اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در جلسه اول چند اصل را خدمت خواهران و برادران عرض کردیم عرض شد که همه انسانها بدون استثناء یک حرکتی به سمت جهان بعد از این جهان که عالم برزخ هست و همچنین جهان بعد از برزخ که آخرت یا قیامت به بعد هست و به طور کلی حرکتی به سمت آخرت دارند.@ آخرت را حضرت امیر(ع) معنا کردند فرمودند که(اَلآخِرَۀُ اَبَدٌ) آخرت اببدیت هست یعنی وقتی صحبت از آخرت میشود و اینکه انسان حرکت به سمت آخرت دارد یعنی اینکه انسان به سمت یک زندگی ابدی که هیچ نقطه پایانی ندارد و همیشگی و جاودانه هست حرکت میکند این اصلی بود که جلسه گذشته در موردش مفصل صحبت کردیم.@ در مورد اصول حرکت هم سه اصل عرض کردیم اصل اول این بود که هر حرکتی احتیاج به شناخت دارد(ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلا مَعرِفَۀٍ).@ اصل دوم این بود که(اَلعامِلُ عَلی غَیرَ بَصیرَۀٍ کَصائِرَ عَلی غَیرَ طَریقٍ لا تَزیدُهُ سُرعَۀُ السِیر اِلاّ بُعدا) کسی که عمل میکند اما بدون آگاهی، آگاهی لازم را در انجام اعمال یا حرکات تحصیل نمیکند او مثل کسی هست که در غیر مسیر اصلی در حال حرکت هست و هر چقدر سرعت بگیرد از مسیر دورتر میشود.@ اصل سوم این بود که(مَن عَمِلَ عَلی غَیرَ بَصیرَۀٍ کانَ ما یُفسِدُهُ اَکثَرَ مِن ما یُصلِح) کسی که بدون آگاهی عمل میکند ضررش بیشتر از نفعش هست. حالا این مقدمهای که عرض کردم یکی اینکه همه انسانها بدون استثناء حرکت به سمت آخرت دارند و یکی اینکه هر حرکتی احتیاج به شناخت دارد.@ اگر این دو اصل را تلفیق بکنیم به این نتیجه اساسی میرسیم که ما در حرکتمان به سمت آخرت احتیاج به شناخت و آگاهی داریم هچ انسانی نمیتواند یک حرکت خوب و مناسبی به سمت ابدیت و آخرت انجام بدهد بدون اینکه احتیاج به آگاهی داشته باشد حتماً احتیاج به معرفت و آگاهی دارد و باید کسب معرفت بکند.@ قبل از اینکه در این باره توضیح بدهم در مورد نحوه حرکت که جلسه گذشته مختصراً عرض کردم یک توضیحی بدهم وقتی میگوییم ما حرکت به سمت آخرت داریم یعنی چی؟ یعنی مثلاً ما یک مسیری را میخواهیم طی بکنیم مثل اینکه میگوییم از اینجا تا قم مسیری داریم باید تا قم برویم یا نه این حرکت چه حرکتی هست؟@ ما قطعاً حرکت مادی به سمت آخرت انجام نمیدهیم اگر بخواهیم ماده را لحاظ بکنیم حرکت بدن ما از کودکی به جوانی و از جوانی به سوی پیری این یک حرکت مادی هست که بدن ما انجام میدهد یعنی مرحله پیری که پستترین مرحله عمر هست(أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً) مرحلهای که دیگر انسان خیلی از دانستههایش و هوش و حواسش را از دست میدهد.@ بعد از مرحله پیری هم که به طور طبیعی مرحله انتقال به یک جهان دیگر هست اما از نظر روحی که اصل شخصیت ما را روح ما تشکیل میدهد از نظر روحی ما حرکتمان اصل هست حرکت ما به سمت آخرت یک حرکت جسمی نیست بلکه یک حرکت روحی هست یک حدیثی بخوانم از این حدیث خیلی بهتر میتوانیم شرح بدهیم.