جلسه 040 - راه‌شناسی
شماره جلسه
40
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
8
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 040 - راه‌شناسی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه گذشته ما در مورد افتخار بود این نکته را عرض کردیم کسی که با بینش دین خدا را قبول کرده و قبول کرده که آنها را اجرا بکند خود را تحت تربیت خداوند تبارک و تعالی به طور اختیاری قرار داده یعنی خود را از ولایت جهل و نادانی و از ولایت شیطان خارج کرده و از ولایت طبیعت خارج کرده و تحت ولایت خداوند تبارک و تعالی قرار داده.@ چنین کسی از آن جهت که مورد تربیت خداوند هست و تحت ولایت خداوند هست بسیار شادمان و مفتخر هست کلام امیرالمؤمنین(ع) را نقل کردیم که حضرت عرض کردند به خداوند(کَفی بی عِزّاً اَن اَکونَ لَکَ عَبداً وَ کَفی بی فَخراً اَن تَکُونَ لی رَبّا) خدایا همین عزت برای من بس است که بنده تو هستم و همین افتخار برای من بس است که تو رب من هستی یعنی من تحت تربیت تو قرار دارم.@ این مسئله خیلی مهم است که من تحت تربیت خداوند تبارک و تعالی قرار دارم خیلیها نازشان و افتخارشان به این هست که شاگرد فلان استاد هستند تحت نظر فلان مربی هستند فارغالتحصیل فلان دانشگاه هستند در کجا درس خواندند.@ اما یک کسی که خودش را تسلیم دین خداوند تبارک و تعالی کرده افتخارش به این هست که تحت ولایت خدا قرار گرفته و درسهایی را میخواند احکامی را میخواند که از طرف خود خداوند تبارک و تعالی صادر شده و توسط معصومین که خزانهداران علم الهی هستند برای مردم تشریح شده.@ یعنی اگر کسی به این افتخار برسد نیازی به هیچ تعریف و تمجید دیگری ندارد این افتخار بالاترین افتخار هست که انسان شاگرد مکتب خداوند تبارک و تعالی باشد و تحت تربیت دینی قرار بگیرد که تشریع دین را خداوند تبارک و تعالی انجام داده.@ اگر کسی آگاه به این افتخار نباشد راه انحراف را در پیش خواهد گرفت یعنی میرود به سمت کمالات وهمی و خیالی به چیزهایی افتخار میکند و دنبال افتخاراتی هست که حقیقتاً در پیشگاه خدا هیچ ارزشی ندارد دنبال تفاخرهایی هست که هیچ کدام ارزشی ندارد و بلکه بعداً مایه دردسر هم برای انسان خواهد شد.@ کسی که عزتش رادر بندگی خداوند بداند اینکه من مطیع او هستم بنده او هستم تحت ربوبیت او خودم را اختیاراً قرار دادم او احتیاج به هیچ چیز دیگری ندارد که از آنجا عزت کسب بکند و بالاترین عزت هست برای انسان و بالاترین افتخار هست.@ من جملاتی را از وصیتنامه امام نقل میکنم که ببینید امام با چه دیدی از اینکه پیرو دین خداست از اینکه انتساب به مکتب اهل بیت(ع) دارد افتخار میکند و این افتخار را هم منتسب به مردم آگاه میکند.@ میفرماید که ما مفتخر هستیم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که میخواهد حقائق قرآنی که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم میزند را از مقبرهها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجاتدهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی طاغوتیان میکشاند نجات دهد.@ و ما مفتخر هستیم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تبارک و تعالی بوده و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) این بنده رها شده از تمام قیود مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگیها است.