جلسه 043 - راه‌شناسی
شماره جلسه
43
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
9
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 043 - راه‌شناسی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در جلسات گذشته به این نتیجه رسیدیم که صراط الهی تنها راهی هست که انسان را به کمال ویژه خودش و مطلوب حقیقیاش رهنمون میکند و سایر راهها برای انسان نه تنها کمال نیست بلکه او را از راه حقیقی هم منحرف خواهد کرد که در این باره سوره انعام آیه 153 میفرماید(وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ).@ این راه راست من است و از آن تبعیت بکنید و از سایر راهها تبعیت نکنید چون راههای دیگر شما را از راه حقیقی و صراط مستقیم الهی دور میکند پس تنها راهی که برای انسان حقیقتاً ختم به سعادت میشود همان راهی هست که رب انسان و خالق انسان که بیش از هر کس دیگر انسان را میشناسد و او را دوست دارد تعیین کرده.@ و اگر آیینها و راههای دیگر دردی را از انسان دوا میکرد و میتوانست حقیقتاً مشکل انسان را حل کند خداوند نهی نمیکرد از اینکه ما از آنها تبعیت بکنیم خداوند از اینکه ما راه غیر خودش را بپیماییم ما را نهی کرده به عنوان خالق و رب و مالک ما امر فرمودند که(وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ) دنبال راههای دیگر نباشیم فقط راه خودم را بپیمایید.@ چرا که راههای دیگر هرگز نمیتوانند تضمین کنند سعادت انسان را به خاطر اینکه راههای دیگر معلول جهل هستند اینطور نیست که مبنای احکام بشری و آیینهایی که انسانهای دیگر برای سعادت بقیه وضع کردند اطلاعات کامل از جسم و روح و رابطه این دو و جهان خلقت و رابطه جهان خلقت با این جسم و روح باشد، نه.@ با هزاران پرسش و جهلی که دارند نشستند برنامهریزی کردند و این یک برنامه کامل و جامع و همهسونگر برای انسان نیست پس حقیقتاً راه حق و راهی که باطل نیست و راهی که تنها اوست که انسان را به سعادت میرساند راه خداست غیر از راه حق هر چه که میخواهد باشد باطل و گمراهی هست.@ خود خداوند در سوره مبارک یونس آیه 32 این نکته را برای ما توضیح میدهد که شما توجه کنید که راه من راه حق است و بعد از راه من راه دیگری وجود ندارد که به دردتان بخورد میفرماید(فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ) این الله هست پروردگار شما یعنی او که مالک و مدبر ماست این الله پروردگار شماست پروردگار به حق شماست.@ یعنی جز او کسی نمیتواند پروردگار شما باشد نه اینکه من این اجازه را به او نمیدهم یک موقع هست میگویم من امام جماعت این مسجد هستم اجازه نمیدهم کس دیگری بیاید جای من نماز بخواند نه اینکه اگر کسی را من اجازه دادم به جای خودم بیاید اشکالی داشته باشد من اجازه نمیدهم.@ حالا اگر بنده را عزل کردند یک کسی آمد اینجا نماز خواند نمازهای شما غلط است یا درست است؟ وقتی من را عزل کردند و یک روحانی برای شما فرستادند از امور مساجد نمازهای شما درست است یک کسی را شما دوست داشتید به او اقتدا کنید حالا آنها هم نفرستاده بودند.@ یک شبی امام جماعتی نبود دوست داشتید به کسی اقتدا کنید او میاید نماز میخواند. نه اینکه خدا میگوید من رب حق شما هستم کس دیگر نمیتواند بیاید پروردگار شما باشد یعنی مثلاً اگر یک موقع خدا اجازه داد میشود باشد، اصلاً نمیتواند کسی باشد یعنی حقیقتاً در جهان کسی وجود ندارد که بتواند کار ربوبیت را انجام بدهد.