@ حدیث از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید(اِنَّکُم اِلَی الآخِرَۀِ صائِرُون وَ عَلَی الله مُعرَضُون) بدانید این را حتماً به درستی که شما به سمت آخرت در حال گردیدن و شدن هستید و بر خدا عرضه خواهید شد صائرون با صاد هست با سین نیست که به معنای سیر باشد اگر با سین بود سیر میشد شما در حال سیر به سمت آخرت هستید.@ اما حضرت با صاد میفرماید(اِنَّکُم اِلَی الآخِرَۀِ صائِرُون) صائر یا صیرورت یا صورت به صورت شدن این شدن میشود مثلاً شما یک جنین را در نظر بگیرید در موقعی که نطفه میخواهد تشکیل بشود یک اسپرمی از مرد و یک تخمکی از زن با همدیگر لقاح پیدا میکنند و مجموعاً یک سلول را تشکیل میدهند که به آن سلول تخم میگویند.@ این سلول تقسیم میشود و شروع میکند به تکثیر، دائم تکثیر میکند و در نهایت تبدیل میشود به یک توده سلولی، این توده سلولی شروع میکند به تقسیم شدن به سه قسمت تقسیم میشود و هر کدامش یک قسمتی از بدن انسان را تشکیل میدهد میسازد.@ بعد از اینکه سلول تخم تشکیل شد یک عملی داریم به نام عمل ارگانزایی یا اندامزایی شروع میکند اندامهای مختلف بدن از این سلول تشکیل میشود این مجموعاً یک توده سلولی مشخصی هست که دائم تبدیل میشود به اندام و آن جنین بزرگ میشود.@ این جنین دارد حرکت میکند به سمت دنیا اما حرکت مکانی ندارد در رحم مادرش هست یک جا مستقر هست و دارد نیازهای زندگی دنیایی را تحصیل میکند برای زندگی دنیا قلب احتیاج دارد قلب تهیه میکند گوش میخواهد چشم میخواهد مغز میخواهد استخوان میخواهد دست و پا میخواهد ستون فقرات میخواهد اینها را تهیه میکند با خودش میاورد.@ حرکت انسان به سمت آخرت چیزی شبیه به این هست به این حرکت صیرورت میگویند یعنی دائم صورت عوض میکند تا برسد به آن نقطه که کامل میشود و متولد میشود مثل یک دانه سیبی که بعد پخته میشود تبدیل به سیب میشود.@ حرکت انسان یک حرکت روحی هست ما مسیری را طی نمیکنیم ما از جایی به جایی نمیرویم ما همین نفسی که همراه بدن ما هست در همین ارتباطاتی که ما در زندگی خودمان داریم در درس خواندنها در کار کردنها در ازدواج در دیدنها در شنیدنها در فهمیدنها در لذت بردنها در سایر ارتباطاتی که ما داریم این روح دائم دارد شکل میگیرد و دارد میرود به سمت آخرت.@ وقتی میگوییم ما حرکت به سمت آخرت داریم یعنی روح ما دائم در ارتباطات دارد وسعت پیدا میکند دارد قدرت پیدا میکند دارد به کمالاتش اضافه میشود اما شخصیتاً یک شخصیت است یک شخصتی هست که دائم دارد به آن افزوده میشود.@ و همین که شما خودتان احساس میکنید که یک زمانی مثلاً 4ـ 5 سالتان بوده چیزی نمیدانستید الان مثلاً 10 سالتان 12 سالتان 20 سالتان هست دائم دارید همان شخصیت 4 سال پیش شخصیت 10 سال پیش دارد به آن یک چیزهایی اضافه میشود شخصیت یک شخصیت واحد است اما دائم در حال رشد و شدن هست دائم در حال کسب معلومات و افکار و عقائد مختلف هست.@ ما وقتی میگوییم داریم حرکت به سمت آخرت میکنیم طبق اصلی که هیچ حرکتی بدون شناخت انجام نمیشود نتیجه گرفتیم که باید برای حرکت به سمت آخرت آگاهی کسب بکنیم یعنی بدانیم حالا که داریم زندگی میکنیم حرکت ما همان زندگی ماست.@ همین که صبح از خواب بلند میشویم سر کار میرویم شب برمیگردیم خانه نماز میخوانیم با دوستان هستیم همین ارتباطاتی که ما داریم با پدر مادر همسر دوستان فرزندان شاگردان اساتید مسجد همه این میشود همان حرکت ما به سمت آخرت.