جلسه 018 - راه‌شناسی
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1376
ماه
9
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - راه‌شناسی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته بحث ما به اینجا رسید که انسان برای رسیدن به خوشبختی و سعادت شناختهای لازم را جهت تهیه یک برنامه منظم و کافی برای خود ندارد نه جسمش را توانسته کامل بشناسد و نه روحش را و نه روابط جسم و روح را توانسته بشناسد و نه طبیعت را شناخته و نه ارتباط بین خودش مجموع روح و جسمش با طبیعت.@ امروز بیشتر توضیح میدهیم در مورد ضعف قوای ادراکی بشر، بشر یکی از مهمترین دستگاهها و قوای ادراکیش حس هست اصولاً تا حس نباشد انسان تشکیل ذهن نمیدهد یعنی بچه که وقتی متولد میشود موقع تولد دارای ذهن نیست فقط یک قوه و استعدادی دارد.@ به وسیله احساسهای پیدرپی هست چه سمعی و چه بصری چه از طریق ذائقه چه از طریق لامسه و شامه این احساسها با دیدنهای مکرر شنیدنهای مکرر و سایر احساسات به مرور زمان تشکیل ذهن میدهد و دارای ذهن میشود و بعد از اینکه معلومات ذهنیش قوی شد میتواند با استعدادهای باطنی و قوهای که دارد و خداوند در او نهاده چیزی را به نام عقل در خودش ایجاد بکند و فعال بکند.@ عقل هم به جز یک سلسله کلیات فطری که خداوند به او تعلیم کرده در او وجود دارد چیز دیگری ندارد یعنی سایر چیزهایی که دارد از طریق محسوسات عمل میکند به وسیله محسوسات و تجربیات و تحصیل علم و دانش هست که عقلش به مرور زمان رشد میکند و تکامل پیدا میکند.@ پس بعد از گذشتن زمان دارای دو قوه ادراکی خواهد شد یکی احساس یا حس و یکی هم عقل در مورد احساس بشر این را هم قبلاً گفتیم که بشر احساساتش احساسات قوی نیست یعنی خیلی محدودیت دارد بسیاری از حیوانات هستند که از انسان در احساسات پنجگانه قویتر هستند.@ انسان برای دیدن اشیاء فقط یک طول موج مشخصی، رنگهای مادون بنفش و ماورای قرمز را میبیند و دیگر از مادون قرمز و ماورای بنفش چیزی را احساس نمیکند چیزهایی هستند که دیدنی هستند اما بشر نمیتواند ببیند.@ طول موج مشخصی را چشم بشر میبیند گوشش هم فرکانس مشخصی را میشنود از 20 تا 20 هزار فرکانس را میشنود و صوتهای کمتر از 20 یا بیشتر از 20 هزار فرکانس را نمیشنود در حالی که این اصوات وجود دارند صداهای زیادی اطراف ما وجود دارد که ما نمیشنویم.@ بسیاری از امواج و چیزهای دریافت کردنی وجود دارد که ما نمیتوانیم درک بکنیم اما اگر بشر خودش را به دستگاههایی مجهز بکند میتواند همینطوری نمیتواند این کار را بکند حتی دستگاهها را هم که به کار میگیرد معمولاً از دیدن تعدادی از رنگها و شنیدن مقداری از صداها هنوز هم عاجز هست نمیتواند این محدودیت حس بشر هست.@ در مورد بویایی همینطور، در مورد لامسه همینطور، در مورد چشایی همینطور نمیتواند بعضی از حیوانات هستند که توانشان از انسان بسیار بالاتر هست از نظر قدرت بدنی اینکه مورچه پنجاه برابر وزن خودش را تحمل میکند ما دو برابر هم شاید نتوانیم تحمل بکنیم.@ و از نظر بویایی میبینید که سگ فوقالعاده قوی هست انسان خیلی ضعیف هست از نظر دیدن عقاب، جغد حیوانات دیگر هستند که از انسان بسیار قویتر میبینند ولی انسان خیلی ضعیف هست از نظر گوش باز میبینید که حیوانات سگها، خفاشها از انسان خیلی قویتر هستند و انسان از نظر قوای حسی کلاً یک حیوان ضعیفی هست خیلی قدرت ندارد حیوانات دیگر از انسان به مراتب در این جهات حواس قویتر هستند.@ در مورد عقل هم همینطور عقل بشر با توجه به سوابق زیاد علمی بشر و سابقه تفکراتی چند هزار ساله هنوز هم نارساییهایی دارد و محدودیتهایی دارد یکی به خاطر اینکه عقل از طریق حواس معمولاً تغذیه میشود و حواس هم محدود و ضعیف هستند.@ و اینکه عقل فقط در محدوده کلیات میتواند عمل بکند در مورد جزئیات راه و روش زندگی انسان و در مورد بسیاری از بایدها و نبایدها عقل راه به جایی نمیبرد عقل فقط میتواند فرمولهای کلی به ما بدهد و در مورد فرمولهای جزئی زندگی نمیتواند خیلی دخالت بکند.