أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه قبلمان در مورد رمز بقای اسلام در طول زمان بود و نکاتی را عرض کردیم که چطور میتواند قوانین اسلام بدون اینکه منسوخ بشود فرسوده و پوسیده بشود در طول زمان همیشه جدید و تازه بماند و مطابق زمان مسلمانها را به سمت کمال حقیقیشان هدایت بکند.@ یکی از رموز مهم این حقیقت مسأله امامت و ولایت بود که قبلاً هم در موردش یک جلسه در عید غدیر صحبت کردیم و جایگاه ولایت را توضیح دادم که بعد از پیامبر امت اسلامی احتیاج دارند به کسی که دین را مطابق زمان برای مردم تبیین بکند و مسأله هدایت و رهبری جامعه را به عهده بگیرد و گفتیم که امامت همان ادامه رسالت هست.@ و عرض شد که در نظر قرآن رسالت بدون امامت بیفایده و عقیم هست باید امامتی همیشه در جامعه باشد رهبر الهی باشد رهبری که ولایتش را خدا تأیید کرده در جامعه باشد تا بتوان دین را به معنای حقیقی در جامعه پیاده کرد.@ برای همین هم خطاب به پیغمبر در غدیر خم این آیه نازل شد(بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ) آنچه که پروردگار تو به تو نازل کرده که عبارت بود از ولایت علی بن ابیطالب(ع) را به مردم ابلاغ کن که اگر ابلاغ نکنی رسالت الهی را به جا نیاوردی.@ در این مورد توضیح مفصل دادیم که چرا بدون ولایت رسالت پیغمبر هم 23 سال زحمتی که پیغمبر کشیده همه از بین میرود با اعلام ولایت هست که قرآن به اسلام به عنوان یک دین راضی میشود وقتی که پیامبر اعلام میکند ولایت علی بن ابیطالب و جانشینی او را خداوند میفرماید(الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ) امروز کفار تازه مأیوس شدند.@ (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي) امروز دینم را بر شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم(وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً) امروز راضی شدم که اسلام برای شما دین باشد پس رسالت بدون امامت بیفایده و عقیم هست حتماً باید بعد از رسالت امامت باشد.@ مسأله امامت اگر نباشد زحمات پیامبر هدر میرود و بنابر همین و آیهای که عرض کردم و احادیث دیگری که قبلاً عرض شد ما امامت را اصولاً جزء اصول دین میدانیم که چون آنقدر مهم است که میگوید اگر امامت نباشد زحمات رسالت هم به هدر رفته از بین میرود جزء اصول هست.@ سؤالی که پیش میاید این هست که با توجه به اینکه چندتا مقدمه داریم راجع به ولایت فقیه تا بحثش را مطرح کنیم 1 ـ با توجه به اینکه اسلام فقط دین زمان پیغمبر نیست(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ) برای همه مردم و برای همه زمانها.@ (حَلالُ مُحَمدٍ حَلالٌ إلی یَومِ القِیامَۀ وَ حَرامُ مُحَمدٍ حَرامٌ إلی یَومِ القِیامَۀ) حلال و حرام پیامبر تا روز قیامت باقی هست یک دین جاودانی هست ما ختم نبوت داریم یعنی پیامبر خاتم الأنبیاء هست قرآن پیامبر را خاتم النبیین معرفی میکند.@ یعنی بعد از او پیامبری نخواهد آمد پس معلوم است دین او دینی است که باید تا قیامت باشد با توجه به اینکه دین پیامبر دین موقت و زمانی نیست و پیامبر خاتم الأنبیاء است و با توجه به اینکه زمان ائمه هم محدود بوده دیگر غیبت امام زمان(ع) ایشان 251 هجری قمری تولد پیدا کردند 69 سال بعد هم غیبت کردند.