جلسه 037 - راه‌شناسی
شماره جلسه
37
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
6
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 037 - راه‌شناسی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که خداوند تبارک و تعالی بینیاز مطلق هست و بشر فقیر مطلق(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ) یک طرف غنای مطلق هست و یک طرف فقر مطلق، خداوند برای اینکه این فقیر را به غنا برساند و این ضعیف را قوی بکند دینی را فرستاده پیامبری را فرستاده آیینی را تنظیم کرده تا با تبعیت از مقررات این دین غنی بشود قوی بشود و به کمال برسد.@ لذا عمل کردن به دستورات دین فقط به نفع خود بشر هست و عمل نکردن، نافرمانی کردن فقط و فقط به ضرر خودش هست آنطرف یعنی طرفی که غنی مطلق هست نه سودی میبرد و نه زیانی میکند خود قرآن میفرماید اگر همه اهل زمین کافر بشوند خداوند غنی هست یعنی کفر شما نمیتواند هیچ آسیبی به من بزند.@

شاید اگر بخواهیم یک مثال سادهای بزنیم مثل طبیب هست یک طبیب وقتی شما به دستورالعملش عمل میکنید بخصوص طبیبی که پولی از شما نمیخواهد رایگان نشسته یا یک مشاوری که کار مشاوره میکند و پولی دریافت نمیکند یا یک روحانی مرجعی هست شما وقتی دستورات او را اطاعت میکنید لطفی در حق او نکردید نافرمانی هم بکنید ضرری به او نزدید.@ در مورد خداوند تبارک و تعالی مسئله خیلی بالاتر از اینها هست یک طرف غنای مطلق و یک طرف فقر مطلق هست لذا اثر کار چه خوب و چه بد اثر عبادت یا نافرمانی هر دو دامنگیر خود انسان هست چند آیه را در این رابطه جلسه گذشته عرض کردم توضیح دادیم.@ برای اینکه مطلب خوب تبدیل به روح ما بشود یا روح ما تبدیل به این مطالب بشود باز آیات دیگری از قرآن کریم انتخاب کردم که در همین رابطه است خوب توجه داشته باشید این آیات را کسی برای ما فرستاده و ما را با آن مورد خطاب قرار میدهد که جهان با این عظمت را خلق کرده ما را خلق کرده طبیعت را خلق کرده و مالک و مدبر و رب و خالق و معبود همه موجودات هست.@ او دارد با ما حرف میزند او دارد با ما سخن میگوید و ببینیم چه میگوید در سوره مبارکه فتح آیه 10 میفرماید(فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ) کسی که پیمانشکنی میکند به ضرر خودش پیمانشکنی میکند یعنی اینطور نیست که پیمانشکنی شما ضرری به ما بزند.@ مثلاً دو گروهی هستند با هم پیمان میبندند و یک طرف پیمان را میشکند و آن طرف مقابل از این پیمانشکنی آسیب ببیند نه، شما اگر با ما عهدی بستید پیمانی بستید و عمل نکردید به این عهد و پیمانتان خودتان این وسط آسیب میبینید به ما چیزی نخواهد رسید مشکلی برای ما پیش نخواهد آمد.@ سیاق همه آیات یکی هست ولی مسئله آنقدر مهم است یعنی انسان به قدری گاهی وقتها آن جنبه حیوانیت بر او غلبه میکند آن جنبه شر وجودش که(اَلشَرُّ کائِنٌ فی طَبیعَۀِ کُلِّ اَحَد) آن جنبه حیوانی و شرش چنان غلبه میکند که خدا را طرف رقیب خودش میداند و یک مزاحم میداند.@ یک کسی که بایستد با خدا بحث بکند جر و بحث بکند و توجه ندارد که او که مقابلش هست پروردگار اوست خالق اوست آفریننده اوست مهربان به اوست بینیاز از اوست لجبازی میکند انسان به یک جاهایی میرسد که با خود خدا هم لجبازی میکند.@ برای همین این همه ما تکرار یک همچین مطلبی را در قرآن داریم که انسان خوب شیرفهم بشود از راههای مختلف به ما فهمانده که برای من مشکلی پیش نمیاید به خدا لطمهای نخواهید زد الان این احمقهایی که در دانشگاه یا در مراکز فرهنگی دیگر و حتی در بعضی روحانیون ما این حماقت را میبینیم که سخن از آزادی در مقابل دین میکنند چقدر این حرف جلف و سبک است.