اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه گذشته در مورد ولایت فقیه بود و در مورد دوران غیبت صحبت شد و اینکه معصومین(ع) تکلیف مسلمین را در دوران غیبت روشن کردند و نکتهای که گفته شد این بود که احاله دادن به فقها و اینکه مردم را رجوع بدهند به فقها فقط زمان بعد از امام زمان(ع) نبوده در زمان خود ائمه(ع) وقتی شیعیان سؤال میکردند که در نبود شما ما به چه کسی برای تعیین تکلیف در مسائل دینیمان مراجعه کنیم معصومین(ع) احاله به فقها دادند.@ در مورد ضرورت وجود ولی در مسائل اجتماعی و سیاسی صحبت کردیم حدیث امام زمان(ع) در مورد شرائط فقیهی که در دوران غیبت میتواند ولایت و هدایت و رهبری مردم را به عهده بگیرد عرض کردیم و در مورد مسئله مدیریت علمی و فقهی بحث شد و مغلطههایی که در این باره شده و میشود برای فریب مردم.@ احادیثی هم متعدد در مورد جایگاه فقها در نظام اسلامی و در جامعه اسلامی از معصومین(ع) عرض کردیم. بحث امشب ما در مورد ضرورت ولایت فقیه هست، حدیثی هست از امیرالمؤمنین(ع) در مورد لزوم رهبر و فرمانده در اجتماع و لزوم والی و سلطان در اجتماع میفرماید که(لا بُدَّ لِلنّاسِ مِن اَمیرٍ بِرٍ اَو فاجِر) چارهای نیست برای مردم از اینکه حتماً یک امیری داشته باشند یک سلطانی داشته باشند.@ مردم حتماً نیاز به سلطان و امیر دارند کسی که بر آنها سلطنت و حکومت بکند چه میخواهد این سلطان نیکوکار باشد و چه میخواهد فاجر باشد مردم، نظام اجتماعی مردم، جامعه نیاز به رهبر دارد نیاز به کسی دارد که حرف آخر را در اجتماع بزند و تصمیمگیری بکند.@ چه میخواهد این پادشاه آدم خوبی باشد چه میخواهد آدم بدی باشد جامعه به وجود امیر نیاز دارد یعنی جامعه نمیتواند زمام امورش دست کسی نباشد حتماً یک نفر باید در اجتماع زمام امور مردم را در دست داشته باشد حالا چه خوب چه بد وجود یک امیر یا وجود یک سلطان و حاکم در اجتماع چه خوب و چه بد بهتر از نبود امیر هست بهتر از نبود یک سلطانی هست که در مواقع اختلاف در جامعه حرف آخر را بزند.@ شما در جوامعی که کسی را ندارند که حرف آخر را بزند میبینید که هر چند هم اینها انسانهای خوبی باشند اوضاعشان فاجعهآمیز هست شما مثلاً افغانستان را در نظر بگیرد افغانستان آنجا دهها گروه به جان هم افتادند کسی به کسی نیست یعنی شما یک نفر را ندارید که بخواهد آنجا حرف آخر را بزند.@ برای همین میبینید که نزدیک به 20 سال هست به اندازه انقلاب ما که اینها جنگ داخلی دارند و تقریباً تمام قابلیتهای این کشور از دست رفته کشتار بسیار زیادی از مردم شده زن، بچه، پیر، جوان هنوز هم اوضاعش به راه نیست.@ در زمان جنگ با شوروی هم اینها همینطور بودند گروههای مختلفی بودند ولی چون در یک هدف واحد به نام غلبه بر شوروی سابق اتحاد داشتند با همدیگر کنار میآمدند و دیدید که چقدر هم قدرتمندانه توانستند مبارزه بکنند.@ بعد از رفتن شوروی که به جان هم افتادند این گروههای اسلامی و حاضر نشدند که با هم وحدت پیدا کنند و خودخواهانه میخواستند فقط نظریات خودشان را حاکم کنند میبینید که چه وضعی دارند.@ عراق را شما نگاه کنید در عراق به مراتب اوضاع بدتر است هشت سال با ما جنگیدند ما تقریباً قسمت مهم شهرهای عراق را غیر از آن چهار شهر مذهبی هم موشک زدیم هم بمب زدیم بسیاری از صنایع مهم عراق را همه را از بین بردیم.@ هشت سال که با ما جنگیدند بعد تا آمدند نفسی بکشند حمله به کویت شروع شد و بعد هم جنگ 40 روزه شما میدانید که چند هزار بار این خاک عراق را بمباران کردند کردستان را که ترکیه خیلی راحت میاید بمباران میکند خیلی راحت آنجا حضور دارد و کلاً حق حاکمیت عراق را از شمال عراق گرفتند.