جلسه 031 - راه‌شناسی
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
4
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - راه‌شناسی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در راهشناسی سیرش را باید عرض کنم تا رشته کلام از دست نرود به این مسأله رسیدیم که دین خداوند یعنی دین اسلام کاملترین دین هست برای انسان که به وسیله آن دین به سعادت دنیا و آخرت برسد و علتش را هم عرض کردیم که چرا دین خدا فقط دین کامل هست و هیچ دین و آئینی مثل اسلام کامل، جامع و سازنده نیست.@ هیچ دینی مثل اسلام تمام شئون وجودی بشر را در نظر نگرفته چه جنبههای دنیوی چه جنبههای اخروی هیچ دینی مثل دین خدا نیست علتش را هم عرض کردیم به خاطر اینکه دین خدا مبتنی هست بر علم، علم کسی که خالق همه انسانها همه موجودات عالم(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) خداوند هر چیزی را خلق کرده.@ یعنی شما در این عالم هر چیزی که پیدا کنید که اسمش را چیز بگذارید بگویید این یک چیزی هست مخلوق خداست خدا خلقش کرده(وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ) خداوند چون خالق کل شیء هست به کل شیء هم عالم هست از جمله انسان، انسان را هم او خلق کرده.@ در بحث کامل بودن دین خدا مطالبی را عرض کردیم بعد مسأله التقاط پیش آمده مسأله مهمی هست که از اینجا بود که ما چند گریز سیاسی زدیم که دین خدا دین کامل و حقی هست و التقاطبردار نیست غیرپذیر نیست دین اسلام دینی نیست که احتیاج داشته باشد از جایی کسی و دینی و فکری و مکتبی به او کمک کند کامل هست.@ و چند علت عرض کردیم گفتیم معنا ندارد پیامبری خاتم الأنبیاء باشد و دینش قرار باشد تا قیامت بماند ولی نتواند نیازهای بشر را تأمین کند دین اسلام پیامبرش خاتم الأنبیاء(ص) هست و این دین دین جاودانی است قرار نیست که بعد از اسلام خداوند دین دیگری را برای انسانها بفرستد و این دین نیاز انسانها را تأمین میکند دین کاملی هست التقاطبردار نیست.@ نمیشود از جای دیگری برایش چیزی آورد بگوییم اینجا اسلام ضعیف است اینجا نمیتواند احتیاج به کمک دارد بعد بحث این شد حالا که التقاطبردار نیست و در همه زمانها قابل اجرا هست مکانیزم این دین چطوری هست که میتواند مطابق همه زمانها زنده، پویا، و مفید برای انسانها باشد.@ مسائل مقتضیات زمان را عرض کردیم شرائط متغیر و ثابت را عرض کردیم بعد در جنبه مسائل اجتماعی و سیاسی به بحث ولایت فقیه رسیدیم که یکی از آن چیزهای مهمی که میتواند اسلام را مطابق زمان ببرد مسأله ولایت، اجتهاد، امامت و در عصر ما که عصر غیبت امام زمان(ع) هست مسأله ولایت فقیه هست.@ در مورد ولایت فقیه صحبت کردیم که چگونه میتواند کشور را اداره کند و مسائل دیگری که مطرح شد مثل مسأله مدیریت فقهی و علمی که مسائلش جلسات گذشته به پایان رسید از امشب ادامه بحث را خواهیم داشت و آن بحث روی کامل بودن دین الهی هست و اینکه این دین چه خصوصیاتی دارد.@ بحثی که امشب عرض میکنیم مسأله تطبیق دین هست با خلقت و به عبارت دیگر تطبیق تشریع هست با تکوین، ما خداوند را غیر از اینکه خالق همه انسانها میدانیم یعنی او الله هست و خالق همه انسانها هست(خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) هست(رب کل شیء) هم میدانیم.@ یعنی خداوند جدای از شأن خالقیت یک شأن دیگری دارد و آن شأن ربوبیت هست ربوبیت از خالقیت گرفته میشود یعنی چون خدا خالق هست رب هم هست ما در نماز حداقل روزی ده مرتبه خدا را به عنوان رب العالمین خطاب میکنیم رب یعنی مالک مدبر.