جلسه 020 - راه‌شناسی
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1376
ماه
10
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - راه‌شناسی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته بحث ما به اینجا رسید که انسان با تکیه بر معلوماتش و همچنین با تکیه بر عقلش حتی اگر تمام علوم تاریخ خودش را جمع کند و عقلا هم جمع شوند نمیتوانند یک برنامه کامل که بتواند تضمین کند سعادت دنیا و آخرت انسان را و تضمین کند خوشبختی انسان را.@ علتش را هم عرض کردیم گفتیم تنها راهی که حقیقتاً وجود دارد برای اینکه انسان به خوشبختی و سعادت برسد این هست که اطلاعات مربوط به ساختار وجودی خودش را و به عبارت دیگر آن پنج قسم اطلاعات را یعنی جسم، روحش، رابطه بین جسم و روح، طبیعت، و رابطه بین انسان و طبیعت را این اطلاعات را از خداوند تبارک و تعالی بگیرد.@ یا اگر این اطلاعات را نمیتواند بگیرد چون خداوند هم همه اسرار طبیعت را در اختیار ما نگذاشته مقرراتی را که منطبق بر این شناختها باشد را از خداوند بگیرد چون خداوند هم سازنده بشر هم سازنده طبیعت هم سازنده جسم و هم سازنده روح هست.@ رابطه بین جسم و روح و انسان و طبیعت را هم خدا تنظیم کرده لذا بهترین کس برای هدایت ما نسبت به برنامهای که منطبق بر این شناختهای اساسی باشد خداوند تبارک و تعالی هست از امشب دلائل قرآنی این بحث را عرض میکنیم که به چه دلیل تنها کس خداوند هست.@ وقتی ما میگوییم خداوند تنها کسی هست که شایستگی این را دارد و این حق را دارد که بشر را هدایت بکند و برای او احکام وضع بکند و مقررات تعیین کند چرا یک همچین حقی را ما قائل هستیم چرا خداوند هست.@ دو آیه را عرض کردم باز امشب عرض میکنم آیه اول آیه 62 سوره زمر هست(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) خداوند خالق هر چیزی هست یعنی کل شیء را خداوند خلق کرده آیه بعد که اصل دوم ما میشود در استدلالمان آیه 231 و 282 بقره هست(وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ) بدانید که خداوند به هر چیزی آگاه هست، استدلال ما چه هست که خدا به هر چیزی آگاه هست؟@ استدلال ما آیه قبلی هست چون خالق هر چیزی هست هر چیزی را هم میشناسد وقتی یک چیزی را خلق میکند میشناسد که خلق کرده خودش از عدم یک موجودی را خلق کرده هیچی نبوده به آن همه چیز داده ذره ذره وجود هر شیئی را خداوند میشناسد چون هر شیئی را خدا خلق کرده.@ (وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ) 282 سوره مبارک بقره، خداوند به هر چیزی عالم هست که علتش را هم عرض کردم خود خدا در قرآن سؤال میکند(أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ) آیا کسی که خودش خلق کرده نمیداند و شناخت ندارد ممکن نیست کسی که خالق هست علم نداشته باشد عالم نباشد.@ مقدمه بعدی که در استدلالمان به کار میاید این هست که خداوند حکیم هست یعنی کار عبث از خدا سر نمیزند خدا نعوذبالله دچار هوسبازی و کارهای عبث نمیشود نه هوس میکند و نه اهل بازی هست و نه کارهایی میکند که معقول و منطقی هم از طرف بشر نیست هر کاری میکند حکمت پشتش هست.@ هر کاری میکند آن کار باید میشده و کرده میفرماید(وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) خداوند هم علیم هست و هم حکیم هست حکیم یعنی کسی که کار عبث و بیهوده انجام نمیدهد سوره مبارک توبه آیه 60.