@ ولی چون یک نفر به نام صدام دارند که حرف آخر را میزند و هیچ کس هم روی حرفش نمیتواند حرف بزند حرف بزنند اعدام هست میبینید اوضاعش از بقیه کشورها بهتر هست با اینکه گرسنگی دارند فقر دارند مشکلات دارند اما آن که قوام را نگه داشته سر جای خودش هست.@ یک سیاست حکومت میکند به این مملکت و بالاخره کژدار و مریض دارد اینجا را اداره میکند خیلی بهتر از افغانستان هست که کسی به کسی نیست این نقش رهبر را میرساند که اگر رهبر نباشد یک کسی که حرف آخر را بزند بینظمی و آن هرج و مرجی که در کشور اتفاق میافتد مفاسدش بسیار بیشتر هست از موقعی که یک رهبر هست و لو رهبر ظالم باشد.@ چون شما نگاه کنید الان همه گروههایی که دارند در کشور افغانستان میجنگند بدون استثناء گروههای اسلامی هستند یعنی همه ادعا میکنند که ما مسلمان هستیم همه ادعا میکنند که همه نماز میخوانند قرآن میخوانند از آن طالبان بگیرد که حالا هر چند ریاکاری هست به این طرف همه همینطور هستند به اسم اسلام آمدند.@ یعنی ولو گروههای مسلمان هم باشد اینها همه کشتههایشان را شهید میدانند همه هم میگویند ما داریم برای خدا میجنگیم برای اسلام میجنگیم ولی وقتی همه گروهها حق باشند اما کسی نباشد که حرف آخر را بزند اختلافات، درگیریها، تشنجها، آشوبها به یک جایی میرسد که دودش در چشم همه میرود.@ ولی جایی که یک حاکم ظالم هست که حرف آخر را میزند آن روال کار زندگی مردم بهتر انجام میشود لذا علی(ع) میفرماید مردم واقعاً چارهای ندارند(لا بُدَّ) یعنی چارهای نیست هیچ چارهای نیست برای مردم از اینکه حتماً یک پادشاه داشته باشند حالا میخواهد این پادشاه خوب باشد میخواهد بد باشد.@ یعنی در این مملکت یک نفر باید حرف آخر را بزند اگر قرار باشد یکی بگوید حق با من است آن هم بگوید حق با من است آنوقت بخصوص همه هم ادعا داشته باشند که ما مسلمان هستیم و وظیفه شرعی داریم انجام میدهیم و شرع به ما اینطوری میگوید و موضع ما موضع شرعی هست حالا بیا و درستش بکن.@ آن گروه میگوید حق با ماست ما به خاطر شرع داریم این کار را میکنیم آن گروه هم میگوید حق با ماست اسلحه هم میکشند به روی همدیگر راحت همدیگر را میکشند اینجا واقعاً مملکت بیصاحب هست و اوضاع بسیار بسیار خراب میشود و هر مقدار هم اختلاف، آشوب، درگیری هست دودش در چشم مردم میرود.@ یعنی اختلاف در سطح مدیران و سران همیشه آن که بازنده است مردم هستند بیشتر دودش در چشم مردم میرود و دشمنان بیشتر خوشحال میشوند پس یک قاعده ما داریم آن این هست که حتماً بودن یک ولی چه میخواهد این ولی ولی عادل باشد چه میخواهد این ولی ولی ظالم باشد بهتر از بدون ولی بودن هست در یک مملکت.@ مملکت ولی میخواهد صاحب میخواهد حاکم و والی میخواهد یک کسی که حرف آخر را بزند دیگر نگذارد اختلاف باشد مردم را در یک جهت وحدت بدهد حتی ما در روایت داریم اگر یک خانوادهای مؤمن باشند اما دلهایشان با هم اختلاف داشته باشد داریم که خداوند برکت را از جمعشان میبرد.@ و اگر یک خانواده کافر باشند اما با هم متحد باشند خدا به آنها برکت میدهد چون در نفس اتحاد خداوند سنتش اینطوری اقتضا کرده سنت لا یتغیر الهی است که در نفس اتحاد برکت هست پیشرفت هست.@ اما آنجاهایی که اختلاف هست و لو اینها همه مسلمان و مؤمن هم باشند فایدهای ندارد برکت میرود و غضب خدا شامل حالشان میشود و سنتهای الهی اینطوری اقتضا میکند که آن جامعه روبه زوال و نابودی برود ولو همه آنها هم متدین باشند.@ قرآن هم میفرماید(وَ لا تَنازَعُوا) با هم درگیر نشوید(فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ) متفرق میشوید سست میشوید اختلافات و تنازعها شما را سست میکند و خاصیت و بو و توان و قدرتتان از بین میرود پس ما در جامعه احتیاج به امیر داریم یعنی جامعه هر طور میخواهد باشد میخواهد مؤمن باشد میخواهد کافر باشد فرقی نمیکند.