@ چون ربوبیت احتیاج به علم مطلق و قدرت و حکمت و خیلی چیزهای دیگر دارد ما همچین موجودی غیر از خدا نداریم که بتواند رب باشد و هر کس ادعای رب کرد باطل و دروغ هست نمیتواند ربوبیت این جهان را انجام بدهد برای همین میفرماید(فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ) این رب حق شماست.@ یعنی هر کس غیر از او باطل هست اصلاً یک همچین کسی نمیتواند رب شما باشد وقتی رب حق شما هست بعدش چقدر سؤال منطقی و زیبا میکند بعد میفرماید وقتی من حق هستم بعد از حق باطل و گمراهی است(فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ) بعد از این راه مستقیم من هر راهی باشد گمراهی است بعد خیلی زیبا به بندگانش خطاب میکند(فَأَنَّى تُصْرَفُونَ) کجا دارید میروید؟@ پروردگار حقیقی خودتان را رها کردید برای تعیین راه زندگی و آیین به دنبال چه کسی افتادید از چه کسی میخواهید یاد بگیرید دستورالعمل زندگی را، چه کسی میخواهد برای شما تعیین کند؟ چه کسی میخواهد تعیین کند غیر از من برای شما راه زندگی را، کسی هست؟@ هر کس بیاید باطل است و هر کس بیاید هم خودش گمراه هست هم دیگران را به گمراهی میاندازد وجود ندارد کسی که بخواهد بیاید رب شما باشد چون من رب حق شما هستم رویتان را به من کنید جای دیگر نروید(فَأَنَّى تُصْرَفُونَ) یعنی بیایید سراغ من، سراغ کس دیگری نروید.@

دنبال حقیقت باشید دنبال رب خودتان باشید پروردگار حق خودتان، آن که حقیقتاً میتواند شما را پروردگار باشد او که حقیقتاً میتواند امور شما را تدبیر کند همان که شما را خلق کرده همان که همه جهان را خلق کرده او فقط میتواند رب شما باشد و برای شما تعیین تکلیف کند.@ شما سراغ چه کسی میروی؟(فَأَنَّى تُصْرَفُونَ) کجا میروید؟ در یک جای دیگر در سوره مبارکه حج آیه 62 خیلی زیبا میفرماید(ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ) خداوند فقط حق است و آنچه که غیر خدا دنبالش هستید باطل هست.@ (وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ) هر چه که غیر خدا را میطلبید چون خدا خودش را معرفی کرد که حق هست(هُوَ الْحَقُّ) یعنی فقط او حق است کس دیگری حق نیست او فقط میتواند ولایت شما را داشته باشد و امورات شما را سرپرستی کند.@ (وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ) هر کس غیر از او را شما بخواهید سرپرست خودتان قرار بدهید مدیر و مدبر و رهبر خودتان قرار بدهید که برای شما راه تعیین کند باطل است پس یکجا فرمود غیر از خدا هر چه هست گمراهی است و یکجا فرمود غیر از حق هر چه هست باطل است یعنی باطل همان گمراهی هست.@ باطل یعنی آن که شما را گمراه میکند آن که حق نیست آن که انتهایش به جهنم ختم میشود پس هر چیزی که غیر خدایی باشد ما بطلبیم و دنبالش باشیم هر راهی که غیر از راه خدا باشد باطل و گمراهی است و انسان را به بدبختی خواهد کشاند.@ پس هر کس که راه غیر خدا را انتخاب کند و مکتبی غیر از مکتبی که خداوند تبارک و تعالی برای انسان تعیین کرده انتخاب بکند حقیقتاً به آن کرامت و شرافت انسانی که لایقش هست نخواهد رسید چون برای اینکه تو به آن کمال ویژهات برسی راه خاصی است و آن راه خاص راهی هست که خدا تنظیم کرده برای تو که برسی.@ نمیشود ما یک راه دیگری را برویم بگوییم مثلاً این مقصد همچین جادهای دارد من میخواهم از یک جاده دیگر بروم برسم، نمیشود این مقصد همین جاده را دارد باید بالأخره این مسیر را بروی کسی که میخواهد در این کوچه بیاید از آسمان که نمیتواند بیاید.