@ روی این نکته حضرت امام خیلی تکیه میکند یکی آن بالا که فرمود از جمیع قیود و یکی هم در تعریف حضرت امیر(ع) حضرت امیر را بعنوان بندهای که از تمام قیود رها شده معرفی میکند و آن بنده مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگیهاست این مفهوم آزادی هست که انشاءالله امشب در مورد آزادی هم صحبت خواهیم کرد.@ یعنی ما در مورد آزادی حرف داریم اسلام حرف دارد قرآن حرف دارد حد و حدود آزادی مشخص هست و آزادی معنای خاص خودش را دارد معنای حقیقی خودش را در موردش صحبت خواهیم کرد.@ ما مفتخر هستیم که کتاب نهجالبلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی است و بالاترین کتاب رهاییبخش بشر است و دستورات معنوی و ملکوتی آن بالاترین راه سعادت است از امام معصوم است.@ کتاب نهجالبلاغه واقعاً کتابی است که حقیقتاً باید به آن افتخار کرد هیچ کتابی شما در دنیا سراغ ندارید حالا قرآن را که کنار بگذارید از کتابهایی که در دنیا توسط انسانها جمعآوری شده یا آثار آنها هست هیچ کتابی به اندازه نهجالبلاغه عظمت ندارد کتابی است که بیش از 200 شرح بر آن نوشته شده و به قول بزرگان و غواصان معارف هنوز این کتاب بکر و دست نخورده است.@ و جالب این هست که نه تنها شیعیان بر این شرح زدند بلکه اهل تسنن بر این شرحهای خیلی مهمی زدند مثل شرح ابن ابی الحدید 20 جلد شرح بر نهجالبلاغه زده و چه تعریفها و تمجیدهایی آنجا دارد و چه خاکساریهایی در مقابل امیرالمؤمنین(ع) دارد.@ مسیحیان و غیر مسلمین هم بر این کتاب شریف شرح زدند و یک کتاب بینالمللی هست و شناخته شده هست چه کسی میتواند ادعا بکند که کتاب من آنقدر محتوا و معارف در آن هست که 200 شرح به آن بزنند.@ 200 شرح اینطور نیست که مثلاً 200 تا یک جلد باشد بعضی از شرحها مثل شرح ابن ابی الحدید 20 جلد است بعضی از شرحها خیلی بیشتر از 20 جلد هست بعضیها هم کمتر هست بر این کتاب زده شده امام میفرماید ما به این کتاب افتخار میکنیم اگر انسان واقعاً از روی بینش دینش را انتخاب بکند داشتن نهجالبلاغه افتخارآمیز است داشتن نهجالبلاغه غرور انسان را کاملاً ارضا میکند.@ ما مفتخر هستیم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب(ع) گرفته تا منجی بشریت حضرت مهدی صاحبالزمان(ع) که به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امور هست ائمه ما هستند، افتخار به ائمه و اینکه ما شیعیان آنها هستیم و آنها امامان ما هستند چقدر افتخارآمیز هست.@ ما مفتخریم که ادعیه حیاتبخش که آن را قرآن ساعد میخوانند از ائمه معصومین ماست ما به مناجات امامان و دعای عرفات حسین بن علی(ع) و صحیفه سجادیه این زبور آل محمد(ص) و صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خدای تعالی به زهرای مرضیه(س) است اینها باعث افتخار ماست.@ اگر ما نمیتوانیم افتخار بکنیم یعنی واقعاً در قلبمان احساس عزت احساس شرافت و احساس افتخار نمیکنیم برای این هست که ما ناآگاه هستیم به آنچه که داریم از معارف خودمان ناآگاه هستیم اینه را نمیشناسیم.@ اگر کسی اینها را بشناسد ما حتی در بحث عصمت اهل بیت(ع) هیچ نیازی نداریم که از سرمایههای خیلی عظیم یا عظیمترین سرمایههایمان مثل قرآن سرمایهگذاری کنیم شما برای اثبات عصمت اهل بیت(ع) و برای اثبات اینکه اینها اشرف مردم بودند اعلم ناس بودند کتابهایشان کافی هست.