جلسه 049 - راه‌شناسی
شماره جلسه
49
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1371
ماه
6
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 049 - راه‌شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم سلسله دروس راهشناسی، جلسه چهل و نهم، تاریخ 12/6/71، استاد شجاعی، تهیه شده در مؤسسه فرهنگی خیریه منتظران منجی(ع)، تلفن 5012641.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ از این جلسه قرار شد یک پیشدرس داشته باشیم پیرامون علم و اهمیت آن در اسلام و اهمیت تحصیل علم برای مسلمان، و بحث اصلی ما هم که ادامه پیدا میکند که از این جلسه پیرامون قرآن هست در رابطه با علم طبق صحبتهایی که شد سعادت انسان به اطاعت از دستورات خداوند هست و دستورات خداوند همه شئون زندگی انسان را فرا میگیرد.@ لذا انسان باید در همه شئون مطیع باشد یعنی در هر شأنی که دین در آنجا دستوری و آدابی دارد باید رعایت و اطاعت بشود وقتی میگوییم(وَ الطاعَۀُ بِالعِلم) طاعت خداوند به وسیله علم انجام میشود یعنی کسی که آگاهی به دستورات ندارد نمیتواند خداوند را اطاعت بکند.@ بعضیها فکر میکنند که طاعت یعنی اینکه ما نماز بخوایم روزه بگیریم یا حج برویم، یک مقدار مسائل رساله را مطالعه میکنند یک مقدار از پدر و مادرشان یاد میگیرند یک مقدار در مساجد از روحانیونی که در مساجد امام جماعت هستند از آنها یاد میگیرند.@ حالا در ظاهر هم ممکن است یک رعایتی بشود ولی در بقیه شئون خودشان را ملزم ندانند به اینکه باید مطیع باشند یا اصلاً فکر کنند دین در بقیه حالتهای انسان غیر از عبادت دستوری ندارد و یا اینکه اگر دارد لازمالاجرا نیست و یا اینکه خودشان کوتاهی میکنند در اجرای قوانین.@ انسان در زندگیاش سه نوع ارتباط دارد یکی ارتباط با خداوند هست یکی ارتباط با خودش هست نفسش با خودش، روحش با خودش، و یکی هم ارتباط با دیگران، حالا این دیگر انسانها از همسر، فرزند، پدر و مادر، برادر و خواهر، همسایه، همشهری، هممحلی، هممیهنی، و سایر کسانی که انسان با آنها ارتباط دارد و حتی حیوانات که جلسه گذشته عرض شد.@ وقتی کلمه طاعت مطرح میشود طاعت یعنی انجام دستورات الهی در همه این سه ارتباط کلی یعنی ارتباطی که خودمان با خدا داریم و ارتباطی که خودمان با خودمان داریم و ارتباطی که با غیر خودمان و غیر خدا داریم هر موجودی غیر خودمان و غیر خدا، در همه اینها ما دین اسلام مقرراتی دارد که ما باید مطیع باشیم.@ لذا وقتی صحبت میشود طاعت خداوند به وسیله علم هست این علم ببینید چقدر گسترده میشود یعنی هم مسائل عبادی را در برمیگیرد و هم مسائل اجتماعی و اخلاقی را در برمیگیرد که باز همان رابطه انسان با خدا، با خود، و با غیر خود و خدا میشود.@ پس وقتی میگویند علم باید تحصیل بکنیم طلب علم واجب هست باید ببینیم که منظور چه هست البته جلسات گذشته عرض کردیم که منظور از طلب علم چه هست علم را عرض کردیم که نبی اکرم(ص) سه نوع علم میدانند ولی باید بدانیم که این سه نوع علم تمام شئونات مختلف انسان را در برمیگیرد.@ حالا روایتی از علی(ع) میخوانم و ترجمه میکنم میفرماید(تَعَلَمُ العِلم فَإنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَۀٌ) علم بیاموزید زیرا که آموختن آن حسنه است یعنی کار نیک و پسندیدهای است بعد از چند جمله میفرماید(بِالعِلمِ یُطاعُ الله وَ یُعبَد) به وسیله علم خداوند اطاعت و پرستش میشود و به وسیله علم خداوند شناخته میشود و یگانه دانسته میشود.@ و به وسیله علم ارحام صله میشوند یعنی به وسیله علم صله ارحام انجام میشود یعنی دیدار از نزدیکان و کسانی که ما به آنها نزدیک هستیم(وَ بِهِ یُعرَفُ الحَلال وَ الحَرام) و به وسیله علم حلال و حرام شناخته میشوند(وَ العِلمُ إمامُ العَقل) علم امام عقل است.@ امام یعنی رهبر، علم رهبر عقل است و عقل تابع آن است علم به افراد خوشبخت الهام میشود و افراد بدبخت از آن محرومند در این روایت چقدر زیبا تمام کارهای نیکی که انسان انجام میدهد همه را منتسب به علم میکند میگوید اگر انسان علم داشت میتواند این کارها را بکند فقط آنهایی که علم دارند خدا را میپرستند و اطاعت میکنند.@ و قرآن هم فرمود(إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ) فقط بندگان عالم خدا هستند که از خدا میترسند شناخت خداوند و یگانه دانستن خداوند هم به وسیله علم هست یعنی اگر کسی بخواهد خدا را بپرستد احتیاج به علم دارد.@ همانطور که ما در این جلسه آمدیم صحبت کردیم کار علمی کردیم و فهمیدیم که چرا باید از خدا اطاعت کنیم این به وسیله علم به دست میاید و الا اگر روز اول که تشریف آوردید ما میگفتیم که لازم است اطاعت بشود چون خداست، این که نشد.@ علم یعنی اینکه انسان وقتی به خودش میاید و به خودش مراجعه میکند و خودش را مطالعه میکند انسانهای دیگر را مطالعه میکند خوشبختی خودش و انسانهای دیگر را مطالعه میکند و این بررسیها را میکند یواش یواش به این پی میبرد که باید از خداوند اطاعت کند یا شناخت خود خداوند به وسیله علم هست یگانه دانستن خدا به وسیله علم هست.@ چرا خدا دوتا نیست؟ چرا خدا شریک ندارد؟ میگوید فقط افراد فهمیده و عالم هستند که میتوانند بفهمند که چرا خداوند یگانه هست صلهارحام به وسیله علم انجام میشود یعنی کسی که عالم هست میفهمد که خاصیت صلهارحام چه هست و چه فایدهای دارد.@ افراد جاهل با کوچکترین بهانهای ارتباطشان را با دیگران قطع میکنند کارشان به دعوا و قهر و دوری میکشد اما افراد عالم اینچنین نیستند حرام و حلال خداوند به وسیله علم شناخته میشود ما باید بیاییم بنشینیم بشنویم که چه چیزی حلال هست و چه چیزی حرام است انسان باید بیاید یاد بگیرد حرام و حلال را.@ بعد میفرماید که علم امام عقل است و عقل تابع او هست البته این شرح مفصلی دارد و بعد میفرماید فقط افراد خوشبخت هستند که خدا نصیبشان میکند که علمآموزی کنند افراد بدبخت اینچنین نیستند مخصوصاً این علمی که داریم میگوییم دقت کنید کلمه علمی که اینجا به کار میبریم منظور کدام علم است.@ منظور ریاضیات و هندسه و فیزیک و شیمی نیست علمی که میگوییم همان علمی هست که نبی اکرم(ص) تحصیلش را بر همه مسلمانان واجب کرده میگوید آن علم نصیب هر کسی نمیشود فقط افراد خوشبخت هستند که میتوانند بیایند یاد بگیرند و عالم بشوند و اهل علم بشوند و دنبال علم بروند و خداوند در دلشان میاندازد که به دنبال علم بروند.@ حالا چه کسی میتواند این کلمهای که علی(ع) فرمود که افراد خوشبخت هستند که به آنها الهام میشود که به دنبال علم بروند چه کسی میداند چرا اینطور هست؟ علت این کلام چیست که حضرت فرمود فقط افراد خوشبخت هستند که به آنها الهام میشود در دلشان میافتد که بروند بنشینند یاد بگیرند حوصله یادگیری خداوند به آنها میدهد چرا اینطور هست؟@ وقتی به این نتیجه عقلی رسیدیم که فقط افرادی که مطیع هستند خوشبخت هستند افرادی که اجابت میکنند خوشبخت هستند اجابت به وسیله علم صورت میگیرد لذا فقط افرادی که دنبال علم میروند خوشبخت هستند یعنی افراد خوشبخت هستند که به آنها الهام میشود دنبال علم بروند و علم بیاموزند.@ چون اینها هر چقدر علمشان زیاد شود تسلیم بودنشان در مقابل خدا هم زیاد میشود حتی ما آنجایی هم که داریم عالم بیعمل، عالمی که عمل نمیکند آن عالم بیعمل هم به خاطر نوعی جهل در وجودش بیعمل است یعنی یک چیز دیگری را اگر میدانست یا میفهمید عمل میکرد این عالم هست اما یک جهلی مانع عملش شده چون جهل و نادانی منشأ همه شرها هست.@ یک روایت هست از نبی اکرم(ص) در مورد اهمیت مجلس علمی از کتاب الحیاۀ و آن هم نقل کرده از روضۀ الواعظین، بعضی وقتها میشود که انسان شک میکند که کدام علم بهتر است من یاد بگیرم.@ یا بهتر است بروم علم یاد بگیرم یا کار دیگری بکنم یا بعضی وقتها بین شرکت در یک کلاس و کار دیگری دودل میشود که آیا من بروم در این کلاس و جلسه علمی شرکت کنم یا اینکه فلان کار را انجام بدهم.@ حالا کسی این سؤال برایش پیش آمده از پیغمبر(ص) سؤال میکند یکی از انصار نزد پیغمبر اکرم آمد و گفت ای پیامبر اگر بنا باشد جنازهای را تشییع کنم یا در مجلس درس دانشمندی حاضر شوم حضور مرا در کدامیک از این دو دوستتر داری؟@ یعنی دوست داری من بروم دنبال اینکه تشییع جنازه کنم یا اینکه بروم مجلس علمی بنشینم بعضی وقتها پیش میاید طرف میگوید هممحلی ما مرده نتوانستیم فلان جلسه شرکت کنیم رفته بودیم تشییع جنازه یک نفر یا عروسی یک نفر یا مهمانی دیگری رفته بودیم اینطوری پیش میاید که انسان بین اینها و مجلس علمی دودل میشود که کدام طرف باید برود.@ پیامبر گفت اگر کسانی باشند که در پی جنازه روان شوند و آن را به خاک بسپارند حاضر شدن در مجلس مرد دانشمند از حضور در تشییع هزار جنازه، ای کاش فرصت داشتم به شما بگویم که تشییع جنازه چقدر ثواب دارد و آن اعمالی که پیامبر میفرماید هر یکی از آنها چقدر ثواب دارد بعد ضرب در هزار کنید ببینید آن موقع چه نتیجهای به دست میاید.@ از حضور در تشییع هزار جنازه و دیدار از هزار بیمار و برپا ایستادن برای عبادت در هزار شب و روزه داشتن در هزار روز و صدقه دادن هزار درهم به بینوایان و گذاردن هزار حج مستحبی و حضور در هزار جنگ در راه خدا جز جنگ واجب و دادن مال و جان در این راه فضیلتی بیشتر دارد اینها کجا به پای حضور در مجلس عالم میرسد.@ آیا ندانستهای که اطاعت و عبادت خدا نیز به علم است و نیکی دنیا و آخرت با علم است و شر دنیا و آخرت با جهل و نادانی، این یک روایت را خواندیم در رابطه با ارزش مجلس علمی که انسان وقتی شرکت کند در مجلس علمی چقدر برایش مهمتر هست چه بسا انسان عبادتهای زیاد و کارهای زیادی انجام بدهد ولی آدم جاهلی باشد.@ مسلمان باشد و بخواهد که اطاعت کند اما به خاطر جهلش موفق نشود همان وظیفهای را که خداوند مشخص کرده انجام بدهد چون نمیداند باید چکار کند برای همین خیلی وقتها اعمال 50 ساله و 60 ساله خودش را ممکن است ضایع و خراب کند.@ فقط افرادی که عالم هستند آفتها را خوب میشناسند میتوانند عبادات و اعمالشان را خوب حفظ کنند که خراب نشود و از بین نرود لذا انسان یک موقع در مجلس علمی شرکت میکند یک ساعت یک چیزی میشنود که در طول زندگیاش برایش سرنوشتساز هست که اگر آن را نمیدانست یا آن چیزها را نمیفهمید چه بسا بدبخت میشد از حیات انسانی محروم میشد.