@ از هر جای دنیا از هر جادهای بیاید بالأخره باید در این کوچه پا بگذارد تا بتواند در مسجد بیاید غیر از این که نمیشود راه دیگری ندارد لذا اگر کسی راه غیر خدا را برود قطعاً از هدف خلقت و کمال نهایی ساقط میشود و اگر هم کسی بخواهد حقیقتاً به سعادت و کمال واقعی برسد راهش صراط مستقیم الهی هست هیچ راه دیگری ندارد.@ همان صراط مستقیمی که ما در نماز دائماً از خدا میخواهیم یعنی دائم وقتی به خدا میگوییم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) یعنی ما را به راه راست هدایت کن، نه اینکه ما الان روی راه هدایت نیستیم یعنی اینکه ما دائماً احتیاج داریم که روی صراط باشیم صراطی که باریک و دقیق است.@ انسان یک موقع میبینی سقوط میکند لذا شما دائماً در نماز میخواهید که خدا شما را روی این صراط نگه دارد یعنی شما دائماً به این صراط احتیاج دارید از صراط منحرف شدن همانا، سقوط در جهنم هم همان هست.@ صراط را در قیامت خیلی قشنگ برای ما ترسیم کردند گفتند صراط پلی است که از داخل جهنم میگذرد یعنی اینطور نیست که جهنم یک گودالی باشد یک پلی رویش باشد غیر از این پل ما فضای دیگری هم داشته باشیم، نه تمامش جهنم است و فقط یک صراط مستقیم هست که از داخل جهنم میگذرد.@ اگر از این راحت توانستی رد بشوی اینهایی که روی صراط مستقیم در دنیا بودند از این صراط مستقیم خیلی خوب رد میشوند غیر از این صراط هر چه هست چه آسمانش، چه زیرش، چه پهلو هر چه که هست جهنم است جای دیگری امان نیست هیچ امانی نیست.@ فقط امان از همین صراط مستقیم الهی است که میتوانید بروید جای دیگری امنیت وجود ندارد هر جایی بروی سوختی بالا و پایین و راست و چپ و زیر بروی سوختی تمام جهنم است فقط صراط مستقیم الهی است که از روی آن اگر کسی رد شد نجات پیدا میکند.@ قرآن میفرماید کسانی که در دنیا در صراط مستقیم بودند وقتی روی این صراط قرار میگیرند در قیامت این صراط برایشان پهن و خنک میشود و طوری رد میشوند که اصلاً نمیفهمند، میفهمند که از داخل جهنم رد شدند اما چیزی از جهنم احساس نمیکنند قرآن میفرماید اینها میگویند(جُزناها وَ هِیَ خامِدَۀ) ما از جهنم عبور کردیم در حالی که جهنم خاموش بود.@ در حالی که جهنم واقعاً خاموش و سرد نیست برای کسی خاموش و سرد بوده که در دنیا روی صراط مستقیم بوده و جهنم را برای خودش سرد کرد با رفتارهای خودش جهنم را سرد کرده هر چیز حرامی سراغش آمده یعنی آتش و جهنم، قبول نکرده خودش را آلوده نکرده این یعنی آتش را خاموش کردن.@ ولی وقتی میپذیری یعنی جهنم را قبول میکنی کسی که مال حرام میخورد در قرآن میفرماید(ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ) چیزی نمیخورند مگر آتش، حالا همین آتش آنجا با آن آتش آنجا سنخیت دارد تو را میگیرد چون اینجا با آتش سنخیت داشتی.@ تو آتش را روشن کردی میتوانستی خاموش کنی این مال حرامی که طرفت آمد میتوانستی قبول نکنی و آتش را خاموش کنی آتشی بود که به سمت تو آمد و تو قبولش کردی یعنی پذیرای آتش هستی یعنی تو سرد و خاموش نکردی آنجا هم دیگر جهنم برای تو خاموش نیست چون تو اینجا اهلش بودی خواستی که از این آتش استفاده کنی.@ پس ما هر راهی را که دلمان خواست انتخابی نمیتوانیم برویم اینطور نیست که من بگویم من میروم مسیحی و یهودی میشوم آنها هم دین خدا هستند، نه قبول نمیکنند جلسه بعد که میرسیم به بحث خود اسلام توضیح میدهیم که وضعیت یهودی و مسیحی چه هست.