جلسه 010 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
3
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - انسان‌شناسی (قم)

قسمت بحث ارتباطی وجودی ما با ملائکه باقی مانده است که اگر برسیم این جلسه تمام می‌کنیم.

در سورۀ مبارکۀ احزاب آیۀ 42 می‌فرماید:

هُوَ الذی یُصَلی علیکم و ملائکته لیجزینکم من الظلمات الی النور و کان بالمؤمنین رحیما؛

اوست کسی که با ملائکه خودش به شما درود می‌فرستد. اثر این صلوات این است که لیجزینکم من الظلمات الی النور شما را از تاریکی‌ها خارج می‌کند و به سوی نور هدایت می‌کند و کان بالمؤمنین رحیما خداوند نسبت به مؤمنین رحیم است. فعلاً با بحث خداوند کاری نداریم چون خیلی مفصل است و با مباحث اصلی بیان می‌شود. فعلاً در مقدمه هستیم که خداوند و ملائکه بر ما صلوات می‌فرستد و اثر این صلوات خروج ما از تاریکی به سوی نور است.

ساختار وجودی ما یک نحوه ارتباط با حق تعالی دارد و تأثیرهای خاصی را می‌پذیرد و اسمهای خدا را قبول می‌کند و یک نحوۀ ارتباط هم با فرشتگان است که وقتی صلوات می‌فرستند ما را از تاریکی‌ها خارج می‌کند و به سوی نور می‌برد. تاریکی چیست؟ بین ما و تاریکی نسبت وجود دارد. مثلاً اگر ما برق را خاموش کنیم تاریک می‌شود به این حالت تاریکی می‌گویند.

نور چیست؟ قطعاً این روشنایی که الآن اینجا است و ما می‌بینیم مورد نظر نیست. این مثالها از مصادیق تاریکی و نور هستند. ولی آنچه در رابطه با نفس انسان است این است که ساختار وجودی ما با تاریکی و نور نسبت دارد. دقت کنید این بحث خیلی مهم است.

در این آیه: الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.

در این آیه داریم: الله ولی الذین آمنوا- خداوند ولی مؤمنین است و می‌فرماید و کان بالمؤمنین رحیما- مسئله مؤمنین است و رحمت هم خاص است، رحیم است، رحمان نیست، رحیم دارد می‌گوید که ولی مؤمنین است و آنها را از تاریکی به سوی نور خارج می‌کند و کسانی که کفر ورزیدند ولی آنها طاغوت است که آنها را از نور به سوی تاریکی می‌کشاند.مسئلۀ نور فوق العاده مهم است که بدانیم بین ما و نور چه رابطه ای وجود دارد؟ و اصلاً این نور چه هست؟ اگر انسان به خودشناسی نائل نشود و چهار یا پنج سال است که این آیات را به صورت تقلیدی خوانده؛ اما فهمیدن و درک نور خیلی مهم است، زیرا نور ذخیره در آخرت است و ما به میزانی که نور داریم آنجا سعادتمند هستیم. منافقین و کفار به مؤمنین می‌گویند:

یوم یقول المنافقون والمنافقات للذین آمنوا انظرونا تَفتَبَِش مِن نورکم قیل ارجعوا ورائکم فالتسموا نوراً ( سورۀ مبارکۀ حدید آیه 13)

ترجمه: یاد کن روزی را که مردان منافق و زنان منافق به اهل ایمان التماس می‌کنند که به ما نگاه کنید تا ما از شما نور بگیریم، به آنها گفته شود به پشت سر خود برگردید و کسب نور کنید.

منافقین و کفار به مؤمنین می‌گویند انظرونا به ما نگاه کنید تفتبش من نورکم ما- ما از شما نور بگیریم، آنجا بدون نور هیچ کاری نمی‌توان کرد. آنها درخواست نور دارند به آنها گفته می‌شود قیل ارجعوا ورائکم فالتسموا نورا- برگردید و از پشت سر خودتان نور بیاورید. اینجا کسی به کسی نور نمی‌دهد.

ولا تَزِروا وازِرَةً وِزرَ اُخری؛ سورۀ مبارکۀ فاطر آیۀ 18.