@ سه دلیل فعلاً آوردیم برای اینکه بهترین کس برای اینکه انسان را راهنمایی کند خداوند تبارک و تعالی است یکی اینکه خداوند خالق هر چیزی هست و یکی اینکه چون خالق هست به هر چیزی عالم هست و یکی اینکه حکیم هم هست یعنی کار عبث انجام نمیدهد.@ نکتهای که هست این هست که ما حالا فرض بگیریم خداوند دستوری مشخص کرده آیینی برای بشر فرستاده گاهی وقتها انسانها در برخورد با احکام الهی زیاد پیش میاید در جوانها هم من زیاد دیدم که این سؤال را میکنند که برای چه این دستور را خدا داده یا خیلی وقتها پیش میاید میگوید که معلوم نیست خدا چکار میکند.@ پس ای خدا مگر این صدام دارد این جنایتها را میکند سؤالهای اینطوری پیش میاید یا بعضیها میگویند اگر من جای خدا بودم این کار را میکردم، جای خدا بودن یعنی خدا باید این کار را میکرد نمیکند ولی اگر من بودم این کار را میکردم اگر من جای خدا بودم یک نفر را از فلان گروه فلان کشور فلان قبیله را روی زمین زنده نمیگذاشتم همه را نابود میکردم.@ خیلی وقتها پیش میاید که بشر میگوید من اگر جای خدا بودم این کار را میکردم یا خدا چرا اینطوری کرد کاشکی اینطوری میکرد این سؤالها پیش میاید که خدا کاشکی اینطوری میکرد، یا وقتی برخورد با احکام میکنند احکام را که برایشان میگویی خیلی ساده از کنار احکام رد میشوند.@ مثلاً میگویی فلان چیز حرام است میگوید خیلی سخت نگیر، تو هم سخت میگیری، بیخیال، این بیخیال سخت نگیر بخصوص از طبقهای که ادای روشنفکرها را در میاورند چهارتا کلاس درس خواندند دانشگاهی رفتند لیسانسی، دکترایی گرفتند اینها میگویند اینها معقول نیست این حرفها چیه، به نظر جور در نمیاید، معقول و منطقی نیست.@ این دستورات با دموکراسی و حقوق بشر و عقل و منطق جور در نمیاید، یک دکتری بود ما پیش او رفته بودیم پایم درد میکرد اول بسم الله گفتم زانویم درد میکند چکار کنم؟ گفت اول نماز نخوان چون برای پادرد خوب نیست مضر است بعد شروع کرد فتوا دادن.@ دوست ما هم آنجا بود او هم مثل من پادرد داشت به او هم گفت تو هم نماز نخوان، دوست ما گفت برای چه نماز نخوانم؟ گفت برایت ضرر دارد پایت را تا میکنی من خودم هر چقدر در قرآن بررسی کردم دیدم اصلاً راجع به نماز چیزی نیامده.@ حالا این همه اقیم الصلوۀ و اقامه نماز و دهها آیه راجع به نماز، میگفت من هر چه قرآن را گشتم واقعاً در مورد نماز چیزی نبود همان دعاست انسان دعا کند، میخواهد چکار نماز بخواند همان دعا هم کفایت میکند، دوست ما گفت جناب دکتر شما به تخصص خودت برس در این کارها دخالت نکن بگذار تفسیر قرآن و برداشت از قرآن را برای متخصصین کار بگذار.@ خلاصه عصبانی شد و در مطب را بست و شروع کرد بحث کردن مریضها را هم راه نداد 45 دقیقهای مباحثه بود بعضیها از این حرفها میزنند تا میگویی فلان چیز، میگوید من نمیدانم این دلیل برای چیست، به نظر اصلاً جور در نمیاید، منطقی نیست.@ مسائل شرعی که میشنوند اینها فکر میکنند که خدا باید همه کار را با عقل اینها جور کرده باشد اگر عقل این نفهمد خودش عقل کل است همه حکمتها و علوم را دارد بعد بالا و پایین زمین و زمان را گشته تمام موجودات را میشناسد رمزها را میشناسد حالا میگوید این کار جور در نمیاید.@ یک جوان 20 ساله تازه پایش به دانشگاه باز شده پروفسور هم که بشود باز بیسواد هست که بخواهد راجع به این مسائل اظهارنظر کند پیش میاید یک موقع میگوید این حکم ظالمانه است این حکمی که دادند اصلاً جور در نمیاید.