@ آیا اگر ما یهودی و مسیحی شدیم و رفتیم کتاب آنها را انتخاب کردیم به آخر ما را میرساند یا نه، اینکه قرآن میفرماید(وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً) اگر کسی غیر از اسلام دینی را قبول کند(فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ) از او قبول نمیشود یعنی چی؟@ و مسائلی از این قبیل که جلسه بعد این بحث را میکنیم چون سؤال هم زیاد میشود راجع به این قضیه که الان ما یهودی یا مسیحی بشویم آنها هم ادیان آسمانی هستند تکلیف چیست؟ در این مورد مفصل توضیح خواهیم داد.@ پس وقتی یک صراط مستقیم و الهی هست که شما باید این را طی کنید و بقیهاش جهنم هست باید خودتان را روی این صراط نگه دارید حالا این را تصور کنید فضای جهنم را که یک صراط از داخل آن رد میشود آن صراط مستقیم هست که منتهی به بهشت میشود.@ شما وقتی دارید این را طی میکنید هر وقت که سقوط کنید تنها راه نجاتتان چیست در جایی که فقط یک پل دارد تا آخر؟ اینکه دوباره روی همان پل برگردی راه دیگری که ندارید جای دیگری امانی نیست یک پل و صراط فقط هست که شما را به بهشت ختم میکند.@ شما اگر سقوط کنید زمین بیافتید هر طوری که بشود بالأخره باید خودتان را به همین صراط برگردانید راه دیگری وجود ندارد همهاش دره و بدبختی و عذاب هست فقط و فقط باید خودتان را روی آن برگردانید.@ وقتی اینطوری هست که شما فقط باید خودتان را اینجا برگردانید از اینجا معلوم میشود که چیزی به اسم تنبلی، خستگی، کسالت، و ناامیدی تمامش یعنی جهنم، این مسیر را باید طی کنید و تا آخر بروید پس اینکه من حالش را ندارم خسته هستم در روایت داریم(الکَسَلُ یُفسِدُ المَعاد) تنبلی و کسالت آخرت انسان را فاسد میکند.@ نباید تنبل باشید باید مسیر را طی کنید تنبلبازی نداریم باید با اراده این مسیر را بروی امروز و فردا هم نباید بکنی معطل هم نکنی باید با قدرت و سرعت مسیر را بروی نباید تنبل باشی اگر قرار است قدمی را برداری این قدم را بردار و برو چون باید این صراط آخرین قدمت به بهشت ختم شود.@ برو تا به آخرین قدم و به بهشت و بالاتر از بهشت و آن کمالاتی که برایش خلق شدی و دوستشان داری و مطلوب حقیقی تو هستند برسی. مطلب بعد که خیلی مهم است ناامیدی است برای همین فرمود ناامیدی گناه کبیره است یکی از زشتترین و خطرناکترین گناهان ناامیدی است.@ ناامیدی یعنی اینکه من نمیتوانم من دیگر آدم بشو و درست بشو نیستم تا وقتی انسان حیات دارد یعنی فرصت برگشتن به صراط را دارد و حق ناامیدی ندارد خداوند به هیچ وجه به ما حق نداده ناامید بشویم چون صراط وجود دارد.@ هنوز زنده هستی و میتوانی بلند شوی بیایی روی صراط بیایستی اگر گفتی من درست نمیشوم من آدم نمیشوم من خیلی آلودگی کردم من چنین و چنان کردم چه کسی بیشتر از من گناه و آلودگی دارد مگر میشود یک همچین جنایتی را ببخشی.@ اول از این وقتی میگویی جنایت من خیلی بزرگ است خدا را کوچک کردی یعنی خداوند کوچکتر از گناه من است چون در تعقیب نماز یا دعا میخوانیم(الهی إن کانَ ذَنبی عِندَکَ عَظیما فَعَفوُکَ أعظَمُ مِن ذَنبی) خدایا اگر گناه من نزد تو عظیم است عفو تو از گناه من عظیمتر است.@ نباید خدا را کوچک و محدود کرد تو با این کارت خدا را محدود میکنی این نشاندهنده این هست که تو در اعتقادت به خدا هم مشکل داری چون واقعاً ناامیدی مساوی با کفر است و کافر فقط ناامید میشود مؤمن یعنی کسی که خدا را قبول دارد به بزرگی هیچ وقت ناامید نمیشود و هیچ وقت خدا را محدود نمیکند.