جلسه 076 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
76
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
6
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 076 - راه‌های مبارزه با غم

راه های مبارزه با غم 25/6/1396

اعوذ با لله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله و علی محمد وآله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین سلام و صلوات و درود ورحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی برهمه ی شما عزیزان هدیه به محضر مقدس امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید. خوب بحثمون درباره ی برطرف کردن غم ، رسید به بحث استعانت از خداوند تبارک و تعالی ودر این باب هم رسید به بعضی از اذکار خاص در این زمینه ، ما ان شاءالله بعد از این که بحث را تمام کردیم درباره ی عوامل مادی در برطرف کردن غم ان شاءالله صحبت خواهیم کرد .ان شاء الله جلسات آینده ، بحثمون درباره ی این اذکار فرمایشی از امام صادق علیه السلام بود که فرمودند: ((که من تعجب می کنم کسی که از چهار چیز می ناله، غصه دارد وچگونه به چهار چیز پناه نمی بره . اولی این بود که ((عجب تو لمن خاف کیف لا یفزع الا قولهی عزوجل حسبنالله ونعم الوکیل )) کسایی که ترس و اضطراب تو زندگیشون دارند به خصوص ترس هایی که نسبت به آینده در زندگی انسان میاد . اضطراب ها و ترس هایی که نسبت به آینده ، نکنه این جوری بشه ، نکنه اون جوری بشه ، چرا به این کلام خدا پناه نمی برند که فرمود : حسبناالله ونعم الوکیل ،این چهار تا ذکری که می خواهیم بگیم در قرآن آمده دیگه وحوادثی است که برای اولیاء الهی (مومنین) اتفاق افتاده ،اون ها به این ذکر پناه بردند وخداوند نتیجه ی اون رو بهشون داده . می فرماید : اگر اضطراب و ترسی در وجودتون هست ، این کلمه ی حسبنا الله و نعم الوکیل رو بگید، خدا ما را بس است وبهترین وکیل است . معنای وکیل گرفتن خدا هم توضیح دادیم جلسه ی گذشته که یعنی چی .یعنی به جای این که اضطراب ها ، ترس ها ، دلخوری ها ، کینه ها رو بریزی تو وجود خودت . دلت را پاک ،آرام نگهدار ،کارهات رو بسپار به خدا ، بگو تو وکیل من هستی هر جور دلت می خواد با این آدم ، با این جماعت، با این گروه ، با این مشکل خودت یه جوری حلش کن . خودتون رو ناآرام نکنید اضطراب را به خودتون راه ندید. چون معنای اضطراب این هستش که ما کنار خدا مضطربیم . شما وقتی که بچه کنارتون هست، دارید با هم تو خیابان می روید ، این بچه دائما به شما بگه من می ترسم ، من می ترسم، شما میگید نه عزیزم من اینجا هستم برای چی می ترسی ، ها؟ ، به خصوص اگه این بچه ،بچه ی خودتون هم باشه ، شما غصه می خورید ، ناراحت میشید که چرا این بچه ی من ،من رو هیچی حساب نمی کنه ، با وجود من این همه اضطراب داره . ها؟ ، چرا این قدر می ترسه، ناراحت میشید دیگه . معنای حسبنا الله ونعم الوکیل یعنی خدا ما را بس است ،اضطرابی دیگه ندارم . یعنی اصلا کافیه .(( فا انی سمعت لا عجل جلال یقول به عقبها فنقلبوا به نعمت من الله و فضل لم یمسسهوسوء )) امام صادق علیه السلام می فرماید: من بعد از این کلام شنیدم که خدا این گونه گفت ،شنیدم که خوب تو آیه ی قرآن هست دیگه ، که خدا می فرماید کسانی که میگن ،واقعا میگن حسبنا الله و نعم الوکیل یعنی معتقد هستن ومیگن این رو و با باور میگن . دیدید یه بچه ای مثلا تو کوچه ممکنه کتک بخوره ، میگه بزار بابام بیاد به بابام بگم ، کارتون ساختست . ها؟ این جوری میگه ،این به باباش اعتقاد داره ، اعتماد داره دیگه ،ها؟ وبا تکیه به باباش وعده میده که من حساب شما رو میرسم ،مثلا، ها؟ یا مثلا این حساب کرده رو این . میگه کسانی که این جوری میگن (( فن قلبوا به نعمت من الله )) خداوند بهشون نعمت خاصی داد ، یه نعمتی داد این ها با نعمت خدا بازگشتند و(( فضل لم یمسسهو سوء )) خداوند هم نعمت و فضل به اون ها داد، بیش از اون چه که بهش فکر می کردند ، بهشون داد بدون این که بهشون بدی هم برسه ،پس ببینید فرمول ، فرمول فوق العاده مهمی هست ، قبلا هم توضیح دادم ذکرها مثل فرمول های فیزیکی هستن ،مسائل متا فیزیکی دقیقا مثل فیزیک هستش، چون قوانین متا فیزیک رو کی خلق کرده ؟ همونی که قوانین فیزیک رو خلق کرده . اگه خدا این رو آفریده که شما خواستید آب جوش داشته باشید ، برید صد درجه بجوشونیدش ،آب جوش میاد. دو دوتا میشه چهارتا . این قانون ،اون قوانین متا فیزیک هم خدا قرار داده ،میگه شما چی می خواهید ، ترس دارید ،اضطراب دارید ، این کار رو انجام بدید ،ترس و اضطرابتون از بین میره ،تازه نتیجه ی خیلی خوبیه ، هم نعمت هم بیشتر از اون چه که فکرش رو کنید نسیبتون میشه ،چیز بدی هم گیرتون نمیاد ،ولی این رو بگید واقعا ،خوب اگه قراره که این رو بگیم،این اعتقاد لازمه داره ،ما باید باور هامون رو درست بکنیم ،ذکر مثل یه اتومبیل پیشرفته هست ،مثل یه سفینه ی فضایی ،مثل یه هواپیما هست ، که شما رو میبره بالا ،به مقصد می رسونه ولی باید بلد باشی ازش استفاده کنی این خیلی مهمه ،مهارت های ذکر گفتن ،که این رو ما تو برنامه هاتون دادیم ،اون ها که برنامه گرفتن ،دادیم بهشون که چی جوری ذکر رو بگن که ازش استفاده کنند و دوره های تخصصیش، تو اردو ها هم گفتیم این ها رو ، چه جوری این ها رو کاربردی کنیم .