اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ من جلسه گذشته فراموش کرده بودم که وعده کرده بودم در مورد مسئله تصویف یعنی امروز و فردا کردن در استفاده از عمر و جوانی و همچنین خودسازی صحبت کنم یک بحثی را جلسه گذشته شروع کردیم که آن را تمام میکنیم انشاءالله اگر رسیدیم همین جلسه و اگر نرسیدیم جلسه آینده در مورد مسئله امروز و فردا کردن و تصویف یک بحثی را عرض خواهیم کرد.@ اگر یادتان باشد جلسه گذشته در مورد آفات استفاده از عمر گفتیم آفات را دو قسمت کردیم آفات درونی و آفات بیرونی، آفات درونی عبارت بودند از آرزوها، هوای نفس، اشتغال به لهو، و اشتغال به امور مباح و آفات بیرونی شامل محیط بودند که هم محیط خانواده را در بر میگرفت و هم محیط غیر خانواده را، دوستان و شیطان هم از عواملی بودند که آن بدهایشان یعنی دوست بد باعث عدم استفاده صحیح از عمر میشود.@ امشب یک بحثی داریم در مورد جوانی آفاتش و مزایایش و همچنین پیری، آفات پیری و مزیتهای پیری، اول از جوانی شروع میکنیم جوانی چند آفت دارد اولین آفت جوانی این هست که هوای نفس خلجانش در جوان خیلی زیاد ممکن است باشد و عوامل غفلت برای جوان زیاد هست که حواسش را پرت کنند و یادش برود کیست و عمر و جوانیش و این سرمایهاش را باید چگونه از آن استفاده بکند.@ نکته دوم این هست که جوانی خامی در آن هست و فکرهای نپخته فکرهای کارتونی زیاد هست جوان خیالپردازی زیاد میکند و همین خیالپردازیها و در خیالات و اوهام رفتن باعث میشود که فکر بکند یک فرصت خیلی زیادی دارد و نتواند درست وقتش را تنظیم بکند برای استفاده از آن.@ بعضی وقتها این فکرهای خام جوان خیلی زیاد میشود تبدیل به بیکلگی میشود به قول خودمان، چرا که پیغمبر فرمود(اَلشَبابُ شُعبَۀٌ مِنَ الجُنون) جوانی شعبهای از دیوانگی است یعنی جوانان باید خیلی مواظب باشند برای همین حضرت فرمود خداوند جوانی را که جوانی نکند دوست دارد.@ یعنی نگذارد فکرهای کارتونی و خیالات و اوهامش او را به غفلت و شیطنت و فکرهایی که با واقعیت سروکار ندارد مشغول بکند و یک جوان واقعبین باشد خوب فکر بکند عمیق فکر بکند.@ مزایایی هم جوانی دارد یکی از مزایایش این هست که یک جوان شاکلهاش تغییرپذیرتر هست روحش تغییرپذیرتر هست جوان بیشتر از افراد مسن خیر را میپذیرد لذا حضرت فرمود سرمایه تبلیغاتی خودتان را روی جوان(عَلَیکَ بِالاَحداث فَاِنَّهُم اَسرَعُ اِلا کُلِّ خَیرٍ) جوانان خیلی به خاطر اینکه قلبشان آمادگی بیشتری دارد سریعتر به سمت هر خیری جذب میشوند سرعتشان خیلی زیاد هست.@ مزیت بعدی این هست که یک جوان انرژی روحی زیادی دارد و این انرژی روحیش خیلی میتواند کمک بکند که اگر در مسیر خیر و صلاح بیفتد از این انرژی روحی کمک بگیرد برای اینکه با سرعت مدارج کمال را طی بکند.@ و یکی دیگر از خصوصیات جوانی این هست که جوانی انرژی بدنی انسان هم زیادتر هست توان جسمانی انسان زیادتر هست و میتواند بنیادهای خوبی را چه از جهات مادی و چه از جهات معنوی برای پیری خودش تحصیل بکند و بسازد.@ در مورد پیری اول آفاتش را بگویم یکی اینکه شاکله کسی که به سن 40 به بالا میرسد کمتر تغییر میکند یعنی تثبیت میشود در شاکله هر کاری که کرده قبل از 40 سالگی و در دوران جوانیش کرده و کمتر پیش میاید تحول اساسی در یک فرد 40 سال به بالا و هر چقدر بالاتر میرود ایجاد بشود.