@ معنای اینکه من نمیتوانم این مسیر را بروم یعنی باید جای دیگر بروم وقتی من تصمیم بگیرم که بگویم نه دیگر من درست نمیشوم مسجد نمیایم نماز نمیخوانم ولش کن من که چهار روز دیگر خراب میکنم روحیهام عوض میشود من گناه میکنم.@ وقتی میگویی نمیایم یعنی جای دیگری سراغ داری تو هر جا بروی جهنم هست چون یک صراط بیشتر وجود ندارد اینطور نیست که تو اگر جای دیگر رفتی حتماً امنیت داری تو هر جا غیر از این صراط بروی گناه کردی هر وقت ارتباطت را با خدا قطع کردی مساوی با جهنم است.@ به هیچ وجه انسان نباید از خداوند ناامید بشود و باید دائم این مسیر را برود اگر هم شکست خورد باید برگردد روی همین صراط و همین مسیر را برود اگر گفت نمیشود خیلی اشتباه کرده.@ یک بنده خدایی داشت برای حضرت رضا(ع) تعریف میکرد گفت آقا رفتم خانه فلانی، فلانی یکی از سرداران بنیعباس بود گفت ماه رمضان خانه فلانی رفتم دیدم که دارد غذا میخورد گفتم چرا غذا میخوری مگر تو روزه نیستی؟@ گفت نه چه روزهای، روزه برای من چه میشود، این جنایتهایی که من کردم این ظلمهایی که من کردم آنقدر بزرگ است که دیگر نماز و روزه نمیتواند برایش کاری بکند، گفتم تو چکار کردی؟@ گفت به من دستور دادند که 60 نفر از سادات خاندان پیامبر علویها را در یک خانه حبس کرده بودند و گفتند تو باید این 60 نفر را بکشی من تمام 60 نفرشان را پیر و جوان و زن و مردشان را کشتم، 60 نفر از خاندان پیامبر را یک کسی بکشد چقدر جرمش عظیم است گفت با این جرم من دیگر آدم بشو هستم این روزه برای من چکار میکند.@ حضرت رضا(ع) فرمود برو به او بگو این ناامیدی تو از کشتن آن 60 نفر خیلی بدتر است خیلی بد است آدم ناامید بشود شما هر چقدر گناهتان بزرگ باشد به هر حال از عفو خدا که عظیمتر نیست این اعتقاد ماست اگر کسی خداشناسیاش دقیق نباشد اینطوری میشود برای همین هم ناامیدی را خداوند در قرآن به کفار نسبت میدهد.@ نمیگوید هیچ مؤمنی ناامید میشود ناامیدی برای مؤمن کفر است و معنا ندارد چون ناامیدی یعنی دروغ، ناامیدی حقیقت بیرونی که ندارد چون شما یک صراط که بیشتر نداری وقتی میگویی من ناامیدم یعنی میخواهی یک راه دیگری را طی کنم راه دیگری وجود ندارد همه آتش است اصلاً راهی وجود ندارد که تو بخواهی طی کنی تو یکسره در آتش هستی.@ فقط و فقط یک راه بیشتر وجود ندارد و شما فقط باید همین راه را بروی هر جا برگردی اصلاً راهی نیست مثل کسی که بگوید من در این دره از این پل نمیخواهم بروم وقتی در دره یک پل هست و فقط شما باید از این پل رد بشوی اطراف و جاهای دیگر پلی نیست که شما بخواهی رد بشوی از دره بین جهنم دنیا تا بهشت، تا بخواهی پایت را به بهشت بگذاری باید فقط از روی همین دره و پل رد شوی.@ راه دیگری نیست که تو بگویی من حالا از یک راه دیگری میروم همه باید بیایند از این راه بروند سوره زمر آیه 53 (لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً) ناامید از رحمت خدا نباشید خداوند همه گناهان را خواهد بخشید.@ شما بیایید اقدام بکنید برای استغفارش، من خدای رحیم هستم ولی وقتی نیایید قهر کنید بروید این خیلی بد است چه آمرزشی، نیامدی خودت جبران کنی مگر من در خانهام به روی تو بسته بودم مگر من به تو گفتم نیا مگر من با تو قهر کرده بودم چه موقع قهر کردم و گفتم نیا ما که در را نبسته بودیم خودت قهر کردی رفتی.