلی اهمیت دارد در علوم خیلی اسلام به آن سفارش کرده(وَ عِلمُ الاَدیان) علم دین که دین هم گفتیم برای بُعد انسانی انسان هست برای معنویت و ابدیت انسان هست.@ انسان بدن سالم داشته باشد روح سالم هم داشته باشد چه خوشبختی از این بالاتر، لذا میفرماید هیچ علمی مثل طلب سلامت نیست انسان دنبال سلامت باشد از بیماری حالا چه بیماری جسمی چه بیماری روحی، دنبال سلامتی باشد بعد میفرماید(وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀَ القَلب) هیچ سلامتی هم بالاتر از سلامت قلب نیست انسان روحش سالم باشد روحش مریض نباشد.@ چه بسا بعضیها هستند جسمشان مریض هست اما دارای روح سالم هستند معلول هستند یا مریض هستند یا فقیر هستند یا مثلاً زیبا نیستند اما روح سالمی دارند وقتی روح سالم دارد یعنی خوشبختی ابدی یعنی برای خودش تهیه کرده دو چیز خیلی برای انسان ارزش دارد از این باارزشتر وجود ندارد سلامت جسم و روح.@ روح از آن جهت که اصل و حقیقت انسان هست و ماندنیتر هست سلامتش خیلی مهمتر هست لذا میفرماید هیچ علمی مثل علمی که انسان را یاد بدهد که چگونه روح سالم داشته باشد نیست میفرماید(لا عِلمَ کَطَلَبِ السَلامَۀ) هیچ علمی مثل طلب سلامت نیست و(لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) هیچ سلامتی هم بالاتر از سلامت قلب و روح نیست که انسان روحش سالم باشد.@ سلامتی با بیماری جور در نمیاید، سالم باشد یعنی بیمار نباشد بیمار یعنی گرایش به میکروب دارد این روح با میکروب سنخیت پیدا کرده کسی که روحش دنبال کثافتهاست دنبال آلودگیهاست از آلودگی از حرام از آنچه که خدا منعش کرده و به خاطر ضرر قطعی که دارد منعش کرده علاقه به اینها میورزد اصرار در تماس با این چیزها دارد این بیمار است.@ یعنی سنخیت با کثافت دارد سنخیت با زشتی دارد علاقه دارد این کار را بکند حالا تغذیهها مختلف هست روح خصوصیتی دارد که در تماس با هر چیز رنگ و شکل میگیرد و اگر تماس انسان زیاد بود شکلی هم که میگیرد آن شکل یواش یواش به مرور زمان ثابت میشود حالا اگر انسان با چیز آلوده تماس پیدا کرده به مرور زمان.@ وقتی یک میکروبی زیاد وارد بدن شد میکشد روح هم همینطور انسان وقتی با یک گناه زیاد ارتباط برقرار کرد روح آلوده میشود و شکل میگیرد مثل کسانی که عادت به فحشا دارند عادت به منکرات دارند عادت به مواد مخدر فرقی نمیکند عادت هست.@ (لِکُلِّ عادتٍ عَلَی الاِنسان سُلطانٌ) یک روایتی به همین مضمون هست که هر عادتی بر انسان یک نوع تسلط دارد یعنی آنجایی که انسان یک عادت دارد آنجا دیگر آزادگی ندارد یک سیگاری ممکن است بگوید من در همه جهات حُرّ هستم آزاد هستم.@ اما در مقابل سیگار باید زانو به زمین بزند این اینجا اسیر است این آزاده نیست نمیتوانیم بگوییم روحش آزاد هست این اسیر سیگار هست یعنی برده است اینجا ذلیل هست بعضیها شهوتشان اسیرشان کرده.@ علی(ع) میفرماید(عَبدُ الشَهوَۀ اَذَلُّ مِن عَبدِ الرِق) بنده شهوت ذلیلتر و پستتر از بنده بَرده است این بندههایی که کنیزها و بردهها کسانی که شخصیتشان از خودشان نیست میفرماید کسی که اسیر شهوت هست ذلیلتر هست.@ روح هم این چنین هست یعنی روح انسان با هر چه که تماس گرفت از آن تأثیر میپذیرد حالا اگر چیز خوب و مفید و نورانی بود نور بود سلامتی بود روح هم این چنین هست اگر ظلمت و کثافت بود روح هم کثیف میشود.@ حالا روح از طریق حواس پنجگانه شکل میگیرد یعنی دیدنیها، خیلی از دیدنیها بیماریزا هستند انسان به محض دیدن قلبش مریض میشود لذا باید آن دیدنیهایی که روح را آلوده میکند انسان از آن پرهیز بکند نبیند ولو دلش هم بخواهد چون روح شکل میگیرد و بعد مشکل هست که گرایش به انسانیت و آدمیت پیدا بکند به خیر و صلاح پیدا بکند.