@ هیچ کس نمیتواند مثل صحیفه سجادیه را بیاورد قرآن که جای خود دارد هیچ کس نمیتواند مثل نهجالبلاغه را اینقدر با محتوا بیاورد کسی نمیتواند مثل غرر را بیاورد همین صحیفه سجادیه که زبور آل محمد نام گرفته دعاهایی دارد که حقاً اگر شما بروید با قرآن مقایسه کنید همانطور که خودشان فرمود قرآن ساعد هست میفهمید که این کلام کلام غیر معصوم نمیتواند باشد.@ البته صحیفهای که دست ما هست به نام صحیفه کامله سجادیه هست که چند نفر هم به ترجمه نوشتند مثل مرحوم ابوالقاسم پاینده مثل فیض اینها برایشان ترجمه نوشتند ترجمههای دیگری هم هست.@ ولی حضرت سجاد یک صحیفه دیگری دارد که آن مهمتر از این صحیفه کاملهای هست که دست ما هست به نام صحیفه جامعه یا صحیفه دوم حضرت سجاد(ع)، صحیفه کامله 54 دعا دارد اما صحیفه جامعه 270 دعا دارد یعنی تقریباً بیش از چهار برابر این صحیفههای کامله که دست ما هست.@ اگر افراد علاقمند هستند جوانان بخصوص در این زمینه خوب است آن صحیفه را برای خودشان تهیه کنند و بسیار شیرین و خوب هست و خوب هم چاپ شده و انصافاً هم کار خیلی قوی روی آن کردند و تمام سندهایش ذکر شده.@ انتهای کتاب دانه به دانه هر دعایی سندش و آن سلسله رواتش کاملاً آمده و خیلی کتاب محکم و مهمی هست بسیار هم شیرین و لذتبخش هست استفاده از این من توصیه میکنم حتماً به دوستان عزیزم که حتماً از این یک نسخه برای خودشان تهیه بکنند که مونس بسیار خوبی هست.@ ما مفتخریم که مذهب مثلی است که فقه ما که دریای بیپایان است یکی از آثار اوست و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین(ع) و متعهد به پیروی از آنان هستیم یعنی ما شخصیتهای بهتر در کل دنیا کاملتر و قابل اطاعت و قابل پیروی و الگوهایی بهتر از اینها نشناختیم اینها را شناختیم و به آنها افتخار میکنیم.@ هر کس میخواهد بداند که امام جعفر صادق(ع) از دید غیر مسلمین چیست آن کتاب مغز متفکر جهان شیعه را بخواند یکی از دانشمندان غیر مسلمان نوشته در امام جعفر صادق(ع) یک کتاب خیلی قطوری هم هست.@ ما مفتخریم که ائمه معصومین(ع) ما در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است در حبط و تبعید به سر برده و عاقبت در راه برانداختن حکومتهای جابر و طاغوتیان زمان خود شهید شدند.@ میگوید ما به اینکه در راه اسلام اینها تلاش کردند زندان رفتند شکنجه دیدند و در نهایت شهید شدند مفتخر هستیم یعنی اسلام به قدری مهم است این نسخه اسلام به قدری حیاتبخش است که میارزد شخصیتهایی مثل حسین بن علی مثل امیرالمؤمنین مثل سایر معصومین برایش کشته بشوند آنقدر مهم هست و نباید به سادگی از کنار یک همچین مسئلهای گذشت.@ شخصیتهای عظیمی که نورشان در تمام تاریخ تلألؤ دارد مثل امیرالمؤمنین(ع) که دوست و دشمن در مقابل مقام او سر تعظیم فرود آوردند اینها به خاطر اسلام کشته شدند این اسلام چیست ما باید برایش چکار بکنیم چقدر خودمان شناخت از این اسلام داریم چه چیزی از آن میدانیم چرا این شخصیتها حاضر شدند به خاطر اسلام کشته بشوند این اسلام چیست.@ و ما امروز مفتخریم که میخواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم خیلی خوب هست که اگر انسان از کار خودش لذت ببرد از اینکه برای اسلام دارد تلاش میکند برای امام زمان(ع) دارد تلاش میکند برای پیاده کردن احکام دین مبارزه میکند چقدر خوب هست.