اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته این نکته را عرض کردیم که یکی از چیزهای مهمی که مانع میشود انسان در اطاعت از برنامه کامل الهی برای رسیدن به سعادت ابدی خودش موفق عمل نکند تبعیت از حبّ و بغضها و لذتها هست.@ عرض کردیم این که ما همه سعادت را دوست داریم و عاشق ذات خودمان هستیم و دوست داریم که همه کمالات را به صورت مطلق کسب بکنیم دوست داریم برای همیشه خوشبخت باشیم دوست داریم سعادت ابدی را کسب بکنیم این سر جای خودش هیچ شکی در آن نیست.@ اینها باعث میشود که ما در این مسیر طولانی که داریم مسیر ابدیت هست تابع هوای نفس خودمان نباشیم تابع مصلحت باشیم مصلحت خیلی مهم هست مصلحت یعنی آنچه که صلاح هست برای ما انجام بشود آن انجام میشود که در این رابطه توضیح خواهم داد.@ ملاک میل ما نیست حالا که داریم میرویم به سمت کمال و رشد هر کاری که میکنیم حتماً در آن لذت داشته باشد حتماً میل ما هم رعایت شده باشد اینطور نیست و اصلاً میل انسان ملاک نیست که انسان باید میل داشته باشد یعنی اصالت ندارد و اگر کسی بخواهد در حرکت به سمت آخرت میلگرا و هوسگرا و لذتگرا باشد موفق نخواهد شد.@ یعنی نمیشود هم خدا را داشته باشیم و هم خرما را، بگوییم ما هم مسیر را طی کنیم به سمت آخرت و هم که اینجا آزاد هر کاری دلمان میخواهد بکنیم، نه، چون روح حرکتش به سمت بینهایت تابع قوانین هست نه تابع خواست ما.@ لذا اگر بخواهد کسی روحش را به سمت بینهایت هدایت بکند و به خوشبختی ابدی برسد باید براساس قوانین حاکم بر حرکت روح که منجر به تولد سالم روح در ابدیت و آخرت میشود حرکت بکند نه منطبق با میل خودش، چون انسان ثابت شده که جنبه حیوانی او و جنبه طبیعت او شدیداً هوس و میل بر او غلبه دارد.@ اگر بخواهد انسان زمام امورش را به عهده جنبه طبیعی خودش و جنبه حیوانیش قرار بدهد او هیچ وقت فرصت به فطرت نمیدهد که فطرت تنفس بکند تغذیه بکند و رشد بکند ثابت هم شده در جوامعی که دین نیست نگاه بکنید بشر سر از کجا درآورده یک انسان خداپسند تربیت نکردند جوامع غیر دینی.@ چون اینقدر حیوانیت را قوی کردند و اصلاً در محیطهای آنجا حیوانیت قوی تربیت میشود که دیگر فرصت نیست انسانیت و فطرت رشد بکند به هر حال این دو با همدیگر قابل جمع نیستند که ما هم بخواهیم فطرتمان رشد بکند و هم طبیعتمان به هر چه که میل داشت برسد حیوانیتمان به هر چه که میل داشت برسد.@ قرآن کریم این حقیقت را خیلی زیبا بیان کرده در سوره مبارکه بقره آیه 216 میفرماید(وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ) چه بسا شما از چیزی بدتان بیاید در حالی که برای شما خیر هست یعنی به نفع شماست مصلحت شماست در راستای رشد شما به سمت ابدیت هست عامل سعادت شما و رشد شما هست.@ (وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ) چه بسا خیلی چیزها را هم دوست دارید برای شما بد هست وقتی میگوید(تُحِبُّوا وَ تُکرَهُوا) یعنی حبّ و کراهت ملاک نیست شما از چیزهایی بدتان میاید در حالی که برایتان خوب است از چیزهایی هم خوشتان میاید در حالی که برایتان بد است.@ پس ما اگر بخواهیم تابع کراهتمان بد آمدنمان و خوش آمدنمان باشیم که دیگر گرفتار خواهیم شد عربهای زمان جاهلیت همینطوری بودند وقتی پیامبر(ص) به آنها دستور میداد بعضیها میگفتند ما خوشمان نمیاید.@ مثلاً میگفتند آقا میشود ما نماز بخوانیم رکوع نکنیم دولا نشویم برایشان اُفت داشت حتی اینها اینقدر متکبر بودند که اگر تازیانهشان میافتاد خم نمیشدند بردارند میگفتند که این برای ما اُفت دارد که ما خم بشویم میایستادند تا یک کسی بیاید دستشان بدهد اینقدر متکبر.@ جلوی خدا میخواستند تعظیم نکنند جلوی خالقشان آفرینندهشان او که همه هستی اینها وابسته به اوست بدشان میآمد یا میگفتند آقا میشود ما نماز بخوانیم مشروب هم بخوریم اجازه مشروب را به ما بدهید؟.@ پیامبر میفرمود نه اینطور نمیشود این قوانین روح همه لازمالاجراست پیامبر هم میفرمود نمیشود خداوند اینطوری کرده حاضر بودند خیلی امتیاز بدهند که بعضی از واجبات را انجام ندهند حضرت قبول نمیکرد.