اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همهی شما عزیزان.@ خلاصهی بحثمان این بود که قیمت هر انسان به دغدغهها و غمهای اوست نوع شادیها غمها آرزوها هوسها و آرمانهای یک شخص محبوبهای یک شخص قیمت یک شخص را مشخص میکند.@ معشوقها را معرفی کردیم پنج دسته تقسیم کردیم معشوقها را که دل دغدغه هوس آرزو به هرکدام از اینها تعلق بگیرد قیمت انسان هم به وزان آن محبوبش و معشوقش متفاوت خواهد بود در مورد منفی بودن غم سخن گفتیم مفصل که غم مریضی است.@ (اَلحُزنُ مَرَضُ النَفس) مثل درد میماند که در بدن بیماری است اگر که درد بگیرد طبیعی نیست باید درمان بشود اگر کسی به حزن برسد به غم برسد طبیعی نیست باید خودش را درمان بکند و چون طبیعی انسان همانطور که در جسم سلامت است در روح شادی و آرامش است.@ اینها را هم عرض کردیم خدمتتان مفصل و مبنایی را که از نبی اکرم بود مفصل توضیح دادیم که(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند او را به گریه بیاندزد تحقیرش بکند جهنمی است این نه اینکه اگر کسی برای دنیا گریه کرد خدا بگوید چون گریه کردی برای دنیا باید جهنم بروی خیر.@ بلکه کسی که روحش به گونهای است که معشوقهای دنیایی میتواند تحقیرش بکند و نبودش میتواند آن را به گریه به غصه بیاندازد کارهایی خواهد کرد در اثر همین افسردگی و ناراحتی که گناه است و روح او را جهنمی میکند.@ حسادتها بدبینیها تجاوزها فضولیها سخنچینیها غیبتها تهمتها همهی اینها به خاطر این است که انسان از یک روح کوچک برخوردار است که مانع آسیب دیدن او نمیشود وقتی میگوییم(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار).@ یعنی روح هر انسانی چون خود روح انسان بزرگتر از دنیا است دنیا کوچکترین مقطع حیات انسان است هرچند بسیار اهمیت دارد اما کوچکترین مقطع است و اساساً انسان یک موجود جاودانه است و ابدی است و بارها هم عرض کردیم عمر هر کدام از ما به اندازهی عمر خداوند تبارک و تعالی است.@ انسانی که روح جاودانهی خودش را روح بینهایت خودش را کوچک میکند به خودش فشار میآورد مرتّب خودش را تحقیر میکند له میکند خودش را نه به اندازهی دنیا بلکه کوچکتر از دنیا میکند دنیا میتواند او را تحقیرش کند وقتی تحقیرش کرد به گریه میافتد.@ کسی که برای کمالات دنیایی گریه میکند یعنی روحش از دنیا کوچکتر است بزرگتر از دنیا نیست و دنیا است که غلبه دارد بر او دنیا است که از روح او بزرگتر است و بر نفس او سیطره دارد.@ والا کسی که دنیا نمیتواند او را به گریه بیاندازد معنایش این است که روحش از دنیا بزرگتر است روح اگر از دنیا بزرگتر شد حوادث دنیایی به هیچوجه در او تحقیر ایجاد نمیکند پس این قاعده یادمان نرود چرا پیغمبر میفرماید(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که بردنیا گریه میکند داخل جهنم میشود.@ این را خیلی به قاعدهاش توجه کنید یعنی روح این شخص از دنیا کوچکتر است که به اعصبانیت به پرخاشگری به زودرنجی به حساسیت به معصیت میکشاند یک کسی که دنیا میتواند او را از خدا جدا بکند دنیا میتواند واجبات الهی را از شخص بگیرد دنیا میتواند محرمات را به او تحمیل بکند.@ این نشان میدهد روحش از دنیا خیلی کوچکتر است که دستور میگیرد از دنیا تحت تأثیر دنیا است خدا بزرگتر از دنیا نیست جاودانگی برایش بزرگتر از دنیا نیست روح جاودانه و بینهایت خودش بزرگتر از دنیا نیست.@ وقتی که نمیبیند الله را وقتی که خودش را نمیبیند بخشهای تولد تا مرگ که حیوانی هست را میبیند کوچک یا زن میبیند خودش را یا مرد میبیند که گفتیم اینها بخشهای جنسی و طبیعی ما است و برای من یک زن در این دنیای به این بزرگی و یک مرد در این دنیای به این بزرگی میگوید من که زورم نمیرسد که دیگر من در این وسط چه کار بکنم.@ در این دنیا به این عظمت تحت تأثیر او قرار میگیرد لذا غصههای دنیا میتواند او را تحقیر بکند محرومیتهای دنیایی میتواند شخصیت را بیشخصیت بکند شادیهایش میتواند انقدر این را سرمست بکند که به معصیت و گناه و غفلت بیفتد.@ لذا شما بعضیها را میبینید در یک عروسی میبینید که صد سال عذاب برای خودشان ذخیره میکنند حالا یک کسی عروسی خودش است یک کسی عروسی دیگران میرود صد سال عذاب برای خودش ذخیره میکند در جشن تولد در مسافرت در خارج رفتن در یک مسافرت همین برای خودش آلودگی میآورد.@ چون روحش کوچکتر از مجموعه دنیاست دنیا میتواند به او دستور بدهد که تو بهشت را رها کن آخرت را رها کن الله را رها کن خانوادهی آسمانیات را رها کن ریشهات را رها کن جاودانهگیات را رها کن و فعلا برای حیوانی که در این آخور دنیا دارد میچرد برای این طبیعت برای این حیوانیت کار بکن.@ حالا معصیت کردی مشکلی ندارد این روح کوچک است دیگر لذا پیغمبر دارد قاعده به ما میگوید میگوید(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) یک کسی که دنیا میتواند حقارت در او ایجاد بکند و گریه در او ایجاد بکند یعنی دارائی بالاتر از این ندارد که جلوی گریهاش را بتواند بگیرد.@ یک کسی که یک میلیارد تومان پول داشته باشد صد هزار تومانش گم بشود صد میلیون تومانش هم گم بشود اعصبانی نیست پرخاشگر نیست ولی وقتی که گدا است ندارد همهی دارائیاش مثلا همین یک میلیون تومان است وقتی از او ببرند مینشیند گریه میکند این هیچ چیز ندارد.@ روحی که جاودانهگی را دارد عاشق خودش است به بلندای ابدیت روحی که بهشت را دارد بهشت تازه خانه است بهشت مقام انسان نیست هدف انسان نیست بهشت خانه است خانهی آدم است یک خانه به ما میدهند در بهشت قرآن فرمود خیلی عجیب است که قرآن میفرماید ما بهشت فردوس را به اینها پیشکش میکنیم.@ یک هدیه است بهشت درونش زندگی بکنیم ولی جایگاه ما که آنجا نیست جای ما خیلی بالاتر از بهشت است با آن عظمت این روح ارضاء نمیشود خدا دارد میگوید من بالاخره زمین را آفریده دنیا را آفریده بهشت را هم او آفریده یک نفر همه را آفریده.@ یعنی مقیاسها اندازهها ارزشها چه در دنیا چه در آخرت برای یک نفر است قَدَرها برای یک نفر است اندازهها را یک مهندس خلق کرده این که دنیا بازیچه است آخرت اصل است بعد میگوید من برای کسی که مؤمن است انسان است این بهشت را به عنوان یک پیشکش هدیه میکنم.@ والا مقام انسان خیلی بالاتر از این بهشتها است خیلی چیزهای بالاتر از بهشت نصیب انسان میشود انسان مقامی خیلی بالاتر از بهشت دارد یک کسی که آن بهشت را ترجیح میدهد به دنیا جاودانه و با نعمتهایش یک کسی که ابدیت و مقامهای بالاتر از بهشت را ترجیح میدهد به دنیا، دنیا را به اینها ترجیح میدهد روح کوچکی دارد.