جلسه 046 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
46
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
3
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 046 - راه‌های مبارزه با غم

غم و شادی 2/3/94

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ// الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر شما عزیزان.

هدیه به محضر مقدس حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام)، حضرت سجاد (علیه السلام) و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) صلواتی بلند ختم بفرمائید.

بحثمان درباره راههای اعتقادی درمان غم بود. رسیدیم به قدر. در مورد قدر سخن گفتیم، گفتیم که خداوند تبارک تعالی، تمام عوامل خلقت را با ریاضیات خاص خودش و با اندازه خلق کرده، هر چیزی در نزد خدا قاعده، اندازه، فرمول، عدد دارد و ما در این اختیار میتوانیم عدد و ارقام های مختلفی را انتخاب بکنیم. هر قدری را که ما انتخاب بکنیم در کل سیستم قضای خاص خود آن قدر وجود دارد. بنابراین از یک طرف ما با قدرهایی روبرو هستیم که در توان انتخاباتی ما هست و گفتیم چون سیستم، سیستم مشاء هست یک سلسله قضا و قدرها در اختیار ما نیستند به ما از آن بیرون تحصیل می شوند، در این وسط ما هم مقدار زیادی تأتیر گذار بر اندازه و انتخاب ها هستیم.

فرمول کلی که حضرت به ما داد در جلسه گذشته این بود که ما موظفیم که تمام تلاش خودمان را برای انتخاب بهترین قدرها بکنیم.

اولین باید بهترین قدرها را شناسایی بکنیم که در مهندسی فکر و مهندسی آرزوها مفصل این اندازه ها را توضیح

دادیم در حد وحدود سی چهل جلسه. اندازه ها را بشناسیم، کدام قدرها بهترین هستند، کدام آرزوها بهتر هستند،

قیمتها دستمان باشد.

نکته بعد، خب حالا وقتی که شناسایی کردیم، برویم به سراغ بهترینها روی آنها سرمایه گذاری بیشتری بکنیم. در نتیجه ان شاء الله قضاها یعنی نتایج بهتری هم نصیب ما خواهد شد.

پس ما چیزی به عنوان بن بست اساساً نداریم ما باید تلاشمان را بکنیم و به سراغ همیشه بهترین قدرها برویم. در روایت هم از ما خواسته شده که همیشه از خدا خیر و برکت و عافیت و طول عمر و برکت اقتصادی و رشد علمی و این چیزها را بخواهین و برایش تلاش بکنید. «وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» (سوره نجم/آیه 39) انسان باید تلاش و سعیش را بکند و برسد...

گاهی وقتها سوال پیش می آید که چرا بعضی ها وضعیت زندگی شان با ما متفاوت است، ما باید با تلاش خیلی خیلی مضاعفی به یک هدفی برسیم، بعضی ها آن هدف را خیلی دارند اصلا لازم نیست تلاش بکنند براش ... این همه به تصمیم های انسان ها مربوط است، چون دار، دار اختیار هست هر کسی می تواند در اختیار خودش تصمیم هایی را بگیرد،هم برای خودش هم برای دیگران و خداوند هم به تصمیمها و اختیار ما احترام می گذارد، وقتی مشرکین گفتند «لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَکْنا وَ لا آباؤُنا» (سوره انعام/آیه 148) اگر خدا می خواست ما مشرک نمی شدیم، باباهامون هم مشرک نمی شدند. اگر ما مشرکیم خواست خدا بوده، خداوند میفرماید این یک حرف بدون دلیل است که شما می زنید، دلیل منطقی ندارد، اگر به خواست من بود، «وَلا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ» (سوره زمر/آیه 7) خدا راضی به کفر بنده هایش نیست، ولی منِ خدا قرار نیست که در اختیار بنده هایم دخالت بکنم. بنابراین شما را آزاد گذاشتم، اگر به اختیار من بود، به خواست من بود، من که همه شما را موحد دوست داشتم، موحد هم می کردم، ولی بنای خلقت من این است که حرمت اختیار شخص را رعایت کنم. لذا به شما اجازه دادم شما خودتان با اراده خودتان جلوی من بایستید، خودتان با اراده خودتان از من پذیرش نداشته باشید. اینها را خدا می گوید اگر کافر بشوید، مشرک بشوید، جلوی من بایستید اگر به خواست من بود من جلوی شما را می گرفتم. من یک جور دیگر می خواستم و شما خلاف رضایت من عمل می کنید. پس ما میتوانیم برای خودمان و دیگران تصمیم بگیریم.

در بخش تقویت ژن ها که عرض کردم، الان ما به دختر خانم ها و آقا پسرهایی که قبل از انعقاد هستند تقویت ژن می دهیم. خب یک دختر پسری پذیرش دارند می آیند برنامه می گیرند، روی اسپرم ها، روی تخمکها کار می کنند. در انتخاب دقت می کنند، فرمول هایی که می دهیم رعایت می کنند.

در نامزدی و عقد و عروسی دقت می کنند، بعد در انعقاد نطفه همینطور. در مراقبت های بارداری از ماه اول تا نهم همینطور. دارند رعایت می کنند یعنی دارند تصمیم می گیرند. هی قدرهای قشنگ تری را انتخاب می کنند، قضاهای قشنگ تری هم گیرشان می آید. حالا بچه ای که در این خانواده به دنیا می آید از وضعیت بالاتری از یک بچه ای که در خانواده ای که رعایت نکردند؛ پدرش، مادرش، بالاتر است. این تبعیض نیست، برای این است که این تصمیم هایی است که انسانها برای خودشان و اطرافیانشان می گیرند، ولی به هر حال هر تفاوتی یک امتحان است، مانعی هم نیست.

خب پس ما باید تمام تلاشمان را بکنیم تسلم به هیچ وجه نشویم، نگوییم که حالا خواست خداست که اینطوری باشد، خب خدا خواستههای دیگری هم می تواند داشته باشد، خداوند قدرهای دیگری هم دارد، ما می توانیم قدرهای بهتری را انتخاب بکنیم، همیشه اینطور نیست که ما کسی یا حادثه ای سر راه زندگی ما قرار گرفت بگوییم همین است و جز این نیست و کارش هم نمیشود کرد. همیشه امکان تغییر امکان تحول وجود دارد. شما نگاه بکنید یک پیرمرد 80-90 ساله رفته امام صادق (علیه السلام) آخر عمرش می گوید من می خواهم حرکت های بهتری کنم، تحول و تغییر بهتری در زنگی ام بدهم، امام صادق (علیه السلام) برایش برنامه ریزی میکند. آن حدیث عنوان بصری که ما هم شرحش کردیم دوازده گام، دوازده مرحله حضرت برایش یاد می دهد که چطور بتواند حرکت کند تا باقی مانده عمرش تا آن 90 سالش هم جبران بشود. پس این تسلیم نیست راحت می گوید که می خواهم جبران کنم، ولو ده دقیقه وقت دارم، ولو 5 دقیقه وقت دارم، باز کارهایی میشود کرد. یک کسی اینطور تلاشش را دائما می کند برای تغییر و تحول و بهتر شدن و پیشرفت و هی دست اندازی میکند به قدر های بالاتر و قشنگ تر، خب قضاهای بالاتر و قشنگتری هم نصیبش میشود. یک کسی را می بینید تنبل، بی حوصله است، بی همت است... خب به قول امام باقر (علیه السلام) فرمود: کلید همه ی بدبختی های انسان یعنی همه ی قضاهای بدی که سر انسان می آید در زندگی چه ها هستند؟ تنبلی، بی حوصلگی...