@ اگر به ما فرمودند که شما در حرکتتان به سمت آخرت آگاهی کسب بکنید یعنی در زندگی خودتان آگاهی کسب بکنید کسی که زندگیش را بدون معرفت میگذراند آگاهی ندارند نمیداند چطوری زندگی بکند این نمیتواند یک حرکت موفقی به سمت آخرت انجام بدهد.@ روح را شما هر کاری بکنید شکل خودش را میگیرد یعنی شما مسجد بیایید الان اینجا نشسته باشید من یک چیزی به شما میگویم شما روحتان از طریق چشمتان و گوشتان و فکری که میکنید یک شکل خاصی میگیرد اینجا من به جای حدیث و آیه و درس شعر برای شما بخوانم شما آنطوری شکل میگیرید اصلاً این محفل نعوذبالله یک محفل گناه بود باز شما داشتید شکل میگرفتید هیچ فرقی نمیکند.@ دین وقتی میگوییم به ما دستور داده که شما در حرکت به سمت آخرتتان آگاهی کسب بکنید یعنی کسب بکنید که در زندگی چه نوع ارتباطاتی را انجام بدهید و چه نوع ارتباطاتی را انجام ندهید چه غذاهایی را کسب بکنید و چه غذاهایی را قبول نکنید که حالا مفصل در این باره ما توضیح خواهیم داد.@ طبق اصل دوم و سوم که حرکت بدون آگاهی به نتیجه نمیرسد در حالی که ضررش بیشتر از منفعتش هست اگر کسی حرکت ناآگاهانه به سمت آخرت بکند یعنی در زندگیش آن معارفی که باید یاد بگیرد و مورد نیازش هست در حرکت به سمت آخرت یاد نگیرد این حرکت موفقی نمیتواند انجام بدهد.@ زندگی بدون آگاهی و معرفت دینی اگر بخواهیم این جنین را تشبیه بکنیم در حرکت جنین به سمت آخرت خودمان را تشبیه بکنیم زندگی مثل این هست که جنین در رحم مادر حرکت بکند اما به جای اینکه با خودش دست بیاورد با خودش دُم بیاورد.@ یک کتابی هست مطالعه کنید به نام ناقصالخلقهها مثلاً بچهای متولد شده دست ندارد اما دُم دارد چشم ندارد اما یک صورت اضافه دارد بینیاش روی پیشانیش هست یک چشمش روی فرق سرش هست یا چهار تا دست آورده اما پا ندارد.@ این جنین در رحم مادرش حرکت داشته تغذیه کرده اندامزایی کرده اما منطبق با نظام زیستی دنیا نیامده آنچه که در حیات دنیا به دردش میخورد با خودش نیاورده نه اینکه تلاش نکرده نه اینکه حرکت نکرده نه اینکه تغذیه نکرده نه اینکه رشد نکرده همه اینها را هم انجام داده اما وقتی که متولد شده میبینی آنچه که اینجا به دردش میخورد با خودش نیاورده.@ اینجا چشم میخواهد این کور متولد شده اینجا گوش میخواهد این کر متولد شده و مادامی هم که این بچهای که متولد شده در این دنیا زندگی میکند به خاطر نقصی که خودش با خودش آورده در رنج هست در سختی هست.@ در حرکت به سمت آخرت وقتی با آگاهی صورت نگیرد ممکن است ما تلاش بکنیم زندگی بکنیم ازدواج بکنیم تولیدمثل بکنیم بچهداری بکنیم کار بکنیم حتی عبادت بکنیم نماز بخوانیم روزه بگیریم قرآن بخوانیم اما وقتی این توأم با یک آگاهی لازم نباشد.@ نتیجه این میشود ما وقتی به آن سمت متولد میشویم میبینیم که حرکت حرکت درست و بجایی نبوده آنچه که آنجا از ما میخواهند ما با خودمان نبردیم این خیلی مهم است مسئله حرکت به سمت آخرت که با آگاهی صورت بگیرد.