@ تحول کمتر میپذیرند و تثبیت شاکله دارند یعنی نفوذ در شخصیت یک پیر و نفوذ در شخصیت یک آدم مسن خیلی دیر صورت میگیرد اگر یک تلاشی را قرار است برای یک پیر بکنی برای یک جوان یا چند تا جوان انسان سرمایهگذاری بکند بیشتر سود خواهد گرفت پیرها ناتوانی جسمی دارند کمتر میتوانند خیلی از کارها را انجام بدهند نمیرسند خیلی از کارها را انجام بدهند به خاطر اینکه ناتوان هستند.@ پیری مزایای زیادی دارد یکی این هست که پیر تجربهاش خیلی زیاد است عاقلانهتر و حساب شدهتر عمل میکند کمتر به اشتباه میافتد کمتر به خطا میافتد تا جایی که پیامبر فرمود(رَأیُ الشِیخ اَحَبُّ اِلَیَّ مِن حیلَۀِ الشَباب) رأی و نظر یک پیر برای من محبوبتر است تا نقشههای یک جوان.@ آنچه پیر در خشت خام بیند یعنی آنچه را که جوان در آینه میبیند پیر در خشت خام میبیند اینقدر قدرت تشخیصش زیاد هست و ارزش وجودی زیادی هم پیرها دارند.@ در روایت داریم که از حضرت سؤال کردند که آقا ما دو تا اسیر دو تا بَرده را میخواهیم آزاد بکنیم اگر یک پول داشته باشیم برای خرید یک برده یکی پیر باشد یکی جوان کدامشان را آزاد بکنیم؟ حضرت فرمود پیر را بخرید و آزاد بکنید این احترام زیادی هست و ارزش وجودی زیادی که پیرها دارند.@ به هر کسانی که در اسلام ریشهشان را سفید کردند فوقالعاده ارزشمند هستند در جامعه اسلامی به قدری که حضرت فرمود خداوند به برکت پیرها عذاب را از مردم برطرف میکند به برکت ریشسفیدها عذاب را برطرف میکند او که پیر را بزرگ نمیبیند او که ریشسفید جلویش عظمت ندارد حتماً مشکل روحی دارد یا جاهل هست یا یک بیماری روحی دارد.@ در اسلام خیلی شیخ و پیرمرد و کسی که ریشش را در اسلام سفید کرده عمرش را در اسلام گذرانده جوانیش را در اسلام گذرانده فوقالعاده ارزشمند هست و باید انسان با وقار و به عنوان کسی که مدیونش هست به او نگاه بکند موجودات بسیار عزیز و ارزشمند هستند چه زنش و چه مردش و خیلی سفارش شده که احترام بزرگان و پیرها را(وَقِّروا کِبارَکُم) توقیر کنید احترام بگذارید بزرگسالانتان.@ و عذابها و بلاهای ناجوری داریم برای کسی که احترام اینها را خدای نکرده رعایت نکند تحقیر بکند یا بیادبی بکند چقدر رسم خوبی است که حتی در میان کسانی هم که دین ندارند این رسم رسم خوبی است به قول خودشان لوتیگری هست اینها باید در جامعه بماند که حتی یک جوانی که دین هم ندارد یک موقعی که با یکی پیرمرد جر و بحث میکند میگوید احترام ریش سفیدش را داشتم یعنی حریمشکنی نمیکند.@ این خیلی اهمیت دارد احترام ریش سفید خدا برایش احترام قائل هست که فرمود خداوند به برکت پیرها، کدام پیرها؟ هر پیری؟ نه پیرهایی که ریششان را در اسلام سفید کردند زحمت کشیدند در جوانی در اسلام بودند و حالا به سن پیری رسیدند بلا از امت برمیگرداند.@ خیلی ما باید احترام اینها را در دلمان جا بدهیم و واقعاً با تجلیل از بزرگان و پیرها و بخصوص پدر مادر و بقیه مردم تجلیل بکنیم از آنها خیلی با تمام وجود باید به پیرها عشق ورزید و به آنها خدمت کرد فوقالعاده دفع بلا میکند و مؤثر هست در سازندگی شخصیت انسان.@ پیرها یک مژده هم به آنها بدهم آنهایی که سنشان را در اسلام گذراندند جوانیشان را در اسلام گذارندند این خیلی اهمیت دارد ببینید خداوند تبارک و تعالی چقدر ملاحضه میکند چقدر این را رعایت میکند و مهربان هست میفرماید که بندهام که به سن پیری میرسد بدنش ضعیف میشود یک سلسله از کارها را نمیتواند انجام بدهد یک سلسله از عبادتها را نمیتواند انجام بدهد یک سلسله از کارهای خیر را نمیتواند انجام بدهد.