@ و شرکت در آن مجلس انسان را نجات میدهد بنابراین در روایت هم داریم(إذا أرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیرَاً فَقَهَهُوا فِی الدّین) وقتی خداوند خیر بندهای را بخواهد او را در دین دانشمند میکند آگاه در دین میکند وقتی خداوند خیر بندهاش را بخواهد یعنی از محبوبیت یک انسان هست در نزد خداوند که خداوند به او الهام میکند که دنبال مجلس علمی برود و دنبال یادگیری علم و مسائل دینیاش باشد.@ (إذا أرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیرَاً فَقَهِهُوا فِی الدّین) موقعی که خداوند خیر بندهای را بخواهد او را در دین آگاه میکند یعنی به هر حال طوری به او عشق و علاقه میدهد که برود و یاد بگیرد و مسائل دینیاش را خوب بفهمد.@ یعنی انسان هر درجهای که در اجتماع میخواهد داشته باشد هر سوادی که میخواهد داشته باشد ثروت و مقام و زیبایی داشته باشد علوم دیگر را بلد باشد همین که دینش را نمیفهمد آگاهی به دین ندارد این بیارزش است این وجود خیر و مبارکی ندارد همین که دینش را نمیفهمد.@ چون فقط دین هست که شأن انسانی را میتواند بارور کند استعدادهای انسانی را شکوفا کند آن هم فقط علم دین، لذا وقتی کسی آمد علم دین یاد گرفت حیات انسانی پیدا میکند.@ مقابل این روایت هم داریم از نبی اکرم(ص) میفرماید(مَا استَرذَلَ لله تَعالی عَبداً إلاّ حَرِمَ عَلَیهِ العِلمُ وَ الأدَب) هیچ بندهای را خداوند پست و خوار نکرد مگر اینکه او را محروم کرد از علم و ادب، یعنی دنبال خیلی چیزها رفت و خیلی چیزها را یاد گرفت یا اصلاً یاد نگرفت ولی دنبال دو چیز نمیرود یکی ادب و یکی علم، انسان از این دو محروم میشود.@ میگوید علامت پستی و خواری و بدبختی یک بنده این هست که محروم از علم و ادب میشود یعنی شوق این نوع علم، همان علم دین هست، شوق علم و ادب در دلش نمیافتد بیحوصله و کسل و بیحال است اما چیز دیگری بخواهد بخواند میبینی خیلی نشاط پیدا میکند.@ دنبال تحصیل خیلی چیزها میرود علاقه به یادگیری خیلی چیزها پیدا میکند جز اینکه شیفته تحصیل چگونگی پیمودن مسیر انسانیت نمیشود از این زیاد خوشش نمیاید دنبال این چیزها نمیرود.@ اما حالا علوم دیگر یا هنرهای دیگر صنعتهای دیگر ممکن است علاقه پیدا کند و خیلی وقت بگذارد و پول مصرف کند اما علم دین که نوعاً هم بدون هزینه به دست انسان میتواند برسد انسان میتواند شرکت کند یا کتاب بخواند بدون اینکه پولی پرداخت کند اما حاضر است برود برای علوم دیگر پول زیاد پرداخت کند.@ وقت خیلی زیادی بگذارد عمر و جوانی و استعداد را مصرف کند بدون اینکه به حیات انسانی برسد میگوید این بنده بنده پستی هست بنده خوار و بدبختی هست رذل یعنی پست، خداوند پست و بدبخت نکرد هیچ بندهای را مگر اینکه محروم شده از علم و ادب.@ پس باید بدانیم ارزش انسانها به چه هست قیمت انسانها به این هست که چقدر علم الهی بلد هستند و چقدر مطیع هستند لذا نبی اکرم(ص) فرمود(أکثَرُ النّاس قیمَۀً أکثَرُهُم عِلمَاً وَ أقَلُّ النّاس قیمَۀً أقَلَهُم عِلمَاً) باارزشترین مردم عالمترین آنهاست و کمارزشترین مردم کم علمترین آنهاست.@ ما باید خیلی سپاسگزار باشیم از خداوند که خداوند در حق ما لطف کرده به ما روحیه علمآموزی داده اگر او لطف نمیکرد ما هم مثل خیلیها الان در حال تحصیل چیزهای دیگر بودیم یا اصلاً به فکر یادگیری و تحصیل نبودیم.@ باید خیلی سپاسگزار باشیم که خداوند شرکت در این جلسات را نصیب ما کرده و با آن ثواب زیادی هم که نبی اکرم برایش در نظر دارد در حدیث دیگری داریم وقتی کسی برای طلب علم از منزلش حرکت میکند برای هر قدمی که برمیدارد خداوند ثواب یک سال عبادت برایش مینویسد.@ برای هر قدمی که از منزلش برمیدارد و هر زحمتی که برای تحصیل علم میکشد و میاید مینشیند که یاد بگیرد و تمام فرشتهها بالشان را زیر پای طالب علم پهن میکنند و همه موجودات عالم برای کسی که دنبال علم هست از خداوند طلب مغفرت میکنند و از خداوند میخواهند که خدایا این بندهات را ببخش و بیامرز.@ این همه ارزش دارد باید خیلی سپاسگزار باشیم و شکر کنیم و قدردان باشیم و مواظب باشیم که خداوند این نعمت را از ما نگیرد طوری نشود که بدبخت بشویم همانطور که نبی اکرم فرمود طوری نشود به پستی گرایش پیدا کنیم به امور پست گرایش پیدا کنیم از خدا بخواهیم که این توفیق از ما سلب نشود و تا آخر عمر بتوانیم این مسیر را ادامه بدهیم.@ بحثی را که از امروز ان شاء الله قرار است در ادامه دروس عرض کنیم پیرامون قرآن و اعجاز قرآن هست ما چه نیازی به معجزه داریم و چرا باید آن رهبری که از طرف خداوند به سوی بشر میاید چرا باید معجزه بیاورد.@ ریشه عصمت معصومین(ع) و ریشه لزوم اعجاز در درون خود انسان هست یعنی انسان طبیعتاً طوری هست که وقتی میخواهد از کسی اطاعت بکند باید دلش آرام بیابد مطمئن باشد که این حرفی که این شخص میزند اشتباه نیست.@ چون انسان از کسی که بداند اشتباه میکند نمیتواند اطاعت کند یعنی بگوید من تمام چیزهای خودم را تعطیل میکنم از هیچ کس دیگر هم تبعیت نمیکنم و از این کسی که آمده ادعا کرده رهبر الهی هست تبعیت میکنم.@ انسان وقتی بخواهد از یک رهبری در تمام شئون زندگیاش تبعیت بکند احتیاج به این دارد که بشناسد بفهمد که آیا این پیغمبر یا کسی که آمده ادعای پیغمبری میکند این راست میگوید یا نه، انسان نیاز دارد که به این رهبرش یک شناخت پیدا کند و بداند که قطعاً هم اشتباه نمیکند این باید مسلم باشد.