@ وقتی من میگویم من باید در مقابل دین آزادی داشته باشم یعنی در مقابل خدا، کأنّه خدا یک موجودی هست که دست و پای ما را بسته و نمیخواهد ما آزاد باشیم آنوقت ما انسانها باید قیام بکنیم حقمان را از خدا بگیریم بگوییم که ما آزاد میخواهیم باشیم اومانیسم یعنی همین اومانیسم یعنی اسارت انسان در مقابل خدا.@ یعنی این مسئله کوچک که در مسلمانان هم هست که یک موقعی فکر میکنند که دین دست و پایشان را بسته یک جایی خدا دارد مزاحم آنها میشود این مسئله وقتی شدت پیدا میکند از دایره مسلمانها خارج میشود کنار میرود در مکاتب دیگر سر از اومانیسم در میاورد که اصلاً شخص اعلام جنگ در مقابل خدا میکند به اینجا میرسد.@ یعنی میگوید خدایا تو مزاحم من هستی از سر راه من کنار برو یعنی احکام دین را مزاحم میداند فکر میکند خداوند نعوذبالله یک موجود بیمنطقی هست که یکسری احکام فرستاده با عقل هم جور در نمیاید ما هم باید با عقل خودمان آن را کنار بگذاریم اینها معقول نیست.@ بعد سخن از خردگرایی و عقلگرایی و دموکراسی و آزادی و همه این حرفها در مقابل دین و مقررات و احکام فقه و دین زده میشود چون این فهم نیست او که این احکام را فرستاده یک خدای این چنینی هست.@ خدا هم به هر حال آینده بشر را میداند، میداند مکاتبی خواهند آمد انسانهایی خواهند آمد در همان صدر اسلام هم در زمان یکی از ائمه(ع) یکی از خلفا همینطوری بود آن لحظات آخر عمرش آمد گفت که من میدانم با این همه بدی که کردم و جنایتی که کردم اگر توبه کنم تو من را میبخشی ولی آنقدر از تو بدم میاید که این کار را نمیکنم این با بغض خدا دارد میمیرد.@ انسان به جایی میرسد که با بغض خدا از دنیا میرود الان هم که هستند الی ماشاءالله در این روزنامههایی که در این یکی دو ساله میدان جولان پیدا کردند که تندتند راجع به آزادی و دموکراسی بنویسند و یکسره به اذهان تزریق میکنند که دین مزاحم آزادی هست دین نباید جلوی آزادی بایستد ادامه همین مطلب هست.@ قرآن دارد جواب میدهد(وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ) اول از این خداوند دارد صریح بیان میکند که من برای بندگانم حد گذاشتم حدود یعنی اندازه، یعنی لاقیدی نیست بیقیدی نیست حد و محدودیت هست باید و نباید هست واجب و حرام هست صریح دارد میگوید یعنی دارد میگوید در دین آزادی مطلق همچین چیزی ما نداریم.@ ولی میگوید این حدودی که من گذاشتم برای شماست به نفع شماست و اگر این حدود را نخواهید رعایت بکنید ضررش به خودتان میرسد حجاب حد است باید رعایت بشود روابط زن و مرد در آن حد است آزادی چه معنا دارد در روابط زن و مرد، حد هست در رابطه با شنیدنها، خوردنیها، دیدنیها، گفتنیها حد هست در اقتصاد معامله تجارت حد هست.@ باید اگر درآمدت از سر سالت اضافه دارد حد دارد یک پنجمش حد است بگذاری کنار، مال تو نیست تصرف بکنی حرام خوردی(فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ) خمس مال خداست و رسولش هست حق نداری به آن دست بزنی زکات باید بدهی این حد است.@ خیلیها هستند نمیخواهند به روی خودشان بیاورند که این حدی که خدا گذاشته حد در طبیعت است حد در فطرت نیست من قبلاً توضیح دادم ما یک طبیعت داریم و یک فطرت داریم خداوند در مسئله فطرت انسان که از سنخ خداست(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) یک بُعد از بُعد انسان از سنخ خداست از جنس خداست و عین خداست از روح خداست.