« به نام خدا»
بحثمان درباره ی روشهای علمی درمان غم پایان پذیرفت و الان در مورد درمانهای اعتقادی می رویم هر چند همان درمانهای علمی هم جنبه ی اعتقادیش زیاد بود، یکی از چیزهایی که غم را بر طرف می کند، ایمان هست، ایمان در ذاتش هر جا که باشد آرامش و شادی را تولید می کند، اگر نتواند شادی و آرامش را تولید کند یعنی جنسش، جنس ضعیفی هست، مثل مثلاً توقعی که شما از یک اتومبیل خوب دارید بعد می روید یک اتومبیل ضعیفی را تهیه می کنید می بینید که اصلاً در شهر یا در جاده نیاز شما را تأمین نمی کند، خُب می گوییم مشکل از جنس ماشین هست، ماشین، ماشینِ ضعیفی هست، آن چیزهایی که من می خواهم را تأمین نمی کند، ایمان در ذات خودش همیشه تولید شادی و آرامش دارد اگر یک کسی با ایمانش شاد و آرام نشد، باید به جنس ایمانش شک کند، و سعی کند که جنس ایمانش را تقویت کند آیه اش را هم بخوانیم می فرماید: « فَمَن آمَنَ و اَصلَحَ فَلا خوفٌ عَلَیهِم و لا هُم یَحزَنون» سوره ی انعام آیه ی ۴۸، « اِن الذین قالو ربُنَالله ثُمَ الستَقامو فلا خوفٌ عَلیهم و لا هُم یَحزَنون» این هم سوره ی احقاف آیه ی ۱۳ بود من همان آیه ی ۴۸ سوره ی انعام را ترجمه می کنم، هر کس ایمان بیاورد و اصلاح کند خودش را این حتماً ترس ندارد، اضطراب ندارد « وَ لا هُم یَحزَنون» این طور افراد غمگین هم نیستند، به حُزن هم نمی رسند، این فقط مربوط به آخرت نیست، بر خلاف بعضی از نظرات که این را فقط مربوط به آخرت می دانند، فقط مربوط به آخرت نیست، کسانی که گفتند خداوند پروردگار ماست و استقامت کردند « فلا خوفٌ علیهم و لا هم یَحزَنون» اینها هم ترس و اضطرابی ندارند و غمی هم ندارند، این « رَبُنالله ثُمَ الستقامو» یعنی چه؟ چون قبلاً گفتیم قیمت هر کس به رب اوست، رب یعنی مالک مدبر، کسی که تدبیر می کند، به معنای واقعی انسان یک رب بیشتر ندارد و آن «رب العالمین» هست، یعنی همانی که دارد همه ی عالم را اداره می کند، همه ی عوالم را، چه عوالم ماده، چه عوالم ملکوت و جبروت و بالاتر را اداره می کند، همه ی عوالم دست یک نفر هست و یک نفر مالک و مدبرِ همه ی عوالم هست « رب العالمین» این کلمه، کلمه ی خیلی سنگینی هست، یعنی نمی شود در خطاب، وقتی که می خواهی به یک کسی چیزی بگویید، خیلی سنگین هست، یعنی یک کسی هم همه ی عوالم را خلق می کند خودش، و هم خودش مالکش هست، آفریده و مالکش هست، و هم همه آن را اداره می کند، یعنی از یک اتم به پایین تر شما بگیرید تا بزرگترین سیارات و کهکشانها و کیهانها که اینها خودشان در مقابل عوالم بالاتر یک عدد بیشتر نیستند هیچ به اندازه ی به قول حضرت مثل یک حلقه در یک آسمان وسیع هستند، همه ی اینها را الله دارد اداره و تدبیر می کند، غذا و خوراک و تغذیه، حرکت و هدف، مرگ و حیات، همه چیز ذرات عوالم را یک نفر دارد تأمین می کند و آن حق تعالی هست، « رب العالمین» قیمت هر کس به مربی اوست، به اینکه تحت ربوبیت چه کسی رشد می کند، همانطور که شما در امور دنیایی هم می بینید یک کسی بگوید که استاد من فلان استاد هست، من فلان دانشگاه درس می خوانم، در دانشگاه های معمولی که درس نخواندم، در بهترین دانشگاه ها درس خواندم، بهترین دانشگاه فلان کشور درس خواندم، بهترین دانشگاه کشور خودم درس خواندم، زیر نظر فلان استاد کار کردم، این می خواهد نشان دهد که من از یک تخصص و یک آمادگی بیشتری برخوردار هستم « رب العالمین» شما وقتی که به « رب العالمین» به «الله» می گویید « یارب» خیلی افتخار دارد، خیلی درش