@ جامعه سلطان میخواهد حاکم میخواهد و امیری میخواهد که مواقعی که احتمال خطر، درگیری، احتمال تفرقه و دو دستگی و هرج و مرج و چند دستگی هست حرف آخر را بزند و همه سر جایشان بنشینند و همه از رأی او تبعیت بکنند اتحاد از تبعیت در رأی یک نفر ولو ظالم برای مردم و برای عامه و برای مملکت بهتر از اختلاف هست که کسی هم حرف آخر را نزند این مهم هست.@ در جاهای دیگر هم وقتی رهبری نیست یعنی کسی نیست حرف آخر را بزند ما این مشکل را داشتیم در افغانستان مثال زدم در فلسطین شما نگاه کنید بیش از 40 سال اینها دارند میجنگند و با اینکه همه هم به اسم اسلام میجنگند همه هم متدین هستند همه هم میگویند ما شهید میشویم.@ اما رهبر ندارند یعنی کسی که حرف آخر را بزند ندارند جمعشان بکند میبینید که زحمت زیاد میکشند اما آن نتیجه که باید بگیرند نمیگیرند در الجزایر شما نگاه کنید یک میلیون شهید دادند در انقلاب الجزایر در مقابل فرانسویها اینها یک میلیون مسلمان شهید شدند.@ انقلاب ما با همه این عظمتش که معجزه قرن بود 70 هزار تا شهید داد اینها یک میلیون شهید و کشته دادند آخر سر هم حکومتش دست کمونیستها افتاد خونش و شهادتش مال مسلمانها بود حکومت را سوسیالیستها بالا رفتند.@ الان هم که شما میبینید چه اوضاعی دارد که چطوری دولتمردان افتادند به جان مردم جوخههای اعدام دارند تندتند مردم را دارند میکشند هیچ هم نُطُق نمیتواند بکشد ابرقدرتها هم حمایت میکنند.@ چون آنها همه مسلمان هستند شور مبارزاتی دارند شجاعت جنگ و جهاد هم دارند رهبر ندارند رهبر که نیست اینطوری میشود یعنی یک میلیون که هیچی ده میلیون هم که کشته بدهند هیچ فایدهای ندارد چون هیچ کس نیست اینها را سازماندهی بکند و قوایشان را در یک جهت به کار بگیرد.@ در مصر هم شما همین را میبینید در مصر این همه آدمهای متدین، شریف، مبارز حاضر هم هستند عملیات استشهادی هم انجام بدهند ولی رهبری نیست این مال مربوط به نظام اهل سنت هست اهل سنت چون ولایت ندارند و مسئله حکومت و ولایت و رهبری هیچ وقت دست علمای دینی نبوده.@ مثل ما نیستند که از روز اول بلافاصله بعد از پیغمبر مسئله ولایت و رهبری تعیین کرده باشند روی آن تعصب داشته باشند و فقیه را نائب امام زمان بدانند او را حرفش را حرف پیغمبر بدانند اینطوری نیستند ندارند مدام کشته میدهند و زحمت میکشند موفق نمیشوند در مصر الجزایر.@ در ترکیه شما میبینید بیش از 90% مردم مسلمان هستند ولی حکومت حکومت لائیک است یعنی دقیقاً ضد دین، مردم روی نیت پاکی که داشتند رأی دادند حزب رفاه به رهبری آقای اَربکان آمد روی کار و دیدید که یکسال نگذاشتند کار بکند.@ چنان ارتش به او فشار آورد همه را تهدید کردند گفتند میکشیم اگر بخواهی کودتا بکنی گذاشتند کنار، دانه دانه محاکمه کردند یک تعدادی از آنها را زندان کردند ارتش هم که شما میبینید هر عنصر مسلمان یا اسلامگرا در ارتش باشد همه را دارند اخراج میکنند.@ راحت با حجاب و مظاهر دینی مخالفت میکنند تمام سرمایهگذاری از ناحیه دولت در ترکیه به نفع بیدینی هست مساجد را دارند تعطیل میکنند جلسات آموزشهای قرآن را تعطیل میکنند وام میدهند که چه کسی میخواهد قمارخانه باز کند هر کس بخواهد قمارخانه باز بکند دولت به او وام کلان میدهد.@ هر کس بخواهد مشروبفروشی باز بکند وام کلان میدهد هر کس بخواهد مجلات سکسی و مبتذل چاپ بکند به او وام میدهد دولت کمکش میکند در این جهات اما عزاداری آنجا ممنوع میشود کلاس قرآن و مسائل دینی آنجا تعطیل میشود اینها 90% مردم را تشکیل میدهند همه هم مسلمان هستند.