«به نام خدا»
بحثمان درباره ی برطرف کردن غمهاست، عوامل بر طرف کردن غم، امروز موضوعی که به طور طبیعی به آن رسیدیم با مناسبت روز هم تناسب دارد توسل به اهل بیت (ع) هست ارتباط و توسل با اهل بیت (ع)، جایگاه اهل بیت (ع) در نظام خلقت چی هست، یعنی اینکه ما در فرهنگ خودمان یک چیزی به نام معصومین داریم، توسل به آنها، ارتباط با آنها، زیارت آنها، این چه هست؟ قبلاً در مباحث انسان شناسی مبثوت به این مسئله پرداختیم ولی به مناسبت بحثمان هم باید درباره ی آن صحبت کنیم، قبلاً منحنی نظام خلقت را در حین انجام درس دادن رسم کردم اکثر عزیزان بودند که خداوند تبارک و تعالی در اولین جلوه ی خودش چون هستی مطلق و نامحدود هست برای ما انسانها قابل شناخت یا ارتباط نیست، مثلِ هر نامحدودِ دیگری هر چیزی که نامحدود باشد تا جلوه نکند قابل ارتباط، شناخت نیست، شما انرژی را نگاه کنید هیچ فیزیک دانی تا به حال نگفته است که من تا به حال انرژی را دیده ام، انرژي تا به صورتهای مختلف جلوه نداشته باشد قابل شناخت و ارتباط نیست، یا حرکتی است، یا گرمایی است، یا سرمایی است، یا هر چیزِ دیگری، صوت هم همینطور، صوت یک امرِ مطلق هست، صدا، اما تا در فرکانس های مختلف قرار نگیرد قابل تشخیص نیست، باید حتماً در یک فرکانسی قرار بگیرد تا ما بتوانیم این را بشنویم و با آن ارتباط بر قرار کنیم، الله چون هستی نامحدود هست، برای ما انسانها برای اینکه بتوانیم نامحدود را بشناسیم، یا با آن ارتباط بر قرار کنیم، یا با خصوصیاتش آشنا شویم امکان پذیر نیست، مگر اینکه خودش بیاید در قالبی، در مظهری ظهور پیدا کند تا با آن مظهر ما ظاهر را بشناسیم، اولین و بزرگترین مظهر خداوند اهل بیت (ع) هستند، یعنی نور محمد و آل محمد (علیهم السلام) هستند، خداوند اول در کامل ترین شکل از نظر اسماء و صفات، خصوصیاتش و کمالات الهی در موجودی ظهور می کند که آن موجود همانطور که هر روز ماه رجب داریم می خوانیم « اللهُم اِنی اَسئلُکَ بِمَعانی جَمیعَ ما یَدعوکَ بِهی ...» این دعا را هر روز بخوانید این دعای خیلی کوتاهی هست از وجود مقدسِ امام زمان (ع)، فوق العاده هست این دعا درباره ی شناخت خودِ معصومین (ع)، که اصلاً معصومین (ع) چه کسانی هستند، نسبتشان با حق تعالی و نسبتشان با مردم چه هست خیلی مهم هست، در موجودی جلوه می کند که هیچ فرقی با خدا ندارد، « لا فَرقَ بَینَکَ وَ بَینَها» هیچ فرقی بین خدا و این موجود نیست مگر اینکه این موجود ظهور خداست، وابسته ی به خداست و مخلوق خداوند تبارک و تعالی است، اما از نظر سایرصفات کمالی همه ی آن صفاتِ کمالی حق تعالی را دارد در اصطلاح قرآنی به آن می گویند مثلِ اعلی یعنی عالی ترین نمونه ی از خداوند تبارک و تعالی، عالی ترین نمونه از خدا، سایرِ مخلوقات خلقت از عالمِ عقل، جبروت، عالمِ ملکوت و عالم ناسوت، عالم ماده، همه از این موجود آفریده می شوند، یعنی به صورت سلسله تا پائین می آید در عالم ماده، انسان چون از این موجود خلق می شود که در انسان داریم « نَفَختُ فیهِ من روحی» من از روحِ خودم در انسان دمیدم، همه ی ما آدمها از آن موجود که مثلِ اعلی هست روح ما از آنهاست قبلاً هم گفتم چون همه ی ما حقیقتمان، حقیقتِ اهل بیت (ع) هست، چون آن مایه را داریم در زندگی مادی دنیا نمی توانیم به محدودیتهای کره ی زمین و زندگی دنیایی اکتفا کنیم، اساساً انسان با داشتن آن نَفخه هیچ چیز در زندگی دنیا نمی تواند راضیش کند و آرامش کند مگر اینکه از جنسِ خودش باشد آن چیزی که از جنسِ خودش نیست یک مدتی ممکن هست که توجه اش را جلب کند، سرش را گرم کند ولی بعد از یک مدت دلزدگی ایجاد می شود درش و آن چیزی بالاتری که خودش برخوردار بوده را می خواهد، قبلاً در بحثِ انسان شناسی پنج تا قوه را در انسان گفتیم اینها را خوب دقت کنید خیلی مهم هست، گفتیم انسان در حسش عاشقِ محسوسات است، در خیالش عاشقِ مخیلات هست، در وهمش عاشق موهومات هست، در عقلش عاشق معقولات هست، در فوق عقلش که فوق تجرد به آن می گویند اصطلاحاً عاشق الله می شود یعنی کمالِ بی نهایت را می خواهد، مطلق را می خواهد، از هر کمالی نامحدودش را دوست دارد، زیبایی، قدرت، لذت، عزت، حیات، هر چیزی که بگویید آنرا می خواهد، اصلی ترین بخشِ انسان که اصالت دارد و انسانیت انسان به آن هست، بخشِ پنجم آن است، چون آن سه بخشِ اول که با حیوانات مشترک هست، در بخش چهارم هم که با فرشته ها مشترک هست، برتری انسان به سایر موجودات به بخشِ پنجم آن است، بخشِ فوق عقل که می خواهد بی نهایت بشود، در بخشِ پنجم هست که اله انسان الله می شود یعنی « لا اله الا الله» مربوط به بخش پنجم هست، که من الهم بی نهایت هست، معشوقم بی نهایت هست، کمالی که دنبالش هستم بی نهایت هست، الله را می خواهد، چیزِ دیگری جز الله او را راضی نمی کند، این هم که می گوییم « الا بذکر اللهِ تطمئنُ القلوب» با یادِ خدا دل آرام می گیرد یعنی کدام بخش؟ بخشِ پنجم، والا خیلی از آدمها هستند که الان شما اگر اسمِ خدا را هم ببرید، اصلاً نماز نمی خوانند، از نماز خوششان نمی آید بخوانند، یا اسمِ خدا هم می برند آرامش پیدا نمی کنند چرا؟ چون بخشِ پنجمشان به بلوغ و فعالیت نرسیده، یعنی بلوغ انسانی ندارند، بلوغ عقلی دارند مثلاً دانشگاه می رود، دکتر هست، مهندس هست، بلوغ عقلانی دارد، بلوغ حیوانی هم دارد یعنی علاقه به جنسِ مخالف دارد، ازدواج می کند، کار اجتماعی می کند، کار سیاسی می کند، فعالیتهای اجتماعی در جامعه ی مدنی شرکت می کند، فعالیتهای گیاهی هم دارد، فعالیتهای جمادی هم دارد اما این بخش فعال نشده، وقتی این بخش فعال شد انسان می فهمد که با یک نفری که اسمش الله است فقط آرام می گیرد، آن بخشی هست که در واقع تولد انسانی انسان آن لحظه ای ایست که می فهمد که «لا اله الا الله» من عاشق الله هستم، قبلاً هم توضیح دادیم این عشق قرار هست که ما را به کجا می کشاند، این عشق ما را می برد به وصال معشوق یعنی ما می خواهیم به الله برسیم، خُب ما الان در کدام مرحله ی خلقت هستیم؟ آمدیم در ناسوت، آمدیم در طبیعت، گرفتار بدن، جنسیت، زنانگی، مردانگی، کارهای اینطوری هستیم، خُب بخشهای زنانگی و مردانگی مان با همان بخشهای زنانگی و مردانگی مشغول هست، بخشهای زنانگی و مردانگی مان جنسِ مخالف می خواهد، ازدواج می خواهد، تشکیل خانواده می خواهد، زندگی اجتماعی می خواهد، بخشِ عقلی مان دانشگاه رفتن، علم آموختن، مطالعه کردن، اینها را لازم دارد، بخشهای گیاهی مان غذا می خواهد ورزش می خواهد چیزهای از این قبیل، اما در بخشِ فوق عقلی مان که انسان به خاطر همان هم آمده است به دنیا فقط با ارتباط با معشوقش، خانواده ی اصلی اش و وطن اصلی اش آرامش پیدا می کند یعنی اهل بیت (ع) که خانواده ی آسمانی ما هستند و خداوند تبارک و تعالی که اصل و ریشه ی ماست، اگر من بخواهم به معشوق خودم برسم، یعنی چه؟ چون رسیدن به معشوق گفتیم از چه جهت هست، رسیدن به معشوق یعنی شبیه شدن، آدم وقتی به یک کسی می رسد که شبیهش باشد، اگر شبیهش نباشد از او فاصله می گیرد خود به خود نمی تواند به او نزدیک بشود، روز به روز از هم دور می شوند رسیدن به هم یعنی شبیه شدن، یعنی همان خصوصیاتی که شما دوستش دارید دریافتش کنید، الان ما می خواهیم برویم مشهد مقدس زیارت کنیم، اگر بخواهیم زیارت کنیم باید به چه برسیم که زیارت حاصل شود؟ باید به کجا برسیم؟ باید به مشهد برسیم دیگر، یعنی باید این فاصله را طی کنیم یعنی باید از تهران بلند شویم برویم با هر وسیله ای خوودمان را برسانیم به حرم امام رضا (ع)، یا اینکه برویم کربلا، برویم سوریه، مکه، باید برسیم، نفس، چون بخشِ پنجمِ ما ماده که نیست که بخواهیم یک مسیرِ مکانی را طی کند برای رسیدنِ به خدا، چون خودش یک جنسِ فوق عقلانی هست مجرد هست، رسیدن یعنی آن خصوصیاتی که دوست دارید آن چیزی که فاصله بین شما و الله هست را طی کنید تا به شادی و آرامش برسید، چون الله همه جا هست اینطوری نیست که لازم باشد انسان بخواهد مکانی را برای قرب به خداوند طی کند بلکه باید حجابهایش را بردارد، خصوصیاتی که مانع می شود این چهار بخشی که دلبستگی به آن مانع می شود از اینکه برسید به الله این را در کنترل خودتان قرار دهید، یعنی در مدیریت خودتان در آورید چه کسی می تواند به ما بگوید که ما چگونه می توانیم به معشوقمان یعنی حضرت الله برسیم؟ گفتیم به حضرت الله رسیدن یعنی شبیه خدا شدن، در مسیر برگشت که گفتیم ما یک مسیر برگشت داریم یعنی معاد داریم، معاد یعنی بازگشت، ما یک مدتی آمدیم در دنیا حالا می خواهیم برگردیم پیشِ خدا « انا لله و انا علیه راجعون» در مسیرِ برگشت کسی می رسد به خدا که شبیهش شده باشد، یعنی خصوصیاتش را بدست آورده باشد و قرب به او پیدا کند، مثلِ استاد و شاگرد هستند، کدام شاگرد به استاد می رسد؟ می گوییم این دانشجو به مقامِ استادی رسید، این دانشجو شد ارشد، شد دکترا، شد استاد، چگونه شده است؟ مثلاً رفته است خانه استاد با استاد چای خورده است؟ نه، بلکه مهارتهایی را که استاد در هر رشته درس داده است او یاد گرفته است و در خودش پیاده کرده است حالا می گویند که این هم شبیه استاد هست، این را هم می گوییم استاد، خُب پس رسیده است به استادی، در نامه ای که گفتیم از طرفِ خدا می آید برای مؤمن در بهشت این هست « مِن الحی القیومِ الذی لایَموت» از زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد « الی الحی القیوم الذی لایموت» به زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد، یعنی انسان در ذاتش دوست دارد که شبیه خدا شود، لذا اگر کسی « حی قیوم لا یموت» شد یعنی به خدا قرب پیدا کرده است که می تواند صفات خدا را کاملاً داشته باشد، حالا تنها کسی که می تواند ما را تا این مقام هدایت کند معصوم هست، غیر معصوم قادر نیست که ما را تا این مقام تربیت کند هیچ کس جز معصوم نمی تواند ما را تا این مقام برساند، طبق اصل (؟) تخصص که مفصل توضیح دادیم و گفتیم که برای برخورد با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف، راه اندازی، بهره برداری و اصلاح و تعمیر این دیگر از بحثهای تکراری جلسات گذشته است که مربوط به سالهای گذشته است و مرور می کنیم مباحث انسان شناسی مان را، در برخورد با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف، راه اندازی، بهره برداری و اصلاح ما در درجه اول به راهنمایی سازنده احتیاج داریم و در درجه ی دوم به راهنمایی متخصصی که از طرف سازنده نمایندگی مجاز داشته باشد، خُب در چشم، در دست، در پا در پزشکی، در مهندسی، در مکانیک، در آرایش موی سر، در خیاطی، همیشه ما این کار را می کنیم دیگر، همیشه یا با سازنده یا با کسی که آن تخصص را دارد ارتباط بر قرار می کنیم در مورد خودمان هم، خودمان نه بدنمان، خودمان یعنی بخش فوق عقلانی، باضافه ی رابطه اش با چهار بخش پائينی ما نیاز داریم که الله سازنده ی کلِ سیستمهای خلقت هست ما را راهنمایی کند و کنار الله، چه کسی می تواند ما را راهنمایی کند؟ چون الله با ما ارتباط مستقیم که ندارد یعنی کدام یکی از شما تا به حال خدا را دیده اید بگوئید خدایا سلام من امروز چه کار کنم؟ فردا چه کار کنم؟ خدا با شما هست، کنار شما هست ولی نحوه ی ارتباطش با شما چگونه هست؟ سمیع هست، بصیر هست اما ارتباطش با شما چگونه هست؟ از طریق بزرگترین مظهر خودش، معصومین هست که می تواند تمام اطلاعات تخصصی مورد نیاز شما را برای حرکت تا آن مقام به شما برساند، قرآن هم که فرستاده است یک کتاب کلی هست یک کتابی است که قانون اساسی هست، شرح و تفسیر و تبیینش با معصومین هست یعنی خودِ خدا در قرآن مفصل این را توضیح داده است، قرآن به تنهایی نمی تواند انسان را تا آن مقام برساند، یک قانون کلی است، یک قانون اساسی است که مجری لازم دارد، شارح لازم دارد، که هم مجری و هم شارحش معصومین (ع) هستند، بنابراین خداوند تبارک و تعالی برای اینکه ما دائماً با متخصص معصوم در ارتباط باشیم و از راهنمایی هایش استفاده کنیم، سراغ شخصِ دیگری که آگاهی ندارد نرویم، دائماً ما را تشویق می کند که شما با این گروه فقط باشید یعنی در قرآن چقدر سفارش می کند که فقط با معصومین (ع) باشید: « کونوا مَعَ صادِقین» فقط با کسانی باشید که راست می گویند واقعاً، یعنی هر چه که بگویند راست هست، با اینها باشید با متخصص، کما اینکه ما در حالت دنیائیمان این عقل را داریم مثلاً در مورد بخش پزشکی مان عقلمان می گوید که فقط با چه کسی باید ارتباط بگیریم؟ با پزشک، چرا؟ چون فقط اوست که تخصص دارد فقط، سراغ یک مهندس نمی رویم برای مشکلِ بدنیمان، چرا اگر مشکلِ مهندسی داشته باشیم پیش مهندس می رویم، اگر مشکل مکانیکی داشته باشیم نزد مهندس مکانیک می رویم، می خواهیم بنایی کنیم می رویم سراغ مهندس عمران، لذا خدا همیشه به ما می گوید که دائماً با معصوم باشید چون فقط او می تواند، او مظهر من هست، او شبیه من است، او هست که همه ی کمالات من را دارد اوست که می تواند تو را به بزرگی من تربیت کند، لذا در قرآن تأکید زیادی می کند اگر می خواهید به من برسید با مودّت این خاندان می توانید به من برسید، مودّت یعنی محبتی که همراه با وفاداری و اطاعت هست، « قُل لا اَسعَلُکُم عَلیهِ اَجرَاً اِلاَ لمَودَتَ فی القُربی» هرگز از شما مزدی نمی خواهم مگر با مودّت خاندانم، متخصصین معصوم هستند که می توانند شما را تا مقام محمود که همیشه در زیارت عاشورا می گوییم که ما را به مقام محمود برسان، تا مقام تشبه به حق تعالی و خلیفة اللهی و مظهریت خدا برساند، بنابراین فاصله گرفتن از متخصص معصوم یعنی فاجعه در زندگی انسان مثل اینکه در بخش جسمی انسان از پزشک فاصله بگیرد، کشور پزشک نداشته باشد یا یک شهر پزشک نداشته باشد بیمارستان نداشته باشد نتیجه چه می شود؟ مرگ و میر زیاد می شود، پزشک، تجهیزات پزشکی هست که جلوی فاجعه های انسانی را می گیرند، اگر یک کسی در بخش بخصوص بخش فوق عقلانی اش ارتباط با معصوم نداشته باشد اساساً این بخشش فعال نمی شود و اساساً به هدفِ خلقتش نمی رسد هیچ رشدی برای مرحله ی بعدی حیاتش که ملکوت، جبروت و بالاتر از آن هست ندارد، پس ما باید دائماً با معصومین (ع) باشیم، قرآن حدودِ یک چهارمش، یعنی یک چهارم آیه های قرآن دعوت ماست به ارتباط با معصومین (ع)، اینکه می گوید با این ها باشید، دانه دانه دانه اینقدر آیه آورده است که ما با متخصص معصوم (ع) باشیم، خُب توسل به معصومین (ع)، ارتباط با معصومین (ع) چه کار می کند؟ معصوم مستقل نیست این را یادتان باشد، معصوم استقلالی از خودش در ارتباط با ما ندارد، وابسته به الله هست، اما چون مظهر خداست غیر از این هم شما نمی توانید با الله ارتباط بگیرید، نه می توانید الله را بشناسیدش، نه می توانید عبادتش کنید و نه می توانید با او ارتباط داشته باشید، شما نگاه کنید تمام مکاتبی که بدون معصوم رفتند سراغ الله به خرافات کشیده شدند، تمام مکاتب بدونِ استثناء، آنهایی که معصوم بالای سرشان نیست در خود شناسی خداهایشان یک خداهای مزخرفِ به درد نخورِ ضعیفی هست که هیچ فایده ای ندارد برای زندگی ما، شما مسیحیت را نگاه کنید، خدای مسیحیت یک خدای بدرد نخور ضعیفی هست که با پیغمبرش کشتی می گیرد دوم می شود، و از پیغمبر خودش یعنی مخلوق خودش شکست می خورد، مثل این هست که شما بگویید که من با سایه ام کشتی گرفتم دوم شدم، اینقدر مسخره می شود، بروید در اناجیل نگاه کنید، برادران اهل سنت هم خدایشان همینطور هست، قرآن می خوانند، الله را می گویند تفسیر می نویسند اما شما بروید نگاه کنید اینها شش تا کتاب دارند که به آنها می گویند سهیهین، سهای سِته، شش تا سهی دارند دوتای آن از همه مهمتر هست، سهی مسلم و سهی بخاری، شما وقتی که می روید می بینید معرفی که از خدا کرده است چیزی شبیه خدای مسیحیت هست، یک خدای به درد نخور، پیغمبری هم که آنجا معرفی کرده است باز یک پیغمبر بدرد نخوری هست، نه پیغمبر خودمان، هم پیغمبر خودمان و هم سایر انبیاء، شما فقط در آنجایی که خودِ متخصص معصوم خدا یا خودش را معرفی می کند اطلاعات تخصصی دارید، چون صد در صد علمی هست، لذا خداوند برای اینکه ما دائماً با معصومین (ع) ارتباط داشته باشیم یکسره تشویق می کند که با آنها باشیم و نبودن با آنها و ارتباط نداشتن با آنها را هشدار می دهد که مواظب باشید ارتباطتان با متخصص معصوم قطع نشود والا ارتباطتان با من قطع شده است، این یک چیزِ مسلم هست، پیوند با معصوم پیوند با الله هست به معنای حقیقی، قطع ارتباط با معصوم قطعاً قطع ارتباط با الله به معنای حقیقی است، حالا دیگر آن اللهی که مکاتب دیگر، عرفانهای دیگر حتی