@ مثلاً در رابطه با اسلام یک چیزهایی میگویند یا به انسان سختگیری شده این خیلی احکام سختی هست خداوند اصلاً توان بشر را رعایت نکرده و این چه احکام سختی هست چرا ما باید این کار را بکنیم، مثلاً جهاد کنیم ما برویم برای دین خدا خودمان را بکُشیم، یعنی چه این چه کاری است، یک ماه روزه بگیریم یک ماه از صبح تا شب هیچی نخوریم و خیلی چیزهای دیگر.@ یکی حج رفته بود در حج هم 24 چیز به انسان حرام میشود آن هم اگر حج تابستان بیافتد سختتر هست آمده بود میگفت حج نروید مثل من گول بخورید من اگر میدانستم اینقدر سخت است پایم را آنجا نمیگذاشتم.@ یعنی یک نوع بیمنطقی و شاید خشونت در احکام دین میبینند اصل بعدی ما این هست که ببینیم آیا واقعاً در احکامی که خداوند تبارک و تعالی تعیین کرده ظلمی به بشر شده فشاری به بشر آمده یا نه یعنی آیا در فرمانهای الهی حکم غیرعادلانهای برای بشر ذکر شده یا نه.@ مسأله عدل هم خیلی دقت کنید که اهمیت زیادی دارد عدل جزء اصول دین ماست یعنی قائل شدن به اینکه خداوند هر حکمی را به جای خودش صادر کرده دقیقاً منطبق با نیاز و ساختار وجودی بشر صادر کرده و ذرهای در احکام بشر ظلم نشده و خداوند هرگز به بندگانش ظلم نمیکند جزء رأفت و رحمت چیز دیگری نیست جزء اصول عقائد ماست.@ عقائد از عقد میاید به معنی گره، یعنی اصولی که باید با وجود ما گره بخورند جدا نشوند وقتی میگوییم واقعاً عدل جزء اصول دین ماست و خدا عادل هست حقیقتاً به این قائل باشیم حقیقتاً دلمان آرام باشد نسبت به اینکه دین ما دینی است که ذرهای ظلم در آن به کسی نمیشود ذرهای در احکامش به کسی ظلم نیست این را قبول داشته باشیم.@ یعنی از ته دل و از صمیم قلب این را ما قبول داشته باشیم باور قلبیمان شده باشد به جهان نگاه میکند به مقررات طبیعت نگاه میکند به موجودات طبیعت نگاه میکند به مقررات دینی نگاه میکند سؤال برایش ایجاد نشود.@ نگوید خدایا چرا اینجا را اینطوری کردی اگر من جای خدا بودم این پلنگ را چرا آفرید شیر پاره پاره میکند خطرناک است چرا به مار نیش اینطوری داده من اگر بودم مارهایی میافریدم که نیش نزند ناز کن یا شیر یا ببرهایی میافریدم مثل ببر بنگال بود نشان میداد که نه دندان داشت نه چنگ داشت چرا باید در آن اینقدر خشونت باشد ببر حمله کند گرگ یکدفعه 10 ـ 15 نفر را پاره کند.@ کسی که عدالت خدا برایش محرز نشده همیشه در ذهنش از این چراها میاید در مورد زلزله، سیل، موجودات طبیعت، آسمان، زمین، خودش، احکام دینی دائم سؤال میاید این برای این هست که این هنوز نه خدا را شناخته نه حکمت الهی را آشنایی دارد نه احکام دین را خوب شناخته نه حقیقتاً آن عدالت الهی برایش جا افتاده این خطرناک است.@ ما الان ماه مبارک رمضان هستیم ماه عبادت و دعاست ماه تقرب به خداوند تبارک و تعالی است شرط تقرب این هست که ما خدایی را که میخواهیم به او تقرب پیدا کنیم برایمان زیر سؤال نباشد.@ هر وقت خدایی که ما میخواهیم عبادت کنیم و بپرستیم برای ما زیر سؤال رفت و ما مدام نسبت به کارهایش اعتراض داریم و به خدا گیر میدهیم سر هر چیزی، آن عشقی که باید نسبت به آن خدا داشته باشیم در دل ما به وجود نمیاید.@ چون خدا برای ما زیر سؤال است کارهایش مشکوک است ما نسبت به کارهایش اعتراض داریم کسی هم که ما نسبت به او اعتراض داشته باشیم نمیتوانیم عاشقانه او را عبادت کنیم نمیتوانیم نسبت به او تقرب درست و حسابی پیدا کنیم، نمیتوانیم حقیقتاً از صمیم قلب او را بپرستیم.