@ لذا خداوند رهبرانی را برای ما میفرستد که این رهبران معصوم هستند یعنی اشتباه در کارشان نیست خطا و گناه در کارشان نیست پیغمبر یا امامی که خودش اشتباه کند رهبر انسانها نمیتواند باشد و این نیاز انسان هست.@ ما اگر بدانیم رهبرمان مثلاً نبی اکرم(ص) یا سیدالشهدا یا حضرت زهرا(س) یک چیزی فرمودند ما اگر احتمال بدهیم که اینها معصوم نیستند ممکن است اشتباه کرده باشند بعضی وقتها مخصوصاً آن مواردی که حرف اینها با میل ما سازگار نیست آنطور موارد میگوییم شاید اشتباه کرده باشند شاید درست نباشد.@ ولی این نیاز انسان هست که رهبرش حتماً معصوم باشد انسان نمیتواند به غیر معصوم اقتدا بکند رهبران که میامدند آنهایی که ادعا میکردند که ما از طرف خدا آمدیم اینها کسانی بودند که باید معجزه میاوردند در زمان خودشان هر کدام آوردند.@ الان ما بنا بر آنچه که در تاریخ میخوانیم میبینیم که صالح فلان معجزه را داشت که از کوه شتر زندهای را خارج کرد ابراهیم(ع) آن معجزات را داشت یا حضرت عیسی(ع) مردگان را زنده میکرد بیماریهای غیر قابل شفا را شفا میداد یا موسی(ع) عصایش اژدها میشد یا ید بیضا داشت یا دریا را شکافت و از آن رد شد از آسمان چهل روز غذا برای قوم خودش تقاضا کرد و خداوند هم اجابت کرد اینها را در تاریخ میخوانیم.@ این زمانی هست که پیامبر میاید و در قوم خودش هست و مردم او را میبینند معجزه را از او میخواهند، برای کسانی که پیغمبر را ندیدند چی؟ الان ما که با هزار و چهارصد و خوردهای سال فاصله از پیغمبر هستیم از کجا معلوم این کسی که رهبر بوده ادعای رهبری و پیامبری کرده پیغمبر بوده از طرف خدا آمده یا معصوم؟@ چون ادعای این پیغمبر این هست که من آخرین پیغمبر هستم خاتم النبیین هست یعنی دیگر ختمکننده همه پیامبران هست بعد از من پیامبری نخواهد آمد این کتاب من یا این دین و آیین من برای هدایت همه انسانها تا قیامت به سوی سعادت کافی هست یک همچین ادعایی داشتند.@ اگر همچین ادعایی دارد باید معجزهای بیاورد که معجزهاش هم بتواند تا قیامت زنده بماند یعنی بتواند هر کس تا قیامت میاید ولو خود پیغمبر هم وجود نداشته باشد از دنیا رفته باشد بتواند آن معجزه را ببیند دسترسی به آن معجزه داشته باشد و بتواند آن را بررسی کند.@ لذا این معجزه دیگر نمیتواند از نوع معجزات حسی باشد مثل عصای حضرت موسی که یک معجزه حسی بود و بعد از حضرت موسی دیگر آن عصا معجزه نبود یا مثلاً مرده زنده کردن، ید بیضا، دریا را شکافتن نیست معجزات حسی نمیتواند باشد باید از نوع معجزات مخصوصی باشد که در طول زمان بشود از آن استفاده کرد تا قیامت.@ و غیر از مقوله علم و معرفت هیچ معجزه دیگری نمیتواند مردم را تا قیامت راضی نگه دارد باید از مقوله کتاب و علم و معرفت میبود که همه انسانها در همه جا و در طول زمانها به آن دسترسی داشته باشند پیغمبر معجزات زیادی در زمان خودش داشته اینها هم ثبت شده مثلاً سنگریزه در دستش تسبیح میگفت، شق القمر کرد.@ درختی را که در جایی ایستاده بود دعوت میکند به طرف خودش و درخت به طرف خودش میاید پیغمبر در زمان خودش بسیار معجزه داشته آنها زمان خودش بوده و معجزات حسی بوده ما آنها را الان سراغ نداریم و ندیدیم فقط در تاریخ میخوانیم که همچین چیزی بوده.@ اما آن معجزهای که در طول تاریخ همیشه بوده و هست از زمان پیغمبر تا الان و از این به بعد هم خواهد بود قرآن هست که قرآن خودش ادعا دارد که معجزه است یعنی ادعا دارد که کار بشر نیست اصلاً بشر محال است که بتواند یک همچین کتابی بیاورد.@ حالا قرآن هست با کفار زمان خودش و کفاری که در آینده خواهند آمد به هر حال در زمانی که پیغمبر مبعوث شد دشمنان زیادی داشت داستان زندگی حضرت را شما میدانید که چه وضعی داشت هشتاد و خوردهای جنگ پیغمبر تا زمان مرگش انجام میدهد در تمام دوران زندگیشان تقریباً جنگ داشتند این همه دشمن داشتند.@ دشمنان سخت و مشکل و دشمنانی که دشمن جان خود پیغمبر بودند این قرآن حالا میخواهد بیاید با این دشمنان روبهرو بشود باید طوری قدرت داشته باشد این کتاب که بتواند آنها را آرام و لال کند آنها را از لااقل مبارزه فکری بیاندازد و ثابت کند که اگر مبارزهای میکنند این مبارزه به خاطر لجاجت و شهوت و هوای نفس هست که این مبارزه را میکنند.@ چگونه میتواند قرآن با دیگران معارضه بکند؟ آنها میگویند این شخص شاعر بوده یا دیوانه بوده نعوذبالله و یا اینکه این کتاب را(أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ) یا این را از پیش خودش در آورده یا این را از دیگران یاد گرفته جمعآوری کرده، قرآن باید جواب بدهد که این کتاب کار پیامبر نمیتواند باشد، چگونه میتوانیم بحث کنیم؟@ من زمانی میایم به شما میگویم من از طرف خدا آمدم، شما میگویید به چه دلیل از طرف خدا آمدی؟ میگویم به این دلیل که من این انگشتر را من میتوانم تبدیل به یک چوب کنم اگر کس دیگر هم بتواند این کار را بکند آن موقع ادعای من باطل میشود.