باید به دنیا برمی‌گشتید و از آنجا نور می‌آوردید. وراء آخرت چیست؟ دنیاست نور در دنیاست. باید از دنیا نور آوردو لذا در قرآن مسئلۀ نور و نورانیت فوق العاده مهم است. دارایی انسان است. اما نور چیست که باید کسب کرد و ذخیره کرد و با خود به آخرت برد؟ نور چیست که وقتی ملائکه بر ما صلوات می‌فرستند ما را از تاریکی خارج می‌کنند و به سمت نور می‌برند و خداوند می‌گوید این جریان دائمی‌است. دائماً خداوند صلوات می‌فرستد و از تاریکی به سمت نور می‌برد. اما آیا ما الآن ادراک این خروج را داریم یا نه؟

آنجا فرمود: یخرجهم من الظلمات الی النور- باید بفهمیم که این خروج دارد حاصل می‌شود. فرشته با ما چه می‌کند و چه رابطه و سنخیتی بین ما، فرشته و کان وجود دارد که همراه خدا می‌تواند ما را از تاریکی به سمت نور ببرد؟ چرا مسئلۀ نور در آخرت این قدر مهم است و چرا ذخیرۀ آدم نور است؟ و مصادیق نور چیست؟ می‌خواهم راجع به این مسئله مفصلاً توضیح دهم در نسبتی که گفته شد داریم: رابطۀ دنیا با آخرت مثل رابطۀ رحم مادر با دنیاست. جنین در رحم مادر نور تولید می‌کند اما وقتی به دنیا می‌آید، بتواند سالم زندگی کند، در تمام مدتی که در رحم است هرچه تهیه کند با خودش می‌آورد. ما که در رحم دنیا هستیم به سمت آخرت که می‌رویم یا متولد می‌شویم نور ما چیست که مشغول تهیه آن هستیم. جنین که دست و پا و چشم و گوش تهیه می‌کند ابزار زندگی اوست و اینجا می‌فهمد که آنها چه هستند.

حال این ذخیرۀ ما و خداوند و ملائکه کا را به سمت آخرت خارج می‌کنند . مصادیقش چیست؟ کجا می‌فهمیم حریم تاریکی است و این حریم نور است. شاید شنیده باشید که کسی بگوید منزل فلانی رفتم تا چهرۀ این آدم را دیدم تاریک شدم، یا این آقا چقدر نورانی است. یا شام فلانی را خوردم و چقدر انبساط به من دست داد. واقعاً این همان نور است. حالا یک قسمتی از دعای بعد از زیارت آل یاسین را توجه کنید:

اللهم انی اسئلک ان تصلی علی محمد نبی رحمتک و کلمة نورک و ان تصلی علی محمد نبی رحمتک و کلمة نورک و ان تملأ قلبی نور الیقین؛

و سینۀ مرا پر از نور ایمان کن. این زیارت را که می‌خوانیم چقدر مفاهیم قدرتمند انسان شناسی دارد. اینجا چند واژه داریم: قلب، نور، یقین، صدر، ایمان، اما از فهم آنها خیلی عقب هستیم.

و صدری نور الایمان و فکر نور النیات؛ و فکر مرا پر از نور نیات کن. این نور چیست؟ یک جا می‌فرماید: اللهُ نور السماوات والارض، یکجا این نور مربوط به مؤمنین است. و عزمی‌نور العلم، عزم مرا نور علم بده. و قوتی نور العمل و لسانی نور الصدق و دینی نور البصائر من عندک و بصری نور لضیاء و سمعی نور الحکمة و مَوَدتی نور السماوات لمحمدٍ و آله علیهم السلام؛

چقدر نور مصادیق دارد، هر ارتباطی، هر تصمیمی‌و در هر انتخابی نور دارد. به طور کلی هر فرمولی که شخصیت انسان را می‌سازد، از انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتارها و انکارها، همه و همه نور دارند. خداوند در قرآن می‌فرماید:

مثلهم کمثل الذی استو قد ناراً فلما اضاءَت ما حولَهُ ذهب اللهُ بنورهم و ترکهم فی ظلماتٍ لا یبصرون.( سورۀ مبارکه بقره آیه 17)

آنها وقتی نار را ایجاد می‌کنند خداوند نورشان را می‌برد و ترکهم فی ظلمات لایبصرون- و اینها در تاریکی‌هایی که نمی‌بینند رهایشان می‌کند. خداوند نور از آنها می‌گیرد و در تاریکی نگه می‌دارد. در بحث اسماءالله گفتیم که تمام ارتباطها، انتخاب‌ها، رفتارها، افکارها، یک نور دارد و یک نار دارد. نور آن روشنایی و بهشت است و نار آن جهنم و تاریکی است. درس طلبگی هم نور دارد و هم نار. یک عده طلبه می‌شوند و عرضۀ استفاده از نور را دارند. عده ای نار طلبگی آخوندی و لباس روحانیت، سیادت و حتی مرجعیت دامن آنها را می‌گیرد.