@ یعنی عقل معمولاً به کلیات راه سعادت و خوشبختی پی میبرد اما نمیتواند برنامهریزی دقیقی بکند و بگوید شما در هر مرحله و در هر شأن از شئون زندگیتان چگونه عمل بکنید انسان به خاطر گستردگی روابطش در جنبههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، فردی، خانوادگی اینها روابط کاملاً متفاوتی با هم دارد.@ و عقل نمیتواند تکلیف انسان را و بایدها و نبایدهای زندگی او را آنطور که به سعادتش منجر بشود در همه این زمینهها برای بشر مشخص بکند فقط میتواند یک کلیاتی را به بشر بگوید اما از دادن فرمولهای جزئی و حساس و برنامهریزی دقیق عقل عاجز هست نمیتواند همچین کاری را بکند.@ مثلاً بیاید در مورد مسائل نظامی همه جزئیاتی را که لازم هست انسان بداند به شما بگوید نمیتواند بگوید در مورد مسائل سیاسی همه جزئیات نوع روابط، کیفیت برقراری روابط، تمام سیاستهایی که انسان باید در مسائل یک کشور یا یک امت باید در مسائل سیاسیش رعایت بکند به شما بگوید عقل نمیتواند فقط کلیات را میتواند به شما بگوید فرمولهای کلی به شما بدهد.@ در مورد مسائل خانوادگی باز جاهایی لنگ میزند در مورد مسائل اجتماعی همینطور، به هر حال قانونهای جزئی را عقل نمیتواند به شما بگوید در حالی که ما در زندگی جدای از دستورالعملهای کلی به دستورالعملهای جزئی احتیاج داریم این خیلی اهمیت دارد یعنی باید راهنمای دیگری هم باشد تا ما را بتواند غیر از عقل کمک بکند به هر حال بشر این محدودیت را دارد از نظر عقلی.@ نکتهای که در مورد جزئیات باید بگوییم به عنوان مثال میگویم: فرض کنید شما یک دستگاهی را دارید مثلاً مثل همین دستگاه دِک صدابرداری که اینجا هست یا دستگاه آمپریفایر شما یا اِکوی شما تلویزیون شما اتومبیل شما، انسان در برخورد با یک دستگاه و با یک مکانیزم با یک نظام با یک سیستم احتیاج دارد سه نوع اطلاعات را داشته باشد.@ یک سلسله اطلاعات برای شروع بهرهبرداری هست از آن دستگاه مثلاً شما وقتی میخواهید از این دستگاه استفاده کنید میبینید که حدود 50 تا 60 تا دکمه روی این دستگاه هست باید بدانید که هر کدام از این دکمهها چه کاری میکند و چه ربطی به کار دستگاه دارد و چطوری باید از اینها استفاده کرد.@ معنی هر کدام از این دکمهها و علامتهایی که روی این دستگاه گذاشته شده چیست که اشتباه نکنیم و دستگاه هم با دستگاه فرق میکند مثلاً شما در یک اتومبیل توجه بفرمایید مثلاً اگر ماشین شما پیکان باشد وقتی وارد آن میشوید میخواهید به جلو بروید دنده یک را بالا میزنید.@ ولی این همیشه فرمول کلی نیست وقتی در ماشین دیگری وارد میشوی باید به جای دنده یک مثلاً شما سوار ماشین سیمرغ میشوید باید پایین بزنید تا دنده یک شما باشد لذا این را شما نمیدانید سازنده دستگاه باید به شما بگوید که این را اینطوری شروع بکنید بعد میخواهید دنده عقب بگیرید.@ مثلاً در پیکان شما به منتهیالیه سمت راست میگیرید و بعد دنده را به پایین میکشید یا به منتهیالیه سمت چپ میگیرید به پایین میکشید ولی مثلاً در یک ماشینی مثل گالانت شما میخواهید سوار بشوید در گالانت حتماً دنده را اول به پایین فشار بدهید تا آزاد بشود بعد بتوانید کاری بکنید.@ یعنی عمود مستقیم فشار بدهید پایین و بعد آن را حرکت بدهید یا بعضی از دندهها باید آن را به بالا بکشید و بعد بتواند حرکت بکند به اینطرف و آنطرف ببرد لذا فرق دارد شما باید از سازنده بپرسید مثلاً وقتی میخواهی برفپاککن را روشن بکنی بخاری را روشن بکنی کولر را روشن بکنی ساساتش کدام هست فندکش کدام هست رادیویش کدام هست ضبطش کدام هست.@ مثلاً در خود رادیو ضبط میبینید 20 ـ 30 تا دکمه هست در هر رادیو فرق میکند با همدیگر شما باید این را از سازنده آن یاد بگیرید که ما الان که میخواهیم شروع بهرهبرداری ما هست از این چگونه استفاده بکنیم بعد که شروع بهرهبرداری شد شما قسمت دوم اطلاعاتی که نیاز دارید ادامه بهرهبرداری هست در طول زمان، اینجا هم شما احتیاج به سازنده دستگاه دارید که او به شما بگوید.