@ اولین روایت در این باره از نبی اکرم(ص) هست میفرماید(اِنَّ الله تبارَکَ و تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید یعنی بندهای هست که در دنیا دارد زندگی میکند به ابدیت خودش به آخرت خودش به آنجایی که قرار است منتقل بشود و آنجا حیاتش حیات ابدی هست آگاهی ندارد.@ جلسه قبل گفتم ما اگر ندانیم کجا میرویم چطور میتوانیم خودمان را آماده بکنیم برای آنجایی که میخواهیم برویم میگوید خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست ما یک گروه از افراد داریم در دنیا که اینها عالم به دنیا هم نیستند عالم به آخرت هم نیستند.@ نه علمی دارند نه سوادی دارند نه تحصیلات و معلوماتی دارند نسبت به مسائل آخرتی و معارف دینی هم هیچی بلد نیستند اینها هم جاهل به دنیا هستند هم جاهل به آخرت هستند یک گروه هستند که عالم به دنیا هستند اما نسبت به آخرتشان جاهل هستند پیامبر(ص) این را میفرماید که توضیح میدهیم.@ یک گروه هستند که هم عالم به دنیا هستند و هم عالم به آخرت هستند ممکن است ما شق چهارمی هم در نظر بگیریم بگوییم یک گروهی هم هستند که جاهل به دنیا هستند اما عالم به آخرت باشند اما پیامبر آن قسمت دوم مدنظرش هست کسانی که عالم به دنیا هستند اما جاهل به آخرت هستند.@ یعنی آخرت، معاد، آنچه که یک انسان در حرکتش به سمت بینهایت نیاز دارد وقتی میگوییم علم به آخرت یا علم به ابدیت کسی تلقی نکند منظور این هست ما برویم معاد یاد بگیریم یا بدانیم که در قبر از ما چه میخواهند چه خواهد گذشت یا در قیامت در آن پنجاه ایستگاه قیامت که هر کدام هزار سال طول میکشد آنجا چه سؤالاتی از ما میکنند این همه آنچه که ما نیاز داریم نیست.@ عالم به آخرت یعنی یادگیری نحوه زندگی کردنی که این زندگی کردن ما را برای حیات آخرت آماده میکند و میسازد وقتی میگوییم شما علم به آخرت داشته باش یعنی یاد بگیر چطوری زندگی بکنی چون آخرت جدای از دنیا نیست یعنی همین رفتارها ارتباطات نشست و برخاستها دارد آخرت ما را میسازد چه ما بفهمیم و چه نفهمیم دارد روح ما را شکل میکند.@ و در آخرت چه چیزی مهم است بعد از مرگ؟ با روح کار دارند این روح چه کیفیتی در دنیا کسب کرده چه چیزی با خودش آورده چه تواناییهایی دارد با روح کار دارند روح سالم از ما میخواهند.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه فرزند و نه هیچ چیز دیگری به درد میخورد مگر کسی که با خودش روح سالم آورده باشد آنجا با روح و شخصیت تو کار دارند و آنچه که روح تو در دنیا کسب کرده به این کلمه کسب دقت کنید کلمه قرآنی است.@ دائم خداوند آنچه که انسان روحش کسب کرده در قیامت به رخش میکشد و میگوید(جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ) آنچه که خودتان کسب کردید کسب در همین دنیا حاصل میشود در همه ارتباطات ما کسب حاصل میشود پس یک جوان بخصوص فرقی نمیکند پیر و جوان هیچ فرقی نمیکند یک انسان یک مسلمان وقتی حرکت به سمت آخرت دارد حرکتش باید آگاهانه باشد باید مسائلی را که در حرکت به سمت آخرتش نیاز دارد یاد بگیرد.@ نباید از زیر یاد گرفتن شانه خالی بکنیم یعنی باید برای یاد گرفتن وقت بگذاریم شما عزیزان الان آمدید میتوانستید بروید خانههایتان پای تلویزیون بنشینید کنار خانوادههایتان باشید نشستید اینجا برای آخرتتان یاد میگیرید عدهای هم بودند ننشستند که یاد بگیرند.