اون جور که وقتی میگی ،نمیفهمیش که چیه ،همین جور لق لقه ی زبانه بگی ،مثل یه بچه ای هست که میره پشته ماشین آخرین سیستم میشینه، هی این جوری میکنه ، این راه نمی یفته ،این روشن نمیشه ،اگر هم روشن بشه حرکتش نمیده به جایی ،باید مسلط باشی ،به این اتومبیل تا ازش استفاده کنی ، ذکر رو باید باهاش انس بگیری و بفهمیش که چی هستش . دومی ، ((عجبت لمنغتم کیف یفزع الی قومهی قال لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فا انی سمعت الله عزوجل یقول به عقبها فستجبنا له ونجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین )) امام صادق علیه السلام می فرماید: من تعجب میکنم ،این خیلی حرفه ها ، معصوم داره حرف میزنه ،یعنی اونی که رو نکه قله ی خلقت نشسته و تمام قوانین نظام خلقت تو مشتشه ،او داره با ما این جوری حرف میزنه ،می فرماید : من تعجب میکنم یه کسی غصه داره (( لمنغتم کیف لا یفزع الی قولهی عزوجل لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین )) خوب تعجب میکنم از کسی که غم آمده سراغش ،غصه داره ،چرا پناه نمی بره به این ذکر ((لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین )) خوب این لا اله الا انت خوب معناش مشخصه ،خدایا من معشوقی ،دلبری جز تو ندارم ،خود این یه کلمه کلی غم رو از دل میبره ،همین یه کلمه که خدایا من عزیزی جز تو ندارم ،الهی ،دلبری جز تو ندارم ،تو معشوق من هستی ،لااله الا انت سبحانک تو منزهی ، وقتی میگی منزهی ،یعنی چی ؟ یعنی دیگه هی گیر به خدا و آسمون ندیم ،حواست باشه که،همین طور که قرآن می فرماید که : (( ما اصابکم من مصیبت فا مما کسبت ایدیکم )) اگه سرتون یه مصیبتی الان آمده ،برای این هستش که یه جای کار میلنگه ،یه خراب کاری یه جا کردید که حالا یه گرفتاری ،یه تصمیم بد ،یه نیت بد ،یه قصد بد، یه معصیتی، سرزنش کسی ،تحقیر کسی ،بد اخلاقی با کسی ،ها؟ غیبت کسی ، یه کاری کردی که الان یه جای کارت گره می خوره ،یا گره ای به کار کسی زدی ،نون کسی رو بریدی ، یه جا یه کسی رو محروم کردی ،بالاخره باید بگردی تو این سابقه ی ذهنیت و ببینی که چی بوده داستان ، وقتی میگی سبحانک ، این ذکر مال کیه ؟ مال حضرت یونس ، تو دل ماهی خواند ، درسته؟ ، که ما این ذکر رو تو کجا می خونیم ؟ تو نماز غفیله ،ها؟ ، که خیلی هم خوبه . لا اله الا انت سبحانک انی ، یعنی من گرفتار کار خودم هستم ، گرفتار عمل خودم هستم خدایا، یونس مثل حضرت آدم علیه السلام ، این ها برعکس شیطان نیامدند بگن خدایا تقصیر تو بود این گرفتاری ، شیطان آمد به خدا گفت فبما اغویتنی تو من رو گول زدی این جوری شد ، تو من رو فریب دادی ،تو می خواستی گیر بدی به ما داستان این طوری شد ،تقصیر رو انداخت گردن کی؟ خدا ، این جنبه ی شیطانی ماست ، که ما همیشه می خواهیم تقصیر را بندازیم گردن خدا ،وقتی یه نفر میفهمه که خودش خراب کاری میکنه تو زندگیش ، باید چیکار کنه ؟ یونس ، آدم و حوا سلام الله علیهما پدر مادرمون ،به محضرمقدسشون هم یه صلوات ختم بفرمایید ،گفتند: ربنا انا ظلمنا انفسنا ما گناه کردیم ، ما اشتباه کردیم ،ظلم کردیم به خودمون فاان لم تغفرلنا و ترحمنا اگه تو نبخشی ما را ،اگه تو رحم نکنی ، ولکونن من الخاسرین ما باختیم ،همه چی رو باختیم، خوب اون وقت خدا هم توبه شان را پذیرفت ، یونس هم همین رو میگه :لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین ، من اشتباه کردم ، ظلم کردم ،ها؟ خدایا ، بالاخره ما یه اشتباهی کردیم ،ظلم کردیم ،ما بنده ایم ، ما معصوم نیستیم ، ظلم کردیم ، اشتباه کردیم ،یه خطایی کردیم ، گرفتار یه کارهایی شدیم سبحانک انی کنت من الظالمین ،این رو بگیم ، زیاد بگیم . امام صادق می فرماید : من شنیدم که عقب این ذکر چی آمده؟ همین فرمایش خدا، که یونس چون اون رو گفت ، خدا چی گفت؟ فستجبنا له ما اجابتش کردیم . فستجبنا له و نجیناه من الغم ،نجاتش دادیم از غم . بعد قاعده میگه ،کلمه کذلک هر وقت در قرآن میاد ، یعنی بعدش فرمول و قاعده ی خلقتی می خواد بگه ،یعنی می خواهد بگوید تو نظام خلقت من که یک نظام ساختار دار و ریاضی هست ، مثل این هست که هر کس آب رو صد درجه به جوش بیاره ، چی میشه ؟ بله ؟ جوش میاد ، لازم نیست یه دانشمند تو آزمایشگاه این کار رو بکنه . هر کس هر کجا آب رو جوش بیاره ، صد درجه حرارت بده ، آب جوش میاد فرقی نمیکنه . لذا خدا می فرماید : این مخصوص یونس علیه السلام نبود ها و کذلک ،همین جوری ، مومنین را نجات میدهیم . و کذلک ننجی المومنین ،نجاتشان میدهیم مومنین را ،یعنی چی؟ یعنی ای اهل ایمان شما ها هم مثل یونس هر وقت تو کارتون گره خورد ، گرفتار شدید ،مشکلی پیش آمد ،ها؟ بشینید به ذکر ، به جای این که هی بزنید به در و دیوار ،این رو درستش کنم ، اون رو درستش کنم ،این کار رو کنم ،بشین ذکرت رو بگو، خدایا حلش کن ،یه موقع هست من خودم میدونم چرا ،پای چی رو دارم می خورم ،چوب چی رو دارم می خورم ،خوب آدم باید بره جبران بکنه ،اگه حق الله هست برود جبران بکنه ، اگه حق الناس هست برود جبران بکنه ،ولی ذکرش هم باید بگی ، چون بالاخره خدا باید اذن رو بده ،بگو این رو ،این ذکر رو بگو که خدا موفقت کنه اگر واقعا هم نمیدونی چرا داری چوب می خوری ،بدونی از کجا داری می خوری، خدا کمکت بکنه . و کذلک ننجی المومنین خدا نجاتتون میده . پس قاعده داره دست ما میده دیگه ، این فرموله ، ها؟ چه طور میگه مثلا سرتون درد گرفت برید پیش فلان دکتر ،خوب سردرد یه مشکله ، درسته ؟ ، شما میرید پیش یه پزشک ، پزشک دارو میده ،خوب حل میشه . ها؟ ، قاعده اش این هست دیگه .چه جوری خدا قانون گذاشته ، این هم قرص غمه، این هم داروی غم هست دیگه ،اگر غمگین شدید ، مچاله شدید، این رو بگو (( لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فستجبنا له ونجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین )) ، خوب بریم سراغ مورد بعدی (( عجب تو لمن موکر بهی کیف لا یفزع الی قوله و افوض امری الی الله ان الله بصیر باالعباد فا انی سمعت لا عجل و تقدس به قول یقول به عقبها فوقعاه الله سیعاتهم ما مکرو)) ، خوب تو زندگی انسان ،سر راهش افرادی قرار می گیرند که به آدم کلک میزنند ، صادق نیستند با انسان ،طبیعی هم هست باید هم باشه ، چرا ؟ چون انسان در مسیری که داره به سمت هدف خلقتش ،چون هدف خلقت انسان این بود که انسان برسه به مقام چی؟ به مقام خلیفت اللهی ،یعنی برسه به یه جایی که خدا چه جوری خطابش میکنه تو بهشت ؟ ((من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحی القیوم الذی لا یموت )) ، از زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد به زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد ، انسان قرار هست به این جا برسه ،یعنی شبیه کی بشه؟ شبیه خود خدا ، تا این جا جا داره انسان رشد بکنه ، یعنی تا جایی که دقیقا شبیه مثل اعلی بشه ، برای همین هم شما ان شاء الله ، همین ایام که نزدیک محرم هست همیشه تو زیارت عاشورا می گویید ، اسئله ایقلب المقام المحمود لکم عندالله ، من همون مقام پسندیده که شما پیش خدا دارید دارید ، می خواهم پایین تر نه، همون رو می خواهم . راسته یا دروغ هست این؟ گفتن بگید ؟ راسته ،یعنی شما تا اون جا می تونید برسید ،تا اون جایی که به قول امیرالمومنین با من و هم درجه ی من محشور شوید . علی علیه السلام در مورد کسانی که انتظار حقیقی امام زمان رو دارند ، فرمود : هر کس منتظر واقعی باشه ،یعنی آدم عملیاتی باشه ، یعنی آدم به درد بخور برای امام زمان باشه ،آدمی که در برطرف کردن موانع ظهور امام زمان فعاله ، کار میکنه ، تو چادر امامش میره ، تو چادر پدرش میره ، وفادار به پدرش هست ، وفادار به امامش هست ،اگه یه کسی این جوری باشه ، فرمود : با من و هم درجه ی من محشور میشه . خدا ما رو آفریده که با خانواده مان زندگی کنیم دیگه ،خانواده ی اصلی ما که بابا وننه ی ، زمینیمون که نیستند، خانواده ی اصلی ما کی هستند؟ اهل بیت هستند. خدا ما را از آن ها آفریده ،ما بدن مان را از پدر مادر زمینیمون به وجود آورده ، بار ها گفتیم ما هممون بدون استثنا فرزندان حقیقی اهل بیت هستیم وقتی ما فرزندانشون هستیم قاعده این هست که بچه با کی باید زندگی بکنه ؟ با پدر و مادر یا هم درجه ی پدر مادر باشه ، درسته دیگه ؟ هم پدر مادر این جوری دوست دارند ، هم بچه این جوری می خواهد ، بنا بر این خدا ما رو برای زندگی با اهل بیت آفریده ، اون هم نه در آخرت، در کجا؟ در دنیا . متاسفانه ما چون نمی شناسیم خودمون رو و نسبت به اهل بیت هم شناخت نداریم و حواسمون نیست که اون ها، یا متوجه نیستیم ،یا نمی دونیم اون ها خانواده ی ما هستند ،ترجیح میدیم که با آدم های زمینی خوش و بش کنیم و زندگی کنیم ،یعنی عشقمون رو ،دلدادگی هامون رو ،همه چیزمون رو با کوچولوهای زمینی هستش ،خودمون خودمون رو مفت می فروشیم ،و الا خدا ما رو برای زندگی با اهل بیت تو همین دنیا قرار داده ،با زندگی با امام زمان تو همین دنیا قرار داده ،ادامه اش هم آخرته ،برزخ هم هست ،قیامت هم هست ،بعد قیامت هم که تا بینهایت هست دیگه ، خوب، پس ما این مقام رو داریم ،حالا برای این که به این مقام برسید ، شما احتیاج دارید که رشد بکنید ،درسته؟ رشد چه جوری ممکن هست ایجاد بشه ؟ با کلاس رفتن ، درس خواندن ، کار کردن ،عملیات انجام دادن . یه کسی می خواد استاد ریاضی بشه ، چه جوری می تونه استاد ریاضی بشه ، شبیه استادش بشه ؟ باید شروع کنه درس بخونه و بعد هی تمرین ها رو هی ترک کنه ،استاد هر چی شاگردش بهتر میشه ،تمرین ها ی سخت تر میده بهش ،معادلات پیچیده تر میده بهش ،تا این عقلش ،هوشش، چی بشه؟ بیشتر بشه. یه کسی می خواد بشه یه فرمانده ی نظامی خیلی قوی ،خوب این دوره ی میدانی و سختی داره دیگه ، اول سربازی هست بعد باید بیاد دوره های بالاتر ببینه، دافوس ببینه ، چی ببینه ، چی ببینه ،می خواد فیزیک دان بشه ،شیمی دان بشه ،همینه ، می خواد پزشک بشه ، همینه ، می خواد یه قهرمان ورزشی بزرگ بشه ، مثل یه کاراته کار قوی ، یه جو دو کار قوی ،یه کنگفو کار قوی ، مثلا یه ژیمناست قوی ، ها ؟ تمرین داره دیگه ،همه باید تمرین ها رو انجام بده تا یواش یواش سختی هاش رو داره تا بره .خوب وقتی می خواد تمرینات نظامی بکنه در تمرینات نظامی یا تمرین ورزش رزمی ، این مثلا اگه الان ، دان یک تو کاراته داره ، بخواد دان دو بگیره ،دان سه دادند ،دان چهار دادند ،برای چی بهش دادند؟ چرا به یه کسی دان یک ، دان دو ، دان سه میدهند تا ده ؟ یعنی این از حالت قبلیش چیه؟ قویتر شده .ها؟ قویتر شده . یعنی چی؟ یعنی ما به این ،پنج نفر ، ده نفر ، بیست نفر ،میریزن سر این تا اون ده، بیست نفر رو بزنه دیگه ،ها ؟ وزنه های سنگین میزارن ، چوب میزارن ، این باید همه رو مقابله بکنه درسته؟ تا هی قوی بشه . در حرکت به سمت خدا هم همین طوره ،شما باید در هر پنج بخشت ،رشد اقتصادی بخواهی بکنی ،حلال البته ،باید زحمت بکشی ، مشکلات خاص خودش رو داره رشد اقتصادی و تجاری ، می خواهی رشد بدنی بکنی ،رشد گیاهی ،ورزش باید بری ،باشگاه باید بری تمرین ،استاد ، گرفتاری خاص خودش رو داره . رشد بخش حیوانی بخواهی بکنی و جنسی همینه ، رشد بخش علمی و عقلی بخواهی بکنی همینه ،این ها که هیچ کدوم جزء بخش های اصلی ما نبودند ،کدوم بخش بخش اصلی ما بود ؟ بخش پنجم مان که بخشیست، از جنس خودمون که خود خداست ،از جنس اهل بیت هست ،خوب وقتی بخوای رشدی بکنی از جنس اهل بیت با اون ها محشور بشی ،باید مثل اون ها ،خود اون ها هم دوره گذروندند ،ها؟ خود حضرت زهرا هم قبل از این که به دنیا بیاد ،در زیارت نامه اش می خوانیم ، امتحنک الله قبل ان یخلقک ،خدا قبل از این که شما رو خلق بکنه ،امتحان های سخت خودش رو گرفته ،اون ها دوره های خودشون رو گذروندند .بعد هم که به این دنیا آمدند ،دوره هاشون هم خیلی سخت تر از ما بوده دیگه ،ما هیچ کدوم از مصائبی که اهل بیت گذروندند ،هیچ کدوم از ما تحمل گذروندن اون ها رو نداریم . خوب این اولیاء خدا هستند . بنابراین در روایت داریم (( اشدالناس بلاء ثم امثل فالامثل )) نزدیک ترین افراد به خداوند ،به انبیاء چه کسانی هستند؟ بیشترین بلا رو دارند. سپس در مورد انبیاء فرمود اشدالناس بلاء الانبیاء شدید ترین مردم از نظر سختی چه کسایی هستند؟ انبیاء ،چرا انبیاء از همه بلا ها شون سخت تر هست ؟ چون قرار هست به خدا چی بشن؟ شبیه تر بشن . میدون تمرینشون هم بالاتر هست . ثم الامثل فالامثل سپس کسانی که شبیه تر هستند به انبیاء و شبیه تر هستند. هر چه قدر شدت شباهت انسان به انبیاء بیشتر میشه میدان رزم و مبارزه هم بله؟ بیشتر هست . بنا بر این خود خدا بلا می فرسته ، دشمن می فرسته ، در روایت داریم ما برای خود پیغمبرها ، دشمن می فرستیم ((و کذلک جعلنا لنبی عدوا شیاطین الانس والجن )) ما برای هر پیغمبری دشمن می گذاشتیم ،خودمون مبعوثش می کردیم خودمون براش دشمن می گذاشتیم،می گفتیم این ها رو اذیت کن . چرا ؟ چون این پیغمبر باید چی بشه ؟ باید بیاد تو این کلاس بیاد بالا ،شبیه الله بشه . همه همین کلاس رو باید ،هیچکس مفت بهشت نمیره ،هیچکس، نه اهل بیت مفت میرن بهشت ،نه تابعینشون . هیچکس مفتی نمیتونه بهشت بره ،بهشت شوخی نیست ،بهشت یعنی فضایی که پیغمبر فرمود : وقتی مومن چشمش می خوره به بهشت ،از شدت شادی چنان به وجد میاد که اگر فرشته ها به دادش نرسن می میره . مگه شوخیه ؟ بهشته ،به اندازه ی همه ی آسمان ها و زمین هست ، اون هم بهشت یک نفر ،اگه یه کسی قرار هست تو همچین بهشتی بره اون هم بینهایت ، به اندازه ی عمر خدا ،یعنی بینهایت تو این بهشت می خواد باشه ،مفتی می برنش؟ خود خدا هم تو قرآن میگه ،شما فکر کردید ان تدخل الجنه گمان کردید که وارد بهشت میشید بدون اینکه امتحان هایی که قبلی ها دادن ،شما ندید ؟ همه این امتحان ها رو دارند. پس ما این سختی ها رو داریم ،طبیعی هست که این سختی ها رو بگذرونیم . خدا دشمن میزاره ،آدم هایی میزاره سر راهت که اذیتت بکنند، غیبت بکنند ، تهمت بزنند ،مالت رو بخورند ، بی وفایی بکنند ،کلک بزنند بهت ،دروغ بگن بهت ،اعصابت رو خورد بکنند ، از نزدیک ترین کس از پدر مادر از این ها عزیز تر که نیستش ،همسرت هست رو مخته ، بچه ات هست رو مخته ،شریکت هست رو مخته ،همکارت هست رو مخته ،رئیست هست ، کارمندت هست ،شیطان رو گذاشته خدا ،برای همین ، در نقش شیطان توضیح دادیم ،اون مبحث نقش شیطان در تکامل انسان بگیرید ،خیلی مهمه ،شیطان یکی از بزرگ ترین نعمت های خداست ،که خداوند به ما داده ، چرا؟ چون شیطان یه باشگاهه اجباریست که در ما وسوسه ایجاد میکنه ، هر وقت این وسوسه رو بپذیریم باختیم، هر وقت مقابلش وایستیم ، برنده شدیم .ها؟ حمله هاش هم که گفتم . چند تا هست؟ چهار تا بگید ، جلو ،عقب ،راست ،چپ،چهار نوع حمله داره دیگه شیطان ،وقتی حمله هاش رو میشناسید ، مثل یه کاراته کاره، میدونه از جلو کی حمله میکنه ،از عقب کی میزنه ،از راست کی میزنه ، از چپ کی میزنه ،وای میسته هر چهارتاشونم میتونه بزنه . پس وقتی یه فکر منفی میاد تو ذهنت ، یه فکری که تردید داره ،شک داره ، غصه داره ،احساس پوچی داره ، عصبانیت داره ،انتقام داره ،چیزهای منفی ،نا امیدی داره ،هر چی که اومد معلومه مال شیطان هست . هر چی که ناراحتت میکنه ،بدون که شیطان داره روت کار میکنه ،کافیه شما بهش چیکار کنید؟ نه بگید . تمرین میشه دیگه ،ولی وقتی حمله کرد تو پذیرفتی ،خوب دیگه باختی دیگه ،شیطان هست عزیز ترین کس هات هستند زیاد هست این ها تو رشد و قدرت در سایه ی سختی ها توضیح دادم . اون جا کار کنند عزیزان ،که اصلا دشمن های ما چه کس هایی هستند ؟ شما اول باید دشمن هاتون رو بشناسید .دشمن نه به این معنا که باهاشون جنگ خونین داشته باشیم ،نه، حریفت هستند ،باید حواست باشه ، حریف تمرینیته ،بابات حریف تمرینیته ،زنت حریف تمرینیته ،شوهرت حریف تمرینیته ،حریف تمرینی یعنی چی؟ یعنی قرارنیست ناراحت بشی ،تو باشگاه چی جوری افراد همدیگر رو میزنند از دست هم دلخور میشن یا نه، بله؟ نه،چون روش این هست که دو نفر رو میندازن میگن ،بزنید همدیگر رو ،خوب باید تمرین بدن همدیگر رو، کسی غصه نمی خوره ، ناراحت نمیشه ،چرا من رو زدی ،اگه کسی فهمید آدم های اطرافش حریف تمرینیش هستند ،دیگه ازشون غصه نمیخوره ، ها؟ دیگه کینه به دل نمیگیره ،ممکن هست این حریف تمرینی من رو به یه جایی برسونه که من تصمیم بگیرم باهاش رابطه نداشته باشم ، مثلا طلاق بدم ،ها؟ طلاق بگیرم ،قهر کنم ،عیبی نداره ،اگه خدا اجازه میده ،خوب ولی حریف تمرینیته ،دیگه کینه هم به دل نمیگیری ،ناراحتم نمیشی ، هست سر راه آدم همچین چیزهایی هست . خوب زیادند مواردش زیادند که تو اون مباحث توضیح دادم . پس ما به طور طبیعی نیاز داریم به کسایی که ما رو چی کار کنند؟ اذیت کنند. به کسایی احتیاج داریم که ما رو اذیت کنند تا ما روحمون چی بشه؟ بله ؟ قوی بشه . اگه هی یه کسی نیاد من رو اذیت کنه من چی جوری میتونم اسم عفو خدا رو بگیرم ،یه کسی باید بیاد من رو اذیت بکنه که من به جای کینه چی کار کنم؟ عفو کنم .خوب اون وقت شبیه خدا میشم . چی جوری میشم؟ عفو میشم . ها ؟ اگه کسی من رو اذیت نکنه ومن تمرین نکنم که من این رو ندید بگیرم اصلا به روش هم نیارم ، این جوری میشم ، غفور، شبیه خدا میشم . خدا هم میگه شما تا غفور نشید وعفو، من هم نه گناهاتون رو عفو میکنم نه مغفرت ،اگر می خواهید مغفرت شامل حالتون بشه ،گناهاتون آمرزیده بشه و من ندید بگیرم ، صد سال گناه کردید ، چهل سال گناه کردید ، می خواید من ندید بگیرم ،پس تو هم مال بقیه رو ندید بگیر .عرضه می خواد ، اگه ندید گرفتی ، اون وقت خدا میگه منم مال تو رو ،این جوری آدم شبیه خدا میشه ،آدم باید سختی بکشه تا مثل خدا چی بشه ؟ صبار بشه ،ها ؟ آدم باید هر کس کار قشنگی کرد ازش تشکر بکنه ، چه برای خودش ، چه برای دیگران ،اصلا تمرین شکرگزاری وتشکر از انسان ها به خاطر خوب بودنشون نه به خاطر کاری برای من کرده ، به خاطر کمالاتشون ، به خاطر خوب بودنشون ، تمرین بکنیم از همه شاکر باشیم ،تا مثل خدا چی باشیم؟ شکور بشیم . ها؟ گفتیم این هزارتا اسمی که در جوشن کبیر می خونید اسم های خودتون هست .