اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحث ما به اینجا رسید که خداوند تبارک و تعالی به واسطه اینکه خالق کل شیء هست خالق همه چیز هست و از جمله انسان و این خالقیت ربوبیت را اقتضا میکند ربوبیت یعنی پروردگاری، اگر ما میگوییم خدا رب هست پروردگار هست و خداوند در قرآن خودش را(رب کل شیء) معرفی میکند یعنی پرورنده هر چیزی.@ اول خالق خودش را معرفی میکند خالق هر چیزی بعد رب هر چیزی، رب یعنی پرورنده میفرماید(يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ) ای مردم عبادت بکنید از پروردگار شما که همان پروردگار رب شما هم هست.@ پس پروردگاری فرع خالق بودن هست یعنی خداوند میگوید که چون من خالق شما هستم پروردگار شما هم هستم و اینطور به ما میفهماند که برای پرورش یک موجود بهترین کس خالق آن موجود هست و لذا به مسئله خالق بودن خودش تکیه زیاد میکند میگوید اگر من رب شما هستم و رب العالمین هستم.@ رب العالمین یعنی پرورنده همه جهانیان، استثناء ندارد هر چیزی را خدا پرورش میدهد و پرورنده هست و موجبات پرورش و رشد او را فراهم میکند اگر من پروردگار شما هستم به خاطر این هست که من خالق شما هستم بهترین استدلال، عقل هم این را کامل میپذیرد.@ یعنی عاقلانه هست که خالق انسان پرورنده انسان باشد یا خود انسان پرورنده خودش باشد یا دیگران پرورنده انسان باشند از میان پرورندهها از میان ربها کدام رب بهتر است؟ (أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ) خود خدا سؤال میکند میگوید شما عقلتان را قاضی بکنید فکر کنید آیا ربهای متفرق و پراکنده بهتر است یا خداوند واحد بهتر است برای اینکه شما را بپروراند؟.@ اگر ما برای پرورش خودمان بخواهیم از خودمان کمک بگیریم صرفاً از اندیشه خودمان یا از اندیشه دیگران این سؤال پیش میاید که دیگران که میخواهند ما را بپرورانند یا ما که خودمان میخواهیم خودمان را بپرورانیم چه شناختی از خودمان داریم؟.@ میبینیم که نه جسممان را خوب میشناسیم نه روحمان را خوب میشناسیم نه روابط بین جسم و روح را خوب میشناسیم نه طبیعتمان را خوب میشناسیم نه روابط بین روح و جسم و طبیعت را خوب میشناسیم پس بر چه اساسی ما ادعا بکنیم که ما میتوانیم پرورنده خودمان باشیم یا دیگران بیایند ادعا بکنند که ما پرورنده انسانها هستیم مربی یعنی پرورنده.@ اگر یک کسی مثلاً آمد گفت که من مربی کاراته هستم بگوید من مربی کاراته هستم ولی از کاراته هیچی سر در نمیاورم کسی این را به عنوان مربی میپذیرد؟ نه، یکی بیاید بگوید من مربی کشتی هستم اما هیچی بلد نیسیتم، من مربی خیاطی هستم اما از خیاطی چیزی سر در نمیآورم، شما قبول میکنید یک مربی در یک همچین رشتههای سادهای، مثلاً مربی تربیت بدنی هستم.@ مربی تربیت بدنی و مربی ورزش کسی هست که با آثار ورزش عضلات روابط بین عضلات نحوه ورزش کردن میزان لازم وزنهبرداری برای هر یک از عضلات میزان لازم فشاری که باید به هر عضله بیاوری برای اینکه پرورش پیدا بکند به شما خوب بگوید بتواند برای تو رژیم غذایی خوبی بنویسد که با ورزش چطور هماهنگ بکنی که مثلاً این بدن پروریده بشود.