@ مثل خفاش میشود که یواش یواش از نور بیزار میشود از بس با کثافت و ظلمت و غذاهای آلوده انس گرفته از آنها مصرف کرده روح آن شکل را به خودش گرفته شنیدنیها، خیلی از شنیدنیها حرام هست روح را آلوده میکند انسان باید از آنها پرهیز بکند و چیزهای دیگر لمسکردنیها، بوییدنیها، چشیدنیها، روح هم از همین طریق آلوده میشود انسان باید مواظب ورودیهای روح خودش باشد که از کجا غذا میخورد.@ در قرآن داریم که(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ) انسان باید به غذای خودش نگاه بکند از حضرت علی(ع) سؤال کردند که منظور از این طعام چیست؟ فرمود علمی هست که از افراد میگیرید ببینید چه چیزی دارید از افراد یاد میگیرید یعنی گوشتان باید برایتان عزیز باشد احترام برایش قائل باشید به هر چیزی این گوش را نسپارید.@ چشمتان باید برایش احترام قائل باشید هرزش نکنید کثیفش نکنید بیمقدارش نکنید که به هر چیز خیره بشود و نگاه بکند یا هر چیزی را بشنود دهان خودتان را احترامش را نگه بدارید نبی اکرم(ص) میفرماید(طَهِرُوا اَفواهَکُم فَاِنَّها طُرُقُ القُرآن) دهانتان را تمیز نگه دارید هم راجع به مسواک زدن گفتند و هم راجع به اینکه حرف زشت از آن بیرون نیاید.@ میفرماید این دهان شما راههای قرآن هست شما این دهان خودتان را پاک نگه دارید اینها را آلوده نکنید یکی از چیزهایی که باید انسان نگه دارد آلوده نکند قوه خیالش هست یعنی افکار زشت به سرش نزند فکر خودش را کنترل بکند فکرهای باطل به سرش نیاید سوءظن پیدا نکند بدبین نباشد یا فکرهای باطل و حرام به سرش نزند قوه خیال خودش را باید تنظیم بکند.@ قوه خیال موقعی که تغذیه نامناسب بشود انسان را اسیر میکند اگر چشم به چیزهای باطل افتاد خیال چیزهای باطل میبافد اگر گوش چیزهای باطل و زشت شنید خیال چیزهای زشت میبافد اگر گوش و چشم ارتباطشان با آن حرامها قطع بشود خیال آن حرامها را سابقه دارد بایگانی کرده و انسان را زجر میدهد در طول زمان.@ خیلی از افراد هستند میایند مراجعه میکنند میگویند آقا ما فکرهای باطل زیاد میکنیم چکار کنیم این فکرها به سرمان نزند این فکرها میایند اذیتمان میکند از دست این فکرها نمیتوانیم نجات پیدا بکنیم این به خاطر این هست که چشمش به چیزهای بد افتاده گوشش چیزهای بد شنیده.@ یعنی روح را تغذیه نامناسب کرده حسابی آن را آلوده کرده بعد انتظار دارد که به راحتی خوب بشود به راحتی خوب نمیشود باید ارتباطت را با هر چه نجس و کثیف و آلودگی است قطع بکنی چشم و گوشت دیگر به آلودگیها نیفتد بعد به مرور زمان تغذیه پاک بشوی نور استفاده بکنی یواش یواش تا آن غذاهای آلوده اثرش از بین برود.@ پس میفرماید هیچ سلامتی مثل سلامت روح نیست چون انسان با روحش هست که متولد در آخرت میشود و برخوردی که با انسان میشود نوع خوشبختی و بدبختی که انسان در آنجا به آن دچار میشود براساس نوع روحش هست که این روح با چه استعدادی متولد میشود.@ پس اینکه آیا کسی خوشبخت یا بدبخت هست بسته به این هست که روحش چگونه باشد میزان شکنجه افراد مساوی است با میزان بیماری افرادی یعنی این نسبت را باید در نظر داشته باشیم که بیماری بیشتر مساوی است با مداوای بیشتر، مداوا در آخرت به صورت عذاب هست.