هی باید تمرین کنید تا شبیه بشیم ، هر چی بیشتر ، بهتر و باید این رو گفتیم شرافت هر انسانی به تعداد اسم ها یی هست که از کی داره؟ از خدا داره . شما هر تعداد اسم از خدا دریافت بکنید ، درجه تان ،مقامتون و قربتون چیه؟ بیشتره ،خوب حالا به طور طبیعی کسایی سر راه ما پیدا میشن ، به ما مکر می کنند ،ها ؟ مکر می کنند ، کلک می زنند ،دروغ میگند ،متوجه نمیشیم ،نفاق داره ، حقه میزنه ،کلک میزنه ،حالا اگه یه کسی اومد به ما کلک زد چی جوری میتونیم این مکری که حالا این به من زده ، دفعش بکنم؟ ببینید اجب تو لمن مکر بهی کیف لا یفزع الی قولهی اذا امری الی الله ان الله بصیربالعباد از مکر از کلک ، از اذیت یه نفر در عذابی ، حضرت می فرماید : من تعجب میکنم ،خوب حالا یه کسی داره اذیتت میکنه ، مکر داره در حقت میکنه ،بازیت داره میده ،هی اذیتت داره میکنه ،بیخود وقتت رو تلف نکن ،می گردوندت هی این ور ، اون ور ، امروز میگم ، فردا میگم ،امروز ، فردا ، امروز ، فردا،هی می خواد پولت رو بده ،بازی سرت در میاره ،هر چی ،بگو افوض و امری الی الله کارم رو واگذار میکنم به خدا ،افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد خدایا تو که من رو می بینی ، وضعم رو چه جوری هست ،من هم کارم رو واگذار میکنم به تو، این رو انسان هی بگه ،امام می فرماید چی؟ می فرماید که فا انی سمعت الله جل و تقدس یقول به عقبها من شنیدم که خداوند جل و مقدس فرمود فا وقعاءالله سیئاته ما مکرو در نتیجه ی اون ذکری که این ها گفتن ، چون این داستان مال کسایی هست که تو قرآن میگه این ها مورد اذیت و آزار و مکر قرار گرفتند و بعد گفتند چی؟ افوض امری الی الله ان الله بصیر با لعباد ،نتیجه چی شد؟ فا وقعاءالله سیئاته ما مکرو خدا اون ها رو از نتیجه ی اون چه دیگران در حق این ها ، از عواقب سوء نیرنگ ها ، ونتیجه ی اون چه که دیگران براشون نیرنگ کرده بودند ، حفظشون میکنه ، یعنی نقشه های دیگران رو چیکار میکنه بله؟ نقش بر آب میکنه . شما الان مثلا فرض بفرمایید ،می خواید برید خونتون ،خونتون هم مثلا دور هست ، میگید این جا می تونم تاکسی سرویس بگیرم ، می تونم با اتوبوس برم ، میتونم با مترو خودم رو برسونم ،یه وسیله هست دیگه ، برای حل این مسائل خدا وسیله های مختلف تونظام فکری و روحی ما قرار داده، خیلی متنوع هست ، دیگه تا الان تو این یکی دوساله ،نمی دونم تقریبا چند جلسه هست که ما این رو کار کردیم،ده ها جلسه هست که ما در مورد غم کار کردیم ،ببینید ما چه قدر امکانات داریم برای برطرف کردن غم هامون ، خوب از اینها استفاده می کنیم . خدا زیاد وسیله قرار داده برای این ها ،ازش استفاده بکنیم .حالا الان ما جلسه ی بعد وسیله داریم راجع به خوراکی ،که غمگین شدم چی بخورم ، غمم برطرف بشه ،غذاهاست ، انواع غذاهاست ،خوردنی هاست ، می خواهیم بحث بهداشتی بکنیم ،چه چیزهایی رو بخوریم ،یه موقع هست اعصابت خورده ،غمگین هستی ،حواست هم نیستش ،میری یه ناهاری می خوری که حالت رو هم بدتر میکنه،حواست هم نیستش ،ها؟ یه چیزی می خوری که اتفاقا سطح اضطرابت رو ،غصه ات رو چیکار میکنه؟ بیشتر میکنه ،باید اون غذاها رو نخوری ،باید بشناسه آدم که من الان اگه این رو بخورم بیشتر دمغ میشم ، بیشتر داغون میشم ، الان حالم گرفته هست ،ناراحتم ،نشاط ندارم ، چیکار بکنم، چی بخورم ،ها؟ اون هست ، رنگ ها هست ، عطر ها هست ، خیلی چیزها هست که حالا میرسیم راجعبش صحبت میکنیم . یکی از اون وسائل همینه ،آدم یه موقع ممکن هسست با یه کار بهتر بره به یه غم زده ،کمک کنه ،یادتون هست گفتیم اگه یه کسی هست غم زدست بهش کمک کنیم ، خدا غم شما رو چیکار میکنه ؟ برطرف میکنه . یه آدم گرفتاری هست الان تو بحث شادی هم حالا داریم این رو ،که الان گرفتاره ،من الان یه کسی هست شبیه خودم گرفتاره ، حالا چیکار کنم؟ خدا میگه هنر تو همین هست که خودت گرفتاری و مچاله هستی ،ها؟ به فکر یه کس دیگه باشی ،یه کس دیگه ای رو به خودت ترجیح بدی ، همین که یه کس دیگه ای رو به خودت ترجیح میدی ،به اون کمک میکنی ،خدا میفته تو کار تو، این قاعده هست ها ، میگه وقتی میفتی تو آبروی مردم خدا میفته تو آبروی تو ، تا آبروی تو رو ببره ، وقتی میفتی به غیبت کردن و تهمت زدن و توتئه کردن برای کسی ،خدا هم دنبال آبرو بردن تو هستش ،وقتی میفتی تو خیر خواهی نسبت به کسی ، خدا هم دنبال چیه؟ دنبال خیر رسوندن به تو هست ،وقتی برای کسی دعا میکنی ،برای دیگران دعا میکنی ، و دیگران را مقدم میداری ،خدا هم تو کار اجابت تو هست ،هر جوری رفتار کنی همون رو میبینی ذیگه ،ها؟ قاعده هست ، این مثل قانون فیزیک که اگه یک نیوتن نیرو وارد بکنی به یه چیزی، یک نیوتن به دستت وارد میشه ، این طبیعیه ، قواعد متا فیزیکی رو داریم می خونیم ،قانون ریاضی هم هست ، این ها همش هم مقدور و ریاضی و اندازه داره ، خوب پس اگر یه کسی دنبال مکر شما هست ، دنبال آزار شما هست ،دنبال این هست که توتئه کنه علیه شما ، با کدام ذکر خودت رو نگه میداری؟ افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد خدایا من خودم رو واگذار میکنم به تو ،کارم رو واگذار میکنم به تو، یه موقع هست یه وسیله ،ذکر خیلی مهمه ،یه موقع هست شما یه صدقه ای میدید ،این اتفاق میفته ، یه بنده خدایی ، شریک امام صادق بود ، یه زمینی خریده بودند مشاع بود ،شما میدونید که زمین رو می خرند هر دوش ماله دو نفر هست ولی هر دو سهم دارند ولی معلوم نیست کدوم بخش از این زمین مال کیه ،امام صادق فرمودند بریم این رو تقسیم بکنیم ،می گفت حالا صبر کن آقا ، حالا صبر کن،هی این دنبال قمر در عقرب بودن ودیدید که بعضی ها دنبال اوضاع فلکی بودن و همه چیز رو بررسی کنن و قمر در عقرب باشه ،نباشه ، یه روز خوب باشه ، یه روز نحص نباشه ،یه روزی که من بتونم ،امام صادق گفت اون قسمت با حال زمین میفته به من ،بعد ،خوب برای تعیین این که یه کدوم قسمت برای کی باشه ،در اسلام ما چی داریم؟ اگه کسی گفت؟ قرعه داریم . به قول لات ها شیر یا خط میارن ،ها؟ کی به کی میفته ،این اومد و رفت و قرعه انداختن ، بهترین جای زمین افتاد به امام صادق ،این خیلی حالش گرفته شد،گفت آقا من یه عالم نقشه ریخته بودم ، امروز باید به اسم من میفتاد،شما چیکار کردید؟ حضرت فرمود هیچی من صبح صدقه دادم ، تموم شد ،درست شد؟ صدقه دادم . یعنی اون مکری که این می خواست بکنه رو صدقه ای که این صبح داده بود ،چیکار کرده بود؟ برطرف کرده بود . یه قاعده هست، تو خلقت هست ،هر وقت شما استفاده بکنی قابل استفاده هست . پس ابزار زیادی داریم برای این که بتونیم خودمون رو از مکر دیگران نجات بدیم ، از اذیت و آزار دیگران نجات بدیم . آخریش هم بخونم براتون ، و عجبت لمن ارادت دنیا وزینتها کیف لا یفزع تبارک وتعالی ما شاء الله و لاقوت الا بالله ، ها؟ چه قدر قشنگه ، میگه بعضی ها دنیا دوست دارند ،دوست دارند بهتر داشته باشند ،مستاجره دوست داره صاحب خانه بشه ،خونه اش کوچک هست دوست داره خونش بزرگ بشه ،ماشینش یا نداره یا می خواد مدلش رو بالاتر ببره ،می خواد وسعت تو ابزار و وسایل خونه بده ، می خواد به چیز های دنیا یی نیاز داره ،حالا هم کمالات چی؟ کمالات جمادی ، کمالات گیاهی ، هم کمالات حیوانی ،می خواد یه کیف دنیایی بکنه ،تعجب می کنم از کسی که دنیا و زینت دنیایی می خواد وپناه نمی بره به این قول خداوند تبارک و تعالی که چی؟ ماشاء الله لا قوت الا با الله هر چی خدا بخواد . ها؟ ماشاءالله لا قوت الا باالله هیچ قوتی نیست مگر از جانب خدا ، این یعنی چی؟ یعنی شخص ، به این یقین برسه که خدایا ،به من تا حالا هرچی دادی لیاقتش رو نداشتیم ما ،تو دادی ،دعای ماه رجب می خونیم دیگه،ها؟ من لم یمسسهو و من لم یعرفه خدایا تو به کسی که نه میشناسدت ، انکارت هم میکنه ،بدت هم میگه ،در خواستی هم ازتو نداره ، تو به اون هم داری میدی ،خدا این جوریه ، کریمه ،یه جمله ای هست من به خاطر جلساتی که به مشهد ، ماهی دو بار مشهد میرم میام ،تو فرودگاه هر وقت می خوام برم بیام،فرودگاه مشهد که می خوام وسایلم رو بدم ،اون قسمت که سوار هواپیما بشیم ، عکس یه شهیدی رو زدن اونجا ، هر وقت برم نگاه میکنم اصلا ، یه جوانی هستش ،عکسش رو زدن اونجا ،دل میبره واقعا از آدم ،بعد یه جمله قشنگ از اون شهید نقل کردند ، که به خدا بگو من هم مقام شهادت رو می خوام ، من هم می خوام به این مقام عظمی برسم ،اگه خدا گفت تو لیاقت شهادت رو نداری بگو خدایا قبلی هایی که دادی که این همه نعمت دادی کدومش رو لیاقتش رو داشتم . ها؟ کدوم رومن لیاقت داشتم که دادی ،الان چیزهایی روبه من دادی که خیلی ها ، ندارند .این هم مثل بقیه . چه قدر جالبه ، این هم مثل بقیه . ماشاءالله یعنی خدایا تو بخواه بده به ما ،ماشاءالله لاقوت الا با الله هیچ توانی نیست مگر از جانب خدا ، ولی وقتی گفتی ،دعا یادت رفت ، ذکر یادت رفت ،من من خودم دکترم ، من خودم مهندس هستم ، من خودم تاجرم ،من خودم اوووف مغز اقتصادم،شما برید ببینید تو این زندان ها چه قدر مغز اقتصاد ریخته، بازار چک و چک کشی و زندان ، برید ببینید چه قدر آدم هایی که خیلی گندگی داشتند .ها؟ خیلی گندگی داشتند. من یادم هست یه بنده خدایی بود ، ساختمون می ساخت و می فروخت ، یه روز من ، تو قم بودم باهاش صحبت می کردم ،این هم مثلا هر وقت من می دیدمش یه ماشین داشت، هر دفعه هم یه ماشین جدید ،مدل بالاتر می گرفت و این ها من هم خبر داشتم ،این چه قدر داره مشتری هاش رو اذیت میکنه ،بهش گفتم که ببین این مسیری که تو داری میری ،آخرش رو می خوای بگم چی میشه ، با یه پوز خندی گفت چی میشه ،گفتم زندان ،خیلی ناراحت شد،گفت یعنی من میفتم زندان ،گفتم آره ،این مسیر تهش زندانه ،تهش غصه است ،تهش بی پولیه ، هفته ای یه ماشین عوض می کرد ، بهترین ها رو هم می گرفت سوار میشد ،ساختمان ها ی زیادی ، به یه سال نکشید ،زنش زنگ زد گفتش تو رو خدا این رو انداختنش زندان ، میلیاردی، الان نمیگم ،قضیه ماله ده سال پیشه ، بدهی بالا آورده ،شما می تونید یه کاری کنید از زندان درش بیارید؟ آقا دعا بخون تو هیچیت مال خودت نیست ،جونت ، نفست ، زندگیت ،حیات ما آن به آن از طرف خدا داره به ما داده میشه . قبلا گفتم لحظه به لحظه با عنایت خدا داده میشه به ما ،تو که می تونی دستت رو تکان بدی ،پلک بزنی ، آب دهنت رو قورت بدی ،همین ، این اگه انرژیش رو خدا نده بهت ، تمامه ، تمام. آن به آن خدا داره به ما قدرت میده ، انرژی میده و نیرو میده ، الان که تو وجود داری ، این وجود رو کی داره به تو میده ؟ جز خدا ،این عالم داره اداره میشه ،قانون اینرسی رو گفتیم هفته ی قبل یادتون که هستش؟ جلسه ی گذشته قانون اینرسی و لختی رو توضیح دادیم تو فیزیک ، کی داره اداره میکنه این عالم رو ؟ ما رو کی داره اداره می کنه ؟ دانه رو کی میشکافه ؟ این جنین رو کی میکندش بچه ؟ از در و دیوار خدا داره خودش رو به ما نشون میده ،من من میکنی ،کفر هست ، کفر، یعنی پوشاندن حقیقته فقیر خودت و پوشاندن حقیقت غنی خدا ، وقتی دو طرف چشم خودت رو میبندی ، ها؟ ،همه جوره چشم خودت رو می بندی .می خوری به در و دیوار عزیزم . وقتی میگی ماشاءالله لا قوت الا با الله یعنی من هیچ کاره ام ، هر چی خدا بخواد ، ان شاء الله ، برای همین هم در قرآن میگه ، هر وقت گفتی می خوام یه کاری انجام بدم ،بگو چی؟ بله ؟ ان شاء الله . گفت می خوام خرم رو بفروشم ،گفت ،بگو ان شاءالله ، گفت ان شاءالله نداره ، خوب میرم بازار خرم رو میفروشم دیگه .رفت خرش رو بست یه جایی و مشغوله چونه زدن بود ، خرش رو دزدیدند ،بردند .اومد خونه ، زنش گفت چی شد؟ گفت خر و دزدیدند ان شاءالله .