شوریدگی، لذت، اعتماد به نفس دارد، یک کسی که می گوید ربِ من « الله» تبارک و تعالی هست، «اللهُ ربی» الله تبارک و تعالی ربی، خیلی افتخار دارد، این شخص کاملاً اعتماد به نفسش به جاست، مگر اینکه نه یک نفر واقعاً توجه نداشته باشد که الله ربش هست، آنوقت وقتی که با چهار تا آدم ضعیف مثل خودش برخورد می کند اعتماد به نفسش را از دست می دهد، یعنی زود الگو پذیر می شود از دیگران، زود حرفهای سبک زندگی دیگران را می گیرد در حالیکه حواسش نیست وقتی که دارد سبک زندگیش را از یک کسی یا از ماهواره یا از اینترنت یا از فلان شاعر، فلان فیلسوف، فلان خواننده، فلان ورزشکار، از اینها سبک زندگی می گیرد نمی فهمد که قیمت خودش را یک دفعه از الله انداخته پائين تا به حدِ صفر رسانده، متوجه نمی شود می گوید مثلاً بگذارید من سبک زندگی این آدم را بگیرم، وقتی شما سبک زندگی یک کسی را می گیرید، به همان اندازه قیمت پیدا می کنید هر کس که می خواهد باشد، یک کسی که الله را رب خودش می داند، این خیلی اعتماد به نفس و قدرت روحی دارد یعنی این به هیچ وجهی اثر پذیری ندارد، که یک کسی بتواند بیاید بیخود یک چیز غیرتخصصی و غیر علمی را به او قالب کند، می داند که اگر دین را اجرا می کند و متدین هست این دین، تخصصی ترین روشی هست که سازنده ی همه ی عوالم عالم برای او پیشنهاد داده است برای همین این را علمی ترین شیوه می داند، با اینکه چهار نفر بیایند در ماهواره و سَرِ دانشگاه و بیایند فلان کلاس، و فلان مجلس مسخره اش کنند یکدفعه اعتماد به نفسش را از دست بدهد بعد بگوید که من دیگر نمی توانم دفاع کنم از این حرفها، این نشان می دهد که اصلاً دینی هم که خودش گرفته است را تقلیدی گرفته است روی فکر نگرفته است، آقا حجاب چه هست بگذارش کنار، این اُمل بازی ها چه هست؟ بعد یک دفعه مثلاً می گوید اینها خیلی آدمهای روشن فکری هستند، اینطوری گفتند مثلاً ما هم خودمان را با اینها هماهنگ کنیم، یا اینکه می گوید نماز چه هست؟ دیده اید بعضی ها اینطوری می گویند یک جایی می روند رویشان نمی شود قوانین پیشرفته ی خدا را رعایت کنند، این نشان می دهد که اعتماد به نفس ندارند، اصلاً باور نکردند که دینی که به آنها داده شده است تخصصی ترین روش برای خوشبختی دنیا و آخرت هست، برای همین زود خودشان را می بازند، یعنی از همین تهران بخواهند بروند کیش زود یک طور دیگر می شوند، بروند دُبی یک طور دیگری می شوند، بروند خارج از کشور یک مرام دیگری دارند چرا؟ چون آن چیزی که به ایشان داده شده است را قدرش را نمی دانند، در تعریف پیغمبر (ص) قرآن چه می گوید؟ می فرماید: « آمنَ رَسولُ بما اُنزَلَ علیه» پیامبر (ص) آن چیزی را که به خودش نازل شده است را خوب باور کرده است، ایمان آورده به آن یعنی می داند که این بهترین روش هست، برای همین فرمود اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار بدهید هرگز دست از دعوتم بر نمی گردم، چون اعتماد دارد، یک مؤمن استحکام شخصیتی دارد، باور دارد نسبت به مرام خودش، نسبت به مَنِش خودش، نسبت به شخصیت خودش، اینطوری نیست که زود در یک جایی چهار نفر حرف بزنند، وقتی چهار نفر می آیند به دین خدا اعتراض می کنند، هر چند ممکن هست که من فلسفه ی همه ی دستورات الهی را ندانم ولی وقتی یک نفر به دین خدا اعتراض می کند صریح می فهمم که او آدمِ جاهلی هست، آدمی هست که نمی فهمد که به خدا اعتراض می کند، یک آدمی هست که خودش را فهمیده تر از خدا و همه ی انبیاء می داند، حالا با جاهل چطور باید برخورد کرد؟ یک کسی که جاهل هست ولو اینکه پروفسور هم باشد ولی آدم جاهلی باشد چون قبلاً هم گفتیم که علم با جهل جمع می شود، ولی عقل با جهل جمع نمی شود، می تواند آدم با سواد باشد، فیلسوف باشد یا پروفسور باشد ولی آدم احمقی باشد، آدم جاهلی باشد، علم، اطلاعات هست، عقل درایت و فهم است، عقل ما به ما چه می گوید؟ می گوید که این خدایی که همه ی این عوالم را آفریده و همه ی این دانشمندانی که پُز دانششان را می دهند دکترا و مهندسی و مدارک دیگرشان را به کسان دیگر می دهند اینها رفته اند یک قطره ای از اقیانوس بی پایان علم خدا را یک جا مطالعه کردند آن هم تازه معلوم نیست مطالعاتشان هم دقیق باشد یا نه، یک مدرکی هم در یکی از این دانشگاه ها به اینها دادند و گفتند که شما آقای دکتر هستید، شما آقای مهندس هستید و شما چنین و چنان هستید، در مقابل علم خدا هیچ نیست، و یک کسی که علمش در مقابل علم خدا « رب العالمین» خالق این سیستم، نظام و همه ی نظام ها هیچ هست بیاید بنشیند خدا را به باد انتقاد بگیرد، و دستورات خدا را نقد بزند خُب این اصلاً خیلی بچه گانه و احمقانه است، کار احمقانه ای هست، لذا یک فرد مسلمان وقتی که دین را دریافت می کند می داند که دین را از تخصصی ترین و علمی ترین مرجع در عالم دریافت می کند برای همین کاملاً این را باور دارد، و اگر یک کسی آمد به او اعتراض کرد می فهمد که او آدم جاهلی هست، مدام چرا دارد، نماز چرا؟ روزه چرا؟ حجاب چرا؟ خمس چرا؟ زکات چرا؟ چرا موسیقی حرام نه، چرا لقمه ی حرام نه، چرا روابط زن و مرد آزاد نباشد، چرا چنین و چنان باشد؟ خُب «الله» من را برای یک هدف بسیار والایی خلق کرده است، البته ما همانطور هم که در مباحث انسان شناسی هم گفتیم اگر یک کسی خودش را بشناسد به تمام چراها می تواند کاملاً جواب بدهد چیزی برای ما مجهول نیست، ولی حالا آمدیم و ندانستیم شما وقتی که می روید پیش یک پزشک، به پزشک می گویید که چرا برای من این دارو را نوشتی؟ نه، جرأت می کنی بپرسی از پزشک، می گوید اصلاً برو بمیر، می خواهم اصلاً زنده نمانی، من پانزده، بیست سال رفتم درس خواندم خُب می فهمم که برای تو چه می نویسم، شما مگر حق دارید که اصلاً از من بپرسی که برای چه نوشتی؟ یا به دکتر بگوید که تا من ندانم که برای چه این قرص و شربت و آمپول را نوشتی انجام نمی دهم، خُب انجام نده، برو بمیر به سلامتی، آنوقت وقتی به خدا می رسد می گوید که من که نمی فهمم، می گوید من که این دستورات خدا را نمی فهمم، من فلسفه ی این را نمی فهمم، من تا نفهمم برای چه انجام دهم، این اصلاً از نظر من معقول نیست، معقول با کدام عقل؟ عقل شما که هیچ است؟ یعنی شما با عقل فسقلی خودت می خواهید «رب العالمین» را نقد بزنید دستوراتش را مثلاً زیر سئوال ببرید؟ اگر یک کسی باور کرد که وقتی دین را پذیرفته است تخصصی ترین، علمی ترین، دقیق ترین دستور را پذیرفته است هیچ وقت در هیچ شرایطی ضعف پیدا نمی کند، اعتماد به نفسش را از دست نمی دهد، حالا دقت کنید: « انَ الذین قالوا ربنُالله» کسانی که گفتند رب ما الله است، ربُنا مالک مدبر ما الله است، «ثُم الستَقاموا» چه کار کردند؟ روی این ایستادند استقامت کردند و به هیچ وجه تحت تأثیر وزوزها و غُرغرها و نق نق های دیگران قرار نگرفتند، که زود مثلاً دینشان را رها کنند، حجابشان را رها کنند، تقوایشان را رها کنند، منششان را رها کنند، تحت تأثیر آدمهای ضعیف قرار نگرفتند، گفتند که شماها اشتباه می کنید که به دین من اعتراض می کنید، به دین خدا اعتراض می کنید، شماها متوجه نیستید، اینها اگر ماندند اینطوری استقامت کردند، شُل نشدند، سست نشدند، رنگ نگرفتند در اجتماع، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو از این مزخرفات نگفتند این شخص « لا خوفٌ علیهم و لا هُم یَحزنون» اینطور آدمها هیچ وقت اضطراب ندارند، غصه هم هیچ وقت نمی آید به سراغشان، یک کسی که روش خودش را باور کرده باشد، روی منش خودش و روش خودش ایمان داشته باشد و استقامت کند، ایمان اینگونه انسان را قوی می کند و نمی گذارد انسان به اضطراب و ناراحتی، به ترس، به غم بیافتد، باز قرآن می فرماید: « وَ لا تَحِنو و لا تحزنو و انتمُ ...» سوره ی آل عمران آیه ۱۳۹، هیچ وقت سست و غمگین نشوید شما همیشه برتر هستید در مقابل سایر مردم، اگر مؤمن باشید « ان کُنتم مؤمنین» اگر شما مؤمن باشید یعنی باور کرده باشید « الله» را «رب العالمین» را پیامبر (ص) را باور کرده باشید که واسطه ی الله با شماست، قرآن را که تخصصی ترین کتاب عالم هست تا قیامت هم کتابی بالاتر از آن نخواهد آمد، باورش کرده باشید، باور کرده باشید که هر کس در دنیا هر رتبه ای و هر ارزشی دارد این ارزش را از چه کسی می گیرد؟ از خدا می گیرد، یک کسی بگوید من پروفسور هستم، من متخصصم، من چنین و چنانم، من من می کند این مَنِ شما از کجا آمده است شما رفته اید در یکی از این دانشگاه ها با فرضیه و سعی و خطا یک چیزی از این مخلوقات خدا را گرفته اید در یک رشته ای، یک چیزی، یک اتمی، الکترونی، فیزیک دانها اینگونه هستند دیگر با ماده سر و کار دارند، یا گیاه شناسها و حیوان شناس ها، بدن شناس ها، پزشکها، مهندس ها، همه اینها همین گونه هستند دیگر، یک قطعه ای، یک بخشی از میلیاردها، بخشی از تجلیات بی نهایت خدا را در دانشگاه مطالعه کردند حالا چهار تا تحقیق کردند، چهار تا نتیجه گرفتند، به اینها یک لیسانسی، یک ارشدی، یک دکترایی دادند پس شما پُزتان به چه هست؟ در مقابل خداوند اینقدر باد نخوت و تکبر می اندازی روی دماغت، یعنی شما علم و شعورتان از خدا بیشتر هست؟ خدا منشأ علم هست، « قُل انَمَل علمُ عندالله» بگویید همه ی علم نزد خداست، خدا منشأ علم هست، آنوقت شما با این سوادتان می خواهید با خدا درگیر شوید، اگر یک کسی ایمان آورد که وقتی با خدا در ارتباط هست، با پیامبر(ص) در ارتباط هست، با قرآن در ارتباط هست، با خانواده ی آسمانی اش و معصومین (ع) در ارتباط هست، تخصصی ترین علوم عالم در دستش هست، اصلاً شل و سُست نمی شود، در مقابل کُفار، در مقابل فاجرها، در مقابل آدمهای بی دین، در مقابل آدمهایی که ضعیف هستند به هیچ وجه اعتماد به نفس خودش را از دست نمی دهد، به هیچ وجه شل نمی شود، به هیچ وجه رنگ نمی بازد، به هیچ وجه یکدفعه رها نمی کند دینش را برود مقلد آدمهای ضعیف بشود، مرامهای غلط، سبک زندگی جهنمی را در پیش بگیرد، هیچ وقت شل نیست، ببینید که قرآن چقدر زیبا می گوید این خداست که با ما حرف می زند یک الله ایستاده پشت بنده اش و می گوید که شُل نشوی « ولا تَحِنوا» سست نشوید در مقابل کفار و فاسق ها، در مقابل نِق زنها و غر زنها، در مقابل آدمهای تنبل و بی حوصله، که حال حرکت انسانی ندارند و فقط خودشان را یک حیوان می بینند که فقط تمام آمال و آرزوهایشان یا کمالات جمادی هست، یا کمالات نباتی هست، یا کمالات حیوانی هست، در مقابل اینها اصلاً شُل نشوید، اعتماد به نفس خودتان را، شخصیت خودتان را نبازید قوی باشید، « و لا تَحزَنوا» غصه هم نخورید اصلاً من پشت شما هستم، خدا می گوید که من پشت شما