آدم های تنبل، آدم های بی حوصله بدترین قضاها هم گیرشان می آید چون نمی خواهند همت کنند، عوض کنند،تغییری نمیخواهند در زندگیشان بدهند ایجاد بکنند، نمی خواهند رشد کنند، نمی خواهند به خوشبختی برسند، نمی خواهند گذشته را جبران کنند... این غلط است.

ما قبلاً توضیح دادیم اگر کسی 90 سال گناه هم داشته باشد، خدا رحمت کند مرحوم بهاری همدانی را که می فرمود: کسی اگر 70تا پیغمبر را هم کشته باشد، بخواهد خودش را عوض و درست کند، خدا راهش را نمی بندد. پس ببینید این به ما مربوط است، پس در بحث ایمان به قدر یادتون باشد که ما اندازه ها را بپذیریم و بدانیم که ما می توانیم روی اندازه های مختلف دست اندازی بکنیم.

خب حالا ما در این تلاشی که داریم میکنیم مثل مسابقه ی فوتبال است همه کارهایشان را می کنند، فوتبالیستها وظیفه شان چیست قبل از مسابقه؟؟ زیر نظر بهترین مربی و بهترین مربی را انتخاب کنند، تمرین کنند،همت کنند،طرف مقابل را بشناسند، بازی های طرف مقابل را بشینند نگاه کنند، بازیکن های طرف مقابل را نگاه کنند که بشناسند طرز بازی کردنشان را بعد یارگیری شان را چینششان را بشناسند، سیستمی که بازی می کنند را بشناسند... اینها قدر است یعنی اندازه هایی هست باید شناسایی کنند، آن وقت هر چقدر مطالعه شان را

بیشتر میکنند. یعنی فوتبال را علمی بازی می کنند، خب موفقیتشان هم بیشتر است.

خب حالا بعد از اینکه این مسیر را رفتند شروع می کنند نهایت تلاششان را قبلاً کردند، مهمترین تلاشی که باید میکردند در قبل از ماسابقه بوده که هم فکری، مطالعاتی، هوششان را بکار بگیرند، بدن سازی، تمرین های بدنی، همه کارها را انجام بدهند، خب حالا آمدن در میدان. نهایت دوندگی و تلاششان را می کنند، این را بهش میگویند چه؟ غایت تلاش. حالا نتیجه یک موقع هست که طرف مقابل یک مقدار هوشیاریش بیشتر باشد، حالا نتیجه یک موقع هست که طرف مقابل هوشیاریش بیشتر باشه، یک شرایط دیگر هم از خارج اثر بگدارد. به هر حال ممکن است ببازد. اگر هم باخت دیگر ناراحتی هم ندارد، اگر شما مربی های فوتبال هم نگاه کرده باشید اگر قرار باشد مربی های فوتبال به اندازه ی طرفدارها حرص و جوش بخورند، الان همشون باید مرده باشند، ولی می بینی مربی ها اینطور نیستند، اصلاً اینطور نیست. می ایستند بازی را نگاه می کنید، منطقی تعقیب می کنید، بعد هم می گویند فوتبال دیگر کاریش نمی شود کرد، دیدید؟ فوتبال است دیگر، ما تلاشمان را کردیم، از بازیکن ها هم راضی هستیم، بازیکن ها هم جوانمردانه بازی کردند، بازیکن ها هم نهایت تلاششان را کردند، خوب بازی کردند، اما نتیجه به نفع ما تمام نشد، راحت.

این تسلیم شدن می شود در اینجا و این حکم عقل، دیگر حرص و جوش خوردن، سرزنش کردن خود و دیگران کار غلطی است. خیلی کار زشتی است که بعد از شکست، بخواهیم هی سرزنش کنیم، حضرت فرمود چکار کنید؟ حضرت فرمود: نهایت کارتان را انجام بدهید ولی بعد از اینکه... فرمود: «المُؤمِنُ القَويُّ خَيرٌ وأحبُّ إلى الله مِنَ المُؤْمِنِ الضَّعِيفِ» مؤمن قوی که همه تلاشش را می کند تنبل نیست بی حوصله نیست، آن پیش خدا بهتر و محبوبتر است از مؤمن ضعیف. بعد حضرت فرمود: نهایت تلاشهایتان را در کارهایتان انجام بدهید، نهایت دقتتان را انجام بدهید «وَاستَعِن بِالله» و از خدا کمک بگیرید، گفتیم از خدا کمک گرفتن چطور است؟ دعا جزء قدرهاست. یعنی چون سیستم، سیستم دنیا و آخرتی است، یک سیستم در واقع دو مرحله است، بعضیها دو توان مساوی دارند، یکی از دعا استفاده میکند، یکی از دعا و ذکر استفاده نمی کند. خب آنکه از دعا و ذکر استفاده میکند همیشه چند قدم جلوتر است، چون از خدا کمک خواست خدا به او میدهد. خدا می گوید هر کس بیاید از من کمک بخواهد من به او می دهم. یک موقع یک کسی اصلاً با خود خدا هم جور نیست، میگوید خدا کمکم کن، خدا می گوید این آمده از من درخواست کرده و به او میدهم. یکی با خدا جور است ولی از خدا کمک نمی خواهد خب خدا نخواسته دیگر.خب وقتی نخواسته چه می شود....

بنابراین دعا جزئی از قدر است، لذا حضرت می فرماید: از خدا هم کمک بگیرید حتماً. چیزی به اسم دعا را ترک نکنید. «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» (سوره فرقان/آیه 77) بگو اگر دعای شما نباشد خدا اصلا به شما محل نمیگذارد، ولتان می کند، می گوید این بنده میخواهد با تلاشهای خودش کار کند، صرفاً با توانهای خودش، خب برود کار کند، ولی کسی که می گوید «لا حَولَ وَلا قُوَةَ إلّا بِاللهِ العِلی العَظیم» از خدا کمک می خواهد، خب خدا هم به او کمک می کند، این ذکرهایی که من پای برنامه هایتان نوشتم ذکرهای کلیدی است، آنهایی که از من برنامه گرفتند، آن ذکرها فوقالعاده است، آنها چند تا فرشته هستند درواقع که کمک ما می کنند، وقتی شما از این اذکار استفاده می کنید، مثل «میسر»، مثل «منعم» مثل «قوی» مثل «غفور» که فوق العاده قدرتمندند، از اینها آدم کمک بگیرد و موانعش را برطرف کند، و مشکلاتش را برطرف کند برو جلو...

خب حضرت فرمود: «وَإَنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ فَلا تَقُلْ: لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وكَذَا» حالا رفتی جلو به مصیبت برخورد کردی، اگر به مصیبت برخورد کردی، به مشکل برخورد کردی، کارت جلو نرفت و به شکست رسید وعلی رغم همه تلاشهایت دیگر هی نگو ای کاش این کار را میکردم ای کاش آن کار را می کردم، کاش این کار را می کردی، کاش آن کار را می کردی، به تو گفتم این کار را بکن به تو گفتم این کار را نکن، اصلا این

حرفها دیگر خوب نیست.