@ برای همین هم انقدر بزرگ نیست دنیا میتواند تحقیرش بکند اما اگر کسی بهشت را دارد فردوس را دارد جنات ادن را دارد الله را دارد خانوادهی آسمانی را دارد انبیاء را دارد صدیقین و شهداء و صالحین را دارد این آدم خیلی روحاً عظمت پیدا میکند.@ چون دارد جزء دارائیاش است خدا سند زده در قرآن و داده است اگر یک کسی این را داشته باشد هرگز هرگزدر دنیا تحقیر نمیشود یعنی کوچک نمیشود دنیا نمیتواند کوچکش بکند.@ یک کسی بیاید من دوستت ندارم ولو همسر آدم باشد طلاق اتفاق بیفتد سرطان اتفاق بیفتد بلایی اتفاق بیفتد مسائل مالی اتفاق بیفتد ورشکستگی اقتصادی اینها تحقیر نمیآورد برای روح اینها مربوط به بخشهای طبیعی و جنسی هستند حقارت نمیآورد اگر هم فقیر بشود.@ ما انسانهای بسیار برجسته و بزرگی داشتیم که فقیر بودند از اولیاء الهی کم هم نبودند شما اصحاب سُفه را نگاه بکنید اصحاب پیغمبر که درجات بسیار بالایی داشتند اصلا خانه نداشتند بنده خدا به یک لقمهاش لنگ بوده است.@ روح فوقالعاده غنی است و بینیاز و بزرگ این از هیچکس التماس عاطفی ندارد به هیچکس آویزان نمیشود گدایی از هیچکس نمیکند از نظر عاطفه از نظر توجه آبرویش را در نگاه مردم نمیبیند آبرویش را در موقعیتهای دنیایی نمیبیند.@ الان من یک کلاسی داشته باشم یک مقامی داشته باشم یک موقعیتی داشته باشم نمیخواهم بگویم ما برای پیشرفتهای دنیایی تلاش نکنیم بلکه این را میخواهم بگویم تلاشهای دنیایی ما را تحقیرمان نکند دقت میکنید میبینید یک کسی دیپلمه است روحش غنی است یک کسی دکتر است روحش فقیر و بسیار گدا و شکستپذیر است.@ برعکس هم ممکن است باشد مهم غنا و ضعف روح است آیا دنیا میتواند در تو تحقیر ایجاد بکند یا نه یک طلاق یک حادثه یک سرطان یک بیماری میتواند یا نه اگر کرد آن وقت تو کوچکتر از این هستی که از این داری میخوری.@ دقیقاً حالت گریهی انسان بر دنیا که حضرت میفرماید جهنمی میکند انسان را انسان عملی انجام میدهد وقتی که اینطوری است که جهنمی بشود مثل این است که یک آدم ورزشکار را شما در نظر بگیرید قهرمان ورزش است رفته کار کرده خیلی قوی است.@ این اصلاً رفته بیرون بیرون رفته بعد یک بچه 5 ساله گرفته زده او را گفتند این چهطور میشود شما تصور بکنید که آدم به این بزرگی بچه 5 ساله میگیرد او را حسابی کتکش بزند از این خوردن اُف دارد.@ روی این فلسفه است که زینت کبری سلام الله علیها در عاشورا میفرماید(و ما رأیت الا جمیلا) جز زیبایی هیچچیز ندیدم نه اسارت نه کشته شدن بچههایش نه کشته شدن برادرزادههایش نه کشته شدن برادرش نه کتک خوردناش نه توهینهایی که به او شد کوچکش نکرده.@ چون همهی آنها را کدام بخش دارد دریافت میکند بخش چه بخش وسطی بخش طبیعی دارد دریافت میکند آن کتکها را دست دشمن وفحش کسی و دست دنیا به بخش فوق عقل آدم نمیرسد که بتواند کوچکش بکند.@ فوق عقل آنقدر عظمت دارد آنقدر بزرگ است پیش خدا است با خدا است خیلی عظمت دارد این تحقیر نمیشود کوچک نمیشود آنجاهایی که ما با یک فحش با یک بداخلاقی با یک تندی با یک بیمحلی با یک یک مشکل اقتصادی با یک طلاق با یک مریضی احساس میکنیم که دیگر بدبخت شدهایم بیچاره شدهایم.@ همه چیز جلوی چشممان سیاه میشود آن زمانی است که اصلاً بخش اصلی و آسمانی و جاودانهمان را کاملاً رها کردیم و داریم با نگاه طبیعی به خودمان نگاه میکنیم طبیعت واقعاً حیوانیت در مقابل دنیایی که جای آبادانیت و حیوانیت است کوچک است و آدم تحقیر میشود له میشود و کوچک میشود.@ فقط کسانی در دنیا تحقیر نمیشوند بزرگ هستند و عظمت دارند شاد هستند در همهی شرایط و در همهی شرایط آرام هستند که روحشان بزرگتر از دنیا میشود عظمت روحشان دارائیهایشان واقعاً بزرگتر از دنیا است دنیایشان لطمه بخورد اصلا اینها آسیب نمیبینند چون دنیایشان دنیای خیلی روحشان روح خیلی بزرگی است.@ علی(ع) میفرماید من یک دوستی داشتم خیلی دوستش داشتم(کانَ لی فی ما مَضی اَخٌ) من یک برادری داشتم در گذشته خیلی دوستش داشتم بعد میفرماید که آن چیزی که این برادر را در چشم من خیلی بزرگ کرده بود این بود که دنیا پیشش خیلی کوچک بود.@ آدمهایی که دنیا پیششان کوچک است خیلی بزرگ هستند و یک کسی بتواند دنیا را تحقیر بکند دنیا را مسخره بکند بتواند دنیا برایش هیچچیز نباشد خیلی آدم بزرگی است این لذا قابل تقدیر هم است آدم باید به عنوان آدم خیلی بزرگ به این نگاه بکند.@ ولی یک کسی که دنیا میتواند گریهاش بیاندازد تحقیرش بکند خردش بکند لهاش بکند به افسردگی به اعصبانیت به زود رنجی به حساسیت به احساس بدبختی به پوچی به گریه بیاندازد او را این دیگر معلوم است هیچچیز غیر از این ندارد که اینها را از دست بدهد یعنی همه چیز را از دست داده است.@ اگر یک کسی دارائیهای بیشتری داشته باشد هرگز به خاطر این چیزها کوچک نمیشود پس ما دقت بکنید در بخش غم و شادی داریم دارائی و ثروت را داریم میبریم روی روح و شخصیت نه روی جسم و شرایط طبیعی کمالات جمادی و نباتی حیوانی روی اینها نمیرویم.@ اینها یک کسی را بزرگ نمیکند شاید آسایش بیاورد اما آرامش نمیآورد برای همین هم شما الان دو گروه بیشترین آسیبها را در دنیا دارند نه فقط در کشور ما بیشترین طلاقها افسردهگیها بیماریهای جسمی و روحی برای دو گروه است.@ یکی تحصیل کردههایمان هرچه قدر تحصیلات رفته بالا شکستهایمان بیشتر شده است یکی آنهایی که پولدار هستند هرچهقدر آسایش رفته در زندگیشان بالاتر آرامششان چه شده کمتر شده مگر اینکه همراه این تحصیلات و ثروت بخشهای عقلانی یعنی شخصیتی اخلاقی و ثروت اصلیاش هم که معنویت است اضافه کرده باشند.@ یعنی این دارائی جاودانهی بهشتی دارد این شخص روح روح ثروتمند است روح روحی نیست که احساس کوچکی بکند روح روح شادی است چون ثروتمند است در این ثروت همیشه دارائی زیادی دارد و با آنها میتواند لذت ببرد.@ یک عده که خودشان را نمیشناسند به این توجه ندارند بلکه ثروت را در همین ثروتهای مادی میبینند یا نهایتا تحصیلات میگویند ما برویم دنبال بچههایشان را هم همینطوری تربیت میکنند که پولدار شوید درستان را خوب بخوانید و فکر میکنند که این آرامش میآورد.@ بعد وقتی مرتّب میآیند بالا میبینند نه این آدم درسش را هم خوانده الان ارشد است دکترا است استاد دانشگاه است میبیند نه سفیر است وزیر است وکیل است نه میبیند هیچ خبری نیست.