@ میگوید ملائکه برای این ثواب کارهایی که اگر جوان بود میکرد بنویسید ثواب عبادتهایی را که اگر جوان بود میکرد بنویسید الان به بدنش که پیر هست نگاه نکنید نمیتواند بعضی از کارهای خیر را انجام بدهد.@ یک پیر هست واقعاً از صمیم دل از دنیا کَنده میگوید ای کاش من توان داشتم همراه این بسیجیان میرفتم مانور میرفتم جنگ میرفتم پست میدادم میرفتم جبهه، حقیقتاً خداوند ثواب جنگ و جهاد و جبهه و مانور را برایش مینویسد.@ یک پیری میگوید ای کاش من میتوانستم بلند بشوم عبادت بکنم ناتوان هستم نمیتوانم و خداوند ثواب همان عبادتی را که جوان هست برای جوان مینویسد برای پیرها مینویسد لذا خوش به حال کسی که عمرش را در اسلام گذرانده باشد ریشش را در اسلام سفید کرده باشد هیچی را از دست نداده.@ کسی که درست جوانی را طی کرده به سن پیری رسیده هیچی را از دست نداده نباید هم نگران باشد که من محروم شدم یا نمیتوانم خیلی از کارها را بکنم نه خداوند تبارک و تعالی به نیت کار دارد(اِنَّ الله یَنظُرُ الی قُلُوبِکُم) خداوند به قلبهایتان نگاه میکند.@ لذا از این جهت هم هیچ کس نباید از کسانی که مسن هستند یا ناتوان هستند اینها هم قابل نگرانی نیست و امیدوار باشند که خداوند به فضل خودش ثواب عبادتهای صحیح و سالم را برایشان بنویسد دیگر از خوبیهای دوران پیری این هست که دوران پیری دوران فراقت هست و این را همه پیرها درک نمیکنند.@ خیلی از پیرها با اینکه پیر میشوند حرصشان زیاد میشود ترسشان زیاد میشود اینقدر که به فکر گرفتن کوپن و در صف هستند به فکر این نیستند که از این ایام فراغت استفاده بکند ولی خیلیها زیرک هستند استفاده میکنند.@ من خودم به خیلی از پیرمردها و پیرزنهای فامیل میگویم به آنهایی هم که مکنت مالی هم دارند میگویم این پولهایتان را برای جوانها نگذارید بلند بشوید الان وقت دارید ثبتنام کنید بروید عمره بروید سوریه بروید مشهد استفاده کنید از این عمرتان، چقدر عالی هست که این ایام را به عبادت بگذرانید.@ حتی بزرگان ما اولیاء خدا علمای ما که تمام عمرشان را در علم و عبادت گذراندند به سنین بالا که میرسیدند خیلی یک مقدار زیادی را به خلوت میگذراندند و با خدا و خلوت انس میگرفتند و خیلی احتیاط میکردند و در خیلی از روابط و کارها وارد نمیشدند و زیرکانه به استفاده از عمرشان و انس با آخرت انس با معنویت انس با برزخ و قبر و قیامت میپرداختند.@ قرآن خواندن دعا خواندن ذکر گفتن خیلی اهمیت دارد که این مسنها باید قدر بدانند نکته دیگری که در مزایای پیری هست این هست که غفلت کمتری دارند آنهایی که درست جوانی را طی کردند وقتی به سن پیری میرسند همه آن خوبیهایی که جمع کردند به دردشان میخورد.@ غفلت کمتری دارند و بیشتر به یاد مرگ هستند و مواظبتر هستند آلودگی کمتری دارند و خوب میتوانند از آن استفاده بکنند این هم خیلی فشرده بود آفات و مزایای جوانی و پیری.@ نکته مهم دیگری که در آخر این بحث در مورد عمر هست در مورد عواملی که کمک میکنند به اینکه ما استفاده خوبی از عمر بکنیم یکی اینکه انسان خودش را خوب بشناسد خودشناسی باعث میشود انسان از وقتش خوب استفاده بکند.@ یعنی بداند کیست چیست از کجا آمده در کجا زندگی میکند و به کجا خواهد رفت بداند چه مسئولیتی از جهت انسانی دارد و رسالتی که در دنیا دارد چیست وظیفهای که از جهت انسان بودن در این دنیا دارد چیست خودش را با حیوان و گیاه اشتباه نگیرد عمرش را و جوانیش را صرف کمالات گیاهی و حیوانی نکند و این خیلی خوب میتواند با دقت از وقتش استفاده بکند.