عرفانهایی که الان در کشورِ خودمان هست مثلِ عرفانِ حلقه، عرفانهای اُشو، عرفانهای سرخ پوستی، عرفانهای دیگر معرفی می کنند هیچ کدام الله حقیقی نیست، یک مشت الله توهمیِ خود ساخته ی ماست که مخلوق ذهنهای ماست به درد نمی خورد هیچ کدام، اگر یک کسی با متخصص معصوم ارتباط بر قرار کند اول از این تظمین شده است حرکتش به سمتِ الله، لذا از سلامتِ روحی و روانی خوبی برخوردار هست هم دنیای خوبی دارد و هم آخرتِ خوبی، وقتی فاصله می گیرید از معصومین (ع) هم دنیایتان به هم می ریزد و هم آخرتتان، حالا دقت کنید من می خواهم راجع به نقشِ معصومین در این مسئله برایتان توضیح بدهم تا این قضیه روشن بشود در مورد زیارت امام حسین (ع) حضرت صادق (ع) در زیارت نامه ای که برای امام حسین (ع) نوشتند می فرماید: « بِکُم یَکشِفُ اللهُ الکرب» خدا به وسیله ی شما از ما بدیها و سختی ها را برطرف می کند، خدا می فرماید که مگر نمی خواهید بیائید پیشِ من، مگر نمی خواهید آرام شوید؟ مگر نمی خواهید شاد شوید؟ مگر نمی خواهید مشکلاتتان حل شود؟ خُب من خودم جلوه کردم در یک انسان کامل، نماینده ی من در روی زمین معصوم (ع) هست خُب بروید به سراغش، او همه کاری برای شما می کند، راهنمایی می خواهید؟ عشق می خواهید؟ معنویت می خواهید؟ من را می خواهید، ارتباط عاشقانه با من را می خواهید آنها به شما یاد می دهند که چگونه با من عاشقانه ارتباط برقرار کنید، با معشوقتان، آنها شما را به من محرم می کنند، آنها شما را به من می رسانند، لذا شما هیچ جا دعاهایی که در مورد اهل بیت (ع) داریم، ارتباطاتی که اهل بیت (ع) با الله دارند هیچ کجا در هیچ فرهنگی وجود ندارد، شما بگردید اگر یک جایی را پیدا کردید به ما بگویید که آقا یک جاهایی، یک کسانی، یک مناجات هایی نوشتند با الله که همانند مناجاتهای معصومین (ع) هست، نه، پیدا نمی کنید، اصلاً قابل مقایسه نیست، اللهی که معصوم (ع) معرفی می کند فوق العاده دوست داشتنی، زیبا، مهربان و مطلوب دل آدم هست، اگر اطلاعات و علم می خواهید از معصوم بگیرید راجع به هر موضوعی برای همین هم هست که وقتی که امام زمان (ع) ظهور کند در حدیث داریم که از بیست و هفت پله ی علم تا زمان ظهور دو پله اش طی می شود بیست و پنج پایه ی علم را امام زمان (ع) جلو می برد در همه ی رشته های علوم چون مظهر خداست و همه ی اطلاعات دست اوست، در هر رشته ای که اطلاعات بخواهید اطلاعات دست اوست، ولی امر هست و همه چیز به دست اوست، می خواهید در زندگی زناشویی تان، در زندگی طبیعی تان، در زندگی حیوانی و جنسی تان خوشبخت باشید، عشق داشته باشید؟ عشقهای زمینی تان شکست نخورد، زندگی قشنگی داشته باشید، جامعه ی خوبی داشته باشید، اقتصاد خوبی داشته باشید، سیاست خوبی داشته باشید، مدیریتان خوب باشد باز بروید درِ خانه ی معصومین (ع)، می خواهید جسمِ خوبی داشته باشید بروید درِ خانه ی معصومین (ع)، می خواهید پول دار شوید اقتصاد خوبی داشته باشید باز بروید درِ خانه ی معصوم (ع)، برای همین وقتی که حضرت ظهور کند دیگر هیچ فقیری وجود ندارد، هیچ مریضی وجود ندارد، هیچ طلاقی اتفاق نمی افتد، هیچ زندگی اش دَرِش غم و غصه و اضطراب و تنفر و کینه نیست، علم سرریز می شود در اجتماع و معنویت آنقدر زیاد می شود که انسانها راه به غیب و ملکوت و آسمان پیدا می کنند، این آثار و برکاتِ ظهور و حاکمیت یک معصوم هست، پس شما هر چه که دارید درِ خانه ی معصوم (ع) حل می شود، لذا حضرت فرمود: « بِکُم یَکشِف اللهُ الکَرب» خدا به وسیله ی شما غصه ها را برطرف می کند، باز روایتی داریم از امام صادق (ع) می فرمایند که در گوشه ای از کوفه، (چون آن موقع شهر نجف مشهور نبوده است، نجف زمان امام صادق (ع) تازه قبر شناسانده شده است، قبر حضرت امیر المؤمنین (ع) به خاطر ترس از تجاوز و تعدّی دشمانش تا زمان امام صادق (ع) مخفی بوده است و امام صادق (ع) بود که به مردم یاد داد آن هم نه در اوایل کار، در اواخر کار به مردم گفت که قبر امیر المؤمنین (ع) کجاست، اینقدر مظلوم بودند اینها، لذا شهر نزدیک نجف را مثال می زند می گوید کوفه) در گوشه ای از کوفه قبری است که هرگز رنجدیده ای به سراغش نیامد که در آن دو یا چهار رکعت نماز بگذارد مگر آنکه خداوند غصه اش را بزُداید، و حاجتش را بر آورده کند، عربی اش هم اینگونه است: « اِنَ الی جانبِ کوفهَ قَبرً ما عطاءُ مَکروبٌ قَطُ فَصَلا عِندَهُ رَکعَتَین اَو اربع رَکعاتین الی نَفَسَ الله اَنهُ کُربَتَهُ وَ قَضا حاجَتَ» « قالَ قُلتُ قبرَ حسین ابن علی» راوی می گوید که پرسیدم قبر امام حسین (ع) را می گویید؟ حضرت سرش را تکان داد و با سر گفت نه، بعد گفت: « فقالَ لی (؟) فَقُلتُ فَقبرُ امیرالمؤمنین(ع)» گفت این قبر علی (ع) هست؟ حضرت با سر اشاره کردند بله این قبر امیر المؤمنین (ع) هست هر غم زده ای برود به آنجا و توسل به حضرت کند حضرت به دادش می رسد، باز در مورد امام حسین (ع) فرمودند: « فی زیارتِ الامام حسین (ع) مَن زارَهُ کانَ الله لَهُ مِن وَراءِ حوائجهی و کُفیَ ما اَهَمَهُ مِن امرِ دنیا» امام صادق (ع) فرمود هر کس امام حسین (ع) را زیارت کند خداوند در پی بر آورده کردن حوائجش است، و غصه های کارهای دنیایی و آخرتی او را کفایت می کند، چرا اینقدر سفارش کردند؟ چرا می گویند بروید نزد امام حسین (ع)؟ چرا می گویند زیارت کنید؟ چرا می گویند توسل کنید؟ چرا می گویند برای ما عزاداری کنید؟ چرا می گویند با شادی های ما شادی کنید؟ تولدها را جشن بگیرید؟ آنها نیازی دارند یا نه؟ هیچ نیازی ندارند، قبلاً در بحث عزادار حقیقی توضیح دادم، همه ی اینها برای این هست که شما شخصیتاً وصل شوید به منبع علم بی پایان معصومین (ع) از دانش آنها استفاده کنید نه اینکه کور کورانه هیچ وقت در زندگیتان سبک زندگی معصومین (ع) نخواهید رعایت کنید اصلاً نخواهید که یاد بگیرید از آنها، ولی فقط بروید و قبر آنها را ببوسید و دوری بزنید و حاجتی بگیرید، نه اینکه ندهند آنها کریم هستند ما را بی نهایت دوست دارند حتی بیشتر از خودمان، ولی آن چیزی که خیلی مهم هست در توسلات در جشنها، شادیها و غمها باید به شخصیت معصومین (ع) نزدیک شویم، به فرهنگ معصومین (ع) نزدیک شویم که کمتر از آن لایق ما نیست، اگر یک کسی رفت غیر معصوم را مربی خودش قرار داد، استاد و الگوی خودش قرار داد لیاقتش این هست، خلایق هر چه لایق، چون گفتیم در قیامت هر کس با الگوهای زندگی اش محشور می شود، نه اینکه یک کسی بگوید بله من حضرت زهرا (س) را دوست دارم، ائمه هست، دختر پیغمبر (ص) هست، امیر المؤمنین (ع) را دوستش دارم امام ماست، امام ماست چه کسی می تواند ادعا کند که علی (ع) امام اوست؟ امام یعنی کسی که جلو می رود و شما پشت سر او می روید دیگر، در نماز جماعت هم هر کاری که او می کند ما باید بکنیم، می فرماید اگر شما در نماز جماعت امام جماعت اگر سر از سجده برداشت شما اگر یک مقدار هم بیشتر از او سجده اتان را طول دهید معصیت کردید، حق ندارید بگویید من می خواهم ذکر اضافه بگویم، اصلاً من سه تا سبحان الله اضافه بگویم نمی توانید گناه دارد، باطل نیست نمازتان، اما معصیت دارد، دیر تر از او بروید معصیت کردید، زود تر از او هم بروید معصیت کردید، امام یعنی اینکه شما دقیقاً همان کاری را انجام دهید که او انجام می دهد و با او هماهنگ باشید، اصلاً نماز جماعت یک درس هست، وقتی که می گویید امام من هست یعنی چه؟ می گویید که من می خواهم با فاطمه زهرا (س) محشور شوم، خُب شما باید ببینید که فاطمه ی زهرا (س) چگونه زندگی می کرده و سبک زندگیش چگونه بوده است نمی شود که من یک سبک زندگی غلطی داشته باشم و دور از فاطمه زهرا (س) باشم بعد بگویم که می خواهم با فاطمه ی زهرا (س) محشور شوم، این یک حرفِ بی خودی هست، مثل این هست که شما بروید کلاس زبان استاد هر چه که بگوید شما اصلاً حرف گوش نکنید، می روید کلاس خط می گوید که الف را اینطور بنویسید که به اندازه ی سه نقطه باشد، شما به اندازه پنج تا نقطه الف را مشق کنید نمی شود که الف در نمی آید، می گوید که سین را اینگونه بنویسید شما آنطور که استاد می گوید ننویسید خُب اینطوری که شما خطاط نمی شوید، در گلدوزی همینطور، در گلسازی، در رانندگی، در تایپ ما همه از مربیانمان تبعیت می کنیم، یک کسی که می خواهد به الله برسد یک کسی که می خواهد به مقام اهل بیت (ع) برسد باید تبعیت کند یعنی هر کاری که آنها گفتند سبک زندگی که آنها گفتند باید رعایت کند، مثلاً از دین ما بگوئیم که من نمازش را قبول دارم زکاتش را قبول ندارم، نمازش را قبول دارم، حجش را قبول دارم، خمسش را قبول ندارم، اصلاً این حرف مسخره است، این در واقع یک توهین بزرگ هست به متخصص معصوم، مثل این هست که انسان به یک پزشک بگوید که من خیلی از کارهای تو را نمی فهمم خیلی از کارهای تو را هم قبول ندارم چون نمی فهمم، می گوید که من فلسفه این چیزهایی که تو نوشتی را نمی فهمم دارو برای چه؟ آمپول برای چه؟ کپسول برای چه؟ این دوز برای چه؟ این کار برای چه؟ من نمی فهمم، پزشک می گوید که خُب فرق بین من و تو در همین است که من تخصص دارم رفتم کسب کردم اینها را و تو هم موظف هستی که از من تبعیت کنی، اگر هم تو می خواهی که حرف گوش نکنی و هر کاری که دوست داری انجام دهی لا اقل برو پزشک شو، خُب این تبعیت نکردن به ضرر پزشک هست یا به ضرر مریض هست؟ به ضرر مریض هست، امام یعنی اینکه جلو قرار بگیرد و هر کاری که گفت شما انجام دهید، می گوید که خمس را قبول ندارم، حجاب را قبول ندارم، نمی دانم موسیقی را که اینگونه می گوید قبول ندارم، زن داریش را قبول ندارم، شوهر داریش را قبول ندارم، پس شما در واقع خودتان را مسخره کردید، در واقع اصلاً شما در این کلاس ثبت نام نکردید، مثل یک کسی هست که پول هم ممکن هست که بدهد اما نمی رود سرِ کلاس، یا وقتی هم که سرِ کلاس هست حواسش سرِ کلاس نیست تا آخرِ کلاس با موبایلش بازی می کند، این زبان یاد می گیرد؟ باید تمرکز بگیرد ببیند که استاد چه می گوید باید گوش کند و تمرین کند تا آن چیزی که می خواهد بشود، در هر رشته ای همینطور هست، در حرکتهای انسانی همینطور هست، معصوم زن داریش اینطور بوده است، شوهر داریش اینطور بوده است، لباس پوشیدنش اینطور بوده است، غذا اینگونه می خورده، اخلاقش اینطور بوده است با پدرش، با مادرش، با زیر دستانش، با مجموعه اش اینگونه رفتار می کرده، بعد من بگویم که نه من هر طور که بخواهم با همسرم رفتار می کنم، شما اینگونه شبیه معصوم نمی شوید، شما به معصوم ملحق نمی شوید، آقا زن داری قواعد دارد نمی شود که شما هر طور که دلتان خواست رفتار کنید، اینطوری نمی شود، شوهر داری قاعده دارد اینطوری باید رفتار کنیم، پس اینکه مدام تأکید می کنم به زیارت به توسل که اینها همه مشکلات شما را حل می کند، برای این هست که من باید فرهنگم، ذهنم، الگوی زندگیم را از معصوم بسازم، باز یک روایت برایتان بخوانم از نبی اکرم (ص) در مورد امام رضا (ع) می فرمایند: « سَتُطفنُ بِزعَتٌ مِنی بِه خُراسان ماذا رَهُ مَکروبٌ الا نَفَسَ اللهُ الکربَهُ وَ لا مُظلِمٌ الا غَفرَ الله لَهُ ذُنوبَ» به زودی پاره ای از وجود من در خراسان دفن می شود، (خبر داده پیغبر (ص) از امام رضا (ع)) « ماذا رَهُ مکروبٌ» هیچ غم زده ای به ملاقات و زیارت او نمی رود « الا نَفَسَ الله کَربُهُ» خدا غمش را بر طرف می کند، « وَ لا مُظلمٌ الا غَفر الله لَهُ ذُنوبَ» گناهکاری نمی رود به زیارت امام مگر اینکه خداوند گناهان او را بیامرزد، حالا یک کسی بگوید که من خیلی گناه کردم خدا من را نمی آمرزد، خدا می گوید که نه من افرادی را قرار دادم که شما اگر با آنها ارتباط بر قرار کنید همه ی گناهانت را من می آمرزم، پس دیگر به خدا شک نکنید، گفته است که اگر رفتید زیارت صاف می شود همه چیز، خُب بروید به زیارتش، بروید به ملاقاتش، امام رضا (ع) هم چرا به او می گویند رضا؟ برای اینکه هر کس برود امام رضا (ع) را زیارت کند راضی می شود، و راضی هم بر می گردد، امام از او راضی می شود، خدا از انسان راضی می شود، هم انسان از امامش و زیارت و خدا راضی می شود، دقت کردید آدم یک عالم قلیانِ قلبی دارد وقتی که می رود مشهد اصلاً انگار یک آبی هست که روی آتش ریخته باشند وقتی که می رود به زیارت امام رضا (ع) اینطوری هست واقعاً دل آدم آرام می شود، آدم شاد می شود، بخصوص که بلد باشد که چه بگوید این خیلی مهم هست، کور کورانه نرود همینطور بداند که الان من می خواهم بروم به زیارت این آقا الان چه بگویم؟ دستور العمل زیارتی که دادم در سالهای قبل خیلی مهم هست که وقتی که می روید به زیارت چه بگویید، چه زیارتی را بخوانید، اول چطور بروید، وقتی که وارد می شوید چطور وارد شوید، وقتی که رفتید کنار ضریح چه کار کنید، بعدش چه کار کنید، این خیلی مهم هست، که حالا آن را حتماً انجام بدهید، چند چیز را در حرم امام یادتان نرود در حرم ائمه (ع)، یکی زیارت نامه هایی که خودشان گفتند که چگونه حرف بزنید با ما، با معصومین، این زیارت نامه ها فوق العاده تخصصی و دقیق هست، مهمترین زیارت نامه که کاملترین زیارت نامه هست جامعه کبیره هست، جامعه کبیره فوق العاده است ارتباط با متخصص معصوم، اگر یک کسی جامعه کبیره را از صمیم قلب بتواند بخواند تمام هست کارش، یعنی یک بار برود به امام رضا (ع) بگوید که آقا حرف من درباره شما این هست اگر این را از صمیم قلب بگوید خیلی عالی هست، بعد از جامعه کبیره چه بخواند؟ دعای بعد از زیارت امام اسمش را می گویند مقام دوم « الهم اِن کانَت ذُنوبی قَد اَخلَقَت وَجهی» از اینجا شروع می شود، خدایا اگر گناهانِ من چهره ی من را زشت کرده است « وَ حَجَبَت دعایی عَنک» و باعث شده است که دعای من به تو نرسد چنین و چنان، این دعا یک صفحه و نیم هست بعد از این دعا که فوق العاده این دعا زیباست، مقام دوم، اصلاً نوشته است دعای بعد از زیارت، نوشته است مقام دوم، یک سه چهار صفحه ورق بزنید بعد از زیارت جامعه ی کبیره می رسید به آن، بعد آنهایی که می خواهند کاملاً به رضا برسند در زیارتها یعنی کاملاً تخلیه شوند با یک حالت تخلیه کامل در یک شادی و رضا بیرون بیایند از حرم، حتماً دعای عالیة المضامین را در آخر مفاتیح بخوانند، عالیة المضامین: « الهم انی زُرتُ هذا الامامَ مُقِرَّاً بِامامَتِه» خدایا من آمدم به زیارت این آقا و اقرار می کنم امامتش را اعتراف دارم به آن، فوق العاده است اگر یک کسی برود و آن دعا را بخواند آنهایی که عربی بلد نیستند فارسی اش را بخوانند، حتماً یادشان نرود فارسی بخوانند که بفهمند هم که چه می خوانند، کاملاً آدم شاد، آرام، با نشاط و با رضایت از حرم می آید بیرون، یعنی امکان ندارد که کسی این دعا را بخواند بعدش مشکلات روحی و روانی و دغدغه هایش حل نشود و آرامش نگیرد حتماً آرامش می گیرد و با آرامش می آید بیرون، خیلی مهم هست این، لذا می گوید که کسی نمی رود به زیارت این آقا مگر اینکه خداوند مشکلش را حل می کند و گناهانش را می بخشد، امام جواد (ع) درباره ی پدرش امام رضا (ع) چه می فرماید؟ می فرماید: « السلام علی فَرحَتِ القلوب و فَرجِ المکروب» سلام بر شادمانی دلها و گشایش انسان غم زده، اصلاً به خودِ امام رضا (ع) می فرماید «فَرحَ و فَرَج» دو تا اسم گذاشته است روی پدرش، «فَرحَ» یعنی شادمانی، یعنی تو شادمانی دلها هستی، و تو فرج هستی خودت فرج هستی، « وَ فَرجَ المکروب» گشایش انسان غم زده است، ببینید که امام جواد (ع) در مورد پدرشان چه می فرمایند، برویم سراغ آخرین فرمایش از وجود مقدس امام هادی (ع)، این فرمایش در جامعه کبیره است فوق العاده مست کننده است هم شادی آور هست، واقعاً همه ی قسمتهای جامعه کبیره این حالت را دارد ولی بعضی از قسمتهایش اوجش خیلی زیاد هست، « بِکُم اَخرَجَاً الله مِن الذّول» شما به وسیله ی شما ما را از ذلت و خواری نجات داد، ذلت جهل، نادانی، تخصصی زندگی نکردن، تقلید از این و آن، وابستگی به این و آن، سردرگمی، بلا تکلیفی، پوچی، غصه، اضطراب، بی شخصیتی، ببینید جاهایی که معصوم ندارند شما روی کره ی زمین نگاه کنید ببینید که چه بلاهایی سرشان می آید، یک کسی که ارتباط با معصوم ندارد، ذلت جهنم، اگر یک کسی عشق اهل بیت (ع) در دلش باشد ارتباطش با معصوم به ذلت آخرت، به ذلت جهنم دچار نمی شود، « بِکُم اَخرجَاً الله مِن الذّول» خدا به وسیله ی شما ما را از ذلت و خواری بیرون آورد، و خارجمان کرد از ذلت، از ذلت ضعف، ذلتِ نادانی، ذلتِ جهل، ذلتِ وابستگی های جهنمی، ذلت حقارت، ذلت غصه و غم، خدا به وسیله ی شما ما را نجات می دهد، « وَ فَرجَ عَنّا غَمراتِ الکُرُب» به وسیله ی شما ما را از اندوه های جان کاه نجات داد، یک کسی آمد خدمت امام صادق (ع) گفت من وضعم خوب نیست فقیر هستم حضرت فرمودند که نه شما فقیر هم نیستید ثروت زیادی دارید، گفت چه ثروتی دارم؟ فرمود ولایت ما، شناخت ما، عشق ما، بعد می پرسند که حاضری که همه ی دنیا را داشتی ولی ولایت ما را نداشتی؟ خیلی سئوال مهمی هست ما هم باید به آن جواب بدهیم حاضریم که دنیا را داشته باشیم ولی معصوم را نداشته باشیم؟ فاطمه ی زهرا (س) را نداشته باشیم؟ امام زمان (ع) را نداشته باشیم؟ امیر المؤمنین (ع)، پیغمبر (ص) را نداشته باشیم، واقعاً حاضریم؟ هیچ کسی پیدا نمی شود که بگوید که من حاضرم همه ی دنیا را داشته باشم اینها را نداشته باشم، لذا گفت که نه آقا من حاضر نیستم، فرمود پس تو ثروتت خیلی زیاد هست که حاضر نیستی که با دنیا عوضش کنی، خدا به چند نفر روی زمین داده است این را؟ این چند میلیارد جمعیت، چه کسانی دارند اهل بیت (ع) و متخصص معصوم را؟ ما چقدر باید خدا را شکر کنیم؟ چقدر باید سرشار از آرامش و شادی و شکر گذاری و محبت خدا باشیم که ما را به اینها راهنمایی کرده است و اینها را به ما داده است، « وَ فَرجَ عَنّا غَمراتِ الکُروب وَ اَنقَذَنا مِن شَفا جُرُفِ الهَلَکاتِ وَ مِنَ النّار» خداوند ما را از افتادن در گردابهای هلاکت و از آتش جهنم نجات داد، عشق اهل بیت (ع)، حبِّ اهل بیت (ع)، دلدادگی به اهل بیت (ع)، اطاعت اهل بیت (ع) محال هست که یک کسی با اینها به جهنم برسد، به بهشت و بالاترین درجات بهشت می رسد، « وَ بِموالاتِکُم عَلَمنا اللهُ معالِمَ دینَنا» خدا به عشق شما همه ی دانش های لازم را که می خواستیم برای رسیدن به تو به ما یاد داده است، شما جایی را سراغ دارید غیر از متخصصین معصوم (ع) اطلاعات تخصصی به شما بدهند برای حرکت به سمت خدا؟ از جسمتان، بخشهای گیاهی تان، بخش های حیوانی، بخشهای عقلی و بخشهای فوق عقلی، کجا می توانید اطلاعات تخصصی اینگونه پیدا کنید؟ غیر از در اختیار معصومین (ع) مگر در اختیار شخصِ دیگری هست؟ جایی غیر از مکتبِ معصومین (ع) مگر کسی می تواند چیزی پیدا کند؟ اطلاعات تخصصی دقیق؟ « وَ بِموالاتِکُم عَلَمنا اللهُ معالِمَ دینَنا» خدا به عشق شما به موالات شما، با ولایت شماست که خدا معالم دین را به ما یاد داده است، مردم در این حسینیه ها و مساجد و تکایا با معارف دینی شان در مساجد یاد می گیرند ولی بعدی اش خیلی قشنگ است « وَ اَصلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِن دُنیانا» خدا هر چه خراب کاری کرده باشیم ما در دنیا به عشقِ شما جبران می کند، این خیلی قشنگ است، غصه دیگر نخورید آشتی کنید فِل حال با معصوم (ع)، همین الان آشتی کنید شما به عشقِ این آشتی که می کنید با متخصص معصوم همه چیزِ شما را درست می کند مثل کسی هست که مثلاً سرطان دارد اگر او را رها کنند می میرد، ولی وقتی که می رود پیشِ یک پزشکِ متخصص، پزشک همه چیز را دوباره بر می گرداند به او، تمام آن سلولهای سرطانی را از وجود این مریض خارج می کند، و سلامتی را به او بر می گرداند، عشقِ معصوم، ارتباط با معصوم، پیوند با معصوم، پیوند دادن زندگی با معصوم، تنظیم سبک زندگی با معصوم باعث می شود که انسان اگر شصت سال هم گناه کرده باشد معصیت کرده باشد و اشتباه رفته باشد تمامش جبران بشود این خیلی قشنگ است، خُب حالا یک آدمی که یک عالم گناه دارد و وحشت زده است خودش وقتی که می رود به حرم امام رضا (ع) شروع می کند به خواندنِ این زیارت و در خطاب با معصوم رو در رو و چهره به چهره می گوید « وَ اَصلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِن دُنیانا» خدا به عشقِ شما همه ی گذشته ی من را جبران می کند، همه ی گناهانی که کردم، اشتباهاتی که کردم، مسیر های غلطی که رفتم، کوتاهی هایی که کردم، آسیب هایی که به خودم زدم، همه ی اینها را خدا به عشقِ شما جبران می کند، چقدر شیرین هست این، لذا یک کسی که واقعاً در زندگی اش معصوم بخصوص وجود مقدس امام زمان (ع) نقش دارد و حضور دارد او در امنیت کامل به سر می برد، واقعاً در امنیت کامل به سر می برد، در شادی و آرامش کامل به سر می برد، « وَ بِموالاتِکُم عَلَمنا اللهُ معالِمَ دینَنا وَ اَصلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِن دُنیانا» هر چه از دنیای ما فاسد شده باشد خدا درستش می کند، خدا با چه چیزی درستش می کند؟ با عشقِ اهل بیت (ع) درستش می کند، خدا درست می کند، ولی با کدام معجون؟ با کدام دارو؟ عشق به اهل بیت (ع)، خدا با این درستش می کند، لذا اگر یک کسی معصوم را نداشته باشد هیچ چیزی ندارد واقعاً، اگر یک کسی پیوند با معصوم نداشته باشد هیچ چیزی ندارد در واقع اگر کسی معصوم را نداشته باشد هیچ کس را ندارد، آدمهایی که پیوند ندارند با معصومین کنارِ شوهرشان، کنارِ زنشان، کنارِ بچه هایشان، کنار پدر و مادرشان خوشبخت نیستند، می بینید یک آدمی یک عالم ایل و تبار دارد، ثروت دارد، امکانات دارد، تحصیلات دارد، موقعیت اجتماعی دارد اما دل آرام نیست، احساس کَس داشتن نمی کند، کَسِ ما خانواده ی آسمانی مان است، این را یادتان نرود ما در بخشِ حیوانی زن و بچه و پدر و مادر و خواهر و برادر و عمو و عمه و دایی و خاله داریم اینها برای بخش حیوانی ماست، بخشِ انسانی کنارِ کَسای بخشِ حیوانی آرامش نمی تواند بگیرد، یعنی یک کسی چون زن دارد، یا شوهر دارد، چون بچه دارد، چون پدر دارد، چون مادر دارد کنارِ همانها افسرده است، بهترین مادرِ دنیا، بهترین پدرِ دنیا، بهترین همسرِ دنیا، فرزندان، ثروت، امکانات، تحصیلات، جان آرام نمی شود، جان فقط کنارِ کَسِ خودش آرام می شود، کَسِ خودش، اینها کَسِ کجای ما هستند؟ کَسِ بَدَنِ ما هستند، کَسِ من نیستند، لذا فرمود ما رَحِم شما هستیم در آیه ی صله ی ارحام، که این همه سفارش به صله ی ارحام شده است حضرت فرمود اوجش ما هستیم، « وَ قایتُ تحویلُها صِلَتُکَ ایانا» قایت تحویل صله به این هست که با ما ارتباط داشته باشید، امیر المؤمنین (ع) می فرماید که من پدر شما هستم، امام زمان (ع) می فرماید که من پدرِ شما هستم، فاطمه ی زهرا (س) می فرماید که من مادر حقیقی شما هستم، حواستان باشد که از خانواده حقیقی تان جدا نیافتید چون اگر جدا بیافتید خیر نمی بینید از زندگی تان، یک نفر را شما سراغ دارید که خیر دیده باشد بدون معصوم؟ شاد باشد، آرام باشد، دغدغه نداشته باشد خوب بمیرد، آرام بتواند بمیرد، معصوم هست که در کنارش تمام گذشته ی خرابتان را جبران می کنید وقتی که می خواهید از این دنیا بروید شاد می روید آرام می روید چون سلطان آن طرف هم خودش هست، رئیس آن طرف هم خودش هست، « اِنَ عِلَینا ایابَهم» آیه ی قرآن هست بازگشت شما به سوی ماست، ما یعنی جمع، جمع یعنی خدا و اهل بیت (ع)، « وَ اِنَ علینا حسابَهُم» حسابِ مردم با ماست یعنی من و خدا و معصومین، لذا فرمود: : عَلیٌ قَصیمُ الجَنَةِ و النار» آن کسی که مشخص می کند که چه کسی بهشتی هست و چه کسی جهنمی هست علی (ع) یعنی ارتباط با متخصص معصوم، شما به میزان ارتباط با متخصص معصوم و تنظیم رابطه اتان با آنها و شباهت سبکِ زندگی تان با آنها نجات پیدا می کنید، هر چقدر شبیه تر هستید به بهشت و بالاتر از بهشت نزدیک تر هستید و به الله، و هر چقدر در سبکِ زندگیتان دورتر هستید به همان میزان آتش دارید، به همان میزان غصه، اضطراب، افسردگی، ناراحتی، پژمردگی، ذلت و خواری در زندگیتان هست، لذا اگر یک کسی معصوم (ع) را نداشت هیچ چیز ندارد، اگر یک کسی معصوم را نداشت امکان ندارد در دنیا احساس تنهایی نکند حتی کنارِ خانواده اش، امکان ندارد احساس غربت به او دست ندهد، حتی در شلوغ ترین لحظات، شما نگاه کنید مشهورترین هنرپیشه ها، ثروت مند ترین هنر پیشه ها که تلوزیون الان فیلمهایشان را برای ما نشان می دهد خود کشی کردند، در اوجِ شهرت، قدرت، ثروت تنها و غریب هست، نمی تواند دنیا را تحمل کند، ولی شما زن نداشته باشید، شوهر نداشته باشید، پدر و مادر نداشته باشید، بچه نداشته باشید، وقتی کنار معصوم (ع) هستید چون کنارِ کَسِ اصلی تان هستید روح آرام هست، شاد هست، آنها همه کَس و همه چیز هستند، پس این رمز یادمان نرود نگوییم که چرا ما اینقدر غم و غصه می آید به سراغمان، یکدفعه زیر پایمان خالی می شود، یکدفعه روحم خالی می شود، احساس نا امنی، احساسِ ترس، احساسِ بی پناهی، احساسِ غربت به من دست می دهد، با اینکه مشکلی هم ندارم، همسرم هست، شوهرم هست، پدرم هست، مادرم هست، بچه هایم هستند، دوستانم هستند، برای اینکه شما از خانواده تان جدا شدید، صله ی ارحامتان را خوب انجام ندادید، آنهایی که قطع رحم می کنند، صله ی ارحام با خانواده ی آسمانی شان ندارند، رفت و آمد ندارند با خانواده ی حقیقی شان، طبیعی هست که غم و غصه و غربت، پوچی، سردی، می آید در زندگیشان، و بالعکس، این خیلی مهم هست اگر یک کسی بخواهد از دنیا لذت ببرد، شاد باشد در دنیا لذت ببرد، از همسرش، از فرزندش، از زندگیش، از همه چیزش لذت ببرد ولو خیلی کم هم باشد خیلی ناچیز، اول دلش را راضی کند اگر دلتان به معصوم راضی شد اگر دلتان به رضا راضی شد، اگر با امام رضا (ع) راضی شدید، اگر با معصوم (ع) رفیق شدید، واقعاً شاد هستید کنارِ خانواده تان، واقعاً می توانید از دنیا لذت ببرید، همه چیزِ دنیا برایتان لذت بخش می شود، همه چیزِ دنیا برایتان شفاف و لذت بخش و هدف دار و جهت دار هست، خیلی مهم هست ارتباط با معصوم (ع) در شادی و آرامش انسان، لذا حتماً یک وقتِ مهمی را در زندگیتان همانطور که برای زن و بچه، پدر و مادرتان وقت می گذارید، وقتِ زنده ی حقیقی را بگذارید برای ارتباطِ با خانواده ی آسمانیتان، که اینها را در قربِ به اهل بیت (ع) توضیح دادم مهارتهایش را هم گفتم، حتماً آن مبحث را کار کنید، قرب به اهل بیت (ع)، اگر کسی می خواهد که این تمرین ها را یاد بگیرد که اینها باید چگونه اتفاق بیافتد حتماً روی آن کار کنید، این را باید بکشیم بیاوریم در زندگی خودمان، یعنی خودمان را بکشیم به خدمتِ معصومین (ع)، وقتِ جدی بگذاریم، چطور برای خاله تان، پسر خاله تان، دختر خاله، عمو، عمه ، دایی تان، رفیقتان وقت مستقل می گذارید برای ملاقات و دیدار و دید و بازدید، وقتِ مستقلِ عشقی، وقتِ مستقلِ عاطفی بگذارید برای خودتان و خانواده ی اصلی تان، بروید سر بزنید به آنها، نه فقط برویم برای حاجت، حاجت ها را هم می خواهیم بگوییم، بگوییم ولی برای دلدادگی بروید، برای عشق بازی بروید، برای دید و باز دید، برای پُر کردن وجودتان، از این ملاقات وقتِ جدی باید بگذارید، وقتهای مُرده برای زیارت، دل مردگی بیشتر می آورد، وقتِ زنده و مستقل بگذارید، الان دوست دارم بروم به پدرم امام رضا (ع) سر بزنم چون دلم برایش تنگ شده است می خواهم بروم به او سر بزنم بیایم همین، بروم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، بروم حرم حضرت معصومه (س)، بروم امام زاده صالح (ع)، زیارت اینها خیلی مهم هست، خیلی دل را شاد و آرام می کنند، خدا به حق محمد و آل محمد ما را با محمد و آل محمد محشور کند، آمین. والحمد الله رب العالمین.