@ پس چه محبت ما و چه کراهت ما و چه خوشایند ما برای این قضیه ملاک نیست اینکه انسان چیزهایی را بدش میاید ولی برایش خوب هست نشاندهنده این هست که در وجود تو دو نیرو هست یک نیرویی که از مصلحت هم ممکن است بدش بیاید.@ اینکه از چیزهایی خوشتان میاید ولی برایتان بد است این هم همینطور یعنی اینکه انسان ممکن است از چیزی که خلاف مصلحت است خوشش بیاید پس این هم ملاک نیست. در سوره مبارکه نساء آیه 19 میفرماید(فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) چه بسا شما از چیزی بدتان بیاید در حالی که خداوند در آن برای شما خیر کثیری قرار داده.@ ولی ملاک این نیست که شما بدتان میاید ملاک این هست که برای شما خیر در آن باشد برای شما نفع داشته باشد نفع حقیقی برای شما داشته باشد آن هم نفع حقیقی دو جور است چون الان ما مکتبی داریم در غرب به نام مکتب نفعگرایی آنها میگویند هر چه به نفعت هست عمل کن خوب است.@ حتی آدمکشی اگر به نفعت هست بکش دزدی هست به نفعت هست برو بدزد ما آن را نمیگوییم نفعگرایی که میگوییم در اسلام که اصالت با نفع انسان هست در اسلام، اصالت با سود انسان و مصحلت و خیر انسان هست انسانی که از دنیا شروع میشود تا بینهایت.@ ما تعریفی که از انسان میکنیم با تعریفی که غرب میکند فرق دارد غرب و مکاتب غیر الهی انسان را از تولد تا مرگ ترجمه میکنند ما کاری با این نداریم اینکه میگوییم(وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) یعنی خیر کثیری که برای شما قرار داده این خیر را شما در بینهایت بدست خواهید آورد چه در دنیا چه در آخرت در طول همه این مسیر باید به نفع شما باشد.@ نه اینکه دنیا لذت ببرید به شما خیلی حال بدهد و کیف بکنید بعد آخرت گرفتار بشوید در این خیر نیست من یک کاری اینجا بکنم آنطرف گرفتار بشوم این خیر نیست مثل اینکه الان به شما بگویند یک مادهای درست کردیم بسیار لذتبخش و خوشمزه هست بخورید ولی بعدش فلج میشوید کدام عاقلی این را میپذیرد به خاطر لذت موقت دائم خودش را به دردسر بیندازد.@ هیچ کس این کار را نمیکند مگر احمق باشد بیعقل باشد که همچین کاری بکند به خاطر لذت موقت عذاب دائم دردسر و ناراحتی دائم پس اینکه میفرماید خداوند برای شما خیر قرار داده یعنی ابدیت یعنی تو باید خودت را ابدی ببینی که ترجمه بکنی خیر و شر یعنی چی.@ آنهایی که خودشان را درست نمیکنند تفسیرشان هم از خیر و شر اشتباه است میگویند نه این به نفع ماست کجا به نفع شماست رباخواری به نفع انسان هست درست است این شک در این نیست که انسان اگر ربا بخورد به نفعش هست اما به نفع دنیایش هست پولدار میشود خیلیها هستند از این طریق پولدار شدند.@ اما میفرماید یک درهمش یک واحد از ربا 36 گناه دارد که کوچکترینش زنای با مادر خود در خانه کعبه است پس خیر نیست چون آنطرف گرفتار میشوی خیر یعنی ابدیت یعنی آنچه که مطابق تو هست اما تویی که با مقیاس ابدی دارند تو را نگاه میکنند.@ خیر یعنی آن که در راستای حیات ابدی تو به درد تو میخورد و الا اگر قرار باشد آنطرف تو را تهدید بکند و تو دچار دردسرهای طولانی بشوی این چه خیری دارد شر شر است. حالا یک مثال بزنم: یک معلم را در نظر بگیرید یک معلم وقتی دارد درس میدهد شاگرد خیلی از چیزها را در کلاس بدش میاید.@ اول از این از خود معلم بدش میاید مثلاً یک روز بگویند معلم مریض شده چقدر کیف دارد سر کلاس نیاید، یک موقعی شاگردان دست به یکی کردند معلم هیچ وقت مریض نمیشد گفتند یک کاری بکنیم مریض بشود خسته شدیم یک روز هم نیاید خوب است.@ نفر اول آمد گفت که استاد چیه رنگتان پریده گفت برو بتمرگ سر جایت من حالم خوب است نفر بعدی آمد گفت استاد چه شده رنگتان زرد است مدام آمدند گفتند این بیچاره یواش یواش باور کرد که نکند ما یک طوریمان هست اینقدر به او تلقین کردند بلند شد رفت کلاس را تعطیل کرد و رفت خانه با همسرش دعوا کرد که تو چرا من مریض بودم به من نگفتی من مریض هستم.@ از درس بدش میاید از تکلیف بدش میاید انسان نفسش اینطوری است وقتی به او میگویند شما یک کاری را باید مرتب انجام بدهی بخصوص چیزهایی که برای انسان تمرکز دارد میخواهد تمرکز بگیرد بدش میاید دوست دارد ذهنش ول باشد وقتی میگویند بنشین ریاضیات حل کن ریاضیات یاد گرفتنش چیز خوبی هست آموزنده است ذهن را قوی میکند خیلی هم مفید هست.