@ (لَو عَلِمَ المُدبِرُون کَیفَ إشتِیاقی بِهِم لَماتُوا شُوقاً) اگر آنهایی که با من قهر کردند و به من پشت کردند میدانستند که من چگونه مشتاقانه منتظر برگشتشان هستم از شوق من میمردند آنهایی که گناه کردند قهر کردند و رفتند اگر میدانستند که من چگونه مشتاق برگشتن و توبهشان هستم از شوق من میمردند.@ پس خودت گذاشتی رفتی من که نگفتم من در را نبسته بودم در باز بود در بهشت یکی از درهایش باب التوبه است آنقدر در قشنگی هست که انسان با خدا آشتی کند چون وقتی آشتی حقیقی باشد میفرماید همه گناهان گذشته هم تبدیل به ثواب میکنیم.@ اگر درست برگردد واقعاً بخواهد برگردد و جبران کند همه گذشتهاش هم ما تبدیل به ثواب میکنیم شما وقتی با یک نفر قهر هستید دوست دارید آشتی کند وقتی آشتی کرد گذشتهاش را به رخش میکشی؟ نه، دوست داری برگردد وقتی برگشت او را میپذیری دیگر حرف از گذشته نمیزنی.@ (وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ) سوره یوسف آیه 87 از رحمت خدا مأیوس نشوید زیرا تنها کافرانند که از رحمت خدا مأیوس میشوند مسلمان که مأیوس نمیشود یعقوب به پسرانش گفت پسرانش گفتند ما یوسف را که در چاه انداختیم و این همه دروغ گفتیم و این همه گناه کردیم یعقوب گفت فرزندان من مأیوس نشوید.@ آمدند گفتند پدر(اسْتَغْفِرْ لَنا) برای ما استغفار کن(سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ) برای شما استغفار میکنم، نگفت که نه شما این همه ظلم کردید، میشود استغفار کرد توبه کنید هر گناهی هم کردید تا زندهای این حیات خیلی اهمیت دارد تا در دنیا هستی میشود کاری کرد.@ مواظب باش بدون توبه نمیری آن موقع خیلی خطرناک هست که انسان در گناه و غفلت باشد آن موقع مرگ سراغش بیاید خیلی خطرناک است و کاری که شیطان میکند همین است شیطان یکی از کارهایش این هست که اولاً توبه را به تأخیر میاندازد میگوید تو جوان هستی فرصت داری وقت داری توبه را برای بعد بگذار این خیلی خطرناک است.@ آقا مهدی اخوی بنده را دیدید عضو شما بود بین شما میامد هنوز 40 روز از فوتشان نگذشته نامهاش را خواندید در آن نامه اصول کلی زندگیاش را بیان کرده بود که من میخواهم آینده چکار کنم حالا ببین چه نیتهای پاکی داشت.@ حالا اگر قرار بود آلوده باشد میخواست برای خودش بنشیند نقشههای علاقی و فساد بریزد الان کجاست چند روز قبلش در مورد ازدواجش با من صحبت میکرد حتی نفرش هم مشخص کرده بود میگفت نظرت راجع به فلانی چه هست گفتم خوب هست گفت یک استخارهای هم بد نیست بکنیم یک استخاره هم کرد در استخاره گفت چند روزی صبر کنید که بعد از چند روز اینطوری شد و به رحمت خدا رفت.@ یک جوان 21 ساله درس خوانده چند سال زبان خواند خودش را آماده کرد برای کار گفت برای تبلیغ اسلام باید خودم را آماده کنم درسهای حوزه را خواند برای چیزهای دیگر داشت آماده میشد رفت خیلی دروغ است یک کسی بگوید من جوان هستم دروغ است که اگر فکر کند نمیمیرد چه تضمینی هست زنده باشد.@ توبه را نباید عقب انداخت این یک مکر شیطانی بیشتر نیست نکته دیگری که شیطان انجام میدهد این هست که گذشته را خیلی به رخ انسان میکشد برای اینکه اعصابت را خورد کند و ناامیدت کند از در مقدس میاید میداند تو آدم مقدسی هستی میگوید تو آدم بشو هستی تو کجا مسجد کجا، تو کجا بسیج کجا، تو کجا نمازجماعت کجا، تو کجا با این بچههای متدین گشتن کجا، تو یادت نیست تا دیروز چکار میکردی.@ اینقدر میگوید تا تو خودت را پست بدانی لایق توبه و درگاه خدا ندانی وقتی این کار را کردی پیروز شدی این بزرگترین مکر شیطان است یکی از مکرهای بزرگش در قرآن هم داریم ناامیدی و یأس خیلی خطرناک است.