@ اگر گفتند فلانی رب هست رب یعنی کسی که مالک هست صاحب یک چیزی هست و امورات آن چیز را تدبیر میکند مثلاً به خانم خانهدار میگویند رب البیت، یعنی خانم خانهدار امور خانه را به او سپردند او با سلیقه و فکر خودش منزل را تدبیر میکند و اداره میکند یا به آن کسی که مسئول مسجد هست یا مسجدالحرام هست میگفتند رب البیت یا رب الکعبه.@ یعنی کسی که امورات کعبه را میگرداند تدبیر میکند اول باید مالک باشد یعنی تمام اختیار دست او باشد و بعد بتواند در آن چیزی که مالکش هست تدبیر بکند او را بگرداند هدایت کند و تربیت کند پس اگر گفتیم خداوند رب العالمین هست یعنی مالکی هست که عالمین را تدبیر میکند عالمین یعنی همه موجودات عالم، موجودات آسمان و زمین.@ علی(ع) فرمود عالمین یعنی همه گیاهان، حیوانات، انسانها و جمادات، کل این نظام هر چه که شما میبینید از فلک و ملک و کهکشان و ستاره و جن و انس و حیوان و گیاه عالمین میگویند رب العالمین یعنی خدایی که تدبیرکننده عالم هست نه فقط پرورنده.@ معمولاً در ترجمهها مینویسند رب یعنی پروردگار یا پرورنده، این کافی نیست رب معنایش خیلی وسیع است یعنی کسی که هم مالک است و هم تدبیر میکند در آن ملک خودش، چون قرآن فرمود خالق کل جهان خداست مالک کل جهان هم خداست.@ (لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ) آنچه را که خلق کرده مال خودش است مالک حقیقی همه جهان خداست خدا هم خالق هست به اینها اگر توجه نکنید بعداً در اندیشه دچار مشکل خواهیم شد اینکه ما میگوییم فقط خدا باید در کار بشر نظارت و دخالت کند به خاطر این هست که خدا خالق بشر هست.@ خالق همه جهان هست مالک همه جهان هست و انسان هست پرورنده و مدبر هست رب هست رب العالمین هست همه دنیا همه جهان را خداوند تدبیر میکند تحت تدبیر اوست انسان هم از جمله مملوک خداست بنده و عبد و مملوک خدا هست مثل سایر موجودات، ما وقتی میگوییم خداوند رب العالمین هست یعنی تدبیرکننده همه موجودات.@ از این کلمه چه نتیجهای میگیریم؟ اینکه اولاً همه موجودات تحت تدبیر خدا هستند یعنی برنامهریزی کل موجودات جهان را یک نفر انجام میدهد میلیاردها کهکشان، سیاره، ستاره، همه مولکول به مولکول و اتم به اتمش را خدا خلق کرده برنامهریزی دقیق همه حرکات و کارها و سکنات و رشد و تکاملشان را هم خدا انجام میدهد.@ و اینکه میفرماید خداوند تربیتکننده همه جهان هست منظور این هست که همه جهان قابلیت تربیت دارند یعنی اگر جهان قابلیت تربیت و تدبیر نداشت نمیگفت که خداوند تدبیرکننده همه این جهان هست مثل اینکه به یک نفر بگویند شما چکاره هستید؟ بگوید من معلم مسجد هستم، یعنی در مسجد برای انسانها تعلیم میکند.@ میگویم شما چکاره هستید؟ میگوید معلم مدرسه هستم مربی مهدکودکم مربی تربیت بدنی هستم یعنی یک تعداد انسان آنجا هستند من اینها را تربیت میکنم نه اینکه من میروم فرشها و پنکه و ستون را ورزش میدهم به در و دیوار هم آموزش میدهم، نه، میگوییم معلم انسانهاست.@ وقتی خدا میفرماید رب العالمین هست یعنی همه عالم را خداوند تدبیر میکند تدبیر کل نظام عالم مربوط به خداست از جمله انسان(اعْبُدُوا رَبَّكُمُ) عبادت کنید پروردگار خودتان را تدبیرکننده خودتان را، او پروردگار و تدبیرکننده همه دنیا هست و هیچ موجودی در این نظام نیست که از تحت تدبیر خدا خارج باشد.@ حالا این مباحث کاملترش را در این کتاب جدیدی که دارم مینویسم به نام مقدسات در برابر ولایت آنجا مبسوطش را نوشتم تدبیرکننده همه جهان خدا هست پس آن کسی که حق دارد در ملک خدا در چیزی که مال خداست و مخلوق خداست تصرف کند در درجه اول خود خداست او باید تصرف کند.