@ و اقشار مختلف ملت ما در این راه بزرگ و سرنوشتساز سر از پا نشناخته جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا میکنند ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنههای فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.@ این افتخارات امام هست شخصیت بسیار برجسته و کمنظیر تاریخی چطوری افتخار میکند افتخاراتش را در بیان عادیش نمیاورد در وصیتنامهاش میاورد این خیلی مهم است چگونه سرسپردگی خودش را به این آیین اظهار میکند سرسپردگی خودش را به معصومین(ع) اظهار میکند آن هم در وصیتنامهاش، میداند جنبه جهانی هم دارد.@ به هر حال اگر انسان از روی آگاهی و شناخت مسائل دینی خودش را بشناسد به این افتخارات خواهد رسید و این افتخارات چیز کمی نیستند تمام وجود انسان را ارضاء و اشباع میکند و برای همیشه در انسان گرمی، حرارت و انرژی برای فعالیت و کار و تلاش چه در جنبههای امور دنیوی و چه در جنبه امور اخروی ایجاد میکند.@ اما کسانی که روی آگاهی نباشند چرا احساس ضعف شدیدی ممکن است بکنند تا با یک تفکری برخورد بکنند چهار تا سؤالی از آنها بشود چون از واقعیت احکام خودشان و مسائل دینی خودشان آگاهی ندارند ممکن است زود حالت انفعالی بگیرند و حتی خیلی وقتها هم احساس شرمندگی بکنند.@ مطلب بالاتر این هست که ما باید بدانیم که جدای از این افتخار خداوند تبارک و تعالی بر سر بشر منت گذاشته که او را به سمت دین خودش هدایت کرده و خودش وارد صحنه شده برای هدایت بشر.@ قبلاً در مورد ولایت تکوینی و تشریعی مفصل توضیح دادیم و بحث شئونات بشر را توضیح دادیم که بشر شأن جمادی و نباتی و حیوانی و انسانی دارد و گفتیم که دین مخاطب شأن انسانی بشر هست یعنی دین آمده و مخاطبش انسانیت ما هست دین نه مخاطبش شأن حیوانیت هست و نه شأن گیاهی ماست و نه شأن جمادی ماست.@ و توضیح هم دادیم اگر هم در احکام دینی مسائلی در مورد مسائل حیوانی گیاهی دستورالعملهایی آمده و مقررات عریض و طویلی وضع شده برای این هست که باید این شئون کنترل بشوند تا آن شأن شکوفا بشود.@ اگر دین نیاید در سیاست دخالت بکند اگردین نیاید در اقتصاد دخالت بکند اگر دین نیاید در مدیریت دخالت بکند و به اینها نظم خاصی ندهد و این بیفتد دست خود بشر و خود بشر بخواهد در مورد اقتصادش و سیاستش و در مورد مدیریتش و تعلیم و تربیتش و مسائلی از این قبیل تصمیمگیری بکند هیچ وقت فرصت برای شکوفایی فطرت و آن جنبه انسانی ایجاد نمیشود.@ مفهوم حلال و حرام و واجب و مستحب در بسیاری از احکامها به خاطر همین است برای این هست که دین آمده تمام آن شئونات پایین بشر را غیر از شأن انسانی را کاملاً در اختیار گرفته و برایش باید و نباید و قانون وضع کرده تا انسانیت آزاد باشد تا فطرت آزاد باشد این عبارت است از مفهوم آزادی در دین ما.@ اینکه(وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ) که در قرآن آمده پیامبر آمده بار سنگین و اغلال آن غلها و زنجیرها را از مردم بردارد به این معناست یعنی پیامبر و دین آمده که سختیها و آن زنجیرها را از ابعاد جمادی و نباتی و حیوانی بشر بردارد و اینها سنگینی بر فطرت نکنند تا فطرت آزاد بتواند در شأن انسانی خودش قدم بردارد.@ هر جا در دین ما محدودیتی هست میبینید که متوجه یکی از این شئون غیر انسانی هست هیچ جا شما در رابطه با شئون انسانی و فطرت بشر محدودیت ندارید آنجا آزادی مطلق هست اگر محدودیت هست برای اینکه انسان انسان است انسان حیوان نیست خداوند از آفرینش انسان قصد نداشت که انسان بیاید زندگی حیوانی بکند.