@ اولین راه این هست که تو هیچ سؤالی در ذهنت نباشد واقعاً خدا را کامل ببینی کمال مطلق ببینی دوستش داشته باشی و بخواهی نسبت به او تقرب پیدا کنی ولی خدایی که برای تو زیر سؤال رفت دیگر آن طوری که باید دلچسب باشد دلچسب نیست.@ لذا وقتی میگوییم باید این مسأله حل شود اصول عقائد را انسان باید دقت کند و رویش مطالعه کند برای همین هست حالا در ذهن من سؤال پیش آمده، آیا این احکامی که خداوند تبارک و تعالی برای بشر فرستاده آیا در آن عدالت رعایت شده یا نه؟@ اگر بپذیریم که در این ظلم شده میگوییم بله این احکامی که در اسلام آمده اینجاها زورگویی است اینجاها به ما سختگیری کردند اینجاها تکلیف کردند تکلیفی که ما تحملش را نداریم تکلیف به ما لا یطاق شده، اگر بپذیریم که ظلم شده آنوقت باید ببینیم که ریشه و علت ظلم چه هست.@ ظلم یعنی حق دیگری را بخوریم یعنی به کسی حقش را ندهیم آن که باید به او بدهی ندهی از او دریغ کنی، این علت میخواهد، حالا یکی یکی علتها را ذکر میکنیم که ببینیم آیا واقعاً این علل ظلم میتواند در خداوند تبارک و تعالی باشد یا نباشد.@ اولین علت برای ظلم ضعف و کمبود و نیاز هست در دعای هر شب ماه مبارک رمضان در ابوحمزه میخوانیم(إنَّما یَحتاجُ إلَی الظُّلم الضَّعیف) حضرت سجاد(ع) عرض میکند که خدایا کسی که ضعیف است ظلم میکند نیازمند هست.@ یک سلسله از ظلمها به واسطه ضعف و کمبود هست مثل آمریکا، آمریکا به منابع طبیعی کشورها محتاج هست برای اینکه بتواند قوای خودش را به صورت مطلق غلبه بدهد بر کل جهان، بتواند آن شهوات خودشان را به صورت بینهایت تا میتوانند تأمین کنند به منابع خودشان اکتفا نمیکنند.@ مجبورند برای غارت منابع کشورهای مختلف ظلم کنند با هزار و یکجور کلک و جنگ و فریب و خدعه و توطئه ظلم میکنند چون احتیاج دارد، حالا در خداوند احتیاج هست؟ یعنی خداوند چیزی هست که نداشته باشد؟ خارج از وجود خودش کمالی وجود دارد که خدا نداشته باشد؟@ در حالی که معدن همه کمالات خودش است معدن همه قوتها و قدرتها خودش است معدن همه زیباییها خودش است(فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ) خدا بینیاز هست از همه مردم، به کسی نیازی ندارد که بخواهد ظلم کند(لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) تمام خزینههای آسمان و زمین مال خداست.@ روی این کره زمین به این کوچکی، چقدر در این فضای بینهایت این کره زمین کوچک است به اندازه یک قطرهای در یک اقیانوس، این چه دارد که خدا نسبت به آن، یا بشر ضعیفی که خدا خودش خلقش کرده چه چیزی دارد که خدا ندارد و بخواهد به واسطه نیازش به این بشر ظلم کند و از او بگیرد.@ کمالی متصور نیست که ما در خارج از ذات خدا تصور کنیم و بگوییم که خداوند چون این را نداشت ظلم کرد که این را تأمین کند اینطوری برنامهریزی کرد که آن جهت تأمین شود، خیر در خداوند ظلم و نیاز وجود ندارد پس از جهت نیاز خداوند نمیتواند ظلم کند.@ علت دوم برای ظلم ترس هست بعضیها چون میترسند ظلم میکنند مثل اینکه ابرقدرتها از انقلاب ما میترسند که صادر بشود به کشورهای دیگر و کشورهای دیگر هم مثل ما مستقل بخواهند بشوند و میترسند که یک همچین اندیشهای صدور پیدا کند به کشورهای دیگر ظلم میکنند.@ همین کاری که سر مردم افغانستان دارند در میاورند که مردم افغانستان مثل ما نشوند همان بلایی که در الجزایر در میاورند دارند مردم را میکشند و قتلعام میکنند که مبادا یک موقعی مسلمانها سر کار بیایند همان کاری که در ترکیه کردند حزب رفاه را ساقط کردند که مبادا اسلامگرایی در ترکیه اوج بگیرد ترس هست.