@ برای همین میتواند خدا را دوست داشته باشد عاشق خدا باشد به خدا برسد و به لقاء خدا برسد و ولی خدا بشود و به ولایت الهی برسد و شبیه خدا بشود شما در بهشت اولیاء خدا اینطوری هستند.@ اولیاء خدا در روز قیامت نه حساب حشر را دارند نه نفخ صور اسرافیل آنها را میگیرد آنها حتی نمیمیرند(فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ) بعضیها را نمیگیرد حساب کتاب قیامت اصلاً ندارند اولیاء خدا به اینجا میرسند حتی بهشت و جهنم هم نمیروند یک جایی خیلی فراتر از آنها هست.@ (فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) نزد خود خدا هستند انسان به اینجا میرسد انسان به جایی میرسد که مثل خود خدا در بهشت میتواند حکومت کند میفرماید(عَبدی اَطِعنِی حَتّی اَجعَلَکَ مِثلی) اطاعت کن من را تا من تو را مثل خودم قرار بدهم من هر چه اراده کنم همان خواهد شد و تو را هم کاری خواهم کرد که هر چه اراده کنی همان بشود انسان به اینجا میرسد اینقدر میتواند بالا برود.@ در سوره مبارکه انسان در مورد قدرت میفرماید(عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) چشمهای که عباد خدا از این میخورند اما این چشمه را آنجا در بهشت نگذاشتند که بروند بخورند میگوید بهشتی در بهشت هر جا که اراده بکند آنجا چشمه درست میشود.@ یک موقع شما را در یک پارکی میبرند میگویند اینجا باغی اینجا تختش هست اینجا خانهاش هست اینجا رودخانهاش هست اینجا آبشار هست استفاده کنید میگوید بهشتی اینطوری محدود نیست بهشتی هر جا بخواهد(يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) خودش آن چشمه را هر جا بخواهد ایجاد میکند کاخش را هر جا بخواهد خودش بنا میکند اینطور نیست که بگویند بیا برو اینقدر اراده دارد هر چه اراده بکند میشود.@ در بهشت اولیاء خدا آنچه که اراده میکنند خودشان میشود مثل خود خدا تا اراده میکند میشود آنها همینطور میشوند مقدمات هم ندارد انسان به اینجا میرسد و خیلی بالاتر از اینها، بهشت را خداوند پاداش بدن انسان قرار داده امام موسی کاظم(ع) در کتاب شریف اصول کافی میفرماید خداوند بهشت را پاداش جسم شما قرار داده.@ این حتماً انسان یک قابلیتی دارد در روحش که میتواند تا آنجا برسد آن قابلیت عبارت است از فطرت یا نفخه و روح الهی که قرآن فرمود در فطرت خدا اصلاً حد نگذاشته به هیچ وجه، آزاد، شأن انسانی ما اصلاً حد ندارد خدا میفرماید هر چقدر دلت میخواهد هر کاری میخواهی برای این شأنت بکن هر طوری میخواهی تغذیه بکن.@ ولی ما یک شأنی هم داریم جنبه حیوانی دارد فطرت نیست طبیعت است این طبیعت را خداوند برای اینکه آن فطرت آزاد باشد جلوی طبیعت را میگیرد برای اینکه بتوانی غذای معنوی بخوری ماه رمضان را برایت گذاشته میگوید روزه بگیرد یک ذره جلوی حیوانیتت را کنترل کن تا روحت بتواند غذا بخورد.@ ماه رمضان میگوید روزه بگیر بعد برو بنشین غذاهای فطری بخور قرآن بخوان نماز بخوان ذکر بگو برای اینکه آن فطرت رشد پیدا بکند حرف باید از جنس خدا باشد ضیافت الهی که خدا در آن گوشت و آب و شراب نمیدهد در ضیافت الهی چیزی خدا به ما میدهد که از جنس خودش باشد از جنس رابطه فطرت و خدا باشد پذیرایی آنطوری میکنند.