یکی از خصوصیتهایی که در سیره رسول خدا بود، این بود که رسول خدا هیچ وقت کلمهی «ای کاش» را به کار نمیبرد، تمام شد دیگر تمام شد رفت. ولی بعدش دیگر سرزنش نکنیم. نه خودمان را نه دیگران را مطلقاً و اصلاً سرزنش نکنیم.

«ولکن قل قدر الله و ما شاء فَعَلَ» این دیگر یک قدر الهی بوده دیگر،این اندازه هایی بود که از جاهای دیگر هم روی ما تاثیر گذاشته. خدا هرکاری بخواهد می کند ممکن است به نفع ما هم نباشد، الان هم نفهمیم چرا به نفع ما نیست، ما همه ی تلاشهایمان را می کنیم و خدا به خاطر لطفی که می کند و چیزی که بهتر می داند جلویش را می گیرد. خیلی وقتها هم شده می گوییم، ما خیلی تلاش کردیم بشود ولی شکر خدا نشد، خوب شد نشد. این برای هست که به هر حال تاثیر گذاری قدرهای دیگر است. «فإن لو» گفتن ای کاش «تفتهوا عمل شیطان» راه شیطان روبروی شما باز میکند. تا می گویی ای کاش دیگر راه باز می شود، غصه خوردن، حرص و جوش خوردن، حمل ی از عقب شیطان که یادتون هست دیگر، گفتیم چهار نوع حمله دارد، حمله عقب گذشته بود، از گذشته هی دائما خاطرات گذشته را به رخ می کشد،آی اگر من آن شب اینطوری کرده بودم، اگر یک پنج دقیقه اینطوری شده بود، اگر دو دقیقه اینطوری شده بود، اگر من این کار را کرده بودم، اگر من آن کار را کرده بودم، دیگر ولش کن دیگر. هیچ. هی برنگرد. چون شیطان می آید سرمایه گذاری میکند روی گذشته. دائما گذشته را به رختون می کشد تا حالتان را خراب کند. اگر حالم را خراب کند درواقع چی را خراب کرده؟ آینده را خراب کرده، بعد کل عمر را خراب می کند ای کاش. کلمه ی ای کاش را اصلا به کار نبریم چون بدترین وضعیت هم برایمان پیش بیاید ولو خودمان هم مقصر باشیم جلسه قبل گفتم، ولو خودمان هم مقصر باشیم می توانیم با تبدیل این وضعیت امتیازهای خوبی را دریافت بکنیم. چون خدا می گوید اگر خودت هم مقصر بودی من کمکت می کنم. درسته خودت مقصر بودی، خودت اشتباه کردی خودت بی احتیاطی کردی، الان هم دچار مشکلات هستی، اما حالا من این سختی هایت را میکنم کفاره گناهانت با تو راه می آیم. پس ما چیزی را درواقع نمی بازیم. پس هی نشینیم خودمان را دیگران را دائما سرزنش کنیم. سرزنش کار غلطی است.

دقیقه: 16:45 دقیقه

امام سجاد فرمود: در کلماتمان به حداقل برسانیم این کلمه را، یعنی برسانیم به صفر درواقع نگویید هی، سرزنش نکنید کسی را، نه خودتان را نه دیگران را.

خیلی زیباست هیچ کس نمی تواند این حرف ها را بزند که، فقط معصومه که اینطوری میتواند برایمان بحثهای تخصصی و روانشناسی بگوید، کجای دنیا همچین حرف هایی دارد؟ یک جمله است ها ولی دریایی از معارف را روی ما باز می کند « فأن لًو» این کلمه " لًو " ای کاش «تفتهوا عمل شیطان» عمل شیطان را روی شما باز میکند، شیطان را چکار میکند؟ مسلطش می کند روی شما، آینده دلشوره ایجاد می کند، گذشته دلشوره ایجاد می کند، دعوا و درگیری ایجاد می کند، تلخی ایجاد می کند، بدبینی ایجاد می کند، اختلاف می اندازد میان انسان ها، میگوید لذا دیگر این را نگویید، تلاشتان را بکنید هر چه شد شد. بعداز آن می گوید آرام باشید، لذا نگاه کنید علی (علیه السلام) میفرماید: «نِعْمَ الطّاردُ لِلْهَمَّ الاِتّكال على القدر» چقدر زیباست آدم را راحت می کند و زمینه ناراحتی و اضطراب، غصه خوردن را در خودمان از بین میبرد. نیکوترین و بهترین برطرف کننده اندوه چیست؟ تکیه بر تقدیر الهی است. خب تقدیر الهی است دیگر من تلاش را کردم حالا یا قوی یا ضعیف حالا نتیجه ام این شده. حتی کسانی که میدانند تنبلی کردند. خودم میدانم برای امتحان خوب نخواندم و نتیجه هم اینکه کنکور قبول نمی شوم یا نمره ام بیست نمی شود، می شود پانزده. خب خودم هم میدانم عملم هم بیشتر از این نتیجه نداشت، همان را بپذیر ولی نگذار اعصابت خورد شود.

اگر قرار باشه بهتر کنم، باید چکار کنم؟ باید تلاشم را بالا ببرم ولی دیگر هی نشستن و هی غصه خوردن، ای کاش گفتن هیچکدام از اینها مشکل من را الان برطرف نمی کند، کسی که مرده زنده نمی کند، طلاقی که افتاده ممکنه برطرف نشود. سرطانی که آمده بالاخره آمده دیگر، خب حالا برویم دنبالشان یا نتیجه می گیریم یا نمیگیریم، هرچه شد با آرامش می رویم به سمتش، اضطزاب، غم و غصه جز اینکه مشکلات را زیادتر بکند هیچ کمکی به ما نمی کند، سرزنش کردن، مچ کسی را گرفتن، دنبال مجرم گشتن کاری نمی کند، چرا به این اندازه که ما بتوانیم از گذشته چه بگیریم؟ عبرت بگیریم خوب است، ببینیم نقاط ضعفمان کجا بود، حالا این تیم فوتبال باخت، حالا بدون اینکه کسی را سرزنش بکنیم ، بنشینیم چکار بکنیم؟ مینشینیم بررسی می کنیم، بالاخره کجا...

خدا رحمت کند شهید همت را که موقعی که عملیات می کردیم جنگ را یک موقع هم موفق نبودیم یک موقع هم عراقی ها موفق یک جاهایی ما گرفتار می شدیم، یک موقع مشکل پیش می آمد، بعد از آن میامدیم می نشستیم بررسی می کردیم، حالا شهید همت خدا رحمتش کند ببینید من به شما گفتم که توسل هایتان را زیاد بکنید، غرورتان را کم بکنید. حالا این بار باید توسلهایمان را بیشتر بکنیم، غرورمان را کم بکنیم، دقتمان را بیشتر بکنیم، خب خوبه آدم بیاد بررسی بکند و ببینه نقاط ضعفش کجا بوده، مثلا باید چهارصد نفر وارد میشدن، سیصد نفر وارد شدند. باید بیست نفر میرفتند برای فلان کار، ولی ده نفر رفتن در فلان کار. مثلا باید احتمال می دادن تخریب چی کشته شود باید دو تا میگذاشتند. سه تا می گذاشتند که اگر کشته شدند، کسی باشد که بتواند میدان را باز بکند، اینها احتیاطات است دیگر،آدم میرود بررسی می کند، کجا مشکل پیش آمد، کجا گرفتاری پیش آمد، بررسی میکند بعد نقاط ضعفش را برطرف میکند، این خوب است، عبرت گرفتن از گذشته، بعد دیگر حرص و جوش و دعوا کردن و سرزنش کردن و غصه خوردن ندارد.