@ نکته دیگر شناخت زمان و مکان هست و شناخت دنیا هست کسی که دنیاشناسی خوبی دارد بلد است با عواملی که در دنیا در محیط چه از نظر زمانی و چه از نظر مکانی محاصرهاش کردند چگونه ارتباط برقرار بکند که از وقتش استفاده بکند.@ خودش را در هر رابطهای نمیاندازد با هر کسی رفیق نمیشود هر جایی نمیرود هر مسئولیتی را نمیپذیرد به هر رابطهای تن نمیدهد خیلی لطیف و ظریف هست یعنی فقط به مقداری که بتواند اموراتش بگذرد انجام میدهد و سایر وقتش و عمده استعداداتش را میگذارد برای کمالاتی که برایش آفریده شده کمالات بینهایت و ابدی.@ کسی که دنیا را نمیشناسد ممکن است آدم خیلی خوبی هم باشد بخواهد دقت بکند که از وقتش هم استفاده بکند اما وقتی دنیاشناس خوبی نیست با عوامل دنیا و مظاهر دنیا طوری ارتباط برقرار میکند که در چاله میافتد دچار اتلاف وقت زیاد میشود بلد نبوده.@ مثلاً یک در باغ سبزی به او نشان دادند فکر کرده علیآباد هم برای خودش شهری هست وارد شده دیده که چقدر عمر و استعدادش تلف شده خیلی باید دقت بکند انسان که هر ارتباط جدیدی که میخواهد برقرار بکند هر تصمیمی که میخواهد بگیرد.@ شغل، رشته تحصیلی، مکان زندگی، همسری که میخواهی با او زندگی، رفقایی که میخواهی با آنها رفت و آمد بکنی، اینها را یک طوری دقت بکنی در انتخابشان که به حرکت اصلی لطمه نزند و طوری نشود که تو را به اتلاف بکشانند آدمی که دنیاشناس هست عوامل را خوب میشناسد او میتواند از عمرش خوب استفاده بکند.@ شناخت مرگ و یاد مرگ هم از عواملی هست که بسیار در استفاده از عمر کمک میکند توجه به مرگ و ماهیتش توجه به آخرت و آخرتشناسی خیلی میتواند کمک بکند به انسان در استفاده از عمرش.@ بحثی را که وعده کرده بودیم بحث تصویف بود، تصویف یعنی امروز و فردا کردن یعنی آدم اگر قرار است تصمیمی در زندگیش بگیرد توبه بکند گناهی را کنار بگذارد مانعی را کنار بگذارد با شیطان قطع رابطه کند با خدا آشتی بکند یک برنامهریزی خوبی برای زندگیش بکند یک سیر مطالعاتی خوبی را انجام بدهد یک سیر علمی خوبی را انجام بدهد یک کار حسابی بکند مدام امروز و فردا بکند.@ تصویف از صوفه صوفه کردن میاید صوفه یعنی بعداً، مدام بگوید بعداً، فردا، بگذار این چند روز بگذرد، بگذار آن چند روز بگذرد، بگذار این کار را بکنم، بگذار دیپلمم را بگیرم، بگذار سربازیم تمام بشود، بگذار ازدواجم را بکنم، بگذار نتیجه فلان جا معلوم بشود.@ مدام برای خودش موانعی درست که منتظر است آنها تمام بشود که بگذار بروم سر کار بگذار شغلم معلوم بشود یک دفعه میبینی چندین سال گذشت و هر چه هم جلوتر میرود به گرفتاریهای بیشتری دچار میشود و نمیتواند استفاده بکند.@ یک حدیثی هست خیلی حدیث عجیبی هست از پیامبر(ص) فرمود(اِنَّ اَکثَرَ السِیاحِ اهَلِ النّار مِنَ التَصویف) بیشترین فریاد و ضجه جهنمیان از امروز و فردا کردنها بوده یعنی بیشتر جهنمیان اگر اهل امروز و فردا کردن نبودند گرفتار جهنم و عذاب نمیشدند.@ عامل بدبختی و عذاب و بیچارگی بیشتر اهل جهنم این هست که آدمهایی بودند که اراده نداشتند خوب تصمیم نمیگرفتند و مدام در کارهایشان امروز و فردا میکردند آخرت را شوخی گرفته بودند.@ یک جوانی چند روز پیش از اتریش آمده بود شیعه شده بود آقای علی هوفمَن داشتیم صحبت میکردیم یک جملهای گفت ساعتها ذهن من را مشغول کرد گفت آقا قیامت شوخی نیست این را بدانید تعارف هم نیست این را جدی بگیرید.@ میگفت اگر یک جوان بفهمد که قیامت شوخی نیست و با کسی هم تعارف ندارند و حقیقتاً همان شاکله روحی را میخواهند همان قلب سالم را میخواهند همان داراییهای روحی را میخواهند و مو را از ماست بیرون خواهند کشید میتواند از عمرش خوب استفاده بکند.