@ یکی از مشهورترین هنرپیشههای آمریکایی میشناسید شما این را فیلمهای خوبی را هم انصافاً بازی کرده در این فیلمها نقش یک آدم حکیم برجسته فهمیده به دیگران قدرت میدهد به دیگران امید میدهد دیگران را از تحقیر از ناامیدی نجات میدهد.@ فیلمهای اینطوری بازی کرده بیشتر فیلمهایی که ارزنده است ارزشی است این آدم همین جدیدا خودکشی کرده در اثر شدت افسردگی شهرت دارد در اوج ثروت دارد در اوج یا یکی از کسانی که شما خیلی میشناسید فیلمهایش را میبینید نقشهای شادی را بازی میکند مثل جیمکری شما جیمکری را همه میشناسند.@ هیچکس نیست فیلمهایش را ندیده باشد سه بار خودکشی کرده الان هم خودش میگوید میگوید من در افسردگی دارم رنج میبرم یک کسی که همهی دنیا را میخنداند در اوج ثروت قدرت شهرت ولی واقعاً چون روح کوچک است آن چیزی که این دنبالش است و میخواهد خودش را ارضاء بکند در دنیا است.@ و روح است که بینهایت است با این چیزها ارضاء نمیشود این مسیر اشتباهی است که خیلیها طی میکنند و فکر میکنند که اگر خودشان و خانوادهشان را به ثروت و تحصیلات بالاتر برسانند.@ بدون اینکه بخواهند روح را غنیتر بکنند خوشبخت میشوند و اتفاقا هرچهقدر جذب میشود احساسشان مشکلاتشان بیشتر میشود غمهایشان اضطرابهایشان دلخوریهایشان زودرنجیهایشان حساسیتهایشان منیتهایشان بیشتر میشود اسلام نمیگوید اینها بد است.@ اسلام میگوید اینها خیلی هم خوب است به شرط اینکه هم زمان با اینها تحصیل اینها به قمیت کوچک کردن خودت نباشد به قیمت فقیر کردن روحت نباشد نخواهی بروی مدرک تحصیلی بگیری و بخشهای دیگرت را گدا نگه بداری بخواهی پول تهیه بکنی ثروت تهیه بکنی اما شخصیتت ضعیف و گدا بار بیاید.@ بچههایتان را هم اینطوری تربیت نکنید وقتی بچههایتان را اینطوری تربیت میکنید آنها از شما یاد میگیرد و فکر میکند خوشبختی یعنی همین در تلویزیون هم خب تبلیغات و تلویزیون و اینها همین اینها را ظاهرا نشان میدهند شخص میگوید من بدوم بروم دنبال همینها میرود میبیند نه یک سراب بیشتر نیست.@ هرچه میرود جلوتر تشنهتر ضعیفتر خستهتر و محتاجتر است پس این قاعده(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) را دقت بکنید یک قاعده ریاضی است کاملاً ریاضی است پیامبر دارد مثل دودوتا چهارتا سهسه تا نه تا دارد خبر میدهد.@ آب H2O آب میشود این را هم پیغمبر دارد خبر میدهد کسی که دنیا بتواند تحقیرش بکند دنیا بتواند به گریه بیاندازد او را این میافتد به جهنم جهنمی میشود جهنمی میشود پس این خوب نیست بعد رفتیم سراغ غمهای مثبت گفتیم یک تعداد غمها است غمهای خوبی است.@ چون اینها تولید شادی میکند و فهرستش را هم برایتان بخوانم از اول عزیزانی هم که نبودند حداقل فهرست مباحث را داشته باشند 1ـ غم برعیبهایی که ما داریم یک کسی غصه میخورد که من چرا من ضعیف هستم چرا من عیب دارم چرا من اعصبانی هستم چرا من پرخاشگرم چرا من زودرنج هستم.@ چرا من حساس هستم چرا من بدبین هستم چرا من خود کمبین هستم چرا من راضی نیستم از زندگیام چرا من نمیتوانم رابطهی عاشقانه با همسرم داشته باشم چرا نمیتوانم زیردستهایم را دوست داشته باشم چرا نمیتوانم خانوادهام را دوست داشته باشم چرا محبوب نیستم محبوبیت درست این خوب است غمهای خوبی است.@ 2ـ غمهایی که به خاطر گناهان انجام شده است انسان وقتی معصیت میکند غمگین بشود به اشتباهاتی که کرده غمگین بشود البته گفتم دوجور است یک غمی است که از ناحیه فرشتهها و الله میآید برای گناهان یک غم است که شیطان میآورد برای گناهان.@ آن غمی که شیطان میآورد در انسان احساس بیآبرویی و حقارت و پستی میآورد و جلوی آشتی کردن با خدا را میگیرد این خوب نیست غمهای گذشته اینطوری آدم باید غصهشان را بخورد که غم بخورد که من رابطهام را با خدا آلوده کردهام حالا باید چه کار بکنم جبران بکنم و اصلاح بکنم این قشنگ است.@ دیگر غمهایی که دربارهی فوت کارهای خوب انسان داشته کارهای خیری که انسان داشته اینها را غم بخورد من خیلی کارهای قشنگ کارهای خیر کارهای خوب میتوانستم انجام بدهم از دستم رفت وقتم را هنرم را علمم را سوادم را هوشم را پولم را میتوانستم خیلی بهتر هزینه بکنم با آنها ابدیت بسازم اما این کار را نکردم.@ این حزن دارد یک کسی شوهرداری میکند دو نفر شوهرداری میکنند کارهایشان هم یکی است یعنی هیچ فرقی نمیکند این دارد شوهرداری میکند آن هم دارد شوهرداری میکند این دارد زنداری میکند آن هم دارد زنداری می کند کارشان یکی است هر دویشان یکجور زنداری و شوهرداری چیست.@ ازدواج و رعایت یک سلسله قوانین و مقررات یک سلسله فداکاریها و فعالیتهای بیرونی فعالیتهای درون منزل است همه مرد و زنها همینطورهستند دارند این کار را میکنند ولی یک کسی میتواند این زنداری و شوهرداریاش را به خدا بفروشد و جاودانهاش بکند.@ و فقط هم از اول نیت کند که خدایا من اگر به شوهرم میرسم اگر هرکاری به شوهرم بچههایم انجام میدهم غذا میپزم نمیدانم مهمانی رخت میشویم نمیدانم هر کاری میکنم هرکاری که برای همسرم و خانوادهام انجام میدهم خدایا میفروشم برای تو این خیلی زیرکی است چون همهاش میشود خیر و برایش میماند.@ یک کسی هم نه برای شوهرش انجام میدهد برای زنش انجام میدهد که آنها راضی باشند فقط بچه از او تعریف و تمجید بکند دنبال همین است دنبال خودنمایی است این فقط به اینها فروخته است فایدهای ندارد.@ برای همین هم اگر یک جایی بیوفایی ببیند احساس شکست میکند و میگوید حیف که من جوانیام را ریختم به پای این زن و بچه او هم میگوید حیف که من جوانیام را ریختم به پای این شوهر و این بچههای نمکنشناس.@ آدم کار خانهاش نفس کشیدنش غذا درست کردنش جلوی آینه ایستادنش لباس پوشیدنش عطر زدنش مسواک زدنش حمام رفتنش هرچه را میتواند هدیه بکند به خدا خوابش را آدم میتواند هدیه بکند به خدا یعنی با خدا معامله بکند که خدایا من میخواهم به خاطر تو بگیرم بخوابم استراحت بکنم.@ چون کار دارم به خاطر تو این خوابش هم قشنگ است میبینید یک کسی نه یک کسی پولهایش را میتواند در راههای خیلی خوبی خرج بکند میآید پولهایش را بد خرج میکند در روایت داریم پولی را که شما در طاعت خدا مصرف نکنید حتماً در معصیت مصرف میشود.@ کسی خمس نمیدخد زکات نمیدهد خدا میگوید همان پول خمس و زکاتی که میخواستی بدهی با او آخرت بسازی من قانون دنیا را اینطوری بافتم همان بافتم که دودوتا بشود چهارتا همینطوری بافتم که یک کسی که خمس نمیدهد زکات نمیدهد انفاق ندارد همین پول را در معصیت خرج میکند و با او جهنم میسازد.