من خودم یادم بعد از جنگ تصمیم گرفتم درس بخوانم، دبیرستان بودم رفتم جبهه. دوم دبیرستان بودم رفتم جبهه، طلبه بودم، روزها هم طلبه بودم شبها هم شبانه درس می خواندم رشته ام تجربی بود. دوم را خواندم خوردیم به سوم من رفتم جنگ، هشت سال بعد از جنگ برگشتیم ما برای ادامه درس، حالا من بعد از هشت سال برگشته بودم دیگر حال و هوای بچه محصل را نداشتم، دیگر ازدواج کردم، زن و بچه داشتم موجی شده بودم شدید، مجروح شده بودم. اصلا حال و هوا و نقشه ها و برنامههای کاری من عوض شده بود حالا تصمیم گرفته بودم بیایم درس بخوانم بروم دانشگاه، هر وقت میامدم نگاه به کتاب بیندازم میترسیدم ریاضی فیزیک، شیمی، جبر، مثلثات، هندسه. خب می خواستم اینها را بخوانم هیچ بعد از هشت سال چیزی یاد من نبود، وقتی نگاه می کردم میدیدم، من هیچ آمادگی ندارم که بیام این کار را انجام بدهم ولی تصمیم گرفته بودم که بروم دیگر تصمیم گرفته بودم که باید این را بخوانم و باید هم بروم دانشگاه، خب حالا این درسها را هم هیچ نمی فهمیدم، معلم هم نداشتم، یعنی نمیتوانستم بروم سر کلاس، وقتی امکانی برای اینکه من برم سر کلاس معلم بگیرم را نداشتم پس من باید یک درسی را میخواندم . می دانستم الان چیزی از آن سردر نمی آورم خیلی سخت است. اینها قدر است. خیلی سخت است از معلم هم کمک نمیتوانم بگیرم سر کلاس نمی توانم بروم، خودم باید بنشینم با این کتاب و کتابهای کمک درسی کلنجار بروم، چکار کنم؟ مطلب را بفهمم، خودم باید بروم، خب تقدیرم این بود اندازه ها هم این بود، باید یا همین روش می رفتم امتحان می دادم، مثلا جبر را می شدم 2. خب حالا خوبست حداقل شدیم 2. امروز مثلاً زیست شناسی میشدیم 5. زمین شناسی میشدیم 9-8. خب الان نمرهی قدر ما چقدر است؟خب برای دفعه بعد همینجوری کار کنم، همینجوری من دیپلم گرفتم و بعد هم رفتم دانشگاه و دانشگاه هم همینطوری نشستیم، قدری خواندیم و ان موقع رتبه ام دانشگاه تهران 23 شد، نشستم کار کردم واقعاً. شبانه روز تصمیم گرفتم درس بخوانم، شبانه روزم درس خواندم می توانستم این کار را نکنم همه کارهایم را تعطیل کردم یک ماه شب و روز درس خواندم که مثلا بتوانم بروم دانشگاه، خب پس ببینید شما این آرامشتان را باید حفظ بکنی، الان من نمره کم آوردم باید شکست بخورم، یادم هست که به من گفتن که .... رفتم دانشگاه جالب اینجا بود رفتم دانشگاه سوم نظری شرکت کردم برای دانشگاه آن موقع چهارم نظری باید شرکت می کردی ولی اجازه می دادند سوم نظری شرکت کنی ولی سوم آزاد بود در کشور اگر کسی سوم می گرفت شرکت می کرد و در خودش میدید که می تواند دانشگاه شرکت شرکت کند به او اجازه می دادند سوم شرکت کند تا برود بعد دیپلمش را بگیرد.

من دانشگاه تهران قبول شدم دیپلم نداشتم. بعد رفتم گفتم قبولیم، گفتم برو دیپلم را بگیر بعد بیا ثبت نام کن، یکسال آن قبولی را برای ما نگه داشتند. جالب است هر وقت می زفتم امتحان بدم قبول نمی شدم، یعنی خورد به شهریور و مهر هم باید من می رفتم دانشگاه... بالاخره شهریور هر جور بود قبول شدیم یعنی هر جور بود نمره ی قبولی را گرفتی، ولی در این مدت آرامش داشتیم. یعنی من باید این کار را انجام بدهم میدانم وضعیتِ من این است، پذیرش وضعیت فوق العاده در آرامش و در موفقیت انسان کمک میکند، امّا بی تابی، بی قراری، حل شدن، حرص و جوش خوردن، ذهن را الکی مشغول کردن.... اگر اگر اگر اگر... هیچ کمکی به ما نمی کند. این روایت را هم خواندیم. روایت بعدی باز از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که در وصف مومن است: «وَلَا يَأْسَفُ عَلى مَا فَاتَهُ وَلَا يَحْزَنُ عَلى مَا أَصَابَهُ». چقدر زیباست.

خب، مومن تاسف نمی خورد به چیزی که از دستش رفته، شده دیگر ... وقتی شده یعنی چیزی از من جدا شد رفت کجا؟ رفت آخرت، پول بوده گم شده، مریضی بوده از من گرفته شده، سلامت بوده از من گرفته شده، یک نعمتی بوده از من گرفته شده، فلان کسم مرد، بچه ام رفت، کجا می رود؟ پیش کی می رود؟ پیش خداست چیزی از دست نمی رود در واقع... فقط یک فراقی موقتی یک جدایی هست، تاسف اصلا نمی خورد مومن، نسبت به چیزی که (قبلا این را توضیح دادیم مفصل، «لَمْ يَحْزَنْ عَلَى مَا أَصَابَه‏» اگر هم یک مصیبتی به او وارد شد، کسی که اصلاً اندوهگین نمیشود. «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ» (سوره بقره/آیه 156) این خیلی قشنگ است. ما از خداییم و به سوی خدا بر می گردیم. پس ما در سیستم ظالمانه، در سیستم تبعیض آمیز نیستیم. ما هممون داریم در یک سیستمی زندگی می کنیم که الله طرفدار ماست، اهل بیت، خانواده آسمانی مان طرفدار ماست، خدا با ما راه می آید. اگر گناه کنیم یک برابر و اگر ثواب بکنیم ده برابر می نویسد. و می گوید اگر یک قدم پیش من بیایی من پیش شما ده قدم می آیم. اگر به سمت من راه بیایید من به سمت شما می دوم. کل سیستم از ما دارهد چکار میکند؟ حمایت می کند. یک سیستمش مثل سیستم پدر و مادر در خانواده است، سیستم پدر مادر نسبت به بچه، سیستم چیه؟ پشتیبانی و رحمت و رأفت و رحمانیت و رحیمیتِ توکل سیستم اما فرقش این هست که رحمت خدا بی نهایت است بسبت به ما، این را باید بهش توجه بکنیم...