@ عدهای هم میدانند که یک همچین مجلسی برپا هست حال و حوصلهاش را ندارند یا اصلاً سنخیت ندارند که اینجا بیایند نمیخواهند یاد بگیرند میخواهم بگویم که خداوند هرگز انسان را از یاد گرفتن آنچه که در حیات اخروی خودش و ابدی خودش نیاز دارد معاف نکرده و معذور نکرده انسانها محتاج هستند که یاد بگیرند و باید وقت گذاشت باید مطالعه کرد و بیش از همه باید شنید باید یاد گرفت.@ یک عده از جوانان همیشه اینطور بوده حالا ما با زمان شاه و رژیم گذشته کاری نداریم بعد از انقلاب جوانها به آنها یادگیری مسائل دینی کتابهای دینی مسائل دینی عرضه شده اما میبینیم که بسیاری از جوانان وقت زنده، حالا جوانان نه فرقی نمیکند هر کس وقت زنده برای مسائل دینیشان نمیگذارند وقتهای مرده اگر بگذارند یا اینکه اصلاً نمیگذارند.@ یک جوان که دارد درس میخواند تا دیپلم بگیرد این که درس آخرت نیست میتواند در جهت آخرت این درس خواندهها دیپلم گرفتنها کمک باشد اما این درس آخرت نیست بعد میگوید من چه بکنم سربازی بروم یا دانشگاه بروم دو راه را ممکن است انتخاب بکند اینکه بروم سربازی شغلی انتخاب بکنم ازدواج بکنم.@ بعد مسیر ازدواج و بچهدار شدن و یک جا کار کردن و صبح از خواب بلند بشود صبحانه ناهار شام بعد نان آوردن برای خانه، مهمانی رفتن، پای تلویزیون نشستن، زندگی کردن همان که خیلیها الان دارند انجام میدهند بعد از چند سال بچه یکی میشود دو تا بعد سه تا میشود.@ بعد حالا اینها را بزرگ بکنم دختر را جهیزیه بدهم عروسش بکنم پسر را دامادش بکنم زندگی میکنند تمام میشود میرود میشود 60 سال 70 سال تمام میشود. راه دوم این هست که میگوید نه من دیپلمم را گرفتم حیف است بروم دانشگاه درس بخوانم میرود دانشگاه به سلامتی در یک رشته درسی هم قبول میشود و مشغول میشود.@ به هر دوی اینها عَرضه میشود که آقا شما به عنوان یک انسان که حیات ابدی دارید و حرکت به سمت بینهایت دارید احتیاج داری برای حیات ابدی خودت اطلاعات کسب بکنی معرفت به دست بیاوری بدانی که باید چکار بکنی.@ بخصوص که همین زندگی کردنهای تو به تو شکل میدهد همین ارتباط برقرار کردنهای تو با افراد، اشیاء، مکانهای مختلف به تو شکل میدهد تو اگر ندانی چه بسا در برقراری ارتباط جاهل باشی ندانی چگونه ارتباط برقرار بکنی و این به روح تو یک شکلی بدهد که این شکل اصلاً برای حیات ابدی تو برازنده و مناسب نیست.@ وقتی یک جوان میخواهد رشته تحصیلیش را انتخاب بکند مثلاً ما هم دانشجو بودیم در دانشگاه درس خواندیم خیلی دانشجوها را هم ما برایشان انتخاب رشته کردیم سالها هم برایشان تدریس کردیم دیدیم مثلاً میگوید اول از این چه رشتهای را انتخاب بکنم بخوانم، میگوییم که ملاکت چیست برای انتخاب رشته؟@ میگوید مثلاً کدامشان در جامعه پول بیشتری دارند کدامشان بهبه و چهچهه بیشتری دارند اسم بیشتری دارند میدانی این رشتهای که میخواهی وقت بگذاری چهار سال پنج سال ده سال پانزده سال عمر میخواهد عمر که شوخی نیست عمر هر لحظهاش با آن میلیونها سال آخرت ساخته میشود.@ بعد میگوید بله میگویم میدانی اگر این رشته را بد انتخاب بکنی یک رشتهای باشد که در روحیهات تأثیر منفی بگذارد شکل بد به روحیهات بدهد بعداً سخت میتوانی اصلاح بکنی باید دقت بکنی.