@ تربیت الهی چطوری انجام میگیرد؟ تربیت الهی اینکه همه موجودات جهان را خداوند چطوری تربیت و تدبیر میکند؟ موسی(ع) به فرعون اینطوری فرمود(قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏) رب ما تدبیرکننده ما کسی است که به هر شیئی از این اشیاء عالم خلقت ویژه خودش را داده و او را سپس هدایت میکند.@ ما وقتی صحبت از پرورش و تدبیر میکنیم وقتی میگوییم یک چیزی را تدبیر میکنیم این تدبیر باید هدفدار باشد مثلاً اگر میگوییم فلانی مربی هست تربیتکننده هست مدبر هست یعنی آن شیء مورد تدبیر خودش را میخواهد به یک نقطه خاصی برساند.@ تدبیر بدون هدف که ممکن نیست میخواهد خداوند همه عالم را از یک جایی به یک جای دیگر برساند خداوند که نعوذبالله بچه نیست که بخواهد بازی کند(وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ) ما آسمان و زمین را بازیچه خلق نکردیم(وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً) باطل خلق نکردیم که عبث باشد مثلاً ما خلق کنیم بعد خرابش کنیم دوباره خلق کنیم.@ لاعبین که میگوید یعنی خدا میگوید ما اهل بازی نیستیم جهان هم بازیچه نیست ما یک لهو داریم یک لعب داریم که در قرآن فرمود حیات دنیا لهو و لعب است لهو یک درجه پایینتر است بچههای نوزاد را دیدید نوزادها اهل لهو هستند اهل لعب نیستند لهو یعنی بازی بیهدف.@ مثلاً شما دسته کلید را به بچه میدهید این را میگیرد نگاهش میکند لای انگشتانش در دهانش میگذارد ممکن است در چشمش بزند حالیش نیست تسبیح را در دهانش میکند اسباببازی دست او میدهی در دهانش میکند عروسک دستش میدهی دست و پایش را میکَند این فقط وَر میرود بازی بدون هدف را لهو میگویند لعب هم بازی است.@ یعنی شخص به یک سودی نمیخواهد برسد ولی لعب بازی برنامهدار است مثلاً میگویند بیایید لِیلِی بازی کنیم میایند زمین را خطکشی میکنند بعد میگویند سنگ را در خانه شماره یک میاندازیم بعد میپریم در خانه شماره دو، بعد اگر سنگ را پرت کردی از خط آنطرف رفت میسوزی نوبت بعدی است.@ منچ بازی کنید منچ باید تاس بیاندازی از یک تا شش این قاعده بازی است یعنی بازی منظم، یا شطرنج بازی میکنی یا فوتبال، بعد هم بازی به هم میخورد و تمام میشود هیچ کس به کمالی نمیرسد یعنی فقط بازی است سرگرم میشوند.@ ولی بازی قاعدهدار است این چیزهایی که در بازیها هست فوتبال لعبی هست یک عده دور هم جمع میشوند یک قرارهایی میگذارند که بازی اینطوری شروع میشود اینطوری تمام میشود این را گل، آفساید، پنالتی میگویند با این مقررات بازی میکنند دور هم جمع میشوند که چه کسی توپ را میاندازد در دروازه فلانی، این لعبها خیلی تکامل پیدا کرده اینطوری شده این را لعب میگویند.@ قرآن میگوید خدا میگوید من لاعب نیستم که دنیا را به عنوان لعب خلق کرده باشم دنیا بازیچه نیست که من مثلاً یک مکانیزم به این عظمت میلیاردها کهکشان و کیهان و ستاره را سر هم کنم با یک نظم حیرتانگیزی این را بچرخانم روی کره زمین میلیاردها شرائط فراهم کنم حیات ایجاد شود گیاهان رشد کنند حیوانات درست شوند انسان خلق کنم.@ انسان پیچیدهترین مخلوق جهان، فرشتهها را خلق کنم انبیاء بیایند بعد بگویم بازی تمام است همه را به هم بریزیم انسانها همه تلف شوند و کشته شوند و دنیا پوچ شود میفرماید(أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) فکر کردید ما شما را عبث خلق کردیم و شما به سوی ما بازگشت نمیکنید.