@ غیبت کبریشان شروع شده در این مدت هم بعد از 5 سالگی غیبت صغریشان بوده 69 سال طول کشیده بعد از 5 سالگی، بعد از آن هم غیبت کبری شروع شده مردم به امام دسترسی ندارند، سؤال این هست که در دوران غیبت مردم باید چکار کنند؟@ انسانهای بعد از دوران غیبت آیا شرافتشان، ارزششان، اهمیتشان کمتر از انسانهای زمان پیغمبر یا ائمه هست؟ نه اینها هم انساناند، دین اسلام برای همه انسانها آمده همه افراد بشر هم در مقابل خدا برابر هستند نسبتشان هم نسبت واحدی هست.@ تکلیف انسانهایی که بعد از غیبت امام زمان(ع) به دنیا میایند یا دارند زندگی میکنند چه هست؟ دسترسی ندارند؟ چهارتا نائب از امام زمان بوده آنها هم از دنیا رفتند غیبت شروع شده حالا مردم تکلیفشان چه هست؟ مسلمانها باید تکلیفشان روشن بشود آیا واقعاً دین اسلام یک دینی هست که تکلیف مسلمانها را بعد از غیبت امام زمان مشخص نکرده.@ یعنی گفته هزار سال مردم بلاتکلیف باشند یعنی هزار سال انسانها بیایند بدون رهبر بدون اینکه تعین تکلیف شوند و بدون اینکه بدانند باید چکار کنند در هر عصری چه وظیفهای دارند همینطوری بیایند و نفهمند و همینطوری زندگی کنند و بعد هم بمیرند و از بین بروند استعدادهایشان همه تلف بشود.@ اصولاً همچین چیزی منطقی و معقول هست که خداوند و معصومین(ع) تکلیف مسلمانها را بعد از امام زمان مشخص نکرده باشند این یک چیز نامعقولی هست و سادهترین انسانها هم حاضر نیست.@ یک همچین چیزی را بپذیرد که بله خداوند تکلیف مسلمانها را بعد از امام زمان مشخص نکرده امام زمان غیبت کرده و کسی هم بالای سر مردم نیست مردم هر کس هر کاری کرد کرد، همچین چیزی میشود؟ قطعاً ما همچین چیزی را قبول نمیکنیم به هر حال تکلیف مردم مشخص هست.@ نکته سوم این هست که بالأخره مسلمانها همیشه برای پیاده کردن دین احتیاج به حکومت و تشکیلات دارند بدون تشکیلات نمیشود دین را پیگیری و اجرا کرد شما زمان شاه را غالباً یادتان هست حاکم ما حاکم طاغوت بود حاکم از طرف خدا که نبود منصوب به دین هم نبود.@ یک ولی طاغوت بود ولی بود ولایت داشت اما ولایتش ولایت طاغوت و کفر بود ولایت دینی که نبود، دستورات اسلام کدامش اجرا میشد؟ وقتی برنامهریزی دولت بود برای دین مردم برنامهریزی میکردند؟ برای اعتقادات مردم کسی فکر میکرد؟ نه.@ آمریکا حاکم بود انگلیس و ابرقدرتها حاکم بودند هر کدام برای خودشان برنامه میریختند بزرگترها یادشان هست که رژیم گذشته چه بود کسی با دین کار نداشت اصلاً اساس دینزدایی بود اساس از بین بردن دین و تضعیف دین بود.@ مراجع را میگرفتند آنهایی که میخواستند حرف بزنند تبعیدشان میکردند مثل امام، آنهایی هم که حرف نمیزدند محدودشان میکردند کسی نمیتوانست کاری بکند هیچ جا براساس اسلام قوانین پیاده نمیشد مگر در بعضی از موارد که آن هم زحمات بزرگان و فقهایی مثل آیت الله بروجردی و قبل از آن بعضی از مقررات را چیده بودند که بعضی از مسائل اسلامی در قانون خانواده و قانون مدنی و بعضی از مسائل خیلی جزئی، آن هم چه کسی به این حرفها توجه میکرد.@ اسلام درست پیاده نمیشود مردم میایند زندگی میکنند و تلف میشوند با کفر و گناه و آلودگی و ضعف ایمان از دنیا میرفتند به هر حال تشکیلات میخواهد اگر قرار است دین برای همه مردم باشد و حاکم بر امور مردم باشد و اگر یک همچین چیزی ضرورت دارد که حتماً هم ضرورت دارد پس احتیاج به تشکیلات و حکومت دارد.