اگر مرجع نبود جهنمی‌هم نبود. اما حالا که مرجع شده می‌دهد امام خمینی را هم بکشد یا یک عده ای را بکشد. او فقط نار نصیبش شده است. و اصلاً نوری گیرش نیامده است. اما یک طلبه از هرچه درک می‌کند، از لباس، درس، عبادت،، ریاست و مرجعیتش نور می‌گیرد و نورانی می‌شود. قرآن خواند جهنم و بهشت دارد.

از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم):ربُّ التالی القرآنَ و القرآنُ یَلعَنهُ؛ چه با تلاوت کنندۀ قرآن که قرآ« او را لعنت می‌کند، کاش قاری قرآن نمی‌شد و صدای خوبی نداشت. اما یک عده با قرآن نور جذب می‌کنند. اللهم نَوِّر قلوبنا بنور القرآن؛ نماز هم همین طور است. یک عده از نماز نار می‌گیرند و یک عده نور جذب می‌کنند. درس، مهندسی، پزشکی و حتی ازدواج و فرزند همین طور است. کسی که بعد از ازدواج وظایفش را انجام نمی‌دهد و عرضه ندارد خوب استفاده کند و لیاقت ندارد همسر و امانتی که خدا به او داده است( سپرده است) خوب استفاده کند، یا به او خرجی نمی‌دهد که نور جذب کند و مجموعۀ زندگی به ضرر او تمام می‌شود.

إنَّ مِن ازواجِکم و اولادِکم عَدواً لَکم ( سورۀ مبارکۀ تغابن آیه 14)

چرا زن و بچه دشمن آدمند؟ چون عرضه ندارد، آنها را آتش می‌کند و می‌بازد و دشمن می‌شوند. کسی هم هست که الآن زن و فرزند او را نورانی می‌کند، در ارتباط با یک زن نور می‌سازد و نور می‌شود. آسیه عرضه داشت که از فرعون برای خودش نور درست کرد. اما فرعون از چنین زن بزرگی برای خودش نار درست کرد. قبل از اینکه به هر انتخابی دست بزنیم، باید در این انتخاب فکر کنیم و ارتباط نور می‌گیریم یا نار می‌گیریم، نه اینکه مثلاً این طور باشد. اینها لیسانس و دکترا گرفته اند پس ما هم برویم و بگیریم. در زمان جنگ یک عده از طلبه‌ها که وظیفه شان رفتن به جنگ بود، با شهوت به درس خواند چسبیدند و لابه لای لباس مقدس و درس معارف خود را پنهان کردند و همان طور برایشان جهنم شد. امام گفتند این طلبه‌ها خودشان را برای روز قیامت آماده می‌کنند، ظاهراً می‌خواستند کار مقدس انجام دهند، فقه و اصول بخوانند، ولی همه برایشان نار شد، یک عده هم بودند که به طلبگی درست نگاه کردند و آن را وسیله ای برای نورانیت قرار دادند، آن وقت که وظیفه شان درس خواندن بود درس را کنار گذاشتند و تا پیش خدا رفتند.

بَل أحیاءُ عندَ رَبِّهم یرزقون؛ بیش تر طلبه‌ها که رفتند الآن عند ربهم هستند. بیش ترین جمعیت جبهه‌ها طلبه‌ها بودند. پس این مهم نیست که چه انتخاب می‌کنیم، رئیس جمهوری، نخست وزیری، نمایندۀ مجلس و یا هرچیز دیگر، مهم این است که هرچه سر راهت قرار گرفت ما را نسوزاند، چه استفاده ای از آن بکنیم؟

الآن در انتخابات ریاست جمهوری چقدر آدمها خودشان راآلوده کردند که به جهنم بروند و عرضه نداشتند یک انتخاباتی برگزار کنند که از آن نور جذب کنند.

پس هیچ چیز در این عالم نیست مگر این که هم نار دارد و هم نور. یک عده از قبل رسول خدا و قرآن به جهنم می‌روند.

سورۀ مبارکه اسراء، آیه 2: ولا یرید الظالمین الا خسارا؛ و همین قرآن یک عده را هدایت می‌کند إنَّ هذا القرآن یهدی للتی هی اقوَمُ( سورۀ مبارکه اسراء آیه 9)

یک عده بر اثر ارتباط با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نورانی شده و یک عده در اثر ارتباط غلط جهنمی‌شده اند. الآن در کشور ما نعمت عظمای ولایت فقیه را داریم. یک عده از مراجع تقلید تا عامۀ مردم نمی‌توانند با ولایت فقیه ارتباط درست برقرار کنند و جهنمی‌می‌شوند. اما عده ای هم با مسئولیت، پست و ریاست جمهوری و نخست وزیری نور جذب کردند و به مقام شهادت رسیدند، مسئولیت صندلی مجلس هم نور دارد، هم رفاه دارد، رئیس جمهوری هم نور دارد هم نار دارد. بعضی نارش را گرفته اند و بعضی نورش را.