@ بعد قرآن هر جا میخواهد ثابت کند که دنیا عبث نیست مسأله آخرت را میاورد میفرماید که اگر دنیا را ما بدون آخرت نگاه کنیم عبث است خدا هم کار عبثی کرده بازیچه بوده خدا خواسته بازی کند بازی کرده یک دنیایی خلق کرده میلیاردها انسان را روی کره زمین آورده جنگ و جدال و دعوا و زندگیهای مختلف، بعد هم فوت میکند.@ میگوید من خسته شدم بازی تمام است مثل کسانی که خسته میشوند حوصلهشان سر میرود بازی را به هم میزنند ما یک دوستی داشتیم این هر وقت بازی میکرد خسته که میشد یا حوصلهاش سر میرفت یا در بازی به جاهایی میرسید که خیلی خطرناک است.@ میخواست ببازد بازی را به هم میزد میگفت من دیگر حال ندارم بازی خراب تمام شد به جایی هم برنمیخورد اگر کسی بازی را به هم بزند هر وقت هم میخواست شکست بخورد به ما علامت میداد ما هم میامدیم بازیاش را به هم میزدیم میگفتیم جمع کنید این بازی را، بازی را خراب میکردیم که این خیلی ناراحت نشود.@ بعضیها اینطوری هستند تا میبینند اوضاع خراب هست میگویند بازی را به هم بزنیم به هیچ جا هم برنمیخورد شما فرض کنید این همه هیجانات در مورد جام جهانی بود که چه میشود بُردش که چیزی نیست یک ذوق الکی است باختش هم یک ناراحتی الکی است.@ یک عده سکته میکنند یک عده فشار خونشان بالا میرود و یک عده پایین میاید همه الکی است بعد هم هیچی نمیشود یعنی چه پیروز شوند چه نشوند هزارتا از این پیروزیها و شکستها بوده به جایی هم برنمیخورد.@ نادان کسانی هستند که حساب جدی باز میکنند یعنی فکر میکنند بازی جدی است اینقدر فکر میکنند بازی جدی است که اگر دروازهبان گل بخورد در تیمهای خارجی من سراغ دارم جام جهانی قبلی دروازهبان مکزیک گل خورده بود تا مکزیک برگشت او را کشتند که تو چرا گل خوردی یا داور را میکشند.@ الان آمار قتل داورها خیلی بالاست داورها از شغلهایی هست که امنیت جانی ندارد اینها اینقدر احمق هستند که یک لعب را جدی تلقی میکنند یعنی خیلی برایش حساب باز میکنند یا مثل بچههایی که در کوچه بازی میکنند انقدر این بازی را جدی میگیرند یک موقع میبینی که کارشان به دعوا و فحش و زدن همدیگر میرسد.@ برای اینکه فکر میکنند که این یک چیزی هست که تحقق خارجی و اثر آنچنانی دارد بعد هم به هم میخورد هیچی نیست چهار روز بعد با هم آشتی میکنند بعد هم که یکذره بزرگتر میشوند میگویند ما چه دیوانه بودیم که سر چه چیزهایی با هم جنگ کردیم.@ قرآن میفرماید ما دنیا را به عنوان لعب خلق نکردیم یعنی اینطور نیست که این جهان چند میلیارد سال فقط عمر کره زمین است این را خدا خلق کند چند میلیارد سال این زمین دور خورشید بچرخد خورشید باشد منظومه شمسی باشد ماه باشد موجودات و حیوانات بیایند ملائکه باشند جنها باشند بعد انسان بیاید بعد حضرت آدم و نوح و انبیاء بیایند.@ ماجراهای بسیار طولانی و خیلی شگفتانگیز در تاریخ بشر شما نگاه کنید بعد که تمام میشود وقتی اوضاع خیلی خراب شود خدا بگوید بازی تمام شد خداحافظ، اینطوری که نیست حساب و کتاب دارد میگوید ما شما را به سوی خدا باز میگردانیم.@ میفرماید(اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) خداوند خلقت را آغاز کرد و بعد آن خلقت و آفرینش را به سوی خودش باز میگرداند با شکل جدیدی سپس همه شما انسانها بدانید که به خدا بازگشت میکنید و روزی میرسد که باید در محضر عدل الهی به کردههای خودتان بررسی و نگاه کنید.@ (اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) نامه اعمالتان را دستتان میدهند و میگویند بخوانید و به تکتک کارها رسیدگی خواهد شد بیحساب و کتاب نیست پس این خلقت هدفدار هست و به سمت جای مشخصی دارد حرکت میکند انسان هم گل سرسبد مخلوقات و اشرف مخلوقات است انسان هم در این نظام تربیتی خدا قرار میگیرد.