@ اگر از پولت بهشت ساختی که ساختی و اگر نساختی جهنم میسازی این یک قاعده است اگر عقشت را محبتت را ریختی پای دین پای خدا پای آدمها پای همسرت پای فرزندانت به عشق خدا بهشت میسازی.@ اما اگر عشقت را ریختی پای کسی که لیاقت ندارد پای یک آدم جهنمی ریختی در معصیت عشقت را دوستیات را رفاقتت را هرز کردی پس نتیجهاش هم میشود جهنم یک قاعده است یک قاعدهی ریاضی است.@ پس انسان یک موقع مینشیند غصه میخورد میگوید من عمرم را خوب استفاده نکردم این غصه خوردن چه فایدهای دارد وقتی غصه بخوری که من عمرم را خوب استفاده نکردم با او چه کار میتواند بکند میتواند با او این مقداری که از عمر باقی است همه را جبران بکند خصوصیت عمر اینطوری است.@ گفتیم ماهیت رحمی دارد سه تا رحم هم معرفی کردیم یادتان که نرفته است رحم زمانی رحم مکانی و رحم شخصیت استاد ولی اینها اینها به من کمک میکنند اینها باعث میشوند که اگر من شصت سال هم گناه کرده باشم گناههای شصت سالم را بتوانم عبادتش بکنم بتوانم همهاش را برگردانم زنده بکنم همه را بازیافت بکنم.@ اینها خیلی خدا لطف کرده در حق ما در دنیا یک همچنین لطفی کرده این سه رحم را قرار داده رحمهای زمانی رحمهای مکانی و رحمهای شخصیتی آدم در این سه رحم که قرار میگیرد میتواند 40 سال 50سال 60 سال هم که اشتباه کرده باشد و خطا کرده باشد هدر داده باشد استعدادهایش را همهاش را میتواند برگرداند میتواند زنده بکند.@ این لطف بزرگ خدا است در حق همهی ما خب دیگر غصه نباید بخورد به این معنا غصههایش خوب است ولی باید این غصه توأم با چه باشد مثل گناه است توأم با چه باشد جبران باشد بروم جبرانش بکنم بروم بازیافتش بکنم بایستم و همینطور غصه بخورم و بعد هم همینطور بمیرم فایدهای ندارد باید یک کاری بکنم.@ این هم در مورد کارهای خیر حزن نسبت به معاد اینکه من الان متولد بشوم سالم متولد میشوم یا مریض این خیلی بد است اگر آدم یکدفعه مریض متولد بشود آنجا یک موقع میبینید مادری که باردار است همهاش نگرانیاش این است که بچهاش سالم متولد میشود یا مریض یا جور دیگر.@ این مادر اگر ببیند بچهاش ناقص میشود مثل همین خانمی که بچهاش نصف بدنش انسان است نصفش حیوان است همین میرود در کیسه زباله میاندازد در خیابان همین در تهران خودمان رهایش میکند و فرار میکند چون اصلا شرمنده است که این بچه را بردارد و ببرد خانه نصفش حیوان است دم دارد.@ اگر مریض باشد باز هم غصه میخورند همه مثلا این همین مثلا دستش کج است انگشت اضافه آورده استخوان پایش کج است غصه میخورد بعد هم سختی دارد این باید رنج درمان را تحمل بکند تا خوب بشود.@ در قواعد تولد توضیح دادم اینها را یا اینکه سالم است خوشحال میشود یک آدمی که خودش را ماهیت رحمی دنیا را فهمیده است و ماهیت جنینی خودش را میشناسد همهاش غصهاش این است که ببینید من موقع وفات به زودی ما متولد میشویم ما وقت زیادی که نداریم.@ یک موقعی میبینید یک کسی 20 ساله متولد میشود یک کسی 25 ساله ما نمیدانیم چه زمانی متولد میشویم به زودی ما چشم به روی هم بگذاریم تمام است همین نگاه کنید این 20،30 سالی که از تو گذشته 40 سالی که از تو گذشته فکر کنید چقدر گذشته است این یک لحظه بوده است.@ آنقدر کوتاه است که قرآن میگوید وقتی اینها میآیند در برزخ به آنها میگوییم چهقدر عمر کردید میگویند(لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ) یک روز شاید یک نصف روزی فکر کنیم ما در دنیا بودیم آنجا یک روز یا نصف روز یک خواب است.@ حالا نگاه کنید گذشتهات را الان برگرد به گذشتهات مینویسد همینطوری(تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ) یک ابری بود الان دیدی بعد دیگر نیست تمام میشود.@ به زودی ما وارد برزخ میشویم دغدغهی یک آدم حسابی یک آدمی که خودش را میشناسد غصههایش این است که آقا من من نه شوهرم است نه زنم است نه موقعیت اجتماعیام است نه مدرک تحصیلی به دردم میخورد نه ثروتم اینهایی که به دردم نمیخورند برایم در آنجا دردسرساز هم میشوند.@ ثروتی که درست مصرفش نکردی پول حرام درونش است لقمهی حرام درونش است خمسش را ندادی زکاتش را ندادی این بدبختت میکند در برزخ و خیلی چیزهای دیگر هیچ کدام از اینها به دردم نمیخورند برایم دردسر هم هستند.@ آنجا فقط یک چیز به درد میخورد(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) یک دل سالم میخواهد که در بحث قلب توضیح دادیم دل سالم من سالم متولد میشوم یا نه من مثل یک بچه هستم که عرضه داشته باشم وقتی وارد بهشت شدم ازهمهی نعمتهای بهشت میتوانم استفاده بکنم یا نه.@ میگویند این را نیاوردی آن را نیاوردی این سیستم را نیاوردی آن سیستم را نیاوردی همینطوری از کجا میخواهم بیاورم چه کسی به من میدهد هیچکس(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) آنجا هیچکس به ما نمیدهد.@ این غم غم قشنگی است غمی است که شادی میآورد این همان غم است که شادی میآورد چون تمام این غمها باعث میشود که ما دیگرغم دنیا را نخوریم و آدمهای شادی باشیم.@ غم به مصائب اهل بیت بود که مفصل توضیح دادیم بخصوص وجود مقدس آقا امام زمان(ع) که الان آواره و تنها و غریب و مظلوم هست و الان دارد ما را صدا میکند به کمک خودش و دارد هر روز به ما میگوید(هل من ناصر ینصرنی) کسی است که به من کمک بکند یا نه.@ فرصت بسیار نمیگویم طلایی چون طلا اصلا ارزشی ندارد یک فرصت جاودانه برای ما فراهم شده در این لحظاتی که امام ما دارد ما را صدا میکند ما چه کار بکنیم ما خودمان را به چادرش برسانیم و خودمان را به خدمت امام برسانیم.@ زن و مرد و پیر و جوان و باسواد و بیسواد هرکس میتواند الان خودش را برساند به امام زمان و این کار سختی هم نیست اگر کسی خودش را رساند به امام زمان در چادر حضرت هستی شما نگاه بکنید زهیر را اصلاً شیعه نیست یک عثمانی مذهبی است که یک علاقهای نسبت به امام حسین دارد.@ از امام حسین هم فراری است ولی وقتی که یک ملاقاتی با امام حسین میکند امام حسین به او میگوید بیا به کمک من از این بیا کمک من خوب استفاده میکند و خودش را از قعر جهنم میآورد تا عالیترین درجات بهشت تا مقام خود سید الشهداء.@ امام حسین که تا لحظهی آخر میگفت(هل من ناصر ینصرنی) خطبه میخواند دانه دانه اصحاب عمر بن سعد میآمدند تا حدود 30 نفر داریم تا لحظهی آخر داریم نزد امام حسین این کسی که آخرین نفر بلند شده آمده نزد امام حسین این تا چند دقیقه پیش داشته با امام حسین میجنگیده جایش پایینترین درجات جهنم بوده.