@ کسانی از بایدها و نبایدهای دین زجر میکشند و ناراحت هستند و داد آزادی سر میدهند که آزادی ذبح شد که در یکی از این شئون اقامت دارند یا شأن گیاهی به آنها حکومت میکند یا شأن حیوانی، آن که انسانیت بر او حکومت میکند نه تنها از بایدها و نبایدهای دین ناراحت نیست بلکه استقبال میکند.@ او نه تنها از اینکه ماه مبارک رمضان به او واجب شده که سی روز روزه بگیرد و جلوی طبیعت را محکم نگه دارد ناراحت نیست بلکه ماه رجب و شعبان هم خودش به استقبال روزه میرود خودش این همه روزههای مستحبی میگیرد چون لذت میبرد چون در فضا و هوای انسانیت تنفس میکند.@ هر تفسیری از آزادی غیر از این غلط هست اگر بخواهد بشود آنهایی که میایند آزادی را در مقابل دین یا دین را در مقابل آزادی قرار میدهند کسانی هستند که نه دین را شناختند و نه انسان را، اگر انسان را درست بشناسند و قوای او را بشناسند متوجه میشوند که دین برای آزادی آمده.@ جملات حضرت امام را خواندم چهار جا نجات بشر رهایی از قیود آورده اصلاً دین آمده که بشر را آزاد بکند بشریت و انسانیت را آزاد بکند از دست طبیعت، حیوانیت بر آن حکومت نکند اوهام و خیالات بر آن حکومت نکند.@ شئون حیوانی هم مفصل توضیح دادیم که شأن حیوانی شامل چه چیزهایی هست همان مراحلی که در حیوانات یافت میشود و متأسفانه غالب وقت ما هم در زندگی به ظاهر انسانیمان میگیرد عبارت هستند از شئون حیوانی، میفرماید خداوند منت گذاشته بر شما که آمده شما را تحت تربیت خودش قرار داده برای شما دین فرستاد تا شما در فضای فوق حیوانی تنفس بکنید.@ (لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ) یعنی اویی که خالق است اویی که رب است اویی که مالک مدبر است دارد نظر خودش را در مورد فرستادن این دین برای بشر بیان میکند.@ میگوید من خدا بر شما انسانها منت گذاشتم ولی نه همه انسانها، این هم یک سؤال خیلی مهمی است که(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ) خداوند منت بر مؤمنین گذاشت که در میان آنها رسولی برانگیخت از خودشان که آیات خدا را بر آنها بخواند و آنها را تزکیه بکند و تعلیم کتاب و حکمت بکند.@ آمدن پیامبر برای تلاوت آیات تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت هست یعنی آنچه که در شئون حیوانی یافت نمیشود برای این آمده نکته خیلی مهم این هست که چرا خداوند فرمود که خداوند بر مؤمنین منت گذاشته مگر پیغمبر فقط برای مؤمنین است؟ پیغمبر برای همه هست(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ) ما تو را نفرستادیم مگر برای همه مردم.@ چرا نفرمود(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى النّاس) فرمود(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ) خداوند منت بر مؤمنین نهاد که از خودشان پیامبری را فرستاد، چون فقط مؤمنین هستند که خودشان را تحت تربیت پیامبر قرار میدهند بقیه که تحت تربیت دین قرار نگرفتند بقیه تحت ولایت شیطان باقی میمانند و تحت ولایت طبیعت و حیوانیت باقی میمانند.@ کسی که دین ندارد زنده به حیات انسانی نیست کسی که اهل دین نیست و متدین نیست زنده به حیات انسانی نیست آیهاش هم خواندم(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ) اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهند یعنی آمدند خدا و رسول میخواهند به شما حیات بدهند.