@ امروز و فردا کردن دشمن خیلی بزرگی هست برای انسان که آدم زود تصمیم نگیرد قیچی نیندازد به خیلی از ارتباطات باطل، خودش را رها بکند و آزاد بکند زودتر بکشاند سر خط و راهش را بگیرد برود این خیلی خطرناک هست.@ در رابطه با عمر باید دقت بکنیم بحث ما تصویف در رابطه با عمر هست نه همه تصویف و امروز و فردا کردن، در رابطه با عمر علی(ع) میفرماید(ما مَضی مَضی) آن که گذشته گذشته دست تو که نیست تمام شد(وَ ما سَیَأتیکَ فَأَین) آن هم که آینده است معلوم نیست بیاید.@ کجاست؟ تضمینی هست که بیاید؟ نه، واقعاً یکی از ما تضمین داریم که از این مسجد سالم بیرون برویم؟ هیچ کس تضمین ندارد درصد کمی از مردم بودند که میدانستند چه موقع میمیرند خودشان را آماده کردند گروه زیادشان مریضها و سرطانیها و پیرها بودند که میدانستند نفسهای آخرشان هست دیگر راهی ندارند.@ دیگر جوان که نمیشوند که یک دفعه بلند بشوند خیلی از کارها را انجام بدهند چندتایی از آنها هم کسانی بودند که به یک نحوی اطلاعاتی داشتند که میدانستند میروند در جنگ من سراغ داشتم بچههایی که میدانستند چه زمانی شهید میشوند.@ خدا رحمت کند شهید حمید تقوینیا را که برادرش هم شهید شد این وقتی میخواستیم با هم جبهه برویم من بودم و ایشان و اخوی واقعاً ایشان خودش میدانست ما هم دیر فهمیدیم ما از تهران که حرکت کردیم میدان آزادی بود ایشان یک دفعه چهرهاش خیلی عوض شد.@ من به اخوی گفتم که ببین صورت حمید عوض شده خیلی عجب هست آن موقع هم اصطلاح بچهها این بود که میگفتند بوی قورمهسبزی میدهد این رفتنی است همان شد رفتیم مرصاد بود و عراق هم حمله کرد از جنوب و منافقین هم از غرب حمله کرده بودند حمید رفت که رفت.@ بعد که من آمدم رفتم منزلشان مادرش گفت آقای شجاعی بیا ببین حمید چکار کرده دیدیم که اعلامیههای خودش را چاپ کرده بود گذاشته بود آنجا خطاط هم بود پارچههای خودش را هم نوشته بود شهید حمید تقوینیا آماده کرده بود گذاشته بود زیر تخت، همه چیز آماده رفته بود بعضی از آنها خوب میفهمیدند یکی از دوستان خلبان ما بود که میدانست چه تاریخی سقوط میکند.@ ولی حضرت عباسی از این تعداد که بگذریم که یک اقلیتی هستند بقیه مردم زمانی میمیرند و زمانی مُردند آنهایی که مُردند که هیچ وقت انتظارش را نداشتند همه آنها برنامهریزی داشتند برای چند سال آینده، ولی کجاست قطع شد.@ خیلی هم زور دارد شما نشستی برنامهریزی کردی که چکار بکنم خارج بروم این معامله را جوش بدهم آن چیز را بخرم این را بفروشم این کار را بکنم ازدواج بکنم این خانه را بخرم لیسانسم را بگیرم دکترایم را بگیرم در این چسبندگیها یک دفعه آدم را بردارند ببرند در یک فضای دیگر و یک شرائط زیستی جدید و ناشناخته خیلی دردآور است اگر انسان خودش را آماده نکرده باشد.@ و دائماً هم به ما گفتند که(اَقرَبُ الشَیء اَلاَجَل) نزدیکترین چیز مرگ هست به شما، این را مواظب باشید امیرالمؤمنین(ع) به حضرت مجتبی(ع) میفرماید برای دنیایت چنان کار کن که انگار همیشه زنده خواهی بود برنامهریزی داشته باش در دنیایت، کسل در کارهای دنیاییت نباش در درسات در تحصیلت در زندگیت برنامهریزیت دقیق باشد.@ ولی برای آخرتت چنان خودت را آماده کن که فردا خواهی مُرد این هنر یک مؤمن هست که در دو جبهه خودش را خوب آماده میکند تلاشگر خوبی است از نظر کارهای دنیایی و از جهت آخرتی قلبش آماده است لذا میفرماید آنکه که گذشت گذشت.