@ تشکیلات هم احتیاج به رهبر دارد مگر میشود ما حکومت داشته باشیم حاکم نداشته باشیم، مگر میشود ما تشکیلات داشته باشیم تشکیلات رئیس نداشته باشد، همچین چیزی اصلاً ممکن نیست حتماً رهبر و حاکم میخواهد.@ لذا ما احتیاج داریم به این سه دلیل که عرض کردم و این مقدمات سهگانهای که عرض کردم ما احتیاج داریم به اینکه حتماً کسی باشد بعد از امام زمان(ع) زمام امور اجتماع را در دست بگیرد و مردم را رهبری و هدایت کند مسائل دیگری هم هست غیر از این سه نکته که لازم است به آن توجه بشود.@ یکی اینکه اسلام فقط نماز و روزه و عبادت نیست فقط جنبه عبادی ندارد که کسی بگوید اسلام یکسر اعمال عبادی است و جنبههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ندارد همچین چیزی نیست امام فرمود بیشتر احکام اسلام اجتماعی و سیاسی است عبادات ما چند جزء بیشتر نداریم.@ مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام خیلی بیشتر از مسائل عبادی آن هست این را توجه کنید چون بعداً که میخواهیم روی شخصیت فقیه صحبت کنیم این مسأله خیلی مسأله مهمی هست که اسلام احکام اجتماعی و سیاسیاش بیش از احکام عبادیاش هست.@ فقه را نگاه کنید یک نماز، روزه، حج داریم والسلام، بقیه جنبهها جنبههای سیاسی اجتماعی هست جهاد، خمس، زکات جنبههای اقتصادی هست امر به معروف و نهی از منکر، قضاوت، حدود، دیات، معاملات، ازدواج، نکاح هر کدام را نگاه کنید جنبه سیاسی اجتماعی دارد عبادت همین چند جزئی بود که عرض کردم که مردم در جنبههای اجتماعی سیاسی اقتصادی بیصاحب که نمیتوانند باشند.@ بالأخره یک کسی باید به اینها خط بدهد و مردم را رهبری کند بعد تازه ما چه آنهایی که معتقد به ولایت فقیه هستند چه نیستند همه اینطوری هست همه مشترک هستیم در اینکه بالأخره مسلمانها در جنبههای دینیشان احتیاج به مرجع تقلید دارند، مرجع تقلید میخواهند یا نه.@ همیشه در صدر اسلام بعد از امام زمان(ع) مسأله مرجعیت بوده یا نبوده؟ بوده، حتی کسانی هم که الان میگویند دین از سیاست جداست بزرگان و کسانی که طرفدار جدایی دین از سیاست هستند میگویند دین با سیاست کاری ندارد.@ در مسائل عبادیشان مرجع تقلید دارند اینها رساله در خانهشان هست مرجع تقلید دارند از مرجع تقلید میکنند در مسائل عبادیشان، ولی میگویند دین نباید در سیاست دخالت کند کسانی که نظریات سکولاریزم، پلورالیزم، جدایی دین از سیاست، تکثرگرایی را مطرح کردند.@ همه آنها کسانی هستند که اکثرشان تا آنجایی که میشناسیم تقلید میکنند، سؤال ما این هست که چطور در مسأله عبادی مثل نماز، روزه، طهارت میشود تقلید کرد و لازم هست آیا در مسائل اجتماعی و سیاسی تقلید لازم نیست؟ چرا در مسائل عبادی مرجع میخواهد که انسان تشخیص بدهد که وظیفهاش در مسائل عبادی چه هست در مسائل اجتماعی سیاسی ما مرجع نمیخواهیم؟@ ما به مرجع نیاز داریم حتماً کسی را میخواهیم که از او تقلید کنیم و بپرسیم ببینیم که ما تکلیفمان چیست در مسائل مختلف اجتماعی سیاسی که در اجتماع پیش میاید قدیم هم اینطور بود زمان میرزای شیرازی(ره) وقتی مملکت دارد نابود میشود و انگلیس آمده روی بسیاری از مسائل و منابع مملکت ما چنگ انداخته که از بین ببرد.@ فتوای میرزای شیرازی هست که کشور را نجات میدهد فتوای میرزای شیرازی مگر راجع به خمس و زکات و نماز و روزه و حج بود؟ نه، یک فتوای کاملاً سیاسی بود تحریم تنباکو، و فتواهای جهادی که در زمان فتحعلی شاه مرحوم نراقی داد، فتوای جهاد مگر حکم عبادی هست؟ نه، ولی مردم به چه حسابی رفتند با شوروی و روس جنگیدند؟@ با فتوای مراجع رفتند مرحوم نراقی فتوای جهاد داد مردم رفتند جنگیدند با دولت روس، اینها همه در طول تاریخ بوده الی ماشاء الله ما از این دخالتهای مراجع در اینطور مسائل داشتیم همیشه هم بوده و باید هم باشد، تکلیف را چطوری روشن کردند؟@ تکلیف را با اسلامشناس زمانشناس مشخص کردند فقیه زمانشناس، گفتند که امام زمان(ع) قبل از غیبت خودشان تکلیف مردم را مشخص کردند البته ائمه دیگر هم مطالبی فرمودند در مورد فقها، مطالب دیگری فرمودند که من آنها را عرض میکنم که حکم فقها واجبالإطاعه هست و مردم باید از فقها اطاعت کنند.@ طرف آمد خدمت امام صادق(ع) گفت آقا اگر ما دسترسی به شما نداشتیم از چه کسی تبعیت کنیم؟ فرمود از فقها، حکم آنها مثل حکم ما واجب هست امام زمان(ع) فرمود(وَ أمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ ثائِناً لِنَفسِه حافِظً لِدینِه مُطیعً لِأمرِ مَولاه مُخالِفً لِلهَواه وَ لِلعَوامِ أن یُقَلِدُه) فقها اول باید فقیه باشد.@ چرا باید فقیه باشد؟ چون باید اسلامشناس باشد، فقیه یعنی اسلامشناس یعنی کسی که احکام اسلام را مسلط هست فقه شامل کلیه مسائل عبادی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هست کلیه اینها را فقه میگویند که برای تنظیم رابطه انسانها در دنیا برای رسیدن به کمال ابدی این قوانین وضع شده باید فقیه باشد.@ حرفهای مزخرفی که الان ما داریم میشنویم چند سال هم هست مدیریت فقهی باید کنار برود و مدیریت علمی بیاید اینها همه حرفهای مزخرفی هست مدیریت علمی یعنی چی! علم همان فقه هست یعنی عالم فقیه، اینکه فقه نمیتواند مملکت را بگرداند یعنی چی؟@ یعنی پای همه مقررات و قوانین اسلام چه در زمینه مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مدیریت، عبادات همه کنار کشیده شود، چه کسی بیاید برای ما برنامهریزی کند؟ ببینید فتنه و تفکر انحرافی و خیانت بزرگ به مسلمین کجاست اینکه ما بیاییم فقه را از جامعه برداریم و کنار بگذاریم مدیریت علمی بیاوریم.@ علمی از دانشگاه میخواهد بیاید، دانشگاه مأخذشان علوم انسانی غربی است، یعنی علوم انسانی غرب به این دانشمندان علوم انسانی نشستند در غرب برای خودشان اقتصاد، سیاست، مدیریت نوشتند، آن تفکری که نشسته این را نوشته تفکر چیست؟@ آن دانشمند علوم انسانی که در دانشگاههای غرب نشسته برای خودش برای جامعه و برای مخاطبینش سیاست، مدیریت، اقتصاد نوشته این بر چه تفکری نشسته نوشته؟ بر کدام مبنا، بر مبنای انسانشناسی دینی نشسته این را نوشته، بر مبنای تفکر الهی نشسته این را نوشته؟ نه، در غرب انسان را چطوری میبینند؟@ گفتیم که انسان یک موجودی هست که یک آغازی دارد به نام تولد و یک مرگی دارد و بعد از مرگ یک ادامهای دارد تا بینهایت، یک انسان از نظر قرآن و خداوند که معرفی کرده همان مخلوقی را به نام انسان معرفی کرده.@ گفته انسان من تو را اینطوری خلق کردم تولدی داری مرگی داری ابدیتی داری و آخرتی داری نوع زندگیات در آخرت و ابدیت هم براساس نوع زندگیات در دنیا تنظیم میشود یعنی اینکه یک نفر خوشبخت میشود یا بدبخت، اهل عذاب هست یا اهل بهشت هست بسته به این هست که در دنیا چطور زندگی میکند.@ پس نوع زندگی دنیا باید تنظیم شده باشد تا محصولش بهشت و خوشبختی باشد مگر میشود ما دنیا را همینطوری رها کنیم به حال خودش، بهشت و جهنم چطوری تعیین میشود سعادت و شقاوت چطوری تعیین میشود؟