@ مگر خدا و رسول هم برای ما دین نیاورند ما زنده نیستیم؟ میگوید چرا زنده هستی اما حیات انسانی نداری دین فقط آمده برای حیات انسانی میفرماید دین مساوی است با حیات، پس کسی که دین ندارد حیات هم ندارد حیات انسانی را ندارد.@ کسی که مؤمن نیست و خودش را تحت تربیت دین قرار نمیدهد تحت ولایت خدا هم دیگر قرار ندارد فقط خدا ولایت مؤمنین را به صورت خاص نه ولایت تکوینی ولایت تشریعی را میگوییم قبول کرده و دارد انجام میدهد(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ)خدا ولی مؤمنین هست در دعای کمیل هم داریم(یا وَلِیَّ المُؤمِنین).@ یعنی مؤمن هست که خودش را تحت ولایت خدا قرار میدهد و با قبول تشریع و با قبول این دین تحت آن ولایت حرکت میکند تا به مقصد برسد اما کسی که بریده از احکام هست و متدین نیست او تحت ولایت نیست او قطعاً تحت ولایت شیطان قرار دارد و قطعاً تحت ولایت طبیعت و حیوانیت قرار دارد او اساساً حیات انسانی ندارد.@ لذا قرآن کریم را هم خداوند تبارک و تعالی فرمود این کتاب هدایت هست کتاب نور هست اما فقط برای متقین(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) قرآن هدایت هست اما اهل تقوا را میتواند هدایت بکند کسی که اهل تقوا نیست هدایتی هم از قرآن نمیبرد.@ (وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً) کسی که اهل ظلم و معصیت و گناه هست او جز خسران چیزی نصیبش نخواهد شد چون(لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ) فقط آنهایی که اهل طهارت هستند میتوانند به مسّ باطن قرآن راه پیدا کنند.@ داستان بُشر حافی را شنیدید امام کاظم(ع) از جلوی منزل ایشان رد میشدند صدای خواندن و غنا و موسیقی و این چیزها میآمد یک کنیزی از خانه بیرون آمد که گویا میخواسته زبالهای چیزی را خالی بکند حضرت فرمود که اینجا خانه کیست؟ گفت خانه فلانی، حضرت فرمود این بَرده است یا آزاد است؟ گفت آقا آزاد است.@ حضرت فرمود بله آزاد است که این کار را میکند اگر بنده بود هرگز این کار را نمیکرد رد میشود این مکالمه یک مقدار طول میکشد بُشر میفهمد که کنیزش دیر آمده میپرسد قضیه چه بود؟ میگوید یک کسی آمد یک همچین چیزی گفت گفت اگر این بنده بود هرگز این کار را نمیکرد معلوم است که آزاد است.@ بُشر خیلی منقلب شد و دوید به دنبال امام کاظم(ع) پابرهنه دوید افتاد به دست و پای حضرت گفت آقا من میخواهم از این به بعد بنده باشم نمیخواهم آزاد باشم حُرّ یعنی همین آزاد یعنی همین، کسی که بنده خدا نباشد قطعاً برده است و اسیر است.@ در دروس تخصصی معرفت نفس ما آنجا در مورد این مسئله شئون بشر صحبت کردیم که بشر قوایی دارد آن قوهای که مساوی با انسانیت هست عبارت است از فوق عقل یا فوق تجرد و اگر بخواهد شکوفا بشود نیازی به آزادی دارد ما آزادی را برایش قائل هستیم اما نه برای شئون حیوانی به صورت مطلق نه برای شئون گیاهی.@ اگر اینها آزاد مطلق باشند مشکلساز هستند هیچ وقت فرصت نمیدهند فطرت آزاد باشد و عقل و فوق عقل آزاد باشد علت اینکه شما این همه دانشمند را میبینید گرفتار هستند و محصول تلاششان تکنولوژی مخرب در جهان میشود و فساد میشود این هست که این عقلها گرفتار وهمها و خیالات هستند گرفتار شئون حیوانی هستند.