@ همانطور که الان بیمارستان هم عذاب هست برای کسی که میخوابد در بیمارستان واقعاً کشنده است با اینکه در بیمارستان کسی اطرافش هستند تلویزیونی هست رادیویی هست همتختی دارد در هفته دو سه روز ملاقات دارد شخص وارد بیمارستان که میشود تمام غم عالم سراغش میاید انگار در زندان هست دلش میگیرد با حسرت به خیابان نگاه میکند دوست دارد زودتر آزاد بشود.@ حالا کسی که عبرت بگیرد یاد تنهایی قبرش بیفتد که آنجا باید این مصائب را تنها تحمل بکند و تنها هم نیست با آن اعمال زشتش روبروست همان اعمالی که مار و عقرب میشوند به جان خودش، همان زشتیهایی که با خودش آنجا برده باید با همانها سر بکند چون همین است قبر آینه انسان هست.@ در روایت داریم از نبی اکرم(ص) که قبر یا باغی از باغهای بهشت است یا چاهی از چاههای جهنم، و او که میتواند این قبر را بسازد خود ما هستیم ما بهشت و جهنمی جدای از روح خودمان نداریم آنجا معنا ندارد یک جهنمی داشته باشیم بعد ما را ببرند در آن جهنم بگویند بلکه آن دقیقاً ظهور روح ماست.@ در آنجا مثل جنین وقتی متولد میشود عیبش از خودش است ضعف از کجاست؟ هوای دنیا که بد نیست آسمان دنیا که بد نیست دنیا که تاریک نیست دنیا زیباست اما برای یک نابینا همیشه تاریک است برای یک کر همیشه سکوت وجود دارد مردگی است.@ پس به مهمترین علمی که میتوانیم بپردازیم همین علمی هست که ما را اصلاح میکند(خَیرُ العُلُوم ما اَصلَحَک) بهترین علوم این هست که تو را اصلاح بکند یعنی به تو یاد بدهد که چگونه انسان باشی یک دفعه فکر نکنی که انسان یعنی ارزشهای گیاهی وقت خودت را در امور گیاهی سر بکنی انسان یعنی امور حیوانی وقت خودت را در امور حیوانی سر بکنی، نه انسان غیر از حیوان و گیاه هست.@ پس نتیجه این بحث این شد که مهمترین علمی که یک شخص میتواند به آن بپردازد مهمترین مطالعهای که میتواند بکند مهمترین چیزی که میتواند بشنود چیزی است که کمک بکند به سلامت روح او. حالا اگر بخواهیم خودمان را ارزیابی بکنیم ببینیم سلامتی بیشتر در ما نقوذ دارد یا بیماری، اینجا الان میتوانیم با این روایتی که عرض کردم خودمان را ارزیابی بکنیم.@ ببینیم به غذاهای آلوده بیشتر گرایش داریم یا به غذاهای طیب و پاک، از نور بیشتر لذت میبریم یا از تاریکی، در روز ارزیابی کنیم ببینیم چقدر نور استفاده میکنیم چقدر غذای طیب میخوریم میزان تغذیه ما چقدر هست میتوانیم خودمان را ارزیابی کنیم که چگونه هستیم و اصلاً انسان اگر عاشق سلامتی نباشد سعی در مداوای بیماریهایش هم نمیکند بعضیها عاشق بیماری و آلودگی هستند.@ در روایت داریم بعضیها مست جهل هستند یعنی از جهل لذت میبرند از اینکه نمیفهمند از اینکه تاریک هستند با تاریکی انس گرفتند هیچ راهی به روشنایی ندارند هیچ سنخیتی با نور در آنها وجود ندارد.@ جلسه گذشته بحثمان پیرامون اعجاز قرآن بود این بحث مطرح شد که قرآن خودش از خودش دفاع کرده نیاز به مدافع ندارد همانطور که خدا تضمین کرده(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) ما خودمان قرآن را نازل کردیم خودمان هم حفظش میکنیم خودش از خودش دفاع کرده.@ قرآن تمام دشمنان خودش را دعوت کرده به یک مبارزه علمی، نه مبارزه خونریزی نه توحش و وحشیگری نه کارهای تند، به یک مبارزه منطقی آرام و علمی، جایی فرمود(وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ) اگر شک دارید نسبت به چیزی که ما بر بندگانمان نازل کردیم یک سوره مثل سورههای قرآن بیاورید.@ در جای دیگر فرمود که(فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ) اگر شما میگویید اینها افترا هست پیغمبر از خودش ساخته و بافته شما ده تا مثل این بیاورید اگر میتوانید در سوره بنیاسرائیل فرمود(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً) اگر همه انسانها و جنها جمع بشود که یک کتابی مثل این کتاب بیاورند نمیتوانند بیاورند حتی اگر پشت به پشت هم بدهند نمیتوانند بیاورند.