@ (وَ ما سَیَأتیکَ فَأَین) آن هم که قرار است بیاید معلوم نیست بیاید کجاست بعد میفرماید(قُم) به پا خیز بلند بشو و فرصت را مغتنم بشمار(فَاغتَنِمِ الفُرصَۀَ بَینَ العَدَمَین) بین دو چیز معدوم، گذشته که معدوم هست آینده هم که معلوم نیست بیاید در حکم معدوم است الان را به پا، اگر فکر میکنی چیز غیر از این داری اشتباه میکنی.@ علی(ع) فرمود(اِنَّ عُمرَکَ وَقتُکَ الَّذی اَنتَ فیه) به درستی که عمر تو همان وقتی هست که تو الان داری در آن سیر میکنی یک موقع میبینی اصلاً فرصت نیست خودم را بسازم چنین و چنان بکنم نه نمیاید.@ حتی یک موقعهایی شیطان اینقدر توبه کردن و آشتی کردن با خدا را عقب میاندازد در مورد جوانها داریم به جوان میگوید تو خیلی وقت داری حالا کارت را بکن بعداً سر حوصله توبه میکنی سر حوصله جبران میکنی گول میزند انسان را وسوسه میکند حالا وقت داری این حالا وقت داری از آن کیدهای این ملعون هست.@ بعد هم مگر قرار است ما در گناه بگذرانیم که بخواهیم توبه بکنیم توبه یعنی خروج از جهنم است مگر ما قرار است در جهنم باشیم بهشت رفتن هم تازه هنر نیست به قول یکی از بزرگان دیوانگان هم بهشت میروند حیوانات هم میروند خدا که ما را برای بهشت نیافریده بهشت را برای بدنهای ما گذاشتند برای نعمتهای مادی.@ روح ما را خدا برای یک چیزی بالاتر از بهشت آفریده حیف نیست(وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ) آنهایی که اهل مسابقه هستند در این کارها باید مسابقه بدهند آنهایی که اهل رغبت و میل هستند در این کارها میل به خرج بدهند(سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) سبقت بگیرید از هم به سوی مغفرت پروردگارتان به سوی رضای خدا.@ مگر قرار است ما فقط بگوییم میخواهیم برویم بهشت، روح ما فکر میکنید با بهشت آرام میشود؟ نه، قرار نیست ما فقط این کار را بکنیم که جهنم نرویم بهشت هم فقط پاداش ما نیست امام کاظم در کافی فرمود بهشت پاداش بدن شما هست برای روح شما خدا چیزهای دیگری قرار داده.@ به هر حال شیطان دائماً وسوسه میکند که انسان شدن را و تصمیم جدی گرفتن و ورود به مرحله انسانی را عقب بیندازد و دائماً سر خودش را با کمالات گیاهی و حیوانی که قبلاً معرفی کردیم گرم بکند.@ داستان آن جوانی که خاری کاشته بود یعنی اینکه شما فردا مطمئن باشید توانتان از امروز کمتر است پس فردا از امروز کمتر است هر چقدر عمر زیادتر میشود دو چیز به انسان زیاد میشود حرص و آرزوی زیاد یعنی انسان هر چقدر کوچکتر باشد مهیاتر است برای شدن، اشتباه میکنیم اگر فکر میکنیم دو سال بعد ما راحتتر بتوانیم تصمیم بگیریم خیر.@ شما بگو من میخواهم ازدواج بکنم بعد که ازدواج میکنی میبینی ای بابا یک مشکل داشتی شد چند تا مشکل حالا باید خیلی جاها دیگر بدوی این بچههایی که حالا راحت میایند نماز جماعت من غالبشان را میبینم مجرد هستند متأهلها را هم موقعی که مجرد بودند من دیدم با این بسیج خیلی سال است من آشنا هستم.@ الان کجا هستند این جوانانی که مجرد بودند خیلی فعال وقتی ازدواج کردند من هر وقت آنها را میبینم میگویم از امام زمان چه خبر میگویند یعنی چی؟ میگویم امام زمان در غیبت کبری است شما هم در غیبت رفتید دیگر اصلاً نمیشود شما را دید شاید شما پیش امام زمان رفتید که پیدایتان نیست نه مسجدی نه بسیجی.@ اگر واقعاً رفته باشند خوش به حالشان، هر وقت هم به آنها میگویی میگویند آقا ما گرفتار هستیم میگوید خوش به حال دوران مجردی با یک حسرتی میگوید این به خاطر این نیست که واقعاً ماهیت ازدواج وقتگیر هست، خیر.