@ انسان از آن جهت که یک موجود هست مثل سایر موجودهاست در این نظام تربیتی و تدبیری جهان که قرار میگیرد این کل نظام کلی هدایت همه موجودات، فقط انسان نه، همه موجودات را میگویند هدایت تکوینی، تکوین یعنی آفرینش، خلق، یعنی خداوند همه موجودات جهان را از جمله انسان را یک هدایت تکوینی میکند.@ موجودات چه بخواهند و چه نخواهند یک مسیری را دارند به سمت آخرت پیش میروند انسان هم همینطور است ولی برای انسان از آن جهت که انسان موجودی است مختار، عاقل و خداوند سرنوشتش را به دست خودش سپرده بقیه موجودات تصمیمگیری ندارند.@ ملائکه نمیتوانند برای خودشان تصمیمگیری کنند خدا برایشان تصمیم گرفته حیوانات، جمادات، گیاهان همینطور، انسانها و جنها را خداوند به آنها اختیار داده و گفته ما جدای از اینکه در این نظام تکوینی شما را قرار میدهیم میخواهیم خودتان انتخابگر مسیر زندگی خودتان باشید با اختیار خودتان.@ بعد برای اینکه انسانی که مختار هست میخواهد تصمیم بگیرد راه خدا را برود بتواند مسیر را خوب طی کند یک هدایت غیر از آن هدایت تکوینی هم برای بشر خداوند قرار داده به نام هدایت تشریعی، تشریع یعنی ایجاد شرع کردن شرع درست کردن دین درست کردن، خداوند برای بشر دین گذاشته دین فقط مخصوص انسان است حیوانات دین ندارند.@ دین مخصوص موجود مختار هست پس یک هدایت غیر از آن هدایت تکوینی که خدا کرده برای بشر یک هدایت اضافه دارد به نام هدایت تشریعی که بشر را هدایت میکند از نظر قانون و مقررات زندگی، به نام دین آسمانی، این دین از روز اولی که آدم(ع) آمده تا خاتم(ص) یک دین است آن هم اسلام، یک دین برای همه انسانها.@ به مرور زمان مقداری که بشر تکامل پیدا کرده قوانین این دین هم رشدیافتهتر شد تا مطابق شده با آخرین تکاملات بشر، آنچه که خیلی مهم هست و دقت کنید اگر این را کسی یاد بگیرد و خوب درکش کند بسیاری از شبهاتی که در دین برایش میاید حل میشود و خیلی از شبهاتی که میخواهد بیاید و ذهن را خراب کند سراغ او نمیاید.@ ذهن کاملاً واکسینه میشود و به هیچ وجه آفات و شک و شبهه و مرض در ذهنش نمیاید دینش محکم میشود خیلی در دلش شیطان وسوسه نمیتواند ایجاد کند به شرطی که این را که دارم عرض میکنم خوب بفهمد. ما میلیاردها موجود داریم این موجودات از جمله انسان تحت یک قانون کلی چون خداوند دارد همه موجودات را به سمت یک هدف میبرد.@ پس معلوم است بر همه موجودات یک اراده حکومت میکند یعنی یک اراده هست که دارد کل این موجودات را حرکت میدهد و آن اراده خداست رب العالمین هست همه جهان، لذا وقتی یک اراده است یعنی جهان یک قانون دارد با یک قانون یک اراده یک برنامه به سمت یک هدف مشخص دارد خداوند حرکت میکند هدفش هم خودش هست.@ یعنی همه حرکت میکنند به سمت خودش(إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ) همه امور به سمت خدا میروند خالق یک نفر است مالک یک نفر است مدبر یک نفر است مسیر یک مسیر واحد هست قانون حاکم یک اراده هست مقصد هم یکی است این نظام جهانی هست که قرآن برای ما معرفی میکند.@ حالا که اینطور هست انسان نمیتواند از این قاعده تخلف کند یعنی انسان نمیتواند خودش را از تحت اراده الهی خارج کند که بگوید من دلم میخواهد یکطور دیگر باشم دلت هم بخواهد از نظر تکوینی نمیتوانی خطا کنی ممکن است از نظر تشریعی خطا کنی.@ خدا بگوید این چیز حرام است تو انجام بدهی بگوید آن چیز حلال و واجب است تو ترک کنی ولی از نظر تکوینی چه بخواهی و چه نخواهی داری به سمت آخرت میروی چه تبعیت بکنی چه تبعیت نکنی داری مثل همه موجودات میروی.