در این مجموعه که الآن حضور داریم و ارتباطی که برقرار کردیم مهم این است که فقط نور را جذب کنیم. بحث فقط بحث نور است. اصلاً علامت حرکت یک انسان سالم این است که دائم تحت تأثیر ولایت الهی( یخرجهم من الظلمات الی النور) مسیر حررکت تدریجی از ظلمت به نور محقق شود. به عشق معنویت و روحانیت و نورانیت درس در حوزه بخوانیم نه اینکه مجتهد شوییم تا آقا شویم، دکتر و مهندس و مربی شویم. ازدواج کنیم تا چیزی شویم. اینها تیغ دو دم استو در رفتارهایمان هم همین طور است باید دقت کردی که این کار ناری است یا نوری؟ در یک نگاه به پدر و مادر، بد نگاه کردن ما را آتش می‌زند و با درست نگاه کردن رحمت الهی شامل حال ما می‌شود.

امام سجاد(علیه السلام) در صحیفۀ سجادیه می‌فرمایند: اللهم اجعلنی عنها بَهُما هیبةَ السلطانِ العَسوف؛ خدایا چنان گردان که از هردو پدر و مادر همچون ترس از پادشاهان خودکامه بیمناک باشد. می‌فرماید: خدایا کمکم کن تا از پدر و مادرم همچون سلطان ستمگر بترسم. مگر اینها این قدر خطرناک هستند؟ خیر، عاطفۀ آنها این طور است. ما حریم را نگه نمی‌داریم. نزدیک می‌شویم، بی ادب می‌شویم و می‌سوزیم. استاد خیلی خطرناک است، مهربان است و عاشق شاگردان خودش، ولی اگر شاگرد حواسش نباشد 20 سال با یک استاد درس می‌خواند و با استاد بهشتی به جهنم می‌رود.

إرتَدَ الناسَ بعدَ الّتی الّا تلات - مثل همۀ اطرافیان پیامبر که با او چه کردند.در مورد پدر و مادر اگر حواسمان نباشد و در نوع حرف زدن، نوع مخاطب، نوع نگاه کردن و پاسخ دادن به سؤالات دقت نکنیم سر از نار درمی‌آوریم. در حدیث و قرآن هست که اگر یک وقت پدر و مادر ظالم و بی ادب بودند و بی انصاف بودند، اگر بخواهیم پاسخ بگوئیم غیر از نار چیز دیگری نیست. این مطلب مهمی‌است که من که هستم، الآن با این حجم عظیم از مصادیق نور و یا نار سروکار دارم.

ما باید بالاخره این را بفهمیم. ( ذهب الله بنورهم و ترکهم فی الظلمات لا یبصرون) خداوند می‌خواهید بفرماید خدا آدم‌های کافر را هرچند به کار خوب دست بزنند، نورهایشان را می‌برد و کافر نمی‌تواند نور جذب کند. چون ارتباط او کافرانه و غاصبانه است و نور را دفع می‌کند. ذهب الله بنورهم- نور می‌رود و جز تاریکی و نا چیز دیگری نمی‌ماند. آن اکسیری که اگر بیاید هر شئء را و هر ارتباط و انتخاب و هررفتار و فکری نورش را جذب می‌کند، کدام است؟ حتی خواب که می‌بینم هم نور دارد وهم نار و صبح که بیدار می‌شویم یا نور آن را جذب کرده ایم یا نار آن را.

در طول روز مقدار زیادی از فکر و خیال به سراغ ما می‌آید، ظنّ و گمان‌های ما که به دیگران داریم حرفهایی در مورد دیگران می‌زنیم، همه نور و نار دارد. مگر ما که هستیم؟ آیا نباید خودمان را بشناسیم؟ این داستانها و ماجراها را بفهمیم؟ الآن این کلمات چه هستند؟ پنجاه سال به طور تقلیدی بخوانیم و جلو برویم که فایده ندارد.

با بحث ملائکه‌هاا به معارف بسیار عظیمی‌رسیده ایم که الآن در باطن این عالم یک عالم دیگری وجود دارد و همین الآن با این عالم است و دارد این عالم را اداره می‌کند. شاید بیش از سی قسم ملائکه را حضرت در نهج البلاغه و یا صحیفه نام می‌برند که آن را در سی دی سوم شرح کردیم.