@ مثلاً میگوید شما اگر ماشین لباسشوییتان را روشن کردید باید به فاصله نیم متر تا یک متر هیچ چیز اطراف ماشین لباسشویی نباشد تلویزیون شما اگر بخواهد روشن بشود در این شرایط خاص مطلوب میتواند کار بکند و در غیر این شرائط کار کردنش به درد نمیخورد یا مضر هست.@ یا یخچال اگر بخواهد کار بکند باید تراز باشد و این مقدار برق به آن برسد اینها در طول استفاده چندین و چند سالهای که از یک دستگاه میخواهید بکنید مثلاً اتومبیل شما به شما میگوید که هر 900 کیلومتر 800 کیلومتر 1000 کیلومتر یکبار باید روغنش را عوض بکنید هر مقدار کیلومتر باید لاستیکهایش را عوض بکنید این چیزی هست که شما در طول استفاده از یک دستگاه احتیاج دارید که بدانید.@ سومین اطلاعاتی را که ما در برخورد با یک دستگاه به آن احتیاج داریم تعمیرات هست اصلاح بعد از خرابی هست یک موقع هست دستگاه از کار میافتد خراب میشود باز هم برای تعمیرش شما محتاج به سازنده آن دستگاه هستید که این دستگاه الان عیبش این هست این کار را نمیکند این را ما چطوری مشکلش را حل بکنیم؟.@ کارشناس کسی که دستگاه را میشناسد و مکانیزم و نظام آن دستگاه را میشناسد و به شما میتواند بگوید که این حالا که خراب شده چکارش باید بکنید که درست بشود ممکن است بعد از اینکه همه فهمیدند بتوانند تعمیرکارهایی که کارهای تعمیراتی انجام میدهند در جاهای مختلف شهر هستند که کارهای تعمیراتی انجام میدهند بتوانند ولی همیشه اطلاعات اولیه را سازنده میدهد.@ مثلاً یک دستگاه شما از خارج میخرید میآورید بعد سیم برق دارد شما آن را به برق میزنید میبینید دستگاه سوخت بعد تعجب میکنید میگویید دستگاه سالم است نو است من خریدم چرا دستگاه سوخته.@ بعد که راهنمایش را میخوانید میگوید این دستگاه حتماً احتیاج به یک تبدیلکننده و آدابتور دارد برق 220 ولت برایش مضر است تا میزنی میسوزد احتیاج به یک تبدیلکننده دارد که میزان برقی را که در دستگاه میدهد کم بکند در کشور ما 220 ولت کار میکند ولی معلوم نیست که این دستگاه که در کشور ما با 220 ولت کار میکند در کشور دیگر با همین برق کار بکند میسوزد.@ لذا این سازندهاش هست که باید به شما بگوید من این چیزی که در این کار گذاشتم این با این برق کار میکند با برق دیگری کار نمیکند پس ما در سه مرحله یکی شروع بهرهبرداری یکی ادامه و استمرار بهرهبرداری یکی تعمیر و اصلاح بعد از خرابی نسبت به یک دستگاه احتیاج به اطلاعات داریم این اطلاعات را از طریق سازنده آن دستگاه کسب میکنیم.@ در برخورد با خودمان به عنوان یک انسان میبینید که شروع کار یک انسان که این انسان اصلاً چطوری تکوّن پیدا میکند همان محیطهایی که قبلاً توضیح دادم مثلاً محیط قبل از تولدش باید چطوری باشد که این بچه باید خوب باشد اینها چیزهایی هست که ما نمیدانیم.@ سازنده بشر باید به ما بگوید که این نطفه در چه شرائطی خوب هست و تشکیل میشود و باید تشکیل بشود مثلاً کدام شبها تشکیل نطفه خوب هست کدام شبها تشکیل نطفه بد هست چه ساعاتی خوب هست چه ساعاتی بد هست پدر مادر قبل از تشکیل نطفه باید چه غذاهایی را خورده باشند یا چه غذاهایی را نخورده باشند افکار پدر مادر در آن حین باید چطوری باشد.@ مثلاً نور اتاق رنگ اتاق و حالتهای دیگری که باید در نظر گرفته بشود بسیاری از این چیزها در تشکیل یک نطفه مؤثر هستند بعد که بچه متولد میشود کسانی که نمیدانند چه بسا اشتباهاتی بکنند و بچه دیوانه بشود ناقص به دنیا بیاید بیمار به دنیا بیاید مریض روانی بشود این بچه مشکلات ژنتیکی داشته باشد و خیلی مسائل دیگر.@ پس این که شروع کار انسان از کجا باید شروع بشود و چطوری تکوّن پیدا میکند پدر مادر وقتی میخواهند این کار را انجام بدهند با یک دستگاهی روبرو هستند یعنی وقتی میخواهند ازدواج بکنند میدانند که حاصل این ازدواج یک فرزند هست.@ پس فرزند چطوری باید این شروع بشود خلقش و ایجاد بدنیش، وظیفه پدر مادر در ساختار این بدن چیست؟ این وظائفی هست که باید بلد باشد، چه کسی این را باید به ما بگوید خودمان همینطوری میفهمیم؟ نه، هزار تا عاقل هم بنشینند مدام فکر بکنند سالها و سالها بنشینند فکر بکنند که این بچه در چه شرائطی باید باشد نه این کافی نیست.