@ ولی این چون باید بنشیند تمرکز بگیرد انگار که مثلاً جانش دارد در میاید یا درس میخواهد بخواند برایش سخت است برای همین همیشه بدش میاید علی(ع) هم یک فرمول کلی میفرماید(اَلنّاسُ اَعداءُ ما جَهِلُوا) مردم هر چیزی را که بلد نیستند از آن بدشان میاید.@ مثلاً میگوید اینقدر از زبان بدم میاید که نگو هیچ شاگرد اولی نمیگوید من از زبان بدم میاید همیشه شاگرد تنبلها هستند که میگویند بدمان میاید چون بلد نیستند وقتی یاد میگیرند هیچ کس نمیگوید بدم میاید.@ آنچه که مردم آن را نمیفهمند درکش نمیکنند از آن تنفر پیدا میکنند حوصلهاش را ندارند از معلم که خوشش نمیاید از درس خوشش نمیاید از تکلیف خوشش نمیاید معلم هم اگر بیاید بگوید شاگردان عزیز این مشقی که امروز دادم اگر دوست داشتید یک مرتبه از آن بنویسید اگر هم دوست نداشتید ننویسید کدام یک از ما مینوشتیم اگر میرفتیم مدرسه؟ هیچ کس نمینوشت.@ بعد بگوید اگر دوست داشتید بیایید مدرسه دوست نداشتید نیایید باز میبینید که نمیایند مثلاً چهارشنبه تعطیل است دانشآموزان پنجشنبه را هم خودشان تعطیل میکنند نمیایند از بس عاشق علم هستند بهانههای مختلف دنبال تعطیلی کلاس.@ حالا این صورت مسئله است ته قضیه این هست که اگر این فشارها نباشد یعنی معلم جذبه معلم، زمان ابتدایی که ما بودیم مدرسه زمان ما فرق میکرد با الان که دانشآموزان همه تیتیش مامانی بار میایند آن موقع ما تکان میخوردیم فلک بود و چوب و کابلهای برق بزرگ آن هم زمستان تازه میگفت برو دستت را آب بزن بیا که قشنگ به تو بچسبد اینها برای درس نخواندن و شلوغ کردن.@ نمره انضباط و تهدید به تعطیلی و بیرون کردن با اینها و با هزار تا فشار که در خانه میآمد ما مجبور بودیم درسمان را بنویسیم چه بخواهیم چه نخواهیم الان محصول این فشارها چه بود همه آنچه که اکراه داشتیم بدمان میامد از آن محصولش این شده که ما سواددار شدیم نورانی شدیم روشن شدیم و میتوانیم بخوانیم و بنویسیم این خیلی مهم است اگر آن فشارها بالای سر ما بود.@ چه کسی حاضر است بگوید من با این نعمت، این نعمت را با چه چیزی حاضر هستید عوض بکنید؟ واقعاً نمیشود با چیزی آن را عوض کرد ولی این نعمت محصول فشارهای والدین پدر مادر حرص و جوش خوردنهایشان و زجرهایی که خودمان کشیدیم بنشین 20 مرتبه از این بنویس.@ یک موقعهایی میگفتند جدول ضرب را مثلاً هزار بار بنویسید یک مشقهای کیلویی میدادند عید مثلاً به ما طوری مشق میگفتند که 13 روز را باید مشق مینوشتیم ما هم بلد بودیم چکار بکنیم سه ماه مانده بود به عید شروع میکردیم مشقهای عید را مینوشتیم برای عید مشق نداشته باشیم.@ یک موقعهایی هم بیشتر مینوشتیم از هولمان مثلاً استاد پنج تا درس میگفت ما ده تا درس را نوشته بودیم ولی آن محصول باعث شد که ما الان باسواد بشویم این خیلی نعمت هست پس این یک نمونه برای چیزهایی که ما از آن بدمان میاید ولی برایمان خیر کثیری دارد.@ یک نمونه دیگر مسئله درمان هست در درمان شما اصلاً از اینکه بیمارستان بروید از خود دکتر از محیط بیمارستان از بویش از آن ابزارش که آدم میبیند بدش میاید بخصوص آمپولهایش سوزنهای مختلف کارد و جراحی یا اینکه بگویند آدم باید چند روزی هم بخوابد ولی اگر بخواهیم تابع احساسات باشیم مساوی است با مرگ و مریضیهای دائم.@ پس ببینید صورتش خشن است صورتش خشونت است معلم جذبه معلم شلاق، فلک، تنبیه، فشار آوردن ولی باطنش زیباست باطنش محبت است زیباست خیر دارد در پزشکی صورتش خشن است کارد جراحی است عمل جراحی است قطع کردن پاست پا سیاه شده باید قطع بشود ولی باطنش این هست که اگر جلوی این سیاهی را نگیرند به قلب میزند و میکشد.@ بیماری قند دارد باید پایش را ببرند اگر نبرند بعداً چند روز دیگر خودش را میکشد یا کورش میکند پس باید به دادش رسید ظاهرش خشن است ولی باطنش زیباست از چیزهایی هست که ما بدمان میاید مثلاً داروی تلخ مینویسد ولی در آن برای شما خیر دارد.@ (فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) خیر کثیر برای شما هست که شما انجام میدهید و الا اگر بخواهید تابع میلت باشی بدم میاید تنبلی و کسالت داشته باشی و حاضر نباشی با چیزهایی که بدت میاید و خلاف میلت هست روبرو بشوی.