خب برویم سراغ فرمایش بعدی از وجود مقدس امیرالمومنین (علیه السلام): «اَلأجلُ مَحْتُومٌ والرِّزْقُ مَقْسُومٌ» بببینید چقدر قشنگ ریاضیات خلقت را قشنگ باز میکند برای ما که میگه درست فکر کنید، چه طوری مهندسی فکر ما را تنظیم می کنند، چطوری به ما قدرت می دهند، که ما با یک ریاضیات عالم خلقت بتوانیم ارتباط برقرار کنیم، هماهنگ بشویم با فرمولهای عالم و ریاضیات نظام خلقت، چقدر قشنگ است؟

خب مرگ حتمی است یعنی تردید ناپذیر است، ما در یکی از این روزها به وفات می رسیم و منتقل می شویم به کجا؟ به آنجا. اینکه می گوید حتمی است، یعنی شما باید قبول کنید که همه ی ما یک اجلی داریم. بنابراین مرگ چیز تعجب برانگیزی نیست. الان بگویند فلانی مرد، اِه مرد؟ چرا مُرد؟ بابا خب قانون خلقت است که بمیرد، همه آمدیم «لِدُوا لِلْمَوْتِ وَابْنُوا لِلْخَرابِ» بزایید برای مردن، بسازید برای خراب شدن. اصلاً قاعدهی دنیاست کسی که دنیا را می شناسد دیگه غصه ندارد. فضای دنیاست... مثل اینکه بگوییم اِ بچه از داخل رحم مادر متولد شد رفت دنیا، آره دیگه باید می آمد دنیا دیگه، بالاخره یک دوران رحمی ای بود تمام شد دیگر، حالا باید بیاید در این مرحله جدید وارد شود. ما هم یک دوران رحمی در دنیا، داریم بعد از دوران رحمی از اینجا وارد آن طرف می شویم، هر کسی یک نوبتی دارد، اجلی دارد، البته اجلها هم دست خدا نیست اینکه بگوییم اینکه هر کسی یک اجلی دارد، امام صادق (علیه السلام) میفرماید: اجل ها هم دست خود شماست. خیلی وقتها شما ها اگر عمرتان مثلاً سی سال است صله ارحام می کنید زیاد میشود، صدقه می دهید واقعا زیاد میشود، گناه میکنید واقعاً کم میشود. در روایت داریم تعداد کسانی که عمرشان به وسیله گاه کم می شود خیلی بیشتر از کسانی است که عمرشان به اجل عادی خودشان است، مردم با گناه عمرهای خودشان را چکار می کنند؟ مرتب کم می کنند، بی برکت می کنند عمرهایشان را، ولی اینطور نبوده که این قرار است بیست سال دیگر بمیرد که، ولی بالاخره این خودش یک بی احتیاطی هایی میکند، تصرف هایی میکنددر تقدیرهایش که این اتفاق می افتد، الان وقتی ما می گوییم70% بچه های زیر بیست سالمان اضافه وزن دارند یعنی فست فودی هستند، غذاهای بد دائما در خانه میخورند، خب کی دارد عمر اینها را کم می کند؟ اضافه وزن یعنی چه؟ یعنی بیماریهای قلبی، عروقی، سرطان و انواع بیماری ها، درست است؟ این را کی دارد انجام می دهد الان؟ خدا؟ نه شیوه غلط تغذیه است. ما داریم به بچه هایمان مواد رنگی، پاستیل می دهیم. ژله می دهیم می خورد، اینها می رود در کبد می ماند آنجا، اینها پانزده سال مواد رنگی می ماند آنجا در کبد، پدر کبد را درمی آورد، خب این می شود سرطان میشود مشکلات، کی دارد این کار را میکند؟ ما داریم این کار را میکنیم، خدا خواست این بچه سرطان بگیره بمیره؟ نه... بله اگر مُرد به قدر مرده چون قدر سرطان را ما انتخاب کردیم برایش، طبق قدر باید بمیرد و این میمیرد قدر الهیِ ولی خواست خدا نیست، دقت کنید، خدا نمی خواسته که این بمیرد که، شما خودتان را کشتید این بچه را، شما بایستیم غلط تغذیه این بچه را باعث شدید که اضافه وزن بگیرد، مادر هم جلوی بچه اش را نگیرد. خب بچه نخور این چه شکمیِ که تو الان آوردی در چهارده سالگی، سیزده سالگی این چه هیکلیِ که برای خودت درست کردی، باید لاغر کنی، باید ورزش بکنی سیستم غذایی را باید مادر تغییر بدهد، روغن های مناسب، از گوشت مناسب استفاده کند، تغذیه را درست بکند تا این بچه اینطور نشود، نمی دانم جلویش را که نمیتوانم بگیرم، ولش کن، بزار هرچه میخواهد بخورد و دیگر حریفش نمی شوم. هیچ دیگر همین طوری داره میره این، این نفس دارد این بچه، میرود میرود میخورد بعد می بیند بعدا با انواع و اقسام مشکلات روبرو می شود، خب هر کس نوبتش بیاید میرود دیگر، دیگر تعجب ندارد خب، باید برود دیگر بالاخره، «والرِّزْقُ مَقْسُومٌ» خب رزق هم تقسیم شده است. رزق ها هم تقسیم شده. خدا می گوید من مصیبتها و خوشی های افراد را مساوی تقسیم کردم. «المصائب البین بریه مقسوم السبیعه» مصایب بین بنده ها مساوی تقسیم شده. حالا نوع مصائب فرق می کند و اینکه چه کسی چی را انتخاب می کند اینها همه وقتهای خودمان است... ولی همه مساوی هستند یکی دنیا یکی آخرت یکی برزخ «فلا يَغُمَّنَّ أحَدَكُمْ إبطاؤُهُ» حالا اگر روزی تقسیم شده است قراره بهت برسد. پس هیچکدام از شما بخاطر کند شدن روزی غمگین نشود، بالاخره سهم آرامش می رسد، سهم خوشیات میرسد، سهم بخورت میرسد، سهم هایی هم که داری هم می رسد. یکذره دیر یا زود دارد، مشکل ما این هست که ما برخلاف خدا و اهل بیت که این سیستم را طراحی کرده اند میایم همهی تقدیرها را در کجا میبینیم؟ در مقطع دنیا می بینیم، می گوییم خب حالا نگاه کن اینها خوشند ما خوش نیستیم، نوبت خوشی تو هم میرسد، یک موقع می رسد آن کم دارد و تو بیشتر داری. در روایت داریم وقتی یک عده می روند بهشت، می بینند یک عده ای که در دنیا با آنها بودند یا پایینتر از اینها بودند، یکدفعه یک مقامات خیلی عالی به اینها میدهند که به خدا میگویند چه شد؟ آنها یکدفعه رفتند آنقدر بالا؟ «رَبَّنا إِخوانُنا كُنَّا مَعَهُم في الدُّنيا فَبِمَ فَضَّلتَهُم عَلَينا» خدایا این دوستان و این برادرهای ما در یک جایی بودیم در یک خانه بودیم، خواهرم بود، برادرم بود، شریکم، دوستم بود، همسایه ام بود، جاریم بود، باجناقم بود، یکجا بودیم باهم، چطوری شد الان پرید رفت آنجا؟ خدا می گوید خب این موقع که اینجا بود یک سختی هایی کشید در دنیا که شما آن سختی ها را نکشیدید. مثلاً طرف ماه شعبان را روزه می گیرد، یک کسی دیگر پر خوری میکند و نمی گیرد. رجب هست که یک کسی رجب را رفته اعتکاف، یک کسی شب بیداری دارد، یک کسی میگیرد می خوابد تا صبح، یک کسی به جهاد میرود به زحمت می اندازد خودش را. خدا همه ی اینها را در آن روایت می گوید، می گوید موقعی که شما سیر بودید یک کسی دیگر یک کسانی دیگر گرسنگی می کشیدند، داوطلبانه گرسنه بودند، داوطلبانه کمتر مصرف کردند، موقعی که شما بخور بخورتان بود و اسراف کاریتان بود، هی هزینه کردن بود، و هی فرش و موبایل و مبل و این ماشین را عوض می کردید، اینها یک قناعتی داشتند که هزینه هایشان را فرستادند برای خدا، آخرت، امام زمان ،فرستادند برای آنجا. بالاخره اینها کار کردند، موقعی که شما سیر بودید اینها گرسنه بودند، موقعی که سیراب بودید اینها تشنه بودند، موقعی که شما در امنیت بودید اینها جانشان را به خطر انداختند. یکی نیستید، شما با همدیگر یک جور نیستید. پس ببینید ذیر نمی شود، دعا کردی اجابت نشد. خب نشد که نشد، ذخیره می شود برای آخرت، هزار دفعه دعا کردم اجابت نشد. خب نشد، نشد، ولی ذخیره شد برایت چون خدا دعا را برنمی گرداند، حتما می دهد، می گوید حالا اینجا ندادم آنجا می دهم یا در دنیا بهترش را میدهم، پس بگذار به عهده ی ما. ما تصمیم بگیریم بهتر است. یک دردهایی کشیده که بقیه آن دردها را نکشیدند، یک مریضیهایی کشیده که بقیه نه، سالم بودند، خوش می گذراندند و نکشیدند، خب نوبت شادی تو هم می رسد، عجله نکن. دیگر چه «فإنَّ الحِرْصَ لايُقَدِّمُهُ» تو حرص بخوری آن روز زودتر نمی آید، عجله کنی و حرص و جوش بخوری، با حرص و جوش خوردن زودتر به سمتت نمی آید، منتظر باش ببین کی می رسد برایت ان شاء الله. «وَالعَفافُ لا يُؤَخِّرُهُ» این که می گوییم حالا مصرف نکنم حالا نگه دارم باعث نمی شود نیاید می آید، اگر قرار است بیاید، می آید، نمی توانی بگویی عفت پیشگی کنی، بگویی حالا نمی خوامش نیاید، می آید... رسیده، می آید، به موقع دستت می رسد. خب حالا مومن این وسط چکاره است «والمُؤمِنُ بالتَّحَمُّلِ خَليقٌ» مومن این وسط شایسته است فقط باید تحمل داشته باشد، صبر داشته باشد، تحمل بکند، بی تابی نکند، جزع و فزع نکند، عجله نکند، هی فشار نیاورد بگوید خدا پس چه شد چه شد جه شد؟