@ لذا من باید چیزی بیاورم که دیگران نتوانند معجزه یعنی عاجزکننده، از عجز میاید، یک چیزی بیاورم که نوع بشر از آوردن آن عاجز باشند نتوانند بیاورند حالا جهات اعجاز قرآن را من جلسات بعد عرض میکنم که از چه جهاتی معجزه هست اما این جلسه فقط اکتفا میکنیم به اینکه خودش چه استدلالی داشته برای اعجاز خودش.@ قرآن میگوید شما قبول ندارید که این کلام از طرف خدا آمده میگویید که این از پیش خودش بافته یا از دیگران یاد گرفته اگر اینچنین هست شما هم میتوانید این کار را بکنید شما این کار را بکنید.@ در سوره بقره میفرماید23 و 24(وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) آیه بعد میفرماید(فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ).@ میفرماید اگر نسبت به آنچه که ما بر بندهمان نازل کردیم در شک هستید شک دارید که این از طرف خداست یا نه، پس شما هم یک سوره مثل آن بیاورید و دعوت کنید از شهود خود به غیر از خدا.@ یعنی غیر از خدا هر کسی را میخواهید بیاورید تا به عنوان قاضی بین شما حکم کند اگر راست میگویید پس اگر نکردید و هرگز هم نمیتوانید همچین کاری را بکنید پس بترسید از آتشی که دستگیرههای آن آتش مردمان و سنگ هستند که این آتش برای کافرین آماده شده.@ سوره مبارکه هود 13 و 14(أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).@ میفرماید بلکه آنان میگویند قرآن را به دروغ به خدا بستهای اگر چنین میگویند بگو شما اگر راست میگویید به کمک هر کسی که میتوانید ده سوره مثل قرآن را بسازید و به خدا افترا و نسبت دهید پس اگر دعوت شما را اجابت نمیکنند پس بدانید که قرآن به علم خدا نازل شده و در نتیجه معبودی جز او نیست آیا اسلام میاورید؟(یا نه)؟@ سوره مبارکه یونس آیه 38(أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) میگویند که قرآن را به دروغ به خدا بسته است چون مینشینند در خودشان حرف میزنند میگویند این دروغ است الکی آورده یک چیزی میگوید که این از طرف خداست، بگو شما هم یک سوره مثل این بیاورید و از هر کس به غیر از خدا کمک بگیرید دعوت کنید که بیایند کمکتان کنند اگر راست میگویید.@ سوره مبارکه طور آیه 34 و 35(أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ) یا اینکه میگویند قرآن را از پیش خود ساخته بلکه ایمان نمیاورند پس آنها هم باید یک حدیثی مثل قرآن بیاورند اگر راست میگویند.@ سوره مبارکه اسراء آیه 88(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً) بگو اگر انسانها و جنها دست به دست هم دهند همه انسانها و جنها اجتماع کنند که یک کتابی مثل این قرآن بیاورند نمیتوانند بیاورند مثل این کتاب حتی اگر اینها بیایند پشت به پشت همدیگر کنند پشتیبانی همدیگر را بکنند به کمک همدیگر بیایند جنها و انسانها نمیتوانند یک کتابی به این صورت بیاورند.@ این مجموعه استدلالهایی بود که قرآن در رابطه با اعجاز خودش کرد حالا از اول یک نگاهی خودمان به این کلمات میاندازیم. استدلال خیلی روشن است قرآن برای گسترش خودش و برای گسترش ؟؟؟ اگر دشمنان نمیخواهند تن به قرآن و احکام الهی بدهند بیایند دلیل بیاورند.@ لذا در چند جای قرآن(قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) داریم یعنی بگو دلیلتان را بیاورید اگر راست میگویید، نمیگوید بیا بجنگیم اگر راست میگویید هر کس زورش زیادتر بود، الان در دنیا زور حاکم هست یعنی قانون جنگل هست.@ هر کس بمب بیشتری موشک بیشتری بمب اتم بیشتری پول بیشتری داشته باشد اینطور هست که حق با اوست حرف آخر را باید او بزند مثل قانون جنگل، الان کشورهایی که قدرت نظامی بیشتری دارند در سازمان ملل حق وتو دارند.@ مثلاً اگر یک چیزی را سازمان ملل همه کشورهای بیایند تأیید کنند آنها چون پول و زورشان بیشتر هست میگویند نه ما قبول نداریم تمام نظر همه باید باطل بشود یعنی توحش و وحشیگری به تمام معنا، قرآن میگوید نه اگر کسی حرفی دارد حرف را باید با منطق و دلیل بزند(قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ).@ و به خود نبی اکرم(ص) میفرماید هر وقت میخواهی کسی را دعوت کنی(ادْعُ إِلى‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) دعوت کن به راه پروردگارت مردم را با حکمت یعنی با کارهای عقلی و موعظه نیکو مردم را اینگونه دعوت کن به هر حال مردم عقل دارند، چرا؟@ چون اگر قرار باشد با کلک و حُقه و زور و ارعاب و پول و تطمیع و رشوه مردم را دعوت بکنی بعد از یک مدت این اثر از بین خواهد رفت آنچه که جاودانه در دل همه انسانها میماند و انسانها به خاطرش فداکاری میکنند در دلشان میماند و خارج نمیشود منطق و دلیل هست با فطرت اینها با اینها حرف بزن.@ الان هم وقتی با کفار بحث میکند نمیگوید زور ما بیشتر است چون در یک برههای مسلمانان از نظر نظامی ضعیف بودند اما در برهههای دیگر مسلمانان قوی شدند طوری که دوتا ابرقدرت را از بین بردند ایرلند و روم را از بین بردند قدرت نظامی زیادی داشتند اما برای ایمان آوردن متوسل به زور نمیشدند.@ آنجاهایی هم که میگرفتند در حمله نظامی نمیگفتند مردم باید به زور مسلمان شوند میگفتند یا باید مسلمان شوند که آن موقع مثل همه مسلمانها از بهره مالی برخوردار هستند ولی اگر مسلمان نمیشوند چون میخواهند در کشوری که مسلمان هست زندگی کنند باید مالیات بدهند که در آن کشور زندگی کنند.