@ ولی وقتی که این موقعیت را میبیند که پسر پیغمبر دارد صدایش میکند(هل من ناصر ینصرنی) از این فرصت خیلی خوب استفاده میکند ما الان امام زمان دارد تکتکمان را صدا میزند به اینکه بیایید کمکم کنید و ما همهجور هرکس هرچیزی در توان دارد را میتواند بریزد به پای امام زمانش.@ اگر ما این کار را بکنیم غصهی امام زمان خیلی ما را شاد میکند غصهی امام زمان باعث میشود ما غصههای دیگر را نخوریم اصلا غصه ندانیم این چیزها را زهیر چقدر شاد است.@ به زنش میگوید طلاق این پول هم برای تو همهی ثروتم برای تو فقط بگذار من بروم نزد حسین فقط بگذار من بروم نزد حسین همهاش برای تو خب زنش هم خیلی زیرک است نه اینها برای خودت من هم میآیم این فرصت الان برای همهی ما است.@ ولی خدای ناکرده نعوذ بالله اگر کسی فرصت خدمت به امام زمان وقف شدن برای امام زمان در چادر حضرت رفتن را از دست بدهد هیچ حسرتی بالاتر ازاین بعد از مردنش نیست که من میتوانستم همدرجهی امام زمان بشوم یار امام زمان بشوم و الان چقدر افتضاح کردم و گند زدم به زندگیام برای اینکه هوسهای دیگر نگذاشت من بروم خدمت امام زمان را بکنم.@ مرتّب مشغلهها و کارها و شهوتهای علمی و شهوتهای مقامی و خیالی و شهوتهای حسی نگذاشت من بروم به آنها برسم و ببین الان دستم کوتاه است با یک ابدیت روبرو هستیم.@ ولی یک کسی را میبینید الان 40 سال هم گناه کرده 50 سال هم گناه کرده اما همین که میشنود بابایش امام زمان دارد صدایش میکند که بیا به کمکم پسرم دخترم بیا کمکم میرود همین که خودش را وقف حضرت میکند دل بدهد به کار حضرت میبینید که میرسد به دامن مادرش فاطمهی زهرا بهبه این خیلی موقعیت عالی است.@ ولی چند نفر میفهمند و از او استفاده میکنند دقیقا مثل عاشورا است الان همانطوری که در کربلا و عاشورا عدهی کمی فهمیدند که این چه موقعیت مهمی برایشان تهیه شده الان برایشان فراهم شده این را فهمیدند و رفتند و هرچه هم امام حسین گفت بیایید نیامدند الان هم امام زمان عدهی کمی به او جواب میدهند.@ اکثر مردم به امام زمان میگویند وقتت را نداریم حوصلهات را نداریم اکثر همین شیعیان همین ماهایی که اینجا نشستهایم و خیلی کسان دیگری که دو ماه دیگر برای امام زمان برای امام حسین برای حسین سال 61 سینه میزنند نه برای حسین الان کاری ندارند با حسین الان برای آن حسین سینه میزنند و گریه میکنند.@ عدهی کمی از آنها به این حسین زمان لبیک میگویند و میروند به سراغ این حسین زمان بقیه میگویند نه ما با تو کاری نداریم ولی برای آن بابا حاضر هستیم مشکی بپوشیم و شام و نهار بدهیم برای این نه برای این کاری با او نداریم.@ این متأسفانه مسئلهای است که همهی ما اکثر ماها دچارش هستیم و من قبل از ماه مبارک گفتم اگر یک کسی امام زمان اسمش را شب قدر ننوشته که در طول سال بعد از یک سال آینده در لشکر امام زمان باشد اسمش نبوده در لیست ننوشته باشد.@ کسی شب قدر را نفهمیده اصلاً درکی از شب قدر ماه رمضان نداشته فقط کسانی قدر داشتند و قیمت داشتند و ارزش داشتند که امام زمان واقعا شب قدر گفته این دخترم این پسرم بیاید نزد من و یک کاری است که من باید خودم انجام بدهم تا حضرت اسمم را بنویسد لااقل خودم را باید برسانم.@ حرّ خودش را رساند به امام حسین امام حسین گفت قبول است آنها در اوج جنایتی که نسبت به امام حسین و بچههایش کردند تا لحظهی آخر آن 30 نفر که برگشتند جنایت کردند در حق امام حسین ولی به امام حسین رساندند امام حسین گفت حالا ثبتنام میکنم.@ اگر خودت را برسانی ثبت نام میکنی ولی ما اصلا رغبتی نداریم به اینکه خودمان را برسانیم برای ثبت نام میدانید در دلمان همچنین شوقی همچنین اشتیاقی همچنین میلی نیست که حضرت ما را بپذیرد.@ ما برای یک خانمی یک آقایی نمیدانم اگر یک کسی ما را در دنیا بپذیرد بپسندند دنیا ما را قبول بکند دنبال اینها هستیم محبوبیتهای خیالی اینجا توهم اینجا خالهام قبول بکند داداشم قبول بکند نمیدانم خانوادهام قبول بکند بابام قبول بکند مادرم قبول بکند شوهرم قبول بکند زنم قبول بکند نامزدم قبول بکند.@ همین همین اینها مرا بپذیرند من دیگر همه چیزم من خوشبخت هستم کمتر آدمی است که فکر بکند آیا من الان خانوادهی آسمانیام میپذیرند مرا امام زمان میپذیرد کمتر کسی است که این دغدغه را داشته باشد.@ اگر این دغدغه بیفتد در دل یک نفر خیلی خوشبخت است خیلی خوشبخت است خیلی مبارک است آخرین بحثمان هم غصههایی که در مورد اهل ایمان بود که انسان باید نسبت به مسلمانها نه فقط مسلمانها یهودیها مسیحیها و نه تنها آنها آنهایی که حتی دین آسمانی ندارند و نه تنها آنها بلکه حیوانات گیاهان غصه داشته باشد.@ یعنی برایش دغدغه داشته باشد سلامت آنها برایش مهم باشند حتی برای اشیاء انسان باید مهرورزی داشته باشد که اینها را توضیح دادم قبلا مفصل پیامبر فرمود(مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَ بِاُمُورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم) کسی که صبح میکند از خواب بلند میشود ولی در دلش تلاشی برای حل مشکلات مسلمانها نیست.@ فلسطین به من چه افغانستان به من چه عراق به من چه غزه به من چه نمیدانم مردم افریقا به من چه مظلومهایی که در امریکا هستند مظلومهایی که دراروپا هستند به من چه من کار خودم را بکنم این انسان نیست اصلاً این مسلمان که نیست انسان هم نیست.@ این غم غمهایی است که تولید شادی میکند کسانی که غم دیگران در دلشان است خیلی آدمهای قوی و شادی هستند خیلی در این رابطه یک روایت برایتان بخوانم این بحث را تمام بکنیم و یک غم دیگر مانده که اگر رسیدیم امروز یکی دو تا دیگر اگر رسیدیم این را خدمتتان میگویم نبود که انشاءالله بماند برای جلسهی بعد.@ قاعدهی غم خوردن برای دیگران چهطور است جلسهی گذشته توضیح دادیم گفتیم وقتی ما با آدمها روبرو میشویم آدمها را باید در سه مرحله ببینیم 1ـ کف ارتباطمان چیست(هو انت) آن آدم خود تو هستی یعنی باید دقت کنید تو به هرکسی که محبت میکنید یک آینهای است که ایستادید دارید در واقع به خودت محبت میکنی.@ اگر به یکی اخم بکنید تحقیرش بکنید بیمحلی بکنید اذیتش بکنید همهاش به خودت برمیگردد همهاش به خودت برمیگردد محال است یکی بتواند به یک کسی ظلم بکند و به خودش برنگردد به خودش برمیگردد اما با مقیاس جاودانه با مقیاس ابدی برمیگردد به خودش.