@ او که دارد میسازد باید به ما بگوید او که ساختار این بچه را تنظیم میکند و با نظام این طبیعت و با نظام مناسبی که میتواند یک نطفه در آن رشد بکند او باید به ما بگوید و الا بشر این همه علمش هم پیشرفت کرده پزشکی دارد مسائل ژنتیکی دارد حتی مهندسی ژنتیک دارد اما هنوز خیلی از مسائل هست که برایش گنگ هست این را دین به شما میگوید.@ دین به شما میگوید که اگر فلان شبها اقدام به تشکیل نطفه بکنید بچه دیوانه خواهد شد یا فلان شرائطی که مادر یا پدر دارد اگر اقدام به تشکیل نطفه بشود بچه دیوانه و مریض میشود این را دیگر عقل نمیتواند پی ببرد.@ علم هم نمیتواند پی ببرد یعنی بیاید زمان را برای شما مشخص بکند بگوید در این زمانها مناسب است اگر هم بخواهد پی ببرد بسیار بسیار طولانی خواهد بود پی بردن علم، چیزهایی هست که پشت پرده هست و رازهای خلقت هست که باید خالق و آن کسی که این دستگاه و این نظام را ساخته او باید ما را راهنمایی بکند.@ در مورد بقیه بدن که این بدن را چکار بکنیم که رشد مناسب بکند از نظر هوشی از نظر عقلی از نظر سلامت و قیافه و ظاهر از نظر دین از نظر اخلاق و مسائل مختلف و چکار کنیم که مریض نشویم دین کارش این هست باید به ما بگوید این چیزهایی که نیاز داریم باید به ما بگوید.@ در طول استفاده از یک دستگاه چکار باید بکنیم که این دستگاه به نفعش باشد و مریض نشود اسلام سیستمش غیر از سیستم وضعیتی هست که در دنیا حاکم است دنیا الان دائماً دارد بیمارستان میسازد پزشک تربیت میکند اسلام بیمارستان ندارد اسلام بهداری دارد در بیمارستان مریضیها را درمان میکنند.@ در بهداری به شما میگویند که چکار بکنید که اصلاً مریض نشوید به شما راه مریض نشدن را یاد میدهد میگوید این پیشگیریها را بکنید هرگز مریض نمیشوید این پیشگیریها را بکنید زخم معده نمیگیرید این پیشگیریها را بکنید چشم درد نمیگیرید این پیشگیریها را بکنید سردرد نمیگیرید و روش برخورد با یک دستگاه هم همین است.@ مسئله درمان مسئله سوم است مسئله درمان این هست که این بدن آمدیم مریض شد وقتی مریض شد و آسیب دید چکار بکنیم خوب بشود این را هم باید سازنده دستگاه به ما اطلاع بدهد که اگر این دستگاه مریضی پیدا کرد فرض کنید یک نفر افسرده شد ناراحت شد در چه شرائطی چه درمانهایی برای بشر بخصوص در جنبه روحانی که اصل و حقیقت بشر هست وجود دارد.@ بشر در این سه مرحله در رابطه با برخورد با خودش ناتوان است نه شروع قضیه را خوب بلد است چکار بکند نمونهاش این همه بچههای ناقصالخلقه که دارند هنوز به دنیا میایند با مشکلات، نمونهاش این هست که هر ماه دو سه تا بیماری ارثی تازه کشف میشود.@ اینها به خاطر این هست که بشر بلد نبوده با این بچه و شروع تشکیل نطفه چکار بکند و شرائط لازم برای تشکیل یک نطفه را بشر نمیدانسته و بیماریهای ارثی مختلفی سراغ این بچه آمده یا بیماریهای غیر ارثی، در مورد درمان خودش هنوز خیلی چیزها را بشر را نمیداند که مثلاً این بدن را چطوری نگه داریم که خوب باشد.@ ولی سازنده اینها را به شما گفته سازنده به شما گفته گوشت را چطوری بخورید چه موقع بخورید میوه را چطوری بخورید غذا را چطوری بخورید سر سفره چطوری بنشینید چطوری غذا را طبخ بکنید همه اینها را توضیح داده در تعلیماتی که توسط انبیاء و ائمه(ع) آمده وجود دارد.@ در مورد اصلاح بعد از خرابی هم تا حدودی به ما گفتند ولی مثلاً یک بدن مریض بشود مثلاً یک کسی آپاندیس داشته باشد لوزه داشته باشد چشم درد داشته باشد سردرد داشته باشد تا حدودی در مسائل دینی آمده و بقیهاش واگذار شده به خود انسان و بیشتر تأکید در دین این هست که شخص مریض نشود تا مجبور به درمان باشد.@ به هر حال بشر چه از نظر حسی و چه از نظر عقلی علومش بسیار ناچیز هست و نمیتواند آن مایحتاج این دستگاه را در سه مرحله شروع بهرهبرداری استمرار بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر و درمان بعد از خرابی و بیماری تأمین بکند اینها را نتوانسته تأمین بکند.