@ و به زور نمیگفتند که شما بیایید ایمان بیاورید اگر ایمان میاوردند و دین را میپذیرفتند پذیرفته بودند و به هدایت رسیده بودند مسلمان شده بودند مثل بقیه مسلمانها با آنها رفتار میشد اگر هم نمیشدند کسی به آنها زور نمیگفت میگفتند فقط مالیات و جزیه خودتان را بپردازید و آزاد در مملکت اسلامی زندگی کنید.@ حتی کلیسا هم داشتند میرفتند عبادت خودشان را انجام میدادند کسی هم مزاحمشان نمیشد یا یهودیان کنیسه داشتند بحثش الان با کسانی که قرآن را به عنوان وحی الهی قبول نمیکنند پیغمبر را به عنوان پیغمبر قبول ندارند که از طرف خدا آمده بحثشان این هست.@ میگوید شما میگویید این کتاب را یک بشر ساخته حالا راجع به خصوصیات پیغمبر جلسه آینده بحث خواهم کرد که باید ببینیم که این کتاب را چه شخصی با چه خصوصیاتی آورده شما میگویید که این کار یک بشر هست شم هم بیاورید این یک نفر بوده شما بروید از همه انسانها از همه جنها حتی غیر انسانها کمک بگیرید اگر توانستید بیاورید.@ این کار قرآن را و این منطق قرآن را تحدی میگویند تحدی یعنی حریفطلبی و محدود کردن، میگوید شما میگویید این کار بشر هست کار خدا نیست از طرف خدا نیامده شما هم بیاورید مگر این پیغمبر در میان شما نبود بین شما زندگی نمیکرد یک همچین کاری شد شما هم همچین کاری را بکنید.@ در سه مرحله این تکلیفش را انجام میدهد در یکجا میفرماید اگر در شک هستید نسبت به چیزی که ما بر بندهمان نازل کردیم شما یک سوره مثل سورههای قرآن بیاورید لازم نیست مثل همه کتاب قرآن بیاورید یک سوره بیاورید.@ یعنی گاهی وقتها گفته یک سوره بیاورید در آیه 38 سوره یونی میفرماید(فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ) یک سورهای مثل سوره قرآن بیاورید، در جایی میفرماید که اینها میگویند این افتراست به خدا به دروغ بسته شده شما ده تا بیاورید از این همه سوره که قرآن دارد شما ده تا مثل این سورههای قرآن بیاورید.@ البته منظور این نیست که حتماً دهتا باشد منظور این هست که تعدادی مثل این سورههایی که این شخص آورده شما هم اگر میتوانید بیاورید این بحث نظامی و جنگ و دعوا نیست بحث علمی است بحث فکر و منطق و استدلال هست میگوید اگر میتوانید بیاورید.@ در سوره اسراء آیه 88 میفرماید کل قرآن را آورده اینجا میفرماید که اگر همه انسانها و جنها جمع شوند که بخواهند مثل این قرآن را بیاورند هرگز نمیتوانند بیاورند حتی اگر همه آنها هم با هم همکاری کنند نمیتوانند در سه مرحله میگوید میتوانید یک سوره مثل سورههای قرآن بیاورید یا ده تا سوره بیاورید یا همه قرآن را، آزاد میگذارد.@ البته به این ترتیب نازل نشده که اول بگوید همه قرآن بعد بگوید دهتا بعد بگوید یکی، نه اینطور نگفته همه جور استدلال کرده ترتیبی نبوده، ببینید چقدر روشن این استدلال را میکنید اگر شما میگویید این کار بشر هست بشر هم میتواند بیاورد شما بیاورید یک کتاب مثل این کتاب قرآن بیاورید اگر راست میگویید.@ از این استدلالی که قرآن میکند ما یک چیز را میفهمیم و آن هست که این استدلالی که قرآن میکند بعضیها گفتند اعجاز قرآن اینکه معجزه است و دیگران نمیتوانند بیاورند جنبه ادبی قرآن هست جنبه سبک قرآن هست یعنی مربوط به فصاحت و بلاغت قرآن میشود.@ اما اگر مربوط به فصاحت و بلاغت قرآن میشد لازم نبود به همه انسانها خطاب بکند چون مسأله فصاحت و بلاغت به ادبیات عرب برمیگردد باید به همان عربها میگفت که ای عربها اگر شما قبول میکنید شما هم بیایید یک کتابی مثل این بیاورید.@ در حالی که قرآن همه انسانها و همه جنها را در طول زمان از زمانی که آمده تا آینده برای همیشه مورد خطاب قرار داده که اگر همه انسانها چه الان و چه آینده و تا قیامت جمع شوند که بخواهند یک کتابی مثل این کتاب بیاورند هرگز نخواهند توانست پس بحث فقط بحث ادبی نیست.@ چون اگر ادبی بود فقط مربوط به عربها میشد دیگر انسانها و جنها را کلاً مورد خطاب قرار نمیداد اعجاز قرآن از همه جهات هست یعنی قرآن یک کتابی هست که در همه جهات معجزه هست از جهت فصاحت، بلاغت، قوانین سیاسی، قوانین اجتماعی، قوانین اخلاقی، مسائل علمی، مسائل حقوقی از همه جهات قرآن معجزه است نه فقط از یک جهت.@ میفرماید اگر شما میتوانید یک کتاب بیاورید ببینید چقدر روان و آسان بحث میکند، نمیگوید اگر کسی دعوت من را نپذیرد او را میکشم با شمشیر گردنش را میزنم، اینطوری نمیگوید، میگوید هر کس نمیپذیرد بیاید بحث کنیم چرا نمیپذیرد.@ برای کارتان دلیل دارید؟ (قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) اگر دلیل دارید دلیلتان را بگویید، یعنی نمیخواهیم زوری یک نفر مجبور شود دین را بپذیرد(لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ) در پذیرش دین زور نیست بیایید بحث کنیم ببینیم آیا این کاری که شما میکنید معقول هست یا چیزی که ما میگوییم.@ من میگویم این را از طرف خدا آوردم شما میگویید از طرف خدا نیست خودت درست کردی، اگر من درست کردم من یک نفر هستم شما که چند نفر هستید به هر حال شما مثل من عرب هستید چند نفر هستید اگر از جهت ابدی بخواهیم بگیریم شما بروید همه شعرای خودتان و دانشمندان و غریبهها را جمع کنید بیایید مثل این کتاب بیاورید یک سوره مثل سورههای این بیاورید ده تا سوره مثل سورههای این بیاورید.