@ دین عین آزادی هست اما آزادی انسان نه آزادی حیوان، دین هر جا حد هست در مسائل مادی هست هیچ وقت در مسائل معنوی حد نگذاشته دین فقط در حیوانیت حد گذاشته نگفته استفاده نکنید گفته بکنید فقط حلالش را با این طریقی که من میگویم برای اینکه فطرت آزاد باشد.@ خیلیها حاضر نیستند این حرفها را بشنوند دستشان را کردند در گوشهایشان(يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ) دستشهایشان را کردند در گوشهایشان که این را نشنوند بعد هم شروع میکنند به دین میتازند بدون اینکه به تعریف انسان در دین توجهی داشته باشند.@ مدام آزادی، آزادی زن و مرد، آزادی دختر و پسر، شما را آزاد بگذاریم ببینید سر از کجا در میآورید این آزادی که شما دارید ما را به آن دعوت میکنید غربیها که چند قرن جلوتر از ما دویدند به کجا رسیدند؟ ما را به کجا میخواهید ببرید با این آزادی کردنتان؟.@ خدا میفرماید حدودی که من گذاشتم رعایت نکنید فطرتتان غذا نمیخورد آن انسانیتتان که باید در قبر باشد آن که در برزخ هست آن که باید به قیامت برسد آن که باید آنجا جواب بدهد آن دیگر ضعیف بار میاید شما فکر ابدیتتان نیستید فقط محدوده دنیا را میبینید دم از آزادی میزنید؟!.@ (وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ) کسی که حدود الهی را رعایت نکند به خودش ظلم کرده به خودش یعنی به فطرتش یعنی به حقیقت خودش ظلم کرده سوره مبارکه طلاق این آیه بود.@ به هر میزانی که اختلاف باشد و تعدی باشد به هر میزانی که ما با آن خطکشی الهی که خدا گذاشته تا به مقام انسانیت برسیم و به زندگی انسانی بتوانیم زندگی کنیم و حیات انسانی پیدا کنیم دور باشیم از این خطکش به هر مقدار ما ظلم به نفس کردیم هر جا تعدی و تخلف هست از زندگی انسان آنجا انسان دور است.@ هر جا تخطی و تعدی هست به خودش دارد ظلم میکند نه کس دیگر(فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ) به خودش دارد ظلم میکند وقتی به خودش ظلم کرد به دیگران هم ظلم میکند چون وقتی من حاضر نشدم به عزیزترین کسم رحم بکند یعنی خودم.@ یک کسی نامه نوشت به ابوذر(ره) گفت ابوذر ما را نصیحت کن ابوذر مرقوم فرمودند که به عزیزترین کسات ظلم نکن او در جواب نوشت که مگرمیشود که آدم کسی را که خیلی دوست دارد به او ظلم بکند؟ فرمود بله خودت، هیچ کس برای انسان عزیزتر از خودش نیست.@ وقتی من حاضر نشدم در حق خودم عدالت را رعایت بکنم و تعدی کردم گناه را برای خودم پسندیدم حتماً هر کس با من زندگی میکند و با من ارتباط دارد آلوده من هم هست آلوده گناهان من هست وقتی من خودم جهنم را برای خودم پسندیدم و تعدی از حدود الهی را قبول کردم حتماً خانوادهام را آلوده میکنم.@ کسی میتواند خانواهاش را از جهنم نجات بدهد و به سمت بهشت ببرد که اول دست خودش را جای محکمی بند کرده باشد روی صراط باشد وقتی من دیدگاه ابدی را نسبت به خودم از دست دادم و اصلاً توجهی به بعد از مرگم ندارم نه شب اول قبر و نه حساب کتابش نه برزخ و نه قیامت و نه بعدش ممکن نیست در روابطم به فکر قیامت زن و فرزندم باشم آنها را هم مثل خودم میکنم.@ یعنی روابط کاملاً خیانتآمیز هست برای همین قیامت افراد از همدیگر فرار میکنند اعضای خانوادههایی که در آنها تقوا نبوده از همدیگر فرار میکنند(يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ) روزی که انسان از برادرش از پدرش از مادرش از فرزندش و از همسرش فرار میکند.@ چرا فرار میکند؟ برای اینکه در دنیا آنطوری که باید با اینها رفتار میکرده نکرده، چرا رفتار نکرده؟ چون با خودش هم درست رفتار نکرده لذا ظلم ما حتماً تعدی میکند به کسانی که با ما در ارتباط هستند من وقتی برای خودم آلودگی و سقوط را پسندیدم هر کس با من زندگی میکند همینطور هست او هم آلوده میشود.@ سوره مبارکه یونس آیه 23(إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ) بدانید طغیان شما بر ضد خودتان هست حالا شما مدام بیایید خودتان را در مقابل خدا قرار بدهید مدام بگویید انسان یکی است خدا یک کس دیگر است انسان باید حقش را بگیرد انسان باید آزاد باشد کنار بگذارید.@ حدود خدا کجا مطرح شده یک کسی بگوید آقا حدود خدا کجا بیان شده؟ من بگویم آی خدا تویی که میگویی من اگر حدود تو را رعایت نکنم به خودم ظلم کردم این حدودت را کجا گفتی؟ خدا هم به ما میگوید من حدودم را در فقه اسلام بیان کردم.@ او که میگوید ولایت فقیه نباشد یعنی حد برداشته بشود یعنی من با حدود الهی کار ندارم خودم باید بنشینم برای خودم برنامهریزی بکنم خود کم عقل و نادانم که نه جسمم را میشناسم نه روحم را میشناسم نه طبیعتم را میشناسم نه مصالحم را میشناسم و هزار و یک جور هوا و هوس هم به من حاکم هست و هزار و یک جور حبّ و بغض میخواهم بنشینم حالا خودم با این عقل ضعیف و اسیر برای خودم برنامهریزی کنم.@ ببین سر از کجا در میاوری تو حاکمیت فقه را بردار حاکمیت فقه را برداری یعنی حاکمیت حدود الهی را برداری بردار ببین سر از کجا در میاوری دیگران کردند ما داریم میبینیم سر از کجا درآوردند حالا بیا سر مردم نادان یا کم توجه را کلاه بگذار بگو ما مدیریت علمی میخواهیم مدیریت فقهی نمیتواند جامعه را بگرداند یعنی حدود الهی را بردارید علمی.@ علم کجاست؟ فقهی که تکیهاش به عصمت ائمه و علم ائمه و علم الهی هست علم نیست چهار تا آراء متضاد و متناقضی که از چهار تا عقل ناقص تراوش کرده در کتب علوم انسانی دانشگاه این اسمش مدیریت علمی شده ما این را میخواهیم یعنی انسان را اینقدر سقوط بدهیم اسمش هم قشنگ است مدیریت علمی.@ آنوقت بچه دانشجوی نادان ما که نه خودش را میشناسد نه روحش را میشناسد نه با ابعاد وجودی خودش آشناست نه توجهی به ابدیتی که در مقابلش هست دارد آن هم تحت تأثیر این سؤالات قرار میگیرد بله آقا مدیریت علمی(إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ) گوش کنید بندگان من طغیان شما از حدودی که برایتان مشخص کردم به ضرر خودتان هست.@ حالا بعضیها افتخار میکنند میگویند نه من مسلمان رسالهای نیستم احمق خیلی هم افتخار میکند یعنی من حد الهی در زندگیم رعایت نمیشود خودم هر چه تشخیص دادم حالا برو ببین سر از کجا در میاوری نه تنها خودش گرفتار است رسالهایها را هم مسخره میکند که شما گرفتار این رسالهها هستید بدبخت عقبمانده هستید همین رسالهها شما را بدبخت و بیچاره کرده.@ قبلاً توضیح دادیم احکام الهی یعنی احکامی که با آن شما میتوانید خودتان را برای شرائط زیستی آخرت و شرائط زیستی ابدیت آماده کنید هر مقدار طغیان هست در واقع این طغیان از تحصیل شرائط زیستی آخرت هست به هر میزان شما طغیان داشته باشی آنطرف گداتر و فقیرتر هستی.@ آنطرف نامناسب متولد میشوی به آخرت، تولدت تولد سالم نیست آنجا فقیر و ضعیف متولد میشوی روحت تطبیق ندارد با شرائط زیستی سالم، در حالی که آخرت روح سالم میخواهد(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) فقط قلب سلیم به درد میخورد نه مال و نه فرزند و نه هیچ چیز دیگری.