@ میخواهی ازدواج بکنی با چه کسی میخواهی ازدواج بکنی همسر یعنی کسی که نصف شخصیت انسان را میسازد تأثیر میگذارد چه بخواهی چه نخواهی همینطوری بیحساب کتاب فلانی را در کوچه دیدم خوشم آمده انتخاب کردم.@ یا مثلاً من در مشاورهها داشتم جوان تلفن زده همینطوری شمارهای را گرفته یکی افتاده گوشی را برداشته یک ذره با هم صحبت کردند و از هم دیگر خوششان آمده و قراری گذاشتند و بعد هم آمدند ازدواج کردند یا مثلاً در اتوبوس همدیگر را دیدند.@ مثلاً خانمی آمده مشاوره مراجعه میکند میگوید با یک آقایی میخواهیم ازدواج بکنم یک ذره به او مشکوک هستم، میگویم شما چطوری او را انتخاب کردی یا چطوری شناختی؟ هیچی در تاکسی آشنا شدیم در اتوبوس آشنا شدیم این چه نحو آشنایی است.@ یا پدرم گفته بود بگیر من خودم خوشم نمیامد ولی چون پدرم گفته بود بگیر گرفتیم حالا از او خوشم نمیاید و هزار تا بدبختی دیگر بچه به دنیا میاورد مادر نیست بلد نیست تربیت بکند فردا بینهایت بچه دست شماست ابدیت بچه دست پدر مادر است.@ اینکه میگویند دقت کنید به خانمها میگویند چه پدری را برای فرزندتان انتخاب میکنید به آقایان میگویند چه مادری را برای فرزندتان انتخاب میکنید این حساب دارد یادگیری آخرت یعنی همینها یعنی ما بفهمیم در هر برخورد آن که با سلامت روح ما در حرکتمان به سمت ابدیت مناسبت دارد چکار باید بکنیم این خیلی دقت میخواهد.@ حضرت گویا میدیده روزی را که خیلیها به هوای اینکه دارند درست میخوانند و مطالعه میکنند و درس دانشگاه میخوانند رشتههای فنی مهندسی هنری میخوانند بهانه میآورند میگویند که ما داریم درس میخوانیم من اصلاً وقت ندارم به او میگوییم این کتاب رساله است احکام است میگوید من وقت ندارم بخوانم.@ میگوییم این یادگیری مسائل مربوط به ازدواج است میگوید فرصت ندارم اینقدر درسهایم زیاد است که وقت نمیکنم بخوانم میگوییم آقا این اخلاق هست در رابطه با پدر مادر در رابطه با تربیت فرزند میگوید فرصت ندارم نمیرسم اینقدر مشغله دارم اینقدر گرفتاری دارم نمیرسم.@ حضرت فرمود خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است بدش میاید مورد بغض و دشمنی خداست اینها که علم به دنیاست که شما داری تحصیل میکنی میخواهی فیزیک بخوانید شیمی بخوانید ریاضیات بخوانید پزشکی بخوانید مهندسی بخوانید هر چه میخوانید اینها که به درد آخرتتان نمیخورد.@ بعدها انشاءالله اگر شما مهندسی پزشکی متخصصی چیزی شدی شاید بتوانی از این شغل استفاده برای آخرتت بکنی اگر خود این شغلها روح تو را جهنمی نکند تو سالم بیایی آدم باظرفیت باشی پزشک منصف و باظرفیتی باشی مهندس منصفی باشی شاید اینها کمکت بکند.@ اما تو از آن جهت که یک انسان هستی احتیاج به آگاهی داری نه از آن جهت که میخواهی در این دنیا زندگی بکنی بله هر کس میخواهد در این دنیا زندگی بکند باید برود یک کسبی یک شغلی یک صنعتی یک علمی یاد بگیرد درآمدش بشود از آن نان بخورد.