@ مثال زدم در محیط قبل از تولد، محیط دوران جنینی و بارداری نمیتواند و در بعدش هم هنوز علم و آگاهی بشر کافی نیست مطلب بعد این هست که عقل بشر آفاتی تهدیدش میکند که اینها قابل تأمل هست که به این آفات عقل توجه بکنیم.@ مثلاً حبّ و بغضها یکی از آفات عقل هست عقل هر چقدر هم سالم و قوی باشد وقتی دچار حبّ و بغض میشود از کار میافتد یعنی انسان نمیتواند از عقلش خوب استفاده بکند پیامبر میفرماید که در مورد اینکه عقل توسط چه چیزهایی کور میشود.@ در مورد نقش محبّت حبّها دوست داشتنها عشقها در کوری عقل و از بین بردن عقل میفرماید که(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصِم) علاقه و عشق تو به یک چیزی تو را نسبت به عیبهای آن چیز کور و کر میکند یعنی نمیگذارد درست بفهمی که باید چکار بکنی هر چقدر به شما بگویند که این عیب دارد ضرر دارد نمیفهمید.@ مثلاً به آدم بزرگها میگویی که چربی برای تو ضرر دارد دکتر به تو گفته چربی خونت بالا رفته بخواهی ادامه بدهی مشکل هست قند برای تو ضرر دارد نمیتوانی شیرینی بخوری اگر ادامه بدهی بعد باید دستت را قطع بکنند پایت را قطع بکنند چشمت کور میشود یا نهایتاً به قلبت میزند تو را میکشد قند خیلی خطرناک است.@ طرف میبینی عقلش به او میگوید اینها را نخور ولی علاقهاش به خوراکی نمیگذارد یواشکی شده دور از چشم خانواده اگر در خانواده رژیم را رعایت بکند وقتی از خانه بیرون رفت میبینی سر از کلهپاچهای و چلوکبابی و ساندویچی درآورد.@ ما پدرمان برایمان تعریف میکرد میگفت که یک همکاری داشتیم این مشکل داشت و چربیها و این چیزها برایش ضرر داشت دکتر هم گفته بود که اصلاً نباید بخورد و فوقالعاده خطرناک است مثل سم برایش میماند.@ میگفت این خیلی علاقه به کلهپاچه داشت و میخورد وقتی هم میخورد کارش به بیمارستان کشیده میشد چند هفته در بیمارستان باید میخوابید درمان میکرد و میآمد بیرون تازه حالش یک ذره بهتر میشد.@ میگفت یک موقعهایی میگفت دیگر طاقت ندارم میگفت قابلمه را میگذاشت کلهپاچه را بار میگذاشت بعد شروع میکرد به خوردن و میگفت زنگ بزنید آمبولانس بیاید یعنی میخورد و میافتاد میگفت زنگ بزنید آمبولانس بیاید آمبولانس میآمد این را برمیداشتند میبردند.@ چند هفته بیمارستان دوباره میامد چند وقتی حالش خوب بود یک موقعی میدیدیم طاقتش تمام شده بود دیگر نمیتوانست خلاصه میرفت پاچه و کله و زبان همه چیز میگرفت میآورد و این بیچارهاش میکرد.@ این عقل میگوید علم میگوید ضرر دارد سیگار همه میدانند ضرر دارد علم هم ثابت کرده که ضرر دارد ولی خیلیها هستند نمیتوانند این او را کور و کر میکند یعنی نمیفهمد که این ضرر دارد نه اینکه نفهمد نمیتواند این عیبی که روی این سیگار هست مؤثر باشد برای اینکه این نکشد ضرری که دارد علاقه به یک چیز اینطوری هست.@ مثلاً یک نفر میگوید آقا این کار برای شما خوب نیست این کار برای شما زشت است ولی این چون در آن لذت میبرد هر چه نصیحت میکند نمیتواند، علاقه پیدا کرده چون از آن دارد لذت میبرد علاقه پیدا کرده ول نمیکند میگوید آقا واقعاً این کار به مصلحت شما نیست پدر و مادر میگویند امام جماعت مسجد میگوید معلم میگوید از تلویزیون میگویند اصلاً نمیتواند چون حبّش در دل انسان افتاده.@ علی(ع) میفرماید(کَیفَ یَنتَفِعُ بِالنَصیحَۀ مَن یَلتَذُّ بِالفَضیحَۀ) چگونه کسی نصیحت را میفهمد و از نصیحت استفاده میکند کسی که از فضاحت و گناه لذت میبرد شما یک نفری که از گناه لذت میبرد به او بگو این ضرر دارد این جهنم دارد این آخرت را به خطر میاندازد نمیتواند خوب بفهمد.@ مگر اینکه خیلی عقلش زیاد بشود مگر فطرتش یک مقدار زنده بشود مگر حبّ خدا و دین خدا یا ترس از آخرت در دلش بیفتد وگر نه شما همینطوری به او بگو این ضرر دارد گوش نمیکند انتفاع و سود از نصیحت نمیبرد هر چقدر شما نصیحت بکنید فایده نخواهد داشت چون به تعبیر پیغمبر علاقه تو به یک چیزی تو را کور و کر میکند.@ میگویی آقا این فیلمها نگاه کردنش حرام است شما نسبت به چیزی که داری نگاه میکنی قیامت باید جواب بدهی(إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً) چشم گوش و قلب از آنچه که ادراک میکند روز قیامت مسئول است که چرا نگاه کردی چیزی را که نباید نگاه میکردی چرا شنیدی چیزی را که حرام بود شنیدنش برای تو.