هیچ حرکتی در نظام طبیعت نیست مگر این که دخالت ملائکه در آن هست و اگر ملائکه را حذف کنیم، زندگی در زمین امکان پذیر نمی‌باشد. تمام اجسام زمین را ملائکه به حرکت درمی‌آورند.کُرات و نگهداری آنها در فضا و حفظ فاصلۀ آنها با خورشید و با یکدیگر همه با ملائکه است. در زمین از تنظیم اتمسفر تا ابرها، باران، برف، باد، رعد و برق همه و همه همین طور است. حضرت وقتی رعد و برق و مانند آن را می‌دیدند، سلام می‌دهند، آنها قوای عالمند، آن را اداره می‌کنند.

أفرأیتم ما تحرثونَ أأنتم تزرعونَهُ أَم نحنُ الزارِعون؛ ایین یک دانه که شما می‌کارید، آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟ توجه شود که ما می‌رویانیم. یعنی خدا با فرشته‌هایش گیاهان را می‌رویاند، سپس فرشته‌ها در رویش گیاهان مؤثرند و تا نباشند هیچ گییاهی رشد نمی‌کند.

أفرأیتم ما تمنون أأنتم تَخلُقونَهُ أم نَحنُ الخالِقون؛

نطفه یا منی که در رحم زن امن می‌شود آن منی را شما خلق میکنید، ما داریم این کار را با فرشته‌ها انجام می‌دهیم. هیچ چیزی نیست که فرشته‌ها در آن نباشند، پس هیچ حرکتی نیست مگر این که فرشته‌ها در کنارش هستند و این کار را انجام می‌دهند. پس چقدر به ما نزدیکند. دقت کنیم که ما باید به کجا راه پیدا کنیم و اگر این را ندانیم اصلاً قدمی‌در خودشناسی نمی‌توانیم برداریم.

تمام ارتباطات، تمام کارها، چه روی کرۀ زمین و چه در فضا و کهکشانها با تمام این نظم توسط فرشته‌ها است. خداوند با این فرشته‌ها عالم ررا اداره می‌کند. ببینیم چقدر فرشته‌ها به ما نزدیکند، از درون خاک گیاهان را درمی‌آورند، در رحم زن بچه را تولید کرده و شکل می‌دهند. خیل کارهای بدنی ما توسط آنها است.

کرۀ زمین، درخت‌ها، گیاهان و حیوانات توسط آنان اداره می‌شود. اصلاً تولیدش و اضافه اش توسط آنان است. تمام مرگها این طوری است. ملک الموت که می‌گوئیم نه این که انسانها که مردند یک فرشته آمد و آنها را قبض روح کرد، بلکه هرکجا موتی انجام می‌گیرد، در کنارش فرشته است. مرگ گیاه و حیوان هم همین طور است و حتی یک برگ هم که می‌افتد کار فرشته است. ما می‌گوئیم این فرشته‌ها کجایند؟ چرا ما آنها را نمی‌بینیم؟ اما چقدر به ما نزدیکند!

باطن این عالم چقدر به ما نزدیک است و ما بدون این باطن هییچ چیز نیستیم. لذا قرآن اصرار دارد که آیا ملکوت آسمان و زمین را نمی‌بینید؟

سورۀ مبارکه اعراف. آیه 185؛ افلم ینظروا انی ملکوت السماوات والارض و ما خلق الله من شی و ان عصی ان یکون اقترب اجلهم فبای حدیث بعده یؤمنون؛

آیا در حکومت و نظام آفرینش آسمان و زمین و آنچه خداوند خلق کرده نمی‌نگرید؟ شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده باشد، پس به کدام سخن بعد از آن ایمان می‌آورید؟ می‌فرماید: آیا به ملکوت آسمان و زمین نگاه نمی‌کنید؟ نگاه کردن به آسمان و زمین و ملکوت آنها کار شدنی است که خداوند حتی به کفار می‌گوید چرا ملکوت را نگاه نمی‌کنید، این طور نیست که دستیابی به ان سخت باشد. انسان با تمرکزهای خاص خودش می‌تواند به ملکوت برسد و وقتی این قدر به ما نزدیک هستند، چطور نمی‌گوئید نمی‌بینیم؟ با دیدن ملکوت باب عظیمی‌از معرفت به روی ما باز می‌شود.