@ 2ـ اینکه من دقت بکنم من به هرکس خدمت میکنم هرکس را دوست داشته باشم این خدمت را به خانوادهی آسمانیام کردم یعنی واقعاً با فاطمهی زهرا مادرم خوشحال میشودم پدرم امیرالمؤمنین پیامبر خوشحال میشوند اینها اگر من به آدمها خوبی بکنم مهم نیست مسلمان باشند مؤمن باشند یا نه غیر مسلمان.@ به هرکس که محبت بکنم آدم خوبی باشم در مورد دیگران آنها خوشحال میشوند و اگر بدی کنم آنها ناراحت میشوند پس در واقع من ر ارتباط با انسانها با رسول الله طرف هستم با اهل بیت طرف هستم.@ اینطور نیست که بگویم این دختر الان بابایش مرده مادر ندارد نمیدانم هیچکس را ندارد بروم با اوازدواج بکنم بگیرم بیاورم خانهام بعد بگویم حالا که بیکس است من مرتّب بزنم در سرش تحقیرش بکنم حرفهای بد به او بزنم نمیدانم مسخرهاش بکنم بیمحلی بکنم.@ نیازهای عاطفیاش نیازهای مالیاش نیازهای دیگرش را نیازهای معنویاش را تأمین نکنم خانواده را ضایع بکنم هیچکس هم نیست که کسی چه میداند نه اینطوری نیست فردا طلبکار تو پیغمبر است اهل بیت هستند.@ اگر هیچکس هم نداشته باشد یک کسی خدا را دارد اهل بیت را دارد آنها شاکی هستند از تو و از آن بالاتر خود خداست فرمود وقتی که با یک آدم طرف هستید حواستان باشد که با خدا طرف هستید لذا فرمود بترسید از ظلم کردن به کسی که جز خدا هیچکس را ندارد.@ زن و بچه است بنده خدا گرفتار هستند اسیر دست یک مرد هستند یک مرد بیاید همینطور خیلی راحت هرطور دلش میخواهد تصمیم بگیرد هرطوردلش میخواهد عمل بکند یک زن بیاید مثلاً برای شوهرش و برای بچههایش تصمیمهای اشتباه بگیرد اینطوری نیست هرکاری کردی خود خدا با تو طرف است.@ چهطور تو میتوانی شوهرداری و زنداریات را بفروشی برای خدا خدا میگوید من میخرم اشتباهاتت را هم خدا با او روبرو هستی یعنی تو با خدا روبرو هستی حالا باید چهطور برخورد بکنیم که خوب دربیاید این قاعده سه تایی که گفتم این سه تا خیلی به ما کمک میکند.@ حالا یک قاعدهی دیگر عملی بگویم برایتان میفرماید این در کتاب کافی است حدیث میفرماید شش خصلت است که هرکس این شش خصلت را داشته باشد در پیشگاه خدا و جانب راست خداست این در پیشگاه خداست و جانب راست خدا است بماند یعنی چه که از اصحاب چیست یمین است یمن مبارکی دارد این آدم را در محضر خدا است بماند.@ یکی را حضرت در این رابطه درس ما یکی مطرح است میفرماید که(یُحِبُّ المَرءُ المُسلِم لِأَخیهِ ما یُحِبُّ لِاَعَزِّ اَهلِه وَ یَکرَهُ المَرءُ المُسلِمُ لِأَخیهِ ما یَکرَهُ لِاَعَزِّ اَهلِه وَ یُناصِحُهُ الوِلایَتَه) اگر همین یک روایت عمل بشود ما چه جامعهی ثروتمندی داریم از نظر مادی و اقتصادی از نظر معنوی و علمی چقدر این جامعه پیشرفت میکند.@ همین یک دانه را مسلمانها رعایت بکنند نسبت به همدیگر همین یک دانه را که انسان با یک مسلمان میخواهد برخورد بکند چهطور برخورد بکند با همسایهاش با خالهاش با مامانش با بابایش با داداشش نمیدانم با دخترعمویش دختر داییاش با مردم جامعهاش میخواهد برخورد بکند چهطور برخورد بکند.@ میفرماید که آن چیزی که برای عزیزترین کساش میخواهد برای مسلمان هم بخواهد و از آن چیزی که برای عزیزترین کساش نمیپسندد برای مسلمان هم نپسندد بچهاش را ترجیح نده به بچههای دیگر خانوادهی خودش را ترجیح ندهد.@ بلکه از نظر قانونی و حقوقی اینطوری است وقتی شما میخواهید پولت را تقسیم بکنید دقت بکن قرآن میگوید(فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ) من یک مبلغی من درآمد دارم الان مثلا یک میلیون تومان درآمد ماهانهی من است.@ میگوید تقسیمبندی اقتصادی کنید پدرمادر زن و بچه زن و فرزند اولین کسان زن و فرزند پدر و مادر بیا پایینتر اقربین اگر اضافه آمد به بقیه یعنی اگر داری آیا همهی خدمتهایی که ما میخواهیم بکنم مالی است مگر الان در اداره نشستی یک کسی مسلمانی آمد به تو مراجعه کرد.@ تو یک پزشک هستی یک مسلمان آمد به تو مراجعه کرد یک حقوقدان هستی یک مسلمان آمد به تو معرفی کرد یک رئیس هستی یک جایی یک کسی آمد به تو مراجعه کرد میتوانی نگاه بکنی که این بچهات است این داداشت است این خواهرت است مادرت است پدرت است اگر اینطور نگاه کردی میفرماید این شخص خیلی زیبا است.@ (کانَ بَینَ یَدَیِ الله وَ اَن یَمیلا) این جلوی خدا است نزد خدا است این آدم به مردم اینطور نگاه کرده میخواهی میوه بفروشی میخواهی غذا بفروشی میخواهی گوشت بفروشی میخواهی کار اقتصادی بکنی بقیه را چهطور نگاه میکنی.@ من آنقدر کاسبهای خوب دیدهام کم هم ندیدم الحمدلله میروی از آنها جنس بخری راهنمایی میکند تو را میگوید آقاجان اینکه تو الان میخواهی بخری گرانتر است این که از اینها میخواهی بخری کهنهتر است.@ من الان میخواهم بخرم همین الان میخواهم بخرم طرف فکر میکند من میخواهم مصرف بکنم میگوید خب بیا ببر خوراکی میخواهم بخرم ولی وقتی یک کاسب خوب است میگوید این را میخواهی چه کار بکنی.@ همین چند روز پیش من در فروشگاه مشهد آن هفته داشتم میآمدم رفتم یک خوراکی بخرم طرفی که با قیمت سنگین غرفه کرایه کرده در یک فرودگاه سختش است من هم رفتم از او جنس زیاد بخرم میگوید که میخواهی چند نفر هستی میخواهید اینجا بخورید گفتم که نه.@ گفت میخواهی چه کار بکنی گفتم که میخواهم با خودم ببرم تهران گفت نه تا آن موقع این ارزشش را از دست میدهد اگر الان میخواهید بخورید الان خوب است تا چند ساعت دیگر تا 12 ساعت دیگر این اشترالدلها است که همه میخورند اشترالدلها که در مشهد است من گرفتم.@ گفت نه نبر اینها را الان میخواهید بخورید خیلی خوب است آوردید که بخورید اما اگر میخواهید ببرید در هواپیما بعد هم چه زمانی و اینها هواپیما هم اتفاقا تأخیر داشت هیچی این آدمی است که دقیقاً همان که برای خودش میخواهد دارد به من میگوید اگر بچهاش هم بود همینطور میگفت به من هم همینطور دارد برخورد میکند.@ این میشود کاسب حلالخوری که مالش برکت دارد این(اَلکاسِبُ حَبیبُ الله) اینطوری است یک پزشک یک پزشک این عملی که داری تجویز میکنی برای این طرف برای زنت هم تجویز میکنی برای دخترت هم این عمل را تجویز میکنی.@ من پزشکان خوبی سراغ دارم به بیمار میگوید ببین من تشخیص را به تو میدهم اینطوری است امّا برو پیش نزد فلانکس بارک الله به این پزشک بارک الله نه بیا خودم عملت بکنم عمل ضرورت ندارد.@ من یکی از کارشناس پزشکان خیلی برجستهی کشور را چند وقت پیش جایی بودیم میگفت هشتاد درصد عملها بیخودی است بگوییم مبالغه کرده است 50 درصد عملها بگوییم مبالغه کرده است 40 درصد عملها آخر چرا تجویز عمل میکنی برای یک کسی که نباید عمل بشود برو بخواب خودم عملت میکنم.