@ یک دعوت معقول کرده نمیگوید بیایید بجنگیم هر کس زورش بیشتر بود الان در دنیا قانون توحش حکمفرماست هر کس زورش بیشتر بود حق با اوست اما قرآن میگوید شما حرف دارید بیایید حرفتان را بزنید دلیلتان را بیاورد بعد از این حریفطلبیهایی که میکند(إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) میاورد.@ میگوید اگر راست میگویید بیایید اگر میتوانید شما هم یک کتابی بیاورید دیگر دعوا نداریم چرا جنگ چرا شکنجه چرا تحریم اقتصادی چرا زشتی چرا خونریزی، شما هم اگر میتوانید یک کتاب مثل این بیاورید یا ده تا سوره مثل سورههایی این بیاورید یا یک سوره مثل سورههای این بیاورید.@ الان 1413 سال هست دارد میگذرد از نزول قرآن این همه دشمن قرآن داشته این همه مسلمانان تحت شکنجه تحت جنگهای زیاد از بین رفتند اما چرا دشمنان ما به خودشان جرأت ندادند که بیایند مبارزه علمی بکنند.@ یعنی اینها این همه دانشمند عرب زبان از آن زمان نبی اکرم(ص) بود اگر آن همه دشمنان سرسختی که پیغمبر داشت اگر آنها میتوانستند میآوردند میگفتند ما هم میتوانیم بیاوریم بالاترین ادیبهایشان را جمع کردند که بلکه بتوانند یک چیزی بسازند همه آنها سکوت کردند.@ بعد جالب اینجاست که نه تنها نتوانستند بیاورند بلکه میدانستند که این کار خود پیغمبر هم نیست این کلام کلام عادی نیست یا گوشهایشان را میگرفتند یا در گوششان پنبهای چیزی میکردند که نشنوند و به اطرافیانشان توصیه میکردند که نزدیک این شخص نروید و صحبتهایش را نشونید چون هر کس برود نزدیک این نزدیک شدن و شنیدن صحبتها همانا و مسلمان شدن همان، یعنی اینقدر وحشت داشتند.@ کلام که چیزی ندارد حرف است چرا اینقدر میترسیدند از شنیدن فقط خود کلام، بعد خودشان هم آنقدر لذت میبردند از این موسیقی قرآن مخصوصاً از صدای خود نبی اکرم(ص) که همه را نهی میکردند بعد خودشان نمیتوانستند از لذتش بگذرند خود دشمنان پیغمبر شب آهسته میرفتند پشت خانه پیغمبر مینشستند که مثلاً صدای پیغمبر را بشنوند که حضرت دارد قرآن میخواند.@ بعد چند شب جمع شدند دیدند خیلی دارند میشوند هر کس یواش یواش دلش میخواست شبها بیاید این آبروریزی میشود اینها روزها میگویند کسی اینها را گوش نکند نرود سراغ این، گوشهایتان را بگیرید پنبه در گوشتان بکنید بعد شب همه بلند میشوند میروند پشت خانه پیغمبر که ایشان دارد قرآن میخواند صدای ایشان را بشنوند و لذت ببرند.@ بعد تحریم کردند و قول دادند که شبها پشت خانه پیغمبر نروند که قرآن را بشنوند اینقدر اینها تأثیر داشت میترسیدند چرا اینها نتوانستند واقعاً این یک سؤالی هست که هر عقلی و هر وجدانی باید به آن جواب بدهد یعنی همه با آن روبرو هستند در مقابلش.@ تمام این پنج میلیاردی که الان دارند زندگی میکنند آنهایی که با قرآن قهر هستند این سؤال مطرح هست باید جواب بدهند اگر ندهند قیامت باید جواب بدهند که چه شد که هیچ کس نتوانست مثل قرآن بسازد؟ این همه انسانها اگر کار بشر بود آخر این یک بشر چقدر توانایی داشته که بعد از 1400 سال یک نفر نتوانسته بیاید یک دهم این کتاب را بسازد.@ مثل این کتاب را بسازد در این کتاب چه چیزی هست که کسی نمیتواند بسازد چه ویژگی این کتاب دارد که همه انسانها در طول 1400 سال 14 قرن است عاجز هستند که مثل آن را بیاورند حالا راجع به ویژگیهای قرآن جلسات بعد صحبت خواهیم کرد.