@ برای پرورش روح انسان که حقیقت انسان هست چه کسی میتواند بیاید روح را پرورش بدهد جز خود خدا که خالق روح هست لذا خداوند بسیار استناد میکند که پرورنده و پروردگار کسی باید باشد که خالق هست برای اینکه خالق بکل شیء، وقتی کسی خالق کل شیء شد خالق کل شیء بکل شیء علیم هست چون همه چیز را میداند و همه چیز را میشناسد.@ لذا در قرآن میبینید که استناد به علم خدا میشود میگوید(إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) خدا میداند ولی شما نمیدانید عقل هم میگوید همیشه جاهل اگر میخواهد به رستگاری برسد باید مطیع عالم باشد حتی علما را هم که اطاعتشان واجب شمرده میشود و به جهال میگویند که بروید با علما ارتباط برقرار بکنید و از آنها درس بگیرید برای این هست که او عالم هست و میداند.@ بهترین کس پروردگار هست پروردگار خداوند تبارک و تعالی است که کاملترین آیین را آورده لذا میفرماید(وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً) چه کسی از نظر حکم و آیین بهتر از خدا هست برای شما که شما بخواهید دنبال کس دیگری بروید.@ بحثی که امشب قرار شد بکنیم این هست که آیا ما بر فرض که قبول کردیم خداوند باید اطاعت بشود و بهترین آیین را دارد آیا میتوانیم التقاط بکنیم یا نه؟ التقاط اگر خیلی خودمانی بگوییم یعنی قاطی کردن یعنی ما بیاییم بگوییم که ما دین اسلام را قبول داریم دین اسلام دین خوبی هست ولی در مورد مسائل سیاسیش ما از فلان مکتب کمک بگیریم.@ در رابطه با مسائل عبادی اخلاقی عاطفی از اسلام کمک میگیریم در رابطه با مسائل سیاسی از فلانی مکتب، در مسائل اقتصادی مثلاً از مارکسیسم یا از امپریالیسم کاپیتالیسم کمک میگیریم یک ترکیبی از اینها درست میکنیم و طبق این عمل میکنیم.@ مثلاً مدیریت را میرویم از دانشگاههای غربی یاد میگیریم که مدیریت باید چطوری باشد سیاست را مثلاً یا مثلاً اقتصاد را یا هر کار دیگری را یک مقدارش را از آنجا میگریم یک مقدارش را از اینجا میگیریم یک مقدارش را هم از اسلام میگیریم این التقاط میشود.@ خیلیها هم بودند که قائل به همین بودند که اسلام چیز خوبی هست اما ما باید از مکاتب دیگر هم کمک بگیریم حالا این حرف پذیرفته هست یا پذیرفته نیست؟ به چند جهت این حرف پذیرفته نیست 1ـ دین اسلام آخرین دین است و پیامبر اسلام خاتم الانبیاء(ص) است.@ وقتی دین اسلام خاتم هست آخرین دین هست یعنی دیگر بعد از این دین نمیاید لازمه اینکه دین نیاید این هست که دین کامل باشد چون اگر خداوند تبارک و تعالی دینی را بفرستد و اعلام بکند این آخرین دین هست ولی این دین دین کاملی نباشد با حکمت خدا سازگاری ندارد چون خدا پروردگار است و بر خودش واجب کرده که بندگانش را هدایت بکند و پرورش بدهد.@ اگر همینطوری بلاتکلیف انسانها را رها بکند و هیچ تکلیف روشنی و راه روشنی و صراط مشخص و واضحی در برابر پای اینها قرار ندهد این اولاً با حکمت و خلقت خدا سازگار نیست چون میگوییم خدایا برای چی آفریدی اگر میخواهی هدایت نکنی ما باید چکار کنیم اگر میخواهی ما را راهنمایی نکنی ما به چه کسی پناه ببریم بگوید خودتان بروید هر طوری میخواهید عمل بکنید.