هستم، « اَنتُمُ ال؟» شما خیلی برتر هستید، این برتر بودن هم تخصصی هست، تعصبی نیست، دقت کردید، یک موقعی هست که مثلاً یک کسی هست که می گوید مثلاً ما ترکها برتر هستیم، یکی می گوید ما لُرها برتر هستیم، یکی می گوید ما اصفهانی ها، یکی می گوید ما شیرازیها، یکی می گوید ما ایرانیها، یکی می گوید ما افغانی ها اینها دلیلی برایش نیست، برتری باید دلیل داشته باشد، تخصص پشتش باشد، علم پشتش باشد، ولی قرآن وقتی که می گوید شما برتر هستید، به چه دلیل شما برتر هستید، چون شما رَبتان یعنی مربی تان، آن مالکی که تحت تربیت آن قرار دارید چه کسی هست؟ الله است، گفتیم قیمت هر آدمی به رَبِش و مربی اش هست، شما زیر نظر چه کسی سبک زندگیتان را تنظیم و تعیین می کنید؟ زیر نظر چه کسی آئین زندگیتان را تنظیم می کنید و رفتار می کنید یکی می گوید من از فلان فیلسوف، یکی می گوید از فلان نویسنده، یکی می گوید من از فلان ورزشگار، یکی می گوید من هر که را در ماهواره ببینم یک چیزی از او یاد می گیرم، یکی می گوید من از اینترنت، یکی می گوید من از فلان خواننده، خُب قیمتتان هم همانقدر هست، یک کسی می گوید که من الگویم که هست؟ « فَلَکُم فی رسول الله اسوةٌ حَسَنَه» خود رسول الله می گوید خود خدا را بگذارید اسوه، «تَخَلَقوا به اخلاق الله» اخلاق خدا را داشته باشید، یک کسی که می خواهد شبیه الله بشود، یک کسی که الله مَثَل اوست، یعنی او می خواهد مَثَل الله باشد، الله الگوی اوست، این چه اضطرابی دارد؟ می گوید که نه، من همه چیز را رعایت می کنم ولی این خواهرم اینها که آمریکا، اروپا زندگی می کنند، یا برادرم که فلان جا زندگی می کند وقتی که می آیند خانه ی ما، ما از اینها کم می آوریم، یعنی چه که کم می آوریم؟ یعنی مثلاً آنها چه کاره اند؟ چه می گویند؟ چقدر می فهمند که تو از اینها کم می آوری، دفاع ندارید از راه الله؟ بگویید که من راه الله را دارم می روم شما هم سبک زندگی آنها را دارید، هر کس هم راه خودش را می رود، خلایق هر چه لایق، من مربی ام الله است، برای چه شما باید کم بیاورید یا بترسید، برای چه شُل بشوید و سست بشوید؟ آقا شما روشتان غلط هست، من می دانم روشم درست هست چون روش من را الله تنظیم می کند، من پشت روش زندگی ام معصوم خوابیده است، متخصص معصوم، یعنی کسی که تمام اطلاعات مربوط به خلقت انسان از روز اول تا آمده به زمین، و از زمین تا زمانی که برگردد قیامت در دستش هست، من را یک همچین کسی مدیریت می کند، من زیر نظر یک همچین استادی، یک همچین مربی دارم زندگی می کنم، خُب برای چه کم بیاورم و شُل بشوم در آئین و رفتار خودم، در روش خودم، روشهای شما غیر علمی هست که هر روز می گوئید نظریه، فرضیه، چهار روز دیگر هم نظریه ارزش علمی اش را از دست می دهد، شما بروید در علوم دانشگاهی ببینید، هر روز نظریات قبلی باطل می شود نظریات جدید می آید، اعتبار ندارد چون بر اساس فرضیه هست، یعنی بشر موش آزمایشگاهی هست، یک چیزی می دهند می گویند این خوب هست این اختراع بشر هست استفاده می کنید ده سال بعد می گویند که همه اینها سرطان زا بوده است و می بینید که یک میلیون آدم سرطان گرفتند، مگر الان اینگونه نیست؟ زندگی مدرن سطح بیماری، افسردگی، طلاق، فقر، گرسنگی، جنگ، قتل، مصرف مواد ضد افسردگی، فقر را بالا برده است دیگر، نشان می دهد که نمی شناسد انسان را، و برای کسی نقشه می ریزد که اصلاً هیچ شناختی از او ندارد، مگر تا الان پیشرفت علم و تکنولوژی توانسته است بچه را به شادی و آرامش برساند؟ نه، فقط توانسته است آسایش بیاورد برای بشر، آسایش را زیاد کرده است اما آرامش را به شدت پائین آورده است، پس شما به چه چیزتان می نازید؟ همین که می گوید که این کار مثلاً علمی هست، می گوید ما فلان جا در یک شرکت، در یک کارخانه، در یک دانشگاه این را ازش در آوردیم یعنی درستم هست یا نه؟ نه، الله، الله تبارک و تعالی، اگر پشتش الله خوابیده است قابل اعتماد هست اگر معصوم امضاء می کند قابل اعتماد هست، چون همه ی علم نزد اینهاست، همه ی تخصص دست اینهاست، قرآن می فرماید شُل و سست نشوید، خودتان را دست کم نگیرید در مقابل دنیا، در مقابل همه ی بی دینها، همه ی بی ایمانها، همه ی فاسقها و همه ی فاجرها شما برتر هستید چرا برتر هستید؟ چون شما متکی به الله هستید « انتمُ ال؟» قدر خودتان را بدانید « اِن کُنتم مؤمنین» به شرطی که به آن چیزی که دارید باور داشته باشید، ایمان داشته باشید، نه اینکه بگویید من خجالت می کشم اینجا حجاب را رعایت کنم، خجالت می کشم اینجا مثلاً عروسیمان بدون فسق و فجور باشد، یا اینکه بد هست حتماً باید یک گناهی، معصیتی درش باشد، و خون به جگر فاطمه زهرا (س) و امام زمان (ع) کنیم تا خوش و مبارک بشود، حتماً جشن تولد باید درش یک مقدار جهنم باشد تا بقیه خوششان بیاید، وقتی که می گویی رویم نمی شود می خواهم مثل بقیه باشم، پس شما در واقع آن چیزی که به شما داده شده است قدرش را نمی دانید، اصلاً نمی فهمید که چه چیزی به شما داده شده است، لذا برای همین هم قرآن می فرماید: « آمَنَ رسول بما اُنزِلَ علیه» پیامبر (ص) آن چیزی را که به ایشان نازل شده است را خوب فهمیده است، خوب ایمان آورده است به آن، باورش دارد، برای همین سرش را هم بالا می گیرد، این دختر و پسرهای اروپایی و آمریکایی که آنجا مسلمان هستند چون اسلام را از طریق مقایسه، تحقیق بدست آوردند وقتی که می آیند سرِ قوانین دینی مثل دیوار مثل سنگ عزیز می شوند یعنی نفوذ ناپذیرند، اصلاً باج نمی دهند در دین خودشان، محکم، با باور، با یقین، با لذت، یعنی لذت می برند از دین خودشان، نشاط دارند نسبت به دینی که دارند، افتخار می کنند می کنند نسبت به چیزی که بهشان داده شده است، بر خلاف خیلی ها که تقلیدی و خانوادگی دین گرفتند و هر جا که می روند از آن خجالت می کشند و فرار می کنند، چون نمی فهمند که چه چیزی به آنها داده شده است، لذا قرآن این قید را می آورد: « اِن کُنتم مؤمنین» اگر ایمان آورده باشید، اگر باور داشته باشید این چیزی که به شما دادیم، بفهمید که چه چیزی به شما دادیم، همه جا سرتان را بالا می گیرید، شما طلب کار می شوید، به ایشان بگویید که شما چرا این روشهای ضعیف و پست و غیر انسانی را به عنوان سبک زندگی قبول کردید؟ شما باید به دیگران نقد بزنید، شما باید سئوال کنید از دیگران نه اینکه ما باید سئوالهای جاهلانه ی دیگران را بخواهیم جواب بدهیم، نه ما روشمان درست هست ما تکیه کردیم به علم مطلق، به تخصص مطلق، به معصوم متخصص تکیه کردیم، استاد و مربی ما اینها هستند، اینها راهنماهای ما هستند و ما افتخار می کنیم که سبک زندگیمان را از اینها می گیریم، « زَرهُم حتی یعکُلو و یَتَمَتَعو» قرآن می گوید اصلاً رهایشان کن بگذار اینقدر بُخورند و بهره ببرند از همین زندگی دنیایشان، اینها همه ی زندگیشان همین هست، ایمان نمی گذارد یک کسی غمگین باشد، ایمان نمی گذارد که یک نفر اضطراب بیاید به سراغش، چرایش را هم که در جلسه ی قبل گفتیم باز هم توضیح خواهم داد « مَن آمَنَ بالله وَ لیومِ الاخر» هر کس ایمان به خدا بیاورد و به روز قیامت « وَ عملو الصالحاً» و عمل درست انجام بدهد، عمل درست یعنی چه؟ عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد برای سعادت دنیا و آخرت، هر عملی که صلاحیت دارد برای دنیا و آخرت ما، می شود عمل صالح، شما وقتی که مسواک می زنید عمل صالح هست چون برای سلامت شما صلاحیت دارد، وقتی که بهداشت را رعایت می کنید عطر می زنید، حمام می روید، لباس تمیز می پوشید، وقتی ورزش می کنید به این عمل می گویند عمل صالح، اگر کسی عبادت می کند، حجاب را کامل رعایت می کند، چیزهای حرام را استفاده نمی کند، چیزهای مضر را استفاده نمی کند می شود عمل صالح، یعنی وحی امضاء می کند زیرش را، عملی را که معصوم زیرش را امضاء می کند، می شود عمل صالح، نه عملی را که خودم فکر می کنم خوب هست، نه، وقتی که خودم فکر می کنم یا کَسِ دیگری فکر می کند معلوم نیست که درست در بیاید، چون ممکن هست تخصصی نباشد، باید حتماً متخصص اظهار نظر کند چون گفتیم که برای اینکه به یک انسان بگویید یک کاری را انجام بده خوب هست، واجب هست، حلال هست، مستحب هست، یا مباح هست، باید هفت دسته اطلاعات تخصصی دست یک شخص باشد، یکی شناخت نفس انسان هست آن هم قبل از اینکه بخواهد بیاید به دنیا، یکی شناخت بدن کامل انسان هست، یکی شناخت رابطه ی نفس با بدن، یکی شناخت کل عالم طبیعت، یکی شناخت رابطه کل عالم طبیعت با نفس و بدن، و شناخت مرحله ی برگشت انسان، که انسان بر می گردد به آخرت باید چگونه باشد، یعنی چگونه رابطه دنیایش با آخرتش را باید تنظیم کند، هفت دسته اطلاعات تخصصی می خواهد و این را فقط چه کسی دستش هست؟ فقط الله و معصومین دستشان هست، حتی شما غیر از این چهارده نفر، غیر از الله، هیچ کس را ندارید که حتی یکی از این اطلاعات تخصصی در دستشان باشد، برای همین اینطور نیست که بروید به یک کسی بگویید که این کار شما خوب هست بروید انجام بدهید، باید تخصص پشتش باشد، باید شناخت کامل روی سیستمهای ریاضی این هفت دسته سیستمهای ریاضی شناخته بشود که اگر یک کسی به او گفت این کار حرام است حلال هست، مباح هست، مستحب است، مکروه هست، چه کسی می تواند این دستور را بدهد فقط؟ الله می تواند انجام بدهد، عمل صالح یعنی عملی که وحی آن را تأیید کند، عمل صالح یعنی عملی که معصوم (ع) آن را تأیید کند، « وَ عَمِلَ صالِحً فَلَهم اَجرُهُم عندَرَبِهِم » پاداششان نزد چه کسی است؟ اجر یعنی معادل کار ، یعنی هر وقت که شما مسواک زدید اجرش سلامتی هست، وقتی که ورزش کردید اجرش چه هست؟ معادل باید باشد، معادل ورزش کردن می شود سلامتی، وقتی عمل معنوی خوب، نماز خواندید، واجبات الهی را انجام دادید، از محرمات پرهیز کردید اجرش تشبه به حق تعالی است، اجرش رسیدن به آن مقامی هست که شما به اذن خدا نزدیکترین شخصیت به خداوند تبارک و تعالی می شوید، و همه ی قدرتهای الهی دست شما قرار خواهد گرفت، « فَلَهُم اجرُهُم عندَرَبِهم» اجر اینطوری نیست که به یک کسی که مثلاً یک کار خوبی کرده است بگویید که بیا عزیزم چون شما چون این کار خوب را کردید این پول برای شما، یا این شکلات برای شما مثلاً به یک بچه می دهیم، اجر این نیست، اجر معادل کار را می گویند، یعنی شما وقتی که راه تشبه به حق تعالی را پیمودید، تَخَلُق به اخلاق الهی را پیمودید، مثل خود الله بزرگ خواهی شد، « عَبدی اَطِعنی حتی اَجعَلَکَ مِثلی اَو مَثَلی» بنده ی من تو من را اطاعت کن تا من تو را مثل خودم کنم، یعنی تو هم مثل من می شوی، مگر آن نامه ای را که در بهشت