@ در علوم انسانی غربی یعنی آن چیزی که در دانشگاهها تدریس میشود هنوز هم متأسفانه در دانشگاههای ما خیلی وقتها اینطور هست که کسی دلت خوش است که دارد علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد میخواند، چه کسانی تنظیم کردند این اقتصاد و مدیریت و سیاست را؟@ کسانی که انسان را از تولد تا مرگ نمیبینند یعنی نسبت به قسمت اعظم وجود انسان یعنی ابدیت او کور هستند اصلاً نمیبینند(يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ) فقط یک ظاهری از دنیا را میبینند و از آخرت غافل بودند.@ آن اقتصاددان، سیاستدان، آن دانشمند مدیریت که نشسته مدیریت نوشته چه موقع براساس حرکت ابدی انسان نشسته اینها را بنویسد، تنظیم نکرده او فقط انسان را از دنیا تا مرگ دیده و براساس آن نشسته مدیریت، سیاست، اقتصاد، مسائل فرهنگی، هنر، موسیقی نوشته این که اصلاً با ساختار حقیقی انسان سازگار نیست.@ مثل اینکه ما یک بچه را در نظر بگیریم آیندهاش را نبینیم بچه متولد شود برایش واکسن نزنیم بگوییم این که معلوم نیست زنده بماند فردا فلج میشود چون بچه را که نمیشود در زمان حال نگاه کرد آینده بچه را هم باید دید 20 سال دیگر ممکن است به ویروس فلج دچار شود باید از همین الان بروی واکسنش را بزنی.@ وقتی ندیدی گفتی از کجا معلوم این بچه زنده ماند، شاید نمرد آینده را نبینی فقط حال را ببینی یک مقطع مشخصی را ببینی کسی نمیتواند کار کند، شما چرا بچهتان را از هفت سالگی مجبور میکنید مدرسه بروند؟ مگر هفت سالگی به دردش میخورد؟@ نه همیشه میگویید برای آینده، سواددار بشود ابتدایی تمام کند میگویی راهنمایی برای آینده، راهنمایی را تمام میکند دبیرستان برای آینده، باز هم میگویید باید دانشگاه برود برای آینده، آینده از نظر قرآن عبارت است از ابدیت، آیندهای که میاید و قطعی هست.@ (إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ) دروغ نیست حتماً میاید احتمال هم نیست، یقینی هست که قیامت خواهد آمد این آینده بشر را کدام یک از علوم انسانی دانشگاه که غربیها و دکترها و پروفسورها نشستند برای ما تنظیم کردند کدامشان براساس حرکت حقیقی انسان تنظیم شده؟ هیچ کدام.@ اینها ارزشی ندارد ما بگوییم ما مدیریت فقهی را کنار بگذاریم مدیریت علمی به جایش بیاوریم این چه حرفی هست این عین خیانت به انسانیت است مگر میشود بدون فقه زندگی کرد زندگی انسانی، زندگی حیوانی بله همه در غرب دارند زندگی حیوانی میکنند یعنی از دنیا تا مرگ، نه روحی نه بینهایتی نه ابدیتی نه آخرتی.@ همین یک حیوانی هست که میخواهد زندگی کند یک حیوانی که از دنیا شروع شده تا مرگش، میخواهیم برای این قانون بریزیم، بله این زندگی حیوانی میشود ولی از زندگی انسانی خبری نیست قبلاً توضیح دادیم که فقط حیات انسانی در گرو دین هست بدون دین کسی نمیتواند زندگی انسانی به معنای واقعی داشته باشد.@ کسی که دین را کنار بگذارد از زندگیاش کنار باشد حتماً در وادی زندگی حیوانی هست ممکن نیست کسی بدون دین زندگی انسانی داشته باشد ممکن نیست آن آدمی که دین ندارد ولی انسان به معنای حقیقی بدانیم پس فقیه باید حتماً باشد.@ (وَ أمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ) حضرت معصوم است کلامش که عبث نیست، نگفت(من العلماء) فرمود(من الفقهاء) چون اگر میفرمود علماء یک نفر دیگری که علوم دیگر را بلد بود ممکن است بگوید من هم جزء علما هستم، نه، (من الأطباء) نگفت پزشکان.