@ اما فعلا این را میخواستم بگویم که قرآن حریفطلبی کرده و هیچ کس هم جرأت نکرده در طول 14 قرن جلو بیاید هنوز هیچ کس به خودش جرأت نداده که جلو بیاید و بگوید من ساختم یا میتوانم بسازم.@ حالا امروز میخواهیم یک نگاهی بکنیم ببینیم کسانی که مسلمان نبودند این کتاب را حتماً مطالعه بفرمایید به نام اعترافات دانشمندان بزرگ جهان پیرامون قرآن هست و خداوند، من 8 قسمت از اعترافات دانشمندان را برایتان میخوانم که ببینیم که اینها که خودشان تحقیق کردند راجع به قرآن چه نتیجهای گرفتند و چه میگویند.@ ناپلئون پادشاه فرانسه است میگوید امیدوارم طولی نکشد که خردمندان هر جا و متمدنین دنیا را گرد آورده و به کمک آنان قوانینی تنظیم نمایند که همه بر دستورات اساسی قرآن بنا شده باشد زیرا قرآن مبدأ حق و حقیقت است این کتاب به تنهایی عهدهدار سعادت بشر میباشد.@ اعتراف بعدی از یک دانشمند انگلیسی به نام ویلز تأثیری که قرآن در جهان بخشیده هنوز هیچ کتابی به اندازه آن نبوده است. گوته شاعر معروف آلمانی هست یکی از بزرگان شعر اروپا هست.@ گوته میگوید سالیان دراز کشیشان از خدا بیخبر ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن محروم و دور نگه داشتند لیکن در اثر پیشرفت علم و دانش پرده جهل و تعصب نابجا برداشته شد و به زودی این کتاب توصیف ناپذیر توجه افراد بشر را به خود جلب کرده و محور افکار مردم جهان میگردد.@ میخواهم بگویم که هیچ کس و لو از دشمنان ما به سراغ قرآن نرفته بخواهد بدون تعصب و منصفانه قرآن را مطالعه بکند که هر کس قرآن را با آزادگی و بدون تعصب مطالعه کرده اعتراف کرده که این کار بشر نمیتواند باشد اعتراف کرده این کتاب کتاب سعادت هست.@ یکی از دانشمندان انگلیسی به نام سِرویلیام مویس قرآن محمد کتابی است پر از دلائل واضح منطقی و مسائل بیشمار علمی و قوانین قضایی و حقوقی و دستورات عالیه که برای حفظ حیات اجتماعی و مدنی در این کتاب مقدس با عبارات ساده و در عین حال محکم و منظم آمده است که خوانندگان را مجذوب مینماید.@ اعتراف بعدی از یک خاورشناس فرانسوی هست به نام ماردریل ایشان میگوید اسلوب قرآن اسلوبی است ملکوتی و آسمانی مولود فکر بشر مخلوق زمینی نیست. اعتراف بعدی از پرلامس هست پرلامس یک کشیش هست کشیش با بقیه دانشمندان فرق دارد کشیش کسی هست که موظف است از مسیحیت دفاع بکند و باید هم با قرآن مقابله بکند اما ببینید چگونه راجع به قرآن نظر میدهد.@ قرآن نه تنها توانست اعراب را به سوی اسلام جلب نماید بلکه ملتهای مختلف و گوناگونی را مسلمان کرده است و شعاع آن هر روز پهنتر شده بر آسیا و آفریقا پرتو میافکند و مبشرین مسیحی ناظر این وضع هستند اما برای جلوگیری از آن کاری از دست آنها ساخته نیست.@ این اگر کسی مطالعه داشته باشد میداند جنگ اسلام و مسیحیت در آفریقا، اسلام و مسیحیت در نقاطی که دین راه پیدا نکرده یک مبارزه عجیبی با هم دارند یعنی هر دو درگیر هستند که کدام زودتر قلبهای انسان را تصرف میکنند متأسفانه مسلمانان که سرمایهگذاری برای این کار اصلاً نکردند و امکانش هم نیست.@ مثلاً پاپ الان چند سال پیش برای سال دو هزار حدود 80 هزار مبلغ مسیحی برای جهان اسلام تربیت کردند یعنی برای کشورهای اسلامی که بروند در کشورهای اسلامی تبلیغ مسیحیت بکنند که هر کدامشان نوشته بود بین 3 تا 5 زبان زنده دنیا را میتوانند صحبت بکنند.@ اما ما الان نمیتوانیم نیاز داخلی مملکت خودمان را برطرف بکنیم به روحانی خیلی زیاد احتیاج داریم کسی که مبلغ باشد اسلامشناس باشد و بتواند خوب تبلیغ بکند و ما الان این مشکل را داریم هم در جامعه زنان که خیلی بیشتر هست در میان خانمها یعنی فقر فرهنگ اسلامی در میان خانمها خیلی بیشتر هست.