ما چه قدر آدم سراغ داریم که چه گندگی ها و بزرگی هایی داشتند ،به چه ذلت هایی رسیدند ، اقتصادی ، بدنی ،اجتماعی ، سیاسی ،ورزشکارهای قدری که طلا می آوردند برای این ملت ،افتادند به اعتیاد و بد بختی ها و نکبت و این ها ،آدم های بسیار بزرگ و آبرومند ببین به چه وضعیتی افتادند ، آدم های بسیار ثروتمند و پولدار به چه وضعی افتادند . آقا، خدا داره میده هر لحظه ،ما هیچیمون مال خودمون نیست ، حیاتت ، ذاتت ، وجودت ،مال خودت نیست . من ،من دانشگاه درسش رو خوندم ، من اقتصاد خودم رشته اش رو خوندم بلدم . همین که گفتی من ، دیدیش می خوری .خدا میگه پس ما هیچ کاره ایم ،برو خودت ببینم چیکار می کنی ،برو ببینم چی کار میکنی .دنیا می خواهی ؟ خوب دنیا مال کیه؟ مال خداست .اسباب العلل کیه؟ دست خداست . یکی از ذکر هایی که خیلی میتونه کمک بکنه به ما ، ذکر شریف یا مسبب هست . یا مسبب ، یعنی خدایا سبب سازی دست تو هست . سبب سازی یعنی خودت فراهم کن .شما ها تو زندگی هاتون خیلی وقت ها اتفاق افتاده ، کار هاتون از یه جاهایی که اصلا فکرش رو نمی کردید ، حل شده .اصلا باورتون نمیشده این جوری بشه ، حل شده .سبب سازی یعنی این ، یه خواهر عزیزی می گفت من یه روزی هوس قرآن خوندن کردم ، خیلی دلم می خواست قرآن بخونم هرچی گشتم اطراف خونمون رو ، فروشگاهها رو ، این ور اون ور پیدا نکردم . گفت آخر شب اومدم خونه دیدم یه قرآن گذاشتن رو جاکفشیمون ،گفتم کی این رو گذاشته از داداشم پرسیدم ، گفت هیچکی یکی اومده این رو گذاشته رفته ،همون قرآنی بود که من دوست داشتم بخونم . این میشه سبب سازی ،سبب سازی یعنی این . من یادمه یه موقعی یه مشکلی داشتم ، مشکل علمی بود ،باید یه طرحی رو تو کار تدریس پیاده می کردیم احتیاج به یه سری اطلاعات تخصصی داشتم ،رفته بودم یه جایی دنبال یه آدمی می گشتم که چند سال پیش تو جبهه دیده بودمش ،بعد می گفتم با خودم من این رو از کجا پیدا بکنم ؟ شما دقت بکنید، گیج ویج همین طوری که داشتم میرفتم ،رفتم تو یه ساختمون اشتباهی ،دو تا ساختمون رو با هم اشتباه گرفتم ،رفتم تو یه سالنی در یه اتاقی رو باز کردم دیدم این تو اتاق نشسته ،باورتون میشه ؟ دوتا ساختمون فاصله ی طولانی من رفتم تو یه سالن در وباز کردم دیدم اون آقا نشسته اون جا ،بعد چند سال ،سلام ،سلام ، حال شما چطوره، چی می خوای؟ من گفتم این و می خوام گفت بیا تو کشوم هست . بیا بگیر برو .مسبب یعنی این ،یعنی سبب سازی میکنه خودش ، یعنی از جایی که فکرش رو می کنی و از جایی که فکر نمی کنی ،برای همین هم میگه اگه کارت گیر افتاد ، این ذکر رو بگو (( اللهم صلی علی محمد و آل محمد وجعل لی من امری فرجا ومخرجا ورزقنی من حیث احتسب ومن حیث لا احتثب )) ها؟ خدایا درود بفرست برپیامبر و آلش، تو کار من قرار بده ، برای من فرج و مخرجی و من و روزی برسون از اون جایی که فکرش میکنم و فکرش رو نمی کنم . خودم یه چیزهایی به ذهنم خطور میکنه ولی شاید نشه . از اون جایی که تو میدونی ،از اون جایی که تو می خوای عطا بکن . پس ببینید دنیا می خواهید چی بگید ما شاءالله لا قوت الا باالله دنیا همه چی میتونه باشه ها ، شما الان می خواهید یه مسئله ی ریاضی حل کنید سختته ،خوب ذکر بگو حل میشه ، بگو ما شاءالله لاقوت الا باالله ، اون ذکر هایی که موقع مطالعه بهتون دادیم یادتون نرفته که یا سلطان ،یا محیط 67 مرتبه ،بشین بگو همین جوری ،قبل از مطالعه مگه چه قدر طول میکشه 67 مرتبه بگی یا سلطان ویا سلطان ، از اون جایی که بتونم حلش بکنم یا سلطان یا محیط هر کدوم 67 مرتبه ،موقع امتحان هم بگو یا حی خدایا زنده اش بکن برام ، حیات بهش بده اون چیزهایی که خوندم تو ذهنم زنده بشه . توسل به خدا داشته باشه انسان ،توسل به اهل بیت داشته باشید ،این ها منشاء قدرت هستند برای ما ، خدا کمکت میکنه . تا این که انسان بگه نه من خودم حافظه ام خیلی خوب هستش . این قدر شده شما رفتید درس خوندید ،رفتید سر جلسه یادتون رفته .آدم گیر میکنه ، یا حی 18 مرتبه ، حالا نمی دونم خاطره ی خودم رو، رو این یا سلطان گفته بودم یا نگفتم ؟ آره من یه موقعی دانشگاه تهران درس می خوندم ،خیلی سال پیش شاید مثلا نزدیک سی سال پیش ،بعد یه ، درسمون هم سخت بود فلسفه ی غرب من می خوندم ،یه مسافرتی رفتم نرسیدم درسم رو بخونم ، کمم خونده بودم گفتم خدایا همین مقدار هم که خوندم خلاصه ،گفتم هی ذکر میگم یا سلطان و این ها ، روز امتحان رفتم تو سالن نشستم ،اولین نفر ، سالن های دانشگاه هم بزرگ بود مثلا دویست نفر می شینند تو این سالن ، سالن خیلی بزرگی بود رفتم نشستم اولین نفر هیچکس هم نبود ، یه میزی همین جوری انتخاب کردم نشستم ، همین نشستم مشغول به گفتن ذکر هام بودم تا امتحان شروع بشه و این ها ،خونده بودم یه دور دو دور تقریبا ولی مسلط نبودم ، بعد دیدم یه آقایی اومد اینجوری کرد ،آقا شما این جا نشین ،گفتم بابا گیر دادی به ما این همه جا ،گفت نه شما برو اون میز بشین ، میز هم مشخص کرد ،رفتیم رو اون میز نشستم همین که نشسته بودم دیدم یه نفر تقلب نوشته ،نشسته ریز همه ی سوال ها و جواب ها رو نوشته . گفتم خوب شد من هم یه مروری می کنم . من هم نشستم همین جوری این ها رو مرور کردم کامل ، قشنگ ، بنده ی خدا زحمت زیاد کشیده بود ،برای خودش قرار بود خودش بیاد پشت این میز بشینه ،من هم رو خوندم ، خوندم بعد همین که تموم شد، آقا هه گفت آقا برو اون ور بشین شما ،بسم الله ،رفتیم اون ور نشستیم . حالا نمی دونم اون بنده خدایی که تقلب نوشته بود ،خودش اومد پشت این میز یا نیومد ؟ خلاصه ما مرور کردیم .ورقه را اومدند دادند دیدم هر چی اون خدا بیامرز نوشته بود سوال های امتحانی بود. یاد من هم آماده من هم سوال ها را نوشتم . خلاصه از جایی که فکرش رو نمی کنی ،از جایی که اصلا فکرش رو نمی کنی خدا کمکت میکنه .