@ بیعرضگی خودش هست بیبرنامهگی خودش هست بیهمتی خودش هست که از اول رابطهاش را با زندگی یک طوری تنظیم نکرده که در جهت شکوفایی استعدادهای عالی از آن استفاده بکند فکر کرده زندگی فقط همان شئون حیوانی و گیاهی هست.@ لذا دائماً میگوید آقا من وقتم تنگ است نمیرسم هر چقدر هم بروی بالاتر مشکلات زیادتر میشود شما مجرد هستی خیلی از آرزوها را نداری وقتی زن میگیری آرزوهایت هم خیلی بیشتر میشود.@ میگویند هارون الرشید میگوید من میخواهم یک کسی را ببینم که خودش پیغمبر را با چشم خودش دیده باشد و از پیغمبر هم حدیث شنیده باشد آن حدیثی را که خودش از زبان پیغمبر شنیده برای من نقل بکند.@ بعد گشتند و یک پیرمردی را پیدا کردند یک پیرمرد خیلی کوچکی در پنبه پیچیده بودند در سبد یک جایی نگه میداشتند که حیوانات او را نخورند بعد این را برداشتند آوردند پیش هارون، هارون به او گفت که تو خودت پیغمبر را دیدی؟ گفت بله من دیدم، گفت چه موقع دیدی؟ گفت من بچه بودم پدرم دستم را گرفت برد پیش پیغمبر.@ گفت حدیثی هم شنیدی؟ گفت بله، گفت پیامبر چه حدیثی گفت؟ گفت پیامبر فرمود(یَشیبُ ابنُ آدَم وَ تَشَبُّ مَعَهُ خَصلَتان اَلحِرص وَ الطُولُ العَمَل) بنیآدم پیر میشود دو صفت در او جوان میشود هر چقدر سنش زیادتر میشود یکی حرص یکی آرزوهایش زیاد میشود.@ گفت خیلی متشکرم بعد یک کیسه طلا هم به او داد و رفتند پیرمرد میرود بیرون و میرود جلوی قصر با داد و فریاد من را برگردانید پیش هارون کار دارم میگویند نمیشود وقت نمیدهد گریه داد بیداد خلاصه مجبور میشوند او را بیاورند پیش هارون.@ هارون میگوید چیه میگوید هارون این کیسهای که به من دادی مال امسال است یا مال سالهای بعد را هم به من میدهی بعد هارون خندید گفت(صدق رسول الله) راست گفت پیغمبر که انسان هر چقدر پیر میشود این دو صفت در او جوان میشود.@ حالا ما فکر نکنیم که تصمیمان را همین الان باید بگیریم هر کاری میخواهید بکنید فردا دیر است یعنی فردا یک درجه غفلت ما زیادتر شده به شعاع آرزوهای ما بیشتر افزوده میشود امروز و فردا کردن فوقالعاده خطرناک است یک حماقت و اشتباه بزرگ است.@ این جوان خارکَن یک درخت بوتهای کاشته بود خار داشت سر راه مردم اذیت میکرد مردم مدام به او میگفتند بکَن نمیکَند سالها گذشت این تنه خیلی قطور شده بود و این جوان هم دیگر پیر شده بود.@ همیشه مردم به او میگفتند که تو چرا این کار را کردی سر راه مردم یک همچین چیزی گذاشتی بکَن گفت بابا آن موقع که من جوان بودم و این ضعیف بود نکَندم حالا که دیگر این قوی شده و من ضعیف شدم.@ صفتهای اخلاقی همینطوری هست صفتهای بد، عادات بد، افکار بد، خیالات بد که در ذهن میاید رفتار ناپسند، فکرها، تفکرات ناجور و ناموزون اینها هر چقدر زودتر انسان بجنبد برای مداوایش به نفعش هست هر چقدر سن بگذرد استحکام زیادی پیدا خواهد کرد و درمانش مشکل هست.@ انسان کُندذهنتر میشود توانش کمتر میشود عاداتش بیشتر رسوخ کرده در وجودش، شکل داده شاکله و روح را، خیلی راحت نمیتواند کنار بگذارد امیرالمؤمنین(ع) فرمود(لَو صَحَّ العَقلُ لَغتَنَمَ کُلُّ امرءٍ مُهَلَه) اگر کسی عقل سالمی داشته باشد حتماً از فرصتهایش هر کسی استفاده میکند.@ یعنی واقعاً مینشیند برای جوانیش برای اوقات فراغتش، یک بحث مسخرهای که در روزنامهها خیلی دارند بدجوری به آن دامن میزنند در صداوسیما هم همینطور دنبالش را میگیرند بحث اوقات فراغت است یکی از پنج بحث مهم شورای عالی جوانان کشور اوقات فراغت است.