@ خدا از چه کسی میترسد؟ چه قدرتی در مقابل قدرت خدا هست؟ چه کسی میتواند برود با خدا همآورد کند بگوید خدایا ما هم کسی هستیم؟ همه قدرتها و قوتها را خدا داده هر موجودی هر توانی دارد از طرف خداست(لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم) تمام حول و قوهها از جانب خداست.@ حتی کسی هم که دارد ظلم میکند آن موشکی که دارد میفرستد اگر خدا نخواهد عمل نمیکند تمام توانها از جانب خداست خدا از کسی ترسی ندارد ضعفی در او نیست که بخواهد به کسی ظلم کند.@ علت سوم حسادت هست، حسادت به خاطر چیست؟ ریشهاش به چه برمیگردد؟ حسادت هم ریشهاش باز به کمبود برمیگردد افراد حسادت میکنند میخواهند یک کسی به یک قدرت و توان و نعمتی نرسد حسادت یعنی اینکه انسان چشم دیدن نعمت را و خیر را نسبت به کسی نداشته باشد نخواهد دیگران به خیر و پیشرفت و رشد برسند.@ چه کسی در مقابل خدا عرض اندامی میتواند بکند که خداوند نسبت به او حسادت بورزد هر کمال و هر مقامی را خداوند به بندگانش عطا کرده. ریشه آخر جهل و نادانی هست یعنی بعضیها دچار ظلم میشوند نسبت به دیگران به خاطر اینکه جاهل هستند ظلم میکنند.@ (إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بکل شیء) خداوند علیم هست جهلی در او وجود ندارد به همه چیز آگاه هست کار عبث نمیکند حکیم هست چه لزومی دارد که خداوند ظلم کند پس ما اگر بخواهیم اعتقاد پیدا کنیم به اینکه در احکام الهی نسبت به انسان ظلم شده باید یک ریشه از ریشههای ظلم را در خدا پیدا کنیم در حالی که هیچ یک از ریشههای ظلم در خدا وجود ندارد نه نیازی دارد(غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ).@ نه ترسی از کسی دارد نه حسادتی به کسی میورزد نه جاهل هست، پس اگر در احکام یک چیزهایی هست که ما فکر میکنیم که نباید باشد این ضعف ادراک ماست نه اینکه در آن احکام ظلمی به کسی شده ما باید فهممان را بالا ببریم ما باید قدرت درکمان را بالا ببریم که واقعاً این حکم برای چه اینجا داده شده.@ ولی چیزی که میتوانیم نتیجه بگیریم این هست که هیچ یک از این منابعی که در مورد ظلم عرض شد در خداوند تبارک و تعالی وجود ندارد و خداوند تبارک و تعالی اساساً و ذاتاً نمیتواند ظالم باشد خداوند کمال مطلق هست و هیچ کمالی نیست که ما تصور کنیم که در خداوند تبارک و تعالی نباشد تمام کمالات و خوبیها همه چیز در وجود خداوند تبارک و تعالی وجود دارد و معدن همه کمالات هست.@ لذا این آیاتی را که عرض کردم نتیجه میگیریم به عنوان اصل چهارم سوره مبارکه یونس آیه 44 (إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً) خداوند هرگز ذرهای به کسی ظلم نمیکند یا در سوره مبارکه نساء آیه 40 میفرماید(إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ) خداوند به اندازه ذرهای به کسی ظلم نمیکند، چرا باید ظلم کند؟ علت ندارد که خدا بخواهد ظلم کند.@ لذا بعضیها که یک همچین برداشتهایی میکنند این برای این هست که دین در آنها قوی نیست در دین ضعف دارد در عقائد و فهم ضعف دارند، آی خدا تو چرا برادر من را کشتی یا چرا پدر من باید بمیرد، تا یک مصیبتی به انسان میرسد قرآن میفرماید تا به انسان یک نعمتی میرسد میگوید عجب خدا لطف کرد لطف خدا بود الحمدلله.