@ خیلی روشن خدا دارد حرفش را به ما میزند ما خطاب میکنیم به همه اینهایی که الان دارند حرف میزنند راجع به اصالت آزادی در مقابل دین میگویند ما به آنها خطاب میکنیم قلب سلیم یعنی چی این قلب سلیم چگونه باید تهیه بشود.@ یکبار شما فکر کردید که قلب سلیم برای چیست شما که ادعا دارید فقیه باید برود از جامعه، مدیریت فقه را نمیخواهیم خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم برای قلب سلیم چه فکری کردید اصلاً شما دارید فکر میکنید در فضای ذهن شما گوشهای از آن همچین مسئلهای هست یا نیست.@ آن که ابدیت همه انسانها به آن بستگی دارد در نظام فکری شما جایگاهش کجاست؟ برنامهای که همینطوری شب خواب میبینید صبح هم بلند میشوید مینویسید این کجا یک همچین سعادتی برای انسانها تنظیم شده و در نظر گرفته شده، در برنامههای اقتصادی شما همچین چیزی گنجانده شده؟.@ در برنامههای به اصطلاح توسعه شما همچین چیزی گنجانده شده شما در همین برنامههای سیاستهای اقتصادی و توسعهتان فکری برای یک همچین چیز انسانها کردید؟ یا برایتان مهم نیست مردم جهنم بروند فقط فکر رضایت مردم هست مردم خیلیها بنده شکمشان هستند اصلاً توجهی به آخرتشان ندارند.@ تویی که زمام امور به دستت هست تویی که داری برنامهریزی میکنی توجه داشتی به این نکته یا نداشتی؟ مثل یک پدر، پدر هیچ وقت نمینشیند فکر بکند که فرزندش چطوری راضی هست شما فرزندانتان راضی نبودند 7 سالش که شد کدامشان راضی بود مدرسه برود کدامشان راضی بود مشق بنویسد؟ کدامشان راضی بود صبح اول صبح مدرسه برود؟ هیچ کدامشان، همه را شما زوری فرستادید.@ برای چی به آنها زور کردید چرا به آنها آزادی ندادید؟ این همه آزادی میکنید چرا به بچه آزادی ندادید گفتی نه بچه من باید 7 سالگی مدرسه برود 6 سالگی هم باید آمادگی برود چه موقع به او آزادی دادید؟ چرا به او آزادی ندادید؟ برای اینکه میگویی من بهتر میفهمم.@ جوانها شمایی که پدر مادرتان به زور شما را مدرسه فرستاده الان دست خودتان بود مدرسه میرفتید مشق مینوشتید؟ نمره انضباط و کتک و تنبیه و رفوزگی نبود چه کسی این کارها را میکرد؟ هیچ کدام از ما این کارها را نمیکردیم اگر معلممان به ما میگفتند عشقتان بود بنویسید نبود ننویسید چه کسی این کار را میکرد؟.@ ما اگر الان قدرت خواندن و نوشتن و سخن گفتن داریم از نور علم داریم لذت میبریم برای اینکه جبر بالای سرمان بود آنهایی که میفهمیدند ما را مجبور کردند و الان از همه آنها تشکر میکنیم، چرا آن موقع حرف از آزادی نزدید؟ مردم همه کاره نیستند هر چه مردم بگویند نیست اینطور نیست.@ یک کسی اگر آمد گفت خیلی از این شعار خوشتان نیاید کیف بکنید که بله این آقا چقدر مردم را دوست دارد که گفته مردم هر چه بگویند همان است، نه این سر شما را دارد کلاه میگذارد امام فرمود اگر ملت همه مردم یک چیزی بگویند که خلاف شرع باشد من خمینی یک طرفه میگویم نه یعنی جلوی همه ملت میایستم.@ یعنی وقتی مصالح ابدی پیش بیاید یک کسی نخواهد بفهمد جلویش میایستم پس بگویید امام هم دمواکراسی حالیش نبود امام هم نمیفهمید دموکراسی یعنی چی امام هم نمیفهمید مردم یعنی چی، زورگویی است چرا گفته که اگر مردم بگویند من یک نفره میایستم جلویشان او هم دموکراسی نمیفهمید بله شما این دموکراسی که دارید شما فقط میفهمید.@ (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) سوره مبارکه اسراء آیه 7، اگر خوبی کنید به خودتان خوبی کردید منت سر خدا و پیغمبر نگذارید نتیجهاش به خودتان برمیگردد(وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ) آنچه که خیر بفرستید برای خودتان پیش خدا پیدا خواهید کرد.