@ اما اینکه همه انسان نیست تو چون انسان هستی و حرکت به سمت بینهایت داری باید معلوماتی را کسب بکنی آن را چکار کردی وقت ندارم شد حرف برای یک جوان، حالا تو جاهل بمان تا ببینی نتیجه کار چه خواهد شد جاهل بمان مطالعه نکن نشنو همت نگذار تا ببینی نتیجه کار آخر سر چه خواهد شد چه فاجعهای به بار خواهد آورد.@ (اَلجَهلُ یُفسِدُ المَعاد) علی(ع) فرمود جهل قیامت انسان را معاد انسان را فاسد و تباه میکند وقت ندارم چیست نرسیدم چیست، خانمش مراجعه کرده آمده میگوید اینقدر این شوهر من در منزل بدرفتار است که این فرزندانم هر وقت پدرشان را میبینند یک گوشه میروند کِز میکنند وقتی یک شب نیست همه خوشحال هستند وقتی سفر میرود همه کیف میکنند اصلاً با این پدر انس ندارند.@ خود زن فهمیده میگوید من میدانم که این بچه اگر پدر بالای سرش نباشد محبت پدری نباشد مشکلات درست میکند بعد پدر را صدا کردم با هم صحبت کردیم گفتم چرا فرزندانت از تو میترسند؟ چرا از تو فراری هستند؟ تو عرضه نداشتی دو تا بچه کوچک را با خودت رفیق بکنی؟.@ با اینها عرضه مهرورزی نداری با اینها رفیق بشوی حالا آنها پسر هستند دختر که نیستند که بگویی از جنس من نیستند اینقدر عرضه نداری بعد مشکلاتش که روی نادانی هست بعد گفتم این 5 تا 6 تا 10 تا نوار برو گوش کن در رابطه پدر با فرزند هست اگر گوش بکند میپذیرد قبول میکند افراد که لجبازی نمیخواهند بکنند مشکلاتشان از روی جهل است.@ (اَلجَهلُ مَعدَنُ الشَر) جهل معدن همه بدیها است(اَلجَهلُ اَصلُ کُلِّ فَسادٍ) ریشه هر فسادی نادانی است خیلیها الان دارند بد عمل میکنند اما این بد عمل کردنشان روی عناد و لجبازی با خدا نیست اصلاً نمیفهمد نادان هست اگر بداند که نباید بکند نمیکند.@ بعد میگوید آقا وقت ندارم نوار گوش بکنم من از صبح میروم شب میایم بعد میگویم جمعه، شب، روزهای تعطیل، در ماشین خیلی وقت داری میتوانی زندهاش بکنی بیهمتی میکند وقت نمیگذارد برای زندگی خودش هست میبینی وقت نمیگذارد.@ میفرماید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست خداوند بدش میاید حالا باید سریع برگردیم روی خودمان ببینیم ما جزء کدام یک از دستهجات هستیم عالم به آخرت هستیم یا نیستیم وظائفمان را میدانیم باید عمل بکنیم یا نباید عمل بکنیم.@ اینکه آقا من مشغله علمی دارم کلاس کامپیوتر دارم زبان دارم، چه کسی به تو گفته زبان و کامپیوتر یاد بگیری تو انسان هستی تو باید از آن جهت که انسان هستی باید این مسائل را یاد بگیری کامپیوتر، زبان برای حیات دنیاییت هست خیلی خوب است برو یاد بگیر ولی اگر قرار باشد مشغلههای دنیایی نگذارد تو به کار آخرتت برسی نگذارد تو به تحصیل دینیات برسی چه فایدهای دارد.@ حضرت فرمود از ما نیست مردی که در هفته یک روزش را برای آموزش دینش نگذارد یک روزش را باید فارغ بکند برای آموزش دینش مسائل حلال و حرامش را یاد بگیرد تجارت میکند معامله میکند کاسبی میکند میبینی در آن کمفروشی هست گرانفروشی هست دروغگویی هست بدفروشی هست کلاه سر مردم گذاشتن هست این چه کسبی هست چون بلد نیست.@ هر ارتباطی وارد میشود چون نمیداند شرعاً باید چکار بکند خراب میکند گفتیم هر کس بدون آگاهی عمل بکنید ضررش بیشتر از منفعتش هست یک کاسب ممکن است آگاهی لازم را داشته باشد بشود حبیب الله(اَلکاسِبُ حبیب الله) حدیث داریم.