@ ولی هیچ کس نیست اینها را سازماندهی بکند و لذا باید در سرشان بخورد و باید کشته بدهند باید خواری بکشند یک عده قلیلی به اینها حکومت میکنند در الجزایر هم شما همین را دارید در مصر هم همین را دارید چون اینها سیستم ولایت را که ما در نظام شیعه داریم آنها ندارند.@ اگر شیعه موفق شد بزرگترین انقلاب قرن را انجام بدهد و بزرگترین انقلاب قرنها را بعد از حکومت امیرالمؤمنین(ع) اولین بار انجام بدهد و بتواند و توانست حکومت تشکیل بدهد به برکت ولایت بود به برکت رهبری واحد بود.@ یعنی مردم فقیهی را جانشین امام زمان(ع) میدانستند نائب امام زمان میدانستند او را نائب عام نه نائب خاص و حرف او را حرف خدا دانستند و آمدند با رژیم تا دندان مسلح شاه جنگیدند بزرگترین انقلاب را اعجاز را ایجاد کردند بعد قائلههای دیگری که در کشور بود همه اینها به برکت ولایت فقیه از بین رفت.@ شما کشور خودمان میدانید یک نفر بود همیشه حرف آخر را میزد خطر درگیری و اختلاف و چند دستگی زیاد بود یک کسی مثل شریعتمداری از آنجا قد علم کرد یک کسی خلق کُرد را درست کرد کردستان را میخواستند آشوب کنند بلوچستان را میخواستند آشوب کنند چهار طرف این مملکت را میخواستند بکَنند.@ از داخل که منافقین شروع کردند به ترورها تحریم اقتصادی کردند تحریم نظامی کردند شروع کردند به ترور شخصیتها بعد دستهجات کمونیستها تودهایها در این خیابانها یک کسی ریش داشت فقط به جرم اینکه ریش داشت میزدند او را میکشتند.@ من چقدر از دوستان بسیجیمان در همین جا خدا رحمت کند شهید این پایگاه را مصطفی امیری(ره) با ایشان ما چقدر درگیری با منافقین بودیم چقدر رفقای ما را بچههای سپاه جلوی چشم ما گلوله بستند کشتند اینطوری بود در پایتخت اینطوری بلبشو درست کرده بودند.@ کردستان آن قائله درست شده بود ترکمنصحرا آنطرف از اینطرف شمال را درست کردند قائله آمل و اینها منافقین رفتند در جنلگها در جنوب خوزستان آن خلق عرب راه افتاد از آنطرف هم خلق بلوچ، همین میخواستند از پنج شش گوشه کشور بکَنند و تکهتکه کنند و راحت تجزیهاش بکنند، چه کسی توانست جلوی اینها را بگیرد؟.@ واقعاً وجب به وجب اینها را ما خون دادیم تا نگه داشتیم یکپارچگی کشور را تمامیت ارضی خودمان را، برای وجب به وجبش خون دادیم ولی چه کسی حاضر بود برود آنجا خون بدهد؟ چه کسی حاضر بود از همه چیزش دست بردارد برود در آن کردستان با آن توحشی که آنجا بود از طرف دشمنان کمولهها و دموکراتها بجنگد؟.@ برود سیستان و بلوچستان مبارزه بکند؟ در شمال مبارزه بکند؟ در ترکمن مبارزه بکند؟ در غرب مبارزه بکند؟ بعد هم نتوانستند جنگ راه انداختند صدام را تا دندان مسلح کردند صدام که یک کشور نبود همه میدانیم 17 ـ 18 کشور با هم اتحاد برقرار کردند تا به ما حمله کردند.@ اسمش حکومت عراق بود اما شوروی و آمریکا برای اولین بار دو ابرقدرت با هم موافقت کردند سر این قضیه، دو ابرقدرت بودند ابرقدرتهای دیگر هم همه آمدند کدام کشور نیامد، آلمان نیامد کمک عراق؟ فرانسه نیامد؟ ایتالیا نیامد؟ اسپانیا نیامد؟ اینها همه را من آمار دارم در قضیه سلاحها که هر کدامشان موشکش را چه کسی میساخت.@ مواد شیمیاییش را چه کسی میداد پوکهاش از کجا میآمد گلولهاش از کجا میآمد توپش از کجا میآمد آمریکا آواکس میداد شوروی تانک تیر 72 میداد انواع و اقسام مینها را دادند میراژها را دادند موشکهای اسکاد را دادند یک شهر به بزرگی 25 کیلومتر در 25 کیلومتر شهرک ساختند که اینها شوخی نیست فقط سلاح شیمیایی تولید میکردیم.@ یک طوری شد که الان میبینید که الان آمریکا به وحشت افتاد از قدرت شیمیایی یعنی دنیا به وحشت افتاد از قدرت شیمیایی خودشان تسلیح کردند صدام را که ما را نابود کند حالا بلای جان خودشان هم شده ماندند چکار بکنند خیلی یک شهرک مخفی در جنوب سامرا درست کردند اینها همه ریختند که ایران را نابود کنند.