@ هر وقت آمد به شما یک همچین چیزی گفت چون این که مال شما نیست شما دوست دارید توبه کنید و آشتی کنید و پیشرفت کنید اگر یک همچین چیزی در فکر آمد بدانید که مال شما نیست و مال شیطان است.@ باید به او گفت گمشو برو به تو چه ربطی دارد این دنیا صاحب دارد مگر تو میخواهی من را ببخشی آن که من را خلق کرده عظیمتر از من است هر چقدر هم من گناه کنم عفو او عظیمتر از گناه من است خیلیها پیری شروع کردند در پیری توبه کردند و شروع کردند و درست شدند و از اولیاء خدا شدند.@ هیچ وقت نگذارید عقب بیاندازد هر وقت به فکر اصلاح افتادید اصلاح کنید اگر گفت گذشتهاش فاسد است نمیتوانی خیلی خراب کردی این بزرگترین اشتباه هست نباید بگذارید گذشتهتان را به رختان بکشد و خستهتان کند و اعصابتان را خورد کند و بعد ببُرید و نتوانید جلو بروید این حربه خیلی بدی هست بگو به تو هیچ ربطی ندارد.@ گناه کردم صاحب دارم او خودش میداند با من چکار کند به تو چه ربطی دارد و با عصبانیت او را رد کنید که دیگر سراغتان نیاید ولی اگر یک همچین چیزی گفتی که من دیگر گناه کردم و نمیشود با این بچههای خوب گشتن و مسجد گشتن کجا، بچههای خوب گشتن و مسجد گشتن چه حرفی است.@ از درگاه خدا پاکتر سراغ داری خدا میگوید تو توبه کردی به درگاه من بیا لازم نیست ما از کسی اجازه بگیریم برای توبه، یا کسی خوشش بیاید ما توبه کنیم یا توبه نکنیم حتی مؤمنین، یک مؤمن جاهلی بیاید به تو بگوید که تو حالا آمدی آدم شدی.@ اصلاً یک آیت الله باشد بیاید این حرف را به شما بزند باور نکن تو فقط با خود خدا حلش کن او میخواهد ببخشد به کسی ربطی ندارد اینجا کلیسا نیست که کشیش باید ببخشد یک پولی هم بگیرد تا ببخشد.@ یک بنده خدایی رفته بود کلیسا گفته بود جناب کشیش من میخواهم جهنم را، چون اینها پولی میگرفتند و میگفتند توبهات قبول شد، گفته بود من میخواهم جهنم را بخرم جهنم را به من بفروشید من نمیخواهم توبه کنم جهنم را آمدم بخرم چون آنها پول میگیرند بهشت میفروشند بالأخره یک پولی داده بود و جهنم را خریده بود.@ آمد اعلام کرد که بندگان خدا جهنم مال من است هیچ کس هم راه نمیدهم هر کس میخواهد برود گناه کند برود بکند دیگر جهنم نداشتند بفروشند همه بهشت میرفتند جهنم مال این بود.@ حالا خداست بندهاش است او آفریده و او خلق کرده رابطه مستقیم با خدا، بچه حزباللهی آمد گفت که تو دیگر آدم بشو نیستی تو خجالت نمیکشی در مسجد آمدی، حالا نادانی کرد و گفت، دلت نشکند از مسجد بیرون بروی اصلاً به او ربطی ندارد.@ مسجد مال کسی نیست که به تو بگوید تو چرا در مسجد آمدی خانه خداست صاحبخانه دارد صاحب دارد صاحبش هم گفته هر وقت برگشتی در باز است فلان کس گفته تو در این مسجد نیا قاطی بچه حزباللهیها نباش مگر تو ولیّ و مولای من هستی من یک ولیّ و مولا دارم آن هم خود خداوند تبارک و تعالی است.@ (فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ) او ولیّ است او گفته در همیشه باز است تا قبل از مرگت هر وقت برگشتی بیا در را باز گذاشته دنبال شیطان نروید او را عبادت نکنید حرف او را گوش نکنید دشمن آشکار برای شما هست نباید ناامید شد چون راه دیگری نیست.@ اگر از این راه و صراط مستقیم منحرف شدی هیچ راهی برای سعادت و خوشبختیات نیست اینطور نیست که اگر این صراط را ول کردی و فکر کردی جای دیگر بروی خوشبختی به دستت میاید نیست.