@ میبینید که جور در نمیاید هم ظلم است هم قبح است هم خلاف حکمت است کاری عبث هست 124 هزار پیغمبر را بفرستد آخر هم ناقص ول کند همه چیز را برود خدا بگوید خودتان میدانید و خودتان، بعضیها قائل به این هستند میگویند خداوند انسان را خلق کرد مثل یک ماشین کوکی جهان را خلق کرد.@ انسان را هم خلق کرد ولش کرده به حال خودش کاری با ما ندارد ارتباطی با انسان ندارند آنجا خودش برای خودش خدایی میکند این انسان را هم رها کرده به حال خودش این نه با حکمت خدا سازگار هست نه با عقل خدا سازگار هست.@ ما وقتی نگاه میکنیم یک مورچه یک گُل یک گیاه دارد طبق قانونی که خداوند در طبیعت قرار داده رشد میکند آیا میتوانیم بپذیریم که خداوند اشرف مخلوقات را همینطوری رها کرده به حال خودش و هیچ پیام خاصی ندارد هیچ منظور خاصی از خلقت اینها ندارد ما فکر کنیم که خدا اصلاً با ما هیچ کاری ندارد پیغامی برای ما ندارد حرفی برای ما ندارد اصلاً میشود!.@ آن هم در حالی که در وجود ما دو تا نیروی متضاد قرار داده یکی عقل یکی نفس یکی جنبه فرشتگی یکی جنبه شیطانی، ما را چطوری میتواند رها کند در این حالت اصلاً کار معقولی نیست هیچ عقلی نمیپسندد و نمیپذیرد که خداوند انسان را همینطوری به حال خودش رها بکند.@ لذا لازمهاش این هست که دین خاتم حتماً دین کامل باشد یعنی عیب و نقص نداشته باشد عرضه هدایت بشر را تا قیامت داشته باشد و الا رها کردن قطع نبوت و قطع وحی کار عبثی هست هم ظلم است هم کار عبثی هست که خداوند تبارک و تعالی منزه است از اینکه کار عبث بکند یا ظلم بکند.@ خواندیم(إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً) خداوند هرگز به بندگانش ظلم نمیکند(لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ) هرگز ظلم نمیکند لذا فرمود بعد از اعلام ولایت علی ابن ابیطالب(ع) در غدیر خم میفرماید(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي) امروز دین شما را برای شما کامل کردم.@ یعنی دینی که من به شما دادم دین کاملی هست ضعف و نقص ندارد پس خداوند آنچه که بر عهده او بوده انجام داده واجب بوده در مورد بندگانش انجام بدهد طبق قاعده و باب لطف انجام داده.@ نکته بعد این هست که ما اگر قبول بخواهیم بکنیم یا بخواهیم بگوییم که اسلام احتیاج دارد به اینکه از کسی دیگر کمک بگیرد یا دین خدا احتیاج دارد به اینکه از جای دیگر کمک بگیرد این هم کفر هست و یک حرف کاملاً بیربطی هست.@ برای اینکه معنایش این هست که خداوند اولاً عالم نیست نمیداند که باید چکار بکند چه آیینی بفرستد چه قوانینی را بفرستد که بشر تا قیامت خوشبخت بشود معنای اینکه اسلام احتیاج به اندیشه غیر اسلامی احتیاج به تفکرات دیگران دارد این هست که دین خدا کامل نیست و ناقص هست در حالی که قرآن فرمود دین شما را کامل کردیم.@ معنایش این هست که خداوند آگاهی ندارد و باید در اندیشه خودش در تدوین قوانین در تشریع دین از دیگران کمک بگیرد از بندگانش کمک بگیرد بندگانش هم بیایند بگویند خدایا ما هم کمک تو میکنیم.@ یک ریاضیدان احمقی نشسته بود محاسبه کرده بود این چرخش سیارات منظومه شمسی را دیده بود خیلی براساس یک نظم بسیار پیچیده و یک ریاضیات دقیق و پیچیده هست بعد او را بهت برداشته بود که چقدر این گردش ماه، خورشید، زمین، سیارات دیگر هر کدامشان با چند تا قمر دور خورشید اینها چطوری هست چقدر نظم دارد.