@ اوقات فراغت بحث خوبی است اما اگر درست معنا نشود خیلی خطرناک است مثلاً میگویند باید برای اوقات فراغت جوانان فکر کرد بعد میگوییم آقا شما اوقات فراغت را چطوری میگذرانید؟ میگوید ما صبح تا ظهر میرویم باشگاه، شب هم میرویم کلاس موسیقی و خطاطی و نقاشی، میگوید بارک الله این یک جوان موفق است دیدید تلویزیون جوانان موفق را معرفی میکند.@ آنوقت این جوان آدم نیست این جوان مگر فقط این است شأن انسانی ندارد شأن ابدی ندارد اوقات فراغت فقط معنایش زمانی هست که ما به خودمان دیدگاه درستی داشته باشیم کسی که به خودش دیدگاه ابدی دارد او اوقات فراغت را میداند چطوری از آن استفاده بکند.@ یک همچین کسی وقتی پارک هم میرود کوه هم میرود دریا هم میرود ورزشگاه هم میرود کارهایش عبادت محسوب میشود چون برای هر کدامش دارد با نیت میرود برای خوشگذرانی و هوسبازی و نفسچرانی کوه نمیرود دریا نمیرود دریا میرود مثل بقیه که میروند کوه میرود مثل بقیه باشگاه ورزشی میرود مثل بقیه.@ ولی بلد است چطوری از آن استفاده بکند با چه نیتی برود این از همه تفریحش تجدید قوا میکند برای حرکتهای عالیترین به سمت آخرتش، این هم مهم است که اوقات فراغت را چطوری تفسیر بکنیم که از آن استفاده بکنیم اوقات فراغت نه اینکه ما هر طوری دلمان خواست حالا دلمان خواست بیشتر بخوابیم، نه حساب میکشند حق نداری زیادتر از حدی که لازم هست بخوابی.@ تفریحات باید حساب کتاب داشته باشد مهمانیات حساب کتاب داشته باشد تلویزیونت حساب کتاب داشته باشد ورزشت حساب کتاب داشته باشد تو را خدا بیهوده خلق نکرده(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) فکر کردید ما شما را بیهوده خلق کردیم و شما به پیش ما بازنمیگردید.@ باز نمیگردید یعنی چی؟ یعنی در بازگشت به سوی خداست که هدف تو معنا پیدا میکند حواست باید باشد که چطوری از عمرت استفاده بکنی عبث خلق نشده بودی و نشدی که به بازی و بازیچه بپردازی.@ (بادِر شَبابَکَ قَبلَ حَرَمِک وَ صَحَّتَکَ قَبلَ سُقمِک) بادر یعنی انسان خوب استفاده کردن غنیمت شمردن، غنیمت بشمار جوانیت را قبل از پیریات و سلامتت را قبل از بیماریت این را استفاده بکن.@ به هر حال من امیدوار هستم دوستان عزیزم بخصوص نوجوانان و جوانان واقعاً به ارزش وجودی خودشان پی ببرند بدانند که یک بینهایت میارزند یک ابدیت میارزند و دنیا خیلی پستتر از آن هست که ما اینجا استعدادهایمان را کور کنیم و خراب بکنیم.@ مثل یک جنین، جنین فقط از رحم مادرش آن مقداری که برای شرائط زیستی حیات رحمی لازم هست استفاده میکند و بقیه تلاشش را بقیه انرژی و غذایی که میگیرد صرف ساختن تجهیزاتی که برای حیات بعدی نیاز دارد و ما هم در رحم دنیا باید به حداقل اکتفا بکنیم.@ اما بیشتر وقتمان جوانیمان و استعدادمان را بگذاریم برای آن بینهایت، بینهایت هم خودت هستی فکر نکنی یک چیز جدای از تو هست تو خواهی بود و برای بینهایت هم خواهی بود تو زندگی خواهی کرد و برای بینهایت زندگی خواهی کرد خودت قرار است آنجا بهرهبرداری بکنی.@ آن موقع که بینهایت هست و کسانی که زرنگ بودند اهل سرعت و سبقت بودند استفاده میکنند اگر خدای نکرده کسالت و تنبلی کرده باشی سستی و بیحالی به خرج داده باشی بعداً خیلی حسرت طولانی خواهی خورد حسرتی که تمام نخواهد شد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 009 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 009 - راهشناسی