@ (فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ) موقعی که خداوند انسان را آزمایش میکند(رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ) اکرامش میکند به او نعمت و رزق میدهد میگوید خداوند اکرام کرد(وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ) تا یک مقدار اوضاع به او تنگ میشود شروع میکند داد و بیداد و گله کردن به خدا.@ بعضیها قهر میکنند من دیگر نماز نمیخوانم من دیگر روزه نمیگیرم این برای این هست که در ما ضعف وجود دارد و واقعاً حقیقتاً با این اصل پیوند نخوردیم. بحث بعدی این هست که نه تنها خداوند به کسی ظلم نمیکند بلکه حکیم هم هست کار عبث نمیکند و بلکه خداوند احکامش را نه فقط از روی عدالت بلکه از روی مهربانی به خلق خودش عطا خواهد کرد.@ لذا اصل پنجم میفرماید(إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ) خداوند نسبت به مردم رئوف و مهربان هست یعنی بندگانش را دوست دارد احکامی که برای بشر میفرستد از روی رأفت و رحمت هست که این احکام را میفرستد خداوند خالق هر چیز هست به هر چیز عالم هست حکیم هست یعنی کار عبث نمیکند ظلم نمیکند و بلکه مهربان به بندگان خودش هست.@ یک خدایی که اینچنین هست چه کسی بهتر از این خدا برای برنامهریزی، هم ما را میشناسد هم دوستمان دارد هم برای رأفت و خیر ما را آفریده خیر ما را میخواهد به ما ظلم نمیکند کار عبث هم انجام نمیدهد چه کسی بهتر از خدا برای اینکه برای بشر قانون و برنامه و دین بفرستد که انسان از آن تبعیت بکند.@ در ماه مبارک رمضان خداوند تبارک و تعالی چیزهایی را بر انسان حرام میکند که انسان در ساعات مشخصی از سحر تا افطار کارهایی را انجام ندهد اگر خوب دقت کرده باشید تمام چیزهایی که خدا حرام کرده مربوط به جنبه طبیعت و حیوانیت انسان هست هر چیزی را که خدا حرام کرده مربوط به ابعاد حیوانی بشر هست.@ در حج هم همینطور هست در حج هم آن 24 چیزی که حرام هست چیزهایی هست که با جنبههای بدنی و طبیعی ما سروکار دارد هیچ کدام از ابعادی که در حج یا در ماه مبارک رمضان حرام میشود ابعاد فوق حیوانی ابعاد انسانی نیست.@ مسائلی هست مربوط به جنبههای طبیعی و طبیعت انسان و حیوانیت انسان هست آن بُعد حیوانی انسان هست، چرا خداوند تبارک و تعالی این کار را میکند؟ این را باید در هدف خلقت بررسی کرد.@ هدف خلقت این هست که انسان با تبعیت از دین خداوند تبارک و تعالی بتواند آن صفات الهی را کمالات الهی را در خودش جلوه بدهد و خودش مظهر آن صفات بشود و از سطح حیوانیت آن پستی حیوانیت پرواز کند و به اوج انسانیت قدم بگذارد به کمالات عالی برسد کمالاتی که در مغز هیچ کس خطور نمیکند.@ کمالاتی که خداوند تبارک و تعالی برای انسان در نظر گرفته کمالات عالی و بینهایت، برای اینکه به آن کمالات برسد باید بتواند به مجموعه کششهایی که او را در طبیعت نگه میدارند غلبه کند یعنی مجموعه نیروهایی که دست و پای او را میبندند و در طبیعت و حیوانیت نگه میدارند و مانع پرواز انسان به جایگاه اصلی خودش و به سوی مقصد اصلی خودش میشود به اینها باید غلبه کند.@ در طول سال عبادتهای زیاد، روزههای مستحبی، کارهای خیر را دائماً وضع کرده که انسان با انجام عبادت با کارهای خیر حالت چسبندگیاش را نسبت به طبیعت از دست بدهد به طبیعت نچسبد با انفاق، نماز خواندن، روزه مستحبی گرفتن، نیکی کردن.@ دائماً احکام الهی یک سلسله احکامی هست که میخواهد انسان را از طبیعت بکَند نگذارد ما به این طبیعت و بُعد حیوانی بچسبیم ولی یک ماه را در سال تمرین اینطوری میدهد یعنی یک تمرین سراسری و عمومی میدهد و یک دعوت کرده یک ضیافتی کرده به نام ضیافت الهی، ضیافۀ الله(دُعیتُم إلی ضِیافَۀُ الله) دعوت شدید در این ماه به میهمانی خدا.