@ خودخواهی چنان به تو غلبه کرده باشد و جهالت چنان به تو غلبه کرده باشد که هر وقت خوشت آمد هر کاری بکنی هر وقت عشقت کشید هر کاری بکنی آنوقت نتیجه عقبماندگی دنیا و آخرت میشود از دست دادن سعادت آخرت میشود.@ سعادت ابدی میدانید یعنی چی یک ذره به ابدیت ما فکر بکنیم ابدیت یعنی سعادتی که در آن انتها نیست در آن فتیله پایین نمیاید در آن خستگی و کسالت و پیری و زدگی و یکنواختی نیست آن هم برای ابدیت، مگر میشود به یک همچین چیزی رسید بدون اینکه انسان برایش تلاش بکند.@ علی(ع) فرمود(لا تُحصَلُوا الجَنَّۀ بِالتَمَنّی) بهشت با تمنا به دست نمیاید با بهانه به دست نمیاید باید برایش زحمت بکشی قرآن هم ملائکه وقتی وارد بهشت میشوند به بهشتیان میگویند(سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ) سلام بر شما به خاطر صبری که کردید صبر یعنی تلخی اصلاً خود کلمه صبر اسم یک گیاه هست که تلخ است برای همین اسم این حالت را صبر گذاشتند.@ یعنی تحمل تلخی، یعنی تلخی را خوردن تلخی را تحمل کردن برای رسیدن به مقامات بالاتر، در اجتماع هم همینطور هست هیچ کس به رشد نمیرسد مگر اینکه کراهت را تحمل بکند کراهت یعنی چیزهایی که خلاف میلش است.@ یک ورزشکاری که تا قهرمان بشود نمیتواند راحت بگیرد بخوابد نمیتواند صبح تا لنگ ظهر بگیرد بخوابد صبح زود باید بلند برود ورزش بکند تمرین بکند به بدنش فشار بیاورد تا این قابلیتش آنقدر زیاد بشود تا قهرمان بشود یک پزشک یک نویسنده یک مهندس موفق یک کشاورز موفق یک مخترع موفق یک تعمیرکار موفق یک نجار هر فنی هر مهارتی زحمت میخواهد بدون زحمت نمیشود.@ (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) برای انسان جز محصول سعی خودش چیزی نخواهد ماند(وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى) سعی خودتان را آخرت میبینید پس هر کس بیشتر تلخی تحمل بکند و بیشتر سعی بکند برای خودش ذخیره کرده و مطمئن باشید در راه خدا هیچ سختی بینتیجه نیست.@ حتماً اثر ابدی خواهد داشت ولو در دنیا ظاهرش این باشد که شکست خوردی این مهم نیست ظاهرش این هست که تو محروم نیست این هم مهم نیست مهم ابدیت هست که برای تو میماند(ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آنچه که نزد شماست از بین میرود ولی آنچه که نزد خداست میماند اگر تو به خاطر خدا تحمل کردی خیلی خیر میبری.@ احمقانهترین کار این هست که انسان از زیر بار مسئولیتهای شرعی و تکالیف شرعی فرار بکند چون درست دارد به خودش خیانت میکند دارد امکان یک بهرهبرداری ابدی را از خودش سلب میکند فکر میکند خیلی زرنگ است در حالی که دارد حماقت میکند.@ خیلی از کسانی که در دنیا ادعای زرنگی میکنند فکر میکنند خیلی زرنگ هستند آدمهای ابله و پخمهای هستند قرآن هم میگوید اینها آدمهای خیلی احمقی هستند تعریف زرنگ را ببینید پیغمبر چه فرمود میفرماید آدمهای کیس زرنگ کسی هست که از خودش حساب میکشد.@ تاجر زرنگ و شریک زرنگ کسی هست که نمیگذارد شریکش یک غِران بخورد آدم زرنگ کسی هست که اجازه نمیدهد طبیعتش یک ذره از ابدیتش بزند یک ذره از آخرتش کم بگذارد محاسبه میکند در روایت داریم هر کدام از شما باید از نفس خودتان مثل شریک که در تجارت از شریکش حساب میکشد از خودتان حساب بکشید.@ چون اجازه بدهید به تو خیلی خیانت میکند اسمش این هست که خودت داری لذت میبری ولی در واقع حماقت هست باختن هست برای همین هم در تعبیر باختن میاورد قرآن مسئله تجارت است مسئله سود است بده و بستان است یکی از نامهای قیامت روز باختن است(يَوْمُ التَّغابُنِ) یعنی باختن.@ یعنی میفهمد که باخته میفهمد که خیلی سرش کلاه رفته لذا وقتی از خودت حساب میکشی خیلی زرنگی کردی که از خودت حساب کشیدی جلوی نفسات را محکم بگیری نگذاری به تو خیانت بکند و ابدیتت را از تو بگیرد نگذارد تو منفور خدا و امام زمان بشوی.@ نگذارد تو از حیات انسانی محروم بشوی و فقط تو را در حیوانیتها و ارزشهای حیوانی نگه بدارد بزن در سرش تا بتوانی در فضای عالی انسانی نفس بکشی برای همین قرآن خیلی زیبا اینها را رسوا میکند میگوید اینها کید میکنند اما کیدشان به ضرر خودشان هست.