امروز جایی بودیم یک خانمی مثلا خانم 70 – 80 ساله ای بود، نمی دانم خدا می بیند این وضعیت شیعیان در یمن، آمریکا، را می بیند، عربستان را میبیند، چرا کاری نمی کند؟ شوهرش مرد حکیمی بود آن هم یک فرد کارگر بازنشستهای که 80 – 90 ساله بود، گفت خانم مگر صدام نبود، مگر شاه نبود، مگر سادات نبود، مگر مبارک نبود، مگر قذافی نبود، همه را خدا هلاک کرد. نوبت اینها هم می رسد. بگذاریم خدا خودش کارش را بکند، ما باید دعایمان را بکنیم، تلاشمان را بکنیم، ولی خدا کار خودش را می کند، عجله نکنیم، بی تابی نکنیم این باعث می شود که ما یک زندگیِ کاملا آرام و یک زندگی شاد داشته باشیم.

آنکه بالای سرماست ما را از خودمان بیشتر دوست دارد و ما را به بلندای جاودانگی که خلقمان کرده به بلندای ابدیت دوستمان دارد. پس بگذاریم هر چه که خودش میخواهد ما را برساند، ببینیم کجا قرار است به ما برساند، خدایا سهم خوشی هایمان، سهم آرامشمان، سهم عشقمان، سهم دلدادگی هایمان، سهم تفریحمان... اینها را کی به ما می دهی؟ می گوید بهت می دهم دیگر، برایت در نظر گرفتم بهت میرسانم... (صلوات ختم بفرمائید)

دو فرمایش خیلی زیبا دارد امیرالمومنین (علیهالسلام) یکی میگوید: «إذا لم يكن ما تريد فلا تبال كيف كنت» اگر اوضاع آنطوری که تو می خواهی نیست ناخوشنود نباش. در بحث رضا اینها را توضیح دادیم، عزیزانی که در این بحث کار دارند حتماً بحث رضا و بحث شکر مراجعه کنند این دوتا خیلی کمکشان می کند، بحث شکر و رضا آنجا مفصل اینها را توضیح دادیم. اگر اوضاع آن طوری که تو می خواهی نیست «إِذا لم يكن مَا تُرِيدُ» اگر آنی که تو می خواهی نیست اوضاع، خب نسبت به آنکه داری ناخوشنود نباش. ما نمی دانیم شاید برای ما خیلی خیلی بهتر باشد. ما چه می دانیم. ما واقعاً نمی دانیم چه میشود بعدا، بگذاریم هرچه خودشان دلشان می خواهد تصمیم بگیرند این قشنگ است...

یکی دیگر از این بهتر میفرماید: «إِذا لم يكن مَا تُرِيدُ فأرد مَا يكون» آنکه هست همین است دیگر باشه با همین کنار می آیم. شوهرت است، زنت است، بچه ات است، مادر شوهرت است، زندگی اقتصادی ات است، خدایا این است برایم رقم خورده، باشد در اثر تقدیر تو بوده، خودم کردم، باشد همینی که هست را با آن کنار می آیم، این خیلی مهم است، اگر بنده قبول کند که با همانی که هست کنار بیاید آرامشش را حفظ کند. بگوییم آقا پس تلاش چه می شود؟ نه آدم اگر می تواند در یک جهتی تلاش بکند تلاش بکند، ولی من بابایم را می توانم عوض کنم؟ نه نمی توانم سنش بالاست نمی توانم تغییراتی در او ایجاد بکنم، شخصیت بابایم را نمی توانم عوض بکنم، اگر این بابایم نباشد یکی دیگر بابایم باشد، این زنم نباشد یکی دیگر زنم باشد، این شوهرم نباشد یکی دیگر باشد، این است الان، این بچه من است با این خصوصیات، از زن خودم و همسرم گرفته شده. خیلی خوب همینِ که هست، یک موقع من از شغلم راضی نیستم، بعضی ها می آیند می گویند نمیرویم اضطراب داریم، از شغلم بدم می آید، این کار، کار خیلی بدی است، آدم بیکار ملعون می شود پیش خدا، نه سر همین کار بد باید بروی، تحمل هم بکن ولی با آرامش به فکر تغییر چه باش؟ شغلت، یک شغل بهتر را اول پیدا کن بعد از این شغل برو شغل دیگر. بله الان داری درس می خوانی از رشته ات خوشت نمی آید ولی خب تو الان بالاخره 7 ترم خواندی 2 ترم مانده باید تمامش بکنی دیگر، کنار بیا با آن تمامش کن لیسانست را بگیر برو سراغ یک رشتهی دیگر، یک جاهایی میشود تلاش بکنی خب تلاش کن یک جاهایی نمی شود آنی که هست را بخواهی دیگر. هی غر نزن، نق نزن. ما چه می دانیم پشت صحنه چه هست، شاید حق ما لیاقت ما همین است و همین هم برای ما بهتر است، قرآن می فرماید: «...فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا» (سوره نساء/آیه 19) چه بسا شما از همسرتان خوشتان نیاید ولی چه بسیار موقع هایی است که شما از چیزی بدتان می آید و خداوند در آن چیزی برای شما چه قرار داده؟ خیر کثیر قرار داده، ما واقعاً نمیدانیم، اجازه بدید که این اتفاق بیفتد، واقعا ما نمیدانیم چه میشود. خب پس همانی که هست را بخواهیم. خدایا الان برای من این رقم خورده، خیلی خوب همین را نگه میداریم با شیرینی، همین را میخواهم. «اذا لم یکن ترید فلا تبلوا کنت» از وضعیتی که داری ناخشنود نباش، این یک. دومیاش چه بود؟ «إِذا لم يكن مَا تُرِيدُ فأرد مَا يكون» آنی که هست را بخواهی، همانی که هست را بخواهی، بگویی با همین میروم جلو.