هیچ اتمی، الکترونی، نوترون و پروتونی حرکت نمی‌کند و جابه جا نمی‌شود مگر این که فرشته‌ها کنارش هستند. ما ان شاءالله اگر به تمرین‌ها برسیم و انجام دهیم، راحت تر می‌توانیم بفهمیم که ملکوت یعنی چه؟

سوره مبارکه مؤمنون. آیه 88؛ قل مَن بِیَدِهِ مَلَکوتُ کُلِ شئ: بگو ملکوت هرچیزی به دست کیست. پس هرچیزی ملکوت دارد. ما فقط یک ظاهری را نگاه می‌کنیم.

یعلمون ظاهراً من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة غافلون؛ سوره مبارکه روم، آیه7-

زندگی ظاهری از حیات دنیا را می‌دانند و از آخرت بی خبرند. آخرت همان ملکوت است. از ملکوت اشیاء غافل هستیم. ببینیم خداوند چگونه استدلال می‌کند.

می‌فرماید: تو با کفار صحبت کن، یعنی کفار باید این را درک کنند.

قل من بیده ملکوت کل شئ: بگو به دست کیست ملکوت هرچیزی، پس ما یک عالم ملکوت داریم که می‌توانیم به کفار بگوئیم بیائید آن را نگاه کنید.

چقدر ما از ادبیات قرآن فاصله گرفته ایم و فقط قرآن خوانی می‌کنیم و قرآن فهمی‌نداریم. ببینید ملکوت دست چه کسی است؟ ملکوت هرچیزی دست خداست. هرچیزی باطنی دارد و باطن آن دست خداست. اصلاً اگر ما باطن را بگوئیم اینجا دیگر هیچ نداریم، همۀ سرپابودن‌ها، همۀ حرکت‌ها و فعالیت‌ها، همۀ توان‌ها و قوه‌ها با آن ملکوت است. برای درک بیش تر باید تمرین شود. تمرین روی قضیۀ رابطۀ این دنیا با آخرت که مثل رابطۀ رحم مادر و دنیا است. به این فرمول که در مباحث راه شناسی و معاد مفصلاً گفته شده، باید دقت کرد. رحم را نگاه کنید، ایا قبل از ایجاد رحم دنیا هست یا نه؟ آیا اول رحم را دایم یا اول دنیا را داریم؟ دنیا را داریمو بعد در دل دنیا رحم ایجاد می‌شود، آن وقت دنیا از خودش یک چیزی به رحم می‌فرستد، بعد آنجا پرورش پیدا می‌کند، به بچه تبدیل می‌شود و دوباره به دنیا برمی‌گردد. دقت کنیم که فاصلۀ بین دنیا و رحم چقدر است؟ فاصلۀ مکانی دنیا با رحم مادر چقدر است؟ هیچ فاصله ای نداریم. اصلاً رحم درون دنیا است، تولید دنیا است. بچه ای برای به دنیا آمدن فاصلۀ مکانی را طی نمی‌کند.رابطۀ رحم دنیا با آخرت هم چنین است. آخرت چیزی را از خود به رحم دنیا فرستاده است که آن نغمۀ خداست و اینجا باید تربیت شود و دوباره پیش خدا برگردد. « انّا لله و انّا الیه راجعون» حالا فاصلۀ آخرت با دنیا و فاصلۀ برزخ با دنیا مثل فاصلۀ دنیا با رحم مادر است. برزخ همین الآن دارد ما را اداره میکند. همین الآن اگر دستمان را نگاه کنیم و یا آن را تکان دهیم با کمک برزخ است. کره که می‌چرخد برزخ آن را می‌چرخاند. انرژی رحم، توان و حرکت‌های رحمی، حیات و تغذیه رحمی‌و کارهایش از دنیا می‌آید، اگر دنیا نباشد رحم وجود ندارد، همین طور تمام اتفاقات دنیا به وسیلۀ برزخ دارد انجام می‌شود. چقدر عالم پرهیاهوست! چقدر قدرتمند است! چقدر باشکوه است!