@ زرنگی میکنند اما زرنگی علیه خودشان میکنند برای همین فرمود(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ) اگر کار خوب کردید برای خودتان کردید(وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) بد هم کردید به ضرر خودتان هست(وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ) کسی بخل بورزد از خودش کم گذاشته.@ شما الان وقتی برای خدا خرج میکنی نهایتاً به چه کسی میرسد؟ تقوایش به خدا میرسد وقتی داری سرمایهگذاری میکنی یعنی سرمایهگذاری میکنی برای آخرت خودت مگر این بد است لذا هر چقدر نکنی و خرج نکنی از خودت کم گذاشتی وقتی این رابطهها را ما بفهمیم آن موقع نوع نگاهمان به ضرر به منفعت به لذت به عذاب به سختی به شادی به عزت به ذلت فرق میکند.@ در مورد ثروت علی(ع) میفرماید(اَلفَقرُ وَ الغِنی بَعدَ العَرضِ عَلَی الله) فقر و ثروت بعد از اینکه انسان عرضه میشود به خداوند در روز قیامت معلوم میشود که چه کسی ثروتمند هست چه کسی فقیر است برادران عزیز بخصوص برادران و خواهران جوان دقت کنید دنبال ثروت باشید اما ثروت ابدی ثروتی که با شما تا ابدیت بماند چون شما ابدی هستید و نباید در ابدیت شما محتاج و فقیر و ضعیف باشید.@ شما فقط این چند سال عمرتان نیست این را خوب دقت کنید به دنبال ثروت باشید(تَزَوَّدُوا) یعنی جمع کنید زاد و توشه جمع کنید. اخوی من یادتان هست دو ماه نیست از دنیا رفته اندازه شما بود، کدام یک از شما میتوانید بگویید من بیشتر از او زندگی میکنم؟ هیچ کس.@ ولی حقیقتاً زحمت کشید از زمانی که هنوز بالغ نشده بود زحمت زیادی برای خودش کشید مبارزه کرد با نفسش شدید درس خواند عبادت کرد خودش را از نظر کارهای دینی به قابلیتهای خوبی رساند خَیِر بود رفت هیچ کدام از ما هم نمیتوانستیم او را نگه بداریم رفت ولی الان هر کاری کرده به نفع خودش هست خودش بهرهبرداری میکند و تنهاست.@ همه چیزها و کسانی که به او تعلق داشتند هیچ کس نتوانست برایش کاری بکند و از مرگ نجاتش بدهد رفت اگر کرده برای خودش کرده اگر زحمت کشیده ریاضت کشیده رفت تمام شد خوش به حال کسی که آماده برود، کدام یک از شما فکر میکنید که فردا را میبینید؟ ما مدام مینشینیم آرزوهای دراز داریم در حالی عزرائیل شب منتظر است به ما میخندد.@ آقا مهدی ما چهارمین جوانی بود که در عرض دو ماه در محله ما از دنیا رفت سه نفر قبل از خودش تصادف کردند از دنیا رفتند مهدی چهارمین نفر بود خیلی حماقت است انسان وقتی میداند(اَقرَبُ الشَیء اَلاَجَل) نزدیکترین چیز مرگ است هر لحظه ممکن است سراغش بیاید اینقدر خودش را به خواب بزند و غفلت بکند و فکر کند من حالا حالاها کار دارم برنامه دارم.@ امام علی(ع) به امام حسن(ع) میفرماید(کُن لِدُنیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشَ اَبَدا وَ کُن لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا) پسرم برای دنیایت چنان برنامهریزی کن که انگار همیشه در این دنیا هستی درستان را خوب بخوانید بدانید که ممکن است 90 سال باشید این 90 سال بالاخره باید شما عزیز خوب و پاک زندگی بکنید ذلت نداشته باشید به کسی وابسته نباشید فردا تشکیل خانواده میدهید خانوادهتان به خاطر شما در عذاب نیفتند.@ اما(وَ کُن لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا) برای آخرتت طوری باش که انگار فردا خواهی مُرد آیا آماده هستی؟ خوش به حال کسی که اینطوری هست برای همین در روایت داریم که مؤمن از همه مردم با همتتر است چون هم همت کارهای دنیاییش را دارد به اسم کارهای آخرتی توجیه نمیکند که تنبلی بکند.@ آخرت را بچسب درس به چه درد میخورد آخرت را بچسب کار به چه درد میخورد اینطور نیست توجیه نمیکند به کار دنیایش خوب میچسبد زحمت میکشد تلاش میکند هم اینکه کارهای دنیا مانع آخرتش نمیشود برای آخرتش هم برنامهریزی دقیق دارد.@ این هست که مؤمن آدم با همتی است آدم عاقلی است آدمی هست که ارزشمند است هم برای کارهای دنیاییش برنامهریزی خوب دارد چون کارهای دنیاییش مثل کارهای آخرتیش هست تمامش ثواب دارد چون دنیا را به خاطر آخرت میخواهد هم برای کارهای معنوی و آخرتی خودش برنامهریزی دارد.@ یک جوان و یک انسان باید اینطوری باشد به هر دو جنبه باید توجه داشته باشد و برایش برنامهریزی بکند آنطوری شما خیلی از خودتان راضی میشوید خیلی احساس غنا و لذت و بلندطبعی و آزادگی میکنید خودتان از خودتان کیف میکنید.@ آنوقت میبینید که نشاط حقیقی چطوری سراغ روحیهتان میاید آنوقت میبینید که آسیبپذیریتان خیلی کم میشود و شیطان هم راحت نمیتواند شما را منحرف بکند و گول بزند.@ اما اگر ول کنید فقط به دنبال میلها و هوسها یا آن چیزهایی که در جامعه و فیلم و تلویزیون به شما دیکته میکنند بدانید که سر از غم و افسردگی در میاورید ته قضیه این هست پس همه این سختیها و سختگیریها و مبارزه با هوسها تهاش لذت است خشونت ظاهراً دارد ولی باطنش زیباست.@