@ میهمانی خدا یعنی چی؟ چه کسی میخواهد در میهمانی شرکت کند؟ بُعد حیوانی ما؟ نه فقط همان بُعدی که شبیه خداست از جنس خداست(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) آن بُعد شباهت به خدا دارد یعنی همان روح الهی.@ بُعدی که از او در ما دمیده شده او میخواهد در میهمانی شرکت کنی برای اینکه در میهمانی بتواند شرکت کند باید بتواند دست از این لباس طبیعت بردارد این طبیعت را رها کند تا بتواند پرواز کند لطف کرده همه را دعوت کرده برای همه کارت دعوت فرستاده.@ وقتی کارت دعوت میفرستد عواملش را هم میفرستد به ما کمک میکند که ما بتوانیم در این میهمانی شرکت کنیم میگوید جبراً تمام چیزهایی که به بُعد حیوانی شما مربوط هست در این ساعتها حرام، که ما دیگر خیالمان راحت باشد از صبح تا شب کاری با این امور نداریم وقتی نداشتیم آنوقت دائماً غذاهای عالی به شما میدهد که شما را تقویت کند و شما بتوانید بکَنید و حرکت کنید.@ میگوید قرآن و دعا بخوانید و ذکر بگویید تا شما بتوانید بالا بیایید آن امور را حرام میکند میگوید دست به آنها نزنید تا تو دیگر آزاد باشی میدانی که دیگر با این چیزها کاری نداری روحت آزاد میشود و میتوانی پرواز کنی و به آن مقصد اصلی که میخواهی برسی برسی.@ دائماً هم تقویتت کرده با عبادت با اعمال خیر با ادعیه با فرستادن قرآن که این روح این جنبه فوق حیوانی قوی بشود و بتواند پرواز کند و در آن ضیافت شرکت کند وقتی این ماه ماهی هست که انسان شبیه فرشتهها میشود و بلکه باید از فرشتهها هم جلوتر برود ولی حالتهای انسان حالت فرشته است مثل فرشتهها غذا نمیخورد بعد هم گفت روزه روزه حسابی باشد.@ علی(ع) فرمود روزه یعنی اینکه انسان تمام حواس پنجگانهاش روزه باشد فکر و خیالش هم روزه باشد یعنی در فکرش و خیالش گناه راه ندهد صحنه حرام راه ندهد به امور حیوانی فکر نکند تا بتواند بکَند و در این پرواز و ضیافت شرکت کند اگر ان شاء الله ما این کار را بکنیم و بفهمیم که اصلاً فلسفه این روزه چه هست و چرا ما باید روزه بگیریم آنوقت روزه برای ما خیلی شیرین میشود.@ در مورد شبها و روزها این دعاها که وارد شده حتماً بخوانید قرآن حداقل روزی یک جزء را قرائت کنید شبها دعای افتتاح هست دعای افتتاح بسیار مضامین زیبا و عالی دارد و آن چیزی است که حقیقتاً انسان به آن احتیاج دارد.@ این دعای افتتاح را هر شب آنها که عربی بلد نیستند فارسی بخوانید یک دعای دو سه صفحهای هست که یک ربع 20 دقیقه طول میکشد یک دعا هم قبل از افتتاح هست حدود سه تا دعای کوچک هم و بسیار مضامین جامع و زیبا و عالی دارد بعد از دعای افتتاح هست مجموعش نیم ساعت میشود اما نیم ساعتی که شما پرواز میکنید.@ اگر این دعا را التزام داشته باشید شبها که در مسجد جمع میشوند این دعا خوانده شود و بقیه هم بخوانند به معنیاش توجه شود لااقل اگر نشد شبهایی که جمع میشوند برای عبادت مثل لیالی قدر این دعا خوانده شود دعای خیلی خوبی هست و دو رکعت نماز هست که هر شب وارد شده بسیار نماز زیبا و خوبی هست بسیار پرمحتوا و سازنده است.@ نکته بعد این هست که اطرافیان و فامیلها، دوستان، گذشتگان، اموات، اساتید، شاگردان، همسایگان را فراموش نکنید دائماً برای اینها هم دعا کنید و من هم از شما شدیداً التماس دعا دارم و شما را دعا خواهم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@