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اِن مع الدنیا آخرة و الآخرة محیطُ بالدنیا؛ حقیقت این است که همراه دنیا آخرت است و آخرت به دنیا احاطه دارد. آخرت است که دنیا اداره می‌شود. تمام چیزهایی که در کهکشانها دیده می‌شود توسط باطن خودش که آخرت است اداره می‌شود. آیا می‌شود ملکوت دیدنی نباشد؟ کسی می‌تواند بگوید من ملکوت را نمی‌بینم مثل این است که کسی رحم مادر را جدا از دنیا نگاه کند، اصلاً معنا ندارد. اگر حرکت‌های جنینی در رحم مادر معنی دارد و ادراک شدنی است به برکت دنیا است. در دنیا نیز چییزی را بدون برزخ و ملائکه نداریم. این قدر فعال روی ما کار می‌کنند می‌روند و می‌آیند و ارتباط دارند، آن وقت بگوئیم ملکوت را نمی‌بینیم؟ تمام اجزاء رحم با دنیا ارتباط دارد و اگر دنیا نبض خود را قطع کند، هیچ چیزی در رحم نمی‌ماند و همه چی ابود می‌شود. همین ارتباط بین دنیا و برزخ وجود دارد. اگر برزخ نفخش را و نبض خود را قطع کند هیچ چیز باقی نمی‌ماند. وقتی می‌گوئیم ملک الموت یک موجود بسیار عظیمی‌است، هیچ گیاهی نمی‌میرد مگر این که ملک الموت آن را می‌بیند، درختان، حیوانات و انسان‌ها، هرچه هست حتی وقت عبور از یک حیات به مرحلۀ حیات دیگر مرگ وجود دارد تا بتواند به مرحلۀ دیگر برسد. این کار را هم فرشتگان انجام می‌دهند. این عالم چه خبر است و چقدر ساده از کنار اینها رد می‌شویم. اصلاً فکر نمی‌کنیم. نگاههای ما نگاههای غلط و آلوده است.

در سورۀ مبارکه ابراهیم آیه 10 می‌فرماید:

أفی الله شک فاطر السماوات والارض؛ آیا در خداوند آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین شک است؟ ما می‌گوئیم دلیل بیاورید که خداوند در این عالم هست، خدا را ثبات کنید، آیا تا به حال دیده اید وقتی یک زاییمان صورت می‌گیرد در وجود دنیا شک کند؟ او دو عالم را کنار هم می‌بیند و این مسئله بدیهی است. در سورۀ مبارکه واقعه آیه 62 ولقد علمتم ان نشأة الاولی فلولا تذکرون، شما چطورر متذکر نمی‌شوید؟ نشأت اولی را دیدید، مشاهده می‌کنید، اخری را نمی‌بینید؟ ماوراء و ملکوت را نمی‌بینید؟ تمام این حرکت‌ها که در طبیعت انجام می‌شود، میلیاردها میلیارد که فقط خدا می‌داند محاسبه اش کند، چه کسی انجام می‌دهد؟ آیا خودش انجام می‌شود و حرکت می‌کند؟ قوه اش از کجا می‌آید؟ الکترون دور هسته می‌گردد، اما چگونه می‌گردد؟ اگر انرژی دارد، انرژی آن از کجاست؟ آیا تا به حال کسی انرژی را دیده است؟ همۀ دانشمندان معتقد به وجود انرژی هستند، اما این انرژی چیست؟ می‌گویند انرژی است، اما نشان دادنی نیست. اما ظهور و اثر آن را می‌بینیم و شان می‌دهیم، ما خودش در دسترس نیست. می‌دانید! انرژی همان فرشته است. ظهورش هم به اشکال مختلف وجود دارد. قوّه و توان است. اما ماده بی حس است. در قوانین فیزیک آمده است: اگر ماده را تکان ندهید تا بی نهایت ثابت می‌ماند. پس اگر حرکت می‌کند بدانید این حرکت و تکان را از جایی آورده است. این حرکات معمولی هم نیست. حرکتی از درون است. یک نطفه حرکت می‌کند و یک بچه می‌شود. دانه حرکت می‌کند و درخت می‌شود. قرآن دائم ما را به فکر کردن و درست نگاه کردن دعوت می‌کند. تمرکز کردن و درست و عادلانه نگاه کردن را باید تمرین کرد.

می‌گویند آقای نیوتون قوۀ جاذبه را کشف کرده است، او دید که سیب افتاد و به سمت پائین آمد، فکر کرد همین طور که نمی‌تواند پائین بیاید چرا بالا نرفت؟ به قوۀ جاذبه رسید. قوۀ جاذبه همان فرشتۀ خداست. نیتون به آن دلیل قوۀ جاذبه می‌گوید و ما فرشتۀ خداوند می‌گوئیم. حال چرا سیب حرکت کرد؟ چرا پائین آمد؟ چه کسی گفته است که پائیین بیاید؟ چرا معلق نمی‌ماند؟ باید فکر کرد.

سورۀ مبارکه یوسف. آیه 15: و کأین مِن آیةٍ فی السماوات والارض یمُّرن علیها و هم عنها غافلون؛ چه بسیاری از آیات در آسمانها و زمین می‌گذارند و آنان از ان اعراض می‌کنند.