هم سختگیریهای خدا لذت دارد در آن پر از نعمت و آسایش هست هم آسایشهایش هم آن چیزهایی که ما را راحت گذاشته هم لذتهایی که برای ما حلال کرده هم مباحاتی که برای ما قرار داده هم شیرینیها و زیباییهایی که در زندگی برای ما قرار داده تمامش قشنگ و خوب است.@ خداوند هم مثل یک طبیب هست نسبت به انسان یعنی مثل یک طبیبی که میداند برای این روح که قرار است مسیر دنیا تا بینهایت را طی بکند چه چیزهایی خوب است و چه چیزهایی بد است یک سلسله قوانین دینی گذاشته یکسری را واجب کرده یکسری را حرام کرده یکسری را مباح کرده یکسری را مکروه کرده و یکسری را هم مستحب کرده گفته این را رعایت کنید تا برسید به کمال بینهایت.@ چه کسی از خدا مهربانتر است برای ما؟ هیچ کس، چه کسی ما را غیر از خدا آفریده؟ هیچ کس، چه کسی غیر از خدا مالک جهان هست؟ هیچ کس، چه کسی غیر از خدا روح و بدن ما را آفریده و رابطه برقرار کرده؟ هیچ کس، چه کسی غیر از خدا هدف ماست؟ هیچ کس، پس اطاعت کنیم.@ چه مشکلی هست که بخواهیم با خدا مخالفت بکنیم و تبعیت نکنیم واقعاً این کار حماقت و جهالت نیست؟ خداوند ما را در ارتباط با عالم آزاد نگذاشته گفته شما باید با عالم طوری ارتباط برقرار کنید که به نفع ابدی خودتان باشد نه در دنیا برایتان دردسر درست بکند و نه در آخرت آن که مصلحت هست مصلحت مهم است مصلحت انسان.@ ولی انسان ابدی انسانی که میرود تا در بینهایت به جایی برسد که آنچه که اراده بکند حاصل بشود در بهشت داریم در روایت که بهشتیان هر چه که اراده میکنند و میخواهند همان میشود هر چه که بخواهند هیچ حدی ندارد نه محدودیت دارد نه ممنوعیت دارد آنچه که اراده میکنند تحقق پیدا میکند مگر این کم است!.@ این خیلی مهم است تحقق پیدا میکند میدانید یعنی چی؟ یعنی نه اینکه بروید برای من فلان چیز را بیاورید آنها هم بروند از انبار بهشت تحویل بگیرند بیاورند نه، اراده میکند همانجا برایش ایجاد خواهد شد خداوند قدرت خلق به او میدهد خودش خلق میکند خودش ایجاد میکند هر چه که میخواهد سفارشی نیست معطلی ندارد.@ همین دستورات حلال و حرام و واجب را رساله را به آن عمل کنید به آن میرسید روح را تربیت کنید به نفس لجام بزنید شما این همه جوانان عزیز اطرافتان هست ببینید در مسجدتان چند تا شهید سعید دارید ببینید چطوری رسیدند شما فاصله زیاد هم با آن مقام ندارید آدمی که میتواند اینطوری باشد این واقعاً مقام نیست!.@ بعد من در دنیا دنبال مقامات وهمی باشم چیزهایی که چهار روز هست بعد هم تمام میشود شهرت و اسم درکردنهای وهمی که پیش خدا ممکن است عزیز نباشد خیلی وقتها ممکن است ما پیش مردم معروف و مشهور و محبوب باشیم اما پیش خدا نه، این مهم است که شما خدا دوستت داشته باشد.@ حالا یک سؤال: اگر همه دنیا از شما خوششان بیاید مشهور بشوید اسم شما در همه روزنامههای دنیا تلویزیونها همه شما را بشناسند بهبه و چهچهه بگویند همین که بدانی خدا از تو بدش میاید واقعاً چه احساسی داری؟ حاضر هستی واقعاً نفرت خدا را نسبت به خودت بخری با هر قیمتی؟ حاضر هستی دوست نداشتن امام زمان را بخری؟.@ و چقدر خوب است که امام زمان و خدا آدم را دوست داشته باشند هنر یک جوان این هست که خدا را از خودش راضی بکند هنر یک انسان این هست که به یک جایی برسد که(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) هم خدا از آنها راضی هست و هم آنها از خدا راضی هستند این خیلی خوب است.@ این مقام نیست؟ خیلی مقام است بعضیها خیلی نادان هستند میایند سؤال میکنند که آقا جوان احتیاج به حمایت از جوان جوانان را سرگرم به طبیعت میکنند هیچ وقت فرصت تنفس به فطرت جوانان نمیدهند هر امکاناتی هم بودجه کشور تهیه میکنند امکاناتی هست که طبیعت را تقویت میکنند نمیگذارند این فطرت جوان نفس بکشد.@ جوان احتیاج به هیجان دارد واقعاً برای یک جوان چه هیجانی بالاتر از جهاد در راه خدا وجود دارد چه هیجانی بهتر از غلبه بر شیطان هست یک دشمن حقیقی ما حالا مینشینیم دشمن فرضی درست میکنیم مثلاً تیم فوتبال فلان کشور بعد هم مینشینیم.@