خواندم یادتان نیست، « مِنَ الحی القَیومِ الذی لا یَموت» از زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد « الی الحی القیوم الذی لا یَموت» به زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد، این می شود انسان، « اَجرُهم» خیلی حرف بزرگ هست، « فَلَهم اجرُهم» یعنی شما یک کسی مثل خدا می شوید، که مثل خود خدا در روز قیامت در یک بهشتی که به اندازه ی همه ی آسمانها و زمین هست پادشاهی می کنید، قرآن کلمه ی پادشاهی را می آورد، « مُلکً کبیرا» یک پادشاهی بزرگ، «فَلَهُم اَجرُهُم عند ربِهِم فلا خوفٌ عَلَیهِم وَ لا هم یَحزنون» نه اضطرابی دارند، نه ترسی دارند، نه غمی دارند، یک کسی که منشش درست هست در زندگی، مثل یک بدن سالم می ماند که اگر مریض هم بشود این بدن سیستم یک طوری آفریده شده است که سالم می کند و باز سازی می کند، مجروح بشود، جراحتی بردارد باز سازی می کند، اگر این آدم وقتی مسیر اهل بیت (ع) را انتخاب کرد، مسیر درست تخصصی را انتخاب کرد، حالا قرآن می گوید که ممکن هست که دچار فحشایی هم بشود « الذینَ اذا ظَلَمو اَنفُسَهم اَو فَعَلو فاحشةً اَو ظَلَمو انفُسَهم» (این آیه باید اصلاح شود) ممکن هست یک موقعی دچار فحشایی بشود یا پایش بلغزد، یک گناه کبیره ای از او سر بزند، یک ظلمی به خودش بکند، این چون اساساً در مسیر درستی می رود، خود به خود کارهای خیرش می آید کارهای باطلش را جبران می کند، « اِنَ الحَسَنات یُذهِبنَ السَیئات» کارهای قشنگش می آید، تمام ضعفها و گناهانش را جبران می کند، چون مسیر، مسیر تخصصی و درستی هست، حالا اگر این گناه را هم کرد، قابل جبران هست، کفاره دارد، خودِ کارهای قشنگی که می کند کارهای زشتش را می پوشاند، چون مسیر درست هست و او به سمت بهشت حرکت می کند، چرا پیامبر (ص) اهل بیت (ع) را به عنوان کشتی معرفی می کند، « مَثَلُ اهلِ بیتی وَ سَفینةِ نوح» چرا؟ چون اگر کسی در کشتی باشد به سمت ساحل حرکت می کند، حالا در کشتی هم اگر اشتباهی کند و خطایی هم کند ممکن هست که جزایش هم ببیند اما در نهایت به سمت ساحل می رود، اما اگر یک کسی که اهل بیت (ع) را نداشته باشد مثل کسی است که در دریا افتاده است و در حال غرق شدن هست، هر چند گناه هم نکند و آدم خوبی هم باشد این اصلاً هیچ وقت به ساحل نمی رسد، چون مربی ندارد، متخصص معصوم ندارد بالای سرش، این در همان اقیانوس غرق می شود و از بین می رود، لذا می فرماید « و لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون» حالا بله من این مسیر را در زندگی ام درست دارم انجام می دهم حالا اگر یک اشتباهی شد، یک گناهی شد، معصیتی شد، غفلتی شد، آسیبی دید سیستمهای پزشکی خیلی قدرتمند وجود دارد در خود این سیستم گذاشته شده است کلش ما را مداوا می کند و بر می گرداند و اصلاح می کند، خیلی زیباست می گوید که یک کسی که متخصص معصوم را پذیرفته است در روایت داریم کسی که محبت اهل بیت (ع) را دارد، هر وقت که پایش با یک گناه بلرزد با آن محبتِ، پای دیگرش محکم می شود و بر می گرداند خودش را سر جای خودش، وقتی که ارتباط با متخصص معصوم دارد، مثل یک کسی که مریض می شود یک پزشک خیلی حاضق و قدرتمندی را در کنار خودش دارد می گوید من فلان مشکل را دارم او هم اصلاحش می کند، ولی یک کسی که متخصص معصوم ندارد، روش ندارد، منش ندارد، فرمول اصلی دستش نیست این با کوچکترین بیماری هم آسیب می بیند و به راحتی قابل جبران هم نیست، چون سیستم اصلاحی ندارد، سیستم کفاره ای ندارد. والحمدالله رب العالمین.