@ یک کاسب بلد نیست نمیداند باید چطوری بفروشد تجارت را از یک مشت گرگ یاد میگیرد میشود عدو الله دشمن خدا این که حبیب الله نیست و سایر کارهای ما هم همینطور هست اگر با آگاهی انجام بشود در آن عبادت هست.@ اما اگر بدون آگاهی انجام بشود مفسده ایجاد میکند ضررش بیشتر از منفعتش هست خرابکاریش بیشتر از اصلاحش هست این حدیث دو ملاک ارزیابی به ما میدهد یک ملاک این هست وقتی که پیامبر میفرماید خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید ما اول میتوانیم خودمان را ارزیابی بکنیم.@ ببینیم ما چکاره هستیم ما مورد بغض خدا هستیم یا نیستیم جوانی هستیم انسانی هستیم که در حال یادگیری مسائل دینیمان هستیم وقتی میگذاریم برای مطالعه وقت میگذاریم برای یادگیری مسائل شرعیمان، اخلاقمان، عقائدمان، احکاممان وقت میگذاریم یا وقت نمیگذاریم.@ این حدیث ملاک خوبی است برای اینکه خودت را بشناسی بدانی تا الان که عمر کردی کجای راه هستی 2 ـ این حدیث ملاک هست برای شناخت دیگران، در الگوگیری خیلی این حدیث مهم است جوانها زود الگوگیری میکنند تا چشمشان به یک نفر میافتد یک مقدار از خودشان بالاتر هست سعی میکنند تقلید بکنند یاد بگیرند از فلان کس.@ مصاحبه میکنند که آقا شما آرزویت چیست؟ میگوید من آرزویم این هست که مثل فلان فوتبالیست بشوم یعنی تمام آرزوی من این هست که یک زمانی جای او باشم یک زمانی جای این هنرپیشه باشم یک زمانی جای فلان پرفسور و فلان دکتر و فلان مهندس باشم تازه میشوی عالم به دنیا.@ حضرت میفرماید خداوند از عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید دقت کن در الگوگیری هر کس را میخواهی دوست داشته باشی به هر کس میخواهی توجه بکنی به هر کس میخواهی ارادت بورزی اول ببین این مورد بغض خدا هست یا نیست انسانها همه دوستداشتنی هستند حتی ما دشمنانمان هم که دشمن میداریم از خودشان بدمان نمیاید از عملکردشان بدمان میاید.@ انسانها همه بندگان خدا هستند دوستداشتنی هستند اما اینکه طوری ارادت بورزم که مرید بشوم تأثیرپذیری داشته باشم حرف شنوی داشته باشم خطم را از این آقا بگیرم خیر، خطم را از کسی باید بگیرم که بدانم این یک حرکت سالم در جهت آخرت دارد این آنچه که من برای حیات ابدیم احتیاج دارم دارد که من به آن ارادت بورزم بله ما همه انسانها را دوست داریم.@ اما اینکه من الگویم فلانی باشد از فلانی خط بگیرم در راه رفتن در لباس پوشیدن در حرف زدن در رفتار با بچه در رفتار با همسر، نه من الگو خدا برایم قرار داده(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) خداوند رسول خدا برای ما اسوه حسن قرار داده ما باید به او نگاه کنیم ببینیم که او در سیرهاش چطور رفتار میکرده.@ ما نباید از کسی تقلید بکنیم که آدم خودش را بدبخت بکند مدام اسیر این و آن بکند که فلانی چکار کرده یا فلانی چه میکند خداوند حضرت را الگوی کاملی قرار داده و ما از او تبعیت و تقلید میکنیم پس دقت بکنید که ما ملاکمان در الگوگیری و در ارادتورزی نسبت به دیگران و در خط گرفتن از دیگران حضرت هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 002 - راهشناسی
متن کامل (خام) جلسه 002 - راهشناسی