در خیالات مینشینیم کیف میکنیم که این کار را کردیم دشمن خودت آن که دشمن حقیقی تو هست چرا از آن فرار کردی چرا ذلیل گفتی بیا سوار بشو حق با تو هست چرا داری به او کولی میدهی؟ یک جوان باید غیرت داشته باشد یک جوان باید مردانگی و شرافت در او باشد.@ اینکه میگویم مردانگی نه اینکه خانمها نه، میگویم مردانگی یعنی همیّت داشته باشد خیلی از زنها هستند که از مردها مردتر هستند و خیلی از مردها هستند که باید خجالت بکشند از اینکه این اسم را به یدک میکشند.@ واقعاً شما خودت وقتی میدانی یک دشمن بزرگ داری نمیخواهی با او درگیر بشوی از او میترسی چقدر خوب هست یک جوان وقتی وارد مسجد میشود قوی مسجد بیاید چطور وقتی میروی خانهات میبینی هیکلت بزرگ شده کیف میکنی بعضیها میروند باشگاه دنبال کمالات گیاهی مدام این را بزرگ میکنند تو شکست خوردهای.@ ولی میبینی یک جوان میاید پاک منزه حالا لاغر هم باشد در مسجد اما این شیطان را صد بار پوزهاش را به خاک مالیده این قهرمان است امیرالمؤمنین(ع) فرمود(اَشجَعُ النّاس مَن غَلَبَ هَواه) شجاعترین مردم کسی است که هوایش را زمین بزند این خیلی مهم است.@ یک رحیم داشتیم(ره) رحیم براری بچه محله شهدا مفقود هم شد در ابوالفضل مقدماتی ما با هم بودیم جنازهاش چند ماه پیش آمد کشتیگیر بود خیلی سرمایهگذاری کرد روی کشتی خیلی هم رشد کرد برادرش هم تعریف میکرد میگفت که کلی خرجش کرده بودیم.@ یک مسابقه خیلی مهم بود دیدیم که رحیم هم شرکت کرده بود یک حریفی برایش آورده بودند حریف خیلی حریف قدری نبود یک ذره بازی کرد و پنجه در پنجه هم انداختند دیدیم آقا رحیم افتاد محکم زمین خورد.@ میگفت من خیلی عصبانی شدم گفتم من این همه برای تو زحمت کشیدم تلاش کردیم سرمایهگذاری کردیم بعد به من گفت داداش ندیدی این پسر که با من کشتی میگرفت نامزدش با مادرش آمده بودند چقدر برایش دست تکان میدادند خوب نبود من ببرم، این پیروز است این پهلوان است.@ ما افتادیم در هوسهای وهمی با هر بدبختی شده میخواهیم یک پیروزی وهمی درست بکنیم که هیچ اعتباری ندارد چهار روز شادی دارد ولی بعدش کلی غم و افسردگی برای آدم میاورد پیروزیهای باطنی شیرینی میآورد.@ یک کمی شهوت شکمتان را زمین بزنید ببینید میتوانید با آن کشتی بگیرید مبارزه با شکم، یک ذره جلوی چشمتان را میتوانید نگه بدارید میتوانید غلبه بکنید و الا آدم مرد نیست زمین خورده است اسیر است و ذلت خیلی چیز بدی است.@ چقدر به ما گفتند که حُرّ باشید حریت داشته باشید آزاد باشید خوش به حال جوانی که میرود به سمت آزادی، آزادی حقیقی یعنی فطرت را از دست طبیعت نجات میدهد این آزادیهایی که این روزها شعارش را میدهند خیلیها و حتی احمقانه فکر میکنند که دین ممکن است در مقابل آزادی قرار بگیرد جاهلانه اینطور فکر میکنند این آزادی یعنی آزادی طبیعت در به اسارت کشیدن فطرت، این آزادی چه فایده دارد.@ نتیجه میگیریم که ما احکام الهی هر چند ممکن است یک کم فشار برای ما داشته باشد اما این فشار به طبیعت شما فقط میاید یعنی جنبه حیوانی شما هیچ وقت به فطرت شما فشار نمیاید فطرت اصلاً از نماز بدش نمیاید عاشق نماز است.@ (اَلمُؤمِنُ فِی المَسجِد کَالسَمَکُ فِی الماء) مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است دیدید خودتان وقتی وارد مسجد میشوید حالتان چطوری هست چقدر احساس روشنایی میکنید در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) میرویم حرم حضرت رضا(ع) میرویم الان من غالب جوانان را میبینم وقتی مکه را نشان میدهد.@ یکی از کارهایی که انقلاب کرد این بود که مکه را از دست پیرمردها و پیرزنها نجات داد جوانها هم رفتند اصلاً حج شد مال جوانها الان غالباً جوانها دوست دارند بروند یعنی شما اگر قدیمها میرفتید طرف 50 سال به بالا حاج آقا میرفتند حج ولی الان نه.