@ خداوند در نظام خلقت راه دیگری جز همین راه نگذاشته برای خوشبختی که تو فکر کنی اگر این راه را ول کردی و راه فلان فیلسوف را گرفتی رفتی یا راه فلان هنرپیشه و ورزشکار را گرفتی رفتی که به جایی برسی، آنجا خبری نیست هیچ جا خبری نیست همین راهی هست که ما برای شما تعیین کردیم من خدای خالق و رب شما برایت تعیین کردم همین راه هست دنبال راههای دیگر نرو.@ (وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ) راه دیگری وجود ندارد اگر از این راه نخواهی بروی بدبخت هستی و سقوط و انحراف و جهنم است. طبیعی هست که پیمودن صراط مستقیم دردسر و زحمت دارد یک موقعهایی شکست دارد.@ عیبی ندارد زحمت و دردسر و شکست دارد باید قبول کنی اینها را به جان خودت چون راه دیگری هم وجود ندارد زحمت دارد زحمتش را تحمل کن برای زحمتهایش به تو ثواب میدهند(ثَوابُ العَمَلِ عَلی قَدرِ المَشَقَّۀِ فیه) ثواب کارها به اندازه سختیشان هست هر چقدر سختی بیشتری را تحمل کنی ثواب و اجر بیشتری در درگاه خدا داری.@ پس چیزی هدر رفته نیست اگر زحمت کشیدی و تلاش کردی هدر رفته نیست هر کاری هم بکنی مال خودت است(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ) اگر خوبی بکنید به خودتان خوبی کردید(وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر بدی بکنید به خودتان بدی کردید محصول این تلاش، بلاها، سختیهایی که سرتان میاید و دچارش میشوید در این صراط مستقیم محصولش به خودت برمیگردد عیبی ندارد زحمت دارد راهش را طی کن.@

زحمت میخواهد با تنبلی و کسالت و بیحالی و بیمسئولیتی و ول کردن خودت که حالا ببینیم چه پیش میاید نمیتوانی به جایی برسی حدود الهی را باید رعایت کنی سخت هم هست البته سخت برای فطرتت نیست سخت برای طبیعتت است برای جنبه ناخودت است برای جنبه حیوانی سخت است.@ اما جنبه الهی و فطرت انسان از حدود الهی اصلاً ناراحت نیست خوشحال هم هست(وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ) کسی که تعدی میکند از حدود خدا به خودش ظلم کرده پس حالا اگر یک موقعی نتوانستیم یک کاری را تحمل کنیم به سختی رسیدیم به موانعی برخوردیم شکست خوردیم متوقف شدیم باید دوباره برگردیم در همین مسیر و جز این مسیر راه دیگری را ما برای طی کردن نخواهیم داشت.@ وحشی کسی بود که حمزه سیدالشهدا را کشت چقدر هم پیغمبر عصبانی شد از پیغمبر نقل شده در ازای این کشتن حمزه چه تعدادی از آنها را خواهم کشت خداوند فرمود نه اینطوری نیست حمزه یک نفر بود کشته شد یک نفر هم از آنها باید قصاص بشود آن هم قاتلش است.@ قاتلش هم که وحشی بود در رفته بود بعداً هم از یکجایی برای پیغمبر نامه نوشت که من کشتم میخواهم توبه کنم راه برای من بسته است؟ پیامبر فرمود نه بیا توبه کن، باز ترسید دوباره یکبار دیگر نامه نوشت حضرت گفت بیا توبهات قبول است دفعه سوم این آیه آمد(يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً).@ سوره زمر آیه 53 ای بندگان من که به خودتان ظلم کردید از رحمت خدا مأیوس نشوید خدا همه گناهان را میبخشد با اینکه پیغمبر آنقدر از وحشی بدش میامد که گفت او را میبخشیم ولی بگویید جلوی چشم من نیاید.@ خداوند میفرماید خداوند همه گناهان را میبخشد یک همچین جنایتی که حمزه را بکشی و یک همچین کاری با او بکنی ولی باز میبینید که خداوند میفرماید بیایید توبه کنید دیگر بهانه دست شیطان ندهید این گناهان را برایتان میگویم که بدانید ما هیچ بهانهای برای توبه نخواهیم داشت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@