@ این وقتی میگوید من نمیخواهم آزاد باشم یعنی میخواهم بنده خدا باشم اگر کسی بنده خدا بود واقعاً آزاد هست اینکه امام در مورد امیرالمؤمنین میفرماید این بنده رها از همه قیود یعنی این حضرت امیر آزاد است به تمام مطلق آزاد است حُرّ هست به تمام معنا حُرّ هست هیچ قوهای هیچ کسی بر او حکومت نمیکند جز خالقش و ربش.@ اسلام این آزادی را برای بشر میخواهد کمتر از این آزادی نیست اگر انسان غیر از خالقش و مربیش و مدبرش و مالکش نسبت به کسی غیر از خالق و مربیش قید داشته باشد و وابسته باشد آزاد نیست چه میخواهد نفسش باشد و چه میخواهد هر طاغوت و حاکم دیگری که میخواهد باشد این آزادی نیست.@ حالا اگر ما در مملکت طوری برنامهریزی کردیم در هر جایی که حیطه مدیریت ما هست طوری برنامهریزی کردیم که این آزادی تأمین شد ما واقعاً طرفدار آزادی هستیم اما اگر در حیطه مسئولیتمان طوری برنامهریزی کردیم که آزادیهای حیوانی زیاد شد این واقعاً خیانت به بشر هست خیانت به آزادی هست و لو به اسم آزادی باشد.@ مثل همان کاری که در غرب شده همان چیزی که الان در کشور ما خیلیها به دنبالش هستند خیلی از این روزنامهها جرائد اینهایی که مقام معظم رهبری فرمود ایمان مردم را هدف قرار دادند همینطور هست و دنبال آزادی انسان نیستند با تعریفی که خدا از بشر کرده.@ چه کسی مستحق هست چه کسی لایق هست که از مخلوقش تعریف بکند جز خداوند، چه کسی میخواهد ما را تعریف بکند حد ما را مشخص بکند جز خدا، حدی که خدا برای بشر سراغ دارد این هست که انسان طبیعتی دارد و فطرتی و در فطرت بینهایت هست و آن شأن و زوج مورد نیاز فطرت و لایق فطرت عبارت است از خود خداوند تبارک و تعالی(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ لذا هدایت للناس نیست قرآن(هُدیً لِلنّاس) نیست برای هدایت همه مردم نیست آمده برای هدایت همه مردم به شرطی که همه مردم خودشان را تحت هدایت او بخواهند قرار بدهند برای همین زمان پیغمبر هم همینطور زمان امیرالمؤمنین هم همینطور زمان معصومین(ع) همینطور همه کسانی که زمان آنها بودند آدم نشدند.@ فقط کسانی که حقیقتاً خودشان را تسلیم آنها کردند هدایت پیدا کردند و الا در خانه پیغمبر از همسرش بگیر تا پدرزنش و کسان دیگر ابولهب و عمویش کسانی بودند که هیچ وقت اینها دست به پیغمبر ندادند و هیچ وقت راهی را با پیغمبر باز نکردند.@ ولی وقتی قیامت میشود(يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ) دستشان را میگزد و میگوید(يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً) قیامت روز ظهور حق است حق یعنی سلطنت پیغمبر، میگوید ای کاش با پیامبر راهی را داشتم یعنی در قیامت که روز ظهور حق هست راه داشتن با پیغمبر مؤثر است قطع ارتباط با پیغمبر آنجا خذلان و عذاب برای انسان میآورد.@ لذا ما واقعاً اگر بخواهیم به یک کسی صفت آزاده، حُرّ به معنای واقعی بدهیم فقط میتوانیم به بندگان خدا بدهیم کسانی که مطیع دین هستند افراد غیر متدین هرگز آزاد نیستند این بحث خطابی نیست ما شعار نمیدهیم این در جایگاه خودش ثابت شده است.@ ما همه جا حاضر هستیم این بحث را بکنیم و خیلی دقیقتر از این هم بحث بکنیم و ثابت بکنیم که اگر کسی متدین نبود هرگز آزاد هم نیست فقط دین هست که برای بشر آزادی میاورد کسی که از حیطه دین خودش را خارج بکند اسیر و گرفتار هست او هرگز آزاد نیست و پردردسر هست هم در دنیا دردسر زیادی خواهد داشت و هم در آخرت.