@ حالا اینجا آن سؤال اساسی خیلی مهم مطرح میشود آیا ممکن است خداوندی که رب همه جهان هست انسان هم جزء این جهان هست و انسان هم گل سرسبد موجوداتش هست نظامی که به اسم تشریع و دین برای بشر فرستاده با نظام تکوین و حرکت کلی همه موجودات اختلاف داشته باشد؟ ممکن نیست.@ یعنی خدا بیاید از نظر قانون یک قانونی برای بشر بریزد که با حرکت تکوینی بشر به سمت مقصدش سازگاری نداشته باشد اصلاً هیچ آدم نادانی هم این را قبول نمیکند چه برسد عقلا، مثل اینکه جبراً من بگویم آقایان فردا همه اینجا باشند میخواهیم اردو برویم.@ همه را سوار اتوبوس کنیم وقتی سوار اتوبوس شدید مسئول شما من هستم میخواهم شما را اردو ببرم ولی بگویم میخواهیم یک منطقه سردسیر برویم بعد بگویم آقایان هر چه لباس گرم دارید از پنجره دور بریزید کفش، چکمه، جوراب، لباس راحت، غذا نمیخواهد با خودتان بیاورید این اصلاً کار عاقلانهای نیست.@ وقتی من قرار است کاروان را به یک سمتی ببرم که آن سمت خصوصیات خاصی دارد و لوازم خاصی دارد حتماً مسافرهای خودم را منطبق با آن خصوصیات تجهیز میکنم.@ خدا میفرماید(اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ) خداوند همه خلق را کل خلق را آفرید آغازشان کرد و سپس به سمت خودش باز میگرداند، معنا ندارد خلقی که از جمله آن خلق انسان هست بیاید در این حرکت و این چرخه قرار بگیرد بعد نظامی که خدا برایش میاورد یک نظامی باشد با سایر شرائط زیستی جهان سازگاری نداشته باشد معنا ندارد.@ اینجاست که میگوییم دین خدا با نظام جهان حتماً تطبیق دارد یعنی خدا در قوانین دینیاش در حلال و حرام و مباح و مستحب و مکروهش نیامده یک چیزی به بشر بگوید که این با ساختار وجودی و خلقت بشر و همچنین با ساختار جهان اختلاف داشته باشد با هم نخواند.@ هر جا گفته حلال حتماً این حلال با ساختار وجودی انسان سازگاری داشته هر جا گفته حرام حتماً با ساختار وجودی بشر و ساختار وجودی جهان سازگاری نداشته برای همین ما میگوییم که دین اسلام دین کاملی هست یعنی احتیاج ندارد از جایی کمک بگیرد.@ علی(ع) میفرماید(لَو لَم یَنهَی الله سُبحانَهُ عَن مَحارِمِهِ لَوَجَبَ عَن یَجتَنِبَهَ العاقِل) حتی اگر خداوند از حرامها هم باز نمیداشت و نمیگفت که این کار حرام است حتی اگر خداوند بعضی از چیزها را حرام نمیکرد خود شخص عاقل خودش نباید آن کار را انجام بدهد حتی اگر خدا حرام نمیکرد میخواهد بگوید که حرام و حلال الهی براساس میل خدا نیست.@ خدا عشقش کشیده شده باشد بگوید فلان چیز حرام است فلان چیز واجب است، نه، خداوند اگر گفته فلان چیز حرام است یعنی ای بشر من تو را خلق کردم به ساختار وجودی تو آگاهتر از خود تو هستم(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ) پروردگار شما و مدبر شما به شما آگاهتر از خود شماست خود شما را بیشتر از خودتان میشناسد.@ وقتی من میگویم فلان چیز حرام است نه اینکه دلم میخواسته تو را اذیت کنم و زجر بکشی واقعاً فلان چیز حرام برای تو ضرر داشته با ساختار روحی و جسمی تو سازگاری ندارد علی(ع) میفرماید حتی اگر خدا هم حرام نمیکرد ما نباید این کار را میکردیم اگر خدا هم نمیگفت که زنا حرام است ما نباید زنا میکردیم چون با ساختار ما سازگاری ندارد.@ عقل هم میتواند این را کشف کند اگر خدا نمیگفت شراب نخورید باز هم ما نباید میخوردیم چون مضر هست یعنی بین حرام و حلال الهی با تکوین و خلقت سازگاری و تطابق کامل هست بین تشریع یعنی دین و تکوین یعنی خلقت حتماً تطابق هست حتماً در نظام خلقت اتفاق بدی میافتد اگر شما این کار را انجام بدهید@ مثلاً میفرماید زنا نکنید رابطه نامشروع برقرار نکنید همجنسبازی نکنید، بشر کرده چه اتفاقی افتاده؟ ایدز الان پیدا شده ایدزی که دارد دهها هزار نفر را میکشد از اینکه بشر خلاف خلقت عمل کرده خلقت را دستکاری کرده بشر وقتی تخلف کرد از دستور خدا، خلقت را دستکاری کرد خلقت عکسالعمل نشان میدهد چون قانونمند است.@ نمیشود من دستم را در پنکه کنم و دستم آسیب نبیند قانونش هست اگر با این شدت و قدرتی که دارد میگردد من دستم را به سمتش بردم دست من قطع میشود نمیشود با او شوخی کرد برق یک چیز طبیعی است قانون دارد دست به آن بزنی شما را میکُشد.@ آب قانون دارد اگر در آن بروی بیش از حد بمانی خفه میشوی همه چیز قانون دارد با خلقت نمیشود بازی کرد خلقت قانونمند است خدا خلقت را قانونمند خلق کرده برای اینکه تو بتوانی خودت را با قانونهای طبیعت تطبیق بدهی خدا آمده حلال و حرام و واجب و مستحب و مباح و مکروه را گذاشت گفته اینها را رعایت کن تا بتوانی با خلقت تطبیق کنی و از خلقت اذیت نشوی.@ اگر آمدی نظام خلقت را به هم زدی مثلاً روابط خارج از خانواده برقرار کردی روابط نامشروع برقرار شد آن بیماریها میشود تا به حال حدود پنج شش نوع بیماری خطرناک جنسی بشر تا به حال کشف کرده و همه اینها هزاران دهها و صدها هزار انسان را کشته چون بشر تخلف کرده از طبیعت تخلف کرده و طبیعت عکسالعمل نشان میدهد.@ وقتی میگوید زنا نکنید نه اینکه من ناراحت میشوم بدم میاید شما زنا کنید پدرتان را در میاورم حتماً آنجا نفرینتان میکنم یا ملائکه را میفرستم که شما را بکشند، نه در طبیعت قانونی را گذاشتم و خلق کردم که طبیعت تحمل زنا را ندارد طبیعت خود خلقت تحمل فحشا را ندارد خود طبیعت تحمل مشروبخواری را ندارد.@ شما بخور بعد میبینی که سرطان میگیری طبیعت عکسالعمل نشان میدهد من که گفتم این کار را نکن یعنی این در نظام خلقت تو با وجود تو سازگاری ندارد یعنی جهان قانونمند هست قانون بر آن حاکم هست و تو باید خودت را با این قانون تطبیق بدهی تا بتوانی هدایت و تربیت بشوی.@ پس تشریع با تکوین سازگاری دارد کاملاً دین خدا دینی که خودش طراحی کرده و به بشر داده، چه کسی دین اسلام را طراحی کرده و به ما داده؟ همان که خود جهان را خلق کرده همان که کل جهان را دارد به سمت هدف خاصی تدبیر میکند همان که انسان را خلق کرده.@ پس همان که خالق و رب و مالک و اله هست همان او این قانون را گذاشته و باید از آن تبعیت بشود پس اگر کسی گفت من نمیدانم خدا چرا این کار را حرام کرده، تو تا بخواهی بدانی خیلی است تو جزئیترین چیزها را هم نمیتوانی ببینی بشر چه موقع جسم و روحش را شناخته چه موقع روابط بین جسم و روح را شناخته نمیتواند بشناسد.@ مثل اینکه به دکتر بگویی من نمیفهمم این کار شما چه کاری هست شما به من از این قرصهای خیلی بزرگ دادی بعد به من گفتی روزی هشت تا از اینها بخور بعد از این قرصهای کوچک دادی میگویی روزی نصفی بخور آخه من از آن قرصهای به آن بزرگی روزی هشت تا بخورم از این روزی نصفی بخورم اصلاً جور در میاید.@ بعضیها واقعاً اینطوری هستند واقعاً کیلویی قرص میخورند میگویند مسخره است ما نصف قرص بخوریم برای ما زشت است بعضیها واقعاً اینطوری هستند یعنی فکر نمیکنند یک آقایی بود همیشه میرفت نان میخرید صبح که میرفت نانوایی مثلاً پنج نفر بودند 20 تا نان میخرید و این نانها در خانه میماند و کپک میزد خراب میشد.