@ به خاطر اینکه کمتر خانمها تن میدهند به آشنایی با فرهنگ اسلامی ولی به هر حال خارج از کشور هم که از ما تقاضاهای زیادی دارند که ما متأسفانه نمیتوانیم من یادم هست که یک موقعی 54 تا از کشورهای آفریقایی از ما مبلغ خواسته بودند ما فقط توانستیم 4 نفر را بفرستیم.@ ولی میبینید مسیحیت آنجا چه سازمانهای عریض و طویل در آفریقا دارد ولی با این وضع خود مسیحیان اعتراف کردند که ما با اینکه این همه پول داریم خرج میکنیم پیشرفتمان از پیشرفت قرآن کمتر هست خودشان اعتراف کردند که قرآن احتیاج به مبلغ ندارد خودش پیش میرود یعنی مردم به محض اینکه میشنوند صوت قرآن را صدای قرآن را یا مطالعه میکنند گرایش پیدا میکنند.@ در مبارزهای که بین اسلام و مسیحیت بر سر تسخیر انسانها وجود دارد مسیحیان به این نتیجه رسیدند خودشان گفتند یکی از اعترافات مهمشان هست که میگویند خطر اسلام از خطر کمونیسم کمتر نیست.@ چون کمونیسم به یعنوان بلوک شرق بود قبلاً در مقابل بلوک غرب، شوروی در مقابل آمریکا، کشورهای کمونیستی در مقابل کشورها امپریالیسم، آنها میگویند اسلام خطرش کمتر از کمونیسم نیست بیشتر هم هست خیلی نسبت به این مسئله حساسیت دارند تلاش زیادی میکنند که چهره اسلام را خراب بکنند.@ اعتراف بعدی از یکی از اساتید یکی از دانشگاههای آمریکا هست به نام بِرابِر قرآن عهدهدار بزرگترین اعمال ممکنه و خدمات عالیه گردیده است این کتاب بهترین صحت دعوای محمد(ص) پیغمبر عظیمالشأن اسلام میباشد.@ آخرین اعتراف از شخصی هست به نام شارفرانسیس، انجیل کتابی است که در آمریکا کسی آن را نمیشناسد ولی قرآن کتابی است که هر مسلمانی به آن آشناست و این ادعای گزاف نیست بلکه یک واقعیتی است ولی باید گفت نشناختن انجیل از خوششانسی مذهب مسیحیت است یعنی خوش به حال مسیحیان که این انجیل را نشناسند.@ یک بحث پیش میاید سر همین قضیه انجیل و تورات که باید این مسئله را حل کنم آیا مگر مسیحیت دین خدا نیست؟ دین خداست از طرف حضرت مسیح آمده حالا این سؤال پیش میاید بر فرض ما به این نتیجه رسیدیم که قرآن هم کتاب آسمانی است و از طرف خدا آمده.@ حالا چه لزومی دارد اصلاً ما پیرو اسلام باشیم؟ برای چه پیرو اسلام باشیم؟ من میخواهم مسیحی باشیم چه اشکالی دارد که انسان مسیحی باشد یا چه اشکالی دارد که انسان دنبال یهودیت برود کلیمی باشد یا دین دیگر از این ادیان آسمانی، به دو دلیل عقلی نمیشود پیرو مذهب مسیحیت یا آیین یهودیت بود.@ ما این را با همه هموطنان مسیحی یا اهل کتاب که مسیحی هستند در سراسر دنیا این صحبت را داریم 1ـ این هست که کتاب آسمانی شما که انجیل یا تورات هست اینها تحریف شده هستند یعنی آن انجیلی که بر عیسی(ع) و یا آن توراتی که بر موسی(ع) نازل شده این آن کتاب نیست.@ خودتان هم میدانید که این کتاب تحریف شده و در آن یک مشت حرفهای ضد و نقیض وجود دارد البته بعد که در رابطه با جامعیت قرآن خصوصیت قرآن صحبت میکنیم این نکته را اثبات میکنیم که قرآن با این شش هزار و خوردهای آیه دارد هیچ کدامش دیگری را رد نمیکند یک اتحاد در آن وجود دارد.@ اما شما در همان کتاب انجیل که مطالعه میکنید یا تورات که مطالعه میکنید پر است از حرفهای غیر معقول پر است از حرفهای ضد و نقیض با هم و اختلافات زیادی دارند اناجیل که میدانید انجیلها حدود 80 تا انجیل بود وقتی 80 انجیل کسی دارد یعنی به هر حال انجیل اصلی معلوم نیست کدام یک از اینها باشد یعنی انجیلها تحریف شده.