یکی از دوستانمون توی عملیات مرصاد منافقین گرفتنشون این ها رو اسیر کردند ،بعد با چند تا عزیزان ارتشی بودند ،اسیر شدند . می گفت ما اسیر شدیم رفتیم ،بردنمون پشت مقرری رو دادند یه جایی ،هیچی دیگه همه اسیر نشسته بودیم ،دیدیم یکی از منافقین اومد گفتش که حاج آقا این کلید این ماشینست ،این پشت وانته، بچه ها رو ور دار سوار کن از اون جاده فرار کنید برید ،گفت هیچی ما هم رفتیم سوار شدیم ، فرار کردیم اومدیم ایران ،اومدیم ایران چون از مرز اون ور میومدیم . اومدیم این ور به عنوان جاسوس دستگیرکردند تا بیام ثابت کنیم جمهوری اسلامی دو هفته طول کشید .گفت سابقه ی اسارت دارید گفتیم آره تو جمهوری اسلامی اون هم دو هفته . ببین خدا از جایی که فکرش رو نمی کنی یعنی خود دشمن میاد بهت میگه که بیا برو .این داستانی که خدا فرعون و بچه کشی ،موسی رو میده دست خودش بزرگ بکنه ،فقط برای موسی اتفاق نمیفته ،برای همه هستش . برای هر کس که با خدا باشه هست .خدا از اون جا که اصلا تو فکرش رو نمی کنی ،همون میشه ،حل میکنه .من یه آقایی بود می خواست یه مجوزی بگیره این طور که یادم هستش تو یکی از این وزارت خونه ها ،می خواست مجوز بگیره ،بعد بهش گفته بودند که سر و کارت با فلانی اون اصلا با این نوع کارها موافق نیست ،مجوز هم نمیده .گفت ما هی خدا خدا کردیم دعا خوندیم ، توسل کردیم ،گفتیم ببینیم چی میشه ، کلا می گفت هرکس از این شبیه این کارها ی ما کرده بود ،همه رو قلعه غم کرده بود ،کارهاشون رو بسته بود ،تعطیل کرده بود همه رو ،ما رفتیم سلام سلام علیکم ،نشستیم گفتیم این طرح ما یه همچین طرحی داریم مجوز می خواهیم این ها ، بعد خودش گفت این یه مراحلی داره سخته ، من خودم، کارهاتون رو براتون پیگیری میکنم .خود این افتاد دنبال پیگیری کار ما ،همین که همه رو قلعه غم می کرد . بعد آورد خودش به من داد این جوری کرد عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد گفت من همه رو قلعه غم کردم نمیدونم چی شد ،افتادم دنبال کار تو برای تو مجوز گرفتم .خوب خداست دیگه ،خداست . همه کاره ،همه چیز دست خداست . هر چی می خوای به خدا بگو ،لذا خدا میگه من نزد گمان بندم هستم .بندم هرجوری رو من حساب کنه ،من هم همون جوری باهاش رفتار میکنم ،ولی خدا وکیلی راست بگیم ها ،کلک نزنیم .یعنی واقعا حساب کنیم رو خدا و اطمینان هم داشته باشیم . خدا گفته می کنم این کار رو ، گفتم این رو کمک خلبانه می گفتش که داشتیم میشستیم ،پروازمون چرخ هواپیما باز نشد . همه افتادند به هول و ولا همه فریاد و جیغ هواپیما رو ور داشته بود ، گفت فقط دیدم یه آقای روحانی راحت نشسته ،راحت اصلا نه یه ذره شاد و راحت نشسته ،بهش گفتم حاج آقا شما ناراحت نیستید؟ گفت من نه، آیت الکرسیمو خوندم .اگه گفتی من آیت الکرسی خوندم خیالت راحت شد محاله برات اتفاقی بیفته .چون گفته اگر می خواهی بری سفر آیت الکرسی بخون ،چهار قول بخون ، حمد بخون ، صدقه بده . وقتی این کارها رو کردم از چی باید بترسم .ولی باید باور بکنی ،بگی من خوندم خدا هست داره کمکم میکنه . پس هر کس دنیا رو می خواهد بگه چی؟ ماشاءالله لا قوت الاباالله ،خوب ،نه نه نه هیچی اضافه نکنید بهش اون ذکر لاحول ولا قوت الا باالله هست ، اون جلسه گفتیم چه خواصی داره اون هم برای رفع غم خیلی خوب هستش بگید. خوب چی بود ؟ فاانی سمعت لا عزسمو یقول به عقبه ها من شنیدم خدا در ادامه ی کسی که میگه ماشاءالله لا قوت الا باالله خدا چی میگه؟ میگه ان ترب اقل ما ولدا ربی ا ن یعتینی خیرا جنتک داستان اون دو تا برادر بودند که سر باغ هاشون ،یکی یکی رو تحقیر می کرد ، هیچی نداری ، اون گفت ماشاءالله لاقوت الا باالله میگه من شنیدم که این طرف به اون گفت اگه من رو از حیث مال و فرزند کم میبینی ،کوچک هستم جلوی چشمت ،امید است که پروردگارم خدا عصی ربی امیدوارم که خداوند ،پروردگار من بهتر از باغ تو به من عطا کند . امیدوارم ، این کلمه ی امیدوارم خیلی خوبه ،ان شاءالله، امیدوار هستیم ، کلمات مثبت ، قشنگه . کلمات منفی رو به کار نبرید مثبت ها رو به کار ببرید. قرآن هم همین رو میگه ، آتیش هم اومد خورد به باغ اون و باغش رو از بین بردش . منت می گذاشت و اذیت می کرد .خوب من این قدر دیدم آدم های این جوری که حد نداره ،آدم هایی که گنده گی کردند ،غرور داشتند ، نسبت به مالشون ،نسبت به زیباییشون ،نسبت به دارایی هاشون ،کمالات جمادی ، کمالات گیاهی ،کمالات حیوانی ،کمالات علمی . باور میکنید من فیلسوف دیدم، ریاضیدان دیدم ،طبیب دیدم ،تو اوج شهرت ، آلزایمر گرفته ،همه ی علمشون رو یادش رفته . الان با یه کس بیسواد هیچ فرقی نداره ،نشسته توی خونه ، من فیلسوف میشناختم صبح ،همین شب در مورد مسائل فلفی حرف میزد ،صبح از خواب بلند شد هیچی نمی دونست . خانمی میشناختم که خیلی به ظاهرش پز میداد به زیباییش ،بقیه هم رو تحقیر می کرد وبه خاطر این زیبایی و جمالش گناه می کرد ،یه بار تو همون حالت معصیت که داشت گناه می کرد ،نشسته بود تو ماشین داشت می رفت ،یه ماشین تریلی از جلوی بغل ماشین رد شد از زیر لاستیک تریلی یه تیکه آهن بزرگ ترکش ، در رفت خورد به چشم این اصلا یه چشمش رو کند در آورد نصف صورت این خانم رو کند ، و جالبه همون هایی که این خانم رو دعوت می کردند به معصیت همه رهاش کردند .اینجوریه تکیه بکنی به خودت ، غرور بگیردت ،خدا یادت بره ، به خاطر هر کسی یا هر چیزی معصیت کنید ، همون شخص و همون چیز رو برای شما قرار میده ، خدا شما رو به زیر دست همون شخصی که به خاطرش معصیت کردی ذلیل و خارت میکنه . به وسیله ی همون تحقیرت میکنه ، همون آدمی که تو به خاطرش گناه کردی ، خدا رو نادیده گرفتی ، آخرتت رو نادیده گرفتی ،خدا به وسیله ی همون آدم رو له می کنه و تحقیر می کنه ، به وسیله ی همون آدم رو ضایع میکنه ،این قانون خلقت هست .بنابر این از در خونه ی خدا جایی نریم .از در خونه ی خدا نریم ،رفتیم خطر داره .خوب والحمدلله رب العالمین و صلی الله وعلی محمد و آله الطاهرین .این اذکاری که گفتم تعداد نمی خواد شما همین جور با تسبیح بشینید بگید تا جانتون آرامش پیدا بکنه.