@ بعد خانمش گفت این پدر من را در آورده هر چه به او میگویم نان نخر بعد به او گفتم آقای عزیز چرا نان اسراف میخری گفت بد است من خجالت میکشم نانوایی میروم دلم نمیاید بگویم دوتا نان بده فکر میکند مرد این است که وقتی نانوایی میرود بگوید 20 تا نان بده وقتی میخواهد هندوانه بخرد پنج تا هندوانه بخرد که بگوید مثلاً خیلی عیالوار است.@ بعضیها اینطوری هستند مثلاً دکتر گفته از این قرص یک چهارم بخور میگوید ما از این قرصهای بزرگ هشت تا میخوریم طوری نمیشود حالا این یک چهارم عددی هست با ما کاری میکند، نمیفهمد قانون قانون است نادان میگوید من تا نفهمم که چرا ریش تراشیدن حرام است ریشم را میزنم تو با خدا لج کن ببین اثرش چه میشود تخلفات به خودت برمیگردد.@ (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر خوبی کنید به خودتان کردید اگر هم بد کنید به خودتان بد کردید با خدا که نمیشود شوخی کرد، نقش با نقاش کی نیرو کند، مثل اینکه یک کسی نقاشی بکند بعد آن تصویری که کشیده یک روز بیاید یقه یارو را بگیرد میشود؟@ مصطفی امیری نقاشی خیلی خوب میکشید این دیوارهای باغ ظهیریه را ایشان میامد نقاشی میکردند یک تصویری کشیده بود ابن ملجم دارد ضربه میزند بعد غروبی بود من آمدم دیدم مصطفی ایستاده کنار دیوار، گفتم مصطفی اینجا چکار میکنی؟@ گفت دیدم این خسته شده بود شمشیر افتاده بود شمشیرش را دستش دادم مثلاً فکر کنید ما یک کسی را نقاشی کنیم مثل فیلمهای کارتونی که بین آگهیها میگذارند یک چیزی دارد نقاشی میکشد مثلاً مرغ میکشد مرغ بال میزند میرود اینطوری که نمیشود ما بیاییم با خدا مقابل کنیم خیلی بد است.@ (ما لِلتُّراب وَ رَبِّ الأرباب) خاک با پروردگار چه ربطی دارد یک مشت خاک، بعد بیاییم برای خدا کُرکُری بخوانیم بعد بنشینیم خدا را سین جیم کنیم سؤال کنیم که چرا این کار را کردی این کارت عاقلانه نبود من اگر جای خدا بودم این کار را میکردم، تمام اینها مال نادانی بشر است.@ اگر گفته این کار حرام است، چشم، چه علتش را بفهمی چه نفهمی، آن که گفته گوش کن مگر پزشک به تو میگوید میروی با پزشک درگیر میشوی که چرا اینطوری گفتی، نه میگویی چون این متخصص است قبول است خدا گفته حرام است مگر شوخی است از خدا بزرگتر و بالاتر کیست.@ از خدا عالمتر چه کسی گفته این کار حرام است وقتی گفت حرام است یعنی تمام است چرا میایستی با خدا لجبازی میکنی فکر میکنی آسیبی به خدا میرسد؟ (وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ) کسی که از حدود الهی تخلف میکند به خودش ظلم کرده.@

حالا تو نماز نخوانی به خدا چه آسیبی رساندی به معصومین از آن مقام بزرگشان چکار کردی که نماز نخواندی آنقدر افراد جاهل هستند لج میکنند نماز نمیخوانند اطاعت نمیکنند عکسش را عمل میکنند کیف هم میکنند از اینکه دارند تخلف میکنند حجاب را رعایت نمیکنند زن باحجاب را مسخره میکنند بچه حزباللهی را مسخره میکنند.@ روحیه کفر روحیه تمسخر هست روحیه کفر تمسخر مؤمنین هست چه بادی به سرشان میاندازند فکر میکنند که خیلی کار آدمهای متشخص، باسواد، روشنفکر، بدبخت تو احمقترین فرد جهان هستی که خودت را با خدا درگیر کردی.@ حالا از جلسه بعد میرسیم بررسی این مسأله که در قرآن این مسأله تطبیق تشریع و تکوین را چطوری بیان میکند آیات و روایاتش را میخوانیم که این مسأله بیشتر جا بیافتد اگر این قضیه جا بیافتد بعداً اگر من با هر حلال و حرامی که روبهرو بشوم نمیخواهم خودم را اذیت کنم و دیگران نمیتوانند من را وسوسه کنند برای اینکه تخلف کنم اگر واجب است رعایت میکنم اگر حرام است آن را هم نزدیکش نمیشوم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@