@ ما الان از 1400 سال پیش تا الان یک قرآن بیشتر نداریم قرآنی که خانه ما هست همان قرآنی هست که خانه یک مصری هست همان قرآنی هست که در خانه یک آفریقایی هست همان قرآنی هست که در خانه یک اروپایی یا آمریکایی هست هیچ فرقی نمیکند همه قرآنهای دنیا یکی هستند.@ اما انجیلها اینطور نبودند انجیلها تا چند سال گذشته حدود 80 تا انجیل بود خیلی زیادتر از 80 تا بود بعد آوردند تا 80 تا و الان 4 تا شده انجیل یوحنا و انجیل مرقس و انجیل متا این انجیلهایی که هست 4 تا انجیل همین 4 تا بودن یعنی باز هم تحریف.@ شما میخواهی ببینی کدام یک از این انجیلها انجیل اصلی است که به حضرت عیسی نازل شده من کدامشان را باور کنم چون هر کدامشان یکسری پیرو دارد آنها میگویند این انجیل اصلی است این یکی میگوید این انجیل است.@ و بعد هر کدامش هم که شما بگویید در معتبرترین انجیلش هم که شما بخوانید میبینید که در آن اختلاف خیلی زیاد هست ضد و نقیض زیاد هست حرفهای غیر معقول زیاد هست حرفهایی که الان خلافش ثابت شده زیاد وجود دارد و حتی در معتبرترین انجیلی هم که وجود دارد مسئله آمدن پیغمبر بعد از حضرت عیسی هم ذکر شده.@ یعنی این را مسیحیان نتوانستند حذفش بکنند از انجیل خودشان، هنوز هم در همین انجیلها آمدن پیغمبر(ص) هست و حتی آن مسائل دیگر مثلاً قضیه سیدالشهدا(ع) در تورات من مطالعه کردم میبینید که هنوز هم قضیه سیدالشهدا در صحرا کربلا در تورات الان هم وجود دارد.@ این یک دلیل که اولاً کتاب آسمانی شما تحریف شده است و نمیشود از آن پیروی کرد چیزی که اصل ندارد از چه چیزی پیروی کنیم چیزی که افراد بشر نشستند خودشان هر چه دلشان خواسته نوشتند کم و زیاد کردند و خیلی کارهای زشت و حرام در آن هست شراب و غیره.@ و بعضی از انجیلها که دیگر واقعاً خندهدار است مثلاً کشتی خدا با پیغمبرش، بعد خدا کشتی میگیرد بعد آخر پیغمبر خدا را زمین میزند یا داستانهای دیگر بروید مطالعه کنید بینید چگونه هست انجیلهای مصور حتی جریان کشتی خدا با یحیی کشیدند که خدا دارد کشتی میگیرد دست انداختند گردن همدیگر میخواهند همدیگر را زمین بزنند.@ دلیل دوم این هست که عقل قبول نمیکند که وقتی پیغمبر جدید میاید انسان پیرو پیغمبر گذشته باشد چون اگر موسی، ابراهیم، عیسی و همه پیغمبران از طرف یک خدا آمدند عقل میگوید از کدام یک از پیغمبران باید تبعیت بکنیم موسی یا عیسی یا محمد(ص)؟ مگر غیر از این هست که اینها همه برای یک هدف آمدند.@ ما در قرآن کلمه ادیان نداریم کلمه دین داریم هم دین موسی را دین میگوید هم دین عیسی را دین میگوید هم دین ابراهیم را دین میگوید یعنی اینها همه برای یک چیز آمدند(هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ) راجع به مسلمانان میگوید حضرت ابراهیم(مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ) ابراهیم به مسلمانان میگوید شما بر ملت پدرتان هستید او شما را مسلم نامیده.@ شما در قرآن هم که میخوانید میبینید که حضرت ابراهیم دم از اسلام میزند کلمه اسلام را به کار میبرد اسلام فقط که دین پیغمبر نیست(رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا) حضرت ابراهیم و اسماعیل خدایا ما را مسلم کن نسبت به خودت و خانواده و نسلهای ما را هم مسلمان بکن همه انبیاء دم از اسلام زدند حضرت مسیح هم دم از اسلام زده.@ یعنی همه برای یک چیز آمدند وقتی همه برای یک هدف آمدند مگر انسان با انسانهای دیگر فرق دارد مگر ما روحمان با روح یک مسیحی فرق دارد با روح یهودی فرق دارد سعادت ما همان چیزی هست که سعادت یک یهودی هم هست سعادت یک مسیحی هم هست.