آخرین فرمایشم باز وجود مقدس امیرالمومنین (علیه السلام) میفرماید: خداوند تبارک وتعالی میفرماید که «عَجِبْتُ لِمَنْ يُؤْمِنُ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَنُ» خود خدا میگوید: من تعجب میکنم از کسی که ایمان به قدر و اندازه ها دارد بعدش هم غصه می خورد. چرا آنقدر، در این همچین سیستمی غصه خوردن جاییی ندارد. خدا می گوید من تعجب می کنم از این آدمی که میافتد غصه می خورد، غصه چیز خوبی نیست. حضرت فرمود: «من ختم کان للغم اهلا» یادتان نرفته اینها که از امام کاظم (علیهالسلام) کسی که غصه بخورد لیاقتش هم همان غصه خوردن است. خوب نیست ما غصه بخوریم برویم این لیاقت را انتخاب بکنیم... فرمایش بعدی هم باز از امام صادق (علیه السلام) در همین رابطه است «ان كانَ كُلُّ شَى‏ءٍ بقضاءٍ مِن اللّهِ وَ قَدَرِهِ فَالْحُزْنُ لماذا» اگر هر چیزی به نتایج و اندازههای الهی است، غصه خوردن دیگر چه معنایی دارد. من در تقدیرات الهی دارم حرکت می کنم نسبت به توان خودم، تلاشهایم را دارم میکنم یک تقدیراتی هم از بیرون دارد انجام میشود، مجموع اینها برآیند اینها مثل فیزیک می ماند، برآیند اینها یک نتیجهای میدهد، خب هرچه شد شد، شما در فیزیک می گویید چه؟ اگر ما یک شیء را بیندازیم بالا این وقتی میآید، دیدید یک برگی را همینطوری تاب میخورد تا می آید به زمین، این هر تابی که می خورد هر یک سانتی که میرود این ور و آن ور از بیرون دارد دائما بهش چه وارد میشود؟ نیرو... که این هی تاب می خورد، این تاب ها که الکی نیست که. قانون اینرسی و قانون لختی می گوید هیچکدام از حرکتها بیهوده و تصادفی نیست، خب این هی تاب میخورد اینطوری می شود آنطوری بعد می آید می آید تا یک جایی می افتد، مجموعه ی نیروهایی که به این وارد شده، تغییرات است. هی قدرهای مختلف می آید روی این برگ سوار می شود تا برگ یک جایی می آید پایین آرامش پیدا می کند. «ان كانَ كُلُّ شیٌ بِقَضاءٍ مِنَ اللّه ِ وقَدَرِهِ فَالحُزنُ لِماذا» دیگر غصه برای چه باید آدم بخورد، هرچه که می خواهد بشود، ما در این دستگاه سرمان کلاه نمیرود، ما در این دستگاه نمیبازیم، ما در این دستگاه از سهممان کم نمیشود. دستگاه اساساً به نفع ما لذت ما جاودانگی ما حیات ابدی ما طراحی شده. حالا ممکن است در این بخش رحمی ما یک خورده آسیب هم ببینیم ولی همهی زندگی در این رحم دنیا نیست. قرار نیست ما همش در این اینجا باشیم که ما خدا را شکر الحمدالله الحمد الله از اینجا میرویم به جایی که بینهایت از اینجا زیباتر است، کاملتر است، شیرینتر است، بهتر است، مهربانی خدا هم آن طرف بیشتر است. فرمود: من 99% رحمتم را گذاشتم آن طرف به بنده هایم بدهم، خب این از این...