@ بعد که خیلی اوضاع برایش پیچیده شده بود برایش گفته بود اگر خداوند قبل از خلقت منظومه شمسی با من مشورت کرده بود من به او یک راه سادهتری پیشنهاد میکردم که از آن راه من اگر میرفت دیگر اینقدر لازم نبود خیلی پیچ و خم بدهد قضایا را، این یعنی که خداوند احتیاج به مشاوره دارد آن هم از بنده خودش، آخر این بنده خودش چه چیزی دارد که خدا ندارد.@ یک چیزی باید داشته باشد که بهتر از خدا باشد کاملتر از خدا باشد که خدا ندارد علم هست که خدا داده معدن علم هست عقل هست که عقل را هم خدا داده چه کسی کمالی دارد که خدا ندارد کدام کمال در جهان وجود دارد که خدا فاقد آن باشد.@ اصلاً کمالات معدنش کجاست معدن همه کمالات از علم و قدرت و مسائل دیگر دست کیست؟ خود خدا پخش کرده و تقسیم کرده ولی یکی میگوید خدایا من عقلم بیشتر از تو میرسید اینجا اگر من جای تو بودم اینطوری میکردم.@ مثل بعضی از بندگان هستند به خودشان میگویند اینجا چرا خدا اینطوری کرد من اگر جای خدا بودم اینطوری میکردم میخواهد به خدا خدایی یاد بدهد خدایا این کارهای تو معقول نیست درست نیست این کار را انجام میدهی.@ اینها حاکی از نفهمی و جهالت و کفر هست ایمان درست نیاوردن به خدا وقتی کسی خدا برایش زیر سؤال میرود این نشاندهنده این هست که هنوز اعتقاد کافی به خداوند و علم او و کمالات او و صفات جلال و جمال پیدا نکرده.@ یعنی خدا نمیداند نعوذبالله نمیفهمد که بندهاش چه چیزهایی برایش خوب هست چه چیزهایی برایش بد هست چه چیزی سعادت و رستگاری او را تأمین میکند و چه چیزی مخل و مضر به سعادت اوست که باید بایستد یک نفر از این بندگانش بیاید به او کمک بکند مشورت کند با او بگوید ما ماندیم اینجا به نظر تو ما چکار بکنیم بالاخره بنده ما.@ خیلی این حرف خندهدار هست که ما فکر کنیم خداوند احتیاج دارد دینش که مثلاً دانشگاههای غربی بیایند به کمک دین خدا، آنها چه چیزی دارند که خدا ندارد چه چیزی دارند که مردان الهی ندارند چه چیزی دارند که اولیاء خدا معصومین ندارند.@ حالا دیگر کار به جایی رسیده که اینها میخواهند بیایند راه زندگی به ما یاد بدهند مدیریت یاد بدهند سیاست یاد بدهند اقتصاد یاد بدهند به ما! این حرف خیلی بدی هست اگر کسی فکر بکند که اسلام احتیاج دارد کسی بیاید کمکش بکنید اسلام به هیچ کس احتیاج ندارد قرآن به هیچ کس احتیاج ندارد.@ (لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ) از هیچ راه باطل به قرآن نفوذ ندارد یک کسی بیاید مثلاً کمک قرآن، یک کسی بیاید کمک اسلام، نه هیچ احتیاجی ندارد یا نعوذبالله خدا ناتوان است نمیتواند یک دینی را تدوین بکند عاجز است.@ ما میگوییم خدا قادر متعال است(فعال لما یرید) هست(فعال لما یشاء) هست خدا ضعفی ندارد مگر دیگران چه چیزی دارند که خدا ندارد که خدا ضعیف باشد نتواند نعوذبالله دین خودش را اداره بکند یعنی دین کامل بیاورد آنوقت بشر ناقص با این عقل ضعیفش با این پیچیده شدن به انواع تعصبها و حبّ و بغضها و جهالتها و شهوات و اشتباهات این مثلاً بیاید کمک خدا بکند خیلی حرف جاهلانهای هست.