@ این سؤال هست ما با یک سؤال روبهرو هستیم قرآن در آیه اول تهدید میکند میگوید اگر نتوانید بیاورید که نمیتوانید بیاورید لااقل از آن جهنمی که مردمان و سنگ با هم در آن میسوزند هیزم آن آتش مردمان و سنگ هستند یعنی سنگ با آن صلابت و سفتی مثل یک سوخت در جهنم هست.@ مثل اینکه اگر الان اینجا کبریتی روشن باشد من این کاغذ را بگیرم شعله زیاد میشود این به عنوان سوخت مصرف میشود آنجا میفرماید سنگ به عنوان سوخت در آن حرارت شدید مصرف میشود و مردمان همراه سنگها مصرف میشوند.@ اینقدر آن آتش شدت دارد یا با منطق و دلیل بپذیرید و یا خودتان را آماده کنید اگر به این کافر هستید خودتان را برای آن عذاب آماده کنید زور نمیگوید که شما را میکشیم اگر نپذیرید میگوید اگر بپذیرید که هیچی.@ اگر نمیپذیرید و دلیلی برای نپذیرفتن دارید بیاورید دلیل را بگویید رسول ما را قانع کنید و یا مؤمنین را قانع کنید به اینکه شما اشتباه میروید اما هرگز از ناحیه دشمنان همچین مجلس علمی تشکیل نشد که بیایند بگویند.@ فحش و بد و بیراه گفتند سنگ به پیشانی پیغمبر زدند دندانش را شکستند آن اجزاء داخل بدن گوسفند را به سر حضرت ریختند خاکستر به سرش ریختند اصحابش را شکنجه دادند کشتند، اما هیچ وقت بحث علمی و منطقی نکردند.@ شما تاریخ اسلام را بخوانید که یکجا اینها آمده باشند و بگویند ما آمدیم بحث کنیم، نه، در جمع خودشان بودند فحش میدادند میگفتند این دیوانه است، یک کسی میاید ادعا میکند که من از طرف خدا آمدم به این دلیل، نمیشود به او بگویید که تو دیوانهای، باید بگویید به کدام دلیل، او هم میگوید به آن دلیل.@ شما اگر آن دلیل را توانستید نقض کنید میتوانید ادعای او را باطل کنید، اگر نتوانستید چی؟ اگر همه انسانها جمع شدند و نتوانستند چی؟ بعد میفرماید اگر اینکه این قرآن را هیچ بشری مثلش نمیتواند بیاورد اگر این شما را آرام و مطمئن نمیکند که این دلیل برایتان کافی نیست شما کافر هستید.@ یعنی چیزی که خودتان هم میفهمید که اگر این کار بشر بود به هر حال باید در طول این زمان بشرهای دیگر هم بتوانند همچین کاری بکنند، نتوانستند، میدانید ولی مخفی میکنید از روی تکبر و تعصب و غلبه شهوتها در سراسر وجودتان نمیپذیرید شما کافر هستید پس خودتان را برای آن جهنم و آتش آماده کنید تهدید میکند.@ در سوره هود هم یک جایی همچین بحثی میکند با استدلال که شما اگر میتوانید ده تا از این سورهها، میگوید آنها میگویند اینها افتراست میگوید(فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ) شما هم دهتا سوره دروغ بسازید به خدا نسبت بدهید بگویید این را خدا گفته، شما هم اگر میتوانید مثل این بکنید.@ چرا این همچین عُرضهای دارد همچین کاری میکند، شما هم اگر عرضه دارید و میتوانید بیایید ده تا سوره درست کنید به خدا نسبت بدهید شما هم ادعای پیغمبری کنید اگر میتوانید شما هم ادعا کنید، چرا آنها نکردند، چرا از میان آن همه دشمن پیغمبر که بسیاری از آنها اهل علم و ادب بودند.@ علم که میگویم لااقل در ادبیات عرب ید طولایی داشتند خیلی قوی بودند در شعر و کلام عرب قوی بودند پیغمبر دشمنان زیادی داشت از کشورهای دیگر حتی میتوانستید کمک بگیرید یکی از آنها میامد میگفت من میتوانم یک همچین کتابی بیاورم و بیاورد و او هم ادعای پیغمبری کند، چرا هیچ کس این کار را نکرد؟@ چرا فقط فحش دادند و کشتند و شکنجه دادند برخورد فیزیکی کردند؟ چرا هیچ موقع نیامدند با منطق بنشینند بحث کنند؟ اینجا میفرماید که شما میگویید اینها از طرف خدا نیست این بافته و آورده به خدا نسبت میدهد، اگر میتوانید شما ده تا مثل این سورهها بسازید و بیاورید.@ بعد میفرماید(وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ) غیر از خدا هر چه که میگویید آن خدایان و بتهایی که میگویید ما آنها را میپرستیم آن بتها و خدایان را بگویید بیایند کمک شما کنند الهه شما بیایند شما را کمک کنند اگر میتوانید بگویید بیایند، حالا یا میایند یا نمیایند.@ خدایی هم که شما دارید این خدای شما با آمدن قرآن الان آبرویش دارد میرود اگر قرار باشد خدای شما کمکتان بکند الان باید کمک کند خدا بندگانش را موقعی کمک میکند که بندگانش در ایمان به خطر بیافتد تا یک خدایی سروکلهاش پیدا شود و بخواهد کار این خدای دیگری را مختل کند.@ الان نبی اکرم(ص) میفرماید خدای من آمده الان میخواهد کار خدای شما را کساد کند شما میتوانید اول از این بروید مثل این سورهها بسازید و بروید از خدایان خودتان کمک بگیرید خدای شما چه خدایی هستند که بندگان خودشان را یاری نمیکنند؟@ مخصوصاً چون یاری کردن آن بندهها به نفع خود آن خدایان و الههها و بتهای مختلف بوده پس چرا کمکتان نمیکنند؟ میگوید بروید از همان خدایان از هر کسی که میپرستید کمک بگیرید بگویید که ای خدا یک خدای دیگر سروکلهاش پیدا شده برای اینکه آبروی تو نرود بیا کمک کن تو هم چهارتا کتابی، وحی، فرشتهای، یک نفر را پیدا کن بلکه چیزی نازل کند.