ماه شعبان هست حتماً خواهش می کنم یک وقتی هر روز بگذارید ترجمهی مناجات شعبانیه را بخوانید. در مناجات شعبانیه یک جمله ای دارد: اینجا که خدایا اگر تو فضیحت مرا می خواستی تا الان هدایتم نمی کردی خدایا من به محبت تو، لطف تو بعد از مرگم بیشتر احتیاج دارم و چگونه نا امید شوم برای بعد از مرگم، در حالیکه در حیاتم... «وأنتَ لَم تُوَلِّني إلَا الجَميلَ في حَياتي» خدایا تو جز قشنگی در حیات با من رفتار نکردی، من چگونه برای آن طرفم نگران باشم که تو را دارم، من تورا دارم با مهربانیهای قشنگی که داری، با لطفی که داری من در دنیا می بینم، تو دائما به من لطف می کنی محبت می کنی، دائما برای من تقدیرات قشنگی را رقم زدی، غم هایش را، مریضی هایش زا، سرطان هایش را، آنهایی که به من دادی قشنگ بود، دردی که به من دادی قشنگ بود، وقتی تو داری در دنیا به این قشنگی با من رفتار می کنی برای چه من نگران شوم، من چه نگرانی برای بعداز وفاتم دارم وقتی خدا می گوید غصه ها مشکلات مریضی ها به عشق شما دادم بهتان دادم بهتان که بروید بالاتر، دادم بهتان که پخته تر شوید، دادم بهتان که اسم بگیرید، که کفارتون هست، درجات آخرتی تون هست دیگه لطفهایش چه هست.... مولانا می گوید چه؟ عاشقم بر لطف و قهرش به جد ای عجب من عاشق این هر دو ضد... هم لطفش را دوست دارم هم قهرش را چون قهرش هم لطف است ... شما یک مادر دیدید قهرش برای بچه لطف نباشد؟ بابا اگر ناراحت می شود، مادر اگر ناراحت می شود اگر اضطراب دارد اگر داد میزند سر بچه که حتی ممکن است تنبیهاش هم بکند، از روی لطفش، برایش خوب است، لازم است، از روی کینه نیست، خب خدا هم همینطور، این مناجات را حتما برایش وقتی بگذارید، مناجاتی است که فرمود همهی ائمه میخواندند آن را، خدا رحمت کند امام (سلام الله علیها) من ندیدم مناجاتی که بگویند همهی ائمه میخواندند. آنرا،حتما یک وقتی برایش بگذارید 20دقیقه یک ربع یک خلوتی ایجاد کنید که با کسی ارتباطی ندارید همینطوری تنهای تنها هم باشید خیلی بهتر است،چقدر هم قشنگ است با الهی شروع میشود. الهی گفتیم که یعنی چه؟ یعنی عزیزم عشق من، اله یعنی دلبر، الهی الهی الهی. چقدر خوبست که آدم میتواند با خدا اینطوری حرف بزند، چقدر قشنگ است که خدا به ما اجازه داده آنقدر باهاش صمیمی بشیم ، شما بروید پیش یک آدم بزرگ بروید پیش یک آدم مهم، جرأت داری با اسم کوچک صدایش بکنی، جرأت داری بگویی عزیزم قربانت بروم، اینطوری می توانی با او حرف بزنی؟ نمی توانی، ولی خدا میگوید وقتی بامن حرف می زنی عاشقانه صدایم کن، من را به خودت انتصاب بده، بگو ربی ربی چقدر قشنگ است این کلمه، رب خودم، مال من رب العظیم، ربی الاعلی، الهی الهی الهی. چقدر در این مناجات این کلمه تکرار شده، الهی الهی الهی خب وقتی کسی با این عاطفه با خدا حرف بزند خیلی قشنگ است و از همه مهمتر آن لحظه ای است که تو نشستی، لحظهی باشکوهی که می بینی که در اینجا از خصوصیت های بدنی و جنسیت فاصله گرفتی الان به عنوان یک زن یک مرد یا یک رئیس پایه است یا یک کارگر یا یک کارمند نیستی، رفتی در اتاق در را بستی به عنوان چه خلوت کردی با خدا؟ وصال به عنوان یک انسان خلوت کردی بعدا می بینی که او هم تو را به خلوت پذیرفته چون فرموده تا ما نپذیریم کسی به این خلوت راه نمی آید بعد موجبات این خلوت را برایت فراهم کردیم اجازه داده با او حرف بزنی، «وَ مِن أعظمِ النِّعَمِ علينا جريانُ ذكركَ علي اَلسِنتنا» امام سجاد (علیه السلام) به خدا می گوید: خدایا از عظیم ترین نعمتهایی که تو به ما دادی اجازه دادی که اسمت به زبانمان بیاید، والا شما بروید هشت میلیارد جمعیت روی کره ی زمین هست چند نفر اجازه دارند اسم الله به دهانشان بیاید؟ نمی آید، اسم الله راحت نمی آیدف اسم الله راحت به دل و ذهن کسی نمی آید، هرکسی به حوس شکار خدا در خلوت نمی رود چون وقتی انسان تصمیم می گیرد خدا را شکر کند یعنی به شکار خدا درواقع در بیاید خیلی تبعش خیلی قشنگ بوده که تصمیم گرفته به خلوت با خدا برود، یک کسی که در دلش نمی آید به خلوت غیب برود، به خلوت معصوم برود به خلوت الله برود یعنی بی سلیقه است. با جهنم ها با این شئون پایین انس دارد، با ارتباطات فوق عقلانی راهی ندارد، وقتی کسی طمع همچین چیزی بزند به سرش که همه چیز و همه کس را قال بگذارم شبی، نصف شبی، سحری در خانه ای خلوتی روزی عصری من و خدا خیلی قشنگ است، این خیلی آدم خوش سلیقه ای است. طبعش خیلی بلند است که می تواند برود بنشیند روی سجاده می تواند برود بایستد به سجاده ولی عزیزان هروقت ایستادی به سجاده مهمتر از ادامهی کار این است که می فهمی تو روی سجاده ای. این را دقت کن بفهم که راهت دادند، اگر نشستی در مسجد ببین که در میکده راهت دادند. پس دوستت دارند که آمدی تا اینجا، اگر آمدی در این مجلس بدان دوستت دارند، بدان لیاقتش را داشتی که بیای بنشینی پس خدا را شکر کن، خدایا شکر که من را راه دادی شکر که مرا پذیرفتی خدایا شکر که مرا دعوتم کردی. اصلاً این حس که من الان روی سجاده ایستادم این حس که من الان در رکوع هستم. این حس که الن من در سجده هستم، سجده گفتیم یعنی چه؟ امام صادق فرمود: سرگذاشتن روی پای خدا، تصور کن وقتی در سجده ای سرت روی پای خداست خیلی قشنگ است که اجازه دادن سرترا روی پایش بگذاری خیلی آدم باید شکر بکنه خیلی باید بفهمد که کجاست، نباشد که خدای نکرده سالها از این کارها کنیم غر هم بزنیم، خیلی بد است، اگر اجازه دادند شنگولی کن بگو خدایا شکر که راهم دادی بالاخره در این 24 ساعت چند دقیقه به من اجازه دادی بیایم پیشت. ان شاءالله بروید به خلوت مناجات شعبانیه، از آن کاملاً استفاده بکنید. خیلی حیف است که ماه شعبان چون مقدمه ای است برای ضیافت الهی حتما قدر بدانید.

خب 2- 3 تا بحث هست که در برنامههای اکثرتان نوشتم ولی آنهایی که جدید هستند این چند تا بحث را حتماً کار کنند تا قبل از ماه مبارک: یکی کتاب آشتی با امام زمان. یکی ما و مام زمان، (سی دی اش)، یکی هم مراقبتهای ماه مبارک. قبل از ماه مبارک کار کنید بخصوص مراقبتهای برای شب قدر نیاز دارید الان باید کار بکنید چون شب قدر شب اندازه است. می خواهید یک اندازهی بیش از هزار ماه را دریافت کنید باید آمادگی اش را داشته باشد سینه تان که این قدر بیش از هزار ماه بیاید در سینه شما در قلب شما ظرفیتش را ایجاد بکنید نه اینکه بماند بماند برای شب قدر، غافلگیر شویم و آماده هم نباشیم فکر کنیم که یک مفاتیح 4 کیلویی بگذاریم زیر بغلمان بدویم برویم یک جایی بنشینیم و چیزهایی بخوانیم که نمی فهمیم اصلا چی هست، نه یک ذره آماده تر بشویم که بدانیم که آن قدر ها را باید در یافتش بکنیم. پس برایش یک وقتی بگذاریم، نکته ی آخر این است که ان شاء الله امسال قرار است برای وجود مقدس امام زمان طبق سنوات گذشته یک سلسله فعالیتهای بین المللی و داخلی انجام بدهیم. برای معرفی حضرت به زبانهای مختلف از طریق های مختلف انشاءالله و مثل سال گذشته به کمک های شما احتیاج داریم. آنهایی که حال هر چقدر عشق دارند به امام زمان، حتما با موسسه ارتباط داشته باشند کمکهایشان را بدهند که ما بتوانیم انشاءالله برای نیمه شعبان یک کار جدی و جهانی انجام بدهیم و بتوانیم حضرت را انشاءالله به همهی دنیا زیباتر و قشنگ تر معرفی بکنیم.

پنج مرتبه دعای با همدیگر پنج مرتبة آیه «امّ یجیب..» را می خوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدّس آقا امام زمان (علیه السلام) و رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از کشور خودمان، سلامتی رهبرمان، نابودی دشمنان مان، شفای مریضان؛ خیلی از مریضان سفارش کردند همه را در نظر داشته باشید بخصوص مریضان منظور و مریضان خودتان و بیماران خودتان. به نفس پاک شما عزیزان خیلی احتیاج دارند با حضور قلب. اموات را مومنین، مومنات، مسلمین و مسلمات، بی وارثان و بدوارثان یاد می کنیم و برای حاجات خودمان.

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم: «اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ» (5 مرتبه)