@ تنها چیزی که این مملکت را نجات داد انقلاب را نجات داد دین و اسلام را نجات داد فقط ولایت فقیه بود و عشق مردم به ولایت یعنی شما فکر میکنید اگر ولایت نبود مردم برای چه کسی با کدام تقدس میخواستند بروند مردم شهید میدادند و میگفتند پدر شهید آمده بود پنج تا شهید داده بود.@ میگفت همه اینها فدای یک لحظه عمر امام، جان خودم فدای یک لحظه عمر امام، این گُل پرپر شده هدیه به رهبر شده این صحبت همه پدرها و مادرها و برادرها و خواهرها و همسران و فرزندان شهدا بود چه کسی میتواند یک همچین قدرتی ایجاد بکند جز ولایت فقیه.@ یک همچین قدرتی که همه کشورها را به زانو در بیاورد شما الان در دلتان این هست که حالا ایران در مسابقه جامجهانی یک گُل بزند به آمریکا، مثلاً رو کم کنی هست برای مثلاً زدن تیم استرالیا اینها همه چیزهای وهمی هست بزند راه پیدا بکند به جامجهانی، یک افتخار ورزشی آنچنانی.@ رو کم کنی حقیقی جنگ بود قهرمانان واقعی بسیجیان بودند مگر فقط عراق بود هر چند خود عراق قویترین نیروی زمینی خاورمیانه بود هر چند آن موقع که عراق حمله کرد چند برابر ما ذخیره ارضی داشت ما هیچی نداشتیم عربستان، کویت دلارهای نفتی آنجا میریختند چند صد چند صد میلیون کمک میکردند بسیجیان روی همه را کم کردند.@ نقشههایی که اینها برای شبهای عملیات میریختند میگفتند این نقشه اصلاً از نظر علمی هیچ کس نمیتواند این سنگرها را از بین ببرد فردا میبینی ده هزار تا اسیر گرفتند از عراقیها آوردند تمام را از بین میبردند چه کسی فکر میکرد از اروند بشود با سرعت 70 ـ 80 کیلومتر آب بچهها رد بشوند بروند طرف عراقیها.@ چه کسی فکر میکرد فاو را بتوانیم بگیریم چه کسی فکر میکرد خرمشهر آزاد بشود چه کسی فکر میکرد آن موانع عجیب از بین برود اینها رو کم کنی بود این مبارزه حقیقی است این افتخار حقیقی است این قهرمانی حقیقی است این غرور مقدس واقعی هست.@ اینها افتخار دارد که روی همه دنیا را بچهها کم کردند آمریکا رویش کم شد اسرائیل رویش کم شد شوروی رویش کم شد همه ابرقدرتها و قدرتها رویشان کم شد پیروز بیرون آمدند چه کسی میتواند همچین قدرتی ایجاد بکند جز ولایت یعنی اگر منشأ الهی نداشته باشد کسی حاضر نیست بلند بشود برود بجنگد همه فرار میکنند میروند.@ چه کسی آن را شهادت میدید چه کسی آن را لقاءالله میدید چه کسی آن را سعادت عظمی میدید؟ کسانی که معتقد بودند رهبرشان بسیجی بود میگفت خدایا من را با بسیجیان محشور کن بسیجیان که همه عاشق او بودند بنابراین ما وقتی رهبریت هست میتوانیم موفق باشیم.@ حالا اینکه حضرت فرمود(لا بُدَّ لِلنّاس مِن اَمیرٍ بِرٍّ اَو فاجِر) مردم هیچ چارهای ندارند از اینکه حتماً حاکم و سلطانی داشته باشند چه میخواهد نیکوکار باشد چه میخواهد عادل باشد چه میخواهد ظالم باشد.@ بحث این هست که برای حرکت جامعه به سمت خداوند تبارک و تعالی و برای هدایت حقیقی مردم و سعادت حقیقی مردم حاکم بهتر است عادل باشد یا ظالم باشد؟ این بحث دیگر است نظر شیعه میگوید جز معصوم هیچ کس نمیتواند حکومت بکند و جانشین معصوم، حتماً هم باید عادل باشد دیگر آن شرایط چهارگانه فقیه را جلسه گذشته خواندم که فقیه باید چگونه باشد.@ یعنی ما یک نفر را حتماً احتیاج داریم در جامعه که حرف آخر را بزند از این حرفهای مردم گول زدن و دموکراسی و اینطوری نمیشود شما قبلاً تجربههای زیادی کردید در کشور ما این همه علما و بزرگان در رأس حکومت هستند ولی وقتی رهبر بالای سرشان نباشد ممکن است خطرناک باشد.@ شما چقدر اختلاف داشتید بین مجلس و شورای نگهبان چه کسی حل و فصل میکرد؟ رهبر، حرف آخر را رهبر میزد قائله تمام میشد همه به سلامت زندگیشان را طی میکردند قوی میرفتند اوضاع بلبشو نمیشد.@ در قضایای اختلاف دولت با شورای نگهبان رهبر حرف آخر را میزد زمان جنگ یادتان هست بعد از امام مواقع مختلفی بود خطراتی تهدید میکرد همین قضیه شهردار که اتفاق افتاد داشت به یک مسئله بحران ناجور تبدیل میشد حرف آخر را ولی فقیه زد و قائله را خواباند اگر نه میشد یک فتنهای در این مملکت.@ تجربه ثابت کرده که به بهانههایی بسیار کوچکتر از این مورد شهردار در خیلی از کشورها جنگ داخلی شده جنگهای جهانی شما بهانههای جنگهای جهانی را نگاه کنید چطوری بوده بهانههای خیلی کوچکی بوده جنگ جهانی شده آن که میتواند یکپارچگی، وحدت، آرامش را حفظ بکند فقط یک حاکم است که باید در رأس حکومت باشد حرف آخر را بزند.@ آنجایی که خطر تهدید میکند و تصمیم بگیرد همه هم مواظب همین هستند این یک سیستم الهی هست خدا هم فرموده حالا درباره بقیه مسائلش هم من دانه دانه صحبت میکنم پس این مشخص است یک مسئله معقولی هست که ما احتیاج به امیر و حاکم داریم و در نظام اسلامی باید این حاکم عادل باشد و حرف آخر را بزند بدون این نمیشود این هم فرمولی است که از علی(ع) گفتم.@ حضرت زهرا(س) و خود حضرت امیر(ع) هر دو این حدیث را دارند که(جَعَلَ الله تَعالی اِمامَۀَ نَظاماً لِلاُمَۀ) این در مورد حضرت زهرا(س) بود حضرت امیر فرمود(نِظاماً لِلمُسلِمین) امامت و رهبری را خدا برای این گذاشته که جامعه اسلامی نظام داشته باشد.@ یعنی یک نفر حرف آخر را بزند مردم متفرق نشوند رهبری مثل آن بند تسبیح هست که همه دانهها را جمع میکند به آنها یک کار واحد هدف واحد و شکل واحد میدهد و بدون آن همه دانههای متفرقی هستند که بیارزش میشوند(نَظاماً لِلاُمَۀ) حضرت زهرا(س) فرمود امامت یعنی این، حرف آخر را بزند قال قضیه کَنده بشود کسی هم دیگر روی حرفش نمیتواند حرف بزند و نباید هم بزند.@ بعد از آن اگر کسی حرف زد حتماً بر ضد مردم هست حتماً اختلافانگیز هست حتماً فتنهگر هست بخواهد بعد از اعلام نظر ولی فقیه حرف بزند. نکته بعد این هست جدای از این مباحث علمی که من گفتم مسئله این هست که ما الان بیست سال داریم در این مملکت از ثمرات شیرین ولایت فقیه استفاده میکنیم.@ یعنی همه میدانند که اگر ولایت فقیه نبود در این مملکت نه انقلابی بود نه پیروزی بر دشمنانی بود نه از بین بودن توطئهها بود چه کسی میتوانست این کارها را بکند چه کسی میتوانست انقلاب بکند چه کسی میتوانست دشمنان را از بین ببرد و چه کسی میتوانست این همه توطئه را از بین ببرد بدون ولایت فقیه مگر ممکن بود؟.@ ما از برکاتش استفاده کردیم ما پوزه همه دنیا را همه دشمنان را همه استکبار جهانی را به برکت ولایت فقیه به خاک مالیدیم وحدت، سازندگی، سرعت، رشد علم، رشد معنویت همه اینها که صورت گرفت به برکت ولایت فقیه بود بله حکومت زمان شاه در آن متدین هم بود اما دینداری اینطوری نبود که به قول خود امام مردم همه الهی بشوند.@ در زمان شاه فساد اصل بود تدین فرع، یک کسی که متدین بود شاذ بود بنابر فساد بیحجابی، بدحجابی، مشروبخوری، رقص الان بنا به عکس است و این مسائل در اقلیت هستند این یعنی کار ولی، او که میتواند یک دفعه توده مردم را به سمت خدا ببرد فقط ولایت است بدون ولایت توده مردم به سمت دین نمیروند ممکن نیست.@ نمیگوییم ولایت معجزه میکند پیغمبر هم این کار را نکرد پیغمبر هم زمان خودش این همه مفسده بود این همه فشار اقتصادی بود این همه دزدی بود این همه اختلاف بود این همه فقر بود زمان حضرت امیر هم همه اینها بود خیلی بیشتر.