@ پس وقتی آخرین پیغمبر با کاملترین برنامه میاید با آخرین دستورات میاید میشود بگوییم نه ما آخرین دستور خدا را قبول نداریم دستور قبلیش را قبول داریم شما در یک سازمان یک اداره هیچ وقت همچین چیزی را قبول نمیکنند.@ الان یک اداره کوچک مسئول اداره یک بخشنامه بزند که مثلاً این کلاس این روزها تشکیل میشود یک روز دیگر بیایید ببینید بگوید نه این روزها تشکیل نمیشود یک روز دیگر تشکیل میشود شما بگویید نه ما همان روزها سر کلاس میاییم؟ هیچ وقت کسی قبول نمیکند.@ یا در آموزش و پرورش رئیس آموزش و پرورش یک بخشنامه بزند این کتاب تدریس بشود بعد سال بعد بگویند این کتاب تغییر پیدا کرده یک کتاب دیگر تدریس بشود شما میگویید نه ما همان کتاب قدیمی را تدریس میکنیم دلمان میخواهد دل به خواهی که نیست.@ اگر قرار است ما به هدایت برسیم همه از طرف خدا آمدند، ما آیا باید مطیع خدا باشیم یا مطیع دلمان باشیم؟ اگر مطیع خدا هستیم همان خدایی که عیسی را فرستاده گفته محمد را تبعیت بکنید همان خدایی که موسی را فرستاده گفته محمد را تبعیت بکنید.@ شما میبینید که موسی به پیغمبر به عیسی مژده میدهد و عیسی(ع) به پیغمبر ما مژده میدهد مردمش را، هنوز هم داریم آن آیات انجیل را که راجع به پیغمبر هست که بعد از من این شخص خواهد آمد وقتی همین انجیل تحریف شده شما هم نوشته که همچین کسی میاید و از او پیروی بکنید تا خوشبخت بشوید چرا باید انسان تعصب بیجا داشته باشد چه اصراری هست.@ این همان صحبتی هست که این دانشمند گفت اصلاً انجیل در هیچ جا شناخته شده نیست یعنی قضیه قضیه دینداری نیست قضیه قضیه عادت هست یا تعصب کشیشها هست که نمیخواهند هویت خودشان را از دست بدهند یا نمیخواهند منافع مادی خودشان را از دست بدهند همانطور که این جنگهای صلیبی را هم همین کشیشها راه انداختند این همه جنایت کردند به خاطر منافع مادی، به خاطر غارت ثروت مسلمین، به خاطر از بین بردن اسلام.@ اگر شما مطیع خدا هستید اگر میخواهید راه خدا و راه خوشبختی را بروید همان خدایی که عیسی را فرستاده همان خدا گفته محمد را تبعیت بکنید شما قرآن را هم قبول دارید به عنوان کتاب آسمانی اگر قبول دارید قرآن میفرماید(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ) دین در نزد خدا فقط اسلام هست.@ بعد در آیه دیگر میفرماید هر کس غیر از اسلام دینی را قبول بکند(فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ) از او قبول نمیشود ما دستور جدید فرستادیم نمیتوانی برگردی به دستورات قدیمی ما، ما میگوییم راه جدید راه تکاملیافته برنامه کاملتر را باید بروید شما برگشتی آن برنامه ناقص قدیمی را، باید بیایی برنامه کاملتر را بگیرید و این محکوم هست هر کس که تبعیت اسلام را نکند.@ مسیح را چه کسی فرستاده؟ خودش آمده یا از طرف خدا آمده؟ اگر از طرف خدا آمده خدا محمد را فرستاده اگر در کتابش شک دارید بیایید مبارزه کنید میتوانید بگویید این کتاب کار بشر هست میتوانید بگویید این کتاب آسمانی نیست که چرا تا به حال نکردید؟.@ چرا 1400 سال همه لال شدند همه سکوت کردند هیچ کس به خودش جرأت نداد جلو بیاید با قرآن مبارزه بکند کشتار کردند جنگ راه انداختند ترور راه انداختند تحریم اقتصادی راه انداختند دروغپردازی کردند اما هرگز به خودشان جرأت ندادند که طرف اسلام بیایند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 050 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 050 - راهشناسی