@ فقط برو چند میلیون بریز به حساب من بچهات هم این کار را میکنی این دقیقاً حماقت اینطور آدمها فروشندهها صنایعی که صاحبان صنایع کسانی که با حرفه سروکار دارند با خدمات و با آنها یک کاری برای مردم بکنند.@ فرق نمیکند غذایی باید بهداشت باشد نمیدانم خدمات دیگر باشد بازرگانی باشد فرق نمیکند وقتی که سر مردم را کلاه میگذارند دقیقا حماقتشان مثل همان آقایی است که قبلا لطیفهاش را هزار بار کمتر برایتان گفتم مثل کسی است که دوپینگ بکند آخر هم میرسد.@ بعد هم به او میگویند چرا دوپینگ کردی حالا که میخواستی آخر برسی دیگر دوپینگت برای چه بود میخواستم نفهمند دوپینگ کردم همین به همین مقدار این کار احمقانه است.@ الان شما نگاه بکند وزیر بهداشت میگوید الان نه ماه است از او سؤال کردند جناب وزیر بهداشت شما میدانستید این شیرهای پرچرب را که پنیرهای پرچرب خامههای پرچرب ماستهای پرچرب درونش آن روغن آنطوری ریختهاند چرب کردند از خودش نیست واقعا یک ماست چربیاش برای خودش نبوده.@ روغن برای خودش نبوده از بیرون چربی به اینها اضافه کردند آره من تازه فهمیدم چند وقت است فهمیدی نزدیک به نه ماه است من فهمیدم کارخانهها چه زمانی بوده میریختند این چیزها را مردم دلشان خوش بوده میرفتند آقا این را میدهید به خورد مسلمان فکر میکنید خوب است.@ بعد حالا ثروتت این ثروت میشود سرطان این ثروت میشود بچهی یک لقمهی حرام دارید میدهی به این بچه میخورد میدهی به زنت میدهی به بچهات درونش فحشا درمیآید منکرات درمیآید خیانت درمیآید قتل درمیآید بیرحمی و بیعاطفگی درمیآید جنون درمیآید.@ مشکلات اعصاب و روان درمیآید خودکشی از درون این لقمهها درمیآید برای چه جلویش را نگرفتیم برای چه نمیگوییم برای چه میرویم به مردم اینطوری میخورانیم غذا اینطوری پول میگیرد یک امضاء میزند این استاندارد است.@ طرف میرود در جاده میبینید ماشین نوعاً این ماشینها را شما نگاه بکنید اینها واقعاً استاندارد است این ماشینهایی که دست مردم میدهند اینهایی که لااقل شرکتهای داخلی دارند میسازند اینها واقعاً لیاقت مردم ما این ماشینها است این اتومبیلها آن هم با این قیمتهایی که دارند دست مردم میدهند.@ وقتی که وجدان به قول مقام معظم رهبری وجدان کاری نیست و انضباط اجتماعی نیست این مصیبتها درمیآید سرما آقا خدمات پزشکی میبینید وجدان درونش نیست دارو میروید وجدان درونش نیست.@ دارو میآورند به مردم دارو درونش مواد دیگر مخلوط کردند قلابی است اثر آن چیزی را که باید داشته باشد را ندارد در همه چیز در غذا در دارو در خدمات در نمیدانم اجاره خانه هرچه که میبیند ما آنطوری که باید مردم را نگاه بکنیم نگاه نمیکنیم میگوییم غریبه است دیگر چه میفهمد.@ البته در تمام رشتهها خدا حجت خودش را هم از آدمهای خوب کم نگذاشته در تمام رشتهها و صاحبان حرفه و صنایع هرچه جایی شما بروید خدا اولیاء خودش را گذاشته در هنرمندان در هر رشتهای خدا اولیاء خودش را گذاشته.@ در پزشکها در رشتههای مختلف در خدمات پزشکی در بازرگانی در مواد غذایی هرجا خدا اولیاء خودش را گذاشته که فردا حجت باشند برایم این هم همکار تو بوده این هم همکار تو بوده در موقعیت پایینتر ببینید چقدر رعایت کرده حلال و حرام را اگر مردم همین را رعایت بکنند.@ ببینید ما چه جامعهای از نظر ثروت اقتصادی خواهیم داشت مردم فکر میکنند که از هم بدزدند ثروتمندتر میشوند اینطور نیست والله خدا میگویند اگر مردم نسبت به هم عدالت را رعایت بکنند من ثروت را از بالای سرشان و از زیر پایشان به آنها میدهم.@ ( لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) از آسمان و زمین برایشان برکت میریزم ما رحم نمیکنیم به خودمان مرتّب سر همدیگر میخواهیم کلاه بگذاریم مرتّب میخواهیم همدیگر را بدوشیم مرتّب میخواهیم بچاپیم.@ مرتّب میخواهیم بدریم به قول امام رضا(ع) همدیگر را رحم که به خودمان نمیکنیم برکت میرود گرفتاریها میآید مشکلات این همه مشکلات الان ما داریم همهاش این است که مهربان نیستم به همدیگر ماها خشن هستیم نسبت به همدیگر خشونت داریم مهربانی نداریم.@ میفرماید اگر حضرت فرمود اگر یک خانوادهی کافر همدیگر را دوست داشته باشند واقعاً من به آنها خیر و برکت میدهم کافر باشند و اگر یک خانوادهای مؤمن باشند و با همدیگر اختلاف داشته باشند خیر و برکت را از آنها برمیدارم رحمت خیلی چیز قشنگی است.@ لذا میگوید یک آدمی که خوشاخلاق است ولی کافر است به من نزدیکتر است از یک آدمی که مؤمن است و بداخلاق من بیشتر دوستش دارم الله اکبر یک آدمی که کافر است ولی دست و دلباز است بخشنده است من بیشتر دوستش دارم از یک مؤمنی که خسیس است و بخیل است.@ مهربانی خیلی خوب است رحمت خیلی خوب است در سیر اسماء الهی اولین اسمی که بعد از الله رئیس همهی اسمهای خدا است حاکم و سلطان همهی اسمهای الهی است اسم رحمن است آنقدر رحمن قشنگ است و بزرگ است که خدا آورده کنار رحمن قرارش داده با اینکه از نظر چینش منطقی الله حاکم بر رحمن است.@ زیر الله قرار داده رحمن یعنی اول الله است بعد رحمن که بعد شاخهی درخت اسماء الهی از این گرفته میشود ولی خدا میگوید چه آنقدر این اسم مهم است که میگوید(ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ) چه خدا را بخوانید چه رحمن را.@ گاهیوقتها این رحمن میآید جای الله را میگیرد آنقدر یعنی همهی الله یعنی رحمانیت خدا مهربانی خدا لذا تمام اسمائی که انسان میخواهد بیاورد قبلاً به شما گفتم در مباحث انسانشناسی که اسمائی که ما شب قدر میخوانیم اسماء خودمان است.@ و میزان شرافت هر انسانی در قوس بازگشت به سوی خدا در بحث معاد به این است که چه تعداد از این اسمها نصیب این شده است چقدر صفات خدا را گرفته است هر صفتی از این هزاران صفتی که شما میخواهید بگیرید برمیگردد به رحمانیت.@ یعنی اگر شما مهربان نباشید خیلی وقتها لیاقت اسم را داری ولی چون مهربان نیستی به تو نمیدهند میگویند این مهربان نیست زحمت را کشیده ولی فایده ندارد مهربان نیست مهربانی خیلی خوب است رحمت خیلی خوب است.@ هر اسمی را که شما غفور باشید باید اول رحمن باشید عفو میخواهید بشوید باید اول رحمن بشوید جواد بخواهید بشوید باید اول رحمن باشید کریم بخواهید بشوید باید اول رحمن باشید ستار بخواهید بشوید باید اول رحمن باشید هر اسمی از اسماء الهی را بخواهی باشید باید اول از قبلش رحمن بشوی رحمت خیلی خوب است.