@ چقدر از این استاندارهای حضرت علی خیانت کردند دزدی کردند فرار کردند پول بیتالمال را برداشتند بردند همان زمان حضرت امیر(ع) همان استاندار منصوب خود حضرت هم بود حضرت منصوبش میکرد به یک جایی بیتالمال را برمیداشت فرار میکرد میرفت.@ ولی مسئله این هست که همین که امام مسلمین بالای سر جامعه باشد فقیه اسلامشناس در رأس جامعه باشد توده مردم به سمت خدا و به سمت دین و رستگاری میروند این مهم هست ما از این برکات استفاده کردیم.@ اگر ولایت فقیه نبود چه کسی میتوانست جنگ را پیروز بشود چه کسی میتوانست جلوی قائله کردستان را بگیرد قائله خلق ترکمن خلق عرب خلق بلوچ خلق مسلمان چه کسی میتوانست جلوی این قائلهها را بگیرد.@ حالا یک مشت آدمهای شهوتپرست که شهوتهای علمی دارند خوششان میاید راجع به هر چیز بنشینند بحث بکنند گردهمایی بگذارند سمینار بگذارند مقاله بنویسند روی هر چیز ان قلت کنند تازه بعد از بیست سال که ما داریم از ثمرات شیرین ولایت فقیه میخوریم استفاده میکنیم.@ تازه آمدند حرف زدند که آیا ولایت فقیه با حاکمیت ملی سازگاری دارد یا ندارد با دموکراسی سازگاری دارد یا ندارد با عدالت سازگاری دارد یا ندارد با مشارکتهای مردمی چطوری هست یکی از این بچه بسیجیها خیلی شیرین جواب داد به یکی از همین آقایانی که خیلی عشقشان این هست که راجع به هر چیز سمینار و جلسه و میزگرد و کنفرانس بگذارند و بنشینند بحث بکنند.@ راجع به هر چیزی راجع به بدیهیترین مسائل که فقط بگویند ما هم بلد هستیم یک حرفی بزنیم یک سوادی داریم کیف میکنند بنشینند راجع به مسائل بدیهی صحبت بکنند اینها همه عقده است سیدالشهدا(ع) میفرماید اینها دچار وسوسه شیطان میشوند که مینشینند حتی راجع به مسائل بدیهی هم صحبت میکنند چیزهایی که مسلم و مسجل هست.@ عقلیش را میخواهید خدمت شما گفتم شرعیش را بخواهید خدمت شما گفتم در این قانون اساسی هم که اصل هست در مملکت ما قانون اساسی ولی فقیه را حاکم میداند حاکم مطلق میداند ولایت مطلقه را ما در قانون اساسی داریم بعد از همه اینها تازه یک عده میخواهند بنشینند وسوسه بکنند این شهوترانی است این وسواس شیطانی هست.@ یکی از این بچه بسیجیها به آنها گفت که آقا من نمیدانم شما چه میگویید حال و حوصله این بحثها را هم ندارم من فقط میدانم زمانی که جنگ شد و دشمن حمله کرده بود تا کجا داشت جلو میآمد اگر میخواستیم بنشینیم فکر کنیم که آیا ولایت فقیه حق است یا باطل است درست است یا نادرست است باید اطاعت بکنیم یا نباید اطاعت بکنیم با حاکمیت ملی سازگاری دارد یا ندارد دشمن یک ناموس برای ما نمیگذاشت.@ در سوسنگرد این عراقیها آمدند به یک دختر 17 ـ 18 ساله 18 نفر تجاوز کردند به مردها و پسرهایشان تجاوز کردند میآمدند در آبادان و اهواز بهتر از این عمل میکردند یک نفر سالم میگذاشتند دشمن میآمد؟ چه کسی جلوی آنها را گرفت؟.@ آنهایی که نشستند فکر کردند و بررسی کردند و سیمینار گذاشتند و کاغذبازی و جلسهبازی کردند که تشخیص بدهند آیا ولایت فقیه برای مملکت لازم است یا لازم نیست؟ احمق تو بیست سال است داری میبینی ولایت فقیه چه اعجازی کرده در این مملکت و اگر نبود اینجا از افغانستان بدتر بود.@ تو که داری میبینی مگر کور هستی مگر کر هستی مگر نمیفهمی بینش مگر نداری که در این مملکت ولایت فقیه چه اعجازی کرده که حالا ان قلت داری میکنی که آیا لازم هست یا لازم نیست گفت بگو ببینم چه کسی بود اگر میخواستیم آن موقع بنشینیم بررسی بکنیم حالا بنشینیم جلسه بگذاریم چه کسی میرفت جلوی دشمن را میگرفت امثال تو میرفتند؟.@ امثال تو ثابت کردند که دستشان به سختتر از کاغذ و قلم نمیخورد ما داریم بیست سال لذت میبریم از بودن ولایت فقیه، همه پناه مردم همین هست مایه آرامش مردم مایه عزت مردم مایه افتخار مردم مایه پیشرفت کشور مایه وحدت و حاکمیت و ملی کشور این بود دیگر چه ان قلتی داری!.