@ میگوید اسلام کافی نیست خدا میگوید نه من کافی هستم(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) سؤال میکند در سوره زمر آیه 36 میفرماید آیا خدا برای بندگانش کافی نیست که از کس دیگری شما میخواهید کمک بگیرید از فکر و نظر دیگران و با مشورت دیگران میخواهید کار انجام بدهید خدا کافی است، کجا میخواهید بروید؟ از چه کسی میخواهید کمک بگیرید؟.@ (أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) این سؤال خیلی سؤال مهمی هست یعنی یک سؤالی هست که همیشه زندگی بشر برای بشر مطرح هست و تا قیامت که انسان در برابر خدا قرار میگیرد و خدا از او سؤال میکند او که دنبال غیر خدا رفته و غیر دین خدا را برای زندگی خودش انتخاب کرده.@ خدا از او سؤال میکند که(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) آیا خدا برای بندهاش کافی نبود من برای تو بس نبودم که تو سراغ کس دیگری رفتی چه کسی چیزی داشت که من نداشتم چه کسی توانی داشت که من نداشتم؟ مگر نه اینکه(لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) مگر غیر از این است تمام توانها و هولها از جانب خداست.@ چرا رفتی در خانه کس دیگر چرا به سراغ کس دیگری رفتی فکر کردی دین من کامل نیست آیین من کامل نیست من بهترین مخلوقم را محمد بن عبد الله(ص) که اعلم الناس هست برای شما فرستادم دوازده امام معصوم که هر کدام در زمان خودشان اعلم الناس بودند برای شما فرستادم شما سراغ چه کسی رفتید؟.@ که مثلاً یک کسی بیاید بگوید اسلام باید اخلاقش از یک جای دیگر گرفته بشود سیاستش از یک جای دیگر گرفته بشود یکی آش شُلهقلمکار میخواهند درست کنند یک ذره از این یک ذره از آن بگیرند دین بشود خیلی حرف بیربطی هست همین بحثی که بعضیها در دانشگاه و جاهای دیگر شیطانهایی خبیث و نفهم که غالباً در لباس دین هم جلو میاندازند.@ راه میاندازند که ما در مملکت احتیاج به مدیریت فقهی نداریم رساله نمیتواند حکومت بکند فقه نمیتواند حکومت بکند ما مدیریت علمی میخواهیم مدیریت علمی را باید از مدیریت فقهی جدا کرد حرف ظاهرش قشنگ است اما بوی کفر از آن میاید.@ حالا میگوید مدیریت علمی باید از کجا بیاید؟ شما کاملترین قوانین مدیریت را در فرمانهای امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر در نهجالبلاغه بهترین قوانین مدیریتی در قرآن هست ما از کجا برویم قانون مدیریت برای شما بیاوریم؟.@ که ولایت فقیه کنار برود دموکراسی بیاید مردم بیایند خودشان انتخاب بکنند شما همین فرمولهایی که برای مردم بیچاره و مستضعف مثل گرگ افتادید به جان مردم دارید این همه مزخرفات میبافید این فرمولها را شما از کجا آوردید؟ یک جای دنیا بگو کجا اینها را اعلام نکردند؟.@ نتیجهاش را ما داریم میبینیم آن فرانسه هست که مهد آزادی و دموکراسی هست که رُژگارودی را به خاطر یک کتاب نوشتن به محاکمه میکشند یک احمق و دیوانه مثل سلمان رشدی به عقائد یک میلیارد مسلمان توهین میکند غرب اینطوری از او دفاع میکند.@ یک مسلمانی مثل رُژگارودی مینشیند یک کتاب مینویسد دروغهای شما را برملا میکند شما فقط و فقط چون به یهود آن هم نه به یهود به صهیونیستها توهین شده به نظر شما میروید محاکمهاش میکنید عقائد یک میلیارد مسلمان را شما ندیده میگیرد این فرانسهتان آن هم آمریکا آن هم جاهای دیگرتان.