@ لذا این یک دستورالعمل است که ما باید در خودمان تقویت بکنیم هو انت هو رسول الله هو الله برای دیگران هرچیزی را که برای عزیزترین کسات میخواهی برای آن هم بخواه و هرچیزی را که برای عزیزترین کسانت نمیخواهی برای دیگران هم دوست نداشته باش آن را اگر انسان بتواند اینطوری باشد چسبیده به خدا.@ این اوج قرب به خداوند دارند شش تا خصلت حضرت میگوید من یکی از آنها را دارم عرض میکنم همین یک دانه دریکی باشد شما ببینید جامعه چه خواهد شد اگر سیاستمداران ما آدمها را زیرمجموعهی خودشان را درست نگاه بکنند حاکمان ما جامعهی پزشکی دیگران را درست نگاه بکنند.@ بازرگانها تجار نمیدانم صاحبان حرف صنایع مردم را درست نگاه بکنند عاشقانه به مردم نگاه بکنند این صنعتی که دارد کار میکند بگوید من دارم این ماشینی که میسازم این اتومبیلی که میسازم دارم یک مسلمان میخواهد درونش بنشیند یا یک انسان میخواهد درونش بنشیند وجدان بگذارد عشق بگذارد پای این این خودش پیش خدا چقدر عزیز میشود.@ یک رستورانچی که میخواهد غذا درست بکند آن کسی که میخواهد کباب بزند آشغال دست مردم ندهد این کبابی که دارید دست مردم میدهید میدهید واقعا زن و بچهات هم بخورند یا نه اگر یک موقعی زن و بچهات بخواهند همین را میدهید دست زن و بچهات بخورند یا نه.@ یا برای مردم یکطور کباب میزنید برای زن و بچهات یکطور کباب میزنید غذا که در رستوران دارید میدهید چهطور است آقای قاضی این حکمی که دارید در مورد این آقا یا این خانم میکنید اگر واقعاً دختر پسر خودت هم بود همین حکم را برایش میکردی.@ مادرشوهر این حرفی که الان در مورد عروست میزنی اگر مادر شوهر دخترت هم همین حرفها را بزند خوشت میآید آقای عزیز این کاری را که دارید با ناموس خودت میکنید با زن و بچهی خودت میکنید اگر کسی با خواهرت و بچههایش بکند خوشت میآید این انصاف است.@ این کاری که دارید با شوهرت میکنید با خانوادهی شوهرت انجام میدهی اگر یک کسی با دختر خودت این کار را بکند با پسر خودت این کار را بکند با داداش خودت این کار را بکند خوب است واقعاً درست است عدالت است.@ اینها خیلی مهم است مهریهای که تعیین کردی برای دخترت اگر برای پسرت کسی همین مهریه را بکند راضی هستی خوب است اینطور مهریه بریدن این همه مهریههای ظالمانه و خیالی و وهمی همهاش درهمهی کارها نگاه بکنید در همه چیز ما این را دقت بکنیم.@ در خریدمان در فروشمان گاهی وقتها خریدارها ظلم میکنند واقعاً به فروشندهها خریدار ظلم میکند فروشنده بندهی خدا هیچ دشتی نکرده کاری نکرده چیزی خریده فشار میآورد یک تخفیف بیش از حد میخواهد بگیرد آن بیچاره مجبور است تخفیفی بدهد با اینکه ظالمانه است.@ ما اگر همدیگر را دوست داشته باشیم در فروش در خرید در رفتارها در همه کار این را در نظر بگیریم همین همین همین یک دستورالعمل ببینید چه جامعهای خواهیم داشت ببینید امام زمان در ساعت میآید یا نمیآید حتماً میآید.@ مشکل جامعهی ما مشکل خشونت است مشکل جامعهی ما مشکلی است که ما شبیه الله نمیخواهیم بشویم رحمت در جامعهی ما کم است جامعهی ما سطح خشونتش بالا است بله پیشرفتش خیلی میشود دکتر مهندس زیاد داریم میدهیم بیرون صنایعمان خوب دارد پیشرفت میکند.@ وضع مالی مردم دارد بهتر میشود اما مردم مثل غربیها دارند هارتر میشوند مثل غربیها دارند خشنتر میشوند عواطف دارد کمتر میشود این خیلی خطرناک است مهربانی من 20سال است این جمله را بگویم تمام بکنم 20 و خردهای است بیشتر از 20 سال است که دارم این فعالیتها را میکنم.@ فعالیتهایی که برای امام زمان داری میکنی فعالیتهای خیری میکنیم باور کنید آن رحمی که در دل طبقاتی که وضع مالیشان کمتر است نسبت به امام زمان و اهل بیت است در کسانی که پولدار هستند و ادعای امام میکنند نیست.@ یعنی من دیدهام کسی مثلاً میگویند آقا میخواهیم یک کاری برای امام زمان برای ایتام و اهل بیت انجام بدهیم خدا شاهد است من خانوادهی متوسط و پایین دیدهام شخص رفته تمام طلاهایش را فروخته.@ همین چند روز پیش یک خانمی گفت آقا این پول را گذاشته بودم برای اینکه آپارتمانمان کوچک است این را ما جمع کرده بودیم برویم یک آپارتمان بزرگتر بگیریم ولی این را میدهیم برای این کار یعنی یک سال دیگر دو سال دیگر اینجا را تحمل میکنم ولی خوب این کار را انجام میدهم.@ یک خانم حلقهی ازدواجش را آورد داد یک جانبازی که پاهایش قطع بود خانهاش را آورد داد گفتم این خانه را نگه بدارلااقل کرایهاش را بده برای این کار گفت نه وسوسهام نکن آقای شجاعی بگذار من این کارم را انجام بدهم خانهاش را آورده داده.@ ولی آنهایی که دوتا سه تا خانه و چند تا ماشین و نمیدانم ویلا وپولهای کلان دارند وقتی میخواهند بیایند به دین کمک بکنند اصلاً همچنین شجاعتهایی ندارند چرکهایشان را میریزند همانطور که به گداها میخواهند صدقه بدهند به دینشان هم خدا اینطوری نگاه میکند.@ به امام زمان به بابایشان اینطور نگاه میکنند سرمایهگذاری میکند یک مسئلهای است که ما داریم آنها رحمشان بیشتر از اینها چرا چون دنیا هرچهقدر بیشتر تزریق میشود به آدم چه میآورد بیعاطفهگی بیرحمی خودخواهی و خودشیفتگیهای بیشتری میآورد برای آدم این قاعدهاش است.@ اگر سراغ دنیا میروی و دنیا را میخواهیم جذب بکنیم باید بقیهی بخشهای انسانیمان را هم تقویت بکنیم تا وحشی نشویم خدای ناکرده هار نشویم بیرحم نشویم بیعاطفه نشویم.@ کافی است ببینید اگر بچهی خودت را هم میکشتند در فلسطین بچهی خودت را یاد بکن ببین چهطور میشوی چه حسی میدهد آب ندارد غذا ندارد برق ندارد در هر جای دنیا آنجا نه درآفریقا یا هرجای دیگر زود زن و بچهات را بگذار آنجا خودت هم بگذار آنجا بعد بگو حالا چه کار میتوانستیم بکنیم و چه کار میتوانی بکنی.@ اگر این کار را نکنی این بیرحمی است بعدا این بیرحمی میشود مار و عقرب و اژدها میشود آتش میافتد به جانت بیرحمی و بیعاطفهگی درندگی است خشونت به خودت است در واقع خود آزاری است.@ لذا یکی از غمهای قشنگ غمی است که انسان برای مردم میخورد هرچهقدر بتواند انسان غم مردم را بخورد مشکل مردم اگر انسان دید یک نفر مشکلی دارد دارید میشنوید ادامهاش یک جملهای دارد ادامهاش خیلی قشنگ است.@ حالا این را میگذارم برای جلسهی بعد برایتان بخوانم که وقتی دارید میشنوید باید با چه حسی بشنوی وقتی مشکلات مردم را این حس خیلی حس قشنگی است نحوهی شنیدن و دیدن مشکلات باید چهطور باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 029 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 029 - راههای مبارزه با غم