@ به هر حال کشور نظام میخواهد بدون نظام نمیشود کار کرد ما احتیاج به نظام حکومتی داریم برای پیشبرد دینمان برای پیشبرد اهدافمان، نظام حتماً رئیس میخواهد حتماً حاکم ناظم و والی میخواهد این حاکم حتماً باید اسلامشناس باشد و این اسلامشناس حتماً باید عادل باشد کدام عقل اینها را رد میکند.@ بعد هم مینشیند میگوید که ولایت فقیه با عدالت سازگاری دارد با وحدت ملی و حاکمیت ملی، این حرفها چیست که میزنید ولایت فقیه چه موقع استبداد دارد به قول امام خمینی فرمود اگر ولایت فقیه یک نگاه ناروا به نامحرم بکند از ولایت ساقط است یک کوچکترین خودخواهی بکنید از ولایت ساقط هست چه موقع ما استبدادی دیدیم.@ آن امام بود همه او را میشناسند این هم مقام معظم رهبری بود همه میدانند و خودشان هم فرمودند که من روز خبرگان محکم ایستادم و گفتم من نمیخواهم رهبر بشوم به زور این را گردن من انداختند خدا خواسته ایشان را عزیز کرده.@ این آقا چه استبدادی دارد چه میلی داشت که رهبر بشود محکم گفت من ایستادم نخواستم به زور به گردن من انداختند بعد هم که رهبر شده از همه جناحها مجمع تشخیص مصلحت را قویتر کرده حتی از زمان امام هم بهتر عمل کرده در این قضیه.@ گفت مجمع تشخیص مصلحت برای این نباشد که فقط موقعی که اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس باشد تشکیل جلسه بدهد اصلاً مجمع تشخیص مصلحت بیاید به عنوان یک شورا عمل بکند از همه جناحها هم در آن عضو گذاشت این اگر میخواست استبداد داشته باشد و همیشه حرف خودش باشد که نمیآمد یک شورای اینطوری راه بیندازد.@ چه کسی آمد به او گفت راه بیندازد چه کسی میتوانست به او بگوید؟ خودش این کار را کرد برای اینکه میخواهد همیشه مملکت همه نظرها باشند کار کارشناسی خوب صورت بگیرد این همه تعداد مشاورههایش را بالا برد در همه جهات، اگر کسی خیال استبداد داشته باشد و خیال بیعدالتی داشته باشد این کار را نمیکند کارهایی که از زمان امام هم بهتر بود.@ سیره و زهد و تقوا و اینها را که ما داریم میبینیم زندگیشان هم که مشخص هست دیگر چرا شما خباثت به خرج میدهید در مقابل بدیهیات شک و تردید در دل مردم ایجاد میکنید به اسم بحثهای علمی به اسم مذاکره علمی به اسم بحث تئوریک.@ همه کسانی که میخواهند با این روشنی مبارزه بکنند یا جاهل هستند حقیقتاً یا مرض و غرض دارند و الا آدمی که عقلش سالم باشد یک کمی وجدان داشته باشد یک کمی بینش داشته باشد فهم داشته باشد کافی هست برای اینکه تأیید بکند این قضیه را.@ امام فرمود مسئله ولایت فقیه یک مسئلهای هست که کسی که تصور خوبی داشته باشد از ولایت فقیه بدون اینکه تصورش بکند تصدیقش هم میکند تصورش مساوی است با تصدیقش، همین که بفهمد چیست بگوید ولایت فقیه این است میگوید هر عاقلی این را قبول میکند.@ آخر کدام عاقلی هست که بگوید ما در این مملکت احتیاج به حاکم نداریم حاکممان هم باید اسلامشناس نباشد و عادل نباید باشد چه کسی این را قبول نمیکند چه کسی مخالف این است اگر ما اسلامشناس متخصص نداشته باشیم چه کسی را بیاوریم جای آن بگذاریم؟.@ از تحصیلکردههای دانشگاه غربی بیاوریم؟ از علوم اسلامی که در دانشگاه خودمان هست که همه ریشههای غربی دارد از آنها بیاوریم بگذاریم به عنوان حاکم؟ چه چیزی از اسلام میداند؟ چه چیزی از اسلام میفهمد؟ این بحث در راستای بحث اسلام و مقتضیات زمان کردیم که چطور اسلام مطابق زمان میتواند احکام اسلامی را پیش ببرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 030 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 030 - راهشناسی