@ هر چه میگویی فایده ندارد چون از فضیحت و آلودگی و معصیت خدا لذت میبرد علاقه که میافتد مغز دیگر کار نمیکند عقل دیگر کار نمیکند(یُعمی وَ یُصِم) کور میکند و کر میکند نه میگذارد عیبهایش را ببینی و نه میگذارد عیبهایش را بشنوی هر چه هم میگویند از این گوش میرود و از آن گوش در میاید برای اینکه در دل علاقه افتاده و بیشتر آدمها به خاطر همین علاقههای کاذب و غیر معقول بدبخت و بیچاره شدند.@ در ازدواج توصیه میکنیم به جوانان به دخترخانمها به آقاپسرها که اول عقلتان را کار بیندازید ببینید واقعاً ازدواج یعنی چی چه تکلیفی هست چه مسئولیت آخرتی به گردن انسان میاید بعد بروید بر مبنای مصالح آخرتیتان و مصالح دنیویتان تا بینهایت بروید انتخاب همسر بکنید.@ نه اینکه اول هرزگی بکنید و در اثر این هرزگی کسی وارد دلت بشود بیتوجهی بکنی وقتی خوب طرف را دوست داشتی بعد هر چه به شما میگویند این کسی که شما برای ازدواج انتخاب کردی به مصلحت شما نیست.@ به دختر خانم میگویند این جوان به درد شما نمیخورد معتاد است لات است بیدین است بینماز است تقوا ندارد اخلاق ندارد محیط تربیتی خوبی بار نیامده خانوادهاش فاسد هستند نمیفهمد به پسر هم هر چه میگویی نمیفهمد چون(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصِم) وقتی علاقه آمد هم چشم کور میشود از دیدن عیب هم گوش کر میشود از شنیدن.@ هر چه میگویی متوجه نمیشود بعداً که ازدواج کردند رفتند سر خانه و زندگی آن حرارت خوابید و از بین رفت تازه شروع میکنند ارزیابی همدیگر الی ماشاءالله ما طلاقهای اینطوری داشتیم چون اول از روی علاقه شروع کردند بعد میخواستند عقلشان را به کار بیندازند هر وقت علاقه جلو میافتد عقل هم کار نمیکند.@ ولی ازدواج شرعی اینطور نیست ازدواج الهی و ازدواج صحیح این هست که انسان اول عقلش جلو باشد عقلش امامش باشد عقلش را به کار بیندازد بعد علاقه را خدا خواهد داد بعد هم از این روشنفکربازیها در میاورند.@ حالا یا چهار تا هنرپیشه که یا خودشان مخشان کار نمیکند یا کارگردان عقلش نمیرسد یا در این روزنامهها و مجلات شر و ور مینویسنند میخوانند که زندگی بدون عشق بیمزه است زندگی باید با عشق باشد بیعشق همه چیز بینمک است اینها عیب ندارد چیز خوبی است اما عاطفه و عشق را خدا خواهد داد.@ (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) مودت و رحمت بعد از انتخاب هست بعد از محرمیت هست این نادان فکر میکند که باید برای ازدواج اول عاشق بشود وقتی شدی تو دیگر نمیتوانی ارزیابی دقیقی از طرف مقابلت بکنی.@ وقتی هم نتوانستی ارزیابی دقیقی بکنی جلو میروی و حالا به هر بدبختی که شد ازدواج میکنید بعداً شروع میشود نقطه ارزیابی همدیگر مدام ارزیابی میکنید میبینید که نه اینجا جور در نمیاید من چی فکر میکردم چی شد بعد یواش یواش شروع میشود همینطوری مشکلات.@ بیایید ببینید در این دادگاهها چه خبر هست دختر و پسرهایی که حاضر بودند همدیگر خودکشی بکنند حالا فحش و فضیحت و بدترین حرفها را نثار همدیگر میکنند و کتککاری اصلاً آدم تعجب میکند میبیند که جوانها مثلاً سه ماه چهار ماه دو ماه یک ماه بعد از ازدواج کارشان به کتککاری کشیده.@ زن جوان آمده 21 ـ 22 سالش که طرف آنچنان او را زده که پهلویش شکسته چشمش را رفته عمل کرده دستش را زده شکسته یا برعکس زن چیزی پرتاب کرده زده چشم طرف درآمده اینطوری شده ما دیدیم که زده پای چشم مرد که چند تا بادمجان بزرگ، این مشکل درست میشود.@ این برای این هست که اینها فکر کردند که یک قاقا هست یک شکلات است که ما خوشمان آمد بگیریم بخوریم نه شما تمام زندگی دنیاییتان و تمام امور آخرتیتان بسته به یک ازدواج موفق یا ناموفق هست ازدواج نقش خیلی زیادی در دنیا و آخرت انسان دارد.@ بعد میاید میگوید که این زن اعصاب من را خورد کرده میگویم چرا؟ میگوید بچه را بد بار میاورد در خانه نه قید مذهبی دارد این بچه، نه میگذارد نماز بخواند نه تربیتش میکنید دختر بچه الان 8 ـ 9 سالش هست بیحجاب او را بیرون میبرد پای لخت بیرون میبرد.