@ این قبله شما چیست شما چه چیزی دارید کدام سمت شما دلتان نماز میگیرد؟ قبله دل شما کدام طرف است؟ یک کشور یک حکومت یک سیستم حکومتی معرفی کنید که موفق عمل کرده که آنها حالا میخواهند بیایند بنشینند برای ما برنامهریزی کنند به ما یاد بدهند که ما چکار بکنیم.@ کدامشان مشکلدار نیستند و کدامشان موفق بودند؟ آمریکا موفق بوده با کسر بودجه چند ده میلیارد دلاریش؟ با چهل میلیون فقیر که در هتل کارتون میخوابند همه در خیابان هستند با آن میزان بالای خودکشی و بیماریهای روانیش؟ یا اروپا با آن آمار وحشتناک فقر و بیکاری و جنایت کدامشان الگوی شما هستند؟.@ که حالا بخواهند بیایند به ما حکومت یاد بدهند یا بیایند برای ما تعیین تکلیف بکنند که ما چطوری حکومتداری بکنیم چطوری سیاستگذاری بکنیم چطوری قانونگذاری بکنیم در مملکتمان؟.@ چهار تا آدم نفهم یا دانشجوی بیسواد احساساتی یا مقرض از قوانین اسلام خوششان نمیاید دنبال شهوات خودشان هستند دنبال اغراض خودشان هستند میخواهند یک آزادیهای لاابالی و حیوانی باشد با اسلام و با دین موافق نیستند میافتند به جان مردم بیسواد یا در این خیابانها راه میافتند میخواهند ولایت را بیندازند میخواهند حکومت را بردارند میخواهند با فقه مبارزه کنند.@ کتاب مینویسند تمسخر میکنند در مقالاتشان مینشینند مقالاتی مینویسند چه کسی به شما این خطها را میدهد؟ شما چه پیشنهادی برای این مملکت دارید؟ یعنی میگویید ما از قوانین وحی از فقه جعفری دست برداریم فقه کامل خودمان بعد بیاییم به اندیشههای شما که معلوم نیست اینها را از کجا آوردید.@ تکلیف 60 میلیون مسلمان اینجا و اینجا به عنوان امالقرایی که خط میدهد به یک میلیارد مسلمان را بسپاریم دست شما، شما به اصطلاح روشنفکران که هر روز یک حرفی میزنید شما که ما دیدیم چطوری دارید حکومت میکنید قبلاً تاریخ ایران دستمان هست.@ ما که در این چند دهه اخیر دیدیم قبل از انقلاب که هر وقت خواسته در این مملکت تحولی ایجاد بشود بزرگترین خیانت را همین روشنفکران و دانشگاهیها کردند به این مملکت با اظهارنظرهایشان، چه حرفی دارید بزنید مگر شما سابقه در این مملکت نداشتید زمان شاه مگر شما حاکم نبودید قبلش مگر دست شما نبوده چه گلی به سر این مملکت زدید؟.@ جز اینکه این مملکت را تکهتکه کردید دادید دست اجنبی چه میخواهید از جان این مردم، چه میخواهید از اسلام این مردم دیگران چه چیزی دارند که دین ما ندارد شما از کجا میخواهید برای ما فرمول بیاورید از کجا میخواهید برای ما قانون در بیاورید از فرانسه و آمریکا میخواهید برای ما بیاورید از بلژیک و هلند و آلمان و اروپا میخواهید برای ما دستورالعمل بیاورید؟.@ اینها که خودشان دارند میمیرند اینها خودشان غرق کثافت هستند غرق هزار و یک جور مشکلات هستند اسلام یک دین کامل از هیچ کس و هیچ جا هم خط نمیگیرد کلیات و اصول را خودش دارد اجرا میکند منطبق زمان.@ یک سؤال ممکن است پیش بیاید و آن این هست که اسلام دین کاملی است قرآن هم فرموده دین کاملی است چطوری میتواند خودش را منطبق با زمان جلو بیاورد؟ اسلام 1400 سال پیش چطوری میتواند منطبق با زمان جلو بیاید؟ که انشاءالله در این باره هم بعداً بحث خواهیم کرد.@ به هر حال آنچه که مسلم هست این هست که هر کس که بگوید اسلام نمیتواند در مجموع در این عصر حاضر حکومت بکند از نظر مدیریت کم دارد مثلاً باید مدیریت فقهی را کنار گذاشت مدیریت علمی آورد از این حرفهایی که بیسر و ته هست حرفهایی که تهاش را باز میکنی معلوم هست که طرف نفهمیده.@ نه اسلام را فهمیده نه فقه را فهمیده حرف هم که کلمه علمی میزند باید ببینیم این چه میگوید اسمش هم قشنگ است اسمش مدیریت علمی است ولی مثلاً میگوییم این مدیریت را چه کسی تدوین کرده؟ میرویم سراغش میگوییم عالمی که این مدیریت را تدوین کرده که شما میگویید ما باید مدیریت فقهی را کنار بگذاریم مدیریت علمی را جای آن بگذاریم این علم را چه کسی تدوین کرده؟.@ سر و ته قضیه را که هم میاوری پرده را که کنار میزنی میبینی که یک مشت آدمهای نادان کمسواد با هزار و یک جور اختلاف آراء نشستند قوانین مدیریت نوشتند که در کشورهای خودشان همه به شکست خورده با بحران روبرو شده حالا این را میخواهند بیایند بزنند جای مدیریت فقهی کامل ما به اسم مدیریت علمی.@ هر کس فکر کند فقه ما دین ما کامل نیست و باید دیگران بیایند به داد آن برسند کسان دیگر بیایند کمکش بکنند اجنبی بیاید در مسائل سیاست برای اسلام کمک بکند به مسلمانان، در مدیریت بیاید کمک بکند در اقتصاد بیاید کمک بکند او به این آیه ایمان نیاورده که(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) ما دین شما را برای شما کامل کردیم.@ او به قدرت خدا ایمان نیاورده او به علم خدا ایمان نیاورده کسی که بگوید خدا احتیاج دارد که مثلاً فلان دانشمند هم کمکش بکند فلان فیلسوف هم کمکش بکند نعوذبالله، آخر دیگران چه چیزی دارند که خدا ندارد.@ دین خدا که تشریعش با خدا بوده با شخص خود خدا بوده با پیامبر هم نبوده با شخص خود خدا بوده چه چیزی کم دارد که ما بگوییم دیگران باید بیایند به دادش برسند تکمیل بکنند بیایند به مشورت با خدا به داد این دین برسند.@ حرف از التقاط به هر نحوی زده بشود این کفر هست قرآن خط را راحت مشخص میکند میگوید کسانی که ایمان به بعضی میاورند و ایمان به بعضی از دین نمیاورند کافر هستند ما به هیچ وجه به کسی احتیاج نداریم که بیاید حکومت، سیاست، مدیریت، اخلاق، تربیت یا روانشناسی یا هر چیز دیگری به ما یاد بدهد همه چیز ما تکمیل هست.@ چون متکی به علم لا یزال الهی هست متکی به وحی هست آن هم از ناحیه معصومین(ع) که تمام علومشان را برای ما گذاشتند پیامبر فرمود آنچه که شما تا قیامت نیاز دارید من برای شما گفتم از آنچه که نیاز دارید به شما امر کردم انجام بدهید و از آنچه که ضرر دارد برای شما نهی کردم ما به هیچ کس احتیاج نداریم.@ مرحله بعدی این هست که اسلام چگونه مطابق زمان میتواند پیش بیاید چه نظامی این قوانین دینی دارد که میتواند او را قدرتمندانه در طول زمان پیش ببرد بدون اینکه دینش کهنه بشود یا ناتوان بشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 026 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 026 - راهشناسی