@ از متن راهشناسی یک مقدار بخوانم آنهایی که خود را آزاد میدانند آزاد از خدا هستند و در بند هزار و یک چیز دیگر قرار دارند اینان هرگز نمیخواهند بندگی رب العالمین را بنمایند یعنی بندگی آن کسی که کمال مطلق است و هر چیز ناقصی را میتواند به کمال برساند.@ اما دل به بندگی چیزهای ناقص و افراد بیکمال خوش مینماید واقعاً اسیر آنان هستند فقط کسانی که بنده هستند و لجام دارند برای خود قید فراهم کردند قرآن میتواند برای آنها نقش دارو را داشته باشد(وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ) قرآن را آوردیم شفا و رحمت باشد برای مؤمنین قید ناس نمیاورد.@ (وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً) مؤمنین را در مقابل ظالمین قرار داده در این آیه یعنی غیر مؤمن ظالم به خودش هست. پس اگر کسی نخواهد خودش را تسلیم بکند و تطهیر بکند نمیتواند از قرآن استفاده بکند و تحت ولایت خداوند تبارک و تعالی قرار بگیرد.@ قرآن دو تا خانم را مثال میزند به عنوان مجسمههای کفر، قرآن هم در مورد مجسمههای ایمان و هم مجسمههای کفر از مردان مثال نمیزند میفرماید مثال و الگوی ایمان یک زن هست و مثال و الگوی کفر هم دو تا زن.@ (وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ) زن فرعون برای مؤمنین خدا مثال و الگو را زن فرعون قرار میدهد که در یک محیط بد و تحت ولایت فرعون قرار دارد اما بنده خداست و مؤمن هست این مؤمن حقیقی است و اساساً انسان خوب کسی است که در محیط بد بتواند خوب باشد.@ خیلی هنر نیست که انسان در محیطهای خوب و پاک خوب باشد محیطهایی که تحریکی ندارد در محیطهای بد انسان بتواند خودش را نگهدارد و خوب باشد این هنر هست(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ) خداوند به عنوان کفر مثال میزند زن نوح و زن لوط را.@ بعد خیلی زیبا قرآن میگوید(كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا) اینها تحت نظر دو بنده دو عبد صالح ما بودند یعنی نوح و لوط ولی اینها خیانت کردند اینها هیچ وقت با شوهرانشان اتحاد برقرار نکردند و هیچ سنخیتی با شوهرانشان نداشتند در خانه پیغمبر هست ولی کافر هست با اینکه اینها همسایه پیغمبر هستند نمیتوانند استفاده کنند.@ میخواهم بگویم همجوار بودن فایده ندارد سنخیت فایده دارد اینکه من پسر امام هستم این فایده ندارد در انتخابات من بیایم بگویم من با امام در نجف بودم، بودی که بودی، چقدر با امام سنخیت داشتی؟ پیش پیغمبر خیلی کسان دیگر هم بودند شما ابوبکر را که این همه ما لعنش میکنیم پدرزن پیغمبر هست عایشه که آن فتنه را سر امیرالمؤمنین(ع) درآورد زن پیغمبر هست این که هنر نیست.@ به قول استاد ما اگر نزدیکی بدنی به پیغمبر هست خر پیغمبر از همه نزدیکتر بود به پیغمبر از نظر بدنی بدنش همیشه به پیغمبر چسبیده اینکه هنر نیست ما همیشه دنبال کمالات ظاهری میگردیم هر چند خر پیغمبر و مرکب پیغمبر از خیلی از اطرافیان پیغمبر بهتر بود پیغمبر خودش فرمود(رُبَّ مَرکُوبٍ خَیرٌ مِن راکِبِه) بسیاری از مرکبها از راکبشان بهتر هستند.@ پس برای بهرهبرداری از دین و قرآن باید خودمان را تسلیم بکنیم اگر تسلیم کردیم میتوانیم بهرهبرداری بکنیم و اگر نکردیم ما نمیتوانیم بهرهبرداری بکنیم و صورتهای ظاهری هم خیلی کمک ما نخواهد کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@