@ بعد گفتم تو آن موقع که میخواستی ازدواج بکنی فکر نکردی که این که تو میخواهی به عنوان همسر میخواهی انتخاب بکنی میتواند مادر خوبی باشد یا نه به این چیزها که فکر نکردی چند نفر جوان عاقل هستند که وقتی به یک نفر نگاه میکنند ته قضیه را نگاه بکنند.@ بگویند که این دختر فردا میخواهد بشود مادر فرزندان من و مسئولیت آخرتی اینها با من هست مرد مسئول اول خانه هست چرا فکر نکرده که این میتواند مادر خوبی باشد یا نمیتواند مادر خوبی باشد میتواند بچه را درست تربیت کند یا نمیتواند درست تربیت بکند جوانها که فکر نمیکنند.@ دختر خانم آمده میگوید آقا من میخواهم با فلانی ازدواج کنم فلانی را شناسایی کردیم دیدیم که مناسب نیست میگوییم خواهر من این مناسب نیست برای شما ایشان اصلاً به درد شما نمیخورد اصرار و اصرار به ازدواج.@ بعد چهار ماه بعد آمده آقا اینقدر کتک خوردم که نگو بیچارهام کرده کار نمیکند مفتخوری میکند وسائل خانه را میبرد میفروشد جهیزیه من را همه را برده فروخته میگویم خواهر من آن موقع مگر نگفتیم مناسب نیست فکر نمیکند.@ علاقه قبل از اینکه عقل کار بکند و شرع دستور بدهد فتنه ایجاد میکند کور میکند و کر میکند علی(ع) میفرماید(أَینُ المُحِبِّ عَمیَۀٌ عَن مَعایِبِ المَحبوب وَ اُذُنُه سَماعُون عَن مَساویح) چشم محب و عاشق از عیبهای محبوب کور است و گوشش از شنیدن ضعفها و عیبهای محبوب کر هست نمیشنود دیگر اینجا عقل کار نمیکند عقل این مشکلات را دارد.@ وقتی حبها و علاقهها میاید قبل از اینکه انسان فکر بکند مشورت بکند رضای خدا را دستور شرع را در این زمینه بفهمد عقل از کار میافتد و فقط اگر بخواهد بر طبق علاقه عمل میکند بله یکی از پایههای ارتباط با یک چیزی این هست که انسان علاقمند باشد ولی همه چیز علاقه نیست مصلحت خود انسان از همه بالاتر هست بخصوص مصلحت اخروی انسان از همه بالاتر هست.@ در برقراری ارتباطات بخصوص ارتباطات انسانی همسر، دوست، همسایه، همکار، شریک اول رضای خدا در نظر گرفته بشود اتفاقاً هم خدا یک قانون و سنت لا یتغیر گذاشته که هر کس بدون رضایت من با کسی رفیق بشود یا کسی را دوست بگیرد با کسی ازدواج بکند یا شریک بشود یک کاری میکنم که همان دوستش و همان کسی را که بدون اجازه و رضایت من به دوستی انتخاب کرد همان بر علیه او برگردد.@ و همان را بدخو و تند میکنم علیه او، همان را زهرمارش میکنم قانونی است که خدا در این طبیعت و فطرت گذاشته حالا بشر میخواهد بیاید برای خودش قانون اجتماعی بریزد بعد مینشیند فکر میکند این علاقههایش نمیگذارد درست قانون بریزد یعنی حبّ و بغضهایش در قانونگذاری تأثیر دارد.@ بغضها، کینهها و نفرتها و خیلی از مسائل میبینید که در قانونگذاری تأثیر دارد نمیگذارد عقل کار کند یک قانون جدید همان که جلسه قبل از آن دانشمند خواندیم گفت کسی باید برنامهریزی کند که احساس و شهوات ما را ببیند اما خودش احساس و شهوت نداشته باشد همیشه حبّ و بغضها در قانونریزیها تأثیر دارد تعصبها همینطور.@ تعصبهای قومی و قبیلگی شما ببینید چقدر از همان اولی که مسیر خلافت منحرف شد زمان پیغمبر بارها میآمدند به او میگفتند که آقا شما چرا اینقدر ایرانیها را تحویل میگیرید؟ پیغمبر فرمود من اعتماد به ایرانیها بیشتر از شما عربها هست من میدانم اینها در آینده چه نقشی خواهند داشت.@ به امیرالمؤمنین(ع) میآمدند میگفتند که آقا چرا اینقدر این ایرانیها را تحویل میگیرید چرا اینها را با ما یکی میکنید؟ حضرت فرمود که باید یکی بکنم بعد هم من ایرانیها را میشناسم اینها این فضائل را دارند از اول میگفتند عرب، این تعصب است نمیگذارد قانون بریزی.@ در قانون خلفا نگاه کنید خلیفه اول، خلیفه دوم، خلیفه سوم بخوانید ببینید چقدر عربیت نقش داشته در قانونگذاریشان بقیه هم همینطور آنهایی که قانون ریختند در سر ایرانیها بزنید به ایرانیها کارهای پست بدهید شغلهای کلیدی مواظب باشید پیدا نکنند و چیزهای دیگر.