@ (وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) بد هم بکنید به ضرر خودتان کردید آن هم مال شماست آن اسائه و بدی هم به ضرر خود شماست و نفس شما همان اسائه و بدی را برداشت میکند. سوره مبارکه عنکبوت آیه 6(وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ) هر کس تلاش بکند به نفع خودش تلاش کرده.@ هر کس تلاش بکند زحمت بکشد کوشش بکند منت سر من خدا نگذارد سر ائمه و پیغمبر نگذارد به نفع خودت عمل کردی سودش را ابدی میبری پسانداز کردی در مقیاس ابدیت برداشت میکنی منتی ندارید سر ما بگذارید ما لطف کردیم در حقتان به شما یک همچین امکانی دادیم.@ بدانید تحقیقاً، دو تا تأکید آورده إِنَّ و لام(إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ) یعنی بدانید مطمئن باشید بفهمید که حتماً خدا بینیاز از عالمین است شما هستید به من نیاز دارید شما هستید به برنامهای که من باید برایتان بدهم نیاز دارید شما هستید که به حدود من نیاز دارید من چه نیازی به شما دارم(إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ).@ میخواهی بروی خمس بدهی فکر نکن منت میگذاری رفتند خدمت آیت الله بروجردی(ره) همچین یک ذره با منت طرف میخواست پول بدهد آقا گفت بردار برو منت سر ما میگذارید برای چی؟ ما مراجع نسبت به شما منت داریم که پول را از شما میگیریم که جهنم نروید مالتان تطهیر بشود چه منتی داری سر حاج آقا بگذاری که رفتی خمس دادی طلبکار هم شدی.@ زکات بدهی طلبکار شدی چهار تومان فردا خمس دادی انتظار داری حاج آقا فردا جلوی پایت بلند بشود دست به سینهاش بزند برایت تعظیم بکند خیلیها اینطوری هستند فکر میکنند اگر نماز خواندند چه لطفی در حق دین و متدینین کردند ما چه لطفی در حق دین داریم میکنیم.@ حضرت سجاد(ع) فرمود(فَوَعِزَّتِکَ ما یُزَیِّنُ مُلکِکَ اِحسانی وَ لا یُقَبِّحُهُ اِسائَتی) زینالعابدین یعنی زینت همه عبادتکنندگان قسم میخورد به عزت خدا که خدایا به عزتت قسم هیچ کدام از کارهای خوب من عبادات من یک ذره مُلک تو را زیبا نکرده و هیچ کدام از کارهای بد من و گناه من خلقت تو را زشت نکرده.@ مثلاً حالا دانشجوی ما دکتر ما مهندس ما بلند بشود بیاید در مسجد نماز بخواند فکر میکند که چکار کرده رفته نماز خوانده اگر بلند بشود برود سینه بزند برای اباعبدالله پیراهن مشکی بپوشد مثلاً فکر کند چکار کرده من مجلس امام حسین را زینت دادم.@ تا وقتی که انسان گرفتار این خودبینیها هست نمیتواند چیزی دریافت بکند فاطمه زهرا(س) هیچ نیازی به گریههای شما ندارد او در یک جایی هست که دست فلک هم به او نمیرسد دست هیچ کس به او نمیرسد از بس آن مقام بلند است.@ کسی که(اِنَّ الله یَغضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها) خداوند غضب میکند برای غضب فاطمه و راضی است برای رضای فاطمه رضایت خدا با رضایت فاطمه یکی شده به آن مقام برسد حالا من بیایم بنشینم طلب داشته باشم از فاطمه زهرا که چهار تا اشک ریختم از سیدالشهدا طلب داشته باشم چه طلبی داری در حق خودت لطف کردی.@ تلاش کردی زحمت کشیدی پول دادی برای شامش غذا کشیدی ایستادی زحمت کشیدی لباست سوخته گرما کشیدی همه برای خودت است عاشورا شده ادب کردی پا برهنه راه رفتی پایت سوخته همه برای خودت است چیزیش به آنها نمیرسد(وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ).@ سوره مبارکه لقمان آیه 12(وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ) کسی که شکر کند به نفع خودش شکر کرده کسی که کفران کند خدا بینیاز است کفران شما به خدا ضربهای نمیزند شکرتان هم به نفع خودتان هست.@ شکر میکنید(لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ) شکر میکنید خدا به شما بیشتر میدهد باز به نفع خودتان هست بیشتر خودت برداشت میکنی چیزیش به خدا نمیرسد کفر هم بکنی به خودت کردی.@ سوره مبارکه فاطر آیه 18(وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ) این برای عبادتکنندگان است که یک موقعی عُجب و غرور آنها را نگیرد اگر تزکیه کردی به نفع خودتان کردید حالا دو روز روزه مستحبی گرفتی حج رفتی عمره رفتی آنجا روزه گرفتی شب بلند شدی نماز شب خواندی به خودت ریاضت دادی.@ یک جوانی آمده بود شاید 27 ـ 28 سالش بود اینقدر گریه در دفتر ما نتوانست خودش را کنترل کند شروع کرد هقهق گریه کردن گفتم چیه؟ نعوذبالله یک حرف خیلی بیادبانه زد گفت خدا خیلی بیمعرفت است، گفتم برای چی؟ گفت من این همه نماز شب خواندم باید بالاخره چشمم باز میشد برزخ را میدیدم باید به کجا راه پیدا میکردم.@ گفتم تو تا وقتی که اینطوری فکر میکنی به هیچ جا نمیرسی بلند بشو برو ببینم داری با خدا معامله میکنی به قول آقای قرائتی میگفت یک موقعهایی شبهای قدر حالا سه شب بلند شدید آمدید آنجا آن هم برای خودتان آمدید بعد فکر میکنید حالا باید از آستینهایتان ملائکه بیرون بریزند چه طلبی دارید من اینقدر روزه گرفتم.@ گفته بود سه روز روزه میگیرم گاوم نمیرد سه روز روزه گرفت و گاوش مُرد گفت خدایا حالا که با من این کار را کردی سه روز از ماه رمضان روزه نمیگیرم با خدا دارد لج میکند برای کارهایش چرتکه میاندازد چه طلبی داریم.@ چرا به ما گفتند وقتی نمازت تمام شد سرت را بگذار روی سجده 3 مرتبه 5 مرتبه 7 مرتبه همینطوری بالاتر اعداد فرد بگو شکراً لله برای اینکه به تو اجازه داده بیایی با او حرف بزنی میتوانست نگذارد بیایی در مسجد با حیوانیتت مشغولت بکند.@ داریم میگوید من اینقدر بدم میاید از بعضی از بندگانم که حاضر نیستم با من حرف بزنند اگر یک موقعی هم به خاطر مشکلاتشان چون بعضیها مشکلات دارد دست بالا میبرند مثلاً مشهد میروند برای خودش دارد میرود برای امام رضا که نمیرود که عشق امام رضا را داشته باشد بلند بشود با امام رضا حرفی زده باشد برای خودش رفته.@ میگوید اینها اگر یک موقعی هم میایند دعا میکنند به ملائکه میگویم زود حاجتشان را بدهید بروند من اصلاً نمیخواهم صدای این بندهام را بشنوم میتوانست سرت را گرم کند به یک جا، مگر این بقیه که الان پایشان به مسجد باز نمیشود چه حال و روزی دارند مگر چه چیزی گیرشان میاید؟.@ آنهایی که پنج دقیقه در مسجد نمیتوانند بنشینند اگر بیایند احساس میکنند که کسی دست گذاشته گردنشان دارد فشارشان میدهدخفهشان میکند نمیتوانند تنفس بکنند محیط کثافت و آلوده میخواهند خیلی شکر کن که تو را راه دادیم بیایی در مسجد نماز بخوانی.@ میگوید بعد از نماز سرت را بگذار مستحب شکر کنی که خدا اجازه داد نماز بخوانی(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ) در بهشت هم که پایشان را میگذارند میگویند(وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) خدا را شکر میکنیم که هدایت شدیم و کارمان به اینجا ختم شد مگر شوخی هست راهتان دادیم تا کجا به شما اجازه دادیم چقدر به شما ثروت دادیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@