ما در دریای ملائکه الله غرق هستیم. فکر کنیم که ملائکه یا فرشته چیست؟ غرق خدائیمو فکر کنیم خدا چیست؟ دقیقاً مثل ماهی در آب است. می‌گوید مایۀ حیات من چیست؟ آب چیست/ خداوند به ما عقل داده و عقل را هم نور آفریده است. باید از این نور استفاده کنیمو کشف کنیم. ولی چرا عقل‌های ما نور دارد؟ اگر بگوئیم اصلاً عقلی نداریم که به کار بگیریم می‌گوئیم عقل هست، اما قدرت ندارد و کار نمی‌کند. زیرا ما عقلمان را آلوده کرده ایم و به جای اینکه نور و یقین جذب کند، تردید، شک، وسوسه، دودلی و وسواس ایجاد می‌کند. باید از خداوند بخواهیم و ان تملاء قلبی نور الیقین. جریان نار و نور را در نظر بگیریم. ما با یقین‌ها سروکار داریم.

اما به جای جذب نور، یقین، وسوسه و تردید و تزلزل وش ک جذب می‌کنیم.

مثال: رسالۀ احکام و عدد در آن برای این است که وسواس نباشد، وفهوم عدد در رساله فقهی است با قَدَر و اندازه تا ما وسوسه نشویم، چطور می‌شود انسان وسواسی می‌شود؟ زیرا ساختار وجودی خود را طوری آلوده کرده است که از عدد رساله، وسواس درمی‌آورد و سی مرتبه آب می‌ریزد. گاهی هم اصلاً نمی‌تواند نماز بخواند یا در قرائت یک کلمه ده مرتبه تکرار می‌کند. او از رساله جهنم دریافت می‌کند و نار می‌گیرد. وسواس جهنم است و به قول حضرت جنون و دیوانگی است. رساله به ما وعده داده که اذیت نشویم، اما شخص وسواسی تردید و تزلزل دارد، دلش آرام نمی‌شود و باید یک کار را چند مرتبه انجام دهد. او از یک مفهوم عدد که باید آرامش جذب کند اضطراب می‌گیرد، یک غسل را شش ساعت طول می‌دهد و برای خود جهنم می‌سازد، حتی طلبه ای که باید بقیه را شفا دهد و از دست شیطان نجات دهد، وسواسی است.

امام سجاد(علیه السلام) فررمودند اگر به یک وسواسی بگویی چرا این کار را می‌کنی می‌گوید: شیطان مرا گول می‌زند، خودش هم می‌داند.

خانمی‌برای وسواس شوهرش را آورده بود من شروع کردم توضیح بدهم، دیدم حالت بی رغبتی دارد من حرف می‌زدم اما همۀ حرف‌های من را بلد بود. به او گفتم نمی‌خواهید حرف‌های من را گوش کنید؟ گفت پایان نامۀ دانشگاه من دربارۀ وسواس بوده و همه را بلدم.

بحث فرشته‌ها تمام شد، اما یک بحث مانده است که راجع به ارتباط ما با جن و شیطان است. راجع به دین، قرآن، پیامبر، بهشتو جهنم است که این مباحث را که تمام کنیم مقدمات ما تمام می‌شود و ان شاءالله وارد اصل مباحث خواهیم شد( پایان بحث)

فتنه‌های آخرالزمانی غربال‌های خطرناکی هستند که مؤمنین دانه به دانه از آنها می‌افتند و از جهنم سردرمی‌آورند. انسان باید به خداوند پناه ببرد وقتی ببیند که پیش کسوت‌های جهاد و خون و کسانی که زمانی از یاران امام بودند اینقدر راحت سقوط می‌کنند. ما اگر جای خود را داریم نباید آن‌ها را سرزنش کنیم، بلکه باید از خود بترسیم و هواسمان به خودمان باشد که ما هم در این غربال هستیم. دیدیم چقدر از روحانیون، مجتهدین از علماء و دانشگاهیان و از سرداران جبهه‌ها، رزمنده‌ها و خانواده‌های شهدا و آزادگان و کسانی که در طول این سالها در غربال و امتحان باختند و ریزش کردند.

و ما اُبَرئُ نفسی ان نفس لامارة بسوء الا ما رحم ربی، ما از خدا هدایت این‌ها را می‌خواهیم. بخواهیم که از ما امتحان سخت نگیرد یعنی طوری نشود که صریحاً جلوی ولایت فقیه بایستیم و بدیهیات را تکذیب کنیم و لجاجت کنیم. خدایا اگر قرار است این طور شویم مرگ ما را برسان.

فاذا عمری مرتعاً للشیطان فاقبضنی الیک.