@ فرمود(من الفقهاء) که حالا چهارتا جوان یا مقرض یا مریض و بازیچه دست اجانب یا جاهل میتینگ بگیرند در دانشگاه که بگویند باید برای مجلس خبرگان همه اقشار مردم در مجلس خبرگان شرکت کنند، این چه حرفی هست، خبرگان یعنی مجلسی که فقیه جامعالشرائط برای رهبری را معرفی میکند.@ شناسایی و معرفی به مردم میکند مردم هم با او بیعت میکنند مگر غیرفقیه میتواند فقیه را تشخیص بدهد که مثلاً فلان دکتر یا فلان مهندس برود در مجلس خبرگان بنشیند و بگوید به نظر من فلانی فقیه است، تو چه چیزی حالیت هست.@ شما در انتخابات ساده میخواهید یک پزشک را معرفی کنید، پزشک متخصص را چه کسی معرفی میکند؟ حتی پزشک عمومی هم اجازه نمیدهند بنشیند راجع به پزشک متخصص اظهارنظر کنند یک کسی که ده سال درس خوانده دانشگاه پزشک عمومی هست اصلاً در نظام پزشکی راهش نمیدهند.@ کسی میتواند بگوید پزشک متخصص کیست که خودش متخصص باشد بگوید بله از میان ما فلانی متخصص است متخصص را همیشه در هر اجتماعی متخصص تعیین میکند مثل اینکه ما اینجا بنشینیم بگوییم ما شورای نظام پزشکی را قبول نداریم.@ خودمان مسجدیها و بسیجیان دور هم جمع شویم یک نفر را بگذاریم رئیس شورای نظام پزشکی، همه به ما میخندند میگویند کدام یک از شما دکتر، متخصص هستید کدام یک از شما از پزشکی سر در میاورید به صرف اینکه مسجدی هستید سوابق انقلابی دارید جبههای و بسیجی و روحانی و آیت الله و مرجع و مجتهد بودید میتوانید تشخیص بدهید که کدام پزشک بهتر است.@ اصلاً کسی برای این نظریه ما تره خورد نمیکند کسی این نظریه را قبول ندارد متخصص را همه جای دنیا متخصصین تعیین میکنند ورزشکار چه کسی میتواند رأی بدهد که فلانی ورزشکار برتر هست؟ کسی که در ورزش باشد و تخصصش ورزش باشد.@ یک مسابقه فوتبال 22 نفر آدم در میدان به این کوچکی جمع شدند یک داور میخواهد یک داور متخصص میخواهد بداند آفساید و خطا و پنارتی و فول یعنی چی اینها را بشناسد بعد بتواند بگوید فلان بازیکن خطا کرده فلان جا باید پنالتی زده بشود فلان جا گل شد یا گل نشد آفساید شد یا نشد.@ ما چطور در مورد کوچکترین مسائلمان به متخصص احتیاج داریم آنوقت در مورد تشخیص فقیه یعنی مردم نعوذبالله اینقدر نادان هستند که بیایند به این حرفهای شما اهمیت بدهند آنوقت میایید به اسم انجمن اسلامی دانشگاه آنجا جمع میشوید میتینگ میگذارید که خبرگان باید همه مردم رأی بدهند و نماینده از همه اقشار مردم داشته باشد.@ چه کسی همچین حرفی را از شما قبول میکند برای خبرگان فقط فقها و مجتهدین باید بروند آنها باید بروند بنشینند از بین خودشان کسی که بالاترین درجه را دارد و بهترین شرائط برایش احراز هست به عنوان رهبر تعیین کنند.@ منی که نه اجتهاد دارم حالا ولو پروفسور باشم در فقه، استاد ریاضیات باشم استاد علوم سیاسی باشم استاد جامعهشناسی باشم من چه تشخیص میدهم که فقیه کیست که من بروم در خبرگان بنشینم شهوت خودم را ارضا کنم.@ چون من پروفسور هستم باید من هم رأی داشته باشم که به من هم بگویند تو در خبرگان برو حقت است که اگر راهم ندادند بگویم این حقخوری هست انحصارطلبی هست دموکراسی نیست از این حرفهای مزخرف و مرم گولزن، حرفهایی که ظاهرشان قشنگ است باطنشان فوقالعاده برای مردم خطرناک است.@ شما کجای یک جامعه سراغ دارید که برای تعیین متخصص از غیر متخصص استفاده کنند در هر رشتهای؟ پس باید توجه داشته باشیم به این نکته که باید حتماً فقیه باشد یعنی اسلامشناس باشد چون او میتواند مردم را مطابق دین جلو ببرد و هدایت کند غیر فقیه کسی نمیتواند این کار را بکند.@ مثل اینکه ما مسأله شرعی داشته باشیم برویم مطب یک دکتر متخصص مثلاً دندانپزشک بگوییم ما مسأله شرعی داریم من اینجا وضو گرفتم اینطوری شده باطل است یا باطل نیست؟ وقت گرفتیم پول ویزیت هم دادیم رفتیم آنجا در صف نشستیم دکتر میگوید اینجا برای چه آمدی من دندانپزشک هستم.@ مسأله دینی را از متخصص پزشکی بپرسیم چه ربطی دارد اگر قرار است مردم مطابق دین و مطابق فرهنگ آخرت و ابدیت که حتماً هم خواهد آمد تربیت شود باید دینشناس و متخصص در رأس کار باشد اسلام هم تخصص را قبول دارد میگوید متخصص، عالم به فقه، این مدیریت علمی است.@ این چه مغلطهای است که سر مردم میخواهید کلاه بگذارید این دو را از هم جدا کردید میگویید مدیریت فقهی مدیریت علمی، مدیریت فقهی عین مدیریت علمی هست اگر منظورتان از علم علوم انسانی هست که از دانشگاه میاید این عین جهل است.@ آن مدیریت جاهلانه است نه مدیریت علمی است چون به ابعاد وجودی انسان عالم نیستند چون آنهایی که نشستند علوم انسانی نوشتند از دنیا تا مرگ انسان را نوشتند دیگر کاری با ابدیت و روح و معارف انسان نداشتند.@ هر فقیهی هر اسلامشناسی هر مجتهدی هر متخصص و دینشناسی میتواند مرجع تقلید مردم قرار بگیرد؟ نه، امام برایش قید میگذارد در این حدیث چند قید دارد(وَ أمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ ثائِناً لِنَفسِه) یعنی غلبه بر نفسش کرده باشد حاکم بر نفسش باشد به خودخواهیها و طبیعت و هوای نفسش حاکم باشد.@ هر فقیهی نه، بله میشود فقیهی پیدا شود که هوسران باشد میشود مجتهدی پیدا شود که دنیاطلب باشد، مگر امام حسین حکم قتلش را چه کسی داد؟ مگر فقیه نداد؟ چقدر ما در تاریخ فقهای اینطوری داشتیم کسانی که فقیه بودند مجتهد هم بودند اما هوای نفس داشتند.@ مگر اوائل انقلاب یادمان نیست آن مرجع تقلیدی که آذربایجان را میخواست برای خودش بکَند به امام گفته بود این آذربایجان را به من بدهید من دیگر با شما کاری ندارم مرجع تقلید یادتان نیست که طرح ترور امام را ریختند با انفجار جماران با همه مردم جماران خواستند بکشند.@ ما داشتیم در همین قم مرجع تقلید داشتیم جناب آقای شریعتمداری در محاکمهاش به او گفتند آقای شریعتمداری شما که میدانستید میخواهند جماران را منفجر کنند حالا شما با امام خوب نبودید توطئه قتل یک فقیه دیگر را ریخته بودید امام را، امام را میخواست بکشد.@ به او گفته بودند که ما برنامهمان این هست بعد هم شما به یک نوایی میرسید گفته بود بکنید، این رساله نداشت؟ رساله داشت، چند میلیون نفر مقلدش بودند؟ این همه زن و بچه در جماران هست چند ده هزار نفر جمعیت آنجا دارد همه در این انفجار کشته میشدند شما چطوری حاضر شدی این همه انسان کشته شوند؟ برای چی؟ چرا نگفتی؟@ گفت اگر من میگفتم جان خودم در خطر بود، این عین کلمهاش است(ترسیدیم ما را ترور کنند) اگر میگفتیم خودمان را میکشتند یعنی امام کشته شود بیخیال، انقلاب نابود شود بیخیال، مردم رهبرشان را از دست بدهند بیخیال، انسانها و این همه زن و بچه و مردم بیگناه کشته شوند هیچی، من کشته نشوم.@ این عادل است؟ این ثائناً لنفسه است؟ نه. (حافِظً لِدینِه) حتماً باید محافظ دینش باید یعنی دیندار باشد دینداریاش احراز شده باشد متدین باشد یعنی میشود فقیه باشد متدین نباشد بخل به دینش داشته باشد درد دین داشته باشد یعنی سر دینش با هیچ چیز دیگر معامله نکند یعنی فقط به تکلیف شرعیاش عمل کند.@ (مُخالِفاً لِلهَواه) حتماً با هوای نفسش مخالفت کند اهل مخالفت با امیال و هوای نفس خودش باشد(وَ مُطیعاً لِأمرِ مَولاه) مطیع مولای خودش باشد آنچه را که فقط میبیند خدا باشد از غیر از خدا از کس دیگر نترسد یک همچین فقیهی(وَ لِلعَوامِ أن یُقَلِدُه) مردم باید از این تقلید کنند.@ بعد حضرت تأکید میکند جایگاه این فقها را میفرماید(فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم) این فقها حجت من بر شما هستند یعنی من دستور میدهم به شما که از اینها اطاعت کنید اگر اطاعت نکنید قیامت به من بدهکارید(وَ أنَا حُجَۀُ الله عَلَیکُم) من هم حجت خدا هستم بر شما.@ باز روایتهای دیگری داریم در مورد فقها، (اَللّهُمَّ ارحَم خُلَفائی قیلَ یا رَسُولَ الله وَ مَن خُلَفائُک قالَ الفُقَهاءُ) خدایا رحمت کن جانشینان من را، خلیفه یعنی جانشین، گفتند آقا جانشینان شما چه کسانی هستند؟ فرمود فقها جانشین من هستند رسول خدا تعیین کرده قید آورده حتماً باید فقیه باشد.@ امام کاظم(ع) میفرماید(الفُقَهاءُ حُصُونُ الإسلام) فقهاء قلعه و دژ اسلام هستند یعنی اسلام اگر بخواهد محافظت بشود به وسیله فقها حفاظت میشود باید حتماً فقیه باشد. از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(العُلَماءُ حُکّامٌ عَلَی النّاس) علما با قیدی که قبلاً توضیح دادم منظور مشخص هست یعنی همان فقها، علما حاکمان مردم هستند یعنی علما حق حکومت بر مردم را دارند.@ پس در زمان غیبت امام زمان(ع) چه کسی میتواند رهبری مردم را به عهده بگیرد و حاکم بر مردم باشد و مردم را مطابق دین جلو ببرد و هدایت کند؟ فقیه، پس تکلیف ما مشخص هست که بعد از امام زمان(ع) چکار کنیم تبعیت از فقیه و تن دادن به فرمان فقیه، هیچ راه دیگری ندارد، کدام عقل این را رد میکند؟@ چه کسی میگوید این معقول نیست؟ ما اگر فقیه یعنی کسی که اسلامشناس هست عالم به سیاست اسلامی، اقتصاد اسلامی، مدیریت اسلامی، عبادات اسلامی هست او را کنار بزنیم چه کسی را جایش بگذاریم؟@ همه کسانی که ادعا دارند ما باید رهبر جامعه باشیم غیر از فقها همه کسانی هستند که دخالتهای بیجا دارند میکنند غیر متخصص ادعای تخصص میکند مثل اینکه الان بنده بگویم من باید بروم بشوم رئیس بیمارستان فلان جا، من مجتهد آیت الله بروم بشوم رئیس بیمارستان فلان جا، بیمارستان فلان جا رئیسش باید پزشک باشد و از مسائل پزشکی سر در بیاورد.@ بشوم رئیس نظام پزشکی کشور، تو فقیه و مجتهد هستی پزشک که نیستی میخواهی آنجا بروی هوای نفسها، جاهطلبیها، شهوتپرستیها و جهالتها و اینکه مردم را نعوذبالله احمق و پخمه حساب بکنند.@ در خیابان بیایند شعار بدهند که غیر از فقها هم کسان دیگر باید در خبرگان باشند یا رهبر را فقط فقها نباید تعیین کنند رهبر را باید همه اقشار مردم تعیین کنند این چه حرفی هست این از آن حرفهای گولزننده هست که باید ما توجه کنیم و گول نخوریم به اسم مردم بیدینی در مملکت راه انداختند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 029 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 029 - راهشناسی