@ الان من بچههایی را میشناسم که 10 ـ 12 سالشان هست یکی دو بار مشرف شدند بعضیها 15 سالشان هست مشرف شدند حاجی شدند اصلاً انقلاب یکی از کارهایی که کرد این بود که حج را به دست جوانها داد اینقدر الان جوانها عاشق حج هستند که نگو میگویند حاضر هستیم قرض بکنیم اصلاً این مکه را که نشان میدهد کلی از آنها گریه میکنند.@ قدیمها اینطوری نبود قدیمها وقتی یک جوان حج میرفت مسخره میکردند که یک جوان حج برود ولی الان نه الان الحمد لله فرهنگ شده الان جوان توجه دارد به مسئله حج میداند حج یعنی چی اصلاً حج مال این گروه هست نه اینکه مال کسان دیگر نباشد ولی اصلش مال جوان است خود پیرمردها هم میگویند که این را ما باید جوانی میرفتیم.@ پس احکام دینی بر اساس مصلحت هست و لو ما هم نفهمیم دلیل ندارد که ما همه چیز را بفهمیم یک کسی میگوید من تا نفهمم عمل نمیکنم تو خیلی نادان هستی تو یک دکتر که میخواهد بدنت را معاینه بکند مثلاً یک گوشهای از بدنت را سر در نمیاوری برای چه تجویز کرده میگویی چشم.@ چون گفته میخورم از کجا میدانی دارو چه اثری برای تو دارد گفته بخور تو نمیروی پیش دکتر جر و بحث بکنی که من برای چه این دارو را بخورم چرا اینقدر بخورم تازه یک پزشک که خودش مریض میشود میرود یک پزشک دیگر او هم مطیع است.@ من رفته بودم یک جا برای کمرم مراجعه بکنم دیدم یک متخصص چشم پزشکی آمده بود برای کمردرد درست است خودش هم پزشک است ولی باید از این پزشک تبعیت بکند چون تخصص کمر را این دارد او میگوید این کار را بکن و این کار را نکن کسی حق ندارد چون و چرا بکند.@ احکام را خدا گفته و خدا همان هست که تو را آفریده و جهان و خلقت و روح و جسم تو را آفریده و بیش از هر کس دیگر آگاهی دارد به این نظامها و خودش این نظامها را آفریده و بیش از هر کس دیگر تو را دوست دارد و هرگز ظلم نمیکند چه چرایی داری بیاوری این خیلی احمقانه است که ما چرا بیاوریم.@ اصلاً لطفی هم ندارد عبادتی که ما در آن چرا بیاوریم هنر یک عبادت این هست که در آن خیلی چرا نیاوریم خدا گفته بس است دیگر بهتر از خدا کیست مگر در گفتن خدا شکی هم هست تمامش خیر است.@ پس همانطور که بیماری که جاهل به پزشکی است باید اطاعت بکند حتی اگر آگاه هم باشد باید اطاعت بکند ما هم همینطور نسبت به مسائل پیچیده نفس بدن طبیعت جاهل هستیم یک انسان جزء معصومین نیست نمیتواند ادعا بکند که من اینها را میدانم و باید تبعیت بکنیم و میدانیم که خیر ما در آن هست.@ (فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) خداوند در آن خیر کثیر قرار داده در آن چیزهایی که چه بسا شما از آنها بدتان هم بیاید. از اینجا ما باید ببینیم که ما چه چیزهایی را باید یاد بگیریم ما فهمیدیم که ما باید این مسیر را طی بکنیم اطاعت بکنیم.@ اطاعت به چیست؟ اولین کاری که یک نفر میخواهد اطاعت بکند این هست که بداند چه دستوراتی به او دادند(لا نَجاۀَ اِلاّ بِاطاعَۀ وَ الطاعَۀُ بِالعِلم) هیچ نجاتی برای انسان جز با تبعیت از خدا نیست ممکن نیست کسی دستورات خدا را کنار بگذارد و نجات پیدا بکند و رستگار بشود.@ اما حضرت همین که میفرماید هیچ نجاتی نیست جز به علم ولی میفرماید(وَ الطاعَۀُ) جز به طاعت بعد میفرماید(وَ الطاعَۀُ بِالعِلم) طاعت هم به علم است یعنی باید بدانی که چکار باید بکنی که وظیفهات مشخص باشد و عمل بکنی اگر جاهل باشی به وظیفهات که به گناه میافتی.@ باید بدانی این آگاهی خیلی مهم است که از جلسه بعد موضوع بحثمان ضرورت دینشناسی و آگاهی هست و بحث دیگر چون ما استناد زیاد به قرآن میکنیم این هست که قرآن حقیقتاً چه چیزش معجزه است از کجا معلوم معجزه است و از کجا معلوم از طرف خدا آمده و چه چیزش معجزه است.@ چطوری میتوانیم سندی بر نبوت آن کسی که او را ندیدیم خاتم الانبیاء(ص) باشد به ما گفتند یک پیغمبری آمده ما که هیچ کدام پیغمبر را ندیدیم به ما میگویند این کتاب کتاب او هست از کجا معلوم این کتاب کتاب او است چه سندی هست از کجا میفهمیم که این کتاب اوست و این هم حرف خداست حرف خودش هم نیست این دو بحث را از جلسه آینده ادامه خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@