@ الان شما در فرانسه مهد آزادی به قول خودشان مهد دموکراسی ببینید چقدر تبعیض آنجا وجود دارد مسلمان اگر باشد باید حجاب نداشته باشد قانون آنها را رعایت بکنند بعد هم میگویند اینجا دموکراسی هست در آمریکا شما نگاه کنید سر سیاهپوستان چه بلایی میآورند فقط به خاطر تعصب نژادی، در سایر کشورهای دیگر هم شما بروید ببینید.@ در طول تاریخ مسئله تعصبات نژادی قومی قبیلگی زبان تأثیر دارد آمریکا ایستاده میگوید من با انتخاب فلان کس به عنوان دبیرکل سازمان ملل موافق نیستم مگر اینکه با سیاست ما هماهنگ بشود فرانسه گفته بود باید دبیرکل سازمان ملل فرانسه بلد باشد اگر زبان فرانسه بلد نباشد ما وتو میکنیم ما رأی نمیدهیم مخالفت میکنیم.@ سر مسلمانان چه دارند میآورند در طول تاریخ همینطوری بوده تعصب نمیگذارد عقل کار بکند قانونگذار وقتی میخواهد بنشیند قانون بریزد هم علاقههایش را در نظر میگیرد هم کینههایی که دارد نسبت به خیلیها در نظر میگیرد و هم تعصباتش را در نظر میگیرد و هم امیال شخصی خودش که یک طوری این قانون را بریزم که به نفع خودمان باشد ما استثناء بشویم.@ تاریخ پر است از این قانونریزیها و برای همین هم قانون بشر هر چند وقت یکبار قوانین بشری تغییر میکند شما کدام قانون بشری را در طول تاریخ سراغ دارید که تغییر نکرده باشد هر قانونی بشر ریخته بعد از یک مدت به خاطر اینکه دچار جهالتها بوده عقلش گرفتار هوای نفس بوده گرفتار تعصب بوده گرفتار جهالت بوده گرفتار حبّ و بغضها بوده.@ بعد دیده قانون ناقص است شناخت هم نداشته خیلی وقتها هم سعی کرده خودش را واقعاً بیتعصب بکند و از همه این عوامل دور بکند ولی وقتی دور کرده یک مشکل همیشه سر جای خودش بوده و آن جهالت هست جهالت نمیگذارد انسان قانون کامل بریزد یک قانون میریزد بعد میفهمد که اینجای قضیه اشتباه بوده مشکل درست میشود این وضعیت قوانین بشری است.@ قوانین بشری توأم با جهل انسان هست توأم با جهالت هست توأم با تعصبات و حبّ و بغضها هست برای همین شما یک قانون اساسی در هیچ کشوری نمیبینید که ثابت باشد در هیچ ادارهای ندیدید که بخشنامهها عوض نشود تندتند بخشنامهها عوض میشود در سازمان ملل همینطور که به قول خودشان عقلا مینشینند همه قوانین بشری همینطور هست.@ دائم عوض میشود و بشر نمیتواند با تکیه بر این معلومات اندکش که هیچ کدام از آن پنج مرحله اطلاعاتی که عرض کردیم نسبت به جسم روح رابطه جسم و روح، طبیعت و رابطه انسان با طبیعت نسبت به اینجا تکمیل نیست عقلش هم که میخواهد به کار بیندازد با مشکلات روبرو میشود این آفتهایی که عقل او را تعطیل میکند.@ نکته مهم این هست که عقل بشر خودش اگر الان ما داریم صحبت میکنیم با عقل داریم استدلال میکنیم چه کسی خودش را دارد محکوم میکند؟ عقل خودش خودش را محکوم میکند.@ عقل میگوید من توانم محدود است و نمیتوانم به تنهایی از همه رمز و راز وجود انسان ولو حس ولو تجربه ولو علوم هم به کمک من بیایند از همه رمز و راز وجود انسان هدف خلقتش آنچه که ماورای طبیعت منتظر انسان هست و راه رسیدن درست و صحیح و پیروزمندانه به آن و همچنین از رمز و رازهای طبیعت و نوع تأثیری که در سعادت و شقاوت بشر دارند خبر ندارند نمیتوانند.@ خود عقل اعتراف میکند به عقل باید به اندارهای که توانش هست اعتبار داد و بیش از توانش به آن چیزی را تحمیل نکرد بیش از توانش او را بالا نبرد آن مقداری که میتواند.@ نکته بعد تجربه تاریخ بشر نشان میدهد که اگر واقعاً عقل بشر و حس او و اطلاعات او کافی بود این همه اختلاف نظر در تعریف سعادت و خوشبختی برای بشر وجود نداشت نزدیک به سیصد نظریه در مورد خوشبختی و سعادت داده شده دهها مکتب آمده اسمهای مختلف و اینها میبینید که با هم اختلاف دارند همه مگر عقل نداشتند؟ چرا، همه مگر علم نداشتند؟ چرا، ولی موفق نبودند.@ جلسه بعد در مورد ادامه بحث ضعف قوای ادراکی بشر و بخصوص ارزیابی تاریخیش و یک ارزیابی از مکتبهایی که بشر تا به الان ارائه داده عرض میکنیم تا بعد ببینیم که واقعاً بشر برای رسیدن به خوشبختی چکار باید بکند و چه راههای دارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@