@ بعد میفرماید(فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ) اگر آن خدایان شما به شما کمکی نکردند پس بدانید(أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ) این کتاب افترا و دروغ نیست از علم خدا ناشی شده این به علم خدا نازل شده افترا و دروغ نیست و بدانید(وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) هیچ الهه و معبودی جز خدا وجود ندارد.@ چون اگر خدایی وجود داشت قطعاً کمکتان میکرد اگر خدای دیگری غیر از من وجود داشت در این مرحله از زمان شما را کمک میکرد که آبرو و خدایی خودش به خطر افتاده الان باید شما را کمک میکرد.@ میگوید اینکه خدایان شما به داد شما نرسیدند دو چیز را ثابت میکند یکی اینکه شما نمیتوانید قرآنی مثل این قرآن بیاورید پس وقتی خدایان شما شما را کمک نمیکنند معلوم است که این کتاب از طرف خدا آمده یکی اینکه اگر آن خدایان شما خدا بودند و قدرت و زری داشتند کتاب میساختند پس معلوم است اصلاً خدایی جز خدا وجود ندارد.@ اگر داشت که به هر حال برای حفظ آبرو و موقعیت خودش یک پا در میانی و دخالتی میکرد اما این خدایان شما هیچ دخالتی نکردند هیچ عُرضهای نداشتند میگوید پس اینکه تا به حال هیچ کس نتوانسته مثل قرآن را بیاورد دو چیز با آن ثابت میشود 1 ـ که قرآن از طرف خداست کار بشر نیست 2 ـ خدای دیگری هم وجود ندارد جز خدا.@ چون اگر وجود داشت حتماً برای حفظ حیثیت و آبروی خودش اقدامی میکرد و الان ما بعد از گذشت هزار و چهارصد و خوردهای سال هیچ خبری از هیچ خدایی جز آن خدای واحد نداریم این هم استدلالهایی که خود قرآن میکند.@ در سوره طور هم اینها میگویند از پیش خودش قرآن ساخته اگر از پیش خودش هست شما هم از پیش خودتان یک چیزی بسازید و بیاورید و در سوره اسراء با همه انسانها در طول همه زمانها استدلال میکند برخورد میکند.@ میفرماید اگر همه انسانها و جنها جمع شوند که کتابی مثل این کتاب بیاورند هرگز نخواهند توانست همچین کتابی بیاورند ولو پشت به پشت هم بدهند ولو از همدیگر پشتیبانی کنند هرگز نخواهند توانست بیاورند.@ الان هزار و چهارصد و خوردهای سال هست داریم میبینیم که در طول این زمان هیچ کس همچین کاری نتوانسته بکند به هر حال باید دشمنان ما آنها این همه فشار این همه بودجه نظامی این همه توطئه چرا میایند این همه به خودشان زحمت میدهند هم نیروهای خودشان را به کشتن میدهند هم نیروهای دیگر را، جان همه انسانها را به خطر میاندازند این همه فساد و ویرانی ایجاد میکنند.@ آنها اگر راست میگویند الان هم ما حاضریم با آنها بحث کنیم اگر میتوانند کتابی مثل این کتاب بیاورند چرا تا به حال نیاوردند تا حالا به این فکر کردیم؟ یک کسی بیاید بگوید این قرآن از طرف پیغمبر ؟؟؟نیست.@ این سؤال مطرح میشود که چرا تا به حال در طول 1413 سالی که از نزول قرآن گذشته هنوز هیچ کس نیامده بگوید که من میتوانم یک کتاب مثل این کتاب بیاورم و بیاورد و کسی هم طرفدارش بشود و کسی هم دعوت او را قبول کند.@ ما هم استدلالمان با کسانی که قرآن را میگویند کار بشر هست یا کار خدا نیست همین هست یعنی همین استدلال قوی قرآن را میکنیم که اگر شما راست میگویید، استدلال ما از مسلمانان صدر اسلام قویتر هست به خاطر اینکه مسلمانان صدر اسلام در زمان خودشان این قرآن نازل شده اما الان 1413 سال گذشته از نزول قرآن و اگر میتوانستند دشمنان اسلام، شما خودتان میدانید که دشمنان اسلام در طول تاریخ چه جنایتهایی در حق مسلمین کردند.@ چه بودجههای هنگفتی خرج کردند برای اینکه یک مسلمان را مسیحی و یهودی و کافر کنند حالا که اینها این همه سرمایهگذاری میکنند چرا نمیایند روی قرآن کار کنند دانشمندانشان را جمع کنند بیایند با این قرآن مبارزه کنند قرآن یک کتابی است که شش هزار جمله است باز کنند بیایند مثل این کتاب کتاب دیگری را بسازند.@ این چه چیزی مانع اینها میشود که اینها نمیتوانند همچین کاری بکنند؟ چرا نمیتوانند همچین کاری بکنند؟ و چرا تا به حال به فکر همچین کاری نیافتادند که مثلاً بیایند از راه استدلال و برهان با مسلمین مبارزه کنند البته کتاب نوشته شده مخالفت کردند.@ اما آدم آنها را وقتی میخواند بیشتر به حقانیت اسلام پی میبرد تا اینکه بخواهد علیه اسلام چیزی از آن بفهمد اما هرگز طرف قرآن نیامدند اتفاقاً نه تنها نیامدند بلکه خودشان وقتی مطالعه کردند تسلیم شدند و اعتراف کردند که این کار بشر نمیتواند باشد.@ جلسه آینده اعترافات دانشمندان غیر مسلمان را برایتان میخوانم راجع به قرآن که ببینیم آنها چه اعترافاتی دارند وقتی مطالعه کردند و تحقیق کردند پیرامون قرآن به چه نتائجی رسیدند البته بحث جنبههای اعجاز قرآن میماند که ببینیم از چه جهتی، ما حالا فعلاً در این جلسه فهمیدیم که مثل این کتاب را در هیچ کسی در طول 1413 سال نتوانسته بیاورد.@ اما اینکه چرا نمیتوانند بیاورند این هم یک بحثی هست چه چیز این قرآن معجزه هست که انسانهای دیگر عاجزند از اینکه مثل این را بیاورند یکی دو جنبه را جلسه بعد عرض خواهم کرد و جنبههای دیگر را که به خود قرآن مربوط نیست بلکه به آورنده قرآن مربوط هست آن را عرض خواهم کرد و اعترافات دانشمندان دیگر را هم پیرامون حقانیت قرآن و اینکه هیچ انسانی نمیتواند همچین کتابی بیاورد آن را هم در جلسات آینده عرض خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@